﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:15.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:15.540 --> 00:22.080
.ممنونم که به عروسی ما اومدی

00:22.080 --> 00:29.000
خیلی خوشحالم که دارم با کسی که عاشقشم ازدواج میکنم.

00:29.000 --> 00:32.200
.اینا همش به خاطر برادرمه که اوضاع رو توی یه روز مرتب کرد

00:32.200 --> 00:36.250
.اینکه میتونم مراسم به این خوبی برگزار کنم به خاطر اونه

00:36.250 --> 00:40.700
.بازم ازت ممنونم برادر

00:40.700 --> 00:41.830
.ممنون

00:45.450 --> 00:47.700
هان؟ برادر؟

01:00.500 --> 01:02.870
این دیگه چه کوفتیه؟

01:02.870 --> 01:04.700
...غرق شدن در فضای جشن

01:04.700 --> 01:09.370
.تو بیشتر از هر کسی جشن میگیری و مینوشی

01:09.370 --> 01:15.830
.اینا برای کسی که باید ده تا انجمن رو مدیریت کنه چیز خوبی نیستن

01:15.830 --> 01:20.200
تصمیم نمی گرفتی که برنگردی درسته؟

01:20.200 --> 01:22.870
یا اینکه میخوای ولشون کنی؟

01:22.870 --> 01:25.700
.دوستت در محل دوئل پادشاه منتظرته

01:25.700 --> 01:27.620
.تو از کجا میدونی

01:29.410 --> 01:31.450
.وقتی باقی نمونده

01:31.450 --> 01:34.200
.قبل از اینکه سوال پرسیدن رو شروع کنی

01:34.200 --> 01:36.500
.بدو، ملوس

03:13.790 --> 03:17.580
میخواستی با اون خنجر چکار کنی؟

03:19.330 --> 03:22.330
.شهر رو از یه ظالم نجات بدم

03:22.330 --> 03:23.870
تو؟

03:23.870 --> 03:25.830
....به من گفتن که

03:25.830 --> 03:27.910
تو نمیتونی به هیچکس باور داشته باشی....

03:27.910 --> 03:31.200
.پس مردم رو میکشی و کاری میکنی که زجر بکشن

03:31.200 --> 03:33.450
!پادشاهی مثل تو نباید اجازه زندگی داشته باشه

03:39.410 --> 03:43.040
چطور جرئت کردی به جان پادشاه سوءقصد کنی؟

03:43.040 --> 03:46.370
.این مردک گستاخ رو همین الان بکشید

03:46.370 --> 03:47.580
...صبر کنید

03:48.950 --> 03:51.620
..صبر کنید عالیجناب

03:51.620 --> 03:53.830
.اون یه خواهر کوچکتر داره

03:53.830 --> 03:58.830
میشه بذارید قبل از مرگ خواهرش رو ببینه؟

03:58.830 --> 04:01.790
داری به من میگی آزادش کنم؟

04:01.790 --> 04:03.290
!نه

04:03.290 --> 04:07.950
.اگر این کار رو انجام بدم اون فرار میکنه

04:07.950 --> 04:11.000
.اگر فرار کرد من رو به جاش مجازات کنید

04:13.870 --> 04:19.790
.اگر برنگشت من رو به جاش بکشید

04:22.040 --> 04:23.200
!دوست من

04:24.870 --> 04:27.870
.تو نمیتونی ترکش کنی

04:27.870 --> 04:30.250
.معلومه، معلوم بود که برمیگردم

04:30.250 --> 04:33.250
.ولی وقتی اون همه نوشیدنی رو دیدمنتونستم جلوی خودم رو بگیرم

04:34.250 --> 04:36.700
.درسته که صبر کردم

04:36.700 --> 04:39.790
صورت خوشحال خواهرم رو دیدی؟

04:39.790 --> 04:42.540
.من دارم برمیگردم

04:42.540 --> 04:45.120
.اگر بمیرم دیگه هیجوقت نمیبینمش

04:45.120 --> 04:49.200
چطور کسی میتونه مقابل لبخندی که روی اون صورت هست مقاومت کنه؟

04:49.870 --> 04:52.160
.و اینکه تو هم الان باید بدوی

04:52.160 --> 04:54.040
.نه

04:54.040 --> 04:55.910
.دویدن من رو خسته میکنه

04:55.910 --> 04:59.040
.عادلانه نیست که فقط من باید بدوم

04:59.040 --> 05:01.540
..البته داستان همینطوره دیگه

05:01.540 --> 05:03.200
داستان؟

05:03.200 --> 05:05.790
.داری حرفای عحیب میزنی

05:05.790 --> 05:09.500
تو از کجا درباره قول من و پادشاه میدونستی؟

05:09.500 --> 05:11.040
داشتی از جایی نگاه میکردی؟

05:11.040 --> 05:14.830
.نگاه کردن واژه درستی نیست

05:14.830 --> 05:17.160
:ولی بذار اینطور بگم

05:17.160 --> 05:19.580
...همیشه برای کسی که بیرونه راحت تره که

05:19.580 --> 05:22.620
.بفهمه داره اونجا چه اتفاقی می افته

05:22.620 --> 05:24.870
.این جواب نیست

05:24.870 --> 05:27.830
.خدایا....الان وقت این حرفا نیست

05:27.830 --> 05:31.370
...آدم همدلی ام ولی

05:31.370 --> 05:34.330
.فکر میکنم تو هم بخشی از مسئولیت این رو به عهده داری

05:36.160 --> 05:39.370
.خشمت رو به خاطر ظلم پادشاه درک میکنم

05:39.370 --> 05:44.580
ولی این باعث میشه که تلاش برای کشتنش درست باشه؟

05:44.580 --> 05:47.580
تو یه مقدار بیش از حد احساسی هستی درسته؟

05:47.580 --> 05:48.450
هان؟

05:48.450 --> 05:51.870
!دیدی؟ دوباره عصبانی شدی! ملوس دوباره عصبانی شد

05:51.870 --> 05:53.450
.تو منو خیلی عصبانی میکنی

05:56.040 --> 05:59.790
.حالا فکر میکنم که فقط مشکل زمان باشه

05:59.790 --> 06:02.370
!وای نه

06:02.370 --> 06:04.500
.دیگه هیچوقت در برابر تمایلم برای نجات دوستم شک نمیکنم

06:04.500 --> 06:06.700
.ولی الان من باید با این مجازات رو به رو بشم

06:06.700 --> 06:09.000
.این عادلانه نیست

06:09.000 --> 06:11.450
.من رو ببخش، سلینانتیوس

06:11.450 --> 06:13.700
.هر کار از دستم بر میومد رو انجام دادم

06:13.700 --> 06:17.080
.ولی این سیل خشم مانع من میشه

06:24.500 --> 06:26.120
چی؟

06:26.120 --> 06:27.500
.یه تیکه ابر

06:27.500 --> 06:30.620
.اگر چیزی داری که اینقدر کمک میکنه خب زودتر نشونم بده

06:32.750 --> 06:35.000
.نه، این رو نمیگم

06:35.000 --> 06:38.580
.حالا هم از اون رشته استفاده کن تا بهم کمک کنی

06:38.580 --> 06:40.250
.نمی تونم این کار رو بکنم

06:40.250 --> 06:41.290
چی؟

06:41.290 --> 06:45.410
.باید تمام تلاشت رو بکنی تا از این رودخونه رد بشی

06:45.410 --> 06:46.450
.غیرممکنه

06:46.450 --> 06:48.540
میخوای شنا کنم تا از این رودخونه رد بشم؟

06:48.540 --> 06:49.750
.میمیرم

06:49.750 --> 06:51.250
.فکر نکنم بلایی سرت بیاد

06:54.370 --> 06:55.620
.موفق باشی

07:03.870 --> 07:06.160
!کمک! کمک

07:07.660 --> 07:09.450
.اون رفته

07:21.540 --> 07:24.410
.من اون عوضی رو میکشم

07:37.950 --> 07:39.370
.هی

07:39.370 --> 07:41.750
.هر چی داری رو به ما بده

07:48.000 --> 07:51.000
.متاسفم

08:04.160 --> 08:06.290
.هنوز هم میتونم برسم

08:06.290 --> 08:08.700
.برای من صبر کن سلینانتیوس

08:08.700 --> 08:11.290
.من دارم برمیگردم

08:11.290 --> 08:13.950
.به دوستم قول دادم

08:13.950 --> 08:17.620
.نمیتیونم به اعتمادش خیانت کنم

08:20.410 --> 08:21.910
...خیانت

08:26.080 --> 08:28.910
.پادشاه! من برگشتم

08:28.910 --> 08:31.450
تو اینجا چکار میکنی، ملوس؟

08:31.450 --> 08:33.160
.خودت میدونی چرا اینجام

08:33.160 --> 08:35.750
.اومدم دوستم رو نجات بدم

08:35.750 --> 08:37.830
دوستت کیه؟

08:37.830 --> 08:41.040
منظورت این مرده؟

08:41.040 --> 08:42.330
چی؟

08:42.330 --> 08:43.910
.خوب نگاه کن

08:43.910 --> 08:46.750
این واقعا دوستته؟

08:46.750 --> 08:49.870
آیا ارزش نجات داده شدن رو داره؟

08:49.870 --> 08:51.950
!سلینانتیوس

08:51.950 --> 08:54.870
!دوست من

08:54.870 --> 08:57.290
...نه...تو

08:58.620 --> 08:59.830
...تو

09:01.160 --> 09:03.000
چرا؟

09:03.000 --> 09:05.500
چرا تو اینجایی؟

09:05.500 --> 09:07.790
.تو به من خیانت کردی

09:07.790 --> 09:09.250
.بله، ملوس

09:09.250 --> 09:14.000
.اون به تو خیانت کرد، اون لایق نجات دادن نیست

09:14.000 --> 09:16.000
...پس

09:16.000 --> 09:17.620
...بکشیدش

09:17.620 --> 09:19.250
..با دستان خودتون

09:19.250 --> 09:20.540
تو از من میخوای که...؟

09:27.000 --> 09:29.750
....بله دقیقا همینطوری

09:33.000 --> 09:37.660
.این دنیا با داستان یک خیانت به پایان میرسه

09:43.080 --> 09:46.620
.متاسفم ولی این داره داستان رو خیلی تغییر میده

09:46.620 --> 09:48.160
...تو

09:48.160 --> 09:50.250
...تراژدی خوبه ولی

09:50.250 --> 09:54.870
...هیچ چیز مثل داستانی که قرار یه پایان شاد داشته باشه

09:54.870 --> 09:57.700
.و تبدیل کردنش به یه داستان غم انگیز نیست

09:57.700 --> 09:59.370
...تو نمیتونی

10:09.250 --> 10:11.200
اینا کی هستن؟

10:11.200 --> 10:12.790
.اینا لکه ها هستن

10:12.790 --> 10:14.750
!عقب وایسا

10:34.120 --> 10:35.410
..وای

10:35.410 --> 10:38.290
تو کی هستی؟

10:38.290 --> 10:40.750
متوجه نمیشی؟

10:40.750 --> 10:43.580
.فقط یه نویسنده

10:43.580 --> 10:45.700
...یه متفکر، میدونستم

10:47.660 --> 10:51.500
....ولی نمیذارم دخالت کنی

10:57.160 --> 10:58.410
...آخ

11:01.580 --> 11:02.620
!نه

11:15.410 --> 11:16.450
!دازائی

11:18.330 --> 11:20.500
استاد؟

11:20.500 --> 11:22.910
!خوشحالم که دوباره میبینمت دازائی

11:22.910 --> 11:27.910
.فکر نمیکردم که هیچوقت شانسش رو بدست بیاریم

11:27.910 --> 11:30.950
این اتاق بیمارستان رو به یاد میاری نه؟

11:30.950 --> 11:35.000
!به خاطر اعتیاد مورفینت زیاد اینجا میای

11:35.000 --> 11:36.290
..من

11:36.290 --> 11:38.540
هنوزم متوجه نمیشی؟

11:38.540 --> 11:41.080
.تو اوسامو دازی هستی

11:41.080 --> 11:44.620
.دانش آموز هارئو ساتو، خود من

11:44.620 --> 11:47.580
.فکر کنم در هر صورت میتونی این رو بگی

11:47.580 --> 11:48.950
یادت نمیاد؟

11:48.950 --> 11:52.910
.نه تا حدی یادمه

11:52.910 --> 11:54.450
آهان

11:54.450 --> 12:01.080
استاد شما میدونستید که من جایزه آکوتاگاوا رو میخوام درسته؟

12:01.080 --> 12:06.410
.بله، تو ریونوسوکه آکوتاگاوا رو تحسین میکردی

12:06.410 --> 12:08.330
..و من هنوز فکر میکنم که

12:08.330 --> 12:15.330
<i>.برخلاف الان </i>برای بردن اولین جایزه آکوتاگاوا لایق بودی

12:15.330 --> 12:17.290
.ولی متوجه نمیشم

12:17.290 --> 12:18.870
نمیشد کاریش کرد.

12:18.870 --> 12:22.200
.من تنها داور نبودم

12:22.200 --> 12:26.580
ولی گفتید که دفعه بعدی میتونم بگیرمش درسته؟

12:26.580 --> 12:29.080
.من حرفتون رو باور کردم

12:29.080 --> 12:32.410
.به این خاطر همش به شما میگفتم جایزه رو به من بدید

12:32.410 --> 12:33.370
...ولی

12:33.370 --> 12:37.540
.دفعه بعد تو حتی به فینال هم نرسیدی

12:37.540 --> 12:42.370
متوجه شدم، شما این کم کاری رو از طرف من میدونید درسته؟

12:42.370 --> 12:45.250
میتونی ردش کنی؟

12:45.250 --> 12:46.620
.نمیتونم

12:46.620 --> 12:48.790
.نه تا وقتی که همچین حسی داری

12:48.790 --> 12:54.330
.به خاطر تو من دیگه به هیچکس نمیتونم اعتماد کنم

12:54.330 --> 12:58.410
.چون فکر میکنم که دوباره ممکنه از اعتمادم سوءاستفاده بشه

12:58.410 --> 13:05.910
.گوش کن دازائی، من  خودم رو برای این مشکل تو سرزنش میکنم

13:05.910 --> 13:08.910
.ولی این فقط و فقط مشکل خودته

13:10.250 --> 13:13.910
.تو خودت هستی، مسئول کار های خودتی

13:13.910 --> 13:16.000
.این رو فراموش نکن

13:16.000 --> 13:19.040
!استاد! استاد

13:21.160 --> 13:23.120
!استاد

13:23.120 --> 13:25.620
!من استاد تو نیستم

13:27.500 --> 13:29.080
!تو

13:29.080 --> 13:31.830
.قبلا هم بهم گفتی

13:31.830 --> 13:34.410
اینجا داره چه اتفاقی میفته؟

13:34.410 --> 13:37.500
من اینجا چکار میکنم؟ چرا لباسم اینجوری؟

13:37.500 --> 13:42.790
!به نظر میاد که داری به یاد میاری دازائی

13:42.790 --> 13:44.660
.پس بهت میگم

13:44.660 --> 13:49.700
.ما داخل یک کتابیم که توسط تو، اوسامو دازائی نوشته شده

13:49.700 --> 13:51.120
داخل یک کتاب؟

13:51.120 --> 13:55.040
!اسم کتاب هست <i>بدو ملوس</i>.

13:55.040 --> 13:56.750
<i>بدو، ملوس؟</i>

13:56.750 --> 13:59.120
من نوشتمش؟

13:59.120 --> 14:01.700
.متوجه نمیشم که چرا یادت نمیاد

14:01.700 --> 14:09.120
.وقتی یه نویسنده به داخل کتاب میاد اون همه چیز رو فراموش میکنه

14:09.120 --> 14:11.620
.این دنیا پر از کلی کتابه

14:11.620 --> 14:17.250
.ولی کسایی هستن که اون ها رو نابود میکنن

14:17.250 --> 14:19.830
.لکه ها

14:19.830 --> 14:21.870
لکه؟

14:21.870 --> 14:24.290
.وقتی اونا نگاهشون متوجه یه کتاب میشه

14:24.290 --> 14:27.870
.روح نویسنده داخل اون گرفتار میشه

14:27.870 --> 14:30.080
.همونطور که تو الان گرفتار شدی

14:30.080 --> 14:35.080
.اون موقع اونا محتوای کتاب رو قبل از از بین بردنش تغییر میدن

14:36.540 --> 14:38.450
.متوجه نمیشم

14:38.450 --> 14:40.580
داری چی میگی؟

14:40.580 --> 14:43.200
چجوری میتونیم شکستشون بدیم؟

14:43.200 --> 14:44.660
.من شگفت زده شدم

14:44.660 --> 14:46.700
میخوای شکستشون بدی؟

14:46.700 --> 14:47.870
قرار نیست این کار رو بکنیم؟

14:47.870 --> 14:50.080
..راحت نیست

14:50.080 --> 14:51.200
ولی میشه گوش بدی؟

14:55.950 --> 14:57.870
!استاد

14:57.870 --> 14:58.830
.دازائی

14:58.830 --> 15:01.700
.فقط یک راه برای نابود کردن اونا وجود داره

15:01.700 --> 15:05.200
.رسوندن داستان به نتیجه درست و حسابی

15:05.200 --> 15:08.370
!فضای داستان <i>بدو، ملوس </i>باور داشتنه

15:08.370 --> 15:13.120
.پس باید در آخر به یکی اطمینان کنی و این اطمینانت سنجیده بشه

15:13.120 --> 15:14.120
.بدو

15:20.160 --> 15:22.620
.رسیدی

15:24.750 --> 15:27.620
.نابود شو، ملوس

15:34.870 --> 15:36.410
!آخ

15:36.410 --> 15:38.450
داری سعی میکنی من رو بکشی؟

15:38.450 --> 15:39.750
!ناراحت نباش

15:39.750 --> 15:43.040
.نویسنده نمیتونه داخل کتابش بمیره

15:43.040 --> 15:45.910
.ولی تو میتونی

15:45.910 --> 15:47.200
.درسته

15:47.200 --> 15:50.700
.و اینکه تو میتونی من رو بکشی یا نه یه مسئله دیگه ست

16:21.450 --> 16:25.120
.این خودش یه مشکله

16:26.040 --> 16:27.790
..استاد

16:27.790 --> 16:32.500
.ممکنه نتونم دیگه به دیگران اعتماد کنم

16:32.500 --> 16:39.910
.این اون قدریه که خیانت تو روی من تاثیر گذاشت

16:39.910 --> 16:42.250
...ولی راستش من

16:44.290 --> 16:47.450
چرا استاد؟

16:47.450 --> 16:51.910
.من تنها داور آکوتاگاوا نیستم

16:51.910 --> 16:54.750
.بعضی چیزا رو نمیشه کاریش کرد

16:54.750 --> 16:59.950
<i>گل های مسخرگی</i> یه کتاب فوق العاده بود

16:59.950 --> 17:05.330
.مطمئنم که بهتر از اینا میتونی بنویسی

17:05.330 --> 17:08.040
.من بهت ایمان دارم

17:08.040 --> 17:09.660
«به من ایمان داری»

17:09.660 --> 17:13.200
.من دوست دارم همون کسی بشم که میتونست این رو قبول کنه

17:13.200 --> 17:16.950
.ولی به خاطر اینکه خودم نمیتونستم انجامش بدم

17:16.950 --> 17:20.000
.بجاش اون احساسات رو به کارام منتقل کردم

17:21.330 --> 17:23.830
!معنی نویسنده بودن اینه

17:23.830 --> 17:24.830
.دازائی

17:29.290 --> 17:31.120
.الان، من ملوس هستم

17:33.750 --> 17:37.000
.ببخشید که منتظرت گذاشتم دوست من

18:03.290 --> 18:06.750
.به نظر میرسه داستان اعتماد کامل شده

18:06.750 --> 18:08.200
.تو می بازی

18:08.200 --> 18:11.700
.من قبولش نمیکنم! قبولش نمیکنم

18:11.700 --> 18:13.870
!تو رقت انگیزی

18:13.870 --> 18:16.870
!شکستت رو قبول کن

18:16.870 --> 18:20.790
..ولی اگر بگی که نمیتونی

18:35.750 --> 18:38.080
.خودم به خدمتت میرسم

19:00.410 --> 19:02.870
.به نظر میاد زمان خداحافظیه

19:02.870 --> 19:07.330
.خب، تو یه جورایی من رو عصبانی کردی

19:07.330 --> 19:09.790
.خیلی هم بهم کمک کردی

19:09.790 --> 19:12.500
.و من هیچکاری برای کمک به تو انجام ندادم

19:12.500 --> 19:16.120
.من فقط از کتاب محافظت کردم

19:16.120 --> 19:18.250
واقعا؟

19:18.250 --> 19:21.200
هی! ما دوباره هم رو میبینیم؟

19:28.500 --> 19:30.200
.بازگشت موفقیت آمیز بود

19:31.620 --> 19:34.450
هان؟ چجوری؟

19:35.290 --> 19:37.500
من کجام؟

19:37.500 --> 19:39.410
!تو برگشتی

19:39.410 --> 19:42.450
.اینجا خونه ما و پایگاه توئه

19:42.450 --> 19:44.330
...یه همچین چیزی، در هر صورت

19:44.330 --> 19:45.870
چرا منم اینجام؟

19:45.870 --> 19:51.120
.وقتی لکه ها رو شکست بدی، نویسنده از کتاب آزاد میشه

19:51.120 --> 19:52.540
بهت نگفته بودم؟

19:52.540 --> 19:53.950
!نه

19:53.950 --> 19:56.370
پس همه اون کارا برای خداحافظی چی بود؟

19:56.370 --> 19:58.580
.خداحافظی از دنیای داستان

19:58.580 --> 20:00.290
چجوری باید این رو میدونستم؟

20:00.290 --> 20:01.500
.چه خجالت آور

20:01.500 --> 20:04.540
.فکر میکردم دارم آخرین خداحافظیم رو انجام میدم

20:04.540 --> 20:08.080
.بیا به اتاق کارگردان بریم

20:08.080 --> 20:10.700
این اتاق کارگردانه؟

20:10.700 --> 20:12.290
.هیچکس اینجا نیست

20:12.290 --> 20:15.370
.خوش اومدی، اوساما دازائی

20:15.370 --> 20:16.790
.من درست همینجام

20:16.790 --> 20:18.790
یه گربه؟

20:18.790 --> 20:20.500
.اون مدیر اجراست

20:20.500 --> 20:22.080
.و رئیس ما

20:22.080 --> 20:23.370
یه گربه؟

20:23.370 --> 20:26.080
!اول، کارت توی پاک کردن اون کتاب خوب بود

20:26.080 --> 20:28.830
.نویسنده چموش بود، خسته ام

20:28.830 --> 20:30.580
.یه گربه سخنگو

20:30.580 --> 20:34.450
بعد از تبدیل شدن به موجود ستاره ای، شخصیتش بهتر نشده نه؟

20:34.450 --> 20:35.950
موجود ستاره ای؟

20:35.950 --> 20:39.450
!تو دازائی هستی، ولی نه دازائی

20:39.450 --> 20:44.120
.یه تصویر و خیال که از اوساما دازائی به وجود اومده

20:44.120 --> 20:49.910
.وگرنه نویسنده های دوره های مختلف نمیتونستن دور هم جمع بشن

20:49.910 --> 20:51.750
.من متوجه نمیشم

20:51.750 --> 20:55.870
ولی ممکنه همون شکلی باشه که استاد<i>هاروئو</i>تونسته بود به کتاب من بیاد؟

20:55.870 --> 20:57.750
هاروئو ساتو؟

20:57.750 --> 20:58.910
.بله

20:58.910 --> 21:00.750
.همون قانونه

21:00.750 --> 21:07.870
.ولی اون هاروئو ساتو که توی کتاب دیدی فقط یه شبح از اون بود که دازائی درستش کرده بود

21:07.870 --> 21:12.540
..بهتری راه نابود کردن کتاب<i>بدو ملوس</i>

21:12.540 --> 21:15.580
.این بود که ملوس دوستش رو ترک کنه

21:15.580 --> 21:19.620
.و اون اومده بود تا اجازه بده این اتفاق بیوفته

21:19.620 --> 21:20.870
!بله

21:20.870 --> 21:24.540
اگر دازائی بشه ملوس، چه کسی از همه بیشتر ممکنه اون رو ترک کنه؟

21:24.540 --> 21:28.410
.این همون جوابیه که لکه ها از ذهن دازائی کشیده بودن بیرون

21:28.410 --> 21:31.620
میتونن همچین کاری بکنن؟

21:31.620 --> 21:33.500
.اونا خیلی باهوشن

21:33.500 --> 21:35.160
...و به همین خاطر خیلی تهدید کننده

21:35.160 --> 21:37.790
لکه ها دقیقا چی هستن؟

21:37.790 --> 21:39.870
چرا میخوان کتابا رو نابود کنن؟

21:39.870 --> 21:41.620
...ما نمیدونیم

21:41.620 --> 21:45.910
چرا سعی میکنن کتابا رو لکه دار کنن و از بین ببرن؟

21:45.910 --> 21:49.120
.ممکنه هیچ دلیلی وجود نداشته باشه

21:49.120 --> 21:52.080
.این بدترین حالته

21:52.080 --> 21:58.160
.ولی نمیتونیم بذاریم کتابا نابود بشن

21:58.160 --> 22:04.120
.کتاب ها و ادبیات بخش ضروری یه زندگی خوبن

22:04.120 --> 22:07.910
.اگر همه کتاب ها از این دنیا ناپدید بشن

22:07.910 --> 22:10.700
.تمدن از بین میره

22:10.700 --> 22:13.540
.و تاریخ بشر به پایان میرسه

22:14.200 --> 22:15.370
تاریخ بشر به پایان میرسه؟

22:15.370 --> 22:18.200
.کار ما اینه که جلوی این رو بگیریم

22:18.200 --> 22:23.080
.فقط نویسنده هایی که ادبیات رو بوجود آوردن میتونن جلوی این رو بگیرن

22:23.080 --> 22:25.620
.منظور این حرف تویی

22:25.620 --> 22:31.120
.اوسامو دازائی، تو قراره به ما کمک کنی تا با لکه ها مبارزه کنیم

22:31.120 --> 22:33.580
من قراره با لکه ها مبارزه کنم؟

22:33.580 --> 22:36.620
.تو آثار ادبی خیلی خوبی داشتی

22:36.620 --> 22:39.790
!میدونم که وقتی ادبیات در خطر باشه کنار واینمیستی

22:39.790 --> 22:40.700
.حقیقتش خیلی برام مهم نیست

22:40.700 --> 22:41.500
واقعا؟

22:41.500 --> 22:44.370
چرا نویسنده ها میجنگن؟

22:44.370 --> 22:47.660
.درسته که داشتم اونجا یه داس رو میچرخوندم

22:47.660 --> 22:50.580
ولی در هر صورت اصلا چرا سلاح دارم؟

22:50.580 --> 22:51.660
.من یه نویسنده ام

22:51.660 --> 22:55.250
.به نکته خوبی اشاره کردی

22:55.250 --> 22:57.660
.تو واقعا بامزه ای دازائی

22:57.660 --> 23:02.290
.هی! آکوتاگاوا نخند و یچیزی بگو

23:02.290 --> 23:03.620
آکوتاگاوا؟

23:05.620 --> 23:08.040
.جیغ نزن

23:08.040 --> 23:11.620
.آکوتاگاو؟ شوخی نکن

23:11.620 --> 23:15.450
<i>؟همون</i>ریونوسوکه آکوتاگاوای<i>بزرگ</i>

23:15.450 --> 23:17.370
بهت نگفته بودم؟

23:17.370 --> 23:19.370
.من ریونوسوکه آکوتاگاو هستم

23:19.370 --> 23:21.330
!از دیدنت خوشحالم دازائی

23:23.290 --> 23:30.910
!بدو ملوس

23:31.540 --> 23:35.540
!خوراک شناس ادبی، سمبوسه دوست داشتنی خرچنگ

23:35.540 --> 23:38.660
.قدم زنان: باورم نمیشه استاد بزرگ ریونوسوکه رو ملاقات کردم

23:38.660 --> 23:42.290
.ولی من گشنه ام

23:44.950 --> 23:46.540
.این چیزیه که نیاز دارم

23:46.540 --> 23:48.700
.سمبوسه خرچنگ، پر شده با گوشت خرچنگ، وسطش نرمه، بیرونش ترده و نونش هم خیلی خوشمزه ست

23:48.700 --> 23:51.540
.سمبوسه خرچنگ، پر شده با گوشت خرچنگ، وسطش نرمه، درست همونطور که انتظارش رو داریم

23:53.580 --> 23:57.160
استاد آکوتاگاوا داره مرغ تریاکی میخوره؟

23:57.160 --> 23:59.410
.ببخشید، لطفا به من مرغ تریاکی بدید

23:59.410 --> 24:01.660
.اول غذای خودت رو بخور

24:01.700 --> 24:10.000
.::   @bollbolljan_com  ::.