﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:07.056
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:13.640 --> 00:15.240
، حرومزاده هايِ لعنتي

00:15.850 --> 00:19.430
چطور دلِشون اومده بزنن صورتِ يکيُ
اينطوري داغون کنن ؟

00:19.430 --> 00:21.320
. اما ، بهشت نجاتِش داد

00:21.320 --> 00:24.320
، دکتر گفته اگه چاقو فقط نيم سانتي متر

00:24.330 --> 00:27.340
عميق تر فرو رفته بود ، وضعِش
. خطرناک تر از اين ميشد

00:28.030 --> 00:30.560
. آره

00:30.560 --> 00:34.380
، اما ، حالا که ديگه آويزُ ازمون گرفتن
بايد چکار کنيم ؟

00:34.380 --> 00:36.890
بخاطرِ اينکه پرونده رو مجبور نميشيم
ببنديم ، آره ؟

00:36.890 --> 00:39.800
، اينطور نيست
. ما شاهدَم داريم

00:39.800 --> 00:41.840
. اونارو گير ميندازيم

00:42.140 --> 00:45.800
خودم بهشون ميگم که
. بايد بقيه ي زندگيشونو توي زندان بگذرونن

00:51.080 --> 00:53.710
تِيي " ؟ "
صِدامو ميشنوي ؟

00:53.710 --> 00:55.750
کاراگاه " پارک " ؛
صدامو ميشنوي ؟

00:55.750 --> 00:57.930
پارک تِيي " ؟ "
منو ميشناسي ؟

00:57.930 --> 01:01.240
تِيي " ؟ "
به هوش اومدي ؟

01:01.240 --> 01:07.970
. " بله ، به هوش اومدم ، کاراگاه " لي

01:13.960 --> 01:15.980
. . آخه چرا

01:17.320 --> 01:19.710
آخه چرا تو اينقدر خَري ؟

01:19.710 --> 01:21.800
، ديگه وقتي آويزُ ازت گرفتن
. بايد بيخيال ميشدي و ميکِشيدي کنار

01:21.800 --> 01:24.350
براي چي کردي دنبالِشون که
آخرسر فقط بخاطرِش چاقو خوردي ؟

01:24.350 --> 01:26.360
، و وقتي هم که چاقو خوردي
. . بايد بجاي اينکه باز بري دنبالِشون و

01:26.360 --> 01:31.200
، حتي بدتر از پيش زخمي بشي . .
. بايد بيخيال ميشدي

01:34.470 --> 01:39.310
. . " نه ، " تِيي
. تو کارِ درستُ کردي

01:39.510 --> 01:42.890
، البته که همينطوره
. يه کاراگاه بايد اينطوري رفتار کنه

01:42.890 --> 01:46.350
. " بهت افتخار ميکنم ، " تِيي

01:46.640 --> 01:48.710
واقعا حالت خوبه ؟

01:50.040 --> 01:52.240
. خوبم

01:52.610 --> 01:56.460
. واقعا متاسفم که آويزُ از دست دادم

01:56.460 --> 01:58.440
. . اگه يه بار ديگه ببينم اينو ميگي

01:58.440 --> 02:01.220
، " آره ، کاراگاه " پارک
. ديگه اين حرفُ نزن

02:01.220 --> 02:04.610
. آره ، ديگه نبايد اينو بگي

02:07.660 --> 02:11.460
درد داري ؟
بگم دکتر بياد ؟

02:14.730 --> 02:18.400
شانس آورديم که
. وضعِش بدتر از اينا نشده

02:19.650 --> 02:21.640
. صبر کن

02:22.210 --> 02:25.490
چي شد ؟
رئيس پليس اومد ؟

02:45.680 --> 02:47.760
. رسيديم

02:49.510 --> 02:52.000
خونه ي جديدِت چطوره ؟

02:52.000 --> 02:55.040
، خوبه
. ساختمونِ نوسازه و براي همينم تميز و مرتبه

02:55.040 --> 02:56.800
. تازه پنجره ـم داره

03:07.830 --> 03:13.170
وقتي رسيدي خونه ، فکرِتُ مشغولِ
. چيزي نکن و فقط راحت بگير بخواب

03:16.190 --> 03:18.860
از اين سخت ترَم ميشه ؟

03:18.860 --> 03:22.270
، بايد يه امتحاني بکني
باشه ؟

03:24.070 --> 03:25.920
. بايد سعيتُ بکني

03:26.900 --> 03:30.270
. باشه ، سعيمو ميکنم

03:31.290 --> 03:33.520
. ديگه برو

03:42.920 --> 03:44.640
. خداحافظ

04:09.030 --> 04:13.750
، روح هاي خبيث ، از اينجا بريد
. اينجا پُر از ارواحِ خبيثه

04:13.750 --> 04:17.010
، روح هاي شيطاني اينجارو پُر کردن
! از اينجا بريد

04:18.460 --> 04:20.800
. هيچ جوابي براي اين گروه پيدا نميکنم

04:20.800 --> 04:22.800
! گروگان گيري

04:22.800 --> 04:24.750
! حمله

04:24.750 --> 04:26.890
! حمله به مادر

04:26.890 --> 04:28.390
. و باز يه حمله ي ديگه

04:28.390 --> 04:33.060
، درست وقتي فکرميکنم همه چي تموم شده
. دوباره همه چي از سر شروع ميشه

04:33.060 --> 04:41.170
، درنتيجه ، حتي آدمي به با منطقي و باهوشيِ من
. مجبور به انجام اين جور مراسم ها ميشه

04:41.530 --> 04:44.290
. روح هاي خبيث ، از اينجا بريد

04:44.290 --> 04:46.180
آخه اين چه کاريه ؟

04:46.180 --> 04:50.111
، دارم تمام ارواح خبيثُ از اينجا دور ميکنم
. بخصوص از شماها

04:50.111 --> 04:53.550
. اينا لوبياهاي قرمزِ محلي هستن

04:54.210 --> 04:55.940
. از اينجا بريد

04:55.940 --> 04:58.550
اينارو که خودت جمع ميکني ، آره ؟

04:58.550 --> 05:00.960
، ارواح شيطاني اينجان
. اينجا پُر از ارواح خبيثه

05:00.960 --> 05:05.870
، ارواح شيطاني همه جا هستن
. از اينجا دور بشيد

05:19.530 --> 05:21.550
. مطمئنم گزارشُ خونديد

05:21.550 --> 05:25.730
پارک تِيي " مورد حمله قرار گرفته و "
. اون آدما آويزُ ازش گرفتن

05:27.470 --> 05:29.660
کي پشت اين ماجراهاس ؟

05:29.760 --> 05:35.740
من از کجا بدونم ؟
. بايد آويزُ به دادستان ها ميدادي

05:39.460 --> 05:43.250
، اگه " جيونگ " حقيقتُ درموردتون بفهمه

05:44.900 --> 05:47.470
يعني چه حال و روزي پيدا ميکنه ؟

05:47.470 --> 05:52.560
وقتي مدرکي در دست نداري ، چطوري
ميخواد حرفتُ باور کنه ؟

05:52.560 --> 05:56.720
فکرميکني حرف کيُ باور ميکنه ؟

05:57.490 --> 06:03.440
، براي يه مدتي به " جيونگ " چيزي نميگم

06:03.440 --> 06:07.400
اما ، از اين به بعد ، هرکاري که
، از دستم بربياد ميکنم تا

06:07.420 --> 06:11.390
حقيقتِ پشت ماجراي پرونده يِ قتلِ
، پرستار مدرسه "ماسان"ـو به گوش همه برسونم و

06:11.390 --> 06:14.660
، يو ايون"ـو دستگير کنم"
. . پس

06:14.660 --> 06:18.220
، مزاحمِ کارَم نشيد
. . چون اگه همچين کاري بکنيد

06:18.220 --> 06:24.540
منم هيچ ترسي از اينکه رازِتونو . .
. بدست رسانه ها بدم ، ندارم

06:25.900 --> 06:32.020
، اميدوارم کار درستُ انجام بديد
. گرچه ديگه يه مقدار براتون دير شده

07:00.940 --> 07:04.190
« قسمت هفدهم »
( حقيقتِ تلخ )

07:11.020 --> 07:13.750
. سلام ، خانم کيفي

07:15.750 --> 07:17.860
فکرميکردم تخصِصتون فقط توي
، حمله ور شدن به بقيه باشه

07:17.880 --> 07:20.000
اما ، مثل اينکه توي دزدي هم
. واسه خودتون يه پا استاد هستيد

07:20.930 --> 07:23.190
حالا دوتا آويز توي خونه ـتون
داريد ، درسته ؟

07:23.190 --> 07:27.300
توي پيشرفت دادنِ کسب و کارِتون
بهتون کمک کردن ؟

07:29.780 --> 07:32.530
. " ما يه شاهد داريم ، خانم " يو

07:33.260 --> 07:37.000
يکي هست که ديده
. . يازده سال پيش

07:37.020 --> 07:40.770
وارد خونه ي قرباني ميشيد و . .
. از اونجا مياييد بيرون

07:40.770 --> 07:43.180
. امروز داريم حکم دستگيريتونو ميگيريم

07:43.180 --> 07:47.730
بهتر نيست خودتون به راحتي بياييد
اداره و ديگه از دستبند و اين چيزا دوري کنيد ؟

07:48.700 --> 07:50.990
. واسه خودتون يه پا دونده هم هستيد که

07:50.990 --> 07:55.980
خوبه ، آخه بخاطرِ روزهاي طولانيِ بازجويي و
. اينجور چيزا ، بعدا بدجور خسته ميشيد

07:55.980 --> 07:59.970
، حالا بايد بيشتر از اينا بدوييد
. اينقدر بدوييد که بالا بياريد

08:09.290 --> 08:11.290
« درخواستِ بازجويي »

08:11.820 --> 08:14.890
اين درخواستِ رسمي براي حضورِتون
، در بازجويي هست

08:15.770 --> 08:18.390
. بهتره خوب روش فکر کنيد

08:18.390 --> 08:23.480
بهتون توصيه ميکنم تا دستگيرِتون نکرديم ، خودتون
. داوطلبانه تشريف بياريد

08:23.480 --> 08:25.200
متوجه شديد ؟

08:54.250 --> 08:56.690
چيه ؟
. چقدر پُررو بازي درمياري

08:56.690 --> 09:01.010
، اسناد رسميُ اينطوري پاره نکنيد
. اينا با پول مالياتِ مردم درست شدن

09:01.010 --> 09:02.670
چي ؟

09:03.670 --> 09:06.870
چون قبل از اينکه ورقه رو بخونيد ، اونو
، تيکه پاره کرديد ، احتمالا از محتواش خبر نداريد

09:06.870 --> 09:10.900
شايد آويزي که دزديديدُ توي خونه ـتون
، مخفي کرده باشيد

09:10.900 --> 09:14.560
اما ، خودتون که جايي
. براي مخفي شدن نداريد

09:15.420 --> 09:20.080
اميدوارم آخرين ذره ي نجابت که توي وجودتون
. مونده رو نجات بديد و باهامون همکاري کنيد

09:22.870 --> 09:24.650
. خداحافظ

09:34.530 --> 09:37.190
. نه ، يادم نمياد جايي ديده باشمِش

09:37.380 --> 09:39.210
اسمِشُ هم تاحالا نشنيديد ؟

09:39.210 --> 09:41.920
گفتي " يو ايون " ، درسته ؟ -
. بله -

09:42.290 --> 09:45.150
. اسمشُ هم تاحالا نشنيدم

09:45.700 --> 09:47.710
. . که اينطور

09:48.360 --> 09:51.890
. ميخوام کمکِتون کنم ، اما ، متاسفم

09:53.880 --> 09:59.470
مادرت آدم خيلي مهربون و دلگرمي بود ؛

09:59.470 --> 10:06.940
بخصوص کسايي که داوطلبانه باهاش
. کار ميکردن ، واقعا ازش خوشِشون ميومد

10:06.940 --> 10:11.190
صبر کن ، بايد يه چندتايي عکس
. اينجاها داشته باشم

10:44.470 --> 10:46.840
از اداره پليس گانگنام هستي ، درسته ؟

10:50.390 --> 10:52.570
شما اين مردُ ميشناسي ؟

10:53.860 --> 10:56.260
. آره

10:56.470 --> 10:58.730
از کجا مادرمو ميشناسه ؟

11:03.370 --> 11:06.710
، حالا که ديگه بزرگ شدي بهت ميگم

11:06.710 --> 11:09.840
. اونا همديگه رو دوست داشتن

11:11.580 --> 11:12.920
چي ؟

11:13.370 --> 11:20.910
، درسته که " هايونگ " خيلي دوسِش داشت
. اما ، اوپا " جي اي " هم خيلي بهش علاقمند بود

11:22.230 --> 11:28.960
اما ، درست بعد از اينکه " هايونگ " يهويي
، از کارِش استعفا داد و سئولُ ترک کرد

11:28.960 --> 11:36.620
شنيدم که " جي اي " با يه دختر از
. يه خانواده ي خيلي پولدار ازدواج کرده

11:36.620 --> 11:42.930
منم پيش خودم فرض کردم که
. هايونگ " بخاطر همين قضيه سئولُ ترک کرده "

11:46.120 --> 11:52.330
راستي ، پدرت چطور آدمي بود ؟

11:54.810 --> 11:57.790
مادرت تاحالا درموردش چيزي
بهت گفته بوده ؟

12:14.140 --> 12:17.190
. همديگه رو دوس داشتن

12:19.900 --> 12:22.200
. مادرت يه معشوقه ـس

12:23.690 --> 12:25.350
چي ؟

12:25.350 --> 12:29.310
همه توي " ماسان " ميدونن که
. مادرت يه معشوقه ـس

12:29.310 --> 12:32.970
مردم ميگن مادرت يه مرد متاهلُ از راه به در
. کرده بوده و ازش بچه دار شده

12:38.190 --> 12:40.650
پدرم واقعا مُرده ؟

12:40.650 --> 12:42.800
چرا يهويي همچين سواليُ ميپرسي ؟

12:42.810 --> 12:44.970
. معلومه که پدرت مُرده

12:44.970 --> 12:47.730
پس براي چي امروز يه دختري
بهم گفت که من پسرِ يه معشوقه ـم ؟

12:47.730 --> 12:51.650
واقعا به مردي علاقمند شدي که
خودش يه خانواده داره ؟

12:52.100 --> 12:53.810
. متاسفم

12:53.810 --> 13:01.111
، از اون لحظه اي که تو به دنيا اومدي
. . بخاطرِ اينکه پدر نداشتي

13:01.111 --> 13:03.920
. دربرابرِت احساس تاسف ميکردم . .

13:24.320 --> 13:28.200
« " خانم " کيم هايونگ »

13:34.590 --> 13:36.730
. . مامان

13:36.730 --> 13:40.370
بهم دروغ گفتي ؟

13:41.750 --> 13:45.160
پدرم واقعا مُرده ؟

13:47.690 --> 13:50.640
. جوابمو بده

14:08.940 --> 14:12.410
. نه ، اشکالي نداره

14:13.410 --> 14:16.400
. اصلا برام مهم نيست

14:18.820 --> 14:22.920
، اون آدمايي که اينکارو باهات کردنُ

14:22.920 --> 14:26.520
. خودم به عدالت ميرسونم

14:28.450 --> 14:30.930
. . مامان ، ببخشيد که

14:32.510 --> 14:35.570
. نتونستم ازت محافظت کنم . .

15:07.710 --> 15:09.690
چي ؟ خودشه ؟

15:09.690 --> 15:12.920
. نه ، شبيهِشِ ، اما . . خودش نيست

15:13.290 --> 15:16.150
. به وضوح صورت هردوتاشونو يادمه

15:19.190 --> 15:21.960
چرا به اين زودي داري عکسارو نگاه ميکني ؟
. بايد بيشتر استراحت کني

15:21.960 --> 15:23.060
. خوبم

15:23.060 --> 15:26.570
نه ، نيستي . . خودمَم يه تجربه اي
. توي چاقو خوردن دارم

15:26.570 --> 15:30.330
پس بايد بدوني که چقدر بدجور
. ميخوام اونارو گير بندازم

15:30.880 --> 15:32.740
. بايد هرچي زودتر بگيريمِشون

15:32.740 --> 15:36.220
تاحالا هزاربار بهش گفتم که
. نيازي نيست به خودش فشار بياره

15:41.890 --> 15:44.760
. اينو که کاراگاه " لي " به تو داده بود

15:44.760 --> 15:50.140
، اگه قرار باشه " دِگو " هواي آدمو داشته باشه
. همچين بد نيست همگي يه مدت بستري بشيم

16:01.690 --> 16:04.700
ميخواي ازم انتقام بگيري ؟

16:07.930 --> 16:12.020
نه ، به محض اينکه حالم خوب بشه
. از اينجا ميرم

16:12.150 --> 16:15.940
، وقتي که بري
ديگه برميگردي ؟

16:15.940 --> 16:19.300
. متاسفم

16:19.730 --> 16:23.830
. تو هم درست مثلِ " تِسو " هستي

16:23.830 --> 16:26.750
. از نظر من ، هيچکدومِ شماها پسرَم نيستيد

16:26.750 --> 16:31.820
، وقتي از اين بيمارستان مرخص شدي
. ديگه جلوي چشمَم پيدات نشه

16:44.770 --> 16:46.420
. اون پدرمه

16:46.420 --> 16:49.960
پدرت هم دکتره ؟
. . پس

16:52.520 --> 16:56.210
و " تِسو " کيه ؟
مگه برادر داري ؟

16:59.580 --> 17:02.990
تاحالا هيچوقت نگفته بودي که
. يه داداشَم داري

17:03.010 --> 17:06.430
. عجب پسرِ مرموزي هستي

17:06.430 --> 17:10.190
ديگه براي چي از ما مخفيش کردي ؟

17:10.190 --> 17:14.140
ولِش کن ، هرکسي حداقل يه راز تو زندگيش
. داره که ميخواد مخفيش کنه

17:15.920 --> 17:17.760
. نه

17:17.760 --> 17:20.620
. حالا ميخوام همه چيُ براتون بگم

17:25.750 --> 17:28.300
ميخوايد داستانَمو بشنويد ؟

17:30.250 --> 17:32.680
. . ببخشيد -
. باشه ، بعدا باهم صحبت ميکنيم -

17:35.060 --> 17:36.060
بله ، مامان ؟

17:36.060 --> 17:39.030
ميتوني امشب زودتر برگردي خونه ؟

17:39.030 --> 17:42.140
. قراره براي اولين بار ، زن داداشِتُ ببيني

17:42.140 --> 17:44.600
. قبل از اينکه بيايي ، لباساتُ هم عوض کن

17:44.600 --> 17:48.620
. باشه ، نگران نباش . . آره

17:49.300 --> 17:51.470
. بعدا ميبينمت

18:01.010 --> 18:04.180
! پدر
. لطفا مارو همونطور که هستيم قبول کن

18:04.180 --> 18:06.430
، اگه خيلي براتون سخته

18:06.430 --> 18:10.460
. . ما زندگيمونو به دور از چشمِ شما ميگذرونيم

18:10.460 --> 18:13.140
به دور از چشمِ من ؟

18:13.140 --> 18:16.290
چطور ميشه يه مَرد عاشق يه مرد ديگه بشه ؟

18:16.790 --> 18:22.770
برو بمير . . ميدوني با چه سختي هايي
بزرگِت کردم ؟

18:22.770 --> 18:24.690
. تو به اسمَم بي احترامي کردي

18:24.690 --> 18:28.810
بهتره به دستِ من بميري تا اينکه
. همچين زندگي ـيي داشته باشي

18:28.810 --> 18:32.630
. . عزيزم

18:35.050 --> 18:37.120
. . " تِيي "

18:44.160 --> 18:45.610
تِيي " ؟ "

18:50.320 --> 18:53.200
تِيي " ؟ "

18:53.410 --> 18:55.300
تِيي " ؟ "

19:32.000 --> 19:36.010
بعد از اون ماجرا ، ديگه نميتونستم
. دکتر باشم

19:36.010 --> 19:38.800
از همون اولشَم تمايلي به دکتر بودن نداشتم ؛

19:38.810 --> 19:41.620
. بيش از اونَم ديگه نميتونستم تحملِش کنم

19:42.970 --> 19:47.310
. و يهويي دلم خواست که کاراگاه بشم

19:47.310 --> 19:54.630
فکرميکردم اگه کاراگاه بشم ، اونوقت
. برادرم ميتونه منو ببخشه

19:58.870 --> 20:04.670
آخه برادرم هميشه دلِش ميخواست
. کاراگاه بشه

20:12.460 --> 20:13.930
! پايان

20:18.310 --> 20:20.960
خربزه ي آسيايي بخوريم ، " گوک " ؟

20:20.960 --> 20:23.070
. من خربزه ي عادي ميخوام

20:23.070 --> 20:25.040
. اينَم خوبه

20:25.040 --> 20:29.780
، " يه کم بيشتر استراحت کن ، " تِيي
ميتوني تختِشُ بدي پايين تر ، " دِگو " ؟

20:36.970 --> 20:39.760
ميخواي تلويزيون ببيني ؟ -
. آره -

20:50.030 --> 20:52.370
. مراقبِ چاقو باش

21:01.310 --> 21:09.910
، هايونگ " خيلي ازش خوشِش ميومد "
. اوپا " جي اي " هم بهش علاقمند بود

21:09.910 --> 21:16.460
راستي ، پدرت چطور آدمي بود ؟

21:24.220 --> 21:27.130
. فکرميکردم رفتي دستشويي

21:34.060 --> 21:37.000
. بچه ها دنبالِمون ميگردن

21:46.170 --> 21:48.660
چيه ؟

21:50.980 --> 21:54.940
. بذار اول اينو ازت قرض بگيرم

22:01.960 --> 22:06.270
. چه خوبه ، خيلي راحته

22:10.520 --> 22:11.660
هِي ، " خمير سويا " ؟

22:11.660 --> 22:12.870
چيه ؟

22:14.210 --> 22:16.620
. چاق تر از اوني هستي که بنظر ميرسي

22:16.620 --> 22:19.790
چي ؟
منظورت چيه ؟

22:19.790 --> 22:22.070
. امتحان اولُ قبول شدي

22:29.111 --> 22:31.410
ميشه يه چُرتِ کوچولو بزنم ؟

22:33.090 --> 22:35.150
. آره

22:36.230 --> 22:38.570
. ممنون

22:52.100 --> 22:54.080
هِي ، " خمير لوبيا " ؟

22:55.700 --> 22:59.700
پدرت چطور آدمي بود ؟

23:00.980 --> 23:03.880
پدرم ؟

23:12.460 --> 23:19.010
. مهربون و بامزه و دست و پا چلُفتي بود

23:23.060 --> 23:27.470
بهترين پدري بود که
، ميتونستم تو اين دنيا داشته باشم

23:27.470 --> 23:35.720
کسي بود که هر روز بيش از پيش
. دلتنگِش ميشم

23:40.760 --> 23:42.620
مگه چطور ؟

23:44.740 --> 23:47.220
. همينطوري

23:47.220 --> 23:49.260
واقعا " همينطوري " ؟

23:51.140 --> 23:54.190
. آره ، همينطوري پرسيدم

25:07.350 --> 25:09.720
. شنيدم اومديد منو ببينيد

25:10.670 --> 25:12.050
. بشينيد

25:25.210 --> 25:28.540
براي چي ميخواستيد منو ببينيد ؟

25:35.720 --> 25:38.210
اين زنُ ميشناسيد ؟

25:46.000 --> 25:50.740
بيست و هفت سال پيش ، به همراهِ اين زن
. کاراي داوطلبانه انجام ميداديد

25:52.430 --> 25:54.450
. . چطوري

25:54.820 --> 25:59.770
. خانم " کيم هايونگ " مادرمه

26:05.350 --> 26:09.810
تاحالا چيزي درمورد پرونده يِ قتل پرستارِ
مدرسه ي "ماسان"ـه يازده سال پيش شنيديد ؟

26:12.780 --> 26:15.720
. اولين باره که ميشنوم

26:18.190 --> 26:25.020
، " مادرم " کيم هايونگ
. کسي بوده که در اون پرونده به قتل رسيده

26:25.630 --> 26:27.460
چي ؟

26:27.460 --> 26:33.010
توي صحنه ي جرم ، آويزي پيدا شده که
، معتقديم متعلق به قاتله

26:33.010 --> 26:39.250
و ثابت شده که اون آويز متعلق به
. همسرِ شما ، خانم "يو ايون"ـه

26:39.750 --> 26:43.500
، ميخوام بدونم براي چي آويزِ همسر شما

26:43.510 --> 26:47.280
، توي صحنه ي جرم بوده و

26:47.280 --> 26:54.060
به چه دليلي شما توي اون عکسِ قديمي
. کنارِ مادرم هستيد

26:54.590 --> 26:57.500
. براي همين ميخواستم ببينمِتون

27:01.570 --> 27:04.630
ميشه لطفا اينارو برام توضيح بديد ؟

27:08.680 --> 27:14.500
. متاسفم ، اما ، چندين قرارِ قبلي دارم

27:14.500 --> 27:18.600
. به زودي باهاتون تماس ميگيرم

27:21.690 --> 27:25.480
ميشه شماره ـتونو بهم بديد ؟

27:59.520 --> 28:01.660
. . تو

28:02.840 --> 28:05.550
چند سالتِه ؟

28:08.030 --> 28:11.000
. امسال 26 سالَم ميشه

28:17.290 --> 28:21.940
، که اينطور
. به زودي باهات تماس ميگيرم

28:36.340 --> 28:39.140
. از پيش يه کم پول از پدر و مادرم گرفتم

28:39.280 --> 28:41.290
، پدرمو ديدم
. خداحافظ

28:45.730 --> 28:47.970
چِش شده ؟

28:52.980 --> 28:54.990
رفيقِ باحال " ؟ "

28:57.190 --> 28:59.320
اومده بوده ديدنِ پدرم ؟

28:59.320 --> 29:01.710
. . رفيقِ باحال
. نه

29:01.710 --> 29:04.470
. اول ميرم ديدنِ پدر

29:31.040 --> 29:33.520
، خيلي وقته نديدمِت
. " آقاي " چو

29:36.550 --> 29:38.700
. آويزُ پيدا کردم

29:39.330 --> 29:42.660
اما ، بنظر ميرسه اون آويز متعلق به
. رئيس شرکت تجاري نبوده

29:45.580 --> 29:50.670
اون آويزِ " يو ايون " ، دختر نماينده
. يو مونبِه"ـس"

29:51.100 --> 29:55.950
يو ايون " هم اون شب با يه گلدون "
، به سر مادرم ضربه زده بوده

29:55.950 --> 29:57.700
درسته ؟

30:03.070 --> 30:05.530
اما ، براي چي ؟

30:06.710 --> 30:09.450
نکنه من پسرِ " شين جي اي " هستم ؟

30:15.370 --> 30:16.650
درسته ؟

30:19.940 --> 30:23.590
از همون اولشَم اين قضيه هيچ ربطي به
. رئيس شرکت تجاري نداشته

30:23.590 --> 30:26.750
. براي انتقام گيري هم نبوده

30:30.090 --> 30:32.500
، هِي ، بچه

30:33.330 --> 30:36.610
. لطفا بيشتر از اينا خودتُ غرق اين پرونده نکن

30:38.140 --> 30:41.830
، اگه به اينکارا ادامه بدي
. اونوقت هردومون کارِمون تموم ميشه

30:44.730 --> 30:47.970
فکرکردي ميتونن جلومو بگيرن ؟

30:47.970 --> 30:51.940
فکرکردي از اينکه امروز به اينجا
اومدم ، چه حس و حالي دارم ؟

30:53.050 --> 30:55.610
، يه بار ديگه ازت ميپرسم

30:57.200 --> 30:59.630
يو ايون " بخاطر اينکه ميترسيده که "
. . نکنه شوهرِش پدرم باشه

30:59.650 --> 31:02.090
مادرمو کُشته ؟ . .

31:04.070 --> 31:06.020
. حرفِمون تموم شد

31:06.020 --> 31:07.780
آقاي " چو " ؟

31:08.620 --> 31:11.410
. تو مادرمو کُشتي

31:11.410 --> 31:18.670
اما ، هيچکس جز تو نيست که بتونه
. حقيقتُ درمورد اون روزِ نکبت بهم بگه

31:32.100 --> 31:33.720
. التماسِت ميکنم

31:35.780 --> 31:39.040
خواهش ميکنم حقيقتُ درمورد
. اونروز بهم بگو

31:42.340 --> 31:45.780
آقاي " چو " ؟

31:45.780 --> 31:48.330
چو هيونگچول " ؟ "

32:47.130 --> 32:48.580
. . چي

32:48.600 --> 32:51.460
ديگه منو به چشم آدم نميبيني ؟

32:52.480 --> 32:55.940
هرچقدرَم که وانمود کني
، آدم برازنده و نجيبي هستي

32:55.940 --> 32:59.750
، من يکي نميتوني گول بزني
. مرتيکه يِ موذيِ آب زيرکاه

32:59.750 --> 33:02.730
، انگار مَست کردي
. بايد بري بخوابي

33:03.050 --> 33:08.240
خودت بودي که تصميم گرفتي
. پاتُ تو اين جهنم بذاري

33:08.240 --> 33:11.540
. خودت اينجارو انتخاب کردي

33:11.540 --> 33:13.610
. خواهش ميکنم تمومِش کن

33:13.610 --> 33:17.780
از اين چيزا حالِت بهم نميخوره ؟
خسته نشدي ؟

33:45.460 --> 33:46.700
پدر ؟

33:46.700 --> 33:49.470
ديروز اون پسر باحالُ ديدي ؟

33:51.390 --> 33:52.620
کدوم پسر ؟

33:52.620 --> 33:54.840
هموني که اون روز اومده بود
. مادرُ دستگير بکنه ديگه

33:54.860 --> 33:57.080
. " کاراگاه " اون دِگو

33:57.080 --> 33:59.610
مگه ديروز باهم قهوه نخورديد ؟

34:01.980 --> 34:04.050
از چي حرف ميزنه ؟

34:04.050 --> 34:06.060
. توي شرکت همينطوري ديدمِش

34:06.060 --> 34:09.810
چون از آخرين باري که به اينجا اومده بود
. اونو يادم بود ، يه سلامي بهش کردم

34:12.070 --> 34:14.530
. ديگه ميرم

34:14.560 --> 34:16.740
. باشه

34:22.450 --> 34:25.700
براي مدت زيادي باهم بودن ؟
درمورد چي حرف ميزدن ؟

34:25.700 --> 34:28.420
، من چه ميدونم
. فقط ديدم داشتن باهم ميرفتن

34:28.420 --> 34:33.560
چرا اينقدر شوکه شدي ؟
مگه دوباره کار بدي کردي ؟

34:33.560 --> 34:36.850
. نه ، نکردم . . غذاتُ بخور

34:56.350 --> 34:59.140
« يازده سال پيش »

35:05.340 --> 35:11.170
، من اوضاعَم خوبه
. نميخواد نگرانم باشي

35:11.170 --> 35:16.680
خوبه اينو ميشنوم ، چه جالب بود که
. تصادفا اينجا ديدمِت

35:16.680 --> 35:19.620
چندوقته همديگه رو نديديم ؟
پونزده سال ؟

35:19.620 --> 35:24.680
يه همچين چيزايي ، اميدوار بودم که
. هرگز اينطوري بهت برخورد نکنم

35:30.080 --> 35:32.710
. ديگه ميرم ، خداحافظ

35:33.220 --> 35:35.270
هايونگ " ؟ "

35:55.140 --> 35:56.940
تويي ، " جيونگ " ؟

36:27.230 --> 36:29.400
به چه جرأتي مستقيم تو چشمام نگاه ميکني ؟

36:29.400 --> 36:33.100
فکرکردي اگه اينطوري تو يه سوراخي
مخفي بشي ، منم هرگز پيدات نميکنم ؟

36:33.100 --> 36:38.320
به چه جرأتي پسرِ شوهرِ منو
به دنيا آوردي و بزرگِش کردي ؟

36:38.320 --> 36:41.830
. هنوزم مثل قبلا با گُستاخي رفتار ميکني

36:41.830 --> 36:43.190
چي گفتي ؟

36:43.190 --> 36:46.650
، جيونگ " پسرِ اون نيست "
. پسرِ منه

36:46.650 --> 36:49.240
. جيونگ " هيچ ارتباطي به شوهرِت نداره "

36:49.240 --> 36:53.380
، پس خواهشا برو
. جيونگ " به زودي ميرسه خونه "

36:53.380 --> 36:55.560
انگار قصدِ جونِتُ کردي ؟

36:55.560 --> 36:57.970
. من سرِ قولَم موندم

36:57.970 --> 37:03.310
از اون روزِ پونزده سال پيش ، ديگه حتي
. يه بارَم شوهرتُ نديدم

37:03.310 --> 37:05.330
. هيچوقت هم سعي نکردم باهاش تماس بگيرم

37:05.330 --> 37:08.510
پس تو هم بايد سرِ قولي که
. به من دادي بموني

37:08.510 --> 37:12.930
قول داده بودي که ديگه هرگز اينطوري
. جلوي روم پيدات نميشه

37:13.570 --> 37:15.440
. خواهش ميکنم برو

37:15.440 --> 37:19.910
، دوباره هم ميگم
. جيونگ " پسرِ شوهرِ تو نيست "

37:19.910 --> 37:24.740
تا روزي که بميرم ، ديگه هرگز
. شوهرتُ نميبينم

37:24.740 --> 37:29.780
، هرگز اين اتفاق نميفته
. ميتوني خيالِت راحت باشه

37:30.980 --> 37:34.250
و خواهشا ديگه هرگز اينطوري
. نيا ديدنَم

38:27.250 --> 38:29.020
. . پدر

38:30.330 --> 38:35.120
. فکرکنم يکيُ کُشتم

40:04.790 --> 40:09.810
اول اينکه بابت اتفاق تاسف باري که
، براي مادرت افتاده

40:09.820 --> 40:14.850
، هرچند ديگه خيلي ديرِ
. اما ، بهت تسليت ميگم

40:18.470 --> 40:22.350
. مادرت آدم خيلي خوبي بود

40:22.350 --> 40:27.300
. يه آدم مهربون و دلگرم بود

40:28.050 --> 40:32.980
، اما ، رابطه ي بين من و مادرت

40:32.990 --> 40:37.930
چيزي بيشتر از انجام کارهاي داوطلبانه که
. ماهي يه بار بود ، نبود

40:42.030 --> 40:44.880
باهم قرار گذاشته بوديد ؟

40:44.880 --> 40:49.690
. نه ، هرگز

40:52.640 --> 40:57.390
نميدونم زنم چطوري خودشُ درگيرِ
، همچين قضيه اي کرده

40:57.390 --> 41:01.080
. اما ، شنيدم قاتلِش دستگير شده

41:01.080 --> 41:07.960
درنتيجه ، ترجيح ميدم که ديگه در آينده
. دراينمورد باهم صحبتي نکنيم

42:55.800 --> 42:59.510
. يه راه براي گرفتنِ " يو ايون " هست

43:00.150 --> 43:03.320
اعتراف ؟ -
. آره -

43:03.320 --> 43:08.480
نه وجود آويز و نه شهادتِ " وو دوسو " براي
. ثابت کردنِ گناهکار بودنِش ، کافيه

43:08.480 --> 43:12.090
اما ، اگه اعتراف "يو ايون"ـو هم بهشون
. اضافه کنيم ، داستان فرق ميکنه

43:12.090 --> 43:14.890
البته که اگه بتونيم اعترافشُ بگيريم
. بهترين روشِ ممکنه

43:14.890 --> 43:18.680
اما ، حتي نميدونيم انگيزه ـش
. از قتل چي بوده

43:19.310 --> 43:23.230
اول بايد يه چيزي داشته باشيم که بتونيم باهاش
. بازجوييُ شروع کنيم و ازش اعتراف بگيريم

43:23.230 --> 43:25.590
شبيه سازي احساسي و تحريک کردن ؛

43:25.590 --> 43:29.980
توي وضعيتِ احساسيِ شديد ميبريمِش و
. کاري ميکنيم همه چيُ اعتراف کنه

43:34.780 --> 43:36.910
همچين چيزي امکان داره ؟

43:37.770 --> 43:39.750
. امکان داره

43:39.750 --> 43:41.850
. اون زنِ غيرقابل پيش بيني ـييه

43:41.850 --> 43:45.170
و همين که حاضر شده يه آويز تقلبي بسازه و
، بعد آويز واقعيُ بدزده

43:45.170 --> 43:47.530
نشون ميده که چقدر بخاطر اين ماجرا
. احساس ميکنه تحت فشار هست

43:47.530 --> 43:50.480
، اعتراف گرفتن از آدماي احساساتي

43:50.490 --> 43:53.450
. خيلي آسونتر از آدماي آروم و منطقيه

43:54.080 --> 43:55.680
. لطفا همينجا صبر کنيد

43:55.680 --> 43:58.730
بايد چيزاي بيشتري درمورد شخصيتِ
. يو ايون " بفهميم "

43:58.730 --> 44:00.710
خانم " يو " از صنايع " چاسونگ " ؟

44:00.710 --> 44:03.640
به شدت بيزاره که ازش بخوايم
. منتظر بمونه تا بهش برسيم

44:03.640 --> 44:05.690
اگه کاملا آمادگي رسيدگي بهشُ
، نداشته باشيم

44:05.700 --> 44:07.760
. اونم تمام قرارهاشُ کنسل ميکنه

44:07.760 --> 44:11.320
اگه براي بيشتر از يک دقيقه منتظر
. نگهش داريم ، به شدت عصبي ميشه

44:12.010 --> 44:13.990
. آخ ! خواهشا يه کم آروم تر

44:16.890 --> 44:19.610
، حتي اگه براي يه دقيقه هم منتظر بمونه »
. سرِ مردم فرياد ميکِشه

44:19.610 --> 44:23.420
بخصوص نميتونه با آدمايي که بهش توجهي
. « نميکنن ، سر و کار داشته باشه

44:32.520 --> 44:34.000
! هِي

44:34.000 --> 44:37.580
چکار ميکني ؟
. گفته بودم که از اون شونه استفاده نکن

44:37.580 --> 44:39.520
. بندازِش کنار

44:43.910 --> 44:47.060
. « از چيزاي نوک تيز وحشت داره »

44:47.060 --> 44:48.610
! پيداش کردم

44:49.540 --> 44:53.180
، ترس از سوزن داره
. نقطه ضعفِش همينه

44:54.000 --> 44:58.900
براي اطمينانِ بيشتر ، ويدئوهايي که از توي
. اينترنت پيدا کردمُ براتون ميفرستم

44:58.900 --> 45:01.390
چون اينا مربوط به حضورِش توي
. . جمع هاي عمومي هستن

45:01.410 --> 45:03.910
. نميدونم چقدر ميتونه کمکِتون باشه . .

45:10.180 --> 45:15.560
چون ميفهميم چطوري خود واقعيشُ جلوي مردم
. مخفي ميکنه ، کمکِ خوبي برامون هست

45:15.560 --> 45:18.670
راستي ، چطوري ؟

45:23.980 --> 45:28.190
. حالم خوبه ، آخه هنوز جوونَم

45:34.630 --> 45:37.240
. " فقط روي خوب شدن تمرکز کن ، " پارک تِيي

45:37.260 --> 45:39.880
. بايد يه کمي هم وزن زياد کني

45:39.880 --> 45:43.240
. چه بچگونه

45:51.910 --> 45:53.420
. نميتونم بزنمِش

45:53.420 --> 45:55.870
، خانم هاي ميانسال که ميان اينجا

45:55.890 --> 45:58.360
شما ژست هاي درست و همه چيُ
بهشون ياد ميديد ، درسته ؟

45:58.360 --> 46:00.540
هيچ زني هست که
دردسر زيادي براتون درست کنه ؟

46:00.540 --> 46:01.990
. زناي زيادي هستن

46:02.090 --> 46:06.020
، تا يکي بهترين آموزش دهنده ي گلف نباشه
. اصلا با طرف حرف نميزنه

46:06.020 --> 46:10.330
. و از باختن به بقيه بيزاره

46:31.290 --> 46:33.660
کاراگاه " سو پانسوک " از
. . بخش جرايم خشنِ

46:33.680 --> 46:36.060
. اداره پليس گانگنام هستم . .

46:36.060 --> 46:43.260
، همونطور که احتمالا از قبل ميدونيد
. اومدم درمورد دخترِتون صحبت کنم

46:44.420 --> 46:48.580
. اول بشينيد

46:57.690 --> 47:00.760
، چون شما آدم پُر مشغله اي هستيد
. سريع ميرم سرِ اصل مطلب

47:00.760 --> 47:03.820
به دخترِتون بگيد که
. باهامون همکاري کنه

47:03.820 --> 47:08.350
، اگه دخترِتون به اداره پليس بياد و

47:08.360 --> 47:12.900
، توي تحقيقات باهامون همکاري کنه
. منم ديگه بيش از اين مزاحمِتون نميشم

47:12.900 --> 47:17.400
، اما ، اگه تشريف نيارن
. . منم همه جور خطريُ به جون ميخرم و

47:17.410 --> 47:21.910
همه چيُ درمورد شما و دخترِتون . .
. براي بقيه برملا ميکنم

47:21.910 --> 47:25.111
، به اضافه ي اين حقيقت که دخترِتون

47:25.130 --> 47:28.340
. مظنون پرونده يِ قتل پرستار مدرسه "ماسان"ـه

47:31.810 --> 47:37.960
. انگار چيزي براي از دست دادن نداري

47:39.310 --> 47:42.080
. خوب آدم با اراده اي هستي

47:44.780 --> 47:48.280
شما از کجا منو ميشناسي ؟

47:48.280 --> 47:54.430
بخاطرِ همون اتفاق ، يازده سال پيش
، پسرمو از دست دادم

47:54.430 --> 48:02.090
، و يکي ديگه هم توي اون سنِ کمِش
. شاهدِ مرگِ مادرش بوده

48:02.090 --> 48:04.740
. . پس

48:04.740 --> 48:07.810
چطور ميتونم آدم با اراده اي نباشم ؟

48:29.360 --> 48:33.980
رئيس پليس " کانگ " ، اين چه طرزه
پيش بردنِ کاره ؟

48:34.890 --> 48:40.170
هميشه همچين آدم بي کفايت و
بي ملاحظه اي بودي ؟

48:40.170 --> 48:42.350
. حتي نتونستي جلوي تحقيقاتِشونو بگيري

48:42.360 --> 48:44.560
. حالا ديگه اين قضيه به من رسيده

48:44.600 --> 48:47.330
چرا منو براي اينکار سرزنش ميکنيد ؟

48:47.330 --> 48:49.900
، قبل از اينکه بريد به جاه طلبي هاتون برسيد

48:49.910 --> 48:52.500
. اول بايد مسائل خانوادگيتونو حل ميکرديد

48:52.500 --> 48:54.310
چي گفتي ؟

48:54.310 --> 48:59.620
، اگه ميدونستم اينطور ميشه
. از اول وارد چنين کاري نميشدم

48:59.620 --> 49:05.310
يازده سال پيش که جاي "جيونگ"ـو
. . به " هيونگچول " گفتي

49:05.320 --> 49:11.020
. ميدونستي که قراره اون بچه کُشته بشه . .

49:14.340 --> 49:16.420
، درحال حاضر مهم ترين چيز اينه که

49:16.430 --> 49:18.510
ديگه هيچ راهي براي محافظت از
. دخترِتون نداريد

49:20.090 --> 49:22.420
. هيچ راه فراري باقي نمونده

49:22.420 --> 49:25.670
، به دخترِتون بگيد با پليس همکاري کنه و

49:25.680 --> 49:28.940
سعي کنيد ثابت کنيد که
. اونا مدارک کافي و محکمي ندارن

49:28.940 --> 49:32.070
، اگه اينکارو نکنيد

49:32.070 --> 49:35.960
. ممکنه همگي بميريم

49:53.380 --> 49:55.960
، جواب سوالمو به درستي بديد
. " خانم " يو

49:55.960 --> 49:57.710
. صبر کن

49:57.710 --> 50:02.370
حتما ميخواد که وضعيتُ تحت کنترل
. داشته باشه ، اين ژستُ بگير

50:02.970 --> 50:05.150
. صورتِت بايد بي تفاوت تر باشه

50:09.740 --> 50:14.530
، يه کم حرکتِ گُستاخانه ايه
. اما ، بايد ترس از اجسام تيزِشُ تحريک کنيم

50:14.530 --> 50:20.550
بايد با تحريک کردنِ ترسِش ، کاري کنيم که
. وارد وضعيتِ عصبي بشه

50:21.920 --> 50:26.170
اگه به اينکار اداره بديم ، ممکنه براي اينکه
. جلوي اين حرکِتمونو بگيره ، يه چيزي بگه

50:26.170 --> 50:27.330
. بهم بگو

50:27.970 --> 50:31.520
. يه جورايي منم حالَم خراب شد

50:36.890 --> 50:39.670
ميدونستم بيشتر بازجويي اينه که
، با روان شخص بازي کني

50:39.670 --> 50:41.860
اما ، نميدونستم که
. . بايد به همچين چيزاي ريزي

50:41.870 --> 50:44.070
مثل طرز ژست گرفتن و . .
. لحن صحبت کردنَم توجه کنم

50:44.070 --> 50:46.940
. ديگه تقريبا آمادگيمون داره تموم ميشه

50:46.940 --> 50:49.840
ميخواستي چيزي بگي ، درسته ؟

50:53.790 --> 50:57.270
من يه استراتژيِ کاراگاهي براي
. برخورد با " يو ايون " دارم

51:00.300 --> 51:05.890
. فکرکنم ميدونم براي چي مادرمو کُشته

51:20.050 --> 51:22.410
حالت خوبه ، " دِگو " ؟

51:30.640 --> 51:32.420
هيونگ نيم ؟

51:32.420 --> 51:38.160
بعضي وقتا ميترسم که نکنه يهويي
. يه روزي ناپديد بشه و همينطور دود بشه بره هوا

51:39.010 --> 51:43.400
اگه ديگه نتونه با اين همه سختي و مشکل
کنار بياد ، چي ؟

51:50.360 --> 51:52.480
زده به مُخت ؟

51:52.480 --> 51:56.190
ميخواي برم کجا ؟
برم اداره ي پليس ؟

51:58.000 --> 52:00.540
. فقط فرماليته ـس

52:00.540 --> 52:03.260
. وکيلِت هم همراهِت هست

52:03.260 --> 52:08.740
فقط کافيه بري اونجا و بشيني و
. هيچي نگي

52:08.740 --> 52:11.540
فقط فرماليته ـس ؟

52:11.540 --> 52:13.630
. پس شايد بهتر باشه شما هم بيايي

52:13.630 --> 52:15.490
. گفته بودي که ترتيب همه چيُ ميدي

52:15.500 --> 52:17.360
و اونوقت جوابِت اينه ؟

52:17.360 --> 52:20.080
. بايد از اول کارُ درست و حسابي انجام ميدادي

52:20.080 --> 52:23.760
تنها راه براي پشت سر گذاشتنِ
. همچين چيزي ، همينکاره

52:24.320 --> 52:26.130
. فردا صبح به اداره ي پليس ميري

52:26.130 --> 52:27.270
! نميخوام

52:27.270 --> 52:30.630
براي همين بود که از اول گفته بودم
. اون پسرُ بکُشي

52:31.700 --> 52:34.670
واقعا متوجهِ وضعيت نيستي ؟

52:34.670 --> 52:38.870
. شوهرت اون پسرُ ديده

52:38.870 --> 52:43.370
اگه اون بچه الان ناپديد بشه ، فکرميکني
بيشتر از همه به کي مشکوک ميشه ؟

52:47.860 --> 52:55.260
، برو و توي تحقيقاتِشون باهاشون همکاري کن
. بعدا ترتيب اون بچه رو ميديم

52:57.120 --> 53:05.380
قسم ميخورم که اون حرومزاده رو
. با دستاي خودم ميکُشم

53:05.380 --> 53:06.970
. اينکارو ميکنم

53:38.960 --> 53:42.770
، بالاخره تونستم اينجا ببينمِشون
. " خانم " يو

53:54.160 --> 53:55.430
واقعا اومده ؟

53:58.390 --> 54:00.630
. اما ، کارِ کاراگاه " سو " حرف نداره

54:27.160 --> 54:30.240
. همين الان رسيد

55:04.900 --> 55:07.000
. هنوز نه

55:07.111 --> 55:09.240
. پنج دقيقه ي ديگه برو

55:30.020 --> 55:33.610
همگي اونجاييد ، مگه نه ؟

55:33.610 --> 55:35.380
. همين حالا کارو شروع کنيد

55:35.380 --> 55:37.500
. " صبر داشته باشيد ، خانم " يو

55:37.870 --> 55:40.920
، خوبه
. دهنشُ باز کرد

56:10.300 --> 56:12.000
. ببخشيد که منتظر نگهِتون داشتم

56:12.000 --> 56:15.170
چون تازه کارَم ، کاراي زيادي هست که
. بايد بهشون برسم

56:18.210 --> 56:21.450
. لطفا براي شناسايي ، عينکِتونو برداريد

56:24.040 --> 56:26.460
. فکرکنم بهتر باشه عينکُ برداريد

56:46.080 --> 56:49.050
، چون هيچکدوم از سوالاتَمو جواب نميديد

56:49.060 --> 56:52.050
. سريع ميرم سرِ مهم ترين سوالات

56:53.660 --> 56:56.310
، شما خانم " کيم هايونگ " ، قربانيِ

56:56.320 --> 56:58.990
پرونده ي قتل پرستار مدرسه يِ
ماسان"ـو ميشناسيد ؟"

57:01.690 --> 57:04.060
، بذاريد اينطوري بگم

57:04.060 --> 57:07.300
، خودتون دفعه ي پيش ازم پرسيديد که

57:07.300 --> 57:09.960
. بنظرم بيشتر شبيه مادرم هستم يا پدرم

57:12.890 --> 57:14.830
، خب

57:15.880 --> 57:18.680
خودتون فکرميکنيد بيشتر
شبيهِ کدوم يکيشون هستم ؟

57:21.750 --> 57:24.480
، " شين جي اي " و " کيم هايونگ "

57:24.480 --> 57:26.480
بين اينا ، بيشتر شبيهِ کدومشونَم ؟

57:50.543 --> 57:58.043
.:: @bollbolljan_com ::.

58:05.680 --> 58:08.260
زنم واقعا به " کيم هايونگ " صدمه زده بوده ؟

58:08.260 --> 58:11.340
از همون اولِش ، تمام اين چيزا
. بخاطر تو شروع شده بوده

58:11.340 --> 58:13.340
. از قبل همه چيُ به کاراگاه " سو " گفتم

58:13.350 --> 58:15.360
گفتم که اون ورقه رو به
. رئيس پليس " کانگ " داده بودم

58:15.360 --> 58:16.710
رئيس پليس " کانگ " ؟

58:16.710 --> 58:18.200
شوخيت گرفته ؟

58:18.200 --> 58:22.980
. . تو و اون دخترِ ارزشمندِت
. همگيتون بريد بميريد