﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.056
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:58.830 --> 01:00.560
. الان تو ايستگاه قطار سئولَم

01:00.570 --> 01:02.300
از کدوم مسير بايد سوار بشم تا
به خونه ـت برسم ؟

01:03.650 --> 01:05.210
کجايي ؟

01:17.190 --> 01:20.910
پس ، تمام مدتُ اينجا بودي ؟

01:21.560 --> 01:24.010
ترجيح ميدم خودمو از يه جايي پرت کنم و
. . بميرم تا اينکه

01:24.020 --> 01:26.470
. به مامانم نشون بدم واقعا کجا زندگي ميکنم . .

01:27.111 --> 01:29.550
، انتظارِ زيادي ازتون ندارم
. فقط همين يه امروز

01:29.560 --> 01:34.130
خواهش ميکنم همين يه امروزُ به مامانم
. بگيد که من با شماها زندگي ميکنم

01:35.960 --> 01:38.600
خب ، از ديدِ يه پدر و مادر اگه
، به قضيه نگاه کني

01:38.600 --> 01:41.880
اگه ببينن که دخترِشون تو همچين وضعي
. زندگي ميکنه ، قلبِشون بدجور ميشکنه

01:41.880 --> 01:44.720
، براي منم يه روز مشکلي نداره
. من که ميگم قبوله

01:47.111 --> 01:48.780
. " دِگو " ، " دِگو "

01:49.390 --> 01:52.440
. نميشه
! کاراگاه " اون " ، همکار -

01:53.240 --> 01:55.290
. پس منم خودمو از اينجا پرت ميکنم پايين

01:57.510 --> 01:59.950
، خب بپَر ، ساختمونِ فقط سه طبقه ـس و

01:59.960 --> 02:02.420
، درنتيجه از مُردن خبري نيست
. اما ، خودتُ براي شکستگيِ استخون آماده کن

02:02.420 --> 02:04.870
واقعا امکانِش نيست ؟ -
. به هيچ عنوان -

02:05.400 --> 02:06.880
. ببخشيد

02:07.410 --> 02:09.660
. آخه مامانم ديگه تو خونه ـتونه

02:18.400 --> 02:20.020
. تا ميتونيد بخوريد

02:29.830 --> 02:31.940
، پسرم ، چون تو خيلي بانمکي
. . بخصوص برات

02:31.950 --> 02:34.070
. کاهو با گوشتِ دُم پيچيدم . .

02:34.070 --> 02:36.420
ميدوني که دُم مارماهي چيه ، آره ؟

02:36.420 --> 02:37.710
. بله

02:42.370 --> 02:44.680
، مامان ، نيازي به اينکارا نيست
. . اون که بچه نيست

02:44.690 --> 02:47.010
. وِلش کن و بذار خودش غذاشُ بخوره . .

02:47.020 --> 02:48.710
. وقتي از چيزي خبر نداري ، بهتره هيچي نگي

02:48.720 --> 02:50.430
پسرا وقتي مادرِشون همچين کاريُ
. براشون ميکنه ، خيلي خوشحال ميشن

02:50.430 --> 02:51.680
مگه نه ؟

02:51.680 --> 02:56.260
، واقعا خوشمزَس
. مادر ، گوشتِ دُم حرف نداره

02:57.180 --> 03:01.240
دقيقا به اندازه اي آوردم که
هرکسي بتونه شش تيکه بخوره ، فهميديد ؟

03:01.980 --> 03:03.690
. مادر ، لطفا يه نوشيدنيِ ديگه مِيل کنيد

03:03.690 --> 03:05.260
براتون بريزم ؟

03:14.650 --> 03:16.200
. بخور

03:18.370 --> 03:20.910
. يکي ديگه -
بريزم ؟ -

03:23.020 --> 03:24.710
. چه خوبه

03:26.230 --> 03:29.490
، حتي آرايشي چيزيَم نداري که
چطور ميتوني همچين پوستِ به اين خوبي داشته باشي ؟

03:31.320 --> 03:36.410
، همين که شما دوتارو اينطوري ميبينم
. يادِ تناسخ ميفتم

03:37.230 --> 03:40.860
. چشمام حسابي حال اومدن

03:48.510 --> 03:50.870
. بچه ، چکار ميکني ؟ بخور ديگه

03:51.950 --> 03:55.820
راستي ، شماها تو خوب دنيايي زندگي ميکنيد ؛

03:55.820 --> 03:57.690
پيش خودشون چي فکرکردن که
. . گذاشتن دختر و پسر

03:57.700 --> 03:59.580
باهم تو يه جا زندگي کنن ؟ . .

03:59.580 --> 04:04.190
مقام هاي دولتيِ اين دوره زمونه
. واقعا که روشن فکرَن

04:04.870 --> 04:08.030
. درسته ، همينطوره

04:17.090 --> 04:19.330
. بيا يکي ديگه بخور

04:29.090 --> 04:30.410
پسرم ؟

04:32.300 --> 04:34.380
اتاقِ " سوسون " کجاس ؟

04:35.440 --> 04:37.440
! مامان -
. اين اتاقه -

04:39.800 --> 04:43.320
خيلي وقت نيست که کاراگاه " او " به اينجا
. نقل مکان کرده و هنوز وسايلشُ باز نکرده

04:44.150 --> 04:48.500
، تختخوابِ دو طبقه داره
. هم گرم و نرمِ و هم اندازه ـش مناسبه

04:49.610 --> 04:52.730
، ميرم بخوابم
. با اتوبوس که اومدم خيلي خسته شدم

04:52.730 --> 04:56.580
، پسراي کاراگاهَم هم بايد خسته باشن
شماها هم زودي بريد بخوابيد ، باشه ؟

04:58.270 --> 05:01.050
. بابتِ غذا خيلي ممنونيم -
. شب بخير -

05:21.790 --> 05:24.720
. اون چراغارو نيگا

05:26.350 --> 05:32.450
، خب ، ناسلامتي اينجا منطقه يِ گانگنامِ سئوله
مگه نه ، همکار ؟

05:34.000 --> 05:38.570
. ممنون ، حتي اتاقِتُ هم به مامانم دادي

05:39.780 --> 05:41.310
. ممنون

05:41.310 --> 05:43.130
. باعث افتخارمه

05:43.130 --> 05:44.820
. به سلامتي

05:45.850 --> 05:47.590
. به سلامتي

05:53.220 --> 05:56.130
براي شماها هم همينطور بود ؟

05:57.050 --> 06:01.040
با خودم ميگفتم اگه امروز "کيم شينميونگ"ـو
. . به زندان بندازم

06:01.050 --> 06:05.050
، اونوقت تمام دنيارو نجات دادم . .

06:06.370 --> 06:08.490
اما ، حالا راستش حسِ متفاوت تري
. از اون فکري که داشتم ، دارم

06:08.490 --> 06:12.550
، بتمن " شهرِ "گاتهام"ـو نجات داد "
. اما ، اونم بعدش چندان خوشحال نبود

06:13.880 --> 06:17.111
تِيي " ، ممنونم که "
. منو با " بتمن " مقايسه کردي

06:17.111 --> 06:21.710
چيه ؟
. برعکس ، من يکي خيلي خوشحالم

06:22.510 --> 06:23.730
و براي اولين بار بود که
. . فکرکردم

06:23.750 --> 06:24.980
. کاراگاه شدن تصميمِ خوبي بود که گرفتم . .

06:24.980 --> 06:26.380
واقعا ؟

06:26.380 --> 06:28.010
. . يه مدت پيش

06:29.100 --> 06:32.960
. يه ويدئو از " مينجون " ديدم

06:34.030 --> 06:39.510
، وقتي که "مينجون"ـو زنده ديدم
. بدجور احساساتي شدم

06:40.950 --> 06:44.610
با خودم گفتم که ، اين مرتيکه "کيم شينميونگ"ـه
. آشغالِ کثيف ، هرطور که شده بايد دستگير بشه

06:45.890 --> 06:51.250
. واقعا که يه آشغالِ پست فطرته

06:52.390 --> 06:56.450
وقتي که بهم زنگ زدن و گفتن که
، کيم شينميونگ " دستگير شده "

06:57.470 --> 06:59.670
. چشمام پُر از اشک شده بود

07:03.080 --> 07:10.140
چقدر خيالم راحت شد ، حالا دربرابرِ
. مينجون " کمتر احساسِ شرمندگي ميکنم "

07:13.510 --> 07:16.980
. " برگشتي ، " جيگوک -
مگه تاحالا شده که شماهارو ترک کرده باشم ؟ -

07:18.180 --> 07:20.490
خودت گفته بودي چه فايده اي داره
بگيريم و دوباره بندازيمِش زندان ؟

07:20.490 --> 07:22.920
مگه با اينکارا ميشه دنيارو تغيير داد ؟

07:22.920 --> 07:25.680
من کِي همچين حرفي زدم ؟
. به سلامتي

07:26.260 --> 07:29.730
. به سلامتي ، به سلامتي

07:31.810 --> 07:33.180
، يه جورايي

07:34.280 --> 07:36.950
. شايد حرفاي " جيگوک " درست باشه

07:37.760 --> 07:40.200
، با اينکه اينکارا دنيارو تغيير نميده

07:42.410 --> 07:43.620
، اما

07:44.880 --> 07:48.090
امروز ، چيزيُ که براي مدت هاي زياد
، تو يه جا مونده بودُ برداشتيم و

07:48.111 --> 07:51.330
. دوباره انداختيمِش توي کِشويِ قديمي

08:14.260 --> 08:15.800
منتظرِ من بودي ؟

08:17.640 --> 08:19.270
. بنظر ميرسه همينطور باشه

08:19.270 --> 08:21.830
. ميدوني که از اينجور چيزا خوشَم نمياد

08:22.870 --> 08:24.980
. ديروقته ، باشه دفعه ي بعد صحبت ميکنيم

08:25.570 --> 08:27.170
، اگه الان تو اون دوره بوديم ، ميگفتم

08:27.720 --> 08:31.400
. باشه ، حتما . . دفعه ي ديگه باهم صحبت ميکنيم

08:32.210 --> 08:33.710
. باشه دفعه ي ديگه

08:33.710 --> 08:35.630
. اين ، کاريه که اونوقتا ميکردم

08:36.270 --> 08:38.130
. اما ، ديگه نميخوام اونطوري باشم

08:40.540 --> 08:43.220
، اونوقتا که اينطوري بودم
. . راستش

08:43.730 --> 08:44.970
، بنظرم

08:46.540 --> 08:49.820
. بخاطرِش چيزاي زياديُ از دست دادم

08:53.220 --> 08:55.170
، اينکه براي چي به اداره پليس گانگنام اومدي و

08:56.090 --> 08:59.000
چرا به کارِ کاراگاهي که به شدت
، ازش بيزار هستي ، داري کمک ميکني

08:59.970 --> 09:01.990
، ميدونم که قبلا اين سوالارو ازت پرسيدم

09:01.990 --> 09:06.630
. اما ، حالا فهميدم که اين چيزا چندان مهم نيست

09:08.180 --> 09:09.550
، چيزي که مهمه اينه که

09:12.090 --> 09:14.810
اون لحظه اي که پاتُ توي بخش کاراگاهي
، گذاشتي

09:17.940 --> 09:20.100
، تورو نميدونم چه حس و حالي داشتي

09:22.540 --> 09:28.600
اما ، قلبِ خودم ، همينطور شروع کرد
. به تُند تُند زدن

09:33.210 --> 09:35.670
. دوباره قلبم به لرزه افتاد

09:37.540 --> 09:38.890
، " ساکيونگ "

09:40.730 --> 09:42.160
، ميشه

09:44.650 --> 09:46.790
دوباره همه چيُ از سر شروع کنيم ؟

09:49.650 --> 09:51.100
. . اون چيز ، براي يکي

09:52.610 --> 09:54.060
. عشقِ . .

10:02.540 --> 10:03.900
، براي يکي ديگه

10:05.500 --> 10:07.150
. درد و عذابه

10:25.720 --> 10:27.420
. . و براي يکي ديگه

10:30.780 --> 10:32.720
. خاطراتِ قديميشه . .

10:48.150 --> 10:49.800
کيم جيونگ " ؟ "

11:01.270 --> 11:02.720
. صبر کن ، وايسا ببينم

11:03.650 --> 11:05.400
تو "جيونگ"ـي ، مگه نه ؟

11:06.810 --> 11:08.310
درس ميگم ؟

11:12.730 --> 11:14.320
. . هِي ، اين

11:28.760 --> 11:30.350
! " هِي ، " اون دِگو

11:45.740 --> 11:47.660
. چه زود اومدي

11:57.380 --> 12:03.090
طوري رفتار ميکنن که انگار
. هيچ اتفاقي بينِشون نيفتاده

12:05.170 --> 12:07.080
بينِ اين دوتا چه خبره ؟

12:07.640 --> 12:09.450
ماجراي اينکارا چيه ؟

12:11.210 --> 12:13.300
نکنه ازم خوشِش مياد ؟

12:15.680 --> 12:17.620
اون که هميشه منو کله پوک و
. . اينجور چيزا صدا ميزنه و

12:18.750 --> 12:21.350
، همَش باهام بداخلاقي ميکنه . .
نکنه منحرفي چيزيه ؟

12:23.840 --> 12:25.650
حالا از کِي خاطرخوام شده ؟

12:27.390 --> 12:29.710
. واقعا که ، بدجور نگران شدم

12:36.000 --> 12:38.740
پس يعني تو تمام اين مدت داشته
واسه من ناز ميکرده و خودشُ ميگرفته ؟

12:40.210 --> 12:41.610
. واقعا که

12:55.280 --> 12:57.040
تو "جيونگ"ـي ، مگه نه ؟

12:57.750 --> 12:59.230
درس ميگم ؟

13:17.470 --> 13:19.111
! " هِي ، " اون دِگو

13:30.840 --> 13:34.030
« قسمت هفتم »
( . . وقتي يکي وارد زندگيت ميشه )

13:36.370 --> 13:38.200
. تا همينجا خوبه ، ديگه برگرد خونه

13:39.170 --> 13:42.020
حالا که تا اينجا اومدي و ديدي که
زندگيم درچه حاله ، حالا خيالِت راحت شد ؟

13:42.980 --> 13:46.670
از اينکه ديدم چندشب پشت سرهم بخاطرِ
، شيفت هاي شبونه ي کاري نتونستي بيايي خونه

13:47.250 --> 13:49.780
. خيلي دلنگرانتَم و ميترسم مريض بشي

13:49.780 --> 13:52.580
. حالا هميشه که اينطوري نيست

13:52.580 --> 13:56.670
راس ميگي ، اگه يه ذره سختي نکِشي و
. جون نکني که نميتوني پول دربياري

13:57.380 --> 14:00.030
، هيچ نگرانيِ ديگه اي ندارم جز اينکه

14:00.690 --> 14:02.990
، بخاطر اين اعصابِ تُندي که داري
. . همينطور با بي فکري

14:02.990 --> 14:06.400
. تو همه چي ميپَري و خودتُ قاطي ميکني . .

14:06.910 --> 14:10.270
اگه آتش جلوي روت ديدي ، اولين نفري که
. خودشُ تو اون آتش ميندازه ، نباش

14:10.270 --> 14:13.550
منطقي رفتار کن ، باشه ؟

14:13.550 --> 14:18.900
خيلي خب ، زودباش برو ديگه ؛ منم بايد
. برم سرِ کار ، خداحافظ ؛ من زودتر ميرم

14:43.920 --> 14:45.210
آقاي " اون دِگو " ؟

14:55.060 --> 14:56.510
. خيلي وقته نديدمِت

14:57.010 --> 14:58.270
در چه حالي ؟

14:58.800 --> 15:00.780
. ميخوام بهم چندتا قرص خواب آور بديد

15:00.780 --> 15:03.580
اين اواخر ، انگار باز دوباره نميتونم
. به راحتي بخوابم

15:18.610 --> 15:20.290
براي چي بايد برم ؟

15:44.660 --> 15:47.710
. يه لحظه صبر کنيد

15:52.500 --> 15:54.070
. " سلام ، کاراگاه " او

15:54.800 --> 15:56.520
دِگو " ، " دِگو " ، تو کِي اومدي ؟ "

16:02.300 --> 16:04.170
مادرتُ رسوندي ايستگاه قطار ؟

16:05.080 --> 16:07.530
. آره ، همين الان رسوندمِش

16:08.230 --> 16:11.040
. بازم براي اين دو روز ازتون ممنونم

16:12.270 --> 16:14.050
حالا از اين به بعد ميخواي چکار کني ؟

16:14.060 --> 16:15.850
مگه قرار نيست امروز ساختمونِ کناري که
روي پشت بومِش هستيُ خراب کنن ؟

16:17.000 --> 16:21.930
مشکلي نيست ، هم باشگاه هست و
. هم پشت بومِ ساختمون

16:21.930 --> 16:24.420
مطمئنم يه جايي هست که
. بتونم توش چادر بزنم

16:24.420 --> 16:27.420
البته ، يه زمينِ زغال سنگ هم
. همين نزديکيِ خونه ي ما هست

16:27.420 --> 16:30.580
. نه ، اونجا خيلي خطرناکه

16:30.580 --> 16:32.730
حتي اگه يکي بخواد محض تفريح بره
، بيرون و يه چيزي بخوره

16:32.730 --> 16:34.700
. بايد تو يه جايِ خوب و تميز باشه

16:36.770 --> 16:39.440
، فقط بايد اين دوماهُ دووم بيارم و

16:39.460 --> 16:42.140
بعدش حتما تا اون موقع
. به اندازه ي کافي پول جمع کردم

16:45.290 --> 16:48.630
، اگه هنوزم وضعيتِ ضروري داشتي

16:49.730 --> 16:51.840
ميتوني بيايي آپارتمانِ ما ، باشه ؟

17:10.610 --> 17:14.490
دِگو " ، " دِگو " ، قبل از اينکه بيايي "
. سرِ کار ، اول به ما هم يه خبري بده

17:28.210 --> 17:30.320
، که ديگه يه افسر پليس محترم شدي و

17:30.330 --> 17:32.450
. تو اداره پليس گانگنام کار ميکني

17:33.650 --> 17:35.111
براي چي ؟

17:59.780 --> 18:01.290
، بخاطرِ عملِ حساب نشده و بي ملاحظه ـم

18:02.040 --> 18:07.190
باعثِ نگرانيِ رئيس پليس " کانگ " و
. رئيس " چا " و خيلي مديرگروه هاي ديگه شدم

18:08.070 --> 18:10.600
. دردسراي زيادي درست کردي

18:11.870 --> 18:13.700
. بله ، ميدونم

18:14.460 --> 18:15.850
. لطفا بشين

18:18.610 --> 18:22.420
با اينوجود ، خوشحالم و خيالم راحته که
. کاراگاه " سو " رو دوباره تو اين وضع ميبينم

18:23.190 --> 18:25.460
، بيش از هر زمان ديگه اي
. . الان حساس ترين زمان براي

18:25.470 --> 18:27.740
. تصميم گيري درمورد لايحه يِ تحقيقاتِ مستقله . .

18:28.280 --> 18:29.980
، دوباره تاکيد ميکنم

18:29.980 --> 18:32.280
لطفا مطمئن بشيد که
. . هيچگونه درگيري و مشکلي

18:32.290 --> 18:34.610
با دادستان ها و درگير کردنِ . .
. احساساتِتون در مواردِ کاري وجود نداشته باشه

18:35.520 --> 18:38.670
به منظور بدست آوردن همدليِ مردم و
، براي حمايت از شهروندا

18:39.280 --> 18:42.190
، نبايد اجازه بديد احساساتِ شخصيتون
. جلويِ تصميم گيريِ عاقلانه ـتونو بگيره

18:43.100 --> 18:44.590
. " بخصوص شما ، مديرگروه " سو

18:45.330 --> 18:49.790
به وضوح بهتون تاکيد ميکنم که
. ديگه هرگز با دادستان " هان " درگير نشو

18:50.360 --> 18:52.520
، اگه زماني دوباره همچين اتفاقي صورت بگيره

18:53.850 --> 18:56.780
اولين نفري که از اينجا پرتِت ميکنه
. " بيرون ، خودم هستم . . کاراگاه " سو

18:59.550 --> 19:01.470
در گذشته ، عليرغمِ حمايتِ بيش از
. . اندازه يِ پليس

19:01.480 --> 19:03.410
، " درمورد سرپرست " مين . .

19:04.010 --> 19:06.040
بخاطرِ اينکه بدليلِ لايحه يِ تحقيقات
، زمانِ حساسي بود و

19:06.630 --> 19:08.460
و همينطور بدليلِ درگيري هايِ
، غير ضروري ـيي که مسببِش شده بود

19:08.460 --> 19:12.070
، ايشون تنزل رتبه پيدا کرد
همگي اينو ميدونيد ، درسته ؟

19:17.750 --> 19:19.090
. بله

19:21.660 --> 19:23.370
. " لطفا شما صحبت کنيد ، رئيس " چا

19:26.430 --> 19:27.900
. سلام

19:29.730 --> 19:31.040
الو ؟

19:36.200 --> 19:38.280
. ترسونديم

19:39.900 --> 19:43.560
، اينقدر با " پارک تِيي " خوب نباش
. ممکنه با اين رفتارات دچارِ سوء تفاهم بشه

19:44.470 --> 19:47.130
دچار سوء تفاهم بشه ؟
چه سوء تفاهمي ؟

19:48.400 --> 19:50.470
واقعا از هيچي خبر نداري ؟

19:51.760 --> 19:56.440
. پارک تِيي " همجنس گراس " -
منظورت چيه ؟ -

19:58.360 --> 20:01.760
تو تمام اداره پليس گانگنام شايعه شده که
. پارک تِيي " همجنس گرائه "

20:01.760 --> 20:03.740
، و حتي چند نفر هم هستن که

20:03.750 --> 20:05.740
ديدنِش که داشته با يه مرد از
. بارِ مخصوص همجنس گراها ميومده بيرون

20:06.440 --> 20:10.860
بهتره مراقب باشي ؛ اگه بهت اعتراف کنه که
. . عاشقته ، ميخواي چکار کني

20:10.870 --> 20:12.950
اعتراف کنه ؟ چه اعترافي ؟

20:12.950 --> 20:14.550
. . " تِيي "

20:16.440 --> 20:18.130
. همجنس گرا نيست . .

20:19.640 --> 20:21.860
. واقعا نيست

20:44.340 --> 20:46.490
. . کدوم خري اين آشغالارو

20:59.170 --> 21:00.440
. خداي من

21:01.650 --> 21:02.880
! " رئيس " چا

21:04.580 --> 21:06.700
اينا چيه ؟ مالِ توئه ؟

21:06.700 --> 21:09.970
. چي ؟ بله -
اينا براي چي اينجان ؟ -

21:09.970 --> 21:11.400
اين چه کارِ زشتيِ ؟
. فورا اينارو از اينجا بردار

21:11.420 --> 21:12.860
. ببخشيد

21:13.540 --> 21:15.530
اينجا چه خبره ؟

21:16.040 --> 21:18.820
، از خودش بپرس
. . ازش بپرس براي چي همچين آشغالاييُ

21:18.830 --> 21:21.620
به جايِ مقدسِ کار آورده و انبار کرده ؟ . .

21:21.620 --> 21:24.250
، نميخوام هيچ بهانه اي بشنوم
همه ـشونو از اينجا ميبري ، گرفتي ؟

21:24.250 --> 21:26.200
. ببخشيد

21:27.180 --> 21:31.240
، آدم هرچي که بکاره ، همونو برداشت ميکنه
چه انتظارِ ديگه اي ميشد ازش داشت ؟

21:39.730 --> 21:41.580
اينا براي چيه ؟

21:44.680 --> 21:46.030
، راستش

21:47.010 --> 21:51.230
چندروزي ميشه که روي پشت بومِ اينجا
. چادر زدم و زندگي ميکنم

21:51.230 --> 21:53.640
خب براي چي روي پشت بوم اينجا
زندگي ميکني ؟

21:54.540 --> 21:57.600
صاحبخونه يِ خوابگاه دانشجويي
. سرِ همه ـمون کلاه گذاشته و زده به چاک

21:58.200 --> 22:02.300
منم اجاره ي سه ماهُ از پيش داده بودم و
. حالا هم منو از اونجا انداختن بيرون

22:02.300 --> 22:05.710
چطور ميشه يه کاراگاه سرِش کلاه بره ؟

22:06.240 --> 22:10.090
فقط کافيه دوماه طاقت بيارم و
. بعدش ميتونم يه جاييُ پيدا کنم

22:10.090 --> 22:13.060
نميشه براي دوماه چشماتونو
به روي اين قضيه ببنديد ، مديرگروه ؟

22:19.010 --> 22:21.140
. وسايلتُ بذار جايي که ديده نشه

22:21.140 --> 22:23.030
، اگه رئيس " چا " باز مچتُ بگيره
. . اونوقت ممکنه که

22:23.050 --> 22:24.940
مجبور بشي چادرت که بالايِ . .
. پشت بوم اينجا هستُ هم خالي کني و بري

22:26.240 --> 22:28.820
. بله . . ممنون

22:30.760 --> 22:33.150
زودباش بيا ؛ ميخوايم مظنون هارو
. براي شناسايي رديف کنيم

22:34.140 --> 22:35.380
. بله

22:42.300 --> 22:47.540
يه درگيري اي صورت گرفته بوده که
. آخرسر تبديل به خون و خونريزي شده

22:47.540 --> 22:49.430
تا يه لحظه ي ديگه ، از قرباني ها ميخوايم که
. . مظنون هارو

22:49.430 --> 22:51.740
براي پرونده يِ رستورانِ خيابونيِ . .
. هانسونگ " شناسايي کنن "

22:57.980 --> 22:59.280
! هِي

23:00.440 --> 23:02.210
! هِي -
چه مرگتِه ؟ -

23:04.280 --> 23:06.050
. مرتيکه يِ حرومي

23:06.060 --> 23:08.470
داري چه گوهي ميخوري ؟

23:13.270 --> 23:15.040
، " درمورد پرونده يِ رستورانِ خيابونيِ " هانسونگ

23:15.900 --> 23:17.650
بجز صاحبِ اون رستوران ، هيچ شاهدِ
، ديگه اي وجود نداره و

23:17.660 --> 23:19.430
. و قرباني بيهوش شده بوده

23:19.430 --> 23:21.730
درنتيجه ، انجام تحقيقات روي اين پرونده
. يه مقدار سخته

23:22.610 --> 23:24.340
خوشبختانه ، صاحبِ اين رستورانِ خيابوني
. . بعد از صورت گرفتنِ اين حمله

23:24.340 --> 23:26.100
. از سفرِش به چين برگشته . .

23:26.100 --> 23:28.940
توافق کرده که بياد و
. مظنون هايي که رديف ميکنيمُ شناسايي کنه

23:29.510 --> 23:31.900
، اگه احتمالا مجرم امروز شناسايي بشه

23:31.900 --> 23:34.710
. اين تحقيقات هم ديگه به پايان ميرسه

23:36.760 --> 23:38.390
. لطفا بشينيد ، خانم

23:42.050 --> 23:45.330
. خيلي ممنونم که باهامون همکاري ميکنيد

23:45.330 --> 23:48.670
. يه گروه پنج نفره به زودي ميان

23:48.670 --> 23:51.200
، اگه بين اونا مجرميُ که اون روز ديده بوديدُ

23:51.220 --> 23:53.760
، الان هم ديديد
. لطفا بهش اشاره کنيد

23:54.320 --> 23:56.580
، يه بار ديگه هم ميگم
. . کسايي که اونطرفِ شيشه هستن

23:56.590 --> 23:58.860
. به هيچ وجه نميتونن شمارو ببينن . .

23:59.460 --> 24:02.120
، پس لطفا خيالِتون راحت باشه
باشه ، خانم ؟

24:05.880 --> 24:08.680
. حالا شروع ميکنيم

24:10.510 --> 24:11.950
. باشه

24:25.830 --> 24:30.990
، يک ، دو ، سه ، چهار ، پنج
. سرِتونو بياريد بالا

24:42.380 --> 24:45.510
. يک ، دو ، سه ، چهار ، پنج

24:50.690 --> 24:52.520
. خيلي خب

24:59.300 --> 25:00.950
حالِتون خوبه ؟

25:02.670 --> 25:06.420
. يک ، دو ، سه ، چهار ، پنج

25:37.570 --> 25:38.930
. . احتمالا

25:39.890 --> 25:41.500
اون آدم بينِ اوناس ، مادر ؟ . .

25:46.840 --> 25:48.540
. نه

25:56.220 --> 25:59.020
. باشه ، گروه بعديُ ميبينيم

26:01.030 --> 26:04.660
مادر ، واقعا اون آدما بين هيچکدوم از اونا نبودن ؟

26:04.660 --> 26:06.270
حتي يکي از اون دونفر هم بينِشون نبود ؟

26:06.270 --> 26:08.630
چندبار بايد بهتون بگم ؟
. . اونا

26:08.640 --> 26:11.020
، هيچکدومِشون اونجا نبودن . .
. اصلا به سختي قيافه هاشونو يادمه

26:11.020 --> 26:12.950
. واقعا هيچي نميدونم

26:15.320 --> 26:18.150
نکنه بخاطرِ اينه که ترسيديد ؟

26:21.490 --> 26:25.111
، راستش ، وقتي که داشتم ميومدم اينجا
. . همه ازم ميپرسيدن که

26:25.111 --> 26:27.040
چطوري ميتوني بي هيچ ترسي . .
بري اونجا و اينکارو بکني ؟

26:27.050 --> 26:28.990
اگه بعدا اومدن و اذيتِت کردي ، چي ؟

26:28.990 --> 26:33.090
. اونا آدمايِ ترسناکيَن که مردمُ چاقو ميزنن

26:33.090 --> 26:36.270
، البته
. البته که نگرانِ همچين چيزي هستيد

26:36.280 --> 26:40.120
. هرچند ، شما ميتونيد بهمون اعتماد کنيد ، مادر

26:40.120 --> 26:42.550
، حتي اگرم بهشون اشاره کنيد
. . اونا که نميدونن

26:42.560 --> 26:46.720
شما اينجا بوديد يا . .
. بهشون اشاره کرديد

26:46.730 --> 26:50.550
. پس ، لطفا يه بار ديگه بهش فکرکنيد

26:51.340 --> 26:53.480
، اون مَرد جووني که چاقو خورده

26:53.500 --> 26:55.650
هنوز تو اتاق مراقبت هاي ويژه ـس و
. داره با مرگ دست و پنجه نرم ميکنه

26:55.650 --> 26:57.410
بنظرت همچين چيزي دلِ آدمو به درد نمياره ؟

26:57.980 --> 27:01.150
. منم ميخوام کمک کنم

27:01.150 --> 27:04.310
شما خودتون به خوبي ميدونيد که
. تنها شاهدِ اون ماجرا ، خودتونيد

27:04.850 --> 27:09.340
قول ميديم که به تمام و کمال ازتون
. محافظت کنيم

27:11.260 --> 27:12.520
مادر ؟

27:12.530 --> 27:13.790
. کافيه ، ميگه نميخواد اينکارو بکنه

27:15.090 --> 27:16.430
يعني چي ؟

27:16.430 --> 27:18.450
. حق نداريم شاهدُ مجبور کنيم به زور شهادت بده

27:19.090 --> 27:20.310
، وقتي ديگه از حدِ ترغيب کردن ميايي بيرون

27:20.330 --> 27:21.560
. کارِت اجبار و زور کردن تلقي ميشه

27:23.000 --> 27:25.050
. مادر ، شما حق داريد از اينکار خودداري کنيد

27:25.070 --> 27:27.130
. فقط کافيه بلند بشيد و بريد

27:29.990 --> 27:31.960
. . من

27:38.860 --> 27:40.990
. مادر ، ممنونم که زحمت کِشيديد و اومديد

27:41.000 --> 27:44.360
. . مادر ، اگه يادتونه که -
. نميدونم ، هيچي نميدونم -

27:50.090 --> 27:51.660
! مديرگروه -
! هيونگ نيم -

27:52.920 --> 27:54.440
. هيونگ نيم

27:55.840 --> 27:57.810
. پسره يِ حرومزاده يِ گُستاخ

27:57.810 --> 28:01.900
فکرکردي چه خري هستي که
اينطوري پُرروبازي درمياري ؟ هان ؟

28:01.900 --> 28:05.670
گورِتُ گُم کن و برو بيرون ؛ نميخوام
. همچين عوضي ـيي مثل تو ، توي گروهَم باشه

28:05.670 --> 28:07.520
تازه ، اونقدر ارزش نداري که
. آدم بخاطرِت اينطوري عصبي بشه

28:07.520 --> 28:09.400
استعفانامه ـتُ رد کن و
. فورا گورِتُ گُم کن و برو

28:11.960 --> 28:15.820
، " سال 1994 ، پرونده يِ قتلِ خانوادگي در " سووُن

28:15.820 --> 28:18.330
، " سال 2012 ، پرونده ي قتلِ يه زن تويِ " دِگو

28:18.340 --> 28:21.290
سال 2013 ، پرونده يِ حمله به کارمندِ رستوران ؛

28:22.020 --> 28:24.510
ميدوني وجه تشابه تمام اين پرونده ها باهم چيه ؟

28:26.940 --> 28:33.470
هشتاد و هفت تا پرونده تو سالِ 2008 ، 139 تا
. سال 2009 ، 122 تا سالِ 2011 ، 234 تا سالِ 2012

28:33.470 --> 28:37.490
شباهتِ تمام اين پرونده ها که هرسال
تعدادِشون بيشتر ميشه ، چيه ؟

28:39.510 --> 28:41.650
. همه ـشون براي انتقام گيري بوده

28:42.590 --> 28:43.710
، مهم تر اينکه
. . هفتاد درصدِ اين جرايم

28:43.720 --> 28:44.850
، موقع تحقيقاتِ اوليه صورت گرفته و . .

28:44.850 --> 28:48.020
موارد زيادي بوده که گفته شده اطلاعات
. از طريق شخص بايگاني کننده درز شده بوده

28:48.020 --> 28:52.180
از کجا اينقدر به خودت مطمئني که
به قطع به اون زن قول ميدي کاملا در امان ميمونه ؟

28:52.180 --> 28:53.360
چيزي که بيشتر از نتايجِ تحقيقات
، براي ما مهمه

28:53.370 --> 28:54.560
. . جلوگيري از قرباني شدنِ

28:54.560 --> 28:57.310
شخصِ سومه ، مگه نه ؟ . .

28:58.480 --> 29:02.340
پس ميگي گرفتنِ يه نتيجه ي خوب
، برام اينقدر مهمه که منو کور کرده و

29:02.930 --> 29:05.610
باعث ميشم شخص سوم
تبديل به قرباني بشه ؟

29:05.610 --> 29:07.020
. ميگم که نميتونيد اين احتمالُ از بين ببريد

29:07.020 --> 29:08.380
! پسره يِ عوضي

29:08.940 --> 29:10.600
چيزي که به اندازه يِ
. . قرباني نشدنِ شخص سومي که

29:10.610 --> 29:12.280
، هنوز حتي صورت هم نگرفته . .
. . مهم هست ، برطرف کردنِ

29:12.940 --> 29:14.460
. . دردِ قربانيِ جرمي هست که

29:14.470 --> 29:16.570
. جرمِش هم صورت گرفته . .

29:16.570 --> 29:20.340
يه پسر که از تو هم جوون تره ، هيچ گناهي
. نکرده و چاقو خورده

29:20.920 --> 29:23.270
هنوز تو بخش مراقبت هاي ويژه
. تو کُمائه

29:23.270 --> 29:25.830
اين رفتارِ اشتباهي که با قرباني شده و
، عذابي که خانوادَش ميکِشنُ

29:26.490 --> 29:28.290
نميتوني ببيني ، عوضي ؟

29:28.290 --> 29:30.400
هيچ دليلي نداره که صاحبِ اون رستورانِ
. خيابوني ، اين مشکلُ براشون حل کنه

29:30.400 --> 29:31.890
. پس برو گُمشو

29:32.420 --> 29:35.160
، هرچيَم که بگي
. من اون آدمارو ميگيرم

29:35.680 --> 29:39.000
حتي اگه خودمَم چاقو بخورم يا حتي مجبور بشم
. شهادت بقيه رو بگيرم ، اونارو ميگيرم

29:39.000 --> 29:41.630
. اين وظيفه يِ يه کاراگاه و وظيفه يِ منه

29:41.630 --> 29:44.000
سال 2003 ، قربانيِ ـيي که براي
. دادنِ شهادت ، جونِشُ از دست داد

29:44.720 --> 29:46.950
. " پرونده يِ قتلِ پرستارِ مدرسه يِ " ماسان

29:50.360 --> 29:51.720
. . هِي

29:52.300 --> 29:53.980
. اون دِگو " ، پسره يِ ديوونه "

29:57.260 --> 29:58.750
. . پسره يِ کثافت

29:59.600 --> 30:01.620
داشتي مخفيانه درموردَم تحقيق ميکردي ؟

30:01.620 --> 30:03.630
، جنابِ "سو پانسوک"ـه افسانه اي
. . اگه ذره اي علاقمندي ، بايد بهت بگم که

30:04.240 --> 30:05.810
اگه بري اين پرونده هارو . .
، يه چندباري تو اينترنت جستجو کني

30:05.810 --> 30:07.310
. آخرسر همه چيُ ميتوني پيدا کني

30:08.090 --> 30:11.600
ميخوام بدونم براي چي امروز
. بايد به زور استعفانامه ـمو تحويل بدم

30:11.600 --> 30:13.690
چرا با اينکه همچين پرونده يِ دردناکيُ
، داشتي

30:13.700 --> 30:15.810
. بازم دنبالِ گرفتنِ شهادتِ بقيه هستي

30:15.810 --> 30:18.830
. نميتونم درکِت کنم -
. نيازي به درکِ تو نيست -

30:19.830 --> 30:21.710
. فقط استعفانامه ـتُ تحويل بده

30:55.130 --> 30:57.030
، براي اين لحظه

30:57.620 --> 31:00.980
. يازده سالِ تموم ، منتظرِ اين لحظه يِ مهم بودم

31:20.310 --> 31:22.111
مطمئن بشو که " اون دِگو " تو هيچ
پرونده اي دخالت نکنه ، باشه ؟

31:22.111 --> 31:24.450
ميخوام بي بر و برگرد به يه جاي ديگه
. انتقالِش بدم

31:28.740 --> 31:31.080
. . آخه پرونده يِ يه شرکتِ غذاييِ آلوده و

31:31.090 --> 31:33.430
. . يه عالمه پرونده هايِ ديگه هست . .

31:34.380 --> 31:36.210
. البته ، نميذارم هيچ کاري بکنه

31:39.990 --> 31:42.310
دِگو " يتيم بوده ؟ "

31:42.320 --> 31:43.680
. انتقال ، انتقاله

31:44.550 --> 31:46.280
، هرچي که ميتوني از اين عوضي پيدا کن
. . اول با اين شروع کن

31:46.300 --> 31:48.040
. " خانه يِ خوشبختي " . .

31:48.040 --> 31:50.000
. . بايد بفهمم چه کينه اي ازم به دل داره که

31:50.020 --> 31:51.990
. اينطوري باهام رفتار ميکنه . .

31:53.120 --> 31:57.460
وقتي اون زن داشت به مظنونِ شماره سه
، نو جينسوک " نگاه ميکرد "

31:57.460 --> 32:00.720
. قيافه ـش يهويي عوض شد -
واقعا ؟ -

32:00.720 --> 32:03.410
فعلا اونو آزاد کن و
. بگو بچه ها برن دنبالِشُ بگيرن

32:03.410 --> 32:06.630
چون دي ان اِي ـيي که روي اسلحه شناسايي
، شده ، دي ان ايِ " نو جينسوک " نيست

32:06.630 --> 32:09.450
احتمالِ اينکه اون دي ان اي متعلق
. به اون يکي شريکِش باشه ، خيلي زياده

32:09.960 --> 32:13.250
، فعلا کاري نميتونيم بکنيم
. فقط هرجا که ميره ، بايد دنبالِش باشيم

32:13.780 --> 32:15.250
، هروقت اون عوضي آزاد بشه
. . حتما

32:15.260 --> 32:16.740
. بعدش باهم تماس ميگيرن . .

32:17.710 --> 32:21.580
پس بچه هارو با خودم ميبرم و
. اونو تحت نظر ميگيريم

32:39.780 --> 32:42.700
هِي ، " دِگو " ، " دِگو " ؟
. دِگو"ـئه"

32:44.250 --> 32:47.250
چرا خودت تنهايي اينجا نشستي ؟
. حتي جواب گوشيتُ هم نميدي

32:47.250 --> 32:51.200
تو فکرَم يه طلسمي چيزي بگيرم و
. بذارمِش تو اتاقِ ضبط

32:51.780 --> 32:56.650
آخه هربار که ميريم اون تو ، همَش
. با مديرگروه دعوات ميشه

32:57.850 --> 33:00.060
شماها هم اونجا بوديد ؟ -
. آره -

33:00.690 --> 33:03.111
، تِيي " و " جيگوک " ، بياييد دنبالم "
. قضيه فوريه

33:03.650 --> 33:05.260
ميشه اول اينو بخورم ؟

33:05.890 --> 33:07.680
. بله ، الان مياييم . . بايد بريم

33:07.680 --> 33:09.820
. شماها غذارو بخوريد

33:14.850 --> 33:17.380
مدير ، منم بيام ؟

33:36.330 --> 33:38.370
خوب دنبالِشُ بگير و
. نذار چراغ قرمز بشه و ازش دور بمونيم

33:39.010 --> 33:40.180
. فاصله ـتُ هم ازش حفظ کن

33:40.180 --> 33:43.630
. فاصله ـتُ حفظ کن تا مُچِمونو نگيره

33:46.770 --> 33:48.550
. مراقب باش

34:10.510 --> 34:15.550
که اول ميري خونه ـت ؟
. باشه ، صبر ميکنيم ببينيم چي ميشه

34:31.260 --> 34:34.280
، ساعت هفت »
. « همونجايي که اولين بار همديگه رو ديديم

34:54.300 --> 34:55.520
الو ؟

34:56.970 --> 34:58.580
. بايد همديگه رو ببينيم

34:59.310 --> 35:00.820
کِي وقت داري ؟

35:02.510 --> 35:05.800
الان خوبه ؟
. اينکه هِي عقب ميندازيمِش ، چندان خوب نيست

35:07.210 --> 35:09.940
. پس تو همون جاي قبلي ميبينمت

35:11.930 --> 35:14.960
. باشه ، منم راه ميفتم

36:09.300 --> 36:10.960
هِي ؟ -
بله ؟ -

36:12.190 --> 36:14.800
ميدونيد چرا اين نودل هايِ لوبياه سياه
اينقدر خوشمزَن ؟

36:16.300 --> 36:19.360
. بخاطرِ اينه که منتظريم

36:21.760 --> 36:25.060
فکرميکنيد بتونيم امروز زود برگرديم خونه ؟

36:25.060 --> 36:26.510
. نميدونم

36:26.510 --> 36:30.730
برنامه ي کاريِ يه کاراگاه ، براساسِ
. رفتارِ مجرم مشخص ميشه

36:32.160 --> 36:33.740
. درسته

36:34.360 --> 36:37.270
. سوسون " ، چه قشنگ ميخندي "

36:40.120 --> 36:43.820
ميدونستيد که " دِگو " يتيم خونه بوده ؟

36:47.190 --> 36:48.400
چي ؟

36:48.930 --> 36:50.450
شماها هم نميدونستيد ؟

36:51.280 --> 36:53.380
. آره ، نميدونستيم

36:53.380 --> 36:55.610
، با اون صورت و اون شخصيتي که داره
چطور امکان داره ؟

36:55.610 --> 36:57.990
منو بگو که فکرميکردم
. تک پسرِ يه خونواده يِ ثروتمنده

36:58.560 --> 37:00.020
. منم همينطور فکرميکردم

37:00.020 --> 37:02.610
. البته يه بار گفته بود که مادرِش مُرده

37:03.210 --> 37:06.150
اونوقت که ميخواستيم با يه مجرم همدردي
. کنيم بود که اينو گفت

37:06.150 --> 37:07.650
، منم يادمه
. . ميگفت وقتي پونزده سالِش بوده

37:07.660 --> 37:09.170
. مادرِشُ از دست داده . .

37:10.420 --> 37:12.820
واقعا ؟ پدرش چي ؟

37:13.760 --> 37:16.860
اگه رفته بوده يتيم خونه ، به اين معني نيست که
پدرشُ هم از دست داده بوده ؟

37:16.860 --> 37:18.580
. هميشه که اينطوري نيست

37:18.580 --> 37:23.430
جديدا ، پدر و مادرايي هستن که
. بچه هاشونو ميفرستن يتيم خونه

37:24.440 --> 37:27.130
فکرکنم از روي ظاهرِ بقيه
. نميشه همه چيشونو فهميد

37:27.910 --> 37:29.820
. هرگز فکرشَم نميکردم

37:29.820 --> 37:31.620
. منم همينطور

37:32.270 --> 37:34.800
، فکرِشُ که ميکنم
. . ميبينم من همکارشَم و

37:34.810 --> 37:37.350
با اينحال ، هيچي از زندگيِ . .
. دِگو " نميدونم "

37:39.950 --> 37:42.150
، منو يادِ اين شعر ميندازه

37:44.040 --> 37:47.690
، اينکه يکي پاشُ تو زندگيت بذاره »
. چيزِ خيلي مهميه

37:48.700 --> 37:51.200
آخه اون تمامِ زندگيشُ با خودش
. « به زندگيت مياره

37:53.490 --> 37:54.840
. بياييد غذامونو بخوريم

38:47.740 --> 38:49.090
. منم

38:49.790 --> 38:53.280
مگه شماها خونه يِ "نو جينسوک"ـو
تحت نظر نداريد ؟

38:53.280 --> 38:56.220
. چرا ، الان جلوي خونه ـشيم

38:56.850 --> 38:59.380
پس ، " نو جينسوک " الان تويِ
وانگشيمني " چه غلطي ميکنه ؟ "

39:00.480 --> 39:01.730
چي ؟

39:02.290 --> 39:04.960
نو جينسوک " تويِ "وانگشيمني"ـه ؟ "

39:06.480 --> 39:08.360
. ما که نديديم از خونه بره بيرون

39:10.240 --> 39:13.880
مدير " لي " ، اينطوري کار ميکني ؟
. قطع کن ببينم

39:23.640 --> 39:25.570
دنبالِشي ؟

41:12.010 --> 41:13.270
! هِي

41:16.650 --> 41:17.870
! هِي

42:02.170 --> 42:03.740
شماها عقلِتون سرِ جاشه ؟

42:03.740 --> 42:05.840
، رفته بودي اونو تحت نظر بگيري که

42:05.850 --> 42:07.960
بتوني نودل لوبيا سياه کوفت کني و
با بچه ها گَپ بزني ؟

42:08.470 --> 42:11.310
نو جينسوک " تنها سرنخي بود که "
. برامون مونده بود

42:11.310 --> 42:14.360
، حالا که اون عوضيُ از دست داديم
چطور ميخوايم تحقيقاتُ پيش ببريم ؟

42:14.940 --> 42:16.440
. متاسفم

42:16.440 --> 42:19.610
، اگه واقعا متاسفي

42:20.500 --> 42:25.610
از هروسيله اي که شده استفاده کن و
. بفهم " نو جينسوک " چه غلطي کرده

42:29.540 --> 42:32.410
. شما دوتا فورا به زادگاهِ " نو جينسوک " بريد

42:32.410 --> 42:34.730
. ممکنه اونجا پيداش بشه

42:34.730 --> 42:38.250
، به يه مهمونخونه بريد و

42:38.790 --> 42:40.960
. همون نزديکي بمونيد

42:40.960 --> 42:44.700
مهمونخونه ؟
حالا بايد کجا بريم ؟

42:45.510 --> 42:47.200
. " نانجونگدو "

43:53.360 --> 43:55.100
. ممنون

44:01.860 --> 44:03.380
. نو جينسوک " هنوز نيومده اينجا "

44:03.380 --> 44:06.260
صاحبِ سوپرمارکت به خونه ـش زنگ زد و
. چِک کرد

44:07.870 --> 44:10.740
، نگران نباش
. طوري رفتار کردم که متوجه چيزي نشه

44:11.960 --> 44:14.260
، چون سوارِ آخرين کِشتي شديم

44:14.270 --> 44:17.370
، تا وقتي که اولين کِشتي فردا صبح بياد
. نيازي نيست کسيُ تحت نظر داشته باشيم

44:19.240 --> 44:20.480
مهمونخونه چي شد ؟

44:20.480 --> 44:22.760
، ميگفت فقط يه دونه تو اين محله هست
. مستقيم برو

44:28.270 --> 44:29.590
بله ، مدير ؟

44:30.220 --> 44:33.720
. بله ، " نو جينسوک " هنوز پيداش نشده

44:35.420 --> 44:36.830
. بله

44:37.810 --> 44:40.090
. اون دِگو " و " او سوسون " به جزيره رسيدن "

44:44.320 --> 44:46.130
. . " تِيي "

44:46.720 --> 44:50.140
، حرفاي مديرُ که شنيدم . .
. يه کوچولو تو خودم رفتم

44:50.150 --> 44:51.990
. منم شوکه شده بودم

44:52.510 --> 44:55.160
، " شايد دليلِ اين رفتاراي " دِگو

44:55.170 --> 44:57.830
زخمايي که وقتي داشته به تنهايي
. بزرگ ميشده ، بهشون دچار شده

44:57.830 --> 44:59.960
. بيا با " دِگو " خوب باشيم

45:00.950 --> 45:05.730
وقتي بهش فکرميکنم ، ميبينم فقط داشتيم
. خودمون دوتايي باهم وقت ميگذرونديم

45:09.640 --> 45:14.340
تِيي " ، ما خيلي بهم نزديکيم ، آره ؟ "

45:14.340 --> 45:15.990
نزديک " به چه معنايي ؟ "

45:15.990 --> 45:18.630
اينکه چيزي نيست که
. . دونفر درمورد هم ندونن و

45:18.630 --> 45:20.430
بي اينکه طرفِت حرفي بزنه ، بدوني که . .
. ميخواد چي بگه

45:24.260 --> 45:27.260
پس بيا براي اينکه ثابت کنيم
، بهترين دوستِ هم هستيم

45:28.260 --> 45:32.220
رازايي که هيچکس درموردشون
. خبر نداره رو بهم بگيم

45:32.800 --> 45:36.170
. باشه -
. پس ، اول من ميگم -

45:39.090 --> 45:42.340
اين يه رازِ فوق محرمانه ـس که
. هيچکس ازش خبر نداره

45:45.540 --> 45:48.840
، راستش ، اين اواخر
. . يکي هست که پاشُ تو قلبم گذاشته

45:48.840 --> 45:50.190
او سوسون"ـه ؟"

45:53.570 --> 45:56.150
از کجا فهميدي ؟
. اين رازيِ که هيچکس ازش خبر نداره

45:56.150 --> 45:58.070
. بي اينکه چيزي بگي ، خودم ميفهمم

45:59.430 --> 46:02.990
. تِيي " ، حالا تو رازِتُ بگو "

46:03.700 --> 46:06.111
صبر کن ، قبل از اينکه چيزي بگي ؛
. حرفِ منو گوش کن

46:06.111 --> 46:11.000
. من دوستتَم و هرچي که باشه رو ميتونم درک کنم

46:11.000 --> 46:16.120
حالا که من دوستتَم ، هرکاري که ميکني يا
، خاطرخواه هرکسي که باشي

46:16.120 --> 46:19.040
، ميتونم همه چيُ درک کنم
. حالا ميتوني بگي

46:20.170 --> 46:22.670
واقعا ؟

46:22.680 --> 46:25.190
، البته
. چون اين يه راز فوق محرمانه ـس

46:25.190 --> 46:27.810
. تو گوشَم يواشکي بگو ، مشکلي نيست

46:28.370 --> 46:29.900
. باشه

46:52.400 --> 46:56.250
يه مدتي ميشه که اينجا مشتري نداشتيم و
. منم تو فکرِ تعميرِ اينجا نبودم

46:56.250 --> 47:00.300
. هوا سرد نيست ، ميتونيد همينجا بخوابيد

47:00.840 --> 47:05.680
، اشکالي نداره که اينجا در نداره
اما ، واقعا فقط يه اتاق داريد ؟

47:06.750 --> 47:08.430
مگه شماها عاشق و معشوق نيستيد ؟

47:15.150 --> 47:17.650
ديگه دوتا اتاق ميخوايد چکار ؟

47:19.530 --> 47:21.480
خاطراتِ خوب خوب اينجا بسازيد ، باشه ؟

47:22.610 --> 47:24.980
. اين زمانا ، بهترين روزايِ زندگيِ آدمَن

47:24.980 --> 47:31.160
به آرومي زيرِ آسمون با ستاره هايِ »
« . . چشمک زن ، تو گوشَم زمزمه کرد

48:18.580 --> 48:22.760
ميشه يه لحظه بيرون باهم حرف بزنيم ؟

48:46.090 --> 48:49.220
. بايد يه چيزي بهت بگم

48:51.130 --> 48:57.660
من به سختي و با هزار جون کندن
. تونستم آزمونِ خدمات کشوريُ قبول بشم

48:57.660 --> 49:00.420
، قبلا گفته بودي
. هفت بار امتحان دادي تا آخرسر قبول شدي

49:02.620 --> 49:03.900
. . براي همينه که

49:05.030 --> 49:07.680
. واقعا ميخوام تو کارَم بهترين باشم

49:08.390 --> 49:11.940
و کم کم داره بيشتر و بيشتر
. از شغلَم خوشَم مياد

49:13.500 --> 49:18.370
مثلِ اون موردِ گروگان گيري و
. وقتي که "کيم شينميونگ"ـو گرفتيم

49:19.870 --> 49:22.090
. واقعا از اينکه کاراگاهَم ، خوشَم مياد

49:22.600 --> 49:28.420
و ميخوام بيشتر سعي کنم تا بتونم
. يه کاراگاه بهتر و با استعدادتر بشم

49:28.420 --> 49:29.990
خب ؟

49:33.000 --> 49:34.960
دوسَم داري ؟

49:36.730 --> 49:40.080
، اگه اينطوره
. . من علاقه اي به قرار گذاشتن

49:40.080 --> 49:44.150
نکنه ، بخاطرِ اون بوسه داري
اينطوري ميکني ؟

49:47.450 --> 49:50.060
فکرکنم تو همچين وقتاييِ که
. آدم انگشت به دهن ميمونه

49:52.320 --> 49:55.140
، نگران نباش ، دوسِت ندارم
حالا راضي شدي ؟

49:56.720 --> 49:59.670
پس . . براي چي بوسَم کردي ؟

49:59.670 --> 50:01.160
. . خب

50:03.650 --> 50:05.490
. يه دليلي داشت

50:05.500 --> 50:07.350
. دليلِشُ نپرس که نميتونم بهت بگم

50:07.350 --> 50:09.020
چي ؟

50:09.840 --> 50:14.350
چيه ؟ مگه حالا نبايد خوشحال باشي ؟
. تو که نميخواي خودتُ قاطيِ من کني

50:15.370 --> 50:16.950
فقط همين ؟

50:16.950 --> 50:20.220
فکرميکني نامَرديِ ؟
. خب ، تو هم بيا و بوسَم کن

50:22.260 --> 50:23.810
نميخواي بوسَم کني ؟

50:24.420 --> 50:27.550
. پس مشکلي نيست ديگه ؟ دارم ميرم

50:30.320 --> 50:31.640
! هِي

50:38.760 --> 50:40.480
يعني چي ؟

50:42.620 --> 50:44.180
. واقعا که

50:54.760 --> 50:58.060
ميدونستيد " دِگو " تو يتيم خونه بزرگ شده ؟

51:03.690 --> 51:09.010
باشه ، چون تو اين مدت زيادي
. گيج ميزدم ، اين يه بارُ بيخيال ميشم

51:14.520 --> 51:17.540
، اينو بنداز روت
. هوا شبا سرد ميشه

51:25.330 --> 51:28.910
واقعا فکرميکني ميتوني اينجا بخوابي ؟

51:39.320 --> 51:41.060
. لعنتي

51:41.600 --> 51:43.510
. خوابَم پريد

51:43.510 --> 51:46.350
براي چي ؟
بخاطرِ اينکه قلبتُ به تالاپ تولوپ انداختم ؟

51:47.370 --> 51:52.180
، آهان ، گفته بودي که دوسَم نداري
. يادم اومد

51:52.180 --> 51:53.590
چکار ميکني ؟

51:54.500 --> 51:58.290
راستشُ بگو ، فقط ميخواستي
سر به سرَم بذاري ؟

51:58.860 --> 52:00.850
، يه کوچولو ازت عصباني بودم
. . اما

52:01.760 --> 52:06.200
راستشُ بخواي ، يه کم نگران بودم که
. نکنه واقعا خاطرخوام شده باشي

52:06.200 --> 52:08.170
. آخه نميخواستم به احساساتِت صدمه بزنم

52:15.140 --> 52:17.090
حالا که بخاطرِ اون اتفاق اوضاع بينِمون
. . قاطي شده ، بيا

52:17.090 --> 52:19.790
همه چيُ فراموش کنيم و . .
. از اول شروع کنيم ، همکار

52:22.280 --> 52:26.040
دقيقا همينطوره ؛
. الان ديگه خيالم کاملا راحتِ راحت شد

52:26.630 --> 52:31.070
اگه چيزي خواستي فوري صِدام بزن ؛
باشه ، همکار ؟

52:31.590 --> 52:33.390
. خوب بخوابي

53:26.510 --> 53:28.630
. بهتره نگهِش دارم

53:50.720 --> 53:52.340
خوابيدي ؟

53:54.700 --> 53:55.980
. نه

53:57.770 --> 53:59.250
مگه چطور ؟

54:03.720 --> 54:07.300
او سوسون " ، کجايي ؟ " -
. اينجام -

54:07.300 --> 54:08.850
نميتوني ببينيم ؟

54:09.540 --> 54:11.070
. بيخيال بابا ، ديدمِت

54:16.050 --> 54:18.000
. خسته شدم

54:18.010 --> 54:20.760
اون دِگو " ، ميخواي برات آهنگ بخونم ؟ "

54:21.300 --> 54:22.700
. نه

54:32.320 --> 54:37.210
، فقط ده دقيقه صبر کن »
همينقدر کافيه تا تورو مالِ خودم کنم

54:37.210 --> 54:42.640
مَردا از اينکه گولِ سادگي و مهربونيمُ
خورده بودن ، همينطور گريه ميکردن

54:43.620 --> 54:47.770
« . . عزيزم ، تو به لرزه افتادي
. نه ، اين نيست

54:47.770 --> 54:53.170
عزيزم ، با يه جادويِ ديگه اي »
دلِت به لرزه افتاده

54:53.170 --> 54:58.570
عزيزم ، با يه جادويِ ديگه اي
« دلِت به لرزه افتاده

54:58.570 --> 55:03.040
، اينطور نيست
. يه جادويِ ديگه اي قلبتُ به لرزه انداخته »

55:03.040 --> 55:08.350
، دلِتُ بزن به دريا و بيا پيشَم
. ميدوني که ميتوني منو داشته باشي

55:08.350 --> 55:12.930
شبِ ديروقت بود که
. خودم به تنهايي به اونجا رفتم

55:12.930 --> 55:16.150
عزيزم ، با يه جادويِ ديگه اي
« قلبِت به لرزه افتاده

55:16.150 --> 55:18.390
امروز چه مرگَم شده ؟

55:18.390 --> 55:20.700
يه جادوي ديگه اي قلبتُ به لرزه انداخته »

55:20.700 --> 55:26.210
، دلِتُ بزن به دريا و بيا پيشَم
ميدوني که ميتوني منو داشته باشي

55:26.210 --> 55:30.910
، شبِ ديروقت
« به تنهايي به اونجا رفته بودم

55:32.490 --> 55:35.320
، " هِي ، " اون دِگو
هنوز مونده ؟

55:36.700 --> 55:39.600
. هنوز نه ، يه کم ديگه مونده

55:58.660 --> 56:00.890
، اينکه يکي پاشُ تو زندگيت ميذاره

56:02.900 --> 56:05.610
، راستشُ بخواي
. چيزِ خيلي مهم و شگفت انگيزيه

56:06.890 --> 56:08.370
. . آخه ، اون آدم ، تمام زندگيشُ

56:10.030 --> 56:12.390
. همراهِ خودش واردِ زندگيت ميکنه . .

56:26.293 --> 56:33.793
.:: @bollbolljan_com ::.

56:49.910 --> 56:53.780
. مثلِ " جو هيونشيل " ، خيلي خوشگله

56:55.080 --> 56:58.800
، اگه اون آدمه
. نميتوني اينقدر خوشگل باشه

57:03.290 --> 57:04.890
هِجي " ؟ "

57:06.020 --> 57:09.670
. باشه ، ازت ميگيرم ، ممنون

57:09.670 --> 57:13.210
، با اينکه خوشگله
. اما ، نميتونم درکِش کنم

57:13.210 --> 57:17.111
، ببين چقدر هديه گرفته
. فقط همه چيُ قبول ميکنه

57:17.630 --> 57:19.380
ميدوني عشق چيه ؟

57:19.380 --> 57:22.670
، حتي اگرم بخواي
. نميتوني از خورشيد دوري کني

57:22.680 --> 57:25.970
. بارون " چندوقت پيش درموردش ميخوند "

57:26.710 --> 57:28.040
. بکِش کنار

58:07.050 --> 58:09.930
، حق با من بود
. اين بچه لوسِ ، مثلِ همين گيرسرُ داره

58:10.320 --> 58:12.600
. يه لحظه بيا کارِت دارم

58:14.430 --> 58:19.830
تا اين سُس کيک برنجي تندُ
. رو صورتِت خالي نکردم ، ميايي بيرون

58:20.440 --> 58:23.200
چيه ؟ ميترسي بيايي بيرون ؟

58:26.050 --> 58:28.900
نکنه . . بعد از ده سال قراره
دوباره اولين عشقِتُ ببيني ؟

58:29.660 --> 58:34.250
. چقدر تو بانمکي ، چه بانمکي -
هِي ، چکار ميکني ؟ -

58:34.250 --> 58:36.300
. گفتم بيا بيرون

58:36.300 --> 58:39.350
اون بچه ي کوچيکِ يازده سال پيشُ پيدا کردي ؟

58:39.350 --> 58:40.940
فهميدي " اون دِگو " قضيه ـش چيه ؟

58:40.960 --> 58:42.560
. کلاس هشتم که بوده ، مادرشُ از دست داده

58:42.560 --> 58:44.760
کلاس هشتم ؟
. . بنظرت رفتارِش تو اتاقِ ضبط

58:44.770 --> 58:46.980
خيلي عجيب نبود ؟ . .

58:46.990 --> 58:50.440
. سالي که اينجا اومد ، احتمالا 2003 بود

58:50.440 --> 58:52.780
سال 2003 ؟ -
ميدوني اون کيه ؟ -

58:52.780 --> 58:55.490
ميشه يه عکس از دورانِ بچگيِ " دِگو " رو ببينم ؟

58:55.490 --> 58:57.940
. لطفا بيا تو -
. خيلي وقته نديدمِت -

58:59.390 --> 59:01.111
حالا برگشتي ؟