﻿WEBVTT

00:00.800 --> 00:16.340
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:16.800 --> 00:22.340
<i>قسمت ششم <i></i></i>

00:32.010 --> 00:36.570
. چه منظره اي ! مثل يه توله سنگ تشنه اي

00:36.570 --> 00:39.400
. حدس مي زنم که اوضاع به وفق مراد نبوده

00:52.350 --> 00:54.420
قبلا هم بهت نگفته بودم ؟

00:54.420 --> 00:58.810
چطوري ميتوني اونطور دخترها رو
بدون هيچ محدوديتي بگيري ؟

00:58.810 --> 01:03.280
. بعدشم تو هيچ روش بهتري نداري

01:04.570 --> 01:09.360
اون خانم بايد خيلي گرسنه باشه
. وقتي که نتونسته خودش رو سير کنه

01:09.360 --> 01:12.330
وضعيت فعلي اش چطوري هست ؟
بايد الان ديوونه شده باشه ، درسته ؟

01:12.330 --> 01:15.720
ازاونجايي که بايد تا جهش سال
بعدي منتظر ميمونده...هاهاها

01:15.720 --> 01:19.000
. مطمئنم که توي وضعيت وحشتناکيه

01:22.250 --> 01:24.780
بايد بزارم در مسئله اي قاطي بشي ؟

01:24.790 --> 01:29.800
منم اونجا بودم . مگه من بزرگترت نيستم؟

01:32.150 --> 01:36.120
مي دوني که يک خانم گرسنه با
يک شکارچي چطوري رفتار ميکنه

01:36.120 --> 01:38.380
که نمي تونه براش شکار آماده کنه ؟

01:40.060 --> 01:41.480
، خيلي ساده است

01:41.480 --> 01:44.330
. يک شکارچي ديگه جايگزين ميکنه

01:50.390 --> 01:55.330
تو فکر ميکني که با من فرق داري ؟

01:56.230 --> 02:01.850
.بايد منتظر بمونيم و ببينم که حقيقت داره

04:01.830 --> 04:06.830
چرا بايد اين توي يه محل اينطوري باشه ؟

04:06.830 --> 04:08.780
! ارباب جوان

04:08.780 --> 04:11.030
! من يه چيز مشکوک پيدا کردن

04:15.720 --> 04:18.920
! نه ، از اين راه نه ، از اين طرف

04:19.950 --> 04:23.430
... مراقب باشيد . مراقب باشيد

04:23.430 --> 04:27.990
اينجا ... اينجا ... اينجاست

04:29.200 --> 04:34.580
داشتم دستشويي ميکردم ، يک نگاه به زمين انداختم
! به نظر غيرعادي اومد ، با دقت نگاه کردم و اينو پيداکردم

05:14.870 --> 05:19.960
به مهارت هاي خودت نگاه کن
،وقتي داري چنين بازهايي ميکني

05:19.960 --> 05:24.570
. بايد احساس خيلي خوبي داشته باشي

05:24.570 --> 05:27.070
. شروعش که خوب بوده

05:28.570 --> 05:31.370
. براي نتيجه گيري و پيشداوري خيلي زوده

05:31.370 --> 05:34.520
هنوزم فکر نمي کردم اين انسانهاي عادي

05:34.520 --> 05:37.490
. بتونن چنين کارهاي بزرگي بکنن

05:37.490 --> 05:39.170
... پس

05:39.170 --> 05:46.000
.خواهش ميکنم از اون بدن ارزشمند محافظت کن

05:46.000 --> 05:48.970
، باعث افتخارمه که اين بدنو بهت تقديم کنم

05:48.970 --> 05:48.970
من توي اين جهش ماه کامل استراحت ميکنم

05:48.970 --> 05:55.010
من توي اين جهش ماه کامل استراحت ميکنم

06:05.210 --> 06:06.470
. اينجا

06:23.710 --> 06:26.600
.قرار نيست که تکون بخوره ، بيا با اين تلاش کنيم

07:12.600 --> 07:14.480
... مو يونگ

07:14.480 --> 07:16.820
. بايد فرا خوانده بشه

07:32.560 --> 07:34.560
چي مي تونه باشه ؟

07:42.470 --> 07:43.980
اين ديگه چي هست ؟

07:43.980 --> 07:47.610
کي اينجا اين همه سنگ قرار داده
زير لايه لايه پنهانش کرده ؟

07:47.610 --> 07:52.760
.جادوگراي زيادي که همشون اينجا نيستن

07:58.830 --> 08:00.710
... اينجا رو نگاه کن

08:00.710 --> 08:01.690
اينجا چي هست ؟

08:01.690 --> 08:03.120
چي هست ؟

08:11.130 --> 08:13.090
! يک بدن مرده است

08:13.090 --> 08:15.990
! اينا همشون استخوان هاي انسان اند

08:19.010 --> 08:21.430
! ارباب جوان

08:22.800 --> 08:27.170
! داري اونجا چيکار ميکني ، سريع از اونجا بيا بيرون

08:40.550 --> 08:45.300
! هان ... بهت گفتم که از اوجا سريع بيا بيرون

08:56.410 --> 08:57.640
. نه

08:57.640 --> 09:00.950
! اين مادر من نيست

09:03.300 --> 09:07.530
! هي ! همين الان بيا بالا

09:19.820 --> 09:21.690
اين ديگه چي هست ؟

09:22.310 --> 09:24.860
يکي ديگه ؟

10:07.690 --> 10:09.990
! دول سائه

10:11.340 --> 10:12.630
! از اين طرف

10:12.630 --> 10:15.080
!!اصلا شوخي نيست

10:15.080 --> 10:17.440
! فقط چشماتون رو ببنديد و دنبالم بيايد

10:17.440 --> 10:21.040
<i>موضوع چي هست ؟</i>

10:28.510 --> 10:30.910
. سريع به اون محل برو

10:30.910 --> 10:31.910
چي ؟

10:32.750 --> 10:34.950
چه اتفاقي داره ميوفته ؟

10:34.950 --> 10:36.830
! همين الان

11:15.780 --> 11:20.220
چرا اون دوباره ازم خواست که به اونجا برگردم ؟

11:32.250 --> 11:35.300
! حرکت کنيد
... همينجاست ، همينجا

11:49.210 --> 11:51.750
! بايد با دقت اين گودال رو حفاري کنيد

11:51.750 --> 11:54.730
! مراقب باشيد ، مراقب باشيد

11:56.260 --> 11:58.990
! اين ديگه چي هست ؟

12:00.050 --> 12:05.440
<i>اين پسري ... که داشت تعقيبم مي کرد ؟</i>

12:06.160 --> 12:12.020
<i>پس ... اون بوده که جنازه اون دخترو برداشته ؟</i>

12:12.020 --> 12:14.940
<i> ! چطوري فهميده ؟</i>

13:06.550 --> 13:09.620
داره توي اين دنيا چه اتفاقي مي افته ؟

13:14.290 --> 13:18.480
چرا بايد يکي به من چاقو بزنه ؟

13:18.970 --> 13:21.660
--- چرا دارن اونا تلاش ميکنن منو بکشن

13:27.480 --> 13:30.120
... مرگ

13:30.120 --> 13:35.160
... درسته ، من مرده بودم

13:35.160 --> 13:38.780
.... من قطعا مرده بودم

13:41.040 --> 13:43.620
دوباره زنده شدم ؟

13:44.480 --> 13:46.700
چطوري ميتونه امکان داشته باشه ؟

14:51.800 --> 14:55.010
! اين ديگه چي هست ، پيرمرد؟

14:57.520 --> 15:01.710
اگرچه که منو فرستاده بودي که حقيقت رو بفهمم
. بازم گذاشتي که منو بکشن

15:01.710 --> 15:04.740
. فکر کردم که مردم اما بازم يکبار ديگه زنده شدم

15:05.440 --> 15:08.030
دقيقا از من چي ميخواي ؟

15:08.030 --> 15:10.870
! چي مي خواي ؟

15:12.000 --> 15:14.460
پس من دقيقا چي هستم ؟

15:14.460 --> 15:17.440
! من واقعا انسانم يا چيز ديگه اي ؟ هان

15:25.750 --> 15:27.680
<i> . اينجا ، اينجا</i>

15:27.680 --> 15:30.160
. اونو بزار اينجا

15:30.160 --> 15:31.440
. اينجا

15:31.440 --> 15:34.490
. اينجا . اينو بلند کن

15:37.190 --> 15:39.380
!چي ... اين ديگه چي هست ؟

15:40.700 --> 15:43.660
<i>پا ! مراقب باش</i>

15:43.660 --> 15:45.470
<i>واي خداي من ، واي خداي من</i>

15:45.470 --> 15:48.700
<i> ! عجله کنيد ، عجله کنيد</i>

15:53.020 --> 15:58.260
دادرس ، اين -- اين ديگه چي هست ؟

15:58.680 --> 16:01.090
... وسايل قربانيان هست

16:01.980 --> 16:06.980
همشون رو بدون اينکه چيزي
. از قلم بندازين جمع کنيد

16:06.980 --> 16:08.880
ببخشيد من ؟

16:09.900 --> 16:11.480
. آه ، بله

16:41.390 --> 16:44.540
... فرمانرواي بزرگ

16:44.540 --> 16:50.500
از زماني که ما مرگ هايي که رو بر طبق
ليست برنامه ريزي نبودن رو پيدا
کرديم 400 سال ميگذره ، درسته؟

16:53.540 --> 16:56.660
.به احتمال زياد يک پرونده
شکستن استخوان ها خسته کننده است

16:56.660 --> 17:01.970
از اونجايي که هم روح و هم بدن
. بدون هيچ رد پايي ناپديد  شدن

17:02.620 --> 17:05.340
. اين به خاطر عدم مهارت من بوده

17:05.340 --> 17:10.010
.مکاني که جسدها مخفي شدن به زودي پيدا ميشه

17:10.750 --> 17:12.710
چطوري ؟

17:14.290 --> 17:17.510
.بزودي ، يکسري کار برات مياد که بايد انجام بدي

17:17.510 --> 17:20.450
. تموم شدنش به زمان بستگي داره

17:22.000 --> 17:24.230
. بله

17:28.910 --> 17:31.100
... فرمانرواي بزرگ

17:32.010 --> 17:35.880
... در مورد اون بچه ، آرانگ

17:37.210 --> 17:37.220
...اون يکي ، اون زمان ،  کسي که طناب قرمز روبازکرد
...اون يکي ، اون زمان ، کسي  که طناب قرمز روبازکرد

17:37.220 --> 17:41.090
... اون يکي ، اون زمان ، کسي که طناب قرمز رو بازکرد

17:41.090 --> 17:44.000
شما بوديد ، فرمانرواي بزرگ ؟

19:07.430 --> 19:09.030
! گفتم که مراقب باش

19:09.030 --> 19:10.280
<i>! زيادي تکونش نده</i>

19:10.280 --> 19:13.930
!مراقب باش ، مراقب باش

19:15.130 --> 19:18.250
... همون طور که دستور داديد ، آورديمشون

19:27.600 --> 19:30.780
... اين آدم ديوونه اي چيزي هست

19:37.680 --> 19:44.080
بهرحال ، دادرس
...اگه شما يه همچين چيزهايي رو توي دفتر نگه داريد

19:44.080 --> 19:46.570
همش همين ها هست ؟

19:46.570 --> 19:48.030
ببخشيد ؟

19:48.030 --> 19:52.390
.آه ، ب-ب-بله . همش همين هاست

19:56.420 --> 20:01.140
<i> . اينجا نيست
... وسيله هاي متعلق به مادرم نيست</i>

20:06.750 --> 20:10.680
<i>درسته . داشتم به چي فکر ميکردم ؟</i>

20:10.680 --> 20:12.520
<i> . نبايد داخل اينها هم باشه</i>

20:12.520 --> 20:16.830
<i>، اگه کشته شده بود
. حداقل روحش ميومد و منو ملاقات ميکرد</i>

20:19.360 --> 20:24.210
دادرس ... حالا بايد با اينجا چيکار کنيم ؟

20:24.210 --> 20:26.620
<i> اما ،دقيقا چه اتفاقي افتاده ؟</i>

20:26.620 --> 20:29.130
<i>چرا گيره مو اش اونجا افتاده بود ؟</i>

20:29.140 --> 20:32.910
<i>اونجا دقيقا چه اتفاقي افتاده بوده؟</i>

20:47.570 --> 20:49.660
چرا داري اينکارو ميکني ؟

20:51.090 --> 20:53.190
چه اتفاقي برات افتاده ؟

20:56.260 --> 20:58.400
. بزار برم

20:59.710 --> 21:02.260
گفتم که بزار برم

21:02.260 --> 21:03.780
. بهم بگو که کجا داريم ميريم

21:03.780 --> 21:06.840
اگه که نمي خواي بگي ، تصميم ندارم
. حتي يه قدم هم از اينجا بيرون بزارم

21:08.800 --> 21:10.200
. بهم بگو

21:10.200 --> 21:12.920
. منو خيلي سبک فرض نکن

21:20.260 --> 21:22.930
! همه اينا براي چي هست ؟

21:23.690 --> 21:28.430
چرا بايد توي اين شهر چنين اتفاقات وحشتناکي بيوفته ؟

21:28.430 --> 21:33.420
... چطوري ميتونيم استخوان ها رو شناسايي کنيم
و چطوري ميتونيم مقصر همه اينا رو پيدا کنيم ؟

21:33.420 --> 21:34.980
! اين مردم

21:34.980 --> 21:38.470
. الان اين مهمترين نگراني ما نيست

21:39.900 --> 21:45.060
.حالا ، ميليانگ تبديل به مرکز توجه ميشه

21:45.060 --> 21:50.900
بعدش ، چطوري ميتوني از اتاقهاي ذخيره سازي
مون دفاع کنيم و گسترششون هم بديم ؟

21:52.580 --> 21:56.400
يعني اينکه ... کوهي که هيچ مالکي
...نداره ... مسافراي زيادي ميان و ميرن

21:56.400 --> 21:58.860
!بعدشم اتاق ذخيره سازي مون مورد سرقت قرار ميگيره

21:58.860 --> 22:04.550
قبل از اين بايد از راهي استفاده کنيم
که بتونيم سريعتر گسترشش بديم ... ؟

22:04.550 --> 22:08.340
... پس ... ما هم در امان نخواهيم بود

22:08.340 --> 22:10.790
! حالا فهميديد ؟

22:11.230 --> 22:15.990
به نظر خطرناک مياد ، اما در نهايت
!دادرس باعث به وجود اومدن اين مشکل بزرگ هست

22:15.990 --> 22:19.210
به اين طريق ، ما هرگز نمي دونيم که
کي،  کشته مي شيم

22:19.210 --> 22:22.530
! توسط لرد چويي

22:22.530 --> 22:26.200
دادرس ،واقعا ، بايد باهاش چيکار کنيم ؟

22:27.840 --> 22:31.060
. بهتره بسوزونيمش

22:31.860 --> 22:34.050
... اينا

22:35.080 --> 22:37.900
همشون از اونجا هستن ؟

22:37.900 --> 22:39.340
. درسته

22:39.340 --> 22:43.520
اما چرا داري منو اونجا مي بري ؟

22:44.930 --> 22:46.120
. بهت احتياج دارم

22:46.120 --> 22:48.370
حالا چرا ؟

22:53.860 --> 22:56.130
.اينو مي شناسي ، درسته ؟اين چي هست

22:56.130 --> 23:01.420
.گيره موي مادرم که تو اونجا پيداش کردي

23:04.630 --> 23:06.720
چي؟

23:07.050 --> 23:10.390
خودت گفتي که وقتي بعد از مرگت
بيدار شدي ، اين رو با خودت داشتي ، درسته؟

23:10.390 --> 23:16.520
!حقيقت اينه که لي سو ريم هم ، همون جا مرده

23:19.720 --> 23:20.770
. به همين خاطره ، بيا

23:20.770 --> 23:24.340
،وقتي که دوباره به اون محل برگردي
. بعضي از خاطراتت دوباره برميگردن

23:24.340 --> 23:29.180
و وقتي حافظه ات دوباره برگرده ، ما ميتونيم
. چيزي در مورد اين گيره موي مادرم بفهميم

23:29.910 --> 23:31.220
. بيا بريم

23:31.660 --> 23:33.510
. من نمي خوام بيام

23:33.640 --> 23:35.180
! چرا دقيقا ؟

23:35.180 --> 23:37.130
. من مي ترسم

23:37.450 --> 23:39.850
. من نمي خوام براي بار دوم به اونجا برم

23:39.850 --> 23:41.990
.اگه به اونجا برم ، اينطوري حس ميکنم که دوباره ميميرم

23:41.990 --> 23:43.900
!حتي اگرم که بميري ، دوباره ميتوني زندگي کني

23:43.900 --> 23:46.290
! درمورد چي انقدر نگراني ؟

23:48.260 --> 23:51.140
از اونجايي که تا حالا نمردي ، نمي دوني ، درسته؟

23:52.630 --> 23:57.500
نمي دوني که لحظه مردن چقدر لحظه وحشتناکيه ،درسته؟

24:00.230 --> 24:03.940
... خاطراتم ... باشه

24:03.940 --> 24:06.690
. يه چيزي هست که به يادش آوردم

24:06.690 --> 24:12.420
به طور واضح يادم ميادم اون حس ترس وحشتناکي
!رو که اون بچه ، لي سو ريم هنگام مرگش داشت

24:14.960 --> 24:20.680
حتي اگه حقايق مرگ من هم اونجا باشه
.من نمي تونم الان برم چون خيلي ترسيدم

24:21.250 --> 24:24.910
.فقط وقتي که بخوام بدونم ، ميرم اونجا

24:24.910 --> 24:28.230
نه دادرس وقتي که تو مي خواي
! اون وقتي هست که من بخوام

24:28.230 --> 24:31.460
! من همون موقعي که بخوام ميرم

24:31.820 --> 24:34.440
. اما ، الان وقتش نيست

24:59.780 --> 25:02.520
... آرامگاه استخوانها پيدا شده

25:02.520 --> 25:04.150
. واقعا متاسفم

25:04.150 --> 25:06.460
، بردن اون جسد

25:06.460 --> 25:12.540
، و پيدا کردن آرامگاه استخوان ها
همش کار اون دادرس جديد هست ، درسته ؟

25:13.730 --> 25:19.350
پس ، داري ميگي اون پسره
همه کارهايي رو که کردي ديده ، درسته؟

25:23.330 --> 25:25.390
. بکشش

25:28.010 --> 25:31.620
. بکشش و اون جسد رو پيدا کن

25:31.620 --> 25:36.300
از اونجايي که اون جسد يه مدرک ميشه
.بايد اون رو دوباره برگردوني ، مهم نيست چي ميشه

25:37.950 --> 25:40.190
. مي فهمم

25:40.750 --> 25:43.660
... چطوري بايد برات توضيح بدم

25:44.340 --> 25:47.470
. بعدا از همه اين مسائل بهش فکر ميکنم

25:48.410 --> 25:52.180
... با توجه به آرامگاه استخوان ها
چطوري ازم ميخوايد که مراقب اين قضيه باشم ؟

25:52.890 --> 25:56.210
. پدرت خودش مواظب هست

26:14.760 --> 26:19.060
فکر ميکردم که تو فقط کسي هستي که
.روزي که جهش ماه کامل ميشه ، نابود ميشي

26:19.060 --> 26:22.620
حدس مي زدم که رابطه ام با آدم
. حقه بازي مثل تو همين جا تموم ميشه

26:22.620 --> 26:27.010
اگرچه که بعضي وقت ها پدر
.قلابي ات بودن هم سرگرم کننده است

26:30.060 --> 26:32.670
. احمق بي استفاده

26:48.910 --> 26:52.640
... خانم ، بايد چيکار کنم

27:10.240 --> 27:12.550
... خانم

27:14.260 --> 27:22.520
... خانم ... خواهش ميکنم ... نجاتم بده
.... خانم

28:22.990 --> 28:26.970
<i>. يعني اينکه لي سو ريم هم همون جا مرده</i>

28:28.020 --> 28:29.940
چرا ؟؟

28:29.940 --> 28:34.080
چرا لي سو ريم بايد توي يه همچون جايي مي مرده ؟

28:34.280 --> 28:38.890
<i>به همين خاطر هست که دوباره بايد بري اونجا . بري
.و ببيني که ميتوني حافظه ات رو دوباره به دست بياري</i>

28:38.890 --> 28:43.380
<i>اگه که حافظه ات برگرده ، منم ميتونم
. راجع به گيره موي مادرم بيشتر بفهمم</i>

28:43.380 --> 28:45.290
<i>حافظه ام ؟</i>

28:45.290 --> 28:47.000
<i>. درسته</i>

28:47.000 --> 28:49.840
<i>. يه قسمت از حافظه ام دوباره برگشته</i>

28:49.840 --> 28:54.680
<i>من خيلي واضح به ياد آوردم ترس وحشتناک
! اون بچه ، لي سو ريم رو وقتي که داشت مي مرد</i>

28:54.680 --> 28:59.390
اگه ما فقط بايد دنبال حافظه ي من برگرديم
چرا بايد حافظه من بين همه اينا از بين ميرفته ؟

28:59.700 --> 29:04.880
.ديدن چهره کسي که منو کشته چه اتفاق بزرگي خواهدبود

29:07.610 --> 29:10.390
<i>حقيقتي که در زير ماجراي مرگ من مخفي شده ؟</i>

29:10.390 --> 29:16.010
<i>درسته . براي اينکه بتونم حقيقت رو بفهمم
. بايد از مرگ لي سو ريم شروع کنم</i>

29:16.010 --> 29:21.480
<i>سواي همه خاطراتم ، بايد به ياد بيارم
که وقتي داشتم مي مردم هم چه احساسي داشتم؟</i>

29:21.480 --> 29:26.400
<i>يادم مياد وقتي که همون چيز رو تجربه کردم ؟</i>

29:27.100 --> 29:29.010
<i>شرورعش ؟</i>

29:29.010 --> 29:31.770
<i>همه چيز از چي شروع شد ؟</i>

29:31.870 --> 29:37.770
<i>خاطراتي که باعث ميشه من حقيقت پشت پرده
مرگ خودم رو ببينم ....همه چيز رو خودم شروع کردم؟</i>

29:47.630 --> 29:52.630
<i> پيرمرد ، من نمي دونم که نقشه اتون چيه
. اما هرکاري که ميخواي انجام بده</i>

29:52.630 --> 29:57.000
<i>! هر مانعي که ميخواي سر راهم بزار . همشون رو حل ميکنم</i>

32:41.140 --> 32:42.570
. يادم نمي ياد

32:43.580 --> 32:45.950
! پيرمرد ، اون چي هست ؟

32:45.950 --> 32:48.320
! چيزي يادم نمي ياد

32:50.390 --> 32:53.030
! بازم ميخواي همينطوري باشي ؟

33:06.720 --> 33:08.600
! اون چي بود ؟

33:18.230 --> 33:55.110
.:: @bollbolljan_com ::.

35:12.770 --> 35:14.980
... حافظه پاک شده

35:14.980 --> 35:17.740
، حالا حرفات رو مي فهمم

35:17.740 --> 35:22.050
. پس حالا همين الان دوباره بايد برگردي

35:52.970 --> 35:54.770
! جداي ، اين ولگرد

35:54.770 --> 35:57.080
، مهم نيس که چه روح نترسي باشه

35:57.080 --> 35:59.930
چطوري فهميده که اون شب چقدر وحشتناک بوده؟

36:04.520 --> 36:08.810
! شنيدم که يک مراسم يادمانه رو خانواده پارک ترتيب دادن-
! امشبه ، اون مراسم ؟-

36:08.810 --> 36:14.030
اگه از اين روح ها بپرسم
چيزي در اين مورد ميدونن ؟

36:44.200 --> 36:45.700
<i> .حالا</i>

36:45.700 --> 36:48.510
<i>، اگه بخوام قبل از اينکه شب تموم بشه اون جسد رو پيدا کنم</i>

36:48.510 --> 36:51.470
<i>. نبايد بيشتر از اين منتظر بمونم</i>

36:53.750 --> 36:55.550
! دادرس

36:57.530 --> 36:59.790
! دادرس

37:07.470 --> 37:09.380
! دادرس

37:11.550 --> 37:13.320
کجا رفته بودي که الان داري برمي گردي ؟

37:13.320 --> 37:14.770
... من

37:14.770 --> 37:17.130
. يه چيزي يادم اومده

37:21.630 --> 37:23.680
! دارم بهت ميگم که يه چيزي يادم اومده

37:24.730 --> 37:28.460
من ... اون چيزي که ديدم ... ؟

37:28.460 --> 37:31.800
<i> ... اين بچه</i>

37:34.450 --> 37:37.860
<i>... قطعا مرده بوده</i>

37:37.860 --> 37:41.150
! دارم بهت ميگم که يه چيزي يادم اومده

37:41.150 --> 37:44.130
اوه ... من به خاطر اينکه نگرانت بودم يا
چيزي راجع تو ، بيرون نيومده بودم ، باشه ؟

37:44.130 --> 37:48.240
اين فقط حس کنجکاوي ذاتي ام هست وقتي که حتي

37:48.240 --> 37:50.190
يک سگ ولگرد رو که با خودش به
خونه آورده ، نمي بينه ، باشه ؟

37:50.190 --> 37:52.310
! فقط به چيزي که ميخوام بگم ، گوش کن

37:52.310 --> 37:54.400
! سريع برگرد ، پاهات رو بشور و بخواب

37:54.400 --> 37:56.080
!منم از خستگي مردم

37:56.080 --> 37:58.280
! يادم اومد ! يادم اومد

37:58.280 --> 37:59.700
چي يادت اومد ؟

37:59.700 --> 38:01.640
. وقتي که گيره مو رو توي دستام داشتم

38:01.640 --> 38:03.500
! يادم اومد

38:04.860 --> 38:05.750
چي ؟؟

38:05.750 --> 38:07.410
، از موي يه خانمي

38:07.410 --> 38:09.400
! من اون گيره مو رو برداشتم

38:09.400 --> 38:11.390
، اوه ، همين طوري

38:11.390 --> 38:13.130
!اوه ، اينطوري

38:14.450 --> 38:15.760
از يه خانم ؟

38:17.280 --> 38:19.010
اون خانم چه شکلي بود ؟

38:19.960 --> 38:21.650
... اون ... نمي دونم

38:22.690 --> 38:24.300
! ... گفتي که يادت اومده بوده

38:24.300 --> 38:26.300
! من فقط تونستم پشت سرش رو ببينم

38:26.300 --> 38:29.500
.نه ، فقط تونستم موها و گيره مو اش رو ببينم

38:31.540 --> 38:32.950
!اوه ، بهش خوب فکر کن

38:32.950 --> 38:35.230
! گفتم که فقط موهاش رو ديدم

38:37.160 --> 38:38.460
. باشه ، خوبه

38:38.460 --> 38:42.660
پس ، باشه ، واسه چي گيره مو اش رو چنگ زدي ؟

38:46.880 --> 38:47.870
... نمي دونم

38:47.870 --> 38:49.450
نمي دوني ؟؟

38:52.830 --> 38:55.870
... باشه ، خوبه ، اون لحظه چه احساسي داشتي

38:55.870 --> 38:57.550
چطوري بوده ؟؟

38:57.550 --> 38:58.950
اين کار به خاطر اين بوده که احساس ميکردي تو خطري ؟

38:58.950 --> 39:02.660
يا فقط به خاطر يه ضرورت بوده ؟ يا
به اين خاطر بوده که احساس بدي داشتي ؟

39:07.490 --> 39:09.430
! نمي دونم

39:09.430 --> 39:11.790
! پس چرا داري ميگي که يادت اومده ؟

39:11.790 --> 39:14.490
! من اون گيره مو رو از پشت موي اون زن برداشتم

39:14.490 --> 39:16.520
! چند دفعه ي ديگه بايد اينو بهت بگم

39:19.420 --> 39:23.790
اما ، پس ... چرا يه دفعه اين يادت اومد ؟

39:24.780 --> 39:26.380
... رفتم اونجا

39:26.380 --> 39:27.950
. به کوه ها رفتم

39:27.950 --> 39:29.000
. به اون محل عجيب و غريب و ترسناک

39:29.000 --> 39:30.640
چي ؟

39:31.170 --> 39:33.140
!خودت گفتي که نميتوني بري چون خيلي ترسناکه

39:33.140 --> 39:34.970
، اينکارو کردم

39:34.970 --> 39:38.420
! اما با خودم گفتم که اگه بخوام ميتونم برم

39:38.420 --> 39:41.160
!بهرحال حتي اگه ميخواستي بري ، هم بايد با من ميرفتي

39:41.160 --> 39:42.340
! خودت گفتي که خيلي وحشتناک بود

39:42.340 --> 39:43.970
! آه ! بهرحال

39:43.970 --> 39:47.060
حتي اگرم با هم ميرفتيم ، فکر ميکني
که بازم ميتونست به من کمکي بکنه ؟

39:47.060 --> 39:50.390
تو حتما سرم غر ميزدي
. که اون مادر تو رو به ياد بيارم

39:50.390 --> 39:53.420
، شايد که ذهنم گيج و سردر گم ميشد

39:53.430 --> 39:55.050
! به خاطر تو ، بچه ماماني

39:55.050 --> 39:56.340
! هي

39:58.300 --> 40:00.470
.ايش ، پسر ماماني

40:00.470 --> 40:02.230
... اين کوچولو

40:02.230 --> 40:04.130
! هي ! همون جا وايستا

40:04.130 --> 40:06.340
... تو

40:06.340 --> 40:08.040
... پسر ماماني منحرف

40:12.940 --> 40:16.580
شما ... همون ارباب جوان اون دفعه اي نيستيد ؟

40:19.530 --> 40:20.630
چي شده ؟

40:20.630 --> 40:22.040
... من فکر ميکنم که

40:22.040 --> 40:24.110
... يه نفر رو اشتباهي ديدم

40:26.480 --> 40:28.740
، فکر ميکردم که تو نگهباني

40:29.670 --> 40:31.500
... اما تو يه زن هستي

40:32.640 --> 40:34.810
! بله ، درست ميگيد

40:34.810 --> 40:38.710
اون لحظه ي توي موقعيتي بودم که
. بايد تغيير لباس ميدادم

40:40.150 --> 40:42.450
! فکر نميکردم که همديگرو اينطوري ملاقات کنيم

40:42.450 --> 40:45.050
! ديدنت واقعا خوشحال کننده است

40:45.050 --> 40:46.330
<i>(ديدن اون چه خوشحالي داره ؟ )</i>

40:50.180 --> 40:51.610
! بيا الان بريم

40:51.610 --> 40:54.260
. خيلي خيلي دير شده

40:58.380 --> 41:01.870
!بهرحال ، ديدن دوباره ات واقعا خوب بود
! بيا دوباره همديگرو ملاقات کنيم

41:01.870 --> 41:02.610
! بيا

41:23.020 --> 41:24.700
... اون نمرده

41:26.350 --> 41:28.190
اون نمرده ... ! ؟

41:29.650 --> 41:32.380
چه اشتباه مسخره اي مرتکب شدم ...!؟

41:35.210 --> 41:37.110
... اين

41:37.110 --> 41:39.560
چطوري ميتونم اينمورد رو بهش گزارش بدم ؟

41:39.560 --> 41:44.280
<i>مي دوني که يه خانم گرسنه با شکارچي که
حتي نميتونه اينکارو بکنه ،چطوري رفتار ميکنه؟</i>

41:44.280 --> 41:45.550
<i>، خيلي ساده است</i>

41:45.550 --> 41:48.910
<i>. اون يه شکارچي ديگه جايگزين ميکنه</i>

41:57.670 --> 42:00.030
! اينجا ! اينجا ! بيا اينجا ! بيا اينجا

42:00.030 --> 42:03.070
! بزار برم ، خيلي خسته ام

42:03.070 --> 42:04.900
! فردا پاهام رو تميز ميکنم

42:06.240 --> 42:09.590
چرا داري دوباره به اتاق کس ديگه اي ميري ؟
! برو به اتاق خودت

42:09.590 --> 42:12.920
تو مي خواي روي دوشکي که تمامش
خوني شده ، بخوابم ! ؟

42:12.920 --> 42:15.190
... تميزش کردم

42:15.190 --> 42:16.010
واقعا ؟

42:22.400 --> 42:25.520
<i> يکم از موي زنه رو برداشتم</i>

42:25.520 --> 42:29.170
<i> . حالا فقط ميتونم پشت سرش رو ببينم</i>

42:30.700 --> 42:33.520
اون واقعا مادرم بوده ؟

42:33.520 --> 42:39.670
اگه مادر من بوده ، پس چرا رفته اونجا ؟

43:26.730 --> 43:28.640
<i>... اين پيرمرد</i>

43:28.640 --> 43:31.500
<i> هنوزم نرفته خونه ؟</i>

43:31.500 --> 43:33.640
. جو وال هستم

43:33.640 --> 43:36.820
<i>پدرت الان مريض هست</i>

44:10.750 --> 44:14.780
. تو يکي از پيرمرداي بي استفاده اي

44:35.500 --> 44:38.060
... سرورم ، رفتار مثل کسي هست که

44:38.060 --> 44:41.630
. دارم کم کم باعث آزار و اذيتم ميشه

44:42.250 --> 44:46.600
سرورم آيا من شما رو نجات دادم
يا جو وال رو نجات دادم ؟

44:46.600 --> 44:49.530
. برام دوگانگي پيش اومده

44:49.530 --> 44:52.280
، از اونجايي که اين بچه اينطوري بزرگ شده

44:52.280 --> 44:56.820
. فکر ميکنم که بتونه جاي تو رو بگيره

44:58.220 --> 45:00.590
بايد چيکار کنم ؟

45:03.210 --> 45:06.420
، اما

45:09.320 --> 45:14.640
از اونجايي که کارهايي هست که بايد برام انجام بدي

45:16.570 --> 45:20.620
، اگه تو اين بيماري لعنتي رو درمان کني

45:20.620 --> 45:22.990
. هرکاري که ازم بخواي برات انجام ميدم

46:03.260 --> 46:05.630
... احتياط ات رو از دست نده

46:05.630 --> 46:09.260
. تو هم به زودي تجربه اش ميکني

46:29.840 --> 46:33.060
... ارباب جوان ... اين وقت شب چيکار ميکنيد

46:33.060 --> 46:35.410
... پدر حالش زياد خوب نيست

46:35.410 --> 46:36.770
. نزار کسي بياد داخل

46:36.770 --> 46:42.080
چي؟!کجا ؟يعني انقدر حالش بده ؟

46:42.080 --> 46:45.070
چرا گئو دوئل رو اين اطراف نمي بينم ؟

46:45.070 --> 46:48.530
. بنا به دستورات لرد ، اون به گيم هائه رفته

46:48.530 --> 46:50.500
گيم هائه ؟

47:09.870 --> 47:15.250
... درسته ... فکر کنم هرکاري تونستي کردي

47:30.220 --> 47:35.240
<i>راهو باز کنيد ! شما هلوها</i>

47:35.240 --> 47:38.340
<i>! شما ها همتون مرديد</i>

47:47.130 --> 47:49.350
<i>!! ارباب جوان</i>

47:49.360 --> 47:52.300
<i>! هي ! چه اتفاقي برات افتاده ؟ داري چيکار ميکني؟</i>

47:52.300 --> 47:53.020
<i> ! هي</i>

47:53.020 --> 47:58.130
<i>اين خدمتکار! فکر کردم که گمتون کردم
نمي دونيد که چقدر ترسيده بودم</i>

47:58.130 --> 48:02.630
<i>! باشه ! بزار برم و بعد بهم بگو</i>

48:02.630 --> 48:08.990
<i>براي من ، شما ، ارباب جوان ، مثل يه برادر
. جوان تر ، عشقم ، يا يه چيزي شبيه اين هستيد</i>

48:08.990 --> 48:13.240
<i>چرا ... داري انقدر " اعترافات " طولاني مي کني ؟ <i>
(کلمه کره اي براي اعترافات ناگهاني است )</i></i>

48:13.240 --> 48:15.050
<i>وقتي که داشتم از گرسنگي مي مردم</i>

48:15.050 --> 48:19.440
<i>وقتي که پدربزرگ مادري شما منو نجات داد
من همون موقع به خودم قول دادم و بعدش</i>

48:19.440 --> 48:22.710
<i>! قول دادم که از اين خانواده محافظت ميکنم</i>

48:22.710 --> 48:26.280
<i>اگرچه که شما پسر يه خدمتکاريد</i>

48:26.280 --> 48:28.080
<i>چي ؟</i>

48:28.080 --> 48:32.930
<i>آه ، البته ، شما نصفتون فقط اشراف زاده است
... اگرچه که موقعيت ما دو تا با هم فرق داره</i>

48:32.930 --> 48:36.660
<i>! برو کنار</i>

48:37.430 --> 48:40.760
<i>! ارباب جوان</i>

48:45.320 --> 48:47.840
چرا اينطوري رفتار ميکني ؟

48:47.840 --> 48:49.990
<i>داري ميپرسي ، چون واقعا نمي دوني ؟</i>

48:49.990 --> 48:54.510
.همين الان مي خوام به آرامگاه استخوانها برم
. بيا با هم بريم اونجا

48:54.510 --> 48:56.770
<i>ديوونه است ؟</i>

48:56.770 --> 48:59.650
واقعا نمي توني از جات بلند شي ؟

49:08.650 --> 49:13.620
بايد بزارم که لرد کيم بدونه داره چيکار
ميکنه . حتي اگه مجبور بشم از چندين
!مرد قوي استفاده کنم که ازاينجا ببرمش بيرون

49:20.750 --> 49:25.640
آه ، جدا ! چرا بايد اينطوري باشه ؟
چرا بايد دوباره به اونجا بري ؟

49:25.640 --> 49:27.670
! جدا

49:33.500 --> 49:35.860
... حالا

49:35.860 --> 49:38.110
بايد چيکار کنيم ؟

49:52.950 --> 49:55.470
. بيايد بسوزونيمش

49:57.420 --> 50:01.440
چرا همش از ديشب داري اين حرف رو ميزني ؟

50:01.440 --> 50:06.220
... بيايد از شر اين دادرس خلاص شيم

50:07.320 --> 50:09.520
.... از شرش خلاص شيم

50:10.780 --> 50:13.210
خوب ، بيايد فقط از شرش خلاص شيم
!و بعدش به مردم بگيم که روحها اينکارو کردن

50:13.210 --> 50:16.050
اضافه شدن يه نفر ديگه عجيب نمي شه ، درسته؟

50:16.050 --> 50:20.760
.... پس ، ما بايد بک.... بک ... بکش

50:20.760 --> 50:25.790
بله ! پس ، اين خواسته
لرد چويي هم نيست که از ما ميخواد ؟

50:25.790 --> 50:27.790
... خوب

50:27.790 --> 50:30.970
اولش ، چرا به لرد چويي يه سر نميزنيم ؟

50:30.970 --> 50:33.520
،اين اخبار بايد به لرد چويي برسه
. با اين حال که آروم هست

50:33.520 --> 50:35.390
اما حتما ايده هاي متفاوتي داره
شما اينطور فکر نمي کنيد ؟

50:35.390 --> 50:36.960
تو ... تو هم اينطوري فکر ميکني ؟

50:36.960 --> 50:38.540
! ايش ، بيايد اينکارو انجام بديم

50:38.540 --> 50:41.730
.براي حالا ، بايد بريم و از لرد چويي بپرسيم

50:41.730 --> 50:42.700
! بيايد اينکارو انجام بديم

50:42.700 --> 50:44.960
.اولش ، خواهش ميکنم ازش بپرسيم

50:44.960 --> 50:46.200
من بايد ... ؟

50:46.950 --> 50:49.050
... پس

50:49.050 --> 50:50.760
. ايشون اصلا حالشون خوب نيست

50:50.760 --> 50:51.970
حالشون ... خوب نيست ؟

50:51.970 --> 50:53.740
. امروز نمي تونيد ملاقاتشون کنيد

50:53.740 --> 50:55.170
. فقط برگريد

50:55.170 --> 50:57.870
.هي ، نگاه کن ، ما نمي تونيم همينطوري برگرديم

50:57.870 --> 51:01.890
.نه ، بهم گفته شده هيچکس رو راه ندم

51:01.890 --> 51:06.890
ما وقت زيادي نداريم . اگه همين الان برگرديم
...شايد با بالشت چوبي اش مورد ضرب و شتم قرار بگيرم

51:06.900 --> 51:06.900
ايش ، بهرحال ، حتي اگه حرف
!مرگ و زندگي هم باشه ، امروز نه

51:06.900 --> 51:11.750
ايش ، بهرحال ، حتي اگه حرف
!مرگ و زندگي هم باشه ، امروز نه

51:11.750 --> 51:15.670
!!! نگاه کن ... نگاه کن

51:15.670 --> 51:17.150
داري چه اتفاقي مي افته ؟

51:18.120 --> 51:20.180
! اوه ، ارباب جوان

51:20.180 --> 51:22.280
... هيچ چيزي نيست

51:22.860 --> 51:24.570
... توي دفتر شما

51:24.570 --> 51:28.340
. دختري هست که من نشناسمش

51:28.350 --> 51:29.640
ببخشيد ؟

51:29.640 --> 51:34.040
...اوه ، بله هست . اسمش آرانگ ، آريرنگ
يا يه همچين چيزي هس

51:34.040 --> 51:37.590
. يه دختر زيرکه

51:37.590 --> 51:41.110
اما بهرحال ارباب جوان شما چطور باخبر شديد ؟

51:41.110 --> 51:42.400
اون دختر اهل کجا هست ؟

51:42.400 --> 51:44.430
ببخشيد ؟

51:44.430 --> 51:48.720
... اوه ، اون دختر استاد دادرس جديد است

51:48.720 --> 51:54.680
! انقدر شجاع هست
!که هيچ کس نه مي تونه باهاش حرف بزنه تا بزنتش

51:54.680 --> 51:57.350
دادرس جديد ... ؟

52:11.190 --> 52:13.450
! اين پيرمرد ها

52:13.450 --> 52:16.910
چيز ديگه اي براي کلاه گذاشتن سرم پيدا نکردين
به همين خاطر سرم رو با ماه هاي کامل گول زدين ؟

52:19.290 --> 52:21.620
... يه لحظه صبر کن

52:21.620 --> 52:24.840
اون گفت که من سه تا ماه کامل بيشتر
وقت ندارم ، اما حالا يه دونه اش گذشته

52:24.840 --> 52:27.070
... و فقط دو تا ديگه مونده

52:27.070 --> 52:31.020
، اما فقط دو روزه که گذشته

52:32.020 --> 52:33.750
! ايششش

52:33.750 --> 52:35.450
! دادرس

52:37.550 --> 52:40.020
کجا رفته ؟؟

52:47.670 --> 52:51.250
پس داري ميگي که نتونستي لرد چويي رو ببيني؟

52:51.250 --> 52:52.760
. واسه اون قضيه بوده

52:54.410 --> 52:57.900
،حالا ، ما هيچ انتخاب ديگه اي نداريم
تا زماني که لرد چويي دوباره به حالت قبلش برگرده

52:57.900 --> 53:01.960
ما هيچوقت فکرشم نمي کرديم که
! دادرس باعث چه مشکلاتي ميشه

53:02.960 --> 53:05.020
... دارم به بيرون انداختنش به بهترين نحو فکر ميکنم

53:06.020 --> 53:09.100
پس الان بايد چيکار کنيم ؟

53:09.100 --> 53:11.120
اگه طوري نشون بديم که توسط بعضي
... از اشرار شبانه مورد حمله قرار گرفتيم

53:11.120 --> 53:13.480
هي ! ما چه شکلي بايد تا شب صبر کنيم ؟

53:13.480 --> 53:16.880
. به دادرس نگاه کن
! مثل يه بشکه باروت اينورو اونور ميره

53:16.880 --> 53:19.890
! پس از ما ميخواي چيکار کنيم ؟

53:19.900 --> 53:19.900
. سريعترين راه ممکن

53:19.900 --> 53:21.880
. سريعترين راه ممکن

53:21.880 --> 53:24.330
، اگه بتونيم
حتي بايد همين -- اينکارو بکنيم

53:24.330 --> 53:25.850
همين الان ؟

53:25.850 --> 53:27.740
همين الان ؟

53:27.740 --> 53:28.800
! هي ، پيرمرد

53:31.250 --> 53:31.250
دادرس رو ديديد ؟

53:31.250 --> 53:32.680
دادرس رو ديديد ؟

53:32.680 --> 53:35.430
.... دادرس ... اشرار

53:35.430 --> 53:38.730
نه ، فکر نمي کنم که اينجا باشه ؟

53:38.730 --> 53:40.760
کجا رفته ؟

53:43.290 --> 53:43.290
! اوه ، دول سائه

53:43.290 --> 53:45.980
! اوه ، دول سائه

53:51.160 --> 53:52.180
! دول سائه

53:52.740 --> 53:55.210
! دول سائه

53:55.220 --> 53:59.460
!اسم دول سائه توي اين خونه ، اسم سگ هست ؟

54:00.080 --> 54:03.680
چطوري ميتوني فقط بهم بگي "دول سائه "،"دول سائه" ؟

54:03.680 --> 54:07.480
تو دول سائه هستي ، پس بايد چه چيز
ديگه اي کنار اسمت دول سائه بيارم ؟

54:07.480 --> 54:09.270
بايد " سائه دول " صدات بزنم ؟
<i>(برعکس دول سائه )</i>

54:09.270 --> 54:10.670
" سائه دول ؟ "

54:13.080 --> 54:14.640
دادرس رو ديديد ؟

54:14.640 --> 54:17.100
... مگه دادرس دوستته

54:17.100 --> 54:19.060
چرا .... بهش ميگي دادرس ؟
<i>(اون به جاي اينکه با دادرس رسمي صحبت
کنه باهاش غير رسمي صحبت ميکنه )</i>

54:19.060 --> 54:22.400
اون دادرس هست ، به همين خاطر
چه چيز ديگه اي بايد صداش بزنم ؟

54:22.400 --> 54:25.120
يا اينکه بايد اون رو هم به برعکس اسمش صدا بزنم ؟
! رس داد

54:27.080 --> 54:29.190
.دارم ازت ميپرسم که دادرس رو ديدي يا نه

54:29.190 --> 54:33.140
من ... نمي دونم ... همونطوري که گفته
.شايد به آرامگاه استخوانها رفته باشه ، پس اونجاست

54:33.140 --> 54:35.440
! تنهايي رفته ؟

54:35.440 --> 54:37.460
! گفت که باهم مي ريم

54:39.330 --> 54:42.150
با ... با هم ؟

54:44.440 --> 54:48.600
صبر کنيد ! صبر کنيد ! اين بزرگترين
! فرصتي هست که بهشت نصيب ما کرده

54:48.600 --> 54:49.610
هان ؟

54:49.620 --> 54:52.380
. اون گفت که دادرس به آرامگاه استخوان ها رفته

54:52.380 --> 54:56.800
چرا بايد بين اين همه جا اونجا رفته باشه ؟
ديگه چه نقشه اي توي سرشه ؟

54:56.800 --> 54:59.030
، دليله اينکه چرا رفته ، اصلا مهم نيست

54:59.030 --> 55:01.920
... حقيقتي که تنها اونجا رفته ، مهم هست

55:02.890 --> 55:05.660
! البته ! بهشت داره بهمون کمک ميکنه

55:05.660 --> 55:07.340
! بزار همون جا کارش رو تموم کنيم

55:07.340 --> 55:08.930
اوه ! ... چطوري ؟

55:08.930 --> 55:11.870
. از اونجايي که تنها رفته ، پس يه راهي هست

55:11.870 --> 55:14.650
!اونجا چه راهي ميتونه آسونتر باشه ؟
به هرحال اونجا آرامگاه استخوانهاست

55:14.650 --> 55:19.580
تمومه کاري که بايد انجام بديم اينکه
. که بندازيمش اون تو و خاک روش بريزيم

55:19.580 --> 55:21.630
ت ... تو ؟

55:21.630 --> 55:25.210
من ... دارم زياده روي ميکنم ؟

55:25.210 --> 55:29.300
... تو ... هستي
. خيلي خيلي زرنگ هستي

55:31.260 --> 55:32.410
همه چيز خوب پيش ميره ؟

55:32.410 --> 55:35.250
کجاي دنيا ميتونه يه همچين شانس بزرگي پيدا کني؟

55:41.920 --> 55:44.930
اوه ، دول سائه ! تو هم ميخواي بري اونجا ؟

55:44.930 --> 55:47.770
برم ؟ کجا بايد برم ؟

55:48.200 --> 55:52.330
چرا بايد به اونجا برم ؟ وقتي که اون
تا اين حد نگرانه منه ؟

55:53.820 --> 55:57.350
اون در مورد قول دادن با هلو صحبت کرده
بود اما چطوري ميتونه خودش تنهايي بره کوه ؟

56:03.220 --> 56:07.540
! مهم نيست چيکار بايد بکنم ، بايد اين دخترو بيرون کنم

56:25.430 --> 56:30.070
! پيشگويي امروز ، يک پني

56:30.070 --> 56:33.160
! من اتفاقات گذشته زندگيتون رو مجاني بهتون ميگم

56:33.160 --> 56:36.060
! بزار که فالتو ببينم
! برات خيلي ارزون حساب ميکنم

56:36.060 --> 56:39.280
خواهش ميکنم ، ميخوايد فالتون رو بگيرم ؟

56:40.640 --> 56:46.330
خداوند آسمان ها ، خواهش ميکنم فقط
!يک نفر رو برام بفرستيد ... فقط يک نفر

56:46.330 --> 56:48.440
... خداوند ، آسمان ها

56:48.440 --> 56:50.300
! چه آدم وحشتناک و راهزني مثل ولگردها بود

56:50.300 --> 56:52.770
دوباره همديگرو اينجا نمي بينيم ، درسته ؟

56:52.770 --> 56:56.340
اصولا ، سومين ملاقات بهتره
. اگه هيچ وقت اتفاق نيوفته

56:56.340 --> 56:59.730
.... آسمان ها

56:59.970 --> 57:03.340
اومدي اينجا که فالتو رو بگيرم ؟

57:07.010 --> 57:09.830
پرنده بدبخت ، دوباره اومدي بيرون ؟

57:21.220 --> 57:22.580
<i>! نه</i>

57:22.580 --> 57:25.560
<i>! به خودت نگاه کني  </i>
آرومي ، مگه نه ؟

57:31.260 --> 57:33.960
.اين رو فراموش کن . اون رو فراموش کن

57:37.660 --> 57:40.220
ميتوني يه طلسم برام بنويسي ؟

57:40.990 --> 57:43.640
چه نوع طلسمي مي خواي ؟

57:49.590 --> 57:52.550
يه طلسمي مي خواهم که اون دختره
. رو مجبور کنه که از اينجا فرار کنه

57:53.860 --> 57:57.640
براي اينکه يه دختر رو فراري بده ؟

58:05.260 --> 58:07.250
نمي توني يکي بنويسي ؟

58:07.250 --> 58:11.590
!  يکي مي نويسم برات
! به جاي درستي اومدي

58:11.590 --> 58:13.940
،من طلسم هاي مختلف زيادي رو نوشتم

58:13.940 --> 58:18.070
و فقط طلسم هاي خودم من هم هست
!که روي دخترا بدون نقص کار ميکنه

58:18.070 --> 58:21.440
دختره باهات تا کجا پيش رفته ؟

58:22.140 --> 58:25.430
اگه بهش عشق داده باشي و احساسات
. پس يک نيانگ مي شه

58:25.430 --> 58:29.600
اما اگه بيشتر از ايناست ، طلسم خيلي
مشکلتر ميشه و بايد بيشتر پول بدي

58:29.600 --> 58:31.910
تا کجا باهاش پيش رفتي ؟

58:33.250 --> 58:34.490
منظورت از اينکه " چي بهش دادي چي هست " ؟

58:34.490 --> 58:38.630
. رابطه ات با اون دختره ديگه

58:38.630 --> 58:42.490
!چي ؟
رابطه ! ؟

58:43.140 --> 58:45.730
!صدا اردکي به همين خاطره پول در نمياري
منظورت از رابطه بين من و اون چي هست ؟

58:45.730 --> 58:49.530
!چي تو سرت ميگذره لعنتي ؟
!شما يک دختر احمقي

58:49.530 --> 58:52.470
نه ، نه ، نه ! اين چيزي نيست که منظور من باشه
- - بايد در مورد اين رابطه بدونم که

58:52.470 --> 58:56.780
! دهنت رو ببند
!فکر ميکني ارباب جوانم کي هست ؟

58:56.780 --> 59:02.820
!بدن ارباب جوان من پاک و بيگناه مثل يه قو شده

59:02.820 --> 59:04.780
!بالاخره فهميدي چي ميگم ؟

59:22.280 --> 59:25.010
!هي ، دختر طلسم شده صدا اردکي

59:25.010 --> 59:27.560
!!! ميخوام بکشمت

59:52.530 --> 59:58.260
.واقعا عجيبه . هيچ روحي اينجا نيست

01:02:23.360 --> 01:02:26.770
.همون طور که انتظار داشتم هيچي اينجا نيست

01:02:27.950 --> 01:02:30.200
اون همه روح ، کجا رفتن ؟

01:02:31.080 --> 01:02:33.690
.نمي شه که همشون با هم به دنياي اموات رفته باشن

01:03:38.860 --> 01:03:56.830
.:: @bollbolljan_com ::.