﻿WEBVTT

00:00.960 --> 00:20.960
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:24.960 --> 00:27.040
‫فکر خفنی بود

00:30.960 --> 00:33.440
‫لعنتی، اوریول این پشت یخچال کوچیک داره

00:33.520 --> 00:34.720
‫شامپاین!

00:34.800 --> 00:36.480
‫جشن غافلگیری مبارک اوریول

00:36.560 --> 00:38.480
‫جشن غافلگیری نیست

00:38.560 --> 00:40.800
‫وقتیکه یه نفر قایقت رو میگیره
‫و شامپاینت رو میخوره

00:40.880 --> 00:44.280
‫هی هرچیزی که هست وقتیکه بیدار بشه

00:44.360 --> 00:45.360
‫غافلگیرترین حالت عمرش رو داره

00:45.400 --> 00:48.040
‫تولدت مبارک!

00:48.760 --> 00:53.280
‫تولدت مبارک

00:53.360 --> 00:54.400
‫پسرا!

00:54.480 --> 00:59.280
‫تولدت مبارک

00:59.880 --> 01:02.520
‫تولدت مبارک

01:02.600 --> 01:03.840
‫اوریول عزیز

01:03.920 --> 01:06.280
‫

01:15.520 --> 01:17.320
‫لعنتی!

01:19.720 --> 01:21.080
‫کریستوبال!

01:24.120 --> 01:26.400
‫کریستوبال پاشو بیا اینجا!

01:30.240 --> 01:32.440
‫گذاشتن قایق موتوریِ اوریول

01:32.520 --> 01:34.960
‫توی استخرِ کریستوبال خیلی باحال بود

01:36.400 --> 01:37.960
‫فکرِ اکسل بود؟

01:38.040 --> 01:39.800
‫همه چیز فکر اکسل بود

01:40.520 --> 01:43.440
‫خدای من! اونموقع فقط به
‫زمان حال اهمیت میدادیم

01:43.520 --> 01:46.040
‫اصلا به عواقب و فردا اهمیتی نمیدادیم

01:46.600 --> 01:48.560
‫فقط میخواستیم که خوش بگذرونیم

01:53.120 --> 01:55.280
‫چند روز گذشته کجا بودی؟

01:55.360 --> 01:56.360
‫ندیدمت

02:01.080 --> 02:02.480
‫با بوکسور بودم

02:05.200 --> 02:07.360
‫از خونه‌اش نیومدم بیرون

02:08.000 --> 02:11.160
‫داشت نقاشیم رو میکشید

02:11.920 --> 02:13.440
‫خب، از پاهام

02:14.320 --> 02:18.600
‫اولین باریِ که کسی نقاشیم رو کشیده و
‫ساعت‌ها بهم نگاه کرده

02:18.680 --> 02:20.000
‫

02:20.080 --> 02:21.600
‫موسیقی گوش دادیم

02:21.680 --> 02:24.720
‫و ویدیوهای کنسرت‌ها رو از توی
‫اینترنت تماشا میکردیم

02:24.800 --> 02:27.360
‫آهنگای زیادی بودن که بنظرم
‫آشنا میومدن،

02:27.440 --> 02:30.056
‫اما اصلا نمیدونستم که خواننده‌ـشون کیه

02:30.080 --> 02:32.400
‫و همیشه یه کارِ جدیدی رو برای
‫انجام دادن پیشنهاد میده

02:32.480 --> 02:33.640
‫

02:33.720 --> 02:34.720
‫یعنی...

02:34.880 --> 02:37.120
‫چهل دقیقه پشت سر هم داشتم
‫ستاره دریایی پوست میکندم

02:37.200 --> 02:38.760
‫و سوپ ماهی درست میکردم

02:39.320 --> 02:40.920
‫

02:41.000 --> 02:43.160
‫عاشق اینم که باهات سکس کنم

02:43.240 --> 02:44.640
‫

02:46.040 --> 02:47.320
‫در لحظه زندگی میکنی دیگه نه؟

02:48.440 --> 02:50.320
‫سه روز کامل توی خونه‌اش بودی

02:52.000 --> 02:55.240
‫نظر مایک درمورد در لحظه زندگی
‫کردنت به جای اون با بوکسور چیه؟

02:56.480 --> 02:57.680
‫هوم؟

03:00.440 --> 03:02.160
‫بوکسور فقط موقتی بود

03:03.040 --> 03:04.800
‫و وقتیکه از جزیره برم...

03:05.720 --> 03:08.520
‫دیگه نمیبینمش و مشکلی نیست

03:09.920 --> 03:11.280
‫موضوع همینه دیگه نه؟

03:11.840 --> 03:13.200
‫توی لحظه زندگی کردن؟

03:15.040 --> 03:16.280
‫فرصت عیش و طرب رو از دست ندیم

03:16.720 --> 03:17.720
‫سلام

03:19.080 --> 03:20.080
‫سلام

03:20.320 --> 03:22.960
‫- یه چیزی برات آوردم
‫- چی هست؟

03:25.040 --> 03:27.280
‫داخل عکس‌ها و ویدیوها و

03:27.360 --> 03:29.000
‫تموم خاطراتم با اکسله

03:29.920 --> 03:31.200
‫و میخوام که پیش تو باشن

03:31.280 --> 03:32.320
‫وای دیوید

03:32.840 --> 03:34.240
‫ممنونم

03:34.680 --> 03:36.080
‫چرا داری از شرشون خلاص میشی؟

03:36.160 --> 03:38.840
‫خب سال‌ها فکر میکردم که باید
‫با گذشته‌ام کنار اومدم

03:38.920 --> 03:41.000
‫اما وقتیکه اون روز زوئی ازم عکس خواست،

03:41.040 --> 03:43.360
‫متوجه شدم که فقط توی
‫جعبه مخفیشون کردم

03:44.160 --> 03:47.160
‫میدونید؟ تموم چیزهایی... که
‫باهم تجربه کردیم...

03:47.240 --> 03:49.160
‫و تموم احساساتی که بهش داشتم...

03:49.680 --> 03:52.120
‫میدونید الان وقتشه که اون احساسات

03:52.200 --> 03:54.600
‫به دست کسایی برسه که جزوی از زندگیش بودن

03:55.200 --> 03:56.280
‫خوبی؟

03:56.920 --> 03:58.440
‫و چطوری میخوای اینکار رو بکنی؟

04:00.200 --> 04:02.160
‫امشب باهم شام میخوریم

04:02.960 --> 04:05.960
‫اولین باریِ که همه ما بعد از 20 سال
‫دور هم جمع شدیم

04:07.120 --> 04:10.000
‫درموردش حرف میزنیم. فقط... چیزایی
‫که باید گفته بشه رو میگیم،

04:10.080 --> 04:12.720
‫و بعدش تا به ابد فراموششون میکنیم

04:13.560 --> 04:15.920
‫باید خیلی مدت‌ها پیش این کار رو میکردیم

04:29.480 --> 04:32.800
‫اکسل! اکسل! اکسل! اکسل!

04:32.880 --> 04:36.000
‫اکسل! اکسل! اکسل! اکسل!

04:36.080 --> 04:37.480
‫اکسل! اکسل! اکسل!

05:03.000 --> 05:04.880
‫بجنبید بذاریدش زمین. برید توی تاکسی

05:06.480 --> 05:09.800
‫مارکوس خیلی متاسفم

05:10.280 --> 05:11.280
‫متاسفم

05:11.760 --> 05:13.320
‫دخترا رو میبرم خونه‌ی جورج

05:13.400 --> 05:15.840
‫ازت میخوام که بیای اما
‫کار درستی نیست

05:15.920 --> 05:17.280
‫نه البته که نیست

05:17.720 --> 05:18.720
‫نگران نباش

05:18.760 --> 05:20.640
‫تازشم میدونی که نیازی نیست

05:22.080 --> 05:23.560
‫باشه بگیرش

05:24.240 --> 05:25.240
‫

05:26.600 --> 05:27.640
‫جورج آلرژی داره

05:31.880 --> 05:33.120
‫میدونستم که بی‌عیب نیست

05:47.240 --> 05:48.240
‫برای شما

06:21.400 --> 06:24.080
‫

06:24.160 --> 06:26.600
‫

06:43.000 --> 06:44.000
‫ممنون

06:49.280 --> 06:51.240
‫هی مارکوس، اینجا
‫چه غلطی میکنی؟

06:51.320 --> 06:52.400
‫یکم پائیا بخورم

06:53.640 --> 06:54.640
‫شوخی کردم

06:55.200 --> 06:58.000
‫من فقط یه دلالِ ناچیزم که اومدم
‫از حقم دفاع کنم

07:01.040 --> 07:03.880
‫به مدت 12 سال گذشته،

07:04.840 --> 07:05.960
‫همکاری ما...

07:06.960 --> 07:08.160
‫مطلوب و مسالمت‌آمیز بوده

07:09.520 --> 07:11.320
‫کارمون بیشتر از کسب‌وکارهای قانونی که

07:11.400 --> 07:12.760
‫مطابق کتابه دووم آورده

07:13.920 --> 07:15.400
‫توافق معمولی داشتیم

07:16.640 --> 07:18.080
‫من به پلیس گزارشی نمیدم

07:18.160 --> 07:20.640
‫و در ازاش شما فقط
‫کالاهای کیفی رو میفروشید

07:21.960 --> 07:23.000
‫و جواب هم داده

07:23.640 --> 07:24.760
‫سود رو تقسیم کردیم

07:24.840 --> 07:27.520
‫و کسب و کار مواد رو توی کلاب‌هامون
‫تحت کنترل داشتیم

07:29.320 --> 07:30.320
‫اما الان...

07:31.160 --> 07:32.880
‫موادفروش‌های مارتینز دارن روی کار میان

07:33.400 --> 07:36.416
‫تو خودت ازمون خواستی که دیگه نفروشیم
‫میخواستی که کلاب‌هامون پاک باشن

07:36.440 --> 07:38.920
‫- سالم
‫- آره، اصلا یعنی چی؟

07:39.000 --> 07:41.160
‫دردسر قرن 21امه پسر

07:41.240 --> 07:43.200
‫سالم، گیاهخوار، خامی

07:43.280 --> 07:44.160
‫گوشت نخورید

07:44.280 --> 07:46.200
‫چونکه گاوهای کوفتی کره
‫زمین رو آلوده میکنن

07:46.280 --> 07:47.696
‫- آره
‫- دیگه راک اند رول نداریم بابا

07:47.720 --> 07:49.280
‫دختر باربی و عشق و حالم نداریم

07:49.360 --> 07:51.080
‫چی میگی تو؟ انجا ایبیزاست

07:51.160 --> 07:53.000
‫مست کردن هیچوقت از مُد نمیفته

07:53.040 --> 07:55.000
‫دارم درمورد زمان 5 ساله صحبت میکنم پسر

07:55.080 --> 07:58.200
‫آوکادو و گیاهخوارا مسبب از بین رفتنِ
‫خرید و فروش مواد مخدر میشن

07:58.280 --> 07:59.280
‫خواهید دید

07:59.600 --> 08:00.960
‫این نقشه‌ـته اوریول؟

08:01.040 --> 08:03.200
‫که یه بارِ آبدوغ خیاری بزنی؟

08:04.880 --> 08:07.000
‫بخاطر همینه که ما اینجاییم؟

08:10.160 --> 08:14.160
‫چرا احساس میکنم که من تنها کسی هستم
‫که واقعا نگران کسب و کارمونه؟

08:16.120 --> 08:19.400
‫چرا از اینکه گفتم دارن توی محدوده شما
‫مواد میفروشن غافلگیر نشدید؟

08:20.920 --> 08:21.960
‫انتظارش رو داشتید؟

08:24.000 --> 08:25.880
‫یا اینکه فروشنده‌ی کلاب مارتینز شدید

08:25.960 --> 08:28.120
‫به جای احترام گذاشتن به عهدی
‫که با من بستید؟

08:29.640 --> 08:30.640
‫همینه؟

08:31.120 --> 08:33.120
‫حتما دارید سربه‌سرمون میذارید

08:34.400 --> 08:37.760
‫انتظار داشتید که چیکار کنیم؟
‫همش رو توی شیشه مربا نگه داریم؟

08:37.840 --> 08:39.320
‫بله شما کنترل از دستتون در رفت

08:39.360 --> 08:41.320
‫اما ما بیشتر از اون رو از دست دادیم،
‫کوکائین رو از دست دادیم،

08:41.400 --> 08:42.800
‫مشتری‌ها، تامین کننده‌ها...

08:42.880 --> 08:44.480
‫یوری و گریگور غیبشون زده

08:44.560 --> 08:46.080
‫غیبشون نزده پسر

08:46.520 --> 08:48.000
‫یه اتفاقی براشون افتاده

08:48.080 --> 08:50.040
‫قایقشون 90 مایل اونطرف تر از
‫ساحل پیدا شده،

08:50.120 --> 08:51.400
‫متروکه و پُر از کوکائین

08:51.480 --> 08:53.320
‫هیچکس اینطوری قایقش رو ترک نمیکنه

08:56.000 --> 08:57.000
‫عجیبه

08:59.280 --> 09:00.560
‫آره خیلی عجیبه

09:03.080 --> 09:06.200
‫میخواید بدونید چی عجیبتره؟
‫امروز به لانگ لاین رفتم

09:06.280 --> 09:07.600
‫هیچ چیزی اونجا نبود

09:08.080 --> 09:09.760
‫فقط یه تیکه سیمان و یه لنگر

09:11.120 --> 09:14.280
‫- این دیگه یعنی چی؟
‫- من نمیدونم معنیش چیه

09:14.800 --> 09:18.600
‫اما اگه بفهمم که یکی از شما برش داشته،
‫فقط پاهاتون رو نمیشکونم

09:18.680 --> 09:21.400
‫دیگه فاتحه پاهاتون رو باید بخونید. حالیتونه؟

09:21.480 --> 09:24.440
‫من برای اون موادها پول دادم حیوون
‫به تو هم پول دادم که نفروشیشون

09:24.520 --> 09:27.776
‫پس میتونی بری اون کرجی‌ها رو بکنی توی ما تحتت
‫و شیاف کنیشون!

09:27.800 --> 09:30.760
‫فقط خفه شید لطفا و انقدر
‫همدیگه رو تهدید نکنید. با همتونم

09:32.640 --> 09:34.640
‫ما همه اینجاییم تا این مشکل رو حل کنیم

09:35.320 --> 09:36.320
‫خب؟

09:37.880 --> 09:39.560
‫به کلاب‌های ما برمیگردید

09:40.840 --> 09:43.480
‫ما دنبال تامین کننده‌هایی از
‫افغانستان یا آمستردام هستیم

09:43.560 --> 09:44.720
‫بزودی بهمون خبر میدن

09:46.320 --> 09:48.240
‫سهمتون تا از الان تا

09:48.320 --> 09:50.200
‫پایان تابستون 55 درصد برای تمامی

09:50.280 --> 09:51.720
‫دردسرهاتون خواهد بود

09:52.120 --> 09:54.280
‫دوباره کار کردن با همدیگه رو
‫شروع میکنیم

09:54.960 --> 09:57.120
‫و دوباره شروع میکنیم
‫به اعتماد کردن به همدیگه

09:58.880 --> 09:59.880
‫درسته؟

10:00.320 --> 10:01.320
‫باشه؟

10:02.320 --> 10:04.320
‫مارکوس! صبر کن مارکوس

10:04.400 --> 10:07.240
‫- چی میخوای؟
‫- اینطوری نرو خب. چه خبره؟

10:07.280 --> 10:09.080
‫میخوای درمورد وفاداری حرف بزنی؟

10:09.160 --> 10:12.480
‫من تنها عوضی توی اون جلسه بودم که
‫سر قول و قرارم با برادرت وایسادم،

10:12.560 --> 10:13.640
‫و الانم به فنا رفتم

10:13.720 --> 10:16.440
‫بی‌خانمانم و با دو تا سگ پشمالو
‫توی ماشین زندگی میکنم

10:17.800 --> 10:18.800
‫مارکوس...

10:24.400 --> 10:25.440
‫مسخره‌ست

10:53.440 --> 10:55.840
‫توی صندوقچه‌ی جکی گنجیشکه چی داری؟

10:57.040 --> 11:00.520
‫واقعا رفتی خونه دیوید یا اینکه
‫دنبال گنج رفتی؟

11:03.000 --> 11:04.400
‫آره دیوید دادش بهم

11:04.480 --> 11:05.960
‫هرچیزی که از...

11:06.560 --> 11:07.560
‫اکسل داشته

11:08.520 --> 11:09.840
‫نمیخوای بازش کنی؟

11:10.640 --> 11:13.560
‫آخرین چیزی که از اکسل فهمیدم
‫این بود که...

11:14.480 --> 11:16.600
‫که دندون خودش رو از توی دهنش کَند

11:17.160 --> 11:19.720
‫و به احساسات شدید نیاز داشت

11:19.800 --> 11:21.200
‫تا احساس کنه که زنده‌ست

11:22.040 --> 11:23.480
‫من این آدم رو نمیشناسم

11:23.560 --> 11:25.120
‫همه دو چهره دارن

11:25.880 --> 11:28.000
‫چهره‌ی اولی که توی عموم دارن

11:28.080 --> 11:29.680
‫بهترین نسخه خودشون

11:29.760 --> 11:31.640
‫شرافتمند، اجتماعی، سیاستمدار

11:32.600 --> 11:34.480
‫و بعدش یه چهره دومی هم هست

11:35.640 --> 11:37.320
‫همونیکه وقتی میخوای بخوابی ظاهر میشه

11:37.720 --> 11:39.040
‫اونیکه ازش خجالت زده‌ای

11:39.520 --> 11:42.440
‫اما همونطوریِ که تو چیزی رو احساس میکنی

11:46.120 --> 11:48.120
‫صمیمیته

11:49.320 --> 11:50.320
‫گمراهی

11:51.080 --> 11:52.080
‫لذت

11:54.520 --> 11:55.560
‫خوشگل شدی

11:57.240 --> 11:58.240
‫ممنونم

12:00.600 --> 12:02.000
‫هی حالا که حرف از انحراف شد

12:02.080 --> 12:03.960
‫آخرین عکسی که برات فرستادم رو دوست داشتی؟

12:06.840 --> 12:09.800
‫دیگه سرگروه انجمن اولیای کاتولیک نیستم نه؟

12:10.600 --> 12:12.440
‫کدوم عکس؟

12:13.120 --> 12:14.160
‫عکس کونـم

12:24.440 --> 12:25.440
‫وای لعنتی

12:26.360 --> 12:27.400
‫برای مایک فرستادمش

12:33.080 --> 12:36.600
‫خب چیزی نیست که قبلا ندیده باشه

12:37.640 --> 12:39.120
‫هی مشکل چیه؟

12:39.200 --> 12:41.280
‫ما عکسای اینطوری برای همدیگه نمیفرستیم

12:41.840 --> 12:43.640
‫زیر دوش سکس نمیکنیم

12:43.720 --> 12:46.520
‫وقتیکه باهم عشقبازی میکنیم
‫حرفای تحریک آمیز نمیزنیم

12:46.600 --> 12:47.600
‫چرا نه؟

12:47.920 --> 12:50.640
‫نمیدونم چون مدت زیادی با همدیگه بودیم. ما...

12:50.720 --> 12:53.360
‫رابطه‌ی متفاوتی داریم
‫ما... ما...

12:53.440 --> 12:55.480
‫ما خونگرمیم. مادر و پدریم

12:56.440 --> 12:57.560
‫رابطه مادر و پدری

12:57.640 --> 12:59.656
‫- خیله‌خب
‫- ازش خواستم که یکم به حال خودم بذارتم

12:59.680 --> 13:01.200
‫سه روزی میشه که باهاش حرف نزدم

13:01.240 --> 13:04.040
‫و حالا هم عکس کونم رو براش فرستادم
‫اصلا چه فکری میخواد بکنه؟

13:08.720 --> 13:10.440
‫آره معلومه که خودشه. داره بهم زنگ میزنه

13:21.000 --> 13:22.360
‫میرم خونه دیوید

13:23.280 --> 13:24.280
‫اونجا میبینمت

13:30.520 --> 13:31.360
‫سلام مایک

13:31.440 --> 13:32.440
‫سلام

13:33.000 --> 13:34.160
‫پیامت به دستم رسید

13:34.640 --> 13:35.640
‫الهام...

13:37.440 --> 13:38.440
‫بخشه

13:39.040 --> 13:40.160
‫اما درکش نمیکنم

13:40.240 --> 13:42.480
‫خب کونمه دیگه مایک
‫چه توضیحی میخوای؟

13:43.200 --> 13:45.280
‫آره میدونم، یعنی میفهمم
‫میفهمم اما...

13:46.320 --> 13:47.360
‫نمیدونم...

13:48.320 --> 13:49.800
‫یکم عجیبه

13:50.520 --> 13:52.440
‫هیچوقت تا حالا قبلا اینکار رو نکرده بودی

13:52.840 --> 13:55.680
‫یه عکس سکسی از زنی به

13:56.040 --> 13:58.360
‫شوهریه که مدت زیادی ندیدنش

13:59.240 --> 14:02.920
‫نمیدونم، شاید برای این فرستادمش چونکه
‫قبلا از هم فاصله نگرفته بودیم

14:03.400 --> 14:04.760
‫باشه...

14:04.840 --> 14:07.440
‫ببین، تو کسی بودی که خواستی
‫منتظرت بمونم

14:07.520 --> 14:09.360
‫یعنی این یعنی چی پس؟

14:09.440 --> 14:12.000
‫منظورم اینه که سعی داری منو حشریمم بکنی؟

14:13.800 --> 14:15.520
‫نه، من... من فقط سعی دارم...

14:15.920 --> 14:17.920
‫یکم زندگی به رابطه‌ـمون تزریق کنم

14:19.160 --> 14:22.360
‫میدونی فقط یکمی بیشتر خودجوش باشیم و...

14:23.480 --> 14:24.960
‫کمتر مثل پدرومادرا باشیم، و...

14:25.440 --> 14:26.600
‫یکمی بیشتر...

14:27.920 --> 14:29.320
‫معشوقه هم باشیم

14:37.920 --> 14:39.360
‫مشکلی پیش اومده زوئی؟

14:42.640 --> 14:44.640
‫نه هیچ مشکلی نیست

14:44.720 --> 14:46.840
‫میتونم بعدا بهت زنگ بزنم؟

14:47.480 --> 14:48.480
‫بله

14:48.680 --> 14:49.680
‫دوستت دارم

14:51.120 --> 14:53.280
‫آره خدافظ

15:20.600 --> 15:21.600
‫برادر

15:23.080 --> 15:24.120
‫بفرما

15:24.800 --> 15:26.560
‫درسته، بیا دستت رو بده به من...

15:26.640 --> 15:27.960
‫- تو...
‫- بجنب بیا

15:29.680 --> 15:31.520
‫- آروم آروم
‫- خوبه خوبه آره

15:35.920 --> 15:38.760
‫بنظر میاد که دیوید مهمونی داره

15:40.160 --> 15:41.920
‫اصلا برام مهم نیست

15:42.960 --> 15:46.840
‫دخترم به مایک گفته که تموم عکسای
‫مراسم اکسل رو پیدا کرده

15:46.920 --> 15:48.440
‫باید بدستشون بیاریم

15:48.920 --> 15:50.480
‫به مجوز دادگاه نیاز داریم

15:51.160 --> 15:52.800
‫خب نمیشه همین یدونه رو زیرسیبیلی رد کنیم؟

15:53.200 --> 15:55.520
‫این آدما اکثر اوقات توی حال خودشونم نیستن

15:55.600 --> 15:57.480
‫اصلا متوجه هم نمیشن

15:58.440 --> 16:00.760
‫بهتر نیست تا فردا صبر کنیم

16:00.840 --> 16:02.240
‫و محترمانه ازشون درخواست کنیم؟

16:02.320 --> 16:04.160
‫عکسا 20 ساله که اونجا بودن

16:04.240 --> 16:06.120
‫مطمئنا 24 ساعت دیگه هم میتونن صبر کنن

16:06.200 --> 16:07.080
‫آره حتما

16:07.160 --> 16:09.760
‫بذار بهت بگم، چرا نریم یه چرتی بزنیم؟

16:10.640 --> 16:14.080
‫و بعدش میتونیم بریم توی ساحل کوفتی
‫بشقاب پرنده بازی کنیم

16:14.880 --> 16:15.920
‫لعنتی

16:17.520 --> 16:18.520
‫کلینت

16:19.640 --> 16:20.640
‫کلینت

16:21.320 --> 16:23.200
‫چی میگی تو؟

16:23.400 --> 16:25.720
‫اون عکسا 20 ساله که اونجا بودن

16:26.240 --> 16:27.880
‫و بااینحال دخترم رو تا اینجا

16:27.960 --> 16:29.800
‫ کشونده تا بفهمه که

16:29.880 --> 16:31.800
‫اکسل توی مراسمش کشته شده

16:31.880 --> 16:33.680
‫روزی که از ایبیزا ناپدید شد

16:33.760 --> 16:37.400
‫با پاسپورتش توی بندر والنسیا
‫ماشین کرایه کرده

16:37.480 --> 16:39.000
‫خب نمیتونه خودش باشه

16:39.480 --> 16:41.800
‫یه نفر از پاسپورتش برای
‫کرایه ماشین استفاده کرده

16:41.880 --> 16:43.200
‫وقتیکه از قبل مُرده بود

16:43.280 --> 16:45.160
‫و به آلمریا بردتش تا دفنش کنه

16:48.880 --> 16:50.960
‫تقریبا دیوونه شدم

16:51.040 --> 16:52.600
‫تا دلیلش رو بفهمم،

16:52.680 --> 16:54.880
‫چند روز قبل از ناپدید شدنش،

16:54.960 --> 16:56.640
‫تموم اموالش رو فروخت

16:57.400 --> 16:58.960
‫اما پولش هیچوقت پیدا نشد

16:59.040 --> 17:01.760
‫خب پیگیر حساب‌ها شدی؟

17:02.640 --> 17:07.640
‫پرداخت‌های غیرعادی افراد نزدیک بهش
‫رو وارسی کردی؟ اینطور فکر نمیکنم

17:07.720 --> 17:11.840
‫فکر میکنی پلیسای انگلیسی خیلی بهتر
‫از پلیسای اسپانیایی‌ان. درسته کلینت؟

17:11.920 --> 17:15.240
‫یا شایدم فکر میکنی که تو بهتر از هرکسِ دیگه‌ای

17:15.320 --> 17:17.360
‫اما بذار یه چیزی رو بهت بگم

17:17.440 --> 17:19.760
‫پسرت یه عوضیِ انگلیسی بود

17:20.200 --> 17:23.680
‫یه اسکلی بود که همیشه‌ی خدا
‫نشئه بود و مهمونی داشت و

17:23.760 --> 17:25.880
‫از روی بالکن توی استخر میپرید

17:25.960 --> 17:28.920
‫و تو؟ تو پدری هستی که بزرگش کرد

17:41.720 --> 17:43.560
‫همینجا بمون. تا هروقت که خواستی

17:44.000 --> 17:45.720
‫خونه باغ، مبل، هرجا

17:46.720 --> 17:48.040
‫ممنون رفیق. نه...

17:48.960 --> 17:49.960
‫جدی میگم

17:51.680 --> 17:54.400
‫آنا گفت که میتونم باهاشون توی
‫خونه جورج بمونم،

17:54.480 --> 17:56.800
‫اما هردومون تصمیم گرفتیم
‫که این کار درستی نیست

17:57.600 --> 17:58.960
‫

18:01.520 --> 18:02.600
‫

18:05.440 --> 18:06.440
‫

18:08.520 --> 18:11.280
‫میدونی، چیزی که روی مخمه اینه که
‫همه اینارو پیشبینی کرده بود

18:12.400 --> 18:14.000
‫میدونی، بیرون انداختن...

18:14.680 --> 18:16.320
‫من از خونه مثل یه...

18:17.000 --> 18:18.280
‫بی‌عرضه‌ی کوفتیِ تمام عیار

18:21.320 --> 18:23.720
‫یه چیزی هست که گورو توی هندوستان
‫بهم یاد داد

18:25.520 --> 18:29.200
‫گفت میتونید تموم زندگیتون رو
‫روی گشتن...

18:29.280 --> 18:31.080
‫به دنبال کسی که میخواید باشید بگذرونید،

18:33.520 --> 18:34.960
‫اما هیچوقت خوشحال نخواهید بود...

18:35.920 --> 18:37.400
‫تا وقتیکه خودتون رو بپذیرید

18:39.720 --> 18:41.200
‫این دیگه یعنی چی؟

18:41.600 --> 18:45.160
‫خب کل زندگیت سعی کردی که
‫نشون بدی...

18:45.880 --> 18:49.320
‫مستعد و محبوب و... و ثروتمندی اما...

18:49.400 --> 18:51.240
‫تو هیچکدوم اینا نیستی

18:52.520 --> 18:55.480
‫و حالا زندگی به جای واقعیت رسوندتت

18:56.920 --> 18:58.880
‫شاید وقتشه که شروع کنی...

18:59.360 --> 19:00.360
‫به اینکه خودت باشی

19:04.120 --> 19:05.120
‫میدونی چیه رفیق؟

19:05.200 --> 19:07.440
‫شاید موندن من فکر خوبی نباشه

19:07.520 --> 19:08.520
‫باشه

19:08.600 --> 19:11.240
‫میدونی، فقط چندتا از نغمه‌های یوگا
‫رو میتونم توی یه روز هضم کنم،

19:11.280 --> 19:13.960
‫و میدونی سگ‌هام، گاوت رو اذیت میکنن

19:15.240 --> 19:16.240
‫چیکار میکنی؟

19:18.000 --> 19:19.000
‫با آنا حرف میزنم

19:20.400 --> 19:23.360
‫شایدم بتونم تا وقتیکه جورج از سفرش
‫برگرده پیشش بمونم

19:25.200 --> 19:26.200
‫حلالزاده

19:27.840 --> 19:29.840
‫به خونه من خوش اومدید!

19:29.920 --> 19:32.040
‫سلام جذاب و تو آنا!

19:32.120 --> 19:33.120
‫سلام دیوید

19:56.880 --> 19:59.000
‫- به دوستات گفتی که اینجا بودیم؟
‫- هی هی!

19:59.080 --> 20:00.656
‫فکر نمیکردم که بیان

20:00.680 --> 20:01.776
‫ما اومدیم!

20:01.800 --> 20:02.800
‫- سلام!
‫- سلام

20:06.880 --> 20:07.880
‫حالت چطوره؟

20:07.960 --> 20:09.400
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم

20:10.160 --> 20:12.000
‫- از این طرفه؟
‫- آره دقیقا انتهای همینجا

20:12.320 --> 20:13.320
‫کیکا

20:14.960 --> 20:16.320
‫

20:16.720 --> 20:17.840
‫

20:19.000 --> 20:20.440
‫

20:21.400 --> 20:22.440
‫خدایا

20:45.480 --> 20:46.760
‫میخوام بگم...

20:47.720 --> 20:48.720
‫ممنونم از دیوید

20:48.960 --> 20:50.880
‫که همه ما رو دور هم جمع کرد

20:50.960 --> 20:51.800
‫به سلامتی قدیما

20:51.880 --> 20:53.080
‫قدیما

20:53.160 --> 20:54.520
‫

20:55.440 --> 20:57.120
‫با آبمیوه میخواید به سلامتی قدیما بنوشید؟

20:57.440 --> 20:58.760
‫مشکلش چیه؟

20:58.840 --> 21:02.280
‫این جزیره همینه دیگه مارکوس، یادته؟ آزادی

21:02.360 --> 21:04.360
‫بخاطر همینم بود که همون اول
‫به اینجا اومدیم، پس...

21:05.920 --> 21:09.000
‫عالیه! به سلامتی ایبیزا

21:09.560 --> 21:11.320
‫به سلامتیِ سرزمین موعودِ اکسل

21:11.400 --> 21:12.400
‫و آزادی...

21:12.760 --> 21:13.760
‫و هیپی‌ها

21:13.960 --> 21:16.360
‫ناگفته نمونه که این روزا میشه عیاشی
‫رو خودت بخری، پس...

21:16.440 --> 21:18.640
‫اصلا برای کی مهمه که هیپی‌ها کجا رفتن؟

21:21.640 --> 21:23.400
‫میخوام بگم به سلامتی...

21:24.480 --> 21:25.520
‫برگشتِ کیکا

21:25.600 --> 21:28.320
‫آره! آره آقا

21:28.400 --> 21:30.936
‫و چون از آخرین بار بیشتر طولش دادیم

21:30.960 --> 21:31.960
‫جدی؟

21:32.840 --> 21:34.000
‫مهمونی اکسل بود

21:34.800 --> 21:36.800
‫آخرین باری بود که همه‌ـمون
‫دور هم جمع شدیم

21:38.320 --> 21:40.800
‫امروز اینجا نیست اما... خواهرش هست

21:42.720 --> 21:43.840
‫اینم به سلامتیِ زوئی...

21:44.480 --> 21:45.600
‫من نیازی ندارم به سلامتی من بنوشید

21:46.000 --> 21:47.240
‫بیخیال

21:47.320 --> 21:48.400
‫هی مارکوس

21:48.480 --> 21:50.840
‫فقط من اینطوری احساس میکنم یا اینکه
‫این شام قبل از شروعش داره

21:50.920 --> 21:52.400
‫واقعا حساس میشه؟

21:53.080 --> 21:54.520
‫به سلامتی خیلیا خوردیم

21:54.600 --> 21:56.680
‫- یکمی عجیبه
‫- بس کن جورج

21:57.920 --> 22:00.240
‫ما اینجاییم تا درمورد اکسل صحبت کنیم

22:00.440 --> 22:02.640
‫و درمورد آدمایی که دیگه نیستیم

22:03.240 --> 22:05.400
‫گذشته رو پشت سر میذاریم و
‫به جلو حرکت میکنیم

22:05.720 --> 22:07.680
‫تباهیمون رو میپذیریم

22:09.840 --> 22:11.160
‫منظورت از تباهی چیه؟

22:12.120 --> 22:14.200
‫خب همه چیز بدتر از قبله

22:15.000 --> 22:17.840
‫خب دنیا نمیخواد که با پیام بازرگانی‌های جذابش
‫به این موضوع اعتراف کنه

22:17.880 --> 22:20.880
‫اما واقعا در این سن احتمالا عاقلانه‌ست

22:20.960 --> 22:23.000
‫که کم کم دیگه زندگی معنویمون
‫رو به آغوش بکشیم

22:23.520 --> 22:24.840
‫درمورد دیگران که نمیدونم

22:24.880 --> 22:26.640
‫اما زندگی من خیلی بهتر از 20 سالِ پیشه

22:26.680 --> 22:27.960
‫البته که اینطوره عزیزم

22:28.000 --> 22:29.960
‫منم همینطوریم

22:30.440 --> 22:32.520
‫اما درمورد تباهی درست میگی دیوید

22:33.000 --> 22:34.600
‫احساس افتضاحیِ که بدونیم...

22:35.240 --> 22:37.320
‫بهترین اوقاتِ زندگیمون گذشته

22:37.840 --> 22:40.680
‫مثل اینه که چرا تابستونای بچگیمون
‫رو به خاطر میاریم؟

22:40.760 --> 22:42.240
‫بخاطر اینه که دائمی بودن

22:43.120 --> 22:45.560
‫میدونید، همه چیز برای بار
‫اول مهیج بود،

22:45.640 --> 22:46.640
‫مثل اولین...

22:47.680 --> 22:48.520
‫مشروبمون

22:48.600 --> 22:50.520
‫اولین دوست پسرمون

22:50.960 --> 22:52.160
‫اولین سکسمون

22:52.240 --> 22:53.480
‫اولین بوسه

22:53.560 --> 22:55.000
‫بسیار جذاب

22:56.400 --> 22:57.400
‫درسته

22:58.520 --> 23:00.880
‫ذهنمون داره همه چیز رو ضبط میکنه...

23:01.840 --> 23:03.040
‫و زمان که میگذره،

23:03.800 --> 23:06.560
‫پیدا کردن تجربیاتِ جدید سخت و سختتر میشه و...

23:09.600 --> 23:11.200
‫...همه چیز عادی میشه

23:11.280 --> 23:14.400
‫توی سن و سال ما، دوستی خسته کننده‌ست،
‫سکس خسته کننده‌ست...

23:14.480 --> 23:16.080
‫چی، سکس؟ جدی؟

23:16.160 --> 23:17.776
‫- من موافق نیستم
‫- میدونم. میدونم

23:17.800 --> 23:20.560
‫اما منظورم اینه چیزی که یه روزی بهمون لذت می‌بخشید
‫الان خسته کننده شده

23:20.640 --> 23:22.640
‫سکس سه نفری، چهار نفری،
‫خوابیدن با آدم جدید،

23:22.680 --> 23:23.896
‫تعریف کردن داستان زندگیت براشون...

23:23.920 --> 23:27.320
‫زمانیکه میشد تموم حالت‌ها رو بدون
‫درخواست امتحان کرد رو یادم میاد. الان...

23:27.680 --> 23:29.520
‫- همه دراز کشیده انجامشون میدیم
‫- چی؟

23:29.600 --> 23:30.520
‫- چی؟
‫- بیخیال

23:30.600 --> 23:32.760
‫- بیخیال!
‫- خودت اینطوری دیوید!

23:32.840 --> 23:34.600
‫نه باورم نمیشه
‫ببین...

23:34.680 --> 23:36.680
‫خیله‌خب، آخرین باری که...

23:37.200 --> 23:40.320
‫سکس به یادماندنی... توی یه مکان احمقانه

23:40.400 --> 23:41.760
‫با آدم غیرمنتظره‌ای داشتید...

23:42.600 --> 23:44.360
‫در حالت‌های باورنکردنی داشتید کِی بود؟

23:46.240 --> 23:48.720
‫هوم؟ آره ممنون. دیدید؟

23:48.800 --> 23:50.360
‫دیوید نظریه تو مزخرفه

23:51.320 --> 23:55.000
‫سکس بهترین وسیله برای سلامتی و عشقه

23:55.840 --> 23:57.320
‫و تباه هم نمیشه

23:58.080 --> 23:59.200
‫من میگم به سلامتیش

23:59.280 --> 24:00.880
‫- آره
‫- منم همینطور

24:00.960 --> 24:02.400
‫- بله آقا
‫- ممنون

24:02.440 --> 24:03.760
‫خیلی خوبه

24:05.200 --> 24:08.080
‫من فکر میکنم که ما باید در سلامت کامل
‫و عاشق باشیم آنا

24:14.080 --> 24:15.520
‫هی هی هی

24:18.920 --> 24:20.480
‫تو یه اسب سیاهی جورج

24:23.000 --> 24:24.000
‫نه نه ببین

24:24.040 --> 24:26.016
‫- ممکنه مثل یه رفیق سالخورده بنظر بیاد...
‫- متاسفم

24:26.040 --> 24:28.480
‫...اما توی اوقات فراغتش،
‫آکروباتِ جنسیه

24:30.320 --> 24:31.320
‫ها؟

24:31.640 --> 24:34.560
‫خب حالا که داری بازنشسته میشی
‫سرگرمی‌هات چیان؟

24:37.160 --> 24:39.400
‫- با آبرنگ نقاشی میکنم
‫- بله همینطوره

24:40.320 --> 24:42.200
‫- آنا عاشقشونه
‫- بله همینطوره

24:43.480 --> 24:46.280
‫تقریبا به همون اندازه که تو بدن متناسبم رو دوست داری

24:46.880 --> 24:48.200
‫واقعا

24:58.640 --> 24:59.640
‫خب هی زوئی،

25:00.240 --> 25:01.240
‫اوضاعت چطوره؟

25:01.720 --> 25:05.240
‫شنیدم داری توی پی بردن به بلایی که سر برادرت
‫اومده به نتیجه میرسی

25:06.120 --> 25:07.120
‫آره

25:08.400 --> 25:10.400
‫و همچنین نتیجه گیری کردن درمورد زندگی خودم

25:12.880 --> 25:14.240
‫کجا زندگی میکنی؟

25:15.400 --> 25:17.400
‫با من زندگی میمونه

25:19.800 --> 25:22.880
‫تعطیلات عاشقانه‌ات رو با بوکسور داشتی؟

25:24.720 --> 25:26.760
‫

25:28.040 --> 25:30.320
‫عالیه!

25:34.360 --> 25:36.600
‫اشکالی نداره زوئی، میدونی؟
‫تو توی ایبیزایی

25:37.840 --> 25:39.640
‫آدمای اینجا زیاد سکس میکنن

25:40.600 --> 25:42.600
‫درسته دیوید، ممکنه که تو دراز کشیده سکس کنی

25:42.680 --> 25:45.000
‫اما من روی ویلچر با پای شکسته انجامش دادم

25:45.760 --> 25:46.760
‫زیاد

25:48.280 --> 25:49.280
‫با آنا

25:52.840 --> 25:55.080
‫و فراموش نشدنی بود

26:00.040 --> 26:01.280
‫خدای من مارکوس

26:08.960 --> 26:09.960
‫ببخشید

26:51.560 --> 26:54.040
‫داری چیکار میکنی؟ چرا چنین حرفی زدی؟

26:54.120 --> 26:56.280
‫چرا گفتی که پیش تو میمونم؟

26:56.760 --> 26:58.480
‫نمیدونستم که نباید بگم

27:00.440 --> 27:02.240
‫خب میتونستی... بگی که

27:02.280 --> 27:05.960
‫فقط... خونه‌ات موندم یا
‫توی خونه‌ات زندگی میکنم

27:06.040 --> 27:08.440
‫اما به جاش گفتی که پیش تو میمونم

27:08.520 --> 27:11.000
‫جوریکه انگار تصمیم گرفتیم،
‫برای خودمون حوله خریدیم،

27:11.080 --> 27:12.800
‫و برای همدیگه شام درست میکنیم

27:12.880 --> 27:14.240
‫داریم اینکارارو میکنیم

27:14.320 --> 27:16.040
‫من متاهلم. من متاهلم!

27:16.520 --> 27:18.440
‫نصف اون آدما این موضوع رو میدونن

27:18.520 --> 27:19.760
‫پس داریم چیکار میکنم؟

27:19.840 --> 27:21.720
‫چون طبق کتاب قوانینت،

27:21.800 --> 27:25.160
‫اینطوریه که نباید برای شوهرت
‫عکس کونت رو بفرستی

27:25.240 --> 27:26.720
‫با توجه به این من...

27:26.800 --> 27:29.600
‫- واقعا نمیدونم که چی بین ماست
‫- منم نمیدونم که چیه

27:32.160 --> 27:33.280
‫یه ماجراجویی

27:34.720 --> 27:36.000
‫یه چیز موقت

27:36.360 --> 27:37.800
‫تعطیلات عاشقونه؟

27:40.840 --> 27:42.080
‫دوستی فقط با سکس

27:45.840 --> 27:47.560
‫- میدونی چیه؟
‫- آره

27:47.640 --> 27:49.080
‫- میدونم که چیه
‫- باشه

27:49.920 --> 27:50.920
‫خوبه

27:53.480 --> 27:55.800
‫لطفا پیش بقیه چنین چیزایی نگو

28:11.040 --> 28:12.160
‫

28:13.120 --> 28:14.920
‫اونجا بنظر نمیومد که حالت خوب باشه

28:16.520 --> 28:19.200
‫رفتار زشت و زننده بود

28:21.120 --> 28:23.640
‫- میدونی یعنی چی؟
‫- نه اما میدونم که تو میدونی

28:24.040 --> 28:25.880
‫یعنی اینکه مثل یه عوضی بودی

28:26.360 --> 28:27.360
‫یکمی زننده‌ست

28:27.400 --> 28:29.840
‫جلوی همه خودت رو تحقیر کردی

28:30.600 --> 28:32.120
‫برای یه چیزی که اصلا مهم هم نیست

28:32.160 --> 28:33.160
‫منظورت چیه؟

28:33.200 --> 28:34.680
‫همه با زن سابقشون سکس میکنن

28:34.760 --> 28:37.680
‫من خودم تموم این مدتی که توی این
‫جزیره بودم با زن سابقم میخوابیدم

28:39.560 --> 28:40.560
‫لعنتی

28:45.320 --> 28:46.640
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم

28:48.120 --> 28:50.680
‫مشکلت سکس یا سستی نیست،

28:50.760 --> 28:52.280
‫یا احساسات پیچیده‌ات

28:52.360 --> 28:56.040
‫درمورد اینکه چطوری زنت داره
‫به آرومی از دستت در میره

28:56.600 --> 28:57.600
‫مشکلت...

28:58.080 --> 29:00.160
‫اینه که فکر میکنی یه چیزی قراره اتفاق بیفته...

29:01.160 --> 29:02.960
‫وقتیکه درواقع اصلا تموم شده

29:14.240 --> 29:15.960
‫من خوش شانس‌ترین مرد دنیام

29:16.400 --> 29:17.400
‫چرا؟

29:17.880 --> 29:19.960
‫مردم یه عمر دنبال عشق میگردن

29:20.840 --> 29:24.240
‫روابطی رو با آدمای مختلف
‫امتحان میکنن...

29:24.960 --> 29:27.680
‫و گاهی اوقات سر 40 یا شصتمی
‫پیداش میکنن

29:28.280 --> 29:29.280
‫بعضیا هیچوقت پیدا نمیکنن

29:30.480 --> 29:32.600
‫من توی 20 سالگی پیداش کردم

29:33.080 --> 29:34.440
‫میدونی چه احساسی داره؟

29:34.880 --> 29:38.000
‫که مطمئن باشم همه چیز قراره
‫خوب پیش بره؟

29:38.880 --> 29:40.880
‫زندگی خوبی رو قراره داشته باشم...

29:40.960 --> 29:41.960
‫اگه بشه...

29:43.520 --> 29:44.520
‫برای تموم زندگیم

29:45.400 --> 29:46.400
‫البته

29:47.040 --> 29:48.040
‫عزیزکم

29:56.760 --> 29:57.760
‫لعنتی

30:03.600 --> 30:06.320
‫- داره چیکار میکنه؟
‫- بنظر میاد واقعا مسته

30:09.400 --> 30:10.960
‫نمیتونه اینکار رو بکنه

30:11.840 --> 30:13.480
‫داری چیکار میکنی؟

30:16.000 --> 30:17.000
‫داری چیکار میکنی؟

30:17.040 --> 30:18.640
‫تازه فهمیدم که شوهر سابقتم

30:20.200 --> 30:21.960
‫میدونی، آدمی از گذشته‌ات

30:22.920 --> 30:26.520
‫نمیخوام آدم گذشته‌ی کسی باشم
‫مخصوصا تو

30:27.840 --> 30:29.000
‫جورج رو ول کن

30:29.600 --> 30:31.320
‫ببین من هیچوقت چنین حرفی نزدم اما...

30:31.400 --> 30:32.800
‫- نه مارکوس
‫- نه میخوام که برگردی

30:32.840 --> 30:34.880
‫مارکوس بسه. قشقرق به پا نکن

30:34.960 --> 30:36.160
‫لعنتی...

30:36.240 --> 30:37.840
‫لعنتی قشقرق به پا کردن برام مهم نیست

30:38.520 --> 30:40.000
‫هرکاری که بخوای میکنم

30:40.080 --> 30:42.840
‫لعنتی مارکوس!
‫اون مالِ کاتماندو بود!

30:42.920 --> 30:43.920
‫گور سر کاتماندو!

30:43.960 --> 30:45.600
‫بسه دیگه خب؟ آروم باش

30:45.680 --> 30:48.120
‫یک سال و نیم منتظر موندم

30:48.200 --> 30:51.880
‫تا خودت بفهمی که میخوای برگردی تا بتونیم
‫برگردیم سر زندگیمون

30:51.960 --> 30:53.760
‫اما الان وقتشه آنا

30:54.160 --> 30:55.160
‫وقتشه

30:57.440 --> 30:58.440
‫من...

31:00.320 --> 31:01.320
‫من نمیخوامت

31:04.000 --> 31:05.600
‫مارکوس، من جورج و میخوام

31:06.000 --> 31:09.560
‫پس چند روز اخیر چی؟ میدونی،
‫ببین... خونه‌ام بودی

31:09.640 --> 31:10.880
‫- آره
‫- نه ما عشقبازی کردیم

31:10.960 --> 31:12.040
‫آره میدونم

31:14.920 --> 31:16.320
‫چون داشتم بهت کمک میکردم

31:17.200 --> 31:19.720
‫چون با موادفروشا به مشکل برخوردی

31:19.800 --> 31:21.960
‫باید از بجه‌ها مراقبت میکردم

31:22.040 --> 31:24.280
‫نه، اما پس سکس چی؟

31:27.000 --> 31:28.160
‫ما همیشه انجامش میدادیم

31:31.640 --> 31:32.800
‫گمونم همیشه هم انجامش بدیم

31:35.240 --> 31:36.240
‫آره

31:37.160 --> 31:38.160
‫هی

31:38.560 --> 31:40.600
‫اگه این خواسته هردوی ماست،
‫پس اینکار رو میکنیم

31:42.400 --> 31:43.880
‫مشکلش چیه؟

31:46.920 --> 31:47.920
‫مشکل اینه...

31:52.320 --> 31:53.400
‫که این کافی نیست

32:57.440 --> 32:58.440
‫لعنتی پسر

32:58.680 --> 32:59.680
‫چیه؟

32:59.760 --> 33:01.000
‫صورتم رو نمیتونم احساس کنم

33:01.080 --> 33:03.560
‫

33:04.920 --> 33:06.200
‫دیوید! دیوید...

33:06.800 --> 33:09.840
‫بس کن! داری چیکار میکنی؟

33:11.920 --> 33:13.840
‫چرا همیشه تهش باید از یه جات خون بیاد؟

33:13.920 --> 33:14.920
‫بیا

33:16.640 --> 33:19.480
‫چرا چیزی میزنی که حس خوبی بهت نمیده؟

33:20.960 --> 33:22.640
‫اسپید موادِ تو نیست

33:23.840 --> 33:26.200
‫خب؟ باید اونیکه بهت میسازه
‫رو پیدا کنیم

33:28.240 --> 33:29.240
‫من حواسم بهت هست

33:32.560 --> 33:33.560
‫آره

34:20.960 --> 34:22.280
‫بهم گوش بده

34:22.920 --> 34:23.920
‫همه این...

34:24.800 --> 34:25.800
‫تنش‌های بین ما،

34:25.880 --> 34:26.960
‫همش درمورد اکسله

34:29.520 --> 34:31.000
‫به زندگی‌هامون برگشته

34:31.080 --> 34:32.800
‫چون هیچوقت رهاش نکردیم

34:34.760 --> 34:36.960
‫بخاطر همینه که توی گذشته زندگی میکنی رفیق

34:39.320 --> 34:40.360
‫آره

34:42.040 --> 34:43.240
‫میدونی چیه رفیق؟

34:45.840 --> 34:47.960
‫حداقلش اینه که من هنوز همون
‫آدم کوفتی‌ام

34:49.280 --> 34:51.640
‫حداقلش اینه که هنوزم میتونم
‫خودم رو توی عکسا تشخیص بدم

34:51.720 --> 34:54.560
‫تو کی هستی؟ دالایی لاما؟

34:55.480 --> 34:57.360
‫همه رو نصیحت میکنی،

34:57.440 --> 34:59.680
‫اما واقعا فکر میکنی که کمکی هم میکنی؟

34:59.800 --> 35:01.200
‫به من که قطعا کمک کرده

35:01.280 --> 35:02.280
‫- عه؟
‫- آره

35:07.040 --> 35:08.960
‫میدونید قبلا به هروئین اعتیاد داشته؟

35:11.640 --> 35:12.800
‫اینو میدونی زوئی؟

35:13.320 --> 35:15.440
‫آره برادرت بهش هروئین میداد

35:15.520 --> 35:16.640
‫یه جوری که انگار...

35:17.760 --> 35:18.760
‫موهبتش بود

35:20.720 --> 35:21.840
‫نه اینو نمیدونستم

35:21.920 --> 35:24.120
‫چرا اصلا داری اینارو الان بهمون میگی؟

35:24.200 --> 35:26.240
‫خب سعی داره که تیکه‌های زندگی
‫اکسل رو به هم بچسبونه

35:26.320 --> 35:28.040
‫و یه چیز دیگه هم دوست داری بدونی؟

35:28.120 --> 35:29.960
‫همه شما توی مهمونیش بودید

35:30.040 --> 35:32.520
‫و بیشتر ما دلیلی برای کشتنش داشتیم

35:33.040 --> 35:34.920
‫زوئی بهش گوش نده

35:35.000 --> 35:37.640
‫آره مثل بازی کلودو

35:37.720 --> 35:39.840
‫هی بیاید بطری بچرخونیم ببینیم
‫کی قاتله

35:41.200 --> 35:42.480
‫خدای من!

35:43.520 --> 35:46.640
‫- از خونه‌ام برو گمشو بیرون
‫- اگه میخوای بری،

35:46.720 --> 35:49.000
‫باید پرتم کنی بیرون عوضی

35:49.520 --> 35:50.640
‫هی

35:50.720 --> 35:52.960
‫چرا آبی که بهت دادم رو نمیخوری

35:53.040 --> 35:54.120
‫و دهنت گشادت رو نمیبندی؟

35:54.200 --> 35:56.080
‫همه دلیلی برای تنفر از اکسل داشتن

35:56.160 --> 35:59.200
‫چونه دونه دونه زندگی همه ما رو
‫به فنا داد

35:59.280 --> 36:01.760
‫اونطوری نبود مارکوس
‫اصلا حالیت نیست داری چی میگی

36:01.840 --> 36:03.720
‫نه من میخواستم مثل اون باشم

36:04.160 --> 36:07.960
‫میخواستم مثل اون خفن باشم اما... همیشه
‫کاری میکرد که احساس کنم

36:08.920 --> 36:11.440
‫به اندازه کافی خوب نیستم

36:13.080 --> 36:14.280
‫از من بیزار بود

36:15.680 --> 36:17.560
‫نه و تو کیکا...

36:17.640 --> 36:19.480
‫چند دفعه بهت خیانت کرد؟

36:19.560 --> 36:21.520
‫الان چه ربطی به اینا داره؟

36:21.880 --> 36:23.760
‫ما جدا شدیم و دوباره برگشتیم پیش هم

36:23.840 --> 36:25.680
‫شهوت خالص بود
‫همه چیز اونموقع مهیج بود

36:25.760 --> 36:28.640
‫خب حداقل داداشت جرئت داشت
‫کلابش رو آتیش بزنه

36:29.760 --> 36:32.800
‫- نمیدونم داری چی میگی
‫- نه ببین، خونسرد باش رفیق خب؟

36:32.840 --> 36:34.600
‫بنظرم اکسل خیلی راحت قسر در رفت،

36:34.680 --> 36:36.920
‫با توجه به اینکه یه وقت بفهمی
‫با مامانت حال میکرد

36:37.000 --> 36:39.360
‫خدای من!

36:40.000 --> 36:43.000
‫اکسل روح آزادی داشت. همیشه چیزای
‫بیشتری رو میخواست حالا هرچی که بودن

36:43.080 --> 36:45.640
‫و آره شاید گاهی اوقات به عواقب کارش
‫فکر نمیکرد

36:45.680 --> 36:48.880
‫اما برخلاف همه مایی که اینجا هستیم
‫پیش داوری نمیکرد

36:48.960 --> 36:51.920
‫پیش داوری؟ چیزی که نداشت
‫محدودیت بود کیکا

36:52.000 --> 36:53.520
‫یعنی اون پسر از هیچی شرم نمیکرد!

36:54.160 --> 36:56.200
‫درسته، با مادرت بهت خیانت کرد،

36:56.280 --> 36:58.720
‫برادرت و من و آنا رو تحقیر کرد

36:59.720 --> 37:01.720
‫میدونی چیه مارکوس؟

37:01.800 --> 37:02.800
‫کافیه!

37:02.880 --> 37:05.240
‫درسته، بخاطر منه که داری اینجوری میکنی

37:05.320 --> 37:06.720
‫من واقعا متاسفم خب،

37:06.800 --> 37:09.680
‫- اما فکر میکنم که وقت رفتنه...
‫- نه مشکل چیه... بتمرگ سر جات!

37:10.640 --> 37:11.640
‫داری چیکار میکنی؟

37:12.320 --> 37:13.320
‫ها؟

37:15.200 --> 37:16.120
‫چی، تو...

37:16.200 --> 37:19.600
‫نمیخوای که درمورد اکسل جلوی
‫دوستاش حرف بزنم؟

37:28.280 --> 37:29.280
‫ادامه بده پس مارکوس

37:30.040 --> 37:31.360
‫میخوای درمورد چی حرف بزنی؟

37:32.040 --> 37:33.080
‫که چطوری بهت خیانت کرد

37:34.840 --> 37:36.160
‫که چطوری به فنا دادت

37:36.240 --> 37:38.600
‫با اینکه بهش هشدار دادی

37:38.680 --> 37:40.896
‫- تموم پولا رو به فنا داد
‫- ستاره بود

37:40.920 --> 37:42.480
‫همه چیز باید از زیر دستش رد میشد

37:42.560 --> 37:45.960
‫میخواستی که کمکش کنی. نه اما
‫در آخر همه چیزش رو از دست داد

37:46.760 --> 37:48.920
‫تو رو تبدیل به هیچکس کرد

37:49.880 --> 37:50.920
‫درست مثل من

37:53.120 --> 37:54.280
‫و دیوید رو...

37:54.960 --> 37:55.960
‫به...

37:57.920 --> 37:59.760
‫یه شیره‌ای تبدیل کرد

38:00.720 --> 38:03.240
‫چرا نمیشینی سرجات رفیق؟
‫داری خودت رو شرمنده میکنی

38:03.320 --> 38:05.280
‫زوئی چرا ازش نمیپرسی که
‫چرا به گوآ رفت؟

38:05.320 --> 38:08.040
‫خیلی بدبختی تو بابا

38:08.520 --> 38:09.520
‫داری ناله و زاری میکنی

38:10.040 --> 38:12.040
‫چون بالاخره آنا ولت کرد

38:12.520 --> 38:14.080
‫بذار بهت بگم رفیق، اکسل 20 سال

38:14.160 --> 38:16.760
‫پیش فهمیده بود که در حدت نیست

38:16.840 --> 38:18.040
‫میدونی دیگه چی میدونست؟

38:18.120 --> 38:19.760
‫که تو عاشقش شده بودی

38:19.840 --> 38:22.560
‫و هرکاری که بخواد رو براش انجام میدی

38:23.640 --> 38:28.160
‫حالا اینور و اونور میچرخی و به بقیه درمورد اینکه
‫چطوری زندگیشون رو کنترل کنن درس میدی

38:28.240 --> 38:31.000
‫چرا یه کتاب کوفتی در موردش نمینویسی؟

38:31.080 --> 38:34.280
‫آره میتونی با عکسای 200 تا
‫عشاقت پُرش کنی

38:34.360 --> 38:35.720
‫هرکدومشون که زیر 30ان

38:35.800 --> 38:38.760
‫و نه اوناییکه کمتر از یک ماه
‫عشقتون دوام داشته

38:42.400 --> 38:43.600
‫پس من بی‌عرضه‌ام

38:44.040 --> 38:45.520
‫و ایشونم قدیسه

38:45.600 --> 38:47.400
‫و شایدم واقعا یه آدمی هستی که

38:47.480 --> 38:50.200
‫هیچوقت نتونست اکسل رو به
‫سمت خودش اغوا کنه

38:51.600 --> 38:53.240
‫- گور سرت! گور سرت!
‫- بس کنید!

38:53.320 --> 38:55.000
‫- میکشمت!
‫- مارکوس!

38:55.080 --> 38:56.520
‫لعنتی!

38:56.600 --> 38:57.640
‫مارکوس!

38:57.720 --> 38:59.240
‫زود باش بیا دیگه!

38:59.320 --> 39:00.200
‫همونجا وایسا. برگرد عقب

39:00.280 --> 39:01.496
‫- گمشو عقب
‫- لعنتی

39:01.520 --> 39:03.200
‫- ولم کن
‫- بیخیال بابا

39:03.720 --> 39:06.600
‫- لعنتی
‫- کی کشتتش حالا؟

39:07.280 --> 39:09.040
‫همین و میخواست!

39:09.800 --> 39:11.480
‫

39:11.560 --> 39:13.160
‫ببخشید منظورت چیه؟

39:14.840 --> 39:16.680
‫فکر میکنی که برادرم خودش رو کشته؟

39:21.360 --> 39:22.560
‫بهش چاقو زدن

39:23.160 --> 39:24.160
‫ماشین زیرش گفته،

39:25.240 --> 39:26.240
‫و تقریبا غرق شده

39:26.320 --> 39:29.600
‫درسته اما میتونست خیلی راحت با
‫پریدن از روی سف توی استخر بمیره

39:29.680 --> 39:31.880
‫یا اینکه 300 کیلومتر بر ساعت برونه

39:31.960 --> 39:33.960
‫یا دعوا بیفته یا اوردوز کنه

39:34.040 --> 39:36.480
‫چونکه بد حیوونی بود

39:37.480 --> 39:40.440
‫همه ما رو به گا داد

39:40.960 --> 39:43.360
‫عاشق درد بود
‫عاشقش بود

39:44.440 --> 39:46.200
‫هر بلایی که سرش اومده...

39:47.800 --> 39:50.560
‫خودکشی بوده

40:01.240 --> 40:02.680
‫باید برم تمیزش کنم

40:17.600 --> 40:19.160
‫اسپید مواد تو نیست

40:20.120 --> 40:21.520
‫منظورت چیه که مواد من نیست؟

40:21.960 --> 40:24.120
‫همیشه تهش به خشونت میرسی
‫و به خودت آسیب میرسونی

40:25.200 --> 40:26.560
‫اینطوری نیست درسته؟

40:28.920 --> 40:31.520
‫باید اوقات خوشی رو داشته باشی نه؟
‫رها بشی

40:35.840 --> 40:37.400
‫مواد بهتری رو برات آوردم

40:41.920 --> 40:43.000
‫من ازت مراقبت میکنم

40:46.320 --> 40:47.320
‫آره

40:54.360 --> 40:55.360
‫دیدی

41:32.080 --> 41:33.120
‫چطوری؟

41:34.640 --> 41:35.640
‫آره

41:36.480 --> 41:39.000
‫دو هفته پیش باید اینکار رو میکردم
‫نه الان

41:39.360 --> 41:41.480
‫کاشف به عمل اومد که اصلا
‫نمیدونم برادرم چجور آدمی بود

41:41.560 --> 41:43.800
‫و هر خری که کشتدش احتمالا
‫یه دلیلی داشته

41:44.600 --> 41:45.600
‫من باور نمیکنم

41:45.640 --> 41:47.440
‫میدونی چیه، من... من...

41:48.080 --> 41:49.880
‫دیگه نمیخوام درموردش بشنوم

41:49.960 --> 41:51.280
‫دیگه نمیخوام درموردش حرف بزنم

41:51.320 --> 41:53.800
‫وقتی که بهش فکر نمیکردم
‫خیلی اوضاعم رو به راه بود

41:53.880 --> 41:56.680
‫فقط میخوام آروم بشینم و تو
‫نقاشیم رو بکشی. میشه؟

42:00.960 --> 42:03.120
‫فکر نمیکنم ممکن باشه

42:04.960 --> 42:05.960
‫چرا؟

42:07.360 --> 42:10.680
‫درمورد چیزی که گفتی درمورد دوستی
‫فقط با سکس فکر کردم

42:12.160 --> 42:13.360
‫فکر کنم نمیخوام

42:19.200 --> 42:21.600
‫توی این لحظه از زندگیم
‫یه چیز دیگه میخوام

42:23.320 --> 42:24.640
‫میتونی اینکارم رو جانفشانی بدونی اما...

42:26.120 --> 42:27.920
‫میخوام که باهات باشم

42:30.640 --> 42:31.840
‫عاشقم شدی؟

42:32.840 --> 42:34.320
‫

42:35.480 --> 42:36.880
‫لعنتی زوئی، اون...

42:37.360 --> 42:40.200
‫سوالیِ که وقتی 15 سالته میپرسی

42:40.280 --> 42:41.280
‫شدی؟

42:44.240 --> 42:47.360
‫این داستان مثل یه نردبونه

42:48.520 --> 42:51.320
‫یه قدم برداری بعدش یه قدم دیگه برمیداری

42:51.400 --> 42:55.000
‫و بعدش یکی دیگه و یهو میفهمی
‫که 15 تا قدم پشت سر هم برداشتی

42:55.080 --> 42:58.160
‫اگه ده سال دیگه این سوال رو ازم بپرسی
‫جواب واضحی برات دارم

42:58.240 --> 42:59.240
‫اما الان

42:59.640 --> 43:01.880
‫دارم میگم که میخوام باهات باشم

43:05.320 --> 43:07.040
‫فقط میخوام که بهش فکر کنی

43:07.400 --> 43:08.400
‫ها؟

43:08.480 --> 43:09.480
‫باشه

43:17.000 --> 43:18.320
‫

43:23.320 --> 43:26.000
‫میخوای بدونی من کی هستم؟

43:26.080 --> 43:27.640
‫من برنامه میریزم

43:28.600 --> 43:31.120
‫خب؟ که دخترم به این چنین مدارسی بره

43:31.200 --> 43:32.720
‫چون برای دانشش خوبه

43:32.800 --> 43:34.800
‫من و مایک ملک خودمون رو میخریم

43:34.880 --> 43:35.880
‫وقتیکه 40 سالمون شد

43:35.960 --> 43:37.160
‫و وقتیکه اینکار رو کنیم تمومه

43:37.960 --> 43:40.256
‫حال همیشه قدمی به سمت آینده بوده

43:40.280 --> 43:41.920
‫من واقعا هیچوقت توی زمان حال زندگی نکردم

43:41.960 --> 43:44.440
‫برای تو آسونه چون در زمان
‫حال زندگی میکنی

43:44.520 --> 43:47.280
‫اما تو هیچ مسئولیتی نداری،
‫هیچ خونواده‌ای نداری

43:47.360 --> 43:50.280
‫هیچکسی رو نداری که وقتی رفتی کلاب
‫توی خونه منتظرت باشه

43:51.840 --> 43:53.720
‫نمیدونم عاشقت شدم یا نه

43:55.000 --> 43:58.720
‫اما چیزی که میدونم اینه که
‫زندگیم رو با مایک دوست دارم

44:02.040 --> 44:04.600
‫و توی چند روز اخیر احمقانه‌ترین و

44:05.120 --> 44:07.680
‫مخربترین کارهای عمرم رو انجام دادم

44:21.560 --> 44:22.960
‫زوئی! زوئی عزیزم، حالت خوبه؟

44:24.000 --> 44:25.600
‫گوش بده... نگران مارکوس نباش،

44:25.680 --> 44:27.640
‫زن سابقش داره ازدواج میکنه،
‫خونه‌اش رو هم از دست داده

44:27.720 --> 44:29.440
‫پس این شرایطش قابل درکه

44:29.480 --> 44:33.160
‫همه شما درمورد زندگی کردن در
‫لحظه و آزادی حرف میزنید

44:33.240 --> 44:35.440
‫و همینطور گذشته‌ای که هیچ
‫اهمیتی به چیزی نمیدادید

44:35.520 --> 44:37.320
‫اما مسائلی هستن که برات مهم باشن کیکا

44:37.880 --> 44:38.960
‫چرا بهم نگفتی که

44:39.040 --> 44:41.040
‫برادرم با مادرت رابطه داشته؟

44:42.840 --> 44:44.240
‫شما واقعا طرز فکر داغونی

44:44.320 --> 44:46.000
‫درمورد رابطه دوستی دارید اینجا،
‫میدونی چیه؟

44:47.040 --> 44:48.960
‫نمیدونم شاید همتون
‫یه مشت آشغالید

44:49.040 --> 44:51.296
‫- درست مثل برادر خودم
‫- هیچوقت بهت نگفتم زوئی

44:51.320 --> 44:53.640
‫چون حتی برای یک لحظه هم شک نداشتم

44:53.960 --> 44:55.680
‫که بیشتر از هرکسِ دیگه‌ای عاشق من بود

44:57.400 --> 44:58.400
‫این دلیلشه

45:19.200 --> 45:20.200
‫خیلی متاسفم

45:31.680 --> 45:32.680
‫میبینمت

46:31.160 --> 46:32.200
‫لعنتی!

46:32.280 --> 46:34.360
‫اوریول یه کم صبر کن خب؟

46:36.520 --> 46:37.520
‫هی

46:37.840 --> 46:38.840
‫داری چیکار میکنی؟

46:39.200 --> 46:43.280
‫شبیهِ چیه؟ توی ماشین کوفتیم دارم
‫با سگام میخوابم

46:43.360 --> 46:45.240
‫داری میری پشت سرت میشه
‫برقارو خاموش کنی؟

46:46.640 --> 46:47.720
‫گور سرش

46:48.360 --> 46:50.360
‫

46:50.560 --> 46:52.800
‫هی داری چه غلطی میکنی؟

46:52.880 --> 46:56.200
‫تو بهترین دوستِ دوست پسرم بودی و نمیذارم
‫که توی خیابون بخوابی

46:58.360 --> 46:59.360
‫آتیش میخوای؟

47:00.160 --> 47:01.560
‫- مرسی
‫- خواهش میکنم

47:04.360 --> 47:07.400
‫

47:11.000 --> 47:14.600
‫

47:15.320 --> 47:19.080
‫

47:22.120 --> 47:26.000
‫

47:26.680 --> 47:30.720
‫

47:34.480 --> 47:38.400
‫

47:38.960 --> 47:41.440
‫

47:44.880 --> 47:47.240
‫

47:52.120 --> 47:54.200
‫احتمالا انتظارشو نداشتی که
‫من رو اینجا ببینی نه؟

48:00.120 --> 48:01.200
‫راستش زوئی، من...

48:03.280 --> 48:05.120
‫من نمیخوام که اذیتت کنم

48:08.960 --> 48:10.960
‫گاهی اوقات نمیتونم خودم رو کنترل کنم

48:16.920 --> 48:19.280
‫خب مشخصا به منچستر که برنگشتم

48:21.400 --> 48:23.640
‫رفته بودما اما دوباره برگشتم

48:27.440 --> 48:28.440
‫اما آره...

48:31.080 --> 48:32.800
‫من 20 سال پیش اینجا بودم

48:35.440 --> 48:37.160
‫با جوان میگل فانسکا ملاقات کردم

48:37.240 --> 48:39.560
‫و روی ناپدید شدن برادرت تحقیق کردم

48:40.720 --> 48:42.680
‫درواقع این هفته باهاش بودم

48:44.440 --> 48:45.520
‫دنبال حل کردن همه چیز بودیم

48:48.920 --> 48:51.480
‫و حق با تو بود
‫نمیشه یه زخم باز رو رها کرد

48:52.520 --> 48:55.080
‫وقتیکه اون حرف رو زدم، نمیدونستم
‫اکسل چجور آدمی بوده

48:55.880 --> 48:57.000
‫الان دارم میفهمم

48:57.080 --> 48:59.080
‫- که چرا انقدر ازش متنفر بودی
‫- نه نه نه نه نه

48:59.640 --> 49:02.680
‫اکسل خصوصیات بدی داشت
‫اما بذار بهت بگم...

49:05.920 --> 49:08.240
‫خصوصیات محشری هم داشت

49:12.440 --> 49:13.680
‫من برات چه حکمی رو دارم؟

49:16.120 --> 49:17.920
‫زیباترین اتفاق زندگیم

49:19.440 --> 49:20.840
‫تو الهه‌ی لعنتیِ منی

49:25.520 --> 49:27.400
‫ای کاش میشد این لحظه تا
‫ابد ادامه پیدا کنه

49:29.200 --> 49:31.040
‫متاسفم اما من در لحظه زندگی میکنم

49:32.720 --> 49:35.040
‫اگه میخوای توی آینده زندگی کنی
‫مطمئنم نیستم که این جواب بده

49:35.080 --> 49:37.080
‫تو درمورد گذشته هم حرفی نمیزنی

49:44.800 --> 49:46.120
‫از اکسل متنفر بودم

49:47.480 --> 49:49.640
‫پسرم بود اما ازش متنفر بودم

49:50.560 --> 49:53.080
‫آره بخاطر... آره، بخاطر اینکه
‫همیشه‌ی خدا خوشحال بود

49:54.280 --> 49:56.880
‫و آهنگاش رو مینوشت و
‫مهمونی راه مینداخت

49:56.960 --> 50:00.080
‫وقتیکه فقط میتونستم به مادر
‫ خدا بیامرزِ بیچاره‌ات فکر کنم

50:01.120 --> 50:02.920
‫حتی نمیتونستم از تخت بیام بیرون

50:04.840 --> 50:07.400
‫و نمیفهمیدم که چرا همیشه میخندید...

50:08.440 --> 50:10.360
‫وقتیکه من فقط میخواستم بمیرم

50:12.280 --> 50:15.240
‫مادرم مهمترین شخصِ زندگیم توی دنیا بود

50:16.240 --> 50:17.240
‫موسیقی رو اون بهم داد

50:18.880 --> 50:21.320
‫و من فقط 8 سالم بود،

50:21.400 --> 50:24.800
‫بهم اجازه میداد که توی هال با
‫صدای بلند طبل بزنم

50:24.880 --> 50:26.960
‫حتی بااینکه تموم همسایه‌ها
‫شکایت میکردن،

50:27.360 --> 50:28.360
‫و به پلیس زنگ میزدن

50:31.160 --> 50:32.560
‫هیچوقت اعتراض نمیکرد

50:35.920 --> 50:38.400
‫حتی وقتیکه سرطان گرفت و مجبور
‫بود تحت درمان قرار بگیره

50:38.480 --> 50:39.560
‫و با تموم اون شیمی درمانی‌ها...

50:40.320 --> 50:42.080
‫و موهاش ریخت...

50:44.040 --> 50:45.200
‫و فقط موسیقی می‌نواخت

50:47.160 --> 50:48.320
‫و بهم میگفت...

50:51.640 --> 50:53.360
‫نذار که غم و غصه دستش بهت برسه اکسل

50:55.440 --> 50:56.440
‫سریعتر بدو

50:58.800 --> 51:00.680
‫بهم میگفت که دوست نداره
‫گریه‌ام رو ببینه

51:02.920 --> 51:04.160
‫و به زوئی میگفت که...

51:05.040 --> 51:08.200
‫روسریاش طبق مُدِ روزه

51:10.720 --> 51:12.960
‫جوری بود که انگار هیچ مشکلی وجود نداشت،

51:13.040 --> 51:14.760
‫که همه چیز قراره درست بشه،

51:16.440 --> 51:18.680
‫واسه همینم زوئی نگران نمیشد

51:21.120 --> 51:23.320
‫و وقتیکه مُرد، منم همینکار رو کردم

51:30.440 --> 51:31.440
‫گریه نمیکردم

51:38.120 --> 51:40.280
‫فکر کنم اون درد یه جایی
‫گیر کرده

51:55.280 --> 51:58.760
‫شاید برادرت اینطوری دردش
‫رو نشون میداد

52:00.720 --> 52:03.520
‫و زمان زیادی طول کشید تا
‫این موضوع رو درک کنم

52:04.440 --> 52:05.840
‫اما الان فهمیدم که...

52:08.520 --> 52:10.720
‫فهمیدم که برادرت فقط داشته فرار میکرده

52:10.800 --> 52:13.000
‫از همون دردی که من داشتم حسش میکردم

52:19.120 --> 52:21.600
‫متاسفم که هیچوقت فرصتش رو
‫پیدا نکردم که بهش بگم

52:31.000 --> 52:33.880
‫الان تنها کاری که از دستم برمیاد اینه
‫که اون قاتل حرومزاده‌اش رو پیدا کنم

52:33.904 --> 52:45.904
.:: @bollbolljan ::.