﻿WEBVTT

00:00.450 --> 00:07.350
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:08.100 --> 00:13.680
<i> قسمت 16 آرانگ و دادرس </i>

00:26.170 --> 00:33.350
امکان داره که ارباب جوان جي وال
.به مادر دادرس هيچ کاري نداشته بوده

00:34.440 --> 00:40.570
اينطور بنظر نمي رسيد که دروغ
. بگه يا چيزي رو پنهون کنه

00:41.730 --> 00:47.730
درسته . امکان داره ، راه هاشون
. با هم يکي شده ، کاملا اتفاقي بوده

00:59.600 --> 01:02.340
<i>! نرو </i>

01:12.510 --> 01:15.530
اين ديگه چي هست ؟

01:15.860 --> 01:20.860
شک ندارم که همون خونه متروکه
. داخل جنگل بود

01:21.850 --> 01:25.460
چرا ارباب جوان ، جي وال به اونجا رفته بوده ؟

01:27.830 --> 01:36.800
يعني ارباب جوان جي وال بوده که
مادر دادرس رو به اونجا برده بوده ؟

02:01.210 --> 02:06.010
<i>داره چه اتفاقي مي افته ؟ بيا با هم بفهميم </i>

02:06.720 --> 02:08.590
<i>... بعدا </i>

02:08.590 --> 02:11.630
<i>. بعدا همه چيز رو بهت خواهم گفت </i>

02:12.590 --> 02:14.750
<i>. آرانگ ، واقعا متاسفم </i>

02:14.760 --> 02:21.950
<i>موضوع مربوط به مرگت احتمال داره يه ربط هايي
با مادر من داشته باشه ، به همين خاطر نمي تونم بهت بگم </i>

02:22.050 --> 02:26.480
<i>. فکر کنم که زمانش رسيده که بهت بگم </i>

02:40.460 --> 02:43.470
... چرا لي سو ريم

02:43.590 --> 02:46.350
.... توي اون خونه متروکه

02:46.470 --> 02:50.590
با ارباب جوان جي وال بوده ؟

03:11.610 --> 03:14.830
کجا رفته بودي که الان تازه برگشتي ؟

03:24.750 --> 03:27.350
... من

03:27.690 --> 03:30.110
. چيزهايي هست که بايد بهت بگم

03:30.110 --> 03:33.670
. منم بايد يه چيزايي رو بهت بگم

03:35.530 --> 03:39.370
اون واقعا مادر تو بوده ؟

03:39.620 --> 03:41.840
. بله

03:42.600 --> 03:47.530
اما چطور امکان داره ؟

03:48.150 --> 03:51.730
. مطمئن نيستم که داره چه اتفاقي مي افته

03:51.830 --> 03:58.920
.اما بايد هر طوري شده بفهمم قضيه چي هست
.بايد حقيقت رو کشف کنم تا همه چيز دوباره درست بشه

03:59.020 --> 04:03.190
راهي براي کشف حقيقت پيدا کردي ؟

04:03.190 --> 04:07.110
. هنوز مطمئن نيستم اما خودم يه راهي پيدا مي کنم

04:07.240 --> 04:10.900
باتوجه به وضعيت اولين کاري که بايد
. انجامش بدم ، اينه که پيداش کنم

04:11.310 --> 04:21.030
بهرحال ... وقتي به اين فکر مي کنم که استاد
من فرمانرواي بزرگ بوده . بيشتر مطمئن
.ميشم که فرشته مرگ داشته مزخرف مي گفته

04:21.760 --> 04:24.660
، دادرس

04:25.520 --> 04:31.870
داشتم به چيزهايي که ما توي اين مدت
. با هم تجربه شون کرده بوديم ، فکر مي کردم

04:31.970 --> 04:36.160
. فکر نمي کنم همه اينا فقط يه تصادف باشه

04:36.160 --> 04:41.600
فرمانرواي بزرگ بوده که بهت ياد داده
. چطوري با ارواح مبارزه کني

04:41.600 --> 04:46.490
فرمانرواي بزرگ هم بوده که بعد از اينکه
.منو دوباره تبديل به انسان کرده ، به اين دنيا برگردونده

04:46.490 --> 04:53.880
و بازم فرمانرواي بزرگ بوده که اون گيره مو
.رو بهت داده که منو و تو رو اينجا کنارهم نگه داره

04:53.880 --> 04:56.880
. فرمانرواي بزرگ

04:56.880 --> 05:05.890
پس فهميدن اينکه من واقعا چطوري مردم
و پيدا کردن مادر تو

05:06.060 --> 05:12.370
.همه شون نقشه ي فرمانرواي بزرگ بوده

05:14.290 --> 05:18.500
چرا بايد يه همچين کاري مي کرده ؟

05:20.310 --> 05:27.990
بهرصورت ، وقتي من داشتم تلاش مي کردم حقيقت
مرگم رو بفهمم ، از توطئه هايي که قبلا چيده شده بوده
. هم پرده بر مي داشتم و کشفشون مي کردم

05:28.090 --> 05:31.490
. اوه بله ، دادرس

05:31.490 --> 05:32.610
بله ؟

05:32.610 --> 05:36.400
. اون کسي که پرستارم  رو کشته رو دستگير کن

05:49.020 --> 05:52.390
. نگران اين موضوع نباش

05:54.940 --> 06:00.660
مطمئن باش که لرد چويي رو دستگير مي کنم و قضيه
. مرگ پرستارت رو حل مي کنم ، پس برو يکم بخواب

06:00.760 --> 06:03.380
. باشه

06:16.170 --> 06:20.080
<i>. بخاطر چيزهايي که به جي وال مربوطه ، متاسفم </i>

06:20.080 --> 06:23.380
<i>. فکر نمي کنم هنوز وقتش رسيده باشه که بهت بگم </i>

06:23.380 --> 06:29.450
<i>وقتي که تونستم چيز قابل توجهي رو به
ياد بياره ، حتما بهت خواهم گفت </i>

06:34.620 --> 06:39.980
منطقه جنگل رو کاملا برگرديد و مطمئن
! بشيد که اونجا جسد هست يا نه

06:39.980 --> 06:41.700
! بله ، آقا

06:42.030 --> 06:43.810
! بريم

06:59.370 --> 07:03.400
! بالاخره اون روز فرا رسيد ! امروز
ما بايد چيکار کنيم ؟

07:03.400 --> 07:08.180
بازجويي پرونده يه قتل توي دفتر ما ؟
داري در مورد چه مزخرفاتي صحبت مي کني ؟

07:08.180 --> 07:11.820
فکرشو بکن که دفتر ما حتي مسئله ي
... قتل همسر دادرس سابق رو ناديده گرفته بود

07:11.820 --> 07:16.090
حالا بايد ما حقايق پشت پرده مرگ پرستار
دختر دادرس رو کشف کنيم ؟

07:16.090 --> 07:17.260
... اوه خداي

07:17.260 --> 07:22.430
لرد بانگ اينکارو نمي کرده ... لرد بانگ ؟

07:22.430 --> 07:24.170
! اوه

07:43.310 --> 07:46.130
مدت خيلي زيادي از زماني که روي يه
.پرونده جنايت و صحنه جرم کار مي کرده ، گذشته

07:46.130 --> 07:48.570
درسته . اين همون کاري هست که ما
. بايد در اصل انجامش بديم

07:48.570 --> 07:52.990
شب گذشته ، بادهاي خيلي وحشتناکي مي زد
.به همين خاطر بايد برگ هاي زيادي روي زمين ريخته باشه

07:53.000 --> 07:56.890
احتمال داره که جسد رو گم کنيد
. به همين خاطر با دقت جستجو کنيد

07:56.890 --> 07:58.390
! بله ، آقا

07:59.130 --> 08:03.120
اوه ؟ حرومزاده ؟ چرا داره کار
!!! منو از من مي دزده ، هان ؟

08:03.120 --> 08:04.770
... اون ... اون

08:04.770 --> 08:08.310
. از اين طرف ... بيشتر به اين طرف بياين

08:08.310 --> 08:12.570
.از اين طرف بيايد . بايد مستقيما از اينطرف بيايد

08:12.570 --> 08:14.940
نشنيديد که دارم بهتون چي مي گم ؟

08:14.940 --> 08:15.830
کي هستي ؟

08:15.830 --> 08:17.730
چي ؟

08:18.120 --> 08:23.080
من هيئونگ بانگ هستم ، نمي دوني مفهومش چي هست ؟
<i>[هيئونگ بانگ : يکي از افراد دفتر دادگستري ]</i>

08:26.900 --> 08:29.410
<i>! اينجاست   </i>

08:29.410 --> 08:31.240
.برو پيش دادرس و بيارش اينجا

08:31.240 --> 08:32.190
. بله

08:32.190 --> 08:34.490
. اينطوري نبود که تصور مي شد

08:44.600 --> 08:47.050
خيلي خوبه که از اون چيزي که پيش بيني
. مي کردم ، راحت تر پيدا شد

08:47.050 --> 08:52.340
، اون کاملا با ما غريبه نبوده
... به همين خاطر احساس خيلي بدي دارم

09:03.850 --> 09:08.670
<i> آقا ، براي شما يه زندگي طولاني و با سلامتي آرزو مي کنم </i>

09:23.580 --> 09:26.120
. بهتره اگه بهش نگاه نکني

09:26.120 --> 09:28.740
. چرا ؟ بايد خودم ، شخصا ببينمش

09:28.740 --> 09:31.420
. نگاه نکن

09:35.200 --> 09:36.020
<i>. نگاه نکن </i>

09:36.020 --> 09:39.950
<i>! بهشت واقعا آدم رو غافل گير مي کنه
چطوري تونستي اينطوري پيش خودت برش گردوني ؟ </i>

09:39.950 --> 09:40.690
<i>... هي ، بيا بريم </i>

09:40.690 --> 09:44.340
<i>! بانوي من ! بانوي من ! بانوي من </i>

09:44.340 --> 09:47.560
<i>! بانوي من </i>

10:42.460 --> 10:44.850
. بايد سردت شده باشه

10:54.920 --> 10:56.900
. متاسفم

11:16.490 --> 11:18.360
. به دنبال يه برچسب شناسايي باشيد

11:43.320 --> 11:45.330
. بدنش رو به طور شايسته اي تميز کنيد

11:45.330 --> 11:46.680
. به اداره ببريدش

11:47.920 --> 11:50.820
. بايد بفهميم که اين برچسب هويت مال کي بوده

11:55.690 --> 11:57.160
ديگه چي شده ؟

11:57.720 --> 11:59.890
. من دول سائه هستم

11:59.890 --> 12:01.350
فکر مي کني داري چيکار مي کني !؟

12:01.350 --> 12:02.710
تصميم دارم که فقط يه بار بهت بگم

12:02.710 --> 12:04.190
. به همين خاطر خوب گوش بده

12:04.190 --> 12:05.920
دادرس من گفته

12:05.920 --> 12:09.610
تو قاتل اون پيرزن خياط هستي به همين
. خاطر بهم دستور داده که سريعا دستگيرت کنم

12:09.610 --> 12:13.590
، چي ، اين خدمتکار حرومزاده
چطوري مي توني اينطوري با من صحبت کني ؟

12:17.950 --> 12:21.070
. تازه فهميدم که فاميلت پارک هست

12:24.820 --> 12:25.710
. ببريدش

12:25.710 --> 12:26.810
! بله , آقا

12:29.230 --> 12:30.410
. بيا بريم

12:32.680 --> 12:33.560
! همينطوري وايستا

12:33.560 --> 12:35.250
چي ؟

12:35.250 --> 12:36.570
کي اونو با خودش برده ؟

12:36.570 --> 12:37.400
چرا ؟

12:37.400 --> 12:38.980
... بله

12:38.980 --> 12:43.080
. به اتهام قتل اون خياط پير گرفتنش

12:43.080 --> 12:44.850
چي گفتي ؟

12:44.850 --> 12:47.870
. اونا بدن اون خياط پير رو پيدا کردن

12:47.870 --> 12:52.860
گفتن که اون پيرزن برچسب شناسايي
. پارک رو مخفي کرده بوده

12:52.380 --> 12:54.570
! چه احمقي

12:54.570 --> 12:57.570
. چطور نتونسته يه کارو درست و حسابي انجام بده

12:57.570 --> 13:03.670
پس اين دادرس ولگرد مي خواد با
اين قضيه کاراش رو جلو ببره ، مگه نه ؟

13:04.690 --> 13:07.750
! برو و همين الان لي بانگ رو برام بيار

13:12.360 --> 13:13.320
. بيا

13:16.220 --> 13:20.140
، پس ، دنيا اينطوريه
.روزي رسيد که ببينم گئول دئوک هم به بند کشيده شده

13:20.140 --> 13:23.250
، از اونجايي که يه دادرس خوب داريم
. بالاخره اتفاقاي خوب برامون خواهد افتاد

13:23.250 --> 13:24.110
. درسته

13:24.110 --> 13:25.950
، ديدن اينکه گئو دئول دستگير شده

13:25.950 --> 13:29.590
مي تونم هر کاري رو که دادرس از اين
. به بعد بکنه رو تحمل کنم

13:29.590 --> 13:32.010
! اين ولگرد وحشتناک رو ببريد

13:52.660 --> 13:56.770
دادرس ، از اينکه مادرم رو پيدا کرديد
. از شما خيلي خيلي ممنونم

13:56.770 --> 14:03.210
داشتم به يه دختر بد تبديل مي شدم اگه
.نمي دونستم که زمان يادبود مادرم کي بوده

14:28.910 --> 14:33.690
، قبلا ها وقتي که جسدم رو پيدا کرده بوديم

14:35.060 --> 14:38.130
اون پيره زن جسدم رو در آغوش گرفته بود

14:38.130 --> 14:40.090
. و برام گريه مي کرد

14:42.160 --> 14:44.900
. بله ، اين کارو کرده بود

14:44.900 --> 14:49.690
. اما من اينکارش رو نديده بودم

14:56.060 --> 14:59.710
غم و اندوه ام خيلي بزرگ بود

14:59.710 --> 15:04.640
. به همين خاطر غم و اندوه پرستارم رو نديده بودم

15:07.510 --> 15:10.420
وقتي که جسد پرستارم رو ديدم

15:10.420 --> 15:12.750
. اون همون زماني بود که تونستم درکش کنم

15:14.840 --> 15:20.350
.در نبود من ، چه کساي ديگه اي برام گريه کرده بودن

15:23.930 --> 15:27.240
، اگه اينو زودتر مي دونستم

15:27.240 --> 15:32.430
هرگز براي پيدا کردن لي سو ريم انقدر
... اين ور و اون ور سرگردان نمي شدم

15:34.310 --> 15:37.510
بعدش ، مي تونستم بيشتر در مورد ارباب
. جوان ، جي وال هم بفهمم و اينطوري گرفتارش نشم

15:37.960 --> 15:41.800
. هي ، اين واقعا نقشه ي فرمانرواي بزرگ بوده

15:41.800 --> 15:43.500
، پس مي دونستي حتي حدس بزني که

15:43.500 --> 15:45.870
. با يه نگاه عاشقش مي شي

15:45.870 --> 15:48.540
.خودت گفتي که توي اولين نگاه عاشقش شدي

15:50.010 --> 15:53.500
. اين همون چيزي بوده که بايد اتفاق مي افتاده

15:53.500 --> 15:54.540
چي ؟

15:54.540 --> 15:56.920
"اين همون چيزي بوده که بايد اتفاق مي افتاده ؟  "

15:56.920 --> 16:03.380
بهر حال ، دادرس ، فقط با دستگير کردن
گئو دئول پرونده رو همينجا مختومه اعلام مي کني؟

16:04.390 --> 16:05.900
. هي ، مجرم اصلي لرد چويي هست

16:05.900 --> 16:07.950
چطوري مي تونم به همين راحتي قضيه
رو تموم شده بدونم و کنار بکشم ؟

16:08.260 --> 16:12.810
فکر مي کردم که بعد از اينکه کار رو تقريبا
. انجام دادي بي خيال بقيه ي ماجرا ميشي

16:13.690 --> 16:15.850
. من از اون دسته ، دادرس ها نيستم

16:19.430 --> 16:26.180
اما چرا لرد چويي انقدر در مورد
هويت اصلي تو کنجکاو بوده ؟

16:30.220 --> 16:35.600
پس لرد چويي هم از همه ماجرا باخبره ؟

16:36.930 --> 16:38.460
<i>جي وال ؟ </i>

16:39.600 --> 16:42.110
<i>. نه ، فکر نمي کنم که امکان داشته باشه </i>

16:42.110 --> 16:45.240
<i>هيچ راهي وجود نداشته که لي سو ريم
يه همچين مردي رو دوست داشته </i>

16:46.160 --> 16:48.390
<i>. بايد يه دليل ديگه اي وجود داشته باشه </i>

16:55.490 --> 16:57.850
<i>، ارباب جوان </i>

16:57.850 --> 17:03.560
<i>، لي سو ريم چطوري مرد </i>

17:03.560 --> 17:06.200
<i>حتي کنجکاو هم نيستي که بدوني چطوري مرده ؟ </i>

17:11.880 --> 17:14.260
چرا بايد اون بانو

17:14.260 --> 17:18.240
يه دفعه چنين چيزي بپرسه ؟

17:47.470 --> 17:50.130
. چيزي هست که دلم مي خواد ازتون بپرسم

17:52.110 --> 17:57.100
دختر دادرس قبلي رو به ياد مياريد ؟

17:58.410 --> 18:04.270
لي سو ريم ، کسي بوده که باهاش نامزد کرده بودم؟

18:04.270 --> 18:06.100
. بله

18:07.310 --> 18:12.410
، اون زمان ، اصلا ازش خوشم نمي اومد
. به همين خاطر حتي چهره اش رو هم به خاطر نمي يارم

18:12.410 --> 18:13.930
حالا مسئله چي هست ؟

18:15.760 --> 18:18.770
حالا مي خواي چهره اش رو به ياد بياري ؟

18:19.770 --> 18:21.400
. اينطوري نيست

18:24.170 --> 18:27.730
اون بانو ، همون کسي بوده

18:27.730 --> 18:32.030
که من کشته بودمش ، درسته ؟

18:35.670 --> 18:37.850
. بله

18:37.850 --> 18:39.820
. بله ، تو اينکارو کردي

18:41.740 --> 18:46.600
اون شبي که اون دنبال تو اومده بود
و به مکان ما راه پيدا کرده بود

18:46.600 --> 18:48.920
. همه چيز رو با چشماش ديده بود

18:50.820 --> 18:55.160
پس کشتن اون تنها راهي نبود که ما اون موقع داشتيم ؟

18:56.420 --> 18:59.080
. بايد خيلي شوکه شده باشي

19:02.190 --> 19:05.250
با توجه به اينکه اگه همه چيز خوب پيش مي رفت
. اون هم جزوي از سرنوشت تو مي شد

19:09.350 --> 19:13.450
حالا چرا اينها رو مي پرسي به جاي اينکه
بزاري همه چيز براي هميشه دفن بشن ؟

19:13.990 --> 19:17.960
چرا فکر مي کني که من با پاک کردن خاطراتت
قتل هات تو رو اذيت و آزار کردم ؟

19:20.790 --> 19:22.440
چرا اينکارو انجام داديد؟

19:22.440 --> 19:24.190
چرا ؟

19:24.190 --> 19:25.710
چرا من ، مگه من چيکار کردم ؟

19:25.710 --> 19:27.260
چرا حافظه تو رو از خاطرات پاک کردم يا

19:27.260 --> 19:30.300
چرا بهت اجازه دادم که اون دختر رو بکشي ؟

19:30.300 --> 19:31.840
. منظورم هر دو تاشه

19:31.840 --> 19:35.530
! واقعا يه پسر احمقي
! تو کسي هستي که اونو کشته بودي

19:35.530 --> 19:39.780
،از اونجايي که خودت آدم بي لياقتي هستي
. اونو به اينجا کشوندي

19:43.070 --> 19:49.490
ديگه چي هست ؟ هنوزم منو به خاطر اينکه
حافظه ي ات رو پاک کردم ، سرزنش مي کني ؟

19:51.830 --> 19:54.790
. اينکارو به خاطر نجاتت انجام دادم

19:54.790 --> 19:57.090
. تو هم اينو مي خواستي

20:44.410 --> 20:46.660
هنوزم احساس فرومايگي مي کني ؟

20:48.490 --> 20:51.530
. کشتن يه آدم اصلا آسون نيست

20:51.530 --> 20:55.950
اگرم هميشه چنين احساسي داشته باشي
نمي تونيم کاري بکنيم ؟

20:55.950 --> 21:00.580
، اگه مي دونستم که انقدر سست اراده اي
. هيچ وقت تو رو به اينجا نمي آوردم

21:01.640 --> 21:03.440
. نجاتم بده

21:04.470 --> 21:06.780
مي خواي دوباره حافظه ات رو پاک کنم ؟

21:09.760 --> 21:16.880
.پاک کردن چنين خاطراتي رو مي تونم هميشه انجام بدم

21:17.150 --> 21:20.590
ساده است . مي خواي دوباره پاکشون کنم ؟

21:53.170 --> 21:55.140
حالا فهميدي ؟

21:55.140 --> 21:58.150
کي بود که واقعا بهت اجازه داد ، زنده بموني ؟

21:58.150 --> 22:00.480
آرانگ ، اون زنيکه بوده ...؟

22:00.480 --> 22:02.060
... لي سو ريم

22:03.260 --> 22:05.030
چرا اون همه اين راه رو تا اينجا اومده بود؟

22:05.030 --> 22:07.100
چطوري بايد بدونم ؟

22:09.460 --> 22:13.370
.اگه دوباره تونستي ببينيش ، ازش بپرس

22:33.990 --> 22:35.750
! ارباب جوان

22:39.700 --> 22:42.330
حقيقت اينکه آرانگ همون لي سو ريم هست

22:42.330 --> 22:45.020
. هنوزم نبايد آشکار بشه

22:46.480 --> 22:50.510
. بايد يه زمان مناسب براش پيدا بشه

22:55.980 --> 23:00.320
. صادقانه بهم بگو
نمي دونستي ، مگه نه ؟

23:00.810 --> 23:06.850
، حتي اگرم من استاد بادوک باشم
. بازم نمي تونم همه حرکتها رو بخونم

23:06.850 --> 23:13.990
وقتي که آرانگ رو فرستادي ، بايد مي دونستي که
.مو يئون نمي تونه يه روح رو زمان مناسبش به دست بياره

23:13.990 --> 23:18.670
به همين خاطر ، حتما پيش بيني کرده بودي که
قدرت از سطح اصليش سقوط مي کنه

23:18.670 --> 23:21.810
اما نه به اندازه اي که بايد باشه ؟

23:22.770 --> 23:24.660
. درسته

23:24.660 --> 23:28.840
... بعلاوه من قدرت مادر کيم ايون اوه رو نمي دونستم

23:28.840 --> 23:31.100
. به همين خاطر قضيه در حال تغييره

23:32.060 --> 23:35.810
... اينجا نشستي با اين حال که خيلي چيزا رو مي دوني ، اما

23:35.810 --> 23:43.450
بازم ، فهميدن اينکه يه سري مسائل هست که
.در موردشون نمي دوني ، حس بدي رو ايجاد نمي کنه

23:44.000 --> 23:48.170
. اين دقيقا همون دليلي هست که من انسان ها رو باور دارم

23:48.170 --> 23:54.500
بيشتر از اونچيزي که فکرشو مي کنيم ، قدرت اونا
توي قلبشون نهفته شده ، اين واقعا شگفت انگيز نيست؟

23:54.500 --> 23:59.250
بهرحال ، مو يئونگ هنوز رفتار
خوب و درستش رو در پيش گرفته ؟

24:05.800 --> 24:07.670
<i>. مو يئون </i>

24:07.670 --> 24:10.960
<i> . نمي دونم بايد چيکار کنم که نجاتت بدم </i>

24:11.520 --> 24:16.390
<i>... بهتره که خودم نابودت کنم </i>

24:17.630 --> 24:20.040
<i>واقعا همه چيز رو فراموش کردي ؟ </i>

24:22.910 --> 24:24.980
<i>. برادر </i>

24:26.250 --> 24:27.810
<i>. اينطوري صدام نزن </i>

24:27.810 --> 24:29.700
<i>! برادر </i>

24:30.190 --> 24:33.030
<i>واقعا دوست داري که اينجا بموني ، برادر ؟ </i>

24:33.030 --> 24:35.890
<i>از رودخانه ي هوانگ چئون رد بشي
. و فقط روح هاي مرده رو دستگير کني </i>

24:35.890 --> 24:39.980
<i>هر روزت مثل روز قبلت باشه
!دارم ازت مي پرسم ، واقعا اينطوري زندگي کردن و دوست داري؟</i>

24:39.980 --> 24:42.080
<i>چرا انقدر از اينطوري زندگي کردن ، تنفر داري ؟ </i>

24:42.080 --> 24:44.460
<i>! اونا بهم ميگن که نبايد چيزي داشته باشم </i>

24:44.460 --> 24:46.760
<i>چرا آرزوي داشتن يه چيزي
انقدر اشتباهه ؟ </i>

24:46.760 --> 24:50.060
<i>. اما توي اين جهان ، من اجازه داشتن هيچ چيزو ندارم </i>

24:50.060 --> 24:54.420
<i>، حتي اگه در لباس يه سگ زندگي کنم
. ترجيح مي دم که توي اون جهان زندگي کنم </i>

24:54.420 --> 24:56.490
<i>. مي خوام به عنوان يه انسان زندگي کنم </i>

25:02.700 --> 25:06.940
، پس زندگي کردن توي اون جهان
، همه چيزي بود که تو آرزوش رو داشتي

25:06.940 --> 25:11.080
که مثل يه هيولا زندگي کني ، هان ؟

25:43.660 --> 25:47.850
حتي اگرم اون پيرمرد کاملا پوشونده باشتش
. بازم بايد برم و يه نگاه بندازم

25:48.320 --> 25:51.020
. خاطراتم حتما برمي گردن

26:03.620 --> 26:10.910
<i>کسي بايد باشه که تو رو توي اعماق قلبش
. نگه داشته ، پس اينو هرگز فراموش نکن </i>

26:56.340 --> 26:58.070
. ارباب جوان

26:58.070 --> 27:00.100
چرا اون اينجاست ؟

27:09.450 --> 27:10.950
. ارباب جوان

27:14.730 --> 27:16.380
. بانو

27:17.260 --> 27:20.700
چرا اينجايي ؟

27:21.600 --> 27:24.440
بانو ، شما هم ، چرا اينجاييد ... ؟

27:24.440 --> 27:29.000
. من قبلا هم به اينجا اومده بودم

27:30.590 --> 27:32.360
... قبلا

27:32.900 --> 27:35.740
. اينجا يه خونه ي متروکه بوده

27:44.020 --> 27:45.860
... ارباب جوان شما هم

27:46.870 --> 27:48.950
در اين مورد مي دونستيد ؟

27:54.760 --> 27:59.930
... نه
... من ... نمي دونستم

27:59.930 --> 28:01.540
. ارباب جوان

28:03.310 --> 28:05.180
. بايد برم

28:08.370 --> 28:10.070
. ارباب جوان

28:14.130 --> 28:17.540
... وقتي که لي سو ريم مرد

28:20.700 --> 28:23.030
... اينجا

28:24.800 --> 28:26.920
شما هم اينجا بوديد ؟

29:14.180 --> 29:15.610
. لي سو ريم

29:39.370 --> 29:42.430
کيم ... لرد کيم ايون بو ؟

29:42.900 --> 29:47.030
... اونجا رو نگاه کنيد
ايشون لرد کيم ايون بو هستن ؟

29:49.170 --> 29:53.660
.:: @bollbolljan_com ::.

29:54.400 --> 29:58.020
! سر... سرورم

29:58.020 --> 30:00.000
! پدر

30:06.820 --> 30:09.290
. ايون اوه

30:25.600 --> 30:28.380
اين روزها حالتون از قبل بهتره ؟

30:28.380 --> 30:31.440
. خواهش مي کنم به خاطر بي احتراميم منو ببخشيد

30:31.440 --> 30:34.180
. نه

30:34.180 --> 30:39.200
، در مورد سئوال هايي که پرسيده بودي
، فکر کردم که اونا رو به يه نامه جواب بدم

30:39.200 --> 30:43.040
، اما همون طوري که مي دوني ، کنجکاو بودم
. به همين خاطر تصميم گرفتم که خودم شخصا بيام

30:45.330 --> 30:50.380
اما ... چرا در مورد لرد چويي پرسيده بودي ؟

30:50.380 --> 30:59.180
در واقع ... فکر مي کنم که مادر به اينجا اومده
. بوده چون مي خواسته لرد چويي رو ملاقات کنه

30:59.180 --> 31:04.930
دقيقا ، مادرم با لرد چويي چه ارتباطي
مي تونستن ، داشته باشن ؟

31:07.040 --> 31:09.570
. پدر

31:10.950 --> 31:14.990
اين يه کينه خيلي قديمي و خيلي عميقه

31:15.870 --> 31:21.190
،پدر بزرگ مادري ات ، لرد  سئو يون سو
. اولش مجبور شد سمت وزارت رو کنار بزاره

31:21.190 --> 31:25.160
، همش هم به خاطر اعمال شيطاني لرد چويي بود
، دادرس اون زمان

31:25.170 --> 31:28.160
، خواسته هاي خيلي زياد و بي معني داشت

31:28.160 --> 31:33.170
بهمين خاطر پدربزرگت مي خواست
.که اون رو به هرصورتي هست مجازات کنه

31:33.170 --> 31:36.000
اگرچه که ، لرد چويي ، پدربزرگت رو با

31:36.000 --> 31:41.460
. قضيه يه خيانت ساختگي گير انداخت

31:41.460 --> 31:46.230
... بهمين خاطر ، فقط تونستيم جون مادرت رو نجات بديم

31:46.230 --> 31:49.870
اما همه خانواده اش

31:49.870 --> 31:53.410
. به طور وحشيانه اي کشته شدند

31:56.570 --> 31:59.180
. ايون اوه

31:59.180 --> 32:02.740
. مادرت رو درک کن

32:02.740 --> 32:06.460
شايد ... حتي نگاه کردن به تو براش سخت بوده

32:06.460 --> 32:08.380
، به خاطر کينه و نفرتي که داشته

32:08.380 --> 32:14.320
اون از فرزند خودش هم غفلت کرده
به همين خاطر چطوري مي تونه حس يه مادر رو داشته باشه؟

32:14.320 --> 32:17.910
. بهمين خاطر بوده که اين تصميم رو گرفته بوده

32:19.290 --> 32:27.340
حتما با خودش فکر مي کرده که بهتره همه کينه
. و نفرتش رو با خودش برداره و از کنارت ناپديد بشه

32:27.340 --> 32:32.040
. بنابراين ... ترکت کرده

32:58.530 --> 33:00.460
. ايون اوه

33:00.460 --> 33:01.420
. بله ، پدر

33:01.420 --> 33:06.800
ادامه کردن يه کشور و اداره کردن
. مردم يه شهر ، هر دوشون مثل هم هستن

33:06.800 --> 33:08.660
، طرف اونا رو گرفتن

33:08.660 --> 33:11.990
، گوش دادن به داستانهاشون ، تنها چيزي هست که اونا ميخوان

33:11.990 --> 33:13.860
. اينو هرگز فراموش نکن

33:13.860 --> 33:15.960
. پدر ، حتما اينو در خاطرم نگه مي دارم

33:15.960 --> 33:20.060
. اگه هر اتفاقي افتاده ، حتما بهم خبر بده

33:20.060 --> 33:24.210
. پدرت هرطوري شده بهت کمک مي کنه

33:31.780 --> 33:36.430
<i>تو ... واقعا به اينجا اومده بودي ؟ </i>

33:36.430 --> 33:43.300
<i>منظورم اينه که ... به اينجا
اومده بودي که اون آدم رو بکشي ؟ </i>

33:57.460 --> 34:00.930
<i>. نمي زارم به همين راحتي اون حرومزاده در بره </i>

34:00.930 --> 34:05.270
<i>! يه روز ، قطعا انتقامتون رو مي گيرم </i>

34:07.120 --> 34:11.820
<i>! مادر
! مادر </i>

34:13.750 --> 34:17.040
... مادر

34:56.220 --> 34:58.670
. لي سو ريم

35:00.620 --> 35:04.220
... پيدا کردن کسي که تو رو کشته

35:05.150 --> 35:08.960
... پيدا کردن همه حقيقت

35:08.960 --> 35:16.530
. نمي دونم چرا انقدر قلبم صدمه ديده

35:20.920 --> 35:24.740
، براي پيدا کردن حقيقت

35:24.740 --> 35:28.500
، براي من که بتونم به بهشت برم

35:28.500 --> 35:32.410
. بايد اون آدم رو پيدا کنم و مجازاتش کنم

35:32.920 --> 35:36.370
... اون

35:36.370 --> 35:42.660
لي سو ريم ، اين واقعا چيزي است که آرزوشو داري ؟

35:46.980 --> 35:49.350
! آرانگ

35:59.320 --> 36:03.770
اينجا توي اين اتاق تاريک
داري چيکار مي کني ؟

36:14.520 --> 36:16.340
اتفاقي افتاده ؟

36:16.340 --> 36:17.930
چه اتفاقي براي صورتت افتاده ؟

36:17.930 --> 36:19.740
... اوه

36:20.630 --> 36:22.880
چه اتفاقي افتاده ؟

36:28.400 --> 36:33.300
. خوبه
.اگه نمي خواي راجع بهش صحبت کني ،صحبت نکن

36:35.300 --> 36:38.130
... نمي دونم چه اتفاقي افتاده ، اما

36:38.130 --> 36:44.810
فراموش نکن که از اول بهت چي گفته
. بودم ، تا وقتي اينجايي باهاتم و بعدش مي فرستمت بهشت

36:44.810 --> 36:52.220
<i>اوه ، باد ... همون طور که داري مي وزي ?
خواهش مي کنم اينو بهش بگو که </i>

36:52.220 --> 36:58.950
<i> من دقيقا کنارش هستم ? </i>

36:58.950 --> 37:04.650
<i> اوه ابرها ... خواهش مي کنم اينو
توي بارون بزاريد و براش بفرستيد که ?</i>

37:04.650 --> 37:10.990
<i> من دقيقا در کنارشم ?</i>

37:10.990 --> 37:18.810
<i>اوه ، زمان ... حتي اگه سرنوشتم کورم کنه ?</i>

37:18.810 --> 37:31.030
<i> خواهش مي کنم مواظب
عشق عميقي که در قلبش هست ، باش ?</i>

37:31.030 --> 37:38.390
<i> دوستت دارم ، دوستت دارم ?</i>

37:38.390 --> 37:48.210
<i> تو زيباترين هستي کسي که من
بيشتر از زندگي ام براش ارزش قائلم ?</i>

37:56.270 --> 38:01.170
<i>من کسي رو که سه سال پيش به عنوان
خدمتکار توي خونه لرد چويي کار مي کرده رو پيدا کردم </i>

38:01.170 --> 38:04.020
. بله ، درسته

38:04.020 --> 38:09.550
سه سال پيش ، يه زن بود که از
. کيم هائه مي اومد

38:09.550 --> 38:13.000
براي چند روزم توي آشپزخانه
. لرد چويي کار کرد

38:13.000 --> 38:14.140
آشپزخانه ؟

38:14.140 --> 38:15.780
. بله

38:15.780 --> 38:19.210
، اون مثل کسي نبود که بتونه هر کاري انجام بده

38:19.210 --> 38:23.970
اما التماس کرد که بزاريم توي خونه ي
. .. لرد چويي کار کنه ، هر کاري

38:23.970 --> 38:28.760
در نهايت ، کيم سئوبانگ بهش اجازه
... داد که توي خونه لرد چويي کار کنه ، اما

38:28.760 --> 38:29.320
اما ؟

38:29.320 --> 38:33.450
. اون توي سوپ لرد چويي سم ريخت

38:33.450 --> 38:37.960
. قبل از اينکه اين ماجرا بزرگ بشه . دستگير شد

38:37.960 --> 38:42.210
. بعد از اون ، ديگه کسي نفهميد که باهاش چيکار کردن

38:42.210 --> 38:47.200
. منم فکر مي کنم که اين موضوع خيلي عجيب بود

38:47.150 --> 38:51.630
لرد کسي نبود که بزاره يه همچين
. آدم هايي به همين راحتي برن

38:51.630 --> 38:54.510
. فهميدم

38:57.410 --> 39:00.780
. اون ... سر... دادرس ، سرورم

39:00.780 --> 39:03.970
. ازتون يه درخواستي دارم

39:03.970 --> 39:06.210
درخواست ؟

39:06.210 --> 39:07.400
چه درخواستي ؟

39:07.400 --> 39:10.020
. در مورد کار اجباري هست

39:10.020 --> 39:12.000
گفتي کار اجباري ؟

39:12.000 --> 39:14.650
بله . اگرچه که خودش نمي خواد براي کار بره

39:14.650 --> 39:16.950
بهم گفت که مجبورش کردن که کار
. اجباري براي ساخت و ساز دولت انجام بده

39:16.950 --> 39:18.180
. در مورد اين موقعيت تحقيق کن

39:18.180 --> 39:20.110
، موقعيت يا هر چيز ديگه اي

39:20.110 --> 39:22.680
اونا اين کارا رو انجام مي دن فقط به
. خاطر اينکه دستور لرد چويي هست همين

39:22.680 --> 39:24.180
. منم اينو مي دونم

39:24.180 --> 39:27.980
به همين خاطر که بايد در اين مورد
. بيشتر اطلاعات کسب کني ، درسته

39:27.980 --> 39:30.350
. ببخشيد ، دادرس

39:30.350 --> 39:32.800
. خواهش مي کنم براي چند دقيقه بيايد بيرون

39:54.310 --> 40:00.160
دادرس ، اين آدم ها مي گن که با شما
. کاري دارن و چيزي هست که بايد شخصا بهتون بگن

40:01.390 --> 40:03.490
. بهشون بگيد

40:05.680 --> 40:07.210
! حرف بزنيد

40:07.210 --> 40:10.970
. دادرس به همه حرفاتون گوش مي ده

40:12.640 --> 40:14.790
. تو ، برو بيرون

40:14.790 --> 40:16.770
ببخشيد ؟

40:16.770 --> 40:18.260
. اوه ، باشه

40:25.570 --> 40:28.450
... حالا مي تونيد صحبت کنيد

40:30.400 --> 40:33.590
! تو بهشون بگو

40:34.730 --> 40:37.990
. من اينو از آقاي کيم شنيدم

40:37.990 --> 40:42.810
گفته بوديد که مي خوايد راجع به اعمال
، شيطاني که لرد چويي انجام داده تحقيق کنيد

40:42.810 --> 40:46.600
. با توجه به کسايي که مي تونن در موردش حرف بزنن

40:46.600 --> 40:48.810
. بله ، من گفتم

40:48.810 --> 40:51.770
من با چند هکتار زمين برنجکاري
، مي تونستم 9 نفر از اعضاي خانواده ام رو سير کنم

40:51.770 --> 40:53.520
. اما اون حتي اين رو هم از ما گرفته

40:53.520 --> 40:58.060
پدرم خودکشي کرد و مادرم از غم و
. اندوه خودکشي پدرم ، مرد

40:58.060 --> 41:00.130
. پسرم الکلي شده بود

41:00.140 --> 41:02.720
. به خاطر اينکه حرفاي بدي در مورد لرد چويي زده بود

41:02.720 --> 41:06.080
. تمام شب کتک خورد و معلول شد

41:06.080 --> 41:08.500
. و در نهايت ، ديوونه شد

41:08.500 --> 41:14.000
من نتونستم بدهي رو به لرد چويي بدم به همين خاطر

41:14.000 --> 41:17.810
. مجبور شدم دو دختر 12 ساله ام رو بفروشم

41:19.270 --> 41:20.510
! آقا

41:20.510 --> 41:25.560
! خواهش مي کنم نجاتمون بديد

41:25.560 --> 41:29.390
! آقا

41:29.390 --> 41:34.220
! آقا -
! خواهش مي کنم نجاتموم بديد -

41:37.550 --> 41:39.580
! چه حرومزاده ي بي استفاده اي

41:39.580 --> 41:43.750
تمام مدتي که توي اون اداره بودي ، چيکار مي کردي؟

41:43.750 --> 41:47.390
. سرورم ، به خاطر به وجود آوردن اين مشکل ، متاسفم

41:47.390 --> 41:50.690
يه اداره دولتي اين روزا چه جايگاهي داره و داره چيکار ميکنه ؟

41:50.690 --> 41:52.420
. بله

41:53.280 --> 41:55.240
، اون گشت زن هاي زيادي استخدام کرده

41:55.240 --> 41:59.510
. و اجازه داره دول سائه خدمتکار بهشون آموزش بده

41:59.510 --> 42:03.910
همون طور که مي دونيد ، مرگ اون پرستار و کسي
. که باعث قتلش شده همشون توسط خودش بررسي مي شه

42:05.120 --> 42:07.130
. اما اين همه ماجرا نيست

42:07.130 --> 42:08.960
ديگه چي ؟

42:10.560 --> 42:13.950
. مردم روستا هم اين روزا رفتارهاي مشکوکي مي کنند

42:13.950 --> 42:15.010
مردم روستا ؟

42:15.010 --> 42:18.380
. اونا همش در تلاشن که با دادرس شخصا صحبت کنن

42:18.380 --> 42:20.800
. نمي دونم که چي مي گن

42:20.800 --> 42:24.040
مردم روستا به دفتر دولتي رفت و آمد دارن ؟

42:26.620 --> 42:29.090
. فهميدم . حالا ديگه مي توني بري

42:29.090 --> 42:29.960
. بله

42:30.970 --> 42:32.930
... و

42:32.930 --> 42:36.470
. به گئو دئول اين رو هم بگو

42:36.470 --> 42:37.440
. بله

42:44.850 --> 42:48.190
چرا اين روزا با دو نفر ديگه کار نمي کني ؟

42:48.190 --> 42:51.050
چرا همش دور و بر ارباب من مي گردي ؟

42:51.050 --> 42:54.210
. اون ... من فقط مي خوام

42:54.210 --> 42:57.210
،اگه داري تلاش مي کني به اربابم صدمه بزني
. حتي تصورش رو هم نکن

42:57.210 --> 42:58.880
چه صدمه اي ؟

42:58.880 --> 43:02.240
. من فقط دارم راه خودم رو انتخاب مي کنم
. همين و بس

43:02.240 --> 43:05.130
چه راهي ؟

43:05.130 --> 43:07.900
. من تصميم گرفتم که با دادرس بمونم

43:07.900 --> 43:12.520
هر چقدر هم که به اين قضيه فکر مي کنم
.بازم به اين نتيجه مي رسم که دادرس اون کسي که مدنظر منه

43:12.520 --> 43:15.310
چي ؟ الان چي گفتي ؟

43:15.310 --> 43:16.890
مثله نوعه ؟

43:16.890 --> 43:21.040
!آقا ! تو نکنه ... ؟! نه
نکنه که عاشقش شدي ؟

43:21.040 --> 43:23.210
هان ؟ داري راجع به چي صحبت مي کني ؟

43:24.890 --> 43:27.470
!ديگه همين مونده بود ارواح و پيرمردها ؟

43:28.070 --> 43:31.410
! همونطور که قبلا زندگي مي کردي ، زندگي کن
! اينجا براي تو هيچ راهي وجود نداره

43:32.950 --> 43:36.870
هي بيا اينجا ! چطوري کارت به اينجا کشيد ؟

43:39.810 --> 43:43.960
... تو ... چطوري زندگي گئو دئول اينطوري

43:43.960 --> 43:46.570
اينطوري داغون شد و به اينجا رسيد؟  <i>
(گئو دئول در کره به معني نابود شدنه )</i>

43:47.540 --> 43:50.220
... به همين خاطره که اسم خيلي مهمه

43:50.220 --> 43:52.460
. اين حرفاي پوچ و بي معني رو فراموش کن

43:52.460 --> 43:54.440
سرورم چيز ديگه اي نگفته ؟

43:54.440 --> 43:57.140
گفته . چرا نبايد چيزي گفته باشه ؟

43:57.140 --> 43:59.620
فقط به خاطر گفتن اين حرف
... مي دوني من از چه خطرهايي عبور کردم

43:59.620 --> 44:02.210
.که بتونم به اينجا بيام

44:03.410 --> 44:04.830
. وقتي که از اينجا بيرون اومدي

44:04.830 --> 44:07.700
. در مورد ما با لرد چويي با مهرباني صحبت کن

44:07.700 --> 44:09.380
وقتي بيرون اومدم ؟

44:09.380 --> 44:12.160
ايشون به شما گفته که منو بيرون مياره ؟

44:12.160 --> 44:16.910
. اين رو ديگه نمي دونم ، اما ايشون بهم يه چيز رو گفت

44:16.910 --> 44:18.340
چي گفتن ؟

44:18.340 --> 44:20.620
، مي خواي يه زندگي با معني اما کوتاه داشته باشي

44:20.620 --> 44:23.850
يا مي خواي يه زندگي سطح و طولاني داشته باشي ؟

44:23.850 --> 44:24.650
چي ؟

44:24.650 --> 44:27.090
. پس ما ديگه بايد بريم

44:27.090 --> 44:29.050
معني حرفي که زدي ، چي هست ؟

44:29.050 --> 44:32.040
هان ؟

44:32.040 --> 44:34.830
من فقط پيام رو بهت گفتم . چه
معني اي مي تونه داشته باشه؟

44:34.830 --> 44:37.480
معني اش اين نيست که بايد دهنش رو ببنده ؟

44:43.980 --> 44:47.480
مردم روستا دارن به دفتر رفت و آمد مي کنن ؟

44:49.270 --> 44:51.250
! کيم سئو بانگ

44:51.250 --> 44:55.370
<i>اين نامه رو سريعتر به دست
فرماندار استان گيونگ سانگ برسون </i>

45:12.080 --> 45:14.180
. گفتم که بي عدالتي اه چون نمي تونم ببينم

45:14.180 --> 45:16.770
و حالا بهم اجازه داري ببينم
اما صداشون رو نشنونم ؟

45:16.770 --> 45:19.210
اگه مي خواستي اين رو بهم بدي
! بايد کامل و بدون نقص مي دادي

45:20.360 --> 45:22.610
! چه قدرت روحاني و معنوي درهم و برهمي

45:23.160 --> 45:25.370
! سريعا اين قدرت رو ازم بگير

45:26.740 --> 45:29.900
همه شما ... اينو مي دونيد ؟

45:29.900 --> 45:31.880
هان ؟

45:31.880 --> 45:34.680
! اين ... گوشت خوک بخار پز شده است

45:34.680 --> 45:38.140
، اگه اينطوري بپيچيمشون
! خيلي خوشمزه تر و عالي تر مي شن

45:38.140 --> 45:41.300
اين گوشت واقعا عالي اه
! اصلا بوي چربي هم نمي ده

45:41.300 --> 45:45.000
وقتي که با کيم چي مي خورمش
! واقعا هارموني مزه هاش عالي اه

45:45.000 --> 45:47.430
، اون راهزن ، انگار داماد آينده ي منه

45:47.430 --> 45:49.690
... براي اينکه بتونه قلب دخترم رو مال خودش کنه

45:49.690 --> 45:52.800
. همش براش گوشت خوک مياره

45:52.800 --> 45:54.590
، اين دوتاشون اينطوري بودن

45:54.590 --> 45:57.710
، بهم ديگه غذا مي دادن
،و انگشتهاشون رو مي مکيدن

45:57.710 --> 46:01.150
نمي تونستم اين صحنه ها رو
! ببينم چون واقعا قشنگ بود

46:01.150 --> 46:04.550
.دارن چي ميگن ؟ من نمي تونم حتي يه کلمه بشنوم

46:04.550 --> 46:10.070
اما ... اون چطوري راجع به گوشت خوک بخارپز
مي دونست که ازم خواست براش ميز آماده کنم ؟

46:11.100 --> 46:13.260
... گوشت خوک بخار پز

46:13.260 --> 46:15.700
. کلمه اي بود که خودم ساخته بودمش

46:22.200 --> 46:25.900
... پس ، کارهايي که مي کرديم ، کارهايي که من ميکردم

46:25.900 --> 46:28.260
! همه اونا رو مي دونه ؟

46:30.560 --> 46:32.610
چقدر در اين مورد مي دونه ؟

46:37.400 --> 46:40.090
... نمي دونستم که اينکه بتونم اونا رو ببينم خوبه

46:40.090 --> 46:42.080
... يا اينکه بتونم صداشون رو بشنونم خوبه

46:42.080 --> 46:45.190
! ... هيچ ايده اي ندارم

46:45.200 --> 46:47.910
. هيچ چيز خوب پيش نمي ره

46:49.560 --> 46:51.100
سم ريخته بوده ؟

46:51.100 --> 46:52.810
. بله

46:52.810 --> 46:57.800
مادر من به خونه لرد چويي رفته بوده
. که بتونه انتقام مرگ خانواده اش رو بگيره

46:57.800 --> 47:00.320
، بعدش يه طوري ، يه جايي

47:00.320 --> 47:02.320
. بدنش توسط اون جانور تسخير شده

47:02.320 --> 47:04.900
. و مجبور شده که توي اون خونه زندگي کنه

47:07.730 --> 47:12.120
هويت اصلي اون جانور مي تونه چي باشه ؟

47:14.190 --> 47:18.010
مي توني مادرت رو از دست اون نجات بدي ؟

47:18.640 --> 47:22.400
بايد نجاتش بدم ، نبايد شکست بخورم
. بايد نجاتش بدم

47:26.080 --> 47:31.070
ارتباط اون هيولا با لرد چويي چي بوده ... ؟

47:32.940 --> 47:35.120
... لرد چويي

47:35.680 --> 47:38.110
<i>. اين يه طلسم قديمي هست </i>

47:38.110 --> 47:40.810
<i>. اين طلسم از زماني که من به دنيا اومدم اينجا بوده </i>

47:40.810 --> 47:44.970
<i>کسي که اين طلسم رو نوشته
. نمي دونم که الان زنده است يا مرده </i>

47:44.970 --> 47:47.630
<i>اگه بخوايم راجع بهش حرف بزنيم
. فکر مي کنم که مکان اون خونه خوش يمنه </i>

47:47.630 --> 47:50.750
<i>، قبلا ، لرد کيم اينجا زندگي مي کرد
. اونم آدم موفقي بود </i>

47:50.760 --> 47:54.010
<i>، شنيدم که قبل از اون هم
. لرد پارک هم آدم موفقي بوده </i>

47:54.010 --> 47:56.100
<i>... آه ، حالا که دارم بهش فکر مي کنم </i>

47:56.100 --> 47:59.770
<i>قدرت اصلي ميليانگ از اون خونه نشات مي گيره </i>

48:00.330 --> 48:02.690
، همون طور که انتظار داشتم

48:02.690 --> 48:07.040
فکر مي کنم که اون هيولا قبلا هم
. توي خونه لرد چويي زندگي مي کرده

48:07.040 --> 48:08.140
از قبل ؟

48:08.140 --> 48:10.010
.بله

48:10.010 --> 48:14.030
همه مردمي که توي اون خونه زندگي
مي کردن ، قدرت اون هيولا رو قرض گرفته بودن

48:14.030 --> 48:16.660
به همين خاطر اونا مي تونستن
. از قدرت و ثروت اون هيولا لذت ببرن

48:16.660 --> 48:18.790
. براي لرد چويي هم قضيه همينطوري بوده

48:20.640 --> 48:26.050
. پس ، لرد چويي به همين راحتي اون هيولا رو ول نمي کنه

48:26.050 --> 48:29.970
. بدون شک ، يه جاي ديگه پنهانش مي کنه

48:29.970 --> 48:31.870
. بايد بفهميم که کجا پنهانش کرده

48:31.870 --> 48:33.660
چطوري ؟

48:33.660 --> 48:35.660
همه شما ها کجا بوديد ؟!؟

48:35.660 --> 48:37.710
. فرار کرده بوديم

48:37.710 --> 48:41.250
. خوب ، ارواح ترسناکي اين دور و بر پرسه مي زدند

48:41.250 --> 48:43.540
... من نمي خواستم فرار کنم

48:43.540 --> 48:47.250
. اما اينها فرار کردن ، منم دنبالشون رفتم

48:47.250 --> 48:49.490
... منم نمي خواستم فرار کنم

48:49.490 --> 48:52.560
. اما ترسيدم که تنها بمونم ، به همين خاطر دنبالشون رفتم

48:52.560 --> 48:55.110
خوب ، حداقل شماها بايد مي اومديد
. و ميگفتيد که داريد از اينجا مي ريد

48:55.110 --> 48:57.090
! يا اگه نخوايد ، ديگه برنگرديد

48:57.090 --> 48:59.620
. شنيدم که ديگه شياطيني وجود ندارن

48:59.620 --> 49:02.470
! فکر کنم که نيستن . بايد از من تشکر کنيد

49:02.470 --> 49:05.010
بنابراين ، به نظر ما ، ارواح

49:05.010 --> 49:07.990
. شايعاتي هست که خيلي در مورد شما خوب حرف مي زنه

49:08.970 --> 49:12.500
شايعات ؟ چه شايعاتي ؟

49:16.150 --> 49:18.460
اونا چي مي گن ؟

49:20.190 --> 49:23.370
! مي گن که دادرس حتي از ارواح هم ترسناک تره

49:28.770 --> 49:30.450
. مهم نيست

49:30.450 --> 49:33.560
. برگرديد و مراقب خونه لرد چويي باشيد

49:33.560 --> 49:38.040
اگه هر حرکت مشکوکي ديديد ، بيايد
. و سريعا به من خبر بديد

49:38.040 --> 49:39.500
. باشه

50:17.560 --> 50:20.550
. اومدم

50:20.130 --> 50:21.700
.باشه

50:22.630 --> 50:25.940
. براي شما غذا آوردم

50:26.150 --> 50:27.800
. باشه

50:29.650 --> 50:33.150
. پس من همين جا مي زارمش و ميرم

50:37.100 --> 50:39.530
!!!! دادرس

50:39.530 --> 50:42.490
دادرس ، چه اتفاقي داره مي افته ؟

50:42.490 --> 50:45.570
! فکرکردم که گفتيد همه شياطين رو نابود کرديد

50:45.570 --> 50:48.500
چطوري تونستيد اينطوري بهمون دروغ بگيد؟

50:48.500 --> 50:49.820
داريد در مورد چي صحبت مي کنيد ؟

50:49.820 --> 50:52.090
. اين ترسناک ترين انرژي بود که توي اين مدت ديده بودم

50:52.090 --> 50:57.660
، بله ، ارواحي مثل ما جرات نزديک شدن ندارن
. واقعا انرژي بزرگ و عظيمي بود

51:00.790 --> 51:03.380
! لانه خرگوش رو پيدا کرديم

51:09.020 --> 51:10.100
فکر مي کني داري کجا مي ري ؟

51:10.100 --> 51:11.690
. بزار منم باهات بيام

51:11.690 --> 51:13.330
. خطرناکه . اينجا بمون

51:13.330 --> 51:15.400
! بيا با هم بريم

51:15.800 --> 51:20.170
. روزهاي زيادي نمونده که باهم باشيم

51:21.330 --> 51:25.530
هرچي هم که باشه ، بهتر نيست با هم بريم ؟

51:45.680 --> 51:47.230
. همينجاست

51:47.230 --> 51:50.500
. ما نمي تونيم نزديک تر بيايم

51:50.880 --> 51:53.500
. فهميدم . کارتون رو خوب انجام داديد

52:19.140 --> 52:21.380
. امکان نداره

52:21.820 --> 52:24.040
يعني واقعا آرانگ اومده ؟

52:27.960 --> 52:29.870
. کنار من بمون

52:58.250 --> 53:01.880
. اين خانم اومده تا منو پيدا کنه

53:07.560 --> 53:10.240
<i>. من خاله ي جي وال هستم </i>

53:16.660 --> 53:19.840
<i>. پس الان ديگه مي رم - </i>

53:20.390 --> 53:23.530
<i>. بعضي وقت ها بيا و ما رو توي خونه مون ملاقات کن </i>

53:37.760 --> 53:41.040
<i>. اون واقعا خوش تيپه </i>

53:44.440 --> 53:47.230
... ارباب جوان جي وال

53:47.230 --> 53:49.830
خاله ؟

53:50.880 --> 53:52.390
چي ؟

53:54.370 --> 53:57.080
. دادرس ، مدت زيادي گذشته

53:57.360 --> 54:02.130
، انقدر تعجب زده شده بودم
. که نتونستم پسر خودم رو بشناسم

56:20.610 --> 56:22.600
<i>حالت خوبه ؟ </i>

56:28.350 --> 56:30.090
<i>. اينطوري نيست </i>

56:30.620 --> 56:32.870
<i>. اينطوري نيست </i>

56:32.870 --> 56:36.460
<i>. اشتباه کردم </i>

56:58.510 --> 57:00.860
<i>. نزديک من نيا </i>

57:05.400 --> 57:07.320
<i>. نزديک تر نيا </i>

57:24.840 --> 57:26.220
<i>. بانو </i>

57:26.220 --> 57:28.290
<i>. خواهش مي کنم يکم خودتون رو نگه داريد </i>

57:29.480 --> 57:31.800
<i>. نزديک تر نيا </i>

57:35.300 --> 57:36.440
<i>. بانو </i>

57:36.440 --> 57:38.420
<i>! گفتم که نزديک تر نيا </i>

58:52.820 --> 58:55.070
<i>. ارباب جوان </i>

59:08.050 --> 59:10.220
<i>اين ديگه چي هست ؟ </i>

59:14.660 --> 59:16.910
<i>. نمي دونم </i>

59:27.870 --> 59:29.510
<i>. برو کنار </i>

59:37.580 --> 59:39.250
<i>کي هستي ؟ </i>

59:39.610 --> 59:41.620
<i>. نمي دونم </i>

59:42.060 --> 59:44.290
<i>چطوري تونسته اينجا بياد ؟ </i>

59:47.110 --> 59:49.430
<i>. نمي دونم </i>

59:52.320 --> 59:57.370
<i>، توي روز به اين مقدس و خوبي
چرا بايد يه همچين اتفاق شومي بيوفته ؟ </i>

59:58.560 --> 01:00:02.630
<i>از اونجايي که همه چيز رو ديده
. نمي تونم بزارم به همين راحتي بره </i>

01:00:02.790 --> 01:00:05.130
<i>. بايد حافظه اش رو پاک  کنم </i>

01:00:24.610 --> 01:00:26.610
<i>. مراقب اين مسئله باش </i>

01:01:30.440 --> 01:01:47.580
.:: @bollbolljan_com ::.

01:01:49.460 --> 01:01:57.810
<i>لي سوريم ، پيدا کردن حقيقت پشت پرده
مرگت و اينکه واقعا کي بوده که تو رو
کشته .... چرا ؟ ؟؟؟ </i>

01:01:58.080 --> 01:02:00.440
<i>. نمي دونم چرا انقدر باعث رنجش قلبم مي شه </i>

01:02:00.440 --> 01:02:07.690
<i>براي پيدا کردن حقيقت مرگم و براي
به بهشت رفتن ، بايد پيداش کنم و مجازاتش کنم </i>

01:02:07.690 --> 01:02:12.090
<i>اين همون چيزي که واقعا آرزوش رو داري ؟ </i>

01:02:12.090 --> 01:02:14.480
<i>آرانگ ، بايد چيکار کنم ؟ </i>

01:02:14.480 --> 01:02:18.990
<i>من همه اين راهو اومده بودم که حقيقت
... رو راجع به مرگت بفهمم و تو رو به بهشت بفرستم </i>

01:02:18.990 --> 01:02:22.560
<i>چرا بايد به مادر من ربط داشته باشه ؟ </i>

01:02:22.560 --> 01:02:24.580
<i>... دادرس </i>

01:02:24.580 --> 01:02:29.920
<i>. فراموش نکن تا وقتي که به
بهشت بري ، من با تو مي مونم </i>