﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:15.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:15.250 --> 00:17.120
<i>.پرده‌ی جهنم</i>

00:17.120 --> 00:21.790
این شاهکار، یه اثر از میانه‌ی دوره ی
.کاری ریونوسکه آکوتاگاوا هست

00:21.790 --> 00:23.620
،که در قرون وسطی رخ می‌ده

00:23.620 --> 00:26.750
قهرمان داستان، یه نقاش به اسم
.یوشی‌هیده از شهر کیوتو هست

01:59.330 --> 02:03.200
.یوشی‌هیده، بهترین نقاش کل شهر بود

02:03.200 --> 02:07.870
ولی مردم بخاطر ظاهر و رفتار
.نابخردانه‌اس ازش دوری می‌کردن

02:09.000 --> 02:17.410
ولی اون توی زندگی، چیزی داشت
.که بهش عشق می‌ورزید: دخترش

02:17.410 --> 02:25.120
یه روز، یکی از مشتری‌های خیلی مهمش، بهش
.سفارش می‌ده که تصویری از جهنم رو بکشه

02:25.120 --> 02:29.040
،یوشی‌هیده فقط می‌تونه چیزی رو بکشه که دیده

02:29.040 --> 02:35.000
واسه همین، در تلاش برای به تصویر کشیدن
.عذاب جهنم، شاگرداش رو شکنجه می ده

02:35.000 --> 02:39.410
،ولی قسمت مرکزی نقاشی

02:39.410 --> 02:45.120
،صحنه‌ای قراره یه زن توی آتش جهنم بسوزه
.مانع پیشبرد نقاشیش می‌شه

02:45.120 --> 02:49.620
،کمی بعد، اون مشتری
.یوشی‌هیده رو فرا می‌خونه

02:49.620 --> 02:55.120
وقتی می‌ره، دخترش رو دست‌بست
.توی یه کالسله می‌بینه

02:55.120 --> 03:03.660
،هیچ‌کاری برای نجات دخترش از شعله‌ها
.نمی‌کنه و به سادگی فقط تماشا می‌کنه

03:03.660 --> 03:10.620
به این ترتیب، تصویر جهنم کامل می‌شه
.و همه می‌گن که یه شاهکار شده

03:10.620 --> 03:13.830
.درست مثل نوشته‌های ریو هست

03:13.830 --> 03:15.120
!ای لعنت

03:15.120 --> 03:18.160
چرا نمی‌تونم به داخل کتاب نفوذ کنم؟

03:18.160 --> 03:23.620
هیچ‌وقت چنین وضعیتی نداشتیم
.که هیچ‌کس نتونه وارد کتاب بشه

03:23.620 --> 03:29.410
معمولا، کتاب لکه‌دار، کسی که
.می‌تونه وارد بشه رو فرا می‌خونه

03:29.410 --> 03:32.080
...اگر این اتفاق نمیفته

03:32.080 --> 03:36.500
شاید یعنی کتاب نمی‌خواد کسی
.جلوی نابودیش رو بگیره

03:36.500 --> 03:38.700
چنین چیزی ممکنه؟

03:38.700 --> 03:41.700
،قهرمان داستان یعنی یوشی‌هیده

03:41.700 --> 03:47.000
ایده‌آل‌های ریو در مورد
.رمان و هنر رو منعکس می‌کنه

03:47.000 --> 03:48.200
ایده‌آل؟

03:48.200 --> 03:53.790
،وقف کامل خود برای هنر
،که باعث جدایی هنر و زندگی می‌شه

03:53.790 --> 03:58.830
و قبول فدا کردن همه چیز برای
.نوشتن و برای خلق کردن

03:58.830 --> 04:03.080
.این زندگیآیه که اون به دنبالش بوده

04:03.080 --> 04:06.120
،ولی نتونست این رو بفهمه

04:06.120 --> 04:12.200
و بیش از همه، خودش، آثار قدیمیش
.رو به وحشی‌گری متهم کرد

04:14.080 --> 04:20.910
ریو یه بار، توی یه سری ستون مجله، با دوستش
.جونیچیرو تانیزاکی به مناظره و بحث پرداخت

04:21.790 --> 04:23.040
""۱۹۲۷

04:23.290 --> 04:26.540
"ادبیه، همش بیش از حد ادبیه

04:27.370 --> 04:30.580
:این روزا فقط یه فکره که همش توی سرمه

04:30.580 --> 04:35.830
آیا رمان‌ها واقعا به داستان‌های دراماتیک نیاز دارن؟

04:35.830 --> 04:42.540
اینکه یه داستان واقعا هنری هست یا نه
.رو واقعا بهش شک دارم

04:42.540 --> 04:45.200
برداشتن ابعاد جالب داستان

04:45.200 --> 04:49.500
یعنی رها کردن چیزی که رمان رو خاص می‌کنه

04:49.500 --> 04:55.700
خواننده‌ها رمان‌ها رو برای این نمی‌خونن که
طعم شگفتی رو احساس کنن؟

04:55.700 --> 04:58.790
،و بیش از هر چیز دیگه، ریونوسوکه آکوتاگاوا

04:58.790 --> 05:02.160
کتاب‌های خودت، بیشتر از کتاب‌هایی که
،ادعا می‌کنن داستان فوق‌العاده‌ای دارن

05:02.160 --> 05:07.540
خواننده‌های بیشتری رو جذب نمی‌کنن؟

05:07.540 --> 05:09.620
.شاید

05:09.620 --> 05:13.000
...اما به همین دلیله که فکر می‌کنم

05:13.000 --> 05:18.330
...کلماتی که نوشتم بتونن یه رمان کامل رو شکل بدن

05:19.330 --> 05:22.790
و به همین دلیل، نویسنده، رمان خودش رو انکار می کنه؟

05:24.250 --> 05:27.200
این کار، اینقدر چیز بدیه؟

05:29.200 --> 05:31.040
.این کا از شخصیت اون خارجه

05:31.040 --> 05:35.790
.اینکه بعدا بیاد و از کارای خودش متنفر باشه

05:35.790 --> 05:40.330
برام جالبه بدونم که چه چیزی
.اینقدر قلب اون رو دگرگون کرده

05:42.290 --> 05:43.870
!هی! دازای

05:47.290 --> 05:49.580
.تا حالا همچین اتفاقی نیفتاده بود

05:49.580 --> 05:54.620
،کتاب یه نویسنده‌ی تناسخ‌شده، لکه‌دار شده
...و نویسنده‌اش هم ناپدید شده

05:55.290 --> 05:59.540
"پرده‌ی جهنم"
یعنی اینقدر لکه‌ها قوی بودن؟

05:59.540 --> 06:00.750
...یا اینکه

06:04.250 --> 06:05.700
دازای؟

06:05.700 --> 06:07.000
چی می‌خوای؟

06:09.120 --> 06:10.620
!نه! بس کن

06:14.870 --> 06:16.250
داری چیکار می‌کنی؟

06:16.250 --> 06:17.830
دیگه چی؟

06:17.830 --> 06:20.660
!می‌خوام آگوتاگاوا سنسی رو نجات بدم

06:20.660 --> 06:21.620
!نمی‌تونی

06:21.620 --> 06:24.790
!کتاب باید تو رو فرا بخونه تا بتونی بهش نفوذ کنی

06:24.790 --> 06:28.040
!تا وقتی امتحان نکنیم که نمی‌فهمیم

06:28.910 --> 06:32.000
!بس کن! وگرنه تو رو هم لکه‌دار می‌کنم

06:40.790 --> 06:42.120
...تو

06:42.120 --> 06:45.370
.منم خیلی چیزا دارم که ریو بگم

06:45.370 --> 06:47.750
!نمی‌تونم بذارم فقط تو بری

06:49.950 --> 06:54.080
!فقط یه بار بهم گوش کن ریو

06:54.080 --> 06:55.410
!هر دوتون

07:11.330 --> 07:12.330
چیه؟

07:14.120 --> 07:15.370
ما کجاییم؟

07:19.870 --> 07:22.080
آکوتاگاوا-سنسی؟

07:22.080 --> 07:24.000
.هر دوتون خیلی لجبازین

07:25.870 --> 07:28.000
...پس لطفا

07:28.000 --> 07:29.580
...کتابم

07:38.250 --> 07:40.160
ما کجاییم؟

07:40.160 --> 07:42.870
.توی کتابیم یحتمل

07:42.870 --> 07:45.450
.چه مرد کثیفی

07:45.450 --> 07:48.120
.ترجیح می‌دم بهش نگاه نکنم

07:48.120 --> 07:49.870
.اون همیشه خیلی غمگینه -
!ریو -

07:49.870 --> 07:53.160
...کی خبر داره توی سرش چی می‌گذره -
...نه، اون -

07:53.160 --> 07:54.700
.که اینطور -

07:54.700 --> 07:58.910
اون به یوشی‌هیده، یعنی
همون قهرمان کتاب تبدیل شده؟

08:00.910 --> 08:01.870
!پدر

08:01.870 --> 08:06.160
اوه، اومدی دنبال من؟

08:06.160 --> 08:07.120
.آره

08:07.120 --> 08:09.620
.شام حاضره

08:14.700 --> 08:16.250
چیکار کنیم؟

08:16.250 --> 08:22.120
اگر کتاب رو به نتیجه‌ی درستش
.برسونیم، می‌تونیم کتاب رو نجان بدیم

08:22.120 --> 08:23.500
...پس من

08:25.200 --> 08:29.040
.خب، بذار ببینیم چیکار می‌تونی بکنی

08:33.830 --> 08:35.540
!ببخشید

08:35.540 --> 08:36.700
!اومدم

08:38.540 --> 08:39.790
.سلام

08:39.790 --> 08:42.910
.من نقاش دوره‌گرد از یه جای بی‌نام و نشونم

08:44.080 --> 08:48.750
یوشی‌هیده-سان، من در مورد مهارت‌های
.شما شنیدم و یه درخواست دارم

08:48.750 --> 08:52.160
.لطفا بذارین شاگرد شما بشم -
.پیشنهادت رو رد می‌کنم -

08:52.160 --> 08:54.370
.علاقه‌ای ندارم -

08:54.370 --> 08:56.580
.لطفا از اینجا برو -

08:56.580 --> 08:58.660
!تو رو خدا! لطفا

08:58.660 --> 09:01.450
!من خیلی طرفدارتونم! التماس می‌کنم

09:01.450 --> 09:03.750
!من کارای روزانه و ای چیزاتون رو انجام می‌دم

09:03.750 --> 09:04.450
.نه

09:04.450 --> 09:07.620
!لطفا! لطفا -
.بابا، انگار واقعا دلش می‌خواد شاگردت باشه -

09:07.620 --> 09:08.830
چرا نمی‌ذاری شاگردت بشه؟ -

09:08.830 --> 09:10.040
!دمت گرم دخترش! خیلی باهوشی -
!تازه خوشکلم هستی

09:10.040 --> 09:12.620
...اگر تو اینو می‌خوای -
!دمت گرم دخترش! خیلی باهوشی -
!تازه خوشکلم هستی

09:12.620 --> 09:13.910
!هوراااا

09:16.500 --> 09:17.830
عالیه، مگه نه؟

09:17.830 --> 09:19.200
.ممنونم

09:19.200 --> 09:21.700
...به لطف تو اینطور شد

09:21.700 --> 09:25.500
نمی‌تونم لکه‌های کتاب کی
.می‌خوان تداخل ایجاد کنن

09:25.500 --> 09:30.410
پس امن‌ترین کاری که می‌تونیم بکنیم
.اینه که کنار نقش اصلی باشیم

09:33.290 --> 09:35.330
اون با دخترش زندگی می کنه؟

09:40.120 --> 09:41.450
...سنسی

09:41.450 --> 09:44.450
باید اینقد بالا بریم؟

09:44.450 --> 09:46.700
!بنظر میاد اونجای جای خوبیه

09:46.700 --> 09:48.950
قراره تا اون بالا بریم؟

09:48.950 --> 09:52.000
ازم خواستن که پرنده‌هایی که توی آسمون
.پرواز می‌کنن رو نقاشی کنم

09:52.000 --> 09:54.950
این همه راه رو اومدی این بالا؟

09:54.950 --> 09:58.040
.من فقط می‌تونم چیزی رو که می‌بینم بکشم

09:58.040 --> 10:03.830
.فقط بعد از دیدنشه که می‌تونم اون رو مال خودم بکنم

10:03.830 --> 10:08.870
و فقط اون موقع‌ست که می‌تونم تصویر
.توی سرم رو به یه نقاشی تبدیل کنم

10:08.870 --> 10:10.790
اون رو مال خودت کنی؟

10:10.790 --> 10:14.120
.این تنها راهیه که می‌تونم نقاشی بکشم

10:14.120 --> 10:15.790
...اصلا با عقل جور در نمیاد

10:39.950 --> 10:45.870
!قرار نبود اینقد داستان آرومی باشه

10:45.870 --> 10:49.620
بست و توسعه‌ی داستان موقف شده؟

10:49.620 --> 10:51.500
...اگر چنین چیزی ممکنه

11:05.040 --> 11:08.290
!می‌دونستم که اونجایی لکه

11:17.750 --> 11:18.870
!وایسا

11:18.870 --> 11:21.330
!مزاحم! بگیریدش

11:22.500 --> 11:23.580
اون کجاست؟

11:23.580 --> 11:25.370
!نذارین فرار کنه

11:25.370 --> 11:26.500
!برید دنبالش

11:29.870 --> 11:32.080
این دفعه کیه؟

11:32.080 --> 11:34.410
.من همین الانم یه شاگرد دارم

11:34.410 --> 11:36.540
.خوشحال بنظر میای

11:36.540 --> 11:38.950
اون کجا رفت؟

11:39.620 --> 11:41.410
.کارا خوب پیش می‌رن

11:41.410 --> 11:44.620
.دخترت هنوز همش لبخند می‌زنه

11:44.620 --> 11:49.950
.هیچ اتفاق هیجان‌انگیزی نمیفته ولی زندگی خوبیه

11:49.950 --> 11:51.750
منظورت از این حرفا چیه؟

11:51.750 --> 11:54.410
.یه زندگی آروم بدون هیچ داستانی

11:54.410 --> 11:59.410
.شاید این چیزیه که واقعا می‌خواستی بنویسی

11:59.410 --> 12:00.450
هاه؟

12:00.450 --> 12:02.080
.بهم بگو ریو

12:02.080 --> 12:06.000
...اگر که از نوشتن این داستان، پشیمونی

12:07.830 --> 12:08.830
چی؟

12:16.910 --> 12:18.000
!تو

12:22.370 --> 12:24.410
درد می‌گیره. چه مرگته؟

12:24.410 --> 12:26.250
!می‌دونستم یه چیزی عجیبه

12:26.250 --> 12:31.500
چرا وقتی از داستانای آکوتاگاوا-سنسی
متنفری، وارد این کتاب شدی؟

12:31.500 --> 12:33.580
.ازشون متنفر نیستم. بهشون دید انتقادی دارم

12:33.580 --> 12:36.540
می‌خوای اونا رو پاک کنی، نه؟

12:36.540 --> 12:40.080
!کتاباش رو پاک کنی چون ازشون خوشت نمیاد

12:40.080 --> 12:48.000
در سال‌های آخر، ریو از کارهای خودش
.و تاکیدشون بر خط داستانی، متنفر بوده

12:48.000 --> 12:49.450
...ولی این به این معنی نیست که

12:49.450 --> 12:51.790
.این "پرده‌ی جهنم" مثل یه نفرینه

12:51.790 --> 12:56.580
.که ریو اون رو برای بلعیدن خودش خلق کرده

12:56.580 --> 12:59.790
تو واقعا شیگایی؟

12:59.790 --> 13:02.540
یا یه لکه تو رو تسخیر کرده؟

13:04.200 --> 13:08.410
!نمی‌تونم بذارم به آکوتاگاوا-سنسی نزدیک بشی

13:08.410 --> 13:10.290
!از این کتاب محافظت می‌کنم

13:19.830 --> 13:21.290
.هر کاری می‌خوای بکن

13:25.910 --> 13:27.080
!وایسا

13:27.080 --> 13:28.370
!پدر

13:28.370 --> 13:31.700
.سرور ما، دخترتون رو می‌خواد

13:31.700 --> 13:33.080
.باید افتخار بکنی

13:33.080 --> 13:34.290
!پدر

13:34.290 --> 13:36.910
!صبر کنین! نبریدش

13:36.910 --> 13:38.200
!پدر

13:38.200 --> 13:42.160
.آره. این اتفاقیه که باید بیفته

13:42.160 --> 13:43.500
چی شده؟

13:43.500 --> 13:45.410
.بیا نزدیک‌تر

13:45.410 --> 13:47.330
چیزی می‌خوای؟

13:47.330 --> 13:51.160
.هر چیزی بخوای بهت می‌دم

13:51.160 --> 13:54.120
.من هیچی نمی‌خوام

13:54.120 --> 13:55.080
یه پاراوان؟

13:55.080 --> 13:56.290
.بله

13:56.290 --> 14:00.870
.انگار دخترت، عمیقا دلتنگ پدرشه

14:00.870 --> 14:04.450
فک کردم اگر نقاشی پدرش رو داشته باشه

14:04.450 --> 14:08.290
.کمتر حس تنهایی بهش دست می‌ده

14:08.290 --> 14:11.200
چجور نقاشی‌ای دوست دارین؟

14:11.200 --> 14:15.080
.هممم... جهنم

14:15.080 --> 14:17.290
.من جهنم رو می‌خوام

14:17.290 --> 14:20.250
جهنم؟

14:20.250 --> 14:26.660
آره. یه صحنه از بدبختیی و
.وحشت اعماق جهنم می‌خوام

14:26.660 --> 14:28.790
.تو بهترین نقاش در کیوتو هستی

14:28.790 --> 14:32.450
به راحتی می تونی انجامش بدی، درسته؟

14:32.450 --> 14:35.080
پس می‌خوای براش جهنم رو بکشی؟

14:35.080 --> 14:36.870
.بله. انجامش می‌دم

14:36.870 --> 14:40.620
،اگر براش تصویر باکیفیتی بکشم

14:40.620 --> 14:44.870
.شاید دخترم رو بهم پس بده

14:44.870 --> 14:46.540
.این کار رو انجام می‌دم

14:46.540 --> 14:48.750
...سنسی

14:48.750 --> 14:51.620
.و به کمکت احتیاج دارم

14:51.620 --> 14:53.250
.با من بیا

14:53.250 --> 14:54.790
هاه؟

14:54.790 --> 14:56.000
!واسه چی آخه؟

14:56.000 --> 14:57.540
.بهت گفتم

14:57.540 --> 15:00.000
.فقط می‌تونم چیزی که دیدم رو بکشم

15:00.000 --> 15:06.540
این پاراوان به یه نقاشی از گناهکار نیاز داره
.که توسط شیاطین جهنم بسته شده

15:06.540 --> 15:08.540
...می‌دونم، ولی

15:08.540 --> 15:11.750
.می‌خوام حالت چهره، رنج بیشتری رو نشون بده

15:11.750 --> 15:13.950
!دارم فنا می‌شم! دارم فنا می‌شم

15:16.290 --> 15:17.660
این کارا لازمه واقعا؟

15:17.660 --> 15:19.410
جدا این کارا لازمه؟

15:19.410 --> 15:22.080
!عذاب بیشتری می‌خوام

15:25.790 --> 15:26.870
!ای لعنت

15:31.620 --> 15:34.250
.بیا نزدیک تر

15:34.250 --> 15:37.950
.بهت گفتم، هر چی بخوای بهت می‌دم

15:37.950 --> 15:40.160
چی ناراحتت می‌کنه؟

15:40.160 --> 15:42.700
چی می‌خوای؟

15:42.700 --> 15:46.790
.می‌خوام برگردم پیش پدرم

15:52.290 --> 15:54.000
!ارباب

15:54.000 --> 15:56.000
...نقاشه

15:56.000 --> 15:57.040
چی؟

15:58.910 --> 16:00.290
نمی‌تونی نقاشیش کنی؟

16:00.290 --> 16:02.790
منظورت چیه که نمی‌تونی نقاشیش کنی؟

16:02.790 --> 16:08.540
می‌خوام در مرکز نقاشی، یه دختر رو نقاشی
.کنم که داره توی آتش جهنم می‌سوزه

16:08.540 --> 16:13.410
.ولی من فقط می تونم چیزی رو بکشم که دیدم

16:13.410 --> 16:16.120
.این بهونه ی موجهی نیست

16:16.120 --> 16:18.200
.من نمی‌تونم و حرف آخرم هم همینه

16:23.870 --> 16:27.870
وی اگر ببینی، می‌تونی بکشیش، درسته؟

16:27.870 --> 16:29.660
...بله. اما

16:29.660 --> 16:31.540
.خیلی خب

16:31.540 --> 16:36.080
.پس بهت کمک می کنم

16:36.080 --> 16:38.700
...ا-این

16:38.700 --> 16:41.620
.قدردان باش نقاش

16:41.620 --> 16:47.540
.یه صحنه از جهنم رو بهت نشون می‌دم

16:47.540 --> 16:48.750
!پدر

16:57.700 --> 17:00.450
!پدر! پدر

17:00.450 --> 17:02.790
!کمکم کن پدر

17:07.410 --> 17:09.080
!پدر

17:09.080 --> 17:10.040
!صبر کن

17:10.040 --> 17:11.620
داری کجا می‌ری؟

17:15.200 --> 17:17.450
تو... داری چیکار می‌کنی؟

17:17.450 --> 17:19.870
.برگرد سنسی

17:19.870 --> 17:21.500
.این درست نیست

17:21.500 --> 17:23.540
داری راجع به چی حرف می زنی؟

17:23.540 --> 17:26.410
چجور پدری می‌ذاره دختره توی آتش بسوزه؟

17:26.410 --> 17:29.750
...ولی این داستان

17:29.750 --> 17:31.250
.ممنونم پدر

17:31.250 --> 17:32.830
.که من رو نجات دادی

17:32.830 --> 17:35.000
...دوستت دارم

17:35.000 --> 17:37.750
.یه پدر مهربون که دخترش رو نجات می‌ده

17:37.750 --> 17:41.750
مشکلش چیه؟ چه چیزیش بده؟

17:41.750 --> 17:44.950
.این داستانه که مشکل داره

17:44.950 --> 17:48.160
.این داستانه که باید ناپدید بشه

17:49.330 --> 17:50.830
....اینجایی پس

17:52.000 --> 17:53.660
این دیگه چیه؟

17:53.660 --> 17:56.700
.برگرد آکوتاگاوا-سنسی

17:56.700 --> 17:58.160
آکوتاگاوا؟

18:09.080 --> 18:14.200
تو قراره بسوزی و بمیری و
.تی نقاشیت رو هم نکشن

18:14.200 --> 18:17.290
.خیلی بد شد نفود‌کننده

18:29.330 --> 18:31.700
،یکم نگران بودم

18:31.700 --> 18:33.700
!ولی انگار درست و به موقع بریدمت

18:39.750 --> 18:40.660
...تو

18:40.660 --> 18:42.500
!حسابی گند زدی بچه

18:42.500 --> 18:44.450
!اگر می‌دونستی، باید کمکم می‌کردی

18:44.450 --> 18:46.000
.آره، درسته

18:46.000 --> 18:51.000
.عمرا که به یه کلمه از حرفام هم گوش می‌دادی

18:51.000 --> 18:53.790
.بحث‌مون رو تموم نکردیم ریو

18:53.790 --> 18:59.250
،اگر از نوشتن این کتاب پشیمونی
.من مشکلی ندارم

19:01.120 --> 19:03.660
بعد از تموم کردن یه کتاب، آدم فکر می‌کنه
.که بهترین نویسنده‌ی تمام ادواره

19:03.660 --> 19:07.040
.ولی روز بعدش پر از مشروب خوردن و پشیمونیه

19:07.040 --> 19:15.870
.و توی روز سوم، حتی بیشتر از قبل دوستش داری

19:15.870 --> 19:21.040
.من از کتابات انتقاد کردم ریو

19:21.040 --> 19:25.160
.ولی هیچ‌وقت نمی‌خواستم ناپدید شدن‌شون رو بینم

19:35.790 --> 19:40.660
"ریو، حتی اگر "پرده‌ی جهنم
،برای تو، یه نفرین باشه

19:40.660 --> 19:45.450
.باز هم بخشی از وجودته

19:48.950 --> 19:49.950
...پس

20:07.250 --> 20:08.870
!عقب نکش

20:11.750 --> 20:13.080
.فایده نداره

20:15.450 --> 20:20.080
...اگر دختره در بره، داستان

20:21.580 --> 20:23.330
!نمی‌ذارم چنین اتفاقی بیفته

20:27.200 --> 20:28.200
!ریو

20:30.910 --> 20:32.120
!با دقت نگاه کن

21:19.910 --> 21:22.410
""پرده‌ی جهنم

21:35.250 --> 21:37.160
.ممنونم دازای-کون

21:38.250 --> 21:42.910
.نه، این من نبودم که کتابت رو نجات دادم

21:42.910 --> 21:44.540
.شیگا بود

21:54.830 --> 21:57.830
""پرده‌ی جهنم

22:00.000 --> 22:20.000
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:28.290 --> 23:29.700
!خوراک‌شناسی ادبی

23:29.700 --> 23:32.660
اون ساندویچای کاتسو رو
.فراموش کن و به دخترا فکر کن

23:32.660 --> 23:35.500
تو ساندویچ دوست داری تانیزاکی‌-کون، نه؟

23:35.500 --> 23:38.410
ساندویچ کاتسو: یه غذای سیر‌کننده که از کاتسوی ترد
.درست شده و کلی تیکه کلم بین نون تست شده، داره
.ترکیب ساندویچ کاتسو و قهوه خیلی خوشمزه‌ست

23:38.410 --> 23:40.660
ساندویچ کاتسو: یه غذای سیر‌کننده که از کاتسوی ترد
.درست شده و کلی تیکه کلم بین نون تست شده، داره
.و یه پیشنهاد دیگه هم دارم

23:41.330 --> 23:42.120
اون چیه؟

23:42.120 --> 23:44.750
...ساندویچ سوسیس و خیار

23:44.750 --> 23:47.160
.بنظر من خیلی اشتهاآوره

23:47.160 --> 23:48.450
کفش پاشنه بلند، چی می‌گه این وسط؟

23:48.450 --> 23:51.250
...فک کنم نمی‌تونیم این یکی رو پخش کنیم

23:51.250 --> 23:54.120
...این خیار رسیده و آبدار رو ببین -
.آکوتاگاوا-سنسی، بیا پخش رو متوقف کنیم -

23:54.120 --> 23:56.290
مثل انحناهای بدن یه زن زیبا -
!نکن! نکن! وایسا -

23:56.290 --> 23:58.200
!دیگه نمی‌تونم تحمل کنم -
!وایسا! وایسا! وایسا -

23:58.200 --> 23:59.750
!دیگه بسه