﻿WEBVTT

00:00.060 --> 00:15.650
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:15.650 --> 00:20.080
<i>قسمت 19 سريال آرانگ و دادرس</i>

00:20.080 --> 00:22.200
! دادرس

00:22.970 --> 00:24.720
داريد دنبال آرانگ مي کرديد ، درسته؟

00:24.720 --> 00:26.730
ديديدش ؟ -
من اونو توي جنگل ديدم ؟-

00:26.730 --> 00:29.230
هرچقدر که صداش زدم اصلا جوابم
.رو نداد به همين خاطر دنبالش رفتم

00:29.230 --> 00:30.030
بعد از اينکه دنبالش رفتي چي شد؟

00:30.030 --> 00:33.900
يه غار اونجا بودم ، دقيقا احساس عجيب و غريبي
رو که از اون خونه مخروبه احساس کرده بودم رو
. دوباره اونجا تجربه کردم

00:33.900 --> 00:34.370
غار ؟

00:34.370 --> 00:35.630
. بله

00:36.200 --> 00:37.280
اون غار کجاست ؟

00:37.280 --> 00:38.970
. از اين طرف

00:53.090 --> 00:54.190
. از اين طرف

00:54.190 --> 00:57.030
. من بيشتر از اين نمي تونم برم

00:57.030 --> 00:59.440
. واقعا سخت تلاش کردي

01:18.640 --> 01:21.050
. اون اينجاست

02:09.900 --> 02:12.580
. خوش اومدي

02:14.030 --> 02:17.040
فکراتو جمع و جور کردي ؟

02:21.710 --> 02:23.820
.... من هرگز

02:23.820 --> 02:26.670
کسي رو مجبور نمي کنم ، حالا
. هر کسي مي خواد که باشه

02:26.670 --> 02:29.670
، اگه من بدنم رو به تو بدم

02:29.670 --> 02:32.730
... مادر دادرس

02:32.730 --> 02:36.840
. بهم قول بده که اونو به دادرس بر مي گردوني

02:45.980 --> 02:47.850
. البته

02:47.850 --> 02:50.330
اين وعده ي اصلي من نبوده ؟

02:50.330 --> 02:53.320
. ازت يه چيز ديگه هم مي خوام

02:54.490 --> 02:59.500
... تو ... اگه به بدن من وارد شدي

02:59.500 --> 03:02.170
... من ديگه

03:02.170 --> 03:04.500
... نمي تونم

03:04.500 --> 03:06.680
دادرس رو هيچ وقت ملاقات کنم ؟

03:07.670 --> 03:11.050
. ديگه نمي توني دادرس رو ببيني

03:13.840 --> 03:16.930
افسوسش رو نمي خوري ؟

03:24.870 --> 03:26.030
. درسته

03:26.030 --> 03:30.430
. قدرت عشق واقعا بزرگه

03:30.940 --> 03:35.120
کي مي تونست حتي فکرشم بکنه که من
يه روزي بتونم از عشق بهره مند بشم ... ؟

03:35.940 --> 03:38.710
. خوبه

03:38.710 --> 03:41.690
. حالا ، بدنت رو به من بده

03:47.280 --> 03:50.880
. فهميدم

03:50.880 --> 03:53.850
بايد چيکار بکنم ؟

03:53.850 --> 03:59.940
... چشمات رو ببند ، و قلب رو خالي کن

03:59.940 --> 04:04.490
. فقط به چيزي که، مي خواي فکر کن

04:32.700 --> 04:35.100
! بانوي من

04:40.770 --> 04:43.520
! نبايد حرفهاي اين زن رو باور کني

04:47.690 --> 04:48.980
! ارباب جوان

04:48.980 --> 04:49.910
. اينکارو نکن

04:49.910 --> 04:52.590
. نبايد بدنت رو به اون بدي

04:52.590 --> 04:53.910
، حتي اگرم بدنت رو به اون بدي

04:53.910 --> 04:56.750
. هيچ راهي وجود نداره که مادر دادرس نجات پيدا کنه

04:58.080 --> 04:59.430
! تو ، حرومزاده

04:59.430 --> 05:01.930
داري چيکار مي کني ؟

05:12.290 --> 05:15.380
. حرفاي اين بچه رو باور نکن

05:15.380 --> 05:19.540
. اين بچه داره دروغ مي گه

05:23.180 --> 05:26.620
واقعا دلت مي خواد حرفهاي اين
بچه رو باور کني ، هان ؟

05:26.620 --> 05:30.060
يا مي خواي انتخاب خودت رو باور کني ؟

05:32.070 --> 05:35.030
، بنابراين

05:35.040 --> 05:37.280
اگه تصميم داري حرفهاي اين
... بچه رو باور کني

05:37.280 --> 05:40.240
... همين الان از خواب بيدارش مي کنم

05:40.240 --> 05:42.040
. همراهش برو

05:42.040 --> 05:43.340
، اما

05:43.340 --> 05:49.710
انتخاب دومت، يعني نجات دادن مادر
. دادرس هرگز عملي نمي شه

05:52.130 --> 05:56.410
. از حرفات اطاعت مي کنم

06:46.190 --> 06:48.310
! آرانگ

07:01.090 --> 07:03.520
. آرانگ
! آرانگ

07:46.770 --> 07:46.770
! آرانگ

07:46.770 --> 07:48.950
! آرانگ

07:55.440 --> 07:57.480
... تو

08:07.840 --> 08:10.980
... از شرت خلاص مي شم

08:10.980 --> 08:13.900
. و منم خواهم مرد

08:30.240 --> 08:32.870
... هي اينجا

08:46.560 --> 08:51.240
... ارباب جوان

09:10.910 --> 09:12.640
! آرانگ

09:12.640 --> 09:14.250
. بهوش بيا

09:14.250 --> 09:15.850
! آرانگ

09:18.470 --> 09:20.630
! آرانگ

09:22.950 --> 09:25.720
... دادرس

09:28.000 --> 09:33.530
... تو ... واقعا
چرا کاري مي کني که آدمو ديوونه کني ؟

09:33.530 --> 09:37.400
فکر مي کني انجام دادن اين کار اونم
با اين روش براي من خوبه ؟

09:37.400 --> 09:42.090
. قبلا بهت گفتم که نيست . نيست

09:47.940 --> 09:50.450
... من

09:50.450 --> 09:53.140
... فقط به خاطر تو

09:53.140 --> 09:55.370
... تنها کاري که مي تونستم برات بکنم

09:55.370 --> 09:58.290
. فقط همينکار بود

10:00.300 --> 10:05.950
. من ... بهرحال ناپديد مي شم

10:05.950 --> 10:10.400
... هرگز هم نمي تونم دوباره ببينمت

10:10.400 --> 10:16.730
... تو ... به مادرت احتياج داري

10:18.160 --> 10:20.630
... از دستت بدم

10:20.630 --> 10:23.080
... و مادرم رو پيدا کنم

10:23.080 --> 10:25.010
فکر مي کني اينطوري خوشحال مي شم ؟

10:25.010 --> 10:29.920
نيازي نيست هيچکاري بکني
.بهت گفته بودم همه کارا رو من مي کنم

10:29.920 --> 10:32.570
... خودم مادرم رو پيدا مي کنم

10:32.570 --> 10:35.810
. و تو رو به بهشت مي فرستم

10:35.810 --> 10:37.870
. بزار اينکارو بکنم

10:37.870 --> 10:41.710
. آرانگ ، به من اعتماد کن

10:51.860 --> 10:56.780
. منم ... نمي خوام برم

10:56.780 --> 11:00.410
. نمي خوام بزارم تو بري

11:00.410 --> 11:02.830
... ترک کردن تو

11:02.830 --> 11:06.590
. نمي خوام از اينجا برم

11:44.020 --> 11:45.560
. متاسفم

11:46.930 --> 11:49.910
، مو يئونگ

11:49.910 --> 11:55.420
مي خواي مو يئون رو نجات بدي ؟

11:55.420 --> 11:56.820
يا دلت مي خواد از شرش خلاص بشي ؟

11:56.820 --> 11:59.610
، فرمانرواي بزرگ
... البته ، من مي خوام

11:59.610 --> 12:03.570
حقيقت اينکه تو امروز روي مو يئون
اون چاقو رو بلند کردي که بزنيش

12:03.570 --> 12:06.050
. فکر مي کنم همش بازي بود که بتوني نجاتش بدي

12:06.930 --> 12:09.190
هدف تو نجات مو يئون

12:09.190 --> 12:11.750
با نابود کردنش نبوده ؟

12:13.370 --> 12:16.790
فقط مي خواستي که به همه ضجرها
.و دردهاي اون پايان بدي ، درسته

12:18.900 --> 12:21.330
هر دو شما نتونستيد به مو يئون چاقو بزنيد

12:21.330 --> 12:24.010
... اما تلاش کرديد که بهش ضربه بزنيد

12:25.050 --> 12:28.650
احساسات انساني واقعا احساساتي هستن
!که شما نمي تونيد به هيچ وجه جلوش رو بگيريد

12:30.190 --> 12:34.620
اين چيزه اه که مو يئونگ که حالا به
. عنوان فرشته مرگه نبايد احساس کنه

12:51.760 --> 12:54.150
... واقعا سخت و دشواره

12:54.160 --> 12:58.460
. سرنوشت انسان ها و علاقه بينشون

13:00.050 --> 13:01.910
. سخته ، واقعا سخته

13:01.910 --> 13:06.110
.اگه سخته به همين خاطره که من اينجام

13:06.110 --> 13:10.550
اما بعدش ، ميخواي با مو يئونگ چيکار کني؟

13:43.260 --> 13:45.100
<i>... هي اينجا</i>

13:49.440 --> 13:51.710
<i>! نيا</i>

13:56.350 --> 13:58.250
<i>. تميزش کن</i>

15:04.060 --> 15:06.650
. حرومزاده ي احمق

15:12.110 --> 15:15.760
چرا هيچ چيزي رو نمي دونستي ؟

15:23.560 --> 15:25.840
. حرومزاده ي احمق

15:25.840 --> 15:28.910
<i>... بانو ، قلبت</i>

15:31.360 --> 15:34.330
<i>مشکلي نداره که درخواست منو قبول کنه؟</i>

15:34.330 --> 15:36.710
<i>. طوري تظاهر مي کنم که چيزي نشنيدم</i>

15:38.290 --> 15:40.280
<i>. ديگه ميرم</i>

15:38.290 --> 15:40.120
<i></i>

15:42.030 --> 15:45.460
<i>اينا به خاطر اينه که من با دختر
دادرس قبلي نامزد کرده بودم ؟</i>

15:45.460 --> 15:48.160
<i>فکر کردم که با صداقت همه چيز
. رو قبلا بهت گفته بودم</i>

15:57.030 --> 15:59.040
. حرومزاده ي احمق

16:06.060 --> 16:08.090
. حرومزاده ي احمق

16:48.450 --> 16:53.260
<i>باد ، لطفا وقتي که داري عبور مي کني بهش بگو??</i>

16:56.080 --> 17:00.250
<i>? که در من در کنارشم ?</i>

17:02.410 --> 17:08.520
<i> ? ابرها ، خواهش مي کنم هنگام باران بهش بگيد ?</i>

17:08.520 --> 17:14.010
<i> ? که من دقيقا در کنارشم ?</i>

17:14.660 --> 17:22.680
<i>? زمان ، حتي اگه سرنوشت چشماش رو بپوشونه  ?</i>

17:22.680 --> 17:28.610
<i> ? خواهش مي کنم از عشقمون محافظت کنيد?</i>

17:28.610 --> 17:33.100
<i> ? که در قلبش ريشه دونده ?</i>

17:34.740 --> 17:38.390
<i> ? من فقط به تو نگاه مي کنم  ?</i>

17:38.390 --> 17:41.960
<i>?من فقط به تو نگاه مي کنم که عاشقتم ?</i>

17:41.960 --> 17:49.140
<i>?هر چقدر که به تو نگاه مي کنم بيشتر
عاشقت مي شم ، زيباي من ?</i>

17:49.140 --> 17:52.600
<i>? من از عمق ريه هام اسم تو رو صدا مي زنم  ?</i>

17:52.600 --> 17:56.090
<i>? قلبم وقتي اسمت رو صدا مي زنه از جاش کنده ميشه ?</i>

17:56.090 --> 17:59.700
<i>? من فقط اسم تو رو به زبون ميارم  ?</i>

18:03.070 --> 18:06.730
<i>? تصوير تو رو با اشکهام مي کشم ?</i>

18:06.730 --> 18:10.320
<i> ? من تو رو توي قلب براي هميشه تصوير ميکنم?</i>

18:10.320 --> 18:12.100
<i> ? حتي اگرم آخر دنيا باشي  ?</i>

18:12.100 --> 18:16.710
<i> ? تو کسي هستي که من نمي تونم فراموشش کنم ?</i>

18:18.230 --> 18:21.890
<i> ? حتي اگرم هزاران بار گريه کنم ?</i>

18:21.890 --> 18:28.860
<i>? تو عشقي هستي که من مي خوامش  ?</i>

18:38.020 --> 18:42.090
.کيم ايون اوه ، هدف تو و هدف من با هم فرقي ندارن

18:42.090 --> 18:44.000
چند بار ديگه بايد بهت بگم ؟

18:49.400 --> 18:52.580
. نه ، با هم فرق دارن

18:52.580 --> 18:56.300
. هدف تو فقط نابود کردن اون هيولا هست

18:56.300 --> 18:59.900
نابود کردن مو يئون تنها راهي هست
. که ميشه مادرت رو نجات داد

18:59.900 --> 19:01.950
صرف نظر از اينکه راه ما واقعا چي هست

19:01.950 --> 19:04.430
. حتي تصور نکن که بخواي از آرانگ استفاده کني

19:04.430 --> 19:05.920
! کيم ايون اوه

19:08.030 --> 19:10.670
! خوبه

19:10.670 --> 19:13.400
بزار بگيم که راهي که تو ميگي رو
. انتخاب مي کنيم

19:14.150 --> 19:18.730
اگه خواهرت رو از جسم مادر من
، بيرون کنيم

19:18.730 --> 19:21.250
مي تونيم زندگي مادرم رو نجات بديم ،درسته؟

19:23.390 --> 19:28.290
دارم ازت مي پرسم اگه اون شيطان رو از
جسم مادرم بيرون کنيم ، ميتونيم نجاتش بديم؟

19:29.690 --> 19:33.720
. مادرت ... نمي تونيم نجاتش بديم

19:33.720 --> 19:35.770
چي ؟

19:35.770 --> 19:39.360
نمي تونيم نجاتش بديم ؟

19:39.360 --> 19:41.140
... بنابراين

19:41.140 --> 19:45.560
مهم نيست که چيکار بکنم ، داري ميگي
که هيچ راهي نيست که بشه نجاتش داد؟

19:53.310 --> 19:55.960
! مو يئونگ
! مو يئونگ

20:19.750 --> 20:25.300
... حالا ديگه وقت زيادي قبل از رفتنم نمونده
. لي سو ريم

20:40.620 --> 20:43.150
. هي ، دختر خانم لباس بلند

20:45.150 --> 20:46.840
. ممنونم

20:48.840 --> 20:51.380
تو هم اينو مي دوني ، درسته ؟

20:51.380 --> 20:54.220
.که من فرمانرواي بزرگ رو ديدم و دوباره برگشتم

20:57.170 --> 21:03.520
دونستن اينکه زندگي ات رو براي کسي که
... واقعا دوست داشتي چجوري به خطر انداختي

21:03.520 --> 21:08.830
حالا مي تونم بفهمم که اون شجاعت
. ديوونه وار رو از کجا آورده بودم

21:12.570 --> 21:19.510
وقتي که به عنوان يه انسان دوباره برگشتم
زندگي خيلي سخت و درد آور بود ، اما

21:19.510 --> 21:24.020
اين واقعا آرامش بخشه که تو مثل يک
، بچه پاک و صادق بودي

21:25.900 --> 21:33.550
تو ... يه بچه قوي و شجاع بودي
. به همين خاطر ازت ممنونم

21:36.340 --> 21:43.500
از اينکه هر روز چيزهاي بيشتري راجع به
. حقيقت فهميدم ، اصلا افسوس نمي خورم

21:45.770 --> 21:49.480
. لي سو ريم ، دوستت دارم

22:21.840 --> 22:23.680
. ارباب جوان

22:24.600 --> 22:27.330
حالت خوبه ؟

22:30.080 --> 22:31.890
. ارباب جوان

22:34.640 --> 22:39.610
.اينجا يه حرومزاده احمق وجود داره

22:41.390 --> 22:46.000
اين حرومزاده حتي ارزش اين رو هم نداره
... که اين بانو بهش يه نگاه بندازه

22:46.710 --> 22:49.250
. اما جرات کرد که دوسش داشته باشه

22:51.460 --> 22:53.420
... اين حرومزاده

22:55.040 --> 22:57.370
. اين حرومزاده احمق

22:59.570 --> 23:02.590
.اون توي تاريکي زندگي مي کرد و چيزي نمي دونست

23:10.370 --> 23:12.140
، اما بعدش

23:13.480 --> 23:16.210
... به خاطر نجات دادن اون حرومزاده

23:19.310 --> 23:21.660
. اين بانو جونش خودش رو از دست داد

23:24.350 --> 23:27.310
کسي که کاري رو انجام داد که يه
... انسان واقعي نبايد انجام بده

23:28.820 --> 23:30.750
... اين حرومزاده

23:32.560 --> 23:35.290
.بانو چنين آدمي رو نجات داد

23:36.220 --> 23:38.830
. اون بدنش رو براي نجات من فدا کرد

23:42.110 --> 23:44.460
... اون

23:45.030 --> 23:47.480
... دوباره به زندگي برگشت

23:49.220 --> 23:51.040
... اين حرومزاده

23:54.270 --> 23:57.950
. حتي نتونست صورتش رو به خاطر بياره

24:12.030 --> 24:14.050
. ارباب جوان

24:14.860 --> 24:18.100
... اگر چه که قبلا هم ديده بودمت ، بانوي من

24:19.900 --> 24:27.950
....من ... مثل اين بود که براي اولين بار ديدمت
. قبلا شروع کرد به تپيدن

24:30.570 --> 24:33.890
قلبم وقتي که دوباره ديدمت بايد
....صدمه مي خورد و ناراحت مي شد

24:36.290 --> 24:39.250
... اين قلب چطوري جرات کرد

24:40.230 --> 24:42.360
.... اينطوري دوباره بتپه

24:50.010 --> 24:53.240
. متاسفم

24:53.240 --> 24:58.770
. خواهش مي کنم هرگز منو نبخش

25:36.210 --> 25:39.160
<i>... تو کسي بودي که به خاطر نجات من مردي</i>

25:39.160 --> 25:41.800
<i>... اما من حتي نتونستم صورتت رو به ياد بيارم</i>

25:43.360 --> 25:46.830
<i>... حرفهايي که دوباره توي قلبم تو رو باچاقو زدم</i>

25:47.630 --> 25:50.130
<i>. اينا رو نتونستم بگم</i>

25:51.810 --> 25:57.440
<i>. از اونجايي که اين حقيقت بيشتر ناراحتت مي کرد</i>

25:59.950 --> 26:02.030
<i>. متاسفم</i>

26:03.290 --> 26:06.410
<i>... اگرچه که گفتن متاسفم بازم چيزي رو حل نمي کنه</i>

26:06.410 --> 26:06.420
<i>. متاسفم
<i>. خيلي خيلي متاسفم
<i>... اگرچه که گفتن متاسفم چيزي رو عوض نمي کنه</i></i></i>

26:06.420 --> 26:07.980
<i>. متاسفم</i>

27:13.820 --> 27:15.530
. ارباب جوان

27:18.260 --> 27:23.730
. اون روز رسيد، روزي که دوباره همديگرو ببينيم

27:23.730 --> 27:28.150
بانوي من ... چه اتفاقي براتون افتاده ؟

27:28.150 --> 27:33.410
، به خاطر حادثه ي توي غار
. انرژي اش از قبل کمتر شده

27:40.370 --> 27:48.290
، حالا اون به خاطر کم شدن انرژي اش
. داره بدنم رو براي چندلحظه بهم پس ميده

27:53.500 --> 28:02.600
من ... هرگز نبايد به خاطر اون انتقام بي معني
... بدنم رو به اون تسليم مي کردم

28:03.650 --> 28:08.580
. چيزهايي که اتفاق افتاده هرگز نبايد اتفاق مي افتاد

28:09.500 --> 28:15.350
اگه من همه سختي ها و رنج هايي که بهم
... داده شده بود رو قبول مي کردم

28:17.170 --> 28:23.150
پسرم و من حالا با هم بوديم حتي اگه
.مجبور بوديم به عنوان برده زندگي کنيم

28:23.930 --> 28:26.650
. حتما ما خيلي با هم شاد و خوشحال بوديم

28:27.960 --> 28:29.360
. بانوي من

28:29.360 --> 28:31.240
. ارباب جوان

28:32.950 --> 28:38.500
خواهش مي کنم ، ميتوني اين حرفها رو به پسرم هم بزني؟

28:40.730 --> 28:48.140
حتي يه لحظه هم نشده که بتونم
. صورتش رو از ياد ببرم

28:50.670 --> 28:56.170
نتونستم اون رو در آغوش بگيرم
.وقتي که توي درد و رنج زندگي مي کرد

28:57.590 --> 29:02.590
و هرگز هم نتونستم مثل يه مادر
.گرم و مهربون باهاش رفتار کنم

29:05.670 --> 29:07.940
. به خاطر اين واقعا متاسفم

29:08.690 --> 29:11.120
. خواهش مي کنم اينو بهش بگو

29:20.430 --> 29:22.340
. خواهش مي کنم برام يه کاري بکن

29:38.170 --> 29:42.030
چي شده که تو بدون ترس با
پاهاي خودت به اداره اومدي ؟

29:42.030 --> 29:43.910
، درون بدن بانو

29:45.150 --> 29:47.770
. مادرت دوباره بيدار شده

29:49.330 --> 29:54.300
وقت زيادي باقي نمونده ، همين
. الان بايد بري و مادرت رو ببيني

29:54.960 --> 29:58.250
حالا ديگه داري چه مزخرفاتي سرهم ميکني ؟

29:58.260 --> 30:01.740
... دروغ نيست ! واقعيته

30:01.740 --> 30:04.450
. قطعا مادر تو هست

30:06.660 --> 30:09.210
! همين الان بايد به ديدنش بري

30:09.870 --> 30:14.690
من ...چطوري ميتونم حرفات رو باور کنم؟

31:09.780 --> 31:11.840
. ايون اوه

31:12.750 --> 31:14.700
. ايون اوه

31:21.520 --> 31:24.170
نمي توني همه اينا رو باور کني ،درسته ؟

31:25.990 --> 31:30.690
با اين همه چطوري مي تونم
ثابت کنم که اين منم ،مادرت؟

31:30.690 --> 31:34.900
اينکه يه مادر نتونه صورت پسر
خودش رو به ياد بياره خيلي بي معني اه؟

31:34.900 --> 31:37.600
. من مقصرم که ترکت کردم

31:39.770 --> 31:42.890
... هميشه لبخندهاي زيبايي مي زدي ، اما

31:43.300 --> 31:46.970
. من تو رو انقدر غمگين کردم

31:47.910 --> 31:49.780
. درسته

31:50.270 --> 31:53.670
. تو مادر من نيستي

31:53.670 --> 32:00.970
هيچ جايي نبود که مادرم وقتي که
. دارم مي خندم ، به من نگاه کنه

32:04.660 --> 32:06.870
. متاسفم

32:06.870 --> 32:08.920
. به خاطر اينکه بهت گفتم بهم نگاه نکن

32:08.920 --> 32:12.210
به خاطر اينکه بهت گفتم توي
. خانه پدرت از دنيا برو

32:12.210 --> 32:18.880
به خاطر اينکه همه اين حرفا رو بهت زدم
درست وقتي که تو کادويي رو با همه قلبت
. به مادر بدت تقديم کرده بودي

32:21.550 --> 32:22.510
کادو ؟

32:22.510 --> 32:26.510
اگه من فقط اون گيره مويي که بهم داده
... بودي مي پوشيديم تا بهت نشون بدم

32:27.480 --> 32:29.290
در مورد کدوم گيره ي مو حرف مي زني ؟

32:29.290 --> 32:31.940
تو اون رو به من نداده بودي ؟

32:32.450 --> 32:34.560
. مو شيم جام
(به معني گيره ي مو مادر با همه قلبم )

32:55.080 --> 32:56.930
... مادر

32:58.360 --> 33:04.490
چرا انقدر براي من گفتن اين کلمه رو سخت کردي؟

33:09.770 --> 33:15.470
. مي خواستم مثل يه فرد باوقار و اشرافزاده زندگي کني

33:15.470 --> 33:18.270
. و نه به عنوان پسر يه برده

33:18.270 --> 33:20.700
... همه سعي ام رو کردم که مردم برچسب يه برده بهت نزنن

33:20.700 --> 33:25.540
هيچ راه ديگه اي غير از اينکه بفرستمت
. تا با پدرت زندگي کني ، نداشتم

33:25.540 --> 33:30.740
...اينکه يه برده بودم يا يه اشراف زاده
چرا انقدر برات مهم بود که چجوري زندگي کنم؟

33:30.880 --> 33:36.620
.مادر ، من فقط مي خواستم با تو زندگي کنم

33:37.780 --> 33:42.780
چرا به چيزي که مي گفتم ، گوش ندادي ؟

33:42.780 --> 33:50.090
همه ي سعي ام رو کردم که تو رو از تبديل شدن
.به برده اي که دنبال يه انتقام بي معني اه، نجات بدم

33:51.870 --> 33:54.770
... ترک کردن تو

33:55.160 --> 34:02.390
تا آخرش ، فقط اشتباه خودم بود
. که به خاطر انتقام کور شده بودم

34:03.220 --> 34:05.340
. واقعا متاسفم پسرم

34:06.060 --> 34:08.420
. متاسفم

34:09.520 --> 34:15.410
... چقدر اون روزا تنها بودي
... و چقدر قلبت صدمه ديده

34:15.410 --> 34:21.600
... چقدر اون روزا ازم ناراضي بودي

34:21.600 --> 34:26.420
. من ازت متنفر نبودم و ازت بدم نمي اومد

34:26.750 --> 34:34.000
. مثل ديوونه ها دلم برات تنگ شده بود

34:34.000 --> 34:38.260
.ايون اوه ، بهم قول بده

34:39.590 --> 34:46.370
، اگه دوباره اون شيطان برگشت
.بدون اينکه تامل کني بکشيش

34:46.880 --> 34:50.360
. حتي اگرم من بايد بميرم ، اينکارو بکن

34:50.360 --> 34:52.140
. حتي ترديد هم نکن

34:52.140 --> 34:55.850
. به من ضربه بزن . همون لحظه من با چاقو بزن

34:58.010 --> 35:00.000
... مادر

35:01.020 --> 35:06.300
. اين نه مردنه و نه زندگي کردن

35:06.880 --> 35:12.420
. منو از اين شکنجه نجات بده

35:12.420 --> 35:15.170
... مادر

35:15.640 --> 35:19.410
... من
. نجاتت مي دم

35:19.410 --> 35:24.410
. از اين شکنجه نجاتت مي دم

35:24.410 --> 35:27.500
... متاسفم
. ايون اوه

35:27.500 --> 35:30.210
... مادر

36:17.120 --> 36:19.410
. بايد پيش تو بزارمش

36:26.300 --> 36:28.940
... بانوي من

36:29.690 --> 36:32.420
. هرگز به اون نمي بازه

36:41.920 --> 36:44.220
... دادرس ، چطوري تونستي

36:45.600 --> 36:49.510
هرچيزي رو که من مي خواستم ، ازم بگيري؟

37:17.630 --> 37:20.760
از حالا به بعد بايد چيکار کنم ؟

37:20.760 --> 37:28.930
از اونجايي که خونه اينطوري شده
. بايد زودتر ميليانگ رو ترک کنم

37:30.210 --> 37:35.930
ارباب جوان ، شما تصميم داريد اينجا چيکار کنيد؟

37:37.570 --> 37:43.450
مي خواي طرف بانو بمونيد ؟

37:46.780 --> 37:51.260
. ميتونم قلبتون رو درک کنم

37:51.920 --> 37:57.210
.قبلا بهم گفته بودي که لقبي مثل لقب من داري

37:58.120 --> 38:00.190
به معني کم بنيه ... گول بي دان جي

38:00.190 --> 38:01.890
. بله

38:02.150 --> 38:11.810
نمي دونم چرا از گرسنگي بيشتر از
مرگ متنفربودم ، و نمي تونستم حقيقت
.اينکه هيچ خانواده اي ندارم رو قبول کنم

38:14.340 --> 38:22.420
حالا که به عقب نگاه مي کنم مي بينم ، بچه اي
.که براي بقاي خودش مبارزه مي کرد خيلي بهتر بوده

38:22.420 --> 38:25.450
چطوري مي تونيد اينطوري فکر کنيد ؟

38:25.770 --> 38:32.470
.ارباب جوان ، مردم با راه هاي مختلفي زندگي ميکنن

38:32.850 --> 38:40.300
حتما سرنوشت بوده که به شما اجازه
. داده که بانو رو ملاقات کنيد

38:40.300 --> 38:45.470
همونطوري که من تونستم شما
. رو ملاقات کنم ، ارباب جوان

38:48.730 --> 38:51.160
. کيم سئو بانگ

38:51.650 --> 38:55.750
... ارباب جوان ، وقتي شما اينطوري فکر مي کنيد

38:55.760 --> 38:59.750
. قلب من، ناآروم و نگران ميشه

39:00.600 --> 39:07.710
ارباب جوان تا وقتي شما از اينجا بريد
. من هم اينجا ، کنار شما مي مونم

39:11.420 --> 39:13.600
. ممنونم

39:41.720 --> 39:47.960
واقعا هيچ راهي نيست که بشه مادرم رو نجات داد؟

39:53.050 --> 39:55.350
... ارباب

39:55.670 --> 40:00.850
واقعا نمي توني بهم کمک کني؟

40:22.070 --> 40:23.580
اينجا ديگه کجاست ؟

40:30.620 --> 40:32.370
! پدر

40:34.120 --> 40:37.000
چي ؟ پدر ؟

40:37.000 --> 40:39.490
! غذا آماده شده

40:44.280 --> 40:48.830
آرانگ ... داري الان چيکار مي کني ؟

40:48.830 --> 40:50.690
هان ؟

40:50.690 --> 40:52.230
منظورت چي هست ؟

40:52.230 --> 40:54.330
، همين الان از آشپزخونه برگشتم
. داشتم غذا رو آماده مي کردم

40:54.330 --> 40:57.280
آشپزخانه ؟ غذا ؟

40:57.280 --> 40:59.840
، اگه غذات رو تموم نکني
! نمي زاري بهمين راحتي قسر در بري

40:59.840 --> 41:02.820
! بيا بخوريم

41:08.000 --> 41:09.570
<i>اينا ديگه چي هست ؟</i>

41:09.570 --> 41:13.160
<i>... من ... با آرانگ ... و اين بچه ها</i>

41:13.160 --> 41:17.180
. اوه درسته ، مادر رفته تا جادوگرو ببينه

41:17.710 --> 41:19.420
. برو و بيارش اينجا

41:19.420 --> 41:21.120
مادر هنوز زنده است ؟

41:21.120 --> 41:23.970
. وقتي داري برميگردي يکم هلو بخر

41:29.920 --> 41:33.110
<i>. باور کردني نيست . همش روياست</i>

41:33.110 --> 41:35.960
<i>. امکان نداره که حقيقت داشته باشه</i>

42:18.100 --> 42:19.840
. ارباب جوان

42:24.330 --> 42:25.480
. دول سائه

42:26.430 --> 42:28.070
صبح به اين زودي اينجا چيکار ميکنيد؟

42:28.070 --> 42:30.570
کي بود که شما از اينجا رفتيد و من موندم ؟

42:30.570 --> 42:34.520
مادرم چطوره ؟
مادرم کجاست ؟

42:34.520 --> 42:38.260
بانگ يوري گفت که به محض اينکه
. کارشون تموم بشه ، ايشون رو مياره

42:38.260 --> 42:40.250
. ببين اومدن

42:38.260 --> 42:50.820
.:: @bollbolljan_com ::.

42:51.010 --> 42:52.900
. شما اومديد

42:54.530 --> 42:55.930
. ايون اوه

42:55.930 --> 42:57.480
. مادر

42:58.670 --> 43:01.700
. ارباب جوان

43:01.700 --> 43:05.360
، اه ، شنيدم امروز روز تولد مادرتون هست

43:05.360 --> 43:08.030
. بهمين خاطر براشون يه کادو آماده کرديم

43:25.280 --> 43:27.170
. مادر

43:27.170 --> 43:28.390
هان ؟

43:30.000 --> 43:30.950
. مادر

43:30.950 --> 43:32.470
چرا ؟

43:34.590 --> 43:37.150
. اين بچه ، خيلي جدي شده

43:44.230 --> 43:45.480
. مادر

43:45.480 --> 43:47.580
، ايون اوه

43:51.670 --> 43:55.660
. به حرفاي استادت خوب گوش بده

43:56.650 --> 43:58.120
ببخشيد ؟

44:00.920 --> 44:03.390
تو ... تو کي هستي ؟

44:03.390 --> 44:05.450
. من فرمانرواي بزرگ هستم

44:07.910 --> 44:09.950
. و بعلاوه استادت هم هستم

44:09.950 --> 44:12.300
ا ... استاد ؟

44:12.300 --> 44:17.560
، اگرچه که ظاهرم عوض شده
. اما يه روزي،  استاد تو بودم

44:20.050 --> 44:26.070
... استاد
. نه ... فرمانرواي بزرگ

44:26.070 --> 44:30.770
هيچ راهي وجود نداره، که مادرم رو نجات بديم؟

44:31.980 --> 44:38.480
خيلي وقت پيش ، چيزي که بهت داده بودم
. و حرفايي که زده بودم ، همه رو به ياد بيار

44:38.480 --> 44:45.180
شايد نشه نجاتش داده ، اما ميشه از
. اين درد و عذاب خلاصش کني

44:45.180 --> 44:50.820
... فکر مي کني مادرت دقيقا چي مي خواد

44:50.820 --> 44:52.650
. بهش خوب فکر کن

45:04.540 --> 45:09.670
... مادرت واقعا چي مي خواد

45:18.030 --> 45:22.940
<i>خيلي وقت پيش ، چيزي که بهت داده بودم
. و حرفايي که زده بودم ، همه رو به ياد بيار</i>

45:23.650 --> 45:27.700
<i>... شايد نتونه مادرت رو نجات بده ، اما</i>

45:27.700 --> 45:30.640
<i>. مي تونه از اين عذاب خلاصش کنه</i>

45:54.600 --> 45:57.730
اوه ... شما نمي دونيد کجاي زندگي
. از همه زندگي بالا و پايين بيشتر داره

45:57.730 --> 46:01.920
. دقيقا مثل برگه که با يه نسيم مي افته
<i>(به اين معني که قدرت در يه لحظه ميتونه نابود بشه)</i>

46:01.920 --> 46:05.960
لرد چويي کسي بود که در يه لحظه
، از آسمون به زمين افتاد

46:05.960 --> 46:08.030
کي مي دونست چنين اتفاقي مي افته ؟

46:08.030 --> 46:11.740
اما بازم ، چرا گفت که آرانگ يه روح هست ؟

46:11.740 --> 46:16.350
اون پيرمرد حتما ديوونه شده بوده
. من اينطوري حدس مي زنم

46:17.520 --> 46:22.090
بهرحال ، لي بانگ
. مي تونستي توي يه مشکل بزرگ گير بيوفتي

46:22.090 --> 46:24.940
هان؟ من؟ چرا ؟

46:24.940 --> 46:30.430
به همين زودي فراموش کردي ؟
.خيلي وقت نيست که تو هم از آدمهاي لرد چويي بودي

46:30.430 --> 46:35.010
الان داري در مورد چي صحبت مي کني؟
منظورت از آدم لرد چويي چي هست ؟

46:35.010 --> 46:37.800
... حدس مي زنم ، شايد چويي سئوبانگ
<i>(سئو بانگ به مرد متاهل مي گن )</i>

46:37.800 --> 46:40.100
. هيچ چيزي راجع به اين نمي دونم

46:40.100 --> 46:45.280
قبلا نمي دونستم که چقدر
. انتخاب مسير اهميت داره

46:45.280 --> 46:48.650
مهم نيست که مسير چي هست
.مهم اينکه که از روند کلي پيروي کني

46:48.650 --> 46:54.450
وقتي که از روند کلي حرف مي زنين
.محبوبيت رئيس دول خودنمايي مي کنه

46:54.450 --> 46:55.330
رئيس دول ؟

46:55.330 --> 46:58.920
، حتي اگرم کلاس رئيس دول يکم پايين باشه

46:58.920 --> 47:02.890
.نه تنها خوش قيافه است ، باشخصيت هم هست

47:02.890 --> 47:06.330
محبوبيت رئيس دول در بين مردم
. دقيقا به اندازه ي دادرس هست

47:06.330 --> 47:08.290
به اندازه ي دادرس ؟

47:09.330 --> 47:14.480
اگرچه که ،نگران نباش . رئيس دول به
.هر حال ، راه دادرس رو ادامه خواهد داد

47:14.480 --> 47:18.790
.براي يه مدتي ، نبايد مسيرهامون رو عوض کنيم

47:27.000 --> 47:30.730
<i>... قبل تر ها ، چيزي رو که بهت داده بودم</i>

47:30.730 --> 47:32.890
<i>. و همه حرفايي که زده بودم رو به ياد بيار</i>

47:32.890 --> 47:38.170
<i>. اگه قلب مادرت رو ميخواي اين گيره رو بهش بده</i>

47:38.170 --> 47:41.090
<i>. اين گيره مو مي تونه نجاتش بده</i>

47:47.370 --> 47:50.110
. دادرس

47:54.550 --> 47:56.770
. من استادم رو در رويا ديدم

47:59.300 --> 48:01.720
فرمانرواي بزرگ رو ؟

48:01.720 --> 48:10.140
.استادم گفت که راهي براي نجات مادرم نيست

48:13.090 --> 48:17.420
. اما ، مي تونيم روحش رو نجات بديم

48:17.420 --> 48:19.750
روحش رو نجات بديم ؟

48:19.750 --> 48:25.500
مي تونيم روح مادرم رو که الان داره
.توي جسمش ضجر و عذاب مي بينه رو نجات بديم

48:27.030 --> 48:29.620
. فکر کنم اين بهترين کاري اه که ميتونم براش بکنم

48:29.620 --> 48:32.060
چطوري مي توني اينکارو بکني ؟

48:32.060 --> 48:36.050
تو گفتي که يه راه هست که مي تونه
روح از بدن جدا بشه ، درسته ؟

48:36.050 --> 48:37.600
. آره

48:38.760 --> 48:42.720
. چيزي که از همه براي صاحب بدن مهم تر باشه

48:43.900 --> 48:45.100
. اين

48:50.180 --> 48:52.450
گيره مو ؟

48:53.790 --> 48:57.540
... درسته ، اگه اون گيره ي مو باشه

48:59.480 --> 49:03.990
... مو شيم جام ... قلب مادر

49:03.990 --> 49:11.370
. با اين مي تونم قطعا مادرم رو نجات بدم

49:23.270 --> 49:25.640
. بر طبق برنامه گفته شده عمل مي کنم

49:30.780 --> 49:32.950
تصميمت رو گرفتي ؟

49:32.950 --> 49:34.660
. درسته

49:34.660 --> 49:41.020
، من خواهرت رو از بدن مادرم بيرون ميکنم
. بعدش تو مراقب بقيه مسائل باش

49:44.580 --> 49:46.760
. بايد بدون هيچ اشتباهي از شرش خلاص بشيم

50:10.090 --> 50:12.600
. اون زن دوباره برگشته

50:22.360 --> 50:23.650
. دادرس

50:26.140 --> 50:29.020
صبح به اين زودي خيلي عجله داري ؟

50:29.020 --> 50:30.350
. بله

50:30.350 --> 50:32.480
قبل از اينکه مسائل رو در مورد مادرم حل کنم

50:32.480 --> 50:35.200
. اول بايد مشکل لرد چويي رو حل کنم

50:38.570 --> 50:39.570
! دادرس

50:40.020 --> 50:40.020
. دادرس

50:40.020 --> 50:41.310
. دادرس

50:41.310 --> 50:46.160
همه ترتيبات براي فرستاده شدن
.لرد چويي به هانيانگ ، انجام شده

50:58.490 --> 50:59.610
. لرد چويي

51:01.760 --> 51:04.820
فکر مي کني تفاوت ما با حيوانات چي هست ؟

51:06.830 --> 51:08.590
چرا بايد چنين چيزهايي رو بدونم ؟

51:08.590 --> 51:12.410
يه انسان به اينکه قبلا چيکار داره ، وابسته است

51:12.410 --> 51:15.050
. به نظر من خودش تصميم ميگيره در آينده چطور زندگي کنه

51:15.050 --> 51:19.670
، حتي اگرم گناهاني مرتکب بشه که ازشون خبر نداره
. بازم خودش بايد مسئوليت عواقب کارهاشو قبول کنه

51:19.670 --> 51:23.020
،به علاوه که تو با زندگي افراد بيگناه بازي کردي

51:23.020 --> 51:24.010
، پاره تنشون رو ازشون جدا کردي

51:24.510 --> 51:29.320
و زندگي شون رو ازشون گرفتي
فکر مي کني امروز مستحق چه زندگي هستي؟

51:31.110 --> 51:32.860
، از همه اينها بالاتر

51:32.860 --> 51:35.620
براي اعضاي خانواده هايي که به خاطر
. تو مجبور شدن از هم بگذرن

51:35.620 --> 51:38.080
و مادر من که مجبور شد فريادهاي
، خونين خودش رو در گلوش فرو ببره

51:38.080 --> 51:41.410
. اميدوارم که مجازات خوبي در نظر گرفته بشه

51:43.300 --> 51:47.240
! همه تون عجله کنيد و اين مجرما رو ببريد

51:47.240 --> 51:48.650
. باشه

52:12.960 --> 52:14.480
! بريد کنار

52:17.420 --> 52:18.470
! بريد کنار

52:23.750 --> 52:25.360
! بريد اونطرف

52:28.580 --> 52:32.480
.حرو... زاده ها به درستي به دنيا نمي يان
.حرومزاده ها از اول فاسدن

52:33.390 --> 52:36.800
.تو همون احمقي هستي که منو به اينروز انداختي

52:36.800 --> 52:39.060
، نتونستي مواظب يه در هم باشي

52:39.060 --> 52:42.080
. به همين خاطر بود که کارم به اينجا کشيد

52:43.460 --> 52:49.850
. جرات کردي که اينطوري بهم نگاه کني

52:49.850 --> 52:52.510
من فقط کاري که بهم گفته شده بود
. رو انجام دادم ، همين

52:52.510 --> 52:53.500
اين ديگه چي هست؟

52:53.510 --> 52:55.140
بهت گفته بودم که چيکار کني ؟

52:57.460 --> 53:00.170
من کسي بودم که زندگيت رو نجات دادم ؟

53:00.170 --> 53:01.520
! من همون آدم بودم ، درسته

53:01.530 --> 53:03.160
! من همون لرد چويي بودم که نجاتت داده بودم

53:04.690 --> 53:08.590
. درسته ، حالا همه چيزو واضح مي بينم

53:08.590 --> 53:13.210
نقشه ي تو بود که وقتي به هانيانگ رسيديم
منو به خاطر همه کارايي که کردي،محکوم کني ؟

53:13.210 --> 53:16.300
اين چيزي نبود که نتونه اتفاق
بيوفته ، شما اينطوري فکر نمي کنيد؟

53:16.300 --> 53:20.550
بهر حال توي اين موقعيت ، من و شما
سرورم ، نمي تونيم از رفتن به سوي
.جاده ي هوانگ چون ، جلوگيري کنيم

53:20.550 --> 53:23.120
چطوري جرات مي کني در مقابل من از هوانگ چون
جلوي من صحبت کني ؟ <i>(منظورش مرگه ")</i>

53:23.120 --> 53:26.450
. مي خوام همه چيز رو در مقابل پادشاه اعتراف کنم

53:26.450 --> 53:27.960
چيزي نيست که بخواد ، پنهان بمونه ؟

53:27.960 --> 53:33.000
پادشاه به خاطر اينکه من زير دست
،لرد چويي سخت کار کردم ، بهم رحم ميکنه

53:33.000 --> 53:35.870
. حتما برام احساس تاسف خواهد کرد

53:35.880 --> 53:37.720
. و همه گناهانم رو مي بخشه

53:37.720 --> 53:40.670
اگه تو به جاي پادشاه بودي ، حرف
کي رو بيشتر گوش مي دادي ، هان؟

53:40.670 --> 53:44.620
حرفهاي يه آدم سطح پايين مثل خودت رو
. يا حرف هاي يه اشراف زاده مثل من رو

53:44.620 --> 53:47.460
. بر خلاف تو من آزاد مي شم

53:49.320 --> 53:52.880
، اگه سرت رو توي بازار آويزون کنن

53:52.880 --> 53:57.200
به خاطر ارتباطي که در گذشته داشتيم
. براي ملاقاتت حتما به اونجا سر ميزنم

53:57.200 --> 53:59.560
. بله ، سرورم

54:00.560 --> 54:02.030
! هي ولگرد

54:02.030 --> 54:04.160
! براي شما ولگردها هم همين اتفاق مي افته

54:04.160 --> 54:07.630
، وقتي که به هانيانگ برسم
، و به خاطر اين رفتارهاتون

54:07.630 --> 54:09.870
! حتما سزاي کار همتون رو خواهد داد

54:09.870 --> 54:11.260
! بهش نگاه کن ! بيشتر از اينا حقشه

54:14.450 --> 54:15.560
کي اينکارو کرد ؟

54:15.560 --> 54:17.340
کدوم آدم حقه بازي بود که اينکارو کرد

54:17.340 --> 54:19.420
! نمي زارم بهمين راحتي در بري

54:19.910 --> 54:20.980
کي بود ؟

54:22.160 --> 54:24.120
! مي گيرمت

54:25.890 --> 54:27.070
. ولگرد

54:27.070 --> 54:28.430
<i>. ولگرد</i>

54:32.880 --> 54:34.210
<i>. با خيال راحت هرچقدر ميخوايد بزنيد</i>

54:35.960 --> 54:37.160
! ولگردها

54:37.160 --> 54:39.460
! بهتره همين الان بزاريد من برم

54:39.940 --> 54:41.080
! ولگردها

54:44.900 --> 54:46.630
! دستاتون رو از روي من برداريد

54:46.630 --> 54:49.640
! بگيريدش

54:53.010 --> 54:54.230
! بگيريدش

54:54.230 --> 54:55.050
!هي

54:55.060 --> 54:56.680
... دستاي کثيفتون رو بکشيد کنار

54:57.940 --> 54:59.940
چطوري جرات مي کنيد منو توي اين شرايط قرار بديد؟

54:59.940 --> 55:02.500
.اگه يکم کتک بخوري عقلت سرجاش مياد

55:02.500 --> 55:03.790
! ولگردها

55:08.160 --> 55:09.460
! بريد کنار

55:11.120 --> 55:12.580
چطوري جرات مي کني ؟

55:14.510 --> 55:20.490
يکم خوشحال شده بودم از اينکه من و شما
.مي تونيم با هم مسير جاده هوانگ چون رو طي کنيم

55:21.480 --> 55:23.780
. اميدوارم يه زندگي طولاني و سالم داشته باشيد

55:23.780 --> 55:25.590
! آدم حقه باز

56:49.540 --> 56:51.280
دادرس ؟

56:58.890 --> 57:00.870
مشکلي باهاش نداري ؟

57:00.870 --> 57:03.190
من کي هستم ؟

57:04.570 --> 57:06.570
قيافه ام مثل قبل نيست  ؟

57:08.610 --> 57:12.530
بايد همونطوري که اينجا رو ترک کردي برگردي،باشه؟

57:12.530 --> 57:17.070
البته . من بدون اينکه يه مو از بدنم
. کم بشه دوباره به اينجا برميگردم

57:23.010 --> 57:24.490
. بايد

57:24.490 --> 57:26.470
. بايد همينطوري برگردي

58:18.130 --> 58:20.340
آماده اي ؟

58:29.120 --> 58:30.990
! اين مردم

58:40.910 --> 58:42.780
! دادرس

59:06.320 --> 59:07.510
اين ديگه چي هست ؟

59:07.510 --> 59:09.970
. مادر

59:14.480 --> 59:15.890
! دادرس

59:16.500 --> 59:17.700
. آرانگ

59:39.340 --> 59:42.560
تصميم داري که همين الان مادرت رو با چاقو بزني؟

59:43.680 --> 59:45.700
. بله ،مادر

59:45.700 --> 59:48.110
... اينکارو ميکنم

59:48.110 --> 59:50.480
. من تو رو نجات مي دم

01:00:45.820 --> 01:00:47.140
. مادر

01:00:47.890 --> 01:00:49.040
. مادر

01:00:49.630 --> 01:00:50.810
. مادر

01:00:52.390 --> 01:00:54.440
. مادر

01:01:07.520 --> 01:01:20.490
.:: @bollbolljan_com ::.

01:01:20.490 --> 01:01:21.910
<i> پيش نمايش قسمت آخر آرانگ و دادرس</i>

01:01:21.910 --> 01:01:26.270
اين بچه هيچ وقت اين مشکل رو
... حل نمي کنه ، بنابراين

01:01:26.270 --> 01:01:28.250
... تو

01:01:28.250 --> 01:01:30.680
. بايد آماده بشي که بدنها رو عوض کني

01:01:30.680 --> 01:01:33.300
. تنها راهي اه که حقيقت مرگ آرانگ رو بفهمي

01:01:33.300 --> 01:01:36.960
. حتي اگرم به جهنم برم ، مي خوام دادرس رو به ياد داشته باشم

01:01:36.960 --> 01:01:38.750
نمي خواي ازدستم بدي به همين خاطر
ميخواي به جهنم بري ، درسته ؟

01:01:38.750 --> 01:01:40.770
چطوري تونستي به يه هيچ چيز احمقانه اي فکر کني؟

01:01:40.770 --> 01:01:41.590
. بيا بريم

01:01:41.590 --> 01:01:45.260
بيا بريم و حقيقت رو پيدا کنيم و
. به آرامش بعدش فکر کنيم

01:01:45.260 --> 01:01:48.940
. اگه وقت شده باشه ، زنگ به صدا در مياد

01:01:48.940 --> 01:01:50.670
. ممنونم

01:01:50.670 --> 01:01:52.320
. سرورم ، يه اتفاقي افتاده

01:01:52.320 --> 01:01:53.560
. سرورم