﻿WEBVTT

00:04.542 --> 00:06.707
هرگز ايده اي غريب تر از اين در

00:06.732 --> 00:08.911
.سراسر تاريخ علم وجود نداشته است

00:10.044 --> 00:12.186
...در کوچکترين مقياس

00:12.211 --> 00:13.891
،حتي کوچکتر از سلولهاي ما

00:14.767 --> 00:21.039
...و کوچکتر از اتم
آيا جهان مي تواند ناگهان بزرگتر شود

00:21.041 --> 00:25.623
،و به شيوه اي کاملاً غير منتظره
شاخ و برگ بيابد؟

00:25.625 --> 00:30.055
تلاشي براي درک نهايي سرشت حقيقت

00:30.057 --> 00:32.988
،گريبان برترين ذهنهاي خلاق را گرفته

00:32.990 --> 00:38.057
و ما را وا مي دارد تا اين احتمال خارق العاده را
.در نظر داشته باشيم

00:37.938 --> 00:40.326
،آيا بيش از سه بُعد
وجود دارد؟

00:40.759 --> 00:45.126
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:45.538 --> 00:50.451
فضا ، زمان ، خودِ حيات

00:52.538 --> 00:57.332
.اسرار کيهان در کرم چاله ها نهفته است

00:57.334 --> 01:01.434
قسمت چهارم از فصل دوم کرم چاله ها

01:01.538 --> 01:07.338
آيا بيش از "سه بُعد" وجود دارد؟

01:08.748 --> 01:15.519
...،بالا،...پايين،... عقب،...، جلو
...پهلو به پهلو

01:15.520 --> 01:18.286
،روي زمين هر جا که بخواهيد بريد

01:18.288 --> 01:21.893
،اين سه بُعد
.تنها راههاي موجود هستند

01:21.895 --> 01:25.933
اينها هر مکاني را
.در واقعيت پيرامون ما توصيف ميکنند

01:26.273 --> 01:28.016
ولي آيا واقعاً اينطوره؟

01:28.017 --> 01:29.416
امروزه بسياري از دانشمندان معتقدند که

01:29.418 --> 01:32.086
.دنياي ما سه بُعدي نيست

01:32.088 --> 01:37.495
...اونها فکر مي کنند که به طريقي
.مسيرهاي ديگري هم براي مانور وجود داره

01:37.497 --> 01:39.432
کشف اين ابعاد پنهان

01:39.434 --> 01:42.836
بزرگترين غنيمت فيزيک است

01:42.838 --> 01:46.275
و ميتونه شکل نگرش ما را نسبت به جهان
.براي هميشه تغيير بده

01:50.282 --> 01:52.617
در زمان کودکي من
،در جلگه ميسي سيپي

01:52.619 --> 01:57.123
.حشرات در سرتاسر تابستان ديده مي شدند

01:57.125 --> 02:00.427
.بعضي از آنها حتي مي توانستند روي آب راه بروند

02:00.429 --> 02:03.065
اما در زير آب ، موجوداتي بودند

02:03.067 --> 02:07.537
که هر از چندي با سرعت
.حشره اي را غافلگير ميکردند

02:09.841 --> 02:15.212
،حشرات آبي
.هرگز متوجه نزديک شدن اين اتفاق نميشدند

02:15.214 --> 02:16.880
چرا؟

02:16.882 --> 02:19.283
،زيرا از منظر آنها
آبگير ، عمق نداشت؟

02:19.285 --> 02:21.986
هيچ بُعد سومي وجود نداشت؟

02:25.824 --> 02:28.425
آيا ممکن است ما نيز همچون حشرات آبي

02:28.427 --> 02:33.398
قادر به ديدن تمامي وجوه واقعيت نباشيم؟

02:33.400 --> 02:37.568
.سوزان بري" به خوبي از محدوده ادراک بشر آگاه است"

02:37.570 --> 02:42.341
.او با چشمهايي کاملاً "لوچ" متولد شد

02:42.343 --> 02:44.444
در کودکي، تلاش ذهن او

02:44.446 --> 02:47.481
براي ترکيب تصاوير جداگانه دو بُعديِ هر چشم

02:47.483 --> 02:52.988
،به يک تصوير سه بعدي
.تبديل به مشکلي جدي شده بود

02:52.990 --> 02:56.225
،من در بچگي، با داشتن چشمهايي لوچ

02:56.227 --> 02:59.462
اگر مثلاً مي خواستم
،با چشم راستم به سيب نگاه کنم

02:59.464 --> 03:02.899
چشم چپم به چيز ديگري نگاه ميکرد

03:02.901 --> 03:05.702
.مثلاً به اين ساعت ديواري

03:05.704 --> 03:08.605
بنابراين يک چشم من ساعت رو مي ديد

03:08.607 --> 03:10.574
و چشم ديگرم سيب رو مي ديد

03:10.576 --> 03:12.709
و مغز هم احتمالاً اينطور تفسير ميکرد که

03:12.711 --> 03:15.679
ساعت و سيب

03:15.681 --> 03:18.047
.در يک نقطه از فضا قرار دارند

03:18.049 --> 03:21.518
،اگر خوب بهش فکر کنيد
مي بينيد که اين وضعيت ناجوريست

03:21.520 --> 03:24.923
چون شما چگونه مي خواهيد بفهميد
چطوري حرکت کنيد

03:24.925 --> 03:26.357
،و به اشياء دست بزنيد

03:26.359 --> 03:28.860
در حاليکه هيچ نميدانيد
در کجاي فضا قرار گرفته اند؟

03:28.862 --> 03:30.929
پس اگر چشم شما لوچ باشه

03:30.931 --> 03:32.531
بايد راهي براي وفق دادن خودتون به اين وضعيت
پيدا کنيد

03:32.533 --> 03:35.435
،و يک راه براي انجام اينکار
،که همان روشي بود که من انتخاب کردم

03:35.437 --> 03:37.738
،استفاده از اطلاعات يک چشم بود

03:37.740 --> 03:39.039
.همان چشمي که چپ شده بود

03:39.041 --> 03:42.442
،سوزان" در زمان کودکي"
عمل جراحي چشم را به انجام رساند

03:42.444 --> 03:44.912
.اما آنها تنها ظاهر چشم او را ترميم کردند

03:44.914 --> 03:47.681
او تنها قادر بود دو بُعد را ببيند

03:47.683 --> 03:49.516
.هيچ چيزي عمق نداشت

03:49.518 --> 03:52.553
،همه چيز
حتي تصوير خود او

03:52.555 --> 03:55.456
.کاملاً مسطح به نظر ميرسيد

03:55.458 --> 04:00.027
و به نظر مي آمد که او براي هميشه
.به همين شکل زندگي خواهد کرد

04:00.029 --> 04:04.399
تا نيم قرن پيش ، اين باور وجود داشت

04:04.401 --> 04:09.505
که اگر تا يکسالگي توانايي ديد سه بُعدي را

04:09.507 --> 04:12.207
،در همان سنين اوليه توسعه ندهيد

04:12.209 --> 04:14.876
.در بزرگسالي قادر به اين کار نخواهيد بود

04:14.878 --> 04:17.780
،اما در اواخر دهه چهارم زندگي

04:17.782 --> 04:21.517
سوزان" وارد يک دوره تمرين بينايي شد"

04:21.519 --> 04:25.355
،تا چشمها براي قفل شدن روي يک هدف
تمرين داشته باشند

04:25.357 --> 04:27.558
و شانس کشف کردن بُعد ديگري از فضا

04:27.560 --> 04:30.161
.به مغز او داده شود

04:30.163 --> 04:33.965
يک روز در سن 48 سالگي

04:33.967 --> 04:37.168
.اتفاقي باورنکردني افتاد

04:37.170 --> 04:40.305
من رفتم بيرون سوار ماشينم شدم
و روي صندلي نشستم

04:40.307 --> 04:42.473
،و همين که خواستم به فرمان ماشين نگاه کنم

04:42.475 --> 04:45.109
.ديدم که شروع به بر آمدن کرد

04:45.111 --> 04:49.012
.در فضا بر آمده شد
با يک حجم قابل حس فضايي

04:49.014 --> 04:52.049
.که بين فرمان ماشين و داشبورد وجود داشت

04:52.051 --> 04:54.751
.من هرگز چيزي مثل اين رو نديده بودم

04:54.753 --> 04:58.287
در طول اون روز
.بينايي استريو شده من وارد ميدان شد

04:58.289 --> 05:00.423
.اونهم کاملاً ذهني و کاملاً غير مترقبه

05:00.425 --> 05:02.525
.و اين بسيار حيرت انگيز بود

05:02.527 --> 05:06.897
شير آب ،واقعاً به من نزديکتر شده بود

05:06.899 --> 05:10.334
و من يادم هست که فقط مي نشستم
و شير آب رو تماشا مي کردم

05:10.336 --> 05:13.705
و با خودم فکر ميکردم که
تا به حال هرگز هيچ قوسي را

05:13.707 --> 05:17.442
.به زيبايي قوس يک شير آب نديده بودم

05:17.444 --> 05:20.478
،ظهور ناگهاني اين بُعد تازه

05:20.480 --> 05:23.380
.براي "سوزان بري" يک تحول بود

05:23.382 --> 05:26.450
اما اين باور که بُعد ديگري

05:26.452 --> 05:28.451
،علاوه بر سه بُعدي که ما مي شناسيم

05:28.453 --> 05:32.021
،ممکن است از چشم همه ما پنهان مانده باشد

05:32.023 --> 05:35.891
،در حال حاضر
.مرکز مهمترين تحقيقات علمي جهان است

05:35.893 --> 05:40.261
"پروفسور هاروارد ،"ليسا رندال

05:40.263 --> 05:42.897
.در خط مقدم اين شکار قرار دارد

05:42.899 --> 05:46.500
.او دنيا را متفاوت از من و شما مي بيند

05:46.502 --> 05:48.669
يک روز من داشتم مي رفتم سرِ کار

05:48.671 --> 05:50.738
،و متوجه شدم که يک بُعد ديگر

05:50.740 --> 05:51.839
.واقعاً ميتونه وجود داشته باشه

05:51.841 --> 05:54.108
دليل اصلي او براي متقاعد شدن اينکه

05:54.110 --> 05:56.744
،بايد بيش از سه بُعد وجود داشته باشد

05:58.480 --> 06:01.282
.يک گيره کاغذ بود

06:01.284 --> 06:02.817
.واقعاً عجيبه

06:02.819 --> 06:06.854
،اگر من اين يه ذره آهن ربا را بردارم
مي بينيد که من ميتونم اين گيره کاغذ رو

06:06.856 --> 06:11.191
حتي با وجود اينکه کل زمين داره اين گيره رو
.به طرف خودش ميکشه، از زمين بلند کنم

06:11.193 --> 06:13.427
،اگر خوب بهش فکر کنيد
مي بينيد که نيروي مغناطيسي

06:13.429 --> 06:16.863
،که به اين گيره اعمال ميشه
براي مقابله با نيروي زمين کافيه

06:16.865 --> 06:20.801
و در واقع بر نيروي جاذبه زمين
.غلبه هم ميکنه و روي اون تاثير ميذاره

06:20.803 --> 06:22.803
،پس ما اينجا با يک معما روبرو هستيم

06:22.805 --> 06:26.341
اينکه چرا الکترو مغناطيس
بايد بسيار نيرومندتر از

06:26.343 --> 06:28.143
نيروي جاذبه باشه؟

06:28.145 --> 06:31.013
فيزيکدانها دريافته اند که ما

06:31.015 --> 06:34.718
در دنيايي زندگي ميکنيم
:که تحت چهار نيرو واقع شده است

06:34.720 --> 06:36.987
...الکترو مغناطيس

06:36.989 --> 06:40.758
،نيرويي که با شارژ الکتريکي بر اشياء تاثير ميگذارد

06:40.760 --> 06:42.559
...نيروي قدرتمند هسته اي

06:42.561 --> 06:45.762
،که قدرت آن در سلاحهاي هسته اي آشکار است

06:45.764 --> 06:49.532
و سومين نيرو، همان نيروي ضعيف هسته ايست
.که پوسيدگي و فساد راديو اکتيو را هدف قرار مي دهد

06:49.534 --> 06:54.170
،اين سه نيروي اصلي
.همگي به شکلي مساوي در قدرت برابرند

06:54.172 --> 06:57.506
،اما نيروي چهارم ، يعني جاذبه
.بسيار ضعيف تر از آنهاست

06:57.508 --> 07:02.678
درحقيقت در حدود تريليون تريليون تريليون بار

07:02.680 --> 07:05.381
.از سه نيروي ديگر ضعيف تر است

07:05.383 --> 07:09.451
بنابراين ما بايد بفهميم
چه چيزي ميتونه اين موضوع رو توضيح بده

07:09.453 --> 07:12.187
.که چرا جاذبه اينهمه از سه نيروي ديگر ضعيف تره

07:12.189 --> 07:15.223
و يکي از احتمالاتي که ما
،شروع به فکر کردن به اون کرديم

07:15.225 --> 07:17.593
در اين يکي دو دهه اخير، به شکلي کاملاً جدي

07:17.595 --> 07:21.130
اين بوده که واقعاً ممکنه
.که يک بُعد ديگري در فضا وجود داشته باشه

07:21.132 --> 07:24.500
،اگر اين درست باشه
دليل ضعيف بودن جاذبه ميتونه اين باشه که

07:24.502 --> 07:26.235
در حقيقت جاي ديگري

07:26.237 --> 07:27.904
.و در بُعد ديگري متمرکز شده

07:27.906 --> 07:30.740
اين ايده که ميگويد: بُعد ديگري

07:30.742 --> 07:34.677
،ممکن است در بخشي از واقعيت پنهان باشد
.به قدمت افلاطون است

07:34.679 --> 07:37.313
تصور او اين بود که دنياي ما

07:37.315 --> 07:40.883
.همچون ديوار غاريست که با نور آتش روشن شده است

07:40.885 --> 07:44.086
سايه ها در دنياي دو بُعدي ما مي رقصند

07:44.088 --> 07:46.956
،و از طريق بدنه ديوار غار
.به چشم ما مي رسند

07:46.958 --> 07:50.326
.در همان بُعد سومي که از ما پنهان است

07:50.328 --> 07:54.463
يک شکل سه بُعدي هندسي ،همچون يک چهار وجهي

07:54.465 --> 07:56.198
،که داراي چهار وجه مساويست

07:56.200 --> 07:58.935
ميتواند سايه اي غير واقعي را
روي ديوار منعکس کند

07:58.937 --> 08:03.773
و به اين شکل، يک وجه آن
.به نظر کوتاهتر از وجه ديگر برسد

08:03.775 --> 08:05.275
،درست همانگونه که يک بُعد اضافه ديگر

08:05.277 --> 08:07.910
.ميتواند در طول حقيقي يکي از اين وجوه پنهان باشد

08:07.912 --> 08:12.482
و به همين شکل هم، ممکن است که
.در نيروي حقيقي جاذبه پنهان شده باشد

08:12.484 --> 08:15.986
اهتمام "ليسا رندال" براي مطالعه بيشتر
،درباره اين بُعد تازه

08:15.988 --> 08:21.625
،همچون افلاطون
.با مطالعه سايه ها آغاز شد

08:21.627 --> 08:23.561
.من اينجا يک مکعب سه بُعدي دارم

08:23.563 --> 08:25.262
،اگر نور به يک وَجه اون بتابه

08:25.264 --> 08:26.764
،ممکنه اون رو اشتباه بگيرم

08:26.766 --> 08:28.699
،مثلاً اون رو فقط يک مربعي فرض ميکنم

08:28.701 --> 08:29.967
.که دو بُعديست

08:29.969 --> 08:31.802
اما با چرخاندن شيء

08:31.804 --> 08:33.938
و نگاه کردن به اون از يک زاويه ديگر

08:33.940 --> 08:35.439
،و با نور ديگري

08:35.441 --> 08:37.741
،ميتونيد بفهميد که آنچه بهش نگاه ميکنيد
.يک شئ سه بُعديست

08:37.743 --> 08:39.576
،با کنار هم گذاشتن اطلاعات

08:39.578 --> 08:40.945
.ميتونيد بفهميد واقعيت چيه

08:40.947 --> 08:43.114
درست همانطور که يک سايه دو بُعدي

08:43.116 --> 08:46.851
،ميتواند به ما در ادراک يک مکعب سه بُعدي کمک کند

08:46.853 --> 08:50.288
ميتوان يک مکعب چهار بُعدي را

08:50.290 --> 08:53.959
.با تماشاي سايه سه وجه آن ، مشاهده نمود

08:53.961 --> 08:57.063
.ما ميتونيم به اشکال چهار وجهي متعددي نگاه کنيم

08:57.065 --> 08:58.297
،آنچه که مي بينيم

08:58.299 --> 09:00.132
از يک زاويه مثل يک مکعب به نظر ميرسه

09:00.134 --> 09:02.668
اما از يک زاويه ديگر
.ممکن هست مثل مکعبي در مکعبي ديگر به نظر بياد

09:02.670 --> 09:04.870
.اينطور به نظر مي رسه که در درون خودش ميچرخه

09:04.872 --> 09:07.706
،چون ما واقعاً در اين بُعد چهارم قرار نداريم

09:07.708 --> 09:10.975
بنابراين رفتاري داره که
ما حقيقتاً با اون آشنا نيستيم

09:10.977 --> 09:12.744
چون يک بُعد ديگري در فضا داره

09:12.746 --> 09:13.978
.که ميتونه حول اون هم مانور داشته باشه

09:13.980 --> 09:16.547
،اما اگر حقيقتاً يک بُعد چهارمي در کار باشد

09:16.549 --> 09:20.017
آيا ما نبايد متوجه تغييراتي اينگونه در اشياء بشويم؟

09:20.019 --> 09:22.788
يا حتي ببينيم که از درون به بيرون مي چرخند؟

09:22.790 --> 09:26.992
،آيا ممکن است که آنچه در بُعد چهارم وجود دارد

09:26.994 --> 09:29.962
ممنوعيت ورود به دنياي ما را داشته باشد؟

09:29.964 --> 09:32.031
،يا اينکه شايد اين ابعاد
به شکل ديگري پنهان شده اند؟

09:32.033 --> 09:34.266
،بنابراين ، اگر بُعدهاي ديگري در کار باشه

09:34.268 --> 09:35.735
قطعاً خيلي خوب از چشم ما پنهان مانده

09:35.737 --> 09:36.903
.که ما نميتونيم اونها رو ببينيم

09:36.905 --> 09:38.504
اما چرا بايد اينطور باشه؟

09:38.506 --> 09:40.373
،ممکنه که اين بُعدهاي ديگر

09:40.375 --> 09:42.642
آنقدر کوچک باشند که ما
.اصلاً نتونيم اونها رو تشخيص بديم

09:42.644 --> 09:43.843
اما اين دانشمند

09:43.845 --> 09:46.813
معتقد است که راهي تازه
براي به دام انداختن آنها يافته است

09:46.815 --> 09:48.981
،و آن بُعدي که ما قادر به ديدنش نيستيم

09:48.983 --> 09:52.385
مسئول کنترل همه چيز در اين دنياييست
.که ما در آن زندگي ميکنيم

09:56.545 --> 09:57.879
چه شکلي خواهد داشت اگر که ما

09:57.881 --> 10:02.049
به يک بُعد چهارمي در فضا سفر کنيم؟

10:04.553 --> 10:06.521
.تصورش آسان نيست

10:06.523 --> 10:09.391
.اما يک راهي براي آشنا شدن با اون وجود داره

10:09.393 --> 10:14.130
.فرض کنيد که کف دست من ، دنيايي دو بُعديست

10:14.132 --> 10:18.302
،اگر يک توپ سه بُعدي از اون عبور کنه

10:18.304 --> 10:20.671
ساکنين کف دست من چه مي بينند؟

10:20.673 --> 10:23.941
دايره اي  که بزرگ ميشه

10:23.943 --> 10:28.179
و بعد به اندازه يک نقطه کوچک ميشه
.و در نهايت هم ناپديد ميشه

10:28.181 --> 10:32.249
،حالا اگر من بتونم به يک بُعد چهارم وارد بشم

10:32.251 --> 10:36.920
تصوير سه بُعدي من ، خراب ميشه ، کوچک ميشه

10:36.922 --> 10:41.991
و سرانجام هم از اين دنيا محو ميشه
.و کاملاً سياه ميشه

10:45.129 --> 10:48.198
"فيزيکدان "يو.سي ايرواين"، آقاي "تيم تِيت

10:48.200 --> 10:50.734
،معتقد است که بيشتر مواد در اين جهان

10:50.736 --> 10:54.505
ممکن است به بُعد چهارم وارد شده
.و سياه شده باشند

10:54.507 --> 10:58.110
او نيز بيشتر وقت خود را

10:58.112 --> 11:01.681
صرف تلاش براي ناديده گرفتن بُعدهايي مي کند
.که معمولاً ما را محدود مي کنند

11:11.325 --> 11:12.525
،شما وقتي غواصي ميکنيد

11:12.527 --> 11:14.493
به سرعت متوجه اين واقعيت مي شيد که

11:14.495 --> 11:16.495
بايد اندازه بالا بودن

11:16.497 --> 11:18.464
.يا اندازه عمقي رو که در اون فرو رفته ايد، بدونيد

11:18.466 --> 11:20.165
،و يا اينکه چقدر به سطح آب نزديک هستيد

11:20.167 --> 11:23.335
بنابراين شما دقيقاً متوجه اين واقعيت مي شيد که

11:23.337 --> 11:25.370
يک بُعد ديگري وجود داره که

11:25.372 --> 11:27.706
،واقعاً نميتونيد تا وقتي که روي زمين هستيد
.اون رو حس کنيد

11:27.708 --> 11:30.709
تيم" معتقد است که بُعدي ديگر"

11:30.711 --> 11:33.011
،که همان بُعد چهارم محسوب مي شود

11:33.013 --> 11:36.415
ممکن است کليد توضيح يکي از
:عميق ترين معماهاي جهان باشد

11:36.417 --> 11:39.718
."معماي "ماده سياه

11:39.720 --> 11:43.088
،در سالهاي اخير
ما کاملاً متوجه اين موضوع شده ايم که

11:43.090 --> 11:45.258
با احتساب همه مواد در جهان

11:45.260 --> 11:47.092
.بعضي از اونها گم شده اند

11:47.094 --> 11:50.529
ميشه ديد که بعضي از اونها جذب مواد ديگه ميشن

11:50.531 --> 11:53.299
اما علاوه بر اون، هيچ ردي از اونها به جا نمي مونه
.که بشه گفت واقعاً وجود دارند

11:53.301 --> 11:57.369
دانشمندان قانع شده اند که "ماده سياه" وجود دارد

11:57.371 --> 12:01.540
.زيرا روي گردش ستارگان به دور کهکشانها، تاثير گذار است

12:01.542 --> 12:04.176
نيروي جاذبه آن چنان قدرتمند است که

12:04.178 --> 12:06.278
دانشمندان بر آورد مي کنند نسبت آن

12:06.280 --> 12:10.182
،به ماده معموالي
.پنج به يک است

12:10.184 --> 12:12.484
،ما نميدونيم که ماده سياه واقعاً چي هست

12:12.486 --> 12:15.087
اما ايده هاي زيادي در اين باره

12:15.089 --> 12:16.155
،براي توضيح اون وجود داره

12:16.157 --> 12:18.824
ايده شخصي من درباره ماده سياه

12:18.826 --> 12:20.559
.تئوري يک بُعد اضافيست

12:22.562 --> 12:26.665
ايده "تيم"، آن است که
ماده سياه مي تواند سند وجود

12:26.667 --> 12:29.301
،بُعد چهارم باشد

12:29.303 --> 12:32.738
.بُعدي که ديدن آن براي ما تقريباً غير ممکن است

12:32.740 --> 12:34.773
در بررسي بُعد چهارم

12:34.775 --> 12:36.909
.ميشه به لنگر يک کشتي توجه کرد

12:36.911 --> 12:40.046
،وقتي به خط لنگر از دور نگاه مي کنيد
،مي بينيد که فقط يک خط هست

12:40.048 --> 12:41.415
،يک شئ نازک رو مي بينيد

12:41.417 --> 12:43.850
.و تشخيص نميديد که در حقيقت اين شئ ، قطر هم داره

12:43.852 --> 12:46.219
،يعني يک بُعد ديگري که اگر روي سطح اون باشيد

12:46.221 --> 12:48.288
.ميتونيد روي اون حرکت کنيد

12:48.290 --> 12:49.990
،از يک نظرگاه نزديک
در حقيقت مثل يک سيلندر هست

12:49.992 --> 12:53.827
که بزرگ و کلفت هست
.و مي تونيد حول محيط اون گردش داشته باشيد

12:53.829 --> 12:57.530
،اگر اجزايي که به دور اين سيلندر در حرکتند

12:57.532 --> 12:59.465
،به اندازه کافي کوچک بودند

12:59.467 --> 13:03.335
،اينطور به نظر ما مي رسيد
.که اصلاً حرکتي ندارند

13:03.337 --> 13:05.370
.اين مدل بُعد چهارم ماست

13:05.372 --> 13:08.040
يک توپ داريم که به جاي يک ذره در نظر گرفته ميشه

13:08.042 --> 13:09.675
،همينطور که من اين ذره رو مي چرخانم

13:09.677 --> 13:12.879
،در يک مسير دايره اي حرکت مي کنه
ضمن اينکه ميله نگهدارند، اون رو سرجاي خودش نگه ميداره

13:12.881 --> 13:15.348
.که به عنوان بُعد اضافي در نظر گرفته مي شه

13:15.350 --> 13:17.317
.حالا بياييد ببينيم چطور کار مي کنه

13:17.319 --> 13:20.120
ما الان اون رو حول اين بُعد اضافي مي چرخانيم

13:20.122 --> 13:22.723
.و هر چه نزديک تر ميشه، سرعتش هم بيشتر مي شه

13:22.725 --> 13:25.526
.و انرژي اون هم بيشتر مي شه

13:25.528 --> 13:28.129
،حتي با اينکه اين ذره به نظر ساکن مي رسه

13:28.131 --> 13:30.198
.در حقيقت ميتونه با سرعت در حرکت باشه

13:30.200 --> 13:32.667
،بسيار بسيار سريع
.اما در دوايري بسيار بسيار کوچک

13:32.669 --> 13:35.603
،هر ذره اي که در حرکت باشد
حتماً داراي انرژيست

13:35.605 --> 13:39.073
،و بر اساس مشهورترين معادله فيزيک

13:39.075 --> 13:43.411
،وقتي انرژي وجود داشته باشد
.جرم هم وجود دارد

13:43.413 --> 13:45.680
اين موضوع ، الهامي براي "تيم" بود

13:45.682 --> 13:49.518
درباره اينکه ماده سياه
واقعاً چه چيزي مي تواند باشد

13:49.520 --> 13:51.186
و چگونه مي تواند ما را به

13:51.188 --> 13:53.589
.کشف بُعد چهارم رهنمون شود

13:53.591 --> 13:55.625
،فوتونها ذرات نور هستند

13:55.627 --> 13:59.029
اما اگر مسير ديگري هم
،براي حرکت اين ذرات وجود داشته باشه

13:59.031 --> 14:01.197
ميشه يک ذره از ماده سياه رو به دست آورد

14:01.199 --> 14:03.133
آنهم با به دست آوردن فوتونهاي بدون جرم

14:03.135 --> 14:05.902
.و چرخش اونها ،حول محور بُعد چهارم

14:05.904 --> 14:07.705
،اگر "تيم" درست بگويد

14:07.707 --> 14:10.808
،يعني ماده سياه، در واقع از جنس نور است

14:10.810 --> 14:13.677
ذراتي بدون جرم ،که به نظر ما واجد جرم هستند

14:13.679 --> 14:15.879
زيرا حول يک

14:15.881 --> 14:20.350
محور بُعد چهارم بسيار کوچکي در گردشند که
.براي ما کوچکتر از آنست که ديده شود

14:20.352 --> 14:22.019
اما اين فوتونها کي و چگونه

14:22.021 --> 14:25.622
دنياي سه بُعدي ما را ترک کرده اند و

14:25.624 --> 14:28.158
و به بُعد چهارم وارد شده اند؟

14:28.160 --> 14:29.993
يک راه درک اين موضوع اين هست که

14:29.995 --> 14:32.462
به گردش روي يک گردونه بازي
.در محل بازي بچه ها فکر کنيد

14:32.464 --> 14:35.299
.با سرعت به دور خودش مي چرخه

14:35.301 --> 14:37.467
در واقع به شکلي مي چرخه که

14:37.469 --> 14:40.537
يک بچه بايد با همان سرعت به همراه گرونه

14:40.539 --> 14:41.938
.در حال دويدن باشه

14:41.940 --> 14:45.409
اما اگر گردش اون تندتر از
،سرعت دويدن کودک باشه

14:45.411 --> 14:49.147
هيچ راه امني براي وارد شدن به اون
.وجود نخواهد داشت

14:49.149 --> 14:50.248
،بيشتر ذراتي که امروز وجود دارند

14:50.250 --> 14:51.649
.واجد اينهمه انرژي نيستند

14:51.651 --> 14:54.118
،اما وقتي که جهان ما خيلي جوان بوده

14:54.120 --> 14:56.688
.بسيار کوچک و داغ بوده

14:56.690 --> 14:59.358
،و در اون دوران
ذرات ، انرژي بسيار بيشتري داشته اند

14:59.360 --> 15:02.461
.و مي تونستند وارد بُعد چهارم بشن

15:02.463 --> 15:04.764
،"درست پس از "بيگ بنگ

15:04.766 --> 15:07.133
،ذرات بسيار پر انرژي نور

15:07.135 --> 15:10.437
ممکن است وارد بُعد چهارم شده باشند

15:10.439 --> 15:13.339
.و از همان زمان در آنجا گير افتاده باشند

15:13.341 --> 15:17.476
،و امروز براي ما
.ماده سياه به نظر برسند

15:17.478 --> 15:20.713
اما "تيم" معتقد است که ممکن است راهي
.براي خارج شدن آنها وجود داشته باشد

15:20.715 --> 15:24.550
،و هر گاه اين اتفاق بيفتد
آنها مي توانند اثباتي

15:24.552 --> 15:28.989
.براي وجود بُعد چهارم باشند

15:28.991 --> 15:32.426
اگر دو فوتون حول حلقه بُعد چهارم

15:32.428 --> 15:33.861
،و در خلاف جهت هم در گردش باشند

15:33.863 --> 15:37.432
.ممکن است با هم برخورد کنند

15:37.434 --> 15:41.103
با اين برخورد، نابود مي شوند و

15:41.105 --> 15:46.276
بارقه هايي از انرژي را
.به جهان سه بُعدي ما مي بارند

15:46.278 --> 15:48.444
،با اينکه چنين رويدادي بسيار نادر است

15:48.446 --> 15:51.414
،اما اين برخوردها در بُعد چهارم

15:51.416 --> 15:53.850
.نشانه اي را پديد مي آورند

15:53.852 --> 15:57.320
...موتورها روشن... حرکت

15:57.322 --> 16:01.758
،در سال 2008
.نَسا تلسکوپ "فِرمي" را به فضا فرستاد

16:01.760 --> 16:06.129
،کاوشگري که کارِ آن
جمع آوري تشعشعات فشرده گاماي

16:06.131 --> 16:10.568
حاصل از رخدادهاي کيهاني
.همچون انفجارات ستاره اي است

16:10.570 --> 16:14.639
،اما کارِ ديگر آن
جمع آوري اشعه هاي گاما از فوتونهاي ماده سياه

16:14.641 --> 16:17.542
.در زمان برخورد آنها به يکديگر نيز مي باشد

16:17.544 --> 16:21.246
،با جمع آوري اين اطلاعات
ما متوجه اشعه گاماي آسمان شديم

16:21.248 --> 16:23.348
.و شروع به جستجوي مکان ماده سياه کرديم

16:23.350 --> 16:26.718
فِرمي" دريايي از تشعشات گاما را"

16:26.720 --> 16:29.387
.در مرکز کهکشانمان کشف نموده است

16:29.389 --> 16:31.222
اما هنوز راه درازي در پيش است

16:31.224 --> 16:34.925
تا بتوان ثابت کرد که
.اين تشعشعات از بُعد چهارم مي آيند

16:34.927 --> 16:37.594
من واقعاً اميدوارم که
بتونيم همين فردا به اين پيروزي دست پيدا کنيم

16:37.596 --> 16:38.928
.و بُعد چهارم رو کشف کنيم

16:38.930 --> 16:40.096
اما واقعيت اين هست که

16:40.098 --> 16:41.864
.من هيچ نميدونم کي اين اتفاق مي افته

16:41.866 --> 16:45.468
من فکر مي کنم که دورنماي امروز ما
بسيار بهتر از

16:45.470 --> 16:46.703
.چيزيست که قبلاً داشتيم

16:49.307 --> 16:52.309
تلسکوپ "فِرمي" همچنان به جمع آوري شواهد

16:52.311 --> 16:56.614
از عمق کيهان
.تا سال 2015 ادامه خواهد داد

16:58.984 --> 17:01.687
،اما اثبات وجود بيش از سه بُعد در اين جهان

17:01.689 --> 17:03.255
.شايد نيازمند راه دوري نباشد

17:03.257 --> 17:07.726
همين حالا، بزرگترين آزمايشگاه بشر

17:07.728 --> 17:11.629
.در حال يافتن آنها در زير کوههاي آلپ سويس است

17:18.262 --> 17:19.829
هدفِ علم

17:19.831 --> 17:24.500
.گشودن عميق ترين عملکردهاي طبيعت است

17:24.502 --> 17:30.038
و هيچ چيزي در دنياي علم
.نميتونه عميق تر از نظريه ريسمان باشه

17:30.040 --> 17:34.843
:نظريه ريسمان مي گه
هر ذره از ماده

17:34.845 --> 17:36.411
،و انرژي در جهان

17:36.413 --> 17:41.516
.در واقع يک ريسمان ريزِ جُنبان است

17:41.518 --> 17:48.589
،ريسماني که جُنبش آن
.نه در سه بُعد، بلکه در 9 بُعد است

17:48.591 --> 17:53.127
،اگر تئوري ريسمان درست باشه
در هر نقطه از فضا

17:53.129 --> 17:58.701
شش بُعد ديگر در حدي باورنکردني و فشرده به هم
.در حال گردش هستند

17:58.703 --> 18:00.269
اين ابعاد پنهان

18:00.271 --> 18:04.440
.ميتونند تمامي مسائل فيزيک رو حل کنند

18:04.442 --> 18:08.645
.اما يک مشکل وجود داره

18:08.647 --> 18:12.315
،با وجود آن که تئوري ريسمان 40 سال پيش ارائه شده

18:12.317 --> 18:17.221
.هنوز هيچ سندي براي اثبات اون وجود نداره

18:20.191 --> 18:23.960
.هزاران دانشمند در شکار اين شواهد هستند

18:23.962 --> 18:26.996
"زير دامنه آلپ در "ژنو

18:26.998 --> 18:32.701
،مکان استقرار "هادرن کولايدر بزرگ" است
.LHC يعني همان

18:32.703 --> 18:35.704
يک مسير 17 مايلي دايره اي

18:35.706 --> 18:39.241
که به منظور تصادم دادن ذرات اتمي به هم

18:39.243 --> 18:42.112
.با انرژي فوق العاده ساخته شده است

18:42.114 --> 18:45.715
،"استاد فيزيک "کلتک
"ماريا اسپيروپولو"

18:45.717 --> 18:48.619
.در "ژنو" به اين کار مبادرت داشته است

18:48.621 --> 18:51.289
.آنهم از دوران ليسانس تا به امروز

18:51.291 --> 18:54.326
او تريليونها ذره معلق را

18:54.328 --> 18:57.829
.همچون شليک توپهاي اتمي در گيرنده ها ديده است

18:59.932 --> 19:03.268
بلند پروازانه ترين LHC من فکر مي کنم که

19:03.270 --> 19:07.072
و پيشرفته ترين مجموعه علميست

19:07.074 --> 19:09.174
.که بشر تا به امروز به آن مبادرت کرده

19:09.176 --> 19:11.576
ما به يک بيليون تصادم در ثانيه دست پيدا کرديم

19:11.578 --> 19:15.313
.و اين يک دست و پنجه نرم کردن در راه ثبتِ داده هاست

19:15.315 --> 19:18.517
،ماريا" و همکارانش"

19:18.519 --> 19:20.319
اين توده اطلاعات را زير و رو کرده اند

19:20.321 --> 19:23.855
،و يک دوجين از ذرات اتمي را شناسايي نموده اند

19:23.857 --> 19:26.257
."ذرات بنيادين ماده"

19:26.259 --> 19:28.593
اما هرگز ، هيچ ريسماني را

19:28.595 --> 19:31.696
.در دل اين ذرات نيافته اند

19:31.698 --> 19:35.099
نظريه ريسمان مي گويد که اين ذرات بايد

19:35.101 --> 19:39.370
.تريليون تريليون بار کوچک تر از اتم باشند

19:39.372 --> 19:40.938
به عبارت ديگر

19:40.940 --> 19:43.407
،اگر يک اتم به اندازه منظومه خورشيدي ما باشد

19:43.409 --> 19:48.277
.يک ريسمان، در اندازه يک حباب لامپ خواهد بود

19:48.279 --> 19:50.146
،و هرچه يک شئ کوچکتر باشد

19:50.148 --> 19:53.683
.نيازمند انرژي بيشتري براي ديدن آن هستيم

19:53.685 --> 19:57.486
،در گردشند LHC انرژي ذرات اتمي که در

19:57.488 --> 19:59.455
.بي نهايت زياد است

19:59.457 --> 20:04.294
پروتونها در اين حلقه
با چنان سرعتي ساطع مي شوند که تابش نور

20:04.296 --> 20:08.399
،در مقابل آنها
.تنها هشت مايل در ساعت خواهد بود

20:08.401 --> 20:10.335
اما ديدن اين ريسمانهاي بنيادي

20:10.337 --> 20:12.704
و شش بُعد حلقوي آنها

20:12.706 --> 20:18.944
.نيازمند سطح غير قابل درکي از انرژيست

20:18.946 --> 20:21.412
يک "کولايدر"(برخورد دهنده) داشته باشيد

20:21.414 --> 20:25.549
،که بتونه چيزي مثل اين ريسمانها رو توليد کنه

20:25.551 --> 20:28.919
.بزرگتر باشه LHC بايد شتاب دهنده اي داشته باشيد که از

20:28.921 --> 20:32.321
،بسيار بزرگتر از زمين
...بزرگتر از محيط زمين

20:32.323 --> 20:34.823
.و احتمالاً حتي بزرگتر از کهکشان راه شيري

20:48.606 --> 20:51.675
اما ممکن است راهي براي اثبات درستي نظريه ريسمان

20:51.677 --> 20:55.547
و شش بُعد اضافه ديگري که همراه آن است

20:55.549 --> 20:57.015
،وجود داشته باشد

20:57.017 --> 21:00.518
.راهي که نيازمند ديدن مستقيم ريسمانهاي ذره اي نباشد

21:00.520 --> 21:03.454
جو پولينسکي" يکي از"

21:03.456 --> 21:05.390
.پيشقراولان جهاني نظريه ريسمان است

21:05.392 --> 21:06.858
،همچون بسياري ديگر از فيزيکدانها

21:06.860 --> 21:10.128
او نيز الهام خود را
.از نزديک شدن به طبيعت مي گيرد

21:10.130 --> 21:13.431
به طبيعت کوهستان رفتن

21:13.433 --> 21:16.067
در صورتيکه بخواهيد درباره
.بعضي چيزها فکر کنيد، خيلي خوبه

21:16.069 --> 21:18.603
،وقتي به اين بالا مي رسيد

21:18.605 --> 21:22.474
.تصوير بزرگتري رو در مقابل خودتون خواهيد داشت

21:22.476 --> 21:24.075
"احتمالاً "جو

21:24.077 --> 21:27.144
.عميق تر از هر کسي غرق در نظريه ريسمان شده است

21:27.146 --> 21:31.349
او در حين انجام اين کار، دريافت که

21:31.351 --> 21:34.885
.مطلب غريبي از رياضيات کم است

21:34.887 --> 21:37.655
ما ميدونيم که ذرات بنيادين طبيعت

21:37.657 --> 21:38.856
،خيلي کوچکند

21:38.858 --> 21:40.892
...کوچکتر از هر آنچه که ما تا به حال ديده ايم

21:40.894 --> 21:42.294
.خيلي خيلي کوچکتر

21:42.296 --> 21:44.763
،حالا اگر اين ذرات بنيادي ،همان ريسمانها باشند

21:44.765 --> 21:45.831
.خيلي مبهم خواهند بود

21:45.833 --> 21:48.066
چطور بفهميم که اونها اصلاً وجود دارند؟

21:48.068 --> 21:50.736
.مي بينيد که اين موضوع خيلي چالش برانگيزه

21:50.738 --> 21:53.171
يک محاسباتي وجود داره که ما انجام ميديم

21:53.173 --> 21:56.174
و پاسخي که رياضيات به ما ميده

21:56.176 --> 21:58.643
،با اون تصويري که ما از فيزيک داريم

21:58.645 --> 21:59.744
.مطابقت داره

21:59.746 --> 22:01.747
اما معلوم شد که مسئله اين هست

22:01.749 --> 22:04.016
.که ريسمانها به تنهايي کافي نيستند

22:04.018 --> 22:07.720
،آنچه که رياضيات به ما مي گفت
اين بود که چيز ديگري هم

22:07.722 --> 22:09.822
.در اين تصوير موجوده

22:09.824 --> 22:13.992
،در 1995
پس از سالها کار و کوشش

22:13.994 --> 22:16.928
جو" از ميان محاسبات کمر شکن رياضي"

22:16.930 --> 22:20.365
.به کشف منبع ريسمانها دست يافت

22:20.367 --> 22:25.203
.او اين ذرات را " دي- برين" نام گذاري کرد

22:25.205 --> 22:28.273
ما اينجا در ارتفاع دلپذيري از طبيعت هستيم

22:28.275 --> 22:31.243
و اين تور زيباي عنکبوت رو مي بينيم

22:31.245 --> 22:33.712
.که مدل خوبي براي بعضي از اين ايده هاست

22:33.714 --> 22:36.548
ميشه گفت که "دي- برين" همان اجرام فرابُعدي هستند

22:36.550 --> 22:39.485
.که مي توانند دو بُعدي، سه بُعدي و يا بيشتر باشند

22:39.487 --> 22:42.154
اين تار عنکبوت، دو بُعديست
.مثل يک پارچه

22:42.156 --> 22:44.590
،و درست مثل يک پارچه هم
ميتونه تا بخوره و خم بشه

22:44.592 --> 22:46.859
.به همان شکلي که "دي- برين" ميتونه تا بخوره و خم بشه

22:46.861 --> 22:48.227
اين يک مدل ايدآل نيست

22:48.229 --> 22:50.696
چون اين تار بين دو تا شاخه گير کرده

22:50.698 --> 22:52.765
.اما دي-برين ميتونه تا بي نهايت ادامه داشته باشه

22:52.767 --> 22:54.367
،اونها ميتونند به اندازه کيهان باشند

22:54.369 --> 22:57.203
،ميتونند به وسعت کيهان
پهلو به پهلوي هم قرار بگيرند

22:57.205 --> 22:58.537
،و حالا اگر از نزديک نگاه کنيد

22:58.539 --> 23:01.273
.مي بينيد که اين حشرات کوچولو در اين تور افتاده اند

23:01.275 --> 23:03.509
درست به همان شکلي که
.ريسمانها در دي-برينها گير ميکنند

23:03.511 --> 23:08.046
"در نظريه "جو
دي- برين ميتواند

23:08.048 --> 23:09.614
هر کدام از 9 بُعدي را که

23:09.616 --> 23:13.117
.در نظريه رياضي ريسمان وجود دارد ، در بر بگيرد

23:13.119 --> 23:16.754
.سرتاسر کيهان مي تواند يک دي-برين سه بُعدي باشد

23:16.756 --> 23:19.556
يک مکعب از فضا که همه ريسمانها

23:19.558 --> 23:24.428
.و همه مواد جهان ما، در آن گير افتاده اند

23:24.430 --> 23:27.364
و در اينجا اين "دي-برين" کار خودش رو انجام ميده

23:27.366 --> 23:29.300
و متوجه ميشيم که خيلي محتمل هست که

23:29.302 --> 23:32.904
.ابعاد، بسيار بزرگتر از آنچه ما فکر مي کنيم باشند

23:32.906 --> 23:36.407
به اندازه اي که ما بتونيم
.حتي ذره هاي شتاب دهنده رو هم ببينيم

23:36.409 --> 23:39.811
به اندازه اي که
روي آنچه که ما مي بينيم ، تاثير گذار باشند

23:39.813 --> 23:42.814
،يعني روي فيزيک نجومي، همان بخشي از فيزيک
.که ما مي تونيم در فضا مشاهده کنيم

23:48.722 --> 23:50.624
"دانشمندان سراسر دنيا با امتنان از کشف "جو

23:50.626 --> 23:53.660
اميد تازه اي به دست آوردند

23:53.662 --> 23:58.765
.که شايد بتوان ابعاد ديگري را کشف نمود

23:58.767 --> 24:04.804
اگر شما، من ، و هر ستاره و کهکشاني در هستي

24:04.806 --> 24:07.640
در يک دي-برين سه بُعدي گير افتاده باشيم

24:07.642 --> 24:08.941
پس بُعد چهارم

24:08.943 --> 24:11.577
.لازم نيست به اندازه يک اتم کوچک باشه

24:11.579 --> 24:14.980
.ميتونه خيلي بزرگتر از اينها باشه

24:14.982 --> 24:17.216
،کشف ابعاد بيشتر

24:17.218 --> 24:19.786
يکي از بزرگترين کشفيات

24:19.788 --> 24:21.388
.در تاريخ علم است

24:21.390 --> 24:24.458
.اما اين احتمال هم هست که ما رو دچار مشکل هم بکنه

24:24.460 --> 24:29.064
،چون آزمايشي که بخواد ثابت کنه اونها وجود دارند

24:29.066 --> 24:33.736
،ممکنه باعث ايجاد يک سياهچاله
.همينجا در روي زمين بشه

24:35.409 --> 24:39.646
در 1609 ، گاليله با تلسکوپ خودش

24:39.648 --> 24:44.084
.قمرهاي ژوپيتر (مشتري) را ديد

24:44.086 --> 24:47.153
کشف او درباره اين نقاط نوراني کوچک

24:47.155 --> 24:49.522
،که با چشم غير مسلح قابل ديدن نبودند

24:49.524 --> 24:54.027
.درک ما را از دنياي پيرامونمان تغيير داد

24:54.029 --> 24:55.662
ديدن ابعاد ديگر فضا

24:55.664 --> 24:58.799
.دشوارتر از ديدن قمرهاي گاليله خواهد بود

24:58.801 --> 25:03.404
اما اگر اونها رو کشف کنيم، کل درک ما رو

25:03.406 --> 25:07.208
.درباره سراسر هستي تغيير ميده

25:07.210 --> 25:09.210
،اين دستگاه کاملاً هماهنگ

25:09.212 --> 25:12.848
،که مي تواند وسيله اي براي کشف بُعد چهارم باشد

25:12.850 --> 25:17.218
،در زير زمين دانشگاه واشينگتن مستقر شده

25:17.220 --> 25:19.153
.و متعلق به اين مرد است

25:19.155 --> 25:22.456
اريک اَدِلبرگر" به همراه گروه کوچکي"

25:22.458 --> 25:23.990
ده سال اخير را

25:23.992 --> 25:27.527
به مشاهده چرخشهاي اين ترازوي پيچشي
،نشسته است

25:27.529 --> 25:29.028
به اميد يافتن شواهدي

25:29.030 --> 25:33.198
.از وجود ابعادي ديگر

25:33.200 --> 25:35.935
.جاذبه، ماجراي بسيار حيرت انگيزيست

25:35.937 --> 25:38.136
اولين نيروي بنياديني بود

25:38.138 --> 25:39.972
.که دنياي فيزيک از آن آگاه شد

25:39.974 --> 25:42.608
آيزاک نيوتن" يک تئوري درباره جاذبه داشت که"

25:42.610 --> 25:45.944
.در منظومه خورشيدي به خوبي به اجرا در آمده

25:45.946 --> 25:49.014
اما به هيچ وجه در

25:49.016 --> 25:50.582
فاصله هاي کوتاه امتحان نشده

25:50.584 --> 25:51.749
و همين فاصله هاي کوتاه هستند که

25:51.751 --> 25:53.451
در حال حاضر زمينه فعاليتهاي تئوريک ما را

25:53.453 --> 25:54.652
.تشکيل ميدن

25:56.488 --> 25:59.090
نيروهايي که "اريک" بايد اندازه بگيرد

25:59.092 --> 26:00.391
.فوق العاده ضعيفند

26:00.393 --> 26:02.593
،با وجود اينکه آزمايشگاه او در زير زمين واقع شده

26:02.595 --> 26:06.430
اما داده هاي او
با صداي قطارها و ترافيک سنگين

26:06.432 --> 26:09.266
و حتي هواپيماهايي که مايلها
.بر فراز سر آنها در پروازند، تداخل مي کند

26:09.268 --> 26:13.570
،نيروهايي که ما در حالِ اندازه گيري اونها هستيم
بسيار ضعيفند

26:13.572 --> 26:17.641
،براي تصور کوچکي اونها
ميتونيد فرض کنيد که يک تمبر رو

26:17.643 --> 26:19.810
به ميليونها قطعه کوچک بريده باشيد

26:19.812 --> 26:22.947
،و بخواهيد يکي از اين قطعه هاي ريز شده رو وزن کنيد

26:22.949 --> 26:25.083
.ما داريم يک چنين نيرويي رو اندازه مي گيريم

26:25.085 --> 26:28.620
اگر نيروي جاذبه در فواصل کوتاه
،از جاذبه نيوتن پيروي نکند

26:28.622 --> 26:32.524
ميتواند نشانه اي از وجود

26:32.526 --> 26:35.861
.يک بُعد ميکروسکوپيک ديگر باشد

26:35.863 --> 26:38.798
اين موضوعيست که "اريک" آنرا براي اولين بار

26:38.800 --> 26:41.167
،از طريق علاقمندي ديگري
،خارج از آزمايشگاه خود

26:41.169 --> 26:44.603
.و ضمن بررسي موضوع ظريف ديگري به دست آورد

26:44.605 --> 26:47.072
يک راه خوب در درک اين موضوع

26:47.074 --> 26:48.874
براي روش نشت جاذبه

26:48.876 --> 26:50.376
،به ابعادي ديگر

26:50.378 --> 26:52.044
مشاهده نشت آب

26:52.046 --> 26:53.412
.به ابعادي ديگر است

26:55.449 --> 26:57.416
ما منبعي از آب داريم

26:57.418 --> 27:00.320
که از اين لوله هاي بالايي بيرون مي ريزه

27:00.322 --> 27:03.924
و از يک کانال پايين ميره
.و به يک بُعد محدود ميشه

27:03.926 --> 27:05.993
،بعد هم از اين بُعد پايين ميره

27:05.995 --> 27:10.731
ما يک کانال رو هم
دو برابر کانال ديگر ساخته ايم

27:10.733 --> 27:12.833
و حالا ميخواهيم جريان آب رو اندازه بگيريم

27:12.835 --> 27:17.838
به اين شکل که ببينيم سطح آب
در درون اين مخزن چه تفاوتي

27:17.840 --> 27:21.875
نسبت به همين مخزن
وقتي که آب به اندازه دو برابر

27:21.877 --> 27:24.144
.در يک بعد حرکت ميکنه، خواهد داشت

27:30.516 --> 27:32.150
مقدار آبي که

27:32.152 --> 27:34.819
در درون لوله بلندتر يک بُعدي در جريان بود

27:34.821 --> 27:36.888
درست به اندازه همان مقدار آبيست که

27:36.890 --> 27:39.291
.از لوله کوتاهتر خارج شده

27:39.293 --> 27:42.461
پس آنچه که اين آزمايش
در رابطه با جاذبه بيان ميکنه اينست که

27:42.463 --> 27:45.464
،اگر جاذبه در يک دنياي تک بُعدي در جريان باشه

27:45.466 --> 27:48.467
همان وضعيت را در شرايطي که
اشياء نزديک به هم باشند

27:48.469 --> 27:50.202
.يا خيلي دور از هم باشند، خواهد داشت

27:50.204 --> 27:52.171
حالا ببينيم وقتي که

27:52.173 --> 27:53.906
آب بر يک سطح دو بُعدي به جريان در مياد
چه اتفاقي مي افته

28:08.990 --> 28:10.791
،در آزمايش دو بُعدي ما

28:10.793 --> 28:15.194
،مخزني که نزديک به منبع آب بود

28:15.196 --> 28:16.863
دو برابر آب را نسبت به

28:16.865 --> 28:19.599
.مخزني که دورتر از منبع آب بود، دريافت کرد

28:19.601 --> 28:23.036
،اگر اين دو مخزن، اندازه جاذبه ما بودند

28:23.038 --> 28:25.271
ما مي فهميديم که ما
در يک دنياي دو بُعدي زندگي ميکنيم

28:25.273 --> 28:28.942
.چون دو برابر آب در اينجا به دست آورديم

28:30.878 --> 28:33.146
،حالا ببينيم وقتي آب در سه بُعد جريان پيدا مي کنه

28:33.148 --> 28:35.515
.چه اتفاقي رخ ميده

28:37.718 --> 28:40.987
،وقتي آب در سه بُعد منتشر مي شود

28:40.989 --> 28:44.290
و شما مخزن را دو برابر به سرچشمه آب نزديک ميکنيد

28:44.292 --> 28:47.360
.چهار برابر آب به دست مياوريد

28:51.032 --> 28:53.567
،بنابراين وقتي مخزنها را کنار هم قرار مي دهيم

28:53.569 --> 28:56.669
مي بينيم که در آزمايش يک بُعدي
.آب همان مقدار را دارد

28:56.671 --> 28:59.672
،در آزمايش دو بُعدي
مخزن نزديکتر به سرچشمه آب، دو برابر آب داره

28:59.674 --> 29:02.941
و در آزمايش سه بُعدي
.آب اون چهار برابر بيشتره

29:02.943 --> 29:06.578
حالا اگر بتونيم فرض کنيم که
،در يک دنياي چهار بُعدي زندگي مي کنيم

29:06.580 --> 29:08.280
آنچه که انتظار ديدنش رو داريم

29:08.282 --> 29:11.383
،اين خواهد بود که نزديکترين مخزن
به اندازه هشت برابر

29:11.385 --> 29:13.618
.نسبت به مخزني با فاصله بيشتر ، آب بگيره

29:13.620 --> 29:16.388
،هر چه تعداد ابعاد بيشتر باشد

29:16.390 --> 29:20.059
.نيروي جاذبه در فاصله بيشتري تغيير مي کند

29:20.061 --> 29:25.698
.ما جاذبه رو تا 50 ميکرون اندازه گرفتيم

29:25.700 --> 29:28.902
.که ميشه به اندازه نصف قطر موي سر شما

29:28.904 --> 29:33.841
.تا اينجا هنوز هم حق با آقاي "آيزاک نيوتن" است

29:33.843 --> 29:37.077
،اگر "اريک" بتواند حتي جلوتر از اين برود

29:37.079 --> 29:39.646
،دنياي پنهانِ يک بُعدِ ديگر

29:39.648 --> 29:41.315
.ناگهان خود را نمايان مي کند

29:41.317 --> 29:43.617
دلايلي وجود داره که بشه به اين فکر کرد که

29:43.619 --> 29:46.219
،محدوده بين 50 و 10

29:46.221 --> 29:48.154
ممکنه حاوي موارد غافلگير کننده زيادي باشه

29:48.156 --> 29:51.791
و البته همين موضوع، اشتياق ما رو تحريک ميکنه

29:51.793 --> 29:53.259
.تا دست به انجام آزمايشات بزنيم

29:55.196 --> 29:57.497
،در آنسوي کره زمين

29:57.499 --> 29:59.633
"و در "هادرن کولايدر بزرگ

29:59.635 --> 30:03.338
فيزيکدان ذره اي ،"ماريا اسپيروپولو"  نيز

30:03.340 --> 30:07.175
به دنبال تغييراتي غير منتظره
.در نيروي جاذبه است

30:07.177 --> 30:08.978
،و اگر تجربه موفقي داشته باشد

30:08.980 --> 30:11.748
ممکن است قادر به خلق چيزي باشد که
:کسي تا کنون در روي زمين آن را نديده

30:11.750 --> 30:15.351
!يک سياهچاله

30:15.353 --> 30:19.155
LHC کاملاً محتمل هست که آزمايش

30:19.157 --> 30:22.726
.بتونه سياهچاله هاي ميکروسکوپيک ايجاد کنه

30:22.728 --> 30:25.662
اين يک سياهچاله نيست که

30:25.664 --> 30:28.231
از يک ستاره رو به مرگ به وجود آمده باشد

30:28.233 --> 30:30.233
و هسته آن آنقدر متراکم باشد که

30:30.235 --> 30:33.303
.هيچ چيز نتواند از کشش جاذبه آن بگريزد

30:33.305 --> 30:35.405
،آنچه "ماريا" در جستجوي آن است

30:35.407 --> 30:39.076
.شواهدي از سياهچاله هاي ميکروسکوپي است

30:39.078 --> 30:41.712
بتواند دو ذره را LHC اگر

30:41.714 --> 30:43.748
،عمداً به هم نزديک کند

30:43.750 --> 30:47.051
،و بُعدي ديگر  به اندازه کافي بزرگ باشد

30:47.053 --> 30:50.789
جاذبه شروع به زياد شدن
.بيش از حد انتظار مي کند

30:50.791 --> 30:53.960
در واقع دو ذره را به شکلي به هم برخورد مي دهد که

30:53.962 --> 30:57.730
.يک سياهچاله ذره اي فرم بگيرد

30:57.732 --> 31:01.801
اما هنوز لازم نيست که
.نگران رفتن به مريخ باشيد

31:01.803 --> 31:04.937
سياهچاله هايي که "ماريا" و همکارانش
،در حال توليد آنها هستند

31:04.939 --> 31:07.139
...خيلي کوچکند

31:07.141 --> 31:10.876
،به قدري کوچکند
.که ظرف ثانيه اي از بين مي روند

31:12.912 --> 31:16.315
سياهچاله هاي ميکروسکوپيک به محض توليد

31:16.317 --> 31:20.285
.فوراً با يک عمر بسيار کوتاهي از بين مي رن

31:20.287 --> 31:24.690
يک اسپري از اين ذرات ديده ميشه
که ميتونه به ما نشان بده

31:24.692 --> 31:27.861
.که چنين جرمي، توليد شده

31:27.863 --> 31:32.033
بيش از يک سال است که در جستجوي LHC

31:32.035 --> 31:33.467
.اين سياهچاله هاست

31:33.469 --> 31:36.204
آنها تاکنون نتوانسته اند حتي نشاني از

31:36.206 --> 31:39.373
.توليد يک سياهچاله هم بيابند

31:39.375 --> 31:43.977
.بُعد چهارم هنوز از ما مي گريزد

31:43.979 --> 31:46.747
اما "ليسا رندال" معتقد است که اين مي تواند

31:46.749 --> 31:49.950
،به دليل آن باشد که فرم اين ابعاد
.متفاوت از آن چيزيست که دانشمندان انتظار آن را دارند

31:49.952 --> 31:53.520
،او معتقد است که ابعاد ديگر

31:53.522 --> 31:57.924
ريسمانهايي هستند که معبرهايي
.به جهاني موازي ميباشند

32:01.324 --> 32:04.493
ابعاد ديگر، به آساني ديده نمي شوند

32:04.495 --> 32:08.931
،اگر ديده مي شدند
.ما مدتها پيش اونها رو پيدا کرده بوديم

32:08.933 --> 32:10.566
بسياري از دانشمندان معتقدند که

32:10.568 --> 32:13.301
ما هيچوقت نميتونيم
.تکنولوژي پيدا کردنشون رو به دست بياريم

32:13.303 --> 32:18.439
،اما اين ابعاد
...ممکن است خودشون رو آشکار کنند

32:18.441 --> 32:23.777
چون ممکن هست که جدا کننده ما
.از يک جهان موازي باشند

32:23.779 --> 32:27.847
سرتاسر کيهان ممکنه

32:27.849 --> 32:32.652
کمتر از ... يک تريليون اينچ
.دورتر از ما نشسته باشه

32:32.654 --> 32:35.088
،ليسا رندال" پروفسور هاروارد"

32:35.090 --> 32:38.958
ايده خاص و تازه اي درباره ابعادي ديگر دارد

32:38.960 --> 32:43.262
ايده اي که ممکن است نگرش ما را
.نسبت به سرتاسر هستي تغيير دهد

32:43.264 --> 32:46.199
.او با نظريه ريسمان آغاز کرده است

32:46.201 --> 32:49.569
:ايده اي که ميگويد
همه ذرات بنيادين

32:49.571 --> 32:54.107
تنها نوساناتي از
.ريسمانهاي بسيار کوچک 9 بُعدي هستند

32:54.109 --> 32:57.178
.او سپس نظريه "جو پولکينسکي" را نيز به آن افزود

32:57.180 --> 33:00.448
:نظريه اي که ميگويد
،ريسمانهايي که تشکيل دهنده سرتاسر هستي هستند

33:00.450 --> 33:04.052
بايد در يک جرم سه بُعدي قرار داشته باشند

33:04.054 --> 33:06.454
."موسوم به "برين

33:06.456 --> 33:07.655
دو نوع ريسمان وجود داره

33:07.657 --> 33:08.957
ريسماني که اول و آخر داره

33:08.959 --> 33:11.994
.و ريسماني که شبيه يک حلقه هست

33:11.996 --> 33:14.897
ريسمانهايي که اول و آخر دارند
بايد به جايي بسته باشند

33:14.899 --> 33:18.066
نميتونند هر جايي
.در ابعاد بالاتر فضا قرار گرفته باشند

33:18.068 --> 33:19.901
.ناچارند روي سطح يک "برين" قرار گرفته باشند

33:19.903 --> 33:21.103
،و اگر اين درست باشه

33:21.105 --> 33:23.638
ذرات مربوط به ريسمان هم

33:23.640 --> 33:25.073
.در همان "برين" قرار خواهند داشت

33:25.075 --> 33:27.809
و معلوم ميشه که همه موادي که ما ميشناسيم

33:27.811 --> 33:29.778
،و همه نيروهايي که در رابطه با اين مواد هستند

33:29.780 --> 33:33.616
همه با همين مکانيزم
در درون يک "برين" قرار خواهند داشت

33:33.618 --> 33:35.117
.البته به جز جاذبه

33:35.119 --> 33:38.087
.چون جاذبه اصلاً ربطي به ريسمان باز نداره

33:38.089 --> 33:40.556
.جاذبه با ريسمانهاي بسته مربوطه

33:40.558 --> 33:42.192
.و ريسمانهاي بسته هم خط پايان ندارند

33:42.194 --> 33:44.860
مکانيزمي براش وجود نداره که
.وادارش کنه در درون "برين" بمونه

33:44.862 --> 33:46.762
.يک ريسمان بسته ميتونه هر جايي باشه

33:52.870 --> 33:56.939
محاسبات "ليسا" مي گويند که
دليل ضعيف بودن جاذبه

33:56.941 --> 33:58.708
آن است که ريسمانهاي بسته اي که

33:58.710 --> 34:01.077
،حامل نيروي جاذبه هستند

34:01.079 --> 34:03.846
از "برين" ما دور مي شوند

34:03.848 --> 34:06.815
و به جاي آن، در يک جهان موازي ديگري

34:06.817 --> 34:10.919
،که به وسيله يک بُعد چهارم از ما جدا شده است
.متمرکز مي گردند

34:10.921 --> 34:13.121
فرض کنيد که اين دو ساختمان پشت سر من ، هر کدام

34:13.123 --> 34:15.224
.دو "برين" مجزا باشند

34:15.226 --> 34:19.261
.و شايد ما فقط در اين ساختمان يا "برين" زندگي کنيم

34:19.263 --> 34:21.463
اگر جاذبه روي ساختمان ديگري اعمال بشه

34:21.465 --> 34:23.532
ما فقط يک کمي از جاذبه رو حس مي کنيم

34:23.534 --> 34:25.400
اين شايد بتونه توضيح بده که

34:25.402 --> 34:27.402
.چرا جاذبه براي ما اينهمه ضعيفه

34:27.404 --> 34:30.972
(گراويتانها (واحد فرضي گرانش
به آزادي بين "برين" ما

34:30.974 --> 34:33.775
و "برين" ديگري که
در آنسوي بُعد چهارم قرار گرفته ، در حرکتند

34:33.777 --> 34:37.411
اما جاذبه در اين جهان موازي به قدري قويست

34:37.413 --> 34:38.813
که فضا را

34:38.815 --> 34:42.349
،تريليونها تريليون بار
.کوچکتر از فضاي ما مي کند

34:42.351 --> 34:46.521
فضاي بين اين دو "برين" ريسماني مي شود

34:46.523 --> 34:47.989
در همان حال که  گراويتانها

34:47.991 --> 34:50.626
،از "برين" پر جاذبه
،به "برين" ما جاري شده

34:50.628 --> 34:54.564
،منتشر گرديده
.و نيروي آنها بسيار ضعيف ميگردد

35:00.772 --> 35:02.172
مقياس همه چيز

35:02.174 --> 35:05.276
در حال جابجايي از يک نقطه در يک بُعد
.به بُعد ديگر تغيير مي کنه

35:05.278 --> 35:07.945
بنابراين ممکنه چيزهايي در اينجا
بسيار سنگين باشه

35:07.947 --> 35:10.113
.که ممکنه در اينطرف بسيار سبک باشه

35:10.115 --> 35:14.684
و اين به طور طبيعي توضيح ميده
.که چرا جاذبه اينهمه ضعيف هست

35:14.686 --> 35:18.153
ايده "ليسا" درباره يک بُعد چهارم که جدا کننده ما

35:18.155 --> 35:20.322
از يک جهان موازي که در آن

35:20.324 --> 35:23.925
،نيروي جاذبه به اندازه نيروهاي ديگر جهان قويست

35:23.927 --> 35:27.729
.جهان فيزيک را روشن کرد

35:35.873 --> 35:39.076
،از سوي ديگر
،در "هادرن کولايدر" در ژنو

35:39.078 --> 35:41.512
به زودي پرتوها را  به هم برخورد خواهند داد

35:41.514 --> 35:43.847
با نيروي کافي براي توليد ذراتي که

35:43.849 --> 35:48.852
مي توانند ثابت کنند
.اين بُعد ريسماني واقعاً وجود دارد

35:48.854 --> 35:51.955
،اگر اين ايده درست از آب در بياد

35:51.957 --> 35:54.491
ميشه ذراتي رو توليد کرد

35:54.493 --> 35:57.093
که ضرورتاً يک جنبش آني
در بُعد ديگري داشته باشند

35:57.095 --> 35:59.161
ولي ما اين بُعد ديگر رو نمي بينيم

35:59.163 --> 36:03.131
آنچه که مي بينيم، اثر آن وضعيتيست که
.ذرات ، جرم داشته باشند

36:03.133 --> 36:05.299
و اين جرم ميتونه همان جرمي باشه که

36:05.301 --> 36:07.269
ما مي تونيم به صورت انرژي

36:07.271 --> 36:09.238
...در "هادرن کولايدر" توليد کنيم
.البته اميدواريم

36:12.476 --> 36:16.545
اکنون هر لحظه ممکن است
از کوههاي آلپ سوسيس

36:16.547 --> 36:18.814
خبر برسد که دنيا کاملاً متفاوت از

36:18.816 --> 36:20.917
.آن چيزيست که ما همواره تصورش را مي کرديم

36:20.919 --> 36:24.153
اما يک پيچيدگي ديگري در اين وضعيت حماسي

36:24.155 --> 36:27.524
.يا اين بُعد ديگر وجود دارد

36:27.526 --> 36:32.328
،يک پيچيدگي که به قول يکي از دانشمندان
.محکوم به شکست است

36:32.330 --> 36:36.566
.او معتقد به وجود ابعادي بيشتر از سه بُعد نيست

36:36.568 --> 36:39.102
.در واقع او معتقد است که تنها يک بُعد وجود دارد

36:44.037 --> 36:47.295
شما چطور يک جهان رو مي سازيد؟

36:47.296 --> 36:49.447
آيا احتياج به سه بُعد داريد؟

36:49.448 --> 36:53.884
يا اينکه مي خواهيد چهار بُعدي باشه؟
يا 9 بعدي؟ و يا شايد هم بيشتر؟

36:53.886 --> 36:56.220
اينها بنيادي ترين سوالاتي هستند که

36:56.222 --> 36:59.824
دانشمندان مي تونند
.درباره واقعيت ما داشته باشند

36:59.826 --> 37:04.663
،اما آسان ترين سوالات
.معمولاً سخت ترين جوابها رو در بر خواهند داشت

37:06.899 --> 37:10.336
LHC خيل دانشمندان

37:10.338 --> 37:11.804
و آزمايشگاههاي سراسر دنيا

37:11.806 --> 37:14.474
در شکار شواهدي از بُعدي ديگرند

37:14.476 --> 37:18.678
که ريسمانيند و يا اينکه
.حلقه هاي کوچک چيده شده رويهم هستند

37:18.680 --> 37:21.180
آنها اميد کشفي عظيم را

37:21.182 --> 37:22.814
.ظرف چند سال آينده دارند

37:22.816 --> 37:27.985
،"اما "ريناته لول
فيزيکدان دانشگاه اوترکت

37:27.987 --> 37:29.320
.نفس را در سينه حبس نکرده است

37:29.322 --> 37:33.591
البته يکي از مسائلي که شما
،در تئوري ريسمان داريد

37:33.593 --> 37:36.494
.وجود ابعاد بيشتر هست

37:36.496 --> 37:41.532
و بعد از اون هم تازه ناچاريد توضيح بديد
که چرا فقط چند تاي اونها رو مي بينيد

37:41.534 --> 37:44.168
.و اينکه چقدر خوب مي شه اگر بتونيد چنين کاري کنيد

37:44.170 --> 37:47.237
اما در حال حاضر اين کار بسيار مشکليست

37:47.239 --> 37:49.006
.و يا اينکه کسي هنوز نتونسته اون رو عيان کنه

37:49.008 --> 37:51.075
ريناته" معتقد است"

37:51.077 --> 37:53.877
،که ابعاد ديگري که با تئوري ريسمان مربوط هستند

37:53.879 --> 37:56.513
تنها يک تناقض محض رياضيست

37:56.515 --> 38:01.017
.و اصل تئوري اشتباه است

38:01.019 --> 38:02.752
البته اين سوال ايجاد مي شه که

38:02.754 --> 38:04.186
آيا ما مي تونيم

38:04.188 --> 38:06.955
بدون اين ابعاد ديگر وجود داشته باشيم؟

38:06.957 --> 38:08.990
"عدم علاقه "ريناته لول

38:08.992 --> 38:11.893
،به ابعادي ديگر در تئوري ريسمان

38:11.895 --> 38:13.795
تنها به زمينه علاقه او

38:13.797 --> 38:17.098
...در حمله به پازلي مشابه است
که براي حل معماي جاذبه

38:17.100 --> 38:20.769
.ايجاد شد

38:20.771 --> 38:24.640
آينشتاين" متوجه شد که جاذبه مي تواند"

38:24.642 --> 38:27.711
،مثل فضايي که با جرم عظيمي خم شده است
.ديده شود

38:27.713 --> 38:30.414
تئوري نسبيت او

38:30.416 --> 38:33.383
.شاهکار فيزيک مدرن است

38:33.385 --> 38:36.553
.اما مسائل حل ناشده مهمي را بر جا گذاشته است

38:36.555 --> 38:41.624
تاثير جاذبه روي ذرات ميکروسکوپي چگونه است؟

38:41.626 --> 38:42.825
حالا اگر شما سوالي بپرسيد که

38:42.827 --> 38:44.427
در رابطه با کوچکترين ذراتي

38:44.429 --> 38:47.496
،که با جاذبه درگيرند باشه

38:47.498 --> 38:50.832
رابطه چنين اجرامي با جاذبه

38:50.834 --> 38:52.400
در مقياسهايي بسيار بسيار اندک
چگونه خواهد بود؟

38:52.402 --> 38:55.302
اينجاست که بايد تئوري "آينشتاين" را بسط داد

38:55.304 --> 38:58.472
.چرا که اين حوزه رو در بر نميگيره

38:58.474 --> 39:02.544
.و "ريناته" وارد ميدان شد

39:02.546 --> 39:05.447
او در تلاش است تا قوانين تازه اي را
براي جاذبه بيابد

39:05.449 --> 39:08.717
.که حتي در کوچکترين فواصل نيز بگنجد

39:08.719 --> 39:12.521
و براي اينکار ،آنها را
.در شبيه سازيهاي کامپيوتري بازسازي مي کند

39:12.523 --> 39:16.291
او با مجموعه اي از نقاط ميکروسکوپي
در فضا آغاز کرده

39:16.293 --> 39:20.962
.و سعي دارد آنها را با جاذبه به هم متصل نمايد

39:20.964 --> 39:24.133
،به عبارتي ديگر
.او در حال رشد دادن فضاست

39:24.135 --> 39:26.702
،آخرين باري که چنين پديده اي خارج از کامپيوتر رخ داد

39:26.704 --> 39:30.540
.چيزي در حدود 13.7 بيليون سال پيش بود

39:30.542 --> 39:32.642
:بخشي از رويدادي که همه شما درباره آن شنيده ايد

39:32.644 --> 39:35.344
."بيگ بنگ"

39:35.346 --> 39:38.413
ريناته" روي مقياسهاي بسيار کوچکتري کار مي کند"

39:38.415 --> 39:41.783
اما دنياهاي ميکروسکوپي که او
در حال رشد دادن آنهاست

39:41.785 --> 39:44.486
.امکانات بسيار غير منتظره اي دارند

39:44.488 --> 39:47.556
فرض کنيد که يک فضا
يا يک بخشي از فضا رو داريد

39:47.558 --> 39:51.260
و مي خواهيد درباره چيستي اون بدونيد
و به طور اخص

39:51.262 --> 39:54.363
.مي خواهيد درباره بُعد اون مطالعه کنيد

39:54.365 --> 39:58.367
يک آزمايش براي دريافتن حقيقت چيستي اين بُعد

39:58.369 --> 40:00.403
اين هست که

40:00.405 --> 40:05.242
يک قطره جوهر رو در آب بيندازيد
و ببينيد چه اتفاقي مي افته

40:05.244 --> 40:09.213
.ببينيد که چطور اين جوهر در محيط منتشر ميشه

40:09.215 --> 40:13.484
،در آب
.اين جوهر در سه بُعد منتشر مي شود

40:13.486 --> 40:18.221
.روي يک تکه کاغذ در دو بُعد منتشر مي شود

40:18.223 --> 40:20.790
اما وقتي "ريناته" امتحان مي کند
تا ببيند مواد چگونه در

40:20.792 --> 40:23.659
،شبيه سازي کامپيوتري او منتشر مي شوند

40:23.661 --> 40:26.362
...نتيجه عمل چيزي مثل اين بود

40:29.465 --> 40:33.301
...حالا ببينيد چه اتفاقي مي افته

40:33.303 --> 40:37.071
بسيار کمتر از فضايي را پر مي کنه که ما

40:37.073 --> 40:38.272
در يک مقياس کوچکتر انتظار داشتيم

40:38.274 --> 40:39.907
و اين يک نتيجه گيري واضحيست از اينکه

40:39.909 --> 40:42.677
ابعاد فضا در حقيقت کوچکتر از

40:42.679 --> 40:44.078
...چيزي هستند که ما انتظار داريم

40:44.080 --> 40:45.613
.يعني کمتر از سه بُعد

40:45.615 --> 40:47.281
"شبيه سازي "ريناته

40:47.283 --> 40:49.584
نشان مي داد که سه بُعد وجود دارد

40:49.586 --> 40:53.420
.اما در ريشه، فقط يک بُعد در کار است

40:53.422 --> 40:55.722
،اگر نظريه او درباره جاذبه درست باشد

40:55.724 --> 41:00.593
،مبين آن است که فضاي جامد
.به هيچ وجه جامد نيست

41:00.595 --> 41:03.195
،در مقياسهاي بسيار کوچک

41:03.197 --> 41:07.900
ممکن است از ترکيب خطوطي يک بُعدي
.شکل گرفته باشند

41:14.940 --> 41:19.378
آيا اين همان حقيقت بنيادينيست که
فضا بر مبناي آن فرم گرفته است؟

41:19.380 --> 41:23.416
آيا فقط همين يک بُعد وجود دارد؟

41:23.418 --> 41:28.188
بنابراين ، واقعيت اين هست که
ممکنه کسي فکر کنه که ابعاد فضا

41:28.190 --> 41:30.124
...ثابت هستند و خدا داده اند

41:30.126 --> 41:31.492
.فقط وجود دارند

41:31.494 --> 41:34.362
اما در مقياسهاي بسيار بسيار کوچک چطور؟

41:34.364 --> 41:37.532
.و اينجاست که داستان بسيار متفاوت ميشه

41:37.534 --> 41:42.136
به نظر مي رسه که
هر قدر شما مقياس فضا رو کوچکتر و کوچکتر کنيد

41:42.138 --> 41:45.507
.ابعادِ کوچکتر و کوچکتري پيدا مي کنه

41:45.509 --> 41:48.276
دانشمندان ديگر، با

41:48.278 --> 41:51.179
دنياي يک بُعدي "ريناته" قانع نشده اند

41:51.181 --> 41:52.947
آنها روي جهاني با

41:52.949 --> 41:55.750
.ابعادي بسيار بيشتر شرط بسته اند

41:55.752 --> 41:58.520
.و حقيقت هنوز ناپيداست

41:58.522 --> 42:00.789
.اما خارج از دسترس نيست

42:00.791 --> 42:02.591
اين يک مسئله ايست که
ما واقعاً دلمون مي خواد حل بشه

42:02.593 --> 42:04.260
واقعاً فکر مي کنيم که بايد
جوابي براي اون وجود داشته باشه

42:04.262 --> 42:06.462
،که بگه چيزي هست

42:06.464 --> 42:07.797
و بتونه به ما بگه

42:07.799 --> 42:11.001
چيزي واقعاً غريب در ماوراي ماده

42:11.003 --> 42:13.871
يا فيزيک و يا نيروهاي فيزيکي وجود داره
.که ما هنوز درباره اونها فکر نکرديم

42:13.873 --> 42:17.274
،در نهايت يک ايده

42:17.276 --> 42:19.610
يک نظريه بسيار ساده و شکوهمند وجود داره

42:19.612 --> 42:22.079
که در سراسر طبيعت
و همه آنچه که ما مي بينيم، صادقه

42:22.081 --> 42:25.215
و ما حس مي کنيم که ممکنه
.خيلي خيلي بهش نزديک باشيم

42:25.217 --> 42:28.684
،وقتي يک سوال عجيبي داريد

42:28.686 --> 42:32.488
مدتي وقت مي بره تا جوابها
و ايده ها درباره اين سوال عجيب

42:32.490 --> 42:36.058
.به نتيجه برسه

42:36.060 --> 42:41.331
آيا 9 بُعد وجود دارد؟
يا فقط يکي هست؟

42:41.333 --> 42:46.971
آيا اين فضاي پنهان يک ريسمانه؟
يا اينکه با حلقه هاي ريزي بافته شده؟

42:46.973 --> 42:48.806
.ما هنوز جواب اون رو نمي دونيم

42:48.808 --> 42:52.210
.اما مي تونيم درباره يک چيز مطمئن باشيم

42:52.212 --> 42:55.815
دنياي سه بُعدي که ما فکر مي کرديم
،در اون زندگي مي کنيم

42:55.817 --> 42:58.551
.تنها همان چيزيست که ما مي بينيم

42:58.553 --> 43:03.189
.اما واقعيت قطعاً چيز ديگريست

43:03.259 --> 43:07.526
.:: @bollbolljan_com ::.