﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:30.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:33.580 --> 00:35.080
!آکتاگاوا سنسی

00:35.080 --> 00:38.500
،فقط محض اطمینان
این یه خودکشی عاشقانه که نیست ، نه؟

00:38.500 --> 00:40.410
!ن-نه

00:40.410 --> 00:42.450
خوبه

00:42.450 --> 00:44.120
آنگو ساکاگوچی

00:44.120 --> 00:49.450
نه ، الان بهتره صداش کنیم
راهزن بی نام

00:49.450 --> 00:54.250
،چیزی که امشب میخواستم سر این زن بود

00:54.250 --> 00:56.250
به تو علاقه ای ندارم

00:56.250 --> 00:57.450
که اینطور

00:57.450 --> 01:01.830
پس ، بیا مساوی اعلام کنیم

01:01.830 --> 01:04.330
!صبرکن، آکتاگاوا سنسی

01:04.330 --> 01:05.830
!آنگو صبرکن

01:05.830 --> 01:07.330
!آنگو

02:43.290 --> 02:46.580
"در جنگل شکوفه های گیلاس ، بازشدن کامل"

02:46.580 --> 02:48.830
معروف ترین اثر آنگو ساکاگوچی

02:48.830 --> 02:53.040
به خاطر شیوه ای که در اون تصاویر زیبا از مناظر و

02:53.040 --> 02:55.700
رویدادهای وحشتناکی که توصیف میکنه
مورد تحسین قرار گرفته

02:55.700 --> 02:58.250
درواقع میذاره که خواننده ها خودشون انتخاب کنن

02:58.250 --> 03:00.700
،و پاسخ حتما بخشی از داستانه

03:00.700 --> 03:04.160
همه دیدگاه خاص خودشونُ دارن

03:05.870 --> 03:09.540
پس شیمازاکی سنسی بزرگ دیدگاه خودشو داره؟

03:09.540 --> 03:11.830
میخوام یشنومش

03:11.830 --> 03:13.580
...خب

03:13.580 --> 03:15.160
،جوری که من دیدمش

03:15.160 --> 03:18.700
...راهزن ، که قهرمان داستانه

03:37.200 --> 03:40.950
حروم زاده ی بدبخته

03:40.950 --> 03:43.040
هیچی که ارزش برداشتن داشته باشه نداره

03:43.040 --> 03:44.790
یکم بومکین محلی

03:47.080 --> 03:50.620
به نظرم از زندگیش راضی بود

03:50.620 --> 03:54.830
هرچیزی که ممکن بود بخواد
اون بالا تو کوهستان داشت

03:54.830 --> 03:57.120
هیچوقت غذا کم نمیورد

04:01.290 --> 04:04.540
،اگه چیزی برای نوشیدن میخواست
میتونست فقط بدزدتش

04:04.540 --> 04:09.700
هر کسی که از جنگل و کوهستان رد میشد
طعمش بود

04:09.700 --> 04:11.250
...ولی

04:11.250 --> 04:15.000
حتی کسی مثل اون هم چیزی برای ترسیدن داشت

04:28.330 --> 04:33.910
به دلایلی ، شکوفه های گیلاس تو جنگل
اونو میترسوندن

04:33.910 --> 04:38.580
دلیلشُ نمیدونست
ولی میدونست که یه روز بالاخره جوابُ پیدا میکنه

04:38.580 --> 04:43.580
پس به خودش گفت که براش مهم نیست

04:47.000 --> 04:49.410
...و یک روز

04:56.950 --> 04:59.450
اون زنُ دید

05:06.790 --> 05:10.000
اون زن زیبایی بود

05:24.290 --> 05:27.290
تو الان همسر منی

05:28.870 --> 05:35.540
پس مرد با خودش فکر کرد که میخواد هر کاری
که همسرش ازش میخوادُ انجام بده

05:37.500 --> 05:39.950
زن ، ها؟

05:39.950 --> 05:44.410
برای مردی که تمام عمرشو بی هیچ نیازی گذرونده

05:44.410 --> 05:50.370
این ممکنه اولین ارتباطش بوده باشه
با یه آدم دیگه

05:50.370 --> 05:54.000
و به خاطر همین عروسک خیمه شب بازیش شد

05:54.000 --> 05:57.250
حتی بعد از اینکه به ماهیت واقعیش پی برد

05:59.000 --> 06:02.500
زن میخواست تو پایتخت زندگی کنه

06:05.250 --> 06:06.660
بکششون

06:24.410 --> 06:26.410
این کار می کنه؟

06:26.410 --> 06:28.910
آره

06:31.200 --> 06:33.660
این خیلی خوبه

06:38.250 --> 06:40.620
خوبه ، خیلی خوبه

06:40.620 --> 06:43.410
خیلی دوست داشتنی بنظر میاین

06:43.410 --> 06:46.250
شما یه زوج فوق العاده این

06:46.250 --> 06:51.910
ولی اگه فقط خودتون دوتا باشین خیلی تنها میشین

06:51.910 --> 06:55.290
!فهمیدم! یه ایده ی عالی دارم

06:55.290 --> 06:57.700
بیا اینکارو کنیم

06:57.700 --> 07:02.330
!عزیزم، برام سر های بیشتری بیار

07:02.330 --> 07:03.870
سر؟

07:03.870 --> 07:07.450
،!اگه سر ها زیاد باشن اونوقت هیچکدومشون تنها نمیمونن

07:08.450 --> 07:11.450
!اینجا هم خیلی سرزنده تر میشه

07:11.450 --> 07:13.540
فوق العاده نیس؟

07:16.290 --> 07:21.950
برای همین ، اون مرد همیشه تو پایتخت
برای تهیه کردن سر پرسه میزد

07:21.950 --> 07:24.000
برای برآورده کردن خواسته های زن

07:25.450 --> 07:28.040
یه داستان غمگین و ترسناک

07:29.160 --> 07:31.200
!ترسناک؟ هاه

07:31.200 --> 07:34.080
این کتاب هیچ چی جز خیالات نیست

07:34.080 --> 07:35.080
خیالات؟

07:35.080 --> 07:36.700
اره

07:36.700 --> 07:39.950
روش ایده آل آنگو از زندگی

07:39.950 --> 07:42.870
فقط اینطوری میشه بیانش کرد

07:48.950 --> 07:51.080
خوش برگشتی

07:51.080 --> 07:53.250
راضی کنندس؟

07:53.250 --> 07:55.040
آره

07:55.040 --> 07:57.200
فوق العادس

07:57.200 --> 07:59.330
مرده صورت خیلی خوشگلی داره ، ته؟

07:59.330 --> 08:03.700
پس یه دختر خوشگل هم میخواد

08:03.700 --> 08:08.120
اون دو با خوشحالی کنار هم زندگی می کنن

08:08.120 --> 08:10.910
و یه روز بهم علاقمند میشن

08:10.910 --> 08:13.790
و خود را در تنگنای عشق پرشور می یابند

08:13.790 --> 08:15.580
عشق فوق العادس

08:15.580 --> 08:20.500
،بعضی وقتا نفرته ، بعضی وقتا خشمه
...بعضی وقتا دروغه

08:20.500 --> 08:25.040
همه ی این اتفاقه میوفته ، ولی همش برای عشقه

08:25.040 --> 08:30.540
و با این عشق، هر مانعی فقط تبدیل سوخت به اشتیاقت می شود

08:30.540 --> 08:32.540
...چه فوق‌العاده

08:32.540 --> 08:38.450
،اما شعله های عشق پرشور می تونه چیزهای بدی هم به همراه داشته باشه

08:39.910 --> 08:42.000
!حسودیم میشه

08:42.000 --> 08:45.790
! چرا شما انقدر خوش شانسید؟لعنت بهتون

08:45.790 --> 08:49.620
اون مرد، دردناک مرد

08:49.620 --> 08:52.950
بهم بگو ، تا چند وقت دیگه باید کارُ کنیم؟

08:52.950 --> 08:55.120
منظورت از"چند وقت دیگه" چیع؟

08:55.120 --> 08:57.200
گفتنش سخته

08:57.200 --> 09:00.950
هر روز برات سرای جدید میارم تا باهاشون بازی کنی

09:00.950 --> 09:03.250
نمی ‌فهمم چرا

09:03.250 --> 09:05.620
پس چرا امتحانش نمی کنی؟

09:05.620 --> 09:07.160
...من

09:07.160 --> 09:09.040
من خسته شدم

09:09.040 --> 09:13.200
چی؟ترسیدی؟

09:13.200 --> 09:15.950
از کی انقدر ضعیف شدی؟

09:15.950 --> 09:17.700
من ضعیف نیستم

09:17.700 --> 09:19.450
...اینطوری نیست

09:19.450 --> 09:22.410
اگه ضعیف نیستی ، پس چی ای؟

09:22.410 --> 09:24.330
!از اینکه ابن کار تموم نمیشه متنفرم

09:24.330 --> 09:27.370
حالا حتی احساس کمتری هم داری

09:27.370 --> 09:30.370
زندگی پایانی نداره

09:30.370 --> 09:32.580
هر روز میخوری

09:32.580 --> 09:35.250
هر روز میخوابی

09:35.250 --> 09:38.160
بی پایان، درسته؟

09:38.160 --> 09:40.580
این با بازی کردن با سر یکی !فرق داره

09:42.870 --> 09:45.250
!خائن

09:45.250 --> 09:48.410
!پس ، نمیتونی اینجا بمونی

09:48.410 --> 09:50.370
نمیتونی تو پایتخت بمونی

09:50.370 --> 09:52.580
به کوهستان برمیگردی؟

09:52.580 --> 09:54.200
کوهستان؟

09:54.200 --> 09:57.120
البته، منم باهات میام

09:57.120 --> 10:00.450
...باهم تو کوهستان زندگی میکنیم، و بعد

10:06.750 --> 10:07.950
!نه

10:09.250 --> 10:10.830
!نمیتونیم برگردیم

10:13.910 --> 10:16.250
!میمونیم

10:16.250 --> 10:18.830
!اینا تاابد باهات میمونم

10:18.830 --> 10:21.080
!پس نرو

10:21.080 --> 10:23.700
!تنهام نذار

10:23.700 --> 10:26.080
البته

10:26.080 --> 10:28.290
من نمیرم

10:32.660 --> 10:34.080
که اینطور

10:34.080 --> 10:35.910
داره چه غلطی می کنه؟

10:35.910 --> 10:37.540
داری کجا میری؟

10:37.540 --> 10:42.540
تا اون زنُ شکست بدم و آنگو رو بیدار کنم

10:42.540 --> 10:46.950
،الان ، اون آنگو ساکاگوچیه
ولی نه اون آنگو ساکاگوچی

10:46.950 --> 10:48.910
فقط یک راهزنه

10:48.910 --> 10:51.160
تو هم دیدیش، درسته؟

10:51.160 --> 10:52.950
!اون زن دیوونست

10:52.950 --> 10:55.160
!نباید باهاش بمونه

10:55.160 --> 10:59.000
ولی الان ، این چیزیه که میخواد

10:59.000 --> 11:04.200
در کتاب اصلی، راهزن از زندگی با زن خسته میشه

11:04.200 --> 11:06.370
و سعی میکنه که به کوهستان برگرده

11:06.370 --> 11:10.620
ولی الان ، اون از برگشتن میترسه

11:10.620 --> 11:14.250
و میدونه اگه اینکارو بکنه چی میشه

11:14.250 --> 11:16.830
چی میشه؟

11:17.700 --> 11:21.080
دوستشی و کتابشو نخوندی؟

11:21.080 --> 11:25.830
مطمئنم خوندم ، فقط... یادم نمباد

11:25.830 --> 11:28.330
بیا داستانُ ادامه بدیم

11:28.330 --> 11:30.500
یه لگد بهش بزنیم

11:36.330 --> 11:38.830
نمیتونم بفهمم جذابیت پایتختُ درک کنم

11:38.830 --> 11:40.870
دارن راجب چی حرف میزنن؟

11:40.870 --> 11:43.080
چه حرفی برای گفتن هست؟

11:43.080 --> 11:45.910
چیزی نیس که بخوام بگم

11:54.000 --> 11:55.330
!عوضی

11:58.370 --> 12:01.000
ببخشید ، داریم اینو با خودمون میبریم

12:01.000 --> 12:04.580
اگه میخوای برش گردونی ، باهامون بیا

12:05.620 --> 12:07.620
زیر درخت گیلاس منتظرت هستیم

12:12.040 --> 12:15.040
...تقریبا منو کشتی ، پس

12:17.120 --> 12:18.830
حالا بی حساب شدیم

12:20.830 --> 12:25.410
فقط منم ، یا اینجا ما آدم بداییم؟

12:25.410 --> 12:29.000
فکرکردی یه آدم خوبی؟

12:30.830 --> 12:34.500
چرا منم باید وایسم نگاه کنم؟

12:34.500 --> 12:37.700
!هی ، ساکو اودا! ساکو اودا

12:38.750 --> 12:40.120
-ساکو اودا

12:44.330 --> 12:46.120
چیکار می کنی؟

12:46.120 --> 12:48.000
اوه، تویی، چویا؟

12:48.000 --> 12:50.870
پیدام کردی ، هاه؟

12:50.870 --> 12:54.870
نمیخواستی اینجوری بری برای پاکسازی، نه؟

12:54.870 --> 12:56.750
...باید برم

12:56.750 --> 12:59.450
...دوستم تو اون کتاب داره زجر میکشه

13:03.620 --> 13:04.790
چویا؟

13:04.790 --> 13:06.660
ببین ، میخوای من چیکار کنم؟

13:06.660 --> 13:08.410
نمیتونم خودم برم

13:08.410 --> 13:10.500
چرا نمیتونم برم داخل؟

13:10.500 --> 13:12.950
بعدا دهن آنگو رو سرویس میکنم

13:14.700 --> 13:20.080
حتما تقصیر من و دازایه که اون تو کتاب گیر افتاده

13:21.500 --> 13:28.080
!حالا ، به سلامتی موفقیت گروه بحث تو ادبیات مدرن

13:28.080 --> 13:30.290
منظورت از "موفقیت" چیه دقیقا؟

13:30.290 --> 13:33.160
!ساکو اودا دو ساعت دیر کرد

13:33.160 --> 13:34.790
شرمنده ، شرمنده

13:34.790 --> 13:38.790
ولی وقتی اومدم اینجا هر دوتون مست بودین

13:38.790 --> 13:40.750
پس بی حساب شدیم

13:40.750 --> 13:43.200
آره ، درسته

13:44.370 --> 13:47.200
!خیلی حرف دیگه برای گفتن دارم

13:47.200 --> 13:50.330
مسخره کردن شیگا سنسی کافیه

13:50.330 --> 13:52.950
!اون یارو گوشش همه جا کار میکنه

13:52.950 --> 13:56.660
برا کی مهمه؟
مسخره کردن آغاز فساده

13:56.660 --> 13:59.200
بفرما! آنگو دوباره قراره برامون از فساد سخنرانی کنه

13:59.200 --> 14:00.870
دوباره؟

14:00.870 --> 14:03.700
شبیه شیگا سنسی ای

14:03.700 --> 14:07.330
درسته . هیچ دشمنی ای با شیگا ندارم

14:07.330 --> 14:11.330
ولی اگه دازای میخواد مسخرش کنه جلوشو نمی‌گیرم

14:11.330 --> 14:13.000
!چون گوش دادن بهش بامزست

14:13.000 --> 14:14.330
!درسته

14:14.330 --> 14:17.450
مردی که قلب پاکی داره خسته کنندس

14:17.450 --> 14:19.330
آدما بعد اینکه سقوط میکنن جالب میشن

14:19.330 --> 14:23.830
خوب منکر این نستیم که ذات واقعیشون تو اون نقطه آشکار میشه

14:23.830 --> 14:27.660
گوش کنین، یه ایده برای داستان جدید دارم

14:27.660 --> 14:29.870
!چی؟ راجبش بگو

14:29.870 --> 14:31.870
قهرمان یه راهزنه

14:31.870 --> 14:35.080
!کسی که تا جایی که میتونه زمین خورده

14:35.080 --> 14:39.250
اون تو کوهستان زندگی میکنه ، هر کی که میخوادُ میکشه
!و هیچ چی نمیخواد

14:39.250 --> 14:41.080
!چه آشغالی

14:41.080 --> 14:45.830
ولی از زندگیش راضیه

14:45.830 --> 14:47.370
میدونین چرا؟

14:47.370 --> 14:49.870
چون زندگیه خودش همه ی چیزیه که میدونه

14:49.870 --> 14:50.750
درسته

14:50.750 --> 14:54.120
!اون کل زندگیشو تو کوهستان بوده

14:54.120 --> 14:56.870
هیچوقت ازش خسته نشده

14:56.870 --> 14:58.870
باحال به نظر نمیاد؟

14:58.870 --> 15:01.620
ولی تنها نیست؟

15:01.620 --> 15:06.330
اگه همیشه تنها بوده معنی "تنهایی" رو نمیدونه

15:06.330 --> 15:07.910
!واو ، اون شکست ناپذیره

15:07.910 --> 15:11.660
آره ، شکست ناپذیر ، یجورایی بی نقص و کامل

15:11.660 --> 15:15.000
ولی یه روز یه زنُ ملاقات میکنه

15:15.000 --> 15:17.870
و غیر منتظره ، عاشقش میشه

15:17.870 --> 15:19.160
به نظرتون چه اتفاقی میفته؟

15:19.160 --> 15:21.160
دیگه شکست ناپذیر نیست

15:21.160 --> 15:22.000
!درسته

15:22.000 --> 15:23.790
وقتی عاشق میشی و با کسی زندگی می کنی

15:23.790 --> 15:26.500
بعضی وقتا ممکنه بخاطر این حقیقت که
ارزش های متفاوتی دارین به مشکل بر بخورین

15:26.500 --> 15:29.540
ممکنه بخواین فاصله بگیرین

15:29.540 --> 15:33.040
ولی عشق حقیقت واقعی قلبه

15:33.040 --> 15:37.830
یه بار که عاشق بشی ، برگشتی نیست

15:37.830 --> 15:42.080
پس اگه زنه بمیره ، مرد چیکار میکنه؟

15:42.080 --> 15:46.040
برای اولین بار تو زندگیش تنها میشه

15:46.040 --> 15:48.080
پایان عالی ایه، نه؟

15:48.080 --> 15:51.660
آنگو سعی کرد سقوط یک مرد رو نمایش بده

15:51.660 --> 15:53.450
میخواست همون مرد باشه

15:53.450 --> 15:55.950
میخواست زیبایی شناسیشُ کامل کنه

15:55.950 --> 15:58.120
... ولی حالا اون

16:00.830 --> 16:04.080
این زن ترسناک چیه؟

16:04.080 --> 16:06.500
فقط یه انسان معمولی

16:06.500 --> 16:07.580
اون؟

16:07.580 --> 16:12.580
مردم نمیتونن کسی رو که ارزش های خیلی
متفاوت تر از خودشون داره رو قبول کنن

16:12.580 --> 16:18.790
بعضی وقتا اون آدم غیر انسان به نظر میاد

16:18.790 --> 16:20.790
شما کاوشگر این ، نه؟

16:22.200 --> 16:24.580
ممکنه عادت های حال بهم زنش باعث شن
کمتر شبیه یه زن به نظر بیاد

16:24.580 --> 16:27.700
و بیشتر شبیه یه هیولا

16:27.700 --> 16:30.500
برای اون ، و برای ما

16:40.250 --> 16:42.580
پس اون لکه بود؟

17:09.200 --> 17:10.750
...بالاخره اینجاست

17:12.160 --> 17:14.080
آنگو؟

17:14.080 --> 17:18.540
!...نمیتونم از دستش بدم! من

17:20.700 --> 17:24.000
!نمیخوام تنها باشم

17:24.000 --> 17:25.700
!عشق من

17:25.700 --> 17:29.040
!تو منو خیلی خوشحال می کنی

17:29.040 --> 17:32.540
...منم نمیتونم بدون تو زندگی کنم

17:32.540 --> 17:36.370
!پس...ازم محافظت کن

17:38.370 --> 17:39.910
!آنگو ساکاگوچی

17:39.910 --> 17:45.620
!در این داستان ، زن تبدیل به هیولا میشه
و مرد خودش اونُ میکشه

17:45.620 --> 17:46.700
...پس

17:50.290 --> 17:52.160
!تو باید اونو شکست بدی

17:56.330 --> 17:58.750
آنگو ساکاگوچی

17:58.750 --> 18:02.080
اره ، این اسم منه

18:03.290 --> 18:04.500
...من

18:11.450 --> 18:13.160
!آنگو

18:13.160 --> 18:14.750
میدونم

18:14.750 --> 18:16.870
!این کتاب خود منه

18:16.870 --> 18:19.870
،در پایان ، راهزن زنُ میکشه

18:19.870 --> 18:22.790
و بافهمیدن تنهایی واقعی میمیره

18:22.790 --> 18:26.660
مثل زندگی زیبای یه مرد سقوط کرده

18:26.660 --> 18:29.330
...ولی حالا، من

18:30.620 --> 18:32.500
!از تنهایی میترسم

18:33.950 --> 18:38.200
!ساکو اودا و دازای هردو تنهام گذاشتن

18:38.200 --> 18:42.580
!فقط دو سال بعد از اینکه اون شب باهم نوشیدیم

18:42.580 --> 18:44.830
...پس من

18:46.040 --> 18:48.120
!دیگه نمیخوام ببازم...

18:49.040 --> 18:51.700
داری راجب چی حرف میزنی؟

18:51.700 --> 18:54.200
تو یه راوی هستی ، ته؟

18:54.200 --> 18:57.120
!پس از تنهایی نترس

19:06.660 --> 19:07.910
!ساکو اودا

19:07.910 --> 19:11.080
بنظر میرسه که تونستم به موقع صحنه ی باحالمو بسازم

19:11.080 --> 19:12.580
!آنگو

19:12.580 --> 19:15.080
،آنگو ساکاگوچی ای که من میشناسم عاشقخود نماییه

19:15.080 --> 19:19.290
!ولی تا آخرش به خودنمایی ادامه میده

19:22.120 --> 19:23.620
درسته

19:23.620 --> 19:25.540
لازم نکرده بهم بگی

19:27.120 --> 19:31.250
از تنهایی نترس . از سقوط نترس

19:31.250 --> 19:32.290
...من

19:40.160 --> 19:41.580
!من یه راوی عالی میشم

19:41.580 --> 19:45.000
"آنگو ساکاگوچی"
!من یه راوی عالی میشم

19:46.450 --> 19:49.450
داری چیکار می کنی؟

19:49.450 --> 19:52.700
!تو قول دادی همیشه باهم میمونیم

19:52.700 --> 19:54.290
!...اگه منو بکشی

19:58.290 --> 19:59.410
خفه شو

20:17.580 --> 20:22.330
این شکوفه های زیبای گیلاس
تبدیل به نوری میشن که منو روشن می کنن

20:23.450 --> 20:27.580
و بعد میبینم که هیچی اطرافم نیس

20:28.370 --> 20:31.830
و میفهمم که من تنهام

20:31.830 --> 20:35.500
زودباش ، قبل از من نمیر

20:35.500 --> 20:37.540
منُ ناراحت میکنی

20:42.290 --> 20:46.000
این پایان درست این داستانه

20:50.580 --> 20:51.620
اه

20:53.200 --> 20:54.830
خیلی لفتش دادید

21:00.700 --> 21:03.370
اینجا چیکار می کنی ، چویا؟

21:03.370 --> 21:08.410
اومدم که وقتی گل پسر هلویی کتک خورده
بر میگرده بهش بخندم

21:08.410 --> 21:09.700
!بدجنس

21:09.700 --> 21:11.040
...و وقتی من

21:17.950 --> 21:19.370
هی

21:19.370 --> 21:22.200
بالاخره ظاهر شدی ، هاه؟

21:22.200 --> 21:23.580
اینطور بنظر میرسه

21:26.000 --> 21:30.620
آره . انگار این یه موفقیت دیگست

21:30.620 --> 21:34.750
آنگو ساکاگوچی هم به کمک ما میاد

21:37.410 --> 21:40.500
منم کنجکاوم

21:40.500 --> 21:44.160
میتونم درک کنم که چرا دازای و اودا
به درون کتاب فراخوانده شدن

21:44.160 --> 21:45.500
ولی اون؟

21:45.500 --> 21:46.620
اره

21:46.620 --> 21:52.000
اون ممکنه کلید این جنگ باشه

21:54.870 --> 21:57.870
"در جنگل شکوفه های گیلاس ، زیر شکوفه های کامل باز شده"
"پارت دوم"

22:01.800 --> 22:22.000
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:28.330 --> 23:30.080
!خوراک شناس ادبی

23:30.080 --> 23:30.790
!مانکفیش داغ هنوز یادمه

23:30.790 --> 23:32.250
"!مانکفیش داغ آنگو هنوز یادمه"
هنوز مزه ی مانکفیش داغ هنوز یادمه

23:32.790 --> 23:37.290
واقعا...گشنمه

23:37.290 --> 23:39.370
!چی خبره ؟ تاریکه

23:39.370 --> 23:41.540
"حباب حباب"
!برات خورشت پختم

23:41.540 --> 23:43.620
!نه! نمیتونم بگم چی توشه

23:43.620 --> 23:44.620
!بخورش

23:44.620 --> 23:45.500
"!نام"

23:45.500 --> 23:47.750
"!واییی"
!دازای چی شده؟ دازای

23:47.790 --> 23:48.330
"تلنگر"

23:48.910 --> 23:50.000
...خوبه

23:50.000 --> 23:51.660
"هات پات مانکفیش"
«خورشی که از هر قسمت یک ماهی مرغوب استفاده می کنه
در اصل یک غذای ساخته شده در ایباراکی بود"
!جگر نرم و لطیف خوشمزه

23:51.660 --> 23:54.250
"هات پات مانکفیش"
«خورشی که از هر قسمت یک ماهی مرغوب استفاده می کنه
در اصل یک غذای ساخته شده در ایباراکی بود"
!و سبزیجات فصل کاملاً با گوشت ماهی جفت میشن

23:54.250 --> 23:56.250
میخواد بره تو دهن دوستم

23:56.250 --> 23:58.500
نمیتونم چیز بدی درست کنم ، نه؟