﻿WEBVTT

00:00.080 --> 00:08.820
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:08.080 --> 00:08.820
<i>. بانوي من </i>

00:08.820 --> 00:10.830
<i>! نزديک من نيا </i>

00:28.540 --> 00:31.950
<i>قسمت 17 آرانگ و دادرس </i>

00:32.930 --> 00:34.780
<i>. ارباب جوان </i>

01:07.390 --> 01:10.680
. آرانگ ، برو عقب تر

01:12.430 --> 01:14.990
. پس تو بالاخره اومدي

01:14.990 --> 01:17.790
. زمان خيلي خيلي زيادي منتظرت بودم

01:22.980 --> 01:24.670
! آرانگ

01:31.610 --> 01:33.710
اين فن فرمانرواي بزرگ هست ، درسته ؟

01:33.710 --> 01:35.970
! همين الان از بدن مادر من ، بيا بيرون

01:35.970 --> 01:38.800
تصميم داري چيکار بکني ، هان ؟

01:38.800 --> 01:41.390
هنوزم نمي توني ببيني که مادرت
تو اين بدن وجود داره ؟

01:41.390 --> 01:45.620
ديدم . به همين خاطر که ديدمش
. مي خوام اين مشکل رو حل کنم

01:52.110 --> 01:54.150
! مادرت هنوزم توي اين بدن زندگي مي کنه

01:54.150 --> 01:57.000
! به همين خاطره که دارم سعي مي کنم مادرمو برگردونم

02:05.890 --> 02:07.360
. عزيز ... عزيزم

02:22.080 --> 02:25.190
گفته بودي که اسمت کيم ايون اوه هست ؟

02:25.990 --> 02:28.430
، کيم ايون اوه

02:29.060 --> 02:32.860
. هرگز نمي توني مادرت رو بگردوني ، هرگز

02:34.440 --> 02:37.410
. فقط يه راه وجود داره

02:43.840 --> 02:46.480
. جسمت رو به من بده

02:46.480 --> 02:51.660
. بعدش مادر دادرس مي تونه برگرده

02:52.160 --> 02:53.570
داري در مورد چه مزخرفاتي حرف مي زني ؟

02:53.570 --> 02:56.330
. فرمانرواي بزرگ اين بدن رو اينطوري کرده

02:58.050 --> 03:01.310
... که بتونه بچه اي مثل تو رو بفرسته

03:14.440 --> 03:16.760
! آرانگ

03:20.650 --> 03:22.140
! آرانگ

03:24.090 --> 03:25.960
! آرانگ

03:26.770 --> 03:29.100
! تو ، ولگرد حرومزاده

03:29.480 --> 03:33.030
فقط زودتر برش گردون و سعي کن
. دوباره کاملا حالش خوب بشه

03:45.850 --> 03:48.500
آرانگ ... حالت خوبه ؟

04:27.850 --> 04:29.940
آرانگ ، حالت خوبه ؟

04:29.940 --> 04:32.040
حالت داره کم کم بهتر مي شه ؟

04:32.750 --> 04:34.450
. آره

04:34.950 --> 04:40.580
خوبه ، همه چيزهايي رو که اون زنه گفت
همه روز فراموش کن ، ميدوني که همه
حرفاش مزخرف و بي معني بود ،درسته ؟

04:40.580 --> 04:41.560
. دادرس

04:41.560 --> 04:44.290
. حتي يه کلمه هم نگو و فقط استراحت کن

04:45.550 --> 04:49.910
. دادرس ، تو بايد به حرفام گوش بدي

04:49.910 --> 04:51.590
. بهت گفتم که حرف نزن

04:51.590 --> 05:00.540
.وقتي که اون زنو ديدم همه چيز رو به خاطر آوردم

05:01.160 --> 05:06.320
تمام اتفاقاتي که اون روز افتاده بود
. همشون رو مو به مو به ياد آوردم

05:06.320 --> 05:07.750
چي ؟

05:07.850 --> 05:09.800
يادت اومد ؟

05:10.420 --> 05:14.410
پس حالا ديگه مي دوني که کي تو رو کشته ، درسته؟

05:16.700 --> 05:20.190
کي بوده ؟ کسي اه که ما اونو مي شناسيم ؟

05:24.320 --> 05:31.580
. نمي دونم که بايد بهت بگم يا نه

05:31.580 --> 05:34.010
داري در مورد چي صحبت مي کني ؟

05:35.950 --> 05:38.100
آرانگ ، اون آدم کي بوده ؟

05:38.100 --> 05:40.950
کي مسئول اين کار اشتباه هست ؟

05:45.790 --> 05:51.800
. مادر ... خود تو ، دادرس

05:52.260 --> 05:53.890
چي ؟

05:53.890 --> 05:56.230
الان چي گفتي ؟

05:57.570 --> 06:06.040
. مادرت ... منو با چاقو زد

06:06.900 --> 06:08.960
چي ؟

06:13.390 --> 06:15.790
داري در مورد چي صحبت مي کني ؟

06:16.730 --> 06:19.250
مادر من

06:19.580 --> 06:22.620
مادر من بوده که تو رو کشته بوده ؟

07:00.440 --> 07:02.490
. اينطوري نيست

07:02.840 --> 07:05.090
. اين امکان نداره

07:05.460 --> 07:08.120
. هيچ راهي نيست که بتونم باور کنم که حقيقت داره

07:08.550 --> 07:12.530
... فقط آرزو داشتم که نمرده باشه همين

07:13.150 --> 07:16.200
به همين خاطر اين همه ضجرو به
... خاطر پيدا کردنش متحمل شدم

07:17.890 --> 07:22.780
چي ... تموم اينا چه معني مي تونن داشته باشن ؟

07:29.800 --> 07:31.670
چرا بايد اينطوري بشه  ؟

07:31.670 --> 07:34.990
چرا اجازه دادي اون هيولا وارد بدنت بشه ؟

07:34.990 --> 07:37.460
... چرا بايد اينطوري مي شده

07:39.950 --> 07:48.330
مادر ، الان من بايد چيکار کنم ، هان ؟

08:28.490 --> 08:30.890
<i>. خواهش مي کنم بزار زنده بمونم </i>

08:54.450 --> 08:56.050
چرا ؟

08:57.900 --> 09:00.790
چرا همه اون خاطرات

09:05.520 --> 09:09.020
همه اون خاطراتي که پاک شده بودن ؟

09:09.020 --> 09:13.200
چرا همشون دارن دوباره بر مي گردن ، هان ؟

09:18.400 --> 09:20.490
. ارباب جوان

09:28.770 --> 09:33.110
. بانو شما رو صدا مي زنه

10:05.220 --> 10:12.790
<i>لي سو ريم ، حقيقت پشت پرده مرگت
.اينه که تو با همه صداقتت دنبال پيداکردن حقيقت بودي </i>

10:49.510 --> 10:54.600
<i>کسي کهد به تو چاقو زد ، مادر دادرس بود </i>

10:54.700 --> 10:59.930
<i>. اگرچه که اون عمدا نمي خواست تو رو بکشه </i>

11:00.030 --> 11:02.350
<i>. خيلي عجيب و غريبه </i>

11:02.350 --> 11:06.330
<i>يعني اين همه اون چيزي هست که من
بايد راجع به مرگم مي فهميدم ؟ </i>

11:06.330 --> 11:12.640
با توجه به سوالهاي که داري مي پرسي
.خودت هم مي توني جواب سوالاتت رو پيدا کني

11:12.830 --> 11:18.660
وقتي که تو همه حقيقت رو متوجه شدي
. من زنگ رو به صدا در مي يارم

11:23.800 --> 11:31.610
به ياد داشته باش -- تنها مرگ کسي که
تو رو به سمت مرگ هدايت کرد ، باعث
. مي شه اين زنگ به صدا در بياد

11:31.610 --> 11:36.440
<i>فقط به خاطر پيدا کردن اين بوده
که من اين همه سختي رو متحمل شدم ؟ </i>

11:36.440 --> 11:39.610
<i>! آرانگ </i>

11:50.460 --> 11:53.290
. مي دونستم که اينجا هستي

11:53.290 --> 11:55.760
حالت کاملا خوبه ؟

11:55.860 --> 11:57.670
. آره

11:57.770 --> 12:01.640
هم حالت خوبه ؟<i> تو </i>

12:01.740 --> 12:06.910
. ديگه نگاه کردن به تو ، برام کار آسوني نيست

12:09.630 --> 12:15.980
بايد من به جاي مادرم ازت عذرخواهي کنم ؟

12:15.980 --> 12:22.700
بايد بگم که حتما انتقامت رو خواهم
... گرفت و تو رو به بهشت مي فرستم ؟ يا

12:23.870 --> 12:28.220
يا به جاي مادرم ازت عذرخواهي کنم ؟

12:28.220 --> 12:29.210
... نمي دونم که بايد چي بگم

12:29.640 --> 12:32.020
. اصلا لازم نيست چيزي بگي

12:32.020 --> 12:35.470
. هيچ نيازي به اين کار نيست

12:37.660 --> 12:41.540
. تصميم خودم رو گرفتم

12:41.700 --> 12:46.520
. هنوز ماه کامل نشده

12:46.620 --> 12:55.350
هيچ راهي هم نيست که فرامانرواي بزرگ
.بزاره به همين راحتي قبل از ماه کامل ، مشکلو حل کنيم

12:55.450 --> 12:56.310
... آرانگ

12:56.310 --> 12:58.840
.( يه حقيقت ديگه هست( مطمئنم يه حقيق ديگه هم هست

12:58.840 --> 13:01.990
. مطمئنم که يه چيز ديگه ام هست

13:03.920 --> 13:07.080
. پس ، نگران نباش

13:07.180 --> 13:11.170
. اولش فقط به اين فکر کن که چطوري مي توني مادرت رو نجات بدي

13:12.780 --> 13:19.400
نگفته بودي که توي خاطراتي که به ياد آوردي
چويي جو وال هم با مادر من بوده ؟

13:19.500 --> 13:21.650
. آره

13:23.000 --> 13:29.790
. بايد بفهمم چرا اون پسر با مادر من بوده

13:35.160 --> 13:38.170
همه اينا چي هست ؟

13:39.560 --> 13:43.250
براي خودش سربازي شخصي گذشته ؟

13:54.560 --> 13:58.540
اون پسره کجا رفته ؟

14:44.110 --> 14:47.840
و اون آدم دارن بيرون چيکار مي کنن ؟

15:24.810 --> 15:30.390
از سربازان خصوصي غيرقانوني استفاده مي کنه
و بدتر سلاح هاي غير قانوني هم نگه مي داره ؟

15:30.390 --> 15:33.000
... پيرمرد زيرک

15:33.000 --> 15:37.140
... واقعا با حيله گري خودش نقشه هاي خوبي مي ريزه

15:58.190 --> 16:00.850
! از اين طرف بريد

16:54.160 --> 16:58.890
اوه خداي من ! چطور ممکنه چنين اتفاقي بيوفته ؟

16:58.890 --> 17:01.020
مي تونه از بدني به بدن ديگه بره ؟

17:01.020 --> 17:04.430
من در جايگاهي نيستم که بتونم در موردش
. حرف بزنم چون من از مرگ برگشتم

17:04.430 --> 17:08.030
اما چنين هيولاهاي عجيبي وجود دارند ،درسته ؟

17:08.030 --> 17:12.460
. به همين خاطر بود که دادرس قبلا در اينمورد پرسيده بود

17:13.080 --> 17:15.800
چطوري مادر دادرس در چنين شرايطي گرفتار شد ؟

17:15.800 --> 17:17.170
... نه

17:17.170 --> 17:20.870
بهرحال اون هيولا واقعا کي هست ؟

17:21.580 --> 17:24.040
. منم اينو نمي دونم

17:24.760 --> 17:31.190
.اما مي دوني ، اون واقعا يه زن زيباست

17:31.450 --> 17:32.660
يه زن ؟

17:32.660 --> 17:34.100
. آره

17:34.110 --> 17:38.840
پس ... هيچ راهي وجود نداره که بتونيم
اون دختر رو از بدن مادر دادرس بيرون بکشيم؟

17:38.840 --> 17:40.160
. واي خداي من

17:40.160 --> 17:43.150
... مطمئن نيستم

17:44.430 --> 17:47.530
. پس مادر جدت نهمت رو احضار کن

17:47.530 --> 17:48.970
! هان ؟

17:50.070 --> 17:53.760
اوه ... چطوري من مي تونم کسي
رو که مرده ، احضار کنم ؟

17:53.760 --> 17:57.350
امکان داره بتوني احضارشون کني
...  فقط يکم  سخته همين

17:57.350 --> 18:00.780
... چطوري مي توني يه مرده رو احضار کني

18:01.870 --> 18:07.120
داري ازم مي خواهي که يه جلسه
احضار روح راه بندازم ؟

18:07.120 --> 18:10.320
اين مورد چيزي هست که حتي مادر
. جدم هم به همين آسوني ها نمي تونه بفهمه

18:10.320 --> 18:14.170
به علاوه همونطوري که خودتم مي دوني
. من فقط يکم استعداد روحاني دارم نه زياد

18:14.170 --> 18:18.640
اما بازم ، خواهش مي کنم مي توني براي
منم که شده يه بار تلاشت رو بکني ؟

18:26.080 --> 18:27.670
. خوبه

18:27.670 --> 18:30.650
. زياد نترس

18:30.650 --> 18:32.830
بارها و بارها به اينجا اومدم
. پس اينجا رو خوب مي شناسم

18:32.830 --> 18:36.310
اولين دفعه که بتوني راحت به اينجا بياي
. احساس راحتي داري که حتي توي رختخوابم نداري

18:36.310 --> 18:42.690
اوه واي ... فکر کنم دوباره توسط تو تسخير
شدم . چرا مجبورم کارهاي به اين سختي انجام بدم ؟

18:42.700 --> 18:44.680
. عجله کن و شروعش کن

18:44.680 --> 18:48.200
ما به پيراهن شخصي که متوفي شده
.نياز داريم ، پيرهني که وقتي زنده بود مي پوشيد

18:48.200 --> 18:53.010
اين رو روي دست چپت بنداز و بعدش
. دست راست رو به کمرت بزن و به شمال نگاه کن

18:53.010 --> 18:57.180
. و بعدش بگو " ميليانگ ، پارک ماليون -بوک" سه بار اينو بگو

18:57.180 --> 18:58.930
" ميليانگ ، پارک ماليون -بوک"

18:58.930 --> 18:59.570
. بله

18:59.570 --> 19:01.490
ميليانگ ، پارک ماليون -بوک؟

19:01.490 --> 19:04.170
. فهميدم

19:06.400 --> 19:09.550
! ميليانگ ، پارک ماليون -بوک

19:12.600 --> 19:16.250
!!! ميليانگ ، پارک ماليون -بوک

19:20.030 --> 19:22.630
. خواهش مي کنم ! خواهش مي کنم

19:27.270 --> 19:30.420
... خواهش مي کنم ! خواهش مي کنم

19:34.440 --> 19:36.030
... اوه ! نه

19:36.030 --> 19:38.740
! اينجا رو ترک نکن

19:41.940 --> 19:43.190
! هي

19:43.190 --> 19:45.930
! مادر بزرگ

19:46.030 --> 19:48.700
! هي بچه لوس

19:51.580 --> 19:54.170
! هي بچه لوس

19:55.050 --> 19:57.180
تو ديگه کي هستي ؟

19:57.180 --> 20:00.310
چرا داشتي منو صدا مي زدي ، هان ؟

20:00.560 --> 20:01.740
مادر بزرگ شما هستيد ؟
( اينجا نسل اهميتي نداره )

20:01.740 --> 20:03.140
.درسته

20:03.800 --> 20:04.830
اون الان چي گفت ؟

20:04.830 --> 20:07.500
" درسته . بچه لوس "

20:08.100 --> 20:10.120
! مادر بزرگ

20:15.750 --> 20:20.090
دختره ، مي دوني که چيکار کردي ؟

20:20.090 --> 20:25.660
من به خاطر اينکه روحم رو احضار کرده
بودي اومدم . اما هميشه اينکارو نکن ، باشه ؟

20:25.660 --> 20:30.930
به خاطر اينکه من خيلي خوبم به اين آسوني
. اومدم . اما همه مثل من نيستن

20:30.930 --> 20:33.240
چي ؟ چي ؟

20:33.240 --> 20:37.280
باشه ، پس، بهم بگو چرا احضارم کردي ؟

20:38.550 --> 20:44.760
راهي براي خارج کردن روحي
از يه بدن ديگه وجود داره ؟

20:44.760 --> 20:47.770
. پس تو اون دختره ، آرانگ هستي

20:47.950 --> 20:53.000
شايعات زيادي در مورد تو در دنياي اموات
.وجود داره . اونا مي گن که خدايان برات شرط گذاشتن

20:53.000 --> 20:54.290
چي ؟

20:54.820 --> 20:56.750
چي ؟ اين ديگه چي هست ؟

20:56.750 --> 21:01.040
پس تو دلت مي خواد که به بهشت بري ، درسته ؟
بهشت ؟

21:01.360 --> 21:03.280
. اونجا ، واقعا جاي خوبي هست

21:03.280 --> 21:06.600
.اگه بخواي به بهشت بري بايد چيزي رو بهشون ارائه بدي

21:06.600 --> 21:08.080
چيزي هست که بايد ارائه بدم ؟

21:08.090 --> 21:10.620
. بايد همه خاطرات دنيوي ات رو پشت سر بزاري

21:10.620 --> 21:12.890
. به همين خاطر اساس اينه که همه خاطراتت پاک بشن

21:12.890 --> 21:17.310
همه خاطراتم رو پشت سرم بزارم و فراموششون کنم ؟

21:17.310 --> 21:20.290
اگه چيزي اشتباه پيش بره ، آخر
.کارت به جهنم مي رسه . اونجا هم صداقت مطرحه

21:20.290 --> 21:29.850
حتي اگرم به پايين ترين قسمت جهنم بري
.اونجا هم روحت از بينمي ره و خاطراتت اجازه زندگي ندارن

21:29.950 --> 21:32.660
داره چي ميگه ؟

21:38.380 --> 21:40.950
! واي خداي من ، تو بچه لوس بدردنخور

21:43.180 --> 21:44.000
چرا داري منو کتک مي زني ؟

21:44.000 --> 21:45.390
. کتک زدم که شنوايي تو بهبود بخشم

21:45.390 --> 21:50.390
اما بازم ، چطوري مي توني انقدر
... بد منو بزني ؟ من مي تونم بشنوم

21:52.900 --> 21:54.110
واقعا مي تونم بشنوم ؟

21:54.110 --> 21:56.890
... اه ، واقعا مثل بچه کوچولوهاس

21:56.890 --> 22:01.710
باشه ، پس اين چيزي بود که مي خواستي
ازم بپرسي ، به همين خاطر بيدارم کرده بودي ،درسته؟

22:01.810 --> 22:08.660
هيچ راهي براي بين کردن يه روح
از بدن يه نفر وجود نداره ؟

22:14.010 --> 22:16.260
... اين روش خيلي دقيق نيست ، اما

22:16.260 --> 22:24.030
معمولا ، وقتي چيزي که براي شخصي
که روح توي بدنش وارد شده ، مهمه به يادش
.مياد ، روحي که به بدنش پيوسته رو بيرون مي کنه

22:24.030 --> 22:28.750
همون موقع که روح از بدنش جدا مي شه
اگه روح رو با چاقويي که فرمانرواي بزرگ
. داده مجروم کني ، روح از بين مي ره

22:28.750 --> 22:32.600
اما بازم ، هرکسي نمي تونه از چاقويي
.که فرمانرواي بزرگ مي ده به درستي استفاده کنه

22:32.600 --> 22:39.880
بهرحال ، اولين قدم اينه که بفهمي .چه چيزي از
همه بيشتر براي مادر دادرس اهميت داشته

22:40.360 --> 22:45.670
و بيشترم مراقب خودت باش . منه ديگه ميرم

22:46.140 --> 22:49.260
! مادربزرگ ! مادربزرگ

22:49.360 --> 22:52.660
! مادر بزرگ ، ازت ممنونم

22:57.770 --> 23:01.300
.اين اولين باري اه که ترسو توي صورتت ديدم

23:01.300 --> 23:04.150
... اون خاطرات

23:05.790 --> 23:08.910
چرا دوباره همه اونا برگشتن ؟

23:08.910 --> 23:10.750
شما فکر مي کنيد که چرا اين اتفاق افتاده ؟

23:10.750 --> 23:13.160
.همش به خاطر خودت هست

23:15.150 --> 23:15.740
... اگه به خاطر

23:15.740 --> 23:17.110
. درسته

23:17.110 --> 23:22.200
از اونجايي که نتونستم به روحم غذا
. بدم ، قدرتم هر روز داره کمتر مي شه

23:22.200 --> 23:26.040
بنابراين احياي خاطرات پاک شده تو

23:26.040 --> 23:28.110
. چيز زياد مهمي هم نيست

23:28.110 --> 23:32.060
پس ما بايد چيکار کنم ؟

23:32.060 --> 23:33.220
... توي اين وضعيت

23:33.220 --> 23:35.110
. آرانگ

23:35.110 --> 23:39.630
به محض اينکه آرانگ رو تسخير
.کنم ، همه مشکلات به پايان مي رسه

23:41.120 --> 23:48.340
در غير اينصورت ، نمي توني کاري انجام بدي
. تا جلوي اين شرايط يه وجود اومده رو بگيري

23:48.340 --> 23:52.570
تا روزي که بخواي بميري ، تو خاطرات
قتل هايي که انجام دادي رو به ياد مياري

23:52.570 --> 23:55.810
. و به عنوان يه قاتل زندگي مي کني

24:13.100 --> 24:16.750
... چطوري امکان داره چنين اتفاقي بيوفته

24:19.580 --> 24:24.460
چرا همه چيز اينطوري شده بوده ؟

24:29.430 --> 24:31.540
... اينا همش

24:33.550 --> 24:37.800
مجازات گناه هايي که انجام داده بودم ؟

24:57.290 --> 24:59.300
... من

25:01.420 --> 25:05.580
بايد چيکار کنم ؟

25:08.310 --> 25:11.550
. کيم ايون اوه رو از بين ببر

25:12.290 --> 25:15.040
به خاطر اونه که مادرش ، کسي که
الان من در بدن اونم

25:15.040 --> 25:18.290
. داره تلاش مي کنه منو بيرون کنه

25:18.290 --> 25:22.820
هر زمان که اون بيشتر از قبل تلاش
.مي کنه ، من انرژي زيادي از دست مي دم

25:22.820 --> 25:25.580
. داره واقعا آزادهنده مي شه

25:25.580 --> 25:29.150
پس اون پسره

25:29.150 --> 25:32.780
. کيم ايون اوه رو بکش

25:57.590 --> 26:03.340
چيزي که از همه چيز براي مادر دادرس
.... مهم تره ، مطمئنم که

26:05.530 --> 26:09.590
.دادرس مطمئنا مي دونه که چي هست

26:10.990 --> 26:16.410
بازم باعث خوشحالي اه . بهتر از
. اينه که هيچ روشي نداشته باشيم

26:21.350 --> 26:23.790
! آرانگ

26:24.150 --> 26:26.190
! دادرس

26:26.190 --> 26:29.680
دادرس ، چه اتفاقي افتاده ؟

26:31.740 --> 26:32.590
. الان به دول سائه خبر مي دم

26:32.590 --> 26:33.890
. نه

26:33.890 --> 26:35.590
. اتفاق خيلي مهمي رخ نداده

26:35.590 --> 26:37.830
. بزرگش مي کنه اگه صداش بزني

26:37.830 --> 26:39.370
اما

26:39.370 --> 26:40.770
چرا اين اتفاق افتاده ؟

26:40.770 --> 26:45.680
فقط برو اتاقم و يه چيزي
.پيدا کن که بتونيم زخمو باهاش ببنديم

27:02.950 --> 27:05.550
<i>. بدنت رو به من بده </i>

27:05.550 --> 27:09.870
<i>. بعدش دادرس مي تونه مادرش رو به دست بياره </i>

27:09.880 --> 27:12.660
<i>چه مزخرفاتي داري سرهم مي کني ؟ </i>

27:42.590 --> 27:46.010
. زخمت خيلي عميقه

27:47.390 --> 27:50.240
داري چيکار مي کني ؟

27:50.240 --> 27:52.360
چيکار بايد بکنم ؟

27:52.360 --> 27:56.790
فقط محکم ببندش . قبلا اينکارو کردي،درسته؟

28:10.510 --> 28:13.850
داري در مورد چي فکر مي کني ؟

28:16.170 --> 28:19.450
. اينکه من خيلي ازت متشکرم

28:22.780 --> 28:27.870
. چيزهاي خيلي زيادي با هم اتفاق افتادن

28:27.870 --> 28:31.980
تو ، مادرم

28:32.380 --> 28:35.160
. و اين مکان

28:38.040 --> 28:41.700
فقط فکر کردن به اينکه من
... هميشه توي زندگي ام مغرور بودم

28:41.700 --> 28:44.550
. باعث ميشه که احساس کنم دارم مجازات مي شم

28:44.550 --> 28:47.660
چطوري مي توني يه همچين چيزي بگي ؟

28:52.820 --> 28:57.960
به حرف هيچ کس گوش ندادن و هيچ کس
.رو نديدن ، من همه عمرم اينطوري زندگي کردم

28:57.960 --> 29:03.070
هميشه فکر مي کردم که هر آدمي تنهايي بايد
. به همه غمها و ناراحتي هاش پيروز بشه

29:03.440 --> 29:06.960
با خودم مي گفتم کس ديگه اي مي تونه
کاري براي آدم انجام بده ؟

29:08.460 --> 29:10.210
اما براي آدمي که در گذشته بودم

29:10.210 --> 29:11.960
، چرا

29:11.960 --> 29:17.170
مي تونستم ارواح رو ببينم که
هيچ کسي نمي تونست نه ببينه و نه صداشون رو بشنوه؟

29:17.840 --> 29:20.670
. هميشه به خاطر اين موضوع عصباني بودم

29:23.310 --> 29:25.340
... اما

29:27.040 --> 29:30.700
. بعد از ملاقات با تو نظرم عوض شد

29:32.480 --> 29:35.700
. تونستم خيلي واضح درد و رنج مادرم رو حس کنم

29:35.700 --> 29:40.370
و بعدش تونستم درد و رنج بقيه آدم ها
. رو درک کنم و اونا رو هم حس کنم

29:40.370 --> 29:44.870
بعدش يه روزي رسيد که تونستم بفهمم

29:44.870 --> 29:47.600
. آه ، همه چيز بايد اينطوري باشن

29:47.600 --> 29:49.990
من

29:49.990 --> 29:54.070
. در مقامي هستم که بايد به مردم کمک کنم

29:56.610 --> 30:01.050
. به همين خاطره که ازت خيلي ممنونم

30:02.520 --> 30:05.000
. نه

30:05.000 --> 30:07.330
، اين که من

30:08.600 --> 30:11.100
من

30:11.100 --> 30:14.630
. هيچ کاري برات انجام ندادم

30:15.080 --> 30:20.040
. تو کارهاي خيلي زيادي برام کردي

30:21.780 --> 30:25.680
هرگز حتي يه کاسه آب عسل
. با دستاي خودم برات درست نکردم

30:29.400 --> 30:32.320
، جادوگر گفت

30:32.760 --> 30:39.380
حتي اگرم نتوني دردهايي رو که از جاهاي
مختلف بهت تحميل ميشن رو تحمل کني ، اما

30:39.380 --> 30:42.260
. همه عمرت با انرژي زندگي خواهي کرد

30:42.260 --> 30:48.690
حتي اگرم احساس کني که داري سختترين
و تلخ ترين لحظه هاي زندگي ات رو سپري مي کني،اما

30:48.690 --> 30:52.970
اين طبيعت انسان هست که با اين
.غم و اندوه ها زنده کنه و ادامه بده

30:53.600 --> 31:00.170
همينه که براي انسانها تبديل به
.عشق مي شه ، خاطرات و احساسهاي عاشقانه

31:00.170 --> 31:07.690
حتي يکي از اينها به تنهايي مي تونه
.نيرويي براي ادامه زندگي ات باشن

31:13.240 --> 31:15.530
من

31:15.530 --> 31:18.270
، با ترک کردن چيزهايي و گذاشتنشون اينجا

31:18.270 --> 31:22.500
. فکر مي کردم که فقط غم و اندوه برات ميارم

31:22.500 --> 31:25.030
. درست مثل يه احمق

31:38.030 --> 31:41.450
به همين خاطر بود که احساسات تو رو عقب زدم

31:41.450 --> 31:44.830
. طوري تظاهر کردم که نمي فهممشون

31:46.150 --> 31:48.310
. ميدونم

31:48.310 --> 31:50.960
... اما

31:50.960 --> 31:53.580
اين خاطرات مي تونن

31:53.580 --> 31:57.740
. به کسي که مي مونه انرژي بدن

31:57.740 --> 32:01.040
. اينا رو اون جادوگر بهم گفت

32:02.770 --> 32:05.300
... من

32:05.300 --> 32:09.600
. نمي تونم بدنت رو گرم کنم

32:10.780 --> 32:13.140
، يا مثل آدم هاي ديگه

32:13.140 --> 32:19.270
. براي مدت هاي طولاني در کنارت بمونم

32:20.680 --> 32:23.340
، فقط اين

32:23.890 --> 32:27.720
. فقط مي تونم اينطوري لباسهات رو درست کنم

32:28.480 --> 32:31.260
، و بعلاوه

32:31.750 --> 32:35.130
وقتي که اين جهان رو ترک کنم

32:35.130 --> 32:39.460
. احتمال داره همه خاطرات با تو رو فراموش کنم

32:42.010 --> 32:47.650
. اما با همه اينا ... بازم دوستت دارم

32:53.910 --> 32:57.790
. دادرس ، خوب بخوابي

33:00.310 --> 33:03.720
<i>? ... فقط دنبال تو مي گردم </i>

33:03.720 --> 33:07.330
<i>فقط دنبال کسي که عاشقشم مي گردم ?</i>

33:07.330 --> 33:14.280
<i> هر چي که بيشتر مي گردم ، مي خوام
... که دنبال زيبايي که عاشقشم بگردم ?</i>

33:14.280 --> 33:17.730
<i> حتي گلوم بدون وقفه اسمت رو صدا مي زنه ?  </i>

33:17.730 --> 33:21.340
<i>... و حتي قلبم ديوانه وار اسم تو رو صدا مي زنه </i>

33:21.340 --> 33:24.960
<i>...  همشون فقط اسم تو رو صدا مي زنن ?</i>

33:28.300 --> 33:31.930
<i>... من فقط با اشکام عکس تو رو تصوير مي کنم ?</i>

33:31.930 --> 33:35.450
<i>... تنها تو هستي که در قلبم حک شدي ?</i>

33:35.450 --> 33:43.530
<i>حتي اگرم تو آخر دنياي من باشي
... تو کسي هستي که هرگز فراموش نمي شي ?</i>

33:43.530 --> 33:51.260
<i>، حتي اگه هزاران بار هم گريه کنم
... تو عشقي هستي که من ?</i>

33:51.260 --> 33:55.190
<i>... عاشقشم ، تو ، تو هستي ? </i>

33:55.880 --> 34:12.910
.:: @bollbolljan_com ::.

34:13.830 --> 34:17.150
به محض اينکه آرانگ رو تسخير کنم
. همه چيز به پايان مي رسه

34:19.270 --> 34:20.970
. درسته

34:22.120 --> 34:25.190
. من همون کاري رو که مي خواي انجام مي دم

34:26.670 --> 34:29.210
... و بعد از اون

34:32.400 --> 34:35.020
. هرکاري که خودم بخوام رو انجام مي دم

34:37.110 --> 34:40.570
من آرانگ رو برات مي يارم تا
. از شر همه درد و رنجام خلاص بشم

34:43.950 --> 34:46.320
. و بعد از اون از شر تو خلاص مي شم

35:12.040 --> 35:13.550
. دادرس

35:20.100 --> 35:22.060
مي تونم بيام داخل ؟

35:23.630 --> 35:25.820
. بله ، بيا

35:32.810 --> 35:36.940
هميشه بدون اينکه اجازه بگيري مي اومدي
داخل ، امروز چرا اجازه مي گيري ؟

35:37.870 --> 35:39.860
. مي دونم ، درسته

35:39.860 --> 35:42.200
چرا يه دفعه اينطوري شدي ؟

35:45.300 --> 35:49.170
ديشب ، مي خواستم بهت چيزي بگم
. اما نتونستم بهت بگم

35:50.700 --> 35:58.810
راهي پيدا کردم که مي تونيم
. اون روح رو از بدن مادر خارج کنيم

36:02.350 --> 36:06.370
<i>وقتي که صاحب بدن چيزي
که براش ارزش داره رو پيدا کنه </i>

36:06.370 --> 36:12.810
<i>دوباره به بدن وارد مي شه
و اون روح مجبور مي شه از بدنش بره </i>

36:12.810 --> 36:16.440
<i>همون موقعي که اون روح از بدنش
. جدا مي شه ، بايد با چاقوي فرمانرواي بزرگ بزنيش </i>

36:16.440 --> 36:19.130
<i>بعدش ، اون روح براي هميشه نابود مي شه </i>

36:19.130 --> 36:21.500
<i>اما هر کسي نمي تونه </i>

36:21.500 --> 36:23.430
<i>. با موفقيت اون چاقو رو اداره کنه </i>

36:26.280 --> 36:33.470
به همين خاطر خوب فکر کن ، ببين
که چه چيزي توي دنيا از همه چيز براي
. مادر مهم تر و با ارزش تر بوده

36:38.190 --> 36:44.830
.... و بعلاوه
. مي خوام برم و ارباب جوان جي وال رو ببينم

36:45.540 --> 36:46.340
چي ؟

36:46.340 --> 36:48.810
. مي رم مي بينمش و ازش سوال مي پرسم

36:48.810 --> 36:54.400
چرا اون شب اونجا بوده و چه
. ارتباطي با مادر تو داشته

36:54.400 --> 36:57.030
. چه اتفاقي براي مادر تو افتاده

36:57.030 --> 37:01.480
. نه ، اين وظيفه منه ، پس لطفا دخالت نکن

37:01.480 --> 37:03.610
. اينم قسمتي از حقيقت مرگ منه

37:06.260 --> 37:07.580
ببخشيد ؟

37:07.580 --> 37:10.220
چي ... الان چي گفتي ؟

37:10.850 --> 37:18.640
نه ... مادر تو ... توسط يه هيولا تسخير شده ؟

37:19.600 --> 37:23.380
. هنوزم نمي تونم با اطمينان بگم چه اتفاقي افتاده بوده

37:23.380 --> 37:25.970
. بهمين خاطر مثل يه راز حفظش کن

37:27.830 --> 37:29.090
، ارباب جوان

37:30.080 --> 37:33.710
از اونجايي که اون حادثه ها به من مربوط مي شده
. اون حتما مجبور شده فرار کنه

37:34.470 --> 37:37.170
. در ابتدا ، بايد بگيرمش و زنداني اش کنيم

37:37.820 --> 37:42.930
واقعا نمي دونم که چه اتفاقاتي داره رخ مي ده
. اما مي رم و دوباره برمي گردم

38:23.470 --> 38:24.690
اين ديگه چي هست ؟

38:24.690 --> 38:28.020
اون گفت که اينجا بوده ، اما چرا کسي اينجا نيست ؟

38:30.460 --> 38:31.390
چي ؟

38:31.390 --> 38:32.330
کاملا خالي اه ؟

38:32.330 --> 38:34.500
. حتي يه مورچه ام اينجا نيست

38:34.500 --> 38:37.280
چيزهايي که قبلا گفته بودي ، همش حقيقت داره ؟

38:57.560 --> 38:58.990
، اگر چه امکان داره خيلي سخت باشه

38:58.990 --> 39:00.620
. اما خواهش مي کنم يکم ديگه تحمل کنيد

39:01.760 --> 39:02.990
. خوبه

39:02.990 --> 39:05.100
... پس من

39:05.100 --> 39:06.680
زياد طول نمي کشه ، درسته ؟

39:08.480 --> 39:09.980
. بله

39:25.000 --> 39:26.310
. بانوي من

39:31.270 --> 39:36.790
مي خواستم ببينمت به خاطر همين بود
. که اين جا منتظرت مونده بودم

39:40.890 --> 39:43.730
. چيزي هست که ميخوام ازت بپرسم

39:44.480 --> 39:47.180
... اگه در مورد دفعه آخره که من

39:47.180 --> 39:48.760
. نه

39:48.760 --> 39:50.940
. به خاطر اون موضوع نيومدم

40:00.480 --> 40:06.440
ارباب جوان ، چه چيزي هست که داريد مخفي اش مي کنيد؟

40:08.580 --> 40:13.510
ارتباط شما با اون هيولا چي هست ؟

40:15.740 --> 40:16.680
. با ... بانوي من

40:16.680 --> 40:21.470
چطوري اون هيولا تونسته
وارد بدن مادر دادرس بشه ؟

40:21.470 --> 40:23.780
ارباب جوان ، شما مي دونيد ، درسته ؟

40:27.180 --> 40:29.130
. ارباب جوان

40:33.840 --> 40:36.430
... اون موجود

40:37.330 --> 40:38.870
. يه پري بهشتي هست

40:40.230 --> 40:41.320
پري ؟

40:41.320 --> 40:43.190
. درسته

40:44.180 --> 40:48.600
اون به خاطر زندگي کردن در اين دنيا
. بايد بدن آدم هاي ديگه رو قرض بگيره

40:49.970 --> 40:52.590
... روش قرض گرفتن بدن يه انسان

40:54.840 --> 40:57.990
. فقط وقتي امکان داره که خود شخص هم موافق باشه

40:59.040 --> 41:02.650
، اون به صاحب بدن بزرگترين آرزوها رو اعطا مي کنه

41:03.400 --> 41:06.460
. و در عوضش بدن شخص رو قرض مي گيره

41:06.460 --> 41:13.220
پس ... اين همون چيزي بوده که مادر دادرس مي خواسته؟

41:13.760 --> 41:16.400
. من ... در اين حد نمي دونم

41:19.710 --> 41:24.020
.پس ، بايد اون خانم رو ببينم و خودم ازش بپرسم

41:24.020 --> 41:25.400
. بانو

41:27.000 --> 41:28.450
چي ؟

41:28.450 --> 41:30.840
اون کسي که به اينجا نفوذ کرده ، دادرس بوده؟

41:30.840 --> 41:32.690
. بله

41:32.690 --> 41:38.940
وقتي به توصيفاتشون گوش دادم
.اينطور بنظر ميرسه که دادرس بوده

41:41.170 --> 41:42.810
... من

41:43.500 --> 41:46.170
. فکر کنم که بايد گئو دئول رو بيرون بيارم

41:46.170 --> 41:50.940
اگه چه که بهش گفته بودم يا يه زندگي
طولاني رو انتخاب کنم يا يه زندگي کوتاه رو
.اما بازم دادرس باعث اضطراب و ناراحتي ام ميشه

41:50.940 --> 41:52.420
ببخشيد ؟

41:52.420 --> 41:55.220
چي ... شما مي خوايد چيکار کنم ؟

41:55.220 --> 41:58.080
.بيدارشون کن . همه آدمهامون رو جمع کن

42:18.670 --> 42:21.460
لرد چويي خيلي دير نکرده ؟

42:32.170 --> 42:33.530
. سرورم ، ممنونم

42:36.580 --> 42:39.500
. اين آخرين دفعه است که بهت کمک ميکنم فرارکني

42:39.930 --> 42:41.790
چطوري مي تونم اين لطفتون رو جبران کنم ؟

42:41.790 --> 42:45.410
. براي اولين قدم ، يکم از اين تعارفاتت کم کن

42:45.410 --> 42:48.700
اگه بهت نياز داشتم ، احضارت کردم
. و بيشتر مراقب رفتارت باش

42:48.700 --> 42:50.150
. باشه

42:52.040 --> 42:53.190
الان چي گفتي ؟

42:53.190 --> 42:56.160
! اون پارک گئو دئول
! اون فرار کرده

42:56.160 --> 42:57.980
چطوري کسي که توي زندان بوده فرار کرده ؟

42:57.980 --> 43:00.790
ديشب ، چند نفر وارد شدن و اونو بردن

43:00.790 --> 43:03.040
... هيچ اهميتي نداره

43:03.040 --> 43:05.540
... لرد چويي واقعا

43:06.790 --> 43:10.370
چطوري جرات کرده که اينکارو در
!مورد يه زنداني که توي يه اداره دولتي بکنه

43:10.370 --> 43:13.240
. درثاني که اون يه قاتلم بوده

43:13.240 --> 43:16.850
.دادرس ، خواهش مي کنم چند لحظه بيايد بيرون

43:21.810 --> 43:23.440
چه اتفاقي افتاده ؟

43:23.440 --> 43:27.450
.دادرس ، خواهش مي کنم پسرم رو نجات بديد

43:27.450 --> 43:29.360
. برام يواش يواش توضيح بده چي شده

43:29.360 --> 43:34.660
! سربازان لرد چويي پسرم رو با خودشون بردن

43:34.660 --> 43:36.330
سربازان لرد چويي ؟

43:36.330 --> 43:41.080
به خاطر اينکه اين دفعه نتونسته
بودم اجازه مزرعه لرد چويي رو بدم

43:41.080 --> 43:44.310
. اون تنها پسرم رو به عنوان برده برد

43:44.310 --> 43:48.000
. همين الان دارن مجازاتش مي کنن

43:48.000 --> 43:50.030
. اون فقط 8 سالشه

43:50.030 --> 43:57.200
يه بچه به اين کوچيکي چه گناهي
کرده که بايد از والدينش جدا بشه ؟

44:17.590 --> 44:19.290
! خفه شو

44:26.330 --> 44:29.870
، اونا فقط مي خواستن يه بچه کوچيکو ببرن
پسر چرا با اين سپاه بزرگ اومدن ؟

44:29.870 --> 44:33.660
! دارن اينکارو مي کنن که ما هم ببينيم

44:36.740 --> 44:39.890
نگاه کن ، نبايد کاري انجام بديم ؟

44:39.890 --> 44:42.450
نه ، نه! اگه يه قدم جلو بزاري
و توسط اينا کتک بخوري

44:42.450 --> 44:46.520
همه بدنت با اين کتک ها داغون ميشه
بعدش مي خواي چيکارکني ؟

44:46.520 --> 44:51.440
نمي دونم ! حتي اگرم همه چيزم نابود بشه
! بازم نمي تونم وايستم و با دوتاچشمام اينها رو ببينم

44:51.440 --> 44:53.770
! هي ، شما حرومزاده ها

45:02.950 --> 45:04.290
! داريد چيکار مي کنيد ؟

45:10.410 --> 45:11.200
! هي ، تو

45:11.200 --> 45:12.580
! برو کنار

45:17.160 --> 45:18.700
! دادرس

45:19.990 --> 45:20.830
! دادرس

45:20.830 --> 45:23.280
حالت خوبه ؟

45:23.280 --> 45:25.250
. واي خداي من ... پسرم

45:25.850 --> 45:27.570
. اون بچه رو به ما بده

45:27.570 --> 45:30.200
. اين دستور لرد چويي هست

45:42.120 --> 45:44.390
. برو و بچه رو بگير

46:04.190 --> 46:09.570
دادرس ، ما تا وقتي زنده ايم ،لطفي رو که در
حقمون انجام دادي رو فراموش نمي کنيم

46:09.570 --> 46:12.450
. سخت کار ميکنيم تا جبران کنيم

46:12.910 --> 46:15.540
. کافيه اه ، کار زيادي انجام ندادم

46:15.540 --> 46:16.580
. حالا ديگه مي تونيد بريد

46:16.580 --> 46:21.980
وقتي که بچه ي همسايمون ، سام ول
... فروخته شد ، فکر کردم کار غريبه هاست

46:21.990 --> 46:26.350
.اما بعدش فهميدم که کار هيچ غريبه اي نبوده

46:26.350 --> 46:29.060
بچه ي همسايتون هم از اين درد رنج مي برده ؟

46:29.060 --> 46:30.950
. فقط سام ول نبوده

46:30.950 --> 46:33.960
...توي اين شهر ، به خاطر قرضي که به لرد چويي داريم

46:33.960 --> 46:37.980
.فقط يک يا دو خانواده نيستن که از اين درد رنج ميبرن

46:39.450 --> 46:43.620
. پس ، حالا ديگه ميريم

46:54.580 --> 46:58.330
صادقانه بگم ، نجات دادن يه بچه
. مشکلي رو حل نمي کنه

46:58.330 --> 47:02.450
تا زماني که بدهي هاشون پرداخته نشه
.اونا همچنان آزار و اذيت خواهند شد

47:05.050 --> 47:08.030
چي ؟
اون پسر رو با خودش برد ؟

47:08.030 --> 47:10.890
! حرومزاده ها ، من بايد

47:12.290 --> 47:14.700
... نه ، يه لحظه صبر کنيد

47:14.700 --> 47:18.700
لي بانگ گفت که گشت زن هاي
... بيشتري اخيرا استخدام شدن

47:19.100 --> 47:22.460
! کيم سئو بانگ -
بله ، سرورم ؟ -

47:22.460 --> 47:29.660
به نظر ميرسه که اون حرومزاده جوان
. از نقش بازي کردن بعنوان دادرس لذت مي بره

47:29.660 --> 47:34.400
.باشه ، باشه ... تا وقتي مي توني ، هرکاري ميخواي بکن

47:34.400 --> 47:39.790
نقش دادرس بعدا سرنوشتت ميشه
. همونطوري که الانم هست

47:40.890 --> 47:43.290
. بفرماييد ، از اين طرف

47:43.290 --> 47:45.990
. راه رو باز کنيد ، يه راه

47:45.990 --> 47:47.910
. مي تونيد اينجا بزاريدشون

47:47.910 --> 47:49.450
. اينجا بزاريد

47:54.960 --> 47:55.970
! بعدي

47:55.970 --> 47:57.330
. اينجا

47:57.330 --> 48:00.950
. از اين طرف ، از اين طرف

48:00.950 --> 48:03.200
... اما هنوزم

48:03.200 --> 48:05.290
بايد چيکار کنم ، هنوز نتونستم
. بدهي ام رو کامل بپردازم

48:05.290 --> 48:06.890
. درسته ، فهميدم

48:06.890 --> 48:09.540
! بيشتر از انرژي ات استفاده کن

48:10.910 --> 48:12.840
مثل گذشته به نظر مي رسه ، درسته ؟

48:12.840 --> 48:15.740
! واقعا سرگرم کننده است!حالا يکم لباس هم بکشم

48:16.810 --> 48:18.870
! هي بچه هاي بد اخلاق و لوس

48:19.120 --> 48:23.290
... چطوري مي تونيد اينجا نقاشي کنيد

48:27.400 --> 48:31.590
انجام نشدني اه . حالا وقتش نيست که
. نگران چنين چيزهايي باشيم

48:31.590 --> 48:36.100
حالا ، وقتشه که افکارمون رو روي هم
بزاريم و راهمون رو انتخاب کنيم
. همونطوري که هيونگ بانگ اينکارو کرد

48:36.100 --> 48:40.690
واي خدا ، چطوري هيونگ بانگ تونست
انقدر سريع راهش رو انتخاب کنه ؟

48:40.690 --> 48:43.930
. چيزهاي زيادي هست که بايد در نظر گرفته بشن

48:43.930 --> 48:47.610
! لرد چويي هميشه چشماش رو باز نگه مي داره

48:47.610 --> 48:51.790
اگه تبديل به يه آدم معمولي بشيم
. مي تونيم اين مشکلو حل کنيم

48:51.790 --> 48:53.650
اينطوريه ؟

48:53.650 --> 48:56.360
. سرم ديگه داره جوش مياره

48:56.360 --> 48:59.860
قدرت قديمي و قدرت امروز ... ؟

49:00.580 --> 49:04.950
فکر مي کني کدوم يکي موفق ميشن ؟

49:04.950 --> 49:06.980
... مي بيني ، اين

49:06.980 --> 49:10.330
. يه دفعه اين فکر به ذهنم رسيد

49:10.330 --> 49:15.570
چيزي رو اينجا فراموش نکردي ؟
. دارم در اين مورد حرف مي زنم

49:15.570 --> 49:17.440
ديگه چي شده ؟

49:17.450 --> 49:19.700
. بانو آرانگ

49:19.700 --> 49:23.700
به خاطر دادرس و لرد چويي ، ما
.کاملا بانو آرانگ رو فراموش کرده بوديم

49:23.700 --> 49:27.790
، اگه ما طرف کسي رو بگيريم که بانو آرانگ مي گيره

49:27.790 --> 49:30.090
. فکر کنم شانس شکستمون کمتر ميشه

49:30.090 --> 49:31.520
آرانگ ؟

49:31.520 --> 49:33.200
. باشه

49:41.630 --> 49:43.570
. بانو

49:46.150 --> 49:47.830
. ارباب جوان

49:47.830 --> 49:50.330
چرا اونکار و انجام داديد ؟

49:50.330 --> 49:54.410
. بايد اون زن رو ببينم و شخصا ازش سوال بپرسم

49:54.410 --> 49:58.220
. خواهش مي کنم منو به جايي که هست ، ببريد

49:58.220 --> 50:00.990
... تنها دليلي که داري اين همه سختي رو تحمل ميکني اينه که

50:01.970 --> 50:04.920
همش به خاطر دادرس هست ، درسته ؟

50:10.210 --> 50:12.500
... بنابراين

50:13.250 --> 50:16.420
. مي زارم که ببينيش

50:27.460 --> 50:30.490
. اينطور بهنظر مي رسه که نمي تونم بزارم از اين تله بيرون بياي

50:30.490 --> 50:31.420
... چ

50:31.420 --> 50:33.540
چي ؟

50:34.230 --> 50:39.010
از الان به بعد ، بايد مثل روشنايي
. همه جا همراه من باشي

50:39.010 --> 50:40.860
لحظه هاي سختي رو سپري مي کني ، درسته؟

50:40.860 --> 50:43.190
... پس

50:44.060 --> 50:46.840
. مي خوام پست رياست بهت بدم

50:46.840 --> 50:48.720
ببخشيد ؟

50:49.990 --> 50:52.080
! چي ؟

51:10.890 --> 51:13.340
. گشت زن ها ، گوش بديد

51:13.340 --> 51:17.400
دقت کنيد ، با اين حال که دول سائه خدمتکار شخصي منه

51:17.400 --> 51:21.750
.دول سائه براي تعليم دادن به شما خيلي زحمت کشيده

51:21.750 --> 51:24.650
در دفتر دولتي ما ، کساني که
... اينکار ها رو انجام ميدن

51:24.650 --> 51:27.220
... براي کساني که مهارت هاي زيادي دارن

51:27.220 --> 51:31.320
، براي کسايي که مي تونن براي ديگران الگو بشن
، مهم نيست که کي هستن و چه مقامي دارن

51:31.320 --> 51:34.910
مطمئن خواهم شد که در اين اداره دولتي
. پست هاي خيلي با ارزشي رو خواهند گرفت

51:34.910 --> 51:36.700
. بنابراين

51:36.700 --> 51:42.440
از امروز به بعد ، دول سائه به عنوان
. رئيس انتخاب خواهد شد

51:42.440 --> 51:46.640
. خواهش مي کنم تشويقش کنيد

51:56.680 --> 51:58.250
رئيس ؟؟

51:58.250 --> 52:01.070
اين موجود بشه رئيس ؟

52:01.070 --> 52:03.860
پس از الان به بعد ، بايد چي صداش بزنيم ؟

52:03.860 --> 52:05.770
. بزار ببينم

52:05.770 --> 52:11.040
از الان به بعد نمي خواد با فاميلش صداش بزنيم
مجبوريم رئيس دول صداش بزنيم ؟

52:11.040 --> 52:13.220
. بانگ يو ري

52:21.680 --> 52:23.200
. اوه خداي من

52:24.410 --> 52:26.780
ديگه چي شده ؟

52:33.640 --> 52:35.560
چطوري به نظر مي رسم ؟

52:37.890 --> 52:39.680
لباسها برازنده ي من هستن ، درسته؟

52:39.680 --> 52:42.950
ارباب جوان گفتن که از حالا به بعد
. اين لباس ها رو بپوشم

52:42.950 --> 52:46.130
اگرچه که خودم مطمئن نيستم که
.اگه اينکارو بکنه مشکلي براش پيش نمي ياد

52:46.440 --> 52:50.520
. از حالا به بعد ، دول سائه صدام نزن

52:50.520 --> 52:52.950
. بهم بگو رئيس

52:52.950 --> 52:57.940
باعث ناراحتي اه چون من فاميل
. ندارم ... اما بهم بگو رئيس دول

52:57.940 --> 53:00.160
. اين همون دول سائه است فرقي نکرده

53:00.160 --> 53:03.010
اما رئيس دول ديگه کي هست ؟

53:03.010 --> 53:04.000
چرا اينطوري رفتار مي کني؟

53:04.000 --> 53:06.860
. من فقط دول سائه رو دوست دارم

53:06.860 --> 53:10.270
. اين دول سائه خيلي بيش از حد مغروره

53:10.270 --> 53:12.660
. هي بيا اينجا  ، بانگ يو ري

53:15.500 --> 53:16.880
داري چيکار ميکني ؟

53:16.880 --> 53:19.540
. اين همين چيزي هست که دارم ميگم

53:19.540 --> 53:21.840
چرا امروز اينطوري شدي ؟

53:21.840 --> 53:24.200
داري به من حمله مي کني ؟

53:24.200 --> 53:25.280
چي ؟

53:25.280 --> 53:28.460
! چه مزخرفاتي هست که داري ميگي

53:37.800 --> 53:41.540
اونا ديگه کي هستن ؟

53:50.250 --> 53:53.100
، اگه بخوام بدن مو يئون رو از
، رودخانه هونگ ريون عبور بدم

53:53.100 --> 53:56.370
. نمي تونم اينکارو با نيروي خودم انجام بدم

53:56.370 --> 53:58.540
... کيم ايون اوه

53:58.540 --> 54:01.780
. به کمک اون نياز پيدا خواهم کرد

54:11.090 --> 54:14.110
. حالا ديگه مي توني بري

54:15.070 --> 54:18.860
.امروز ، همه توقيف هاتو رو به موقع انجام دادي

54:31.840 --> 54:34.130
هي اينجا ، چه اتفاقي افتاده ؟

54:34.130 --> 54:37.610
! ارواح بسياري اطراف ما هستن

54:37.610 --> 54:41.120
... چي ؟ نگاه کن ، همه چي اينجا خيلي آروم و ساکته

54:42.130 --> 54:45.560
! رئيس دول

54:45.970 --> 54:47.710
! رئيس دول

55:11.220 --> 55:12.970
... امکان داره که

55:12.970 --> 55:17.170
کسي که بانو آرانگ اونو ... فرشته مرگه ؟

55:24.550 --> 55:27.100
... بانگ ول داشت در مورد ديدن روح صحبت مي کرد و بعد

55:27.100 --> 55:29.720
. پس يه چيزي از پشت بهم ضربه زد

55:29.720 --> 55:32.820
. بعدش همون موقع غش کردم

55:34.030 --> 55:36.010
... واي خداي من

55:36.010 --> 55:37.360
، دول سائه

55:37.360 --> 55:39.450
. برو و يکم استراحت کن

55:39.450 --> 55:41.930
. پس اينکارو مي کنم

55:54.060 --> 55:55.250
مشکل کجاست ؟

55:55.250 --> 55:58.190
. يه راه براي نجات مادرت دارم

55:58.190 --> 55:58.200
منظورت چي هست ؟
. فقط يه راه براي نجات مادرت هست

55:58.200 --> 55:59.740
منظورت چي هست؟

55:59.740 --> 56:01.650
، کيم ايون اوه

56:01.650 --> 56:04.240
... دختري که در بدن مادرت سکني گزيده

56:04.240 --> 56:06.710
. خواهر من هست

56:06.710 --> 56:09.780
. اسمش مو يئونه

56:09.780 --> 56:10.990
چي ؟

56:10.990 --> 56:15.580
. نمي توني مجبورش کني از بدن مادرت بياد بيرون

56:15.580 --> 56:19.480
. اون فقط با خواسته يخودش از بدن بيرون مياد

56:19.480 --> 56:21.940
راهي که تو پيشنهاد مي کني ، چي هست ؟

56:22.560 --> 56:25.140
. حتما مي فهمي

56:25.140 --> 56:26.590
چي ؟

56:26.590 --> 56:29.330
بدن آرانگ رو در ازاش بدم ؟

56:30.820 --> 56:32.690
. نمي تونم با اينکار موافقت کنم

56:32.690 --> 56:34.980
... فکر مي کردم هدفت

56:34.980 --> 56:39.160
. از همون اول نجات مادرت بوده

56:39.390 --> 56:42.280
.ايون اوه ، ما بايد نيروهامون رو روي هم بزاريم

56:42.280 --> 56:45.010
اين مي تونه راهي براي نجات مادرت باشه ؟

56:45.010 --> 56:48.160
و بعدش منم مي تونم خواهرم رو ببينم

56:48.660 --> 56:51.130
. حرفي نزن که باعث بشه بخندم

56:51.130 --> 56:55.150
حرفاي مزخرفي مثل اينکه راهي جز
. استفاده از بدن آرانگ نداريم ، رو بس کن

56:55.150 --> 56:58.090
. راه واقعي رو پيدا کن

56:58.650 --> 57:04.540
بعدش من تبديل به متحدت مي شم
.هزاران بار شايدم ده هزار بار بايد متحدت باشم

57:23.340 --> 57:26.200
حتي اگرم مجبور بشم توي اين زمين تاريک گير بيوفتم

57:26.200 --> 57:29.620
، در بدن من

57:30.180 --> 57:32.870
. يه عشق بزرگ نهفته شده

57:34.240 --> 57:37.850
... اولش هم من يه آدم بودم

57:39.730 --> 57:43.240
.... عشقي که هميشه من به خاطر ميخنديدم

57:44.130 --> 57:47.450
... و يکبارم منو تحت سلطه خودش قرار داده بود

58:03.790 --> 58:06.660
<i>، وقتي که ما عاشق هم بوديم </i>

58:06.660 --> 58:09.990
<i>... ما ديوانه وار عاشق همديگه بوديم </i>

58:09.990 --> 58:13.580
<i>. اما نمي تونستيم شادي ها رو داشته باشيم </i>

58:19.920 --> 58:22.900
<i>، بخاطر اينکه سرنوشت ما خيلي عميق بود </i>

58:22.900 --> 58:26.590
<i>. به عنوان برادر و خواهر در يه جسم جديد حلول کرديم </i>

58:30.980 --> 58:35.840
<i>، زمان تغيير کرده بود و اسم هامون هم تغيير کرده بود </i>

58:35.840 --> 58:39.560
<i>. من عاشق برادرم شده بودم </i>

58:47.810 --> 58:51.820
<i>، حتي وقتي هم که به عنوان فرشته مرگ و پري بهشتي بوديم </i>

58:51.820 --> 58:55.630
<i>. بازم مثل قبل دوستش داشتم </i>

59:00.390 --> 59:04.090
<i>. از زندگي کردن توي بهشت خوشم نمي اومد</i>

59:06.510 --> 59:10.450
<i>از اونجايي که نمي تونستم اونجا عاشق باشم </i>

59:10.450 --> 59:14.640
<i>بهش گفتم که به عنوان انسان ها دوباره
برگرديم به خاطر اينکه راه برگشت رو پيدا کرده بودم </i>

59:15.350 --> 59:18.090
<i>. اما اين تو بودي که ردش کردي </i>

59:19.970 --> 59:21.760
به همين خاطر بود که

59:21.760 --> 59:26.890
اگه براي مدت طولاني در تاريکي
زندکي کني ، چيزي رو که از اول
، دنبالش مي گشتي رو فراموش مي کني

59:26.890 --> 59:28.690
و وقتي همه چيز تاريک بشن

59:28.690 --> 59:32.530
، بعدش فقط عشق نه علاقه اي و نه ميلي

59:32.530 --> 59:35.640
. همشون مي تونن خودشون هيولاهاي شيطاني بسازن

59:36.710 --> 59:43.260
به همين خاطره که انسان هاي توي
. بعضي از جنبه هاي ضعيف هستن

01:00:06.650 --> 01:00:08.940
. اينجاست

01:00:09.230 --> 01:00:11.310
. ممنونم

01:00:20.440 --> 01:00:24.920
<i>حتي اگرم گفته باشم که بانو
... هر کاري مي خواد بکنه اما </i>

01:00:27.550 --> 01:00:28.770
. الان ديگه مي خوام برم داخل

01:00:28.770 --> 01:00:33.330
. به حرفايي که اون زن مي گه گوش نده

01:01:02.310 --> 01:01:04.790
اين ... ديگه چه صدايي هست ؟

01:01:13.490 --> 01:01:17.370
مجرم ، کيم ايون اوه ، بيا بيرون
. و دستور رو دريافت کن

01:01:22.530 --> 01:01:24.740
چي ؟ چه اتفاقي افتاده ؟

01:01:24.740 --> 01:01:25.660
! بکشيدش بيرون

01:01:25.660 --> 01:01:27.660
! باشه

01:01:59.430 --> 01:02:01.510
. خوش اومدي

01:02:05.030 --> 01:02:07.650
چه اتفاقي افتاده ؟
چرا ؟

01:02:07.650 --> 01:02:09.280
! بزار من برم

01:02:09.730 --> 01:02:11.410
اين ديگه چي هست ؟

01:02:11.410 --> 01:02:13.670
! حرومزاده ها

01:02:14.290 --> 01:02:16.730
! بزاريد من برم

01:02:16.730 --> 01:02:37.170
.:: @bollbolljan_com ::.

01:02:37.170 --> 01:02:38.470
<i>پيش نمايش قسمت بعدي
آرانگ و دادرس </i>

01:02:38.470 --> 01:02:42.530
. حرومزاده ي مغرور
. امکان نداره بتوني کاري بکني

01:02:42.530 --> 01:02:45.200
. مثل اون مادر احمقت نمي توني کاري کني

01:02:45.200 --> 01:02:47.700
!!! لرد چويي

01:02:49.510 --> 01:02:52.640
ارباب جوان ، چرا بايد تو و اون زن با هم
اونجا مي بوديد ، هان ؟

01:02:52.640 --> 01:02:55.810
. اون زنيکه ي گستاخ
. از چيزي که فکر مي کردم سخت تره

01:02:55.810 --> 01:02:58.650
. برادر ، بهم کمک کن

01:02:58.650 --> 01:03:00.720
. کمک کن

01:03:02.680 --> 01:03:03.780
. اون اينجاست

01:03:03.780 --> 01:03:08.460
مادر دادرس براي برگردوندن بدنش
در عوض چي مي خواد ؟

01:03:08.460 --> 01:03:12.670
چه چيزي برات انقدر مهمه که مي خواي
بدنت رو به من تقديم کني ، هان ؟

01:03:12.670 --> 01:03:15.940
براي محافظت از آدمي که خيلي برات مهمه ؟

01:03:15.940 --> 01:03:18.840
... من