﻿WEBVTT

00:01.350 --> 00:04.586
.همه ما در طول رودخانه زمان شناور هستیم

00:04.587 --> 00:07.357
اما آیا این رودخانه سرچشمه‌ای دارد؟

00:08.625 --> 00:10.625
زمان چگونه از بند رها شد؟

00:10.626 --> 00:15.897
برخی باور دارند زمان
.به آرامی و ابدی در جریان است

00:15.898 --> 00:19.533
...دیگران می‌گویند اصلا در جریان نیست

00:19.534 --> 00:22.905
.در هر کسری از ثانیه ناگهان بوجود می‌آید

00:24.975 --> 00:28.208
برجسته‌ترین ذهنها در
.فیزیک نمی‌توانند توافق کنند

00:28.209 --> 00:31.279
...اما آزمایشهای جدید شاید پاسخ

00:31.280 --> 00:37.486
بزرگترین راز حل نشده در
.تاریخچه کیهان را دربرداشته باشد

00:37.487 --> 00:38.586
...راز

00:38.587 --> 00:42.392
.زمان کی شروع شد

00:46.127 --> 00:47.696
...فضا

00:47.697 --> 00:49.063
...زمان

00:49.064 --> 00:50.599
.خود زندگی

00:53.102 --> 00:58.607
.رازهای کیهان در میان  کرمچاله قرار دارد

00:58.608 --> 01:10.648
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:12.669 --> 01:15.239
کی متولد شدید؟

01:15.240 --> 01:17.341
.به نظر می‌رسد سوال ساده‌ای باشد

01:17.342 --> 01:20.611
.تنها یک سال خاص، یک ماه خاص و یک روز خاص را می‌گویید

01:20.612 --> 01:24.213
.اما سرتاسر دنیا زمان متفاوت درک می‌شود

01:24.214 --> 01:27.317
.در عربستان سعودی، قرن 15 است

01:27.318 --> 01:30.120
.در اسراییل قرن 58

01:30.121 --> 01:33.924
.و ما در 24 محدوده زمانی متفاوت زندگی می‌کنیم

01:33.925 --> 01:37.927
همگی ما زمان را
...نسبت به نقطه شروعی اندازه‌ می‌گیریم

01:37.928 --> 01:39.696
.نقطه‌ای که ما انتخاب کردیم

01:39.697 --> 01:43.065
...اما اگر واقعا بخواهیم بدانیم که زمان چیست

01:43.066 --> 01:47.737
باید بدانیم که ساعت کیهانی
.چه زمانی شروع به کار کرده

01:47.738 --> 01:51.508
آیا زمان وقتی شروع شد که کیهان آغاز گشت؟

01:51.509 --> 01:53.979
یا به شکل دیگری شروع شد؟

01:57.650 --> 02:00.050
.یکبار در مسابقه دوچرخه‌سواری بودم

02:00.051 --> 02:03.923
می‌خواستم با سرعت معرکه‌م
.چند تا از دوستان را تحت تاثیر قرار دهم

02:05.891 --> 02:10.159
.پس هر چه در توان داشتم گذاشتم

02:10.160 --> 02:15.999
مسابقه نزدیکی بود، آنقدر
.نزدیک که فکر کردم مساوی شدیم

02:16.000 --> 02:18.637
.یک نفر از بچه‌ها گفت که رقیب من سریعتر بوده

02:18.638 --> 02:21.707
.اما آن یکی گفت من سریعتر بودم

02:21.708 --> 02:25.778
خب، درک کدام یک از زمان درست بوده؟

02:25.779 --> 02:31.450
.به شکلی همگی ما درست می‌گفتیم

02:34.874 --> 02:38.876
.زمان میزانی برای تغییر است

02:39.750 --> 02:42.886
اما از کجا بدانیم که چیزها تغییر می‌کنند؟

02:42.888 --> 02:45.790
ما به چیزی که حسهایمان
...به ما می‌گویند وابسته هستیم

02:45.791 --> 02:49.159
.و اصولا به چیزی که می‌بینیم وابسته هستیم

02:49.160 --> 02:52.230
.به نور وابسته هستیم

02:52.231 --> 02:54.231
...در فضای خلا

02:54.232 --> 02:59.437
.نور با سرعت ثابت 300،000 کیلومتر بر ثانیه حرکت می‌کند

02:59.438 --> 03:03.709
.این واقعیتی پذیرفته شده در کیهان است

03:04.610 --> 03:08.913
...و این واقعیت، "جانا لوین" کیهان‌شناس می‌گوید

03:08.914 --> 03:13.051
.که به نور رابطه منحصربه‌فرد با زمان می‌بخشد

03:13.052 --> 03:15.454
...در واقع بسیار قابل توجه است

03:15.455 --> 03:17.689
.که سرعت نور یک حد است

03:17.690 --> 03:19.858
.هرگز سریعتر نیست
.هرگز کندتر نیست

03:19.859 --> 03:22.260
...برای درک نسبیت زمان

03:22.261 --> 03:24.229
.واقعا نیاز داریم نور را درک کنیم

03:24.230 --> 03:26.664
و زمانی که در مورد
...طبیعت نور فکر می‌کنیم

03:26.665 --> 03:29.068
.تمام بینشهای آشنای ما ناگهان عوض می‌شوند

03:31.800 --> 03:34.169
...اگر سرعت نور ثابت است

03:34.470 --> 03:38.007
...پس زمان و فضا باید بسته به

03:38.008 --> 03:42.478
.نقطه نظر خاص شما تغییر کند و عوض شود

03:42.479 --> 03:45.948
...اینشتین" این بینش عمیق را داشت"

03:45.949 --> 03:48.952
وقتی در مورد
...چیزی ساده مثل نور شروع به فکر کردن کرد

03:48.953 --> 03:53.389
...و متوجه شد اگر نور برای همه در کیهان

03:53.390 --> 03:55.790
...یکسان باشد

03:55.791 --> 03:57.793
...صرفنظر از اینکه آنها چقدر سریع حرکت می‌کنند

03:57.794 --> 03:59.494
...یا در کجای کیهان هستند

03:59.495 --> 04:01.362
...آنگاه فضا و زمان باید برای ناظران متفاوت

04:01.363 --> 04:03.632
.متفاوت باشد

04:03.633 --> 04:06.367
.این یعنی اینکه زمان بسیار شخصی است

04:06.368 --> 04:11.073
بسته به اینکه کجا هستید
.و با چه سرعتی حرکت می‌کنید

04:11.074 --> 04:14.110
...و روشی که حرکت خود را در زمان می‌بینید

04:14.111 --> 04:18.481
شاید روشی نباشد که دیگران
.حرکت شما در زمان را می‌بینند

04:21.485 --> 04:25.255
...برای مثال فرض کنیم، "جانا" یک بدل داشته باشد

04:25.256 --> 04:28.558
.که سوار مترو و تاکسی نیویورک می‌شود

04:29.794 --> 04:33.563
...اگر بدل "جانا" یک تاکسی بگیرد

04:33.564 --> 04:36.099
...و آن تاکسی با سرعت شگفت‌انگیزی حرکت کند

04:39.403 --> 04:42.505
.زمان برای هر زن متفاوت جاری خواهد شد

04:42.506 --> 04:45.943
...اگر با سرعت با تاکسی از کنارم رد شود

04:45.944 --> 04:49.613
برای من به نظر می‌رسد
.که زمان او کندتر می‌گذرد

04:49.614 --> 04:53.517
...از نظر بدل من، خیابان با وجود من در آن

04:53.518 --> 04:55.919
...از کنار او با سرعت زیادی رد می‌شویم

04:55.920 --> 04:58.087
و تا جایی که به او مربوط است
.زمانش معمولی است

04:58.088 --> 05:00.591
.این زمان من است که کند شده

05:04.283 --> 05:06.572
...برای درک اینکه چرا این اتفاق می‌افتد

05:07.224 --> 05:10.993
...تصور کنید "جانا" یک لیزر دوسر را روشن کند

05:10.994 --> 05:14.997
...که پرتوهایش از پیاده‌روی زیر او

05:14.998 --> 05:16.899
.و بالکنی که بالای سر اوست، بازتاب کند

05:16.900 --> 05:19.070
.این پالسها یک ساعت نوری را شکل می‌دهند

05:19.071 --> 05:22.940
.هر بازتاب لیزر یک تیک است

05:22.941 --> 05:25.676
...جانا" نور را می‌بیند که بالا و پایین می‌رود"

05:25.677 --> 05:31.281
اما بدل سوار بر تاکسی او
.چیزی کاملا متفاوت می‌بیند

05:31.282 --> 05:33.050
...از نقطه نظر تاکسی

05:33.051 --> 05:36.887
...نور به نظر یک خط قطری دراز می‌آید

05:36.888 --> 05:41.491
و بنابراین به نظر می‌رسد ساعت من
.زمان زیادی لازم دارد تا کار کند

05:41.492 --> 05:43.961
.پس به نظر می‌رسد زمان من کند می‌گذرد

05:43.962 --> 05:48.065
...اگر بدل "جانا" لیزری را در تاکسی روشن کند

05:48.066 --> 05:51.467
...او می‌بیند که پرتو به سقف و کف تاکسی

05:51.468 --> 05:53.603
.درست بالای سر و زیر او برخورد می‌کند

05:53.604 --> 05:57.376
اما "جانا" در خیابان می‌بیند
.که پرتو قطری حرکت می‌کند

05:58.077 --> 06:03.648
به خاطر اینکه این پرتو مسافت طولانی‌تری
.را باید برود، به نظر کندتر می‌آید

06:05.642 --> 06:07.408
...از نقطه نظر من در خیابان

06:07.409 --> 06:08.810
...اگر به داخل تاکسی نگاه کنم

06:08.811 --> 06:11.579
...می‌بینم که نورشان یک خط قطری دراز است

06:11.580 --> 06:15.251
و بنابراین فکر می‌کنم ساعتشان زمان
.زیادی را طول می‌دهد تا یک تیک داشته باشد

06:15.252 --> 06:18.121
.از نقطه نظر من، ساعت آنها کند کار می‌کند

06:20.991 --> 06:23.307
.این اثر هر چه سریعتر بروید بیشتر می‌شود

06:23.989 --> 06:26.890
...اگر تاکسی به سرعت نور برسد

06:26.891 --> 06:29.226
...حد سرعت در کیهان

06:29.227 --> 06:33.664
.زمان بیرون تاکسی به نظر می‌رسد که ایستاده است

06:33.665 --> 06:36.834
...اگر آن تاکسی با سرعت نور حرکت می‌کرد

06:36.835 --> 06:39.570
مثل این بود که ساعت من
...هرگز کار نمی‌کند

06:39.571 --> 06:43.173
.انگار که زمانم ایستاده، انگار زمان منجمد شده

06:43.174 --> 06:46.409
خب، کدام ناظر درست می‌گوید؟

06:46.410 --> 06:49.079
جانا"یی که ایستاده؟"

06:49.080 --> 06:50.947
یا "جانا"یی که در حرکت است؟

06:50.948 --> 06:54.084
...بدلم و من به طور اساسی

06:54.085 --> 06:55.418
...در مورد گذر زمان اختلاف داریم

06:55.419 --> 06:56.687
.و درست است

06:56.688 --> 06:59.623
.هر دو درست می‌گوییم، زمان نسبی است

06:59.624 --> 07:04.895
.نسبی به این معنا که زمان واحد جهانی وجود ندارد

07:04.896 --> 07:09.267
با اینحال، یک لحظه بوده
...که وقتی تمام نقطه نظرها همزمان باشند

07:09.268 --> 07:11.568
...باید یکسان به نظر برسد

07:11.569 --> 07:15.040
...لحظه‌ای که همه چیز از یک مکان بوجود آمد

07:16.141 --> 07:18.443
.مهبانگ

07:18.444 --> 07:21.645
....یکی از سخت‌ترین چیزها برای درک کردن

07:21.646 --> 07:24.448
...ایده مهبانگ و آفرینش کیهان

07:24.449 --> 07:29.955
این است که خود زمان در این
...رویداد بزرگ شاید شروع شده باشد

07:29.956 --> 07:35.827
که فضا در مهبانگ بوجود آمده
.و زمان آغاز شده

07:35.828 --> 07:39.163
.قبل از مهبانگمان، شاید هیچ فضا یا زمانی نبوده

07:39.264 --> 07:43.035
...جانا" باور دارد که مهبانگ احتمالا"

07:43.036 --> 07:47.205
...وقتی بوده که تمام جریانهای متفاوت زمان در کیهان شروع شده

07:47.206 --> 07:50.809
...و از آن به بعد، زمان

07:50.810 --> 07:56.215
در مکانهای مختلف بسته
.به اینکه آن مکانها با چه سرعتی حرکت می‌کنند، متفاوت گذشته

07:57.694 --> 08:00.428
...اما می‌توانیم مکانهایی را در کیهانمان بوجود آوریم

08:00.429 --> 08:05.435
که زمان به نظر برسد بایستد
و بعد دوباره شروع شود؟

08:05.436 --> 08:08.305
...اگر بتوانیم رویدادی را از نور پنهان کنیم

08:08.306 --> 08:10.942
امکان دارد بتوانیم از زمان نیز پنهانش کنیم؟

08:15.163 --> 08:15.919
...اینها سوالاتی هستند که

08:17.232 --> 08:21.034
.پرفسور "الکس گایتا" از خودش می‌پرسد

08:21.035 --> 08:23.205
...بازیکن سابق تنیس رقابتی

08:24.203 --> 08:25.905
...الکس" یک فیزیکدان در دانشگاه کورنل"

08:25.906 --> 08:30.310
.که در اپتیک بسیار سریع تخصص دارد

08:30.311 --> 08:32.813
....این فناوری معمولا

08:32.814 --> 08:35.749
.برای انتقال پر سرعت اطلاعات استفاده می‌شود

08:35.750 --> 08:37.650
...اما بعد از خواندن یک مقاله

08:37.651 --> 08:40.788
...که توسط نظریه‌پردازی در کالج سلطنتی نوشته شده بود

08:40.789 --> 08:45.159
متوجه شد که ممکن است
.شکافی را در زمان بوجود آورد

08:45.160 --> 08:47.528
.می‌دانید، نور یک آشفتگی الکترمغناطیسی است

08:47.529 --> 08:49.262
...لحظه‌ای که همه چیز شروع به تغییر کند

08:49.263 --> 08:51.365
آن لحظه نشان‌دهنده این است
.که زمان در حال گذر است

08:51.366 --> 08:53.933
...پس تمام این تغییرات در حال روی دادن

08:53.934 --> 08:56.203
...تمام این آشفتگی‌های الکترومغناطیسی را بوجود می‌آورند

08:56.204 --> 09:00.707
که می‌توانیم تشخیص دهیم
.و به عنوان گذر زمان اندازه بگیریم

09:00.708 --> 09:02.742
...چیزی که متوجه شدیم روشی است

09:02.743 --> 09:05.813
...که در واقع تنها خاموش کردن لامپهاست

09:05.814 --> 09:07.414
...بعد روشن کردن آنهاست بدون اینکه

09:07.415 --> 09:10.753
.حس کنید که آنها اصلا خاموش شده‌اند

09:14.656 --> 09:17.391
...چه اتفاقی می‌افتد اگر

09:17.392 --> 09:18.794
...لامپی را خاموش کنید که به زمان می‌تابد

09:18.795 --> 09:21.195
آنقدر طولانی که یک رویداد را پنهان کند؟

09:21.196 --> 09:27.136
"برای مثال فرض کنید "الکس
.با پسرش "مکس"بازی نزدیکی دارد

09:27.137 --> 09:30.973
.به امتیاز سرنوشت‌ساز می‌رسد و می‌خواهد برنده شود

09:30.974 --> 09:35.276
...اگر "الکس" بتواند حفره‌ای در زمان ایجاد کند

09:35.277 --> 09:37.446
...هیچکس نمی‌تواند ببیند که این کار را می‌کند

09:41.184 --> 09:47.322
"برای ناظران، از جمله پسرش، "الکس
.ست را بدون درنگی می‌برد

09:49.693 --> 09:53.496
.در حال حاضر، این کار غیرممکن است

09:53.497 --> 09:56.967
.اما تمام چیزهای بزرگ از کوچک شروع می‌شوند

10:02.559 --> 10:05.146
...این عاملی مهم در آزمایش "الکس" است

10:05.715 --> 10:07.482
.عدسی‌های جداکننده زمان

10:08.584 --> 10:11.253
...سیگنالهای نور و زمان را طوری متمرکز می‌کند

10:11.254 --> 10:14.623
که یک عدسی شیشه‌ای نور
.را در فضا متمرکز می‌کند

10:14.624 --> 10:18.259
...در خلا، سرعت نور ثابت است

10:18.260 --> 10:22.897
اما آن سرعت وقتی نور
...از درون ماده‌ای عبور کند تغییر می‌کند

10:22.898 --> 10:26.100
.یا وقتی به یک پرتوی دیگر نور بخورد

10:26.101 --> 10:30.506
.عدسی‌های جداکننده زمان از هر دو روش استفاده می‌کنند

10:30.507 --> 10:34.642
الکس" پرتو لیزری را"
...به یک پرتو نور شلیک می‌کند

10:34.643 --> 10:36.578
.کمی آن را کند می‌کند

10:36.579 --> 10:39.682
...این پرتو سپس از یک شیشه عبور می‌کند

10:39.683 --> 10:41.850
...که به دو بخش تقسیم می‌شود

10:41.851 --> 10:44.185
.که هر کدام طول موج متفاوتی دارند

10:44.186 --> 10:48.290
طول موج پایینتر از
...طول موج بالاتر جلو می‌افتد

10:48.291 --> 10:50.959
.که یک شکاف کاملا تاریک را از خود به جا می‌گذارد

10:50.960 --> 10:54.896
...هر چیزی در آن شکاف دیدنش غیرممکن است

10:54.897 --> 10:57.265
.چون هیچ نوری آنجا نیست

10:57.266 --> 10:59.834
...این نور از یک عدسی زمان دیگر می‌گذرد

10:59.835 --> 11:03.640
که پرتو را بدون هیچ
.تغییر قابل دیدنی یکپارچه می‌کند

11:09.805 --> 11:11.974
...با استفاده از این ابزار

11:11.976 --> 11:17.480
الکس" شکافهایی را بوجود آورد"
.که تقریبا یک میلیاردیم ثانیه دوام می‌آورند

11:17.481 --> 11:19.383
...شاید چندان زیاد به نظر نرسد

11:19.384 --> 11:22.784
...اما در دنیای پر سرعت انتقال اطلاعات

11:22.785 --> 11:24.388
.مهم است

11:24.389 --> 11:26.456
...بیایید فرض کنیم شما جریانی از داده‌ها دارید

11:26.457 --> 11:28.625
...و نمی‌خواهید اصلا آن را قطع کنید

11:28.626 --> 11:30.592
...اما می‌خواهید مقداری از اطلاعات را

11:30.593 --> 11:31.726
...وارد این جریان داده کنید

11:31.727 --> 11:32.827
.و بعد آن را بیرون بکشید

11:32.828 --> 11:34.930
...خب، با بوجود آوردن این شکاف

11:34.931 --> 11:38.000
می‌توانید شکاف را بوجود آورید
...جریان نور را آشفته نکنید

11:38.001 --> 11:40.470
...کمی داده وارد کنید، منتقلش کنید

11:40.471 --> 11:42.205
...و بعد آن داده را بیرون بکشید

11:42.406 --> 11:45.643
.و بعد جریان داده را به حالت اول برگردانید

11:45.644 --> 11:50.215
.و آن اطلاعات از گذر زمان پنهان خواهند بود

11:51.949 --> 11:57.321
امروز، بوجود آوردن شکاف نوری
...که یک ثانیه دوام بیاورد

11:57.322 --> 12:02.393
.نیازمند ماشینی به طول 300،000 کیلومتر است

12:02.394 --> 12:06.996
بنابراین "الکس" باید مسابقه تنیسش را
.از راه سخت برنده شود

12:06.997 --> 12:10.801
.اما این فناوری با سرعت در حال رشد است

12:10.802 --> 12:13.305
...در اصل، آزمایشهایی بوده‌اند

12:13.306 --> 12:15.937
...که توانستند نور را به اندازه

12:15.963 --> 12:17.942
.ده هفتم، ده هشتم کند کنند

12:17.943 --> 12:19.543
.در آینده نزدیک،ممکن است بیشتر هم بشود

12:19.544 --> 12:21.946
...امکان دارد بتوانید تقریبا نور را متوقف کنید

12:21.947 --> 12:25.148
نور را برای مدت زمان
...به نسبت طولانی ذخیره کنید، چندین ثانیه

12:25.149 --> 12:27.683
...و بعد به راحتی آزادش کنید تا به راهش ادامه دهد

12:27.709 --> 12:29.687
.دوباره به سرعت نور برسد

12:29.688 --> 12:34.058
...کار "الکس" و جانا" رابطه عمیق

12:34.059 --> 12:37.995
.بین ناظران،نور و گذر زمان را بررسی می‌کند

12:37.996 --> 12:40.231
...این سوال را بوجود می‌آورد

12:40.232 --> 12:44.034
آیا زمان وجود دارد اگر
کسی نباشد که آن را ببیند؟

12:44.035 --> 12:47.404
...یک دانشمند می‌گوید نه

12:47.405 --> 12:51.678
.زمان بسیار بعدتر از آنچه فکر می‌کنیم بوجود آمد

12:59.449 --> 13:02.218
...چند بار در اتاق تاریکی بیدار شده‌اید

13:02.219 --> 13:05.921
و اصلا نمی‌دانستید چه زمانی است؟

13:05.922 --> 13:11.794
چندین دقیقه یا ساعت گیج بوده‌اید؟

13:11.795 --> 13:17.032
وقتی خواب هستید، هیچ
.حسی از گذر زمان ندارید

13:17.033 --> 13:21.204
.شاید تجربه‌های کیهانی زمان نیز به همین شکل باشد

13:21.205 --> 13:24.373
...مهبانگ لحظه‌ای بود که کیهانمان متولد شد

13:24.374 --> 13:29.479
اما اگر بلافاصله بیدار نشده باشد چه؟

13:29.480 --> 13:35.018
امکان دارد زمانی بوده باشد
که کیهان زمانی نداشته؟

13:40.251 --> 13:43.654
...پرفسور "لری شولمن" کمی از مکانش دور است

13:43.655 --> 13:45.122
.در درسدن آلمان

13:45.123 --> 13:48.692
...خانه اصلی او دانشگاه کلارکسون نیوریوک است

13:48.693 --> 13:52.096
.که اغلب در زیر ورقه ثابتی از یخ قرار دارد

13:52.097 --> 13:54.032
...چندان فرقی نمی‌کند،"لری" می‌گوید

13:54.033 --> 13:56.668
...در حالت اولیه کیهان

13:56.669 --> 14:00.773
.زمان وجود نداشته

14:03.843 --> 14:06.843
...لری" رفتار سیستمهایی را بررسی می‌کند"

14:06.844 --> 14:09.146
...که از تعداد زیادی ذره تشکیل شده‌اند

14:09.147 --> 14:11.317
.مثل آبی که در این فواره یا در کیهان است

14:11.818 --> 14:14.986
...مکانیک آماری نیز می‌تواند به ما بگوید

14:14.987 --> 14:17.556
.رابطه نور با زمان چیست

14:18.958 --> 14:21.226
.نور اطلاعات رویدادها را حمل می‌کند

14:21.227 --> 14:25.798
از آن برای اینکه بفهمیم
.چه اتفاقی دارد می‌افتد استفاده می‌کنیم

14:25.799 --> 14:28.034
...اما چون نور سرعت محدودی دارد

14:28.035 --> 14:33.438
هر چیزی که می‌بینیم
.در واقع در گذشته اتفاق افتاده

14:33.439 --> 14:36.641
...برای مثال نور از خورشید

14:36.642 --> 14:39.245
حدود 8 دقیقه طول می‌کشد تا برسد
...به خاطر فاصله 150 میلیون کیلومتری

14:39.246 --> 14:42.414
...و متوجه می‌شوید که با سرعت 300،000 کیلومتر بر ثانیه

14:42.415 --> 14:44.582
این مدت زمانی است
.که طول می‌کشد نور برسد

14:44.583 --> 14:47.620
...پس برای مثال اگر خورشید منفجر شود

14:47.621 --> 14:49.120
...از آن خبردار نمی‌شوید

14:49.121 --> 14:50.892
.تا هشت دقیقه بعد از این رویداد

14:52.193 --> 14:54.827
...نور دوردست‌ترین بخشهای کیهان

14:54.828 --> 14:59.466
13.8میلیارد سال است
.که به سمت ما سفر کرده

14:59.467 --> 15:03.438
.یعنی زمانی که کیهان در مهبانگ شروع شده

15:09.092 --> 15:10.893
...کیهان اولیه چیزی نبود

15:10.894 --> 15:13.061
...به جز میدانی از ذرات باردار

15:13.062 --> 15:16.564
.یک ابر چگال داغ از پلاسما

15:16.565 --> 15:18.933
...فوتونها، ذرات نور

15:18.934 --> 15:23.105
.نمی‌توانستند در این سوپ فاصله زیادی را طی کنند

15:23.106 --> 15:27.409
...بعد در حدود 380،000 سال از زندگی کیهان

15:27.410 --> 15:31.813
.تغییر ناگهانی به نام بازترکیب رخ داد

15:31.814 --> 15:35.216
.زمانی که اتمها شروع به شکل‌گیری کردند

15:35.217 --> 15:36.686
...قبل از بازترکیب

15:36.687 --> 15:38.087
...اگر یک الکترون و یک پروتون

15:38.088 --> 15:40.688
...بهم می‌رسیدند و به طور موقت پیوند می‌خوردند

15:40.689 --> 15:43.457
...توسط فوتونی که از راه می‌رسید دچار اصطکاک شده

15:43.458 --> 15:44.759
.و از هم جدا می‌شدند

15:44.760 --> 15:47.294
...بازترکیب فرآیندی است

15:47.295 --> 15:49.431
...که در آن الکترونها و پروتونها

15:49.432 --> 15:50.866
...که در پیش از این رها

15:50.867 --> 15:53.234
...و جدا از هم در پلاسما بودند

15:53.235 --> 15:55.371
.سرانجام بهم می‌رسند

15:55.972 --> 16:00.744
.کمی شبیه به هاکی است

16:00.745 --> 16:05.014
.اگر تصور کنید که توپ هاکی یک فوتون است

16:06.607 --> 16:12.511
این رودخانه "الب" است
.و گاهی‌اوقات یخ می‌زند

16:12.512 --> 16:14.280
...با فرض اینکه برای این اتفاق صبر کنم

16:14.281 --> 16:16.549
...و با توپ هاکی خود بیرون بروم

16:16.550 --> 16:19.620
.می‌توانم بدون هیچ مشکلی آن را به کنار رودخانه شوت کنم

16:19.621 --> 16:23.256
.اما کیهان درست بعد از مهبانگ سرشار از ذرات بود

16:23.257 --> 16:27.059
...حالا تصور کنید که اطراف من چندین دروازه‌بان باشد

16:27.060 --> 16:28.462
...که از دروازه‌ای محافظت نمی‌کنند

16:28.463 --> 16:31.664
بلکه تنها مطمئن می‌شوند
.که توپ هاکی من از آنها رد نمی‌شود

16:31.665 --> 16:34.034
...پس تمام این دروازه‌بانها این اطراف می‌ایستند

16:34.035 --> 16:36.971
و هر بار که توپ را شوت می‌کنم
...یکی از آنها جلویش را می‌گیرد

16:36.972 --> 16:38.874
.این توپ عبور نمی‌کند

16:38.875 --> 16:42.843
.لری" می‌گوید این همان کیهان اولیه است"

16:42.844 --> 16:46.746
فوتونها نمی‌توانستند
...از الکترونها و پروتونهای دروازه‌بان عبور کنند

16:46.747 --> 16:50.284
.پس نور جریان نداشته

16:50.285 --> 16:53.887
به عبارت دیگر، این دروازه‌بانها
...کمی غیرمعمول هستند

16:53.888 --> 16:55.857
...و یکی درمیان پسر،دختر،پسر،دختر هستند

16:55.858 --> 16:58.726
اما در ابتدا به خاطر
.ماسکهای بزرگشان این را نمی‌دانستند

16:58.727 --> 17:01.129
...بعد از مدتی یکی از آنها ماسکش را برمی‌دارد

17:01.130 --> 17:03.230
.و پسری که نزدیک اوست می‌گوید:اوه

17:04.500 --> 17:06.934
.بعد توپ می‌تواند از همانجا عبور کند

17:06.935 --> 17:09.436
...زمانی که فوتونها توانستند به آسانی فرار کنند

17:09.437 --> 17:11.504
.جهان به شدت تغییر کرد

17:15.694 --> 17:20.199
...در کیهان اولیه، فوتونها هرگز نمی‌توانستند آزادانه حرکت کنند

17:20.200 --> 17:22.668
.و هیچ راهی برای تغییر دادن آن نبود

17:22.669 --> 17:27.538
لری" ادعا می‌کند"
.این به این معناست که زمان وجود نداشته

17:27.539 --> 17:30.174
...تنها بعد از بازترکیب

17:30.175 --> 17:33.444
...وقتی کیهان سرد شده و اتمها شکل گرفتند

17:33.445 --> 17:36.381
.نور شروع به حرکت آزادانه کرده

17:36.382 --> 17:42.321
لری" می‌گوید در این زمان"
.ساعت کیهان شروع به کار کردن کرده

17:42.322 --> 17:45.990
.اولین نقطه، هرگز حتی یک زمان هم نبوده

17:45.991 --> 17:48.360
....اما سرانجام، چیزی به اسم زمان بوجود آمده

17:48.361 --> 17:51.831
که به روشی که
.همه چیز تغییر می‌کرده ادامه داده

17:51.899 --> 17:54.868
این می‌تواند حقیقت تولد
...زمان در کیهان ما را توضیح دهد

17:56.503 --> 18:03.042
اما اگر کیهان ما بمیرد، زمان با آن خواهد مرد؟

18:03.043 --> 18:07.780
...این فیزیکدان فکر می‌کند که زمان براستی بنیادی است

18:07.781 --> 18:09.716
.زمان همیشه هست

18:09.717 --> 18:12.419
.این فضاست که می‌آید و می‌رود

18:14.889 --> 18:19.859
.زمان به جلو حرکت می‌کند، و هرگز به عقب حرکت نمی‌کند

18:19.860 --> 18:24.966
فیزیکدانها می‌گویند به این خاطر
.که انرژی همیشه پراکنده می‌شود

18:26.801 --> 18:29.170
...اگر به اندازه کافی زمان را به عقب برگردانید

18:29.171 --> 18:34.408
.می‌بینید که تمام انرژی کیهان بهم می‌رسد

18:34.409 --> 18:39.579
.در مهبانگ، همه چیز در یک نقطه متمرکز شده

18:39.580 --> 18:43.818
.نمی‌توانید زمان را بیشتر از این عقب ببرید

18:43.819 --> 18:46.086
یا شاید بتوانید؟

18:49.725 --> 18:51.245
..."فیزیکدان "شان کارول

18:51.781 --> 18:54.249
...از موسسه فناوری کالیفرنیا

18:54.250 --> 18:57.452
.بیشتر کارش را صرف تفکر در مورد زمان کرده

18:57.453 --> 19:01.388
...با اینکه سرچشمه زمان یک راز است

19:01.389 --> 19:03.625
...شان" از یک چیز مطمئن است"

19:03.626 --> 19:06.862
...در کیهان ما، زمان جهتی دارد

19:07.463 --> 19:11.032
.پیکانی که از میان هر چیزی رد می‌شود

19:11.033 --> 19:16.939
.زمان معیار تغییر در کیهان است

19:16.940 --> 19:19.109
...اگر چیزی در جهان عوض نمی‌شد

19:19.110 --> 19:21.343
.راهی برای فهمیدن درک گذر زمان وجود نمی‌داشت

19:21.344 --> 19:23.446
.همه چیز همیشه در یک لحظه می‌بود

19:23.447 --> 19:24.579
.ساعتی در کار نبود

19:24.580 --> 19:26.715
.خود زمان به طور کلی معنایی نداشت

19:29.488 --> 19:33.024
...به محض اینکه چیزی تغییر کند، مهم نیست که چقدر کوچک باشد

19:33.025 --> 19:35.592
.زما جریان می‌یابد

19:35.593 --> 19:40.463
.و کیهان ما در یک حالت تغییر دائمی است

19:42.614 --> 19:44.515
...در سحرگاه کیهان

19:44.516 --> 19:49.420
مقدار عظیمی از انرژی
.در یک نقطه متمرکز شده بود

19:49.421 --> 19:51.390
.بعد مهبانگ از راه رسید

19:51.758 --> 19:54.860
...از آن موقع، با گذر هر ثانیه

19:54.861 --> 19:58.398
.آن انرژی بیشتر و بیشتر پراکنده می‌شود

19:58.399 --> 20:03.436
اندازه‌گیری آن  انرژی
.در حال پراکنده شدن آنتروپی نام دارد

20:03.437 --> 20:08.306
...شان" باور دارد که حرکت به جلو زمان، پیکان زمان"

20:08.307 --> 20:13.212
.حرکت ثابت از آنتروپی کم به آنتروپی زیاد است

20:13.213 --> 20:17.483
اما چه چیزی پیکان زمان را به حرکت وامی‌دارد؟

20:17.484 --> 20:19.284
...معمایی که داریم این است که

20:19.285 --> 20:21.153
...آنتروپی تمایل به افزایش دارد

20:21.154 --> 20:24.122
اما مهبانگمان یک موقعیت
...با آنتروپی بسیار بسیار پایین بوده

20:24.123 --> 20:26.559
پس چگونه اینطور پیش رفته؟

20:26.560 --> 20:28.395
از کجا چنین چیزی آمده؟

20:28.396 --> 20:33.032
همه چیزی که در فیزیک می‌شناسیم
.در آنتروپی در حال افزایش است

20:33.033 --> 20:34.667
...پس اگر به مهبانگ برگردید

20:34.668 --> 20:38.203
.هیچ مکانی با آنتروپی پایینتر نبوده که بتواند از آن شکل بگیرد

20:39.989 --> 20:42.825
...شان" شک دارد که پاسخ"

20:42.826 --> 20:46.497
این است که کیهان ما
.فرزند یک کیهان دیگر است

20:46.498 --> 20:49.332
اما آن کیهان چه شکلی بوده؟

20:49.333 --> 20:51.600
...شاید این شکلی

20:51.601 --> 20:53.904
.تصور کنید کیهان در تعادل باشد

20:53.905 --> 20:56.607
.در یک حالت آنتروپی بالا
.تهی شده باشد

20:56.608 --> 20:58.174
...تنها به آرامی در فضا قرار گرفته

20:58.175 --> 20:59.975
.بسیار شبیه به این آب در این محفظه

20:59.976 --> 21:02.945
.هیچ حرکتی نمی‌بینید

21:02.946 --> 21:05.281
...حالا تصور کنید که در این کیهان

21:05.282 --> 21:07.518
...که تمام انرژی پراکنده شده

21:07.519 --> 21:12.088
...ناگهان یک ناحیه چگال انرژی بوجود آید

21:12.089 --> 21:16.225
.بسیار شبیه به این بسته قرصهای گازدار

21:16.226 --> 21:19.095
این آب گازدار از ناحیه کوچک
...و چگال با آنتروپی پایین شروع می‌کند

21:19.096 --> 21:22.665
...درست مانند کیهانمان که نزدیک به مهبانگ اینطور بوده

21:22.666 --> 21:25.868
...اما بعد منبسط و سرد شدیم، کهکشانها شکل گرفتند

21:25.869 --> 21:29.972
.و پیکان زمان از گذشته به آینده پیشرفت می‌کند

21:29.973 --> 21:32.809
همچنین، این آب گازدار فش‌فش می‌کند
...و آنتروپیش بالا می‌رود

21:32.810 --> 21:35.712
.چون با آب اطرافش مخلوط می‌شود

21:35.713 --> 21:38.048
...و سرانجام، درست مانند کیهانمان

21:38.049 --> 21:39.715
...به تعادل باز خواهد گشت

21:39.716 --> 21:41.784
...و پیکان زمان متوقف خواهد شد

21:41.785 --> 21:43.386
...آب گازدار به تعادل می‌رسد

21:43.387 --> 21:45.321
...بوسیله آبی که در اطرافش بوده

21:45.322 --> 21:48.124
و ما به حالتی بازمی‌گردیم
...که دیگر تغییری در کار نیست

21:48.125 --> 21:49.759
.حالتی بدون هیچ پیکان زمانی

21:51.414 --> 21:52.945
...اما چگونه ممکن است یک کیهان مرده

21:53.590 --> 21:56.759
...بدون زندگی، ستارگان، یا ماده جامد

21:56.760 --> 22:00.464
کیهانی دیگر را متولد کند؟

22:02.756 --> 22:04.314
...طبق گفته فیزیک کوانتوم، حتی یک فضای تهی

22:06.511 --> 22:10.180
.نوسانات بسیار کوچک انرژی را حس خواهد کرد

22:10.181 --> 22:13.883
...این یعنی اینکه هر از چندگاهی

22:13.884 --> 22:17.221
.چیزی از هیچی بوجود می‌آید

22:17.222 --> 22:20.693
.هسته اتمی یک عنصر پرتوزا را درنظر بگیرید

22:20.694 --> 22:23.061
.همانجا آرام قرار گرفته
.بهش نگاه می‌کنید

22:23.062 --> 22:25.463
...وقتی بهش نگاه می‌کنید تغییری نمی‌کند

22:25.464 --> 22:28.832
...اما احتمال دارد که هر ثانیه از هم بپاشد

22:28.833 --> 22:31.135
.که ذره‌ای جدید را بوجود آورد

22:31.136 --> 22:33.605
...چیزی که می‌گوییم این است که خود فضازمان

22:33.606 --> 22:36.005
...ممکن است مانند این هسته‌ها پرتوزا باشد

22:36.006 --> 22:38.908
...فقط به جای اینکه ذره‌ای جدید بوجود آورد

22:38.909 --> 22:42.213
.می‌تواند یک کیهان کاملا جدید بسازد

22:44.416 --> 22:51.389
کیهانهای جدید ممکن است
.مدام بوجود آیند

22:53.793 --> 22:57.729
...یک نوسان کوانتومی تصادفی در یک کیهان باستانی

22:57.730 --> 23:01.032
...کیهانی بسیار قدیمی،که زمان در آن از هم پاشیده

23:01.033 --> 23:03.703
.ممکن است حتی کیهانمان را متولد کرده باشد

23:05.244 --> 23:07.945
...این فرآیند شروع بدون پیکان زمان

23:07.946 --> 23:10.615
...کیهانی جدیدی را می‌سازد، که پیکانی دارد

23:10.616 --> 23:12.817
...و این پیکان تنها مدتی دوام می‌آورد

23:12.818 --> 23:14.653
...همانطور که کیهان منبسط و سرد می‌شود

23:14.654 --> 23:17.189
...اما زمانی که به تعادل رسید، پیکان متوقف می‌شود

23:17.190 --> 23:19.525
.این رویداد ممکن است بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار تکرار شود

23:19.526 --> 23:20.759
...بگذارید اینطور بگوییم

23:20.760 --> 23:22.560
...شاید بی‌نهایت بار تکرار شود

23:22.561 --> 23:24.896
...اما حتما تعداد خیلی خیلی زیادی

23:24.897 --> 23:27.566
...پس امکان دارد که کیهانی که ما از آن آمده‌ایم

23:27.567 --> 23:29.902
.اصلا اولین کیهان نبوده

23:29.903 --> 23:36.142
.مهبانگمان شاید آغاز نبوده

23:36.143 --> 23:41.314
زمان کیهانمان ممکن است
...اجدادی داشته که قبل از آن زندگی کردند

23:41.315 --> 23:45.684
.و فرزندانی بعد از اینکه این کیهان از بین برود

23:45.685 --> 23:49.823
...اما شاید حقیقتی عمیقتر در مورد زمان وجود دارد

23:49.824 --> 23:52.124
...حقیقتی که هرگز آن را نمی‌فهمیم

23:52.125 --> 23:57.230
.تا وقتی که بپذیریم واقعا وجود ندارد

24:09.567 --> 24:12.202
بدون زمان چه کار می‌کردیم؟

24:12.203 --> 24:16.641
چگونه می‌توانستیم رویدادهای
...زندگی‌مان را دنبال کنیم

24:16.642 --> 24:21.278
بدون اینکه تپش ثابت دقیقه‌ها،روزها و سالها را داشته باشیم؟

24:21.279 --> 24:25.783
.اما ممکن است هیچکدام از اینها واقعی نباشد

24:25.784 --> 24:29.219
...ممکن است زمان

24:29.220 --> 24:30.422
.چیزی به جز یک سراب نباشد

24:38.431 --> 24:40.230
...این باوری است

24:40.231 --> 24:44.435
.که فیزیکدان نظری "کارلو رولی" دارد

24:44.436 --> 24:46.671
...به عنوان دانشجویی در کشورش ایتالیا

24:46.672 --> 24:48.640
...کارلو" بر روی سنگرهایی بود"

24:48.641 --> 24:52.075
.که برضد طغیان حرکت فاشیست مبارزه می‌کرد

24:52.076 --> 24:54.444
...در دهه 70 جوان بودم

24:54.445 --> 24:57.848
.و رویای بزرگی در مورد تغییر جهان وجود داشت

24:57.849 --> 25:00.550
.شکست خوردیم
.جهان را تغییر ندادیم

25:00.551 --> 25:03.188
...و بنابراین فکر کنم وارد علم شدم

25:03.189 --> 25:06.024
چون فکر می‌کردم
...یک راه دیگر برای تغییر دادن دنیا وجود دارد

25:06.025 --> 25:08.292
.و شاید در اینجا موفقتر باشم

25:08.293 --> 25:13.265
...کارلو"  مرکز فیزیک نظری"

25:13.266 --> 25:16.033
.یک اتاقک تفکر در جنوب فرانسه را ترک می‌کند

25:16.034 --> 25:19.636
.اما باز هم قوانین را می‌شکند

25:19.637 --> 25:23.540
به عنوان رهبر
...نظریه زمان گرمایی

25:23.541 --> 25:27.211
...او پرچمی را برای یک تغییر الگو

25:27.212 --> 25:29.079
.در فیزیک بنیادی بالا می‌برد

25:29.080 --> 25:30.480
...به طور خلاصه

25:30.481 --> 25:35.185
...زمان گرمایی پیشنهاد می‌دهد که زمان وجود ندارد

25:35.186 --> 25:37.890
.حداقل در سطح بنیادی واقعیت

25:37.891 --> 25:40.593
این ایده که هیچ زمانی
...در سطح بنیادی وجود ندارد

25:40.594 --> 25:41.994
.به هیچ وجه چندان پیچیده نیست

25:41.995 --> 25:43.763
.بگذارید برایتان مثالی بزنم

25:43.764 --> 25:45.998
تصور کنید که شما چیزی
...را توصیف می‌کنید که در زمان روی می‌دهد

25:45.999 --> 25:48.366
.مانند این نوسان در زمان

25:48.367 --> 25:49.367
منظورمان چیست؟

25:49.368 --> 25:50.769
...منظورمان این است که چیزی وجود دارد

25:50.770 --> 25:52.237
.که نسبت به زمان حرکت می‌کند

25:52.238 --> 25:53.372
اما زمان چیست؟

25:53.373 --> 25:56.107
.زمان موقعیت این عقربه است

25:56.108 --> 25:58.510
...پس چیزی که واقعا اینجا مشاهده می‌کنیم

25:58.511 --> 26:01.846
...کاری که واقعا اینجا می‌کنیم مقایسه کردن این حرکت

26:01.847 --> 26:04.115
.با حرکت عقربه‌های این ساعت است

26:04.116 --> 26:07.119
پس توصیف می‌کنیم
...که تغییر زمانی عقربه چگونه است

26:07.120 --> 26:10.189
اما چیزی که واقعا می‌بینیم این است
...که چگونه این زاویه

26:10.190 --> 26:12.356
.نسبت به این زاویه تغییر می‌کند

26:12.357 --> 26:15.428
پس، بدون زمان کار کردن
...به این معنی است که تنها جهان را

26:15.429 --> 26:18.331
براساس روشی که
...متغیرهای متفاوت

26:18.332 --> 26:19.933
...نسبت به یکدیگر تغییر می‌کنند توصیف کنیم

26:19.934 --> 26:23.669
...بدون اینکه اصلا زمان نادیدنی را

26:23.670 --> 26:25.205
.وارد این جریان کنیم

26:30.348 --> 26:34.719
ایزاک نیوتن" مفهوم متغیر"
...تی" را برای زمان معرفی کرد"

26:34.720 --> 26:38.990
.تا چگونگی حرکت اجسام را توصیف کند

26:38.991 --> 26:41.593
...اما فیزیک کوانتوم با زمان متفاوت‌تر

26:41.594 --> 26:44.095
.از سیستم کلاسیک "نیوتن" رفتار می‌کند

26:44.096 --> 26:46.530
..."در واقع، در مقیاس "پلانک

26:46.531 --> 26:49.233
...کوچکترین واحد جهان فیزیکی

26:49.234 --> 26:53.070
.متغیرهای زمان جواب نمی‌دهند

26:53.071 --> 26:56.307
کارلو" فکر می‌کند"
...تنها راه برطرف کردن این تناقض

26:56.308 --> 27:01.011
این است که به زمان "نیوتن" برگردیم
.و از شر متغیر "تی" خلاص شویم

27:01.012 --> 27:05.183
...او به طور کامل نظریه کوانتوم را

27:05.184 --> 27:07.417
.بدون استفاده از زمان دوباره فرمولبندی کرده

27:07.418 --> 27:10.888
.اما این تنها شروع کار است

27:10.889 --> 27:13.691
...بخش جالب در واقع بخش دوم است

27:13.692 --> 27:15.361
...چونکه اگر این ایده را بپذیریم

27:15.362 --> 27:18.029
...که زمانی در سطح بنیادی وجود ندارد

27:18.030 --> 27:20.199
.با اینحال زمان را تجربه می‌کنیم

27:20.200 --> 27:22.732
زمان برای ما می‌گذرد، درسته؟
.در زمان زندگی می‌کنیم

27:22.733 --> 27:26.505
پس این تجربه زمان از کجا می‌آید؟

27:31.408 --> 27:35.579
.کارلو" فکر می‌کند پاسخ گرما باشد"

27:35.580 --> 27:37.813
...وقتی گرما را به ماده اضافه می‌کنید

27:37.814 --> 27:41.284
فرآیندهای برگشت‌ناپذیر
...شروع به روی دادن می‌کنند

27:41.285 --> 27:44.119
.رویدادهایی که جبران نمی‌شوند

27:44.120 --> 27:48.024
.چیزهایی که در زمان تغییر می‌کنند

27:48.025 --> 27:52.294
پس، هر بار که نوعی
...کمبود برگشت‌پذیری در زمان وجود داشته باشد

27:52.295 --> 27:53.396
.گرما وجود دارد

27:53.397 --> 27:55.965
...پس زمان به گرما گره خورده

27:55.966 --> 27:59.502
و فکر می‌کنم ایده اصلی
...این باشد که گرما از زمان نمی‌آید

27:59.503 --> 28:01.405
.بلکه این زمان است که از گرما می‌آید

28:01.406 --> 28:02.972
...و گرما ترمودینامیک است

28:02.973 --> 28:07.610
.و متوجه شدیم که ترمودینامیک آماری است

28:07.611 --> 28:10.746
.پس زمان به آمار گره خورده

28:10.747 --> 28:13.316
.ما جزییات ریز طبیعت را نمی‌دانیم

28:13.317 --> 28:16.485
.تنها میانگین را درک می‌کنیم

28:16.486 --> 28:22.157
.تنها یک دانش آماری داریم

28:22.158 --> 28:25.727
.فرض کنیم "کارلو" یک اجاق دارد

28:25.728 --> 28:29.366
برای اندازه‌گیزی تمام
...اندرکنشهای کوانتومی داخل اجاق

28:29.367 --> 28:32.335
نیازمند این است
.که میلیاردها اندازه‌گیری انجام دهد

28:32.336 --> 28:35.371
.اما هیچکس نمی‌تواند این کار را بکند

28:35.372 --> 28:36.340
...پس در عوض می‌گوید

28:37.308 --> 28:41.610
.این اجاق 450 درجه حرارت دارد

28:41.611 --> 28:44.880
...دما یک میانگینی از انرژی‌های

28:44.881 --> 28:47.184
.در ذرات بیشمار یک سیستم است

28:47.185 --> 28:49.618
...چیزی که وقتی از توصیف

28:49.619 --> 28:51.821
اتفاقی که در دنیای کوانتومی
...دست‌ می‌کشیم به آن می‌رسیم

28:51.822 --> 28:53.358
.و "کارلو" می‌گوید زمان هم همینطور است

28:55.653 --> 28:58.121
اگر می‌توانستیم
...تمام جزییات جهان را ببینیم

28:58.122 --> 29:00.257
.به نوعی جهانی بی‌زمان را می‌دیدیم

29:00.258 --> 29:03.627
.این چیزی که به عنوان زمان حسش می‌کنیم را نمی‌دیدیم

29:06.830 --> 29:09.533
..."برای "کارلو

29:09.534 --> 29:13.603
.زمان تنها بیانی از اطلاعات محدود است

29:13.604 --> 29:17.508
.سطح بنیادی کیهان بی‌زمان است

29:17.509 --> 29:19.776
...اما در سطوح بزرگتر واقعیت

29:19.777 --> 29:22.746
...وقتی اندرکنشهای ماده و گرما

29:22.747 --> 29:24.881
...اثرات دیدنی را پدید می‌آورند

29:24.882 --> 29:28.952
.چیزی که آن را زمان می‌نامیم متولد می‌شود

29:28.953 --> 29:31.488
...زمان وقتی شروع شد که سیستمی

29:31.489 --> 29:34.158
به جای اندرکنش داشتن
...تنها با همسایه‌ش

29:34.159 --> 29:36.960
.با مجموعه‌ای بزرگ از سیستمها اندرکنش داشت

29:36.961 --> 29:39.062
...پس زمان وقتی شروع شد که سیستمی

29:39.063 --> 29:41.731
...اطلاعات جزیی پیدا کرد

29:41.732 --> 29:44.101
.نه اطلاعات کامل در مورد اطرافش

29:44.102 --> 29:48.505
زمان با نادانی ما شروع می‌شود
.و با نادانی ما رشد می‌کند

29:48.506 --> 29:51.008
...این دیدگاهی افراطی از کیهان است

29:51.009 --> 29:56.046
اما "کارلو" هرگز از
.به چالش طلبیدن مشکلات نترسیده

29:56.047 --> 29:58.748
آیا "کارلو" درست می‌گوید؟

29:58.749 --> 30:01.817
...آیا زمان تنها شکست ما در درک

30:01.818 --> 30:04.520
پراکندگی گرماست؟

30:04.521 --> 30:06.558
.این زن می‌گوید یک احتمال دیگر وجود دارد

30:06.759 --> 30:07.843
.زمان واقعی است

30:08.926 --> 30:11.930
...اما یک تریلیون تریلیون در هر ثانیه

30:11.931 --> 30:14.799
.متولد می‌شود باز متولد می‌شود

30:21.485 --> 30:24.054
...وقتی از جایی به جای دیگر می‌روم

30:24.055 --> 30:28.524
حسهایم به من می‌گویند
.که در یک عمل پیوسته روی می‌دهد

30:28.525 --> 30:32.130
...اما برطبق مکانیک کوانتومی، هر حرکتی

30:33.564 --> 30:36.367
...در واقع مجموعه‌ای از حرکات میکروسکوپی

30:36.368 --> 30:38.167
.در میان فضاست

30:38.168 --> 30:39.401
ها؟

30:39.402 --> 30:41.138
...هیچکس تا به حال متوجه نشده

30:41.139 --> 30:44.942
...چگونه این نظریه مکانیک کوانتومی را در مورد زمان به کار برد

30:44.943 --> 30:48.879
.اما برخی از دانشمندان دارند بسیار نزدیک می‌شوند

30:48.880 --> 30:55.319
...اگر موفق شوند، باید یک ایده جدید و عجیب را بپذیریم

30:55.320 --> 30:58.621
...هر کسر کوچکی از ثانیه

30:58.622 --> 31:06.362
.زمان دوباره و دوباره بوجود می‌آید

31:06.363 --> 31:13.570
"مانند همه ما "فی داکر
.جریان زمان را حس می‌کند

31:13.571 --> 31:15.372
...او دختری بود

31:15.373 --> 31:17.474
...بعد یک دانشجو

31:17.475 --> 31:20.845
و حالا فیزیکدانی در
.کالج سلطنتی لندن است

31:20.946 --> 31:23.581
...هیچ چیز بنیادی‌تر از تجربه‌های ما

31:23.582 --> 31:25.817
.نسبت به تجربه‌هایی که در زمان داریم نیست

31:25.818 --> 31:28.052
.از گذر زمان آگاهیم

31:28.053 --> 31:31.388
.به نظر می‌رسد که زمان جریان دارد

31:31.389 --> 31:34.391
به سختی می‌توانیم
...به زندگی‌هامان معنا دهیم مگر اینکه

31:34.392 --> 31:37.227
برخی رویدادهای گذشته ثابتی
...داشته باشیم که اتفاق افتاده‌اند

31:37.228 --> 31:39.263
...و هرگز تغییر نمی‌کنند

31:39.264 --> 31:41.465
...و برخی از رویدادهای تغییرکننده آینده

31:41.466 --> 31:44.436
...که آزاد هستند و هنوز اتفاق نیافتاده‌اند

31:44.437 --> 31:47.138
و برخی از لحظه‌های مرموز
...و گریزان حال

31:47.139 --> 31:49.943
.که به نظر می‌رسد از آن دو جدا هستند

31:53.681 --> 31:56.650
.این ایده به نظر روشن می‌آید

31:56.651 --> 32:01.354
...اما در واقع،برخلاف بهترین نظریه علمی‌مان

32:01.355 --> 32:03.324
.از اینکه جهان چگونه کار می‌کند است

32:03.325 --> 32:05.360
...نظریه نسبیت

32:05.361 --> 32:09.464
به ما می‌گوید که فضا و زمان
.به طور گریزناپذیری بهم پیوسته‌اند

32:09.465 --> 32:13.436
...تمام زمانی که وجود خواهد داشت

32:13.437 --> 32:16.470
.در بلوکی که آن را فضازمان می‌نامیم وجود داشته

32:16.471 --> 32:18.940
...همانطور که از تولد تا مرگ پیش می‌رویم

32:18.941 --> 32:22.009
...به رد شخصی خودمان

32:22.010 --> 32:25.546
.در طول این چشم‌انداز منجمد فضازمان نگاهی می‌اندازیم

32:25.547 --> 32:29.884
اما "فی" باور دارد
.که این کیهان یک بلوک منجمد نیست

32:29.885 --> 32:31.852
...یک توده در حال گسترش است

32:31.853 --> 32:34.757
.که از دانه‌های کوانتومی فضا و زمان ساخته شده

32:35.258 --> 32:39.595
...فضازمان به نظر ما پیوسته و صاف است

32:39.596 --> 32:41.531
اما به خاطر اینکه
...خیلی بزرگ هستیم اینطور است

32:41.532 --> 32:43.966
.و چیزها را در مقیاس بزرگ می‌بینیم

32:43.967 --> 32:48.303
...پس، اگر یک مکعب جامد از چیزی را تصور کنیم

32:48.304 --> 32:49.939
...به عنوان مثال مکعب شکر

32:49.940 --> 32:53.075
...بخشی از فضازمان را نشان می‌دهد

32:53.076 --> 32:55.878
.که از فاصله دور به نظر جامد است

32:57.175 --> 32:58.809
.شبیه به یک تکه است

32:58.810 --> 33:00.811
...اما می‌دانیم که اگر زوم کنیم

33:00.812 --> 33:03.214
...و به ساختار بنیادی‌تر آن نگاه کنیم

33:03.215 --> 33:05.349
.می‌بینیم که به دانه‌ها تجزیه می‌شود

33:05.350 --> 33:09.220
.این ایده  مدل دانه‌ای بودن فضازمان هم همینطور است

33:09.221 --> 33:13.858
.در مقیاسهای کوچک و بنیادی دانه‌ای و ذره‌ایست

33:13.859 --> 33:16.226
.در مقیاسهای بزرگ به نظر می‌رسد صاف و پیوسته است

33:16.227 --> 33:17.795
.این دانه‌ای بودن را متوجه نمی‌شویم

33:20.882 --> 33:23.961
دانه فضازمان چقدر کوچک است؟

33:24.744 --> 33:27.913
.به طرز غیرقابل تصوری کوچک

33:27.914 --> 33:31.550
تقریبا یک میلیون تریلیون
...تریلیون تریلیونیوم

33:31.551 --> 33:32.919
.یک ثانیه

33:32.920 --> 33:35.988
...این چیزی است که فیزیکدانها باور دارند

33:35.989 --> 33:39.325
.کوچکترین واحد ممکن اندازه‌گیری است

33:39.326 --> 33:42.795
...فی" فکر می‌کند فضازمان"

33:42.796 --> 33:47.634
از توده بسیار شگفت‌آوری
...از این دانه‌های به شدت کوچک ساخته شده

33:47.635 --> 33:51.369
.که آن را اتمهای فضازمان می‌نامد

33:51.370 --> 33:54.473
...این ایده دو مفهوم

33:54.474 --> 33:58.310
...اینکه فضازمان به طور بنیادی اتمی است

33:58.311 --> 34:01.748
...یا در مقیاس بسیار کوچک ریزریز یا دانه‌ای است را

34:01.749 --> 34:04.483
...با مفهوم علیت

34:04.484 --> 34:09.354
این واقعیت که علت باید
.پیش از معلول باشد، پیوند می‌دهد

34:09.355 --> 34:11.658
...پس برای مثال اگر صدایی بلند بشنوم

34:11.960 --> 34:14.095
...من را می‌ترساند

34:14.096 --> 34:17.397
.و ممکن است فنجان قهوه‌م را بندازم

34:17.398 --> 34:20.200
.پس علت صدای بلند بود

34:20.201 --> 34:25.638
.معلول انداختن فنجان قهوه‌م است

34:25.639 --> 34:30.211
...اگر  همانطور که نسبیت اصرار دارد

34:30.212 --> 34:34.881
... تمام فضا و زمان وجود داشته

34:34.882 --> 34:38.752
،فنجان قهوه‌ای که همیشه خواهد افتاد
...همیشه می‌افتد

34:38.753 --> 34:41.022
.همیشه افتاده است

34:41.023 --> 34:43.589
..."اما به نظر "فی

34:43.590 --> 34:46.560
کیهان مجموعه‌ای از رویدادهایی است
.که تا ابد در حال رشد کردن هستند

34:46.630 --> 34:50.366
وقتی این مجموعه از رویدادهای مرتبط
...را مشاهده می‌کنیم

34:50.367 --> 34:52.400
...چیزی که آن را یک مجموعه علتی می‌نامد

34:52.401 --> 34:55.937
.گذر زمان را درک می‌کنیم

34:55.938 --> 34:58.540
...یک مجموعه علتی می‌تواند

34:58.541 --> 35:02.545
.با جمع شدن اتمهای جدی فضازمان رشد کند

35:02.546 --> 35:06.449
...و این تولد جدید اتمهای فضازمان

35:06.450 --> 35:11.252
.ممکن است همان گذر زمان باشد که می‌شناسیم

35:13.323 --> 35:16.492
...چیزی که به عنوان حال تجربه می‌کنیم

35:16.494 --> 35:19.696
.تولد این اتمهای جدید فضازمان است

35:19.697 --> 35:22.332
.اتمهای قدیمی نمی‌میرند

35:22.333 --> 35:26.470
روی هم جمع می‌شوند
.تا چیزی که گذشته می‌نامیم را بوجود آورند

35:26.471 --> 35:28.738
.آینده باید متولد شود

35:28.739 --> 35:33.477
...زمانی که یک اتم فضازمان متولد شد و موجود شد

35:33.478 --> 35:36.281
.آنگاه بخشی از گذشته می‌شود

35:36.282 --> 35:37.381
...پس به این ترتیب

35:37.382 --> 35:39.183
...حسهایمان متوجه می‌شوند

35:39.184 --> 35:40.819
...که گذشته ثابت است

35:40.820 --> 35:45.091
که گذشته اتفاق افتاده
.و امکان ندارد که تغییر کند

35:47.829 --> 35:51.500
...زمان شاید یک رودخانه پیوسته نباشد

35:51.501 --> 35:54.935
.بلکه به جای آن بارانی از رویدادهاست

35:54.936 --> 35:58.406
پس، کدام مفهوم زمان درست است؟

35:58.407 --> 36:01.243
آیا به سرچشمه زمان نزدیک می‌شویم؟

36:01.244 --> 36:04.145
.شاید بزودی بفهمیم

36:04.146 --> 36:09.783
در این آزمایشگاه، محققان
...در حال کردن روی آزمایشی هستند که

36:09.784 --> 36:11.654
...ممکن است برای همیشه

36:11.655 --> 36:14.491
.درک ما از زمان و کیهان را تغییر دهد

36:19.829 --> 36:24.165
.زمان ممکن است در مهبانگ شروع شده باشد

36:24.166 --> 36:27.569
.ممکن است همیشه در جریان بوده باشد

36:27.570 --> 36:33.408
یا ممکن است
.تریلیونها بار در هر ثانیه متولد شود

36:33.409 --> 36:37.078
.این بحث امکان دارد دهه‌ها به طول بیانجامد

36:37.079 --> 36:39.980
.یا ممکن است همین امروز تمام شود

36:39.981 --> 36:42.984
...چونکه شاید سرانجام آزمایشی را داشته باشیم

36:42.985 --> 36:47.288
.که نشان دهد ذات واقعی زمان چیست

36:47.289 --> 36:54.095
...در دانشکده برکلی دانشگاه کالیفرنیا

36:54.096 --> 36:57.899
...پرفسور "هارتموت هافنر"در حال ساختن یک حلقه زمان است

36:57.900 --> 37:02.604
.جسمی که مانند این دیسک خواهد چرخید

37:02.605 --> 37:04.705
...اما در حالی که این حلقه فلزی

37:04.706 --> 37:08.176
...با استفاده از نیروی الکترومغناطیسی شناور می‌شود

37:08.177 --> 37:12.749
یک حلقه زمان  توسط
.یک حرکت در زمان شناور خواهد شد

37:13.916 --> 37:16.417
...اگر فایده داشته باشد

37:16.418 --> 37:19.622
...این آزمایش یک نظریه بحث‌برانگیز را ثابت می‌کند

37:19.623 --> 37:24.091
نوسانات کوانتومی که
...در فضا مشاهده شده‌اند

37:24.092 --> 37:26.194
.در زمان نیز وجود دارند

37:26.463 --> 37:28.665
...ما فیزیکدانها تقارن را دوست داریم

37:28.666 --> 37:32.267
.و یک تقارن مثل فضا و زمان است

37:32.268 --> 37:35.037
...دوست داریم با آنها یکسان رفتار کنیم

37:35.038 --> 37:37.372
...پس هر چیزی که در فضا مشاهده کنیم

37:37.373 --> 37:40.241
...فکر می‌کنیم که باید در زمان هم ببینیم

37:40.242 --> 37:43.678
و این در واقع
...توصیف کیهان را ساده

37:43.679 --> 37:45.046
.یا باشکوه‌ترش می‌کند

37:45.047 --> 37:50.185
...مهندس نانو "تانگکانگ لی"، نیز در برکلی

37:50.186 --> 37:52.888
.یک آزمایش حلقه زمان طراحی کرده

37:52.889 --> 37:54.522
...او به سراغ "هارتموت" رفت

37:54.523 --> 37:58.194
یک متخصص در به دام انداختن
.و مطالعه ذرات اتمی

37:58.195 --> 38:01.029
.اما "هارتموت" شکهای خودش را داشت

38:01.030 --> 38:03.265
...در ابتدا ، فکر می‌کردم

38:03.266 --> 38:04.366
.دیوونه‌اند

38:04.367 --> 38:06.435
.منظورم این است که ایده مسخره‌ایه

38:06.436 --> 38:10.740
و بعدش شروع به صحبت کردن کردیم
.و متوجه شدیم، اوه، صبر کن

38:10.741 --> 38:12.774
.واقعا عجیبه اما درست میگن

38:12.775 --> 38:14.176
.باید همینطوری باشد

38:14.177 --> 38:17.747
...روی این الکترود

38:17.748 --> 38:21.082
...داخل یک فضایی با پهنای یک تار موی انسان

38:21.083 --> 38:25.921
...هارتموت" و تیمش یک چشم‌انداز کاملا ایستا را بوجود می‌آورند"

38:25.922 --> 38:29.725
.چشم‌اندازی که از انرژی بیرون جدا شده

38:29.726 --> 38:33.062
...برای بیشتر کاهش دادن انرژی این سیستم

38:33.063 --> 38:36.031
...باید یونهای کلسیم را به دام بیاندازد

38:36.032 --> 38:40.837
و آنها را تا چندین میلیاردیم
...یک درجه بالای صفر مطلق سرد کند

38:40.838 --> 38:45.375
.سردتر از هر چیزی که تا به حال سرد شده

38:45.376 --> 38:50.078
این باعث می‌شود یونها
...به حالت پایه خودشان برسند

38:50.079 --> 38:52.682
.حالت حداقل انرژی ممکن

38:52.683 --> 38:58.354
تنها آنگاه امکان دارد
.اثرات فضا از زمان جدا ‌شوند

38:58.355 --> 39:02.091
...این بلبرینگها را به عنوان یونهای کلسیم درنظر بگیرید

39:02.092 --> 39:04.961
...و می‌خواهیم 100 تا از این یونهای کلسیم را

39:04.962 --> 39:06.863
.وارد اتاقک خلا خود کنیم

39:06.864 --> 39:08.564
...پس، در دماهای معمولی

39:08.565 --> 39:12.602
...این یونها با سرعت در جهتهای تصادفی حرکت می‌کنند

39:12.603 --> 39:16.404
اما وقتی آنها را سرد کنیم، این حلقه را
...شکل می‌دهند و کند می‌شوند

39:16.405 --> 39:18.573
...و همانطور که انتظار دارید در نقطه‌ای

39:18.574 --> 39:20.142
.این حلقه از حرکت بازمی‌ایستد

39:20.143 --> 39:21.477
...نمی‌چرخد

39:21.478 --> 39:24.580
...اما اگر این نظریه درست باشد

39:24.581 --> 39:28.219
.حلقه باید حرکت کند، بچرخد

39:29.920 --> 39:33.189
...یک جسم در حالت پایه نباید حرکت کند

39:33.190 --> 39:38.095
.چونکه نه انرژی مصرف و نه تولید می‌کند

39:38.096 --> 39:44.067
اما مکانیک کوانتومی به ما می‌گوید
.که صفر معنای صفر را نمی‌دهد

39:44.068 --> 39:48.738
حتی در حالت پایه، هنوز
.نوسانات کوانتومی وجود دارند

39:48.739 --> 39:52.475
...در مکانیک کوانتومی، همیشه حرکت ریز محدودی

39:52.476 --> 39:53.776
.در حالت پایه وجود دارد

39:53.777 --> 39:55.178
...همه چیز حرکت خواهند کرد

39:55.179 --> 39:57.647
.اما به یک شکل هدایت نشده

39:57.648 --> 39:59.383
...چیزی که دنبالش هستیم چیزی است

39:59.384 --> 40:03.620
.که هنوز در یک جهت خاص حرکت داشته باشد

40:03.621 --> 40:06.758
اگر هدایت شده باشد
.به شکلی متفاوت خواهد شد

40:11.999 --> 40:13.949
...منجمد کردن یونها به آنها اجازه می‌دهد

40:14.164 --> 40:17.801
...تنها حرکات ریز تصادفی در فضا داشته باشند

40:17.802 --> 40:20.469
.آنقدر کوچک که نمی‌تواند این حلقه را به حرکت درآورد

40:20.470 --> 40:25.408
...اما اگر این حلقه یون به هر طرفی گردش کند

40:25.409 --> 40:29.846
به این معناست که
.یک نوسان در زمان وجود دارد

40:29.847 --> 40:33.148
...از نقطه نظر نظریه، به هیچ وجه روشن نیست

40:33.149 --> 40:36.219
.که در این دماهای پایین چه اتفاقی می‌افتد

40:36.220 --> 40:39.457
افرادی هستند که می‌گویند
...این حلقه باید حرکت کند

40:39.458 --> 40:41.190
.و دیگران می‌گویند که نباید حرکت کند

40:41.191 --> 40:44.027
...اگر حلقه زمان کار کند

40:44.028 --> 40:46.830
.آنگاه هم فضا و هم زمان نوسان خواهد داشت

40:46.831 --> 40:51.167
...این شاید نظریه "فی داکر" که فضازمان

40:51.168 --> 40:55.505
به طور مداوم در حال تولید خودش
.در محیطهای کوانتومی است، را پشتیبانی کند

40:55.506 --> 40:58.842
...حداقل نشان خواهد داد که

40:58.843 --> 41:01.944
...فضا و زمان به طور گریزان‌ناپذیری

41:01.945 --> 41:03.679
.در قلمروی کوانتومی بهم پیوند دارند

41:03.680 --> 41:07.717
...پس، این نوسانهای کوانتومی در فضا وجود دارند

41:07.718 --> 41:09.520
...اما با زمان به عنوان چیزی رفتار می‌کنیم

41:09.521 --> 41:12.255
.که می‌توانید به طور بسیار دقیق آن را بشناسید

41:12.256 --> 41:15.725
...خب، راستش چیزی که بسیار در موردش حس خوشحالی می‌کنم

41:15.726 --> 41:18.562
...این است که اگر مکانیک کوانتوم نیز در نظر بگیرد

41:18.563 --> 41:20.864
...زمان نیز برفکی است، پس به این ترتیب

41:20.865 --> 41:26.069
...نمی‌توانید بگویید دقیقا زمان چیست، تنها تقریبی

41:26.070 --> 41:28.038
.که شما نوسانات زمان را دارید

41:28.039 --> 41:29.639
...و هرگز با چیزی کار نکردم

41:29.640 --> 41:31.308
...که زمان در آن نوسان داشته باشد، پس

41:32.943 --> 41:35.679
وقتی می‌بینمش شاید
.برای من خیلی عادی به نظر بیاید

41:40.883 --> 41:45.087
...اگر سرچشمه زمان را پیدا کنیم

41:45.088 --> 41:49.826
.به یکی از سخت‌ترین معماهای آفرینش پاسخ دادیم

41:49.827 --> 41:51.228
...اما شاید نیز بفهمیم

41:51.229 --> 41:55.799
...که زمان برای کیهان بی‌معنی است

41:55.800 --> 41:58.569
...زمان تنها برای ما اهمیت دارد

41:58.570 --> 42:03.839
...چونکه ما را بین خاطرات گذشته‌مان

42:03.840 --> 42:05.676
.و رمزوراز آینده نگه می‌دارد