﻿WEBVTT

00:13.236 --> 00:23.236
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:26.811 --> 01:30.882
قسمت هجدهم : آنه زندگيِ ميني مي رو نجات ميده

01:37.054 --> 01:40.358
بعد از اينکه آنه دوباره مدرسه رفتن رو شروع کرد

01:40.391 --> 01:45.163
ماريلا بدبينانه در انتظار مشکلاتِ بيشتري بود

01:45.196 --> 01:48.266
اما هيچ کدوم اتفاق نيفتادن

01:48.299 --> 01:51.135
شايد آنه ميني اندروز رو الگوي خودش کرده بود

01:51.169 --> 01:56.207
و اون ميدونست که توي کلاس درس هيچکس از گيلبرت بلايت بيشتر نيست

01:56.240 --> 01:59.010
بنابراين روي درس خوندن متمرکز شد

01:59.043 --> 02:02.413
و ديگه مشکلي ايجاد نکرد

02:02.447 --> 02:05.483
در ماهِ دسامبر

02:05.483 --> 02:11.890
آنه و گيلبرت بعنوان دانش آموزان ممتاز به کلاس پنجم رفتند

02:18.863 --> 02:24.636
All things great are wound up
with all things little.

02:25.837 --> 02:33.578
در ژانويه ي آينده در کانادا انتخابات برگزار ميشد و نخست وزير ميخواست به جزيره ي پرنس ادوارد بيا و در اين باره سخراني کنه

02:33.612 --> 02:38.016
اين ميتونه هيچ ربطي به سرنوشتِ

02:38.049 --> 02:41.820
آنه شرليِ کوچک ما از گرين گيبلز نداشته باشه

02:41.853 --> 02:44.589
اما داره

02:44.623 --> 02:48.059
شوهر خانم ليند ميتونست رانندگي کنه

02:48.093 --> 02:54.966
و اين تنها شانسه که نخست وزير رو از نزديک ببينم

02:55.000 --> 02:57.903
درسته ! نگران نباش و برو

02:57.936 --> 03:00.739
حواليِ فردا ظهر برميگردم

03:00.772 --> 03:02.474
آنه .... من بخاطرِ همه چيز روت حساب ميکنم

03:03.241 --> 03:04.209
مواظبِ خودت باش

03:05.244 --> 03:10.282
بخاطر همين قضيه ماريلا و خانم ليند که تب و تابِ سياست داشتند

03:10.315 --> 03:14.353
راهيِ شهرِ شارلوت شدن که در 30 مايلي اونجا بود

03:17.556 --> 03:21.527
بنابراين , وقتيکه اونا داشتن از اين ملاقات لذت ميبردن

03:21.560 --> 03:26.331
آنه و ماتيو هم شاديِ خودشون رو تو آشپزخونه ي گرين گيبلز داشتن

03:27.066 --> 03:28.400
بخاطر اينکه آنه تو امتحانِ فردا از گيلبرت بلايت پيروز بشه

03:28.434 --> 03:32.304
پشت ميز نشسته بود و با عزمِ راسخ مشغول خوندن درسهاش بود

03:32.338 --> 03:37.009
ماتيو روي مبل نشسته بود و چرت ميزد

03:39.245 --> 03:42.214
ماتيو... وقتي مدرسه ميرفتي بهتون هندسه هم درس ميدادن؟

03:44.817 --> 03:47.520
خب نه... نه ... من بلد نيستم

03:47.553 --> 03:49.388
آرزو داشتم بلد بودي

03:49.421 --> 03:52.024
چون اونوقت ميتونستي با من همدردي کني

03:53.292 --> 03:57.063
هندسه موضوعيه که ميتونه زندگيِ منو شکل بده

03:57.096 --> 03:59.498
من تو اين درس خيلي کودنم ماتيو

03:59.532 --> 04:02.535
بله... اما من اينطوري فکر نميکنم

04:02.568 --> 04:06.639
احساس ميکنم که اگه تو به سختي درس بخوني موفق ميشي

04:06.672 --> 04:09.408
هفته ي پيش ت فروشگاهِ بلير تو کارمدي

04:09.442 --> 04:11.577
آقاي فيليپس رو ديدم و بهم گفت

04:11.611 --> 04:18.251
تو باهوش ترين دانش آموز مدرسه هستي و

04:18.317 --> 04:22.121
و خيلي سريع درس رو درک ميکني

04:26.826 --> 04:32.432
اونجا همه از تدي فيليپس انتقاد ميکنن و ميگن که اون هوش کافي رو براي اينکه معلم باشه نداره

04:32.465 --> 04:36.536
اما من فکر ميکنم اون خيلي خوبه

04:36.569 --> 04:41.841
آقاي فيليپس تقريبا هر شب به ديدنِ پريسي ميره

04:41.841 --> 04:44.711
اون ميگه که به پريسي تو درسهاش کمک ميکنه

04:45.078 --> 04:48.348
اما ميراندا اسلون هم براي کوئين درس ميخونه

04:48.381 --> 04:50.083
و اون خيلي هم از پريسي کندذهن تره

04:50.116 --> 04:53.286
پس من فکر ميکنم اون خيلي بيشتر از پريسي به کمک نياز داره

04:54.287 --> 04:56.156
درسته

04:58.391 --> 05:00.994
حالا ماريلا داره چيکار ميکنه؟

05:01.027 --> 05:05.365
خانم ليند گفته اگه زنها هم حقِ راي داشتن

05:05.398 --> 05:07.834
ما بزودي شاهدِ تغييراتِ خوبي بوديم

05:07.867 --> 05:10.236
تو ميخواي به کي راي بدي ماتيو؟

05:10.270 --> 05:11.671
به حزبِ اصولگرا

05:11.705 --> 05:13.606
پس من هم به اصولگرها راي ميدادم

05:13.640 --> 05:15.342
خوشخالم چون گيل

05:15.375 --> 05:18.812
يعني بعضي از پسراي کلاس طرفدار اصلاح طلبها هستن

05:18.845 --> 05:21.848
حدس ميزنم آقاي فيليپس هم طرفدار اصلاح طلبها باشه

05:21.882 --> 05:24.251
چون پدر پريسي اندروز يکي از اونهاست

05:24.251 --> 05:28.255
و روبي گيليس ميگه... وقتي که يه مرد عاشق کسي ميشه و ميخواد باهاش ازدواج کنه

05:28.622 --> 05:34.394
اون بايد در دين تابع مادر دختر و در سايت تابع پدر دختر باشه

05:34.428 --> 05:35.695
اين حرف درسته؟

05:35.729 --> 05:39.199
خب... من نميدونم

05:40.233 --> 05:43.136
تو تا به حال خواستگاري نرفتي ماتيو؟

05:44.271 --> 05:47.741
خب ... نه... تا حالا نرفتم

05:47.774 --> 05:50.110
اين بايد نسبتاً کار جالبي باشه ماتيو... اينطور فکر نميکني؟

05:51.478 --> 05:55.849
روبي گيليس ميگه وقتي بزرگ بشه تصميم داره

05:55.883 --> 05:58.385
کُلي پسراي شيک پوش مثل قطار دورش رو ميگيرن و همه شون هم ديوونه اش هستن

05:59.887 --> 06:03.590
من ترجيح ميدم فقط يه نفر منو تو فکرش داشته باشه

06:06.693 --> 06:09.863
خب... بهتره که من درسم رو تموم کنم

06:09.897 --> 06:13.867
به خودم اجازه نميدم کتاب جديدي که جين بعم قرض داده رو بخونم... قبل از اينکه درسم رو تموم کنم

06:13.901 --> 06:16.370
اما اين بشدت وسوسه انگيزه

06:16.437 --> 06:21.442
حتي زمانيکه پشتم رو به اون ميکنم هم ميتونم به سادگي ببينمش

06:21.475 --> 06:25.446
ميخوام کتاب رو بذارم تو کمدِ اتاقِ نشيمن و درش رو قفل کنم

06:25.446 --> 06:28.883
ماتيو لطفاً تا زمانيکه من درسم رو مرور ميکنم کليد رو نگهدار

06:29.283 --> 06:33.053
هر چي هم که بهت التماس کردم کليدو بهم نده

06:33.087 --> 06:37.558
اينکه نتونم کليد رو بگيرم از اين وسوسه بهتره

06:37.591 --> 06:38.559
آنه

06:43.531 --> 06:44.832
دايانا؟

06:45.866 --> 06:47.835
دايانا چي شده؟

06:47.868 --> 06:49.804
بلاخره دلِ مادرت به رحم اومد؟

06:51.172 --> 06:54.642
اُه آنه زود بيا بريم... ميني مي شديداً مريضه

06:55.843 --> 06:58.946
مري جو ميگه اون خروسک گرفته

06:58.980 --> 07:00.348
خروسک؟

07:00.348 --> 07:05.253
پدر و مادرم به شهر رفتن و هيچکسي نيست که بره دکتر خبر کنه

07:07.054 --> 07:11.559
حالِ ميني مي خيلي بده و مري جو چيزي در موردش نميدونه

07:11.592 --> 07:14.061
اُه آنه... من خيلي ميترسم

07:14.095 --> 07:16.064
چطور ميني مي اينو گرفته؟

07:16.097 --> 07:17.365
اون واقعاً خروسکه؟

07:17.398 --> 07:20.301
نميدونم اما بنظر ميرسه تنفسش قطع شده

07:26.541 --> 07:30.545
ماتيو رفت اسبش رو زين کنه و براي آوردنِ دکتر به کارمدي بره

07:30.578 --> 07:32.981
باورم نميشه بتونه تو کارمدي يه دکتر پيدا کنه

07:33.014 --> 07:36.951
ميدونم که دکتر بلير به شهر رفته و حدس ميزنم که دکتر اسپنسر هم رفته باشه

07:36.985 --> 07:40.021
فقط اگه خانمِ ليند اين نزديکي باشه ....

07:42.557 --> 07:44.492
گريه نکن دايانا

07:44.526 --> 07:47.061
ماتيو حتماً يه دکتر پيدا ميکنه

07:47.095 --> 07:50.899
و من کاملاً بلدم با کسي که خروسک گرفته بايد چيکار کرد

07:50.932 --> 07:55.637
فراموش کردي خانمِ هاموند 3 بار دوقلو بدنيا آورد؟

07:55.670 --> 07:57.572
از اونجايي که من بخوبي ازشون پرستاري ميکردم

07:57.605 --> 07:59.975
تجربه ي زيادي در اين باره دارم

08:00.008 --> 08:03.545
صبر کن من بطري عرق الذهب (نوعي داروي گياهي) رو بردارم....حالا بيا بريم

08:11.720 --> 08:14.723
راه جنگلي با برف بسته شديم... نميتونيم ازش استفاده کنيم

08:14.756 --> 08:16.858
خب بايد از جاده ي عشاق بريم

08:44.453 --> 08:46.421
بنظرت اونجا دکتري هست؟

08:46.455 --> 08:48.557
نگران نباش... يکي پيدا ميکنه

08:50.893 --> 08:54.763
اگر چه آنه دلش بحال ميني مي ميسوخت

08:54.797 --> 08:57.032
اما اين واقعاً براش لذت بخش بود که داره ميره تا مشکلي رو حل کنه

08:57.066 --> 09:03.439
و اين خيلي شيرينه که اون شخص دوست صميميت باشه که مدتي طولاني از هم دور بوديد

09:21.790 --> 09:23.225
ميني مي چطوره؟

09:24.226 --> 09:26.095
دايانا اين خطرناکه

09:26.128 --> 09:27.463
اين خيـــــــــلي خطرناکه

09:29.098 --> 09:30.266
ميني مي

09:36.238 --> 09:38.240
ميني مي احساسِ بدي داري؟

09:40.309 --> 09:42.144
ميني مي بهم جواب بده

09:42.178 --> 09:45.314
نه دايانا... اون حالا نميتونه بهت جواب بده

09:47.650 --> 09:50.453
ميني مي حتماً خروسک گرفته

09:51.721 --> 09:55.224
اون حالش خيلي بده... ولي من بدتر از اون رو هم ديدم

09:55.258 --> 09:56.793
ميني مي

09:56.826 --> 09:59.028
اول ما بايد مقدارِ زيادي آب گرم داشته باشيم

10:01.664 --> 10:03.433
چرا اينجا هيچ آبي نيست

10:03.466 --> 10:06.936
مري جو... ممکنه مقداري هيزم تو اجاق بذاري؟

10:06.969 --> 10:09.972
تو بايد بدوني که سرماي هوا باعث بدتر شدن مرضِ خروسک ميشه... اينو نميدوني؟

10:14.477 --> 10:18.281
لطفاً قبل از اينکه آتش رو روشن کني دو سطلِ پر آب بيار

10:18.314 --> 10:22.218
حالا ما بايد لباسهاي ميني مي رو کم کنيم و بذاريم به راحتي نفس بکشه

10:22.252 --> 10:26.122
دايانا ميتوني برام مقداري لباس پشميِ نرم پيدا کني؟

10:26.156 --> 10:27.290
بله

10:49.279 --> 10:52.015
بسيار خوب... ميني اينو بخور

10:54.618 --> 10:57.020
خيلي خوشمزه ست... دهنتو باز کن

10:57.053 --> 10:59.923
ميني مي لطفاً اينو بخور

11:03.493 --> 11:05.195
ميني مي

11:42.900 --> 11:45.069
چرا هيچ دکتري اينجا نيست

11:45.102 --> 11:48.472
ما نميتونيم يکي پيدا کنيم؟ اين خيلي ضروريه

11:48.505 --> 11:50.908
دايانا... لطفاً آروم باش

11:51.809 --> 11:52.810
مري جو

11:52.843 --> 11:56.380
لطفاً بي سر و صدا اون پنجره رو باز کن.... اينجا خيلي گرمه

12:24.208 --> 12:26.210
همانطوري که دايانا نگران بود

12:26.243 --> 12:31.082
دکترهاي کارمدي به شهر شارلوت رفته بودن

12:32.283 --> 12:35.653
بدون هيچ انتخابي... ماتيو مجبور بود به اسپنسرويل بره

13:37.148 --> 13:39.651
آنه ميني مي عجيب غريب شده

13:53.465 --> 13:55.100
آنه... مشکلي وجود نداره؟

13:55.133 --> 13:56.902
هر مشکلي

13:56.935 --> 13:59.204
امـــــــم.... بايد اينطور ميشد

14:04.977 --> 14:08.647
وقتي که ماتيو با يه دکتر برگشت

14:08.680 --> 14:11.250
ساعت سه بود

14:43.949 --> 14:45.384
دکتر؟

14:45.417 --> 14:50.589
نگران نباش... اون دوره ي بحران رو پشت سر گذاشته

14:50.623 --> 14:51.891
ميني مي

14:53.159 --> 14:56.495
ميني... اين فوق العاده ست... خيلي خوبه

15:06.906 --> 15:09.475
شما بخوبي ازش مواظبت کردي

15:09.508 --> 15:12.778
من نزديک بود نا اميد بشم

15:12.812 --> 15:14.947
وقتيکه آخرين قاشق از عرق الذهب رو خورد

15:14.981 --> 15:17.283
به خودم گفتم

15:17.316 --> 15:25.057
اين آخرين اميدمه... ميترسيدم که بي فايده باشه

15:26.259 --> 15:28.294
اما حدود سه دقيقه ي بعد

15:28.327 --> 15:33.666
اون سرفه کرد و خلطها رو بالا آورد و حالش بهتر شد

15:33.699 --> 15:38.037
شما فقط بايد تصور کنين که من چجوري بهش کمک کردم... چون من نميتونم با گلمات منظورمو بيان کنم

15:38.938 --> 15:42.075
ام... من فهميدم... تو کارِ سختي کردي

15:42.108 --> 15:45.311
من به بقيه ي معالجش رسيدگي ميکنم... تو برو استراحت کن

15:45.311 --> 15:47.647
چشم... خيلي متشکرم دکتر

15:47.914 --> 15:49.582
آنه ... آنه

15:49.616 --> 15:51.050
آنه , ازت ممنونم

16:21.748 --> 16:24.551
اُه ماتيو ... صبحِ شگفت انگيزي نيست؟

16:24.584 --> 16:29.656
بنظر ميرسه که خدا فقط اين جهان رو براي لذت بردنش خلق کرده

16:33.326 --> 16:37.497
من خيلي خوشحالم که خانم هاموند سه جفت دوقلو پشت سر هم به دنيا آورد

16:37.497 --> 16:40.066
اگه اينطور نبود

16:40.434 --> 16:43.236
من نميدونستم که براي کمک به ميني مي بايد چيکار کنم

16:44.571 --> 16:48.308
اما , اُه من خيلي خوابم مياد

16:48.342 --> 16:50.644
نميتونم به مدرسه برم

16:50.677 --> 16:54.247
فقط ميدونم که نميتونم چشمامو باز نگهدارم

16:54.281 --> 16:57.284
اما من متنفرم از اينکه تو خونه بمونم و گيل... يعني بقيه

16:57.284 --> 17:01.088
بچه هاي کلاس دوباره ازم جلو بيفتن

17:05.492 --> 17:10.664
خب حالا... درباره ي مدرسه نگران نباش

17:10.697 --> 17:13.801
اول برو خوب استراحت کن

17:26.947 --> 17:31.619
اون دختر کوچولوي موقرمز ... آنه... انقدر باهوش بود که همه ي کارا رو انجام داده بود

17:33.254 --> 17:36.790
بهتون ميگم اون جون بچه تون رو نجات داد

17:36.824 --> 17:41.462
چون زمانيکه من رسيدم خيلي دير شده بود

17:41.495 --> 17:47.134
من تا حالا بچه اي نديدم که اينقدر خونسرد باشه ... اون بعنوان فرزند بچه ي خيلي خوبيه

17:47.168 --> 17:51.305
زمانيکه داشت قضيه رو برام توضيح ميداد چشماش برق ميزد

17:52.907 --> 17:54.875
ديگه بايد برم

17:56.010 --> 17:58.179
متشکرم دکتر

17:58.212 --> 18:01.349
شما بايد از اون دختر کوچولو تشکر کنين

18:24.439 --> 18:26.207
خوش اومدي

18:26.240 --> 18:27.608
اُه ماريلا نخست وزير رو ديدي؟

18:27.608 --> 18:29.177
اون چه شکليه؟

18:29.544 --> 18:34.082
خب اون بخاطر قيافش مقام نخست وزيري رو بدست نياورده

18:34.115 --> 18:36.818
ميتوني براي خودت ميقداري غذا برداري

18:36.851 --> 18:38.353
حدس ميزنم که گرسنه اي

18:38.386 --> 18:41.256
من واقعاً گرسنه ام

18:41.289 --> 18:43.558
ماتيو راجع به اتفاقِ ديشب بهم گفت

18:43.591 --> 18:46.594
خوشبختانه تو ميدونستي چيکار بايد بکني

18:46.628 --> 18:49.030
من خودم بلد نيستم که اينجور وقتها چيکار بايد بکنم

18:49.063 --> 18:52.000
چون من تا حالا کسي که خروسک گرفته باشه رو نديدم

18:58.373 --> 19:00.742
خانم باري امروز بعد از ظهر مياد اينجا

19:00.775 --> 19:04.446
اون اومده بود تو رو ببينه ولي من نخواستم بيدارت کنم

19:05.246 --> 19:09.484
اون ميگفت تو جون ميني مي رو نجات دادي

19:09.517 --> 19:12.921
و اينکه درباره ي گذشته خيلي متاسفه

19:12.954 --> 19:17.659
حالا ميدونه که تو عمداً دايانا رو مست نکردي

19:17.692 --> 19:23.965
اميدوارم تو اونو ببخشي و دوباره با دايانا دوستاي خوبي باشين

19:23.999 --> 19:28.870
امروز غروب هرجا خواستي ميتوني بري

19:28.904 --> 19:30.739
اُه ماريلا من ميتونم همين الان برم

19:30.739 --> 19:32.708
بدون اينکه ظرفهامو بشورم؟

19:33.041 --> 19:35.143
وقتي برگشتم اونا رو ميشورم

19:35.177 --> 19:37.446
اما تو اين لحظه هيجان زده ام

19:37.479 --> 19:42.150
نميتونم با کارهايي که رمانتيک نيست رابطه برقرار کنم مثل ظرف شستن

19:42.184 --> 19:46.455
راجع به ظرفها نگران نباش... اما يه چيزي بخور

19:46.488 --> 19:48.357
هــــــي.... آنه.... آنــــــه

19:51.493 --> 19:54.263
بهتره که من با باد صحبت کنم

19:54.296 --> 19:57.599
اون بدون کلاه و شنلش رفت... اميدوارم سرما نخوره

19:58.600 --> 20:08.600
.:: @bollbolljan_com ::.

20:09.278 --> 20:10.913
دايانا

20:10.946 --> 20:12.114
آنه

20:57.860 --> 21:03.199
اگه همونطوري که من دوستت دارم تو هم منو دوست داشته باشي

21:03.232 --> 21:08.104
هيچ چيز جز مرگ نميتونه مارو از هم جدا کنه

21:22.018 --> 21:23.853
دايانا

21:23.886 --> 21:25.755
وقتي فردا به مدرسه برگرديم

21:25.788 --> 21:31.895
ميرم و از آقاي فيليپس ميخوام که اجازه بده دوباره ما کنار هم بشينيم

21:31.928 --> 21:35.398
من هم داشتم به همين فکر ميکردم

21:41.805 --> 21:45.542
براي اولين باره که من تافي  درست ميکنم ... درست انجامش دادم؟

21:45.575 --> 21:48.178
مشکلي نداره... فقط الان بايد بکشيمش

21:49.112 --> 21:50.480
بکشيم

22:03.727 --> 22:04.661
چقدر بامزه ست

22:04.694 --> 22:05.829
درسته

22:09.900 --> 22:12.002
همه چيز مرتبه؟

22:27.985 --> 22:29.820
فراموشش کن... اشکالي نداره

22:53.744 --> 22:55.379
ممنونم خاله

23:02.186 --> 23:05.289
خداحافظ... فردا ميبينمت

23:05.322 --> 23:07.758
شب بخير آنه

23:09.260 --> 23:11.161
شب بخير

23:18.502 --> 23:20.671
ميز چاي رو خيلي با سليقه چيده بودن

23:20.704 --> 23:23.441
خانمِ باري مثل يه مهمونِ مهم با من رفتار کرد

23:23.474 --> 23:26.010
و بهترين سرويسِ چيني اش رو براي پذيرايي از من استفاده کرد

23:26.043 --> 23:30.014
نميتونم بهت بگم که چقدر هيجان زده بودم

23:30.047 --> 23:33.117
اين باعث ميشد احساس کنم بزرگ شدم

23:33.150 --> 23:37.822
من واقعاً خوشحالم... بله... با وجود موهاي قرمزم

23:37.855 --> 23:40.958
فقط الانه که من يه حس روحاني بالاتر از ناراحتي واسه موهاي قرمزم دارم

23:40.992 --> 23:45.363
ميبيني... قبلاً اينقدر خوشحال نبودم ماريلا

23:46.497 --> 23:48.633
ميدونم امروز خيلي خسته شدي

23:48.666 --> 23:51.335
فردا بايد به مدرسه بري... خوب استراحت کن

23:51.369 --> 23:53.571
شب بخير دايانا

24:18.329 --> 24:24.102
دايانا آنه رو به کنسرت دعوت ميکنه

24:25.329 --> 24:28.102
قسمت بعدي : تولدِ دايانا

24:29.329 --> 24:32.102
تماشا کنيد و لذت ببريد