﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:25.420 --> 01:28.990
آن شرلي با موهاي قرمز : قسمت بيست و پنجم

01:36.330 --> 01:39.600
نامه اي به دايانا

01:39.660 --> 01:42.930
الان 4 هفته از زماني که پاي آنه بخاطر مبارزه با جوزي پاي شکسته ميگذره

01:42.930 --> 01:48.140
گذشته از رفتن به مدرسه , براي آنه خيلي سخته که حتي خونه رو ترک کنه

01:54.540 --> 01:59.550
چيکار داري ميکني؟ شام آماده ست

01:59.550 --> 02:03.020
لطفاً اجازه بده چند لحظه تنها باشم

02:03.090 --> 02:07.060
چي شده؟ قوزک پات دوباره درد گرفته؟

02:07.060 --> 02:12.130
چهار روز ميشه که دايانا به ديدنم نيومده

02:14.660 --> 02:20.240
ماريلا فکر ميکني دليلش چي ميتونه باشه

02:20.300 --> 02:22.370
که دايانا ناگهان اومدنش رو به پيشم متوقف کرد در حاليکه هر روز بعد از مدرسه به ديدنم ميومد

02:22.470 --> 02:25.140
حتماً ديگه وقت نميکنه بياد

02:25.210 --> 02:27.340
اون بايد فردا به ديدنت بياد

02:28.480 --> 02:33.650
يا شايدم از من بدش اومده!

02:33.720 --> 02:36.690
آنه خودت بهتر ميدوني که نميتوني حتي اين رو تصور کني

02:37.720 --> 02:40.360
بهتره بياي پايين و شام بخوري

02:41.230 --> 02:45.900
دايانا بايد يه دوستِ صميميِ ديگه بهتر از من پيدا کرده باشه

02:47.400 --> 02:51.400
واقعا نميتونم چيزي بخورم

02:51.400 --> 02:53.300
واقعاً!؟

03:05.420 --> 03:08.320
خوش اومدي. شام حاضره

03:08.320 --> 03:11.990
رفته بودم پيش خانم ليند

03:12.060 --> 03:13.690
دايانا...

03:13.760 --> 03:16.290
دايانا چيزيش شده؟

03:21.330 --> 03:23.930
درسته الان ميرم دايانا رو پيداش ميکنم

03:23.930 --> 03:28.210
و ازش ميپرسم که چرا چهار روزه اينطرفا پيداش نيست

03:44.120 --> 03:48.960
ماتيو نبايد بزاري آنه چيزي در اين مورد بفهمه

03:50.560 --> 03:51.860
باشه، حتماً

03:51.860 --> 03:55.370
اگه اون بفهمه که دايانا توي شهر شارلوت صدمه ديده

03:55.470 --> 03:59.440
نميدونم ديگه چه اتفاقي براش ميفته

04:01.870 --> 04:03.940
دايانا مريض شده؟

04:06.940 --> 04:11.050
چرا دايانا به شهر شارلوت رفته بود؟ اون هيچوقت چيزي در اين باره به آنه نگفته بود

04:11.120 --> 04:13.790
حالا بايد چيکار کنيم

04:13.850 --> 04:16.850
اگه آنه در موردش سوال کنه بايد چي جوابش رو بديم؟

04:18.390 --> 04:22.560
اگر اون بفهمه بال درمياره و بسمتِ دايانا پرواز ميکنه

04:53.090 --> 05:00.130
اُه دايانا... کاش ميتونستم پرواز کنم بيام پيشت

05:02.900 --> 05:05.700
تنها راهش همينه

05:05.700 --> 05:09.310
هيچ راهي نيست که بتونم به شهر شارلوت برم که 30 مايل از اينجا فاصله داره

05:09.310 --> 05:13.610
دايانا چرا تو مريض شدي؟

07:11.260 --> 07:13.470
ماريلا لطفاً بهم بگو چي شده

07:13.470 --> 07:15.170
اگه ميخواي بدوني چه اتفاقي براي دايانا افتاده

07:15.370 --> 07:18.840
بهتره بري و از خانواده ي باري سوال کني

07:25.880 --> 07:30.050
اگه بخوام از اونا بپرسم بايد برم به شهر شارلوت

07:30.050 --> 07:34.050
ماريلا لطفاً جوابشو برام پيدا کن

07:34.960 --> 07:37.160
ماريلا... بهتره که نري

07:37.160 --> 07:38.860
بهتره که نري ماريلا

07:39.260 --> 07:46.070
اُه آنه... ميدونم که براي دايانا نگراني... اما بهتره آروم باشي

07:46.070 --> 07:50.000
اون نبايد مريضيِ جدي اي داشته باشه

07:50.000 --> 07:54.880
اگه اينطور بود حتماً بايد خانمِ باري بهت اطلاع ميداد

08:22.300 --> 08:25.110
عزيزترينم دايانا :

08:25.140 --> 08:27.640
اولين باري که همديگه رو ملاقات کردي رو يادت مياد؟

08:32.110 --> 08:36.420
من رسماً سوگند ميخورم که به دوست صميميم "دايانا باري" تا زماني که

08:37.420 --> 08:40.620
ماه و خورشيد توي آسمونه وفادار باشم

09:09.950 --> 09:15.250
من رسماً سوگند ميخورم که به دوست صميميم "آنه شرلي" تا زماني که

09:16.250 --> 09:18.260
ماه و خورشيد تو آسمونه وفادار باشم

09:18.360 --> 09:22.560
اون روزي که با هم عهد دوستي بستيم رو يادته؟

09:22.560 --> 09:28.670
مهم نيست چقدر از هم فاصله داريم... من .... من ميخوام هميشه کنارت باشم

09:32.970 --> 09:38.580
تا زمانيکه مرگ ما رو از هم جدا کنه دوستت باقي ميمونم

09:48.490 --> 09:55.000
دايانا من در گذشته فقط دوستانِ خيالي داشتم

09:56.830 --> 10:03.510
يکي تصويرِ خودم در آينه بود بنام کاتي موريس

10:03.840 --> 10:09.710
و ديگري پژواکِ صدام توي دره ي سبز پشت خونه بود که اسمش رو ويولتا گذاشته بودم

10:11.750 --> 10:16.120
اما کاتي موريس و ويولتا

10:16.150 --> 10:19.620
هر دو در گذشته دوستانِ من بودند

10:19.650 --> 10:24.830
چون با تو آشنا شدم دوستِ من

10:26.660 --> 10:29.030
روزهاي شادي رو در کنارِ تو سپري کردم

10:29.060 --> 10:34.240
آيا گذشته رو از بين بردي؟

10:35.240 --> 10:37.140
آه دايانــــــــا......

10:54.760 --> 10:58.060
دايانا لطفاً تلاش کن که بزودي حالت خوب شه

11:04.500 --> 11:07.670
آنه وقت ناهاره... زود بيا پايين

11:20.520 --> 11:24.190
من اين همه صدات ميزنم

11:24.190 --> 11:29.790
بلاخره ادب ياد نگرفتي که جوابمو بدي؟

11:29.790 --> 11:31.590
چيکار داري ميکني آنه؟

11:52.750 --> 11:54.720
اين بچه واقعاً داره از اين قضيه رنج ميبره

11:57.350 --> 12:02.660
بهتره برم و از خانواده ي باري راجع به دايانا سوال کنم

12:17.040 --> 12:19.540
خانمِ باري.... خانمِ باري....

12:32.660 --> 12:35.360
خانمِ باري.... خانمِ باري....

13:06.220 --> 13:08.590
آنه غذات رو اينجا ميذارم

13:08.630 --> 13:10.730
اگه اينو نخوري

13:10.790 --> 13:15.600
بزودي سرما ميخوري و بايد همش سوپ بخوري

13:15.630 --> 13:20.500
با حالي که الان دارم , نميتونم چيزي بخورم

13:20.600 --> 13:25.110
اگه نخوري معلومه ميخواي حسابــــــــــي مريض بشي

13:25.340 --> 13:28.350
بخاطرِ دايانا ميتونم هر رنجي رو تحمل کنم

13:28.410 --> 13:33.820
تا موقعي که غذات رو نخوري اينجا رو ترک نميکنم

13:41.020 --> 13:42.860
صبح بخير ..... صبح بخير .....

13:42.930 --> 13:46.560
اکنون پاييز از راه رسيده... فصل هلو و گلابي

13:46.630 --> 13:49.970
صداي ضجه ي پرندگان از دور بگوش ميرسد

13:50.030 --> 13:52.940
و کوه ها پوشيده از برفند

13:52.970 --> 13:54.970
زندگي محو شده است

13:55.040 --> 13:57.240
کوهها از برف پوشيده شده اند

13:57.240 --> 13:59.780
زندگي محو شده است

14:02.750 --> 14:06.580
چه شعر فوق العاده اي... خيلي احساساتي شدم

14:06.650 --> 14:10.750
کوهها از برف پوشيده شده اند

14:10.790 --> 14:15.390
زندگي محو شده است

14:16.890 --> 14:18.160
آنه...

14:20.500 --> 14:23.800
هر چند بعضي وقتها نياز داريم تا آزاد و راحت زندگي کنيم

14:23.870 --> 14:29.170
ولي طرز تلفظت وحشتناکه....

14:31.580 --> 14:33.280
همه نگاه کنيد

14:33.310 --> 14:38.480
چطور ميتوني اينجوري به درس گوش بدي؟

14:38.520 --> 14:41.320
اين معلمه هميشه همينجوريه

14:43.190 --> 14:46.020
آنه... مهم نيست الان چه اتفاقي افتاده

14:46.090 --> 14:50.600
دايانا تو هميشه پشتِ من بودي از وقتي که توي اونلي به مدرسه اومدم

15:40.480 --> 15:44.350
تو دوستِ صميميِ با ارزشِ مني

15:48.750 --> 15:50.760
هويج... هويج...

15:53.860 --> 15:56.460
گيلبرت بلايت... ازت متنفرم

15:56.490 --> 15:58.100
چطور جرات کردي؟

16:04.600 --> 16:05.670
آنـــــه....

16:10.180 --> 16:13.380
آنه , چطور تونستي اينکارو بکني

16:13.380 --> 16:16.780
نميتونم هيچوقت گيلبرت بلايت رو ببخشم

16:17.980 --> 16:22.820
نبايد فکر کني که گيلبرت موهاتو مسخره کرده

16:22.890 --> 16:25.890
اون سر به سر همه ي دختراي مدرسه ميذاره

16:25.920 --> 16:32.030
بارها هم منو کلاغ صدا زده

16:32.030 --> 16:37.240
تو هميشه وقتي من به کمک نياز داشتم بهم دلداري دادي

16:37.700 --> 16:44.010
اما من حالا نميتونم چيزي بهت بگم

16:44.040 --> 16:46.610
چطور يه دوستِ صميمي ميتونه اينطوري باشه؟

17:08.530 --> 17:10.670
و آنه شرلي

17:11.670 --> 17:15.470
از اونجايي که بنظر مياد

17:15.540 --> 17:20.580
خيلي علاقمندي در جمعِ پسرا باشي

17:21.380 --> 17:25.280
ما مخالفتي نداريم که امروز بعد از ظهر اينو امتحان کني

17:26.850 --> 17:31.990
گلها رو از موهات جدا کن و کنار گيلبرت بلايت بشين

17:46.870 --> 17:48.710
چرا داري همه ي وسايلت رو به خونه ميبري؟

17:48.770 --> 17:51.880
من ديگه هيچوقت به مدرسه بر نميگردم

17:56.520 --> 18:00.090
ماريلا بهت اجازه ميده خونه بموني؟

18:00.120 --> 18:03.990
بايد اجازه بده... من ديگه هرگز به مدرسه بر نميگردم

18:03.990 --> 18:06.730
اُه آنه اينکارو نکن... پس من چيکار کنم؟

18:06.790 --> 18:11.030
آقاي فيليپس منو مجبور ميکنه کنارِ جِرتي پايِ نفرت انگيز بشينم

18:11.100 --> 18:13.400
آنه برگرد

18:13.400 --> 18:16.200
دايانا ميدوني که من تقريباً هر کاري رو تو دنيا برات انجام ميدم

18:16.240 --> 18:21.210
حتي بخاطرت اجازه ميدم که بدنم رو تکه تکه کنن

18:21.210 --> 18:23.540
اما نميتونم به مدرسه برگردم

18:26.010 --> 18:32.450
درسته... من حتي يه بار هم خواسته هاي تو رو انجام ندادم

18:34.020 --> 18:38.960
وقتي که بهت فکر ميکنم انگار قلبم داره يوراخ ميشه

18:41.030 --> 18:43.760
دايانا منو ببخش

18:45.470 --> 18:47.470
خواهش ميکنم منو ببخش

18:53.770 --> 18:55.840
و تو هرگز با من لج نکردي

18:56.180 --> 19:01.680
هر روز بعد از مدرسه به ديدنم ميومدي

19:01.750 --> 19:05.450
در مورد اتفاقايي که اون روز افتاده باهام صحبت ميکردي

19:08.090 --> 19:11.160
بزرگترين چيز زماني بين ما اتفاق افتاد که من به مدرسه نميومدم

19:11.160 --> 19:14.660
من با خوشحالي ازت پذيرايي ميکردم که ناگهان اون اتفاق افتاد

19:14.700 --> 19:20.400
احساس ميکردم در قعرِ نااميدي هستم

19:21.270 --> 19:24.470
مجازاتِ بيرحمانه اي براي من در نظر گرفته شد

19:26.470 --> 19:32.780
بعد از اون ما نميتونستيم با هم صحبت کنيم

19:32.810 --> 19:35.680
دو تا دوست صميمي که با هم همسايه هم بودن

19:39.190 --> 19:40.920
چي شده دايانا؟

19:40.990 --> 19:45.730
من... من.... شديداً مريضم.... بايد برم خونه

19:54.100 --> 19:55.900
کافيه... بقيه رو خودم ميرم

19:56.900 --> 20:02.910
.:: @bollbolljan_com ::.

20:14.720 --> 20:18.930
وقتي ميني مي مريض شد منو از عمقِ نااميدي نجات داد

20:19.030 --> 20:20.430
اين به معنيِ يه پايانِ خوب براي دوريِ ما بود

20:20.430 --> 20:23.460
هرگز تو خواب هم نميديدم که نگهداري از 3 تا دوقلوي خانم هاموند اينجا بدردم بخوره

20:32.270 --> 20:36.580
اما تونستم زندگي ميني مي رو نجات بدم

20:36.840 --> 20:42.580
و بعد از اون حتي ديدِ مادرت هم نسبت بهم عوض شد

20:43.650 --> 20:47.760
اگه مادرت اجازه نميداد با هم دوست باشيم

20:47.790 --> 20:52.260
زندگيِ من در تاريکيِ عميقي ادامه مي يافت

20:55.960 --> 21:00.400
نگران نباشيد.... اون دوره بحراني رو پشت سر گذاشته

21:01.900 --> 21:03.070
ميني مي

21:03.070 --> 21:05.070
ميني مي .... اُه فوق العاده ست

21:05.070 --> 21:08.880
ما هميشه کنارِ هم باقي ميمونيم

21:08.880 --> 21:12.810
هيچ چيز نميتونه ما رو از هم جدا کنه

21:25.930 --> 21:28.800
آه.... چطوري مريض شدي؟

21:28.830 --> 21:31.900
اونم درست زمانيکه پاي من شکسته

21:31.900 --> 21:37.410
چطور ميتونم 30 مايل تا شهر شارلوت بيام؟

21:39.510 --> 21:45.150
اگه دستِ خودم بود همين حالا پيشت ميومدم تا ببينمت

21:57.430 --> 22:01.230
ماريلا لطفاً مزاحمم نشو

22:02.730 --> 22:05.430
اجازه بده بخوبي گريه کنم

22:07.840 --> 22:12.040
دايانا... چرا منو تنها گذاشتي؟

22:13.140 --> 22:14.880
آه دايانا...

22:15.740 --> 22:17.750
آنه داري چي مينويسي؟

22:19.950 --> 22:21.550
دايانا؟

22:21.580 --> 22:23.650
تو مريض نيستي؟

22:23.650 --> 22:26.890
من همين الان از شهر شارلوت برگشتم

22:30.260 --> 22:34.760
عمه ژوزفين ناخوش بود... رفته بودم ملاقاتش

22:34.760 --> 22:37.970
اما بيماريش جدي نبود

22:47.780 --> 22:48.980
دايــــانا !!

22:49.880 --> 22:51.180
دايانـــــــــــــــا!!!

22:53.780 --> 22:57.220
من گمان کردم ديگه هرگز برنميگردي

22:59.590 --> 23:02.630
اگه اينطوري بود من ديگه نميخواستم زنده باشم

23:02.690 --> 23:04.190
آنه... واقعاً...

23:08.030 --> 23:11.930
با اينکه هنوز هم پات رو بستي ولي ميتوني از رختخواب بلند بشي؟

23:15.500 --> 23:17.210
راست ميگي

23:17.210 --> 23:19.210
آنه... اين فوق العاده ست

23:19.240 --> 23:21.110
دايانا ازت ممنونم

23:47.240 --> 23:52.240
دايانا همين الان از شهر شارلوت برگشت

23:52.580 --> 23:54.040
درسته

24:17.370 --> 24:19.670
يک روز از فصل پاييز

24:19.700 --> 24:24.010
آنه يه برنامه ي فوق العاده از خانم استيسي شنيد

24:24.070 --> 24:29.180
قسمت بعدي : برنامه ي کنسرت