﻿WEBVTT

00:11.840 --> 00:21.840
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:25.800 --> 01:29.000
قسمتِ سي : غرور و آزارِ روح

01:29.800 --> 01:33.280
بعد از ظهرِ يه روزِ بهاري
از ماهِ آوريل

01:33.720 --> 01:36.120
...بعد از اينکه ماريلا به انجمنِ خيريه رفت

01:36.200 --> 01:39.600
آنه تنها تو خونه موند تا داستان بنويسه

01:39.720 --> 01:42.920
يه فروشنده ي دوره گرد درِ گرين گيبلز رو به صدا در آورد

01:42.920 --> 01:45.640
ميخواست جنسهاش رو بفروشه

01:45.640 --> 01:47.640
ماريلا به آنه گفته بود

01:47.640 --> 01:54.320
که اجازه نده هيچ غريبه اي به داخلِ خونه بياد
واسه همين آنه همون دمِ در به اجناسِ دستفروش نگاه ميکرد

01:54.520 --> 01:57.640
اين مطمئناً عطرِ يه پرنسسه

01:57.640 --> 02:01.040
و اين عطر آخرين عطرِ پاريسه

02:01.120 --> 02:03.520
وسايلِ قشنگ براي اين خانمِ جوون

02:07.240 --> 02:08.840
چي شده؟

02:08.840 --> 02:10.640
بهتره که نگاه نکنم

02:10.760 --> 02:12.240
...چون ماريلا گفته

02:12.360 --> 02:16.840
صورتهاي همه ي ما رو خدا بهمون
هديه داده

02:16.960 --> 02:20.960
اينکه توش دست ببريم گناهِ بزرگيه

02:20.960 --> 02:22.960
ولي من اينطور فکر نميکنم

02:23.040 --> 02:26.960
مگه چي ميشه اگه يه کمي
آرايش به صورتهامون هديه کنيم؟

02:27.080 --> 02:29.880
يه کمي ناجوانمردانه ست؟

02:29.880 --> 02:34.080
...بعضي وقتها خدا ميتونه ناجوانمردتر از من باشه

02:34.080 --> 02:38.960
...وقتي تو رو ديدم که اينجا زندگي ميکني

02:39.080 --> 02:45.360
فکر کردم دخترِ ضعيفي خودمه

02:45.480 --> 02:48.560
دخترتون مريضه؟

02:48.680 --> 02:51.600
داره ميميره

02:51.680 --> 02:55.200
اگه يه مقدار پول بدست بيارم
شايد بتونم معالجه اش کنم

02:55.200 --> 02:58.680
...ولي درآمدم خيلي کمه

03:15.000 --> 03:17.800
عمو جون، بذار من يه نگاهي بندازم

03:17.920 --> 03:22.320
بسيار خوب
من بجز لوازمِ آرايش چيزي ندارم

03:22.320 --> 03:24.440
اينو ميبيني؟

03:24.440 --> 03:29.040
سنجاق سينه و وسايلِ تزئيناتي هم دارم

03:29.040 --> 03:33.240
و يه جاسنجاقيِ خيلي قشنگ

03:34.720 --> 03:36.240
اين رنگِ موئه

03:43.360 --> 03:46.440
اين يکي خيلي موثره

03:46.560 --> 03:47.960
ببين

03:47.960 --> 03:53.760
فقط با يک بار استفاده موهات بسرعت
مثلِ پرِ کلاغ سياه ميشه

03:53.760 --> 03:57.160
واقعاً؟ واقعاً ميشه موهاي من هم
سياهِ پرکلاغي بشه؟

03:57.360 --> 04:01.640
...اخيراً به يه دختر که موهاي هويجي داشت فروختمش

04:05.560 --> 04:07.960
اممم... چي ميگفتم؟

04:08.080 --> 04:15.160
آره، به يه دخترِ موهويجي فروختمش
و خيلي زود موهاش به رنگِ مشکيِ فوق العاده زيبا شد

04:15.160 --> 04:17.880
و باعث شد خيلي خوشحال بشه

04:17.880 --> 04:23.160
لينو بگير و نگاه کن، دستور العملش رو خيلي
ساده توضيح داده

04:24.800 --> 04:31.000
فقط 75 سنت ميفروشمش
يه حراجِ واقعيه

04:31.000 --> 04:33.880
هفتاد و پنج سنت؟

04:33.880 --> 04:37.800
چرا؟
هفتاد و پنج سنت خيلي گرونه؟

04:37.880 --> 04:44.000
نه، من پولِ کافي ندارم
همش 50 سنت دارم

04:46.200 --> 04:50.200
اشکالي نداره، اينو به عنوانِ پيشنهادِ ويژه
بهت 75 سنت ميفروشم

04:50.320 --> 04:52.320
واقعاً؟

04:52.320 --> 04:55.720
در واقع نبايد با اين قيمت بهت ميدادم

04:55.720 --> 05:00.120
ولي به کسي نگو اينو بهت 50 سنت فروختم

05:00.200 --> 05:03.320
عمو ازت ممنونم
الان ميرم پولو ميارم

05:50.560 --> 05:55.960
اون بچه خيلي تو ماجراي باشگاهِ قصه نويسي فرو رفته؟

05:55.960 --> 06:01.480
فکر ميکنم بعد از اون کنسرت مسخره
بايد يه تغييراتي در خودش ايجاد کنه

06:01.480 --> 06:04.600
آنه تصميماتِ زيادي گرفته

06:04.600 --> 06:07.880
و من نميتونم توي کارهاش دخالت کنم

06:07.880 --> 06:11.400
ولي ميخوام يه کاري کنم باعثِ پيشرفتش بشم

06:11.400 --> 06:12.080
...پس خانمِ ليند

06:12.080 --> 06:17.000
نظراتت رو براي خودت نگهدار

06:17.000 --> 06:19.480
آنه بچه ي مفيديه

06:19.800 --> 06:25.800
در واقع اون امروز چاي و شام رو درست ميکنه

06:25.920 --> 06:28.800
من ميتونم بعد از اينکه از جلسه خيريه برسم خونه
چاي بخورم

06:28.800 --> 06:33.600
خونه ي من به شلوغيِ خونه ي شما نيست

06:34.720 --> 06:36.920
ماريلا، درک ميکنم

06:37.000 --> 06:40.320
متاسفم؛ من نبايد راجع به
آنه بد ميگفتم

06:40.320 --> 06:45.200
ولي ماريلا اين خيلي بده که دوباره
سردردت بخاطرِ هيجاناتت شروع بشه

06:46.440 --> 06:48.920
متاسفم، من همش باعثِ نگرانيتم

06:48.920 --> 06:51.840
بنظر مياد بايد بذارم دکتر معاينه ام کنه

06:51.840 --> 06:56.840
آره موافقم، زمان و اتفاقات منتظرِ کسي نميمونه

06:56.920 --> 06:58.120
درسته

06:58.120 --> 07:01.840
خيلي تند باهات صحبت کردم
لطفاً به حرفهام فکر نکن

07:01.840 --> 07:06.440
ما دوستاي خوبي هستيم
به اين مسائلِ ناچيز فکر نميکنم

07:06.440 --> 07:08.360
ميبينمت خانمِ ليند

07:08.360 --> 07:10.320
خداحافظ ماريلا

07:13.440 --> 07:17.160
بنظر مياد ماريلا خيلي
از اون بچه راضيه

07:40.160 --> 07:42.080
خوش اومدي ماريلا

07:54.800 --> 07:55.880
من برگشتم

08:06.200 --> 08:07.680
آنه... آنــه

08:12.000 --> 08:13.400
آنــه

08:13.400 --> 08:14.800
آنـــه

08:50.440 --> 08:51.920
واقعاً که

09:07.760 --> 09:11.080
منتظر نشستم تا آنه خانوم بياد خونه

09:11.080 --> 09:14.360
حتماً با دايانا داره يه جا گشت و گزار ميکنه

09:14.480 --> 09:19.080
يا داره داستان مينوسه يا ديالوگهاش رو تمرين ميکنه
يا همچين کارهاي مسخره اي انجام ميده

09:19.080 --> 09:24.080
و حتي يکبار هم به وظايفش فکر نميکنه

09:27.880 --> 09:30.600
بايد همه چيز رو بهش ياد بدم

09:32.880 --> 09:35.880
ممکنه به اندازه ي کافي باهوش و شيرين باشه
ولي تو سرش پُر از فکرهاي احمقانه ست

09:36.000 --> 09:39.000
هيچکس نميدونه در آينده ميخواد
چه خرابکاريهايي بکنه

09:39.080 --> 09:41.600
وقتي يه خرابکاريش تموم ميشه
...و من فکر ميکنم که ديگه ميتونم آرامش داشته باشم

09:41.600 --> 09:44.080
بازم دست به کارهاي بدتري ميزنه

09:46.600 --> 09:48.520
...ولي الان ميفهمم حرفهايي که

09:48.520 --> 09:52.720
ريچل ليند بهم گفت درست بوده

09:52.720 --> 09:56.320
وقتي ريچل اون حرفا رو زد، خيلي عصباني شدم

09:56.600 --> 09:59.720
...آنه اشتباه زياد ميکنه

09:59.800 --> 10:06.320
ولي بعضي وقتها هم بچه ي حرف گوش کن
و قابل اعتمادي ميشه

10:06.320 --> 10:07.920
اين دفعه فرق ميکنه

10:08.040 --> 10:11.440
بهش گفتم بعد از ظهر رو بمونه
تو خونه و مراقبِ اوضاع باشه

10:11.520 --> 10:13.000
...خداي من

10:14.520 --> 10:19.120
...خب حالا... نميدونم

10:19.120 --> 10:23.120
ولي شايد تو داري خيلي زود قضاوت ميکني ماريلا

10:23.120 --> 10:27.720
تا وقتي مطمئن نشدي ازت نافرماني کرده
بهش نگو غير قابل اعتماد

10:27.840 --> 10:31.560
شايد براي کارش توضيحي داشته باشه

10:31.560 --> 10:32.840
مثلاً چه توضيحي؟

10:32.840 --> 10:35.760
...نميدونم

10:35.760 --> 10:39.040
وقتي بهش گفتم اينجا بمون، نموند

10:39.160 --> 10:43.960
فکر ميکنم پيدا کردني توضيحي که
موردِ قبول من باشه براش خيلي سخته

10:43.960 --> 10:47.960
البته ميدونستم تو ازش طرفداري ميکني ماتيو

10:47.960 --> 10:52.440
ولي اين من بودم که اونو به اينجا آوردم، نه تو

11:18.200 --> 11:21.280
يعني داره چيکار ميکنه؟

11:25.120 --> 11:27.400
ميدوني شمع کجاست؟

11:27.400 --> 11:31.720
خب اگه اونجا نيست
بايد تو اتاق آنه باشه

11:31.720 --> 11:36.120
اوه آره، ديروز بر داشته بودش

11:53.640 --> 11:57.320
پناه بر خدا، تو خوابيدي آنه؟

11:57.320 --> 11:58.920
نه

11:58.920 --> 12:00.720
پس مريضي؟

12:00.720 --> 12:02.120
نه

12:02.120 --> 12:06.160
ولي ماريلا ازت خواهش ميکنم برو
و بهم نگاه نکن

12:06.160 --> 12:09.160
چرا؟... چي شده؟

12:09.160 --> 12:12.040
من در عمقِ نااميدي هستم

12:12.040 --> 12:14.160
و برام مهم نيست کي شاگرد اولِ کلاسه

12:14.160 --> 12:16.960
يا بهترين انشا رو کي نوشته

12:17.040 --> 12:19.640
چيزهاي کوچيکي مثلِ اينا حالا ديگه خيلي بي اهميتن

12:19.640 --> 12:21.840
تا حالا کسي همچين حرفايي شنيده؟

12:21.840 --> 12:26.360
گمون نميکنم ديگه بتونم جايي برم
زندگيِ من ديگه تموم شده

12:26.680 --> 12:31.160
ماريلا ازت خواهش ميکنم برو و بهم نگاه نکن

12:31.160 --> 12:32.080
آنه شرلي

12:32.160 --> 12:34.880
اون چيه که اينقدر مهمه
با خودت چيکار کردي؟

12:34.960 --> 12:38.280
همين حالا بلند شو و بهم بگو

12:38.280 --> 12:40.880
گفتم همين حالا، الان بگو ببينم چي شده؟

12:46.400 --> 12:48.880
ماريلا، موهامو ببين

12:50.400 --> 12:52.200
آنه شرلي، چه بلايي سرِ موهات آوردي؟

12:52.200 --> 12:54.600
چرا سبز شدن؟

12:54.600 --> 12:57.400
آره، سبزن

13:07.320 --> 13:10.920
...فکر ميکردم هيچ چيز بدتر از موهاي قرمز نيست

13:10.920 --> 13:15.320
ولي حالا ميفهمم که موهاي سبز 10 بار بدتره

13:15.400 --> 13:21.000
اوه ماريلا، ميبيني من چقدر بدبختم؟

13:21.000 --> 13:25.320
نميدونم چطور ميخواي درستش کني

13:26.640 --> 13:28.600
...اوه اين بالا چقدر سرده

13:28.720 --> 13:32.320
بيا بريم پايين تو آشپزخونه
و بهم بگو چه بلايي سرِ موهات آوردي

13:44.160 --> 13:48.240
مدتي بود منتظرِ يه کارِ عجيب غريب ازت بودم

13:48.360 --> 13:50.840
دو ماهي بود که کارِ بدي ازت سر نزده بود

13:50.840 --> 13:54.440
و مطمئن بودم الانا ديگه وقتشه

13:54.440 --> 13:56.640
ماريلا، رنگشون کردم

13:56.640 --> 14:00.040
رنگ کردي؟
موهاتو رنگ کردي؟

14:00.040 --> 14:03.760
آنه شرلي، مگه تو نميدوني
همچين کاري گناهه؟

14:03.760 --> 14:06.760
ميدونم که نبايد موهامو رنگ ميکردم

14:06.760 --> 14:11.880
ولي فکر ميکنم اينکه يه دختر همش
بخواد از موهاي قرمز خلاص بشه، از گناه هم بدتره

14:11.880 --> 14:16.560
از اون گذشته، من ميخواستم با آرايشِ موهام
از اين وضع درشون بيارم

14:16.680 --> 14:21.360
خب، حتي اگه من تصميم بگيرم که
...رنگ زدنِ موهام بهترين کاريه که ميتونم بکنم

14:21.360 --> 14:24.000
هيچوقت اونا رو به رنگ سبز درنميارم

14:24.000 --> 14:25.200
سبز؟

14:25.200 --> 14:29.280
ولي ماريلا، من نميخواستم موهامو سبز کنم

14:29.280 --> 14:34.280
اون مرده گفت که اين رنگ موهام رو
...مشکيِ پر کلاغي ميکنه

14:34.400 --> 14:37.080
به من اطمينان داد که موهام مشکي ميشه

14:37.200 --> 14:40.080
چطور من به اين حرفاش مشکوک نشدم ماريلا؟

14:40.200 --> 14:43.480
کي گفت؟
داري راجع به کي حرف ميزني؟

14:43.480 --> 14:46.080
فروشنده ي دوره گرد امروز عصر اومده بود اينجا

14:46.520 --> 14:48.480
رنگِ مو رو از اون خريدم

14:48.600 --> 14:54.000
آنه، چند هزار بار بايد بهت بگم
اين آدما رو نيار تو خونه؟

14:54.120 --> 14:57.000
اوه، تو خونه نياوردمش که

14:57.000 --> 15:00.920
و آنه هر اتفاقي که تو بعد از ظهر
افتاده بود رو تعريف کرد

15:00.920 --> 15:02.520
ماتيو از اتاق خارج نشد

15:02.520 --> 15:07.320
اون فقط يه گوشه نشسته بود و توي ذهنش
به آنه حق ميداد

15:07.640 --> 15:09.040
ماريلا

15:09.040 --> 15:12.640
...وقتي ديدم موهام به اين رنگِ وحشتناک تغيير کرده

15:12.840 --> 15:16.320
از گناهم توبه کردم

15:16.320 --> 15:19.240
نميتونم بهت بگم چند بار
ولي از اون وقت تا الان در حالِ توبه بودم

15:19.240 --> 15:24.520
اميدوارم توبه ي اين بارت فايده داشته باشه

15:25.960 --> 15:30.760
و وقتي شيطون ميره زير جلدت
چشمات رو باز کني و گول نخوري آنه

15:30.760 --> 15:33.240
حالا بايد چيکار کنم؟

15:33.360 --> 15:38.560
حالا موهاتو خوب با آب داغ ميشورم ببينم
تغييري ميکنه يا نه؟

15:48.880 --> 15:51.680
اصلاً پاک نشد

15:51.680 --> 15:55.160
...فروشنده دروغ نگفته بود

15:56.560 --> 15:59.680
اوه ماريلا... بايد چيکار کنم؟

15:59.680 --> 16:02.560
هرچند ريختنِ روغنِ ماساژ توي
...کيک فاجعه ي خيلي تلخي بود

16:03.000 --> 16:05.560
و همينطور مست کردنِ دايانا هم کارِ بدي بود
...ولي بايد بيشترِ مردم اشتباهاتم رو فراموش کرده باشن

16:05.880 --> 16:10.800
ولي اين يکي رو هيچوقت فراموش نميکنن

16:10.880 --> 16:15.000
اونا حتماً فکر ميکنن من دخترِ بي آبرويي هستم

16:18.880 --> 16:20.200
اوه ماريلا

16:20.280 --> 16:25.920
عجب پارچه ي درهم و نامنظمي را بافته ايم
وقتي اولين سرمشقِ ما فريب خوردن بود

16:25.920 --> 16:28.800
اين يه شعره، ولي حقيقته

16:28.800 --> 16:32.720
و آه، جوزي پاي چقدر بايد بهم بخنده
ماريلا

16:34.000 --> 16:38.320
نميتونم تو صورت جوزي پاي نگاه کنم

16:38.320 --> 16:43.400
من غمگين ترين دخترِ جزيره ي پرنس ادواردم

16:44.320 --> 16:45.800
واقعاً که

17:12.160 --> 17:13.360
صبح بخير آنه

17:15.760 --> 17:17.840
چرا اينطوري هستي؟

17:17.960 --> 17:20.760
اگه عجله نکني ديرمون ميشه ها

17:20.760 --> 17:23.440
دايانا

17:23.440 --> 17:25.560
آنه، چي شده؟

17:31.280 --> 17:34.560
اگه جوزي پاي منو اينجوري ببيني

17:34.680 --> 17:36.960
ترجيح ميدم بميرم

17:38.960 --> 17:42.880
آنه، من به هيچکس نميگم چي ديدم

17:42.960 --> 17:44.880
قسم ميخورم

17:45.000 --> 17:49.680
دايانا، ازت ممنونم
جداً که تو دوستِ صميميم هستي

17:50.680 --> 18:00.680
.:: @bollbolljan_com ::.

18:03.200 --> 18:07.920
و شستنِ هر روزه ي سرش با شامپو هم
تاثيري نداشت

18:07.920 --> 18:12.800
آخرِ هفته ماريلا با اطمينان گفت

18:12.920 --> 18:15.520
آنه، اينکار بي فايده ست

18:15.520 --> 18:18.400
اين رنگ مو ثابته و پاک نميشه

18:18.400 --> 18:23.520
موهات بايد کوتاه بشه، اين تنها راهشه
تو اينطوري نميتوني بري بيرون

19:08.080 --> 19:09.280
کوتاهشون کنم؟

19:09.280 --> 19:12.560
ماريلا لطفاً فوراً کوتاهش کن
و همه چيزو تموم کن

19:21.560 --> 19:23.960
چطور ممکنه؟... چرا؟

19:24.080 --> 19:26.800
اوه، احساس کردم قلبم بود که شکست

19:26.800 --> 19:28.880
...دختراي توي کتاب

19:29.000 --> 19:34.600
موهاشون رو يا بخاطرِ بيماري از دست ميدن
...يا بخاطرِ بدست آوردنِ پول بخاطرِ يه کار خوب ميفروشن

19:34.600 --> 19:40.600
...و من مطمئنم نميتونم فکرِ از دست دادنِ موهام رو هم بکنم

19:40.600 --> 19:47.520
ولي چون رنگ اشتباه بود بايد موهام
رو کوتاه کنم، اين اصلاً رمانتيک نيست

19:47.520 --> 19:51.320
ميخواي موهات رو کوتاه کني يا بذاري همينجوري بمونه؟

19:51.400 --> 19:53.400
نه، خواهش ميکنم کوتاهشون کن

19:53.520 --> 19:56.800
...ولي ماريلا تا زماني که تو موهام رو کوتاه ميکني

19:56.800 --> 19:59.720
ميشه من زار زار گريه کنم؟

19:59.720 --> 20:04.920
اگه نميشه، ميخوام بدونم چطور
...بايد با اين غم کنار بيام

20:35.360 --> 20:38.960
من هيچوقتِ هيچوقت ديگه تا وقتي
موهام بلند نشه به صورتم نگاه نميکنم

20:42.960 --> 20:48.040
آره، اينکارو ميکنم
اين مجازاتِ گناهيه که مرتکب شدم

20:50.080 --> 20:53.080
من هر وقت که واردِ اتاقم شدم
...به خودم نگاه ميکنم

20:53.080 --> 20:56.960
و ميبينم که چقدر زشتم

20:56.960 --> 20:59.760
و سعي هم نميکنم که فکري غير از اين بکنم

20:59.760 --> 21:05.080
هيچوقت فکرش رو نميکردم که به
...موهام مغرور هستم

21:05.160 --> 21:08.000
ولي حالا فهميدم که بودم

21:08.000 --> 21:09.680
...با وجودِ اينکه رنگِ قرمزشون قابل تغيير نيست

21:09.680 --> 21:14.280
ولي چون اونا خيلي بلند، پرپشت و فرفري بودن
بهشون مغرور بودم

21:31.120 --> 21:32.520
صبح بخير آنه

21:32.520 --> 21:33.800
دايانا

21:41.600 --> 21:43.520
آنه اين مدل هم خيلي قشنگه

21:43.600 --> 21:45.000
منو دلداري نده

21:45.120 --> 21:49.800
من يه روبانِ مخملِ مشکي دارم
ميخواي ازش استفاده کني؟

21:49.920 --> 21:50.920
روبان؟

21:50.920 --> 21:52.920
يه روبان مخمل مشکي

21:52.920 --> 21:55.720
...ببين، هرچند عمه ژوزفين اينو به من داده

21:56.040 --> 21:58.640
ولي من احساس ميکنم به تو بيشتر مياد

21:58.640 --> 22:00.520
بذار برات ببندمش

22:02.440 --> 22:05.040
فقط گره اش بايد کنار باشه

22:06.640 --> 22:08.720
فوق العاده ست

22:10.560 --> 22:11.640
وايسا

22:12.640 --> 22:14.240
من مجهزم

22:15.440 --> 22:16.640
عاليه مگه نه؟

22:16.760 --> 22:17.840
واقعاً؟

22:17.840 --> 22:23.160
آره، حتي مردم فکر ميکنن اين آخرين
مدلِ شهرِ شارلوته

22:26.280 --> 22:28.960
آنه از دوشنبه رفت به مدرسه

22:28.960 --> 22:32.960
موهاي کوتاه شده اش شور و حالِ جديدي
توي مدرسه به وجود آورد

22:32.960 --> 22:38.080
خوشبختانه هيچکس دليلِ اصليش رو حدس نزد

22:38.480 --> 22:41.480
خيالِ آنه راحت شد

22:41.480 --> 22:46.200
هرچند که همه ي کارها از هنرمندي دايانا بود

22:46.200 --> 22:51.360
و دوستِ باوفاي آنه هيچوقت اون راز رو فاش نکرد

22:52.400 --> 22:57.680
:فقط جوزي پاي چيزي مثلِ اين گفت

22:57.680 --> 23:01.080
آنه، هرچند که موهات طبقِ آخرين مُده

23:01.400 --> 23:03.800
ولي اينجوري بيشتر شبيهِ مترسکها شدي

23:09.120 --> 23:12.200
من هيچي نگفتم وقتي جوزي اون حرف
رو بهم زد

23:12.320 --> 23:17.600
چون اون هم بخشي از مجازاتمه
و بايد تحملش کنم

23:17.720 --> 23:22.120
خيلي سخته بهت بگن شبيهِ مترسکي

23:22.120 --> 23:24.200
ولي فقط همين بود

23:24.320 --> 23:26.920
خب من بايد خيلي از دايانا و ماريلا
متشکر باشم

23:28.920 --> 23:32.320
ديگه هيچوقت سعي نميکنم خوشگل بشم

23:32.320 --> 23:35.640
ميخوام آبرومند باشم ماريلا

23:35.720 --> 23:38.640
مثلِ خانم آلن و خانم استيسي

23:38.720 --> 23:42.320
ميخوام دخترِ خوبي بشم تا ماريلا
بهم افتخار کنه

23:42.440 --> 23:44.920
ماريلا زيادي حرف زدم؟

23:44.920 --> 23:47.120
سرت هنوز درد ميکنه؟

23:47.240 --> 23:51.760
سرم الان بهتره، ولي بهرحال
تو اين بعد از ظهر وحشتناک بود

23:51.760 --> 23:57.160
نميدونم سرم بلاخره به اين تند تند
حرف زدنت عادت ميکنه يا نه

23:57.160 --> 23:59.240
ميرم چاي رو آماده منم

24:17.760 --> 24:19.360
...يه روز تابستوني

24:19.360 --> 24:21.480
آنه کنارِ رود نمايش اجرا ميکنه

24:21.480 --> 24:24.800
اون جلوي همه ديالوگهاي قلمبه سلمبه اي
رو اجرا ميکنه