﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:26.487 --> 01:30.191
آن شرلي با موهاي قرمز قسمت بيست و دوم
ترکيباتِ اشتباه

01:31.993 --> 01:33.995
دوشنبه و سه شنبه

01:33.995 --> 01:37.198
تدارکاتِ زيادي در گرين گيبلز فراهم ميشد

01:37.498 --> 01:41.302
داشتن مهمانهايي مثل کشيش و همسرش بصرفِ چاي مسئوليت کاملاً جدي ايه

01:41.369 --> 01:45.306
ماريلا مصمم بود تا کاري کنه که از

01:45.373 --> 01:46.908
همه ي خانمهاي خانه دارِ اونلي با سليقه تر به چشم بياد

01:46.975 --> 01:53.081
آنه هم هيجان زده از کمک کردن به ماريلا لذت ميبرد

01:53.148 --> 01:54.282
هيچ چيز جز اين

01:54.349 --> 02:00.689
براش مهم نبود که در کنارِ ماريلا شايستگي هاي خودش رو نشون بده

02:00.755 --> 02:06.962
و ماتيو هم اصلاً موضوع رو نميدونست

02:07.028 --> 02:12.767
اونا ميترسيدن اگه ماتيو بويي از ماجرا ببره اون روز رو خونه نمونه

02:12.834 --> 02:14.669
عصر سه شنبه

02:14.736 --> 02:16.705
وقتي آنه و دايانا توي جنگل

02:16.738 --> 02:18.807
لب رودخونه نشسته بودن آنه به دايانا گفت :

02:18.840 --> 02:21.143
همه چيز آماده ست دايانا

02:21.209 --> 02:25.914
بجز کيکي که من بايد فردا صبح درست کنم

02:27.282 --> 02:31.019
من و ماريلا اين دو روز بخاطر تدارک ديدن واسه مهموني خيلي مشغول بوديم

02:31.053 --> 02:34.623
اين مسئوليتِ مهميه که خانواده ي کشيش رو براي چاي دعوت کني

02:35.757 --> 02:38.560
ما دو جور ژله درست کرديم

02:38.594 --> 02:43.365
قرمز و زرد

02:43.398 --> 02:48.770
و کِرِم و پايِ ليمو

02:48.837 --> 02:51.073
و پايِ گيلاس و 3 مدل شيريني

02:51.106 --> 02:55.077
و کيکِ ميوه اي و مرباي معروفِ زرد آلوي ماريلا

02:55.110 --> 02:58.881
و کلوچه

02:58.914 --> 03:00.883
و کيک چند لايه

03:00.916 --> 03:03.218
دوازده تـــــــــــــــــــــــا؟؟؟

03:03.252 --> 03:08.824
وقتي به کيکِ چند لايه ام فکر ميکنم بدنم سرد ميشه

03:08.857 --> 03:12.795
اُه دايانا اگه خوب از کار درنياد چيکار کنم؟

03:12.828 --> 03:17.800
ديشب خواب ديدم که دارم از يه غولِ وحشتناک

03:17.833 --> 03:20.836
که سرش يه کيکِ چند لايه بود فرار ميکنم

03:23.572 --> 03:26.075
غولِ کيکي؟

03:26.108 --> 03:28.844
اما آنه مطمئنم که بخوبي انجامش ميدي

03:28.878 --> 03:30.780
واقعاً اينطوري فکر ميکني؟

03:30.780 --> 03:35.251
اون کيکهايي که تو دو هفته پيش واسه ي ناهارمون تو استراحتگاهِ وحشي پخته بودي فوق العاده بودن

03:35.584 --> 03:37.920
دايانا تو حقيقتاً دوستِ صميميِ مني

03:37.953 --> 03:43.592
اما کيک ها هميشه خوب از کار درنميان

03:43.626 --> 03:48.798
گمان ميکنم بايد فقط به مشيتِ الهي اعتماد کنم

03:48.831 --> 03:54.203
و تو ريختنِ آرد دقت کنم

03:59.842 --> 04:01.778
اُه ببين دايانا

04:01.844 --> 04:03.546
چه رنگين کمون قشنگي

04:03.579 --> 04:05.481
واقعاً

04:20.997 --> 04:25.134
فکر نميکني بعد از اينکه ما رفتيم پريِ جنگل بياد و

04:25.168 --> 04:27.871
از اين رنگين کمون بعنوانِ شال استفاده کنه

04:27.904 --> 04:32.075
تو که ميدوني اينجا هيچ پريِ جنگلي وجود نداره

04:35.812 --> 04:40.417
اما اين خيلي آسونه که تصور کنيم اينجا هست

04:40.450 --> 04:44.621
هر شب قبل از اينکه بخوابم از پنجره ي اتاقم به بيرون نگاه ميکنم

04:45.822 --> 04:48.491
و فکر ميکنم که پريِ جنگلي واقعاً اينجا نشسته

04:48.525 --> 04:53.029
و موهاش رو در آينه ي پريها شونه ميزنه

05:09.746 --> 05:13.183
بعضي وقتها صبحِ زود روي شبنمها

05:13.216 --> 05:17.287
دنبالِ ردِ پاش ميگردم

05:17.320 --> 05:19.289
پيداش هم کردي؟

05:20.190 --> 05:25.495
اُه دايانا... ايمانت به پري هاي جنگلي رو از دست نده

05:31.168 --> 05:32.703
درک ميکنم

05:32.736 --> 05:35.439
به تو و پريِ جنگلي اعتقاد دارم

05:45.983 --> 05:49.620
صبحِ چهارشنبه از راه رسيد

06:04.268 --> 06:06.437
مشکل کجاست؟ يعني سرما خوردم؟

06:10.341 --> 06:11.909
صبح بخير ماريلا

06:13.778 --> 06:16.480
چرا صبحِ به اين زودي بيدار شدي؟

06:16.514 --> 06:19.250
چون امروز ميتونم خانمِ آلن رو ملاقات کنم

06:19.283 --> 06:21.786
چطور انتظار داري که بتونم بخوابم

06:23.220 --> 06:28.092
ولي اونا بعد از ظهر ميان... ما زمانِ زيادي داريم

06:30.027 --> 06:31.762
چي شده؟

06:31.796 --> 06:34.165
شايد سرما خورده باشم

06:34.198 --> 06:38.369
بايد بخاطرِ اين باشه که توي بهار اينقدر غروبها آب بازي ميکني

06:38.369 --> 06:42.807
چيکار بايد بکنم؟ بايد کيکِ مهمم رو بپزم

06:43.141 --> 06:46.544
آروم باش... همه چيز درست ميشه

06:46.577 --> 06:48.546
نبايد بخاطرش نگران باشي

06:48.579 --> 06:50.314
برو يه کم ديگه بخواب

06:51.282 --> 06:52.950
نميتونم اينکارو بکنم

06:54.619 --> 06:57.522
بلاخره عطسه هاي آنه موقعِ صبحانه بند اومد

06:57.555 --> 07:00.658
و اون تشخيص داد که سرما خورده

07:03.161 --> 07:05.763
ماتيو

07:05.797 --> 07:10.235
ما کشيشِ جديد و همسرش رو امروز بعد از ظهر بصرفِ چاي دعوت کرديم

07:11.336 --> 07:15.073
تو هم بايد حضور داشته باشي

07:15.106 --> 07:20.311
بسيار خوب... بهتره برم يه سري به اسبها بزنم

07:20.345 --> 07:23.014
ماتيو... لطفاً جايي نرو!!

07:23.047 --> 07:27.185
اينکارو نکن... تو سرپرسته اين خونه اي

07:27.218 --> 07:32.957
درسته ولي من احساسِ ناراحتي ميکنم

07:32.991 --> 07:36.728
من... من بهتره حضور نداشته باشم

07:36.761 --> 07:38.229
ماتيـــــو

07:39.564 --> 07:41.900
ما عذاهاي خوشمزه ي زيادي تهيه کرديم

07:41.933 --> 07:45.036
و اون 2 نفر آدمهاي خيلي خوبي هستند

07:45.070 --> 07:47.939
تو ميخواي بيرون بموني و خونه نياي؟

07:47.973 --> 07:52.310
اُه باشه... چي ميتونم بگم....

07:52.344 --> 07:58.483
من فقط... فقط.... حس ميکنم دارم آنفلوآنزا ميگيرم و بايد استراحت کنم

08:00.619 --> 08:05.190
ماريلا , ماتيو تو ملاقاتِ امروز حاضر نميشه... اون کمترين علاقه اي به اين مهموني نداره

08:08.093 --> 08:10.095
ميرم با ماتيو حرف ميزنم

08:10.128 --> 08:14.466
فراموش نکن... ماتيو وقتي تصميمي ميگيره ديگه نظرش رو عوض نميکنه

08:14.499 --> 08:16.101
اگه تو تميز کردنِ خونه عجله نکني

08:16.134 --> 08:18.570
موفق نميشي کيکت رو بپزي

08:45.965 --> 08:48.200
يعني اين واقعاً خمير مايه ست؟

09:26.439 --> 09:27.607
حاضره

09:42.522 --> 09:46.559
ماريلا مطمئنم که اين دفعه ديگه چيزي رو فراموش نکردم

09:49.429 --> 09:51.664
اما فکر ميکني که پف ميکنه؟

09:51.698 --> 09:55.068
فقط فکر ميکنم شايد خمير مايه اش خوب نباشه

09:55.101 --> 09:58.204
من از خمير مايه ي جديد استفاده کردم

09:58.238 --> 09:59.839
خانمِ ليند ميگه : هيچ وقت نبايد ازش مطمئن باشي

09:59.873 --> 10:01.708
اين روزها همه چيز تقلبي شده

10:01.741 --> 10:05.178
وقتي که چيزِ تقلبي اي ميبينه

10:05.211 --> 10:08.681
ميگه که دولت بايد به اين چيزا اهميت بده

10:08.715 --> 10:12.919
ما بايد بذاريم دولت کار خودش رو بکنه

10:12.952 --> 10:14.587
سرماخوردگيت بهتر شده؟

10:14.587 --> 10:17.290
آره حالم خوبه

10:17.624 --> 10:18.858
ولي ماريلا

10:18.892 --> 10:22.929
اگه کيک پف نکنه چيکار بايد بکنيم؟

10:22.963 --> 10:27.467
ما بجز اين چيزهاي زيادي داريم

10:33.306 --> 10:36.576
بهرحال کيک پف کرد

10:36.610 --> 10:39.780
و وقتي از فر بيرون اومد براق بود و روش پر از حبابهاي طلايي بود

10:41.882 --> 10:43.583
آنه از خوشحالي قرمز شده بود

10:43.617 --> 10:47.654
بين لايه ها رو با ژله ي قرمز پر کرد

10:57.531 --> 11:04.872
توي خيالش خانمِ آلن رو ديد که کيک رو ميخوره و درخواستِ چيزِ ديگه اي نميکنه

11:08.675 --> 11:10.377
آنه اين واقعــــــــــــــاً خوشمزه ست

11:10.410 --> 11:12.513
ميشه لطفاً يه تکه ديگه هم بهم بدي؟

11:12.546 --> 11:14.314
البته خانم

11:15.883 --> 11:18.252
منم ميخوام يه تکه ديگه بخورم

11:22.122 --> 11:23.824
ماريلا

11:23.857 --> 11:28.729
کيک کامل شد

11:28.762 --> 11:30.431
بذارش اون بالا

11:30.464 --> 11:32.066
اين واقعاً بهترين سرويسِ چاي خوريه

11:40.574 --> 11:44.879
بهش دست نزن... من ميخوام تميزش کنم تا برق بزنه

11:44.912 --> 11:47.882
خوبه ميز رو با رز و سرخس تزئين کنم؟

11:51.485 --> 11:55.589
ماريلا ميتوني ميز رو تزئين کني

11:55.623 --> 11:57.858
تزئينش کنم؟

11:57.892 --> 12:04.365
بنظرِ منکه کارِ مزخرفيه

12:04.398 --> 12:07.602
درسته خوراکي مهمتره ولي دکوراسيون هم مزخرف نيست

12:07.635 --> 12:11.505
خانمِ باري ميزش رو تزئين کرده بود

12:11.539 --> 12:15.543
و کشيش از با سليقگيش تعريف کرد

12:15.576 --> 12:18.079
خب... هر کاري دوست داري بکن

12:18.112 --> 12:22.350
فقط جا واسه ظروف و خوراکيها بذار

12:22.383 --> 12:25.186
ميدونم

12:25.219 --> 12:27.555
کيک رو درست بذار و مواظبِ ظرفها باش

12:41.669 --> 12:44.772
درسته... امروز دماغم از کار افتاده

13:01.322 --> 13:05.660
آنه اميدوار بود تا مراسمِ چايخوري با موفقيت انجام بشه و دنبال

13:05.694 --> 13:10.532
ماتيو رفت تا بهش بگه که اگه حاضر نشه چقدر بد ميشه

13:43.198 --> 13:45.100
ماتيو آماده اي؟

13:45.133 --> 13:47.302
واي ماتيو چقدر خوشتيپ شدي

13:47.336 --> 13:49.404
درست مثل اونروزي که دنبالم اومده بودي

13:49.404 --> 13:55.544
جدي؟ خب... اين بخوبي بسته نميشه

13:55.911 --> 13:57.746
اجازه بده کمکت کنم

13:58.947 --> 14:00.916
ماريلا بايد غافلگير بشه

14:00.949 --> 14:03.986
گمون ميکرد که تو ميخواي تمام روز رو تو تختت بموني

14:04.019 --> 14:08.824
درسته.... من فقط.... چون.... تو....

14:08.857 --> 14:10.993
آنه... آنه... کجايي؟

14:11.026 --> 14:12.828
مهمونا اومدن

14:12.861 --> 14:14.697
بيا بريم بيرون

14:17.700 --> 14:19.935
هنوز نميخوام بيام بيرون

14:19.969 --> 14:20.936
ماتيــــــــــو

14:20.970 --> 14:22.371
آنه

14:22.404 --> 14:24.006
تو بايد بياي

14:32.248 --> 14:35.785
ماريلا و آنه بيرونِ خونه ايستادن تا به مهمونا خوش آمد بگن

14:38.821 --> 14:45.027
آنه حالا که ديده بود خانمِ آلن اومده کاملاً ماتيو رو فراموش کرده بود

14:45.961 --> 14:49.332
برادرم امروز حالش خوب نيست

14:49.365 --> 14:51.701
لطفاً بفرماييد تو

14:51.734 --> 14:53.603
ماتيو کاتبرت؟

14:57.173 --> 14:59.242
ماتيو

14:59.275 --> 15:00.610
خوش اومديد

15:03.679 --> 15:05.915
برادرم ماتيو

15:05.948 --> 15:07.817
از ديدنتون خوشحالم

15:08.718 --> 15:10.853
من کشيش آلن هستم

15:12.088 --> 15:14.791
حالتون چطوره... شنيدم کسالت دارين

15:14.824 --> 15:20.797
خب.... من.... خوبم

15:20.797 --> 15:23.700
لطفاً همه بفرماييد داخل

15:36.746 --> 15:41.217
چه ميز زيبايي

15:46.556 --> 15:48.658
واقعاً بوهاي خوبي مياد

15:48.692 --> 15:53.997
واقعاً طرز برخوردتون باشکوه و عاليه.... متشکرم که اينقدر براي ما زحمت کشيديد

15:54.030 --> 15:55.532
آنه اينکارو کرده

15:55.532 --> 15:59.002
آنه شرلي , تو بايد يه شاعر بشي

16:08.011 --> 16:10.280
خانم از تعريفتون متشکرم

16:10.313 --> 16:12.315
نه من بايد از تو تشکر کنم

16:16.153 --> 16:18.655
آنه خوشحال بود... نه به اندازه اي که ماريلا نگران بود

16:18.688 --> 16:24.661
ماتيو با بيميلي با کشيش صحبت ميکرد

16:24.695 --> 16:32.235
اون هرگز يه کلمه هم با خانمِ آلن حرف نزد... اما کسي هم همچين انتظاري ازش نداشت

16:34.304 --> 16:39.209
همه خوشحال بودند تا زمانيکه

16:39.243 --> 16:43.514
کيک چند لايه ي آنه سرِ ميز اومد

16:43.547 --> 16:45.783
لطفاً يک تکه از کيک رو برداريد

16:45.816 --> 16:50.954
من از اين همه تنوع گيج شدم

16:53.824 --> 16:56.960
اُه شما بايد يک تکه از اين رو بخوريد خانمِ آلن

16:57.127 --> 17:00.364
آنه اين رو مخصوصِ شما درست کرده

17:00.397 --> 17:02.099
اگه اينطوره پس بايد يه تکه ازش بخورم

17:08.572 --> 17:11.408
خوشمزه بنظر مياد

17:28.492 --> 17:29.860
آنه شرلي

17:31.662 --> 17:35.066
چه چيزي رو توي کيکت ريختي؟

17:35.099 --> 17:37.868
هيچي , فقط دستورالعملي که گفتي رو انجام دادم

17:37.902 --> 17:39.103
اُه اين اصلاً خوب نيست؟

17:39.136 --> 17:40.471
خوب؟ اين وحشتناکه

17:40.504 --> 17:44.008
خانمِ آلن.. ديگه ازش نخوريد

17:44.041 --> 17:46.944
آنه خودت اينو بچش... چه چاشني اي توش استفاده کردي؟

17:46.978 --> 17:48.913
وانيل

17:56.821 --> 17:59.023
اُه ماريلا.... اين بايد از خمير مايه اش باشه

17:59.057 --> 18:00.992
من بهش بدگمان بودم

18:00.992 --> 18:03.094
خمير مايه چيز بيهوده ايه

18:03.261 --> 18:06.164
برو و بطري وانيلي که استفاده کردي رو بيار

18:18.576 --> 18:20.411
بهترين وانيله

18:20.445 --> 18:21.980
بذار ببينم

18:31.256 --> 18:33.491
خدا بهمون رحم کرد

18:33.525 --> 18:39.264
تو کيکت رو با روغنِ ماساژ

18:39.297 --> 18:41.466
مزه دار کردي

18:43.969 --> 18:46.538
هفته ي قبل بطري روغنِ ماساژ از دستم افتاد و شکست

18:46.571 --> 18:49.941
و يه بطريِ خاليِ وانيل تو خونه داشتم

18:49.975 --> 18:55.847
گمونم بخشي از اين ماجرا هم تقصير من بوده....بايد بهت هشدار ميدادم

18:55.881 --> 18:58.917
اما براي خاطرِ خدا چرا خودت اونو بو نکردي؟

19:00.685 --> 19:06.691
نميتونستم....سرما خوردم و دماغم گرفته

19:06.758 --> 19:08.260
آنـــــــه

19:09.261 --> 19:19.261
.:: @bollbolljan_com ::.

19:43.028 --> 19:47.032
اُه ماريلا.... آبروم واسه هميشه رفت

19:47.066 --> 19:50.002
اين کارِ من همه جا پخش ميشه.... همه چيز هميشه

19:50.035 --> 19:56.242
تو اونلي پخش ميشه

19:57.409 --> 20:00.980
دايانا ازم ميپرسه که کيکم چطور شده بود؟

20:01.013 --> 20:04.583
و من همه ي حقيقت رو بهش ميگم

20:04.617 --> 20:12.558
و من هميشه به نام دختري شناخته ميشم که توي کيکش روغنِ ماساژ ريخته بود

20:17.296 --> 20:21.434
اُه ماريلا اگه تو يه ذره از دلسوزيِ مسيح رو در خودت داري

20:21.467 --> 20:25.671
بهم نگو که بايد بيام پايين و ظرفها رو بشورم

20:27.240 --> 20:31.577
وقتي کشيش و همسرش رفتم همه شونو ميشورم

20:31.944 --> 20:37.517
اما من حتي نميتونم دوباره تو صورتِ خانمِ آلن نگاه کنم

20:37.550 --> 20:42.889
شايد اون فکر ميکنه من ميخواستم مسمومش کنم

20:42.922 --> 20:46.025
خانمِ ليند ميگفت که يه دخترِ پرورشگاهي رو ميشناخته که

20:46.059 --> 20:49.529
قيّم خودش رو مسموم کرد

20:51.798 --> 20:55.234
اما روغنِ ماساژ که سم نيست