﻿WEBVTT

00:02.398 --> 00:03.531
زمان

00:03.533 --> 00:05.834
همه جا با ماست

00:07.104 --> 00:08.916
اما آيا همان است که ما فکر ميکنيم؟

00:11.105 --> 00:13.308
...به نظر مي رسد که زمان به جلو مي رود

00:15.046 --> 00:17.360
اما آيا مي تواند به عقب هم برگردد؟...

00:17.362 --> 00:21.265
آيا رخدادها يکي پس از ديگري حادث مي شوند؟

00:21.267 --> 00:25.605
يا اينکه گذشته، حال و آينده همگي
در راستاي هم قرار دارند؟

00:25.607 --> 00:29.110
يکي از پر دردسرترين موضوعات علمي را

00:29.112 --> 00:33.679
.تفسير بديهي ترين فرض واقعيت تشکيل مي دهد

00:35.485 --> 00:38.922
آيا زمان، بخش بنيادين هستيست؟

00:38.924 --> 00:41.725
يا اينکه ممکن است واقعاً وجود نداشته باشد؟

00:42.324 --> 00:50.925
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:51.576 --> 00:56.314
فضا ، زمان ، خودِ حيات

00:58.553 --> 01:03.458
.اسرار کيهان در کرم چاله ها نهفته است

01:03.460 --> 01:07.460
قسمت سوم از فصل دوم کرم چاله ها

01:07.461 --> 01:13.461
آيا زمان حقيقتاً وجود دارد؟

01:16.696 --> 01:19.331
...ساعت چنده؟

01:19.367 --> 01:22.836
من مي تونم به شما بگم که
ساعت 9:02 دقيقه بعد از ظهره

01:22.838 --> 01:24.705
اما زمان شما مي تونه با من فرق داشته باشه

01:24.707 --> 01:27.708
.بسته به اينکه کجا...و در چه زماني باشيد

01:27.710 --> 01:29.910
براي بيشتر ما

01:29.912 --> 01:33.580
زمان، يک سري از اعداد است
.براي اندازه گيري روزهايمان

01:33.582 --> 01:36.248
ما زندگيمان را با ساعت تنظيم مي کنيم

01:36.250 --> 01:40.618
،بيدار مي شيم،سرکار مي ريم
.مي خوابيم و همينطور تا به آخر

01:40.620 --> 01:42.921
.اما هميشه اينطور نبوده

01:44.758 --> 01:48.761
وقتي من هنوز کودک بودم، تابستان زمان نداشت

01:48.763 --> 01:51.865
لازم نبود جاي به خصوصي باشم

01:51.867 --> 01:54.869
.هيچ وقت ملاقاتي نداشتم

01:54.871 --> 02:00.008
.روزهاي من فقط و فقط بسته به موقعيت خورشيد بود

02:00.010 --> 02:03.144
.زمان در آن روزها هيچ اهميتي نداشت

02:03.146 --> 02:08.115
.اما اکنون زندگي من يک مسابقه با زمان است

02:08.117 --> 02:11.151
اما من با چه چيزي در رقابتم؟

02:11.153 --> 02:14.955
آيا زمان موجوديتي واقعيست که در جهان پديد آمده؟

02:14.957 --> 02:17.591
يا اينکه فقط يک انتزاع است؟

02:17.593 --> 02:19.225
چيزي که ما ابناي بشر

02:19.227 --> 02:21.194
براي کارکرد تمدنمان آن را ايجاد کرده ايم؟

02:21.196 --> 02:23.530
،براي يافتن پاسخ

02:23.532 --> 02:27.868
:بايد يک سوال بسيار ساده را مطرح کنيم

02:27.870 --> 02:30.470
زمان چيست؟

02:30.472 --> 02:33.474
درباره اش فکر کنيد
.و سعي کنيد آن را معني کنيد

02:33.476 --> 02:35.543
.آسان نيست

02:35.545 --> 02:38.546
زمان چيزيست که
از وقوع همزمان رخدادها جلوگيري مي کنه

02:38.548 --> 02:40.682
بنابراين زمان ،بخشي از هستيست

02:40.684 --> 02:43.852
که اتفاقات را به روشي معين به نظم در مياره

02:43.854 --> 02:47.256
تا اين وقايع، از اول تا به آخر
.يکي پس از ديگري حادث بشن

02:50.360 --> 02:52.394
چيزي که ما از علم زمان مي فهميم

02:52.396 --> 02:55.365
اين هست که زمان همان چيزي نيست که
.ما فکر مي کنيم

02:55.367 --> 02:59.902
.زمان چيزي نيست که شما منفعلانه پيگيري کنيد

02:59.904 --> 03:01.704
،بلکه برعکس
چيزيست که

03:01.706 --> 03:04.540
.شما فعالانه با ذهنتون مي سازيد

03:04.542 --> 03:07.576
و ذهن من و شما ممکنه که

03:07.578 --> 03:10.145
.در چگونگي ديدن رخدادها کاملاً متفاوت عمل کنه

03:10.147 --> 03:12.981
زمان اصلاً وجود نداره

03:12.983 --> 03:14.482
،آنچه که وجود داره

03:14.484 --> 03:17.252
تقسيم رخدادها در دنياست

03:17.254 --> 03:19.020
.همان چيزي که ما بهش "زمان حال" مي گيم

03:19.022 --> 03:20.321
.واقعيتش همين هست

03:22.158 --> 03:25.327
چيزي که من درباره زمان دوست دارم
.ضبط کردنش هست

03:27.030 --> 03:29.731
.براي "راجر اسميت"، زمان طلاست

03:29.733 --> 03:31.667
ساعتهاي دست ساز او

03:31.669 --> 03:34.937
.صدها هزار دلار فروش دارند

03:34.939 --> 03:37.407
سخت ترين قسمت کار

03:37.409 --> 03:41.511
نگهداشتن اين انبوه چرخ دنده هاي ريز

03:41.513 --> 03:43.279
.در فاصله تيکهاي دقيق است

03:45.082 --> 03:46.916
براي اينکه يک ساعت مچي را
،به زمان سنج تبديل کنيم

03:46.918 --> 03:50.286
بايد روندي طولاني و پيچيده را به انجام برسونيم

03:50.288 --> 03:53.723
.و فقط همين چرخ کوچک بايد کاملاً هماهنگ عمل کنه

03:53.725 --> 03:56.225
،که اگر کاملاً هماهنگ نباشه

03:56.227 --> 03:59.929
.ساعت شما کارايي متفاوتي خواهد داشت

03:59.931 --> 04:01.697
.زمانهايي متفاوت در موقعيتهايي متفاوت

04:01.699 --> 04:03.499
"هدف "راجرز

04:03.501 --> 04:06.970
.تنظيم ساعتهايش با زمان گرينويچ است

04:06.972 --> 04:09.539
يعني زماني که همه ساعتهاي دنيا

04:09.541 --> 04:11.374
.به عنوان زمان مرجع از آن استفاده مي کنند

04:13.210 --> 04:16.212
:نام آن از اين مکان گرفته شده

04:16.214 --> 04:18.614
.گرينويچ انگلستان

04:18.616 --> 04:21.817
،زمان ، چنانکه ما آن را مي شناسيم
.در اينجا متولد شد

04:21.819 --> 04:23.386
،در سال 1884

04:23.388 --> 04:27.156
کنفرانسي جهاني تصميم بر آن گرفت
تا خط نصف النهاري که

04:27.158 --> 04:30.360
،از رصدخانه اي در گرينويچ عبور مي کند

04:30.362 --> 04:32.996
.به عنوان نصف النهار مبدا محسوب گردد

04:32.998 --> 04:35.764
.يعني زمان اصلي کره زمين

04:35.766 --> 04:39.701
زمان مرجع گرينويچ، بهترين زمان تقريبي ما

04:39.703 --> 04:42.270
.طبق توصيف "سر آيزاک نيوتن" است

04:42.272 --> 04:44.506
يک ضرباهنگ ثابت

04:44.508 --> 04:47.142
.در پشت صحنه جهان

04:47.144 --> 04:50.912
نيوتن" معتقد بود که جهان"
همچون ساعتي عظيم است

04:50.914 --> 04:53.548
.که توسط خداوند تنظيم شده است

04:53.550 --> 04:56.251
.اما "نيوتن" در اشتباه بود

04:58.654 --> 05:01.089
لي اسمولين" فيزيکدانيست"

05:01.091 --> 05:04.125
.که در تلاش حل معمايِ زمان است

05:04.127 --> 05:06.961
.مفهوم زمان "نيوتن" يک امر مطلق بود

05:06.963 --> 05:10.264
حکم يک ثانيه شمار رو داشت که
،همانطور که اشاره کرديد

05:10.266 --> 05:12.232
.بدون هيچ هدفي به طور مطلق مي زنه

05:12.234 --> 05:15.135
،چه اتفاقي در جهان بيفته

05:15.137 --> 05:16.636
.و چه هيچ اتفاقي نيفته

05:16.638 --> 05:18.939
،به طور مثال
حتي اگر اينجا در استوديوي ما

05:18.941 --> 05:20.407
،هيچ موسيقي هم اجرا نشه

05:20.409 --> 05:24.243
ثانيه شمار مطلقاً با همان روند ثابت، مي زنه

05:24.245 --> 05:26.546
.بدون اينکه مهم باشه چه اتفاقي در جريانه

05:26.548 --> 05:31.351
مشکل اين فرضيه اين هست که تقريباً غير ممکنه که

05:31.353 --> 05:33.786
.هر کدام از ما بتونيم يک زمان مطلق رو بر آورد کنيم

05:33.788 --> 05:36.389
.ما نمي تونيم بر آوردي از زمان مطلق داشته باشيم

05:36.391 --> 05:39.559
ما زمان رو بر اساس رابطه بين رخدادها بر آورد مي کنيم

05:39.561 --> 05:40.994
،و مي تونيم اون رو به اين شکل

05:40.996 --> 05:43.262
با در خواست از موسيقيدانها براي
.اجراي موسيقيشون شبيه سازي کنيم

05:44.064 --> 05:46.199
.يک ، دو، سه، چهار

05:54.074 --> 05:56.409
و اونها هم شروع به نواختن مي کنند

05:56.411 --> 05:59.078
.و زمان رو بين خودشون شکل مي دند

05:59.080 --> 06:01.380
يک رابطه زماني

06:01.382 --> 06:03.382
کاملاً از ارتباط بين
نوتهايي که اونها مي نوازند ساخته مي شه

06:03.384 --> 06:04.984
يعني واقعه اي که اين آدمها
.اون رو خلق مي کنند

06:04.986 --> 06:07.153
.اين همون ماهيت واقعي زمان هست

06:07.155 --> 06:09.522
بنابراين ما مي توانيم ثانيه شمار رو خاموش کنيم

06:09.524 --> 06:12.224
و اصلاً مي تونيم از شرش خلاص بشيم

06:12.226 --> 06:13.993
.ولي دنيا هنوز هم به کارش ادامه ميده

06:13.995 --> 06:17.663
.موسيقي هم مثل قبل همينطور به کارش ادامه مي ده

06:21.835 --> 06:24.103
،اين بينش شگرف "آينشتاين" بود

06:24.105 --> 06:26.739
و اساس تئوري "نسبيت کلي" او اين بود

06:26.741 --> 06:29.509
که زمان با رابطه هاي بين

06:29.511 --> 06:32.045
تغييرات رخدادهاي جهان خلق ميشه

06:32.047 --> 06:33.880
.و نه چيز ديگري

06:41.189 --> 06:43.624
حتي همين امروز هم

06:43.626 --> 06:45.626
برخي هنوز نمي توانند

06:45.628 --> 06:48.195
زمان رابطه اي "البرت آينشتاين" را

06:48.197 --> 06:50.864
.به زمان مطلق "آيزاک نيوتن" ترجيح دهند

06:50.866 --> 06:53.700
ولي ما هر چه در زمينه پيش بيني زمان
پيشرفت مي کنيم

06:53.702 --> 06:57.871
بهتر مي توانيم ببينيم که
.آينشتاين" درست مي گفته است"

06:57.873 --> 07:01.741
اين ساعت تجربي يون آلومينومي

07:01.743 --> 07:05.046
انستيتوي ملي استاندارد و تکنولوژي

07:05.048 --> 07:06.748
.در "بولدر" کالورادو است

07:06.750 --> 07:09.918
.يعني زمان سنج رسمي امريکا

07:09.920 --> 07:12.554
اين دقيق ترين ساعت دنياست

07:12.556 --> 07:15.692
.که نوسانات اتمهاي سرد شده را اندازه مي گيرد

07:15.694 --> 07:16.926
زمان را در حد

07:16.928 --> 07:22.266
.يک ثانيه در هر 3.7 بيليون سال اندازه مي گيرد

07:22.268 --> 07:26.070
"در سال 2010، مسئولين انستيتوي "بولدر

07:26.072 --> 07:31.943
دو ساعت يوني را
با بهترين نوسانات در کنار هم قرار دادند

07:31.945 --> 07:36.581
سپس يکي از آنها را به اندازه 12 اينچ
.بالاتر از سطح زمين گذاشتند

07:36.583 --> 07:39.016
ساعت مرتفع تر، از سنکرون خارج شد

07:39.018 --> 07:43.454
.و کمي سريع تر از ساعت ديگر به کار کردن ادامه داد

07:43.456 --> 07:46.992
ساعت مرتفع تر ، با دورتر قرار گرفتن از

07:46.994 --> 07:49.862
حوزه جاذبه زمين

07:49.864 --> 07:51.864
،که سرعت همه چيز را کم مي کند
.کمي سريع تر کار مي کند

07:51.866 --> 07:55.235
آينشتاين" پيش بيني چنين رويدادي را"

07:55.237 --> 07:57.938
،در آغاز قرن بيستم داشت

07:57.940 --> 08:00.441
.در حاليکه تازه اين کار را شروع کرده بود

08:02.344 --> 08:07.314
اگر ما جهان را آنگونه که
آينشتاين" تصوير کرده است تصور کنيم"

08:07.316 --> 08:10.951
،حيات روي يک جريان سيال متسلسل
.جاري نخواهد بود

08:15.457 --> 08:18.059
،يک حرکت ساده مي تواند قطع شود
يا از نو شروع شود

08:18.061 --> 08:22.297
،بدون هيچ تعريف منطقي از جلو رفتن يا عقبگرد کردن

08:22.299 --> 08:24.799
.بدون اينکه هيچ آغاز يا پاياني داشته باشد

08:24.801 --> 08:26.801
اين تصويريست که جهان در صورتيکه ما

08:26.803 --> 08:30.405
،به شکل فيزيکي درگير زمان نبوديم
.به خود مي گرفت

08:33.709 --> 08:35.610
شان کرول"، فيزيکدان انستيتوي"

08:35.612 --> 08:39.347
.تکنولوژي کليفرنياست

08:39.349 --> 08:40.582
.ما در فضا زندگي مي کنيم

08:40.584 --> 08:43.351
.در اطراف ما فضاي سه بعدي واقع شده

08:43.353 --> 08:46.488
،آنچه که "آينشتاين" دريافت
.اين بود که زمان هم يک بُعد ديگريست

08:46.490 --> 08:50.392
،در حقيقت، زمان و فضا در کل
يک چيز هستند که موسومند به فضا-زمان

08:50.394 --> 08:51.926
.که چهار بُعديست

08:51.928 --> 08:53.227
اين همان چيزيست که ما در آن زندگي مي کنيم

08:53.229 --> 08:55.430
و همان چيزيست که در آن حرکت مي کنيم و
.زندگيمان را در آن ادامه مي دهيم

08:55.432 --> 08:57.499
آينشتاين" اين را هم تشخيص داده بود"

08:57.501 --> 09:02.104
.که جاذبه، يک جلوه اي از انحناي فضا-زمان است

09:02.106 --> 09:03.673
.ما اجرام را در جهان داريم

09:03.675 --> 09:05.141
مثلاً سيارات يا سياهچاله ها

09:05.143 --> 09:07.478
يا اجرام و يا حتي نوعي از انرژي

09:07.480 --> 09:09.780
.که فضا و زمان را به دور خود پيچيده

09:09.782 --> 09:12.683
و اين همان چيزيست که ما
.به عنوان جاذبه مي شناسيم

09:12.685 --> 09:15.553
.و واقعاً هم اين فضا-زمان است که تاب بر مي دارد

09:15.555 --> 09:17.188
زمان هم مثل فضاست

09:17.190 --> 09:20.659
،حالا اگر شما نزديک به يک ميدان قوي جاذبه سفر کنيد

09:20.661 --> 09:25.030
جريان زمان را متفاوت از
.جريان زمان در فضا حس مي کنيد

09:25.032 --> 09:30.468
.نسبيت زمان، بازتابهاي بسيار عجيبي ايجاد کرد

09:30.470 --> 09:32.571
،مثلاً سريعتر بودن زمان براي فضانوردان

09:32.573 --> 09:34.572
.نسبت به مردم روي زمين

09:34.574 --> 09:37.776
،اما نتيجه گيري "آينشتاين" درباره معماي زمان

09:37.778 --> 09:41.346
.جنبشي حتي چالش برانگيزتر را برانگيخت

09:41.348 --> 09:43.114
ما وقتي به اطراف مي نگريم

09:43.116 --> 09:48.487
مي بينيم که تمامي فضاي پيرامون ما
.همينجا و در همين لحظه وجود دارد

09:48.489 --> 09:51.857
آيا اين نشان دهنده آن نيست که همه زمانها

09:51.859 --> 09:55.994
،از گذشته تا حال و آينده
همگي با هم وجود دارند؟

09:55.996 --> 10:01.067
آيا ميتواند اينطور باشد که
آينده از همين حالا وجود دارد؟

10:01.069 --> 10:03.035
فيزيک مي گويد که تمام لحظات زمان

10:03.037 --> 10:04.637
.در حد يکساني، واقعي هستند

10:04.639 --> 10:06.639
و اين ما را وادار مي کنه بپذيريم که

10:06.641 --> 10:08.941
.همه اينها همزمان با هم وجود دارند

10:08.943 --> 10:12.144
همه در زمان حال وجود دارند
.اما اينطور به نظر ما نمي رسه

10:12.146 --> 10:13.679
،لحظات مختلف زمان

10:13.681 --> 10:15.314
.درست مثل نقاط مختلف فضا هستند

10:15.316 --> 10:16.449
.اينجا نيستند

10:16.451 --> 10:18.384
،وجود دارند
.اما جاي ديگري هستند

10:18.386 --> 10:20.419
،تنها تفاوت در اين هست که بر عکس فضا

10:20.421 --> 10:22.821
ما نمي تونيم زمان رو طور ديگري به جز

10:22.823 --> 10:24.923
.لحظاتي در پي هم تجربه کنيم

10:24.925 --> 10:27.893
نمي تونيم به لحظه گذشته برگرديم

10:27.895 --> 10:32.264
و نمي تونيم همين حالا با لحظه اي در آينده
.ارتباط برقرار کنيم

10:32.266 --> 10:35.500
،اين نوع جابجايي موقت

10:35.502 --> 10:39.971
به نظر مي رسد که مخالف قوانين فيزيک
.و تجارب بشر است

10:41.473 --> 10:42.941
آيا اينطور است؟

10:44.243 --> 10:46.311
.شايد اينطور نباشد

10:46.313 --> 10:47.845
اين مرد مدعيست که

10:47.847 --> 10:52.050
جهان پر از مردميست که به زمان کاري ندارند

10:52.052 --> 10:57.122
و زمان به خودي خود
.مي تواند تنها در ذهن ما باشد

11:03.461 --> 11:08.332
آيا زمان ضرباهنگي ثابت
در پشت صحنه جهان هست؟

11:08.334 --> 11:10.768
يا اينکه چيزيست که مي تونه

11:10.770 --> 11:14.238
از مکاني به مکاني ديگر
و فردي به فردي ديگر تغيير کنه؟

11:14.240 --> 11:15.639
ما هر قدر پيرتر مي شيم

11:15.641 --> 11:19.610
به نظر مي رسه که جريان زمان
.ما رو تندتر به جلو مي بره

11:19.612 --> 11:24.883
،رابطه ما با زمان
.با بالا رفتن سن تغيير مي کنه

11:27.787 --> 11:31.424
مطالعات نشان مي دهند که گذر زمان

11:31.426 --> 11:34.728
.ظاهراً با جذر عمر ، سرعت مي گيرد

11:34.730 --> 11:37.297
پس در 10 سالگي، 1:1 است

11:37.299 --> 11:41.134
و در 20 سالگي 1:1.4 مي شود

11:41.136 --> 11:45.472
و زماني که شما 60 ساله مي شويد 1:2.44 مي شود

11:45.474 --> 11:48.741
.تقريباً 2 ½  سريعتر

11:48.743 --> 11:52.211
همه ما زمان را
ثانيه به ثانيه تجربه مي کنيم

11:52.213 --> 11:54.380
<i>.اما به همين شکل احساسش نمي کنيم</i>

11:54.382 --> 11:57.716
"ديويد ايگلمن" از کالج داروشناسي "بيلر"

11:57.718 --> 11:59.651
بيشتر کار خود را

11:59.653 --> 12:02.721
صرف حل معماي
.چگونگي درک بشر از زمان کرده است

12:02.723 --> 12:05.725
او دريافت که ادراک ما از زمان

12:05.727 --> 12:09.663
.در حوزه زيستي و رواني ما قرار دارد

12:09.665 --> 12:12.633
،بسياري از مردم
.درست پيش از زنگ ساعت بيدار ميشن

12:12.635 --> 12:14.903
چون همينطور که ريتم 24 ساعته بدنشون

12:14.905 --> 12:16.872
،در حال عمل هست

12:16.874 --> 12:18.741
:علائمي در بدنشون به اونها مي گه

12:20.077 --> 12:22.345
وقت بيدار شدنه
.و اونها يک دفعه بيدار مي شن

12:22.347 --> 12:25.380
درک زمان در ما ،همچنين مي تواند

12:25.382 --> 12:28.117
،با چيزهايي مثل محروميتهاي حسي

12:28.119 --> 12:29.885
،تحريک بيش از حد

12:29.887 --> 12:32.888
.و تغييرات هشياري ، دگرگون شود

12:32.890 --> 12:35.624
،حالا مثلاً وقتي کسي "ماري وانا" مصرف مي کنه

12:35.626 --> 12:39.361
.گاهي ميگه : واي انگار که من سالهاست اينجا بودم

12:39.363 --> 12:40.662
راستي من چند وقته که اينجا هستم؟

12:40.664 --> 12:43.698
انگار که عبور زمان براشون آهسته ميشه

12:43.700 --> 12:46.334
اما واقعاً مسئله کند شدن زمان نيست

12:46.336 --> 12:50.338
من فکر مي کنم که مسئله عدم تواناييشون
.در نفوذ به خاطراتشون هست

12:50.340 --> 12:52.574
يعني همون مولفه اي که
.بهشون ميگه کي به اينجا رسيدند

12:52.576 --> 12:54.042
و بدون اين مولفه

12:54.044 --> 12:57.012
اينطور به نظرشون مياد که
.مدتهاست که همونجا بوده اند

12:59.549 --> 13:01.850
،اگر تا به حال تصادف کرده باشيد

13:01.852 --> 13:04.520
ممکن هست که اين حس عجيب را تجربه کرده باشيد

13:04.522 --> 13:06.622
،که گويي تمامي رويداد
.به صورت کند اتفاق افتاده است

13:06.624 --> 13:09.759
،اما برعکسِ مبهم بودنِ حالت تخدير

13:09.761 --> 13:13.329
.شما همه جزئيات را کاملاً شفاف مي بينيد

13:13.331 --> 13:17.299
.اين مثال ديگري از پيچش زمان در حافظه است

13:17.301 --> 13:19.868
اتفاقي که در يک رويداد شديد مي افته اين هست که

13:19.870 --> 13:24.072
شما يک مرکز کنترل اورژانسي در مغز داريد

13:24.074 --> 13:25.673
که به کار مي افته

13:25.675 --> 13:29.611
خاطرات متراکم رو در طول حادثه به خواب مي بره

13:29.613 --> 13:32.547
،براي همين
.به نظر مي رسه که زمان طولاني گذشته

13:32.549 --> 13:34.816
در هر لحظه

13:34.818 --> 13:36.952
مغز، مقدار عظيمي از اطلاعات را

13:36.954 --> 13:40.222
.هماهنگ و پردازش مي کند

13:40.224 --> 13:42.457
،رفتارهاي ساده
در واقع معجزات کوچکي

13:42.459 --> 13:45.259
.از سرعت و قدرت مغز هستند

13:45.261 --> 13:48.062
،وقتي شما بشکن مي زنيد
.به نظر مي رسه که همه چيز همزمان هست

13:48.064 --> 13:49.930
،به نظر مي رسه که شکل و صداي بشکن

13:49.932 --> 13:51.398
.همزمان اتفاق مي افته

13:51.400 --> 13:53.733
اما در حقيقت...اتفاقي که مي افته اين هست که

13:55.068 --> 13:57.436
سيستم شنوايي شما
قادر به دريافت اطلاعاتي که

13:57.438 --> 14:00.606
از گوشهاي شما دريافت ميشه هست
و اون رو بلافاصله پردازش مي کنه

14:00.608 --> 14:02.541
در حاليکه سيستم بينايي شما
.بسيار آهسته تر از اون عمل مي کنه

14:04.511 --> 14:07.647
يعني مغز شما صدا رو مي شنوه

14:07.649 --> 14:09.349
و بعد مي بينه

14:09.351 --> 14:12.520
،و به يک شکلي، هر دوي اونها رو مي گيره

14:12.522 --> 14:14.689
به هم وصلش مي کنه و

14:16.092 --> 14:18.026
يک داستان مي سازه...
که ميگه همه اينها همزمان بوده

14:18.028 --> 14:19.528
حتي با وجود اينکه سيگنالها هم

14:19.530 --> 14:21.297
.در زمانهاي متفاوتي به مغز مي رسند

14:21.299 --> 14:23.665
همه اين ماجرا واقعاً از دل زمان بيرون مياد

14:23.667 --> 14:26.034
.اما به نظر ما اينطور نمي رسه

14:26.036 --> 14:28.204
بلکه اينطور به نظر مياد که
.همه چيز همزمان با هم اتفاق افتاده

14:28.206 --> 14:31.107
تنها چند ميليونيم ثانيه طول مي کشد

14:31.109 --> 14:32.942
تا مغز شما اطلاعات را کنار هم بگذارد

14:32.944 --> 14:35.912
.و آن را به خود آگاه شما ارسال کند

14:35.914 --> 14:40.750
و اين به معناي آنست  که همه ما
.در حد بسيار اندکي، در گذشته زندگي مي کنيم

14:40.752 --> 14:44.554
اين تاخير زمان ،مبادله ايست که مغز ما

14:44.556 --> 14:48.391
،براي در اختيار گذاشتن بهترين صورت ممکن
.از يک رويداد به ما ارائه مي کند

14:48.393 --> 14:51.462
،اما وقتي مغز
،داستان را به درستي درک نمي کند

14:51.464 --> 14:54.166
مي تواند رابطه شما را با زمان تغيير دهد

14:54.168 --> 14:57.703
و زمان شخصي شما با ديگران متفاوت مي شود

14:57.705 --> 15:01.106
.و اين موضوع مي تواند عواقب بسيار بدي داشته باشد

15:01.108 --> 15:04.176
روزنامه هاي پزشکي، درباره يک مورد عجيب

15:04.178 --> 15:06.545
.از مردي که در حال رانندگي بود نوشتند

15:06.547 --> 15:09.748
،او حس مي کرد درختان و ساختمانهاي دو طرف جاده

15:09.750 --> 15:10.950
با سرعت در حال عبورند

15:10.952 --> 15:14.520
در حاليکه او با سرعت 200 مايل در ساعت
.مشغول رانندگي بود

15:14.522 --> 15:17.056
سرعت گاز را کم کرد

15:17.058 --> 15:20.292
.اما عبور پر سرعت تصاوير، همچنان ادامه داشت

15:20.294 --> 15:24.563
<i>.اين مرد، دنيا را در حال شتاب گرفتن درک مي کرد</i>

15:24.565 --> 15:28.034
<i>.او بود که سرعتش کند شده بود</i>

15:28.036 --> 15:31.103
.او با سرعت کم حرف مي زد و راه مي رفت

15:31.105 --> 15:35.508
.رابطه اش را با زمان از دست داده بود

15:35.510 --> 15:38.243
معلوم شد که او بيماري زمان در او

15:38.245 --> 15:41.347
.به دليل وجود يک تومور مغزي ايجاد شده

15:41.349 --> 15:46.418
،زمان هر چه که هست
.عميقاً در درون ما ريشه دوانده

15:46.420 --> 15:52.258
،همگي ما ساعتهايي هستيم
.با زمانهاي دروني خود

15:52.260 --> 15:53.759
ديويد ايگلمن" دريافت"

15:53.761 --> 15:57.229
که حتي اندکي دور شدن از جريان زمان

15:57.231 --> 16:01.033
.مي تواند سبب بروز بيماري جدي ذهني شود

16:01.035 --> 16:03.269
من فکر مي کنم که
اسکيزوفرنيا(شيزوفرني) ميتونه اساساً

16:03.271 --> 16:05.271
.يک جابجايي در درک زمان باشه

16:05.273 --> 16:08.774
فرض کنيد که يک کمبودي در درک زمان
براي شما پيش بياد

16:08.776 --> 16:11.844
به طوريکه شما نفهميد عملکرد خودِ شما

16:11.846 --> 16:15.047
.قبل يا بعد از پيامدهاي حسي مي رسه

16:15.049 --> 16:16.315
اتفاقي که مي افتد اين خواهد بود که

16:16.317 --> 16:18.918
.شما دچار يک درک چند پاره مي شيد

16:18.920 --> 16:20.519
و نمي تونيد تشخيص بديد که
چه کاري رو انجام داديد

16:20.521 --> 16:21.887
.و چه کاري رو انجام نداديد

16:23.957 --> 16:26.892
براي نشان دادن اينکه زمان ما
،چقدر مي تواند انعطاف داشته باشد

16:26.894 --> 16:29.428
ديويد" دست به آزمايشي زد"

16:29.430 --> 16:33.898
،که شکل هوشمندانه اي
.درک زمان را به آزمايش گذاشت

16:36.468 --> 16:39.737
فرض کنيد که من از شما بخواهم يک دکمه رو فشار بديد

16:39.739 --> 16:41.739
.که يک چراغ رو براي شما روشن کنه

16:46.145 --> 16:48.280
حالا من يک تاخير بسيار اندک رو اعمال مي کنم

16:48.282 --> 16:51.617
و وقتي که شما دکمه رو فشار مي ديد، نور

16:51.619 --> 16:54.753
.مثلاً يک دهم ثانيه ديرتر ظاهر ميشه

16:54.755 --> 16:57.623
مغز شما به اين تاخير عادت مي کنه

16:57.625 --> 17:00.693
و درکش اينطور ميشه که
وقتي عمل آغاز ميشه

17:00.695 --> 17:03.997
بازتاب اين عمل يک کمي
.ديرتر از مقدار مورد انتظار خواهد بود

17:03.999 --> 17:05.899
پس سعي مي کنه خودش رو با اون هماهنگ کنه

17:05.901 --> 17:08.868
.و براي شما همزمان به نظر مي رسه

17:08.870 --> 17:12.037
حالا اگر من تاخير رو برطرف کنم

17:12.039 --> 17:14.573
و شما دکمه رو فشار بديد و نور بلافاصله ظاهر بشه

17:14.575 --> 17:15.941
شما فکر مي کنيد که

17:15.943 --> 17:19.478
نور پيش از اينکه شما دکمه رو فشار بديد ظاهر شده

17:21.548 --> 17:24.316
اين دقيقاً همان اتفاقيست که
.در "اسکيتزو فرنيا" (شيزوفرنيا) مي افته

17:24.318 --> 17:26.852
.کسي يک کاري رو انجام مي ده و ميگه: من نبودم

17:26.854 --> 17:30.623
من احساس نمي کنم هموني هستم که
.باعث اين اتفاق شده

17:30.625 --> 17:34.293
.زمان از شخصي به شخصي ديگر، متفاوت است

17:34.295 --> 17:37.562
و خاصيت اِلاستيک زمان موضوعي

17:37.564 --> 17:41.900
باعث شد تا "ديويد" به صرافت آن بيفتد
.که آيا زمان امري حقيقيست يا نه

17:41.902 --> 17:44.903
من فکر مي کنم که زمان ميتونه

17:44.905 --> 17:48.508
.چموش ترين فيلتر ذهني ما باشه

17:48.510 --> 17:51.444
و وقتي که ما شروع به تلاش براي
دست يافتن به عمق آن مي کنيم

17:51.446 --> 17:53.347
و سعي مي کنيم واقعاً بفهميم

17:53.349 --> 17:55.483
،زمان چطور به وسيله مغز خلق ميشه

17:55.485 --> 17:57.786
بايد برگرديم به فيزيک

17:57.788 --> 18:00.689
.و همه معادلات رو به هم بريزيم

18:00.691 --> 18:04.559
آيا اين امکان وجود دارد که
فاکتورهاي انساني را محو کنيم

18:04.561 --> 18:06.227
و زمان را کاملاً

18:06.229 --> 18:08.729
از توصيف فيزيکي هستي بيرون بکشيم؟

18:08.731 --> 18:11.832
.اين مرد مي گويد: بله

18:11.834 --> 18:14.234
او معادلات "آينشتاين" را به هم ريخت

18:14.236 --> 18:18.638
و به اين نتيجه رسيد که زمان
.ممکن است اصلاً وجود نداشته باشد

18:22.657 --> 18:25.125
،ادعاي اينکه: " زمان يک توهم است

18:25.127 --> 18:26.460
<i>شايد به نظر افراطي برسه</i>

18:26.462 --> 18:29.897
اما انکار زمان، ايده اي قديميست

18:29.899 --> 18:33.768
."آنهم به قدمتي 2500 ساله

18:33.770 --> 18:38.339
،در سال 500 پيش از ميلاد ،"پارمنيدس" فيلسوف

18:38.341 --> 18:41.241
.مدعي شد که "جنبش" وجود ندارد

18:41.243 --> 18:43.744
زيرا براي اينکه يک شئ
،قادر به طي کردن فاصله اي باشد

18:43.746 --> 18:45.379
لازم است که

18:45.381 --> 18:47.815
کسري از گامهاي بي نهايت را طي کند

18:47.817 --> 18:50.217
تا بتواند از نقطه اي به نقطه اي ديگر برسد

18:50.219 --> 18:53.954
.و هيچکس قادر به برداشتن گامهايي بينهايت نيست

18:53.956 --> 18:58.625
،و چنانچه جنبش وجود نداشته باشد
.تغيير هم ممکن نيست

18:58.627 --> 19:02.029
.بنابراين، زمان يک توهم است

19:02.031 --> 19:05.432
هيچکس واقعاً نمي دانست که
.اين موضوع چگونه قابل درک است

19:05.434 --> 19:07.501
.قطعاً جنبش وجود دارد

19:07.503 --> 19:11.672
<i>،همه چيز تغيير مي کند و زمان هم مي گذرد
درست است؟</i>

19:15.244 --> 19:17.212
.شايد اينطور نباشد

19:17.214 --> 19:20.182
،در دهکده اي باستاني در انگلستان

19:20.184 --> 19:23.285
اين مرد معتقد است که
قوانين فيزيک کوانتوم ثابت مي کنند که

19:23.287 --> 19:26.154
.پارمنيديس درست مي گفته است

19:26.156 --> 19:31.191
.نام او "جولين باربر" است

19:31.193 --> 19:34.794
از چند دهه پيش او با احتياط
.يک موضوع رياضي را پيش کشيد

19:34.796 --> 19:38.598
،درباره اينکه جهان
نيازي به زمان ندارد

19:38.600 --> 19:45.372
،که موضوعي کاملاً غريب به نظر مي رسد
.چرا که محصور در گذشته است

19:45.374 --> 19:50.378
ما اينجا در يک دهکده
و خياباني بسيار قديمي ايستاده ايم

19:50.380 --> 19:54.550
،و پشت سر من هم
.خانه من قرار گرفته که ساخت 1659 است

19:54.552 --> 19:56.352
نيوتن در اون زمان، 17 ساله بود

19:56.354 --> 19:59.522
و با جديت کارش رو درباره
.زمان و جنبش شروع کرده بود

19:59.524 --> 20:02.058
،اگر زمان وجود ندارد

20:02.060 --> 20:05.728
پس همه اينها به چه معناست؟

20:05.730 --> 20:10.633
،از نظر "جولين"، همه آنچه که ما مي بينيم
.يک کاوش باستانشناسانه است

20:10.635 --> 20:13.036
،همه چيز اول وجود دارد

20:13.038 --> 20:16.906
.و سپس زمان، از آن حاصل مي شود

20:16.908 --> 20:20.377
او معتقد است که اين کليساي 1000 ساله

20:20.379 --> 20:22.880
،و اين نقاشيهاي ديواري قرن چهاردهم

20:22.882 --> 20:27.952
ثابت مي کنند که کليت زمان
.در برشهايي از فضا وجود دارد

20:27.954 --> 20:31.923
گذشته ما فقط يک دنياي ديگر است

20:31.925 --> 20:35.461
.يا اينکه فقط يک پيکر بندي ديگري از جهان است

20:35.463 --> 20:37.063
.يک زمان حال ديگريست

20:41.169 --> 20:43.403
.و اين دقيقاً خود واقعيت است

20:43.405 --> 20:46.939
.لحظه" در "زمان" وجود نداره"
.اين "زمان" هست که در "لحظه" وجود داره

20:49.276 --> 20:51.677
،ديدگاه افراطي "جوليَن" درباره زمان

20:51.679 --> 20:54.646
،از بطن معادله "ويلر- دويت" به دست آمده است

20:54.648 --> 20:58.083
،معادله اي رياضي متعلق به دهه 1960

20:58.085 --> 21:01.619
که در راستاي آشتي دادن نسبيت "آينشتاين" با

21:01.621 --> 21:04.089
.مکانيک کوانتوم بود

21:04.091 --> 21:07.092
،در حال انجام اين معادله
اتفاق غريبي روي مي دهد

21:07.094 --> 21:11.798
شما با معادله اي روبرو هستيد که در آن هيچ
وجود ندارد "Time" اختصاري به عنوان زمان "T" علامت

21:11.800 --> 21:16.671
،از آنجا که اين موضوع
،مخالف واقعيت قابل مشاهده است

21:16.673 --> 21:19.608
اغلب ، اين معادله را اثبات ديگري بر

21:19.610 --> 21:22.578
عدم همراستايي فيزيک کوانتوم و فرضيه نسبيت

21:22.580 --> 21:24.112
.قلمداد کرده اند

21:25.249 --> 21:29.451
.اما از نظر "جوليَن"، اين يک راه نجات بود

21:29.453 --> 21:33.622
.هيچ تاريخ ويژه اي در مکانيک کوانتوم وجود نداره

21:33.624 --> 21:34.790
و اگر شواهد تلاش

21:34.792 --> 21:37.426
براي ترکيب مکانيک کوانتوم

21:37.428 --> 21:39.995
،با فرضيه نسبيت "آينشتاين" درست باشه

21:39.997 --> 21:41.330
.پس اصلاً زمان وجود نداره

21:41.332 --> 21:44.633
،پس در عمق واقعيت

21:44.635 --> 21:46.735
.زمان وجود ندارد

21:46.737 --> 21:50.039
آنچه مهم است، آنست که چگونه اشياء

21:50.041 --> 21:53.208
.در قاب متوقف شده فضا، به هم مربوطند

21:53.210 --> 21:54.843
ديدگاه من از جهان

21:54.845 --> 21:57.713
مثل يک مجموعه عظيم از عکس است

21:57.715 --> 22:01.416
.که بي نهايت دقيق در کنار هم چيده شده اند

22:01.418 --> 22:04.954
.هيچ ارتباطي هم با هم ندارند

22:04.956 --> 22:07.123
دنياي اونها جداست

22:07.125 --> 22:09.792
.اما هر کدام از اين دنياها بسيار غنيست

22:09.794 --> 22:12.929
به طوريکه بخشي از اين دنيا

22:12.931 --> 22:14.931
.عکسهايي در دل عکسهايي ديگر هست

22:14.933 --> 22:18.468
.اين واقعاً همان تصوير زندگي ماست

22:18.470 --> 22:20.970
.مغز ما اين لحظات فريز شده را به هم متصل مي کند

22:20.972 --> 22:22.305
.و آنها را در مغز ما اجرا ميسازد

22:22.307 --> 22:24.974
به همان روشي که عکاسان هم

22:24.976 --> 22:27.076
در روش 24 فريم در ثانيه عمل مي کنند

22:27.078 --> 22:31.214
.و تصوير مقابل شما را در نظر شما متحرک مي کنند

22:31.216 --> 22:34.250
.اما چيزي در واقع حرکت نمي کند

22:34.252 --> 22:38.221
،آنچه که ما به نام "زمان" مي شناسيم
.يک توهم است

22:40.758 --> 22:43.359
،در يک مفهوم عميق تر

22:43.361 --> 22:46.295
،جهان
،اين جهان کوانتومي

22:46.297 --> 22:47.863
.ساکن است

22:47.865 --> 22:49.298
.هيچ چيزي در تغيير نيست

22:49.300 --> 22:51.233
،"و طبق قول "جوليَن

22:51.235 --> 22:53.369
،همه اين تصاوير برداشته شده از جهان

22:53.371 --> 22:57.206
.همزمان با هم وجود دارند

22:57.208 --> 23:02.744
اگر من بگم که ديروز براي من ديگر وجود نداره

23:02.746 --> 23:07.149
مثل اين هست که بگيم
.شماره 13 نشان دهنده اين هست که 11 مُرده

23:07.151 --> 23:10.552
.رياضيات، اين رو مسخره مي دونه

23:10.554 --> 23:13.756
اين لحظه بسيار زنده هست

23:13.758 --> 23:16.325
اما به نوعي ،وقتي که شما

23:16.327 --> 23:19.295
،اون رو به رياضيات بر مي گردونيد

23:19.297 --> 23:20.963
.ابدي هم هست

23:24.101 --> 23:28.338
"شايد ديدگاه "جوليَن باربر
درباره زمان افراطي به نظر برسه

23:28.340 --> 23:32.042
،اما در جامعه فيزيک
کاملاً جدي گرفته مي شه

23:32.044 --> 23:36.279
که البته به اين معنا نيست
.که همه هم با او موافق باشند

23:36.281 --> 23:38.582
،"دوست نزديک "جوليَن
لي اسمولين" نيز"

23:38.584 --> 23:40.584
.يکي از بزرگترين متقدان اوست

23:40.586 --> 23:42.919
.زمان يک توهم نيست

23:42.921 --> 23:45.922
.زمان يک ساختار نيست

23:45.924 --> 23:48.324
.زمان يک برآيند نيست

23:48.326 --> 23:51.527
.زمان يک واقعيته

23:51.529 --> 23:53.896
،نظريه توهم بودن زمان

23:53.898 --> 23:56.464
موجب به وجود آمدن يک جنگ داخلي
.در دنياي فيزيک شده

23:56.466 --> 24:00.234
.جنگي که دوست را مقابل دوست قرار مي ده

24:06.798 --> 24:12.937
آيا زمان يک توهميست که ما ايجاد مي کنيم
تا جهان رو بفهميم؟

24:12.939 --> 24:16.941
:عصب شناسان و فيزيکدانان مي گويند
.ممکنه

24:16.943 --> 24:19.501
اما دسته ديگر هم مي گن که ما نمي تونيم

24:19.502 --> 24:22.369
،آنچه رو که حس و مشاهده ما به ما ميگه
.نديده بگيريم

24:22.371 --> 24:26.573
.حسي که به ما ميگه: زمان واقعاً وجود داره

24:29.511 --> 24:31.445
،در اين ديدگاه

24:31.447 --> 24:34.515
ما جهان را به عنوان جرياني از لحظات تجربه مي کنيم

24:34.517 --> 24:37.051
.زيرا اين روش طبيعت است

24:37.053 --> 24:40.821
عبور زمان، يک حقيقت ابتداييست

24:40.823 --> 24:46.760
.و در واقع، شايد تنها حقيقت جهان باشد

24:46.762 --> 24:49.997
تيم مادلين"، فيلسوف فيزيک"

24:49.999 --> 24:51.666
.در دانشگاه راتگرز است

24:53.436 --> 24:56.238
،ايده اي که ميگه زمان واقعاً يک توهم هست

24:56.240 --> 24:59.108
بيان مي کنه که واقعاً مهم نيست

24:59.110 --> 25:01.110
که من مرتب پيرتر مي شم

25:01.112 --> 25:04.847
و نگران اين هستم که مرگ من هر روز

25:04.849 --> 25:07.416
.يک روز به من نزديکتر شده

25:07.418 --> 25:10.386
بلکه موضوع اين هست که
.من نمي تونم باورش کنم

25:10.388 --> 25:13.423
هر قدر هم سعي مي کنم
.اما نمي تونم باورش کنم

25:13.425 --> 25:15.625
.و در دنيايي که من در اون زندگي مي کنم جا نميگيره

25:15.627 --> 25:17.494
"براي "تيم

25:17.496 --> 25:21.899
.عقل حکم مي کند که زمان وجود داشته باشد

25:21.901 --> 25:25.737
اما چرا بعضي از فيزيکدانها منکر آن هستند؟

25:25.739 --> 25:28.607
نظر "تيم" اين است که
اين بازي خطرناک از آن کسانيست که

25:28.609 --> 25:30.910
.با رياضيات سروکار دارند

25:30.912 --> 25:33.880
،همه محاسبات ما در فيزيک
از جنس رياضيات هست

25:33.882 --> 25:35.849
.و فرضيات رياضي هم، زمان ندارند

25:35.851 --> 25:38.251
.فرضيات رياضي، تغيير نمي کنند

25:38.253 --> 25:42.155
بنابراين وقتي شما بيش از حد
،با اعداد سروکار داشته باشيد

25:42.157 --> 25:44.624
،و اين شماره ها هم هيچ تغييري نکنند

25:44.626 --> 25:47.093
و شما هم از همين موضوع
،براي معرفي جهان استفاده کنيد

25:47.095 --> 25:48.461
ممکنه به سختي قبول کنيد که

25:48.463 --> 25:51.430
.جهان واقعاً در تغيير هست

25:51.432 --> 25:53.832
به نظر مياد که بعضيها معتقد به اين هستند که

25:53.834 --> 25:55.801
جهان يک کاربرد رياضي داره

25:55.803 --> 25:58.137
.که اونها هم بهش عادت دارند

25:58.139 --> 25:59.404
و اين موضوع به اونها اجازه مي ده

25:59.406 --> 26:02.074
تا با موج رياضيات بروند

26:02.076 --> 26:04.577
.و دورنماي فيزيکي دنيا رو از دست بدهند

26:04.579 --> 26:06.612
جوليَن باربر" معتقد هست که"

26:06.614 --> 26:11.117
فضا تنها چيزيست که وجود دارد
.و زمان هم يک توهم است

26:11.119 --> 26:14.754
:تيم" هم مي گويد"
.جوليَن" کاملاً در اشتباه است"

26:14.756 --> 26:19.126
،ما به زمان احتياج داريم
.اما به فضا نيازي نداريم

26:19.128 --> 26:21.929
فضا عنصري اساسي نيست

26:21.931 --> 26:24.198
.اما زمان اساسيست

26:24.200 --> 26:26.633
<i>ما نياز به چيزي بيش از زمان نداريم</i>

26:26.635 --> 26:28.468
.و نمي تونيد بر عکسش رو تصور کنيد

26:28.470 --> 26:30.537
در اينصورت ناچار مي شيد از فضا شروع کنيد
.و به زمان برسيد

26:30.539 --> 26:34.840
.زمان در پايين ترين سطح واقع شده

26:34.842 --> 26:37.243
من فکر مي کنم اين همان چيزيست که
حتي فيزيک هم ثابتش کرده

26:37.245 --> 26:39.745
.حتي اگر توجه زيادي هم بهش نداشته باشيم

26:41.581 --> 26:43.916
آيا فضا اول بوده

26:43.918 --> 26:46.219
يا اينکه زمان اول بوده؟

26:46.221 --> 26:48.455
،اين مبحث

26:48.457 --> 26:50.958
:به کشف تولد جهان باز مي گردد

26:50.960 --> 26:52.393
.بيگ بنگ

26:55.331 --> 26:59.601
فيزيکدانها معتقدند که
.بيگ بنگ، فضا را به وجود آورده است

26:59.603 --> 27:04.339
<i>آنها معتقد به اين نيستند که
.زمان را هم به وجود آورده باشد</i>

27:08.744 --> 27:11.712
بسياري از متخصصان در فيزيک و فلسفه هستند

27:11.714 --> 27:13.814
که فکر مي کنند زمان يک توهمه

27:13.816 --> 27:15.148
و حقيقت در

27:15.150 --> 27:18.017
،عميق ترين سطح خودش، بي زمان است

27:18.019 --> 27:20.185
.يعني خارج از مقوله زمان هست

27:20.187 --> 27:21.554
.اما من اين رو قبول ندارم

27:21.556 --> 27:23.156
<i>قبلاً قبول مي کردم</i>

27:23.158 --> 27:24.724
اما حالا معتقدم که

27:24.726 --> 27:26.993
.زمان حقيقتاً يک واقعيته

27:26.995 --> 27:28.528
لي اسمولين" معتقد است که"

27:28.530 --> 27:31.698
.زمان قديمي تر از جهان است

27:31.700 --> 27:34.501
و پيش از بيگ بنگ هم وجود داشته

27:34.503 --> 27:36.903
.و بعد از پايان جهان نيز وجود خواهد داشت

27:36.905 --> 27:40.173
و معتقد است که مي تواند آن را

27:40.175 --> 27:43.810
با توجه به رفتار ذرات نور

27:43.812 --> 27:45.912
.از راه دور، ثابت کرد

27:45.914 --> 27:48.549
يکي از قوانين فيزک مي گويد که

27:48.551 --> 27:53.621
نور با سرعتي معادل 186.282 مايل در ثانيه
.در حرکت است

27:53.623 --> 27:56.190
،اگر زمان يک توهم باشد

27:56.192 --> 28:00.428
پس اين موضوع در همه جاي جهان صادق خواهد بود

28:00.430 --> 28:02.830
.مهم نيست کجا باشد

28:02.832 --> 28:05.566
<i>،اما اگر زمان واقعي باشد</i>

28:05.568 --> 28:09.270
اين امکان هست که قوانين فيزيک

28:09.272 --> 28:13.007
.با بالا رفتن عمر جهان، تغيير کنند

28:13.009 --> 28:16.310
،اگر يک قانون ابتدايي فيزيک
همچون سرعت نور

28:16.312 --> 28:19.914
،در قديمي ترين بخش  جهان صدق نکند

28:19.916 --> 28:22.683
ما خواهيم دانست که فيزيک

28:22.685 --> 28:25.186
.حاصل تولد جهان است

28:25.188 --> 28:29.724
<i>.پس زمان نمي تواند يک توهم باشد</i>

28:29.726 --> 28:31.293
بايد يک آزمايشاتي

28:31.295 --> 28:33.228
.با نگاهي حساس تر انجام بگيره

28:33.230 --> 28:36.031
<i>،چون شايد سرعت نور
.اصلاً يک پديده جهاني نباشه</i>

28:36.033 --> 28:38.734
.و چنين تجربياتي هم تا به حال گرفته

28:40.638 --> 28:42.538
"تلسکوپ فضايي "فِرمي

28:42.540 --> 28:44.573
.يکي از اين تجارب است

28:44.575 --> 28:47.643
.فِرمي" تشعشعات گاما را ضبط مي کند"

28:47.645 --> 28:50.145
انفجارات غريب انرژي را

28:50.147 --> 28:52.748
.در دورترين نقاط کيهان

28:52.750 --> 28:56.684
اين انفجارات، شانس بررسي قوانين فيزيک را

28:56.686 --> 28:59.954
.در 13 بيليون سال پيش، به ما مي دهد

29:01.423 --> 29:04.792
،تصور کنيد که دو فوتون
از يک تشعشع انفجاري گاما

29:04.794 --> 29:07.829
.به 10 بيليون سال نوري دورتر پرتاب شوند

29:07.831 --> 29:13.168
در حاليکه يکي از فوتونها
.با انرژي بيشتري از ديگري، آزاد شده است

29:14.737 --> 29:17.205
،در قسمتي از کيهان که ما در آن هستيم

29:17.207 --> 29:22.111
.هر دو فوتون با سرعتي دقيقاً يکسان در سفرند

29:22.113 --> 29:24.180
اما اگر قوانين فيزيک

29:24.182 --> 29:26.816
،در نقاط ديگر کيهان متفاوت باشد

29:26.818 --> 29:29.651
لي" معتقد است که فوتون پرانرژي تر"

29:29.653 --> 29:31.787
.بايد عقب بماند

29:35.692 --> 29:37.660
اينطور خواهد شد که

29:37.662 --> 29:39.595
،بعد از 10 بيليون سال

29:39.597 --> 29:41.698
يکي از اين دو، يک يا دو ثانيه جلوتر مي افته

29:41.700 --> 29:45.802
.و همين يکي دو ثانيه براي کشف شدن کافيست

29:45.804 --> 29:48.672
حتي با وجود اينکه يک ثانيه
،در طول 10 بيليون سال هم بوده باشه

29:48.674 --> 29:50.040
.ما به هر حال مي تونيم متوجهش بشيم

29:50.042 --> 29:52.510
داده هاي "فِرمي" درباره تشعشعات گاما

29:52.512 --> 29:55.213
.ظرف همين چند سال آينده به دست خواهند آمد

29:55.215 --> 29:57.482
لي" ممکن است به زودي"
قادر به اثبات اين باشد که

29:57.484 --> 30:00.652
،زمان حال " در 13 بيليون سال پيش"

30:00.654 --> 30:03.488
<i>حقيقتاً، متفاوت از "زمان حال امروز" ماست</i>

30:03.490 --> 30:07.325
.بنابراين، زمان بايد حقيقت داشته باشد

30:07.327 --> 30:11.429
اثبات اينکه قوانين فيزيک
،در طول زمان تغيير مي کنند يا نه

30:11.431 --> 30:13.131
مذاکراتي را در پي خواهد داشت مبني بر اينکه

30:13.133 --> 30:16.901
آيا "زمان" يک عنصر حقيقست ، يا يک توهم؟

30:16.903 --> 30:21.071
:اما همچنان يک سوال بزرگ  بي جواب خواهد ماند

30:21.073 --> 30:23.608
چرا زمان وجود داره؟

30:23.610 --> 30:27.245
.از نظر تئوري، فيزيک نيازي به زمان ندارد

30:27.247 --> 30:30.816
.با اينحال ما حس ميکنيم که با آن درگيريم

30:30.818 --> 30:33.819
،اگر زمان زاده ذهن ما نباشد

30:33.821 --> 30:36.021
پس از کجا آمده؟

30:37.758 --> 30:40.427
.شان کَرول" معتقد است که پاسخ را يافته است"

30:40.429 --> 30:44.096
اما اجراي آن، نيازمند يک دوقلوي شيطان

30:44.098 --> 30:47.933
.با "زمان" معکوس خواهد بود

30:54.667 --> 30:57.702
،تئوريها، در محدوده عملکرد زمان هستند

30:57.704 --> 31:01.039
.چه در هستي و چه در ذهن ما

31:01.041 --> 31:04.777
اما به ندرت مي شه
:با فيزيکداني برخورد کرد که بپرسه

31:04.779 --> 31:07.580
"چرا زمان وجود دارد؟"

31:07.582 --> 31:11.017
اگر "زمان" پديده اي نيست که
،ما انسانها اون رو اختراع کرده باشيم

31:11.019 --> 31:14.788
پس از کجا اومده؟

31:14.790 --> 31:19.461
.شان کَرول" معتقد است که او جواب آن را مي داند"

31:19.463 --> 31:22.130
شان" يک فيزيکدان تئوريک"

31:22.132 --> 31:25.233
.در انستيتوي تکنولوژي کليفرنياست

31:25.235 --> 31:26.534
.زمان ، عنصري حقيقيست

31:26.536 --> 31:29.170
ما هر روز از اون استفاده مي کنيم و
.شواهدش هم در اطراف ما هست

31:29.172 --> 31:30.438
،اما به عنوان يک دانشمند

31:30.440 --> 31:32.707
،هر چه بيشتر درباره چيستي زمان فکر کنيم

31:32.709 --> 31:34.376
.بيشتر اسرار آميز ميشه

31:34.378 --> 31:37.079
:شان" اين ايده معمولي را که ميگويد"

31:37.081 --> 31:40.748
،زمان از گذشته به آينده در گذر است
.قبول دارد

31:40.750 --> 31:42.416
.مثل يک فلش

31:42.418 --> 31:45.386
اما چرا زمان بايد جهت داشته باشد؟

31:45.388 --> 31:48.088
شان" معتقد است که پاسخ اين سوال وابسته به"

31:48.090 --> 31:51.325
."مفهوميست به نام "اينتروپي

31:56.865 --> 32:00.133
،آنچه که به زمان ويژگي مي بخشه
يکي از قوانين فيزيک هست

32:00.135 --> 32:01.568
.يعني دومين قانون ترموديناميک

32:01.570 --> 32:03.403
:قانون دوم مي گويد

32:03.405 --> 32:05.905
،هر چه زمان جلو مي رود
.اينتروپي افزايش ميابد

32:05.907 --> 32:09.843
اينتروپي، مفهوميست که
.تعيين کننده بي نظمي اشياست

32:09.845 --> 32:12.746
و اينکه چقدر بي نظمي و به هم ريختگي
.در کيهان وجود داره

32:12.748 --> 32:14.014
،بنابراين اگر به گذشته

32:14.016 --> 32:16.016
،و به ابتداي شکل گيري کيهان برگرديد

32:16.018 --> 32:17.551
.همه چيز رو بسيار منظم خواهيد ديد

32:17.553 --> 32:20.120
درست شبيه به ظرافت نظم اين مجموعه

32:20.122 --> 32:21.455
.توپهاي بيليارد بوده

32:21.457 --> 32:23.790
،اما وقتي زمان شروع شده
،درست مثل وقتي که ما بيليارد بازي مي کنيم

32:23.792 --> 32:25.359
...اولين کاري که انجام مي ديم

32:27.094 --> 32:30.764
.بالا بردن بي نظمي در جهان هست

32:30.766 --> 32:33.200
،و هر چه زمان بيشتر در حفره جهان فرو مي رود

32:33.202 --> 32:36.003
.بي نظمي يا همان اينتروپي، بالا مي ره

32:38.206 --> 32:41.275
،از زمان تولد انفجاري جهان

32:41.277 --> 32:43.610
،بالا رفتن اينتروپي

32:43.612 --> 32:47.147
...دليل تفاوت گذشته و آينده بوده است

32:47.149 --> 32:50.883
...چرا عقربه زمان وجود دارد...

32:50.885 --> 32:53.252
...چرا ما گذشته را به خاطر داريم

32:53.254 --> 32:55.488
...چرا ما پير مي شويم

32:55.490 --> 32:58.658
چرا تکامل به اين شکل رخ مي دهد؟

32:58.660 --> 33:03.930
.همه اينها به دليل بالا رفتن اينتروپي هستند

33:05.599 --> 33:08.735
پس معما کجاست؟
اينتروپي بالا ميره و زمان به حرکت در مياد

33:08.737 --> 33:09.803
اما جالب اينجاست که

33:09.805 --> 33:11.805
در قوانين بنيادين فيزيک

33:11.807 --> 33:13.541
،که در همه اشياء محيط اطراف ما وجود داره

33:13.543 --> 33:16.110
<i>.هيچ تفاوتي بين گذشته و آينده قائل نيست</i>

33:16.112 --> 33:19.414
،"اين قوانين از "آيزاک نيوتن

33:19.416 --> 33:21.883
البرت آينشتاين" به ما رسيده"
و حتي در مکانيک کوانتوم هم

33:21.885 --> 33:23.217
شما هيچ اختلافي

33:23.219 --> 33:26.354
.بين جهت زمان با زمان ديگري نمي بينيد

33:26.356 --> 33:28.723
پس اگر شما يک سيستم بسيار ساده فيزيک

33:28.725 --> 33:30.191
،مثل همين دو توپ بيليار رو در نظر بگيريد

33:30.193 --> 33:31.459
...وقتي شما به يکي از اونها ضربه بزنيد

33:33.829 --> 33:35.263
هيچ فرقي بين...

33:35.265 --> 33:36.798
.يک جهت زمان با جهت ديگر اون وجود ندارد

33:36.800 --> 33:38.566
.شما مي تونيد اين فيلم رو برگردونيد

33:38.568 --> 33:39.967
.مي بينيد که کاملاً معمولي خواهد بود

33:39.969 --> 33:42.903
تفاوت فقط وقتي به وجود مياد، که قضيه
در سيستم ميکروسکوپي خيلي پيچيده بشه

33:42.905 --> 33:45.907
و اون زمان هست که مي بينيد
.يک اختلافي بين گذشته و آينده هست

33:45.909 --> 33:48.175
،وقتي که ما توپهاي زيادي روي ميز بيليارد داريم

33:48.177 --> 33:50.011
همه چيز در يک جهت زمان اتفاق مي افته

33:50.013 --> 33:51.212
.و نه در جهت ديگه

33:51.214 --> 33:53.548
وقتي هم که آدمهاي سالن بيليارد
.کنترل خودشون رو از دست مي دهند، همينطور ميشه

34:02.992 --> 34:05.894
،پس ما حالا صدا

34:05.896 --> 34:08.663
.شيشه شکسته و قطره هاي خون رو در اين روند داريم

34:08.665 --> 34:09.798
همه اينها جرياناتي هستند که

34:09.800 --> 34:11.900
.اينتروپي(بي نظمي) جهان رو بالا مي برند

34:11.902 --> 34:14.703
همه اين روند افزايش انرژي هم

34:14.705 --> 34:16.237
.جهت زمان را مشخص مي کنه

34:16.239 --> 34:17.538
سوال اين هست که

34:17.540 --> 34:20.608
<i>چرا اصلاً اينتروپي از همان ابتدا پايين بوده؟</i>

34:20.610 --> 34:23.311
.ظاهراً جهان ما از اعتدال خارج شده

34:23.313 --> 34:24.612
،در آينده بسيار بسيار دور

34:24.614 --> 34:27.516
.بسيار بسيار بي نظم خواهد بود

34:27.518 --> 34:30.686
،در حاليکه در گذشته بسيار بسيار دور
.بسيار منظم بوده

34:30.688 --> 34:33.956
،به عنوان يک فيزيکدان، اين شيوه بي نظمي
.واقعاً ما رو آزار مي ده

34:38.730 --> 34:40.898
شان" به دنبال يک توضيح"

34:40.900 --> 34:43.267
براي اين زمان نا متعادل بود

34:43.269 --> 34:45.936
.و آن را هم در تئوري چند جهاني پيدا کرد

34:45.938 --> 34:49.339
،بر اساس اين تئوري
،جهاني که ما شاهد آن هستيم

34:49.341 --> 34:54.278
.يکي از بي نهايت جهانهاي ديگر است

34:54.280 --> 34:56.648
شما يک جهان مادر رو تصور کنيد

34:56.650 --> 34:58.216
،که اين جهان مادر

34:58.218 --> 35:00.751
.مي تونه بچه جهانهاي ديگري رو توليد کنه

35:02.587 --> 35:04.588
يک کمي نوسان کوانتومي

35:04.590 --> 35:08.424
مي تونه يک حباب ايجاد کنه
که اولش کوچيکه اما بعد بزرگ ميشه

35:08.426 --> 35:11.927
و با اينتروپي پاييني شروع مي کنه
اما بعد اينتروپي اون زياد ميشه

35:11.929 --> 35:13.729
.درست مثل همون کاري که جهان خود ما انجام ميده

35:13.731 --> 35:16.098
،بنابراين
،يک جهان مادر

35:16.100 --> 35:19.034
.جهاني مثل جهان ما را ميزايد

35:19.036 --> 35:23.771
،جهاني که جهت زمان در آن
.رو به جلو دارد

35:23.773 --> 35:25.640
،اما براي حفظ تعادل

35:25.642 --> 35:28.943
اين جهان مادر ناچار است
،يک قرينه ديگري از همين جهان را نيز توليد کند

35:28.945 --> 35:31.879
<i>.که در آن جهان ،"زمان" رو به عقبگرد است</i>

35:31.881 --> 35:34.582
يعني اينکه
،در يک بُعد ديگر

35:34.584 --> 35:38.220
.جهان ما يک دوقلوي اهريمني داره

35:38.222 --> 35:41.356
.هر حباب، جهان خودش رو داره با جهت زمان خودش

35:41.358 --> 35:43.993
در درون هر حباب هم ،"زمان" به نظر درست مي رسه

35:43.995 --> 35:46.729
،اما وقتي شما حبابهاي مختلفي رو با هم مقايسه کنيد

35:46.731 --> 35:49.466
.جهت "زمان" اونها در سوي مخالف هم خواهد بود

35:49.468 --> 35:50.901
"تئوري چند جهاني "شان

35:50.903 --> 35:54.338
،از زمان معرفي شدن به جهان
.توجه بسياري را به خود جلب نموده است

35:54.340 --> 35:57.341
اما آيا ثابت شده است که مي تواند نتيجه نهايي

35:57.343 --> 36:01.279
در معماي زمان باشد؟

36:01.281 --> 36:03.881
البته ، بخشي از روند هر جرياني در فيزيک
:هميشه ميگه

36:03.883 --> 36:06.217
اگر درست باشه چي؟
اگر غلط باشه چطور؟

36:06.219 --> 36:08.052
:و بعضي وقتها، وقتي شما ميگيد
...اگر

36:08.054 --> 36:10.287
:متوجه مي شيد که
برداشتن چنين جهشي

36:10.289 --> 36:12.722
.واقعاً کمک بزرگي در حل همه مشکلاتيست که داريم

36:12.724 --> 36:14.624
،درحاليکه در شرايطي ديگر
.مي تونه کاملاً شما رو دچار سردرگمي بکنه

36:14.626 --> 36:19.628
،مکانيک کوانتوم و تئوري چند جهاني

36:19.630 --> 36:25.301
راههاي جالبي رو به ما
.در حلقه معماي زمان ارائه ميکنه

36:25.303 --> 36:28.838
اگر تئوري ريسمان رو هم
به اين ملقمه اضافه کنيم چه اتفاقي مي افته؟

36:30.141 --> 36:31.607
."عجايبي واقعاً جدي"

36:37.674 --> 36:40.943
،معماي زمان
:ميتونه نتيجه گيريهاي محتمل بسياري داشته باشه

36:40.945 --> 36:45.548
زمان يک قطعيته؟
يا عنصري وابسته است؟

36:45.550 --> 36:47.683
آيا يک توهمه؟

36:47.685 --> 36:51.287
يا اينکه محصول واقعي اينتروپيست؟

36:51.289 --> 36:54.824
.البته يک احتمال ديگر هم وجود داره

36:54.826 --> 36:57.426
ايده اي که جمع بندي ما رو درباره

36:57.428 --> 37:02.030
.ديروز، امروز و فردا به چالش مي کشه

37:02.032 --> 37:06.300
.از نظر ما، زمان از چپ به راست ميره

37:06.302 --> 37:10.805
اما اگر از بالا به پايين هم بره چي؟

37:10.807 --> 37:15.210
،اگر زمان هم مثل فضا
بيش از يک بُعد داشته باشه چطور؟

37:15.212 --> 37:20.182
.يک بُعد پنهان، که ما نميتونيم ببينيم

37:20.184 --> 37:24.587
،"استيو  واينستين"
،دانشمند انستيتوي پريميتر

37:24.589 --> 37:27.023
.معتقد است که اين موضوع مي تواند درست باشد

37:27.025 --> 37:30.793
و همچنين ممکن است که بتواند
:معماي بزرگ ديگري را نيز حل کند

37:30.795 --> 37:32.996
.معماي، کوانتوم مبهم

37:32.998 --> 37:37.633
استيو" يک فيزيکدان ، فيلسوف"

37:37.635 --> 37:39.768
.و موسيقيداني حرفه ايست

37:39.770 --> 37:41.837
ديدگاه او از زمان، نشات گرفته از

37:41.839 --> 37:45.841
يکي از محکم ترين ايده هاي
:برگرفته از رياضيات است

37:45.843 --> 37:47.476
.تئوري ريسمان

37:47.478 --> 37:50.011
تئوري ريسمان مي گويد که

37:50.013 --> 37:53.382
فضا داراي بعدهايي
.بيش از سه بُعد قابل مشاهده ما مي باشد

37:53.384 --> 37:55.383
اين موضوع باعث شد تا او به اين فکر بيفتد که

37:55.385 --> 37:59.254
.شايد ايده مشابهي درباره زمان هم وجود داشته باشد

37:59.256 --> 38:00.722
با خودم فکر کردم که

38:00.724 --> 38:03.925
چرا ما به راحتي ، فضا را چند بُعدي مي دانيم

38:03.927 --> 38:05.259
اما زمان را نه؟

38:05.261 --> 38:06.960
و آيا دليل خوبي مي تونه براي اون
وجود داشته باشه يا نه؟

38:06.962 --> 38:08.829
.اين فقط يک نوع کنجکاوي بود

38:08.831 --> 38:11.231
.استيو" دست به کار شد"

38:11.233 --> 38:14.001
.زمان همواره به عنوان يک خط در نظر گرفته شده است

38:14.003 --> 38:16.203
.به عنوان يک عنصر تک بُعدي

38:16.205 --> 38:20.440
،اما اگر زمان دو بُعد داشته باشد
ديگر يک خط نيست

38:20.442 --> 38:21.742
.بلکه يک شکل است

38:21.744 --> 38:24.244
،اگر شما به اين سيم گيتار از دور نگاه کنيد

38:24.246 --> 38:26.546
.به نظر مي رسه که يک شئ تک بُعديست

38:26.548 --> 38:28.015
.مثل يک خط به نظر مي رسه

38:28.017 --> 38:29.250
،اما اگر از جلو نگاه کنيد

38:29.252 --> 38:32.586
مي تونيد ببينيد که بُعد ديگري هم داره

38:32.588 --> 38:35.188
.که مربوط به محيط مُدور سيم ميشه

38:35.190 --> 38:37.423
.مثل يک سيلندر

38:37.425 --> 38:39.292
دنياي ما سه بُعدي به نظر ميرسه

38:39.294 --> 38:41.728
درست به همان صورتي که
،اين سيم از دور

38:41.730 --> 38:42.962
.تک بعدي  به نظر مي رسه

38:44.665 --> 38:48.535
،"طبق نظر "استيو
،اگر زمان داراي بُعد ديگري باشد

38:48.537 --> 38:52.038
،پس اجزاي بنيادين آن
همچون الکترونها و فوتونها

38:52.040 --> 38:55.375
.به زمان آلوده اند

38:55.377 --> 38:59.046
بنابراين، روش عادي توصيف يک شئ

38:59.048 --> 39:01.081
بايد درباره موقعيتش

39:01.083 --> 39:02.416
.در هر لحظه از زمان باشه

39:02.418 --> 39:04.652
،پس، هر جزء يا هر پيک
،ميتونه اينجا باشه

39:04.654 --> 39:07.221
.يا اينجا، يا اينجا، يا اينجا و يا اينجا باشه

39:07.223 --> 39:09.356
،حالا اگر من بخوام اون رو تصوير کنم

39:09.358 --> 39:11.926
،و زمان رو به صورت عمودي در نظر بگيرم

39:11.928 --> 39:13.761
.ميتونم اون رو روي کاغذ بکشم

39:13.763 --> 39:16.463
و اگر ما يُک بعد اضافه داشته باشيم

39:16.465 --> 39:19.299
ممکنه اين بُعد زمان رو

39:19.301 --> 39:22.068
به صورت عمودي روي گردن گيتار

39:22.070 --> 39:23.603
.در اين جهت ببينيم

39:23.605 --> 39:25.604
اين اجزا مي تونند

39:25.606 --> 39:27.973
اينجا باشند

39:27.975 --> 39:31.276
يا اينجا
.و يا حتي اينجا باشن

39:31.278 --> 39:33.913
،به عبارت ديگر

39:33.915 --> 39:37.350
تئوري کوانتوم به ما مي گويد که
،اجزاي ذراه اي

39:37.352 --> 39:40.855
مکان معيني در فضا ندارند

39:40.857 --> 39:44.091
و ما تنها مي توانيم حدس بزنيم
.که ممکن است کجا باشند

39:44.093 --> 39:47.995
<i>.اما "استيو" معتقد است که مکان آنها مشخص است</i>

39:47.997 --> 39:50.231
اما اين مکان

39:50.233 --> 39:52.434
،در بُعد ديگري از زمان، منتشر شده

39:52.436 --> 39:54.535
.که ما نمي توانيم به آن دسترسي داشته باشيم

39:55.738 --> 39:59.808
،اگر اين موضوع درست باشد
.انقلابي در فيزيک ايجاد خواهد کرد

39:59.810 --> 40:03.878
.و اين دنياي تيره کوانتومي ناگهان متمرکز ميگردد

40:03.880 --> 40:05.213
،اما متاسفانه

40:05.215 --> 40:07.782
،اثبات دو بعدي بودن زمان

40:07.784 --> 40:11.519
.تقريباً غير ممکن است

40:11.521 --> 40:13.921
،و به يک دليل
اين موضوع قابل درک نيست

40:13.923 --> 40:16.090
.حتي براي فيزيکدانهاي ديگر

40:16.092 --> 40:18.992
رياضياتي که قادر به توصيف دنيايي

40:18.994 --> 40:22.662
.با دو بُعد زماني باشد، بسيار مشکل است

40:22.664 --> 40:26.900
،و در فضاي 9 بعدي تئوري ريسمان

40:26.902 --> 40:29.736
.باعث ميشود مغز انسان منفجر شود

40:32.041 --> 40:34.941
.درک اين موضوع بسيار چالش برانگيز است

40:34.943 --> 40:37.076
دشوارترين مسئله ايست که
.من تا به حال روي اون کار کرده ام

40:37.078 --> 40:39.212
و فکر ميکنم به همين دليل هم هست که
.اغلب کسي دوست نداره روي اون کار کنه

40:39.214 --> 40:41.247
:خيلي دشواره که بشه با چنين شرايطي بگيم که

40:41.249 --> 40:43.249
زمان اضافه يعني چي؟

40:45.086 --> 40:46.318
،با اينحال

40:46.320 --> 40:50.054
.استيو" معتقد است که ارزشش را دارد"

40:50.056 --> 40:52.089
.چند زماني، يک راه هست

40:52.091 --> 40:55.693
<i>.و احتمالاً راه اشتباهي هم هست
.اما راهيست متفاوت</i>

40:55.695 --> 40:57.095
راهي به شدت متفاوت

40:57.097 --> 40:58.864
.از ادراک دنياي فيزيکي

41:01.034 --> 41:03.369
،فيزيکدانهايي که در حال حل معماي زمان هستند

41:03.371 --> 41:06.239
.نگاههايي بسيار متفاوت به جهان دارند

41:06.241 --> 41:08.875
:اما همگي درباره يک موضوع متفقند

41:08.877 --> 41:11.345
،ما هرگز قادر به حل هيچ معمايي نخواهيم بود

41:11.347 --> 41:14.214
.اگر دست به تحقيق نزنيم

41:14.216 --> 41:16.315
،بايد واقعاً سخت کار کرد

41:16.317 --> 41:19.485
بايد هم آماده شکستهاي پي در پي بود

41:19.487 --> 41:22.021
.و همينطور آماده ارتکاب اشتباههايي پي در پي

41:22.023 --> 41:24.223
اما من فکر مي کنم که اين آگاهي

41:24.225 --> 41:26.192
.در تمامي جامعه علمي صادق هست

41:26.194 --> 41:30.296
و ما بايد هر ايده اشتباه و احمقانه اي رو

41:30.298 --> 41:32.798
،پيش از رسيدن به ايده درست
.آزمايش کنيم

41:32.800 --> 41:36.502
،زمان ممکن است يک واقعيت باشه

41:36.504 --> 41:39.539
.و يا ممکن است يک توهم باشه

41:39.541 --> 41:42.041
اما از ديدگاه ما

41:42.043 --> 41:44.210
،گذشته براي ابد رفته است

41:44.212 --> 41:46.979
.و آينده هنوز در انتظار رقم خوردن

41:46.981 --> 41:48.915
،ما چه بتونيم و چه نتونيم اين موضوع رو کشف کنيم

41:48.917 --> 41:52.820
وجوهي فيزيکي از زمان هستند که

41:52.822 --> 41:54.521
ما قادر به دسترسي به اونها
در تجارب خودمون نيستيم

41:54.523 --> 41:57.959
.دوره بي پايان زندگي و مرگ، تغيير نمي کند

41:57.961 --> 42:00.962
،تابستانهاي طلايي کودکي من

42:00.964 --> 42:03.099
.براي هميشه رفته اند

42:03.101 --> 42:06.703
...اما
.تابستانهاي تازه اي در راهند

42:06.705 --> 42:11.942
تابستانهايي آبستن اتفاقاتي تازه
.که در کار آمدنند

42:12.038 --> 42:18.925
.:: @bollbolljan_com ::.