﻿WEBVTT

00:00.720 --> 00:12.720
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:12.720 --> 01:14.600
‫تموم شب بیرون بودی؟

01:18.040 --> 01:19.400
‫کجا بودی زوئی؟

01:22.440 --> 01:23.480
‫میتونم پیشت بمونم؟

01:25.120 --> 01:26.120
‫آره

01:58.440 --> 02:00.560
‫نمیدونم توی این جزیره چجور آدمی هستم

02:01.120 --> 02:03.120
‫کارهایی رو میکنم که بهم نمیاد

02:03.840 --> 02:05.200
‫منظورت چیه؟

02:05.880 --> 02:06.880
‫خیله‌خب، پس...

02:08.680 --> 02:10.000
‫دیشب، من...

02:12.000 --> 02:13.800
‫دیشب داشتی چیکار میکردی زوئی؟

02:44.840 --> 02:45.840
‫بوکسور؟

02:46.280 --> 02:47.440
‫چه خبر کیکا؟

02:47.520 --> 02:48.720
‫کجا بودی؟

02:48.800 --> 02:50.680
‫پدرم تصادف شدیدی داشت

02:51.080 --> 02:52.880
‫الان نیاز دارم که به بیمارستان بیای لطفا

02:52.960 --> 02:54.080
‫خیله‌خب، دارم میام

03:01.360 --> 03:04.080
‫متاسفانه زیاد خبرای خوبی برات ندارم

03:05.520 --> 03:10.560
‫تصادف به مهره‌های ال1 و ال2 ستون
‫فقرات آسیب رسونده

03:10.920 --> 03:15.960
‫ممکنه که توانایی حرکتیِ اندام‌های
‫پایین تنه‌اش رو از دست بده

03:17.440 --> 03:20.120
‫آزمایشاتی انجام دادیم
‫اما امیدوار کننده نبودن

03:25.200 --> 03:27.000
‫منتظر این نتایج میمونیم بابا

03:28.440 --> 03:29.840
‫و پیش دکترهای دیگه هم میریم

03:29.920 --> 03:30.920
‫

03:30.960 --> 03:32.640
‫شاید بیشه سلول بنیادی رو پیوند زد یا...

03:33.640 --> 03:35.120
‫حتما یه کاری هست که بتونیم انجام بدیم

03:36.720 --> 03:37.720
‫صدام رو میشنوه؟

03:38.960 --> 03:39.960
‫بله میشنوه

03:40.240 --> 03:42.600
‫احتمالا نیاز داره تا همه‌چیز رو هضم کنه

03:44.480 --> 03:45.480
‫بابا...

03:47.680 --> 03:49.840
‫متاسفم که گذاشتیم این اتفاق برات بیفته

03:53.200 --> 03:54.800
‫تقصیر تو نبود کونچیتا

03:54.840 --> 03:55.880
‫یه تصادف بود

03:55.960 --> 03:57.680
‫خودت خوب میدونی که اینطور نبود

03:57.760 --> 04:00.480
‫چرا یه نوشیدنی برام نمیگیری؟

04:00.560 --> 04:03.600
‫اینجا چیزی نمیگیرم برات
‫اینجا ساختمون خیریه‌ست

04:03.680 --> 04:04.840
‫وضعیت خوبی نداری

04:04.920 --> 04:07.040
‫معلومه که وضعیت خوبی ندارم رافائل

04:07.120 --> 04:09.440
‫به مدت 40 سال دنبال جاه طلبی بودم

04:09.920 --> 04:11.040
‫تا دیشب

04:12.920 --> 04:16.680
‫وقتی که دیشب خبر رو شنیدم،
‫حس درد و رنج افتضاحی پیدا کردم

04:17.520 --> 04:19.400
‫و احساس گناه که انگار چاقو خوردم

04:23.440 --> 04:24.720
‫میخوای چیکار کنی؟

04:26.040 --> 04:27.480
‫باید بری پیش پلیس

04:29.480 --> 04:30.600
‫بیخیال رافائل

04:31.640 --> 04:36.920
‫تموم روز با انجیل و خدایی و
‫چنین توصیه‌ی مسخره‌ای میکنی؟

04:38.160 --> 04:40.720
‫جنگ با خونواده‌ی مارتینز
‫به خوبی و کاملا تموم شده

04:40.800 --> 04:43.040
‫چرا یه چیز بدردبخور نمیگی؟

04:44.680 --> 04:45.680
‫بهم بگو

04:49.480 --> 04:50.960
‫با متحد کردن خونواده‌ات شروع کن

04:53.120 --> 04:54.440
‫حقیقت رو افشا کن

05:23.000 --> 05:24.000
‫سلام

05:50.560 --> 05:51.800
‫

05:54.840 --> 05:57.280
‫چیزی که شک کرده بودیم
‫با جسد تایید شده

05:57.800 --> 05:59.680
‫سرنخ اصلی خونواده‌ای کالافته

05:59.760 --> 06:00.760
‫اگه بخوام روراست باشم...

06:01.800 --> 06:04.280
‫برام اهمیتی نداره که 20 سال
‫پیش چه اتفاقی افتاد

06:04.920 --> 06:06.480
‫الان یه جسد پیدا شده

06:06.560 --> 06:08.360
‫- پسرت مُرده
‫- دقیقا

06:09.280 --> 06:10.840
‫و دخترم همچنان زنده‌ست

06:12.080 --> 06:14.280
‫فقط بین ما دو تا،
‫حق با اون نیست

06:14.360 --> 06:15.760
‫یه چیزیش هست

06:16.160 --> 06:19.320
‫پاسپورتش رو گرفتن
‫یه پرونده دادگاهی درحال بررسیه

06:19.400 --> 06:21.120
‫توی فرار از دست پلیس دستگیرش کردن

06:21.200 --> 06:22.680
‫باید از اینجا ببرمش

06:24.240 --> 06:25.240
‫باید صبر کنی

06:26.000 --> 06:29.240
‫- باید ببینیم قاضی چی میگه
‫- ببین خوان میگل، من اومدم پیشت

06:29.720 --> 06:32.200
‫بعنوان یک دوست ازت کمک بخوام

06:32.640 --> 06:34.920
‫پس انقدر مثل پلیس باهام حرف نزن، خب؟

06:35.680 --> 06:37.960
‫اگه زوئی رو از این جزیره کوفتی نبرم بیرون،

06:38.040 --> 06:39.720
‫زندگیش رو به باد فنا میده

06:40.080 --> 06:42.480
‫و همونطوری که گفتی، همینجوریشم
‫یه بچه مُرده رو دستم هست

07:10.760 --> 07:12.480
‫سلام مارکوس. زوئی‌ام

07:28.520 --> 07:30.560
‫بوکسور رومانی‌ها رو کشت؟

07:31.040 --> 07:34.040
‫آره، همین رو گفت و حالا من
‫نمیدونم باهاش چیکار کنم

07:36.600 --> 07:38.600
‫لعنتی...

07:39.000 --> 07:40.640
‫صبر کن ببینم. برای چی اینجایی؟

07:41.040 --> 07:42.800
‫تا بهت اجازه بدم که بری پیش پلیس؟

07:42.840 --> 07:44.520
‫پیش خودت فکر کردی که شاید
‫باهم بتونیم بریم؟

07:46.720 --> 07:49.360
‫- نمیدونم
‫- خب جوابت منفیه

07:49.920 --> 07:52.840
‫اون یارو ما رو نجات داد. نمیفهمی؟
‫هردوی ما رو

07:54.680 --> 07:56.480
‫ببین، هر 20 دقیقه یه بار از خواب میپرم

07:56.560 --> 07:58.440
‫ببینم پلیسا دارن خونه رو میپان یا نه،

07:58.520 --> 08:01.520
‫با این فکر که اون روانیا توی تخت
‫ما رو تیکه تیکه میکنن

08:01.600 --> 08:04.200
‫

08:04.800 --> 08:06.120
‫بوکسور یه قهرمان لعنتیه

08:06.720 --> 08:08.840
‫

08:09.520 --> 08:12.440
‫سلام عزیزم

08:15.120 --> 08:16.640
‫چیکار میکنید؟

08:17.000 --> 08:18.000
‫ممنون

08:18.480 --> 08:19.920
‫نه، من شراب میخوام

08:20.000 --> 08:23.200
‫- میدونی که نباید بخوریش
‫- آره میدونم میدونم

08:23.280 --> 08:24.760
‫

08:24.840 --> 08:26.640
‫به کسی نگو

08:26.720 --> 08:27.560
‫مرسی

08:27.640 --> 08:29.280
‫

08:33.920 --> 08:35.480
‫از کِی اونجاست؟

08:35.560 --> 08:37.160
‫از ساعت 10 دیشب

08:37.720 --> 08:39.720
‫ما همیشه خیلی محتاط بودیم

08:39.800 --> 08:41.520
‫معلومه که هتل مال خونواده‌ـشه

08:41.560 --> 08:42.680
‫و هرکاری که دلش بخواد میکنه

08:43.640 --> 08:46.560
‫اما فکر میکنم این دفعه اوضاع از کنترل
‫آقای کالافت خارج شد

08:46.640 --> 08:49.400
‫یکی از تلویزیون‌‌های پلاسما رو از طبقه دوم
‫پرت کرد توی استخر

08:49.840 --> 08:51.160
‫ساعت 6 صبح

08:51.240 --> 08:54.680
‫اینکارم بعد از آواز خوندن دو تا دختر
‫دوقلوی روی بالکن انجام داد

08:55.680 --> 08:57.560
‫بعدشم دو تا کپسول آتش نشانی رو خالی کرد

09:00.320 --> 09:01.320
‫اوریول

09:07.760 --> 09:09.000
‫اوریول، من بوکسورم

09:09.080 --> 09:10.240
‫در کوفتی رو باز کن

09:10.320 --> 09:11.760
‫خواهش میکنم بوکسور، ملاحظه کن

09:14.400 --> 09:15.640
‫حالا میخوای که من ملاحظه کنم؟

09:16.680 --> 09:18.000
‫بیخیال بابا

09:19.960 --> 09:21.520
‫اگه دنبال ملاحظه کردنی،

09:22.000 --> 09:23.720
‫باید زنگ میزدی به پلیس

09:40.800 --> 09:41.800
‫بجنبید

09:43.120 --> 09:44.760
‫سریع. سریع!

09:44.840 --> 09:46.840
‫

10:09.680 --> 10:12.320
‫نمیخوام مثل مامانای احساستی باشم،

10:12.400 --> 10:14.520
‫اما بنظر میاد شب سختی داشتی

10:19.880 --> 10:20.960
‫در اشتباهی

10:21.640 --> 10:23.400
‫خیلی خوش گذشت بهم

10:24.720 --> 10:28.800
‫مایع بدن یه وزغ رو زدم، میدونی؟

10:28.880 --> 10:30.720
‫امتحانش نکردم

10:33.360 --> 10:34.960
‫آره، چیزایی دیدم...

10:39.320 --> 10:42.000
‫مادرم رو با اکسل دیدم

10:46.720 --> 10:48.760
‫پدرم تا حالا ازت نخواسته باهاش کاری کنی؟

10:48.840 --> 10:50.680
‫بجنب اوریول، پاشو

10:52.320 --> 10:55.040
‫وقتیکه با کیکا بود، بهت دستور
‫داد بزنیش

10:56.080 --> 10:59.000
‫تا حالا کاری ازت نخواست که باهاش
‫بکنی بخاطر مادرم؟

10:59.080 --> 11:00.080
‫هوم؟

11:00.760 --> 11:02.400
‫داری ازم میپرسی که من کشتمش یا نه؟

11:03.280 --> 11:04.280
‫هوم؟

11:04.640 --> 11:05.920
‫تو، پدرم...

11:07.360 --> 11:11.600
‫نمیدونم اون وزغ چی کشیده بود
‫اما فکر کنم داری هذیون میگی

11:13.000 --> 11:14.200
‫جوابم رو بده لعنتی

11:15.040 --> 11:16.400
‫نه من نکشتمش

11:16.840 --> 11:17.840
‫حالا بریم

11:18.200 --> 11:20.200
‫یه اتفاقی افتاده
‫پدرت توی بیمارستانه

11:21.280 --> 11:22.440
‫میدونم میدونم

11:23.680 --> 11:26.040
‫دیدمش توی ماشین عین یه قوطی ترکید

11:45.400 --> 11:47.040
‫و حالم رو خراب کرد، میدونی؟

11:51.040 --> 11:54.480
‫چون مطمئنم که قوانین جاده‌ای رو زیر پا نمیذاره

11:55.960 --> 11:58.560
‫من کسی بودم که توی یه ساعت 180
‫کیلومتر میروند،

11:58.640 --> 12:00.280
‫تا فیها خالدونم مواد میزدم

12:03.040 --> 12:04.040
‫اما...

12:04.600 --> 12:06.880
‫باید این بلا سرش میومد

12:11.320 --> 12:12.320
‫حالش چطوره؟

12:14.040 --> 12:15.120
‫جراحی داشت

12:15.800 --> 12:17.080
‫دیشب عملش کردن

12:18.240 --> 12:19.960
‫بنظر میاد که دیگه نمیتونه راه بره

12:25.960 --> 12:27.120
‫باید بری ملاقاتش

12:29.160 --> 12:30.520
‫عوضی کثافت...

12:32.440 --> 12:33.840
‫ولم کن. ولم کن

12:33.920 --> 12:35.800
‫بیا اینجا. بیا اینجا

12:39.240 --> 12:41.280
‫میخوای بدونی که چه بلایی سر اکسل کالینز اومد؟

12:45.000 --> 12:47.120
‫میخوای بدونی چطوری اکسل رو ترسوندمش

12:47.200 --> 12:48.640
‫وقتی که بابات منو فرستاد پیشش؟

12:48.720 --> 12:50.600
‫خب همینکار رو کردم

12:55.240 --> 12:56.280
‫همینکار رو کردم!

13:03.880 --> 13:04.880
‫حالا آماده شو

13:05.760 --> 13:06.760
‫بجنب!

13:08.720 --> 13:11.280
‫اصلا روحتم خبر نداره بوکسور

13:12.200 --> 13:14.440
‫مسئول امنیتشی و اصلا
‫هیچی نمیدونی

13:15.880 --> 13:17.480
‫برای چیزی که توی راهه آماده باش،

13:17.560 --> 13:19.920
‫چون کار خونواده‌ی مارتینز بود پخمه

13:23.200 --> 13:26.040
‫و کجا بودی وقتیکه تقریبا پدرم رو کشتن؟

13:28.760 --> 13:30.360
‫مثل من نشئه بودی؟

13:30.960 --> 13:31.960
‫ها؟

13:32.280 --> 13:35.280
‫یا اینکه پیش خواهر اکسل بودی و
‫دنبال قاتل میگشتید؟

13:44.600 --> 13:45.680
‫پایین منتظرت میمونم

13:49.760 --> 13:52.280
‫

13:52.680 --> 13:54.640
‫- خیله‌خب
‫- اون چیه؟

13:55.280 --> 13:56.280
‫مورفین

13:57.200 --> 13:59.400
‫تجویز دکتره

14:00.320 --> 14:02.520
‫

14:02.760 --> 14:05.720
‫

14:06.680 --> 14:09.320
‫میخوام 50 میل بهت اضافه بدم

14:10.160 --> 14:11.840
‫

14:11.920 --> 14:13.680
‫

14:13.760 --> 14:16.040
‫خدایا

14:16.120 --> 14:18.400
‫

14:18.760 --> 14:20.960
‫- هنوز درد داره؟
‫- شوخیت گرفته؟

14:21.040 --> 14:23.120
‫الان توی فضام بابا

14:23.200 --> 14:26.600
‫این بهترین دوره نقاهت در تاریخ درمانه

14:26.680 --> 14:28.640
‫

14:28.720 --> 14:30.440
‫خیلی خیلی بیمار خوبیه

14:30.520 --> 14:33.080
‫تا وقتیکه مورفین در دسترسه

14:33.160 --> 14:35.080
‫هنوزم مثل 20 سال پیشتی تو

14:36.240 --> 14:37.680
‫

14:38.280 --> 14:40.720
‫عزیزم 20 سال پیش همه ما
‫فرق داشتیم

14:41.080 --> 14:42.320
‫

14:43.320 --> 14:44.360
‫میدونستی...

14:44.440 --> 14:46.120
‫که زوئی یه بار سکس کردنمون

14:46.200 --> 14:47.480
‫- رو یواشکی نگاه کرد؟
‫- آنا!

14:47.560 --> 14:49.560
‫

14:52.760 --> 14:54.360
‫بیخیال، ما بچه بودیم

14:54.440 --> 14:56.480
‫فکر میکردم نمایش خوبی راه انداخته بودیم

14:57.240 --> 14:59.280
‫هیچکس مثل ما اینکار رو نکرده بود، مگه نه؟

15:00.840 --> 15:03.120
‫

15:03.400 --> 15:05.680
‫میدونی...

15:05.760 --> 15:07.920
‫من همراهش بودم...

15:08.000 --> 15:09.616
‫...همیشه

15:09.640 --> 15:11.480
‫خدای من

15:12.720 --> 15:13.720
‫

15:13.760 --> 15:16.280
‫توی خلوت، توی عموم

15:16.360 --> 15:17.920
‫چرا باید در این مورد خجالت بکشم؟

15:19.320 --> 15:20.320
‫و میدونی چیه؟

15:21.040 --> 15:22.840
‫تو نباید از تماشا کردن خجالت بکشی

15:23.600 --> 15:25.200
‫همیشه از جسور بودنت خوشم میومد

15:25.280 --> 15:28.640
‫همیشه میخواستی چیزای جدیدی رو امتحان کنی،
‫دیجی بودن، وید کشیدن،

15:28.720 --> 15:30.320
‫سکس و شراب لب ساحل، یادته؟

15:33.440 --> 15:34.440
‫تو خیلی سرزنده بودی

15:51.560 --> 15:54.640
‫ما حالمون خوب میشه بابا

15:56.040 --> 15:57.040
‫هوم؟

15:59.240 --> 16:01.521
‫و اگه درست باشه که کاری از
‫دستشون برنمیاد، خب...

16:02.880 --> 16:03.880
‫نگران نباش

16:05.160 --> 16:07.480
‫توی سرتاسر جزیره سطح شیب دار میزنم

16:11.960 --> 16:13.560
‫توی خونه، توی کلاب‌ها

16:14.880 --> 16:18.400
‫همه جا سکوی شیب دار میزنم که بتونی
‫سورتمه سُری کنی

16:40.320 --> 16:41.320
‫پدرت چطوره؟

16:44.560 --> 16:46.080
‫هرچقدرم که شیرینی بخوری،

16:46.160 --> 16:48.416
‫از اینجا تا مینورکا بوی الکلت میاد

16:48.440 --> 16:51.280
‫ببین دختر، سهوا قافیه ساختی

16:52.040 --> 16:53.040
‫خیلی عاطفی هستی

16:53.120 --> 16:54.960
‫دکتر میگه که دیگه نمیتونه راه بره

16:59.680 --> 17:00.800
‫پس من اینجا میمونم،

17:01.560 --> 17:02.560
‫در کنارش

17:04.640 --> 17:05.800
‫به میامی نمیرم

17:10.120 --> 17:12.320
‫من کارهای بد زیادی توی
‫زندگیم انجام دادم کیکا

17:14.040 --> 17:17.200
‫همیشه مادر خوبی برای پسرا بودم تا دخترا...

17:17.280 --> 17:18.760
‫تو نمیتونی آرزو کنی که مادر خوبی باشی

17:18.840 --> 17:20.976
‫وقتی که در اولین فرصت جا خوش میکنی

17:21.000 --> 17:22.000
‫حق با توئه

17:22.680 --> 17:24.320
‫اما بذار یه چیزی رو روشن کنم

17:25.480 --> 17:28.040
‫هیچوقت نمیتونستم به یه تار مو از
‫این پسر ضرر برسونم

17:30.200 --> 17:31.600
‫اکسل کالینز

17:33.880 --> 17:36.360
‫اولین باری که دیدمش، درمورد
‫موتزارت باهام حرف زد

17:36.440 --> 17:39.280
‫این پیش‌درآمد خفنه

17:39.480 --> 17:42.040
‫پسری از طبقه‌ی کارگر وینچستر بود

17:42.080 --> 17:43.400
‫که رویای تغییر دادن زندگیش رو داشت

17:43.880 --> 17:45.640
‫اسیر اشتیاقش شده بود

17:46.440 --> 17:47.520
‫پس یه شب،

17:47.600 --> 17:50.240
‫توی موسسه کنسرت موسیقی ترتیب دادم...

17:50.720 --> 17:52.720
‫کاری کردم که اپرای لوسیو سیلای موتزارت رو اجرا کنن

17:57.080 --> 17:58.440
‫نمیتونست دست رد به سینه‌ام بزنه

18:02.840 --> 18:04.520
‫اون روز رو به خوبی به خاطر میارم

18:05.280 --> 18:07.080
‫باورم نمیشه که منو منتظر گذاشت

18:15.640 --> 18:16.480
‫آره!

18:16.560 --> 18:19.640
‫یکی از اون مردای جذاب و پُرانرژی بود

18:19.720 --> 18:21.920
‫که هر دقیقه از زندگیش رو بهتر میکنه

18:27.320 --> 18:29.920
‫فقط بودن باهاش مهیج و باحال بود

18:35.320 --> 18:36.560
‫اکسل دوست پسرم بود

18:36.840 --> 18:39.640
‫تو 5 سال ازش کوچکتر بودی و
‫من 15 سال بزرگتر

18:43.000 --> 18:45.880
‫فکر میکردم هردوی ما فرصتی داریم

18:47.440 --> 18:48.480
‫چه فرصتی؟

18:49.160 --> 18:50.880
‫لعنتی تو مامانم بودی

18:51.600 --> 18:53.920
‫زنِ مردی که روی اون تخت افتاده

18:54.800 --> 18:56.680
‫هیچکس خودش تصمیم نمیگیره
‫که کِی عاشق بشه

18:57.440 --> 18:58.520
‫اونقدرام ساده نیست

19:01.680 --> 19:04.640
‫در هر صورت، اون شب بهش پول دادم تا
‫تو رو ترکت کنه

19:07.400 --> 19:09.960
‫خب متاسفم مامان
‫چون منو ترکم نکرد

19:16.800 --> 19:18.200
‫دختر دختر مدرسه‌ای

19:18.560 --> 19:19.640
‫ببین احمق

19:19.720 --> 19:22.200
‫کل شب منتظرت موندم
‫دنبالم نیا

19:22.280 --> 19:24.560
‫نمیخوام باهات حرف بزنم
‫میفهمی؟

19:25.440 --> 19:26.520
‫یه اتفاقی افتاد

19:27.400 --> 19:29.960
‫سعی نکن توضیح بدی
‫نمیخوام بشنوم

19:33.000 --> 19:34.160
‫پیش مادرت بودم

19:38.640 --> 19:39.880
‫اینو بهم داد

19:40.560 --> 19:42.480
‫پنج میلیون پزوتا...

19:42.560 --> 19:44.280
‫تا در عوضش ترکت کنم

19:44.360 --> 19:45.680
‫و تو گرفتیش؟

19:45.760 --> 19:47.040
‫بعله

19:47.720 --> 19:49.000
‫میخوای بدونی چرا؟

19:50.040 --> 19:51.960
‫چون قراره اون کلاب توی شهر قدیمی
‫رو کرایه کنیم

19:52.000 --> 19:53.640
‫و میخوام اسمت رو بزنم روش

19:54.400 --> 19:55.400
‫کیکا

19:56.480 --> 19:59.000
‫و قراره مثل ملکه از اون درها وارد بشی

20:01.320 --> 20:04.520
‫حتما خیلی دیگه ترکیده بودی
‫و یائسه شدی...

20:04.920 --> 20:08.520
‫که به دوست پسر دخترت پول دادی
‫تا بخاطرت اونو ولش کنه

20:11.640 --> 20:13.440
‫هیچکدوممون رو ترک نکرد عزیزم

20:20.880 --> 20:22.160
‫متاسفم که بهت ضربه زدم

20:30.800 --> 20:33.000
‫نمیخوام تظاهر کنم که حالم رو به هم نمیزنه...

20:34.640 --> 20:37.200
‫که یکی از بهترین سکسایی که
‫با دوست پسرم داشتم...

20:37.280 --> 20:38.920
‫بعد از این بود که با مادرم خوابیده بود

20:42.560 --> 20:44.000
‫اما متاسفانه برای تو...

20:46.440 --> 20:47.600
‫تو بهم ضربه نمیزنی

20:49.160 --> 20:50.520
‫من نیومدم که بحث کنم

20:51.200 --> 20:52.560
‫فقط خواستم حقیقت رو بهت بگم

20:53.000 --> 20:55.160
‫یه دختر از مادرش حقیقت نمیخواد

20:55.760 --> 20:57.760
‫یه دختر مراقبت میخواد

20:58.440 --> 20:59.440
‫محافظت میخواد

21:00.440 --> 21:01.880
‫حتی اگه از حقیقت باشه

21:04.120 --> 21:05.400
‫پس حقیقتت رو نگه دار...

21:06.760 --> 21:08.320
‫و هرکاری که میخوای باهاش بکن

21:53.520 --> 21:55.400
‫پس دیشب بیرون بودی؟

21:56.440 --> 21:57.440
‫چشمات قرمز شده

21:57.840 --> 22:00.120
‫نه فقط خوب نخوابیدم

22:00.920 --> 22:01.760
‫درسته آره

22:01.840 --> 22:04.840
‫چون منم وقتیکه خوب نمیخوابم
‫مردمک چشمم گشاد میشه

22:07.720 --> 22:08.720
‫

22:14.680 --> 22:15.680
‫خیله‌خب

22:16.640 --> 22:19.240
‫حقیقت اینه که با یکی خوابیدم

22:21.280 --> 22:22.480
‫هوم؟

22:22.560 --> 22:24.440
‫و نمیدونم که باهاش چیکار کنم

22:26.040 --> 22:28.200
‫خب چه احساسی نسبت بهش
‫داری عزیزم؟

22:29.120 --> 22:31.080
‫اینکه به اعتماد مایک به خودم خیانت کردم

22:32.640 --> 22:33.800
‫و با جنی

22:35.120 --> 22:36.800
‫چی میخوام بگم بهش؟

22:37.280 --> 22:38.520
‫من مادرشم

22:38.600 --> 22:39.720
‫من بهش میگم که

22:39.800 --> 22:41.800
‫عصبانی نشو و با
‫غریبه‌ها رابطه نداشته باش

22:41.880 --> 22:44.440
‫سکس... باید تفریحانه باشه

22:45.600 --> 22:47.680
‫گذرائه...

22:48.720 --> 22:50.200
‫برای حفظ سلامتیه

22:52.320 --> 22:53.360
‫درسته

22:53.840 --> 22:55.840
‫عزت نفست رو بهبود میبخشه

22:56.640 --> 22:58.680
‫مایک خوشحال میشه

23:04.600 --> 23:06.560
‫- مایک؟
‫- بله

23:07.600 --> 23:08.600
‫مایک

23:09.600 --> 23:11.520
‫زوئی تو اومدی اینجا
‫و قراره برگردی به خونه

23:11.600 --> 23:13.680
‫و درمورد خودت بهترین حس رو خواهی داشت

23:14.560 --> 23:16.360
‫و بعدش میخوای که باهاش بخوابی

23:22.000 --> 23:23.000
‫نه

23:26.440 --> 23:28.360
‫من فقط احساس شرمندگی دارم

23:36.680 --> 23:39.160
‫من اومدم اینجا تا بفهمم
‫کی برادرم رو کشته

23:41.960 --> 23:42.960
‫فقط همین

24:06.080 --> 24:07.960
‫دلم برای مایک و جنی تنگ شده

24:10.240 --> 24:12.440
‫- نمیدونم اینجا دارم چیکار میکنم
‫- بیا اینجا

24:13.960 --> 24:17.880
‫اکسل 20 سال پیش مُرد، من...
‫بودنم در اینجا هیچ دردی رو دوا نمیکنه

24:18.720 --> 24:19.720
‫بشین

24:22.400 --> 24:25.160
‫فقط میخوام برم خونه

24:26.320 --> 24:28.400
‫خوشحالم که اینو ازت میشنوم

24:29.680 --> 24:31.440
‫و خبرای خوبی برات دارم

24:32.800 --> 24:34.160
‫با یه افسر پلیس در ارتباط بودم

24:34.840 --> 24:36.200
‫کسی که آدم بانفوذیه

24:37.200 --> 24:40.440
‫سریعترین راه برای خارج کردن
‫ تو بدون اتهام از جزیره...

24:41.360 --> 24:43.320
‫نشون دادن گزارشاتِ روانپزشکیته

24:44.040 --> 24:47.040
‫میدونی، میتونیم بهشون بگیم
‫که دوباره بیماریت عود کرده

24:47.560 --> 24:50.320
‫افسردگی شدید. تشخیص ندادن واقعیت

24:51.080 --> 24:53.160
‫یعنی بالاکشیدن یه عالمه کوکائین؟

24:53.240 --> 24:55.280
‫دیگه حتما هذیون میگی

24:56.240 --> 24:58.400
‫و خبری که درمورد برادرت شنیدی...

24:59.080 --> 25:02.280
‫میدونی... یکمی بحرانی شدن
‫مورد انتظاره

25:03.120 --> 25:06.080
‫فکر میکنم که ازت بازجویی میکنن
‫اما میدونی،

25:06.920 --> 25:08.600
‫مشخصه که حالت خوب نیست

25:09.720 --> 25:11.280
‫هر قاضی میتونه ببیندش

25:12.360 --> 25:14.320
‫اسپانیایی، چینی، هرکسی

25:15.440 --> 25:16.440
‫بفرما

25:17.160 --> 25:18.160
‫مرسی

25:33.200 --> 25:34.480
‫کیکا؟ سلام

25:35.520 --> 25:36.520
‫توی میامی هستی؟

25:37.480 --> 25:38.480
‫نرفتم

25:38.920 --> 25:40.040
‫یه اتفاقی افتاد

25:41.000 --> 25:42.640
‫پدرم تصادف کرده

25:44.240 --> 25:45.240
‫میتونم ببینمت؟

25:46.520 --> 25:47.840
‫بله البته که میتونی

25:47.920 --> 25:48.920
‫کجایی؟

25:50.200 --> 25:52.240
‫خیله‌خب. بمون. الان راه میفتم

25:54.040 --> 25:55.840
‫دوستم کیکا بود

25:55.920 --> 25:57.800
‫پدرش تصادف کرده

25:57.880 --> 25:58.880
‫حالش بده

26:00.080 --> 26:01.440
‫از شنیدنش ناراحت شدم

26:01.520 --> 26:03.120
‫آره برو

26:17.480 --> 26:18.720
‫- سلام
‫- سلام

26:19.120 --> 26:19.960
‫حالت خوبه؟

26:20.040 --> 26:21.240
‫آره

26:23.640 --> 26:27.040
‫پنج روز پیش توی میامی زندگی داشتم برای
‫خودم و بزرگترین نگرانیم...

26:29.640 --> 26:31.520
‫پخش تبلیغات بود، میدونی

26:32.720 --> 26:34.000
‫و الان وضعم اینجوریه که میگم لعنتی!

26:35.360 --> 26:37.720
‫الان میخوای با زندگیت چه غلطی بکنی؟

26:38.360 --> 26:39.360
‫من...

26:41.920 --> 26:43.720
‫متاسفم. نمیخوام چیزی رو بزرگ کنم

26:43.800 --> 26:45.880
‫نه نه کاملا طبیعیه

26:48.320 --> 26:49.760
‫کیکا، چهار روز پیش...

26:50.480 --> 26:52.760
‫من توی منچستر بودم و توی
‫یه کتابخونه کار میکردم

26:54.120 --> 26:56.800
‫یهو دیدم که توی ایبیزام و
‫نمیتونم از اینجا برم

26:59.600 --> 27:02.040
‫خدایا، درمورد پدرت خیلی متاسفم

27:02.120 --> 27:03.120
‫ممنونم

27:04.800 --> 27:06.360
‫تنها باری که دیدمش، من...

27:07.320 --> 27:10.080
‫رسما بهش گفته بودم که ممکنه
‫قاتل برادرم باشه

27:10.840 --> 27:12.080
‫الان احساس بدی دارم

27:12.160 --> 27:13.160
‫اشکالی نداره

27:14.760 --> 27:16.720
‫من خودم رو توی ایبیزا نمیشناسم

27:18.120 --> 27:19.240
‫کارایی ازم سر میزنه که...

27:20.200 --> 27:22.360
‫نمیدونم، من اینطوری نیستم

27:24.120 --> 27:25.120
‫چه کارهایی؟

27:27.000 --> 27:28.040
‫هیچی

27:28.120 --> 27:29.440
‫نه بیخیال

27:30.160 --> 27:31.240
‫بگو. چه کارهایی؟

27:40.920 --> 27:41.920
‫الو؟

27:45.600 --> 27:47.080
‫خیله‌خب...

27:47.480 --> 27:48.400
‫

27:48.480 --> 27:51.080
‫بذار بگم
‫آکج پرت کردن برای دیگران

27:53.120 --> 27:54.800
‫فرار کردن از دست پلیس

27:54.880 --> 27:56.280
‫دروغ گفتن به قاصی

27:56.360 --> 27:57.560
‫دروغ گفتن به شوهرم

27:58.040 --> 28:00.360
‫کلینت هستم، پدر زوئی

28:01.480 --> 28:02.480
‫من توی ایبیزام

28:03.880 --> 28:05.520
‫اتفاقی برای زوئی افتاده؟

28:06.640 --> 28:08.400
‫خب شما بهم بگو

28:11.400 --> 28:14.440
‫هیچکاری از دستم برنمیاد جز اینکه فکر
‫کنم که چه غلطی قراره بکنم الان؟

28:15.760 --> 28:17.320
‫و اعصاب خورد کنه چون...

28:18.880 --> 28:21.400
‫فقط میخوام بدونم که چه بلایی
‫سر برادرم اومده

28:21.480 --> 28:22.480
‫آره

28:24.040 --> 28:26.000
‫اگه اینطوری ادامه بدم...

28:26.520 --> 28:27.720
‫زندگیم رو خراب میکنم

28:29.920 --> 28:31.160
‫باید برم

28:31.920 --> 28:33.200
‫باید برم

28:37.040 --> 28:38.360
‫مطمئنی که حالت خوبه؟

28:38.960 --> 28:40.320
‫اتفاق دیگه‌ای هم افتاد؟

29:08.920 --> 29:10.320
‫لعنتی

29:19.200 --> 29:20.360
‫

29:22.840 --> 29:27.160
‫حالت خوبه؟

29:27.240 --> 29:28.240
‫خوبی؟

29:45.880 --> 29:47.960
‫- داری چیکار میکنی؟
‫- همراهیت میکنم

29:48.360 --> 29:50.560
‫تنهایی این وقت شب اینجا
‫بودن سخته

29:51.120 --> 29:52.400
‫بجنب سوار شو

29:52.480 --> 29:54.840
‫نه، نیازی ندارم که توی منو جایی برسونی

29:54.920 --> 29:56.880
‫نیازی ندارم که مراقبم باشی،

29:56.960 --> 29:59.920
‫نیازی ندارم که با ویسکی و
‫سیگاری آرومم کنی

30:00.600 --> 30:03.400
‫فقط میخوام که ازم فاصله بگیری خب؟

30:06.240 --> 30:07.840
‫تو اون رومانی‌ها رو کشتی

30:08.280 --> 30:10.200
‫تو دو نفر رو کشتی

30:10.280 --> 30:11.360
‫چطور میتونی اینکار رو کنی؟

30:11.440 --> 30:13.200
‫اگه تو اول حرکت نکنی، اونا میکنن

30:14.160 --> 30:15.200
‫و هیچوقت اشتباه نمیزنن

30:22.400 --> 30:23.840
‫- حالت خوبه؟
‫- نه من خوب نیستم

30:23.920 --> 30:26.336
‫- چطوری میتونم خوب باشم؟
‫- انقدر خودت رو سرزنش نکن توروخدا

30:26.360 --> 30:28.720
‫- تو قاتل نیستی
‫- میدونم که قاتل نیستم

30:28.800 --> 30:31.560
‫اما اگه چیزی نمیگفتم هم میکشتیشون؟

30:32.480 --> 30:35.240
‫بخاطر حرفی که بهت زدم اینکار رو کردی

30:35.840 --> 30:37.800
‫و اصلا هم نمیدونم که چرا بهت گفتم

30:38.200 --> 30:41.040
‫من نمیدونم که چه خبره بوکسور

30:44.320 --> 30:45.440
‫داری کجا میری؟

30:46.400 --> 30:48.600
‫لطفا بذار که ببرمت خونه‌ام

30:48.680 --> 30:52.040
‫- من میرم، تو میتونی اونجا بخوابی
‫- من نمیخوام که بخوابم

30:52.120 --> 30:54.600
‫فقط میخوام که فکر کنم خب؟

30:54.680 --> 30:58.040
‫چون هی پشت سر هم توی ذهنم تکرار میشه

30:58.120 --> 31:01.240
‫فقط... فقط میخوام که برای یه دقیقه
‫فراموشش کنم و قدم بزنم

31:01.720 --> 31:03.320
‫خب؟ فقط میخوام که قدم بزنم

31:17.240 --> 31:18.280
‫گوش بده. گوش بده!

31:18.920 --> 31:20.040
‫اونا آدمای خطرناکی بودن

31:20.120 --> 31:22.720
‫قرار نبود بذارن که همچین چیزی
‫از دستشون در بره

31:23.960 --> 31:25.520
‫میخواستن به مارکوس آسیب برسونن

31:26.200 --> 31:27.200
‫بدجورم آسیب برسونن

31:28.400 --> 31:29.520
‫یا دختراش

31:30.480 --> 31:31.480
‫یا تو

31:36.480 --> 31:37.840
‫نمیتونستم بذارم همچین اتفاقی بیفته

31:57.640 --> 31:58.640
‫چی؟

31:59.600 --> 32:00.840
‫شب قشنگیه

32:01.480 --> 32:03.200
‫منم باهات قدم میزنم

32:04.360 --> 32:07.160
‫اگه تو به کلاب برنگردی، منم برنمیگردم

32:17.440 --> 32:20.480
‫

32:20.800 --> 32:22.360
‫

32:22.440 --> 32:25.440
‫

32:25.720 --> 32:28.680
‫

32:29.080 --> 32:31.120
‫

32:31.520 --> 32:33.800
‫

32:33.880 --> 32:37.040
‫

32:37.640 --> 32:39.040
‫

32:39.120 --> 32:42.480
‫

32:42.560 --> 32:45.120
‫

32:45.760 --> 32:47.920
‫

32:48.000 --> 32:50.600
‫

32:51.360 --> 32:55.360
‫

32:55.440 --> 32:59.320
‫

32:59.720 --> 33:03.560
‫

33:03.960 --> 33:07.760
‫

33:07.840 --> 33:11.920
‫

33:12.000 --> 33:16.200
‫

33:16.280 --> 33:20.480
‫

33:23.840 --> 33:27.800
‫

33:29.480 --> 33:30.760
‫

33:34.440 --> 33:37.000
‫- هی
‫- آره لطفا

33:38.240 --> 33:39.440
‫گشنته؟

33:40.040 --> 33:41.640
‫خیلی گشنمه

33:41.720 --> 33:43.600
‫آخرین باری که غذا خوردم رو یادم نمیاد

33:44.160 --> 33:45.440
‫لازانیا میخوری؟

33:53.360 --> 33:54.840
‫شراب پرتغالی دوست داری؟

33:55.640 --> 33:57.320
‫فکر نکنم تا حالا خورده باشم

34:05.040 --> 34:06.040
‫

34:06.840 --> 34:09.760
‫یه یارویی توی اولین لحظه‌ی فیلم
‫یه پلیس رو میکشه،

34:09.840 --> 34:11.680
‫اما بعدش عاشق میشه

34:11.760 --> 34:15.040
‫و فیلم تبدیل میشه به
‫یه داستان عاشقانه‌ی قشنگ

34:15.800 --> 34:18.080
‫با «نوول واگ» شروع میشه

34:18.160 --> 34:20.600
‫شاهکاره

34:21.440 --> 34:23.120
‫عالی بنظر میاد. میبینمش

34:33.400 --> 34:35.400
‫میدونی، بابام همیشه بهم میگفت،

34:35.480 --> 34:37.720
‫توی کلاب هیچ چیز بدردبخوری گیرت نمیاد

34:39.520 --> 34:40.520
‫چطور بود؟

34:43.720 --> 34:46.280
‫بهترین شب زندگیم بود

35:08.480 --> 35:10.680
‫همیشه وقتی که بچه بودم
‫تو دردسر میفتادم،

35:11.880 --> 35:13.320
‫مثل اون یارو توی فیلم «از نفس افتاده»

35:23.240 --> 35:25.760
‫شاید بخاطر همین پدربزرگم مجبورم
‫کرد که تماشاش کنم

35:27.280 --> 35:31.280
‫تا بتونه بهم نشون بده که نیازی نیست
‫تموم زندگیم خشن و بدبخت باشم

35:32.760 --> 35:35.000
‫که میتونم کارهای قشنگی هم بکنم، مثل...

35:35.480 --> 35:37.720
‫چمیدونم، عاشق شدن

35:48.520 --> 35:50.720
‫درمورد پدربزرگت زیاد گفتی

35:50.800 --> 35:52.560
‫- عه؟
‫- خونواده‌ات جی؟

35:54.120 --> 35:55.600
‫وقتی که 5 سالم بودن ترکم کردن

35:56.360 --> 35:57.520
‫کجا رفتن؟

36:00.440 --> 36:02.400
‫میخواستن که عشقشون رو احیا کنن

36:04.840 --> 36:06.280
‫من فقط مزاحمشون بودم پس...

36:06.840 --> 36:08.040
‫هیچوقت برنگشتن

36:14.560 --> 36:17.440
‫ترکم کردن چون میخواستن که
‫زندگی خوشی داشته باشن

36:18.840 --> 36:20.160
‫گمونم اونقدرام بد نیست

36:48.520 --> 36:50.680
‫من هیچوقت...

36:50.760 --> 36:54.120
‫سه یا چهار بار پشت سر هم ارضا نشدم

36:55.240 --> 36:57.280
‫یا شایدم فقط یکی بود که زیاد طول کشید

36:57.360 --> 36:58.760
‫نمیدونم

36:58.840 --> 37:02.760
‫اما فقط میخوام برم اونجا دوباره
‫تکرارش کنم اما...

37:05.440 --> 37:06.440
‫نمیتونم

37:06.800 --> 37:07.800
‫باید برگردم خونه

37:09.200 --> 37:10.880
‫قبل از اینکه تموم زندگیم نابود بشه

37:17.840 --> 37:19.600
‫شاید بهتره اجازه بدی نابود بشه

37:21.920 --> 37:22.920
‫مالِ من که نابود شده

37:24.400 --> 37:26.120
‫الان دیگه هیچ برگشتی وجود نداره و...

37:28.600 --> 37:30.320
‫فرار کردن هم هیچ فایده‌ای نداره

37:33.040 --> 37:34.040
‫داره

37:34.480 --> 37:37.320
‫فکر میکنی با 2000 کیلومتر فاصله گرفتن،
‫میتونی چیزی رو تغییر بدی؟

37:37.800 --> 37:40.720
‫- رفتن همه چیز رو تغییر میده
‫- نه اینطور نیست زوئی

37:42.400 --> 37:43.920
‫تو کسی هستی که تغییر کرده

38:06.840 --> 38:09.280
‫بالاخره خطر کردی

38:13.520 --> 38:15.000
‫اگه هنوز به ذهنت نرسیده

38:15.040 --> 38:18.440
‫بزودی فکر میکنی که بخاطر من اینجایی

38:22.280 --> 38:23.280
‫و؟

38:25.840 --> 38:26.840
‫درسته

38:28.280 --> 38:31.480
‫باید انتخاب میکردم و یه مادر همیشه
‫فرزندانش رو انتخاب میکنه اندرو

38:33.120 --> 38:34.400
‫اما این یه زنگ هشداری بود

38:34.480 --> 38:37.120
‫که باعث بشه ببینم تموم چیزی که میتونست
‫مارو متحد کنه مدفون شده

38:39.760 --> 38:43.320
‫مثل همون پسری که توی زمین آلمریامون پیدا شد

38:45.320 --> 38:46.200
‫دقیقا

38:46.280 --> 38:47.280
‫اوهوم

38:47.720 --> 38:51.920
‫اکسل کالینز باید برمیگشت
‫تا ببینمش

38:54.640 --> 38:56.520
‫چرا باید به کازینو اهمیت بدم

38:56.600 --> 38:59.160
‫اگه به جاش باهات با موتور
‫به فرانسه میرفتم؟

39:07.080 --> 39:08.440
‫این دیگه از کجا پیداش شد؟

39:09.760 --> 39:14.120
‫میخوام از راه رفته برگردم اندرو

39:14.840 --> 39:16.960
‫خب روی من حساب نکن،

39:17.040 --> 39:19.680
‫چون واقعا نمیتونم راه برم

39:36.080 --> 39:38.480
‫ما به جایی برمیگردیم که
‫برگشتی ازش وجود نداره

39:44.160 --> 39:46.080
‫کِی از لذت بردن دست برداشتیم؟

39:48.320 --> 39:49.720
‫دیدن شهرها...

39:51.000 --> 39:52.600
‫ساحل رفتن،

39:52.680 --> 39:55.520
‫هدیه‌هایی به هم میدادیم که
‫انتخاب کردنشون روزها طول میکشید

39:56.920 --> 39:58.600
‫به همدیگه آهنگ میدادیم

39:59.720 --> 40:00.920
‫فیلم

40:01.000 --> 40:02.720
‫عکسای بچگیمون

40:05.320 --> 40:08.080
‫به شلوارک‌های تو و پیراهنای من

40:08.400 --> 40:09.560
‫میخندیدیم

40:16.560 --> 40:19.800
‫از کِی دیگه از زندگی هم خبری نداشتیم اندرو؟

40:32.400 --> 40:33.920
‫حالت خوبه عزیزم؟

40:43.800 --> 40:45.560
‫قبلا، میدونی وقتیکه...

40:47.240 --> 40:50.520
‫داشتی با زوئی درمورد عشقبازیمون
‫صحبت میکردی...

40:53.160 --> 40:55.640
‫توی عموم... توی خلوت...

40:55.720 --> 40:56.880
‫توی هر قاره‌ای

40:56.960 --> 40:57.960
‫آره!

40:58.920 --> 41:00.000
‫بنظر میومدی...

41:00.640 --> 41:02.800
‫همزمان هم غمگین و هم پرغروری

41:06.280 --> 41:07.280
‫حس گریه کردن داشتم

41:08.720 --> 41:10.080
‫انگار که داشتم فیلم میدیدم

41:14.440 --> 41:16.000
‫اما تحریکمم کرد

41:16.600 --> 41:18.200
‫نه

41:18.640 --> 41:21.400
‫ببین نمیدونم بخاطر عشقه یا این افیون اما...

41:23.000 --> 41:24.200
‫خیلی شدید بود

41:25.760 --> 41:27.360
‫روی ابرا بودم...

41:28.120 --> 41:30.360
‫توی این ده سال بیشترین احساس
‫خوشحالی رو داشتم

41:32.120 --> 41:34.280
‫شاید اصلا توی تموم زندگی کوفتیم

41:35.000 --> 41:37.000
‫بغض کردن... و تحریک شدن

41:37.080 --> 41:40.120
‫- معمولا باهم پیش نمیان
‫- میدونم میدونم اما وقتیکه اینطوری میشه...

41:42.640 --> 41:43.800
‫شگفت انگیزه

41:58.040 --> 41:59.440
‫الان دیگه داری حشریم میکنی

42:01.560 --> 42:02.920
‫- ما نباید اینکار رو کنیم
‫- چرا؟

42:04.120 --> 42:06.640
‫چون دو ناحیه از ساق پات رو شکوندی

42:06.720 --> 42:09.760
‫خب که چی؟ آلتم که نشکسته، شکسته؟

42:09.840 --> 42:13.120
‫ساق پام اصلا برام مهم نیست
‫یه دونه دیگه دارم ازش

42:19.520 --> 42:21.000
‫اما نمیتونم بدون تو زندگی کنم

42:33.120 --> 42:35.720
‫ببین، تو باید با این موضوع روبرو بشی

42:36.160 --> 42:39.880
‫باید به این فکر کنی که واقعا میخوای کی باشی

42:40.440 --> 42:43.040
‫اما از الان به بعد، مجبوری که
‫خودت تنهایی انجامش بدی

42:44.600 --> 42:45.760
‫صبر کن، منظورت چیه؟

42:46.480 --> 42:49.600
‫من قبول کردم که بخاطر دوستیمون
‫به این مکالمات ادامه بدم

42:49.960 --> 42:51.840
‫بمدت 15 ساله که دارم باهات کار میکنم

42:52.680 --> 42:55.040
‫اما من... فکر نمیکنم که کار درستی باشه

42:55.880 --> 42:57.800
‫کاری که میکنیم درمان نیست

42:58.600 --> 42:59.800
‫چیزی شده؟

43:04.240 --> 43:05.320
‫پدرت بهم زنگ زد

43:08.040 --> 43:09.040
‫درسته

43:20.840 --> 43:23.320
‫شاید از نظر تو دیوونه بنظر بیام
‫اما با توجه به استانداردهای این جزیره،

43:23.360 --> 43:24.800
‫من فکر میکنم که کاملا حالم خوبه

43:25.640 --> 43:27.720
‫وارسیم میکنی، تعقیبم میکنی،

43:27.800 --> 43:30.360
‫- و به متخصصم زنگ میزنی
‫- آره باهاش حرف زدم

43:31.200 --> 43:35.080
‫و بهش گفتم که با چند تا تماس
‫حالت خوب نمیشه

43:35.480 --> 43:36.960
‫اگه فکر میکنی که به درمان نیاز داری،

43:37.040 --> 43:39.760
‫- برو و یه متخصص درست و درمون پیدا کن...
‫- من به درمان نیازی ندارم

43:39.840 --> 43:42.760
‫من احساس مریضی نمیکنم. تو کسی هستی
‫که باعث میشی چنین حسی داشته باشم

43:42.840 --> 43:44.400
‫تو کسی هستی که از سوابق بیماریم استفاده میکنی

43:44.440 --> 43:45.856
‫- تا من و از دردسر دور کنی
‫- دردسر؟

43:45.880 --> 43:48.720
‫دو یا چهار ساعت حکم زندان پیش روته

43:48.800 --> 43:50.520
‫باهاش روبرو میشم. به دادگاه میرم

43:50.600 --> 43:53.480
‫چه حرف مسخره‌ای داری میزنی

43:53.560 --> 43:56.720
‫- من افسرده نیستم بابا
‫- پس چرا دارو میدزدی؟

43:58.120 --> 44:00.520
‫چون دنبال اینم که ببینم کی هستم

44:00.600 --> 44:02.200
‫دارم سعی میکنم... سعی میکنم

44:02.280 --> 44:03.840
‫ببینم که باید چجوری باشم

44:03.920 --> 44:07.280
‫بابا من نمیتونم با حضور تو جلوی چشمم
‫اینکار رو بکنم. میخوام که بری

44:09.960 --> 44:11.720
‫پس واقعا چطوری هستی؟

44:12.840 --> 44:13.840
‫من دختری هستم...

44:14.480 --> 44:17.160
‫که توی 15 سالگی وقتی برادرش
‫از خونه رفت سردرگم شد

44:17.240 --> 44:19.680
‫خدای من، دوباره برادر کوفتیت رو نکش وسط!

44:20.240 --> 44:21.640
‫خدارو شکر که اصلا از خونه رفت،

44:21.720 --> 44:23.880
‫در غیر این صورت تو هم مثل اون
‫از آب درمیومدی

44:28.400 --> 44:30.360
‫میدونی چرا از اون پنجره بیرون پریدم؟

44:32.000 --> 44:34.720
‫فکر میکنی کسی که برادرش ناپدید میشه
‫چنین کاری میکنه؟

44:35.720 --> 44:39.080
‫نه. اون باعث میشه که ناراحت بشی
‫یا شایدم افسرده

44:39.800 --> 44:41.680
‫اما سعی نمیکنی که خودت رو بکشی

44:43.640 --> 44:44.800
‫وقتیکه اکسل رفت...

44:46.840 --> 44:47.880
‫فکر کردم...

44:48.280 --> 44:50.880
‫که کل زندگیم رو باید با تو بگذرونم...

44:51.920 --> 44:55.720
‫توی این دنیای ظالمانه و خطرناک

44:55.800 --> 44:58.240
‫با خشم و سکوتِ تو

44:59.320 --> 45:01.680
‫میدونی از دست دادن مادر چه حسی داره

45:01.760 --> 45:03.360
‫وقتیکه فقط یه بچه هستی

45:03.440 --> 45:06.520
‫و حتی اجازه نداری که توی خونه خودت
‫درموردش صحبت کنی؟

45:07.480 --> 45:09.880
‫و بعدش درمورد اکسل هم همین اتفاق افتاد

45:11.720 --> 45:13.480
‫میدونی این چه احساسی بهم داد؟

45:15.400 --> 45:17.040
‫مایک بهم کمک کرد

45:17.880 --> 45:20.080
‫و من یاد گرفتم چیزی که داشتم
‫رو سر و سامون بدم

45:21.480 --> 45:23.840
‫اما اون به معنای این بود که
‫کاملا یه آدم دیگه باشم

45:25.240 --> 45:26.920
‫داشتن زندگی که مال من نبود

45:29.120 --> 45:30.120
‫بابا

45:33.200 --> 45:34.200
‫بابا

45:42.920 --> 45:44.960
‫میخوام که بری

45:47.520 --> 45:49.760
‫اینطوری میتونم خودم رو پیدا کنم

45:53.320 --> 45:54.520
‫کسی که باید باشم

46:24.320 --> 46:26.320
‫دارم از ایبیزا میرم خوان میگل

46:26.400 --> 46:28.400
‫- چی؟
‫- زوئی اینجا میمونه

46:28.760 --> 46:29.880
‫من دارم میرم خونه

46:29.960 --> 46:31.600
‫موضوع چیه کلینت؟

46:31.680 --> 46:33.920
‫این یکی خیلی لجبازه

46:34.360 --> 46:36.720
‫خونواده کالافت دوباره تهدیدت کردن؟

46:36.800 --> 46:39.720
‫بخاطر همین نمیخوای درمورد
‫تحقیقات چیزی بدونی؟

46:40.120 --> 46:41.120
‫نه اینطوری نیست

46:44.720 --> 46:48.960
‫

46:54.440 --> 46:57.800
‫

46:57.880 --> 47:02.560
‫

47:06.560 --> 47:08.800
‫

47:08.880 --> 47:12.200
‫

47:21.040 --> 47:22.920
‫

47:24.320 --> 47:31.320
‫

47:52.160 --> 47:54.160
‫یک پیغام جدید دارید

47:54.720 --> 47:57.800
‫پیغام در ساعت 8:34 دقیقه صبح رسید

47:58.800 --> 47:59.800
‫سلام

48:00.600 --> 48:01.600
‫تو رفتی زوئی

48:02.320 --> 48:04.480
‫دوباره نصفه شب گذاشتی رفتی

48:05.440 --> 48:08.000
‫گمونم عشق و حال با یه نگهبان کاباره

48:08.080 --> 48:09.360
‫چیزی نبود که تصورش رو میکردی

48:10.520 --> 48:12.360
‫احتمالا فکر کردی که فقط...

48:13.960 --> 48:15.200
‫یه شب دیوونه کننده‌ای بود

48:16.240 --> 48:17.240
‫خب...

48:18.240 --> 48:20.120
‫منم همچین برنامه‌ای نداشتم

48:21.840 --> 48:24.720
‫اما گاهی اوقات درمورد رویاهامون
‫فکر بسته‌ای داریم

48:27.880 --> 48:29.160
‫یه دوستی تصادف کرده

48:32.600 --> 48:34.480
‫باید برای کمکش اونجا میبودم

48:36.080 --> 48:38.520
‫شاید میتونستم جلوش رو بگیرم
‫اما میدونی چیه؟

48:40.320 --> 48:42.040
‫با هیچ چیزی عوضش نمیکردم

48:46.640 --> 48:48.040
‫حس کردن پوست داغت...

48:48.520 --> 48:49.840
‫دیشب روی بدنم...

48:51.240 --> 48:53.720
‫توی این ده سال نزدیکترین فاصله‌ای
‫بود که با عشق داشتم

48:53.800 --> 48:55.960
‫

48:56.880 --> 49:00.160
‫

49:00.240 --> 49:01.600
‫از مدل بوسیدنت خوشم میاد

49:01.624 --> 49:15.624
.:: @bollbolljan ::.