﻿WEBVTT

01:15.376 --> 01:25.376
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:26.000 --> 01:29.870
«صلح در زمین»

01:54.730 --> 01:56.430
وقتشه بریم خونه

02:05.780 --> 02:09.080
آنه تصمیم گرفته دانشگاه نره و معلم بشه

02:09.120 --> 02:13.680
این خبر به سرعت پخش شد

02:13.720 --> 02:16.280
همه در این مورد حرف میزدن

02:21.260 --> 02:25.820
اکثرا در مورد شرایط ماریلا نمیدونستن

02:25.870 --> 02:30.130
از نظر اونا آنه رقت برانگیز بود

02:30.170 --> 02:33.260
اما خانوم آلن بهتر میدونست

02:33.310 --> 02:36.800
اون به آنه گفت که از تصمیمش حمایت میکنه

02:36.840 --> 02:40.040
و آنه به شدت تحت تاثیر قرار گرفت

02:51.460 --> 02:52.890
اون شب

02:52.930 --> 03:00.090
آنه و ماریلا با هم از گرمای عصرگاهی لذت میبردن

03:01.300 --> 03:06.300
هردوشون روبروی باغچه در مقابل آفتاب بعداز ظهر نشسته بودن

03:06.340 --> 03:10.140
اونا از بوی نعنای که تو هوا پخش شده بود لذت میبردن

03:10.180 --> 03:13.770
این یجورایی عادتشون شده بود

03:16.020 --> 03:18.280
این نعنائه...ِ
چی؟

03:18.320 --> 03:21.290
بوی نعنا رو حس میکنم

03:22.620 --> 03:23.990
درسته

03:24.020 --> 03:25.680
واقعا دوست داشتنیه

03:25.730 --> 03:28.220
درسته

03:30.600 --> 03:32.690
خانوم لیند داره میاد

03:41.940 --> 03:44.140
عصر بخیر خانوم لیند

03:44.180 --> 03:47.010
شما دوباره اینجا نشستین؟

03:49.420 --> 03:52.180
جدیدا هر وقت میام اینجایین

03:52.220 --> 03:55.240
آنه منو میکشونه بیرون

03:59.430 --> 04:05.890
اینجا نشستن حس خوبی میده، اگه تمام روزم اینجا بشینم برام مهم نیست

04:05.930 --> 04:12.240
خب، پیداکردن یه لباس برای ادم صد پوندی کار آسونی نیست

04:12.270 --> 04:17.470
شانس آوری ماریلا، خدا رو شکر کن که چاق نیستی

04:17.510 --> 04:20.040
درسته

04:20.080 --> 04:24.280
راستی آنه، شنیدم قرار نیست بری دانشگاه

04:24.320 --> 04:26.620
خیلی خوبه

04:26.650 --> 04:31.680
همین الانشم به عنوان یه دختر به اندازه کافی درس خوندی

04:31.720 --> 04:37.890
مطالعه ی مسائل پسرونه مثل لاتین و یونانی هیچ فایده نداره برات

04:37.930 --> 04:40.090
در واقع من موافق نیستم

04:40.130 --> 04:41.900
خانوم لیند، گرچه من نمیرم دانشگاه

04:41.940 --> 04:46.430
مایلم تا لاتین و یونانی رو مطالعه کنم

04:46.470 --> 04:47.440
چرا؟

04:47.470 --> 04:51.310
قراره همینطور که توی گرین گیبلزم خودمو برای گرفتن مدرک ادبیات آماده کنم

04:51.340 --> 04:54.870
میخوام تمام اون چیزایی که در دانشگاه تدریس میشه رو خودم بخونم

04:54.910 --> 04:59.150
آنه شرلی، این فقط خستت میکنه

04:59.190 --> 05:01.450
اینطور نمیشه

05:01.490 --> 05:03.820
درواقع، میدونم که میخوام چیکار کنم

05:03.860 --> 05:08.820
من نابغه نیستم، اما برای هدفم سخت کار میکنم

05:10.160 --> 05:13.960
اما در واقع تو زمستون وقت بیشتری داریم

05:14.000 --> 05:16.940
به هرحال که قرار نیست امتحان بدم

05:16.970 --> 05:19.340
قراره تو کارمودی درس بدم، درسته؟

05:19.370 --> 05:20.530
چی داری میگی؟

05:20.570 --> 05:23.670
فکر میکردم قراره توی اونلیا درس بدی

05:23.710 --> 05:25.840
شورا در این مورد تصمیم گرفته

05:25.880 --> 05:27.510
خانوم لیند

05:28.520 --> 05:31.780
مگه شورا تصمیم نداشت گیلبرتو استخدام کنه؟

05:31.820 --> 05:37.950
درسته، اما اون همون موقع که فهمید تو هم درخواست دادی انصراف داد

05:37.990 --> 05:41.190
مدرسه دیشب یه جلسه داشت

05:41.230 --> 05:45.930
گیلبرت هم اومد تا انصرافشو به شورا اعلام کنه

05:45.970 --> 05:49.330
اون تو رو برای این کار توصیه کرد

05:49.370 --> 05:53.000
و خودش قراره بره تو وایت سند درس بده

05:54.610 --> 05:59.010
فکر کنم به خاطر تو این کارو بیخیال شد

05:59.050 --> 06:03.610
اون فهمید قراره کار ماریلا رو ادامه بدی

06:03.650 --> 06:07.980
اون واقعا بچه ی خوبیه

06:08.020 --> 06:11.420
یه همچین فداکاری بزرگی

06:12.360 --> 06:18.350
اگه بخواد تو وایت سندز تدریس کنه مجبور میشه برای اقامتش هم هزینه کنه

06:18.400 --> 06:21.930
اونم در حالی که داره برای شهریش پس انداز میکنه

06:24.670 --> 06:29.630
به هرحال، شورا تصمیم گرفت تو رو استخدام کنه

06:29.680 --> 06:35.410
وقتی شوهرم اینو بهم گفت واقعا برات خوشحال شدم

06:36.220 --> 06:38.410
من نمیتونم اینو قبول کنم.....ِ

06:38.450 --> 06:42.150
نمیتونم قبول کنم که گیلبرت در حق من فداکاری کنه

06:42.190 --> 06:44.590
الان دیگه نمیتونی اینو تغییر بدی

06:44.620 --> 06:49.580
گیلبرت امروز میره وایت سندز، احتمالا تا الان نامه ی استخدامشم فرستاده شده

06:49.630 --> 06:53.590
در واقع تا الان قراردادشم امضا کرده

06:53.630 --> 06:57.930
همینجا بمون و این دفعه کمکشو قبول کن

07:00.410 --> 07:03.670
تو خیلی خوب از پس اینکار برمیای ، خصوصا الان که دیگه هیچ پایی این اطراف نیست

07:03.710 --> 07:06.740
جوزی آخرین عضوشون بود و خدا رو شکر که آخرین بود

07:06.780 --> 07:12.180
برای بیست سال گذشته همیشه یه پای توی مدرسه بوده

07:12.220 --> 07:14.480
اما اگه در مورد عملکردشون حرف بزنیم...ِ

07:14.520 --> 07:21.860
همه با اونا مشکل دارن

07:23.130 --> 07:26.260
کی داره اینطوری نورو انعکاس میده؟ قضیه چیه؟

07:26.300 --> 07:28.060
این کدیه که دایانا برای من میفرسته

07:28.100 --> 07:29.030
کد؟

07:29.070 --> 07:32.090
بله، اون ازم میخواد همین الان برم اونجا

07:32.140 --> 07:34.660
ما اینطوری با هم ارتباط برقرار میکنیم

07:34.710 --> 07:38.070
ببخشید، باید برم ببینم قضیه چیه

07:38.110 --> 07:40.740
دیر برنگردی

07:40.780 --> 07:42.040
حتما

07:47.620 --> 07:51.610
آنه هنوزم مثل بچه هاس

07:51.660 --> 07:53.290
که چی؟

07:53.330 --> 07:57.290
الان بیشتر از همیشه شبیه یه خانوم جوونه

07:57.330 --> 08:01.890
احساسات ماریلا برای یه لحظه خودشو نشون داد

08:01.930 --> 08:07.340
اما از اونجایی که اون ماریلاس، خیلی طول نکشید

08:07.370 --> 08:11.370
ولی وقتی خانوم لیند به خونه برگشت، به شوهرش توماس گفت

08:11.410 --> 08:16.280
ماریلا کاتبرت واقعا مهربون تر شده

08:17.020 --> 08:20.540
در همین موقع، وقتی آنه رفت خونه ی دایانا

08:20.590 --> 08:24.320
اون در جنگل بود، اما نمیتونست در مورد دایانا فکر کنه

08:24.360 --> 08:29.490
ذهنش تماما با فکر گیلبرت درگیر بود

08:30.760 --> 08:35.700
دایانا اون سیگنالو به خاطر این فرستاده بود که بگه خانوم جوزفین باری اومده

08:35.740 --> 08:39.190
و میخواد با آنه صحبت کنه

08:41.040 --> 08:46.500
آنه، وقتی دایانا بهم گفت شوکه شدم

08:46.550 --> 08:50.880
با خودم فکر کردم که احتمالا احمق شدی

08:50.920 --> 08:52.850
جور دیگه ای به نظرم نمیاد

08:52.890 --> 08:59.550
قبول شدن خیلی سخته، هیچکس اینو بهتر از من نمیفهمه

08:59.590 --> 09:03.590
چرا اون بورسیه رو ول کردی؟ به دست آوردنش آسون نبوده

09:03.630 --> 09:07.790
عمه جان، آنه دلایل خودشو داره

09:07.830 --> 09:10.960
نه، باید بدونم

09:11.000 --> 09:14.000
تو که کسیو ناراحت نمیکنی

09:14.040 --> 09:17.670
حتی لازم نیست برای دانشگاهت هزینه کنی

09:17.710 --> 09:22.150
برای چی میخوای همچین گزینه ی خوبی رو بیخیال شی؟

09:22.180 --> 09:24.580
اینطوری تا آخر عمرت پشیمون میشی

09:24.620 --> 09:28.490
منم وقتی شنیدم شوکه شدم

09:28.520 --> 09:33.120
همه توی اونلیا بابتش بهت تبریک گفتن

09:33.160 --> 09:35.220
این واقعا حیفه

09:35.260 --> 09:38.290
من به همچین افتخاری اهمیت نمیدم

09:38.330 --> 09:41.530
بهم بگو آنه، مشکل چیه؟

09:41.570 --> 09:44.260
نمیخوای بری دانشگاه؟

09:44.300 --> 09:46.000
اگه نمیخوای بری من همینجا این بحثو تموم میکنم

09:46.040 --> 09:50.370
اما اگه ماریلا بهت گفته بیخیال دانشگاه شی ، نمیتونم ولت کنم

09:50.410 --> 09:51.100
عمه

09:51.140 --> 09:53.200
ساکت باش!!ِ

09:54.080 --> 09:58.040
درسته که متیو فوت شده، و تو باید حسابی سرت شلوغ باشه

09:58.080 --> 09:59.680
احتمالا ماریلا هم تنهاس

09:59.720 --> 10:04.490
اما در مقایسه با من، ماریلا هنوز جوونه

10:04.520 --> 10:07.150
کیه که پیر نشه؟

10:07.190 --> 10:10.090
اگه بخواد دست و پای آنه، کسی که حتی فرزند خونده ش هم نیستو اینجور ببنده و محدودش کنه

10:10.130 --> 10:12.190
واقعا آدم خودخواهیه

10:12.230 --> 10:15.170
و همینطور رقت انگیز

10:15.200 --> 10:20.470
خانوم باری، وقتی اولین بار ماریلا شنید که میخوام بورسیه رو ول کنم

10:20.510 --> 10:25.380
اون مخالف بود و نمیخواست به خاطرش فداکاری کنم

10:27.010 --> 10:31.540
من کسیم که انتخاب کرد بیخیال بورسیه بشه

10:31.580 --> 10:36.490
من بخاطرش پشیمون نمیشم، در واقع به خودم افتخار میکنم که اینکارو کردم

10:37.860 --> 10:42.560
حتی صدها تن دینامیت هم

10:42.600 --> 10:45.830
نمیتونن منو از تصمیمم برای موندن در گرین گیبلز کنار ماریلا منصرف کنن

10:51.470 --> 10:53.870
حتی اگه من واقعا نفهمم

10:53.910 --> 10:58.430
اما صحبتات بهم میگه، انگار بیش از حد نگرانت بودم

10:58.480 --> 11:01.450
نباید نگرانت میشدم

11:01.480 --> 11:08.580
خانوم باری، شما واقعا قلب رئوفی دارین، ممنون که همیشه حواستون بهم بوده

11:09.590 --> 11:13.690
دیگه نمیخوام کسیو نا امید کنم

11:15.160 --> 11:20.060
مهم نیست بقیه در موردم چی فکر میکنن

11:20.100 --> 11:23.830
این دفعه، من چیزایی رو دیدم که قبلا نمیتونستم ببینمشون

11:23.870 --> 11:25.700
و اونم قدرت و گرمای وجود بقیه س

11:25.740 --> 11:32.010
این برای من نوعی امتحانه، اینجوری منم میتونم مثل بقیه قوی بشم

11:34.180 --> 11:40.350
خب، از اونجایی که به خودت اطمینان داری

11:40.390 --> 11:42.950
اعتقاد دارم دلایل خودتو داری

11:44.820 --> 11:47.590
بیشتر از این چیزی نمیگم

11:47.630 --> 11:49.250
خانوم باری....ِ

11:54.470 --> 11:59.530
سلام منو به آقای باری برسونین، من باید برای زمینا ایشونو به دردسر بندازم

11:59.570 --> 12:03.440
ما کسی هستیم که ازش سود میبریم

12:03.480 --> 12:05.810
دیگه باید برم، ماریلا منتظرمه

12:05.850 --> 12:07.610
شب بخیر دایانا

12:07.650 --> 12:09.310
شب بخیر آنه

12:27.100 --> 12:34.770
ماریلا خیلی خوش شانسه که بچه ای مثله اونو داره

12:34.810 --> 12:36.970
یه جورایی حسودیم شد

12:37.810 --> 12:39.780
عمه جوزفین

13:28.960 --> 13:31.450
آنه، دوباره داری میری سر مزار؟

13:31.500 --> 13:35.060
بله، به خاطر رزا نگرانم

13:35.100 --> 13:38.800
اوه، نامه داری، اونم دوتا

13:38.840 --> 13:40.740
چقدر؟

13:40.770 --> 13:42.800
بفرما

13:42.840 --> 13:44.000
ممنونم

13:44.040 --> 13:48.140
اینا از طرف خانوم استیسی و استلاس

13:48.180 --> 13:49.440
میتونم همینجا بخونمشون

13:49.480 --> 13:51.010
راحت باش

13:58.820 --> 14:02.760
آنه ی عزیز، خبرای خوبی دارم

14:02.800 --> 14:07.890
من توی دانشگاه ردموند پذیرفته شدم

14:10.170 --> 14:12.690
میتونم دوباره باهات درس بخونم

14:12.740 --> 14:16.730
من واقعا هیجان زدم و به خاطر همینم مستقیما برای تو نامه نوشتم

14:16.780 --> 14:19.640
کی میری دانشگاه؟

14:19.680 --> 14:24.450
هر وقت روزش مشخص شد بهم بگو تا بیام دنبالت

14:28.620 --> 14:30.450
تبریک میگم استلا

14:47.710 --> 14:54.370
متیو، به لطف گیلبرت میتونم همینجا بمونم

14:54.410 --> 14:58.040
من نابغه نیستم، اما تمام تلاشمو میکنم که یه معلم خوب باشم

14:58.080 --> 15:01.250
درست به خوبی خانوم استیسی

15:13.430 --> 15:15.260
دوباره میام دیدنت

15:21.470 --> 15:26.310
نامه خانوم استیسی درست همونطوری بود که آنه تصور میکرد

15:26.350 --> 15:30.440
پیام تبریکی برای آنه که تونسته بورسیه رو بگیره

15:31.520 --> 15:33.820
در حال خوندن نامه

15:33.850 --> 15:39.790
آنه خانوم استیسی رو در حالیکه روی تخته مینوشت به یاد آورد

15:39.830 --> 15:42.230
آنه، آنه...ِ

15:45.260 --> 15:46.750
خانوم آلن

15:49.140 --> 15:54.660
که اینطور، اما این عالیه که میتونی اینجا بمونی

15:54.710 --> 15:56.140
درسته

15:56.180 --> 16:02.670
امیدوارم همه اونایی که رفتن کوئینز

16:02.720 --> 16:06.010
یه روزی معلم اینجا بشن

16:07.190 --> 16:13.460
چقدر فوق العاده میشه اگه بتونین همتون با هم کار کنین

16:13.490 --> 16:16.460
اونموقع تو هم اینجایی، درسته؟

16:16.500 --> 16:18.360
البته

16:53.630 --> 16:58.500
گیلبرت، میخواستم ازت تشکر کنم که گذاشتی این کارو داشته باشم

16:58.540 --> 17:03.800
دوست دارم قدردانیمو بهت نشون بدم

17:05.310 --> 17:07.970
آنه، اینکه چیزی نبود

17:08.010 --> 17:10.640
خوشحالم که تونستم کمک کنم

17:10.680 --> 17:12.880
پس ما هنوزم ؟

17:12.920 --> 17:15.940
منظورم اینه الان حاضری منو ببخشی؟

17:17.360 --> 17:20.260
من در واقع همون موقعی که با هم تو قایق بودیم بخشیدمت

17:20.290 --> 17:22.490
فقط خودم متوجهش نشده بودم

17:22.530 --> 17:25.500
من واقعا احمقم

17:25.530 --> 17:31.530
از همون اولم به خاطرش پشیمون بودم

17:32.840 --> 17:35.500
مطمئنا ما میتونیم دوستای خوبی باشیم

17:35.540 --> 17:39.310
آنه، فکر میکنم ما به دنیا اومدیم که با هم دوست باشیم

17:39.350 --> 17:42.470
فقط تو یه جورایی برخلاف خواست سرنوشت حرکت کردی

17:43.920 --> 17:46.080
قصد ادامه تحصیل داری؟

17:46.120 --> 17:47.210
بله

17:47.250 --> 17:51.190
منم همینطور، میتونم بهم کمک کنیم

17:51.220 --> 17:52.820
البته که میتونیم

17:52.860 --> 17:53.950
درسته

17:53.990 --> 17:56.480
بیا، تا خونه همراهت میام

18:30.400 --> 18:34.330
آنه با یه پسر برگشته خونه؟

18:34.370 --> 18:36.430
یعنی کیه؟

19:08.400 --> 19:10.930
من برگشتم، ببخشید دیر کردم

19:10.970 --> 19:12.460
آنه، به خونه خوش اومدی

19:12.500 --> 19:14.800
هنوز نرفتی اتاقت؟

19:14.840 --> 19:18.000
زیاد نگران نباش

19:18.040 --> 19:21.440
مارتین کمکم میکنه، اینجوری چشمام آسیب نمیبینه

19:21.480 --> 19:23.610
خودم میتونم اینکارو کنم

19:25.150 --> 19:27.620
ممنونم ماریلا

19:27.650 --> 19:32.020
آنه، کی تا خونه باهات اومده بود؟

19:33.530 --> 19:35.150
گیلبرت بود

19:35.190 --> 19:37.320
میخواستم ازش تشکر کنم که کارو به خاطر من ول کرد

19:38.500 --> 19:41.470
الان دیگه با گیلبرت دوستی؟

19:41.500 --> 19:44.630
شما دو تا نزدیک نیم ساعت اونجا وایستاده بودین

19:44.670 --> 19:48.470
به نظرم خیلی هم صمیمی نیستیم، از اونجایی که قبلا دشمن هم بودیم

19:48.510 --> 19:53.270
اما فکر میکنم این خیلی پرمعنیه اگه ما بتونیم دوستای خوبی بشیم

19:53.310 --> 19:57.110
درسته، ولی ما واقعا نیم ساعت اون بیرون بودیم؟

19:57.150 --> 19:59.210
بله

19:59.250 --> 20:02.450
فکر میکردم فقط سه دقیقه شده

20:02.490 --> 20:07.320
اما ماریلا، این در مقایسه با اون پنج سالی که با هم دشمن بودیم زیاد نیست

20:07.360 --> 20:09.220
درسته

20:09.260 --> 20:11.490
بسیار خب، چای رو حاضر میکنی؟

20:11.530 --> 20:12.550
البته

20:14.230 --> 20:18.830
شب، بعد از اینکه ماریلا به اتاقش رفت

20:18.870 --> 20:24.610
آنه در جواب استلا و خانوم استیسی نامه نوشت

20:26.850 --> 20:33.480
او شرایطو برای اونها توضیح داد و همینطور شرایطو میسنجید و فکر میکرد

20:35.720 --> 20:42.290
نسیم شب، عطر شکوفه های گیلاسو با خودش آورد

20:44.030 --> 20:47.660
و ستاره ها بالای سر جنگل می درخشیدن

20:47.700 --> 20:49.960
و برگها در نسیم حرکت میکردند

20:50.000 --> 20:52.270
آنه میتونست سیگنالی که دایانا فرستاد رو ببینه

20:55.940 --> 21:01.740
افق دیدم رو به گرین گیبلز گشوده شد

21:01.780 --> 21:04.480
ممکنه یه جورایی افراطی به نظر بیاد

21:05.720 --> 21:10.590
اما مهم نیست چقدر جاده ی پیش روی من باریکه

21:10.620 --> 21:15.960
من هنوز هم میتونم شکوفه ی گلها رو پیدا کنم

21:18.600 --> 21:21.900
مثل این میمونه که کار، آرزوها ...ِ

21:21.930 --> 21:26.060
و یک دوستی حقیقی ، همگی در انتظار من هستن

21:38.620 --> 21:42.950
جاده ممکنه سرشار از کنج های مختلف باشه

21:44.860 --> 21:49.420
پس از عبور از این پیچ، اون طرف پر از ناشناخته هاست

21:49.460 --> 21:54.060
اما من باور دارم، اونجا آرزو ها و امیدها وجود خواهند داشت

21:55.530 --> 22:02.800
آهسته قدم زدن در این جاده ی باریک

22:02.840 --> 22:07.040
با ارزش تر از دویدن در یک جاده ی عریضه

22:07.080 --> 22:13.350
من زیبایی ها و محبت زیادی رو اونطرف پیدا میکنم

22:15.220 --> 22:21.490
گرچه هرگز کوه های سمت دیگه رو فراموش نمیکنم

22:22.260 --> 22:26.130
اما این دنیایی که من با تصوراتم ساختم

22:26.160 --> 22:29.790
رو هیچکس نمیتونه از من بگیره

22:32.770 --> 22:36.670
من از این بابت پشیمون نیستم

22:36.710 --> 22:40.910
این همون دلیلیه که باعث میشه الان بتونم جوابتونو بدم

22:42.610 --> 22:45.710
درست مثل اینکه تمام اینا در یک کتابه

22:47.650 --> 22:53.460
خداوند در بهشته و حال همه روی زمین خوبه

22:53.484 --> 23:03.484
.:: @bollbolljan_com ::.