﻿WEBVTT

00:01.000 --> 00:02.000
<i>آنچه که در سريال
: گذشت "Tabula Rasa"</i>

00:02.040 --> 00:03.160
<i>وقتي تحقيقاتم در جريان‌ـه</i>

00:03.240 --> 00:06.440
<i>با مظنون درمورد موضوعات
حساس صحبت نکنيد</i>

00:06.520 --> 00:10.440
<i>ـ اگه بترسه همه چيز رو فراموش مي‌کنه
«ـ بله دکتر «مومرتس</i>

00:10.520 --> 00:12.080
<i>موزِس» ، بيا عکس بگير عزيزم»</i>

00:12.160 --> 00:15.880
<i>بذار انگشتات آزادنه حرکت کنه
اما رو لنز نگيري</i>

00:15.960 --> 00:18.120
<i>داريم ميريم . ژاکتامون رو بيار</i>

00:18.200 --> 00:22.600
<i>ـ تولد «رومي»‌ـه
ـ از اين رياکاريا خسته شدم</i>

00:22.680 --> 00:27.240
<i>اين خونه يه‌جوري‌ـه
از وقتي اومديم اينجا رفتار «رومي» عوض شده</i>

00:27.320 --> 00:30.400
<i>ـ به اين سادگيا نيست
ـ اين چيزها رو باور مي‌کني؟</i>

00:30.480 --> 00:33.960
<i>نکته‌ـش اينه که به مردم کمک مي‌کنه
حداقل از نظر روانشناسي</i>

00:34.040 --> 00:38.880
<i>مي‌خواي بذاري با اين اجي‌مجي‌بازياي
چرت روان‌ـت رو به بازي بگيرن؟</i>

00:39.560 --> 00:42.240
<i>اين رنگا واسه يه دختر 7 ساله يه‌جورين</i>

00:43.640 --> 00:46.120
<i>ـ بدون شلوغ‌کاري خوابيد؟
ـ بله</i>

00:46.200 --> 00:49.680
<i>ـ به نظرت دختره خوشگل‌ـه؟
ـ «والري»؟ پرستار بچه؟</i>

00:51.120 --> 00:52.680
<i>"بهش بگو مي‌خواي بري کنفرانس"</i>

00:52.760 --> 00:55.800
<i>ـ «وي» کيه؟
ـ تو تنها موش باغچه خودمي</i>

00:56.560 --> 00:59.760
<i>فکر مي‌کنم بابايي يه مخفيگاه داره</i>

01:02.100 --> 01:04.300
«رومي داهز» "
" 20سپتامبر 2010 - 12 مارس 2017

02:03.400 --> 02:08.900
"Tabula Rasa"
فصل 1
«قسمت 6 : «گودال خرس

02:09.800 --> 02:17.800
‏.::  www.bolboljan.net ::.

03:02.600 --> 03:09.000
" مُرده "

03:41.000 --> 03:42.300
" دوربين آشپزخونه "

04:45.800 --> 04:48.700
" رومي» مُرده» "

04:53.600 --> 04:55.600
" تصادف ماشين؟ "

05:35.000 --> 05:37.120
بچه‌ام مرده

05:42.520 --> 05:44.920
بچه‌ام مرده

06:40.360 --> 06:44.680
<i>زيرشلواري تميز</i>

06:51.500 --> 06:55.200
" زمان حال - 10 دسامبر "

07:31.280 --> 07:32.800
هي عزيزدلم

07:33.560 --> 07:36.800
هي ، چي شده عزيزم؟

07:39.120 --> 07:41.480
ـ حال‌ـت خوبه؟
ـ «رومي» نمياد؟

07:42.680 --> 07:45.480
ـ «ميکا» ، اينجا جاي بچه نيست
ـ «رومي» کجاست؟

07:46.080 --> 07:48.560
چرا هيچ‌وقت نميارينش ديدنم؟

07:50.080 --> 07:53.400
ـ «رومي» پيش «نيکي»‌ـه . حالش خوبه
ـ به «نيکي» زنگ بزن

07:54.760 --> 07:56.480
مي‌خوام صداي دخترم رو بشنوم

08:00.880 --> 08:02.240
بهش زنگ بزن

08:03.200 --> 08:07.600
ـ عزيزم ...عزيزم ، تو رو خدا
«ـ «مي»...آروم باش «مي

08:18.240 --> 08:19.440
بگو

08:24.160 --> 08:25.840
بگو که مُرده

08:45.240 --> 08:48.280
ـ برو پي کارِت
ـ من همينجا مي‌مونم موش کوچولو

08:49.680 --> 08:53.680
ـ برو
ـ «بِنُوا» ، بيا بريم . بذار تو حال خودش باشه

08:55.640 --> 08:57.600
من نميرم . همينجا مي‌مونم

09:37.320 --> 09:42.040
ـ بفرما . مامانت نمياد؟
ـ نه . هفته ديگه ميادش

09:42.120 --> 09:45.560
«ـ لطفاً يه مشروب «جين
ـ نداريم

09:45.640 --> 09:50.400
ـ پس يه آبجو بده
ـ اينجا آسايشگاه رواني‌ـه ، نه بار

09:52.480 --> 09:56.120
پس چرا بادوم‌زميني کوفتي داريد
اما الکل نداريد؟

10:02.400 --> 10:03.600
همين رو لازم داشتم

10:04.360 --> 10:06.080
لطفاً 2تا قهوه

10:13.560 --> 10:15.640
چرا بهم دروغ گفتيد؟

10:19.720 --> 10:21.920
ـ بشين
ـ جام خوبه

10:28.921 --> 10:31.421
قبلاً هم درموردش حرف زديم

10:33.440 --> 10:35.440
در حقيقت چندبار

10:46.120 --> 10:50.200
خب ، «مي» ديروز قبر بچه رو ديد

10:48.800 --> 10:53.900
" 4هفته قبل از ناپديد شدن "

10:52.480 --> 10:54.160
چرا هيچ‌کس به خودم نگفت؟

11:01.520 --> 11:03.520
«نتونستيم «آنِميکا

11:05.360 --> 11:07.520
بايد برام توضيح بدي

11:08.240 --> 11:12.520
هر دفعه بايد بهت مي‌گفتيم
که «رومي» ديگه با ما نيست

11:13.400 --> 11:14.920
که مُرده

11:15.480 --> 11:18.680
هر بار تو ذهنت
دوباره از اول بچه‌ـت رو از دست ميدادي

11:19.480 --> 11:21.520
و باز فراموش مي‌کردي

11:21.600 --> 11:24.480
خيلي مطمئن بودي که اون هنوز زنده‌ست

11:24.560 --> 11:28.360
پس يه روز همه تصميم گرفتيم
ديگه بهت نگيم

11:29.480 --> 11:31.200
ـ همه؟
«ـ نه «مي

11:31.280 --> 11:33.880
تصميم مامان بود
اون مي‌خواست اين بازي رو راه بندازه

11:34.480 --> 11:40.600
بازي؟ بازي نيست
مي» مي‌تونه «رومي» رو ببينه ، مگه نه؟»

11:41.360 --> 11:42.720
براي اون «رومي» هنوز زنده‌ست

11:43.800 --> 11:46.240
ـ الان نمي‌تونم ببينمش
ـ نه

11:47.760 --> 11:49.320
اما فردا مي‌توني

11:51.280 --> 11:54.040
و بعدش باز اين الم‌شنگه
از اول شروع ميشه

11:55.240 --> 11:59.200
ـ تو اجازه دادي اينطور بشه
ـ به صلاح خودت بود عزيزم

11:59.280 --> 12:00.880
داره از «بِنُوا» مي‌پرسه مامان

12:07.120 --> 12:12.280
هر روز از قبرستون رد ميشم
تا ببينم يه وقت اشتباه نکردم که بهت نميگم

12:13.400 --> 12:17.040
و بعدش ميام خونه و تو رو مي‌بينم

12:18.600 --> 12:20.760
داري از «رومي» مراقبت مي‌کني

12:22.800 --> 12:24.640
و بعدش مجبورم انتخاب کنم

12:26.640 --> 12:30.360
...حق با دکترهاست «مي» . شوک

12:31.800 --> 12:38.120
شوک اين اتفاق اينقدر بزرگ بوده
که باعث شده بخشي از مغزت از کار بيفته

12:39.720 --> 12:45.560
اما به محض اينکه بتوني واقعيت رو بپذيري
حافظه‌ات برميگرده

12:45.640 --> 12:48.800
دکترها فکر کردن بهتره
به حال خودت بذاريمت

12:48.880 --> 12:54.600
...پس ما باهات راه ميايم تا وقتي آمادگي

13:08.880 --> 13:10.720
بس کن

13:10.800 --> 13:14.820
ميکامو» کوچولوي خودم»
عصباني نشو

13:17.880 --> 13:21.120
ـ به خودت سخت نگير
ـ چرا اون سر ميز نشسته؟

13:22.440 --> 13:27.920
ـ اگه مي‌خوايد مي‌تونم برم طبقه بالا
ـ نه . «موزِس» عضوي از خانواده‌مون‌ـه

13:31.960 --> 13:34.600
اين اولين‌بارـه که خودم قضيه رو فهميدم؟

13:36.200 --> 13:37.280
«نه «مي

13:40.120 --> 13:42.920
قبلاً چطور فهميدم؟

13:43.000 --> 13:46.600
بابا از دهنش در رفته
«يا پسرهاي «نيکي

13:46.680 --> 13:50.960
تو يه تيکه کاغذ يادداشت مي‌کني
گمش مي‌کني و باز پيداش مي‌کني

13:51.040 --> 13:55.360
«داغون مي‌شدي «آنِمي
بِنُوا» هم همينطور . همه‌مون»

13:58.600 --> 14:00.360
اون‌موقع بود که ازت مخفي کرديم

14:01.920 --> 14:04.880
دفترچه خاطرات‌ـت ، گوشيت...همه چيز

14:06.360 --> 14:07.520
ببخشيد؟

14:09.400 --> 14:11.200
ببين . چي بهت گفته بودم؟

14:15.840 --> 14:18.280
فکر مي‌کني به من سخت نگذشته؟

14:19.560 --> 14:21.520
فکر مي‌کني برام راحت بوده؟

14:22.560 --> 14:28.280
نقاشياي نوه‌ي مُرده‌ام رو بهم ميدي -
مسئله تو نيستي -

14:28.360 --> 14:34.960
فکر مي‌کني واسم آسون بود
براي مراسم خاکسپاريش لباس‌ـش رو انتخاب کنم

14:35.040 --> 14:40.160
درحالي‌که خودت تو آسايشگاه بودي
و مرتب سراغ دخترت رو مي‌گرفتي؟

14:40.240 --> 14:41.600
چطور جرأت مي‌کني مامان؟

14:43.200 --> 14:44.800
چطور جرأت مي‌کني اينطور کني؟

14:45.840 --> 14:50.280
چطور جرأت مي‌کني غم و غصه
من رو ناديده بگيري؟

14:51.800 --> 14:54.480
ـ به چه حقي؟
«ـ «مي

14:54.560 --> 14:59.600
ـ من مادرتم . مسئولم
ـ ديگه وقتش بود

15:02.120 --> 15:06.840
اينطورياست؟ و تو چي‌کار کردي؟
واقعاً چي‌کار کردي؟

15:06.920 --> 15:10.400
مجبور بودي هر روز بهش بگي
که دخترش مُرده؟

15:11.400 --> 15:14.080
مجبور نبودي ، نه؟
نه . اصلاً بهش نگفتي

15:14.160 --> 15:16.920
چرا نه؟ چرا تو بهش نگفتي؟

15:17.000 --> 15:23.600
چون ميدونستي داغون ميشه
چون تو عاشقشي و منم همينطور

15:24.800 --> 15:28.720
ـ يهويي چطور رگ مادريت گل کرده
ـ مرد ، خدايي؟

15:33.560 --> 15:34.920
همه‌ـش تقصير منه؟

15:35.680 --> 15:38.240
همه برعليه «ريتا» شديد؟

15:38.800 --> 15:45.320
ـ «موزِس» ، لطفاً يه حرفي بزن
ـ حتماً . تو هم عضوي از اين خانواده هستي

15:45.400 --> 15:46.960
...من فکر مي‌کنم

15:53.759 --> 15:54.759
ناراحت نشو

15:54.760 --> 15:59.920
همه‌تون ديوونه‌ايد
جز وظيفه کاري من نيست . استعفاء ميدم

16:00.000 --> 16:02.560
نه . نرو . خواهش مي‌کنم

16:03.440 --> 16:07.360
واقعاً خيال مي‌کني خوشم ميام
فرو کنم تو اونجاي خشک‌شده‌ات؟

16:32.160 --> 16:33.400
اين بايد تموم بشه

16:37.840 --> 16:39.960
ديگه لازم نيست هواي من رو داشته باشيد

16:42.159 --> 16:44.159
هيچي رو ازم مخفي نگه نمي‌کنيد

16:48.160 --> 16:50.320
ديگه بهم دروغ نميگي

16:50.880 --> 16:53.600
«ـ دروغ نميگيم «مي
ـ چرا ، ميگي

16:55.720 --> 16:59.560
ـ قول بده ديگه بهم دروغ نميگي
«ـ «مي

17:01.640 --> 17:03.920
قول ميدم هيچ‌وقت بهت دروغ نگم

17:05.440 --> 17:06.720
هيچ‌وقت

17:18.200 --> 17:22.300
" زمان حال - 10 دسامبر "

17:19.720 --> 17:21.680
اما تو قول دادي

17:25.360 --> 17:30.440
آنِمي» ، نتونستيم ، خب؟»
پليس ازمون خواست

17:30.520 --> 17:35.320
«ـ «مي
ـ تو بايد اينجا باشي ، نه من

17:48.680 --> 17:50.480
مي» ، مي؟»

17:51.680 --> 17:52.760
«مي»

17:58.920 --> 18:00.520
مي» ، آروم باش»

18:01.880 --> 18:03.120
مي»؟ آروم باش»

18:04.680 --> 18:07.920
آقا ، بريد عقب لطفاً

18:08.000 --> 18:12.680
ـ «بِنُوا» ، کاري از دست ما برنمياد
ـ مراقب باش

18:25.640 --> 18:27.120
چي شد؟

18:30.840 --> 18:32.440
يادش اومد

18:32.520 --> 18:34.640
ـ چي يادش اومد؟
«ـ «رومي

18:36.520 --> 18:38.960
خوبه . پيشرفته

18:40.080 --> 18:43.480
وقتي درمورد «رومي» ميدونه
يعني داره پيشرفت مي‌کنه

18:43.560 --> 18:46.080
روش‌مون حتماً مؤثر واقع شده

18:46.160 --> 18:50.360
اگه اتفاقات 6 ماه پيش رو به ياد بياره
بقيه رو هم يادش مياد

18:50.440 --> 18:53.960
اما تو اين فاصله اينجا گير افتاده
من ديگه ساکت نمي‌مونم

18:54.040 --> 18:58.840
اگه دوباره فراموش کنه
هم اون و هم شما تو دردسر ميفتيد

18:58.920 --> 19:00.680
شما برگه‌ها رو امضا کرديد

19:00.760 --> 19:04.040
چقدر ديگه مي‌خوايد تو اين
جاي افسرده و قديمي نگه‌ـش داريد؟

19:04.880 --> 19:08.920
تا وقتي «توماس» پيدا بشه
اگه شانس بياريم زنده باشه

19:10.520 --> 19:14.920
اجازه نميدم امروز از زنم بازجويي کني

19:15.640 --> 19:17.640
واسه يه کار ديگه اومدم

19:18.600 --> 19:21.040
فقط يه‌کم ديگه طاقت بيار

20:38.800 --> 20:43.360
کنجکاوي گربه
و مغز ماهي قرمز رو داري

20:49.400 --> 20:52.240
ـ کمکي از دستم برمياد؟
ـ دنبال دستشويي مي‌گردم

20:52.320 --> 20:53.840
دنبالم بيايد

21:13.800 --> 21:18.900
" 4هفته قبل از ناپديد شدن "

21:16.360 --> 21:20.020
فردا صبح مي‌خوام برم رو قبرش گل بذارم

21:20.920 --> 21:23.320
شايد تو هم بتوني باهام بياي

21:32.000 --> 21:33.120
مي»؟»

21:38.240 --> 21:40.680
فردا صبح ميرم سر قبرش

21:43.920 --> 21:45.680
مي‌خواي باهم بريم؟

21:50.080 --> 21:51.600
مي» ، چي شده؟»

22:10.400 --> 22:12.560
چرا هيچ‌وقت گريه نمي‌کني؟

22:41.800 --> 22:45.440
ـ ممکنه ضروري نباشه
ـ خيلي زود اومدم؟

22:47.680 --> 22:49.840
ـ هي
ـ سلام

22:51.800 --> 22:54.600
والري» پرستار بچه»

22:59.360 --> 23:00.600
پرستار بچه؟

23:01.680 --> 23:04.280
هنوز از دفعه آخر بهش بدهکاريم

23:10.360 --> 23:13.040
ـ چقدر؟
ـ 10 يورو لطفاً

23:13.800 --> 23:15.200
ممنون

23:17.360 --> 23:20.840
پولش مفت‌ـه
وقتي مراقب بچه‌اي هستي که وجود نداره

23:39.080 --> 23:42.400
ـ کار ديگه‌اي داري؟
ـ نه . ممنون

23:42.480 --> 23:44.080
ـ خدافظ
ـ تا بعد

23:49.560 --> 23:51.720
بيا کيفت

23:57.700 --> 24:01.900
" زمان حال - 10 دسامبر "

24:21.840 --> 24:23.240
قفلش کردم که

24:25.280 --> 24:28.200
متأسفم اما نميشه تنهايي بري حمام

24:28.280 --> 24:29.840
چرا؟

24:30.520 --> 24:32.360
به‌خاطر امنيت خودت

24:32.440 --> 24:35.840
مي‌ترسي با قاشق پلاستيکي رگم رو بزنم؟

24:37.440 --> 24:40.960
حمام کن . حال‌ـت خيلي بهتر ميشه

25:05.000 --> 25:06.240
واسه کي مي‌بافي؟

25:12.720 --> 25:13.920
واسه خودم

25:16.000 --> 25:18.080
عصبيم مي‌کنه

25:18.160 --> 25:19.920
صبر کن

25:21.640 --> 25:26.280
هنوز قرصت رو نخوردي
اين آرومت مي‌کنه

26:13.920 --> 26:15.240
واسم جاي سوال بود

26:16.240 --> 26:19.600
تا حالا به دفترچه‌اش يه نگاهي انداختي؟

26:21.600 --> 26:25.160
ممکنه حاوي اطلاعات مهمي باشه
که خودش بهمون نميگه

26:25.240 --> 26:28.400
طراحي مي‌کنه تا خوب بشه
نه اينکه چيزي رو مخفي کنه

26:28.480 --> 26:31.960
پس چرا من اجازه ندارم دفترچه رو ببينم؟

26:32.040 --> 26:33.920
حق حريم شخصي

26:35.880 --> 26:37.600
حق حريم شخصي

26:40.240 --> 26:42.240
سنگ ، کاغذ ، قيچي» بلدي؟»

26:42.840 --> 26:43.880
آره

26:50.080 --> 26:52.760
سنگ ، کاغذ ، قيچي

26:56.520 --> 27:06.080
اگه اين کاغذ حکم بازرسي بود
حق حريم شخصي به جايي نميرسيد

27:09.640 --> 27:14.920
اميدوارم خيلي زود تو پرونده پيشرفت حاصل بشه
اما نه به قيمت سلامتي بيمار من

27:15.600 --> 27:16.880
بازرس

27:29.440 --> 27:31.280
دخترم مُرده

27:36.000 --> 27:39.840
تو خبر داشتي اما بهم نگفتي

27:44.400 --> 27:45.960
حتي تو اين عکس نيست

27:49.160 --> 27:51.440
من بهت نگفتم . نه

27:56.600 --> 28:00.120
اين قرصا رو بهم ميدن
تا آروم بشم

28:05.680 --> 28:07.000
يه چيزي بگو

28:08.360 --> 28:11.200
اومدي کمکم کني
پس چرا نمي‌کني؟

28:11.280 --> 28:13.000
چرا بهم نگفتي؟

28:13.080 --> 28:16.960
دست من نيست تا تو رو با
مسئله مرگ دخترت مواجه کنم

28:16.961 --> 28:18.961
ازم خواستن حرفي نزنم

28:18.962 --> 28:23.400
...من اينجام تا کمک کنم با -
اصلاً هيچ کمکي به من نمي‌کني -

28:24.520 --> 28:26.800
راستي طرف کي هستي؟

28:27.520 --> 28:32.880
بيشتر از خودم درباره‌‌ام ميدوني
و مياي اينجا من رو مچل کني

28:37.240 --> 28:43.400
به دقت تحت‌نظر هستي
چون فعلاً از نظر روحي و رواني ثبات نداري

28:44.920 --> 28:45.840
...و

28:47.200 --> 28:49.280
چون قبلاً هم همچين اتفاقي افتاده

28:51.440 --> 28:52.800
منظورت چيه؟

28:53.360 --> 28:54.880
دچار افسردگي بودي

28:55.520 --> 28:57.120
رومي» بچه بي‌دردسري نبوده»

28:57.200 --> 29:01.320
ـ حقيقت نداره . از کجا ميدوني؟
ـ تو پرونده پزشکي‌ـت قيد شده

29:03.320 --> 29:07.200
همينطور مشکلات زناشويي داشتيد
حتي تا يه مدت سر کار نرفتي

29:07.280 --> 29:10.680
ـ چجور مشکلاتي؟
ـ فعلاً تا همينقدر مي‌تونم بهت بگم

29:10.760 --> 29:14.960
نمي‌خوام مانع کار دکترها و پليس بشم

29:15.040 --> 29:17.280
اما مطمئناً اين زندگي منه

29:18.080 --> 29:21.800
همه دارن تو زندگيم دخالت مي‌کنن

29:26.520 --> 29:28.880
هر چي دلت مي‌خواد
مي‌توني بهم بگي

29:31.440 --> 29:34.080
بيش از اندازه قرص خوردي

29:35.360 --> 29:37.440
به زور زنده موندي

29:37.520 --> 29:41.480
اين اتفاق چند ماه قبل از تصادف افتاد
...واسه همين

29:41.560 --> 29:44.760
ممکن نيست ماله چند ماه قبل از تصادف باشه

29:45.280 --> 29:46.600
وگرنه يادم ميومد

29:47.600 --> 29:50.080
حافظه‌ام قبل از تصادف مشکلي نداشت

29:50.160 --> 29:51.880
چيزي که ميگي حقيقت نداره

29:52.960 --> 29:55.440
حتي حافظه سالم هم گزينشي‌ـه

29:57.360 --> 29:59.360
چرا بايد خودم رو بکشم؟

30:01.680 --> 30:05.520
من هرگز بچه‌ام رو ول نمي‌کردم برم
هرگز همچين کاري نمي‌کردم

30:09.120 --> 30:10.440
درسته؟

30:27.120 --> 30:31.320
تصادفم اصلاً تصادف بوده؟

30:32.560 --> 30:36.040
ـ بهتره آروم پيش بريم
ـ خودم خواستم به خودم صدمه بزنم؟

30:43.200 --> 30:44.320
غيرممکنه

30:45.040 --> 30:46.560
چي ميگم؟

30:51.840 --> 30:57.840
از سيخونک زدن به ذهن ملت حال مي‌کني؟

30:57.920 --> 31:00.000
لزوماً لذتي نمي‌برم

31:00.080 --> 31:03.480
هميشه آرزو داشتي روانپزشک بشي؟

31:04.080 --> 31:05.960
در واقع مي‌خواستم بازيگر بشم

31:07.200 --> 31:09.400
اما پدرم بهم اجازه نداد

31:09.480 --> 31:13.520
روانپزشک بود
به جاي برادرم من جا پاي پدرم گذاشتم

31:13.600 --> 31:17.440
زندگي خصوصي‌ـت واسم مهم نيست -
باشه -

31:19.200 --> 31:23.440
بعد از تصادفم تو کدوم بيمارستان بستري شدم؟ -
"سنت آنتونيوس" -

31:28.440 --> 31:32.800
مي» ، نظرم اينه که داروهات رو بخوري»
دکترهات ميدونن چي به صلاحته

31:35.640 --> 31:37.000
بله؟

31:37.080 --> 31:41.560
ـ ببخشيد . اين اتاق رزرو شده
ـ مشکلي نيست . الان کارمون تموم ميشه

31:41.640 --> 31:42.720
تموم شد

31:59.600 --> 32:05.300
رومي» مُرده» "
علت مرگ : تصادف ماشين
" تمايلات به خودکشي؟

32:01.100 --> 32:05.400
مومرتس» يه چيزي رو مخفي مي‌کنه» "
" پرونده پزشکي؟

32:10.000 --> 32:15.300
" «بيمارستان «سنت آنتونيوس "

32:31.560 --> 32:33.240

32:35.520 --> 32:37.560
<i>سلام ، چي کمکي از دستم برمياد؟</i>

32:37.640 --> 32:41.160
سلام ، شماره بيمارستان
سنت آنتونيوس» رو مي‌خواستم»

32:41.240 --> 32:42.960
<i>ـ مي‌خوايد وصل‌تون کنم؟</i>
ـ لطفاً

32:43.960 --> 32:44.960
ممنون

32:46.560 --> 32:48.320
<i>«بيمارستان «سنت آنتونيوس</i>

32:48.400 --> 32:53.800
سلام ، يه‌سري اطلاعات در خصوص
جلساتم با دکتر «مومرتس» مي‌خواستم

32:53.880 --> 32:56.600
<i>ـ و اسم‌تون؟</i>
«ـ «آنِمي داهز

32:56.680 --> 32:58.920
<i>چه تاريخي بوده؟</i>

32:59.000 --> 33:02.280
...بعد از تصادفم

33:04.080 --> 33:05.080
«در ماه «مارس

33:05.160 --> 33:08.000
<i>روز دوشنبه با بخش روانپزشکي بررسي مي‌کنم</i>

33:08.080 --> 33:12.760
ـ بعد از آخرهفته؟
<i>ـ بخش تعطيل شده . شماره‌اي داريد تا باهاتون تماس بگيرم؟</i>

33:13.600 --> 33:18.320
شماره روي تلفن شما نيفتاده؟

33:18.400 --> 33:21.600
<i>ـ چرا ، يه شماره موبايل افتاده</i>
ـ همين شماره‌ست

33:21.680 --> 33:25.000
<i>ـ تماس مي‌گيرم . از آخرهفته لذت ببريد</i>
ـ ممنون . خدافظ

33:33.600 --> 33:36.200
" از بيمارستان «سنت آنتونيوس» تماس مي‌گيرن "

33:47.300 --> 33:52.300
" 4هفته قبل از ناپديد شدن "

34:10.520 --> 34:14.440
ـ عصربخير
ـ عصربخير . اومدم پولم رو بگيرم

34:15.000 --> 34:18.720
ـ پولت؟
ـ براي اون جلسه

34:20.280 --> 34:23.440
براتون فاکتور فرستادم . يادآوري کردم

34:29.520 --> 34:33.680
ـ قبلاً اينجا اومديد؟
ـ بله

34:34.400 --> 34:36.680
ميدونستي دخترم مرده

34:40.640 --> 34:43.040
البته که دخترت مُرده

34:43.800 --> 34:47.200
...مشکل اينه که اون
راستي اسمش چي بود؟

34:48.560 --> 34:49.560
«رومي»

34:51.080 --> 34:55.120
بعضي از ارواح نمي‌تونن به اون دنيا برن

34:55.760 --> 35:01.040
به‌خاطر يه‌سري از مسائل حل‌نشده
اينجا گير ميفتن

35:02.480 --> 35:06.320
شما با مسائل حل‌نشده
دست و پنجه نرم مي‌کنيد

35:07.400 --> 35:09.560
تو يه تصادف فوت کرد . درسته؟

35:11.800 --> 35:14.440
ـ سانحه رانندگي
ـ آره . ميدونم

35:16.400 --> 35:18.040
خودتم بودي؟

35:21.640 --> 35:24.160
ـ چي يادته؟
ـ چيز زيادي يادم نمياد

35:25.560 --> 35:28.000
از اون‌موقع فراموشي گرفتم

35:31.280 --> 35:36.400
شايد «رومي» اينجاست تا کمکت کنه

35:37.640 --> 35:40.480
کمکت کنه به ياد بياري

35:42.400 --> 35:47.080
شايد يه چيزهايي هست
که اول بايد با اونا مواجه بشي

35:51.000 --> 35:53.920
آهنگي هست که قبلاً باهم مي‌خونديد؟

35:57.921 --> 36:00.321
"اغلب "چي با خودم به مسافرت مي‌برم
بازي مي‌کرديم

36:03.040 --> 36:04.240
عاليه

36:05.200 --> 36:09.680
ارتباط با روح مردگان خيلي
شبيه ماهيگيري مي‌مونه

36:09.760 --> 36:15.000
يه چيزي بايد به قلاب بندازم
تا بکشمش طرف خودمون

36:20.240 --> 36:21.560
دستام رو بگير

36:24.280 --> 36:25.440
چشمات رو ببند

36:29.440 --> 36:31.640
چي به سفر مي‌بري؟

36:33.840 --> 36:36.720
اينا رو با خودم به مسافرت مي‌برم
آقا خرسِ

36:37.960 --> 36:43.640
اينا رو با خودم به مسافرت مي‌برم
آقا خرسِ و گربه‌ام

36:43.720 --> 36:47.240
اينا رو با خودم به مسافرت مي‌برم
آقا خرسِ ، گربه‌ام

36:48.760 --> 36:50.160
«و «فريستي

36:51.480 --> 36:54.040
...اينا رو با خودم به مسافرت مي‌برم

36:56.520 --> 37:02.480
آقا خرسِ ، گربه‌ام ، «فريستي» و ماماني

37:04.200 --> 37:06.880
اينا رو با خودم به مسافرت مي‌برم
...آقا خرسِ

37:08.280 --> 37:11.480
«گربه‌ام ، «فريستي

37:12.480 --> 37:13.600
ماماني

37:14.520 --> 37:16.080
و کتاب داستانم

37:17.120 --> 37:20.680
...ـ مي‌خوام برم سفر
ـ و اينا رو با خودم به مسافرت مي‌برم

37:22.640 --> 37:26.280
آقا خرسِ ، گربه‌ام

37:27.280 --> 37:28.440
«فريستي»

37:28.520 --> 37:32.080
...ماماني ، کتاب داستانم

37:32.960 --> 37:34.160
و ماه

37:34.840 --> 37:39.960
اينا رو با خودم به مسافرت مي‌برم
«آقا خرسِ ، گربه‌ام ، «فريستي

37:40.040 --> 37:43.600
ماماني ، کتاب داستانم ، ماه

37:45.720 --> 37:47.320
و زيرشلواري تميز

38:09.360 --> 38:10.920
دلم برات تنگ شده

38:13.640 --> 38:15.560
خيلي دلم برات تنگ شده

38:39.320 --> 38:40.400
مي»؟»

38:42.640 --> 38:44.880
ناراحت نباش

38:45.840 --> 38:47.720
مامان

38:49.560 --> 38:53.760
ـ ناراحت نباش
ـ نه . نه

38:53.840 --> 38:57.280
«ـ «مي
ـ آروم باش

38:58.160 --> 39:01.800
مياي اينجا و مردم عزادار رو
سرکيسه ‌مي‌کني

39:01.880 --> 39:05.000
...مي» ، محض رضاي»
گم‌شو بيرون

39:05.080 --> 39:06.840
ـ گم‌شو بيرون
ـ نکن

39:07.720 --> 39:11.080
بس کن
خودم ازش کمک خواستم . نکن

39:11.160 --> 39:15.560
به خدا قسم اگه 1بار ديگه
اينجا ببينمت مي‌کشمت

39:29.520 --> 39:30.760
مي» ، متأسفم»

39:32.160 --> 39:33.960
«متأسفم «مي

39:34.800 --> 39:36.480
چي‌کار مي‌کني؟

39:36.560 --> 39:38.920
ـ نميدونم
ـ کجا داري ميري؟

39:39.000 --> 39:41.840
فقط مي‌خوام از تو دور بشم

40:20.640 --> 40:21.920
همه دروغ ميگن

40:31.360 --> 40:33.320
به جز تو البته شايد

40:36.280 --> 40:37.680
چي شد؟

40:40.240 --> 40:43.640
اونا گذاشتن باور کنم که بچه‌ام هنوز زنده‌ست

40:48.440 --> 40:49.880
اما مُرده

40:52.480 --> 40:54.400
تو تصادف ماشين مرده

41:24.960 --> 41:26.560
بغلم کن

42:49.040 --> 42:50.080
نه

42:51.760 --> 42:53.280
نميشه اين‌کار رو بکنيم

43:12.360 --> 43:14.120
واسه «گودال خرس» هست

43:17.000 --> 43:20.040
شايد بتوني باهاش
يه بچه ديگه رو خوشحال کني

43:20.120 --> 43:24.120
ـ نه «مي» . مي‌خوام نگه‌ـش داري
ـ خواهش مي‌کنم

43:28.280 --> 43:30.200
نگه‌ـش دار

43:50.400 --> 43:54.400
" زمان حال - 10 دسامبر "

44:38.920 --> 44:41.760
<i>دخترت کوررنگي داره؟</i>

44:41.840 --> 44:46.280
<i>اين رنگا واسه يه دختر 7 ساله يه‌جوري‌ـه</i>

44:50.200 --> 44:55.100
" 4هفته قبل از ناپديد شدن "

46:10.080 --> 46:11.160
«ورونسکي»

46:12.120 --> 46:13.480
بايد يه چيزي بهت بگم

46:14.320 --> 46:17.160
ورونسکي» ، بايد يه چيزي بهت بگم»
گوش کن

46:18.400 --> 46:19.360
هي

46:21.360 --> 46:27.000
شرمنده . عادت قديمي‌ـه . قبلاً تو خونه‌ام
يه کتابخونه کوچيک و يه شومينه بزرگ داشتم

46:27.080 --> 46:29.960
«ـ «ورونسکي
ـ تا حالا شده يه کتاب رو 2بار بخوني؟

46:30.040 --> 46:34.080
حق با تو بود
رومي» اون نقاشيا رو نکشيده . خودم کشيدم»

46:34.160 --> 46:36.280
تا يه چيزي رو بخاطر بيارم

46:40.360 --> 46:42.960
کجا گذاشتمش؟ بيا

46:48.200 --> 46:50.880
خانواده‌ام مرگ دخترم رو ازم مخفي کردن

46:54.200 --> 46:57.040
همه‌ي خانواده‌هاي خوشبخت مثل هم هستن"

46:58.400 --> 47:01.760
اما هر خانواده بدبختي
"بدبختياي خاص خودش رو داره

47:01.840 --> 47:04.200
"تولستوي» در کتاب "آنا کارنينا»

47:04.280 --> 47:08.520
ـ چرا همه‌ـش فرچه توالت نقاشي مي‌کنم؟
ـ آره و هميشه هم يه‌جوره

47:08.600 --> 47:11.120
مي» ، نامه داري»

47:11.200 --> 47:13.960
ـ ممنون
ـ «عمر» ، يه چيزي هم واسه تو دارم

47:15.560 --> 47:17.600
ـ بازش کن
ـ باشه

47:23.800 --> 47:25.200
" متأسفم "

47:25.760 --> 47:27.560
دستخط ـش آشناست

47:27.640 --> 47:32.200
نه . واست آشناست چون اولين نامه‌اي نيست
که به دست‌ـت رسيده

47:32.280 --> 47:37.520
امکانش هست خودم اين نامه‌ها رو مي‌نويسم
تا بخاطر بيارم؟

47:37.600 --> 47:39.400
اما دستخط ـت اين شکلي نيست

47:40.000 --> 47:44.880
نقاشيام همينطوره
سبک خودم نيست اما من نقاشي‌شون کردم

47:48.720 --> 47:51.360
"دروغا اينقدر بزرگن که چشما رو کور مي‌کنن"

47:51.440 --> 47:53.720
«دروغاي مربوط به «رومي
مشخص‌ـه

47:53.800 --> 47:56.800
"اين يعني چيه؟ "متأسفم
بابت چي متأسفم؟

47:58.160 --> 48:00.520
چه کار اشتباهي کردم؟

48:12.720 --> 48:14.000
اينجا

48:14.880 --> 48:17.800
"تمايلات خودکشي؟ تصادف ماشين"

48:19.120 --> 48:21.840
چي ميشه اگه خودم عمداً تصادف کرده باشم؟

48:23.160 --> 48:26.720
هيچ‌وقت دخترم رو ول نمي‌کردم برم
شايد اونم مي‌خواستم با خودم بکُشم

48:28.080 --> 48:31.680
ورونسکي» ، ظاهراً 1بار قبلاً خودکشي کردم»

48:32.280 --> 48:34.640
ـ کي گفته؟
«ـ «مومرتس

48:34.720 --> 48:36.720
تو پرونده پزشکيم هست

48:39.160 --> 48:41.200
بايد با «بِنُوا» حرف بزنم

48:42.200 --> 48:46.600
ميشه از «بِنُوا» بخواي
واسم چندتا کبريت بياره؟

48:46.680 --> 48:52.280
مي»؟ فقط يه لطف کوچيک ازت خواستم»
«بهش بگو چندتا کبريت بياره «مي

48:56.280 --> 48:57.520
بله؟

49:00.920 --> 49:01.960
هي

49:07.080 --> 49:08.200
خوبي؟

49:14.360 --> 49:16.600
گفتن يه مورد ضروريه

49:21.200 --> 49:22.920
بايد نگرانت باشم «مي»؟

49:25.000 --> 49:26.880
من بايد نگران باشم؟

49:29.640 --> 49:30.840
منظورت چيه؟

49:33.480 --> 49:36.560
امروز اين منم که سوال مي‌پرسم

49:36.640 --> 49:40.160
فقط با بله و نه جواب بديد ، خب؟

49:42.200 --> 49:43.280
باشه

49:44.720 --> 49:47.560
چيز ديگه‌اي هست که به من نگفته باشيد؟

49:50.800 --> 49:52.240
معلومه که جواب‌تون مثبت‌ـه

49:54.200 --> 49:55.960
چي رو مي‌خواي بدوني؟

49:56.040 --> 49:57.440
همه چيز

49:58.880 --> 50:00.200
ـ حقيقت
ـ خيله‌خب

50:01.600 --> 50:04.040
ـ حقيقت رو ميدوني
ـ بهم دروغ نگو

50:06.800 --> 50:10.080
ـ تصادف کردم ، آره؟
ـ آره

50:11.160 --> 50:13.720
پشت فرمون خوابم برد؟
خوردم به درخت؟

50:14.520 --> 50:15.600
نه

50:19.840 --> 50:21.680
دکترها فکر مي‌کنن تمايل به خودکشي دارم

50:21.760 --> 50:25.080
ظاهراً قبلاً هم سعي کردم
خودم رو بکشم . درسته؟

50:36.120 --> 50:37.320
با قرص؟

50:39.520 --> 50:41.720
...ـ چند ماه قبل از
ـ نبايد حرفي بزنيم

50:41.800 --> 50:43.760
ـ چرا ، بايد بزنيم
ـ نه

50:45.000 --> 50:47.320
چند ماه قبل از تصادفت

50:48.920 --> 50:50.080
آره

50:51.360 --> 50:53.200
افسردگي داشتم؟

50:56.040 --> 50:59.160
قدم به قدم قضيه تصادف رو برام تعريف کنيد

50:59.240 --> 51:03.720
استرس برات خوب نيست
لطفاً همچين سوالي ازمون نپرس

51:03.800 --> 51:10.080
تصادف بود عزيزم . وحشتناک بود
اما تقصير تو نبود

51:11.600 --> 51:14.400
ـ «رومي» کمربندش رو نبسته بود
ـ من چي‌کار کردم؟

51:14.480 --> 51:17.960
اجازه نده تخيلات‌ـت عقل از سرت بپرونن

51:18.040 --> 51:20.920
ـ خودت شنيدي دکترها چي گفتن
ـ مامان ، خواهش مي‌کنم

51:23.160 --> 51:24.840
من هر کاري از دستم برمياد مي‌کنم

51:25.600 --> 51:28.000
همينطور مي‌خوام زود برگردي خونه

51:31.520 --> 51:32.600
صحيح

51:38.680 --> 51:43.240
«حق با مادرته «مي
افکار عجيب و غريب تو سرت ننداز

51:45.120 --> 51:49.520
کاري از دستم برمياد؟
مي‌خواي چيزي از خونه واست بيارم؟

51:49.600 --> 51:50.680
عزيزم؟

51:56.840 --> 51:58.200
راستش آره

51:59.320 --> 52:02.160
ژل استوقدوس حمام

52:03.080 --> 52:04.280
...و

52:07.600 --> 52:10.360
فرچه توالت طبقه پايين

52:10.440 --> 52:12.800
ـ فرچه توالت؟
ـ آره . فرچه توالت

52:13.400 --> 52:15.320
يه فرچه توالت تميز مي‌خوام

52:17.080 --> 52:18.080
باشه

53:07.700 --> 53:11.700
" رويا "

53:22.000 --> 53:28.300
" قتل "

53:29.400 --> 53:31.300
<i>" : آنچه که در قسمت بعدي خواهيد ديد "</i>

53:31.349 --> 53:32.344
<i>مي داهز» در چه حاله؟»</i>

53:33.480 --> 53:37.440
<i>ـ به نظرم دوباره بايد بريم جلسه مشاوره
ـ فکر نمي‌کنم کمک لازم داشته باشيم</i>

53:37.520 --> 53:40.080
<i>ـ مي‌خوام پرونده پزشکيم رو ببينم
ـ نميشه</i>

53:44.080 --> 53:45.240
<i>حکم بازرسي</i>

53:47.320 --> 53:51.160
<i>...ـ «وي» اول
«ـ آتيش «ورونسکي</i>

53:52.880 --> 53:54.000
<i>بِنُوا» قاطي کرده»</i>

53:54.080 --> 53:55.320
<i>عشق‌بازي کرديم؟</i>

53:55.400 --> 53:57.760
<i>فکر مي‌کنم همين حالاشم خيلي چيزها ميدونه</i>

53:58.800 --> 54:08.800
.:: @bollbolljan ::.