﻿WEBVTT

00:01.360 --> 00:12.260
<b>‏.::  www.bolboljan.net ::.</b>

00:12.660 --> 00:19.160
<b>از همون اولش که بازیو شروع کردم
 متوجه تغیرا تو دور و برم شدم</b>

00:21.830 --> 00:23.700
<b>رین، چیزی شده؟</b>

00:23.700 --> 00:26.160
<b>چیز خاصی نیست، مایو برام پیام فرستاده</b>

00:26.160 --> 00:29.580
<b>بزار ببینم چیه ، داروینز گیم؟</b>

00:34.830 --> 00:42.370
<b>پیر سایمون لاپالاس ، ریاضی دان قرن هیجدهم 
 در مورد این مقاله ای داشت</b>

00:42.370 --> 00:44.080
<b>رین؟</b>

00:46.160 --> 00:48.540
<b>اگه ذهنی وجود داشت</b>

00:48.540 --> 00:53.250
<b>که جا و زمان دقیه همه چیزو 
 میدونست</b>

00:53.250 --> 01:01.410
<b>ومیتونست همه اون چیزا رو
 تجزیه و تحلیل کنه</b>

01:12.660 --> 01:14.950
<b>...اون موقع</b>

01:16.080 --> 01:17.540
<b>صب کن</b>

01:17.540 --> 01:18.870
<b>چی؟</b>

01:20.660 --> 01:23.950
<b>هیچ حادثه ای ، پیش نمیومد</b>

01:23.950 --> 01:30.950
<b>و اینده رو ، مثل گذشته
 میتونستی جلوی چشات ببینی</b>

03:09.620 --> 03:12.750
<b>قسمت 4 
 اتیش بازی</b>

03:12.750 --> 03:14.160
<b>قسمت 4 
 اتیش بازی
دوتا شون تا 30 ثانیه دیگه
بهمون میرسن</b>

03:14.160 --> 03:16.410
<b>دوتا شون تا 30 ثانیه دیگه
بهمون میرسن</b>

03:16.410 --> 03:17.750
<b>فهمیدم</b>

03:22.290 --> 03:24.290
<b>بازم فرار کردن؟</b>

03:24.290 --> 03:25.910
<b>...عجیبه</b>

03:25.910 --> 03:28.620
<b>درسته با اون حلقه هایی که دارن 
 میتونن راحت جاشونو بفهمن</b>

03:28.620 --> 03:30.790
<b>ولی عجیبه که به این راحتی فرار میکنن</b>

03:32.040 --> 03:34.290
<b>یعنی الان تو طبقه 29 ام هستن؟</b>

03:35.910 --> 03:39.040
<b>یعنی دارن حرکاتمو ، پیش بینی میکنن؟</b>

03:41.660 --> 03:45.250
<b>خیلی خوب میشد اگه 
 میتونستم اون حلقه ها رو از دستشون در بیارم</b>

03:45.250 --> 03:50.160
<b>ولی اگه کاری کنم که دلشون نمیخواد
 شاید به هوش بیان و نتونم کنترلشون کنم</b>

03:51.830 --> 03:55.870
<b>تو این شرایط فقط  یه راه برام مونده
 درسته جدا کردنشون کار درستی نیست</b>

03:56.910 --> 04:00.120
<b>یکی از سربازارو تو هر دوتا راه پله میزارم بمونن</b>

04:00.120 --> 04:03.540
<b>اون دوتا رو هم از 
 چپ و راست میفرستم</b>

04:03.540 --> 04:06.700
<b>اینطوری میتونم همه جای اون طبقه رو بگردم</b>

04:06.700 --> 04:13.080
<b>اگه یکی از سربازامم از دست بدم فرقی نداره
 بازم میتونم یکی رو به جاش بزارم</b>

04:13.080 --> 04:19.120
<b>اگه بخوان یکیشون رو بکشن
 راحت تر میتونم بفهمم کجان</b>

04:19.120 --> 04:21.790
<b>حرکت کنین ، همه جا رو خوب بگردین</b>

04:37.910 --> 04:40.950
<b>خوب شد ، از اینجا رفتن</b>

04:40.950 --> 04:46.700
<b>فک کنم به خاطر قفلای خودکار اطاقا
 هنوز نفهمیده که توشون هستیم</b>

04:46.700 --> 04:49.290
<b>شانس اوردیم تونستیم بیایم تو</b>

04:49.290 --> 04:53.950
<b>ولی فکرت که واسه احتیاط بالشو
 جلوی چارچوب دری که توش بودیم بگیریم خیلی خوب بود</b>

04:53.950 --> 04:56.580
<b>این تصمیم گیری سریعت نجاتمون داد</b>

04:56.580 --> 05:00.040
<b>اگه تخصصت تو فرار کردن باشه
 باید محتاط باشی</b>

05:00.040 --> 05:03.000
<b>شاید فعلا بشه تو اتاقا مخی شد</b>

05:03.000 --> 05:08.040
<b>ولی هر لحظه ممکنه بفهمه
 که چطوری داریم از دستش فرار میکنیم</b>

05:08.040 --> 05:11.540
<b>عصبانی نشیا باز دارم میپرسم
ولی مطمئنی میخوای همچین کاری کنیم؟</b>

05:11.540 --> 05:15.450
<b>با این حساب که احتمال موفقیتمون 40 درصده
 ریسک بزرگیه بخوای همچین کاری کنی</b>

05:15.450 --> 05:20.160
<b>حتی اگه موفق بشیم 
 احتمال این که زنده بمونیم کمتر از 50 درصده</b>

05:20.160 --> 05:23.830
<b>خلاصه بگم 
 به احتمال 80 درصد میمیریم</b>

05:23.830 --> 05:26.000
<b>...حق با توعه</b>

05:26.000 --> 05:28.910
<b>ولی بیا یه امتحانی بکنیم</b>

05:30.330 --> 05:32.660
<b>کجا غیبشون زد؟</b>

05:32.660 --> 05:35.660
<b>تو هیچ کدوم از راهرو ها نمیتوستن 
قایم شده باشن</b>

05:35.660 --> 05:38.620
<b>همه قفلای درا هم
 سالم بودن</b>

05:38.620 --> 05:41.370
<b>کلیداشونم که تو همین طبقه اوله</b>

05:41.370 --> 05:45.200
<b>و چون از اولش تو طبقات بالایی بودن
 نمیشد کلیدا رو بردارن</b>

05:45.200 --> 05:49.660
<b>هیچ کدوم از درام شکسته نشدن
 پس نمیتونن تو اطاقا قایم شده باشن</b>

05:49.660 --> 05:51.080
<b>نه ، صب کن</b>

05:51.080 --> 05:53.160
<b>نه نباید همچین فکری کنم</b>

05:53.160 --> 05:58.950
<b>شاید تونسته باشن کلیدی چیزی پیدا کنن
 یا سیگیلشون بتونه درا رو باز کنه</b>

05:58.950 --> 06:03.660
<b>بزار اینطوری فک کنیم که
 تو یکی از اطاقا قایم شدن</b>

06:03.660 --> 06:08.450
<b>اینطوری ، تنها دلیلی که
 بعضی دوربینا رو خراب کردن</b>

06:08.450 --> 06:12.120
<b>چون نمیخواستن بفهمم 
 کجا میخوان قایم شن</b>

06:12.120 --> 06:17.660
<b>ولی اگه به دوربینایی که خراب کردن 
 و جایی که ردشون رو گم کردم  در نظر بگیریم</b>

06:19.540 --> 06:21.080
<b>تو طبقه 29  ام هستن</b>

06:21.080 --> 06:25.080
<b>به احتمال زیادم 
 تو اطاق 2907 قایم شدن</b>

06:25.080 --> 06:27.500
<b>دیگه گیرتون انداختم</b>

06:34.410 --> 06:37.660
<b>نه ، احتمالا تو همین اطاق بودن</b>

06:37.660 --> 06:39.870
<b>شاید تو یه جایی قایم شدن</b>

06:44.000 --> 06:45.080
<b>چی؟</b>

06:46.040 --> 06:48.830
<b>یه انفجار؟ ولی از کجا؟</b>

06:49.870 --> 06:53.790
<b>یعنی میخوان با مواد منفجره
 گیاها رو بترکونن؟</b>

06:53.790 --> 06:56.580
<b>کور خوندن، حالا میدونم کجان</b>

06:56.580 --> 06:59.660
<b>همونطور که فکر میکردم، یه نارنجک کافی نیست</b>

06:59.660 --> 07:03.200
<b>ولی وقت کافی واسه امتحان دوبارش نداریم</b>

07:04.700 --> 07:08.750
<b>دشمن تو طبقه 26 ام
 کنار راهرو شرقیه</b>

07:21.370 --> 07:23.790
<b>این شکر برقیم، چیز خوبیه</b>

07:23.790 --> 07:27.450
<b>خب ، نشد با اون انفجار راهو باز کنیم
 ولی اینم در نظر گرفته بودیم که نشه</b>

07:27.450 --> 07:30.790
<b>حالا فقط باید طبق نقشه پیش برم، یا بمیرم</b>

07:30.790 --> 07:32.450
<b>امیدوارم که کار کنه</b>

07:32.450 --> 07:34.870
<b>خودت این نقشه رو کشیدی</b>

07:34.870 --> 07:37.120
<b>ولی به نظرم نقشمون کار کنه</b>

07:37.120 --> 07:37.660
<b>چون هیشکی به ذهنشم نمیرسه
 کسی همچین کاری کنه</b>

07:37.660 --> 07:39.540
<b>"خرید"
چون هیشکی به ذهنشم نمیرسه
 کسی همچین کاری کنه</b>

07:42.410 --> 07:44.200
<b>خب ، اینم از این بریم که داشته باشم</b>

07:44.200 --> 07:49.040
<b>فکرشم نمیکردم بشه وسط دی گیم
 از فروشگاهش بشه خرید کرد</b>

07:49.040 --> 07:52.700
<b>ولی تو جنگای تن به تن
 وقت کافی واسه اینجور کارا نیست</b>

07:52.700 --> 07:56.660
<b>خب ، حالا اماده ایم
 فقط کافیه وظیفه مونو انجام بدیم</b>

07:56.660 --> 08:00.410
<b>نه من لاپالاس دارم
 کسی بهتر از من نمیتونه این کارو بکنه</b>

08:00.410 --> 08:00.410
<b>نکته: لاپالاس قدرت ایشونه که از همون نظریه که اول انیمه گفتیم توسط پیر سایمون تعریف شده</b>

08:00.410 --> 08:01.370
<b>لاپالاس؟</b>

08:01.370 --> 08:05.120
<b>اره، این سیگیلیه که از دی گیم بهم رسیده</b>

08:05.120 --> 08:08.080
<b>یه چیزی مثل پیش بینی، خودت بخون ببین چیه</b>

08:08.080 --> 08:12.250
<b>همچین چیزی که تو پروفایل من نبود</b>

08:12.250 --> 08:14.450
<b>خودت اون اسمو انتخاب کردی؟</b>

08:14.450 --> 08:17.000
<b>فقط به اسمم توجه کردی؟</b>

08:17.000 --> 08:19.950
<b>دی گیم خودش این اسمو برام گذاشته</b>

08:19.950 --> 08:24.120
<b>یا میشه گفت، سازندش گذاشته</b>

08:24.120 --> 08:28.160
<b>تا حالا اسم شیطان لاپالاس رو شنیدی؟</b>

08:28.160 --> 08:29.410
<b>...نه</b>

08:29.410 --> 08:33.120
<b>قبل از قرن 18 که  کسی از علوم کوانتومی خبر نداشت</b>

08:33.120 --> 08:38.620
<b>یه دانشمند وقتی به یه مسعله ای برخورد 
 اسمشو گزاشت شیطلان لاپلاست</b>

08:38.620 --> 08:42.950
<b>به یه شیطانی فک کن
 که میتونه جای و حرکت همه اتم ها رو بدونه</b>

08:42.950 --> 08:45.700
<b>و بتونه به صورت نامحدودی محاسباتی رو انجام بده</b>

08:45.700 --> 08:49.950
<b>یعنی ، یه چیزی مثل یه شیطان با قدرت ابر رایانه؟</b>

08:49.950 --> 08:51.120
<b>دقیقا</b>

08:51.120 --> 08:58.080
<b>چون قدرت منم خیلی شبیه به اون بود
 واسه همین این اسمو بهم داده</b>

09:04.330 --> 09:09.040
<b>هر چهار تاشون دارن دنبال میان
 ولی حالا فقط مسعله استقامته</b>

09:25.700 --> 09:27.330
<b>...باید کارمو تموم کنم</b>

09:27.330 --> 09:30.830
<b>باید بیشتر تمرین دو داشته باشم
 تا تو همچین شرایطی کم نیارم</b>

09:32.500 --> 09:35.830
<b>ده ثانیه زود تر از چیزی که انتظار داشتم رسیدن</b>

09:38.290 --> 09:40.450
<b>بازم نتونست بزننش؟</b>

09:40.450 --> 09:43.870
<b>یعنی سربازام از چیزی که فکر میکردم 
 بد ترن؟</b>

09:46.500 --> 09:48.910
<b>نه ، مسعله اون نیست</b>

09:48.910 --> 09:51.080
<b>...نگو که</b>

09:51.080 --> 09:53.160
<b>داره از گلوله ها جاخالی میده؟...</b>

09:54.160 --> 09:55.500
<b>لاپلاس</b>

09:59.580 --> 10:02.200
<b>تا وقتی همچین ارایشی داشته باشن
 دوثانیه قبل از شلیک و یه ثانیه قبل از حرکتشون</b>

10:02.200 --> 10:04.750
<b>نقطه کور زیادی بینشون هست</b>

10:04.750 --> 10:06.330
<b>منم از این استفاده میکنم</b>

10:08.080 --> 10:10.450
<b>فک نمیکردم دختره اینقد ، سرسخت باشه</b>

10:10.450 --> 10:13.200
<b>یه چیز دیگه ام هستش که اذیتم میکنه</b>

10:13.200 --> 10:15.450
<b>اون پسره کجاست؟</b>

10:15.450 --> 10:20.500
<b>یعنی دخترو فرستاد واسش زمان بگیره
 تا بتونه مخفی شه؟</b>

10:20.500 --> 10:23.700
<b>اگه اینطوریه که، فک کنم درموردش اشتباه فکر کردم</b>

10:23.700 --> 10:29.080
<b>...ولی اون چشا
 چشاس کسی بود که ترسیده باشه؟</b>

10:29.080 --> 10:33.700
<b>هیچ ردی ازش تو اسانسورا 
 یا راه پله ها نیست یعنی کجا میتونه باشه؟</b>

10:33.700 --> 10:34.750
<b>چی؟</b>

10:39.580 --> 10:42.200
<b>تونسته بیاد طبقه اول؟</b>

10:42.200 --> 10:44.160
<b>ولی چطوری تونست خودشو برسونه؟</b>

10:46.040 --> 10:50.540
<b>یعنی چون راهرو رو بسته بودم
 از پنجره زده بیرون و از دیوارا اومده پایین؟</b>

10:50.540 --> 10:54.040
<b>دست کمش نگرفته بودم
 ولی انگار فکر همه چیو کرده بود</b>

10:54.040 --> 10:57.160
<b>نتونستم حرکت بعدیشو بفهمم</b>

10:57.160 --> 10:59.200
<b>نه ، موضوع این نیست</b>

10:59.200 --> 11:04.950
<b>از اولم هدف اون رسیدن به من بود
 چیزی که نتونستم بفهمم</b>

11:04.950 --> 11:07.290
<b>قدرت و پشتکارش بود</b>

11:10.000 --> 11:13.250
<b>اون گل فروشه از دوربینا 
 داشت نگامون میکرد</b>

11:13.250 --> 11:17.620
<b>اگه همچین جایی دفتر امنیتی چیزی داشته باشه
 باید تو طبقه اول باشه</b>

11:17.620 --> 11:20.500
<b>حتما جلوی اونجارو هم با گیاهاش گرفته</b>

11:20.500 --> 11:22.660
<b>فک کنم باید اینارو هم بترکونم</b>

11:22.660 --> 11:26.790
<b>ولی خیلی خستم</b>

11:26.790 --> 11:30.330
<b>یعنی چون زیادی از سیگیلم استفاده کردم خسته شدم؟</b>

11:30.330 --> 11:33.250
<b>ولی نمیتونم تو همچین جای خطرناکی
 از فروشگاه تو برنامه استفاده کنم</b>

11:33.250 --> 11:37.080
<b>لازم نیست ازش استفاده کنی</b>

11:44.080 --> 11:45.790
<b>تو همون گل فروشی؟</b>

11:45.790 --> 11:48.950
<b>من هیچ وقت خودمو با همچین اسمی معرفی نکردم</b>

11:48.950 --> 11:52.370
<b>پسر جون ، نظرت چیه قبل از جنگمون
 یکم باهم حرف بزنیم؟</b>

11:52.370 --> 11:54.250
<b>حرف بزنیم؟</b>

11:54.250 --> 11:59.620
<b>یکی از ما دوتا ، شایدم هردومون قراره بمیریم</b>

11:59.620 --> 12:03.700
<b>بهتر نیست قبل از اینکه بمیریم
 چن کلومی حرف بزنیم؟</b>

12:03.700 --> 12:07.410
<b>بهم بگو، چرا داری دی گیمو بازی میکنی؟</b>

12:07.410 --> 12:12.160
<b>چرا؟ چیزی نیست که خودم خواسته باشم
 مجبور شدم</b>

12:12.160 --> 12:14.910
<b>منم پول لازم بودم</b>

12:14.910 --> 12:20.370
<b>صد یا دویست میلیون 
 تا بتونم یه زندگی خوب داشته باشم</b>

12:20.370 --> 12:21.910
<b>واسه همینه که ادمارو میکشی؟</b>

12:21.910 --> 12:25.200
<b>با کشته شدن یکی
 به اون یکی کمک میکنه</b>

12:25.200 --> 12:27.620
<b>درست مثل همین الان</b>

12:27.620 --> 12:31.250
<b>خب، موندم کدوممون قراره بمیریم؟</b>

12:31.250 --> 12:35.120
<b>خفه شه ،اسکل برقی
 کسی که تصمیم میگیره کی زنده باشه یا بمیره، تو نیستی</b>

12:38.200 --> 12:40.580
<b>این من نیستم که تصمیم میگیره</b>

12:40.580 --> 12:43.370
<b>قانون جنگله</b>

12:45.080 --> 12:46.870
<b>چطوری اینقدر قویه؟</b>

12:46.870 --> 12:49.870
<b>فک میکردم یه همچین ادمی
 نمیتونه زیاد چیز شاخی باشه</b>

12:49.870 --> 12:56.000
<b>اسم نیلوفرای ابیو که تو خرابه ها پیدا میشن شنیدی؟
 بعد از این که نابود شن میتونن باز رشد کنن</b>

12:56.000 --> 13:00.790
<b>یا علفای هرزیو که بتن ها رو سوراخ میکنن و رشد میکنن؟</b>

13:00.790 --> 13:04.540
<b>گیاها خیلی بیشتر از حیوونا سخت جون ترن</b>

13:04.540 --> 13:08.040
<b>به منم همچین قدرتی داده شده</b>

13:09.370 --> 13:11.620
<b>پس نباید اسون بگیرم؟</b>

13:17.120 --> 13:19.500
<b>شوخی میکنی ، گلوله ها هیچ تاثیری ندارن؟</b>

13:22.500 --> 13:24.500
<b>پسر ، عصبانیم کردی</b>

13:24.500 --> 13:26.330
<b>همچین کاریم میتونه بکنه؟</b>

13:26.330 --> 13:28.830
<b>با این کارتو تموم میکنم</b>

13:30.870 --> 13:33.450
<b>انگار زیادی مغروری</b>

13:33.450 --> 13:37.660
<b>که اینطور، سیگیل تو مثل خارای منه</b>

13:37.660 --> 13:42.330
<b>انگار میتونی هر سلاحیو که قبلا دیدی
 رو درست کنی ،  مگه نه؟</b>

13:42.330 --> 13:43.580
<b>هرچند</b>

13:44.500 --> 13:47.790
<b>فک نکنم زیاد دووم بیاری</b>

13:47.790 --> 13:51.870
<b>لعنتی ، فهمیده چقد وضعم خرابه</b>

13:51.870 --> 13:54.450
<b>با این سردردی که دارم، به زور رو پاهام وایسادم</b>

13:54.450 --> 13:59.120
<b>نهایتش یکی ، دو بار دیگه بتونم از سیگیلم استفاده کنم</b>

13:59.120 --> 14:03.580
<b>ولی فکرشم نمیکردم ، گل فروشه
 اینقدر قوی باشه</b>

14:04.660 --> 14:08.000
<b>بهتره به اون میدون برگردم</b>

14:09.950 --> 14:12.660
<b>میدونستم همچین کاری میکنی</b>

14:15.250 --> 14:16.700
<b>فلش بنگ</b>

14:23.250 --> 14:29.410
<b>سر سخت ترین حریفی هستی که داشتم
 هرچند نمیتونی از باغم فرار کنی</b>

14:54.700 --> 14:58.830
<b>این روحیه جنگی که داری واقعا قابل ستایشه</b>

14:58.830 --> 15:00.950
<b>حریف خوبی بودی ، پسر</b>

15:00.950 --> 15:03.160
<b>ولی همینجا کارتو تموم میکنم</b>

15:06.080 --> 15:10.330
<b>وضع خوب نیست، به زور میتونم رو پاهام وایستم</b>

15:10.330 --> 15:13.450
<b>یعنی قراره اینجا بمیرم؟</b>

15:13.450 --> 15:18.450
<b>خب، از همون اولش که گلوله هام 
 تاثیری نداشت شانسی نداشتم</b>

15:18.450 --> 15:21.790
<b>کار دیگه ای از دستم برنمیاد</b>

15:22.750 --> 15:24.160
<b>مطمئنی؟</b>

15:25.830 --> 15:27.500
<b>بازم تو؟</b>

15:27.500 --> 15:28.910
<b>مطمئنی؟</b>

15:30.040 --> 15:33.830
<b>...بازنده درونم</b>

15:33.830 --> 15:36.660
<b>به نظر میاد میتونی هر  اسلحه ای که دیدی رو
 بسازی</b>

15:36.660 --> 15:41.080
<b>نمیشه که نتونی از سیگیلت استفاده کنی
 یه چیزی مثل نفس کشیده نمیتونی متوقفش کنی</b>

15:41.080 --> 15:44.040
<b>خود دی گیم اسممو انتخاب کرد</b>

15:44.040 --> 15:48.540
<b>یا بهتره بگم سازنده ، بازی</b>

15:48.540 --> 15:50.250
<b>...قدرت</b>

15:50.250 --> 15:52.330
<b>...قدرت من</b>

15:52.330 --> 15:56.790
<b>اسلحه هایی که قبلا دیدمو، بسازم؟</b>

15:56.790 --> 15:58.910
<b>مطمئنی؟</b>

16:00.500 --> 16:02.290
<b>این صدای چیه؟</b>

16:03.830 --> 16:08.290
<b>نمیدونم چیه
 ولی خیلی ارامش بخشه</b>

16:08.290 --> 16:10.500
<b>این صدای چکشه</b>

16:10.500 --> 16:13.000
<b>یه چکش؟</b>

16:13.000 --> 16:16.830
<b>چکش اهنگری که فولادو میزنه</b>

16:25.750 --> 16:28.040
<b>چرا اومدی اینجا؟</b>

16:30.950 --> 16:34.200
<b>هنوزم یه کارایی هست
 که باید انجاش بدی ، مگه نه؟</b>

16:34.200 --> 16:36.870
<b>کارایی که باید بکنم؟</b>

16:36.870 --> 16:40.250
<b>تو چیکار میکنی؟</b>

16:40.250 --> 16:44.950
<b>تو همه این مدت ، داشتم شمشیر میساختم</b>

16:44.950 --> 16:46.540
<b>این همه مدت؟</b>

16:46.540 --> 16:48.620
<b>فک کنم وقت زیادی گذشته</b>

16:49.870 --> 16:54.290
<b>این تفنگایی که ساختی ،بدکم نیستن</b>

16:54.290 --> 16:56.830
<b>تو جنگا به درد میخورن</b>

16:57.870 --> 16:59.410
<b>از اینجا برو بیرون</b>

16:59.410 --> 17:03.450
<b>هر ثانیه تو جنگ
 مثل طلا میمونه</b>

17:03.450 --> 17:05.540
<b>ولی اسلحم خوب نیست</b>

17:05.540 --> 17:08.370
<b>گلوله هام از زرهش رد نمیشه</b>

17:08.370 --> 17:11.200
<b>حتی کله شو ،با زره میپوشونه</b>

17:12.160 --> 17:15.500
<b>زره و سپری که میتونه 
 جلوی گلوله هایی مثل اینو بگیره؟</b>

17:15.500 --> 17:17.290
<b>حتما خیلی چیز باحالین</b>

17:17.290 --> 17:20.040
<b>نخند ، من دارم اینجا جون میدم</b>

17:21.160 --> 17:26.700
<b>به نظر میاد زره و سپرا
 نمیخوان قدیمی بشن</b>

17:26.700 --> 17:31.120
<b>زرهی که حریفت داشت کافی نبود
 واسه همینه یه سپر دستش گرفته، مگه نه؟</b>

17:31.120 --> 17:33.500
<b>پس معطل چی؟، بیشتر سعی کن</b>

17:33.500 --> 17:36.040
<b>تا الان خودتم باید میفهمیدی</b>

17:36.040 --> 17:42.830
<b>که چطور این تفنگا ساخته میشن
  و چطور باید ازش استفاده کنی</b>

17:42.830 --> 17:45.870
<b>حق باتوعه، میدونم</b>

17:45.870 --> 17:48.450
<b>میتونم اسلحه مو بسازم و ازش استفاده کنم</b>

17:48.450 --> 17:54.750
<b>انگار کاریه که از بچگی میکردم</b>

17:54.750 --> 17:57.200
<b>چون نمیتونست دووم بیاره، اون سپرو در اورد</b>

17:57.200 --> 18:01.700
<b>چون حس کرد میتونم شکستش بدم</b>

18:01.700 --> 18:06.040
<b>فقط یه ذره دیگه... اگه میشد
 ...فقط یه ذره دیگه قدرت گلوله هامو بیشتر کنم</b>

18:06.040 --> 18:07.500
<b>فهمیدم</b>

18:07.500 --> 18:12.290
<b>واسه همچین شرایطی بهتره
 به خاطر گلوله هاش ، عمر تفنگو کم تر کنی</b>

18:13.250 --> 18:15.370
<b>تو کی هستی؟</b>

18:15.370 --> 18:17.750
<b>چطوری اینقد در موردم میدونی؟</b>

18:17.750 --> 18:20.660
<b>... من؟ من</b>

18:25.830 --> 18:30.500
<b>کارتو با یه ضربه تموم میکنم
 تا زیادی زجر نکشی</b>

18:30.500 --> 18:32.580
<b>..لعنت بهت</b>

18:32.580 --> 18:35.200
<b>اون دیگه چی بود؟</b>

18:35.200 --> 18:38.120
<b>اگه همونطوری خوابیده بودی
 کم تر عذاب میکشیدی</b>

18:38.120 --> 18:39.830
<b>لعنت بهت</b>

18:39.830 --> 18:44.040
<b>دیگه نمیتونم اون غرور زیادیتو ،تحمل کنم</b>

18:48.040 --> 18:52.660
<b>الکی خودتو خسته نکن
 با داد زدن که چیزی عوض نمیشه</b>

18:52.660 --> 18:54.370
<b>چی؟</b>

18:54.370 --> 18:57.000
<b>...هر گلوله</b>

18:57.000 --> 18:58.580
<b>...سنگین تره</b>

18:58.580 --> 19:02.450
<b>به ازای 10 درصد افزایش قدرت شلیک</b>

19:02.450 --> 19:04.830
<b>عمر تفنگو کم تر کردم</b>

19:04.830 --> 19:07.790
<b>اگه اون گلوله ها یه میلی متر بیشتر برن ، تو زرهش</b>

19:09.370 --> 19:11.750
<b>زرهم از هم میپاشه</b>

19:11.750 --> 19:13.410
<b>باید عقب نشینی کنم؟</b>

19:13.410 --> 19:14.250
<b>نه</b>

19:14.250 --> 19:16.790
<b>نه این اخرین فرصتمه</b>

19:18.910 --> 19:22.500
<b>پسر جون، من برنده شدم</b>

19:27.500 --> 19:29.080
<b>احمق</b>

19:29.080 --> 19:31.830
<b>زمین خوردنتو، برد در نظر میگیری؟</b>

19:35.790 --> 19:39.250
<b>یعنی داشتم توهم میدیدم؟</b>

19:39.250 --> 19:43.410
<b>فک کردم زدمت</b>

19:43.410 --> 19:46.700
<b>خوب مبارزه کردی</b>

19:46.700 --> 19:50.580
<b>اگه میشه، کارمو تموم کن</b>

19:50.580 --> 19:52.910
<b>متاسفم ، سوزونه</b>

19:52.910 --> 19:54.950
<b>بابایی کارش تمومه</b>

19:55.950 --> 19:58.580
<b>هنوزم زیادی مغروری</b>

19:58.580 --> 20:00.750
<b>نمیترسی که بمیری؟</b>

20:00.750 --> 20:03.950
<b>من خیلیا رو کشتم</b>

20:03.950 --> 20:06.120
<b>وقت زیادی واسم نمونده</b>

20:06.120 --> 20:08.080
<b>میفهمم</b>

20:08.080 --> 20:11.080
<b>ولی اگه اینجا بمیری ، فایده ای نداره</b>

20:11.080 --> 20:14.500
<b>این کاراتو بزار کنار، اون موقع شاید به وقتش بمیری</b>

20:14.500 --> 20:15.790
<b>چی؟</b>

20:15.790 --> 20:20.750
<b>یه حسی بهم میگه
 ...این ایونت شکار گنج قراره</b>

20:20.750 --> 20:22.080
<b>هی ، پسر</b>

20:22.080 --> 20:25.160
<b>سعی نکن کاری کنی</b>

20:25.160 --> 20:28.160
<b>با تفنگم سرتو نشونه گرفتم</b>

20:29.120 --> 20:32.750
<b>سیگیل من که دیگه نمیتونه کاری کنه</b>

20:32.750 --> 20:34.870
<b>درست مثل این پسر</b>

20:34.870 --> 20:38.450
<b>اه، لعنتی ، واسه یه ثانیه سرم داشت سیاهی میرفت</b>

20:38.450 --> 20:40.830
<b>کانامه، باید کمی استراحت کنی</b>

20:40.830 --> 20:47.000
<b>راستی ، گفتی از سیگیلت زیادی استفاده کردی
 ولی اگه استراحت کنی احتمالا مثل اولش شه</b>

20:47.000 --> 20:49.500
<b>اره،اگه بزارین</b>

20:49.500 --> 20:53.790
<b>خوبه که اینو میشنوم
 پس میخوام بهت یه پیشنهادی بدم گل فروش</b>

20:53.790 --> 20:56.080
<b>یا بهتره بگم ، ایچیرو هیراگی</b>

20:56.080 --> 20:57.700
<b>پیشنهاد؟</b>

20:57.700 --> 21:02.500
<b>چی در مورد این ایونت میدونی؟</b>

21:02.500 --> 21:05.950
<b>مثلا چن تا حلقه تو این هتل هستش؟</b>

21:05.950 --> 21:09.910
<b>باید 24 تا باشه، ولی خب که چی؟</b>

21:09.910 --> 21:13.660
<b>خب پس باید خوب بدونی که وانگ
 همون لیدر گروه ایس</b>

21:13.660 --> 21:17.000
<b>تو این ایونت شرکت کرده</b>

21:17.000 --> 21:20.830
<b>لیدر گروه ایس؟
 همون یارو ضعیفه؟</b>

21:20.830 --> 21:22.950
<b>مطمئنی ضعیفه؟</b>

21:22.950 --> 21:26.330
<b>من همون کسیم که اطلاعاتو جمع میکنه
 شما بهم میگین انالیزور</b>

21:26.330 --> 21:32.080
<b>کسای زیادی هستن که بهم اطلاعات میدادن
 و تو این ایونت شرکت کردن</b>

21:32.080 --> 21:37.040
<b>من تونستم اطلاعات بقیه بازیکنا رو
 به دست بیارم</b>

21:37.040 --> 21:40.870
<b>مرحله اول این ایونت 
 به زودی تموم میشه</b>

21:40.870 --> 21:44.790
<b>همین الانشم که داریم حرف میزنیم
بازیکنای قوی زیادی حلقه ها رو جمع کردن</b>

21:44.790 --> 21:49.250
<b>که اینطوری خیلی راحت میشه فهمید
 واسه گرفتنشون باید کجا رفت</b>

21:49.250 --> 21:54.330
<b>از اینجا به بعد
 همه بازیکنای قوی دنبال حلقه ها میرن</b>

21:54.330 --> 21:57.700
<b>از اونجاییم که، ما وضعیت خوبی تو این شرایط نداریم</b>

21:57.700 --> 22:01.750
<b>اگه لیدر گروه ایس به خاطر حلقه ها
 بخواد به اینجا حمله کنه</b>

22:01.750 --> 22:04.950
<b>نمیتونیم جلوشو بگیریم</b>

22:04.950 --> 22:07.330
<b>تنها راهی که میتونیم ازش جون سالم به در ببریم</b>

22:07.330 --> 22:11.120
<b>اینه که باهم همکاری کنیم
 تا جلوی گروه ایس رو بگیریم</b>

22:11.120 --> 22:16.950
<b>میخوای همینجا بمیریم؟
 یا جون سالم به در ببریم؟</b>

22:16.970 --> 22:37.070
<b><b>.:: @bollbolljan_com ::.</b></b>