﻿WEBVTT

00:01.000 --> 00:01.800
<i>آنچه که در سريال
: گذشت "Tabula Rasa"</i>

00:01.880 --> 00:04.920
<i>چند ماه قبل از تصادف اُوِردوز کردي</i>

00:05.000 --> 00:07.080
<i>به زور زنده موندي</i>

00:08.200 --> 00:11.680
<i>اصلاً تصادف بود يا عمداً
مي‌خواستم خودم رو بکشم؟</i>

00:11.760 --> 00:15.760
<i>کدوم بيمارستان بستريم کردن؟ -
«سنت آنتونيوس» -</i>

00:15.840 --> 00:19.400
<i>«درمورد جلساتم با دکتر «مومرتس
يه‌سري اطلاعات مي‌خوام</i>

00:19.400 --> 00:21.300
" از بيمارستان «سنت آنتونيوس» زنگ ميزنن "

00:21.320 --> 00:24.240
<i>دفترچه‌ـش ممکنه حاوي
اطلاعات مهمي باشه</i>

00:24.280 --> 00:27.000
<i>چرا من اجازه ندارم يه نگاهي بهش بندازم؟</i>

00:28.560 --> 00:32.120
<i>وُلکِرس» با يه هيپنوتيزم‌کننده اومد»
من تظاهر کردم</i>

00:32.200 --> 00:39.820
<i>از دوست‌دخترت اطلاعات داري؟
ممکنه ريشام سفيد باشه اما بابانوئل نيستم</i>

00:43.160 --> 00:45.480
<i>ـ «مي» ، چي شده؟
ـ چرا هيچ‌وقت گريه نمي‌کني؟</i>

00:45.560 --> 00:48.840
<i>اون ديگه بين ما نيست
تو تصادف ماشين مرد</i>

00:53.080 --> 00:55.240
<i>ـ کتابا رو هم 2بار مي‌خوني؟
ـ حق با تو بود</i>

00:55.320 --> 00:59.960
<i>خودم اون نقاشيا رو کشيدم
تا بخاطر بيارم</i>

01:00.640 --> 01:04.080
<i>شايد اون نامه‌ها رو هم خودم نوشتم</i>

01:04.160 --> 01:08.760
<i>ـ چيزي نمي‌خواي برات بيارم؟
ـ فرچه توالت از طبقه پايين</i>

02:05.800 --> 02:11.300
"Tabula Rasa"
فصل 1
«قسمت 7 : «والي

02:12.300 --> 02:19.300
‏.::  www.bolboljan.net ::.

02:33.720 --> 02:35.000
مامان؟

02:39.840 --> 02:40.760
مامان

02:45.200 --> 02:46.400
مامان

03:08.800 --> 03:10.200
مامان

04:30.600 --> 04:31.760
خوشمزه‌ شده

04:37.920 --> 04:43.240
يه جا خوندم 75درصد از زوجايي
که بچه‌شون رو از دست ميدن

04:43.320 --> 04:45.840
در عرض 6 ما از هم جدا ميشن

04:49.360 --> 04:52.280
الان 8 ماه و 5 روزه که باهم هستيم

04:53.080 --> 04:54.920
همين الانشم اون 6 ماه اول رو دووم آورديم

04:58.280 --> 04:59.760
تو دووم آوردي

05:02.080 --> 05:04.000
واسه من انگار همين ديروز بوده

05:16.320 --> 05:18.000
مي‌خواي باهم بمونيم؟

05:21.520 --> 05:22.760
البته که مي‌مونيم

05:24.240 --> 05:25.880
پس بايد يه کاري کنيم

05:27.360 --> 05:29.240
چي تو فکرته؟

05:30.040 --> 05:31.800
مي‌خوام دوباره برم مشاوره

05:33.160 --> 05:34.040
باشه

05:34.680 --> 05:35.880
با همديگه

06:03.680 --> 06:07.160
فکر نمي‌کنم کمک لازم داشته باشيم

06:07.880 --> 06:10.840
به نظرم مي‌تونيم از پس‌ـش بربيايم
هر جفت‌مون

06:15.440 --> 06:16.960
تو ترسويي

06:20.680 --> 06:22.280
اينکه دربازکن نيست

06:44.600 --> 06:48.100
" زمان حال - 11 دسامبر "

06:54.440 --> 06:55.680
بله؟

06:59.320 --> 07:00.840
ـ هي
ـ هي عزيزم

07:00.920 --> 07:02.320
«هي «اُلي

07:09.800 --> 07:11.160
«خوب به‌نظر مياي «ميکا

07:12.440 --> 07:13.965
دروغگو

07:15.608 --> 07:17.108
بشين

07:23.320 --> 07:24.520
بفرما

07:29.320 --> 07:30.640
ممنون

07:31.840 --> 07:33.200
متأسفم

07:40.000 --> 07:41.480
حتماً پريود شدم

07:46.240 --> 07:47.880
دستمالم کو؟

07:49.920 --> 07:54.800
اين رو به در يخچال‌مون ميزديم
وقتي ميومدي خونه‌مون هميشه برش‌ميداشتم

07:57.200 --> 07:59.120
نيکي» هميشه ناراحت مي‌شد»

08:01.200 --> 08:02.080
...خب

08:05.120 --> 08:08.920
ـ بايد چي‌کار مي‌کردم؟
ـ چرا هنوز نيومده ديدنم؟

08:12.119 --> 08:15.619
الان که همه چيز رو ميدوني
بايد همه چيز آسون‌تر شده باشه

08:17.120 --> 08:20.120
حالا ميادش . قول ميدم

08:32.400 --> 08:33.320
بيا

08:39.560 --> 08:41.600
ريتا» ازم خواست اين رو بهت بدم»

08:43.040 --> 08:44.200
ممنون

08:45.000 --> 08:47.160
مي‌خواي با اين چي‌کار کني؟

08:55.800 --> 08:58.880
ـ «مي»؟ «کارن» هستم
ـ دستشويي هستم

08:58.960 --> 09:03.520
برات نامه دارم . ميذارم روي تخت‌ـت -
باشه -

09:05.720 --> 09:09.680
<i>وي» کيه؟ «ويويان» منشي‌ «بِنُوا»ست؟»
داره دروغ ميگه</i>

09:09.760 --> 09:11.360
<i>رومي» مُرده»</i>

09:12.480 --> 09:15.080
<i>بِنُوا» با «والري» پرستار بچه رابطه داره؟»</i>

09:15.800 --> 09:19.040
<i>بِنُوا» قاطي کرده . من رو مي‌ترسونه»</i>

09:20.400 --> 09:23.280
<i>«شرمنده «مي
مي‌خواستم يه‌کم سرحال بشي</i>

09:31.280 --> 09:33.160
يه دستگاه ضبط صوت عجيب‌غريب

09:44.200 --> 09:46.600
يه تمرين شمارش ديگه‌ست؟

09:50.000 --> 09:52.880
نه . اين صليب کوچيک رو اينجا مي‌بيني؟

09:54.000 --> 09:55.720
صليب کوچيک؟

09:57.000 --> 10:01.200
باشه T ـ ممکنه حرف
T ـ حرف

10:02.720 --> 10:05.800
و شايد اينام پرنده نيستن
ـهV اما حرف

10:08.160 --> 10:11.560
اول چي؟ V ـ حرف
ـ خيلي چيزها

10:12.240 --> 10:15.920
ناپديدشده ، زنده‌‌ماندني ، زودگذر

10:16.000 --> 10:19.400
«يعني آتيش «ورونسکي V

10:22.800 --> 10:24.160
نامه‌ها

10:25.080 --> 10:26.520
امکانش هست

10:28.200 --> 10:29.200
ممنون

10:30.760 --> 10:35.360
ـ بدون تو حتماً اينجا ديوونه مي‌شدم
ـ ديوونه هستي . همه اينجا ديوونه‌ان

10:36.040 --> 10:40.160
اون ديوونه‌ست و اون يکي
وگرنه الان اينجا نبوديم

10:40.800 --> 10:43.680
«آليس در سرزمين عجايب»
لِويس کارول" اونم ديوونه بود"

10:44.280 --> 10:46.480
اول اسم «توماس» باشه؟ T ممکنه حرف

10:47.600 --> 10:48.760
يا وز وز گوش

10:49.800 --> 10:51.240
«يا سکس «تانترا
(هم‌آغوشي عميق و مراقبه‌اي بدون ارگاسم)

10:53.320 --> 10:54.320
...يا

10:56.120 --> 10:57.400
مشاوره

11:00.400 --> 11:05.400
" 3هفته قبل از ناپديد شدن "

11:05.640 --> 11:08.440
هنوز مي‌توني «رومي» رو ببيني؟

11:10.440 --> 11:11.600
گاهي

11:14.400 --> 11:19.520
اما نهايت سعيم رو مي‌کنم تا ناديده‌ـش بگيرم
...اون متفاوت از

11:22.800 --> 11:26.560
از وقتيِ که خانواده‌ام گذاشته بودن
باور کنم هنوز زنده‌ست

11:29.440 --> 11:31.200
الان چه شکلي‌ـه؟

11:33.040 --> 11:36.240
ـ مثل همون‌موقع که تو تصادف مرد
ـ اين يه چيز مثبت‌ـه

11:38.200 --> 11:43.400
منظورم از نقطه‌نظر رواني‌ـه
سعي داري با واقعيت مواجه بشي

11:44.000 --> 11:47.200
ما بهش ميگم پس‌زني رواني

11:48.320 --> 11:50.080
«درسته . «بِنُوا

11:51.560 --> 11:53.760
شما چطور با اين فقدان کنار اومدي؟

11:54.760 --> 11:58.200
اين يه سوال خيلي ساده
براي يه جواب خيلي پيچيده‌ست

11:59.880 --> 12:03.640
چه حسي داشتي وقتي وانمود مي‌کردي
دخترت هنوز زنده‌ست؟

12:04.120 --> 12:06.480
شما چي فکر مي‌کني خانم؟

12:09.480 --> 12:12.320
فکر مي‌کنم فرصت خيلي کمي
براي سوگواري داشتي

12:18.000 --> 12:22.480
وقتي ناراحت بودي
کسي بود که دلداريت بده؟

12:31.000 --> 12:32.280
بفرماييد

12:42.000 --> 12:44.040
فکر مي‌کنم واقعاً براش سخت بوده

12:45.880 --> 12:48.000
چند ماهه در کنارش نبودم

12:49.000 --> 12:52.080
مطمئنم من اوضاع رو براش
سخت‌تر کردم و متأسفم

12:52.800 --> 12:55.080
مي» ، من اصلاً تو رو مقصر نميدونم»

12:56.960 --> 12:59.320
کسي تو خانواده نبود تا کمکت کنه؟

13:01.360 --> 13:03.960
من تک‌فرزندم
والدينم در آفريقاي جنوبي زندگي مي‌کنن

13:04.040 --> 13:07.920
...ـ اونا نمي‌تونستن
ـ در تماس نيستيم

13:08.000 --> 13:11.320
و تازه خانواده‌مون احساساتي نيستن

13:11.400 --> 13:15.360
اين نشونه‌اي از نقطه‌ضعف‌ـه
مثل ناراحتي و سرطان

13:18.240 --> 13:21.440
واسه همين اينقدر احساس تنهايي مي‌کني؟

13:22.720 --> 13:25.120
مي» ، ميشه لطفاً از اينجا بريم؟»

13:26.960 --> 13:28.320
نه . من مي‌خوام حرف بزنم

13:29.000 --> 13:31.040
با کي؟ اون يا من؟

13:33.680 --> 13:37.600
«اين اواخر خيلي ازم دور شدي «بِنُوا

13:39.040 --> 13:43.280
همه‌ـش بيروني . انگار نمي‌خواي
...تو خونه باشي و وقتي هستي

13:43.360 --> 13:46.560
مي» ، براي بار 1000ـم ميگم»

13:46.640 --> 13:52.440
بايد تو کنفرانس‌هاي خارج از کشور شرکت کنم
اما تا جايي که بتونم خونه‌ هستم

13:53.040 --> 13:56.680
ـ و قضيه اين «ويويان» چيه؟
ـ ببخشيد؟

13:57.680 --> 14:03.920
منشيت "وي" . هموني که هميشه
برات کارت پستال و پيام با بوسه مي‌فرسته

14:10.400 --> 14:12.040
اين رو يادته

14:13.440 --> 14:15.680
منم شگردهاي کوچيک خودم رو دارم

14:16.520 --> 14:20.560
در طول اون ماه‌ها
هيچ‌وقت بهت خيانت نکردم

14:21.120 --> 14:23.880
چرا اينطور ميگي
در طول اون ماه‌ها"؟"

14:23.960 --> 14:28.200
و مي‌تونستم . هر روز
با تک‌تک حروف الفبا

14:28.280 --> 14:32.320
ـ و تو هم هيچي يادت نمي‌موند
ـ اينطوري به هيچ‌جا نميرسيم

14:47.240 --> 14:50.200
متوجه شدم احساسات
سرکوب‌شده‌ي زيادي داريد

14:50.280 --> 14:54.080
که به عنوان يه زوج
قادر نيستيد به زبون بياريد

14:55.720 --> 14:56.760
«بِنُوا»

14:58.800 --> 15:01.400
درمورد احساسات‌ـت با «مي» حرف ميزني؟

15:02.440 --> 15:05.640
حس مي‌کنم هميشه نبايد بگي
چي تو فکرت مي‌گذره

15:05.720 --> 15:07.120
باشه

15:08.920 --> 15:10.240
مي»؟»

15:11.200 --> 15:12.920
من دلم مي‌خواد

15:14.840 --> 15:18.560
به يکي نياز دارم تا باهاش حرف بزنم
کسي که بتونم در کنارش خودم باشم

15:18.640 --> 15:20.800
«هميشه نمي‌تونم باهات اينطور باشم «بِنُوا

15:24.440 --> 15:28.880
پس مجبورم به يکي ديگه رو بندازم
حتي اگه طرف غريبه باشه

15:58.120 --> 16:00.560
ـ هي
ـ هي

16:04.080 --> 16:05.720
کجا بودي؟

16:08.960 --> 16:11.000
پيش غريبه بي‌نقصت بودي؟

16:12.320 --> 16:15.760
ـ غريبه بي‌نقصم؟
ـ هموني که تو مشاوره حرفش رو زدي

16:21.960 --> 16:24.600
فقط همين رو از اون جلسه ياد گرفتي؟

16:26.440 --> 16:27.440
آره

16:31.560 --> 16:35.360
و 100 يورو واسم آب خورد
و هيچي عايدمون نشد

17:07.000 --> 17:10.280
ـ «بِنُوا»؟
ـ واسه يه ساعت ميرم بيرون

17:19.900 --> 17:22.500
" مرکز بازيافت نِوِلجِم "

18:18.440 --> 18:20.000
بِنُوا»؟»

18:30.520 --> 18:31.920
در رو باز کن

18:33.440 --> 18:35.880
ـ زده به سرت؟
ـ در رو باز کن

18:42.640 --> 18:43.760
«مي»

18:44.600 --> 18:46.680
فقط مي‌خوام حرف بزنم

18:54.360 --> 18:57.240
با اون يارو تو مرکز بازيافت چي‌کار مي‌کردي؟

19:00.160 --> 19:01.360
نه

19:03.360 --> 19:07.240
«خدا لعنت‌ـت کنه «مي
اين غريبه بي‌نقصت‌ـه؟

19:08.520 --> 19:09.960
نکن

19:11.280 --> 19:15.200
«ـ داري اذيتم مي‌کني «بِنُوا
ـ غريبه بي‌نقصت همين يارو‌ـه؟

19:16.000 --> 19:19.480
نه . فقط يه دوست‌ـه
اسمش «تام»‌ـه . دوستم‌ـه

19:19.560 --> 19:22.240
«دوست؟ خدا لعنت‌ـت کنه «مي

19:23.800 --> 19:26.200
فکر کردي مي‌خوام کتکت بزنم؟

19:29.800 --> 19:33.120
با اون يارو تو مرکز بازيافت چي‌کار مي‌کردي؟

19:33.200 --> 19:37.320
فقط حرف ميزديم
مثل مردم عادي

19:38.680 --> 19:40.400
درمورد چي حرف ميزنيد؟

19:41.680 --> 19:44.320
ـ درمورد خودمون؟
ـ لطفاً بذار برم

19:44.400 --> 19:48.480
درباره‌ي «رومي»؟ احساسات‌ـت؟

19:48.560 --> 19:50.600
«مي» ، «مي»

20:06.480 --> 20:07.560
«مي»

20:08.680 --> 20:10.960
مي» ، بهت هشدار ميدم»

20:11.040 --> 20:14.760
اگه 1بار ديگه اين بي‌شرف رو ببيني
ميزنم سرش رو داغون مي‌کنم

20:16.400 --> 20:18.560
له و لورده‌ـش مي‌کنم

20:26.680 --> 20:28.560
بِنُوا» قاطي کرده»

20:30.680 --> 20:32.360
من رو مي‌ترسونه

20:34.400 --> 20:38.100
" زمان حال - 11 دسامبر "

20:50.880 --> 20:52.920
چي داشتي مي‌نوشتي؟

20:57.760 --> 20:59.720
مي‌خوام پرونده پزشکيم رو ببينم

21:00.400 --> 21:02.840
الان؟ امکانش نيست

21:02.920 --> 21:05.240
مرگ «رومي» تقصير من بوده؟

21:10.480 --> 21:11.720
...چيزي

21:13.240 --> 21:15.360
تو اون پرونده هست که نبايد ببينم؟

21:15.440 --> 21:19.120
ـ جاي نگراني نيست
ـ حرفت رو باور نمي‌کنم

21:20.000 --> 21:22.360
تو با پليسا همدستي

21:22.440 --> 21:25.680
نه . با اونا کار نمي‌کنم
اما سد راه‌شون هم نميشم

21:27.280 --> 21:29.920
مي‌خوام از حريم شخصي
و سلامتيت محافظت کنم

21:30.000 --> 21:33.560
ـ و الان بايد استراحت کني
ـ پس بذار استراحت کنم

21:35.000 --> 21:36.560
دست از سرم بردار

21:38.760 --> 21:42.320
ـ فقط مي‌خوام کمکت کنم
ـ به کمکت نياز ندارم

21:46.400 --> 21:48.680
ديگه نمي‌خوام بياي اينجا

21:59.240 --> 22:02.520
اگه يه وقت نظرت عوض شد
زنگ بزن

22:23.960 --> 22:27.000
<i>شما هيچ پيغام جديدي نداريد</i>

22:47.360 --> 22:50.880
هوستون" ، به مشکل برخورديم"
سوخت نداريم

23:06.400 --> 23:07.640
ورونسکي»؟»

23:08.600 --> 23:12.880
ـ منم . ميشه يه لحظه مزاحمت بشم؟
ـ نه . به اندازه کافي مزاحمت دارم

23:12.960 --> 23:14.760
مسئله مهمي‌ـه

23:17.400 --> 23:19.240
ميکا» ، بيا تو»

23:25.120 --> 23:27.520
يه سورپرايز واست دارم
که به آتيشت مي‌کشه

23:27.600 --> 23:29.520
سورپرايز؟

23:29.600 --> 23:33.160
ـ يه چيزي که به آتيشم مي‌کشه؟
ـ خودت بايد آتيش‌ـش بزني

23:33.680 --> 23:35.800
چشمات رو ببيند . دست‌ـت رو بيار جلو

23:36.920 --> 23:38.120
چشمات رو ببند

23:44.160 --> 23:48.000
سولفور ، کلريد ، پتاسيم

23:50.000 --> 23:51.120
نميشه همه‌ـش رو داشته باشي

24:07.800 --> 24:10.480
فقط همين کار رو باهاشون بکنم

24:10.560 --> 24:13.560
فکر کنم بايد پيش خودم باشه

24:16.360 --> 24:19.880
فهميدم اون اعداد چه معنايي ميدن . ببين

24:24.000 --> 24:26.720
ـ اين تاريخ مرگ «رومي»‌ـه
ـ اون صليب

24:28.800 --> 24:32.960
نبود T ـ پس حرف
ـ يه نامه عجيب ديگه به دستم رسيد

24:38.520 --> 24:42.520
"از گرگ در لباس ميش بر حذر باش"
...گرگ

24:43.160 --> 24:44.240
اين چه وضعش‌ـه؟

24:45.120 --> 24:48.440
نبايد بريم تو اتاقاي همديگه
فراموش کردم

24:51.720 --> 24:54.840
ـ بوي سوختني مياد؟
ـ از لامپ‌ـه

24:56.880 --> 24:59.920
مي» ، شوهرت تو غذاخوري منتظرته»

25:00.960 --> 25:03.480
ـ نمي‌خوام ببينمش
ـ باشه

25:04.000 --> 25:07.240
ـ ديگه به «بِنُوا» اعتماد ندارم
ـ «مي» ، بيا ديگه

25:31.200 --> 25:36.680
آقاي «داهز»؟ پيداش کردم
اما نمي‌خواد کسي رو ببينه

25:37.600 --> 25:39.800
چي؟ چرا؟

25:43.200 --> 25:47.600
ـ گفتي من اومدم؟
ـ آره اما گفت مي‌خواد تنها باشه

25:50.000 --> 25:52.560
اما مطمئناً حق دارم همسرم رو ببينم

25:52.960 --> 25:56.200
بيماران هم حق دارن
نخوان ملاقات‌کننده‌ها رو ببينن

25:57.160 --> 26:00.280
شايد فردا حالش يه‌کم بهتر باشه

26:02.480 --> 26:04.120
از ساندويچ‌تون لذت ببريد

26:31.000 --> 26:32.600
آقا؟

26:35.000 --> 26:38.760
خيال مي‌کني از تميز کردن
آشغالاي بقيه خوشم مياد؟

26:41.680 --> 26:43.680
اون رو نبايد انداخت تو سطل

26:51.760 --> 26:54.440
فکر مي‌کني از خوردن تو اينجا خوشم مياد؟

27:00.880 --> 27:03.280
ميشه لطفاً يه‌کم «تاباسکو» بهم بدي مگي؟
(سس فلفل قرمز)

27:14.640 --> 27:19.240
<i>ـ تو دردسر افتادم؟
ـ بستگي داره چي يادت بياد</i>

27:20.680 --> 27:24.440
<i>اگه 1بار ديگه اون بي‌شرف رو ببيني
ميزنم سرش رو مي‌کنم</i>

27:26.880 --> 27:30.240
<i>ميدوني که «نيکي» چطوريه
بيشتر از بقيه به زمان نياز داره</i>

27:30.320 --> 27:34.920
<i>ـ هضم اين وضع براش خيلي سخته
ـ يه نامه عجيب به دستم رسيد</i>

27:35.000 --> 27:38.920
<i>يکي مي‌خواد کمکت کنه . خاطرخواهته</i>

27:39.000 --> 27:44.320
<i>ـ حس مي‌کنم يه عمر‌ـه که مي‌شناسمت
ـ من از خدام‌ـه بتونم فراموش کنم مثل تو</i>

27:44.400 --> 27:49.080
<i>تو هموني هستي که ميگي؟
از کجا بدونم مي‌تونم بهت اعتماد کنم؟</i>

27:49.160 --> 27:52.240
<i>ـ نمي‌توني
ـ لطفاً فرض رو بر اين بذار من قابل اعتمادم</i>

27:52.800 --> 27:57.440
<i>ـ چي باعث شده فکر کني منم دست دارم؟
ـ چون همه چيز به تو ختم ميشه</i>

28:03.500 --> 28:08.400
" 3هفته قبل از ناپديد شدن "

28:34.320 --> 28:35.720
«هوديني»

28:54.920 --> 28:56.560
طوري نيست

29:00.040 --> 29:01.760
چي شده؟ حال‌ـت خوبه؟

29:03.400 --> 29:08.920
بِنُوا» قاطي کرده»
پرخاشگر شده و حسادت مي‌کنه

29:12.800 --> 29:15.240
ـ لابد ما رو باهم ديده
ـ کجا؟

29:15.320 --> 29:17.040
نميدونم . تو خونه‌ات؟

29:18.520 --> 29:23.320
يا به نظرت ميدونه
اينجا باهم قرار ميذاريم؟

29:34.600 --> 29:37.880
ـ مي‌ترسم
ـ طوري نيست . ما کار اشتباهي نکرديم

29:42.400 --> 29:43.840
راست ميگي؟

29:50.040 --> 29:52.600
ـ عشق‌بازي کرديم؟
«ـ نه «مي

30:07.400 --> 30:09.240
چند وقته همديگر رو مي‌شناسيم؟

30:14.200 --> 30:16.120
واقعاً هموني هستي که ميگي؟

30:18.960 --> 30:20.400
متأسفم

30:20.480 --> 30:22.440
ببخشيد . بايد برم

30:25.441 --> 30:27.441
...اگه کاري از دستم

30:47.840 --> 30:49.240
کجا بودي؟

30:53.560 --> 30:55.000
ازت سوال کردم

31:03.480 --> 31:04.880
کجا بودي؟

31:12.480 --> 31:14.000
با «تامي» جونت بودي؟

31:16.560 --> 31:18.440
رفته بودي مرکز بازيافت؟

31:23.080 --> 31:24.760
يا همين الانشم فراموش کردي؟

31:28.000 --> 31:30.160
خودت مي‌خواي يه چيزهايي رو فراموش کني ، نه؟

31:31.560 --> 31:33.880
مثلاً جاظرفي کجاست

31:35.760 --> 31:37.400
يا کارد و چنگالا رو کجا ميذاريم

31:43.960 --> 31:45.440
بلوري‌جات

32:16.960 --> 32:20.000
نه . «بِنُوا» ، خواهش مي‌کنم
بس کن

32:23.760 --> 32:24.880
تو رو خدا

32:33.200 --> 32:36.760
ـ ديگه نمي‌شناسمت
ـ منم ديگه نمي‌شناسي؟

33:00.680 --> 33:02.640
الان دارم گريه مي‌کنم

33:08.600 --> 33:10.320
مگه همين رو نمي‌خواستي؟

33:11.400 --> 33:12.880
تا گريه کنم؟

33:19.680 --> 33:21.560
...اگه فقط ميدونستي

33:31.080 --> 33:32.560
تو هيچي نميدوني

33:47.300 --> 33:51.000
" زمان حال - 11 دسامبر "

33:51.800 --> 33:55.960
ـ اون کمد رو بکش عقب
ـ چي شده؟ جريان چيه؟

33:56.520 --> 33:59.040
ـ زياد طول نمي‌کشه
ـ رئيس؟

34:04.840 --> 34:07.640
ـ اونجا چي آويزون بوده؟
ـ نميدونم

34:08.360 --> 34:11.280
ـ يه چيزي از وسايل بيمار قبلي
ـ داخل کمد رو بگرد

34:14.281 --> 34:17.281
ـ دفترچه لطفاً
...ـ اون شخصي‌ـه . شما نمي‌توني

34:18.000 --> 34:19.600
حکم بازرسي

34:21.280 --> 34:23.800
شامل دفترچه هم ميشه . زودباش

34:36.160 --> 34:40.360
ـ بيشتر از اين ورق نداشت؟
ـ بازرسي‌ـه يا بازجويي؟

34:44.000 --> 34:46.520
ـ اين يعني چي؟
ـ خواب بد

34:46.600 --> 34:50.680
از بيمارها مي‌خوايم خواباشون رو نقاشي کنن

34:53.960 --> 34:55.160
به درد نخورد؟

35:17.720 --> 35:20.720
ـ رئيس؟
<i>کجايي؟ . G4 به G5 ـ از خونه</i>

35:21.800 --> 35:23.080
حکم بازرسي گرفتم

35:23.160 --> 35:27.840
«ـ پرونده «توماس دي گيست
<i>H4 به F3 ـ حکم بازرسي . اسب</i>

35:27.920 --> 35:30.880
<i>«ـ نگو که دوباره رفتي سر وقت «داهز</i>
ـ چرا ، همينطوره

35:31.760 --> 35:35.680
<i>لعنتي ، يه نفر به‌خاطر تحقيقات‌ـت
ازت شکايت کرده</i>

35:37.120 --> 35:42.200
ـ شکايت؟ کي؟ آسايشگاه؟
<i>«ـ «بِنُوا داهز</i>

35:42.280 --> 35:45.160
...اداره‌مون متهم شده به
: نقل قول مي‌کنم

35:45.240 --> 35:49.320
<i>ايجاد آسيب رواني به‌خاطر"
"استفاده از دستگاه دروغ‌سنج و هيپنوتيزم</i>

35:50.680 --> 35:54.360
<i>چه غلطي مي‌کني؟
مي‌خوام بياي اداره و گزارش بدي</i>

35:55.320 --> 35:57.400
<i>الو؟ فهميدي؟</i>

35:57.480 --> 35:59.160
هر جور شما بخواي

36:01.680 --> 36:04.520
صحيح . فعلاً کارمون تموم شد

36:05.800 --> 36:07.280
از مهمونوازيت ممنونم

36:26.200 --> 36:28.360
بهت که گفتم ديگه نمي‌خوام ببينمت

36:29.160 --> 36:31.720
ميدونم اما ميشه بشيني؟

36:55.600 --> 36:59.320
اين "دانيل"‌ـه . «دانيل» بود

37:00.920 --> 37:02.520
بردار کوچيکم

37:05.000 --> 37:09.480
مي‌خواست بره جشن تولد
والدين دوستش اومدن دنبالش

37:11.400 --> 37:13.560
اما هيچ‌وقت به مهموني نرسيدن

37:16.880 --> 37:20.680
ميدونم با تجربه‌اي که تو داري فرق مي‌کنه

37:21.560 --> 37:23.960
اما به‌خاطر اينه که بيخيالت نميشم

37:24.600 --> 37:27.040
خيليا واقعاً صلاحت رو مي‌خوان

37:27.800 --> 37:30.920
دشمن‌ـت روبروت نشسته
دشمن‌ـت اينجاست

37:31.840 --> 37:33.840
مجبوري خودت خوشبختي رو خلق کني

37:38.280 --> 37:41.480
خودمون خوشبختي رو مي‌سازيم

37:42.560 --> 37:43.560
بيا

37:53.440 --> 37:54.560
ممنون

37:59.080 --> 38:01.040
بعداً مي‌توني ببينيش

38:02.520 --> 38:04.400
چطوري؟ انگار خسته‌اي

38:05.720 --> 38:11.560
خواب درست و حسابي ندارم
خيلي کابوس مي‌بينم . بيشترش تکراري‌ـه

38:12.400 --> 38:14.720
ـ يادداشت‌شون مي‌کني؟
ـ آره

38:20.560 --> 38:21.800
درباره‌ي چي هستن؟

38:23.640 --> 38:25.000
"والي"

38:25.080 --> 38:28.720
ـ «والي»؟
ـ همون خرگوشي که وقتي دختربچه بودم داشتم

38:29.960 --> 38:32.360
خواب مي‌بينم با پدر و مادرم زندگي مي‌کنم

38:32.440 --> 38:37.200
ميرم تو زيرزمين
و قفسه‌ـش رو يه کنج تاريک مي‌بينم

38:37.280 --> 38:42.720
وقتي نزديک‌تر ميشم
مي‌بينم هنوز اونجاست بعد از اين‌همه سال

38:42.800 --> 38:44.920
فراموش‌ـش کرده بودم

38:45.000 --> 38:48.720
داره از گرسنگي مي‌ميره
و سرتاپاش گُهي شده

38:48.800 --> 38:50.920
قفس‌ـش خيلي کوچيک‌ـه

38:52.640 --> 38:56.160
ـ به نظرت چه معني ميده؟
ـ يه حس قديمي از گناه؟

38:56.880 --> 39:00.840
پدر و مادرم هميشه سرزنشم مي‌کردن
که درست ازش نگهداري نمي‌کنم

39:00.920 --> 39:03.200
اما چرا الان داري خوابش رو مي‌بيني؟

39:04.720 --> 39:06.000
نميدونم

39:10.080 --> 39:11.880
شايد به‌خاطر اتفاقي که براي «رومي» افتاده

39:13.800 --> 39:15.960
بايد بهتر ازش مراقبت مي‌کردم

39:20.720 --> 39:23.960
ـ اغلب خواب تصادف رو مي‌بينم
ـ واقعاً؟

39:25.200 --> 39:26.320
تعريف کن

39:26.800 --> 39:29.760
خوابم هميشه با خطوط سفيد
جاده شروع ميشه

39:32.360 --> 39:37.400
من پشت فرمون هستم
و «رومي» از ماشين پرت ميشه بيرون

39:38.320 --> 39:39.320
و ديگه چي؟

39:40.800 --> 39:42.400
نميدونم

39:42.480 --> 39:45.560
تمرکز کن
سعي کن اون لحظه رو زنده کني

40:06.000 --> 40:07.720
مي‌خواي دراز بکشي؟

40:08.960 --> 40:10.480
شايد

40:14.960 --> 40:18.600
تو اولين بيماري نيستي
که در طول جلسه يه چرت ميزنه

40:36.100 --> 40:41.300
" 3هفته قبل از ناپديد شدن "

40:55.800 --> 40:58.840
ـ «بِنُوا»؟
ـ بله؟

41:01.200 --> 41:02.960
ميشه حرف بزنيم؟

41:07.760 --> 41:09.000
بِنُوا»؟»

41:35.900 --> 41:39.400
" زمان حال - 11 دسامبر "

41:41.720 --> 41:43.200
«يه هديه از طرف «مومرتس

41:44.440 --> 41:46.000
پرونده پزشکيم

41:48.960 --> 41:52.680
ـ خب؟
ـ هنوز نخوندمش . همين الان بهم داد

42:04.480 --> 42:06.360
«و اينم يه هديه کوچيک از طرف «ورونسکي

42:08.400 --> 42:11.880
ميکا» ، همه چيز توشه»
گوشيت ، نامه‌هات

42:11.960 --> 42:14.720
و همه چيز از دفترچه‌ات که
نمي‌خواستي «وُلکِرس» بخونه

42:18.920 --> 42:22.880
ـ از کجا از بازرسي خبر داشتي؟
ـ فقط ديوارها گوش ندارن

42:27.040 --> 42:29.880
حقم نيست يه چوب جادويي
کوچيک بهم بدي؟

42:38.040 --> 42:40.200
کار احمقانه‌اي نکني

42:41.240 --> 42:44.000
آدماي احمق هميشه خطرناکن

42:45.440 --> 42:48.280
آدماي خطرناک هميشه احمق نيستن

42:53.880 --> 42:57.600
مي» ، من آخرين کسي هستم»
که بخواد تو دردسر بندازت‌ـت

43:01.000 --> 43:03.080
دوستي‌مون خيلي برام باارزش‌ـه

43:08.960 --> 43:10.400
قهوه؟

43:18.259 --> 43:19.959
2تا قهوه لطفاً

43:21.960 --> 43:23.120
دسر؟

43:23.800 --> 43:26.960
"ـ "اپشترودل
ـ انگار آلماني باشه

43:28.680 --> 43:30.320
ـ 2تا قهوه
ـ ممنون

43:30.400 --> 43:31.720
خواهش مي‌کنم

43:33.160 --> 43:35.880
«لطفاً يه «اپشترودل

43:49.800 --> 43:51.080
دلت برام تنگ ميشه؟

43:52.960 --> 43:54.400
منظورت چيه؟

43:54.960 --> 44:01.360
به محض اينکه خوب بشي
مي‌توني از اينجا بري بيرون

44:02.640 --> 44:04.720
پرستارت در موقعيت ساعت 12

44:09.840 --> 44:11.320
آقاي «پيترز»؟

44:14.080 --> 44:15.640
ورونسکي»؟»

44:17.000 --> 44:20.520
ـ حي و حاضر
ـ لطفاً دنبالم بيا

44:20.600 --> 44:25.040
ـ چي‌کارها مي‌کردي؟
ـ يه چيزهايي روشن کردم

45:05.880 --> 45:07.760
از هواپيماي کوچيکت راضي هستي؟

45:15.720 --> 45:16.720
سيگار؟

45:19.000 --> 45:20.400
اگه اصرار مي‌کني

45:24.120 --> 45:26.280
مي داهز» چي‌کارها مي‌کنه؟»

45:36.320 --> 45:37.800
تو کي هستي؟

45:40.080 --> 45:41.520
من کي‌ـم؟

45:44.320 --> 45:49.440
امروز صبح ميدونستم کي هستم"
"اما از اون‌موقع تا حالا يه‌کم تغيير کردم

45:51.080 --> 45:56.320
«ـ چرند نگو «پيترز
ـ چرند نيست . نقل قول از «لِويس کارول» بود

45:57.280 --> 45:59.240
بي‌فرهنگ

45:59.880 --> 46:02.840
مي‌تونم تو يه چشم‌به‌هم‌زدن
هواپيما رو ازت بگيرم

46:02.920 --> 46:05.440
به همه ميگم تو بهم داديش

46:05.520 --> 46:08.960
حرف يه بازرس رو باور مي‌کنن
يا يه خل‌وچل؟

46:09.040 --> 46:12.880
نه . همچين نکني . بيخيال
باشه . هر چي

46:19.960 --> 46:23.360
مي داهز» موقع هيپنوتيزم تظاهر کرده»

46:30.240 --> 46:34.600
خودمون که از خنده روده‌بُر شديم

46:38.760 --> 46:41.520
اما بين من و تو و اين تير چراغ برق بمونه

46:42.240 --> 46:46.280
فکر مي‌کنم خيلي چيزها ميدونه

46:48.280 --> 46:51.720
فقط کافي نيست تا با تو درميون بذاره

46:53.120 --> 46:56.120
اول بايد خودش قطعات پازل رو بچينه

46:57.160 --> 46:59.080
خوره‌ي جزئيات‌ـه

47:00.160 --> 47:01.520
ميدوني که چطوريه

47:08.000 --> 47:12.560
به جاي اينکه مزاحم «مي» بشي
بايد بري سراغ اون شوهرش

47:14.240 --> 47:15.400
چطور؟

47:17.360 --> 47:19.000
حيله‌گر

47:19.840 --> 47:22.440
پرخاشگر و مخرب‌ـه

47:25.560 --> 47:27.840
<i>مي» حتي ديگه نمي‌خواد ببينتش»</i>

47:52.200 --> 47:55.760
«خدا لعنت‌ـت کنه «ورونسکي

47:56.700 --> 48:01.700
" 3هفته قبل از ناپديد شدن "

48:25.240 --> 48:28.920
<i>مي» ، ميشه بعداً بهت زنگ بزنم؟»
بايد برم سر جلسه</i>

49:54.080 --> 49:57.160
زودباش . زودباش مرد

50:42.680 --> 50:44.360
<i>" : آنچه که در قسمت بعدي خواهيد ديد "</i>

50:44.440 --> 50:49.320
<i>: و حالا ميرسيم سر سوال نهايي
کي «توماس دي گيست» رو کشته؟</i>

50:51.680 --> 50:55.040
<i>«فقط تصور کن «توماس دي گيست
زنت رو مي‌کرده</i>

50:55.120 --> 50:57.160
<i>گاييدمت مرد -
لعنتي -</i>

50:58.280 --> 50:59.280
<i>ميدونم «رومي» مُرده</i>

50:59.360 --> 51:01.080
<i>ـ فقط اين نيست
ـ چيه پس؟</i>

51:06.840 --> 51:09.080
<i>چندتا از ورقاي پرونده‌ام نيست</i>

51:09.160 --> 51:11.480
<i>تو ترسو و خيانتکاري</i>

51:14.700 --> 51:24.700
.:: @bollbolljan ::.