﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:08.056
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:09.310 --> 00:12.380
مدتي ميشه باهم يه گَپي نزديم ، مديرگروه " سو " ؛

00:13.360 --> 00:16.080
صِدامو که از ياد نبُردي ، آره ؟

00:16.920 --> 00:18.480
. . تو

00:19.320 --> 00:22.390
براي هميشه برگشتي اينجا ؟ . . -
. بنظر ميرسه اينطور باشه -

00:22.390 --> 00:24.320
. بايد همديگه رو ببينيم

00:26.420 --> 00:27.930
. بله ، خودمم

00:28.710 --> 00:32.740
هنوز پيداش نکردم ، اين آويز دقيقا چه شکليه ؟

00:40.180 --> 00:41.630
. نگران نباش

00:41.630 --> 00:43.580
چون پاي مجازاتِ اعدام وسطه ، مطمئن
. . ميشم که

00:43.590 --> 00:45.550
. هيچ گونه رد و اثري بجا نمونده باشه . .

00:45.550 --> 00:48.420
، خيلي وقته باهم صحبت نکرديم
. " مديرگروه " سو

00:49.490 --> 00:51.190
. بايد همديگه رو ببينيم

01:00.610 --> 01:02.090
. بله ، خودمم

01:02.720 --> 01:04.650
دقيقا همونطوري بود که
. توي پيامک درموردش گفته شده بود

01:05.760 --> 01:07.500
. مردِ چکمه سياه سر و کله ـش پيدا شده

01:08.850 --> 01:12.470
به مديرگروه " سو " زنگ زد و
. من فقط تونستم صِداشُ از پشت تلفن بشنوم

01:14.830 --> 01:18.040
، بي شک مطمئنم خودشه
چطور ميتونم صداشُ از ياد بُرده باشم ؟

01:18.670 --> 01:21.790
يازده سال که چيزي نيست ، حتي اگه صد و يازده
. سالَم بگذره ، بازم نميتونم صداشُ از ياد ببرم

01:22.430 --> 01:24.350
. جلوي چشماي خودم ، زد مادرمو کُشت

01:31.820 --> 01:34.240
، اون شب روي صورتِش اسيد ريختم
. . مطمئنا

01:34.250 --> 01:36.680
يکي از اونا بايد يه زخمي روي . .
. صورتِش داشته باشه

01:38.810 --> 01:42.090
نه ، اون يارو " پارک سونگهو " که
. باجگيري ميکرد ، هنوز پيداش نشده

01:42.090 --> 01:46.050
" هرچند ، يکي به زودي با کارآگاه " سو
. تماس ميگيره

01:47.460 --> 01:50.070
از امروز به بعد ، ميخوام 24 ساعته
. اونو تحت نظر داشته باشم

02:14.320 --> 02:16.580
! همکار

02:16.580 --> 02:18.490
! هِي -
اين چه کاريه ؟ -

02:18.490 --> 02:20.240
اين موقع شب چرا اينقدر سر و صدا
راه انداختيد ؟

02:20.850 --> 02:22.290
تو براي چي اومدي اينجا ؟

02:23.430 --> 02:25.140
. تو همچين روزي بايد مرغ و آبجو زد تو رگ

02:25.150 --> 02:26.880
! مرغ و آبجو

02:29.430 --> 02:32.510
، چه باحاله
هرسه تاييتون اينجا باهم زندگي ميکنيد ؟

02:32.510 --> 02:35.080
. چه باحال ، خيلي خوبه -
. حرف نداره -

02:35.080 --> 02:38.040
چطوري توصيفِش کنم ؟
. . الان لحظه ايِ که

02:38.050 --> 02:41.020
بعنوان يه کارمند دولتي ، همزمان . .
. هم به خودم مغرور و هم مفتخرم

02:41.030 --> 02:43.730
. اينجا اتاقِ و "تِيي"ـيه

02:43.740 --> 02:46.460
ميخواي يه نگاه بندازي ؟

02:46.460 --> 02:49.350
خداي من ، اينجا دو خوابه ـس ؟ -
. آره -

02:49.350 --> 02:51.040
پس ، اونجا اتاقِ "دِگو"ـئه ؟ -
. آره -

02:51.040 --> 02:53.111
اتاق فقط مالِ خودت يه نفره ؟

02:54.810 --> 02:59.870
، حالا چه اشکالي داره يه نگاهي به اتاق بندازم
. عجب آدم بدبختي هستيا

02:59.880 --> 03:04.010
چه خوبه ، اگه ميتونستم تو همچين جايي زندگي کنم که
. ديگه هيچ آرزويِ ديگه اي نداشتم

03:04.010 --> 03:05.670
تونستي اتاق بگيري ؟ -
. نه -

03:05.670 --> 03:07.470
مگه چطور ؟
بايد از خونه ـت نقل مکان کني ؟

03:07.480 --> 03:10.070
صاحب خونه يِ خوابگاه قبليش ، سرِ همه ـشون
. کلاه گذاشته و زده به چاک

03:10.070 --> 03:11.910
چي ؟ -
، اجاره ي سه ماهُ از پيش داده بوده و -

03:11.910 --> 03:14.640
. با اينحال از اونجا پرت شده بيرون -
. خداي من -

03:19.520 --> 03:21.190
ميگما ، بچه ها ؟ -
بله ؟ -

03:21.800 --> 03:28.400
هرازگاهي هميشه به اين فکرميکنم که
فکرنميکنيد ماها باهم مثلِ يه خانواده هستيم ؟

03:28.400 --> 03:30.180
خانواده به چي ميگن ؟

03:30.790 --> 03:34.490
باهم تو يه خونه زندگي ميکنيم و
. غذا ميخوريم و تلويزيون ميبينيم

03:34.490 --> 03:37.260
همينطورم بعضي وقتا اينطوري
. باهم مرغ و آبجو ميخريم و ميخوريم

03:37.270 --> 03:39.610
. فوري غذاتُ بخور و بزن به چاک -
. سرآشپزِ داراي تاييديه يِ غذاهايِ کُره اي -

03:39.610 --> 03:41.910
درموردش شنيديد ، نه ؟ -
تو همچين چيزي داري ؟ -

03:41.920 --> 03:45.580
من دخترِ خانم " جانگ " هستم که
. از اين چيزا داره

03:46.080 --> 03:50.540
اگه ميشد اينجا زندگي کنم ، هر روز
. . با سبزيجاتِ متنوع و آبميوه هاي خوشمزه

03:50.540 --> 03:52.500
. براتون صبحانه و شام درست ميکردم . .

03:52.500 --> 03:55.370
. . و ميتونم تمام اينجارو خوب دکوراسيون کنم و

03:56.290 --> 03:57.680
. همين حالا برو

03:58.270 --> 04:00.710
. باشه بابا ، گرفتم چي ميگي

04:03.750 --> 04:07.150
هِي ، ميدونيد ميخوام چي بگم ، آره ؟
خودتونَم صحنه رو ديديد ، نه ؟

04:07.150 --> 04:13.460
چاقويِ اون نکبتُ انداختم اونطرف و
. يه کله يِ حسابي بهش زدم و طرفُ بيهوش کردم

04:13.460 --> 04:18.410
آخرسرَم که پريدم هوا و
. با بازوم کوبيدم تو سرِش

04:19.690 --> 04:25.720
وقتي به " اون دِگو " گفتم که بايد ازم
، معذرت خواهي کنه ، کاري کردم که طرف باهام

04:25.720 --> 04:28.130
همدردي کنه و
. باعث شدم تمرکزِش از بين بره

04:28.130 --> 04:29.510
. خودم اينو ميدونم

04:30.100 --> 04:32.370
. . اون دخالت کردنا

04:34.620 --> 04:36.150
. آخرسر نتيجه يِ خوبيُ دربرداشت . .

04:36.150 --> 04:40.800
اونوقت اون نتيجه يِ خوب
بخاطرِ چي شروع شد ؟

04:41.320 --> 04:45.600
. " جيگوک " -
. به پرواز دراومدنِ اسپريِ مو بود -

04:45.600 --> 04:48.370
. به سلامتي -
. به سلامتي -

04:48.380 --> 04:51.400
. به سلامتي ، " اون دِگو " ، به سلامتي

04:59.230 --> 05:02.120
. . راستي ، شماها

05:03.900 --> 05:05.910
شماها هم اينطوري که ميگم بوديد ؟ . .

05:06.700 --> 05:09.280
، آخه ، با يه مُشت سگ که دعوا نميکرديم

05:09.280 --> 05:12.360
با اينحال ، همگي خودمونو انداختيم رويِ اون يارو
. گروگان گيرِ و ميخواستيم بگيريمِش

05:12.360 --> 05:19.420
بهم ميپيچيديم و از هم پيشي ميگرفتيم و
. مثلِ ديوونه ها از هم بالا ميرفتيم و قاطي زده بوديم

05:19.960 --> 05:22.360
براي بيش از دوساعت گاز به خوردِمون
. رفته بود

05:23.130 --> 05:27.780
. حالت تهوع و سرگيجه داشتيم

05:28.690 --> 05:31.510
منم يهويي قلبم شروع کرد به
. تالاپ و تولوپ کردن

05:32.060 --> 05:36.150
همينجام ، يهويي قاطي کرد و
. همينطور تالاپ و تولوپ تُند تُند ميزد

05:37.850 --> 05:39.980
نميدونم اين تپش قلب بخاطرِ
. . نفس کم آوردن بود يا

05:39.990 --> 05:42.140
. از سرِ هيجانِ خيلي زياد . .

05:42.710 --> 05:44.810
، اولِش ، نميدونستم بخاطرِ چيه

05:45.440 --> 05:51.430
. اما ، قلبم همينطوري هِي تُند تُند ميزد

06:00.040 --> 06:01.490
. . بچه ها

06:02.500 --> 06:04.340
. . فکرکنم

06:06.460 --> 06:11.700
بالاخره يه جوري تونستم يه چيزيُ
. پيدا کنم که قلبمو به تپش بندازه

06:34.860 --> 06:39.690
يهويي ، اينجام شروع کرد به
. تالاپ و تولوپ زدن

06:41.290 --> 06:42.950
. . فکرکنم

06:45.150 --> 06:48.320
بالاخره يه جوري تونستم يه چيزيُ
. پيدا کنم که قلبمو به تپش بندازه

06:53.000 --> 06:56.220
. اينجا تاريکه ، نجاتَم بديد

06:56.830 --> 07:00.310
کيه ؟ -
. هنوز تاريکه که -

07:22.320 --> 07:24.390
توت فرنگي ؟

07:25.680 --> 07:28.010
از شامپو بدنِ توت فرنگي ـيي استفاده ميکني ؟

07:28.620 --> 07:30.760
. معده ـم . . آخ ، معده ـم

07:31.840 --> 07:35.350
. برو بيرون -
. هِي ، صبر کن -

07:44.550 --> 07:46.310
سلام ؟

07:48.140 --> 07:51.370
« قسمت پنجم »
( بعضي وقتا فقط قبولِش ميکني و باهاش زندگي ميکني )

09:18.240 --> 09:19.960
چرا جوابِ تماسامو نميدادي ؟

09:22.090 --> 09:23.990
تمام شبُ اينجا بودي ؟

09:24.520 --> 09:26.790
چرا جوابِ تماسامو نميدادي ؟

09:27.750 --> 09:30.420
منو بگو که فقط ميخواستم يه خوش گذروني
. کرده باشم

09:33.210 --> 09:36.770
خدمات تاکسيراني ؟ از مجتمعِ
. دِچيدونگ " 817 ، آپارتمان 106 تماس ميگيرم "

09:39.010 --> 09:42.780
به اتوبوسِ مهدکودک زنگ زدم بياد ، همين حالا
. برو و اينقدرَم رو اعصابَم نرو

09:42.780 --> 09:44.810
. ديگه هرگز اينجا نبينمت

10:08.500 --> 10:12.490
اِي لعنتي ، باهم قرار ميذارن ؟

10:14.880 --> 10:19.150
. اون عوضي که انگار به زور 20 سالِش بود

10:19.160 --> 10:23.450
حداکثر ، شايد 25 ساله باشه ؟
درسته ؟

10:25.080 --> 10:26.820
مگه نميدوني الان مَرداي جوون رو بورسَن ؟

10:26.820 --> 10:28.430
، تو مديرگروه بخش افراد گُمشده يِ

10:28.440 --> 10:30.070
. واحد جناييِ اداره پليس گانگنام هستي

10:30.070 --> 10:32.950
که چي ؟
. حالا زير سن قانوني که نبود

10:32.950 --> 10:37.250
، حتي اگرم زير سن قانوني نباشه
. . ميتونه جاي پسرخواهرِت باشه

10:38.930 --> 10:40.720
. باشه ، بيخيالِش ميشيم

10:41.600 --> 10:44.180
تو هنوزم اينطوري زندگي ميکني ؟

10:44.800 --> 10:47.890
، واقعا دلم نميخواد اينارو بگم

10:47.900 --> 10:49.860
اما ، هنوزم اينطوري زندگي ميکني ؟

10:50.370 --> 10:52.830
، اگه نميخواي يه چيزيُ بگي
. پس همون بهتر که به زبون نياريش

10:52.830 --> 10:55.130
، منم نميخواستم اينو بهت بگم

10:55.130 --> 10:57.270
. اما ، باز دارم اين حرفارو تکرار ميکنم

10:58.450 --> 11:00.990
تقصيرِ کيه که الان همچين زندگي ـيي دارم ؟

11:02.630 --> 11:05.060
ميخواي چکار کنم ؟

11:05.820 --> 11:09.460
ميخواي بابت اتفاقي که بيش از ده سال
پيش افتاده بوده ، چکار کنم ؟

11:26.240 --> 11:28.400
پس فعلا بايد اينجارو با بخش افراد گُمشده
، شريک باشيم

11:28.400 --> 11:30.440
تا زماني که به فرمانداريِ جديد منتقل بشيم ؟

11:30.440 --> 11:32.840
، چون ساختمونِ قديميُ ميخوان خراب کنن

11:32.850 --> 11:35.260
، مجبوريم اينکارو بکنيم
. چقدر اينجا شلوغه

11:39.810 --> 11:44.510
يعني ميشه همچين کاري بکنيم ؟
. آخه اينجا که هاليوود نيست

11:46.920 --> 11:49.170
مدير " لي " ؟ -
چيه ؟ -

11:49.170 --> 11:52.430
. الان ميتوني بهمون بگي -
چيُ ؟ -

11:52.430 --> 11:54.340
داستانِ " سو پانسوک " و
. کيم ساکيونگ"ـو ديگه"

11:54.340 --> 11:57.170
ديدارِ دوباره يِ " برد پيت " و
. جنيفر آنيستون"ـه گانگنام"

11:57.170 --> 11:59.410
براي چي از هم طلاق گرفتن ؟

12:00.270 --> 12:02.700
از هم طلاق گرفتن ؟
يعني قبلا باهم زن و شوهر بودن ؟

12:07.490 --> 12:08.760
چيه ؟

12:13.310 --> 12:15.340
موهامو ميگيد ؟ -
. . چرا -

12:15.340 --> 12:18.260
آخه چرا همچين کاري با موهات کردي ؟

12:18.260 --> 12:20.850
تازه دوست پسريَم نداري که
. چون باهات بهم زده اينکارو کرده باشم

12:20.850 --> 12:23.260
چيه ؟
. قشنگه ، بهت مياد

12:23.260 --> 12:26.090
، هميشه خوشگلي
. . او سوسون"ـه ما"

12:26.111 --> 12:28.950
. هرکاريَم که بکنه ، باز خوشگل و قشنگه . .

12:29.970 --> 12:34.360
مگه نه ، مدير ؟
خوبه ، آره ؟ مدير . . خوبه ؟

12:35.670 --> 12:39.660
. صبر کن ، وايسا ، " جيگوک " ! ممنون

12:39.660 --> 12:41.300
، يه لحظه بيا کارِت دارم
. بايد به يه کاري برسيم

12:41.300 --> 12:42.600
. . يعني چي

12:44.970 --> 12:47.080
. ممنون -
. . هِي -

12:47.080 --> 12:48.540
. ممنون

12:50.240 --> 12:52.550
. هرکاريَم که بکنه ، باز خوشگله

12:55.760 --> 12:58.770
چکار کنيم ؟ -
. معذرت خواهي -

12:58.780 --> 13:00.470
. . صبر ميکنيم با مديرگروهع بياد

13:00.480 --> 13:02.190
. آره ، حتما

13:03.300 --> 13:05.080
يعني نميخواي بابت اينکه
. . بي اجازه

13:05.100 --> 13:06.890
، از پرونده يِ اون استاکر کِشيدي بيرون . .
معذرت خواهي کني ؟

13:06.890 --> 13:09.280
. نا سلامتي يقه يِ مديرگروهُ گرفته بودي

13:09.940 --> 13:14.030
با اين شخصيتي که مديرگروه داره ، فکرکردي
به همين راحتيا بيخيال ميشه ؟

13:14.030 --> 13:16.580
، اونوقت که تو زده بودي به چاک
. . حق نداشتم طرفِ هيچ چيزي که

13:16.590 --> 13:19.160
به کار مربوط باشه برم و . .
. همه دست رد به سينه ـم ميزدن

13:19.980 --> 13:24.520
چرا موهاتُ کوتاه کردي ؟ اون تنها
. چيزي بود که درموردت ازش خوشم ميومد

13:24.520 --> 13:26.100
. . موضوعُ عوض نکن

13:27.450 --> 13:28.980
واقعا خوشِت ميومد ؟

13:28.980 --> 13:30.970
. کارآگاه "سو " ازش متنفر بود

13:30.970 --> 13:33.560
. . واقعا که -
. گفتم که نه ، نميخوام اينکارو بکنم -

13:33.570 --> 13:37.420
ترجيح ميدم زبونمُ ببُرم تا اينکه
. از کارآگاه " سو " معذرت خواهي کنم

13:37.420 --> 13:40.560
. " اون دِگو " ، يعني . . کارآگاه " اون "

13:41.170 --> 13:43.920
نميدونم براي چي اينقدر از
، مديرگروه متنفري . . اما

13:43.920 --> 13:46.460
. اينا بخاطرِ اينه که ميخوام کارَمو به خوبي انجام بدم

13:46.970 --> 13:50.850
واقعا ميخوام از اين به بعد تمام تلاشمو بکنم و
. براي اينکار اول تو بايد ازش معذرت خواهي کني

13:51.540 --> 13:53.760
همونطور که هميشه ميگي ، من آدمِ
. . بي تجربه ايَم و

13:53.780 --> 13:56.010
هرچقدرم که جون بکنم ، باز نميتونم . .
. کارَمو مثل آدم انجام بدم

13:56.010 --> 14:01.400
اما ، ميخوام قبل از اينکه تسليم بشم ؛
. از تمام وجودم براش مايه بذارم

14:02.111 --> 14:05.900
و فقط اونايي که تمام تلاشِشونو ميکنن هستن که
. حقِ تسليم شدن دارن

14:15.490 --> 14:18.330
. همکار جون

14:22.250 --> 14:24.470
. اگه دوباره همچين کاري بکني ، کارِت تمومه

14:26.640 --> 14:29.010
. همکار جون

14:29.010 --> 14:30.920
قبول کردي ديگه ، آره ؟

14:48.490 --> 14:51.930
. مديرگروه ، من ديگه عضوِ مو بلندِ گروهِمون نيستم

14:55.040 --> 14:58.830
اگه همين يه بارُ بخاطر پرونده يِ استاکر
، منو ببخشيد

14:59.490 --> 15:02.880
منم از تمام وجودم مايه ميذارم و
. ديگه هرگز شمارو نا اميد نميکنم

15:03.360 --> 15:07.590
قول ميدم تمام تلاشمو بکنم تا بتونم
. بعنوان يکي از بچه هاتون شناخته بشم

15:29.610 --> 15:31.250
. ببخشيد

15:35.100 --> 15:40.220
هيونگ نيم ، فراموشِش کن ديگه ، بچه ها که
. کارِشون تو اون رستوران عالي بود

15:55.410 --> 15:59.650
. حسِ من ، هرگز نشده که اشتباه از آب دراومده باشه

16:00.510 --> 16:03.070
! نه فقط تو ، بلکه ، تو ، تو ، تو

16:04.190 --> 16:05.990
، کارايي که ميکنيد و ظاهري که داريد

16:06.700 --> 16:09.000
هيچکدومِتون صلاحيتِ لازم براي
. کارگاه بودنُ نداره

16:09.010 --> 16:11.230
نه ذره اي روراستي يا درموندگي
، درونِتون وجود نداره

16:11.240 --> 16:13.480
. هيچ پشتکار يا سرسختي ـيي نداريد

16:14.140 --> 16:15.900
. دخالت هاي بي مورد ميکنيد

16:15.900 --> 16:18.540
درخواست هاي مسخره ميکنيد و
. رفتاراي اشتباهي با سرپرست هاتون داريد

16:18.540 --> 16:21.560
. . نادوني و ديوونه بازيا و اون روحيه يِ

16:21.570 --> 16:24.600
بچگونه ي مسخره ـتون که . .
. نميدونيد خشم واقعي چي هست که ديگه هيچي

16:25.180 --> 16:28.830
همونطور که فکرشُ ميکردم ، شماها
. هرگز نميتونيد يه کاراگاه بشيد

16:33.650 --> 16:35.560
، هرچند

16:37.570 --> 16:39.750
. . مثل احتمالِ صاعقه خوردن

16:39.760 --> 16:41.940
. بعضي وقتا هم حسِ من بهم اشتباه ميگه . .

16:42.450 --> 16:45.350
حتي با اينکه بحران گروگان گيري
، توي اون رستوران

16:45.890 --> 16:48.200
، به خوبي حل و فصل شد
. با اينحال ، خيلي گيج کننده بود

16:48.200 --> 16:52.700
شماها به وضوح بهم ثابت کرديد که
، من در اشتباهَم و جونِ اون دانش آموزا رو نجات داديد

16:53.680 --> 16:55.770
. و پرونده هم حل شد

17:00.630 --> 17:03.190
. آفرين

17:20.480 --> 17:22.400
، امروز ، از اون روزاييِ که جون ميده

17:22.410 --> 17:24.340
. براي جشن گرفتن با بخش کاراگاهي

17:24.340 --> 17:28.560
يادتون نره که همگي تا ساعت شش خودتونو
برسونيد ، فهميديد ؟

17:28.560 --> 17:30.400
. بله -
. بله -

17:36.360 --> 17:41.260
، تکون نخوريد ، جايي براي رفتن نداريد
! همگي محاصره شديد

17:43.790 --> 17:49.610
کارِ گروهي ـيي که توي بحرانِ گروگان گيري
، در رستوران از خودتون نشون داديد

17:49.620 --> 17:51.600
. حرف نداشت

17:51.600 --> 17:54.220
تازه کارامون تونستن
. گليمِشونو از آب بيرون بکِشن

17:54.220 --> 17:57.040
و اين طرز تفکر که
. . اونا ممکنه ضعفي در بازسازيِ

17:57.050 --> 17:59.890
، اداره پليس گانگنام باشن . .

18:00.530 --> 18:05.450
، در عرض يک ثانيه دود شد و رفت هوا
. آفرين ! . . همگي ، يه بار ديگه

18:05.450 --> 18:08.500
! همگي محاصره هستيد

18:09.860 --> 18:11.340
دِگو " ، " دِگو " ؟ "

18:14.230 --> 18:24.850
« ! تا ابد داداشِت ميمونم »

18:34.180 --> 18:38.100
. . اگه توي مسير پيشرفت ، شکست بخورم

18:40.160 --> 18:43.550
کي ميخواد دلداريم بده ؟ . . -
. خب برو خودتُ بازنشسته بکن -

18:43.550 --> 18:45.390
! همگي

18:49.350 --> 18:52.910
. من . . ميخوام بازم بخونم

18:59.720 --> 19:02.290
! حالا . . بالاخره

19:02.880 --> 19:05.570
فرصت گوش دادن به خوندنِ اين آدم بالاخره
. از راه رسيد

19:05.570 --> 19:11.990
، اسطوره يِ پابرجايِ بخش کاراگاهي
! " سو پانسوک "

19:13.590 --> 19:16.020
! " سو پانسوک "

19:19.430 --> 19:25.080
! " لي اونگدو " ، " لي اونگدو "
! " لي اونگدو " ، " لي اونگدو "

19:29.990 --> 19:32.750
. هِي ، پاشو بريم

20:07.030 --> 20:09.530
اين همه سر و صدا براي چيه ؟

20:31.150 --> 20:32.950
چرا خاموشِش کردي ؟

20:35.620 --> 20:37.880
. " مدتي ميشه نديدمِت ، کاراگاه " سو

20:47.280 --> 20:51.000
. " بله ، خيلي وقته نديدمِتون ، پروفسور " هان

20:53.610 --> 20:56.940
چرا همگي اينجا جمع شديد و
اينقدر سر و صدا راه انداختيد ؟

20:56.940 --> 21:00.570
شماها گنگستريد يا کاراگاه ؟

21:01.630 --> 21:03.120
. " پروفسور " هان

21:03.120 --> 21:04.930
، حتي اگرم حرفِتون شوخي باشه
. . افسراي پليسي که همچين چيزيُ ميشنون

21:04.940 --> 21:06.750
. اين حرفُ به دل ميگيرن . .

21:06.750 --> 21:09.970
. رئيس پليس هم که اينجا هستن

21:13.590 --> 21:15.440
. برو و يه نمونه خونُ برام بيار

21:15.860 --> 21:17.840
، به بيمارستان مرکزي برو و

21:17.860 --> 21:19.850
، و نمونه خونِ "کُن دِوونگ"ـو برام بيار

21:19.850 --> 21:21.900
تا بتونم درمورد وجود سم تويِ
. خونِش تحقيق کنم

21:26.310 --> 21:29.570
منظورتون همين الانه ؟ -
پس ديگه کِي ميخواي بري ؟ -

21:29.570 --> 21:33.800
سالِ ديگه ؟ فوري ميري و
. يه ساعته برام مياريش

21:34.740 --> 21:39.750
کُن دِوونگ " بخاطر سختي هايِ زندگيش "
. خودکُشي کرده بوده

21:39.750 --> 21:41.720
همينطورم نشونه هايي رويِ بدنِش وجود داشته که
، فقط در افرادي که

21:41.730 --> 21:43.710
. خودِشونو دار ميزنن ديده ميشه

21:43.710 --> 21:47.970
فشارِ شديدي روي شاهرگِ اصلي گردن و
. رگ هايِ اطراف ستون فقرات وجود داشته

21:49.050 --> 21:53.130
و هيچگونه مدرکي وجود نداره که
. ثابت کنه قضيه قتل بوده

21:54.990 --> 21:57.880
. الَکي وِراجي ميکني

21:59.111 --> 22:00.750
نکنه يه جور مرضِ ارثيِ ؟

22:00.750 --> 22:03.540
اگه دادستان بهت درمورد تحقيقاتِش دستوري ميده و
، بهت ميگه بايد کاريُ انجام بدي

22:03.540 --> 22:07.150
تو هم بايد بعنوان يه کاراگاه چشم بسته
. کاري که ميگه رو انجام بدي

22:24.180 --> 22:28.130
سوزنُ نميشه وارد قلب کرد ، خودتون که
اينو ميدونيد ، درسته ؟

22:28.130 --> 22:29.890
براي چي نتونه بره ؟

22:29.900 --> 22:31.670
، وقتي که 24 ساعت از مرگ گذشته باشه

22:32.350 --> 22:34.160
. خون لخته ميشه

22:34.160 --> 22:38.370
پس هر شاهرگِ کوفتي يا هرچي که
. هستُ ببُر و اون خون لعنتيُ برام بيار

22:45.060 --> 22:49.240
فکرکنم بتونم پلاسماي خونُ
. از توي کشاله يِ رون بکِشم بيرون

22:49.240 --> 22:51.480
، چون هنوز کالبدشکافي روش انجام نشده

22:51.490 --> 22:53.730
. نميتونم جسدِشُ با چاقو ببُرم

22:53.730 --> 22:57.340
. ميرم و يه کاريش ميکنم

22:59.111 --> 23:02.210
. رئيس پليس ، متاسفم ، بايد زودتر برم

23:02.210 --> 23:05.030
. اشکالي نداره ، لطفا برو

23:10.850 --> 23:12.430
. بريم

23:31.880 --> 23:35.420
، حالا طرف دادستانَم که باشه
يه کم زياده روي نکرد ؟

23:35.420 --> 23:37.640
. همينو بگو ، خيلي زياده روي کرد

23:37.640 --> 23:40.560
بايد به همين راحتي بريم و همچين
تحقيقاتِ مسخره ايُ ادامه بديم ؟

23:40.560 --> 23:42.960
. منم همينو ميگم

23:51.690 --> 23:55.480
روزي که براي اولين بار ، "سو پانسوک"ـه
، افسانه اي ازمون تعريف کرد

23:56.560 --> 24:00.990
در اون روز ، مديرگروه اينو هم بهمون نشون داد که
. کاراگاه بودن در دنياي واقعي چطوريه

24:02.520 --> 24:07.140
، تقريبا مثل دوران بچگيم بود
. . اونوقتا که فکرميکردم پدرم سوپرمنِ

24:07.760 --> 24:10.710
اون روز بود که فهميدم . .
. اونم مثلِ بقيه ، فقط يه آدمه

24:16.550 --> 24:19.430
. بريد خونه -
. شما هم همينطور -

24:19.430 --> 24:21.580
. باشه ، بعدا ميبينمتون -
. خداحافظ -

24:23.630 --> 24:26.900
. پس ، تنِش بين دادستان و کاراگاه اينطورياس

24:26.900 --> 24:28.890
. دادستان " هان " از همون اولِ کار معروف بوده

24:28.890 --> 24:30.670
گرچه ، دبيرستان که بودن ، هميشه امتيازِش
. يه دونه کمتر از مديرگروه بوده

24:30.670 --> 24:32.130
. هميشه بهش بي احترامي ميکرده

24:32.680 --> 24:34.650
سه سال پيش ، نزديک بود که
. . بخاطرِ مديرگروه " سو " متهم به

24:34.660 --> 24:36.640
. حمله بشه . .

24:37.220 --> 24:40.390
از اون موقع تاحالا ، اون دشمنِ درجه يکِ
. کاراگاه " سو " بوده

24:40.900 --> 24:44.910
بازم با اينحال ، مديرگروهِمون
امروز حسابي باحال بود ، نه ؟

24:45.520 --> 24:46.910
. اونم چه جور

24:47.420 --> 24:50.220
. اون دِگو " و من بايد قبل از برگشتن بريم يه جايي "

24:50.220 --> 24:53.460
کجا ؟ -
. " تا اينجاييم ، يه سر بريم ديدنِ " يونجونگ -

24:53.460 --> 24:56.170
تاحالا يه بارَم نرفتي ديدنِش ، درسته ؟

25:00.040 --> 25:02.850
يونجونگ " ؟ " -
دوباره اومدي ؟ -

25:03.380 --> 25:05.920
، چون کاراگاه " اون " ميخواست ببينتِت
. اومديم ديدنِت

25:09.870 --> 25:11.420
چطوري ؟

25:11.420 --> 25:14.260
. الان واقعا حالم خوبه

25:14.260 --> 25:17.270
، چون همَش اينطوري مياييد ملاقاتَم
. اين منم که هِي خجالت زده تر ميشم

25:18.000 --> 25:21.130
مگه کس ديگه ايَم اومده بوده ؟ -
نميدونستيد ؟ -

25:21.130 --> 25:23.710
. مديرگروه " سو " هر روز مياد ديدنَم

25:24.310 --> 25:27.900
گفته بودم کيک دوس دارم و
. هربار که مياد ديدنم ، برام کيک مياره

25:27.900 --> 25:29.740
بهش گفتم يخچالِ اينجا خيلي کوچيکه و
. . کيک توش جا نميشه

25:29.750 --> 25:31.610
. اما ، اون همَش برام کيک مياره . .

25:32.780 --> 25:37.840
هرچند . . حتي اگرم خبري از
، شنلِ قرمز يا لباس آبي نباشه

25:38.360 --> 25:43.070
سوپرمن ، سوپرمنِ و " سو پانسوک " هم
. سو پانسوک"ـه"

25:50.000 --> 25:52.120
يه بچه گُمشده ؟ -
. آره -

25:52.630 --> 25:54.970
يه بچه اي توي زمين بازي مهدکودک
. بازي ميکرده و بعدش گُم ميشه

25:55.920 --> 25:58.520
مادرش زنگ ميزنه و ميگه کار داره و
. دير ميره دنبالِ بچه ـش

25:58.520 --> 26:01.210
. ساعت شش جوابِ تماسِش داده شده بوده

26:01.210 --> 26:03.640
. در اون زمان ، مطمئنا داشته سرسره بازي ميکرده

26:03.640 --> 26:05.360
، بعد از نيم ساعت معلم ميره بيرون که

26:05.370 --> 26:07.100
بهش سر بزنه و بعدش ديگه نميتونه
. پيداش کنه

26:07.660 --> 26:11.130
انگار هيچکدوم عقل تو کله ـشون نبوده ، براي چي
يه بچه رو گذاشتن تک و تنها بمونه ؟

26:11.130 --> 26:12.870
پروفايلِ بچه چيه ؟

26:13.490 --> 26:16.790
يه پسربچه ي هفت ساله ـس ، اسمِش
، کيم مينجون"ـه و پدر و مادرش طلاق گرفتن"

26:16.790 --> 26:18.840
. درحال حاضر ، مادرش بزرگِش ميکنه

26:18.840 --> 26:21.630
وقت زيادي نداريم ، فورا بخش جرايم خشنُ
. باخبر کن

26:21.630 --> 26:23.160
، و از هرکسي که در دسترس هست
. درخواستِ پشتيباني کن

26:23.160 --> 26:24.720
از تمام اداره هاي پليس درخواستِ کمک کن و
. . بهشون بگو که

26:24.720 --> 26:26.750
تمام بيمارستانا و خونه هاي بچه هايِ
. گُمشده رو بررسي کنن ، بريم

26:26.750 --> 26:28.490
مهدکودک کجاس ؟

26:30.080 --> 26:31.670
. بريد بالاتر

26:33.190 --> 26:35.570
. اينکه "مينجون"ـه -
. داشت توپ بازي ميکرد -

26:35.570 --> 26:37.350
کجا ؟ -
. اونجا -

26:41.300 --> 26:43.480
اين بچه رو ديديد ؟
. اسمِش "مينجون"ـه

26:43.480 --> 26:45.130
. ديدم که داشت از خيابونِ اصلي رد ميشد

27:02.310 --> 27:03.660
. جايِ چرخِ ماشينه

27:04.370 --> 27:06.160
. مالِ همين تازگيه

27:07.230 --> 27:10.370
هيچ نشونه اي از تصادف ماشين يا
. قطعاتِ شکسته شده وجود نداره

27:23.670 --> 27:27.190
. بريم اون پايين -
. براي چي ؟ الان که نميشه اونجارو به خوبي ديد -

27:27.190 --> 27:29.070
. حسِ بدي دارم

27:29.780 --> 27:31.330
. کي ميدونه قضيه از چه قراره

27:53.430 --> 27:56.690
بچه ؟
مينجون " ؟ " مينجون " ؟"

27:56.690 --> 27:59.620
مينجون " ؟ " مينجون " ؟"
! " چشماتُ باز کن ، " مينجون

28:04.860 --> 28:07.690
. برو ماشينُ آماده کن ، فورا -
. باشه -

28:13.730 --> 28:16.410
. " طاقت بيار ، " مينجون
مينجون " ؟ "

28:17.190 --> 28:21.940
، خواهش ميکنم
. ديگه تقريبا رسيديم

28:55.070 --> 28:57.210
. يه پرونده ديروز از طرف گروه دو بهمون داده شده

28:57.210 --> 28:59.800
يه مورد مرگ بر اثرِ تصادف بوده که
. ديشب توي خيابونِ " گانگسو " صورت گرفته

29:01.300 --> 29:02.960
. قرباني يه پسربچه يِ هفت ساله ـس

29:03.820 --> 29:08.430
تو خيابونا به تنهايي سرگردون بوده و
. بنظر ميرسه ماشين بهش زده و بعدش گذاشته رفته

29:11.120 --> 29:14.610
احتمال ميديم که قرباني با ماشين تصادف کرده و
، بعد در اثرِ پرت شدن از پُل و

29:14.610 --> 29:17.240
افتادن بين علف ها و شاخ و
. درختايِ پاييني ، جونِشُ از دست داده

29:17.990 --> 29:21.530
، بيا ، شايد با اين بشه به راحتي پرونده رو حل کرد
. جايِ ردِ لاستيکِش خيلي منحصر به فرده

29:21.530 --> 29:24.030
. اين لاستيکِ عادي ـيي نيست

29:24.030 --> 29:25.510
، در مورد تصادف هايِ بزن و در رو
. . تحقيقاتِ اوليه و

29:25.520 --> 29:27.010
، صحنه يِ وقوع جرم . .

29:27.040 --> 29:29.460
در موقع دستگير کردنِ مجرم ،  جزئه
. مهم ترين چيزاي لازم هستن

29:31.160 --> 29:32.920
، تمام فيلم هاي دوربين هاي مداربسته و

29:32.920 --> 29:36.080
جعبه هايِ سياه هر ماشيني که
. از محل تصادف رد ميشده رو بدست بياريد

29:36.080 --> 29:38.710
. ببرِش بالاتر ، يه کم بيشتر

29:38.710 --> 29:42.530
، زيادي بُرديش بالا
. يه کم بيارِش پايين تر ، يه کم پايين تر

29:43.150 --> 29:45.360
تمام مکان هاي اطراف محل وقوع تصادفُ
. بگرديد

29:45.360 --> 29:48.350
. حداقل يه شاهد بايد پيدا بشه که

29:51.340 --> 29:52.650
. . همونطور که فکرشُ ميکردم ، دليلِ مرگ

29:52.660 --> 29:54.470
تصادف با ماشين و پرت شدن از . .
، پُل بوده که در نتيجه يِ اون

29:54.480 --> 29:56.300
. چندين زخم و شکستگيِ جمجمه صورت گرفته

29:56.300 --> 30:00.470
اين بچه دچار مرگ مغزي شده ؛
. زمان احتماليِ مرگ ساعت 9 شب بوده

30:02.150 --> 30:05.850
، با توجه به نتايجِ آناليزِ ردِ لاستيک
. فقط پنج تا از اين ماشينا ، وارداتي بودن

30:05.860 --> 30:09.610
ماشين " رولز رويس " مدلِ " 5وي6 " هست و
. لاستيکِش هم دست سازه

30:09.610 --> 30:11.740
اول بايد هرچه زودتر صاحب هايِ
، اين شش تا ماشينُ پيدا کنيم و

30:11.740 --> 30:14.600
. عذرِشون در زمان وقوع تصادفُ ببينيم چي بوده

30:22.010 --> 30:25.830
پيداش کردم ؛ ماشيني که ميزنه و
. در ميره رو پيدا کردم

30:28.020 --> 30:31.230
. ماشينِ "کيم شينميونگ"ـه -
. ساعتِش هست 8:50 دقيقه ـس -

30:31.230 --> 30:34.280
. توي 500 متريِ محلِ تصادفه

30:34.280 --> 30:36.200
. ازش مطمئنم ؛ با زمان تصادف هم تطابق داره

30:36.210 --> 30:38.140
. اين ماشين ، همونيِ که ميزنه و در ميره

30:38.140 --> 30:40.880
درمورد " کيم شينميونگ " بيشتر تحقيق کنيد و
، حتما چِک کنيد که موقع تصادف

30:40.880 --> 30:43.730
. اون پنج تا ماشينِ ديگه کجا بودن

30:43.730 --> 30:45.990
بياييد دنبالم تا هرچي زودتر
. بريم و قيافه يِ اين "کيم شينميونگ"ـو ببينيم

30:45.990 --> 30:47.210
. بله

31:08.940 --> 31:12.030
يعني حرفام هيچ اهميتي برات نداره ؟

31:12.750 --> 31:15.710
چندبار بايد بهت بگم که
. بايد از پيش درُ برام باز بذاري

31:15.710 --> 31:17.820
. متاسفم ، ببخشيد

31:17.820 --> 31:21.300
. بهتره دوباره از اين غلطا نکني و منتظرَم نذاري

31:30.590 --> 31:35.010
، 18NO 4885 شماره پلاک
شما " کيم شينميونگ " ، صاحبِ ماشين هستي ؟

31:36.870 --> 31:39.890
من کاراگاه " اون دِگو " از
. اداره پليس گانگنام هستم

31:39.890 --> 31:41.810
. ميخواستم ازتون چندتا سوال بپرسم

31:42.970 --> 31:47.170
من کسي نيستم که آدمايي مثلِ تو بيان و
. به راحتي ازم سوال بپرسن

31:48.870 --> 31:52.320
شبِ تاريخِ يازدهم ، يه مورد تصادف بوده که
. طرف بعدش ميزنه به چاک و ميره

31:52.320 --> 31:57.230
شما احتمالا چيزي درموردش نميدونيد ؟
. قرباني بخاطرِ اين تصادف جونِشُ از دست داده

31:58.090 --> 32:00.370
ماشينِ پلاکِ 4885 ، تصويرِش
، توي فيلمِ دوربين مداربسته افتاده که

32:00.380 --> 32:02.670
. داشته از محل وقوع حادثه رد ميشده

32:05.430 --> 32:06.700
. يه لحظه صبر کنيد

32:06.700 --> 32:09.130
دختره يِ هرزه ، به چه جرأتي ميايي سرِ راهم ؟

32:10.310 --> 32:11.930
هرزه ؟

32:12.570 --> 32:13.910
! هِي

32:15.350 --> 32:19.620
تو مادرِ اون بچه اي ؟
بويِ پول به مشامِت خورده ؟

32:20.170 --> 32:24.620
از مرگِ اين بچه ميخواي همينا نصيبِت بشه ؟
کار و کاسبيت همينه ؟

32:32.290 --> 32:34.180
. هِي ، هِي . . صبر کن ببينم

32:38.150 --> 32:41.620
از کجا ميدونستي که قرباني يه بچه بوده ؟

32:41.620 --> 32:44.980
. کاراگاه " اون " که حرفي ازش نزد

32:50.720 --> 32:54.360
بي شک خودت بودي که اون شب
داشتي رانندگي ميکردي ، آره ؟

32:55.360 --> 32:58.590
فکرميکردم شايد يکي ديگه
. اون شب داشته رانندگي ميکرده

32:59.490 --> 33:03.230
تو "مينجون"ـو کُشتي ، آره ؟

33:03.230 --> 33:05.000
مدرکيَم داري ؟

33:06.990 --> 33:09.060
. اگه مدرک داري ، پس بيارِش

33:13.620 --> 33:15.280
يه چيزيُ ميدوني ؟

33:16.280 --> 33:20.640
، اگه اون بچه رو به بيمارستان ميرسوندي
. اونوقت اون بچه ميتونست زنده بمونه

33:21.790 --> 33:23.750
. فقط يه کم بيشتر دندون رو جگر بذار

33:24.470 --> 33:27.310
. خودم حتما برات حکم دستگيري ميارم

33:29.350 --> 33:31.210
داري چه غلطي ميکني ؟
. درُ ببند

33:31.210 --> 33:33.240
. ببخشيد

34:01.760 --> 34:03.280
مدير " لي " ؟

34:05.720 --> 34:08.430
، همين الان از مرکز خدمات برميگردم و

34:08.440 --> 34:11.160
بهم گفتن اونا حتي يه بارَم
. ماشين "کيم شينميونگ"ـو تعمير نکردن

34:11.160 --> 34:12.550
واقعا ؟

34:13.360 --> 34:15.580
بدست آوردنِ قطعاتِ همچين ماشيني
، کارِ سختيه

34:15.580 --> 34:17.550
درنتيجه نميتونه هرجايي ماشينُ
. براي تعمير ببره

34:17.550 --> 34:21.340
، اما ، يه کم مشکوک ميزدن
. حس ميکنم داشتن يه چيزاييُ مخفي ميکردن

34:21.340 --> 34:25.130
. فکرکنم بايد خودمون بريم

34:27.810 --> 34:30.480
. هيونگ نيم ، دادستان "هان"ـه

34:32.470 --> 34:35.470
گوشيُ تو خونه جا گذاشتم و
. حالا داره به تو زنگ ميزنه

34:36.090 --> 34:38.820
جوابشُ بده ، درهرحال بايد بريم پيشِش و
. ازش حکم منع خروج از کشور بگيريم

35:59.040 --> 36:01.360
. نميخواد نگران باشيد

36:01.950 --> 36:04.760
جناب رئيس ، چرا مدير "کيم شينميونگ"ـو
. . براي يه چندماه

36:04.770 --> 36:07.580
به خارج از کشور نميفرستيد ؟ . .

36:09.410 --> 36:12.540
. آخه کاراگاه مسئولِ پرونده ـش از اون کله پوکاس

36:13.150 --> 36:16.540
اگه جايگاهمو هم از دست بدم ، بازم نميتونم
. جلوشُ بگيرم

36:17.230 --> 36:20.820
. بله ، هرچه زودتر بهتر

36:24.430 --> 36:26.560
. باهاتون تماس ميگيرم

36:29.380 --> 36:30.600
. اومدي

36:30.600 --> 36:32.640
، فورا به دفتر دادستانيِ منطقه يِ " بوسان " برو و

36:32.640 --> 36:34.890
. قرباني "او تِگو"ـرو تا اينجا همراهي کن و بيارِش

36:36.700 --> 36:38.610
. بله ، متوجهم

36:41.600 --> 36:44.150
، اين درخواستِ منع خارج شدن از کشوره
. . اون مظنونِ

36:44.160 --> 36:46.720
. موردِ تصادفِ بزن و در روئه . .

36:46.720 --> 36:47.720
، درحال حاضر داريم مدرک جمع ميکنيم

36:48.770 --> 36:50.670
. اما ، امکانِش هست که طرف فرار کنه

36:51.250 --> 36:54.370
، فکرنکنم فرار کنه
. از محل اقامتِش که مطمئن هستيم

36:55.840 --> 36:58.510
چندين سال پيش ، تو ماه فوريه هم
. . همچين موردي بود که

36:58.510 --> 37:00.720
. دوباره ميخواي بهم درس بدي که

37:01.430 --> 37:02.930
. مرضِ ارثي

37:03.460 --> 37:05.140
. مرضِ ارثي

37:06.790 --> 37:10.120
. بيشتر نگرانيِ تا اينکه مرض ارثي باشه

37:10.690 --> 37:13.360
اگه تمام تلاشِمونو بکنيم و
، مدارکُ بدست بياريم

37:13.360 --> 37:15.280
. . و بعدش مظنون فرار کنه -
، فقط برو و -

37:15.810 --> 37:17.780
. اون قربانيُ تا اينجا اسکورت کن

37:25.920 --> 37:27.840
. بله

37:30.260 --> 37:31.690
کاراگاه " لي " ؟

37:32.230 --> 37:33.920
، فورا برو و قرباني "آن سوکوان"ـو

37:33.940 --> 37:35.640
. تا دفتر دادستانيِ " گانگجو " همراهي کن

37:37.150 --> 37:39.060
چرا اينطوري نگام ميکني ؟

37:39.570 --> 37:43.470
. نميتوني که تا ابد دنبالِ کارگاه "سو"ـرو بگيري

37:44.870 --> 37:49.420
پس تو يکي تا کِي ميخواي اينطوري بهم بچسبي و
هِي عذابم بدي ؟

37:49.420 --> 37:51.980
چي گفتي مرتيکه يِ حرومزاده ؟ -
. حرومزاده يِ تو که نيستم -

37:51.980 --> 37:53.710
نکنه ميخواي بگي پدرمي ؟ -
! هيونگ نيم -

37:53.710 --> 37:55.480
. حرومزاده يِ رواني

37:56.090 --> 37:57.740
. ديگه ميرم

37:58.760 --> 38:00.830
، اونم فقط بخاطرِ قانونِ اينجاس و

38:00.830 --> 38:04.490
منم نميتونم استعفا بدم و
. بچه هامو ترک کنم

38:05.200 --> 38:09.360
" واقعا اميدوارم که اين مرتيکه " کيم شينميونگ
. هيچگونه ارتباطي با اين پرونده نداشته باشه

38:09.360 --> 38:12.000
تو حتي يه نگاهَم به درخواستِ
، منع خروج از کشور ننداختي و

38:12.000 --> 38:16.540
نميدونم از کجا اينقدر از بابتِ محل اقامتِش مطمئني که
. اينقدر فوري درخواستمو رد کردي

38:16.540 --> 38:17.880
. خودتُ نگه دار ، هيونگ نيم

38:19.920 --> 38:21.860
. راهمو ميگيرم و ميرم

38:23.390 --> 38:25.080
. ديگه ميريم

38:26.720 --> 38:28.530
. بعدا برميگرديم

38:37.860 --> 38:40.560
الو ؟
مرکز خدماتِ ماشينه ؟

38:41.100 --> 38:43.880
بابتِ زحماتِتون متشکرم ، از اداره پليس گانگنام
، بابتِ تصادفي که تاريخ يازدهمِ اين ماه

38:43.880 --> 38:47.620
. صورت گرفته ، باهاتون تماس ميگيرم

38:48.120 --> 38:51.590
تاحالا شده ماشيني با شماره پلاکِ 4885 ـو
براي تعمير به اونجا آورده باشن ؟

39:05.260 --> 39:06.850
توت فرنگيه ؟

39:14.680 --> 39:16.830
. لطفا آروم باشيد -
. " مينجون " -

39:17.380 --> 39:19.710
. " مادرتُ ببخش ، " مينجون

39:21.520 --> 39:24.790
. سعي کن آروم باشيد -
آخه چرا بچه يِ من ؟ -

39:26.170 --> 39:29.470
اينجاس ! اون زنيکه يِ پتياره اي که
. بچه يِ يکي يه دونه ـمو کُشت ، اينجاس

39:30.540 --> 39:32.270
بچه رو مال خودت برداشتي که
آخرسر همچين بلايي سرِش بياري ؟

39:32.270 --> 39:34.460
تو که حتي تواناييِ مراقبت از بچه رو
، نداشتي و اونوقت

39:34.460 --> 39:36.480
حتما بايد کله شقي ميکردي و
بچه رو براي خودت برميداشتي ؟

39:36.490 --> 39:38.530
. از همون اول که گفتم خودم بزرگِش ميکنم

39:38.530 --> 39:44.260
. تو بچه رو کُشتي -
آخه چرا به موقع نرفتي دنبالِش ؟ چرا ؟ -

39:45.280 --> 39:48.310
چرا بايد تا ديروقت کار ميکردي و
بچه رو تک و تنها به حالِ خودش ميذاشتي ؟

39:48.620 --> 39:52.190
خفه شو ؛ تو چه حقي داري که
همچين حرفاييُ بهم بزني ؟

39:52.190 --> 39:56.330
اگه هزينه هاي مراقبت از بچه رو مثلِ آدم
. فرستاده بودي که ديگه اينطور نميشد

39:57.990 --> 40:00.160
. تويي که بايد خفه خون بگيري

40:03.840 --> 40:05.420
مگه اون مَرد داره اشتباه ميگه ؟

40:05.420 --> 40:08.510
، اگه به موقع رفته بودي دنبالِ بچه
. مينجون " هم ديگه نميمُرد "

40:09.310 --> 40:10.770
، کجاي ارائه ـت اينقدر مهم بوده که

40:10.780 --> 40:12.250
بخاطرِش بيخيالِ بچه ـت شدي ؟

40:12.250 --> 40:14.140
مگه معلماي مهدکودک ، مادر و پدر يا
فاميلِ بچه هستن ؟

40:14.160 --> 40:16.060
. اين تو بودي که بايد ازش محافظت ميکردي

40:16.610 --> 40:20.020
حالا که بچه ـتُ ترک کردي ، ديگه براي چي
اينطوري گريه ميکني ؟

40:22.270 --> 40:24.460
مديرگروه " کيم " ، چکار ميکني ؟
. ديگه کافيه

40:24.460 --> 40:28.500
هيچ حقي نداري ، حق نداري هيچکسِ ديگه ايُ
، سرزنش کني و

40:28.500 --> 40:30.100
. حقِ مادر بودن هم نداري

40:30.100 --> 40:32.360
. " دِ گفتم کافيه ، مديرگروه " کيم -
. وِلم کن -

40:33.980 --> 40:36.290
به چه حقي داري بهم ميگي تمومِش کنم ؟

40:39.050 --> 40:43.410
تو چه حقي داري ؟

40:55.180 --> 40:58.000
اگه يکي درمورد اينکارِتون يه نامه
براي رسانه ها بفرسته چي ؟

41:03.510 --> 41:05.000
. متاسفم

41:05.000 --> 41:10.070
، کارمندَم اشتباه بزرگي مرتکبت شد
. واقعا متاسفم

41:29.740 --> 41:32.350
پس ميگي قبلا يه اتفاقي شبيهِ
. . همين اتفاقِ امروز

41:32.350 --> 41:35.090
بين مديرگروه و مديرگروه " کيم " رُخ داده بوده ؟ . .

41:35.090 --> 41:38.160
يعني بچه هم داشتن ؟
. بيخيال

41:38.170 --> 41:40.111
به هيکلِ مديرگروه " کيم " که
، يه نگاه بندازي

41:40.130 --> 41:42.080
. اصلا بنظر نميرسه مادر باشه

41:42.650 --> 41:44.260
، اگه موقعيتِشون مثلِ " مينجون " بوده

41:44.270 --> 41:45.890
. پس ، الان بچه ندارن ديگه

41:50.000 --> 41:52.370
ديگه خسته شدم ، کسي چيزي ميدونه ؟

41:52.380 --> 41:54.760
هيچکس هيچي نميدونه ؟

41:55.860 --> 41:57.100
، " هِي ، " پارک تِيي

41:57.840 --> 42:00.530
تو يه چيزايي ميدوني ، مگه نه ؟
، قيافه ـت که همينو ميگه و

42:00.530 --> 42:02.060
. تا الان يه کلمه هم چيزي نگفتي

42:03.060 --> 42:05.210
. تو دوره يِ تمريني که بودم ، قضيه رو فهميدم

42:05.770 --> 42:10.010
اونا يه پسر داشتن و
. وضعيتِشون مثلِ پرونده يِ " مينجون " بوده

42:10.610 --> 42:13.880
، مديرگروه " سو " بايد ميرفته دنبالِ بچه
. اما ، بخاطرِ کار نتونسته بره دنبالِش

42:14.420 --> 42:17.030
تو همين حين بوده که
، بچه از زمين بازيِ مدرسه ميره بيرون و

42:17.040 --> 42:19.650
. . " مثلِ " مينجون

42:48.030 --> 42:49.880
يه نوشيدني ميخواي ؟

42:52.490 --> 42:53.800
. نه

42:55.030 --> 42:56.640
. بايد به کارام برسم

42:57.710 --> 43:01.700
. فکرميکردم ديگه همه چيُ فراموش کرده باشي

43:02.620 --> 43:07.240
البته ، من بودم که ازت خواستم
. بيايي اينجا کار کني

43:07.240 --> 43:10.460
اما ، تو هم با اينکه به خوبي ميدونستي که
. سو پانسوک " هم اينجاس ، پيشنهادمو قبول کردي "

43:12.940 --> 43:15.720
. فکرميکردم همه چيُ از ذهنِت پاک کرده باشي

43:17.160 --> 43:19.150
، مادرايي که بچه ـشونو از دست ميدن

43:22.020 --> 43:24.590
ميدونيد چيه که از شنيدنِش
بيش از هرچيز ديگه اي متنفرن ؟

43:25.930 --> 43:28.150
. همين حرفايي که شما زديد

43:29.480 --> 43:31.880
، بچه يِ آدم که مثل گرد و غبار نيست

43:34.140 --> 43:36.870
براي چي همَش به آدم ميگن
اونو از ذهنِت پاک کردي ؟

43:39.550 --> 43:41.560
، ديگه نه ميتونم بغلِش کنم و

43:45.140 --> 43:47.470
. نه ميتونم بهش دست بزنم

44:13.140 --> 44:17.280
، جينوو " ، مامانُ نگاه کن "
جينوو " ؟ " جينوو " ؟ "

44:17.280 --> 44:22.180
، نه ، " جينوو " . . مامانِت همينجاس
جينوو " ؟ "

44:22.700 --> 44:25.420
جينوو " ، منو نگاه کن ، " جينوو " ؟ "

44:26.960 --> 44:28.350
جينوو " ؟ "

44:30.680 --> 44:33.590
. جينوو " ، خواهش ميکنم ، خواهش ميکنم "

44:34.780 --> 44:37.240
! جينوو " ، نه . . نه "

44:37.240 --> 44:40.310
، " ماماني همينجاس ، " جينوو
. جينوو " ، چشماتُ باز کن "

44:40.330 --> 44:43.410
. جينوو " ، نه . . نه "

44:43.410 --> 44:48.890
! جينوو " ، " جينوو " . . نه "
! " نه . . " جينوو

44:48.890 --> 44:54.830
. جينوو " ، مامانِت همينجاس ، نه "

45:05.910 --> 45:13.620
باباييم شجاع ترين آدم دنياس و
. آدم بدارو ميگيره

45:24.430 --> 45:26.880
تو به چه حقي داري بهم ميگي که
تمومِش کنم ؟

45:26.880 --> 45:31.270
به چه حقي ؟

45:49.640 --> 45:51.260
مگه شماها چندبار شده که
. . شبا هم کار کرده باشيد که

45:51.270 --> 45:52.900
حالا به اين زودي از هوش رفتيد ؟ . .

45:53.740 --> 45:55.400
. به خودتون بياييد

45:58.460 --> 46:01.900
، جعبه سياه ماشينا و فيلماي دوربيناي مداربسته
نتيجه اي هم داشتن ؟

46:01.910 --> 46:04.250
. نه -
شاهد چي ؟ -

46:04.250 --> 46:08.000
هنوز دارم سعي ميکنم اطلاعاتِ مناطقِ
. اطراف حادثه رو بدست بيارم

46:10.460 --> 46:12.650
، يعني ميخوايد بگيد حتي يه نفرَم نبوده که

46:12.650 --> 46:15.930
تو همچين روز و همچين محل و
همچين زماني ، از محل حادثه رد شده باشه ؟

46:22.300 --> 46:24.600
. دوباره برگشتيم به همون نقطه يِ اول

46:24.600 --> 46:27.410
. به هرقيمتي که شده ، بايد مدارکُ بدست بياريم

46:27.410 --> 46:29.410
تمام مناطقُ تا ده کيلومتريِ محل حادثه ؛
. . نه

46:29.950 --> 46:33.850
تک تک دوربيناي مداربسته يِ صد کيلومتريِ . .
. محل حادثه رو نگاه ميکنيد

46:33.860 --> 46:36.030
تک تک شماره پلاک هايي که
. . از محل حادثه رد ميشنُ

46:36.030 --> 46:38.690
بررسي ميکنيد و . .
. جعبه سياه هايِ ماشينارو پيدا ميکنيد

46:38.690 --> 46:41.770
، درموردِ شاهد هم
. . آدمايي که بطور مداوم

46:41.780 --> 46:44.870
از اون منطقه رد ميشدنُ ، درموردشون ..
. تحقيق کنيد

46:44.870 --> 46:46.880
، بي شک ، حتما يه نفر هست که

46:46.880 --> 46:50.240
هر روز و در همون زمان ، از کنار اون
، محل حادثه رد شده باشه . . جوابِ مشکلِمون

46:50.950 --> 46:53.040
. بي بر و برگرد دستِ همون آدمه

46:54.660 --> 46:56.560
. حتما بايد اون آدمو پيدا کنيم

46:56.560 --> 46:59.010
. بله -
. بله -

46:59.600 --> 47:01.270
. بله

47:13.950 --> 47:16.050
. . ميدونم چندين شبُ پشت سرهم و

47:17.880 --> 47:20.530
، به سختي داشتيد کار ميکرديد . .
. . اما

47:21.040 --> 47:23.600
خسته نشيد و قوي بمونيد ، باشه ؟ . .

47:24.660 --> 47:28.870
از روزي که اون بچه به دنيا اومد ، زندگيِ
. اون بچه بعد از هفت سال به پايان رسيد

47:32.880 --> 47:34.790
. فرصت رفتن به مدرسه رو پيدا نکرد

47:36.550 --> 47:38.670
. فرصت رسيدن به روياهاشُ از دست داد

47:39.250 --> 47:44.170
فرصت خوشگذروني کردن با دوستاش يا
. رفتن با دوست دخترِش سرِ قرارُ از دست داد

47:44.170 --> 47:47.180
. تک تک اين لحظه ها ازش گرفته شدن

47:48.460 --> 47:52.910
، با انجامِ اينکار ، " مينجون " زنده نميشه
. . اما

47:56.180 --> 47:59.180
نميتونيم کاري کنيم که مرگِش کمي
کمتر غيرمنصفانه باشه ؟

48:03.080 --> 48:04.690
. روتون حساب ميکنم

48:08.170 --> 48:10.080
. بله

48:12.340 --> 48:14.580
. تموم شد ، ميتونيد بريد

48:22.760 --> 48:24.470
تمام مناطقُ تا ده کيلومتريِ محل حادثه ؛
. . نه

48:24.480 --> 48:28.870
تک تک دوربيناي مداربسته يِ صد کيلومتريِ . .
. محل حادثه رو نگاه ميکنيد

48:28.870 --> 48:31.160
تک تک شماره پلاک هايي که
. . از محل حادثه رد ميشنُ

48:31.200 --> 48:34.490
بررسي ميکنيد و . .
. جعبه سياه هايِ ماشينارو پيدا ميکنيد

48:38.010 --> 48:41.100
، درموردِ شاهد هم
. . آدمايي که بطور مداوم

48:41.111 --> 48:44.200
از اون منطقه رد ميشدنُ ، درموردشون ..
. تحقيق کنيد

48:44.840 --> 48:46.530
، بي شک ، حتما يه نفر هست که

48:46.530 --> 48:49.130
هر روز و در همون زمان ، از کنار اون
. محل حادثه رد شده باشه

49:05.000 --> 49:07.120
. قسم ميخورم نخوابيده بودم

49:10.200 --> 49:11.820
. وايسا ببينم

49:21.870 --> 49:23.870
. همينه

49:24.940 --> 49:26.400
هيونگ نيم ؟

49:27.040 --> 49:28.360
چيه ؟

49:28.870 --> 49:32.890
، از طرف دفتر دادستانه
. ميخواد بريم و يه قرباني ديگه رو همراهي کنيم

49:33.430 --> 49:34.740
، ميخواد قربانيُ از بوسان

49:34.760 --> 49:36.080
. تا دفتر دادستانيِ " گانگجو " همراهي کنيم

49:36.080 --> 49:38.880
. و ميخواد تو اينکارو بکني -
. نميکنم ، بهش بگو نميتونم -

49:38.880 --> 49:43.180
. ميدوني اگه ردِش کني ، بعدش چي ميشه

49:47.900 --> 49:49.450
. الان برميگردم

49:56.130 --> 49:59.290
ميخواي با اونا چکار کني ؟ -
. وقتي برگردم ، خودت ميفهمي -

50:48.750 --> 50:50.980
مدير ، فکرميکني با اينکار بتونيم
اون آدمو پيدا کنيم ؟

50:50.980 --> 50:54.080
. تحقيقات هرگز تمومي ندارن -
. بله -

50:54.090 --> 50:55.610
. قوي باش -
. بله -

50:57.010 --> 50:59.410
خيلي سخت بود ، نه ؟ -
. چيزي نيست -

50:59.410 --> 51:01.380
کجاهارو نگاه کرديد ؟ -
. اونجا و اونجارو -

51:01.380 --> 51:03.280
اونجا ؟ -
. نتونستم هيچکسُ پيدا کنم -

51:15.840 --> 51:17.340
. پيداش کردم

51:30.940 --> 51:33.710
. يکيُ پيدا کرديد ؟ آفرين

51:33.710 --> 51:37.130
شاهدها همَش ميخوان بيانيه هاشونو عوض کنن ؛

51:37.130 --> 51:38.980
بايد هرچقدر که ميتونيد ، اطلاعاتي که
. بدست مياريدُ حتما نگه داريد

51:39.560 --> 51:42.380
، فورا بياريدِش سئول
. منم دارم ميام

51:55.810 --> 51:59.950
کمرَم درد ميکنه و
. وقتي راه ميرم ، نميتونم جلومو پيش پيش ببينم

51:59.950 --> 52:04.700
اون شب يه صداي بلندي شنيدم و
. . ديدم يه ماشين به يه چيزي زد و

52:05.680 --> 52:09.111
. بعدش زد به چاک و رفت . .

52:09.111 --> 52:12.590
منم شوکه شده بودم و رفتم ببينم چي شده و
. نتونستم چيزيُ ببينم

52:12.590 --> 52:15.540
. فکرميکردم يه حيوونُ زير کرده باشه

52:15.540 --> 52:20.320
هرگز فکرشُ نميکردم که
. يه آدمو زير کرده باشه و فرار کرده باشه

52:21.250 --> 52:23.730
. تاريخِشُ به خوبي يادمه

52:24.260 --> 52:28.490
. آخه اون روز حقوقِ بيکاريمو ميگيرم

52:28.490 --> 52:32.450
اون روز حقوق بيکاريتونو ميگيريد ؟ -
. البته -

52:32.450 --> 52:35.790
. بفرماييد ، نوشِ جان -
. شما هم همينطور -

52:36.380 --> 52:38.150
. يه کم از اونا بهش بده

52:39.170 --> 52:45.460
پدربزرگ ، خيلي ازتون متشکرم که
. جلوي ما پيداتون شد ، ممنونم

52:45.460 --> 52:47.660
. لطفا بخوريد ، بفرماييد

52:58.390 --> 53:00.290
ببخشيد ؟

53:01.900 --> 53:04.410
. بياييد يه لحظه باهم صحبت کنيم

53:11.390 --> 53:13.870
کجا رفت ؟ شاهد کجاس ؟

53:14.450 --> 53:16.880
شاهد کجاس ؟ کجا رفت ؟

53:18.280 --> 53:20.080
. بيانيه ـشُ عوض کرد

53:20.680 --> 53:21.970
، بعد از اينکه از دستشويي برگشت

53:21.980 --> 53:23.270
. يهويي گفت که هيچي يادش نمياد

53:23.280 --> 53:24.700
. نميفهمم

53:24.700 --> 53:27.460
. خودش بهمون گفت همه چيُ به وضوح ديده

53:27.460 --> 53:29.590
کاراگاه " اون " ، کاراگاه " جي " ، يعني
فقط من بودم که همچين چيزيُ شنيدم ؟

53:29.590 --> 53:31.460
فقط من نبودم که شنيدمِش ، درسته ؟

53:31.460 --> 53:33.910
، با عقل جور درنمياد
. . آخه چطور ميشه

53:33.920 --> 53:36.380
يهويي نظرش عوض بشه ؟ . .

53:39.000 --> 53:41.210
. فکرکنم کارِ دادستان " هان " باشه

53:41.740 --> 53:44.360
، " اين اواخير متوجه شديم که بازپرسِ دادستان " هان

53:44.360 --> 53:47.040
. همَش به اداره ي پليس رفت و آمد داشته

53:55.900 --> 53:58.920
چرا وايساديد ؟
. . اگه شاهدُ از دست داديم

53:58.930 --> 54:01.950
. پس ، بريد و يکي ديگه رو پيدا کنيد . .

54:48.900 --> 54:50.830
. از دفترِ دادستان " هان " تماس ميگيرم

54:50.830 --> 54:54.170
بايد همين حالا بياييد و
. يه قربانيُ از " دِجون " همراهي کنيد

54:55.200 --> 54:57.660
. الان نميتونم

54:58.510 --> 55:01.500
. شماها که خودتونم مامور تحقيق داريد

55:04.020 --> 55:06.980
. اگه اينقدر فوريه ، خودت انجامِش بده

55:15.790 --> 55:18.280
. هيونگ نيم ؟ يکيُ پيدا کرديم

55:18.280 --> 55:20.730
. يه شاهد ديگه پيدا شده -
واقعا ؟ -

55:22.230 --> 55:25.240
جدي ميگي ديگه ، آره ؟
ميخواي برامون شهادت بدي ، آره ؟

55:27.340 --> 55:31.490
يه دانش آموزه ، اعلاميه رو ديده و
. مستقيما اومده اينجا

55:32.270 --> 55:34.420
، خيلي خب ، الان ميام
. . ايندفعه

55:34.850 --> 55:37.620
، حتي دستشوييَم که رفت ، دنبالِش بريد
باشه ؟

55:38.560 --> 55:39.870
. باشه

56:38.300 --> 56:41.900
حتما پيدا کردنِ شاهد با نگاه کردن به
. صورتِ تک تک آدما کارِ سختي بوده

56:42.450 --> 56:45.050
همونطور که فکرشُ ميکردم ، شما کارِتون
. " حرف نداره ، کاراگاه " سو

56:45.050 --> 56:48.140
حتي قطعاتِ شکسته شده يِ چراغ جلو رو هم
. پيدا کرديد

56:49.260 --> 56:51.800
. عاليه ، عاليه

56:52.670 --> 56:55.600
، تو کُره ، بيشتر از يه جفت چشم هم پيدا ميشه

56:57.210 --> 56:59.560
مگه نه ، جنابِ دادستان ؟

57:00.490 --> 57:02.520
چکار ميکني ؟
. باهاش موافقت کن ديگه

57:02.520 --> 57:05.270
کارِ کاراگاه " سو " رو رديف کن تا
. ما هم بتونيم به کارِمون برسيم

57:10.450 --> 57:12.050
. . درخواستِ

57:13.040 --> 57:15.490
. حکم دستگيري بده . . -
. بله -

57:20.500 --> 57:21.890
. صبر کن

57:28.340 --> 57:30.330
کجا ميري ؟

57:46.770 --> 57:51.240
فکرکردي بعد از اينکه دستورِ همراهي کردنِ
يه قربانيُ رد کردي ، بعدش راحت ميموني ؟

57:53.350 --> 57:56.350
. البته ، تا اينقدرُ ازت انتظار داشتم

57:56.350 --> 58:02.560
مگه قبلا بهت نگفته بودم ؟
. گفته بودم هرگز استعفا نميدم و بچه هامو ترک نميکنم

58:05.020 --> 58:10.111
، اين طرز رفتار و اين بلوف زدنا
. بيا ببينيم تا کِي دووم مياره

58:11.820 --> 58:15.330
نميدوني بالاي سرِ کسي که هميشه
درحالِ فرارِ ، يه کسي هم هست که درحالِ پروازِ ؟

58:19.290 --> 58:21.230
شما اينو نميدونستي ؟

58:22.000 --> 58:27.500
، بالاي سر کسي که درحالِ پروازه
. يکي هم هست که با اشتياق و جديَت کارِشُ ميکنه

58:38.033 --> 58:47.533
.:: @bollbolljan_com ::.

58:49.420 --> 58:51.150
. او سوسون " ، يه مورد فوري پيش اومده "

58:51.150 --> 58:53.120
ميخواي با درست کردنِ همچين دردسري
به کجا برسي ؟

58:53.120 --> 58:56.640
کاراگاه " سو " ، ميدوني که پليس تو
بد بحراني افتاده ؟

58:56.640 --> 58:58.790
، کارِ آسوني نيست
. لطفا اين مردُ پيدا کنيد

58:58.790 --> 58:59.940
. " اينو بسپر به کاراگاه " سو

58:59.940 --> 59:02.050
. جلوي حکم دستگيريِ کاراگاه " سو " گرفته شده

59:02.050 --> 59:04.430
، ديگه همه چي تموم شد
حالا چه غلطي بکنيم ؟

59:04.430 --> 59:05.760
چکار ميکني ، کاراگاه " سو " ؟

59:05.770 --> 59:07.111
. مردِ چکمه سياه ، بالاخره تماس گرفت