﻿WEBVTT

00:00.967 --> 00:10.967
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:11.379 --> 00:13.748
ماتيو و جري سخت مشغولِ

00:13.782 --> 00:17.052
برداشتِ سيب زميني هايي بوند که تو تابستون کاشته بودن

00:17.085 --> 00:21.923
درختانِ سيبِ باغ پر بود از سيبهاي درخشان

00:23.959 --> 00:29.664
آنه به سختي تو ي خونه کار ميکرد و نظرش رو براي بازگشت به مدرسه تغيير نداده بود

00:29.698 --> 00:35.270
يه هفته شده بود

00:35.303 --> 00:40.509
فقط ماريلا درباره ي اين قضيه نگران بود... آنه هيچ اشتياقي براي برگشت به مدرسه نداشت

00:40.542 --> 00:45.814
اين عکس العملش بخاطر نفرت زيادي بود که از آقاي فيليپس و گيلبرت بلايت

00:46.648 --> 00:49.518
در قلبش داشت

00:49.518 --> 00:53.588
آنه از گيلبرت بلايت متفر بود

00:53.889 --> 00:56.992
همونقدري که عاااااااشـــــــق دايانا بود

01:55.251 --> 01:57.553
ديگه چي شده؟

02:00.589 --> 02:02.625
درباره ي داياناست

02:02.658 --> 02:04.460
بين تو و دايانا مشکلي پيش اومده؟

02:04.493 --> 02:07.964
من دايانا رو خيـــــــــــــــلي دوست دارم ماريلا

02:08.030 --> 02:10.933
هيچوقت نميتونم بدونِ اون زندگي کنم

02:10.967 --> 02:16.906
اما ميدونم زمانيکه ما بزرگ شديم دايانا ازدواج ميکنه و ترکم ميکنه

02:18.474 --> 02:22.645
بعداً من بايد چيکار کنم؟

02:22.678 --> 02:27.016
من از شوهرش متنفرم.... نه فقط متفر, از دستش عصباني هم هستم

02:27.050 --> 02:30.620
من ميتونم عروسيش رو تصور کنم

02:33.389 --> 02:36.459
دايانا لباس عروس پوشيده

02:36.492 --> 02:37.660
با يه تور روي صورتش

02:37.694 --> 02:41.598
و خيـــــــــــلي زيبا شده... مثلِ ملکه ي يک پادشاه

02:41.631 --> 02:47.337
و من هم ساقدوشِ عروسم با يه لباس دوست داشتني که آستينهاش هم پقيه

02:47.370 --> 02:50.673
اما زيرِ چهره ي خندانِ من قلبي شکسته پنهان شده

02:50.707 --> 02:53.877
و اونا با دايانا خداحافظي ميکنن

03:21.371 --> 03:25.909
آنه اگه تو ميخواي خودتو با اين تصورات دچار دردسر کني

03:25.942 --> 03:30.113
بخاطرِ خدا چيزي مفيدتري رو تصور کن

03:30.147 --> 03:34.885
چه خيالبافيهايي!!!

03:34.918 --> 03:37.321
و تو هنوز رو تصميمت پافشاري ميکني؟

03:38.588 --> 03:41.391
پس بيا از امروز درسِ آشپزي رو شروع کنيم

03:41.425 --> 03:43.093
امروز ....

03:43.126 --> 03:47.064
يکي تو زندگيش پر از غم و اندوهه اونوقت مجبوره که آشپزي ياد بگيره

03:47.097 --> 03:49.566
چقدر واقع بينانه

03:49.633 --> 03:53.737
واقعاً.... من ميخواستم از شکلاتي که خانمِ ليند بهم داده استفاده کنم

03:53.770 --> 03:57.074
تا بهت شيريني پزي رو ياد بدم

03:57.975 --> 03:59.343
و فراموش نکن

03:59.376 --> 04:03.814
مهم نيست چقدر تصور ميکني... تو نميتوني توي تصوراتت شيرينيِ واقعي بخوري

04:07.851 --> 04:09.720
من ميخوام اينکار رو ياد بگيرم

04:11.021 --> 04:12.489
پس بيا شروع کنيم

04:16.760 --> 04:18.996
هيزم ها به اندازه ي کافي هستند

04:19.029 --> 04:21.232
مواد تشکيل دهنده اش حاضرن
ميتوني بياريشون

04:29.907 --> 04:33.410
تخم مرغ و شرابِ شيرين رو تو يه کاسه مخلوط کن

04:33.477 --> 04:36.313
نبايد به چيزِ ديگه اي جز اين کار فکر کني

04:36.347 --> 04:38.716
فقط تمرکز کن و انجامش بده

04:57.034 --> 05:00.438
به اندازه ي کافي شيرين نشده... بيشتر بريز

05:03.641 --> 05:04.609
کافيه

05:09.647 --> 05:11.949
نــــــــــــه.... جهتِ هم زدنت اشتباهه

05:15.453 --> 05:17.355
با مچِ دستت محکمتر ضربه بزن

05:21.292 --> 05:22.560
بذار من انجامش بدم

05:39.110 --> 05:40.578
يه بار ديگه....
چشم

05:43.815 --> 05:46.551
درسته.... حالا اينجا خيلي حباب داريم

05:48.186 --> 05:50.055
تمرکز کن و به جاي ديگه اي نگاه نکن

06:26.258 --> 06:28.026
صاف پهنش کن

06:31.430 --> 06:35.200
درسته... اگه اونو صاف نکني بعد که پخته شد ظاهرِ وحشتناکي پيدا ميکنه

06:39.872 --> 06:41.440
اينجوري درسته ماريلا؟

06:41.540 --> 06:43.542
بذارش داخلِ فر

06:43.609 --> 06:46.779
و بعد اين وسايل رو مرتب کن

06:49.415 --> 06:50.616
ماريــــــلا...

06:51.650 --> 06:54.253
اين همون اتفاقسه که اگه حواست بهش نباشه ميفته

06:54.319 --> 06:55.421
بله

07:08.434 --> 07:11.670
سي دقيقه زمان ميبره.... و تو نبايد دزدکي نگاه کني

07:13.105 --> 07:14.974
ماتيو .... خوش اومدي

07:21.747 --> 07:23.449
چه بوي خوبي مياد

07:23.482 --> 07:26.685
اين بوي کيکيه که آنه براي امروز عصر پخته تا با چاي بخوريم

07:28.320 --> 07:30.423
درباره ي مزه اش نگران نباش

07:30.423 --> 07:32.892
اين کار رو شريکي انجام دادم

07:33.259 --> 07:34.794
با سرآشپزِ معروف ماريلا کاتبرت

07:34.860 --> 07:38.798
درسته.... نگران نيستم

07:38.831 --> 07:40.967
حتماً خيلي لذيذه

07:41.033 --> 07:44.403
و من بهترين چيزهامو توش ريختم

07:44.437 --> 07:46.472
اهميتي نداره... از اين کار پشيمون نيستم

07:47.373 --> 07:51.511
واقعاً اگه نتيجه ي کارت خوب از آمد درنياد من تعجب ميکنم که چطور ميخواي اين حرفو بزني

07:51.544 --> 07:52.812
آنه... بيا اينجا

07:52.845 --> 07:53.946
چشم

07:55.748 --> 07:58.351
دارم فکر ميکنم که اين يه فرِ جادوييه

07:58.418 --> 08:01.521
هر چيز که داخلش بره خوشمزه بيرون مياد

08:01.621 --> 08:03.222
من خوشحال نيستم

08:03.289 --> 08:07.393
چون نميدونم وقتي کيکم از اون تو بيرون بياد چجوري ميشه

08:07.460 --> 08:08.328
آنـــــــــــه

08:08.361 --> 08:13.299
اگه تو همينجور به صحبت کردن ادامه بدي فکر کنم کيکت تو فر تقريباً ميسوزه

08:13.366 --> 08:16.135
و رويات تبديل به واقعيت نميشه

08:20.139 --> 08:22.942
هرچند ميدونم اون بايد درست شده باشه.... اما بيا با اين امتحان کم

08:26.579 --> 08:28.248
اينو بهش فرو کن

08:32.118 --> 08:33.753
خوبــــــــه

08:35.388 --> 08:36.656
ماتيو

08:40.593 --> 08:42.562
خوب بنظر مياد

08:42.596 --> 08:44.230
چه بوي خوبي مياد

08:44.297 --> 08:46.266
من درستش کردم

08:46.299 --> 08:47.767
خانم, اين از پسش بر مياد؟ مشکلي پيش نمياره؟

08:47.801 --> 08:50.337
چه بي ادب.... البته که موفق ميشم

08:50.403 --> 08:51.671
درسته ماريلا؟

08:51.705 --> 08:54.674
اگه امتحانش نکني نميتونم خيلي مطمئن باشم

09:06.353 --> 09:07.421
بفرماييد از خودتون پذيرايي کنين

09:07.487 --> 09:08.455
چشم

09:12.292 --> 09:14.027
بفرماييد از خودتون پذيرايي کنين

09:14.027 --> 09:15.429
خوشمزه بنظر مياد

09:17.130 --> 09:19.099
لطفاً همه امتحانش کنن

09:19.132 --> 09:20.601
منم از خودم پذيرايي ميکنم

09:42.723 --> 09:45.259
هر چند يه کمي سفت شده
ولي چون اولين بار بود که سعيتو ميکردي

09:45.326 --> 09:46.293
بهت 70 امتياز ميدم

09:46.360 --> 09:47.328
اين عالـــــــــــــيه

09:47.361 --> 09:49.396
خانم... من بهش امتياز 90 ميدم

09:49.463 --> 09:51.799
آدم نبايد هر ياوه اي رو به زبون بياره

09:51.832 --> 09:53.434
بلــــــــــــه

09:53.500 --> 09:54.902
متشکرم

09:54.935 --> 09:56.770
تو چطور ماتيو؟

09:56.804 --> 10:03.844
خب 100.... ميشه يه تکه ديگه به من بدي؟

10:27.001 --> 10:30.671
من درستش کردم.... البته ماريلا کنارم مونده بود و بهم کمک ميکرد

10:31.839 --> 10:33.174
خيــــــــــــلي خوشمزه ست

10:34.775 --> 10:36.077
ماريلا بهم 70 امتياز داد

10:36.110 --> 10:37.779
جري بوت 90 امتياز

10:37.845 --> 10:41.282
اگر چه ماتيو چيزي نگفت.... ولي منظورش 100 بود

10:42.350 --> 10:43.818
من بهت 75 امنياز ميدم

10:43.885 --> 10:44.819
بزن به چاک

10:44.852 --> 10:46.254
شوخي کردم

10:48.423 --> 10:50.892
آنه من خيلي غمگينم

10:52.260 --> 10:56.798
مجبورم کنار جرتي پاي بشينم

10:56.864 --> 11:00.902
جرتي مدادش رو صدا ميده و

11:00.969 --> 11:02.770
اين خون رو تو رگهام منجمد ميکنه

11:02.804 --> 11:06.674
روبي گيليس با کمک يه سنگِ سحر آميز زگيلش رو با جادو از بين برد

11:06.708 --> 11:08.810
اگرچه من باورم نميشه

11:08.877 --> 11:10.178
زميانيکه هلالِ ماه تو آسمونه زگيلها از بين ميرن

11:10.178 --> 11:15.383
اون سنگ رو ميماله به زگيلش و بعد با شونه ي چپش سنگ رو دور مي اندازه

11:17.819 --> 11:22.991
اسم چارلي اسلون به همراه اسم ام وايت روي ديوار نوشته شده

11:23.058 --> 11:25.527
و ام وايت بابتش بشدت عصبانيه

11:25.560 --> 11:30.465
ام وايت وانمود ميکنه که اصلاً به اين قضيه اهميت نميده

11:30.498 --> 11:34.436
سم بولتر به آقاي فيليپس حرفاي زشتي زد و
آقاي فيليپس هم با شلاق زدش

11:34.502 --> 11:37.539
و پدر سم بولتر به مدرسه اومد

11:37.606 --> 11:41.910
و به آقاي فيليپس اخطار داد که ديگه دستش رو روي بچه ها بلند نکنه

11:42.711 --> 11:44.212
و راجع به گيلبرت بلايت ......

11:44.279 --> 11:46.782
من نميخوام راجع به اون چيزي بشنوم

11:50.252 --> 11:54.256
همه آرزو ميکنن که تو بزودي به مدرسه برگردي

11:54.322 --> 11:57.659
اين هم خوشحال کننده ست... هم ناراحت کننده

11:57.693 --> 12:01.163
اما من ديگه هيچوقت به مدرسه برنميگردم

12:03.031 --> 12:06.101
دايانا متاسفم که ناراحتت ميکنم

12:07.869 --> 12:09.404
اين نميتونه کمکي کنه

12:09.471 --> 12:11.373
اگر من نتونم بيام

12:11.406 --> 12:16.111
عوضش اينجا تو رو ميبينم و باهات بازي ميکنم.... همين کافيه

13:11.434 --> 13:13.836
من واقعاٌ بابت اون قضيه متاسفم

13:13.869 --> 13:15.905
منظورم اين نبود که تو رو دست بندازم

13:15.972 --> 13:19.942
من نميدونستم.... بخاطرش تو از مدرسه ميري

13:34.691 --> 13:37.860
آنه تو بلاخره نميخواي جوابِ گيلبرت رو بدي؟

13:37.960 --> 13:40.396
تو منظورمو ميدوني

13:40.430 --> 13:43.066
اما من هيچوقت گيلبرت بلايت رو اينطوري نديده بودم

13:43.132 --> 13:45.969
فکر ميکنم معنيش اينه که خيـــــــــــلي ازت معذرت ميخواد

13:46.002 --> 13:48.238
دلم نميخواد با گيلبرت بلايت صحبت کنم

13:48.304 --> 13:50.340
يا اينکه ببينمش

13:50.406 --> 13:53.076
تو واقعاً عجيبي

13:53.142 --> 13:55.678
درسته... من واقعــــــــاً عجيبم

13:55.745 --> 14:01.684
اما دايانا... اميدوارم تو احساسمو درک کني

14:19.369 --> 14:23.106
آنه... غذا خوردنت با جوجه ها چه فرقي داره؟؟؟

14:26.543 --> 14:28.812
بابتِ اون قضيه واقــــــــــعاً متاسفم

14:28.879 --> 14:30.013
من نميدونستم تو بخاطرش ميري

14:30.080 --> 14:31.181
نميدونستم بخاطرش ميري؟؟؟؟؟؟

14:37.054 --> 14:40.223
آنه تو هنوز هم ميتوني يه بار ديگه از سسِ پودينگ استفاده کني

14:40.290 --> 14:43.460
کمکم کن بذارمش اونجا.... يادت نره روشو بخوبي بپوشوني

14:46.596 --> 14:47.898
هويــــــــــــــــــــــج

14:47.965 --> 14:49.499
هويـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــج

14:49.566 --> 14:50.767
هويــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــج!!

14:56.874 --> 14:58.575
قابلِ بخشش نيست!

14:58.642 --> 15:00.544
آنه نشنيدي چي گفتم؟

15:00.577 --> 15:02.146
سس رو بدار

15:02.212 --> 15:03.247
چشم

15:06.316 --> 15:07.684
يادت باشه درش رو خوب بذاري

15:07.751 --> 15:08.852
چشم

15:14.058 --> 15:17.494
هويــــــــج.... اون فقط يه کمي خوش قيافه ست

16:05.343 --> 16:07.278
يادت باشه درش رو خوب بذاري

16:31.269 --> 16:33.371
بخاطرِ بي دقتيِ من اينطوري شد

17:19.518 --> 17:21.353
وقتي اينطوري شستمش ديگه بايد تميز شده باشه

17:24.022 --> 17:25.924
اما اون سس هنوز قابلِ خوردنه؟

17:25.991 --> 17:28.760
اگه ماريلا ازم پرسيد ميگم دادمش به خوکها

17:34.099 --> 17:36.535
اُه......... الان پاييزه

18:07.766 --> 18:10.035
چقدر احساساتمو برانگيخته ميکنه

18:10.102 --> 18:13.339
اما... چرا اينهمه رنگِ زيبا دار

18:13.405 --> 18:18.110
باور نکردنيه .... فقط بخاطرِ تغييرِ فصله

18:18.143 --> 18:20.679
درسته....
فرشته هاي جنگل بايد اينکارو کرده باشن

18:20.746 --> 18:26.152
اگه اونها نباشن نميتونه اين رنگهاي زرد و قرمزِ دوست داشتني بوجود بيان

18:27.153 --> 18:37.153
.:: @bollbolljan_com ::.

18:57.316 --> 18:58.451
آنه

18:59.318 --> 19:00.853
صبح بخير ماريلا

19:00.887 --> 19:02.588
تو با لباس خواب اينجا چي ميکني؟

19:02.588 --> 19:05.958
رنگها تغيير کردن

19:06.325 --> 19:07.560
اين دوست داشتني نيست؟

19:07.593 --> 19:09.896
پاييز از راه رسيده

19:09.929 --> 19:15.835
درسته... فرشته هاي جنگل رنگِ درختا رو تغيير دادن

19:15.868 --> 19:19.105
واقعاٌ اگه بزودي برف بباره به دردسر مي افتيم

19:19.138 --> 19:22.175
تمامِ محصولاتمون از بين ميره

19:22.208 --> 19:25.278
برايِ چي فرشته هاي جنگل با چشمِ معمولي ديده نميشن؟

19:26.513 --> 19:30.717
آنه کاملاً ماجراي سس رو فراموش کرده بود

19:30.750 --> 19:34.921
درحاليکه آنه مشغول چيدن سيب براي ماريلا بود

19:34.954 --> 19:39.826
آقا و خانمِ چستر رز از گرين گيبلز ديدن ميکردن

19:40.794 --> 19:46.166
ماريلا آماده ي پذيرايي از مهمونا ميشد

19:46.199 --> 19:48.635
در بعد از ظهر
آنه هم به مهمونا خوش آمد گفت

19:48.668 --> 19:53.273
و تصميم گرفت که يه دختر معمولي و مودب به نظر برسه

19:53.306 --> 19:58.612
خانم رز احساس خوبي بهش داشت

20:00.180 --> 20:04.117
هنگامي که بعد از ظهر رو به پايان بود...

20:05.152 --> 20:07.621
نه... اين امکان نداره

20:07.654 --> 20:09.389
تو چي فکر ميکني ماتيو؟

20:14.194 --> 20:17.731
اگر خواستيد از سس هم استفاده کنيد

20:22.669 --> 20:24.805
ماريلا .... تو نبايد از اين سسِ پودينگ استفاده کني

20:24.838 --> 20:27.808
يه موش افتاده بود توش

20:27.841 --> 20:29.877
يادم رفته بود بهت بگم

20:48.562 --> 20:51.465
راستش....

21:03.143 --> 21:06.881
خانمِ رز آدمِ خوبيه

21:06.914 --> 21:11.919
احساس روسياهي ميکنم وقتي به اين فکر ميکنم که اون درباره ي حرفم چي فکر ميکنه

21:13.154 --> 21:14.889
ماريلا بطور وحشتناکي آبروش رفته بود

21:14.922 --> 21:16.223
اما چيزي نگفت

21:16.257 --> 21:19.260
و در عوض مرباي توت فرنگي سرو کرد

21:19.293 --> 21:22.029
به من هم تعارف کرد

21:22.063 --> 21:24.365
ولي من نتونستم يه ذره هم بخورم

21:24.398 --> 21:28.736
مثل آدمي بودم که رو سرش يه کُپه ذغال بريزن.... روسياه بودم

21:39.714 --> 21:45.486
بعد از رفتن آقا و خانمِ رز ماريلا حسابي سرزنشم کرد

21:45.520 --> 21:50.058
اما دايانا بعد از اينکه اون بطري رو ديدم

21:50.091 --> 21:53.761
ميليونها سال هم نميتونم اون رو فراموش کنم

21:54.929 --> 21:58.900
اما چرا فراموش کردي درِ شيشه رو ببندي؟

22:00.768 --> 22:04.572
چون داشتم راجع به شيريني و شکلات فکر ميکردم

22:04.606 --> 22:07.008
هر چند مزه ي اونا رو دوست داشتم

22:07.041 --> 22:12.447
ولي من دنبال يه چيزِ متفاوتم.... فکر نميکني اين حسِ رمانتيکيه؟

22:13.448 --> 22:14.849
درست مثل تو

22:16.851 --> 22:22.056
اين منظره بزودي رنگش قرمز ميشه

22:22.090 --> 22:24.459
پاييز خيــــــــــــــــــــــلي رمانتيکه

22:24.492 --> 22:25.694
درسته

22:27.962 --> 22:33.001
بخاطر شکست از گيلبرت بلايت

22:33.034 --> 22:36.738
آنه حقيقت رو به دوست صميميش دايانا نگفت

22:52.487 --> 22:55.991
بخاطرِ اينکه آنه گفته بود

22:56.024 --> 22:59.027
دايانا 2,3 فنجان شراب ِ توت فرنگي نوشيد....