﻿WEBVTT

00:00.200 --> 00:17.730
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:17.730 --> 00:29.480
. قسمت 15 آرانگ و دادرس

00:30.470 --> 00:36.160
چرا ؟
هنوزم کنجکاوي بدوني ، کي اينو بهم داده ؟

00:37.790 --> 00:40.210
. استادم  اينو بهم داده

00:40.210 --> 00:42.310
. فرمانرواي بزرگ اينو بهت داده

00:45.500 --> 00:47.360
! چي ؟

00:53.370 --> 00:55.590
! فرشته مرگ ، بيا اينجا

01:13.370 --> 01:15.830
. ما ... مادر

01:30.680 --> 01:33.470
هنوزم نتونستي حماقت هات
رو دور بندازي ؟

01:41.990 --> 01:44.950
. مي خوام نجاتت بدم -
! نه -

01:49.090 --> 01:50.500
الان داري چيکار مي کني ؟

01:50.500 --> 01:52.730
! کيم ايون اوه ، برو کنار

02:22.690 --> 02:26.420
! کيم ايون اوه ، برو کنار
. اون مادر تو نيست

02:29.890 --> 02:32.170
! حرفاي مزخرف رو بس کن

03:00.380 --> 03:02.040
! مادر ؟

03:15.570 --> 03:18.400
. پس تو مادر اون پسره هستي

03:27.240 --> 03:29.360
! ما ....در ؟

03:29.360 --> 03:32.190
. ايون اوه

03:32.190 --> 03:34.280
... ايون اوه

03:35.610 --> 03:37.290
! مادر

03:47.230 --> 03:50.500
... الان ... تو -
... از بين بردن تو -

03:50.510 --> 03:52.960
. تنها دليل زنده بودن و زندگي کردن، منه

04:14.660 --> 04:17.790
! کيم ايون اوه ، اون مادر تو نيست

04:19.210 --> 04:21.370
منظورت از اين حرفا چي هست؟

04:38.370 --> 04:40.130
. مادر

05:09.130 --> 05:10.190
... تو مي توني

05:10.190 --> 05:12.960
. مي توني منو نجات بدي

05:12.960 --> 05:14.900
بانوي من ، چه اتفاقي افتاده ؟

05:14.900 --> 05:17.260
!! مادر ؟

05:17.260 --> 05:18.510
مادر ؟

05:18.510 --> 05:20.460
... عجله کن

05:20.460 --> 05:22.800
!! همين حالا

05:56.420 --> 05:58.800
! مادر

06:10.350 --> 06:12.090
کجا رفته ؟

06:12.090 --> 06:13.900
. اين شخص خيانت کار اينجا نيست

06:13.900 --> 06:16.340
اتفاقي افتاده ؟

06:34.930 --> 06:39.030
همه اينا براي چي هست ؟
همه اينا براي چي هست ؟

06:39.030 --> 06:42.260
کي همه اينا زير اين حرم ساخته شده ؟؟

06:42.260 --> 06:45.740
! اين ... آب زيرکاه

06:46.860 --> 06:49.160
... من

07:06.870 --> 07:10.210
! مادر

07:51.950 --> 07:54.630
چرا اونا بدن من رو مي خواستن ؟

07:55.670 --> 07:58.540
، بهرحال وقتي من به دنياي اموات
. برگردم ، همه چيز تموم خواهد شد

08:00.600 --> 08:03.330
من واقعا کي هستم ؟

08:10.250 --> 08:13.400
اين فن ، دقيقا چي هست ؟

08:13.920 --> 08:16.380
اربابش اين فن رو به اون داده بوده ؟

08:19.790 --> 08:25.510
.اما نمادهاش خيلي خيلي برام آشنا اند

08:25.510 --> 08:28.150
کجا اونا رو ديده بودم ؟

08:50.390 --> 08:53.400
اون نصف شب کجا مي تونه رفته باشه  ؟

09:01.980 --> 09:04.840
... اون فن

09:04.840 --> 09:06.820
امکان داره اينجا باشه ؟

09:06.820 --> 09:08.940
.  هميشه همراهش اون رو مي بره

09:29.420 --> 09:31.510
... گيره مو

09:32.720 --> 09:38.700
، درسته
. گفته بود که اون گيره مو رو هم استادش بهش داده

09:42.800 --> 09:45.460
... يه لحظه صبر کن

09:45.460 --> 09:50.780
، اگه من اين گيره مو رو همراه خودم نداشتم

09:50.780 --> 09:55.020
. اون دادرس خشن منو نجات نمي داد

09:55.730 --> 09:57.940
، دليلي که اون همه اين راهو تا اينجا اومده

09:57.940 --> 10:01.630
. همش به خاطر اين گيره مو شروع شده

10:01.630 --> 10:05.120
استادش اين رو بهش داده بوده ؟

10:07.060 --> 10:09.650
امکان داره که ؟

10:17.260 --> 10:20.260
اتفاقي افتاده  ؟

10:20.940 --> 10:23.280
نصف شب کجا رفته بودي ؟

10:25.840 --> 10:27.560
حالت خوبه ؟

10:29.470 --> 10:31.860
... مادر

10:32.420 --> 10:33.950
. مادرم رو ديدم

10:34.480 --> 10:35.820
الان چي گفتي ؟

10:36.750 --> 10:38.810
کجا ؟

10:38.810 --> 10:40.150
چطوري ؟

10:44.740 --> 10:46.880
... متاسفم ، اما

10:48.070 --> 10:52.690
. من ... بايد يکم استراحت کنم

11:21.460 --> 11:25.530
. باش پس ، خوب استراحت کن

11:35.970 --> 11:37.870
<i>... اون واقعا مادرم </i>

11:37.870 --> 11:39.990
<i>. قطعا مادرم بوده </i>

11:40.480 --> 11:43.100
<i>اما چرا اون در يه همچين جايگاهي و اونجا بود؟ </i>

11:43.100 --> 11:44.770
<i>چرا ؟ </i>

11:45.650 --> 11:49.660
<i>امکان داره که مادر من
اون شياطين رو کنترل کنه ... ؟ </i>

11:50.260 --> 11:52.990
<i>. نه ... اصلا امکان نداره </i>

11:52.990 --> 11:55.300
<i>... چطوري مادر من تونسته </i>

11:56.450 --> 12:00.320
<i>واقعا چه اتفاقي افتاده ؟ </i>

12:04.710 --> 12:07.620
... اون مادرش رو ديده بوده

12:07.620 --> 12:09.440
اما چرا اينطوري شده بود ؟

12:10.710 --> 12:13.920
اون مادري بودي که انقدر دوست
. داشت ملاقاتش کنه

12:15.250 --> 12:17.250
دقيقا چه اتفاقي افتاده ؟

12:43.950 --> 12:46.440
واقعا چه اتفاقي رخ داده بوده ؟

12:46.440 --> 12:49.440
چرا همه چيز يه دفعه اي اينطوري شده ؟

12:49.870 --> 12:52.000
... همش به خاطر توي حرو___ بوده ، درسته ؟

12:52.000 --> 12:54.670
اگه اون موقعي که بهت گفته بودم
، اون روح رو با خودت مي آوردي

12:54.670 --> 12:56.850
. همه چيز اينطوري نمي شد

12:58.550 --> 13:04.330
... نه ... اگه اون زن دوباره اينطوري ظاهر نمي شد

13:04.330 --> 13:07.630
. امکان نداشت همه انرژي ام رو اينطوري از دست بدم

13:11.360 --> 13:15.690
شما آدم ها ... چطوري همتون
اينطوري هستين ؟

13:17.460 --> 13:19.580
! همتون يه مشت خائن بي فايده ايد

13:19.580 --> 13:24.840
وقتي که به چيزي که مي خوايد ، ميرسيد ، همه
.تلاشتون رو مي کنيد که هرچي لازمه رو تغيير بديد

13:28.500 --> 13:33.160
... اون کسي که توي زير زمين بود

13:33.160 --> 13:35.420
دادرس جديد بود ، درسته ؟

13:35.420 --> 13:36.430
. بله

13:36.430 --> 13:38.560
اينطوري اه ؟

13:39.060 --> 13:41.210
. مي دونستم

13:41.210 --> 13:47.640
. دادرس شما رو مادر صدا زد

13:47.640 --> 13:50.610
يا من اشتباه شنيدم ؟

13:53.820 --> 13:54.730
. بانوي من

13:54.730 --> 13:58.070
... اگه اون منو اينطوري صدا زده

13:58.070 --> 14:00.110
. پس همه چيز بايد همينطوري باشه

14:00.870 --> 14:03.390
... بنابراين

14:03.390 --> 14:06.600
بانوي من ، شما کي هستيد ؟

14:06.600 --> 14:10.950
نه ... داريد چيکار ميکنيد ؟

14:13.490 --> 14:18.700
قيافه ي واقعي شما چي شکلي هست ؟

14:18.700 --> 14:21.410
قيافه واقعي من ؟

14:28.550 --> 14:35.080
من وجودي هستم که شما موجودات محدود
.قادر به درکش نيستيد ، حتي نمي تونيد بفهميد کي هستم

14:40.750 --> 14:46.120
. اسم من مو يئون هست ، يه پري بهشتي

15:01.530 --> 15:05.620
من نتوسنتم با چاقويي که فرمانرواي بزرگ
. بهم داده بود ، اون رو زخمي کنم

15:08.030 --> 15:12.640
تو نمي توني وقتي که در بدن فرشته
.مرگ هستي يه انسان رو با اين چاقو بزني

15:12.640 --> 15:17.610
اين اتفاق نمي تونه بيوفته مگه اينکه
. تو تبديل به يک انسان بشي

15:19.770 --> 15:23.290
پس چرا فرامانرواي بزرگ اين چاقو رو به من داده ؟

15:23.290 --> 15:27.050
. اين چاقو رو بهت داده که امتحانت کنه

15:27.050 --> 15:33.230
با اين چاقو فقط وقتي مي توني مو يئون رو
.نابود کني که اون از بدن يه انسان بيرون بياد

15:34.510 --> 15:39.520
بهت خيلي اعتماد دارم اما چرا تو اينو نمي دونستي ؟

15:39.520 --> 15:46.260
چرا فکر مي کردي که فرمانرواي بزرگ
کيم ايون اوه رو براي اينکار آماده کرده ؟

15:47.450 --> 15:51.210
. فکر مي کردم بيشتر از اينا بدوني

15:53.820 --> 15:55.500
. برگرد

15:55.500 --> 15:58.510
. الان مي توني يکم دراز بکشي

16:44.010 --> 16:45.700
. بانوي من

16:51.760 --> 16:53.430
اين ديگه صداي چي هست ؟

17:59.270 --> 18:00.700
تو ديگه کي هستي ؟

18:03.640 --> 18:05.320
. بانوي من

18:05.320 --> 18:07.550
. بانو سو ريم

18:08.070 --> 18:09.600
ناني ؟

18:12.910 --> 18:15.930
. بانوي من

18:17.230 --> 18:21.700
واقعا برام جاي تعجب داشت که بدونم
.امکان داره که خودت باشي ، اما انگار واقعا خودت هستي

18:27.900 --> 18:29.730
چه اتفاقي افتاده ؟

18:30.200 --> 18:32.040
چه اتفاقي افتاده ؟

18:32.610 --> 18:33.920
کي اينکارو باهات کرده ؟

18:33.920 --> 18:36.430
. لرد چويي

18:36.430 --> 18:40.900
، لرد چويي منو به اينجا کشوند تا
.من تو رو براش شناسايي کنم و تائيد کنم خودت هستي

18:40.900 --> 18:42.560
چي ؟

18:43.170 --> 18:44.910
لرد چويي اينکارو کرد ؟

18:46.220 --> 18:50.070
چطوري لرد چويي مي دونسته ؟

18:50.070 --> 18:56.060
اما چه اتفاقي براي شما افتاده ، بانوي من ؟

18:57.770 --> 18:59.830
. نمي دونم

19:00.620 --> 19:04.270
من از زمان زنده بودن هيچ چيزي
. رو به ياد نمي يارم

19:04.570 --> 19:07.300
چطوري حافظه ات رو از دست دادي ؟

19:07.300 --> 19:11.200
پس تو همه خاطراتي رو که به ارباب جوان
جي وال هم داشتي ، رو فراموش کردي ؟

19:11.200 --> 19:13.050
هان ؟

19:14.300 --> 19:15.580
. بله

19:16.550 --> 19:19.130
. خيلي خوب شد که همه چيز اينطوري شد

19:19.130 --> 19:23.310
وقتي بهش فکر مي کنم بعد از اينکه لرد
... چويي نامزدي رو بهم زد ، تو چطوري شده بودي

19:23.310 --> 19:24.600
نامزدي رو بهم زد ؟

19:24.600 --> 19:26.020
. بله

19:26.020 --> 19:30.560
براي چندين روز ،چيزي نمي خوردي
. و فقط توي رختخوابت خوابيده بودي

19:31.050 --> 19:32.190
من اينکارو کردم ؟

19:32.190 --> 19:38.530
بعدش ، براي چندين روز بدون نااميدي
به اون مکاني که براي اولين بار ارباب جوان
. رو ديده بودي ، ميرفتي تا بتوني ببينيش

19:39.110 --> 19:41.730
به اميد که بتوني يه نگاه کوتاه
... هم ببينيش

19:41.730 --> 19:44.540
... به اميد که بتوني يه نظر نگاهش بکني

19:44.540 --> 19:48.040
. تموم کاري که ميکردي بدون اميد نگاه کردن بود

19:48.040 --> 19:50.850
... داشتن يه عشق به اين عميقي خودش يه نوع بيماري اه

19:50.850 --> 19:54.520
. وقتي که براي اولين بار ديدمت ، اين رو مي دونستم

19:55.410 --> 19:58.400
... براي کسي که احساسات به اين عميقي داره

19:58.400 --> 20:04.060
.از دست دادن حافظه ات حالا ... هيچ سودي نداره

20:06.560 --> 20:11.780
حالا ديگه بايد برم . حالا که ديدم
. همه چيز خوبه و هيچ مشکلي نداري

20:13.030 --> 20:17.660
. من به خاطر تو هم که شده انتقام مي گيرم

20:17.660 --> 20:21.400
. جسدم بايد توي جنگل باشه

20:21.400 --> 20:24.630
. مرداي لرد چويي و گئو دول اينکارو کردن

20:24.630 --> 20:29.570
. من هويتش رو شناسايي کردم و مخفي اش کردم

20:39.090 --> 20:42.990
. قطعا دستگيرش مي کنم

20:42.990 --> 20:47.970
دستگيرش مي کنم به همين خاطر حس نکن
.که دنيا رو با مسائل حل نشده ترک کردي

20:47.970 --> 20:51.480
... از اونجايي که تو يه آدم خوبي

20:51.480 --> 20:53.650
. مطمئن باش که به بهشت خواهي رفت

20:53.650 --> 20:56.600
. تو هم همينطور

20:56.600 --> 21:00.000
. خدانگهدار

21:20.300 --> 21:22.870
. ناني

21:23.440 --> 21:25.490
... تو برو

21:26.030 --> 21:28.520
. منم خيلي زود ميام

21:29.990 --> 21:32.800
. وداع

21:48.660 --> 21:52.260
. خوبه ، خوبه ، توجه کنيد

21:52.560 --> 21:55.240
. سرها رو به اين سمت برگردونيد

21:55.440 --> 22:00.070
امروز ما تمرينات مون رو با سلاح هاي
. دستي شروع مي کنيم

22:00.070 --> 22:05.420
براي شروع بايد ياد بگيريد که چطوري
. سلاح ها رو توي دستتون بگيريد

22:05.420 --> 22:09.020
. همتون سلاح هايي که جلوتون هست رو برداريد

22:10.820 --> 22:15.980
. امروز ، کارمون رو با اين حصيرها شروع مي کنيم

22:15.980 --> 22:21.630
به محض اينکه کار با اينا رو ياد بگيريد ، مي تونيد
. هر سلاحي رو به راحتي توي دستتون بپرخونيد

22:25.440 --> 22:28.730
. خوبه ، من بهتون نشون مي دم چيکار کنيد

22:33.150 --> 22:35.870
. خوبه . بيايد و باهام مبارزه کنيد

22:48.370 --> 22:51.740
. حالا ، همتون مي تونيد شروع کنيد

22:53.500 --> 22:57.580
شنيدن صداي اين مردا اون صبح به اين
. زودي منو ديوونه مي کنه

22:57.580 --> 23:01.310
نمي تونيم يه کاري با اين صداي آزاردهنده ي
دول سائه بکنيم ؟

23:02.270 --> 23:06.430
فکر نمي کنيد که رفتارش يکم زيادي اه ؟

23:07.220 --> 23:13.980
شب گذشته ، دول سائه شده بود دادرس
.يونيفرمش رو پوشيده بود و اطراف دفتر قدم مي زد

23:13.980 --> 23:16.460
. منم يه همچين خوابيدي ديده بودم ، بهت که گفته بودم

23:16.460 --> 23:19.400
. واقعا وحشتناکه

23:19.400 --> 23:22.860
، اما از اونجايي که يه عالمه گشت زن استخدام کردن

23:22.860 --> 23:25.680
ما هم نبايد يه سري مقامات دولتي
براي خودمون استخدام کنيم ؟

23:25.680 --> 23:27.840
چرا اونا بايد صف ها و مقام ها رو
با گشت زن ها پر کنن ؟

23:27.840 --> 23:32.090
بودجه اين همه هزينه از کجا بايد تامين بشه ؟

23:32.090 --> 23:36.910
اگه کارکنان اينجا زياد بشه ، نبايد ماليات
بيشتري جمع کنيم ؟ نگران چي هستي ؟

23:36.910 --> 23:39.520
. من نگران تو هستم

23:39.520 --> 23:42.700
.اين اونجايي نيست که قلب مردم باشه

23:42.840 --> 23:45.790
. قلب مردم / وفاداري واقعا چيزهاي شک برانگيزي اه

23:45.790 --> 23:47.070
چرا الان در مورد قلب مردم و وفاداري حرف مي زني ؟

23:47.070 --> 23:49.760
توجه به قلب مردم و اونطوري که اونا
مي خوان رفتار کردن ، يه چيز عجيب و غريبه ؟

23:49.760 --> 23:51.680
اينطوري که دارم به اين قضيه نگاه مي کنم
ما بايد به اين نکته برسيم که

23:51.680 --> 23:54.170
. حالا وقت ترسيم يه خط و انتخاب يه طرفه

23:54.170 --> 23:59.890
درسته . کي گفته که فقط بانوي آرانگه
که مي تونه يک طرفو انتخاب کنه ؟

23:59.890 --> 24:02.940
. درسته
مي خواي طرف کي رو بگيري ؟

24:02.940 --> 24:06.480
دادرس يا لرد چويي رو ؟

24:34.450 --> 24:36.440
. دادرس

24:43.570 --> 24:46.190
تمام شب رو اينطوري گذروندي ؟

24:50.590 --> 24:52.590
حالت خوبه ؟

24:54.360 --> 24:54.370
. بله
. بله

24:54.370 --> 24:55.470
. بله

24:56.980 --> 25:03.490
يه دفعه مادرت رو ملاقات کردي ... واقعا
چه اتفاقي افتاده بوده ؟

25:08.090 --> 25:10.640
اما چرا تنها برگشتي ؟

25:10.640 --> 25:13.640
مادرت کجاست ؟

25:18.540 --> 25:21.030
اتفاقي افتاده ؟

25:21.690 --> 25:24.710
اتفاق بدي براي مادرت رخ داده ؟

25:30.560 --> 25:33.160
. بزار بعدا راجع بهش صحبت کنيم

25:33.370 --> 25:36.020
. جايي هست که بايد برم

25:37.330 --> 25:39.060
چه اتفاقي داره مي افته ؟

25:39.060 --> 25:41.320
. بيا با هم بريم و بفهميم چي شده

25:42.970 --> 25:44.650
. بعدا

25:44.790 --> 25:47.220
. همه چيز رو بعدا بهت مي گم

25:47.220 --> 25:49.400
. دادرس

26:00.860 --> 26:00.870
<i>آرانگ ، بايد چي کار کنم ؟
آرانگ ، بايد چيکار کنم ؟ </i>

26:00.870 --> 26:03.260
<i>آرانگ ، بايد چيکار کنم ؟ </i>

26:03.260 --> 26:07.830
<i>من همه اينکارو کردم که حققيت پشت پرده مرگت رو
، بفهمم و تو رو به بهشت بفرستم ، اما </i>

26:07.830 --> 26:11.690
<i>چرا همه چيز به مادرم اينطوري ختم شد ؟  </i>

26:15.790 --> 26:18.660
دقيقا چه اتفاقي داره ميوفته ؟

26:22.810 --> 26:27.480
... نمي دونم چه اتفاقي داره مي يوفته ، اما
! دادرس ، خوشحال باش

26:27.480 --> 26:31.470
در هر صورت ، من مراقب مسائل
. شخصي خودم خواهم بود

26:38.150 --> 26:41.180
! دادرس
! ارباب جوان

26:41.180 --> 26:43.430
. ديروز ، مي خواستي بهم چي بگي

26:43.430 --> 26:46.800
چه اتفاقي افتاده بود ؟
... چرا بانگ يو ري

26:47.830 --> 26:49.630
دوباره کجا رفت ؟

26:49.630 --> 26:52.340
چرا انقدر سرد و بي روح به نظر مي رسيد ؟

26:55.420 --> 27:02.470
... بسوز ، بسوز ، بسوز

27:11.340 --> 27:17.580
حالا ، اين ارتباط سرنوشت ما نيست
. پس بيا همه چيز رو همينجا تموم کنيم ....

27:18.060 --> 27:24.680
هونگ ريئون ، من بيماري ام رو درمان کردم
.و به همين خاطر بيشتر از اين نياز ندارم که ببينمت

27:25.120 --> 27:28.220
، در جواني ام ، تو رو ديدم هونگ ريئون

27:28.220 --> 27:32.060
با تشکر از تو ، تونستم قدرت و ثروت به دست بيارم

27:32.060 --> 27:35.300
. و تونستم همه دشمنام رو از سر راهم بردارم

27:35.300 --> 27:40.030
. اما حالا وقتشه که راه هامون از هم جدا بشه

27:51.670 --> 27:54.680
از اونجا که نمي دونم اين زن
، کي دوباره سعي مي کنم منو بيرون کنه

27:54.680 --> 27:57.230
... بايد عجله کنم

27:58.970 --> 28:04.080
. بايد هر چه سريعتر بدن آرانگ رو بدست بيارم

28:50.960 --> 28:57.730
، مادر
توي يه همچين مکاني چيکار مي کردي ؟

29:03.960 --> 29:07.270
<i>! کيم ايون اوه ، اون مادرت نيست </i>

29:20.260 --> 29:23.320
چطوري تونستي بياي داخل ؟

29:23.320 --> 29:25.720
اون زنه کجاست ؟

29:25.720 --> 29:29.520
. پس تو کسي بودي که اينجا رو اينطوري کردي

29:31.050 --> 29:34.270
شماها ، داشتيد چه چيزي رو طرح ريزي
مي کرديد و براي چي توطئه چيني مي کرديد؟

29:34.270 --> 29:37.110
. منم نمي دونستم که اين زنيکه اينجا چيکار ميکرده

29:37.110 --> 29:39.140
نمي دونستي ؟

29:39.370 --> 29:43.990
تو کسي بودي که اون بدن ها رو براي به قتل رسيدن
آماده مي کردي و حتي يه طلسم هم
براي محاصره بهشت نوشته بودي

29:43.990 --> 29:46.710
! يه دخمه زيرزميني هم ساخته بودي و شيطان هم مي ساختي

29:46.710 --> 29:49.770
احساسم مي گه مه تو همه اينکارا رو کردي ، پس

29:49.770 --> 29:54.040
اومدم اينجا که از تو بازجويي کنم
. اما اون زن اينجا بود

29:54.330 --> 29:57.950
همه اينا کار اون زنه بوده ؟

29:57.950 --> 29:59.630
. نمي دونم

29:59.630 --> 30:03.790
تنها کاري که من کردم اين بوده که گذاشتم
. اون هيولا اينجا اقامت کنه ، همين

30:03.790 --> 30:04.490
. اون هيولا

30:04.490 --> 30:07.730
از اونجايي که يه انسان نبوده ، پس يه هيولاست
{ يا يه ديو ، شخص ستمکار کلا معني شيطان داره }

30:13.930 --> 30:17.940
ترسيدي ؟ نمي تونستي با نگاه کردن بهش
بفهمي که يه هيولاست ، نه ؟

30:17.940 --> 30:22.730
، حالا که دارم بهش فکر مي کنم
. تو هم يه انسان عادي نيستي

30:23.090 --> 30:29.350
مخصوصا که وقتي به اين فکر ميکنم که تونستي
...به دخمه زيرزميني وارد بشي که فقط اون هيولا وارد ميشده

30:29.350 --> 30:34.340
پس چطوري اين هيولا تونسته توي خونه ي تو اقامت کنه ؟

30:34.340 --> 30:38.530
بهش اجازه دادم اينجا بمونه در عوضش
. اون هم بيماري من رو درمان کنه

30:38.530 --> 30:43.600
. در اين مورد چيز ديگه اي نمي دونم
. بعدا در اين مورد بيشتر خواهي فهميد

30:43.600 --> 30:46.310
. بهرحال تو دادرس اين شهر هستي

30:47.400 --> 30:49.180
. حتما مي فهمم که موضوع چي هست

30:49.180 --> 30:51.360
. قطعا خواهم فهميد

30:52.020 --> 30:57.190
فکر کردي که من به همين راحتي فريبت رو
مي خورم ، چون مي خواي از شر چيزي خلاص بشي؟

30:57.290 --> 31:01.760
. من تک تک جزئيات رو آشکار خواهم کرد

31:18.160 --> 31:20.970
<i>. به خاطر اينکه اون يه انسان نيست ، پس يه هيولاست </i>

31:21.760 --> 31:27.140
يه هيولا ؟ داشت در مورد چه مزخرفاتي حرف ميزد ؟

31:34.260 --> 31:36.220
قضيه اون شياطين چي بوده ؟

31:36.220 --> 31:39.080
اين به اين معني که اون اين شياطين رو احضار مي کرده ؟

31:39.630 --> 31:43.050
. مي دونستم که ستمکاره ، اما نه به اين حد

31:43.690 --> 31:45.990
گئو دئول ، اونجايي ؟

31:45.990 --> 31:47.080
. بله

31:50.040 --> 31:52.900
اون حرم و هر چيزي که بهش مربوطه
. رو بسوزن ، همه اش و با هم

31:52.900 --> 31:55.300
. زيرزمين حرم رو کاملا بپوشون

31:55.300 --> 31:56.330
بله ؟

31:56.330 --> 31:58.140
اون حرم يه زير زمين داشته ؟

31:58.140 --> 32:00.950
. به صورت مخفي اينکارو انجام بده

32:00.950 --> 32:02.490
. نزار هيچ شايعه اي در اين مورد پراکنده بشه

32:02.490 --> 32:03.230
. بله

32:03.230 --> 32:06.200
، و به خاطر اينکه خونه به خوبي محافظت نمي شه

32:06.200 --> 32:10.130
همه کسايي که به اينجا وارد يا خارج
مي شن اينجا رو مثل خونه ي خودشون بدونن

32:10.130 --> 32:13.920
.به کوهستان برو و همه افرادمون رو با خودت بيار

32:13.920 --> 32:14.850
بله ؟

32:14.850 --> 32:15.550
همه رو ؟

32:15.550 --> 32:16.680
. درسته

32:16.680 --> 32:18.900
. همه رو ، بدون اينکه يک نفر رو جا بندازي

32:18.900 --> 32:23.750
بهشون بگو که خونه اي که قراره ازش
. محافظت کنن ، خونه خودشون هست

32:23.750 --> 32:24.610
. بله

32:30.530 --> 32:35.490
<i>فکر مي کني اگه همه ارتباطاتت رو
باهاش قطع کني ، فريبت رو مي خورم ؟ </i>

32:35.490 --> 32:39.090
<i>. همه چيز رو آشکار خواهم کرد </i>

32:41.760 --> 32:43.970
، کيم ايون اوه

32:43.970 --> 32:49.300
نمي خوام به همين راحتي وايستم
. و ببينم که داري چيکار مي کني

33:04.550 --> 33:07.300
. به زودي بر خواهم گشت

33:10.260 --> 33:35.940
.:: @bollbolljan_com ::.

33:56.430 --> 33:59.470
جد بزرگ ، فکر نمي کنيد که بيش از حد خشن هستيد ؟

33:59.470 --> 34:02.030
، به اندازه کافي بي انصافي هست که نمي تونم ببينمشون

34:02.030 --> 34:06.210
... حالا اينکه بزاريد من توسط يکي از اونا هم کتک بخورم که

34:06.210 --> 34:07.580
. من نمي تونم اينطوري زندگي کنم

34:07.580 --> 34:09.590
. انقدر بي انصافي هست که نمي تونم زندگي کنم

34:09.980 --> 34:13.160
چطور مي توني به حرفام گوش ندي ؟

34:13.160 --> 34:14.420
، جوان ترين نوه ات

34:14.420 --> 34:17.050
! اينجا در آستانه ي مرگه

34:27.420 --> 34:29.170
. مادر

34:32.980 --> 34:36.260
مادر ؟
. اين واقعا تو هستي

34:36.870 --> 34:38.180
. اما مادر من خيلي وقته که مرده

34:38.180 --> 34:40.720
... در طول مراسم يادبود

34:41.290 --> 34:44.080
يه مقدار گوشت بخارپز خوک برام بزار ، دختر
( گوشت بخار پز خوک که با سبزيجات پيچيده شده )

34:45.440 --> 34:46.290
چي ؟

34:46.300 --> 34:50.200
گفتم که در طول مراسم يادبود يکم
! گوشت بخارپز خوک برام بزار ، دختر

34:50.200 --> 34:51.190
چي ؟

34:51.190 --> 34:54.210
اون داره بهم مي گه که براش گوشت
.بخاپز خوک بزار توي مراسم يادبودش

34:57.280 --> 34:58.870
تو مي توني ببينيش ؟ -
مي توني صداش رو بشنوي ؟-

35:00.520 --> 35:01.850
ديديش ؟

35:01.850 --> 35:03.710
حالا ديگه مي توني ارواح رو ببيني ؟

35:05.620 --> 35:07.530
. فراموش نکن که حتما اينو بهم بدي

35:07.530 --> 35:09.240
اين ديگه چي هست ؟

35:09.240 --> 35:11.140
. مي تونم ببينم اما نمي تونم صداش رو بشنوم

35:13.090 --> 35:14.760
. مادر

35:14.760 --> 35:17.610
چطوري مي توني اينجا رو اينطوري ترک کني ؟

35:21.460 --> 35:24.370
آخرين چيزي که گفت ، چي بود ؟

35:24.370 --> 35:26.930
گفت که نبايد فراموش کني که در طول مراسم
،ياد بود گوشت خوک بخار پز رو بهش تقديم کني

35:27.960 --> 35:29.950
الان بايد چيکار کنيم ؟
حالا ديگه مي توني ارواح رو ببيني ؟

35:30.210 --> 35:31.830
! واقعا عالي هست

35:31.830 --> 35:33.430
، فايده ديدن چي هست

35:33.430 --> 35:35.590
وقتي که نمي تونم صداشون رو بشنوم ؟

35:36.020 --> 35:38.360
... چطوري امکان داره

35:38.360 --> 35:41.850
. جادوگر ، اخمات رو باز کن

35:45.740 --> 35:47.930
چرا از اين کتاب خوشت اومده ؟

35:55.110 --> 35:56.250
. به اين نگاه کن

35:56.250 --> 35:58.870
... اين هموني بود که براي احضار
... فرشته مرگ ازش استفاده کرده بودم

35:58.870 --> 36:00.040
اين نماد فرمانرواي بزرگ نيست ؟

36:00.040 --> 36:01.710
. بله

36:09.680 --> 36:14.340
پس در نهايت ، تو از کيم ايون اوه استفاده کردي ،درسته؟

36:14.630 --> 36:17.250
... بزار ببينم

36:18.420 --> 36:21.180
. تو ، توسط من گير افتادي

36:22.840 --> 36:26.680
اگه فکر مي کردم که قراره به همين آسوني
گير بيوفتم چرا بايد بادوک بازي مي کردم ؟

36:26.680 --> 36:28.640
... اين يکي ، يک حرکت ديگه است

36:31.730 --> 36:34.010
حرکت ديگه ، چي هست ؟

36:34.010 --> 36:37.400
حرکت ديگه حتما ملاقات  آرانگ و
کيم ايون اوه بوده ؟

36:40.110 --> 36:44.270
حدس مي زنم که بايد ببينيم اين حرکت
، خوب بوده يا حرکت بدي بوده

36:44.270 --> 36:47.140
. وقتي که به آخرش برسيم خواهيم فهميد

37:06.920 --> 37:09.000
هنوزم راهتون از هم جداست و وقتي
. جايي مي ريد تنهايي مي ريد

37:09.920 --> 37:11.470
منظورت چي هست ؟

37:11.470 --> 37:14.340
. بانو آرانگ هم ، همين چند لحظه پيش اينجا بود

37:15.200 --> 37:18.620
اما ، آقا مشکلي براتون پيش اومده  ؟

37:18.620 --> 37:20.110
. بله

37:22.000 --> 37:28.200
اگه يه نفر قدرت مافوق الطبيعه داشته باشه
مي تونه وارد بدن يه شخص ديگه اي بشه ؟

37:28.820 --> 37:32.550
با اين نوع مهارت ، چرا نبايد
يه شخص بتونه همچنين کاري بکنه ؟

37:32.550 --> 37:39.150
بعدش چه اتفاقي براي روح کسي که
اون جسم بهش تعلق داره ، مي افته ؟ اونا ميميرن؟

37:41.040 --> 37:44.560
. دوباره داريد تلاش مي کنيد بيشتر به عمق مسائل بريد

37:44.560 --> 37:46.380
. خواهش مي کنم يکم بيشتر صبر کنيد

37:46.380 --> 37:50.760
حتما توي کتاب مادر جدم که مربوط
. به 9 نسل قبل از خودمه ، نوشته شده

37:57.620 --> 37:59.100
. همينجاست

38:01.700 --> 38:04.550
. اونا نمي ميرن

38:04.550 --> 38:08.870
معمولا در اين مورد روح اصلي بايد حاضر باشه

38:08.870 --> 38:11.650
. تا روح ديگه بتونه از بدنش استفاده کنه

38:11.650 --> 38:12.680
واقعا ؟

38:14.130 --> 38:21.730
اما اگه اون روح توي بدن اقامت کنه ، مي تونه
. بدن اصلي  يا مرده باشه يا زنده

38:21.730 --> 38:28.420
در نتيجه در اين مورد ، ميشه گفت که
.روح اصلي بدن هم يا مرده است يا زنده

38:30.990 --> 38:33.300
. واقعا باعث تاسفه و رقت انگيزه

38:34.170 --> 38:39.360
پس حتما راهي هست که بشه روح رو
درمان کرد و دوباره بدن فرد رو برگردوند ؟

38:46.020 --> 38:48.710
. به نظر مي رسه که راهي وجود نداره

38:49.190 --> 38:53.040
بر اساس اين کتاب که به 9 نسل قبل
از خودم تعلق داره ، مادرجدم که خودش
... با يه همچين موردي مواجه بوده و ديده

38:53.340 --> 38:56.380
. اما اينطور به نظر ميرسه که راهي وجود نداره

39:12.460 --> 39:15.150
شما مي دونستيد که بانو واقعا کي بوده

39:15.750 --> 39:18.720
مي دونستيد يه پري بهشتي بوده ؟

39:19.650 --> 39:21.580
چي ؟

39:21.580 --> 39:23.210
پري ؟

39:23.980 --> 39:26.100
از اونجايي که زمين رو حفر مي کرده و
زير زمين هم زندگي مي کرده

39:26.100 --> 39:29.540
فکر مي کردم که بايد يه مار باشه ، نه يه پري ؟

39:30.210 --> 39:35.200
داري مي گي که يه پري بلند مرتبه بهشتي تبديل
به يک هيولا شده که از اين بدن به اون بدن مي ره ؟

39:36.650 --> 39:41.570
از اونجايي که شما همه موفقيت هاتون رو به اون
.مديونيد ، فکر نکنم حق انتقاد کردن ازش رو داشته باشيد

39:41.570 --> 39:43.010
چي ؟

39:43.010 --> 39:48.690
مي دونستيد که اون خانم ، مادر اصلي دادرس بوده ؟

39:48.700 --> 39:50.200
اين ديگه چي هست ؟

39:50.200 --> 39:52.830
. اين چيزي بود که بهم گفت

39:53.770 --> 39:57.160
. همونطور که انتظار داشتم ، چيزي نمي دونستيد

39:57.160 --> 40:01.070
داري مي گي که اون مادر دادرس هست ؟

40:01.070 --> 40:03.820
. هيچ تعجبي نداره که چرا سرم داد کشيد

40:05.690 --> 40:09.110
. همه چيز داره به راه هاي خيلي عجيبي کشيده مي شه

40:10.050 --> 40:15.640
اما ... تو همون کسي بودي که اون هيولا رو از اينجا بردي؟

40:16.530 --> 40:22.430
از اونجايي که نتونسته ماه گذشته چيزي بخوره
به نظر مي رسه که انرژي خيلي زيادي رو از دست داده؟

40:25.440 --> 40:27.390
منو صدا زده بوديد ؟

40:27.390 --> 40:28.850
. بيا داخل

40:45.010 --> 40:48.520
. ازت يه درخواست دارم

40:49.340 --> 40:53.200
ازت اينو مي خوام چون کس ديگه اي
. نيست که من بهش اعتماد داشته باشم

40:54.110 --> 40:55.470
. بله  ارباب جوان

40:55.470 --> 40:58.190
.... يه نفر هست که خيلي مريضه

40:58.190 --> 41:02.220
مي توني مراقب خونه اي که الان ازش
نگه داري مي کنم ، باشي ؟

41:02.220 --> 41:05.220
. براي يه مدت زياد نمي خوام مراقبش باشي

41:07.350 --> 41:11.910
داريد در مورد خانمي که الان توي
کلبه کوهستان ساکن هست ، حرف مي زنيد ؟

41:13.940 --> 41:16.640
اون ... منظورت چي هست ؟

41:16.640 --> 41:19.570
. نيازي نيست نگران باشيد

41:19.570 --> 41:24.840
... رازهايي در اين خانواده وجود داره
. که من بيشتر از شما در موردشون مي دونم

41:24.840 --> 41:27.970
منظورت از اين حرفا چي هست ؟

41:28.580 --> 41:33.720
کارهايي رو که توي جهش هاي ماه هاي
... کامل مي کرديد همه رو

41:33.720 --> 41:36.470
. من هم مي دونم

41:39.920 --> 41:42.610
. لطفا بهم اينطوري نگاه نکنيد

41:44.290 --> 41:49.650
ارباب جوان ، وقتي جوان بودم اسم مستعارم
". مجموعه اي از استخوان بوده "

41:50.420 --> 41:54.530
بچگي من هم به اندازه ي دوران بچگي
.مال شما سخت و دردناک بود ، ارباب جوان

41:54.530 --> 41:57.870
، اولين روزي که شما به اين خانواده وارد شديد

41:57.870 --> 42:04.460
با خودم فکر کردم که " آه ، من بايد هر
"اتفاقي هم که بيوفته از اين بچه حمايت کنم

42:06.420 --> 42:12.240
پس ، نيازي نيست نگران اون بانو که
. توي کلبه ي کوهستان نگه داشتيد ، باشيد

42:13.040 --> 42:18.080
در واقع ، کسي که اون زن رو به اين
... خونه و خانواده آورده

42:18.080 --> 42:19.900
. من بودم

42:22.280 --> 42:24.060
... اون ... چي

42:24.060 --> 42:27.670
.در گذشته ، اون به اين صورت که الان هست ، نبود

42:27.670 --> 42:32.370
اين يه مشکل بين خدمتکارهاي سطح پايين
بود ... بنابراين ، احتمالا شما اين قضيه رو ندونيد

42:32.370 --> 42:39.950
خانمي به اسم سئو سه سال پيش به اين خونه
... اومد و بهم گفت که هر کاري باشه انجام مي ده

42:39.950 --> 42:42.570
منم بهش اجازه دادم که اينجا کار کنه چون
.توي شرايط خيلي بد و سختي به نظر مي رسيد

42:42.570 --> 42:47.320
. اما اون توي غذاي لرد چويي سم ريخت

42:50.470 --> 42:53.600
وقتي که دستگير شد ، بايد همون موقع
کشته مي شد ،  اما

42:53.600 --> 42:58.160
. صاحب قبلي اون خونه نجاتش داد

42:58.160 --> 43:05.300
.اما روز بعدش ، يه اتفاق شگفت انگيز رخ داد

43:05.300 --> 43:12.020
خانم سئو تبديل به صاحب اصلي اون
.کلبه ي مرموز توي کوهستان شده بود

43:16.120 --> 43:21.280
. اون زن ، مادر دادرس هست

43:23.770 --> 43:25.280
ببخشيد ؟

43:51.970 --> 43:54.220
... فرمانرواي بزرگ

43:55.540 --> 43:57.980
داره چه توطئه ي جديدي مي چينه ؟

44:07.820 --> 44:09.710
... ارباب جوان

44:28.950 --> 44:31.020
... ارباب جوان

44:33.410 --> 44:36.130
... در مورد چيزي که دفعه آخر صحبت کرده بودي

44:37.740 --> 44:40.070
... درخواستي که ازم کرده بودي که قلبم رو بهت بدم

44:46.410 --> 44:50.060
. قبول اين درخواست واقعا برام سخته

44:50.060 --> 44:51.650
. متاسفم

44:59.970 --> 45:02.220
... پس ، بانو

45:02.950 --> 45:05.920
. فقط بهم يه قولي بده

45:08.420 --> 45:14.070
در هر زماني ، با وجود همه چيزهايي که مي خواي

45:14.070 --> 45:18.050
. هرگز خودت رو رها نکن و تسليم کسي نکن

45:20.620 --> 45:26.230
مهم نيست که شرايط چطوري باشه ، اما
. هرگز نبايد خودت رو رها کني

45:26.230 --> 45:28.550
. خواهش مي کنم بهم قول بده

45:30.750 --> 45:34.860
. اينو مي گيد چون منو خوب نمي شناسيد

45:34.860 --> 45:38.850
من در مورد چيز ديگه اي خبر ندارم
.اما هرگز به خاطر هيچ چيزي خودم رو رها نمي کنم

45:40.120 --> 45:42.750
بهرحال ، براي چي به اينجا اومدي ؟

45:51.280 --> 45:55.060
. ارباب جوان ، شما يه انسان خوب هستيد

46:03.400 --> 46:07.880
. چيزي هست که مي خوام بهتون بدم

46:32.370 --> 46:36.920
. اين متعلق به بانو لي سو ريم هست
.کسي که قبلا باهاش نامزد کرده بوديد

46:41.130 --> 46:43.350
. من تونستم يه قسمتهايي از اين دفترچه رو بخونم

46:46.950 --> 46:51.010
.توي اين نوشته که ايشون بهتون چه احساسي داشته

46:54.290 --> 46:55.690
... چي

46:55.690 --> 46:59.950
، اگرچه که گفته بوديد چيزي راجع به هم نمي دونستيد
، ارباب جوان

46:59.950 --> 47:02.500
. اما قضيه در مورد اون اينطوري نبوده

47:06.570 --> 47:10.490
، با اين حال  که من قلب شما رو نپذيرفتم

47:10.490 --> 47:15.560
اما کسي بوده که شما رو در اعماق
، قلبش براي هميشه نگه داشته بوده

47:15.560 --> 47:18.110
. اميدوارم که اين رو در خاطرتون نگه داريد

47:24.750 --> 47:29.570
فکر مي کنم که اين واقعا اميدوارکننده
. است که شما يه انسان خوب هستيد

47:47.070 --> 47:51.160
<i> اين به بانو لي سو ريم تعلق داره
. کسي که شما باهاش نامزد کرده بوديد </i>

47:53.500 --> 47:58.170
<i>کسي بوده که شما رو در اعماق
... قلبش براي هميشه نگه داشته بوده </i>

47:58.170 --> 48:00.470
<i>. اميدوارم که اينو براي هميشه در خاطرتون نگه داريد </i>

49:10.450 --> 49:12.520
چرا اون اومده بود ؟

49:13.630 --> 49:14.860
دادرس

49:14.870 --> 49:17.320
. دارم ازت مي پرسم چرا اومده بود اينجا

49:19.530 --> 49:22.620
. بهش دفترچه خاطرات لي سو ريم رو دادم

49:25.660 --> 49:30.620
فکر کردم که ارباب جوان هم بايد بدونه
. که لي سو ريم بهش چه احساسي داشته

49:53.130 --> 49:56.470
دادرس ، حالت خوبه ؟

50:00.200 --> 50:03.460
بايد اينکارو مي کردي ؟

50:04.580 --> 50:06.860
. بله

50:06.860 --> 50:09.970
اون ( دفترچه خاطرات  )چيزي
. نبود که من بايد نگه شون مي داشتم

50:13.060 --> 50:15.130
... پس , حالا

50:15.130 --> 50:18.760
همه اون کارايي که بايد توسط لي
سو ريم انجام مي شد ، انجام شدن ؟

50:36.030 --> 50:38.280
. اين هلال ماهه

50:47.450 --> 50:52.050
به نظر مي رسه که ماه هم
. اطراف ما داره پرسه مي زنه

50:52.050 --> 50:53.570
. بله

50:53.570 --> 50:59.240
<i>?. اين که من دقيقا کنارش نشستم </i>

50:59.240 --> 51:07.200
<i>?، زمان ... حتي اگه سرنوشت چشماش رو بپوشونه </i>

51:07.200 --> 51:12.830
<i>? خواهش مي کنم از عشقي که در اعماق
قلبمون هست محافظت کن </i>

51:12.830 --> 51:14.600
. دادرس

51:14.600 --> 51:18.030
. بزار چند لحظه اينطوري بمونم

51:18.030 --> 51:19.760
. فقط براي يک دقيقه

51:19.760 --> 51:26.580
<i>?... من فقط دنبال تو مي گردم
. دنبال کسي که برام مهمه مي گردم </i>

51:26.580 --> 51:30.470
<i>?هرچقدر که بيشتر نگاه مي کنم ، مي خوام
به معشوق دوست داشتني و زيبام بيشتر نگاه کنم </i>

51:30.470 --> 51:37.080
<i>امروز ، چيزهاي خيلي زيادي بود
. که مي خواستم راجع بهشون بهت بگم </i>

51:37.080 --> 51:40.700
<i>?. حتي اگه قلبم نامنظم بتپه </i>

51:40.700 --> 51:47.820
<i>?. با هر تپشش اسم تو رو به زبون مي ياره </i>

51:47.820 --> 51:54.860
<i>?... من عکس تو رو با اشکهام تصوير مي کنم
... تو براي هميشه توي قلب من موندگاري </i>

51:54.860 --> 52:03.000
<i>?، حتي اگه تو آخر اين جهان باشي
. کسي هستي که من هيچ وقت فراموشت نمي کنم </i>

52:03.000 --> 52:14.320
<i>?، حتي اگه مجبور بشم به خاطر هزاران بار گريه کنم
. تو تنها کسي هستي که من ... واقعا عاشقشم </i>

52:29.530 --> 52:35.330
<i>دفترچه خاطرات لي سو ريم</i>

53:31.440 --> 53:33.440
اين مردهاي غريبه ديگه کي هستن ؟

53:33.440 --> 53:36.270
اين گئو چول ، از آدم هاي لرد چويي
نيست که داره جلوي اونها مي دوه ؟

53:36.270 --> 53:38.970
الان ديگه چي شده ؟؟

53:41.230 --> 53:44.960
خوبه . همشون رو بدون کم و کاست گرفتي ؟

53:44.960 --> 53:45.740
. بله

53:45.740 --> 53:50.510
خوبه . خوبه . حالا ديگه اين مکان مثل
. يه خانواده مناسب و عالي شده

54:01.310 --> 54:04.310
. بله . جواب همه اين سوالا لرد چويي بوده

54:04.310 --> 54:09.090
بايد بفهمم که مادرم چطوري از خونه
. لرد چويي سر در آورده و اينطوري شده

54:09.090 --> 54:11.450
. بزار همه چيز رو از اول شروع کنيم

54:14.960 --> 54:18.540
مهم نيست که چقدر به اين قضيه
. فکر مي کنم ، بازم نمي تونم بفهمم

54:19.430 --> 54:21.720
... فرمانرواي بزرگ

54:22.600 --> 54:24.600
اما چرا فرمانرواي بزرگ ؟

55:44.990 --> 55:46.940
... اون مادر دادرس بوده

55:50.380 --> 55:56.970
اما چرا ارباب جوان جي وال بايد مادر
دادرس رو با خودش برده باشه ؟

56:00.960 --> 56:06.260
. من قبلا نمي دونستم که شما دادرس هستيد
. خواهش مي کنم من رو ببخشيد

56:06.260 --> 56:09.180
. کافيه اه
...مسئله چيز ديگه اي هست

56:09.180 --> 56:14.020
به اينجا اومدم که ازتون بپرسم که چيزي
. راجع به مادرم من به ياد مياريد

56:15.730 --> 56:16.900
. خواهش مي کنم بهم بگيد

56:16.910 --> 56:23.200
اگه بخوام صادق باشم ، يادم مياد
که اون يه چيزهايي در مورد لرد چويي مي پرسيد

56:23.950 --> 56:28.130
... اين چيزي نيست که الان يادم اومده باشه

56:28.130 --> 56:30.270
قبلا هم اين چيزها رو يادم مي اومد ، اما

56:30.270 --> 56:33.190
. نمي تونستم بهتون اين مسائل رو بگم

56:33.190 --> 56:34.370
چرا ؟

56:34.370 --> 56:37.910
... توي اين شهر ، صحبت کردن راجع به لرد چويي

56:37.910 --> 56:39.820
. خيلي هم آسون نيست

56:39.820 --> 56:44.020
... هي ، پير زن
... چرا داري اينکارو

56:45.940 --> 56:51.890
. اين همه چيزي بود که بايد بهتون مي گفتم

56:59.800 --> 57:01.940
انقدر از لرد چويي مي ترسيد ؟

57:02.900 --> 57:06.240
پس ، اگه من تصميم بگيرم که به خاطر همه
اعمال زشت لرد چويي اون رو مورد بازخواست قرار بدم

57:06.240 --> 57:09.170
همه کاري که اهالي اين شهر مي کنن ، سکوت خواهد بود؟

57:10.770 --> 57:15.390
کي اونا قراره به من بگن که اين درد و رنجي که
تحمل مي کنن به خاطر چيه ؟ و چه کسي باعث همه اين مشکلاته ؟

57:20.130 --> 57:25.820
اگه بهتون بگيم ، به جاي ما از مشکلمون
و از خودمون مراقبت خواهيد کرد ؟

57:27.870 --> 57:33.000
.اينکارو مي کنم
.اگه چيزي براي گفتن دارين ، به اداره بيايد

57:42.950 --> 57:45.770
. فکر کنم که بايد براي پدرم يه پيغام بفرستم

57:45.770 --> 57:49.130
، مهم نيست که چطوري بهش فکر مي کنم

57:49.130 --> 57:51.510
. مادر به ميليانگ اومده بود که لرد چويي رو ملاقات کنه

57:51.510 --> 57:54.600
فقط مي خوام بدونم که چه ارتباطي مي تونسته
... بين مادرم و لرد چويي بوده باشه

57:54.600 --> 57:56.550
. بايد اين قضيه رو بفهمم

57:56.550 --> 58:00.280
. ارباب جوان ، براتون يه پيغام رسان آماده مي کنم

58:00.280 --> 58:04.770
تو اينجا بمون و پرده از همه اعمال
شيطاني لرد چويي که

58:04.770 --> 58:06.480
. در حق مردم ميليانگ انجام داده ، بردار

58:06.480 --> 58:08.170
. بله

58:48.110 --> 59:03.260
.:: @bollbolljan_com ::.

59:05.940 --> 59:08.630
. ارباب جوان -
. بانو -

59:15.020 --> 59:17.140
چرا اينجا هستيد ؟

59:19.290 --> 59:24.270
به خاطر يه نفر ، {اين مکان} آخرين
.جايي هست که به يادمش ميارم

59:26.600 --> 59:30.490
. حالا که اتفاقي شده ، اما مي خواستم ببينمتون

59:30.490 --> 59:33.340
براي چه دليلي ؟

59:38.290 --> 59:42.220
. من حق پذيرش اين احساسات رو ندارم

59:43.180 --> 59:47.260
مي تونيد دوباره به سرجاي اصليش برشون گردونيد؟

59:52.480 --> 59:53.850
. ارباب جوان

59:54.870 --> 01:00:00.630
ارباب جوان ، با توجه به شرايط
... مرگ لي سو ريم

01:00:00.630 --> 01:00:03.120
حتي اصلا  کنجکاو هم نيستيد

01:00:05.440 --> 01:00:07.510
مي دونم ، درسته ؟

01:00:08.140 --> 01:00:13.170
. بهمين خاطره که نمي تونم اين احساسات رو بپذيرم

01:00:14.450 --> 01:00:20.120
قبلا ، فکر مي کردم که تمام شايعاتي که
. بهم گفته مي شده ، درست بوده

01:00:20.120 --> 01:00:23.310
. و همه چيزو به حال خودش رها کرده بودم

01:00:23.310 --> 01:00:27.230
... اگه مي دونستم به من يه همچين احساسي داره

01:00:27.230 --> 01:00:29.610
. يکم بيشتر تلاش مي کردم ، حقيقت رو بفهمم

01:00:29.610 --> 01:00:34.110
توي ماه کامل کجا بودي ؟

01:00:35.310 --> 01:00:38.600
. شايد اينجا بوده باشم

01:00:39.900 --> 01:00:43.320
ديدن نور ماه از اينجا

01:00:44.380 --> 01:00:46.500
. هميشه برام نماي فوق العاده اي داشته

01:01:15.450 --> 01:01:22.040
امکان داشته که ارباب جوان جي وال هيچ
. کاري با مادر دادرس ، نداشته بوده

01:01:23.760 --> 01:01:29.050
اينطور به نظر نمي رسيد که دروغ ميگه
. و يا حتي چيزي رو پنهون مي کنه

01:01:31.040 --> 01:01:36.210
. امکان داره اتفاقي هم مسير شده باشن

01:01:48.820 --> 01:01:50.370
<i>. خواهش مي کنم نرو </i>

01:02:06.370 --> 01:02:25.060
.:: @bollbolljan_com ::.

01:02:25.060 --> 01:02:26.240
<i>آرانگ و دادرس </i>

01:02:26.240 --> 01:02:29.070
چرا ارباب جوان ، جي وال اونجا بوده ؟

01:02:29.070 --> 01:02:33.480
جي وال همون کسي بوده که مادر
دادرس رو به اينجا آورده بوده ؟

01:02:33.480 --> 01:02:36.110
. منم نمي دونم که اتفاقي افتاده بوده

01:02:36.110 --> 01:02:40.580
، چيزهايي که ما تجربه شون کرديم
.فکر نکنم که اتفاقي بوده باشه

01:02:40.580 --> 01:02:43.190
... فرمانرواي بزرگ

01:02:43.190 --> 01:02:47.740
. هنوز وقتش نيست که به جي وال بگي

01:02:47.740 --> 01:02:52.100
لي سو ريم ؟
... اين بانو ... من اينکارو

01:02:52.100 --> 01:02:53.720
من بودم که اون رو هم کشته بودم ؟

01:02:53.720 --> 01:02:56.750
بله ، اين همون چيزي نبود که تو ميخواستي ؟

01:02:56.750 --> 01:02:59.910
چرا فکر مي کني که من بعد از هر قتلي
حافظه ي تو رو نسبت به اون قتل پاک کردم ؟

01:02:59.910 --> 01:03:02.580
. يه لحظه بسيار مهم وجود داره

01:03:02.580 --> 01:03:08.770
لي سو ريم ، اينکه بفهمي واقعا کي بوده
که تو رو کشته و حقيقت واقعي رو بفهمي
... همه اينا خيلي خيلي نزديک خواهند بود

01:03:08.770 --> 01:03:13.110
. نمي دونم چرا انقدر قلبم شکسته

01:03:13.630 --> 01:03:16.230
<i>چرا ؟ -- </i>بهتر اگه نگاه نکني --

01:03:16.230 --> 01:03:17.950
. نگاه نکن