﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:01.000
<i>آنچه که در سريال
: گذشت "Tabula Rasa"</i>

00:01.000 --> 00:04.120
<i>مي‌تونم در عوض اطلاعات درمورد رفيقت
يه چيزي بهت بدم</i>

00:10.000 --> 00:12.640
<i>نيکي» هميشه بيشتر از بقيه»
به زمان نياز داره</i>

00:13.080 --> 00:15.360
<i>درمورد موضوعات حساس باهاش حرف نزنيد</i>

00:15.440 --> 00:18.160
<i>اگه اختيارش رو از دست بده
برگشتيم سر خونه‌ي اول</i>

00:18.240 --> 00:21.600
<i>مي‌تونيد بيايد ملاقاتش
اما تحت اين شرايط</i>

00:21.680 --> 00:23.560
<i>لطفاً زيرش رو امضا کنيد</i>

00:23.640 --> 00:27.640
<i>دوست دارم . بهت نياز دارم "
" «دوست‌دار هميشگيت...«ريتا</i>

00:29.240 --> 00:31.440
<i>ديگه به «بِنُوا» اعتماد ندارم</i>

00:34.360 --> 00:36.280
<i>ـ اين قرصا رو بهم ميدن
ـ بله؟</i>

00:36.840 --> 00:41.280
<i>فکر مي‌کنن مي‌خوام خودم رو بکشم
ظاهراً قبلاً 1بار خودکشي کردم</i>

00:43.360 --> 00:45.080
<i>شرمنده . عادت قديمي‌ـه</i>

00:49.120 --> 00:52.800
<i>«ـ «ورونسکي
ـ «مي» موقع هيپنوتيزم تظاهر کرده</i>

00:52.880 --> 00:56.480
<i>به جاي اينکه مزاحم «مي» بشي
برو سراغ اون شوهرش</i>

02:06.400 --> 02:11.900
"Tabula Rasa"
فصل 1
قسمت 8 : جنگلي براي درختان

02:12.900 --> 02:19.900
‏.::  www.bolboljan.net ::.

02:25.600 --> 02:28.680
داري مي‌بازي شرکت‌کننده گرامي

02:29.680 --> 02:32.520
مگه سرتُ تو شن کردي؟

02:35.000 --> 02:36.040
...و اکنون

02:38.240 --> 02:39.600
سوال نهايي

02:43.600 --> 02:50.160
کي «توماس دي گيست» رو
از صفحه‌ي روزگار محو کرده؟

03:08.920 --> 03:11.520
کي بوده «مي»؟

03:13.720 --> 03:17.040
شن تو گوشات رفته؟

03:17.640 --> 03:19.520
براي آخرين‌بار ازت مي‌پرسم

03:19.600 --> 03:26.400
<i>کي «توماس دي گيست» رو کشته؟</i>

03:45.600 --> 03:49.400
" زمان حال - 12 دسامبر "

03:48.400 --> 03:51.240
مي» ، ملاقاتي داري»
عيب که نداره؟

03:52.040 --> 03:53.000
باشه

03:57.200 --> 04:00.240
ديگه وقتش بود درست و حسابي حرف بزنيم

04:03.120 --> 04:04.600
اينطور فکر نمي‌کني؟

04:05.960 --> 04:08.120
گفتي زنم هم حضور داره

04:09.080 --> 04:11.840
«ملت هميشه حقيقت رو نميگن آقاي «داهز

04:12.720 --> 04:14.360
مطمئنم خودت ميدوني

04:15.560 --> 04:16.640
مي» کجاست؟»

04:20.200 --> 04:21.200
بشين

04:22.640 --> 04:24.520
ـ ببخشيد؟
ـ بشين

04:26.120 --> 04:28.720
يا ترجيح ميدي بريم کلانتري؟

04:42.400 --> 04:44.560
فکر کردم اينجا يه محدوده خنثي باشه

04:46.640 --> 04:52.240
بيا ببينيم تو اين چند روز قبل از
ناپديد شدن «توماس» چي‌کارها کردي

04:53.240 --> 04:55.720
چرا دوباره ازم بازجويي مي‌کني؟

04:56.800 --> 05:02.920
چون راحت ميشه دروغ گفت
اما گفتن حقيقت زمان مي‌بره

05:04.120 --> 05:07.560
<i>فکر مي‌کنم همه چيز وقتي شروع شد</i>
که فهميدم «رومي» مُرده

05:08.080 --> 05:09.960
رفتارش عوض شده بود؟

05:10.920 --> 05:12.320
ازم خيلي فاصله گرفته بود

05:13.160 --> 05:16.840
همون‌موقع بود که با
توماس دي گيست» آشنا شدي؟»

05:17.440 --> 05:18.760
فکر کنم

05:19.480 --> 05:23.720
«بِنُوا» فهميد که من و «تام»
همديگر رو مي‌بينيم

05:26.240 --> 05:30.560
واکنش خيلي بدي نشون داد
اصلاً نميدونستم مي‌تونه چنين رفتاري بکنه

05:31.120 --> 05:32.640
خيلي ويرانگر و مخرب بود

05:32.720 --> 05:36.680
تو و «دي گيست» دقيقاً دوست
جون‌جوني نبوديد ، نه؟

05:39.520 --> 05:43.200
از طرف ديگه موش کوچولومون
خيلي باهاش عياق شده بود

05:44.880 --> 05:46.360
شايد يه کوچولو زيادي

05:49.560 --> 05:54.240
«فقط تصور کن «توماس دي گيست
زنت رو مي‌کرده

05:54.320 --> 05:56.400
...ـ من مي‌تونم
ـ برو به جهنم

05:57.360 --> 06:01.400
ـ برو به جهنم . تو ديگه چه آدم بيشعوري هستي؟
ـ حتماً از کوره در رفتي

06:01.480 --> 06:03.280
ـ هيچي از من دست‌ـت نيست
ـ نيست؟

06:03.360 --> 06:05.760
ـ نه
ـ آسيب فيزيکي عمدي

06:08.120 --> 06:10.920
زمان مي‌بره تا شاهدان کوچولو پا پيش بذارن

06:12.920 --> 06:15.880
«تو مرکز بازيافت ديده شدي آقاي «داهز

06:15.960 --> 06:18.000
و در حال بازيافت زباله نبودي

06:18.560 --> 06:22.080
دليل خوبي دارم تا عذرت رو
دوباره بررسي کنم

06:27.360 --> 06:28.360
باشه

06:30.640 --> 06:34.760
سر کار بودم همونطور که قبلاً گفتم
اما اگه دلت مي‌خواد بررسي کن

06:35.560 --> 06:38.880
اين گفتگو رو تو کلانتري ادامه ميديم

06:38.960 --> 06:41.120
ـ من مشکلي ندارم
ـ با حضور وکيلم

06:41.200 --> 06:45.480
برو باز شکايت کن ، خب؟
تو مي‌خواي تحقيقات متوقف بشه

06:47.120 --> 06:48.120
گندش بزنن

06:50.520 --> 06:53.560
ـ رابطه‌ات با پدرت چطوريه؟
ـ با پدرم؟

06:53.640 --> 06:55.840
چجور آدمي‌ـه؟

06:55.920 --> 06:59.920
پدرم هميشه مرد خيلي ساکت و صبوري بوده

07:00.000 --> 07:02.160
«درست نقطه مقابل «بِنُوا

07:03.160 --> 07:05.400
دکتر عصب‌شناس خيلي باهوشي بوده

07:05.480 --> 07:10.080
واقعاً طعنه‌آميزه که کل زندگيت
رو وقف درمان مغز آدما بکني

07:10.160 --> 07:12.560
و دست آخر خودت آلزايمر بگيري

07:13.120 --> 07:15.800
اغلب وضعيت‌ـت رو با وضع
پدرت مقايسه مي‌کني؟

07:15.880 --> 07:16.880
آره

07:17.360 --> 07:22.760
متفاوت هست اما باعث شده
باهم صميمي‌تر بشيم

07:23.800 --> 07:27.840
حتي بدون مشکلاتم
من هميشه از پدرم مراقبت کردم

07:27.920 --> 07:30.920
ـ چطوري؟
...ـ خب ، ميدوني

07:31.240 --> 07:32.600
...مادرم

07:33.600 --> 07:35.080
چطور بگم؟

07:36.400 --> 07:37.940
سازش کردن باهاش سخته

07:43.700 --> 07:48.900
" روز ناپديد شدن "

07:45.800 --> 07:48.440
اون ماله مادرم بود
اصلاً احترام سرت نميشه

07:48.520 --> 07:51.480
ـ ميشه ديگه دخالت نکني؟
ـ دخالت نکردم

07:51.560 --> 07:54.560
اينجا خونه‌ي منه و دختر خودمه
بايد اينجا باشم

07:54.640 --> 07:57.600
«خودت رو خيلي دست‌بالا نگير «ريتا

07:57.680 --> 08:01.800
تو خويشتن‌دار نيستي
اصلاً ميدوني اين چقدر مي‌ارزه؟

08:01.880 --> 08:04.120
تو اون کوزه رو شکستي

08:04.920 --> 08:07.760
ـ درست مثل اينکه خانواده رو از هم پاشوندي
ـ ببخشيد؟

08:08.400 --> 08:13.360
چي باعث شده اين حرف رو بزني؟
من هميشه همه رو دورهم جمع مي‌کنم

08:13.920 --> 08:17.080
ـ بگم چطور اين قضايا شروع شد؟
ـ بگو ببينم

08:17.160 --> 08:20.640
همه چيز از اون‌موقع شروع شد
که به حرف زيرت گوش کردي

08:20.720 --> 08:25.040
وقتي دخترم افسرده بود
و نمي‌تونست «رومي» رو جمع‌وجور کنه

08:25.120 --> 08:28.680
و آقا بايد ميرفت
و دوست‌دختر سابقش رو مي‌کرد

08:28.760 --> 08:30.120
چي ميگي؟

08:30.840 --> 08:33.400
اون ماله خيلي وقت پيش‌ـه

08:33.480 --> 08:38.480
و همون لحظه که باهام روبروکاري کردي
رابطه‌ام رو با «ورنيک» قطع کردم

08:38.560 --> 08:42.920
نه . دروغ نگو
مبادا بخواي ماستماليش کني

08:43.000 --> 08:48.520
به رابطه‌ات ادامه دادي
تا وقتي «آنِمي» اُوِردوز کرد

08:48.600 --> 08:54.240
ـ سر اون قضيه به خودت اومدي
ـ هيچ ربطي به اون قضيه نداشت

08:54.920 --> 08:58.200
تو لياقت «آنِمي» رو نداري . بزدلي

08:58.280 --> 09:03.120
بزدل دروغگو و خيانتکار -
کي خيانتکارـه؟ -

09:03.840 --> 09:07.120
همون که هر شب از سر و کول
پرستار شوهرش بالا ميرفت؟

09:07.200 --> 09:10.920
ـ اينطور نيست که فکر مي‌کني
ـ کي دخترش رو خر فرض کرده؟

09:11.000 --> 09:14.360
ـ اون تصميم گروهي بود
ـ منظورم جريان «رومي» نيست

09:14.440 --> 09:16.720
ماله خيلي وقت پيش از اون مسئله‌ست

09:17.480 --> 09:18.600
چي؟

09:18.680 --> 09:23.760
کي از يه احمق دمدمي‌مزاج حامله شد
و يه عصب‌شناس پولدار رو تور کرد

09:23.840 --> 09:25.720
و بهش گفت اون پدر بچه‌ست

09:26.920 --> 09:30.560
ـ چه خيالاتي مي‌کني
«ـ کارهات از خيالات من يه چيز اونورترـه «ريتا

09:30.640 --> 09:31.920
از کجا فهميدي؟

09:32.880 --> 09:36.960
«بايد قبل از اينکه ميرفتي تو نخ «والتر
نامه‌هاي عاشقانه‌ات رو دور مينداختي

09:38.120 --> 09:42.480
و من با «آنِمي» ازدواج کردم
چون عاشقشم

09:43.000 --> 09:43.840
آره

09:44.600 --> 09:48.480
«ـ برخلاف تو و «والتر
ـ من عاشق همسرم هستم

09:49.240 --> 09:54.560
قبول دارم . اولش عاشق نبودم
اما کم‌کم عاشقش شدم

09:54.640 --> 09:58.600
دخترهام پدر فوق‌العاده‌اي داشتن

10:00.360 --> 10:03.680
اون شوهرم بود
ازش الگو مي‌گرفتم

10:05.480 --> 10:09.040
اما اون آلزايمر کوفتي همه چيز رو به‌گا داد

10:09.960 --> 10:16.320
مريضي «آنِمي» و مرگ نوه‌ام
خانواده‌مون رو نابود کرد ، نه من

10:17.600 --> 10:18.560
بگذريم

10:19.840 --> 10:23.520
اگه خواستي مي‌توني همين چيزي
که ازش مونده رو خراب کني

10:44.280 --> 10:47.560
والتر» پدرم نيست»
بِنُوا» با «ورنيک» بهم خيانت مي‌کنه»

10:47.640 --> 10:49.680
والتر» بابام نيست»

10:54.640 --> 10:58.400
والتر» پدرم نيست»
بِنُوا» با «ورنيک» بهم خيانت مي‌کنه»

11:01.200 --> 11:05.360
والتر» پدرم نيست»
بِنُوا» با «ورنيک» بهم خيانت مي‌کنه»

11:11.880 --> 11:23.040
والتر» پدرم نيست»
بِنُوا» با «ورنيک» بهم خيانت مي‌کنه»

11:31.120 --> 11:32.680
والتر» پدرم نيست»

11:47.200 --> 11:50.360
بِنُوا» با «ورنيک» بهم خيانت مي‌کنه»

11:50.440 --> 11:53.480
والتر» پدرم نيست»

11:57.720 --> 12:00.880
والتر» پدرم نيست»
بِنُوا» با «ورنيک» بهم خيانت مي‌کنه»

12:07.200 --> 12:11.360
والتر» پدرم نيست»
بِنُوا» با «ورنيک» بهم خيانت مي‌کنه»

12:13.640 --> 12:15.520
والتر» پدرم نيست»

12:39.080 --> 12:41.160
والتر» پدرم نيست»

12:49.960 --> 12:54.560
والتر» پدرم نيست»

12:56.200 --> 12:58.520
والتر» پدرم نيست»

13:01.400 --> 13:05.200
" خانه‌ي جنگلي...همين حالا "

13:48.040 --> 13:50.480
<i>مامان ، اين مخفيگاه خودمون‌ـه</i>

14:11.920 --> 14:13.480
مخفيگاه خودمون

14:16.400 --> 14:20.100
" زمان حال - 12 دسامبر "

15:18.400 --> 15:23.500
" روز ناپديد شدن "

15:38.160 --> 15:39.160
چي شده؟

15:39.880 --> 15:42.080
هيچي . يه حادثه سر کار

15:52.200 --> 15:53.640
دعوا کردي

15:58.080 --> 16:00.640
ـ «بِنُوا» اين بلا رو سرت آورده؟
ـ تقصير خودم بود

16:03.000 --> 16:04.000
چطور؟

16:04.480 --> 16:06.560
«اين رابطه رو بايد تمومش کنيم «مي

16:08.120 --> 16:09.640
درست نيست

16:17.520 --> 16:18.880
پس چرا اومدي؟

16:22.520 --> 16:24.600
برو پيش شوهرت

16:27.880 --> 16:29.400
اما من مي‌خوام پيش تو باشم

16:32.240 --> 16:33.840
«محض رضاي خدا «مي

16:34.760 --> 16:35.800
نميشه

16:36.760 --> 16:39.640
من کسي نيستم که ازم مي‌خواي باشم

16:46.000 --> 16:48.400
هيچکي اوني نيست که ميگه هست

16:53.200 --> 16:55.080
«بايد تمومش کنيم «مي

17:25.800 --> 17:29.600
" زمان حال - 12 دسامبر "

17:34.760 --> 17:37.120
«ـ «وُلکِرس
ـ کجايي؟

17:37.200 --> 17:39.680
بهت گفتم درمورد پرونده باهات حرف دارم

17:39.760 --> 17:41.800
ـ گوش مي‌کنم
<i>ـ لازم نيست</i>

17:41.880 --> 17:46.160
<i>مي‌خوام بياي دفترم و گزارش بدي
به همين سادگي</i>

17:47.400 --> 17:50.040
<i>ـ الو؟</i>
ـ بايد برم رئيس

17:50.120 --> 17:54.120
ـ فردا صبح زود يه سر ميام
<i>ـ نه . همين الان مياي</i>

18:01.500 --> 18:06.600
" روز ناپديد شدن "

18:06.360 --> 18:09.520
«درمورد «مي»...«آنِمي

18:17.720 --> 18:20.240
فکر کن ببين امروز چي حسي بهم داري

18:23.240 --> 18:24.640
...حس خوبي دارم

18:25.840 --> 18:26.840
با تو

18:27.360 --> 18:29.200
همين حس رو حفظ کن

18:31.760 --> 18:33.280
چرا اينطور ميگي؟

18:37.200 --> 18:39.520
چون من واقعاً همينم

18:42.760 --> 18:43.880
احمق

18:45.000 --> 18:46.040
قول ميدي؟

18:50.960 --> 18:52.160
قول ميدم

19:11.280 --> 19:12.680
مي‌خوام از اينجا بزنم بيرون

19:14.120 --> 19:17.120
ـ مگه راحت نيستي؟
ـ چرا ، هستم

19:21.000 --> 19:24.960
مي‌خوام جفت‌مون از اينجا بريم
از همه چيز دور بشيم

19:26.360 --> 19:27.640
اينطور نگو

19:33.440 --> 19:36.240
ـ مي‌خوام با تو باشم
ـ منم

19:38.840 --> 19:40.880
اما نميشه همينطوري بذاري بري

19:42.760 --> 19:44.160
آخه چي دارم که بمونم؟

19:47.760 --> 19:49.320
بچه‌ام رو از دست دادم

19:52.040 --> 19:54.960
شوهرم همون مردي نيست که باهاش ازدواج کردم
مامانم دروغگو‌ـه

19:55.040 --> 19:57.240
و بابام باباي واقعيم نيست

19:57.760 --> 19:59.440
واسه چي بمونم؟

20:01.760 --> 20:03.200
مي‌خوام برم

20:07.840 --> 20:09.720
عاشقتم

20:14.920 --> 20:17.200
ـ باشه
ـ باشه

20:25.640 --> 20:29.200
من برم از بابام خداحافظي کنم
و يه‌کم وسايل بردارم

20:29.280 --> 20:31.520
ساعت 4 برميگردم همينجا

20:33.400 --> 20:35.120
ـ باشه
ـ تا بعد

20:37.720 --> 20:40.280
بدو . تو هم برو وسايلت رو بيار

21:02.800 --> 21:04.200
امروز چطوري؟

21:07.840 --> 21:10.800
حتي يادم نمياد صبحوونه چي خوردم

21:12.320 --> 21:15.920
نميدونم چندشنبه‌ست

21:20.240 --> 21:22.240
اما اين رو خوب يادمه

21:23.440 --> 21:25.920
وقتي تو کوچيک بودي
و ميرفتيم دريا

21:26.400 --> 21:30.120
صندل پات بود
و پات رو ميذاشتي رو گُهِ سگ

21:30.200 --> 21:34.840
من تو موج‌شکن ايستاده بودم
و انگشتات رو تميز مي‌کردم

21:35.560 --> 21:39.120
بوي گندش حال «ريتا» رو به‌هم ميزد

21:46.400 --> 21:48.560
ـ بابا ، ميشه يه چيزي ازت بپرسم؟
ـ نه

21:49.160 --> 21:51.200
نميشه بيسکوييت آخري رو بخوري

21:54.400 --> 21:56.840
ديگه از اين لحظات گيرمون نمياد

21:58.400 --> 22:01.320
خيلي زود ديگه هيچي نمي‌مونه

22:01.920 --> 22:02.960
تو خوش‌شانسي

22:03.760 --> 22:06.560
همين لحظه...روز خيلي خوبي دارم

22:11.680 --> 22:12.920
...تو و مامان

22:14.160 --> 22:16.040
شما تازه باهم آشنا شده بوديد

22:17.640 --> 22:19.600
و مامان بلافاصله حامله شد

22:23.960 --> 22:25.880
تا حالا برات جاي سوال نبوده؟

22:28.760 --> 22:33.160
رنگ زرد دايره‌ست يا مربع؟

22:37.480 --> 22:41.640
اين چه اهميتي داره
اگه زرد رنگ موردعلاقه‌ات باشه؟

22:45.040 --> 22:47.880
مادرت ممکنه بي‌نقص نباشه

22:50.120 --> 22:55.080
اما اون عشق زندگيم بود
و 2تا دختر زيبا بهم داد

22:55.560 --> 22:58.800
اين تنها چيزيِ که بيماريم
نمي‌تونه ازم نمي‌گيره

23:00.920 --> 23:06.040
روزهايي ميان که من
«ديگه اينجا نيستم «ميکا

23:07.880 --> 23:14.160
اما در لحظاتي که همه چيز يادمه
مثل الان خودم رو خوش‌شانس ميدونم

23:15.200 --> 23:23.240
که هر چي ذهن آشفته‌ام سرگشته باشه
هميشه 3تا دخترهام کنارم هستن

23:39.000 --> 23:41.960
پدر و دختر چه خلوت کرده بودن

23:42.440 --> 23:44.560
ـ درمورد چي حرف ميزديد؟
ـ تو

23:47.200 --> 23:51.280
هيچ کاري نکردي جز دروغ گفتن
از وقتي من به دنيا اومدم

23:53.400 --> 23:57.280
ـ «بِنُوا» حرفي زده؟
«ـ به بابا ، به من ، به «نيکي

23:58.040 --> 23:59.360
و به خودت

23:59.960 --> 24:02.920
ـ مي‌خواي بشيني؟
ـ اگه بابا پدرم نيست

24:03.760 --> 24:08.000
ـ پس تو هم ديگه مامانم نيستي
ـ چي ميگي؟

24:08.560 --> 24:12.160
...ـ تمام زندگيم
ـ 1000بار اين حرفت رو شنيدم

24:13.400 --> 24:16.040
چطور همه چيز روي دوش تو بوده

24:16.120 --> 24:19.760
فداکاريايي که براي بابا
من و همه کردي

24:19.840 --> 24:24.040
ـ «آنِمي» ، لطفاً گوش کن
ـ فقط به خودت اهميت ميدي

24:24.520 --> 24:26.520
ـ کي؟ من؟
ـ آره

24:26.600 --> 24:30.480
ـ من هميشه هواي همه رو دارم
ـ تو يه بچه‌ننه‌ي لوسي . اين رو ميدوني؟

24:34.080 --> 24:37.880
يکي هست که تو رو بيشتر از هر چيزي
تو اين دنيا دوست داره

24:38.880 --> 24:40.760
و تو حتي روحتم خبر نداره

24:42.000 --> 24:46.400
و تو چي ميدوني؟
آخه تو اصلاً چي ميدوني؟

24:46.480 --> 24:47.720
مامان

24:52.880 --> 24:54.480
نميدوني چقدر خوش‌شانسي

24:55.360 --> 24:57.080
وقتشه اين رو بفهمي

24:57.920 --> 24:59.520
از همدمي با بابا لذت ببر

25:00.960 --> 25:02.440
تا وقتي مي‌توني

26:12.700 --> 26:16.500
" زمان حال - 12 دسامبر "

26:19.440 --> 26:20.840
ـ هي
«ـ «نيکي

26:22.840 --> 26:25.320
ببخشيد اينقدر دير اومدم

26:26.760 --> 26:31.000
ـ من نمي‌تونستم مثل بقيه نقش بازي کنم
ـ ميدونم «رومي» مُرده

26:35.720 --> 26:36.880
اما فقط اين نيست

26:37.640 --> 26:38.760
چيه؟

26:39.680 --> 26:43.480
ـ من نبايد بهت بگم
ـ «نيکي» ، چي شده؟

26:45.400 --> 26:49.560
مي» ، بايد بخاطر بياري»
چه اتفاقي براي «توماس دي گيست» افتاد

26:52.920 --> 26:55.160
يا تو بد دردسري ميفتي

26:56.560 --> 27:00.560
نه تنها آخرين کسي هستي که باهاش ديده شدي
بلکه انگيزه هم داشتي

27:00.640 --> 27:03.600
بِنُوا» انگيزه داره ، نه من»

27:04.600 --> 27:07.840
هر جفت‌تون انگيزه داريد
فقط يادت رفته

27:14.120 --> 27:17.120
...ـ اگه بابا پدر من نيست
ـ چي ميگي؟

27:18.120 --> 27:24.040
اين توضيح ميده که چرا «تام» درمورد گذشته‌اش
اينقدر مرموز رفتار مي‌کرد

27:24.120 --> 27:27.720
همين حسي که انگار خيلي وقته مي‌شناختمش
«رفتار عجيب «بِنُوا

27:28.880 --> 27:31.480
نيکي» ، «توماس دي گيست» برادرم‌ـه»

27:32.360 --> 27:36.440
آره . برادر ناتني منه
درست مثل اينکه تو خواهر ناتنيم هستي

27:36.520 --> 27:39.560
مي» ، بس کن»
اينجا فکرت رو مسموم کرده

27:40.560 --> 27:44.280
ـ «توماس» برادرت نيست
ـ دارم ديوونه ميشم

27:47.040 --> 27:50.960
خواهر ، ديگه نميدونم چي واقعي‌ـه
و چي واقعي نيست . به خدا نميدونم

27:56.280 --> 27:58.960
آخرين دعوات با «بِنُوا» رو يادته؟

28:01.280 --> 28:04.200
قبل از اينکه تو جنگل پيدات کنن
يادت مياد؟

28:04.880 --> 28:09.200
مي‌خواستي با «توماس» فرار کني
و «بِنُوا» رو ترک کني . يادته؟

28:23.200 --> 28:28.300
" روز ناپديد شدن "

28:44.240 --> 28:46.240
ـ هي
ـ هي

28:47.200 --> 28:48.560
اينجا چي شده؟

28:51.200 --> 28:52.760
يه حادثه کوچيک

28:56.040 --> 28:59.080
<i>و اين آقا بايد بره
و دوست‌دختر سابقش رو بکنه</i>

29:01.640 --> 29:03.240
بِنُوا» ، دارم ترکت مي‌کنم»

29:14.240 --> 29:15.280
چرا؟

29:17.800 --> 29:21.360
ـ چون ديگه عاشقت نيستم
«ـ تو عاشقمي «مي

29:22.000 --> 29:25.600
ـ فقط گيج شدي
ـ مثل احمقا باهام رفتار نکن

29:25.680 --> 29:28.280
ـ بيشتر از چيزي که ميدوني مي‌شناسمت
ـ به‌خاطر «توماس»‌ـه؟

29:30.680 --> 29:32.840
تو خيلي وقته که ديگه دوستم نداري

29:36.440 --> 29:37.960
از اين حرفا نزن

29:41.520 --> 29:42.920
ورنيک» چي؟»

29:47.880 --> 29:48.880
آره

29:50.080 --> 29:53.760
آره . اون اتفاق افتاد
...ماله خيلي وقت پيش‌ـه . بعد از

29:58.040 --> 30:01.960
بعد از اينکه خودکشي کردي
رابطه‌ام رو باهاش قطع کردم

30:02.040 --> 30:05.640
ـ من به يکي نياز داشتم . بهت نياز داشتم
ـ من اينجام ، مگه نه؟

30:07.440 --> 30:09.880
ديگه بهم دروغ نگو «بِنُوا» . واقعاً که

30:10.840 --> 30:14.640
کارت پستالت رو پيدا کردم
رابطه‌تون تموم نشده

30:16.120 --> 30:17.360
تموم شده

30:17.800 --> 30:19.960
درمورد کارت پستال دروغ گفتم
...چون نمي‌خواستم

30:20.040 --> 30:22.360
سعي نکن کارهات رو توجيه کني

30:22.440 --> 30:26.160
دختره دست‌بردار نيست
اما من هيچ صنمي باهاش ندارم

30:26.240 --> 30:28.240
بايد از شنيدن اين حرف خوشحال بشم؟

30:45.280 --> 30:46.480
ديگه هيچي نميدونم

30:53.200 --> 30:54.880
فقط ديگه نميدونم

31:09.960 --> 31:11.120
حق با توئه

31:13.200 --> 31:16.360
فايده نداره . نميشه ادامه بديم

31:23.480 --> 31:26.440
اگه واقعاً مي‌خواي بري
پس به نظرم بايد بري

31:35.160 --> 31:36.280
متأسفم

31:40.680 --> 31:43.680
آره . برو و به اون مردي بده
که دخترمون رو کشت

31:46.600 --> 31:47.880
چي گفتي؟

31:54.080 --> 31:59.520
توماس دي گيست» همون رانند مستيِ»
«که به ماشينت زد «مي

32:09.400 --> 32:10.520
حقيقت نداره

32:13.200 --> 32:14.880
دروغ ميگي

32:19.080 --> 32:22.040
آره . داري دروغ ميگي

32:27.280 --> 32:28.960
بگو که دروغ ميگي

32:30.640 --> 32:32.200
بگو که دروغ ميگي

32:39.320 --> 32:40.720
دروغ نميگم

32:52.100 --> 32:55.900
" زمان حال - 12 دسامبر "

32:53.800 --> 32:57.560
3ماه افتاد زندان
و بعدش خسارت و جريمه داد

33:00.960 --> 33:02.760
اينم از انگيزه من

33:04.400 --> 33:06.920
گفتي با يه مَرده به اسم «تام» آشنا شدي

33:07.800 --> 33:11.320
اگه ميدونستم همون «توماس»‌ـه
جلوت رو مي‌گرفتم

33:13.240 --> 33:18.680
بِنُوا» درنهايت فهميد»
و سعي کرد به روش خودش قضيه رو حل کنه

33:18.760 --> 33:21.920
ـ چطوري؟
ـ با پنهون‌کاري از تو

33:23.640 --> 33:26.280
بدجوري به خدمتش رسيد

33:26.360 --> 33:31.280
اما «توماس» ول‌کُن‌ـت نبود
پس «بِنُوا» مجبور شد بهت بگه

33:32.360 --> 33:35.160
ـ ديگه نميدونم بعدش چي‌کار کردي
ـ هيچي

33:35.800 --> 33:40.240
هيچ‌کاري نکردم . هرگز همچين کاري نمي‌کنم
من رو که مي‌شناسي . درسته؟

33:43.840 --> 33:46.360
مطمئني «بِنُوا» کاري نکرده؟

33:54.520 --> 33:57.440
خانم ، شما اين برگه رو درست امضا نکردي

33:57.520 --> 34:00.360
...ـ پليس از همه‌ي ملاقاتيا خواسته
ـ الان ميام بيرون

34:06.600 --> 34:07.600
«مي»

34:09.760 --> 34:14.080
بايد به ياد بياري
تا بتوني از اينجا خلاص بشي

34:14.960 --> 34:16.120
ميدونم

34:18.440 --> 34:20.080
بايد از اينجا برم بيرون

34:20.920 --> 34:22.800
بايد از اينجا برم بيرون

34:39.680 --> 34:41.400
الو؟ بله

34:42.560 --> 34:44.080
15دقيقه ديگه

34:44.880 --> 34:46.280
يه ربع به 8؟ بله

34:46.880 --> 34:48.480
باشه

34:48.560 --> 34:50.520
آره . يادداشت مي‌کنم

34:53.960 --> 34:56.400
مي»؟ «آنِمي داهز»؟»

34:58.040 --> 35:01.120
داري ميري قدم بزني؟
ميشه منم بيام؟

35:02.120 --> 35:06.400
ميدونم يه چيزهايي رو ازم مخفي مي‌کني
و تو جلسه هيپنوتيزم تظاهر کردي

35:07.720 --> 35:11.160
چرا؟ آخه از چي مي‌ترسي؟

35:11.960 --> 35:13.080
از چيزي نمي‌ترسم

35:15.120 --> 35:16.720
چيزي براي از دست دادن ندارم

35:17.720 --> 35:19.960
پسرت همه چيزم رو ازم گرفته

35:21.480 --> 35:25.320
اگه تو براش پدر خوبي بودي
الان اينجا نبوديم

35:30.320 --> 35:34.000
...پسرم کار وحشتناکي کرده اما ما بايد

35:34.080 --> 35:38.040
نمي‌خوام هيچ‌کاري کنم
هر چند تو بايد دست از سرم برداري

35:39.400 --> 35:41.280
نميدونم بچه‌ات کجاست

35:42.880 --> 35:45.160
اما بچه‌ي من ديگه برنميگرده

36:25.120 --> 36:27.680
وُلکِرس» از کجا ميدونست»
تو جلسه هيپنوتيزم تظاهر کردم؟

36:34.920 --> 36:36.400
تو لوم دادي

36:39.120 --> 36:40.280
تو کي هستي؟

36:43.400 --> 36:46.520
مي‌خواي بازي کني؟
قراره حدس بزنيم من کي هستم؟

36:48.600 --> 36:49.680
مي» هستم»

36:51.040 --> 36:52.240
دوست‌ـت

36:53.560 --> 36:55.400
ـ و تو؟
ـ من؟

36:56.320 --> 36:57.920
من «يان پيترز» هستم

36:58.000 --> 37:01.580
ميشه يه چيزي بهت بگم؟
تو يه موش جاسوس کثيفي

37:02.120 --> 37:03.520
ورونسکي» موش‌ـه»

37:09.960 --> 37:11.520
مدارک پزشکيم کجاست؟

37:14.680 --> 37:15.960
مدارک؟

37:16.720 --> 37:20.000
چندتا از ورقاي پرونده پزشکيم نيست
پس‌شون بده

37:20.440 --> 37:23.800
فقط يه ديوونه مي‌شناسم که برگه کتابا رو مي‌کَنه
و اون تويي

37:27.160 --> 37:29.800
چيزي توشون بود
که من نبايد ميدونستم؟

38:58.720 --> 39:01.320
ـ بفرما
ـ ممنون . خدافظ

39:26.040 --> 39:27.720
«ـ هي «عمر
«ـ هي «مي

39:29.280 --> 39:31.280
مي» ، اين مامانم «فاطمه» هست»

39:32.120 --> 39:33.680
اينا خوشمزه‌ست . بخور

39:33.760 --> 39:37.160
ـ نه . نمي‌خوام مزاحم بشم
ـ مزاحم نيستي

39:37.240 --> 39:39.880
ـ چرا پيش ما نميشيني؟
ـ بشين

39:39.960 --> 39:42.320
ـ نوشيدني مي‌خوايد؟
ـ قهوه لطفاً

39:42.400 --> 39:44.360
ـ من چاي مي‌خورم
ـ چاي؟

39:44.440 --> 39:45.640
ممنون

39:57.600 --> 40:01.320
ـ کمکي ازم برمياد «ميکا»؟
ـ نه . ممنون

40:12.800 --> 40:14.240
چطور ميگيد به سلامتي؟

40:14.800 --> 40:17.360
ـ صاحا
ـ صاحا

40:21.640 --> 40:23.360
و ممنون؟

40:23.440 --> 40:24.920
ـ شکراً
ـ شکراً

40:25.840 --> 40:27.080
و متأسفم؟

40:27.960 --> 40:29.720
ـ آسفي
ـ آسفي

40:30.280 --> 40:31.520
آسفي

40:35.000 --> 40:38.400
ـ خسته‌اي مامان؟
ـ نه . يه‌کم سرگيجه دارم

40:38.480 --> 40:40.240
سرگيجه داره

40:42.560 --> 40:44.840
مي‌خواي ببرمش توالت؟

40:46.680 --> 40:47.520
آره

40:48.000 --> 40:50.840
مامان ، دنبالش برو ، خب؟

41:18.500 --> 41:22.000
" متأسفم "

41:39.600 --> 41:40.600
صاحا

41:41.695 --> 41:42.695
صاحا

42:05.000 --> 42:07.000
ممنون که رسونديم . خدافظ

45:23.240 --> 45:24.240
هي

45:26.560 --> 45:27.840
فرار کردم

45:30.240 --> 45:33.120
تو مرکز بازيافتم
جايي که «تام» زندگي مي‌کنه

45:35.400 --> 45:37.560
فقط بايد از اونجا بيرون ميزدم

45:41.200 --> 45:43.600
نه . تو تنها کسي هستي
که مي‌خوام ببينمش

46:00.400 --> 46:04.320
مي» ، همه دنبالت مي‌گردن»
بايد همين حالا برگردي

46:06.200 --> 46:09.080
اول بايد صحنه‌ي تصادف رو ببينم
بعدش برميگردم

46:10.960 --> 46:13.360
من حتي نميدونم کجاست

46:14.920 --> 46:17.080
اما مي‌توني سر دربياري

46:22.520 --> 46:26.320
واقعاً نمي‌تونم . پليسا دنبالتن

46:26.800 --> 46:30.120
ميدونم «تام» باعث و باني تصادفم بوده

46:31.920 --> 46:33.720
ميدوني چي‌کار کرده؟

46:33.800 --> 46:38.520
ميدونم که باهم رابطه داشتيم
و «بِنُوا» مي‌فهمه

46:41.360 --> 46:42.720
بايد برم اونجا

46:44.120 --> 46:47.280
بايد بخاطر بيارم
بايد ختم غائله بشه

46:52.680 --> 46:58.280
اگه به پليس زنگ بزني
بهشون ميگم بهم تلفن دادي

46:59.320 --> 47:01.040
بهم اعتماد نداري «مي»؟

47:04.200 --> 47:05.840
تو ماشين منتظر باش

47:40.840 --> 47:42.640
مي‌خواي باهات بيام؟

49:14.240 --> 49:15.840
فايده داشت؟

49:18.640 --> 49:19.640
آره

49:20.680 --> 49:22.800
چيزي يادت اومد؟

49:25.520 --> 49:26.520
نه

49:27.120 --> 49:28.960
درمورد «توماس دي گيست» چي؟

49:31.280 --> 49:32.480
حال‌ـت خوبه؟

49:36.120 --> 49:37.160
آره

49:39.240 --> 49:40.360
ممنون

49:50.000 --> 49:52.080
مامان «عمر» خوبه؟

49:52.160 --> 49:56.520
خوبه . فردا درموردش حرف ميزنيم
تو يه‌کم بخواب

49:58.080 --> 50:00.560
ـ ميشه لباساش رو پس بدي؟
ـ بله

51:19.880 --> 51:22.280
بدون شعله‌ور شدن سوخت

51:22.360 --> 51:24.600
ـ زنده مي‌مونه؟
ـ نميدونم

51:24.680 --> 51:27.560
همه‌جاش سوخته جز پاهاش

51:27.640 --> 51:31.160
ـ آره . پاهاش سالمن
ـ «مي» ، خوبي؟

51:33.200 --> 51:35.120
بذار ببرمت تو اتاقت

51:47.900 --> 51:49.600
<i>" : آنچه که در قسمت بعدي خواهيد ديد "</i>

51:49.640 --> 51:50.880
<i>24ساعت</i>

51:53.120 --> 51:55.680
<i>ـ يه سپر بلا مي‌خواي
ـ تو انگيزه داري</i>

51:55.760 --> 51:58.840
<i>بايد بخاطر بياري . الان وقتش‌ـه</i>

51:58.920 --> 52:01.000
<i>اين تنها راهه</i>

52:01.080 --> 52:04.320
<i>يه آتش‌افروز چطور به متانول
دسترسي پيدا کرده؟</i>

52:06.560 --> 52:09.920
<i>ـ مي‌خواي بازي کنيم؟
ـ زيادي رو تصادف تمرکز کردي</i>

52:10.000 --> 52:12.800
<i>ـ بشين عقب
ـ بايد رو «توماس دي گيست» تمرکز کني</i>

52:12.880 --> 52:14.760
<i>اما اين 2تا به هم مرتبطن</i>

52:15.520 --> 52:17.080
<i>اون همه چيز رو ميدونه</i>

52:17.160 --> 52:19.760
<i>يه کار وحشتناک با «توماس» کرده</i>

52:19.840 --> 52:21.240
<i>تف تو روحش</i>

52:22.300 --> 52:32.300
.:: @bollbolljan ::.