﻿WEBVTT

00:00.100 --> 00:05.980
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:06.100 --> 00:10.980
خواهش مي کنم ، مي توني يه مقدار از
وقتت رو در اختيار من قرار بدي ؟

00:11.770 --> 00:13.950
. فقط چند لحظه نياز دارم

00:14.620 --> 00:17.630
. فکر نمي کنم ، که امکان داشته باشه

00:20.730 --> 00:22.730
. دادرس

00:23.680 --> 00:26.900
.... من با بانو کار دارم
... نشنيدي

00:26.900 --> 00:29.720
نشنيدي که بهت گفتم امکان نداره ؟

00:38.990 --> 00:41.720
من با اينکار موافقت نمي کنم بنابراين

00:41.720 --> 00:43.840
! برو گمشو

00:51.820 --> 00:54.050
! بيا بريم

01:04.230 --> 01:08.590
<i>قسمت 14 سريال آرانگ و دادرس </i>

01:08.600 --> 01:16.550
<i> ? اگه بخوام فقط براي يه لحظه
بزارم بري ، فقط براي يه لحظه
خيلي سخت مي شه که جلوي اشکامو بگيرم </i>

01:16.550 --> 01:24.290
<i> ? ، چون با عشق ما موافقت نشده </i>

01:24.290 --> 01:35.050
<i> ?به همين خاطره که اين عشق
باعث درد گرفتن قلبم و ديوونه شدنم ميشه </i>

01:35.050 --> 01:45.350
<i> ? لبخندات در مقابل من
مني که الانم آماده مردن هستم </i>

01:45.350 --> 01:55.730
<i>? برام جاي تعجبه که چقدر
ديگه مي تونم در کنارت بمونم ؟ </i>

01:55.740 --> 02:06.060
<i>? تعجب زده ام که بدونم تو
بالاخره مي فهمي چه احساسي بهت دارم </i>

02:06.060 --> 02:18.150
<i> ? عشق ما انقدر بزرگ شده که
حتي نمي تونيم با کلمه هايي مثل
دوست دارم هم پرش کنيم ؟ </i>

02:18.150 --> 02:21.680
<i>? يه عشق حتي از سرنوشتي
که برامون رقم مي خوره هم بهتره </i>

02:21.680 --> 02:23.540
. دادرس

02:27.880 --> 02:30.410
. هنوزم نمي تونه اينطوري باشه

02:30.410 --> 02:32.560
واقعا نمي تونه ؟

02:36.360 --> 02:42.600
در برگشت ، من هيچ چيزو برات سخت
.نمي کنم ، اين تنها کاري اه که مي تونم برات بکنم

02:44.990 --> 02:46.750
. همه چيز اين دفعه خيلي متفاوته

02:46.750 --> 02:51.550
به خاطر اينکه من از روي ريا نمي گم
" باشه ، من با تصميمت موافقت مي کنم "

02:56.010 --> 03:00.150
مي دونم که اون چيزي که داري ميگي
. احساس واقعي ات نيست

03:00.150 --> 03:06.320
نمي خوام تظاهر کنم که مي فهمم
.بپذيرم و با بي علاقگي بهت رفتار کنم

03:07.940 --> 03:10.790
دقيقا چي مي خواي ؟

03:10.790 --> 03:12.840
. خودت گفتي که خيلي پيچيده است

03:12.840 --> 03:14.950
. اما اينطوري نيست خيلي ساده هم هست

03:14.950 --> 03:18.970
. من دارم ميرم و تو اينجا مي موني

03:19.720 --> 03:21.290
. چيز ساده تري از اين نيست

03:21.290 --> 03:23.230
اين همون چيزي هست که قراره اتفاق بيوفته اما

03:23.230 --> 03:25.910
دقيقا از چي مي خواي ؟

03:38.450 --> 03:40.970
. اين دقيقا همين کاري هست که ميخوام بکنم

03:41.780 --> 03:46.470
اگه بشه مي خوام بغلت کنم و نگهت
.دارم ، دقيقا مي خوام همينکارو بکنم

03:46.470 --> 03:52.290
اگه بخوام ببينمت اينکارو مي کنم و اگه بخوام
.بهت چيزي بگم تصميم دارم که بدون ترديد بگم

03:52.290 --> 03:58.980
و راجع به تمام مسائل ديگه در آينده
.براي فکر کردن بهشون ، خيلي وقت دارم

04:00.410 --> 04:05.080
<i>?، ... حتي اگه سرنوشت چشمهاي تو رو بپوشونه </i>

04:05.080 --> 04:17.080
<i>?خواهش مي کنم مراقب عشق عميقي
که هردومون نسبت هم داريم باش </i>

04:17.080 --> 04:24.330
<i>?... من فقط به تو نگاه مي کنم
به تو که خيلي دوستت دارم نگاه ميکنم </i>

04:24.330 --> 04:31.470
<i>?زيباي من تو از اونچيزي که
من توي ذهنم داشتم هم بهتري </i>

04:31.470 --> 04:38.490
<i>?حتي اگه صدا منو فرا بخوانه
حتي اگه قلبم با خشونت باهام حرف بزنه </i>

04:38.490 --> 04:44.240
<i>?. تنها اسم تو هست که به زبونم مياد</i>

04:44.240 --> 04:46.860
<i>. مي خوام هر وقت که دوست داشتم ، ببينمت </i>

04:46.860 --> 04:50.310
<i>و اگه چيزي هست که ميخوام بهت بگم
بدون ترديد بهت بگم </i>

04:50.310 --> 04:53.510
اگه تو هرکاري که دلت مي خواد رو بکني

04:53.510 --> 04:58.370
. بعدش ... بيشتر و بيشتر صدمه مي بيني

04:59.260 --> 05:01.920
طوري رفتار مي کني که همه چيزو مي دوني

05:01.920 --> 05:04.230
اما با اين همه چرا هنوز از آخر اين
ماجرا آگاه نيستي ؟

05:04.230 --> 05:06.690
. مثل يه احمق

05:28.670 --> 05:31.110
. خيلي عجيب و غريبه

05:31.110 --> 05:33.500
چرا اونا اينجا نيستند ؟

05:34.200 --> 05:36.770
چند روز از اون موقع گذشته ؟

05:49.040 --> 05:50.550
اينجا چي کار مي کني ؟

05:50.550 --> 05:54.320
. داشتم از اينجا رد مي شدم

05:54.320 --> 05:56.220
بنابراين

06:15.930 --> 06:20.430
. به خاطر اون شب ازت عذر مي خوام

06:21.960 --> 06:28.430
هيچ دليلي نيست که به خاطر احساسات
. دادرس ، احساس تاسف بکني

06:33.690 --> 06:41.580
.در واقع ، چيزايي هست که مي خوام بهت بگم

06:41.580 --> 06:43.890
چي هست ؟

06:48.510 --> 06:50.660
. ارباب جوان

06:50.660 --> 06:55.540
... قلبت

06:56.510 --> 07:00.730
مشکلي نيست که ازت بخوام قلبت رو به من بدي؟

07:02.350 --> 07:04.060
.ار ... ارباب جوان

07:04.060 --> 07:06.400
امکانش هست ؟

07:06.400 --> 07:12.830
... اگه بتوني اينکارو بکني بعدش من ... من

07:12.830 --> 07:17.870
.فکر مي کنم که ميتونم يکم متفاوتر زندگي کنم

07:20.700 --> 07:24.370
چرا ... چرا انقدر اتفاقي ؟

07:24.370 --> 07:31.860
اصلا هول هولکي نيست اما فقط حالاست
که فهميدم بيشتر از همه  نياز دارم

07:33.130 --> 07:35.810
. چي کار کنم

07:38.880 --> 07:41.780
.طوري رفتار مي کنم که چيزي نشنيدم

07:43.250 --> 07:45.320
. حالا ديگه ميرم

07:48.430 --> 07:53.170
همش به خاطر اينه که من با دختر
دادرس قبلي ، نامزده کرده بودم ؟

07:54.040 --> 07:57.900
.فکر مي کردم که در موردش حرف زديم

08:03.540 --> 08:08.750
همه ميگن که بعد از هر فصلي شکوفه هاي
. دوباره به زمين زندگي ميدن

08:08.750 --> 08:16.990
اگرچه که من هرگز نتونستم يه زمين
. پر از شکوفه به اون بانو بدم

08:34.120 --> 08:39.360
اگه مي دونستم که چنين اتفاقي مي افته
هيچ وقت يه جاي ديگه نمي زاشتمش . کجا گذاشتمش؟

08:39.360 --> 08:43.640
. فکر کنم که دفعه آخري اينجا ديده بودمش

08:47.270 --> 08:49.030
. اينجا نيست

08:49.030 --> 08:52.020
. مطمئنم که دفعه آخر اينجا ديده بودمش

08:52.020 --> 08:53.840
،زير کتاب قبلي 8 امين نسل مادر جدم

08:53.840 --> 08:56.150
.يه کتاب واسه 9 نسل قبلم بود

09:06.340 --> 09:09.640
بانگ يو ري ، خونه هستي ؟

09:10.270 --> 09:12.120
چي ؟

09:13.420 --> 09:16.520
چرا هميشه توي همچين وقت هايي ظاهر ميشه ؟

09:20.150 --> 09:23.270
چرا وقتي خونه هستي ، جواب آدم رو نمي دي؟

09:23.270 --> 09:25.390
به چه مناسبتي صبح به اين زودي اومدي ؟

09:26.750 --> 09:29.850
.گوشت خوک بخار پز با کيمچي بخورش

09:29.850 --> 09:32.600
. بهش نيازي ندارم ، با خودت ببرش

09:32.600 --> 09:34.050
هان ؟

09:34.050 --> 09:36.150
چه طور مي تونه يه پسر انقدر پر حرف باشه ؟

09:36.150 --> 09:39.860
دقيقا به اون بانوي شاد چي گفتي که
به يه همچين آدمي تبديل شده ؟

09:39.860 --> 09:42.300
...نه ، من فقط به ارباب جوانم فکر مي کردم

09:42.300 --> 09:43.660
فقط ارباب جوان تو هست که مهمه ؟

09:43.660 --> 09:45.780
براي احساسات کس ديگه اي ارزش قائل نيستي ؟

09:45.780 --> 09:48.670
به علاوه ، در مورد جايگاه من چطور ؟

09:49.540 --> 09:52.880
. منم احساس تاسف مي کنم

09:52.880 --> 09:57.400
.بانوي جوان مجبوره که خيلي زود به دنياي اموات برگرده

09:57.400 --> 10:01.730
و من نگرانم که ارباب جوان من تنها
.و بي کس در اين دنيا باقي بمونه

10:01.730 --> 10:04.310
قراره برگرده ؟

10:20.200 --> 10:26.020
<i>... قلبت </i>

10:26.020 --> 10:29.990
<i>مشکلي نيست که ازت بخوام قلبت رو به من بدي ؟ </i>

10:32.120 --> 10:36.040
<i>پس ، اين سرنوشت تو بوده ، لي سو ريم</i>

10:36.040 --> 10:36.050
<i>مردي که تو با همه وجودت دوست داشتي
حالا از من مي خواد که عاشقش باشم
<i>. پس اين سرنوشت تو بوده لي سوريم </i></i>

10:41.580 --> 10:45.860
<i>. من قلبي براي دادن به اون مرد ندارم </i>

10:49.840 --> 10:52.800
. لي سو ريم ، برات متاسفم

10:57.110 --> 10:58.940
... کتاب

10:58.940 --> 11:00.900
... کتاب

11:00.900 --> 11:04.480
به طور تصادفي ، من جاي ديگه ازش استفاده نکردم...؟

11:05.260 --> 11:07.030
. بانو

11:07.030 --> 11:08.840
چرا تنها اومدي ؟

11:08.840 --> 11:14.580
.دفعه آخر هم دادرس تنها اومده بود
شما دو تا با هم دعوا کرديد ؟

11:21.870 --> 11:25.370
هنوز چيزي در مورد اون کوزه نفهميدي؟

11:27.280 --> 11:29.180
. دارم به سختي کار مي کنم

11:29.630 --> 11:34.190
بايد کتاب 9 نسل قبل ، مادر جدم رو پيدا
.کنم ، اما هر چي مي گردم نمي تونم پيداش کنم

11:35.140 --> 11:38.890
مي دونم که سخته ، اما خواهش مي کنم
يکم زودتر اينکارو انجام بده ؟

11:38.890 --> 11:40.340
. به خاطر اينکه من وقت زيادي ندارم

11:40.340 --> 11:45.170
همش برام جاي تعجب بود که چرا
... همش دادرس مي گه که وقت زيادي نداره

11:46.660 --> 11:49.490
. شنيدم که به زودي به دنياي اموات برميگردي

11:50.490 --> 11:52.180
. بله

11:53.660 --> 11:57.530
اگه اونا مي خواستن تو رو به دنيا برگردونن
.بايد حداقل شانس يه زندگي دوباره رو بهت ميدادن

11:57.900 --> 11:59.840
ديگه گفتن اين حرفا چه سودي داره ؟

11:59.970 --> 12:04.560
من بايد وقتي اون پيرمردها منو
. به دنيا برمي گردوندن ، اينو مي دونستم

12:05.690 --> 12:09.900
من شايد ندونم که دقيقا تو و دادرس
... دنبال چي هستين

12:09.900 --> 12:13.840
پيدا کردن اين ، پيدا کردن اون
.اما خواهش مي کنم اينطوري نباش

12:13.840 --> 12:14.860
چي ؟

12:14.860 --> 12:20.220
دادرس داره همه چي رو توي خودش ميريزه
. و تو هم اينجوري سرگردان و تنها هستي

12:20.390 --> 12:23.050
فکر نمي کني که اين تلف کردن وقت باقي مونده است؟

12:23.190 --> 12:26.730
احساس ناراحتي نداري که ميزاري به
همين راحتي روزات يکي پس از ديگري تموم بشن؟

12:28.060 --> 12:31.760
داري اينکارو ميکني به خاطر اينکه نگراني
که بعد از تو اون لحظات سختي رو سپري کنه؟

12:34.490 --> 12:37.350
اين فقط تو و دادرس نيستيد ، که مجبوريد
.که سرنوشت رو قبول کنيد ، يک نفر بره و يکي بمونه

12:37.350 --> 12:40.850
هميشه يه نفر هست که ميره و يه
. نفر مجبوره که تنها بمونه

12:40.850 --> 12:42.840
چيزي که دارم بهت ميگم تجربه ي
. بيشتر آدمها ست

12:42.840 --> 12:46.770
بايد اونا چيکار کننن وقتي که يه نفر اون
يکي ديگه رو با يه عالمه ترس ترک مي کنه ؟

12:46.770 --> 12:50.460
اينطوري نيست که من احساس واقعي ات
. رو بفهمم اما اينطوري نباش

12:50.460 --> 12:57.280
اگه تو واقعا به دادرس فکر مي کني پس
.بايد براش يه يادگاري قبل از رفتنت باقي بزاري

12:57.890 --> 13:00.750
. بايد براي تو هم همينطور باشه

13:01.050 --> 13:04.280
اگه بخواي تنهايي وارد دنياي اموات بشي
با چه نيرويي ميخواي به زندگي ات ادامه بدي ؟

13:09.120 --> 13:14.010
<i>تو فکر مي کني که مي توني بعد از
اينکه احساسات رو نشون دادي
بهم زدن يه رابطه رو تحمل کني ؟ </i>

13:14.140 --> 13:17.130
<i>. بعدشم با همه نيروت به زندگي ات ادامه بدي </i>

13:17.250 --> 13:20.750
<i>تو فکر مي کني که اون بعد از اينکه
تو اينجا رو ترک کني قادر به تحمل
غم و اندوه دوري از تو نخواهد بود ؟ </i>

13:20.750 --> 13:25.080
<i>. يه انسان مي تونه با غم ها زندگي کنه </i>

13:25.180 --> 13:30.410
<i>اين عشقه ، خاطرات ها ، خاطرات</i>

13:30.410 --> 13:34.030
<i>اگه تو تنها کسي باشي که تبديل
.به نيرويي براي ادامه حياتش بشي ، چي</i>

13:34.030 --> 13:36.950
<i>حتما الان تو بهشتم ، درسته ؟ </i>

13:37.410 --> 13:40.150
<i>. بله شک نداشته باش که اينجا بهشته </i>

13:44.620 --> 13:52.480
<i>... اگه تو حتي يه دونه از اونا رو نداشته باشي
. اون موقع هست که حتي قادر به زندگي کردن هم نيستي</i>

14:15.300 --> 14:17.820
. اين امکان نداره

14:18.680 --> 14:21.350
هيچ راهي وجود نداره که يه نفر
. بتونه ، وارد اينجا بشه

14:24.560 --> 14:26.220
منظورتون چي هست ؟

14:26.220 --> 14:28.290
! دارم ميگم که يه نفر وارد اينجا شده

14:28.290 --> 14:31.850
يه نفر ... يه نفر وارد اونجا شده
... و روح من

14:31.850 --> 14:33.940
. اين امکان نداره

14:33.940 --> 14:37.050
چه کسي مي تونسته وارد حرم بشه ؟

14:37.060 --> 14:39.950
.شما اونجا رو طوري ساختيد که هيچ کسي نتونه وارد بشه

14:39.950 --> 14:43.470
، حتي من و پدرم هم هرگز وارد اونجا نشديم

14:43.470 --> 14:48.430
و حتي هيچ کدوم از خدمتکار ها هم جرات
نزديک شدن به اقامتگاه شمارو ندارن،پس کي ...؟

14:53.810 --> 14:55.760
<i>. بانو </i>

14:55.760 --> 14:57.570
<i>. ارباب جوان </i>

15:01.640 --> 15:06.210
ديگه چي هست ؟
داري به چيزي فکر مي کني؟

15:08.920 --> 15:11.150
. فکر کنم که اون آدم دادرس بوده باشه

15:11.150 --> 15:13.440
دادرس ؟

15:13.440 --> 15:16.400
. امکان نداره
. هيچ راهي وجود نداره

15:16.400 --> 15:19.080
. فکر مي کنم درسته ، حتما دادرس بوده

15:19.770 --> 15:24.490
،وقتي که اون آرامگاه استخوان ها رو پيدا کرد
. با هاش اون طلسم رو هم پيدا کرده بود

15:25.000 --> 15:30.610
دفعه آخر هم اومده بود که بهمون بگه
.مي دونه ما هم يه طلسم مثل همون رو داريم

15:31.140 --> 15:32.810
و بعدش هم اومده بود به ديدن پدرم
... و کلي تهديدش کرده بود

15:32.810 --> 15:35.610
! پيرمرد

15:36.100 --> 15:38.060
! حرومزاده
! بالاخره همه چيز رو خراب کردي ؟

15:38.060 --> 15:40.690
. مي دونم . مي دونم

15:40.690 --> 15:41.660
چي ؟

15:41.660 --> 15:45.310
.من مي دونم اون دختره ، آرانگ کي هست

15:45.310 --> 15:48.890
الان ديگه داري چه مزخرفاتي به هم مي بافي ؟

15:48.890 --> 15:51.050
اون دختره ، همون نبوده ؟

15:51.050 --> 15:53.930
.اون جسم ابدي که هرگز نمي ميره

15:58.580 --> 16:00.680
چطوري فهميدي ؟

16:00.680 --> 16:02.450
. گيج شدم

16:02.450 --> 16:04.980
چرا از من مخفي اش کردي ؟

16:04.980 --> 16:08.440
واقعا فکر کردي که من يه پيرمرد
بدون قدرت و بدرد نخورم ؟

16:08.610 --> 16:12.660
منظورت از اينکه گفتي ، ميدوني
اون دختره کي هست چي بوده ؟

16:12.660 --> 16:17.130
فکر مي کنم که بدونم . فقط بايد از
.چيزي که فکر مي کنم مطمئن بشم

16:17.760 --> 16:19.100
انگيزه هات چي بودن ؟

16:19.100 --> 16:26.870
واقعا کنجکاوم بدونم وقتي که تو بفهمي
.هويت واقعي اون دختر چي هست ،چيکار ميکني

16:27.890 --> 16:34.180
داري سعي مي کني باهام مذاکره کني ؟

16:39.850 --> 16:42.200
... يه پيرمرد که مثل يه مار افعي قرمزه

16:42.200 --> 16:45.070
چطوري جرات کرده که با من چونه بزنه ؟

16:48.830 --> 16:50.610
. بريد و کوزه رو پيدا کنيد

16:50.610 --> 16:52.030
، هيچ اغتشاشي راه نندازين

16:52.030 --> 16:54.690
. اما فقط سريعا کوزه رو برگردونيد

16:58.800 --> 17:04.180
... دادرس
چطوري تونسته وارد بشه ؟

17:05.270 --> 17:10.450
... اون در رو انسانهاي عادي نمي تونن باز کنن
... چطوري امکان داره تونسته باشه

19:48.140 --> 19:50.420
<i>مشکل کي بوده ؟ </i>

19:50.420 --> 19:54.780
<i>وقتي که ما توي بهشت بوديم ، اگه يکم
بهم کمک مي کردي مي تونستم تبديل به انسان بشم </i>

19:54.780 --> 19:57.650
<i>. مي دونستي که فرمانرواي بزرگ راهي داره </i>

19:57.650 --> 20:00.280
<i>. اولش چنين راه هايي نبودن </i>

20:00.280 --> 20:01.780
<i>. تو اشتباه کردي </i>

20:01.780 --> 20:03.370
<i>! شوخي رو بس کن </i>

20:03.370 --> 20:08.910
<i>به همين خاطر بود که من راه خودم
رو پيدا کردم اما تو همه چيز رو خراب کردي </i>

20:13.820 --> 20:15.880
. مو يئونگ

20:27.740 --> 20:31.850
من سرزنشت نمي کنم . پس فقط به
. کارت که گرفتن روح هاست تمرکز کن

20:35.650 --> 20:38.910
اگه مو يئون همچنان به کاراش ادامه بده
چه اتفاقي خواهد افتاد ؟

20:38.910 --> 20:44.210
مثل قبل ، افراد بي گناه زيادي کشته مي شن
. و صدها و هزاران روح گم مي شن

20:44.210 --> 20:47.870
. با استفاده از بدن آرانگ هم اون جادوانه مي شه

20:48.500 --> 20:54.390
، اگه نتونيم جلوي مو يئون رو بگيريم
. اون حتي از تصور ما هم قوي تر ميشه

20:54.390 --> 20:58.420
وقتي که داشتيد آرانگ رو مي فرستاديد
بهش گفته بوديد که بدنش طعمه به اين خطرناکي هست؟

20:58.420 --> 21:01.050
.توي اين مورد ، من هيچ راهي جز انتخابش نداشتم

21:01.050 --> 21:03.100
، اگه بزاريم مو يئون همچنان به کارش ادامه بده

21:03.110 --> 21:05.320
، به خاطر همه اون مرگ هاي بدون دليل

21:05.320 --> 21:10.440
به تدريج ، بين زمين و دنياي اموات
.يه شکست خيلي بزرگ پيش مياد

21:11.270 --> 21:14.970
من نمي دونم که اين اتفاق 100 ها
، سال پيش افتاده يا هزاران سال پيش

21:14.970 --> 21:21.020
اما در نهايت ، اون زمين رو نابود خواهد
.کرد و بهشت رو هم مورد تهديد قرار خواهد داد

21:21.020 --> 21:23.810
هيچ راهي وجود نداره که مو يئون
.بتونه يه همچين نيرويي داشته باشه

21:23.810 --> 21:26.130
. اين نيروي مو يئون نيست

21:26.130 --> 21:30.310
.اين قدرت فروپاشي نظم جهان هست

21:30.310 --> 21:33.060
با اين حال ، اين روش خطرناکي نيست ؟

21:33.060 --> 21:35.800
. امکان داره که بتونه آرانگ رو مال خودش بکنه

21:37.100 --> 21:39.340
. به همين خاطره که نبايد بزاريم اين اتفاق بيوفته

21:39.340 --> 21:41.570
شما منظورتون اين هست که (کيم ايون اوه )ميتونه جلوشو بگيره؟

21:41.870 --> 21:45.360
چطوري امکان داره بتونه در مقابل
مو يئون دووم بياره ؟

21:45.960 --> 21:51.730
بهت نگفته بودم که در حين اينکه به انسان ها
،اعتماد دارم ، ولي در نهايت بهشون اعتماد ندارم

21:51.730 --> 21:54.420
. همش به مو يئون بستگي پيدا ميکنه

21:54.420 --> 22:00.380
انساني که من بهش اعتماد دارم کيم ايون اوه
... و کسي که مو يئون بهش اعتماد داره

22:01.470 --> 22:03.300
. تو هستي

22:05.340 --> 22:07.820
.اين چيزي هست که نمي تونيم براش کاري کنيم

22:07.820 --> 22:12.890
... به خاطر اينکه مو يئون
. با تو ارتباط خوني داره

22:16.830 --> 22:23.670
، بنابراين
.تو نمي توني کاري بکني

22:40.740 --> 22:42.710
اين ديگه چي هست ؟

22:44.500 --> 22:46.550
چه اتفاقي داره ميوفته ؟

22:49.160 --> 22:51.620
چرا اين اينطوري هست ؟

23:05.370 --> 23:07.410
داري چيکار مي کني ؟

23:09.870 --> 23:11.940
. زمان زيادي هست که همديگرو نديديم

23:14.580 --> 23:17.470
تموم ديروز رو کجا بودي ؟

23:19.670 --> 23:22.750
اجتناب کردن از من ، بهترين کاري
هست که مي توني انجامش بدي ؟

23:22.750 --> 23:27.450
من با همه وجودم تلاش کردم و
. اون آخرين دفعه هم نبوده

23:29.100 --> 23:32.040
، اون چيزايي که اون شب گفتم رو

23:32.040 --> 23:33.720
. تصميم ندارم هيچکدومشون رو پس بگيرم

23:33.720 --> 23:37.340
. اما عوضش منتظر مي مونم

23:37.340 --> 23:41.250
تو از اون دسته از آدمها هستي که
.وقتي به چيزي نياز داشته باشي اونو ميخواي

23:45.280 --> 23:49.530
... پشتم
... فقط از اون کلمه ها استفاده کن

23:49.540 --> 23:52.540
. تو مجبورم کردي همه شب اينطوري اينجا بشينم

23:52.540 --> 23:55.240
. حتي نمي تونم فکرشم بکني که کمرم چقدر باارزشه

23:55.240 --> 23:59.200
پس چرا بايد اينطوري احمقانه رفتار کني ؟

23:59.200 --> 24:02.770
فکر مي کردم که به محض اينکه چشماتو
.باز کني فرار ميکني . واسه ي همين اينکارو کردم

24:02.770 --> 24:06.090
چرا فرار کرده بودي ؟

24:09.240 --> 24:14.070
. من فکر مي کنم که رگ و ريشه ي روحها از بين رفته

24:15.380 --> 24:18.090
. خيلي وقته که ازشون هيچ خبري نيست

24:18.090 --> 24:20.010
. نيومدن که ما رو پيدا کنن

24:20.010 --> 24:23.220
. اونا جلوي در خونه اون پيرمرد هم نبودن

24:23.940 --> 24:28.470
فکر نمي کنم که اونا قبل از اينکه به
.درخواستشون رسيدگي بشه ، برن

24:28.470 --> 24:34.200
فکر مي کنم که شايد مثل ارواح ساکن
.در اون خونه مورد حمله قرار گرفته باشن

24:34.200 --> 24:41.450
فکر نمي کنم که يه آدم معمولي توانايي
.ساختن يه مکان بسته و نابودي ارواح رو داشته باشه

24:41.450 --> 24:45.860
پس داري ميگي که لرد چويي نيروهاي
مافوق طبيعه داره ؟

24:45.860 --> 24:48.190
. هيچ راهي نيست

24:48.190 --> 24:49.910
چرا فقط به لرد چويي مشکوکي ؟

24:49.920 --> 24:49.920
چي ؟

24:49.920 --> 24:51.220
چي ؟

24:51.220 --> 24:53.730
پس يعني کس ديگه اي هم ميتونه باشه؟

24:53.730 --> 24:56.760
لرد چويي تنها فردي هست که تو اون خونه زندگي ميکنه؟

24:56.760 --> 24:59.010
. فکر نمي کنم که جو وال باشه

24:59.010 --> 25:01.120
چطوري مي توني به طور قطع بگي که نيست ؟

25:01.120 --> 25:05.290
تو مي توني صداي يه قطره آب رو از اعماق
يه چاهم بشنوي ، اما به همين آسوني نمي توني
. صداي قلب يه انسان رو بشنوي

25:05.290 --> 25:11.650
اگه اونا يه همچين توانايي داشتن در عرض
. يه ثانيه مي تونستن من رو ناپديد کنن

25:11.650 --> 25:13.730
. خوب حقيقت داره

25:13.730 --> 25:19.410
فکر کنم توي اين مورد اونا نتونستن
تو رو که يه روح باکره بودي ، تسخير
. کنن و هنوز هم دارن دنبالت مي گردن

25:19.410 --> 25:21.890
. پس اينطوري به نظر مي رسه

25:21.890 --> 25:26.630
فکر نمي کنم چون اون به من ابراز
. علاقه کرده و احساس واقعي اشو گفته

25:26.630 --> 25:29.530
چي ، ابراز علاقه کرده ؟

25:29.530 --> 25:31.250
. نگران نباش

25:31.250 --> 25:37.620
من تو رو نپذيرفتم پس الان حتما داري
با خودت فکر مي کني که ارباب جوان رو قبول کردم؟

25:37.620 --> 25:41.940
پس اين مسائل نمي تونه در مورد لرد چويي صادق باشه ؟

25:41.940 --> 25:47.410
اگه اون چنين توانايي داشته باشه اون
. حتما مي فهمه که تو قبلا کي بودي

25:47.900 --> 25:52.980
، اگه هيچ کدوم از اون دو تا نباشن
پس حتما يکي از خدمتکاراشون بايد باشه ؟

25:52.980 --> 25:59.170
اگه که اون ها هم نباشن پس يعني کسي
هست که ما ازش اطلاع نداريم ؟

25:59.170 --> 26:03.420
از حالا به بعد ، بايد راجع به خدمتکارهاي
. لرد چويي هم اطلاعات به دست بيارم

26:03.420 --> 26:04.910
ببخشيد ؟

26:04.910 --> 26:07.970
خدمتکارهاي لرد چويي؟

26:07.970 --> 26:11.960
، يکي از اونا اسمش گيو دئول هست
... و اسم يکي هم کيم سئوبانگ

26:11.960 --> 26:14.300
. و فکر کنم که دو تا هم کارگر زن داشته باشن

26:14.300 --> 26:17.200
همين ! واسه ي خونه ي به اين بزرگي ؟

26:17.200 --> 26:20.960
بله ، لرد چويي خيلي ساده و
با صرفه است توي خرج کردن

26:20.960 --> 26:27.660
اون آدمي نيست که يه عالمه خدمتکار
. دور و بر خودش جمع کنه

26:27.660 --> 26:34.150
، و بعلاوه که اونا بيرون از خونه لرد چويي زندگي مي کنند
و وقتي که کارشون تموم مي شه
.دوباره به خونه هاشون برميگيردن

26:34.150 --> 26:37.620
پس ، شب , فقط لرد چويي
و پسرش توي اون خونه هستن ، تنها؟

26:37.620 --> 26:39.510
. بله ، اينطوري فکر مي کنم

26:39.510 --> 26:44.400
اگه اتفاقي بيوفته گيو دئول و کيم
. سئوبانگ شب رو مي مونن

26:44.400 --> 26:49.330
اما بيشتر اوقات لرد چويي و پسرش
. توي خونه تنها هستن

26:49.330 --> 26:51.620
اينطوري هست ؟

26:53.700 --> 26:56.230
... اگه اينطوري هست ، پس همونطور که انتظار دارم

26:56.230 --> 26:58.720
يکي از اون دو تا بايد باشن ؟

26:58.720 --> 27:02.280
. لي بانگ ! اتفاق بزرگي رخ داده

27:02.280 --> 27:05.550
، قبل از اين که دادرس بفهمه
... بايد اين خرابکاري رو جمع کنيم

27:05.550 --> 27:07.540
آه ، کدوم خرابکاري رو جمع کنين ؟

27:07.540 --> 27:08.860
چه اتفاقي افتاده ؟

27:20.020 --> 27:23.410
. اينجا . اينجا . تو بايد بري

27:28.120 --> 27:32.160
چند تا پوستر براي پيدا کردن گشت زن
نصب کرده بودي که اين همه آدم اومدن ؟

27:32.160 --> 27:35.640
اين واقعا چيز عجيبي هست چون ما فقط
.يک پوستر توي سطح شهر نصب کرده بوديم

27:35.640 --> 27:37.690
، واقعا منحرف کننده است
اينطوري نيست ، دادرس ؟

27:37.690 --> 27:39.660
. ما سريعا مراقب اين اوضاع خواهيم بود

27:39.660 --> 27:44.860
بله ، چون ما نمي تونيم همه اونا رو استخدام
.کنيم ، خوب نيست که اونا رو هم سردرگم کنيم

27:44.860 --> 27:46.290
واقعا ؟

27:46.290 --> 27:48.200
... اگه که قضيه اينطوري هست

27:48.200 --> 27:48.980
. همشون رو استخدام کن

27:48.980 --> 27:49.940
ببخشيد ؟

27:49.940 --> 27:52.220
! ارباب جوان

27:52.220 --> 27:55.120
با اين همه آدم بايد چيکار کنيم ؟

27:55.130 --> 27:58.940
. بالاخره يک کاري براي انجام دادن پيدا کردي

28:00.040 --> 28:02.370
! همشون رو استخدام کن

28:06.930 --> 28:20.330
.:: @bollbolljan_com ::.

28:21.200 --> 28:27.420
دادرس يه نگاه بنداز لطفا . همه
. اينا پوست و استخوان هستند

28:27.420 --> 28:32.090
، با اين هيکلي که دارن
چطوري مي تونن يه باتون پليس رو بلند کنن؟

28:32.090 --> 28:34.610
واقعا ؟

28:35.790 --> 28:38.680
... اگه مشکل دقيقا همينه

28:38.680 --> 28:41.680
. از حالا به بعد بهشون خوب غذا بدين

28:42.930 --> 28:47.700
همون طور که انتظار مي ره ، دفتر
. يه دادرس بايد گشت زن داشته باشه

28:47.700 --> 28:52.130
چرا الان من فقط به چيزاي خوب فکر ميکنم ؟

28:56.390 --> 28:59.000
. بيايد ، بيايد

28:59.000 --> 29:01.810
.همه گشت زن هاي ميليانگ به من گوش بديد

29:01.810 --> 29:03.940
. شما ها فقط بايد سه کار انجام بديد

29:03.940 --> 29:08.090
اول اينکه ، همه گشت زن ها بايد از
.دستورات دادرس بدون چون و چرا اطاعت کنن

29:08.090 --> 29:08.950
فهميديد؟

29:08.950 --> 29:09.930
! بله

29:09.930 --> 29:13.640
. دوم اينکه
. وظيفه شما حفاظت از اينجاست

29:13.640 --> 29:15.510
. بعلاوه بايد از شهر هم محافظت کنيد

29:15.510 --> 29:16.360
! بله

29:16.360 --> 29:18.530
، سوم

29:18.530 --> 29:19.900
، وقتي چيز رو که برخلاف قوانين هست
و يه بي عدالتي هست مي بينيد

29:19.900 --> 29:21.710
. بدون توجه از کنارش رد نشيد

29:21.710 --> 29:22.760
! بله

29:22.760 --> 29:27.450
اگه اين سه کاري رو که مي گم
انجام بديد ، شما و خانواده تون

29:27.450 --> 29:31.640
.بيشتر از اين گرسنگي نخواهيد کشيد

29:31.640 --> 29:33.940
... دقت کنيد اين سه نفر
(مراقب کارهاي شما خواهند بود و مطمئن
خواهند شد که کارتون درست انجام ميديد)

29:33.940 --> 29:37.180
! باشه

29:37.180 --> 29:40.850
، حالا ، يه مورد ديگه هم هست

29:40.850 --> 29:43.140
... پشت سر همه شما ها

29:43.140 --> 29:45.460
. من اونجا خواهم ايستاد

29:45.460 --> 29:47.690
! بله

29:48.780 --> 29:51.380
.بالاخره اداره داره سر و سامان مي گيره

29:51.380 --> 29:53.460
... و بعلاوه از حالا به بعد هم

29:53.460 --> 29:57.420
دول سائه بهتون ياد ميده که چطوري
.از نيروهاتون به نحو مطلوب استفاده کنين

29:57.420 --> 29:59.800
شب و روز با پشت کار آموزش ببينيد

29:59.800 --> 30:04.650
بعدش شما گشت زن هايي ميشيد
. که اين شهر بهتون افتخارميکنه

30:15.550 --> 30:18.970
! داريد به چي نگاه مي کنيد ؟
!سرهاتون رو به اين طرف برگردونيد

30:18.970 --> 30:22.490
. از حالا به بعد به اون زن نگاه نکنيد

30:22.490 --> 30:25.780
حتي اگرم بهش نگاه کنيد هم
.به عنوان يه روح بهش فکر کنيد

30:25.780 --> 30:26.850
فهميديد؟

30:26.850 --> 30:29.710
. بله

30:47.240 --> 30:49.060
. سرورم ، اون رو باخودم آوردم

30:49.060 --> 30:51.480
. بفرستيدش داخل

30:57.670 --> 30:58.750
. مي توني بري بيرون

30:58.750 --> 31:00.680
. بله ، سرورم

31:06.510 --> 31:08.090
، سرورم

31:08.090 --> 31:10.880
... چي شده که منو به اينجا فراخونديد

31:10.880 --> 31:13.370
. بنشين

31:18.070 --> 31:19.870
پس تونستي ببينيش ؟

31:19.870 --> 31:21.080
. بله

31:21.080 --> 31:23.870
تو بهش نگفتي که برگشتي ، درسته ؟

31:23.870 --> 31:25.240
. بله

31:25.250 --> 31:30.760
چطوري بود ؟
به نظر خيلي شبيه اش نبود؟

31:30.860 --> 31:33.460
.... ا ... اون

31:33.460 --> 31:35.900
چرا نمي توني صحبت کني ؟

31:35.900 --> 31:39.750
بايد يه نفر رو به خونه دخترت بفرستم ؟

31:40.940 --> 31:44.390
گفتي که اون بچه که به دنيا اومده ، نوه ات هست؟

31:44.390 --> 31:47.330
... سر... سرورم

31:47.330 --> 31:49.380
. پس فقط چيزي رو که ميخوام بهم بگو

31:49.380 --> 31:52.240
اونا شبيه ي همديگه نبودند؟

31:52.240 --> 31:54.270
. هيچ دليلي براي مقاومت کردن وجود نداره

31:54.270 --> 32:03.350
فقط به خاطراينکه . اون شبيه دختري
که يه روزي مي خواست عروس من بشه
. بهش آسيبي نخواهم زد

32:04.300 --> 32:07.620
چطور امکان داره چنين تصادفي رخ داده باشه؟

32:07.620 --> 32:11.810
. اونا ... واقعا شبيه به هم هستن

32:11.810 --> 32:12.820
اينطوري نيست ؟

32:12.820 --> 32:16.070
اونا شبيه هم هستن ، چقدر شبيه هم هستن ؟

32:16.070 --> 32:20.620
انقدر شبيه هستن که وقتي در اولين نگاه
ببينيش به اشتباه بهش بگي " بانو " ؟

32:20.620 --> 32:22.100
... بله

32:22.100 --> 32:26.060
. تقريبا داشتم " بانو " صداش مي زدم

32:26.060 --> 32:30.150
. اينطوريه ؟ بله ، منم اينو ميدونستم

32:31.910 --> 32:35.790
گئو دئول . گئو دئول . بيرون وايستادي ؟

32:38.630 --> 32:41.730
. اين خياط قديمي راه طولاني براي برگشتن داره

32:41.730 --> 32:43.270
. به اونجا ببرش و برگرد

32:43.270 --> 32:45.900
. بله

33:21.700 --> 33:27.710
اينو بسوزون و خاکسترش رو با آب بنوش
. بعدش همه بيماريهات از بين ميرن

33:28.990 --> 33:30.360
مطمئني ؟

33:30.360 --> 33:34.560
. من چيزي که معني و مفهوم نداره نمي گم

33:35.790 --> 33:41.560
جو وال و دادرس ، کي مي خوايد
مسائل رو بين اين دوتا سر و سامان بديد؟

33:43.810 --> 33:45.940
. به زودي

33:46.240 --> 33:50.650
پس من مي تونم يه چيز ديگه هم بگم ؟

33:50.850 --> 33:55.340
يادتون هست که جو وال با يه نفر نامزد کرده بوده؟

33:55.340 --> 33:56.250
نامزده کرده بوده ؟

33:56.260 --> 34:00.570
مي دوني که ، دادرس قبلي
خيلي بهم ضربه زده

34:00.570 --> 34:04.500
به همين خاطر فکر کردم اگه با
. هم فاميل بشيم ، خيلي بهتره

34:04.500 --> 34:08.530
نامزدي رو کنسل کرديم چون
.خيلي از اين قضيه خشمگين شده بودي

34:08.530 --> 34:12.140
، اما بعدش ، اون دختره گم شد

34:12.140 --> 34:13.990
. اگرچه که واقعا " گم " نشده بود

34:13.990 --> 34:15.470
حالا الان مشکل کجاهست ؟

34:15.470 --> 34:18.560
اون موقع ، دفتر و ميليانگ هر دو
. دچار هرج و مرج شده بودن

34:18.560 --> 34:23.510
اگرچه که من يه شايعه پخش کردم که اون
.با يه پسر سطح پايين فرار کرده و روش سرپوش گذاشتم

34:23.510 --> 34:26.650
.آه ، شايد شما تا اين حد از ماجرا رو نمي دونستي

34:26.650 --> 34:28.920
چرا داستان رو انقدر طولاني مي کني ؟

34:28.920 --> 34:30.890
چي مي خواي بگي ؟

34:30.890 --> 34:33.910
آه ، پس شما هم يادتون مياد ؟

34:33.910 --> 34:38.190
مي دوني ، سه سال پيش ، روزي
، که جهش ماه کامل شد

34:38.190 --> 34:43.600
آه ... همونطوري که گفتي اون روز
.وقتي بود که تاريکي ماه رو احاطه کرده بود

34:43.600 --> 34:45.300
داري سعي داري چي بگي ؟

34:45.300 --> 34:48.030
... توي اون کوهستان

34:48.030 --> 34:49.100
کوهستان ؟

34:49.100 --> 34:53.200
.مي دوني ، توي اون خونه ي مخروبه ي کوهستان

34:53.290 --> 34:56.470
اون موقع ، اون دختري که اشتباها
. به اون خونه ي مخروبه رفت

34:56.480 --> 35:03.580
. نامزد جي وال يا همين آرانگ بود

35:03.950 --> 35:09.210
. اسمش لي سوريم بود

35:09.210 --> 35:15.520
. و چند وقت پيش هم جسدش پيدا شد

35:15.690 --> 35:20.580
چطوري بود ، به خاطر اين اطلاعات
من بهاي سنگيني پرداخت کردم ، مگه نه ؟

35:20.580 --> 35:23.800
. بله ، بهاي سنگيني پرداخت کردي

35:23.800 --> 35:29.720
بايد اينو مي دونستي که بايد به اين
.خاطر به زندگي رقت انگيزت ادامه بدي

35:29.720 --> 35:33.560
. پيرمرد حيله گر

35:41.790 --> 35:46.540
داري مي گي که اون دختري که اون
. روز مرده دوباره به زندگي برگشته

35:46.540 --> 35:53.090
. پس واضح نيست که من از اون دختر چي ميخوام

35:53.090 --> 35:57.430
که کسي که اون رو کشته دستگير
. کنم و ازش انتقام بگيرم

35:59.570 --> 36:02.190
... فرمانرواي حيله گر بزرگ

36:02.190 --> 36:08.160
به اين خاطر يه همچين دختري رو فرستاده
... که به طور طبيعي هم دنبال من برگرده

36:32.320 --> 36:33.370
ديگه چي شده ؟

36:33.370 --> 36:38.890
از اونجايي که بهم دستور نداده بوديد
.که چطوري مسائل رو با دادرس حل کنم

36:38.890 --> 36:40.490
. اهميتي نداره

36:40.490 --> 36:44.450
. هيچي کاري نيست که تو بتوني انجام بدي

36:49.900 --> 36:51.600
! آه

36:51.700 --> 36:54.460
.. و بعلاوه

36:54.460 --> 36:57.420
... آرانگ

36:58.280 --> 37:04.730
از اونجايي که حالا ميدونم چي مي خواد
.مي توني کنار بکشي و بيخيالش بشي

37:05.020 --> 37:10.560
.اگه کاري باهات داشتم حتما خبرت مي کنم
. به همين خاطر مي توني بري

37:10.560 --> 37:12.990
. بانوي من

37:14.330 --> 37:18.980
. به چيزهاي بي معني فکر نکن

37:32.670 --> 37:36.810
.شنيديد که دادرس چي گفت

37:36.810 --> 37:40.710
من کسي هستم که شب و روز تمرينتون مي دم

37:40.710 --> 37:44.640
. دول سائه ، فرمانده تمرين نظامي تون هستم

37:45.340 --> 37:54.990
اگه يه مرد شمشيرش رو بيرون بکشه
.بايد بتونه حداقل يه چيز بي ارزشو باهاش ببره

37:55.420 --> 37:59.540
، از اونجايي که تصميم گرفتيد گشت زن بشيد

38:00.630 --> 38:04.780
!واضحا که بايد با تمام قواتون از دفتر محافظت کنيد

38:04.780 --> 38:07.860
شما موافق نيستيد ؟

38:11.020 --> 38:12.170
چرا جواب نمي ديد ؟

38:12.170 --> 38:13.840
! بله

38:18.350 --> 38:22.780
... چرا بانگ يو ري اينجاست

38:30.520 --> 38:32.890
! چيزي که داشتم بهتون مي گم خيلي مهم نبود

38:32.890 --> 38:36.120
. اينطوري مي تونيد به درستي از نيروتون استفاده کنيد

38:36.120 --> 38:39.870
. همه ، آستين هاي خودشون رو بالا بزنن

38:42.730 --> 38:48.160
براي اينکه بتونيد به درستي از نيروتون استفاده کنيد
. بايد شب و روز تمرين کنيد و تلاش کنيد

38:48.160 --> 38:51.400
. بسيار خوب ، مهارت هاتون رو نشون بديد
. به من حمله کنيد

38:53.730 --> 38:57.960
دايد چيکار مي کنيد ؟
! گفتم که بهم حمله کنيد

39:18.910 --> 39:21.470
، من مجبور شدم که همه خونه رو زير رو رو کنم

39:21.470 --> 39:24.920
.و بالاخره تونستم کتاب 9 امين مادر جدم رو پيدا کنم

39:24.920 --> 39:30.740
اين مادر جدم در بين تمام خانواده ام از
.بيشترين قدرت هاي معنوي برخوردار بوده

39:30.740 --> 39:34.830
. اون کتابها و دستاوردهاي زيادي به جا گذاشته

39:34.830 --> 39:37.240
، اما تو آخرين سالهاي زندگي اش
، خيلي خيلي سالخورده شده بود

39:37.240 --> 39:44.280
بنابراين بعد از اينکه حرفهاي عجيب و غريب
زيادي زده بوده ، يه روز ناگهاني ناپديد مي شه
. و تبديل به يک افسانه مي شه

39:44.280 --> 39:45.420
... بنابراين ، در خانواده ي من

39:45.430 --> 39:49.340
داري بحث رو طولاني مي کني . برو
. سر اصل مطالب و حرفت کوتاه کن

39:49.350 --> 39:51.990
بنابراين اين کوزه ، واقعا چي هست ؟

39:51.990 --> 39:53.090
. بله

39:53.090 --> 40:01.050
بر اساس کتاب مادر جدم ، اين کوزه
خيلي شبيه کوزه هايي هست که ارواح
. رو درون خودشون نگه مي دارن

40:01.050 --> 40:02.490
ارواح رو نگه مي داره ؟

40:02.490 --> 40:10.210
بعد از اينکه ارواحي رو که بايد به دنياي
اموات مي رفتن رو به هر دليلي اينجا
، نگه مي داره و بهشون آرامش مي ده

40:10.210 --> 40:15.430
. در نهايت بايد به دنياي اموات برشون گردونيم
. بنابراين اين مثله يه مکان موقتي براشون هست

40:15.430 --> 40:17.320
بنابراين تو مي توني بازش کني يا نه ؟

40:17.320 --> 40:24.680
بله ، ما مي تونيم بازش کنيم چون جزئيات
راجع به چطوري مهر و موم کردن کوزه
.و چطوري بازکردن مهروموم نوشته شده

40:25.410 --> 40:27.870
. زياد نگران و عصباني نباش

40:27.870 --> 40:33.890
احساس سردي که از اين کوزه دارين به اين
. خاطر هست که يه روح درون اون هست

40:33.890 --> 40:39.330
حدس مي زنم که شايد از ارواح پدرجدي
. لرد چويي بايد توي اين کوزه باشه

40:40.130 --> 40:41.500
... بنابراين

40:41.500 --> 40:46.480
چرا ما يکم بيشتر راجع به باز کردن اين
کوزه تامل نکنيم ، هان ؟

40:46.700 --> 40:51.770
بيدار کردن کسي که سالهاست اين تو خوابيده
.و پروندنش از خواب نازش ، زياد باادبانه نيست

40:51.770 --> 40:55.010
. فقط بازش کن

40:55.010 --> 40:57.520
... بنابراين

40:57.520 --> 41:01.360
. همه چيز خيلي زود تموم ميشه

41:05.320 --> 41:08.460
... هوانگ چئون سال بو دائه سي ها يا

41:08.460 --> 41:12.360
... سو مويئول ايوم يانگ گيون ما جونگ ها

41:14.920 --> 41:17.620
. تموم شد

41:17.620 --> 41:21.750
. بي ادبي منو ببخشيد

41:35.080 --> 41:38.490
روح من ، اومدي بيرون ... ؟

41:39.840 --> 41:42.280
... تو ... تو ... تو هستي

41:48.790 --> 41:49.990
! جادو گر رو ببر بيرون و برو

41:49.990 --> 41:50.770
! دادرس

41:50.770 --> 41:53.290
! سريع از اينجا خارج شو

42:02.340 --> 42:05.370
داري چيکار مي کني ؟
.اون بهمون گفت که بايد بريم بيرون

42:08.460 --> 42:11.320
. بدنت رو بهم بده

42:11.320 --> 42:11.840
چي؟

42:11.840 --> 42:14.320
. بدنت رو بهم بده

42:23.690 --> 42:25.590
. بدنت رو بهم بده

42:25.590 --> 42:28.950
! نمي خوام

42:40.430 --> 42:41.820
! آرانگ

42:41.870 --> 42:43.060
! آرانگ

42:43.060 --> 42:43.830
حالت خوبه ؟

42:43.830 --> 42:46.280
چه اتفاقي افتاده ؟
اين صداها براي چي هست ؟

42:46.280 --> 42:48.500
!با ... بانگ يو ري ؟

42:48.500 --> 42:50.030
چه اتفاقي افتاده ؟

42:50.030 --> 42:52.820
بانگ يو ري ، چه اتفاقي برات افتاده ؟
!برگرد به حالت قبلي ات ، بهوش بيا

42:52.820 --> 42:54.330
! بانگ يو ري

43:00.760 --> 43:06.420
. اين امکان نداره

43:06.760 --> 43:10.380
... چطوري اون دادرس تونسته

43:36.690 --> 43:40.760
، به خاطر اينکه توي آخرين ماه
کبيسه نتونستم يه روح بگيرم

43:40.760 --> 43:45.890
روح اون زن داره تلاش مي کنه
که من بيرون بندازه ؟

43:48.660 --> 43:54.290
.يکم ديگه ... فقط يکم ديگه تحمل کن

43:54.940 --> 44:02.220
اگه من اون بچه رو داشته باشم
. همه چيز حل خواهد شد

44:17.340 --> 44:18.930
<i>. بدنت رو به من بده </i>

44:22.220 --> 44:26.810
چرا اون بايد بدن من رو بخواد ؟

44:26.910 --> 44:29.050
<i>تو کي هستي ؟ </i>

44:30.360 --> 44:35.030
<i>. اگه درست بگم ، توي مشکل بزرگي افتادي </i>

44:35.030 --> 44:39.570
. اون مرده هم چيزهاي عجيب و غريبي بهم گفت

44:40.620 --> 44:43.090
.!که اگه درست بگه ، من توي مشکل بزرگي افتادم

44:45.790 --> 44:47.850
اين ديگه چي هست ؟

44:48.780 --> 44:50.620
من کي هستم ؟

45:06.050 --> 45:08.110
دقيقا چه اتفاقي افتاده ؟

45:09.150 --> 45:10.820
دارم مي پرسم که چه اتفاقي افتاده ؟

45:10.820 --> 45:13.020
چرا بانگ يو ري ، اينطوري شده ؟

45:13.020 --> 45:15.000
اون صدايي که چند لحظه پيش شنيدم براي چي بوده؟

45:15.000 --> 45:17.700
داشتي چيکار مي کردي ، هان ؟

45:17.700 --> 45:20.090
. بعدا بهت ميگم . فقط الان برو بيرون

45:20.090 --> 45:21.330
! ارباب جوان

45:21.330 --> 45:23.530
. بهت گفتم برو بيرون

45:24.830 --> 45:27.070
. برو و خوب مراقب جادوگره باشه

45:38.260 --> 45:43.390
لرد چويي امکان داره از اين
شياطين باخبر باشه ؟

45:44.930 --> 45:47.580
هويت اصلي اون چي هست ؟

46:08.850 --> 46:14.010
آيا استاد من از اينکه قراره چه
اتفاقاتي بيوفته ، باخبر بوده ؟

46:20.340 --> 46:22.230
. امکان نداره

46:24.750 --> 46:26.090
. دادرس

46:31.430 --> 46:33.260
. اون جادوگر هنوز بيهوشه

46:37.410 --> 46:37.410
حالت چطوره ؟

46:37.410 --> 46:39.760
حالت چطوره ؟

46:40.410 --> 46:41.840
. خوبم

46:43.690 --> 46:46.220
... اون شيطاني که چند لحظه پيش ديديم

46:46.720 --> 46:48.800
چيزي به تو گفته بوده ؟

46:50.060 --> 46:52.140
.ن ... نه

46:52.140 --> 46:59.190
بعلاوه ، اون مرد مثل يکي از مويئونگ ها
مبارزه مي کرد ، درسته ؟

47:03.060 --> 47:05.830
اونا واقعا کي هستن ؟

47:06.780 --> 47:11.330
استادت چجور آدمي بود ؟

47:12.770 --> 47:15.030
. منم نمي دونم

47:15.030 --> 47:17.110
. اون فقط يه روشنفکر سرگردان بودايي بود

47:17.480 --> 47:19.800
. دقيقا مثل من که سرگردان بودم

47:19.800 --> 47:22.480
منم مي خواستم قلب مادرم رو داشته باشم

47:22.480 --> 47:25.510
. اما مثل هميشه و همه کس اونم منو به عقب هل داد

47:25.510 --> 47:27.710
. من به همه نقاط کشور رفتم

47:27.710 --> 47:32.610
. من هرجا که پاهام ياري مي کرد ميرفتم و سرگردان بودم

47:32.610 --> 47:36.900
زير يه درخت توي کوه خوابيده بودم که

47:36.900 --> 47:41.360
.وقتي بيدار شدم ديدم يکي کنار من خوابيده

47:41.360 --> 47:46.020
اون بهم گفت که بهم روشي ياد ميده
که بتونم باهاش روحها رو از خودم دور کنم

47:46.020 --> 47:48.650
. منم باهاش توي کوهستان موندم

48:15.270 --> 48:16.730
<i>. هنوزم خيلي از چيزي که بايد باشي ،دوري</i>

48:19.190 --> 48:23.040
<i>فکر مي کني با اين متدها مي توني
اون روح ها رو از خودت دور کني ؟ </i>

48:23.040 --> 48:27.250
<i>حرکات هات خيلي خيلي نيرو ازت مي گيرن </i>

48:27.250 --> 48:30.050
<i>. اين نيرو روي روح ها کارکرد نداره </i>

48:30.820 --> 48:32.750
<i>. با من بيا </i>

49:55.620 --> 49:57.470
<i>. بيا </i>

49:58.470 --> 49:59.810
<i>. بيا </i>

50:03.490 --> 50:05.820
<i>. از يه فن بدون دقت استفاده نکن </i>

50:08.190 --> 50:12.690
<i>اين بهت نيرويي مثل شمشير
در مقابل روح ها مي ده </i>

50:12.690 --> 50:16.280
<i>، اگه بتوني با اين فن بهشون ضربه بزني
. اونا به جايي فرستاده ميشن که ديگه برگشتي نداره </i>

50:16.280 --> 50:20.880
<i>اين فن رو فقط در مقابل روح هايي
باز کن که لياقت نابودي براي هميشه رو دارن </i>

50:22.530 --> 50:25.020
<i>چطوري بفهمم که براي کي اينکارو بکنم ؟ </i>

50:25.020 --> 50:30.560
<i>يه روزي ، زمان اون ميرسه که تو ميتوني
قضاوت کني که کدوم روح خوبه و کدوم بد </i>

50:34.940 --> 50:38.700
<i>. از کوهستان برو پايين
. من ديگه مي خوام برم </i>

50:39.000 --> 50:40.210
<i>. استاد </i>

50:40.870 --> 50:42.490
<i>منظورت چي هست ؟ </i>

50:42.490 --> 50:43.720
<i>منظورت از اينکه اينجا رو ترک مي کني،چي هست؟</i>

50:43.720 --> 50:45.700
<i>. منم خيلي سرم شلوغه </i>

50:45.700 --> 50:49.270
<i>بايد بادوک بازي کنم و به
بزم هم آب بدم </i>

50:49.270 --> 50:51.790
<i>. يه درخت هلو هم دارم که بايد مراقبش باشم </i>

50:51.790 --> 50:53.420
<i>. استاد </i>

50:54.500 --> 50:55.970
<i>، ايون اوه </i>

50:57.580 --> 51:01.880
<i>در اين دنيا هيچ زندگي بدون استفاده
و بدرد نخوري وجود نداره </i>

51:01.880 --> 51:04.400
<i>. در ضمن هيچ مرگ بي ارزشي هم نيست </i>

51:04.960 --> 51:11.740
<i>من و تو ، روزي مي رسه که اين ارتباط
رو توي اين روز به خاطر بياريم </i>

51:12.380 --> 51:16.080
<i>منظورتون از اين حرف چي هست ؟ </i>

51:20.660 --> 51:23.020
<i>. اين هديه خداحافظي اه </i>

51:24.190 --> 51:26.740
<i>اگه مي خواي قلب مادرت رو به دست
بياري ، پس </i>

51:26.740 --> 51:28.380
<i>. اينو به مادرت بده </i>

51:28.380 --> 51:31.840
<i>. مي توني با دادن اين گيره مو
ارتباط از دست رفته تون رو بدست بياري </i>

51:39.030 --> 51:42.360
. مو (مادر) شيم (قلب ) جام (گيره مو) ا

51:42.360 --> 51:44.300
<i>، ايون اوه </i>

51:44.300 --> 51:50.220
<i>همونطوري زندگي کن که انگار داري
گذشتن از جانت رو تجربه مي کني </i>

51:50.220 --> 51:54.830
<i>، وقتي که زمانش رسيد
. اين کلمات رو به ياد بيار </i>

51:55.240 --> 51:58.450
<i>شروع همه سوالات </i>

51:58.450 --> 52:00.830
<i>. از تو نشات خواهد گرفت </i>

52:01.580 --> 52:02.830
<i>. استاد </i>

52:15.340 --> 52:19.200
اون منو با کلماتي تنها گذاشت
. که برام هيچ مفهومي نداشتن

52:19.200 --> 52:25.110
راهي هست که بتونيم دوباره استادت رو ببينيم؟

52:25.400 --> 52:32.620
خيلي سخت خواهد بود مگه اينکه
.سرنوشت ما اين باشه که دوباره همديگروببينيم

52:32.620 --> 52:33.980
چرا ؟

52:36.030 --> 52:42.520
، وقتي که مي بينم اون اين فن رو بهت داده
. فکر مي کنم که چيزهاي خيلي زيادي مي دونه

52:43.110 --> 52:45.510
منظورت از اينکه خيلي مي دونه ، چي هست ؟

52:45.510 --> 52:48.860
اون بهم گيره مو يي رو داد که قرار
.بود باهاش قلب مادرم رو بدست بيارم

52:48.860 --> 52:53.180
. ولي اون روزي که اون گيره رو بهش دادم ، مادرم رفت

52:59.770 --> 53:01.380
مشکلي پيش اومده ؟

53:01.380 --> 53:02.530
چه اتفاقي افتاده ؟

53:04.600 --> 53:07.390
بايد با لرد چويي چيکار کنيم ؟

53:07.390 --> 53:10.220
... به نظر ميرسه که ميدونه چطوري شيطان به وجود بياره

53:11.280 --> 53:13.060
مشکلش چي هست ؟

53:15.280 --> 53:18.320
.بايد برم
. جادوگره حتما بيدار شده

53:19.040 --> 53:21.360
آرانگ ، مشکل کجاست ؟

53:22.160 --> 53:23.690
بهت گفتم که "مشکل کجاست "؟

53:23.690 --> 53:25.110
! بهم بگو

53:31.660 --> 53:33.100
. آرانگ

53:34.770 --> 53:39.020
. اون شيطان بدن من رو مي خواست

53:40.150 --> 53:43.350
. دقيقا مثل همون شيطاني بود که توي غار بود

53:43.550 --> 53:47.820
... اون بهم گفته بود که اگه درست بگه

53:48.400 --> 53:50.770
. من توي يه مشکل بزرگ گير افتادم

53:51.530 --> 53:56.060
اون ... اون ديگه چي هست ؟

53:57.200 --> 54:00.000
من براش چي بودم که اون اينو بهم گفته ؟

54:00.880 --> 54:05.500
چرا اونا بدن من رو اينطوري کردن
و دوباره منو به دنيا بر گردوندن ؟

54:05.500 --> 54:07.310
چرا ؟

54:07.310 --> 54:08.700
. آرانگ

54:09.790 --> 54:12.520
. بايد مو يئونگ رو ببينم

54:14.850 --> 54:17.530
اون دقيقا چي هست ؟

54:17.530 --> 54:22.320
درسته . آرامگاه استخوان هاي من
. به خاطر اون بود که نابود شده

54:22.320 --> 54:25.550
... و بعلاوه ، آرانگ و دادرس

54:31.120 --> 54:35.500
من ... چرا اين مورد رو جا انداختم ؟

54:35.500 --> 54:39.990
اون حتما مي دونسته که جو وال ، آرانگ رو
...با چاقو زده بود ، مرده بوده و به زندگي برگشته

54:39.990 --> 54:43.540
اون بايد مي دونسته که اون بچه
. يه موجود عادي نيست

54:43.540 --> 54:47.510
اينا همه به اين معني نيست که اون
اين دختر رو همينطوري که هست قبول کرده؟

54:50.510 --> 54:55.410
هويت واقعي اون کي هست ؟

54:57.290 --> 55:05.170
... من ... وقتي داشتم دنبال آرانگ مي کردم
. يه همچين اشتباهي رو مرتکب شدم

55:07.430 --> 55:09.060
دادرس ؟

55:09.060 --> 55:10.790
. درسته

55:10.790 --> 55:12.910
اون يه دفعه اي از کجا ظاهر شد ؟

55:12.910 --> 55:15.500
. اون پسر نامشروع کيم ايون بو و کيم هائه هست

55:15.500 --> 55:17.880
. اسمش کيم ايوه اوه هست

55:17.880 --> 55:19.360
کيم هائه ؟

55:22.450 --> 55:26.010
پسر نامشروع لرد کيم ايون بو ؟

55:31.060 --> 55:32.320
. جادوگر

55:39.150 --> 55:40.000
حالت خوبه ؟

55:42.860 --> 55:44.710
چه اتفاقي افتاده ؟

55:44.720 --> 55:49.410
،بعد از اينکه بهت گفتم بيا دور هم جمع بشيم
. بقيه اش رو ديگه به خاطر نمي يارم

55:50.450 --> 55:52.580
اما چرا بدن من انقدر درد مي کنه ؟

55:53.060 --> 55:54.760
. بعدا کل ماجرا رو برات تعريف مي کنم

55:54.760 --> 55:57.470
... موضوع ديگه اينه که

55:58.710 --> 56:02.980
راهي هست که بشه فرشته مرگ رو ملاقات کرد ؟

56:02.980 --> 56:04.770
. يه راه هست

56:04.770 --> 56:06.880
چرا نبايد باشه ؟

56:06.880 --> 56:08.270
بايد چيکار کنم ؟

56:08.270 --> 56:09.980
. فقط بايد بميري ، همين

56:13.000 --> 56:17.500
اين راه نه . منظورم راهي هست که
.در زمان زنده بودن بتونيم ببينيمش

56:17.500 --> 56:21.000
اون راهي که دفعه آخري استفاده کردي
... تا فرشته مرگ رو فرابخواني

56:21.000 --> 56:23.390
يه راه ديگه هم هست که بتونيم دوباره ببينيمش؟

56:23.390 --> 56:27.190
واي خداي من ، چرا بدن من انقدر درد مي کنه ؟

56:28.980 --> 56:30.630
. جادوگر

56:41.770 --> 56:43.000
! مو يئونگ

56:44.500 --> 56:46.430
! مو يئونگ

56:47.590 --> 56:49.740
! مو يئونگ

56:52.510 --> 56:53.820
... بهتر مي شد

56:54.390 --> 56:59.130
. با استفاده از روح ها اونا فرا بخوانيم

57:34.870 --> 57:36.760
کيم ايون اوه ، مشکل کجاست ؟

57:38.150 --> 57:40.010
. من تو رو صدا نزدم

57:42.460 --> 57:43.740
. خوبه

57:44.070 --> 57:47.280
آرانگ ، اون بچه ، چه اتفاقي
قراره براش بيوفته ؟

57:47.280 --> 57:50.120
چرا اون شياطين بدن اون رو مي خوان ؟

57:54.940 --> 57:58.290
شما ها ... چه نقشه اي براش کشيدين ؟

57:58.290 --> 58:00.640
. آرانگ بدن جاودانه اي داره

58:00.640 --> 58:02.740
، شايد براي هيچ آدمي استفاده اي نداشته باشه

58:02.740 --> 58:07.960
اما براي يه روح که مي تونه بدنش رو تسخيرکنه
.به معني زندگي جادوانه و ابدي هست

58:07.960 --> 58:12.620
دليلي که اون شياطين هم دارن بهش
.حمله مي کنند همينه ، چون اينو مي دونن

58:12.620 --> 58:14.620
چي ؟

58:14.620 --> 58:16.440
داري دقيقا در مورد چي صحبت مي کني ؟

58:16.440 --> 58:18.810
. کيم ايون اوه

58:18.810 --> 58:20.780
. از آرانگ خوب محافظت کن

58:24.980 --> 58:32.310
نمي دونم داري در مورد چه مزخرفاتي حرف
مي زني اما اگه حقيقت داره قبل از رفتنت
. بايد همشون رو يکي يکي نابود کني

58:32.310 --> 58:35.450
. اين کاري هست که بايد بکني

59:39.820 --> 59:41.920
. بايد زودتر از اينا اينکارو مي کردم

59:45.360 --> 59:50.630
استاد ، هويت واقعي اين فن چي هست ؟

59:50.970 --> 59:56.520
... نه
هويت واقعي اين فن چي هست ، استاد؟

01:00:04.870 --> 01:00:06.700
چه مشکلي پيش اومده ؟

01:00:10.010 --> 01:00:11.670
. بريد

01:00:20.900 --> 01:01:04.860
.:: @bollbolljan_com ::.

01:02:44.020 --> 01:02:45.710
چرا ؟

01:02:45.710 --> 01:02:49.630
هنوزم کنجکاوي که بدوني کي اينو بهم داده ؟

01:02:51.210 --> 01:02:53.480
. استادم بهم دادتش

01:02:53.860 --> 01:02:55.680
. اون فرامانرواي بزرگه

01:02:59.010 --> 01:03:00.800
چي ؟

01:03:07.630 --> 01:03:09.500
! فرشته مرگ ، هي اونجا

01:03:30.250 --> 01:03:33.070
. ما ... مادر

01:03:48.180 --> 01:03:51.010
<i>اگه مادرت رو پيدا کني ،چيکار خواهي کرد ؟ </i>

01:03:51.010 --> 01:03:53.760
<i>دستاشو توي دستام مي گيرم
... و طوري برخورد ميکنم که چيزي نشده </i>

01:03:54.220 --> 01:03:57.720
<i>من دارم براي اطرافيانم همه چيزو
سخت تر مي کنم ، اين چيزي که من بهش فکر ميکنم </i>

01:03:57.720 --> 01:04:01.530
<i>به نظر اگه همه چيز سريعتر
تموم بشه و من زودتر برم ، بهتر باشه </i>

01:04:01.530 --> 01:04:02.960
<i>. نترس </i>

01:04:02.960 --> 01:04:05.240
<i>. بهت گفته بودم که ميخوام به بهشت بفرستمت </i>

01:04:05.240 --> 01:04:10.010
<i>. آرانگ ، من دوستت خواهم داشت </i>