﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:07.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:08.812 --> 00:10.553
يا امام

00:10.596 --> 00:13.077
.حروم زاده

00:14.426 --> 00:16.515
!اون گوزن منه

00:17.342 --> 00:20.128
!نگاهش کن
همشو گاز زده

00:20.171 --> 00:22.608
مرديکه کثيفِ مريض

00:22.652 --> 00:24.697
حروم‌زاده بي مادر

00:24.741 --> 00:26.569
.آروم باش پسرم
اين کار فايده‌اي نداره

00:26.612 --> 00:28.440
تو چي راجبش ميدوني پيرمرد؟

00:28.484 --> 00:31.008
چرا اون کلاه احمقانه رو برنميداري و راهتو نميکشي بري؟

00:31.052 --> 00:33.358
.دو چيز هست که بايد راجب دريل ديکسون بدونيد

00:34.881 --> 00:36.796
.هميشه حرف خودشو ميزنه و خوب ميدونه داره چيکار ميکنه

00:36.840 --> 00:38.929
.بايد مغز باشه

00:38.972 --> 00:40.757
شما چيزي نمي‌دونيد؟

00:42.454 --> 00:45.805
وقتي دنيا از هم پاشيد، دريل مجهز
ترين آدم براي زنده موندن بود

00:47.633 --> 00:49.157
همونطور که تونست خودش رو نجات بده

00:49.200 --> 00:51.028
آخرالزمان بهش نشون داد

00:51.072 --> 00:53.030
شدن عضوي از يک خانواده، چقدر ميتونه بهش کمک کنه

00:53.074 --> 00:56.033
خب چطوري اون از يه آدم تنها به
يک محافظ و

00:56.077 --> 00:58.383
و سرپرست خانواده خودش تبديل شد؟

00:58.427 --> 01:00.777
.بزودي مي‌فهميد

01:00.820 --> 01:02.866
.اين داستان دريله

01:23.015 --> 01:24.748
" مردگان متحرک : ريشه ها "

01:30.154 --> 01:33.244
دقيقا از زماني که دريل رو ملاقات کرديم
اون يه جستجوگر بود

01:33.288 --> 01:35.290
هميشه درحال شکار يا گرفتن رد چيزيه

01:35.333 --> 01:37.944
دوستان، فداکاري کردن و مکاني که بهش تعلق داره

01:39.381 --> 01:42.906
بعضي وقتا هم داره دنبال شام مي‌گرده

01:42.949 --> 01:47.171
مرل! گورتو گم کن بيا

01:47.215 --> 01:49.042
سنجاب شکار کردم

01:49.086 --> 01:50.479
،وقتي که دنيا به گا رفت

01:50.522 --> 01:51.871
او و برادر بزرگترش تصميم گرفتن

01:51.915 --> 01:54.483
کاري که هميشه انجام ميدادن رو بکنن
" نجات يافتن "

01:54.526 --> 01:57.616
اين حروم‌زاده اصلا تا حالا داداشم رو ديده؟

01:57.660 --> 02:01.098
اونا يه اردوگاه کنار معدن پيدا کردن و
قصد داشتن اونجارو غارت کنن

02:01.142 --> 02:02.926
.اما به جاش بهشون محلق شدن

02:02.969 --> 02:06.234
...اما وقتي که گروه بدون مرل برگشت از آتلانتا برگشت

02:06.277 --> 02:07.931
.دريل به جواب نياز داشت

02:07.974 --> 02:09.280
چيزي هست که بخواي بهم بگي؟

02:09.324 --> 02:11.282
برادرت براي هممون يه خطر بود

02:11.326 --> 02:14.720
روي پشت بوم زدمش زمين و به يه
تيکه قلاب فلزي بستمش

02:14.764 --> 02:16.983
.هنوز اونجاست

02:21.292 --> 02:22.641
.لعنت به همتون

02:22.685 --> 02:25.078
برگشتن آتلانتا، تا مرل رو برگردونن

02:25.122 --> 02:27.124
و اوضاع اونطور که برنامه ريزي شده بود
پيش نرفت

02:27.168 --> 02:30.258
!نه !نه

02:31.650 --> 02:33.826
!نه

02:36.525 --> 02:40.224
شايد از رگ بند استفاده کرده يا کمربندش

02:40.268 --> 02:41.878
اگه اينکارو نکرده باشه
کلي خون ديگه از دست داده

02:41.921 --> 02:45.838
پس دريل اولين جست و جو عظيم خودش
به دنبال برادرش آغاز کرد

02:45.882 --> 02:47.884
تي‌داگ و ريک رو با خودش برد

02:47.927 --> 02:50.843
و يه پسري که به نظر مي‌رسيد
نيويورک رو خوب بلده

02:50.887 --> 02:51.931
قبل از همه اينا کارت چي بود؟

02:51.975 --> 02:54.543
.پيک پيتزا

02:54.586 --> 02:56.240
دريل يکم شک و ترديد داره

02:56.284 --> 02:57.459
بگيرش
بگيرش

02:57.502 --> 02:59.417
اما وقتي يه گروه ديگه گلن رو ميگيره

02:59.461 --> 03:01.898
.هرکاري که بتونه انجام ميده تا اونو برگردونه

03:01.941 --> 03:04.640
واي خداي من

03:08.339 --> 03:11.908
وقتي وسط حمله واکر ها برگشتن به اردوگاه

03:11.951 --> 03:13.257
دريل وارد عمل ميشه

03:13.301 --> 03:16.260
بچه! کارل

03:19.959 --> 03:21.309
بعد از حمله واکر ها

03:21.352 --> 03:23.267
گروه به يه گله ديگه بر‌ميخوره

03:23.311 --> 03:25.704
و همشون قايم ميشن

03:25.748 --> 03:27.184
دختر کارول، سوفيا
فرار مي‌کنه

03:30.187 --> 03:33.146
اما ناپديد شدن سوفيا
تنها مشکل اونا نيست

03:38.021 --> 03:40.328
توي مزرعه هرشل ارودگاه زدن

03:40.371 --> 03:42.373
دريل از گروه جدا ميشه
و تنهايي ادامه ميده

03:42.417 --> 03:44.593
.و دنبال سوفيا مي‌گرده

03:44.636 --> 03:46.595
چون ما قراره اون دختر کوچولو
رو پيدا کنيم

03:46.638 --> 03:49.293
.حالش خوب ميشه

03:49.337 --> 03:52.122
من تنها آدم ذن اين دور و اطرافم؟
( آدمي که هميشه انرژي مثبت داره و اميد داره )

03:52.165 --> 03:54.211
جست و جوي دريل به کارول اميد ميده

03:54.255 --> 03:56.213
.و همينطور ما کم کم با تغييرات دريل آشنا ميشيم

03:56.257 --> 03:58.607
هيچوقت خانواده اي مثل اين نداشته

03:58.650 --> 04:02.001
و افراد توي مزرعه، حس ميکنن که اونجا ديگه خونشونه

04:02.045 --> 04:06.179
...من اونقدر احمق نيستم که

04:06.223 --> 04:09.313
که فکرکنم يه گُل براي برادرم شکوفه ميده

04:12.316 --> 04:17.800
...اما به اين يکي باور دارم

04:17.843 --> 04:19.541
.براي دختر کوچولو تو شکوفه ميده
( اگه شکوفه بده يکي زنده هست - حرافات )

04:26.374 --> 04:28.419
واي واي واي

04:28.463 --> 04:32.858
همينطور که دنبال سوفيا ميگشت
يه اتفاقي براش ميوفته

04:32.902 --> 04:35.774
اون از هوش ميره و توهم ميزنه

04:35.818 --> 04:37.385
برادرش مرل رو مي‌بينه

04:37.428 --> 04:39.387
اونا فاميلاي تو نيستن

04:39.430 --> 04:42.651
.هيچکسي به جز من قرار نيست بهت اهميت بده داداش کوچولو

04:45.088 --> 04:46.394
دريل براي برگشتش ميجنگه

04:46.437 --> 04:48.831
چندتا سوغاتي از توي راه جور ميکنه

04:48.874 --> 04:52.051
پس وقتي که با کلي خون روي بدنش
برميگرده به مزرعه

04:52.095 --> 04:53.357
.مثل يه واکر شده بود

04:53.401 --> 04:54.880
.پس آندريا بهش شليک ميکنه

04:56.839 --> 04:59.407
.زياد به خودت سخت نگير

04:59.450 --> 05:01.800
.هممون ميخواستيم به دريل شليک کنيم

05:03.759 --> 05:06.588
نميدونم که آيا بايد بزودي بريم دنبال
آنتي بيوتيک يا نه

05:06.631 --> 05:09.025
هرشل زخم دريل رو بخيه ميزنه

05:09.068 --> 05:10.461
و وقتي حالش خوب ميشه

05:10.505 --> 05:12.811
کارول و دريل شروع
به پيوند ميکنن

05:14.422 --> 05:15.771
حالا دريل خوشش بياد يا نه

05:15.814 --> 05:18.513
نگاه کن، کلي بخيه خوردم

05:18.556 --> 05:20.819
و اون شروع ميکنه تا رابطه آروم تري

05:20.863 --> 05:22.430
با بقيه افراد گروه داشته باشه

05:22.473 --> 05:23.866
انتظار ندارم منو ببخشي

05:23.909 --> 05:26.564
...اما اگه کاري هست که بتونم انجام بدم

05:26.608 --> 05:28.827
تو سعي داشتي از گروه محافظت کني

05:28.871 --> 05:30.655
.چيزي نيست

05:30.699 --> 05:32.091
..اگه دوباره بهم شليک کني

05:32.135 --> 05:34.485
بهتره دعا کني مرده باشم

05:34.529 --> 05:38.707
خب، نسخه جديد دريل از
روحيات نرم تري برخوردارِه

05:38.750 --> 05:41.710
اجازه نميده که آسيب ديدگيش مانع
گشتن به دنبال سوفيا بشه

05:41.753 --> 05:45.104
اون نمي‌دونه که چطوري محبت
کارول رو قبول کنه

05:45.148 --> 05:47.280
.پس ردش ميکنه

05:47.324 --> 05:49.718
خوبي؟ -
ولم کن -

05:49.761 --> 05:52.460
اما بزودي، دريل تنها کسيه
که کارول رو دلداري ميده

06:02.121 --> 06:04.820
دريل با مردم همدردي نميکنه، اونارو پيدا ميکنه

06:06.561 --> 06:08.867
نتونست سروقت، سوفيا رو پيدا کنه

06:10.782 --> 06:13.306
اون حس ميکنه که شايد کارول رو از دست بده

06:16.745 --> 06:21.358
بعد از مرگ سوفيا، دريل از گروه جدا ميشه

06:21.402 --> 06:23.969
نميذارم کنار بکشي

06:24.013 --> 06:25.841
.تازه مکان خودت رو پيدا کردي

06:25.884 --> 06:27.712
اگه نصف وقتي رو که هدر دادي

06:27.756 --> 06:29.366
به جاي سرک کشيدن تو کار بقيه
دنبال دخترت ميگشتي

06:29.410 --> 06:31.324
اون شايد الان زنده بود

06:31.368 --> 06:33.762
اما وقتي گروه توسط چندتا غريبه تهديد ميشه

06:33.805 --> 06:35.981
اون خودش اوضاع رو به دست ميگيره

06:37.766 --> 06:40.203
.يارو يه گروه داره

06:40.246 --> 06:43.380
سي تا مرد با يه توپخانه بزرگ

06:43.424 --> 06:45.164
و ظاهرا دنبال دوستي نيستن

06:45.208 --> 06:46.383
چيکار کردي؟

06:46.427 --> 06:48.341
.يه گپي زديم

06:48.385 --> 06:52.171
با اين حال، نقش دريل در گروه تغيير ميکنه

06:52.215 --> 06:54.870
حالا ديگه ميخواي دريل
رو براي کمک ببري

06:54.913 --> 06:56.393
مهمون من باش

06:56.437 --> 06:59.222
...اون دست راست ريک شد

06:59.265 --> 07:01.093
و وقتي يک واکر به ديل حمله ميکنه

07:04.009 --> 07:05.141
دريل وارد عمل ميشه

07:05.184 --> 07:06.882
ببخشيد داداش

07:11.974 --> 07:15.804
...اون کاري که ديشب کردي

07:15.847 --> 07:18.763
.دليلي نداره که همه کاراي سنگين رو خودت انجام بدي

07:23.072 --> 07:25.509
وقتي واکرا به مزرعه حمله کردن
اونا مجبور شدن فرار کنن

07:25.553 --> 07:27.380
بجنب! کُل روز رو وقت ندارم

07:29.426 --> 07:32.560
وقتي مزرعه از دست ميره، گروه به يه
مکان جديد نياز داره

07:36.302 --> 07:39.001
اونا يه زندان پيدا ميکنن

07:39.044 --> 07:40.524
مراقب باش! واکرا

07:40.568 --> 07:42.178
وقتي واکرا ها به زندان حمله ميکنن

07:42.221 --> 07:44.180
همه براي جونشون مي‌جنگن

07:48.271 --> 07:49.533
لوري، دراز بکش

07:49.577 --> 07:51.230
نه، بچه داره به دنيا مياد

07:51.274 --> 07:54.146
درميان جنگ، زن ريک
لوري، مي‌ميره

08:02.807 --> 08:04.940
دخترش جوديث رو به دنيا مياره

08:07.116 --> 08:09.945
کجاست؟ اون کجاست؟

08:12.861 --> 08:14.427
ريک نه
نه

08:14.471 --> 08:15.864
دريل درد ريک رو حس ميکنه

08:15.907 --> 08:18.431
و هرکاري که ميتونه انجام ميده تا از
گروه محافظت کنه

08:18.475 --> 08:20.172
مخصوصا جديدترين عضو گروه رو

08:20.216 --> 08:22.044
اسم براش انتخاب نکردي؟

08:22.087 --> 08:24.612
هنوز نه

08:24.655 --> 08:27.789
.کون‌پاره کن کوچولو

08:27.832 --> 08:30.792
خوبه؟ اسم خوبيه نه؟

08:30.835 --> 08:33.490
کون‌پاره کن کوچولو
خوبه؟

08:33.534 --> 08:35.187
از اين اسم خوشت مياد عزيزم؟

08:35.231 --> 08:37.363
بعدش...يکي ديگه مياد

08:40.932 --> 08:42.281
.ميشون

08:42.325 --> 08:44.501
اونارو گرفتن
کي گرفته؟ -

08:44.545 --> 08:46.634
همون حروم‌زاده اي که بهم شليک کرد

08:46.677 --> 08:48.505
هي! اينا مردم ما هستن

08:48.549 --> 08:50.289
بهمون بگو چه اتفاقي افتاده

08:50.333 --> 08:51.987
ديگه هيچوقت منو لمس نکن

08:52.030 --> 08:53.249
بهتره که حرف بزني

08:53.292 --> 08:54.816
وگرنه يه مشکل بزرگ تر از

08:54.859 --> 08:56.687
زخم گلوله سرت مياد

08:56.731 --> 08:59.603
يه شهره...وودبري

08:59.647 --> 09:02.301
.نزديک 75 نفر

09:02.345 --> 09:04.652
فکرکنم بردنشون اونجا

09:04.695 --> 09:06.218
کل شهر؟

09:06.262 --> 09:09.482
رئيسش يه يارويي به نام فرمانداره

09:09.526 --> 09:14.009
خوشگل و خوشتيپه
مثل جيم جونز

09:14.052 --> 09:15.663
آدم داره؟

09:15.706 --> 09:18.448
يه سري شبه نظامي

09:18.491 --> 09:20.276
نگهبان هاشون دور تا دور ديوار مسلحن

09:20.319 --> 09:21.973
راهشو بلدي؟

09:22.017 --> 09:24.628
وقتي اونا گلن و مگي رو نجات ميدن

09:24.672 --> 09:26.325
.يه سري خبر به گوش دريل ميرسه

09:26.369 --> 09:27.588
.راجب مرل

09:27.631 --> 09:30.155
اگه مرل اين دور و براست
بايد ببينمش

09:30.199 --> 09:32.549
الان نه! توي قلمرو دشمنيم

09:32.593 --> 09:34.116
...اون داداشمه من نميتونم -
نگاه کن چيکار کرده -

09:34.159 --> 09:36.597
ببين! بايد از اينجا بريم بيرون، همين الان

09:36.640 --> 09:37.989
اگه با واکرا مواجه بشيم

09:38.033 --> 09:40.165
يا اين فرماندار مچمون رو بگيره
بهت نياز داريم

09:40.209 --> 09:42.777
دريل

09:42.820 --> 09:46.128
با فرار گروه، دريل دستيگر ميشه

09:46.171 --> 09:48.957
توسط برادر خودش

09:58.227 --> 10:00.055
اينجا چه غلطي ميکني؟

10:01.622 --> 10:03.188
وايسا! بس کن
اون ميخواست منو بکشه

10:03.232 --> 10:04.755
اونا شايد مرل رو نجات داده باشن

10:04.799 --> 10:07.105
اما گروه راضي به اين کار نيست

10:07.149 --> 10:08.716
نه بعد از کاري که با گلن کرد

10:08.759 --> 10:10.369
خونِ مرل، خون منه

10:10.413 --> 10:11.588
اگه اون نباشه
منم نيستم

10:11.632 --> 10:14.069
.بايد يه راه ديگه‌اي باشه

10:17.202 --> 10:19.161
ازم درخواست نکن ولش کنم

10:19.204 --> 10:20.423
.يه بار اينکارو کردم

10:20.466 --> 10:22.120
اما دريل تغيير کرد

10:22.164 --> 10:25.907
اون ديگه دستور نميده
ديگه خودخواه نيست

10:25.950 --> 10:27.865
زخم هاشون دوباره تازه شد

10:27.909 --> 10:29.780
وقتي بچه بوديم ها؟

10:29.824 --> 10:31.303
کي گذاشت رفت؟

10:31.347 --> 10:34.350
چيه؟ براي همين دستم قطع شد؟

10:34.393 --> 10:36.787
دستتو به خاطر اينکه يه آدم احمق بدردنخور
بودي از دست دادي

10:48.756 --> 10:50.366
...من نميدونستم اون

10:50.409 --> 10:51.976
اره منم کتک ميزد

10:52.020 --> 10:54.413
دقيقا همون کاراي يکه با تو ميکرد

10:54.457 --> 10:57.199
براي همين رفتي

10:57.242 --> 10:59.201
دريل تحت فشار قرار گرفته بود

10:59.244 --> 11:00.376
کجا ميري؟

11:00.419 --> 11:02.247
به جايي که تعلق دارم برميگردم

11:02.291 --> 11:03.771
نميتونم باهات بيام

11:03.814 --> 11:06.338
نزديک بود اون پسره‌ي چيني رو بکشم

11:06.382 --> 11:09.341
.اون کره‌اييه

11:09.385 --> 11:11.169
هرچي که هست

11:11.213 --> 11:13.955
مهم نيست رفيق، نميتونم باهات بيام

11:15.870 --> 11:19.656
ببين، شايد من کسي باشم که داره دوري ميکنه

11:19.700 --> 11:21.571
اما تو اوني هستي که ميري و فرار ميکني

11:21.614 --> 11:23.486
مرل اونو تا زندان دنبال کرد

11:23.529 --> 11:26.010
سعي کردن تا انجامش بده، اما اينطور نشد

11:26.054 --> 11:29.144
ديگه نميتونم بدون مردمم کاري انجام بدم، رفيق

11:40.068 --> 11:41.460
.ميشون رو ميخوام

11:41.504 --> 11:44.289
بعدش فرماندار يه معامله  پيشنهاد ميکنه

11:44.333 --> 11:47.379
ميشون رو برگردونن تا اون به زندان حمله نکنه

11:49.338 --> 11:52.428
پس مرل تصميم مي‌گيره تا به خاطر
دريل اينکارو انجام بده

11:53.821 --> 11:56.171
ميخوام با برادرم باشم

11:57.912 --> 12:00.392
داداشم، ميخواد توي زندان باشه

12:03.700 --> 12:05.833
اين سفر کوتاه؟

12:07.965 --> 12:11.229
شايد به پابرجا موندن
اون مکان کمک کنه

12:12.970 --> 12:14.842
اما ميشون به مرل کمک ميکنه تا بفهمه

12:14.885 --> 12:17.018
دريل بلاخره تو جاييه که بهش تعلق داره

12:17.061 --> 12:18.846
.اوضاع براي برادرت متفاوته

12:18.889 --> 12:20.543
اره هست

12:20.586 --> 12:23.807
ريکه ميگه بپريم، اما فقط ميخواد بدونه که ارتفاعش چقدره

12:23.851 --> 12:25.809
ريک بهش نياز داره

12:25.853 --> 12:28.681
بهش احترام ميذاره

12:28.725 --> 12:30.640
الان ديگه يه خانواده جديد داره

12:33.121 --> 12:34.862
مرل ميشون رو آزاد ميکنه

12:34.905 --> 12:38.213
برميگردي پيشش
و براي اتفاقي که قراره بيوفته آماده ميشي

12:38.256 --> 12:39.823
و برميگرده به ارودگاه فرماندار

12:39.867 --> 12:43.000
براي ايجاد ايستگاه نهايي

12:48.571 --> 12:50.225
من التماس نمي‌کنم

12:50.268 --> 12:52.923
.نه

12:54.490 --> 12:57.362
دريل يه بار ديگه ميره دنبال داداشش

12:57.406 --> 12:59.451
اما ديگه خيلي ديره

13:05.196 --> 13:08.634
ديدن برادرش توي اون حالت
نابودش ميکنه

13:26.043 --> 13:29.307
با مردن مرل، دريل دو برابر به مردمش اهميت ميده

13:29.351 --> 13:31.570
کسايي که حالا خانواده جديدش هستن

13:31.614 --> 13:32.920
ازشون محافظت ميکنه

13:36.575 --> 13:39.491
وقتي فرماندار حمله ميکنه
زندان سقوط ميکنه

13:39.535 --> 13:41.754
گروه از هم مي‌پاشه

13:41.798 --> 13:43.365
کارل

13:43.408 --> 13:45.889
دريل با بث، خواهر مگي فرار ميکنه

13:45.933 --> 13:49.762
بايد بريم

13:51.982 --> 13:55.507
توي راه، بث و دريل با هم بيشتر آشنا ميشن

13:55.551 --> 13:57.509
خيلي خب
بيا اينجا

13:59.772 --> 14:01.600
و يهو شدت ميگيره

14:01.644 --> 14:04.429
همه کسايي که ميشناسيم مُردن
تو نميدوني -

14:04.473 --> 14:06.910
شايد، چون ديگه هيچوقت قرار نيست دوباره ببينيشون

14:06.954 --> 14:08.607
ديگه هيچوقت قرار نيست مگي رو ببيني

14:08.651 --> 14:10.783
دريل بس کن
نه -

14:12.133 --> 14:14.570
فرماندار درست به ديوارامون حمله کرد

14:17.965 --> 14:21.055
...شايد اگه جلوي جستجو رو نمي‌گرفتم

14:21.098 --> 14:23.144
شايد چون تسليم شدم
تقصير منه

14:23.187 --> 14:24.580
دريل -
نه -

14:29.585 --> 14:31.935
و پدرت

14:34.851 --> 14:37.288
شايد، شايد ميتونستم يه کاري کنم

14:39.421 --> 14:43.207
اين اولين دختري بود که تا به حال
اينقدر براي دريل خوب بوده

14:43.251 --> 14:46.210
اون اشتباه متوجه شده بود

14:46.254 --> 14:50.171
خب پس فکرميکني اونا هنوز اين دور و بران

14:50.214 --> 14:52.216
چي باعث شد نظرت عوض بشه؟

14:55.437 --> 14:56.742
...هوم

14:56.786 --> 14:59.832
هوم هوم نکن

14:59.876 --> 15:01.617
چي باعث شد نظرت عوض بشه؟

15:16.240 --> 15:18.460
فرار کن

15:18.503 --> 15:21.289
بث! پنجره

15:21.332 --> 15:23.421
وقتي موقع مبارزه با واکر ها از هم جدا شدن

15:28.513 --> 15:29.645
بث

15:29.688 --> 15:31.081
بث

15:31.125 --> 15:32.517
بث

15:32.561 --> 15:34.432
دوباره تنها شد

15:37.914 --> 15:40.308
اگه اون ماشه رو بکشي

15:40.351 --> 15:43.224
پسرا  سوراخ سوراخت ميکنن

15:43.267 --> 15:45.878
چرا به خودت صدمه ميزني وقتي ميتوني
به بقيه آدما صدمه بزني؟

15:45.922 --> 15:47.402
به يه گروه از آدماي عوضي برخورد ميکنه

15:47.445 --> 15:50.666
تصميم ميگيره تا به اونا ملحق بشه
البته تا وقتي که اونا ريکو دستگير ميکنن

15:52.755 --> 15:54.539
.تو ميخواي انتقام بگيري

15:54.583 --> 15:56.019
مي‌فهمم

15:58.717 --> 16:00.023
انتقامتو از من بگير رفيق

16:00.067 --> 16:02.547
اونا توان مقابله با ريک رو نداشتن

16:11.339 --> 16:13.210
...ما

16:21.131 --> 16:24.091
نميدونستم اونا ميخوان چيکار کنن

16:24.134 --> 16:26.310
تقصير تو نيست دريل

16:28.399 --> 16:31.054
هي

16:31.098 --> 16:33.317
تقصير تو نيست

16:34.797 --> 16:37.321
تو برادر مني

16:42.544 --> 16:43.893
خيلي زود دوباره با بقيه افراد

16:43.936 --> 16:45.721
توي ترمينوس متحد ميشن

16:45.764 --> 16:47.114
ريک؟

16:47.157 --> 16:49.072
...که يه جاي خيلي عاليه

16:52.554 --> 16:54.686
اگه عاشق آدمخواري هستي

16:56.601 --> 16:59.082
دريل داشت به شام تبديل ميشد

17:02.346 --> 17:04.870
تا وقتي که يه دوست خوب بهش کمک
ميکنه تا فرار کنه

17:22.366 --> 17:26.631
در اين بين، دريل از جستجو بث منصرف نشده

17:26.675 --> 17:29.025
اون متوجه ميشه که بث رو اسير کردن

17:29.069 --> 17:30.592
توي يه بيمارستان در آتلانتا

17:30.635 --> 17:34.204
دوتا از آدماي تو پيش منن و دوتا
از آدماي منم پيش تو

17:34.248 --> 17:36.380
مبادله مي‌کنيم

17:36.424 --> 17:38.208
بعدش راهمونو ميکشيم و ميريم

17:38.252 --> 17:39.557
.هيچکس صدمه نميبينه

17:44.693 --> 17:46.564
اما بث کشته ميشه

17:49.045 --> 17:52.135
اون يکي ديگه از افرادي بود که
نتونست نجات پيدا کنه

18:00.230 --> 18:02.450
گروه راهشو به الکساندريا در پيش ميگيره

18:02.493 --> 18:04.974
يه مکان آباد با آدماي خوب

18:05.017 --> 18:07.455
ما همُ نمي‌خوريم

18:07.498 --> 18:10.588
دريل، دلت ميخواد اينجا باشي؟

18:14.070 --> 18:16.855
اون پسر و دختر بچه

18:16.899 --> 18:18.596
لايق يه سقف بالاسرشون هستن

18:20.642 --> 18:22.600
فکرکنم

18:22.644 --> 18:26.648
در الکساندريا، به نظر ميرسه که
همه خودشون رو با شرايط وقف دادن

18:26.691 --> 18:27.823
ممنون

18:27.866 --> 18:30.260
اما اون نمي‌تونست

18:34.699 --> 18:36.397
چيه؟

18:39.051 --> 18:41.445
...اومدم اين بيرون چون

18:41.489 --> 18:43.621
حس کردم اونجا به بن‌بست خوردم

18:46.929 --> 18:51.455
حالا...اين بيشتر شبيه منه

18:55.633 --> 18:58.114
وقتي يه گله بزرگ
شهر رو در خطر ميندازه

18:59.985 --> 19:03.554
دريل با آبراهام و ساشا همکاري ميکنه
تا راه اونارو منحرف کنن

19:05.034 --> 19:07.210
نگاهش کن

19:08.733 --> 19:10.692
خيلي خب

19:10.735 --> 19:14.783
.همه‌چي دوباره رواله

19:16.524 --> 19:19.222
يه گروه به نام ناجي ها براشون
کمين کرده بودن

19:23.922 --> 19:25.315
اون فرار مي‌کنه

19:25.359 --> 19:27.665
و دوتا از ناجي هاي قديمي
دوايت و شري رو ملاقات ميکنه

19:29.798 --> 19:32.279
سلاح و موتورش رو ميگيرن

19:32.322 --> 19:34.237
متاسفم

19:34.281 --> 19:36.457
...بزودي ميشي

19:38.415 --> 19:42.463
چون ظاهرا، دريل هيچوقت نمي‌تونه
چيزاي خوب رو پيش خودش نگه داره

19:42.506 --> 19:45.509
با عصبانيت برميگرده به الکساندريا

19:45.553 --> 19:48.251
اما وسط راه به ناجي هاي بيشتري
برميخورن

19:54.301 --> 19:56.520
نميخوام بکشمتون

19:58.740 --> 20:01.525
وايسا وايسا

20:03.962 --> 20:05.877
ميدوني چيه؟

20:05.921 --> 20:07.314
چرا ميخوام بکشمتون

20:18.586 --> 20:21.763
چه عوضي هايي

20:21.806 --> 20:24.374
وقتي برگشتن به الکساندريا

20:24.418 --> 20:26.898
بين تعداد زيادي از واکر ها گرفتار شدن

20:26.942 --> 20:30.511
پس دريل وارد عمل ميشه
ميدونيد که! ميترکونه

20:41.261 --> 20:45.221
اونا غذاي کمي دارن، پس اون و ريک
حالا بايد غذا تامين کنن

20:45.265 --> 20:47.571
و با يه پسر به نام عيسي آشنا ميشن

20:58.060 --> 20:59.757
.تمومه

21:01.455 --> 21:04.371
هيچ تيري نداري

21:09.898 --> 21:13.597
عيسي گروه رو به جايي به نام
هيلتاپ ميبره

21:15.033 --> 21:18.254
مردم چطوري متوجه اين مکان شدن؟

21:18.298 --> 21:20.387
به اين ميگن خانه برنيگتون

21:20.430 --> 21:23.215
هر مدرسه‌اي که در 50 مايلي
اينجا قرار داشته

21:23.259 --> 21:25.217
براي اردو ميومدن اينجا

21:25.261 --> 21:26.828
مدت خيلي زيادي فعاليت داشته

21:26.871 --> 21:29.047
قبل از اينکه يه جهان
مُدرن دور و برش ساخته بشه

21:29.091 --> 21:31.267
حالا، هيلتاپ با ناجي ها يه معامله‌اي دارن

21:31.311 --> 21:35.271
محصولاتمون، آذوقه هامون و دام هامون

21:35.315 --> 21:37.317
هميشه ميرسه به دست ناجي ها

21:37.360 --> 21:40.581
تا وقتي هيلتاپ بهشون غذا و آذوقه برسونه
به اونجا حمله نمي‌کنن

21:40.624 --> 21:44.135
اون از اين کار متنفره، وقتي که خود مردمش
به اون آذوقه ها نياز دارن

21:45.107 --> 21:48.066
پس داوطلب ميشه تا يکي از
مکان هاشون رو نابود کنه

21:48.110 --> 21:49.894
اونا فقط يه مشت بچه‌ان

21:49.938 --> 21:51.505
که دارن گنده گوزي ميکنن

21:59.034 --> 22:01.123
اما اونا با کشتن

22:01.166 --> 22:03.430
يکي از دکتر هاي الکساندريا
دنيس تلافي ميکنن

22:03.473 --> 22:05.432
تو قوي و باهوشي

22:05.475 --> 22:07.259
و هردوتاتون آدماي خيلي خوبي هستيد

22:07.303 --> 22:09.871
...و اگه هردوتاتون از خواب

22:09.914 --> 22:12.090
...بيدار نشيد

22:12.134 --> 22:14.658
با کراسبو دريل

22:14.702 --> 22:17.792
بايد مي‌کشتمت

22:17.835 --> 22:20.360
اره احتمالا بايد اينکارو ميکردي

22:20.403 --> 22:23.667
دريل خودش رو مقصر ميدونه
و ميخواد جبران کنه

22:23.711 --> 22:25.800
داري کجا ميري؟

22:25.843 --> 22:27.671
.بيرون

22:30.152 --> 22:31.283
از هم جدا شدن

22:33.460 --> 22:37.246
سلام دريل

22:37.289 --> 22:38.682
و کابوس واقعي شروع ميشه

22:38.726 --> 22:40.467
منتظرن تا سرنوشتشون توسط

22:40.510 --> 22:42.686
رئيس ناجي ها، نيگان تعين بشه

22:44.558 --> 22:47.038
شا‌شيديد به خودتون نه؟

22:47.082 --> 22:48.475
هيچي نميتونم بگم

22:48.518 --> 22:51.695
اتل متل توتوله

22:51.739 --> 22:53.697
گاو حسن چيجوره

22:53.741 --> 22:56.439
نه شير داره نه پستون

22:56.483 --> 22:59.094
گاوشو ببر هندستون

22:59.137 --> 23:01.096
يک زندي کُردي بستون

23:03.707 --> 23:06.101
اسمشو بزار عمقزي

23:06.144 --> 23:07.885
دور کُلاهش

23:07.929 --> 23:10.497
...قرمزي

23:14.457 --> 23:16.503
نيگان با بي رحمي آبراهام رو ميکشه

23:16.546 --> 23:19.854
واي خدا

23:19.897 --> 23:21.464
...وقتي به روزيتا طعنه ميزنه

23:21.508 --> 23:24.554
با چشمات خوب بهش نگاه کن

23:24.598 --> 23:27.209
دريل ديگه نميتونه تحمل کنه

23:27.252 --> 23:28.471
بهش نگاه کن

23:32.693 --> 23:34.521
نيگان دريل رو به خاطر کاري که کرد مجازات ميکنه

23:34.564 --> 23:37.175
...اون

23:37.219 --> 23:39.090
..نه نه

23:39.134 --> 23:41.484
.بريم سراغ اين

23:41.528 --> 23:43.747
اونم با کشتن گلن

23:47.751 --> 23:49.144
خيلي متاسفم

23:49.187 --> 23:51.668
اما منکه گفته بودم

23:52.713 --> 23:54.192
استثنا قائل نيستم

23:54.236 --> 23:57.195
دوباره، دريل حس ميکنه که تقصير اونه

23:57.239 --> 23:58.893
گلن خانواده‌اش بود

23:58.936 --> 24:01.504
و نيگان جلوي بقيه اونو کشت

24:01.548 --> 24:03.201
.اما کار نيگان هنوز تموم نشده

24:03.245 --> 24:06.727
دوايت

24:06.770 --> 24:09.077
اونو بيار

24:13.255 --> 24:14.691
بعد از اون کابوس

24:14.735 --> 24:16.737
ناجي ها دريل رو ميبرن به سنچوئري

24:16.780 --> 24:19.391
و تلاش ميکنن تا اونو از پا بندازن

24:22.612 --> 24:24.745
لعنت بهش

24:32.883 --> 24:36.539
به اين آسونيا نميترسي

24:36.583 --> 24:38.193
عاشق اينم

24:41.065 --> 24:43.633
...اما لوسيل

24:43.677 --> 24:46.636
خب...اين کار اونو عصباني ميکنه

24:46.680 --> 24:51.119
به نظر اون اين بي‌احتراميه

24:51.162 --> 24:52.555
خوش به حالت که امروز

24:52.599 --> 24:56.428
لوسيل تشنه‌ نيست

24:59.867 --> 25:02.609
نيگان دريل رو برمي‌گردونه به الکساندريا

25:02.652 --> 25:04.785
تا اونو جلوي دوستاش تحقير کنه

25:04.828 --> 25:07.265
شايد دريل خودش بتونه
اين مسئله رو استدعا کنه

25:07.309 --> 25:11.226
شايد بتونه منو تحت تاثير قرار بده|

25:14.098 --> 25:16.013
دريل؟

25:22.846 --> 25:24.108
خب، تو تلاش کن

25:24.152 --> 25:26.284
اونجا، به گوش دريل ميرسه که

25:26.328 --> 25:28.896
مگي بعد از مرگ گلن، مُرده

25:28.939 --> 25:31.420
و تحمل دريل ديگه به سر ميرسه

25:31.463 --> 25:32.943
نتونست زنده بمونه؟

25:37.121 --> 25:40.255
چه فاجعه‌اي

25:40.298 --> 25:43.911
...زندگيه ديگه

25:45.347 --> 25:47.567
حتما بايد خيلي براتون مسخره به نظر بياد

25:47.610 --> 25:50.091
اما خيلي زود، توي سنچوئري

25:50.134 --> 25:53.050
اون موفق ميشه با يه کمک غيرمنتظره فرار کنه

25:54.878 --> 25:57.620
و دوباره به ريک و هيلتاپ مي‌پيونده

26:06.847 --> 26:09.240
زيادن

26:09.284 --> 26:11.242
اما ميتونن مبارزه کنن؟

26:11.286 --> 26:14.245
اره ميتونن

26:14.289 --> 26:15.943
شايد

26:15.986 --> 26:17.945
ريک و دريل کينگدام رو پيدا کردن

26:17.988 --> 26:21.513
يه گروه دوست که توسط مردي به نام
پادشاه ايزيکل اداره ميشه

26:21.557 --> 26:24.908
و ماشالله يه ببر هم داره

26:26.736 --> 26:28.869
ريک از دريل درخواست ميکنه تا

26:28.912 --> 26:31.262
براي جنگ با ناجي ها
از ايزيکل کمک بگيرن

26:31.306 --> 26:32.829
من اينجا نمي‌مونم

26:32.873 --> 26:34.265
مجبوري

26:34.309 --> 26:36.877
اين هوشمندانه ترين کاره
خودت ميدوني

26:36.920 --> 26:41.708
سعي کن با ايزيکل حرف بزني

26:41.751 --> 26:44.885
متقاعدش کن
هرطور شده

26:49.716 --> 26:50.934
دريل از يه نقشه ميچينه

26:50.978 --> 26:53.720
تا ايزيکل رو براي جنگ با ناجي
ها تحريک کنه

26:53.763 --> 26:57.114
اما يه مشکلي وجود داره
...داستان کشتن دريل

27:08.473 --> 27:10.954
اگه صدمه ببينه
اگه بميره

27:10.998 --> 27:12.782
اگه يه تار مو از سرش کم بشه

27:12.826 --> 27:16.090
اگه يه واکر بهش حمله کنه

27:16.133 --> 27:19.789
اگه رعد و برق بزنه بهش
...هرچيزي

27:19.833 --> 27:23.793
اگه اتفاقي براش بيوفته
مي‌کشمت

27:23.837 --> 27:25.316
دريل ميره تا کارول رو ببينه

27:25.360 --> 27:28.189
و راجب آبراهام و گلن بهش چيزي نميگه

27:28.232 --> 27:29.973
اونا اومدن

27:30.017 --> 27:32.628
کار همشونو ساختيم

27:32.672 --> 27:34.195
.دروغ ميگه تا ازش محافظت کنه

27:34.238 --> 27:36.893
و يه معامله کرديم
با بيشترشون

27:36.937 --> 27:39.809
و ايزيکل

27:39.853 --> 27:41.942
همه حالشون خوبه

27:44.118 --> 27:47.774
دريل ميره هيلتاپ و شوکه ميشه

27:47.817 --> 27:50.254
چون مگي سالم و سرحال اونجاست

27:50.298 --> 27:51.952
.متاسفم

27:54.258 --> 27:57.348
متاسفم

27:57.392 --> 27:58.959
تقصير تو نبود

28:00.700 --> 28:03.964
بود

28:04.007 --> 28:06.531
نه، نبود

28:08.664 --> 28:12.146
تو يکي از بهترين آدماي توي دنيا هستي

28:12.189 --> 28:14.844
گلن اينطوري فکرمي‌کرد

28:14.888 --> 28:17.064
و بايد اينو ميدونست

28:17.107 --> 28:19.196
چون خودشم يکي از بهترين آدما بود

28:24.245 --> 28:26.029
برميگرده به الکساندريا

28:26.073 --> 28:27.814
و با يه سورپرايز ديگه مواجه ميشه

28:29.816 --> 28:31.078
دوايت

28:31.121 --> 28:33.428
کاري که من کردم

28:33.471 --> 28:37.475
اونکارو به خاطر
يکي ديگه انجام دادم

28:37.519 --> 28:40.435
اون رفت

28:40.478 --> 28:43.046
و من اينجام

28:43.090 --> 28:46.093
دوايت گفت که ميخواد بهشون کمک کنه
تا نيگان رو شکست بدن

28:46.136 --> 28:49.183
نيگان بزودي بياد

28:49.226 --> 28:50.662
فردا

28:50.706 --> 28:53.622
احتمالا با 3 تا کاميون

28:53.665 --> 28:55.711
حدود بيست تا ناجي با خودش

28:55.755 --> 28:59.062
،اگه اونارو بکشي

28:59.106 --> 29:01.499
به سنچوئري بي‌سيم ميزنم
( مکان اقامت گروه نيگان )

29:01.543 --> 29:03.414
ميتونم بهشون بي‌سيم بزنم

29:03.458 --> 29:05.329
و بگم همه چيز اوکيه

29:05.373 --> 29:06.983
با کاميون ها برميگرديم

29:07.027 --> 29:09.029
.و من ميتونم شمارو درست به سمت داخل هدايت کنم

29:09.072 --> 29:11.248
و با يه نقشه درسته، مي‌تونيم بقيشون رو پاک کنيم

29:11.292 --> 29:14.077
دريل شايد از دوايت متنفر باشه
...اما اين بهتره گزينه‌اي بود که

29:14.121 --> 29:16.123
اونا براي دسترسي به ناجي ها داشتن

29:16.166 --> 29:18.255
...پس از خير دوايت گذشت

29:18.299 --> 29:19.691
.فقط براي مدتي

29:19.735 --> 29:21.911
...وقتي که تموم شد

29:21.955 --> 29:24.435
اگه از کارش متاسف باشه ديگه به تخمم نيست

29:24.479 --> 29:26.698
.اون حروم زاده رو ميکشم

29:26.742 --> 29:29.266
.و بعدش اوضاع بهم ريخت

29:36.099 --> 29:38.362
کينگدام و هيلتاپ درست سر موقع
رسيدن

29:38.406 --> 29:39.711
.تا در شکست ناجي ها کمک کنن

29:41.322 --> 29:45.543
الکساندريا سقوط نمي‌کنه
حداقل امروز نه

29:47.502 --> 29:50.157
!ببر لعنتي

29:51.985 --> 29:55.162
اين جنگ تازه داره شروع ميشه

29:55.205 --> 29:57.251
ناجي ها تهديد ميکنن که

29:57.294 --> 29:59.253
هرچيزي که براي دريل ارزش رو ازش بگيرن

30:02.822 --> 30:05.128
...حالا اون دست به هرکاري ميزنه تا از مردمش مراقبت کنه

30:25.409 --> 30:28.151
!نه

30:28.195 --> 30:31.720
حتي اگه به ازاي قتل يکي از اعضاي
قديمي گروه باشه، مورالس

30:31.763 --> 30:32.895
...اون

30:32.939 --> 30:35.506
.ميدونم کي بود
مهم نيست

30:35.550 --> 30:37.160
.حتي يه ذره

30:39.380 --> 30:41.382
دريل شروع ميکنه به سوال جواب کردن رهبري ريک

30:41.425 --> 30:43.993
اون از اين متنفره که ريک ميخواد
از خير ناجي ها بگذره

30:44.037 --> 30:45.865
.پس از نقشه تخطي ميکنه

30:45.908 --> 30:49.433
يه نقشه داريم! و همه هم بهش پايبندن

30:49.477 --> 30:51.174
.نه همه

30:51.218 --> 30:55.526
.آدماي زيادي از گروه ما مُردن ريک

30:55.570 --> 30:58.790
اوضاع داره عوض ميشه رفيق

30:58.834 --> 31:03.186
نيگان و اون يکي گروه
تقصير اوناست

31:03.230 --> 31:06.102
اگه مردم مي‌ميميرن، اين تقصير اوناست

31:06.146 --> 31:08.235
.دريل تصميمش رو گرفت

31:13.675 --> 31:15.938
....داره انجامش ميده

31:20.116 --> 31:22.466
حتي به ازاي حمله به سنچوئري

31:22.510 --> 31:24.033
.بدون اينکه ريک بدونه

31:29.865 --> 31:32.868
.و بعدش يهو نيگان سر از جلوي در ورودي الکساندريا درمياره

31:32.912 --> 31:35.218
از لونت بيا بيرون ريک

31:35.262 --> 31:37.786
تو سه دقيقه
...سه دقيقه

31:37.829 --> 31:39.440
وقتي داري اين درو باز کني

31:39.483 --> 31:41.964
يا سوراخ سوراختون مي‌کنيم

31:44.836 --> 31:48.057
گروه از طريق فاضلاب فرار کرد

31:48.101 --> 31:50.407
.همه نتونستن جون سالم ازش به در ببرن

31:54.846 --> 31:58.633
اين آدما، تو همشون رو نجات دادي

32:01.114 --> 32:02.854
همش به خاطر توئه رفيق

32:06.728 --> 32:10.732
دريل خيلي ايمن گروه رو به سمت الکساندريا هدايت ميکنه

32:10.775 --> 32:12.255
وقتي که ريک بهشون ملحق ميشه

32:12.299 --> 32:15.041
ميرن سر قبر گلن و دوباره با هم متحد ميشن

32:15.084 --> 32:18.435
ببين، کاري که با سنچوئري چيکار کردم

32:18.479 --> 32:20.655
.سعي کردم سريعا بهش پايان بدم

32:22.918 --> 32:26.226
.فقط ميخواستم تموم بشه

32:26.269 --> 32:29.403
.و نميخواستم فرصت ديگه اي بهشون بدم

32:29.446 --> 32:31.448
.دوباره نه

32:33.233 --> 32:35.496
.اهميتي ندادم کي داخل اونجاست

32:35.539 --> 32:37.454
نميدونم که اين اوضاع رو درست ميکنه يا نه

32:37.498 --> 32:39.239
.مي‌کنه

32:40.936 --> 32:42.938
.ممنون

32:42.982 --> 32:44.679
.بکشونشون اينجا

32:44.722 --> 32:46.289
...بلاخره به نظر مي‌رسيد که

32:46.333 --> 32:48.857
دريل و ريک دوباره با هم متحد شدن و
روي يک نقشه با هم توافق دارن

32:48.900 --> 32:50.337
!حالا

32:50.380 --> 32:53.122
.يه نبرد خيلي بزرگ در مقابل ناجي ها صورت مي‌گيره

32:53.166 --> 32:55.081
.آدم خوبا برنده ميشن

32:55.124 --> 32:57.692
.ما آدماي خوبيم

33:01.957 --> 33:04.090
اينطوري به نظر ميرسه که ديگه
براي نيگان آخر خطه

33:13.621 --> 33:16.450
اما بعدش...ريک از خيرش ميگذره

33:18.017 --> 33:19.627
.نجاتش بديم

33:23.196 --> 33:25.763
!نه
مگي مگي

33:25.807 --> 33:27.983
نه، اون نميتونه
نه

33:28.027 --> 33:31.291
براي دريل، ديگه هيچ راه برگشتي وجود نداره

33:31.334 --> 33:33.728
نه بعد از اتفاقي که براي گلن افتاد

33:35.469 --> 33:38.341
دريل فکرميکنه، ريک اونقدر با مرگ کارل چشماش کور شده که

33:38.385 --> 33:40.952
.داره باهاش گروه رو در معرض خطر قرار ميده

33:40.996 --> 33:43.520
کاري که ريک کرد اشتباه بود

33:45.783 --> 33:47.742
.همينطور کار ميشون

33:50.136 --> 33:52.616
پس ما قراره بذاريم زمان سپري بشه

33:52.660 --> 33:54.575
منتظر لحظه اي مناسب بمونيم

33:54.618 --> 33:56.925
.و بعدش خيلي خوب نشونش ميديم

33:56.968 --> 34:01.930
اره...همينطوره

34:03.845 --> 34:07.283
جنگ تموم شده، اما دريل همچنان بايد با يه
چيزي تسويه حساب مي‌کرد

34:07.327 --> 34:08.980
.متاسفم

34:09.024 --> 34:11.157
.خيلي متاسفم

34:11.200 --> 34:13.507
...اون ديد که دوايت خيلي شکسته شده

34:17.293 --> 34:20.818
...پس تصميم ميگيره تا بهش يه فرصت دوباره بده

34:20.862 --> 34:23.691
اگه يه بار ديگه اين دور و برا ببينمت

34:23.734 --> 34:25.171
.ميکشمت

34:25.214 --> 34:28.391
نميگم که اونکارو براي نيت خوبي انجام داد

34:28.435 --> 34:30.132
ميزني به چاک و اوضاع رو درست ميکني

34:38.445 --> 34:40.360
حدود 1 سال پس از جنگ

34:40.403 --> 34:42.710
ريک به دريل اين وظيفه رو داد
تا سنچوئري رو مديريت کنه

34:42.753 --> 34:46.192
و اون از اين کار متنفره! چون دريل دوست نداره
که رهبر جايي باشه

34:46.235 --> 34:47.932
.اون نميخواد مثل ريک باشه

34:47.976 --> 34:49.630
چه خبرا؟

34:49.673 --> 34:53.068
وقت ريک مياد تا يه سري بزنه
دريل ميگه اوضاع از چه قراره

34:53.112 --> 34:56.985
ميدونم دوباره اينجا بودن، پشت اين ديوارا

34:57.028 --> 34:58.813
حس خوبي نداره مرد

34:58.856 --> 35:01.424
.اون بيرون کارم بهتره

35:01.468 --> 35:03.470
.هميشه اينطوري بوده

35:06.037 --> 35:08.257
تو اين مکان رو پابرجا نگاه داشتي

35:08.301 --> 35:10.390
از اين مردم به درستي نگه داري کردي

35:10.433 --> 35:13.654
.اين به عهده ماست تا کشف کنيم که چطوري جواب ميده

35:13.697 --> 35:15.917
.اما اين کار براي دريل آسون نيست

35:15.960 --> 35:18.180
اونا نجات يافته هاي گروه ناجي
هارم قبول کرده بودن

35:18.224 --> 35:19.921
که يعني شکم هاي بيشتري
هستن که بايد سير بشن

35:19.964 --> 35:23.272
اون گروه کوچيکي که اوايل داشتيم

35:23.316 --> 35:26.275
.باهاشون ميتونستيم هرکاري بکنيم

35:26.319 --> 35:29.626
.ما ديگه با هم نيستيم، چون اوضاع تغيير کرده

35:33.717 --> 35:36.851
چون تو باعث شدي تغيير کنن درسته؟

35:36.894 --> 35:40.463
اون بين خواسته خودش و وفاداري به ريک گير افتاده

35:40.507 --> 35:44.206
.خب پس ميگرده تا به يه نتيجه‌اي برسه

35:44.250 --> 35:46.948
و اونو توي هيلتاپ پيدا ميکنه
جايي که ميتونه حواسش

35:46.991 --> 35:49.951
به مگي و پسرش هرشل باشه

35:49.994 --> 35:53.824
.اون بي نقصه

35:53.868 --> 35:55.826
.واقعا همينطوره

35:55.870 --> 35:57.219
.اره

35:57.263 --> 35:59.308
فکرکنم بايد بگيرمش

35:59.352 --> 36:02.703
دريل هنوز ميخواد به گروه کمک کنه

36:02.746 --> 36:05.662
حتي اگه در ازاي همکاري با ناجي ها باشه

36:05.706 --> 36:08.143
اين آدما هرگز مجبور نبودن با هم زندگي کنن

36:08.187 --> 36:11.146
نميتونيم مجبورشون کنيم تا اتفاقايي که
افتاده رو فراموش کنن

36:11.190 --> 36:13.192
نه! ميدونم آسون نبوده
ميدونم

36:13.235 --> 36:15.324
قرارم نيست اسون باشه
...براي مدتي

36:15.368 --> 36:17.500
اما مسئله فراموش کردن نيست

36:17.544 --> 36:21.417
موضوع پيشرفته، هممون با هم

36:21.461 --> 36:23.289
به انجامش ادامه ميديم

36:23.332 --> 36:24.899
اونا مي‌بينن که همه ما يه طرف هستيم

36:24.942 --> 36:26.466
هستيم مگه نه؟

36:29.251 --> 36:32.341
براي دريل، يه مسئله اي ايجاد ميشه

36:32.385 --> 36:34.082
ناجي ها لايق آينده نيستن

36:34.125 --> 36:36.302
وقتي آدمايي مثل گلن نميتونن توي آينده باشن

36:36.345 --> 36:38.869
دريل، ميدونم با بعضي کارايي که داريم اينجا انجام ميديم موافق نيستي

36:38.913 --> 36:42.525
تنها کاري ميخوام بکني اينکه...سعيتو بکني

36:42.569 --> 36:43.961
.انجامش بده

36:44.005 --> 36:46.747
.بذار مردم ببيننش

36:46.790 --> 36:49.532
شايد همه از اينکه چه اتفاقايي قبلا افتاده گذشت کنن

36:49.576 --> 36:53.449
مسئله اينجاست که دريل
نميتونه اينطوري زندگي کنه

36:53.493 --> 36:55.190
.مگي هم نمي‌تونه

36:55.234 --> 36:57.497
ما به راه ريک يه فرصت داديم

37:00.761 --> 37:02.806
.وقتشه که نيگان رو ببينيم

37:02.850 --> 37:04.808
.خيلي خب

37:04.852 --> 37:08.290
دريل متوجه شد که اون نياز داره انتقام بگيره

37:08.334 --> 37:10.945
بنابر اين به مگي کمک کرد
تا حواس ريک رو پرت کنه

37:12.512 --> 37:14.340
!بزن کنار

37:19.258 --> 37:20.346
اينکارا براي چيه؟

37:20.389 --> 37:22.696
.خيلي خوب ميدوني براي چيه

37:24.959 --> 37:27.353
.اومدم تا نيگان رو بکشم

37:30.443 --> 37:32.749
اما همين الانشم حال و روزت از مرده ها بدتره

37:32.793 --> 37:35.404
همونطوري که بايد پيش‌ميرفت، داره انجام ميشه

37:35.448 --> 37:38.581
و اينجا همونجايي هست که همه چيز
به هم ميريزه

37:45.588 --> 37:49.288
داري کاريو انجام ميدي که نبايد بکني

37:49.331 --> 37:51.246
هيچوقت از کسي درخواست نکردم که پيرو من باشه

37:51.290 --> 37:52.682
ميدونم

37:54.597 --> 37:56.599
اما شايد بايد اينکارو ميکردي

37:58.906 --> 38:02.779
ريک و دريل آرامشي رو که براي
ادامه راه نياز داشتن پيدا کردن

38:02.823 --> 38:05.391
حالا بايد يه راهي براي خارج شدن از اين گودال پيدا کنن

38:12.093 --> 38:14.878
سرتو بپا

38:14.922 --> 38:17.620
زمان بغل کردن نيست، نه وقتي که
يه گله دارن ميان به سمتت

38:17.664 --> 38:19.056
بجنب

38:19.100 --> 38:21.058
بزن بريم
وايسا -

38:21.102 --> 38:23.452
من عقب مي‌مونم، گله رو از اردوگاه دور نگه ميدارم

38:23.496 --> 38:25.062
چي؟
من ميمونم

38:25.106 --> 38:26.412
نه رفيق

38:26.455 --> 38:28.414
من دست بردار نيستم
هنوز نه

38:30.329 --> 38:31.417
رودخونه! بکششون سمت پل

38:31.460 --> 38:33.897
پُل دووم نمياره

38:33.941 --> 38:35.899
و آب اونارو با خودش ميبره توي دريا
نه من پُل رو خراب نمي‌کنم -

38:35.943 --> 38:37.161
يه راه ديگه پيدا ميکنم

38:37.205 --> 38:39.599
باشه

38:42.776 --> 38:44.865
هي

38:44.908 --> 38:46.257
.مراقب باش

38:46.301 --> 38:48.434
.تو هم

38:50.392 --> 38:53.003
...اوضاع براي ريک خوب پيش نرفت

38:53.047 --> 38:54.440
.و زخمي شد

38:56.572 --> 38:59.445
گله رو به سمت خودش رو پُل مي‌کشوند

38:59.488 --> 39:01.229
...دريل ميفهمه که

39:01.272 --> 39:03.840
.ريک قرار نيست جون سالم به در ببره

39:29.300 --> 39:33.304
...دريل تونست برادرش رو برگردونه

39:33.348 --> 39:34.480
!ريک

39:34.523 --> 39:36.438
درست زماني بتونه شاهد مرگش باشه

39:38.919 --> 39:40.834
.پيداشون کردم

39:53.455 --> 39:55.675
براي دريل، ارزش ريک حتي بيشتر از يه برادر بود

39:55.718 --> 39:57.720
اون بخشي بزرگي از دريل بود

39:57.764 --> 40:01.594
کاري کرد خانواده جديدش رو پيدا کنه
و واردش بشه

40:01.637 --> 40:05.902
بدون ريک، اون احساس اينکه به کجا تعلق داره رو از دست داد

40:13.606 --> 40:16.391
وقتي جسد ريک پيدا نميشه

40:16.435 --> 40:17.914
دريل اين احتمال رو ميده که

40:17.958 --> 40:21.744
که شايد هنوز زنده باشه و ميره تا دنبالش بگرده

40:24.268 --> 40:28.185
دقيقا مثل مرگ سوفيا! اون از گروه جدا شد

40:28.229 --> 40:32.015
به جنگل نقل مکان کرد و سال ها به دنبال ريک گشت

40:32.059 --> 40:33.321
.دو سال ميگذره

40:33.364 --> 40:35.671
چقدر ديگه ميخواي اين بيرون بموني؟

40:35.715 --> 40:38.021
.نميدونم

40:38.065 --> 40:41.329
فکرکنم هرچقد که طول بکشه

40:41.372 --> 40:43.679
دريل تنها کسي نيست که به دنبال ريک بود

40:43.723 --> 40:46.116
تا اقيانوس و اون دور و برا رو گشتم

40:46.160 --> 40:47.857
اونجا هم هيچي نيست

40:49.946 --> 40:52.732
خوبي؟

40:52.775 --> 40:56.908
اين يکي هر روز صبح سر ساعت 4 لگد ميزنه

40:57.867 --> 40:59.956
نميتونم بخوابم
...پس

41:02.655 --> 41:04.613
جوديث از تو سوال ميکرد

41:04.657 --> 41:06.049
مدتي از اينکه

41:06.093 --> 41:08.356
ما تورو توي الکساندريا ديديم ميگذره

41:08.399 --> 41:11.141
وقتي چيزي پيدا کنم، برميگردم

41:13.448 --> 41:14.841
.پسر خوب

41:14.884 --> 41:17.060
در اين زمان، اون با ليا آشنا ميشه

41:17.104 --> 41:20.629
خب اون اولش سگش رو ميبينه
که اسمش « سگه  » هست

41:20.673 --> 41:22.805
تو کدوم خري هستي؟

41:26.635 --> 41:28.158
سوال پرسيدم

41:28.202 --> 41:29.377
.دارم ميرم

41:31.292 --> 41:33.468
نه! نميري

41:33.512 --> 41:37.298
اولش با هم درگير ميشن! اما بعدش اوقات زيادي
رو با هم سپري ميکنن

41:37.341 --> 41:39.648
اون هنوز نميتونه از گشتن دنبال ريک دست بکشه

41:39.692 --> 41:42.259
تو به کجا تعلق داري دريل؟

41:42.303 --> 41:44.435
اون بيرون توي رودخونه

41:44.479 --> 41:47.395
روز به روز دنبال يه برادر مرده بگردي؟

41:47.438 --> 41:50.267
يا به خانواده اي تعلق داري که ولشون کردي

41:50.311 --> 41:52.574
به خاطر اينکه رو به رو شدن با اتفاقي که
افتاد، برات خيلي سخت بود؟

41:52.618 --> 41:55.011
يا به اينجا، پيش من تعلق داري

41:59.929 --> 42:01.888
.نميدونم

42:01.931 --> 42:07.458
دريل فکرميکنه اگه بذاره يه آدم ديگه بياد داخل زندگيش
اونو از دست ميده

42:07.502 --> 42:09.504
.براي همين ميره

42:09.548 --> 42:10.810
ليا؟

42:14.640 --> 42:19.079
بلاخره ميره تا ليا رو ببينه
اما اون رفته بود

42:19.122 --> 42:22.996
سگ اونجا بود، پس دريل و سگ
با هم متحد ميشن

42:26.608 --> 42:29.698
در مدتي که اون دور بود
کارول با پادشاه ايزيکل ازدواج کرد

42:29.742 --> 42:32.832
و اون يه پسر به نام هنري رو به
فرزندخوندگي ميگيرن

42:32.875 --> 42:35.530
واي واي

42:35.574 --> 42:37.445
وقتي اون و هنري دريل رو ميبينن

42:37.488 --> 42:39.229
.کارول از دريل خواست تا يه لطفي بهش بکنه

42:39.273 --> 42:40.840
.ميخوام که باهامون بياي

42:40.883 --> 42:42.798
ميخواي از بچت پرستاري کنم؟

42:42.842 --> 42:45.018
.اينطوري نيست

42:45.061 --> 42:47.107
چطوريه؟

42:47.150 --> 42:49.675
هنري يه آدم ايده آليسته
دقيقا مثل ايزيکل

42:49.718 --> 42:51.372
اين خصوصيتش رو دوست دارم

42:51.415 --> 42:53.940
خيلي مهمه، اما ميتونه خطرناک هم باشه

42:53.983 --> 42:55.506
اون قراره درس بگيره

42:55.550 --> 42:57.508
دقيقا مثل بقيه

42:57.552 --> 42:59.641
دقيقا مثل من و تو

42:59.685 --> 43:03.689
دريل نميتونه درخواست کارول رو رد کنه
براي همين همشون با هم ميرن هيلتاپ

43:06.735 --> 43:10.043
از آخرين باري که دريل اونجا بوده
خيلي چيزا تغيير کردن

43:10.086 --> 43:12.088
مگي و پسرش رفته بودن

43:12.132 --> 43:13.437
!سگ

43:18.921 --> 43:22.142
خيلي زود يه تهديد جديد نمايان ميشه
" نجوا گراها "

43:22.185 --> 43:25.972
.تو به اينجا تعلق نداري

43:26.015 --> 43:29.366
يه گروه که از پوست واکر ها
به عنوان ماسک استفاده ميکنن

43:29.410 --> 43:31.717
تا بين مرده ها راه برن

43:31.760 --> 43:32.805
بندازش

43:32.848 --> 43:36.112
يه نجواگرا به نام ليديا رو اسير ميکنن

43:36.156 --> 43:38.288
اونو توي سلول بغل هنري زنداني ميکنن

43:38.332 --> 43:41.291
به خاطر اينکه دزدکي رفته بود بيرون

43:41.335 --> 43:42.945
بهت که گفتم

43:42.989 --> 43:44.207
پاشو

43:44.251 --> 43:45.861
چندنفر؟

43:45.905 --> 43:49.560
ده! ده نفر
ده نفر از ما بودن

43:49.604 --> 43:50.910
فکرکنم

43:50.953 --> 43:52.781
براي اينکه بتونيم قاطيشون بشيم
اون پوستارو مي‌پوشيم

43:52.825 --> 43:54.609
ما اسمي نداشتيم

43:54.653 --> 43:56.045
احساسات دريل وقتي که

43:58.439 --> 44:01.181
فهميد ليديا توسط مادرش مورد آزار و اذيت قرار ميگرفته
جريحه دار ميشه

44:05.576 --> 44:07.578
دقيقا مثل رفتار پدرش با اون

44:13.933 --> 44:15.543
.بعدش مادرش مياد

44:21.418 --> 44:23.986
من آلفا هستم

44:24.030 --> 44:27.903
...و فقط يه درخواست ازتون داريم

44:30.427 --> 44:32.168
.دخترم

44:32.212 --> 44:34.431
دريل نمي‌خواد که ليديا رو رد کنه بره

44:34.475 --> 44:38.174
...اما وقتي آلفا ميگه که اون دو نفر از افراد هيلتاپ رو گرفته

44:39.698 --> 44:41.351
.اون ديگه چاره اي نداره

44:51.535 --> 44:55.670
.و بعد هنري ميره دنبال ليديا

44:55.714 --> 44:59.718
پس حالا، دريل بايد بره تا هنري رو پيدا کنه

44:59.761 --> 45:03.156
کاني اصرار کرد که با  دريل همراه بشه
( ميخوام باهات بيام "

45:03.199 --> 45:06.159
رد پاي هنري رو تا اردوگاه نجواگراها دنبال کردن

45:08.901 --> 45:10.816
بجنب

45:10.859 --> 45:13.035
شماها بريد، ما خودمون فرار مي‌کنيم

45:13.079 --> 45:15.385
اگه ما ناپديد شديم، اونا نميتونن هيلتاپ رو مقصر اين قضيه بدونن

45:15.429 --> 45:18.040
نه! امکان نداره که

45:18.084 --> 45:20.216
که اجازه بدم با اين يکي همراه بشي

45:23.829 --> 45:25.744
اونا تو يه ساختمان اداري قايم شدن

45:25.787 --> 45:27.789
منتظر بودن که گله عبور کنه

45:32.359 --> 45:36.145
بعدش چندتا نجوا گرا اونارو پيدا کردن
و دريل با بتا رو به رو شد

45:38.887 --> 45:41.542
دختره، کجاست؟

45:41.585 --> 45:44.719
دريل ميدونه محافظت از ليديا ميتونه
گروه رو به خطر بندازه

45:44.763 --> 45:46.982
اما اون قيد ليديا رو نميزنه

45:49.768 --> 45:52.596
اونا با هم درگير ميشن

45:52.640 --> 45:54.468
يا شايدم چاقو به چاقو

45:57.819 --> 46:00.779
دنياي تو همين الانشم مُرده

46:00.822 --> 46:04.695
و دريل بهش ضربه ميزنه و ميندازتش ته تونل آسانسور

46:12.312 --> 46:14.314
اونا به الکساندريا پناه ميبرن

46:14.357 --> 46:16.272
هيلتاپ درخطره؟

46:17.883 --> 46:20.363
نميدونم

46:20.407 --> 46:22.322
.ممکنه

46:22.365 --> 46:25.934
اما تو در هر صورت به ليديا کمک کردي

46:25.978 --> 46:29.111
رفتم دنبال هنري

46:29.155 --> 46:32.723
ليديا هم يه جورايي آويزونمون شد

46:32.767 --> 46:34.073
آورديش اينجا

46:34.116 --> 46:36.205
اين يعني ميخواستي بهش کمک کني

46:38.381 --> 46:41.776
وقتي هنري حالش بهتر شد، اونارو برگردوند به کينگدام

46:41.820 --> 46:44.953
دريل ميدونه که هيلتاپ ممکنه هدف بعدي آلفا باشه

46:44.997 --> 46:47.347
پس براي دفاع از اونجا
يه گروه ترتيب ميده

46:47.390 --> 46:50.132
فکرميکني ميتوني به سگم غذا بدي؟

47:00.969 --> 47:03.058
گروهش توسط نجواگراها اسير شدن

47:03.102 --> 47:05.364
و يه بار ديگه با آلفا رو در رو شد

47:06.148 --> 47:07.889
نميتوني اونو بگيري

47:09.630 --> 47:12.807
فکرکردي مسئله دخترمه؟

47:12.851 --> 47:15.375
آلفا اونو تا لبه صخره هدايت ميکنه

47:15.418 --> 47:18.117
با انبوه زيادي از واکر ها رو به رو ميشه

47:19.945 --> 47:23.383
افراد من در ميان اونا هستن

47:23.426 --> 47:26.168
هدايتشون ميکنن

47:27.909 --> 47:29.780
تنها دليلي که تو و دوستات الان زنده ايد

47:29.824 --> 47:32.174
به خاطر اينکه من اجازه دادم

47:37.353 --> 47:39.660
دريل دوباره با گروه متحد ميشه

47:39.703 --> 47:42.097
اونا متوجه يه چيز وحشتناک ميشن

47:44.143 --> 47:46.145
آلفا مرزش رو

47:49.191 --> 47:51.150
با سر جدا شده دوستاشون
مشخص کرده بود

47:57.243 --> 48:00.420
همينطوري که به صف سر ها نگاه ميکردن
چشمون به آخرين سر افتاد

48:00.463 --> 48:02.813
!نه

48:04.250 --> 48:06.861
به من نگاه کن
به من نگاه کن

48:06.905 --> 48:09.385
پسر کارول! هنري

48:12.606 --> 48:15.261
به معناي واقعي کلمه، بدترين کابوس اون بود

48:15.304 --> 48:18.177
اون موظف بود تا از بچه کارول محافظت کنه

48:18.220 --> 48:20.005
.و دوباره شکست خورد

48:21.615 --> 48:24.270
درست مثل زماني که سوفيا از انبار مي‌اومد بيرون

48:24.313 --> 48:28.143
درحالي که دنياي کارول در حال تخريب بود
اون در کنارشه

48:33.322 --> 48:37.022
بعد از اون، دريل روي محافظت از ليديا
حساس تر ميشه

48:37.065 --> 48:39.720
اون بچه خوبيه

48:39.763 --> 48:42.418
هرباري که بهش نگاه ميکنم
هنري رو مي‌بينم

48:48.555 --> 48:50.426
وقتي به من نگاه ميکني چي ميبيني؟

48:55.214 --> 48:56.693
.تورو مي‌بينم

48:56.737 --> 49:00.219
بعد از مرگ هنري، کارول چند ماهي ميذاره و ميره

49:03.874 --> 49:05.659
گروه يک آتش بس نا آرام

49:05.702 --> 49:07.226
با نجواگراها ايجاد ميکنه

49:07.269 --> 49:09.315
اما دريل ميدونه که نمي‌تونه بهش اعتماد کنه

49:09.358 --> 49:12.883
براي همين اون گروه رو براي بازگشت آماده ميکنه

49:12.927 --> 49:15.147
همونطور که اونا براي جنگ آموزش ميديدن

49:15.190 --> 49:17.976
دريل در حال کشف کردن مهارت هاي جديدش بود

49:19.995 --> 49:21.729
( فکرکنم يه چيزي گم کردي )

49:22.502 --> 49:27.507
نه، اون فقط تو رو بيشتر دوست داره

49:27.550 --> 49:30.249
درسته

49:30.292 --> 49:32.294
دلت برام تنگ شده بود؟

49:32.338 --> 49:34.253
کارول داره برميگرده

49:36.733 --> 49:38.039
.بسه

49:38.083 --> 49:39.780
چرا؟

49:39.823 --> 49:42.348
اونجا جزو مرز آلفا حساب ميشه

49:42.391 --> 49:43.958
اونا واکران! ما هنوز ميتونيم
گوزن شکار کنيم

49:44.002 --> 49:45.873
نه، خيلي ديره

49:45.916 --> 49:49.094
چرا من هنوز به معامله اي متحديم
که هيچوقت موافقشون نبوديم

49:49.137 --> 49:50.791
با اين حال که آلفا حتي اينجا نيست؟

49:50.834 --> 49:52.314
اون به مرز هاي آلفا احترام ميذاره

49:52.358 --> 49:54.751
چون نمي‌خواد باعث شروع جنگ بشه

49:54.795 --> 49:57.450
اون گوزن ميتونست 200 تا آدمو سير کنه

49:57.493 --> 49:59.017
اون فکرميکنه اينا يه مشت چرت و پرته

49:59.060 --> 50:02.194
قبل از اينکه دخلتو در بيارم از جلوي چشام گمشو

50:02.237 --> 50:04.152
ببخشيد که نميخواستم دوست صميميم

50:04.196 --> 50:06.067
کُل زندگيش رو توي يه قايق سپري کنه

50:06.111 --> 50:07.851
دوست صميمي

50:07.895 --> 50:09.723
تو چي هستي؟

50:09.766 --> 50:11.159
هرچي

50:11.203 --> 50:13.335
ما دستبند هاي همشکل داريم نه؟

50:17.992 --> 50:20.081
کارول آمادست تا دوباره بره

50:20.125 --> 50:23.606
اما دريل آماده نيست تا دوباره باهاش خداحافظي کنه

50:23.650 --> 50:25.304
ببين، نياز دارم اينجا بموني

50:28.437 --> 50:31.049
فقط راجبش فکرکن

50:31.092 --> 50:34.574
در غير اين صورت، مجبور ميشم که اون
قايقُ سوراخ سوراخ کنم

50:34.617 --> 50:37.881
.و بعدش کارول آلفا رو ميبينه

50:41.668 --> 50:44.540
وقت ذهني کارول با پيدا کردن آلفا منحرف ميشه

50:44.584 --> 50:46.934
دريل متوجه ميشه که بايد حواسش به دوستش باشه

50:46.977 --> 50:48.979
خيلي خب اينکارو ميکنيم

50:49.023 --> 50:50.546
بايد هوشمندانه عمل کنيم

50:50.590 --> 50:52.635
،هيچکدوم از اين کارارو توي شب انجام نمي‌ديم

50:52.679 --> 50:55.116
بدون پشتيبان! فقط خودمون باشه؟

50:57.031 --> 50:59.207
از کي تا حالا من و تو ديگه کافي نيستيم؟

51:03.255 --> 51:05.561
...اما وقتي که با يه گله رو به رو ميشن

51:07.128 --> 51:08.390
هيچ مانعي سر راهش نيست

51:08.434 --> 51:11.393
اون فرار ميکنه و يه نجواگرا رو گروگان ميگيره

51:13.439 --> 51:16.006
نقشه کشيده بودي نه؟

51:16.050 --> 51:18.792
.نه

51:21.577 --> 51:22.970
اين چيه؟

51:25.059 --> 51:27.061
اين توي کيفت چيکار ميکنه؟

51:27.105 --> 51:30.108
فکرکردم تو گُمش کردي

51:30.151 --> 51:31.761
بجنب، براي بحث کردن وقت نداريم

51:31.805 --> 51:33.067
تمومه

51:33.111 --> 51:34.808
کارول داره کنترلش رو از دست ميده

51:37.202 --> 51:40.466
هي، وايسا

51:40.509 --> 51:41.989
نزديک بود پاتو از دست بدي

51:42.032 --> 51:44.426
با برخورد به اينجور چيزا
يعني داريم نزديک تر ميشيم

51:44.470 --> 51:46.341
...و دريل نميدونه چطوري ازش محافظت کنه

51:46.385 --> 51:48.082
.اگه نميتونه بهش اعتماد کنه

51:48.126 --> 51:50.215
ميشه لطفا بس کني؟

51:50.258 --> 51:51.651
لطفا؟

51:51.694 --> 51:54.436
فقط ميخواي آلفا رو پيدا کني

51:54.480 --> 51:56.046
به اين اهميت نميدي که چه بلايي سرت مياد

51:56.090 --> 51:58.440
حقيقت نداره

51:58.484 --> 52:01.487
هيچوقت از اون قايق پياده نشدي

52:01.530 --> 52:04.054
.انگار داشتم با عمم صحبت ميکردم

52:07.406 --> 52:09.451
.نميدونم چطوري

52:14.891 --> 52:16.850
.ارزشش رو نداره

52:19.635 --> 52:21.985
به هر حال يه زن مُرده‌اس

52:23.726 --> 52:26.033
.ما يه آينده ‌اي داريم

52:26.076 --> 52:28.470
نذار اونم از چنگمون بگيره

52:28.514 --> 52:30.385
اون توصيه هاي دريل رو نشنيده ميگيره

52:34.259 --> 52:36.086
برو! از اينجا ببرش بيرون

52:36.130 --> 52:38.872
و گروه رو دقيقا به داخل غاري که گله آلفا
اونجا بود هدايت ميکنه

52:41.570 --> 52:44.051
توي غار براي راهشون جنگيدن

52:46.271 --> 52:47.707
به سختي

52:47.750 --> 52:50.927
دريل سعي ميکنه که يکم با دوستش حرف بزنه

52:50.971 --> 52:54.322
آدمايي که دوستشون داري
در معرض آسيب ديدگي ان

52:54.366 --> 52:57.107
فهميدم که توي يه تيم هستيم

52:57.151 --> 52:59.109
.براي آيندمون مي‌جنگيم

52:59.153 --> 53:01.416
.نه براي انتقام

53:01.460 --> 53:03.113
بجنب، بريم

53:03.157 --> 53:05.638
يه راه خروج پيدا ميکنن

53:05.681 --> 53:08.728
!فقط يکوچولو ديگه

53:08.771 --> 53:10.512
اما کارول دوباره غيبش ميزنه

53:18.520 --> 53:21.915
دريل اونو دقيقا موقع‌اي که غار قراره منفجر بشه پيدا ميکنه

53:21.958 --> 53:23.699
.و احتمالا همينطور خودش

53:30.489 --> 53:32.273
اونو منتقل ميکنه به جايي که امنه

53:32.317 --> 53:34.493
اما کل اون مکان شروع به ريزش ميکنه

53:37.844 --> 53:40.150
...اونا سر وقت نجات پيدا کردن

53:53.163 --> 53:56.602
اما کاني و مگان نتونستن

53:56.645 --> 53:59.082
...و بعدش دريل شروع ميکنه تا دنبال کاني بگرده

54:01.215 --> 54:02.999
.اما آلفا رو پيدا ميکنه

54:03.043 --> 54:05.132
همه چيز خوني ميشه

54:16.274 --> 54:22.018
وقتي ليديا اونارو پيدا ميکنه، مادرشو نجات نميده

54:22.062 --> 54:23.585
.دريل رو نجات ميده

54:23.629 --> 54:25.587
کُشتيش؟

54:27.633 --> 54:29.983
اگه باباي خودت بود ميتونستي؟

54:36.294 --> 54:38.644
در نتيجه، آلفا در مسير جنگِ

54:38.687 --> 54:40.298
نجواگرا ها دارن ميرن هيلتاپ

54:40.341 --> 54:41.603
پس همه آماده ميشن

54:41.647 --> 54:45.564
براي چيزي که شايد آخرين شب
زندگيشون باشه

54:45.607 --> 54:48.393
.لطفا از من متنفر نباش

54:48.436 --> 54:50.351
من هيچوقت ازت متنفر نمي‌شم

54:50.395 --> 54:52.614
جوديث ميخواد به جنگ ملحق شه

54:52.658 --> 54:55.356
اما اين  بدون نظارت دريل ممکن نيست

54:55.400 --> 54:56.966
برات يه چيزي درست کردم

54:57.010 --> 54:59.055
باعث خوش شانسي ميشه

54:59.099 --> 55:01.623
واي، عاشقشم

55:04.670 --> 55:07.063
چطوري شدم؟ -
عالي -

55:07.107 --> 55:08.630
اگه در طول جنگ

55:08.674 --> 55:11.024
ايزيکل اومد دنبال تو و آرجي

55:11.067 --> 55:12.417
باهاش ميري

55:12.460 --> 55:15.420
با اينکه بدوني کجام يا نه

55:15.463 --> 55:16.812
.قول ميدم

55:29.347 --> 55:31.610
نبرد هيلتاپ خيلي ديوونه وارن

55:34.700 --> 55:36.223
بنزين

55:36.266 --> 55:39.879
بتا گله رو آورد و نيگانُ با خودش برد

55:39.922 --> 55:42.795
دريل هيچ چاره اي جز عقب نشيني نداشت

55:46.276 --> 55:49.192
اين نبرد به ضرر همه بود

55:52.152 --> 55:55.590
مشخص شد ملحق شدن نيگان به
نجواگرا ها اونقدرا هم بد نبوده

55:55.634 --> 55:57.418
.چون اون آلفا رو مي‌کشه

56:04.556 --> 56:06.688
.دريل باورش نمي‌کنه

56:06.732 --> 56:07.907
.لعنتي

56:07.950 --> 56:09.909
واي خدا

56:09.952 --> 56:11.214
آلفا کجاست؟

56:11.258 --> 56:12.477
اون مُرده

56:12.520 --> 56:15.349
.اون مُرده
.من کُشتمش

56:15.393 --> 56:18.134
دروغ ميگي

56:18.178 --> 56:21.747
...اما وقتي که بعضي از نجواگرا ها اعلام ميکنن که نيگان، آلفاي جديده

56:21.790 --> 56:24.445
دريل، جلوي آلفا زانو بزن

56:24.489 --> 56:26.491
.دريل خودشو يه مُرده حساب کرده بود

56:26.534 --> 56:29.189
بهتره که بهم شليک کني

56:29.232 --> 56:31.234
لازم نکرده منو تهديد کني

56:38.328 --> 56:39.895
...وقتي اوضاع راست و ريست شد

56:43.029 --> 56:46.119
اون و نيگان نهايتا يه تيم تشکيل دادن

56:46.162 --> 56:48.034
دستمو باز کن عوضي

56:55.258 --> 56:58.566
شايد آلفا مرده باشه، اما بتا شروع
کرد تا گله‌اش رو

56:58.610 --> 57:00.133
به سمت مخفيگاه گروه هدايت کنه

57:02.222 --> 57:05.312
همه جز نيگان آماده جنگ بودن

57:05.355 --> 57:07.357
ميخواي بخشي ازش باشي؟

57:07.401 --> 57:10.316
پس بايد مثل بقيه کون گشادتو تکون بدي
و بري توي صف

57:12.362 --> 57:15.003
نيگان به مبارزه ملحق ميشه
و با بتا رو در رو ميشه

57:16.149 --> 57:17.759
به خاطر آلفا

57:17.803 --> 57:20.501
و بعدش دريل بتا رو ميکشه و نيگان رو نجات ميده

57:28.857 --> 57:30.685
نجواگرا ها ساکت شدن

57:30.729 --> 57:32.818
و گروه دوباره هم جمع شدن

57:32.861 --> 57:35.560
پس دريل به سري به کارول ميزنه

57:35.603 --> 57:37.300
چيزي که ميخواستي رو به دست آوردي؟

57:37.344 --> 57:39.085
نه

57:39.128 --> 57:40.782
و قرارم نيست به دست بيارم

57:42.262 --> 57:45.439
.نه واقعا

57:45.483 --> 57:47.397
خب، تو هنوزم منو داري

57:57.320 --> 57:59.801
اتفاق بعدي که سر دريل ديکسون مياد چيه؟

57:59.845 --> 58:01.716
تو آخرين مرد زنده اين جهان ميشي

58:01.760 --> 58:03.631
اميدوارانه، ثابت شد حق با بث بوده

58:03.675 --> 58:05.241
واقعا هستي

58:05.285 --> 58:08.767
آخرالزمان چيز هاي زيادي رو از مردم گرفته

58:08.810 --> 58:11.639
همه چيزي يا کسي رو از دست دادن

58:11.683 --> 58:14.250
اما براي دريل، همينطور يه چيزايي بهش داده شده

58:14.294 --> 58:17.384
که کل زندگيش دنبال اونا بوده

58:17.427 --> 58:22.520
يه هدف! يه خانواده
يه دليل براي ادامه مبارزه

58:22.563 --> 58:25.827
نميدونيم که اتفاق بعدي‌اي که سر دريل مياد چيه

58:25.871 --> 58:27.655
اما هرچي که هست

58:27.699 --> 58:30.832
به هر قيمتي که شده اون يه راهي پيدا ميکنه
تا از آدمايي که دوست داره محافظت کنه

58:37.360 --> 58:38.797
.چون کارش همينه

58:39.001 --> 58:52.868
.:: @bollbolljan_com ::.