﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:12.870 --> 00:15.620
‫ریو!ریو!

00:15.620 --> 00:17.870
‫کان...همگی...

00:17.870 --> 00:19.870
‫سوالی نباشه.

00:19.870 --> 00:22.830
‫ما هم نمیدونیم چه خبره.

00:22.830 --> 00:27.950
‫ما قرار بود توسط کیمیاگر احضار بشیم و دوباره متولد شیم.

00:27.950 --> 00:30.370
‫پس چرا؟

00:30.370 --> 00:34.040
‫من نمیتونم اجازه بدم که بری به کتابخونه.

00:34.040 --> 00:36.370
‫نمیتونم این اجازه رو بدم که دوباره متولد بشی.

00:36.370 --> 00:37.870
‫چی شده؟

00:37.870 --> 00:43.870
‫تو تا ابد توی این دالان خالی میمونی.

00:43.870 --> 00:45.580
‫دالان؟

00:45.580 --> 00:50.870
‫اونه که ما رو اینجا اسیر نگه داشته؟

00:58.950 --> 01:00.410
‫هی،صبر کن!

01:07.410 --> 01:08.910
‫چه خبره؟

01:08.910 --> 01:12.080
‫چرا شکل آکوتاگاوا-سان رو به خودش گرفت؟

01:12.080 --> 01:14.160
‫ایده ای داری؟

01:14.160 --> 01:16.660
‫نه.نه چیزی که بتونم با اطمینان بگم.

01:16.660 --> 01:19.790
‫اما اگه دوباره ببینمش،شاید بدونم.

01:19.790 --> 01:23.540
‫هدفمون فعلا باید این باشه که از اینجا بزنیم بیرون.

01:23.540 --> 01:25.870
‫دقیقا چطور این کارو باید بکنیم؟

01:27.870 --> 01:32.080
‫متاسفم.اینا همه ش تقصیر منه،مطمئنم.

01:32.080 --> 01:33.580
‫منظورت چیه؟

01:33.580 --> 01:35.500
‫باید راجع بهش بهت بگم.

01:35.500 --> 01:40.370
‫و این که چرا ساختمش.

01:41.870 --> 01:44.660
‫یه بدله،آره؟

01:44.660 --> 01:45.750
‫من...

01:48.660 --> 01:51.700
‫بس کن!از وجودم برو بیرون!

01:51.700 --> 01:53.370
‫من رو از خودم ندزد!

03:30.870 --> 03:32.870
‫"چرخ دنده ها"
‫"ریونوسوکه آکاگاتاوا"

03:36.040 --> 03:39.580
‫به اندازه کافی دور شده،بدل.

03:42.700 --> 03:44.450
‫آفرین،هوری کان.

03:44.450 --> 03:47.540
‫من از کتابهای آکوگاتاوا محافظت میکنم.

03:47.540 --> 03:49.250
‫خواهش میکنم،سر راه من نیا.

03:59.660 --> 04:01.290
‫چه خبره؟

04:01.290 --> 04:03.910
‫آکوتاگاوا،استاد؟

04:03.910 --> 04:07.830
‫میشه اونو بدی به من،تاتچانکو؟

04:07.830 --> 04:11.370
‫تو این حق رو نداری که منو به این اسم صدا بزنی!

04:11.370 --> 04:14.450
‫فقط آکوتاگاوا-سان این حق رو داره!

04:18.000 --> 04:20.540
‫بس کن،استاد آکوتاگاوا!

04:20.540 --> 04:22.660
‫بهت که گفتم،این اون نیست!

04:22.660 --> 04:25.080
‫تسلیم شو،بدل!

04:29.540 --> 04:31.120
‫تفنگامون رو هم بیار!

04:31.120 --> 04:32.120
‫غیر ممکنه!

04:32.120 --> 04:35.000
‫تو نمیتونی داخل کتابخونه تفنگ احضار کنی!

04:35.000 --> 04:37.250
‫خب،اون یکی داره!

04:37.250 --> 04:42.330
‫پس این چیز میتونه حتی قاونین کیمیاگر رو بهم بریزه؟

04:43.540 --> 04:44.540
‫ریو؟

04:45.660 --> 04:47.410
‫پس کار تو بود.

04:49.200 --> 04:50.660
‫تو...

05:10.750 --> 05:13.120
‫این چیه؟...کتابا...

05:14.160 --> 05:15.160
‫ریو!

05:19.910 --> 05:22.750
‫هی،ریو!بیا،ریو!

05:35.790 --> 05:37.580
‫بس کن خواهشا!

05:39.160 --> 05:40.660
‫سر راه من قرار نگیر!

05:42.750 --> 05:45.790
‫استاد آکوتاگاوا،من...

05:45.790 --> 05:46.950
‫من...!

05:56.620 --> 06:03.040
‫نمیذارم به دوستام صدمه بزنی!

06:03.040 --> 06:06.080
‫استاد آکوتاگاوا،به حالت عادی برگشتی!

06:06.080 --> 06:07.450
‫بجنب،دازای!

06:08.660 --> 06:10.950
‫من میذارمش توی سلول.

06:17.700 --> 06:20.290
‫چه وضعیت عجیبی.

06:20.290 --> 06:25.370
‫اونا همه شون آلوده شدن،اما روند آلودگی متوقف شده.

06:25.370 --> 06:27.870
‫من هرگز اینو ندیده بودم.

06:27.870 --> 06:31.000
‫پس هنوز نیازی به حقاری نداریم.

06:31.000 --> 06:32.040
‫نه.

06:32.040 --> 06:36.660
‫با توقف روند آلودگی،کتابا فعلا میمونن.

06:36.660 --> 06:38.500
‫چیزی که الان نگرانمون میکنه اینه که...

06:38.500 --> 06:39.290
‫کیکوچی-سان؟

06:39.290 --> 06:40.830
‫چطور پیش رفت؟

06:40.830 --> 06:43.080
‫بنظر نمیرسه که بیدار بشه.

06:43.080 --> 06:47.830
‫چه روندش ادامه دار باشه چه نباشه،کتابش آلوده شده.

06:47.830 --> 06:50.830
‫بار سنگینی از لحاظ روانی روش گذاشته.

06:50.830 --> 06:53.700
‫لعنت به اون بدل!

06:53.700 --> 06:55.450
‫نیازی نیست اونطوری بگی!

06:55.450 --> 07:00.250
‫نگو هنوز قبول نداری اون بدله!

07:00.250 --> 07:04.000
‫تو قدرتش رو دیدی!قبول کن!

07:04.000 --> 07:06.410
‫اون یه آلودگیه!

07:06.410 --> 07:12.160
‫باید راجع به این صحبت کنیم که قراره چه اتفاقی واسه ش بیوفته!

07:12.160 --> 07:16.200
‫از این مطمئنیم که اون کسیه که کتاب آکوتاگاوا رو آلوده کرده.

07:16.200 --> 07:18.290
‫خب چیکار باید بکنیم؟

07:18.290 --> 07:20.450
‫چه کار دیگه ای میتونیم بکنیم؟

07:20.450 --> 07:23.580
‫اون یه آلودگیه.به حسابش میرسیم.

07:23.580 --> 07:27.000
‫صبر کن ببینم.یعنی چی که به حسابش میرسیم؟

07:27.000 --> 07:29.540
‫آلوده ها دشمنایی ان که باید شکستشون بدیم.

07:29.540 --> 07:33.000
‫این کار رو که بارها کردی،نکردی؟

07:33.000 --> 07:36.330
‫خب...اما...

07:36.330 --> 07:38.500
‫غقلت رو به کار بگیر،لعنتی!

07:38.500 --> 07:40.830
‫ریو الان داره زجر میکشه!

07:40.830 --> 07:43.950
‫و تو دیدی که مقصر کیه!

07:43.950 --> 07:45.370
‫اون خطرناکه!

07:45.370 --> 07:47.000
‫اما اون بس کرد!

07:47.000 --> 07:48.910
‫اون بس کرد!

07:48.910 --> 07:51.500
‫ما خبر نداریم که اون همیشه بتونه این کار رو بکنه یا نه!

07:51.500 --> 07:54.120
‫خب،اونموقع من جلوشو میگیرم!

07:54.120 --> 07:58.250
‫میتونی اینو به همرزمی که تقریبا مرده هم بگی؟

07:58.250 --> 07:59.830
‫خب...

07:59.830 --> 08:01.330
‫صبر کن.

08:01.330 --> 08:03.790
‫سرپرست،یه سوال دارم.

08:03.790 --> 08:05.160
‫چی؟

08:05.160 --> 08:07.120
‫اون الان چه شکلیه؟

08:07.120 --> 08:09.750
‫هنوز یه آلودگی خطرناکه؟

08:09.750 --> 08:12.540
‫نه،اون الان آرومه.

08:12.540 --> 08:15.830
‫اون آکوگاتاواییه که میشناسیم.

08:15.830 --> 08:18.450
‫پس جواب واضحه.

08:18.450 --> 08:20.830
‫نیازی نیست به حسابش برسیم.

08:20.830 --> 08:26.160
‫فکر نمیکنی این که روند آلودگی متوقف شده یعنی این که اون دشمن نیست؟

08:26.160 --> 08:27.660
‫منظورت چیه؟

08:27.660 --> 08:29.700
‫عجب بچه خنگی هستی تو،نه؟

08:29.700 --> 08:31.290
‫من بچه نیستم.

08:31.290 --> 08:35.910
‫شاید یه بخش ازش آلودگی باشه،درسته.

08:35.910 --> 08:40.250
‫اما الان،استاد آکوگاتاواییه که میشناسیم.

08:40.250 --> 08:45.750
‫کتاب ها هم آلوده نمیشن چون اون داره تمام سعیش رو میکنه که جلوش رو بگیره،خب؟

08:45.750 --> 08:47.790
‫خب...

08:47.790 --> 08:50.330
‫عجب آدم چرب زبونی هستی تو.

08:50.330 --> 08:54.120
‫بحث رو از اون بخشش که مهمه بردی یه جای دیگه.

08:54.120 --> 08:58.580
‫چه موقتا متوقف شده باشه چه نباشه،خطرناکه.

08:58.580 --> 09:02.160
‫اما به این معنی نیست که میتونی از شرش خلاص شی!

09:02.160 --> 09:04.450
‫راه حل دیگه ای داری؟

09:04.450 --> 09:06.500
‫نه!

09:06.500 --> 09:09.500
‫اما مطمئنم اگه فکر کنیم،یه راهی پیدا میکنیم.

09:09.500 --> 09:11.120
‫درسته.

09:11.120 --> 09:14.250
‫بعضی از بهترین نویسنده های دنیا اینجا جمع شدن.

09:14.250 --> 09:16.500
‫اگه همه مون با هم فکر کنیم،میتونیم به یه چیزی برسیم.

09:16.500 --> 09:17.790
‫بیا انجامش بدیم،دازای.

09:17.790 --> 09:19.290
‫من کمک میکنم.

09:19.290 --> 09:20.830
‫ما هم همینطور!

09:20.830 --> 09:22.250
‫رفقا...

09:22.250 --> 09:24.080
‫درکت نمیکنم،دازای!

09:24.080 --> 09:29.040
‫فکر میکردم ریونوسوکه آکاگاتاوا را تحسین میکنی!

09:29.040 --> 09:33.700
‫کتاب های ریو در شرف نابودی ان،و تا با این مساله اوکیی؟

09:33.700 --> 09:35.200
‫نه!

09:35.200 --> 09:36.370
‫پس دلیلت رو توضیح بده!

09:37.750 --> 09:43.450
‫تو هیچوقت تو زندگیت ریو رو ملاقات نکردی،پس درک نمیکنی که چه حسی داریم.

09:43.450 --> 09:44.580
‫چه حسی داری؟

09:45.910 --> 09:49.330
‫من نتونستم نجاتش بدم!

09:49.330 --> 09:54.830
‫اگه بیشتر حواسم بود،ریو نمیرفت خودشو بکشه!

09:54.830 --> 09:57.910
‫این فقط تقصیر تو نیست.

09:57.910 --> 10:02.370
‫من نتونستم واسه دردش هم کمکی بکنم!

10:02.370 --> 10:08.200
‫همیشه از این که نتونستم نجاتش بدم پیشمونم!

10:08.200 --> 10:14.250
‫و واسه همینه که الان میخوایم نجاتش بدیم!

10:14.250 --> 10:17.580
‫مهم نیست چی بشه،من از کتابش محافظت میکنم.

10:17.580 --> 10:21.410
‫بعنوان یه خواننده که دوستشون داره.

10:21.410 --> 10:23.410
‫و بعنوان یه دوست.

10:23.410 --> 10:25.910
‫نمیذاریم کتاب های ریو نابود بشن.

10:25.910 --> 10:29.370
‫و هر کار بشه میکنیم که جلوش رو بگیریم!

10:31.910 --> 10:36.040
‫حق با کانه.باید به حساب آلودگی ها رسید.

10:36.040 --> 10:39.370
‫که از کتابای ریونوسوکه آکاتاگاوا محافظت بشه.

10:39.370 --> 10:41.000
‫استاد آکوتاگاوا؟

10:41.000 --> 10:43.330
‫منو به اون اسم صدا نکن،لطفا.

10:43.330 --> 10:46.580
‫چیزی که جلوت میبینی،فقط یه آلودگیه.

10:48.330 --> 10:51.790
‫باید به حسابش برسیم پس.

10:51.790 --> 10:53.370
‫انجامش بده،کان.

10:55.620 --> 10:57.410
‫نیازی نیست بهم بگی...

11:07.200 --> 11:10.660
‫فردا از شرش خلاص میشن.

11:10.660 --> 11:18.250
‫اگه آلودگی از بین بره،تموم کتاب های ریونوسوکه آکوتاگاوا نجات داده میشن.

11:18.250 --> 11:20.910
‫همه چیز به حالت عادیش برمیگرده.

11:20.910 --> 11:23.040
‫من یه بار باهاش اینجا صحبت کردم.

11:24.910 --> 11:29.620
‫مطمئن نیستیم که ستاره هایی که اینجا میبینیم واقعین یا نه.

11:29.620 --> 11:35.750
‫اون گفت،شاید همه شون الکی باشن.

11:35.750 --> 11:37.830
‫متوجهم.

11:37.830 --> 11:40.790
‫اما فکر میکنم زیبان.

11:40.790 --> 11:43.450
‫به نظر من،انگار دارن برق میزنن.

11:43.450 --> 11:47.040
‫برداشت خواننده هیچوقت اشتباه نیست.

11:47.040 --> 11:52.700
‫وقتی یه کتاب میخونی،یا واسه ت جالبه یا خسته کننده.

11:52.700 --> 11:55.620
‫یکی به اون یکی برتری نداره.

11:55.620 --> 12:01.370
‫برداشت های فردی از یه کار،جدا از این که کی هستن،درسته.

12:01.370 --> 12:04.950
‫تو همیشه پیچیده ترین حرفا رو میزنی،شیمازاکی.

12:04.950 --> 12:09.330
‫جدا؟فکر کردم خیلی ساده ش کردم.

12:11.660 --> 12:17.870
‫اگه ستاره های تقلبی به نظرت زیبان،برداشت های خودت درسته.

12:17.870 --> 12:24.160
‫و تو تنها کسی هستی که میتونی تصمیم بگیری که براساس اون واقعیت،چه کاری انجام بدی.

12:33.450 --> 12:38.200
‫همونطور که دیروز گفتم،توی کتابخونه نمیشه از اسلحه استفاده کرد.

12:38.200 --> 12:43.290
‫پس اگه اوضاع نابسامان شد،باید توی یه کتاب انجامش بدیم،درسته؟

12:43.290 --> 12:46.040
‫و من یه دونه عالیش رو هم دارم.

12:46.040 --> 12:50.620
‫معمولا نمیتونی بری داخل یه کتاب آلوده نشده.

12:50.620 --> 12:53.700
‫اما اگه یه آلودگی به همراهت داری...

12:53.700 --> 12:58.950
‫میتونی وضعیت آلودگیش رو بصورت مصنوعی بسازی.

12:59.660 --> 13:02.750
‫از شانسمونه که من یه آلودگی ام.

13:03.660 --> 13:04.450
‫"آن سوی حصار انتقام"

13:04.450 --> 13:05.160
‫"آن سوی حصار انتقام"
‫بزن بریم.

13:09.370 --> 13:11.700
<i>‫آن سوی حصار انتقام.</i>.

13:11.700 --> 13:16.870
‫یکی از معروف ترین کارهای کان.

13:16.870 --> 13:20.660
‫پس تونل آبی معروف اینه.

13:20.660 --> 13:23.080
‫هنوز اون اسم واسه ش گذاشته نشده..

13:23.080 --> 13:27.580
‫این رمان داستان خلق تونل آبیه.

13:27.580 --> 13:33.200
‫شخصیت اصلی این رمان مرتکب یه قتل میشه،و تبدیل به راهب میشه تا تاوانش رو پس بده.

13:33.200 --> 13:36.700
‫دور تا دور ژاپن رو زیارت میکنه تا اینجا متوقف میشه.

13:36.700 --> 13:42.540
‫متوجه میشه که اتفاقات زیادی اینجا میوفته،و خیلی ها مردن.

13:42.540 --> 13:47.750
‫پس تصمیم میگیره یه تونل توی سنگ بزنه که امن باشه.

13:47.750 --> 13:50.870
‫تا تاوان جنایاتش رو بده.

13:50.870 --> 13:55.540
‫سالها حفر میکنه و حفر میکنه.

13:55.540 --> 13:59.540
‫یه سری کمک بهش میرسه،اما همه شون تهش میرن.

13:59.540 --> 14:03.000
‫آخرش،اون مرد به تنهایی حفر میکنه.

14:04.120 --> 14:10.540
‫اما یه روز،پسر مردی که کشته بودش به دنبال انتقام میاد.

14:19.790 --> 14:22.040
‫سریع تمومش کن،لطفا.

14:28.500 --> 14:30.660
‫حرف آخری داری؟

14:30.660 --> 14:34.660
‫نیازی نیست این سوال رو از یه آلودگی محض بپرسی.

14:34.660 --> 14:39.660
‫یا شایدم تویی که واقعا آماده این کار نیستی؟

14:39.660 --> 14:42.000
‫ریو بهترین دوست من بود،

14:42.000 --> 14:47.040
‫اما نمیتونستم دردش رو درک کنم.نمیتونستم جلوی خودکشیش رو بگیرم.

14:47.040 --> 14:50.080
‫همیشه از این پشیمون بودم.

14:50.080 --> 14:54.620
‫اگه بیشتر بهش گوش میکردم،یه کاری میکردم که هر روز ببینمش...

14:54.620 --> 15:01.040
‫همه ش به احتمالات فکر میکردم و خودم رو سرزنش میکردم که اون کارا رو نکردم.

15:01.040 --> 15:05.500
‫میخواستم نجاتش بدم.

15:05.500 --> 15:07.290
‫اما ...

15:07.290 --> 15:10.290
‫الان دارم سعی میکنم بکشمش.

15:10.290 --> 15:13.700
‫اون یه آلودگیه،نه ریو واقعی.

15:13.700 --> 15:18.290
‫میدونم،اما هنوزم واسه م شبیه ریو هستی.

15:18.290 --> 15:21.450
‫البته که قرار نیست ازش خوشم بیاد.

15:21.450 --> 15:23.450
‫متوجهم.

15:23.450 --> 15:28.160
‫اما تنها راه نجات کتاب های ریو همینه.

15:28.160 --> 15:29.660
‫پس من...

15:52.410 --> 15:54.080
‫دازای-کان؟

15:54.080 --> 15:55.700
‫داری چه کاری میکنی؟

15:55.700 --> 15:57.750
‫نمیذارم بکشیش؟

15:57.750 --> 15:59.000
‫چی؟

15:59.000 --> 16:01.540
‫استاد آکوتاگاوا یکی از ماست!

16:01.540 --> 16:03.120
‫نمیذارم بکشیش!

16:03.120 --> 16:05.580
‫دیوونه شدی؟اون...

16:05.580 --> 16:07.700
‫خب که چه که بدلشه؟

16:07.700 --> 16:11.080
‫اون کسیه که منو نجات داد.

16:11.080 --> 16:14.160
‫هیلیای دیگه رو هم نجات داده!

16:14.160 --> 16:17.120
‫شاید ریونوسوکه آکوتاگاوا نباشه.

16:17.120 --> 16:19.410
‫شاید یه آلودگی باشه!

16:19.410 --> 16:21.410
‫اما باز هم...

16:21.410 --> 16:23.120
‫بدلش یا نه...

16:23.120 --> 16:26.910
‫...اون یکی از ماست!

16:26.910 --> 16:28.290
‫دازای-کان!

16:29.250 --> 16:30.750
‫متوجهم.

16:30.750 --> 16:33.200
‫به نظر که متقاعد نمیشی!

16:47.080 --> 16:48.660
‫بس کن!

17:00.620 --> 17:04.410
‫میفهمین دارین چیکار میکنین؟

17:04.410 --> 17:06.700
‫قطعا میفهمیم.

17:06.700 --> 17:10.120
‫من آکوتاگاوا-سان رو دوست دارم!

17:10.120 --> 17:14.700
‫نمیتونم بذارم کتاباش غیب بشه!

17:14.700 --> 17:16.500
‫پس ازش محافظت میکنم.

17:16.500 --> 17:18.750
‫و اگه سر راهم سبز بشی...

17:18.750 --> 17:20.540
‫آماده زجر کشیدن باش!

17:21.910 --> 17:23.540
‫ناامید شدم.

17:23.540 --> 17:26.870
‫باورم نمیشه که رفتی تو جبهه یه آلوده.

17:26.870 --> 17:27.910
‫خفه شو.

17:27.910 --> 17:30.620
‫ما تو جبهه آلوده نیستیم.

17:30.620 --> 17:34.790
‫فقط از روش انجام کارهای تو خوشمون نمیاد!

17:39.000 --> 17:41.750
‫تو زیادی احساسی هستی.

17:41.750 --> 17:45.200
‫نمیتونی یه دیدگاه بی طرف تر بگیری ؟

17:59.000 --> 18:01.580
‫این که بذاری احساساتت سوارت بشن چه اشکالی داره؟

18:01.580 --> 18:05.410
‫بذار احساساتت نحوه زندگیت رو تعیین کنن.بذار احساساتت نحوه حرکت خودکارت رو تعیین کنن.

18:05.410 --> 18:08.040
‫آدمای احمق ساده لوح این کار رو میکنن.

18:19.160 --> 18:23.660
‫من منظور اون مرد،اوسامو دازای رو اشتباه متوجه شدم...

18:23.660 --> 18:25.540
‫من فکر میکردم اون خودخواه و غیر جدیه،

18:25.540 --> 18:30.250
‫اما عمیقا به ادبیات اهمیت میده.

18:30.250 --> 18:33.160
‫هیچوقت فکر نمیکردم که کمک کنه یه کتاب نابود بشه.

18:33.160 --> 18:36.160
‫مخصوصا کتابای ریو!

18:36.160 --> 18:37.540
‫نه!

18:37.540 --> 18:41.750
‫نمیخوام کتاباش نابود بشه!

18:41.750 --> 18:44.910
‫اما یه راه حلی واسه محافظت از کتاباش هست بدون این که این کارا رو انجام بدیم.

18:44.910 --> 18:46.500
‫پیداش میکنم!

18:56.370 --> 19:02.080
‫من میخوام کتاب های استاد آکوتاگاوا و خودش رو نجات بدم!

19:02.080 --> 19:03.830
‫تو...

19:03.830 --> 19:06.700
‫نگران نباش،استاد آکوتاگاوا!

19:06.700 --> 19:08.830
‫من نجاتت میدم.

19:08.830 --> 19:13.290
‫همونطور که تو همه رو نجات دادی...

19:13.290 --> 19:18.410
‫تو باز هم منو آکوتاگاوا صدا میزنی؟

19:18.410 --> 19:22.500
‫عجب احمقی هستی.

19:31.660 --> 19:34.870
‫بس کن!درونم بمون!

19:34.870 --> 19:38.830
‫چا مقاومت میکنی؟تو کی هستی؟

19:38.830 --> 19:41.080
‫هنوزم یادت نمیاد؟

19:41.080 --> 19:43.040
‫چیو یادم نمیاد؟

19:43.040 --> 19:45.700
‫که چرا اینجایی؟

19:45.700 --> 19:48.700
‫چرا متولد شدی؟

19:48.700 --> 19:50.410
‫متولد؟

19:50.410 --> 19:53.580
‫معنی به دنیا اومدنت رو به خاطر بیار.

19:53.580 --> 19:55.910
‫معنای نبردت رو.

20:01.620 --> 20:04.750
‫ریونوسوکه آکوتاگاوا،اسم مستعار من،

20:04.750 --> 20:09.120
‫یه جاهایی به نظر میرسید که داره انسان بخصوص خودش میشه.

20:10.790 --> 20:15.040
‫"راشومون" زمانی که من راضی بودم کتابام داشتن به خوبی به فروش میرفتن و خیلی مدته از اونموقع میگذره

20:15.040 --> 20:19.040
‫حالا هیچی به جز درد باقی نمونده.

20:19.040 --> 20:23.540
‫همه ازم میخواستن داستان بعدی رو بنویسم.

20:23.540 --> 20:26.950
‫یه کتاب نفس گیر مثل آخری که نوشتم.

20:26.950 --> 20:29.910
‫یه جوری بود انگار تهدیدم میکردن.

20:29.910 --> 20:36.290
‫اما توجهم از کتابای خودم برداشته شد.

20:36.290 --> 20:38.700
<i>‫پرتره جهنم</i>. <i>راشومون</i>.

20:38.700 --> 20:41.290
‫محبوب بودنآره.

20:41.290 --> 20:45.410
‫اما داستانی که واقعا میخواستم بنویسم اینطور نبود.

20:45.410 --> 20:46.290
‫"جاده از میان شب تاریک" "نائویو شیگا"

20:46.290 --> 20:48.450
‫"جاده از میان شب تاریک" "نائویو شیگا"
‫چیزی که میخواستم بنویسم این بود که...

20:49.250 --> 20:52.410
‫اما همه تهدیدم میکردن.

20:52.410 --> 20:55.250
‫"داستانات رو به سبک خودت بنویس."

20:55.250 --> 20:58.910
‫"هر چی نباشه،تموم کاری که میتونی بکنی همینه."

20:58.910 --> 21:03.580
‫خیلی از نوشتن خسته شدم.

21:03.580 --> 21:05.700
‫از زندگی.

21:05.700 --> 21:09.450
‫"سبک من" چیه دقیقا؟

21:09.450 --> 21:13.290
‫و بعد با اون ملاقات کردم.

21:15.120 --> 21:18.120
‫توی ایده آل،همونطور که رویاش رو میدیدی.

21:18.120 --> 21:21.200
‫"سبک تو"اونه.

21:21.200 --> 21:23.040
‫این اوکیه؟

21:23.040 --> 21:25.200
‫آره.

21:25.200 --> 21:28.200
‫حرفای آدمای اطرافت رو فراموش کن.

21:28.200 --> 21:31.410
‫با خودت روراست باش.

21:31.410 --> 21:35.160
‫من در میان زجر کشیدن هام،برای خودم خلق کردم.

21:35.160 --> 21:41.200
‫یه دوست تنها که میتونست از صمیم قلب باهام صحبت کنه.

21:41.200 --> 21:42.500
‫آره.

21:42.500 --> 21:46.120
‫یه من دیگه،درون من.

21:49.620 --> 21:50.910
‫من....

21:53.870 --> 21:56.870
‫"آن سوی حصار انتقام"

22:01.000 --> 22:22.000
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:27.540 --> 23:29.330
‫خبره ادبیات!

23:29.330 --> 23:31.700
‫گفتن کیکی کیتسونه اودون سخته!

23:32.250 --> 23:35.750
‫کیتسونه اودون:اسمش رو بخاطر این گرفت که توفو سرخ شده ای که داره مورد علاقه روباه ها بوده.آبگوشت تمیز و یه طعم سبک.

23:35.750 --> 23:37.450
‫اصلا نیازی نیست نودل ها رو هورت بکشم.

23:37.450 --> 23:39.370
‫این بشقاب مدل کانزایه.

23:39.370 --> 23:41.040
‫درسته،کان!

23:41.040 --> 23:43.750
‫آدمایی که مدرک شراب داری دارن خیییلی خفنن.

23:43.750 --> 23:44.620
‫آره.

23:44.620 --> 23:47.250
‫آزمون کتبی.آزمون شفاهی.مزه کردن.

23:47.250 --> 23:50.540
‫من خیلی از آزمون ها رو با موفقیت گذروندم!من شکست ناپذیرم!

23:50.540 --> 23:53.580
‫بیشتر غذا بخور،و تو هم میتونی شبیه من بشی.

23:53.580 --> 23:55.040
‫آره،سعیم رو میکنم.

23:55.040 --> 23:58.290
‫هیچوقت از شرابدار کیتسونه اودون چیزی نشنیدم.

23:58.290 --> 24:00.620
‫دوباره آکوتاگاوا-سان گول خورد!

24:00.620 --> 24:02.620
‫