﻿WEBVTT

00:01.970 --> 00:13.970
<b>‏.::  www.bolboljan.net ::.</b>

00:14.000 --> 00:16.870
<b>به نظرت دارن میان اینطرفی؟</b>

00:16.870 --> 00:18.540
<b>مطمئنا همینطوره</b>

00:18.540 --> 00:21.870
<b>نمیزارن 15 تا از حلقه های با ارزششون حیف بشه</b>

00:21.870 --> 00:27.120
<b>وانگ خیلی بیشتر از اینا حریص تره</b>

00:27.120 --> 00:32.200
<b>واسش فرقی نمیکنه یه بچه دبستانی باشی یا عضو یه گروه بزرگ
اگه به دست و پاش بپیچی میشکتت</b>

00:32.200 --> 00:36.250
<b>رئیس گروه ایس همچین ادمیه</b>

00:36.250 --> 00:38.080
<b>به نظر من که همینش خوبه</b>

00:38.080 --> 00:43.330
<b>اینطوری کم تر عذاب وجدان میگیرم</b>

00:43.330 --> 00:47.370
<b>تا جایی که میدونم به جز وانگ</b>

00:47.370 --> 00:49.830
<b>دو نفر دیگه هم هستن که باید مراقبشون باشی</b>

00:49.830 --> 00:55.700
<b>اگه بتونی از هم جداشون کنی
 شاید بتونی شکستشون بدی</b>

00:55.700 --> 00:58.950
<b>یکیشون کیچی کاتسورا
 هم تیمی قدیمیشه</b>

00:58.950 --> 01:01.120
<b>مهارتش توی کاراته و مشت زدناشه</b>

01:01.120 --> 01:05.330
<b>ولی اگه از سیگیلش استفاده کنه
 دیگه لازم نیست مشتش حتما بهت بخوره</b>

01:05.330 --> 01:09.080
<b>یعنی یه جورایی با انرژِی چیزی حمله میکنه؟</b>

01:09.080 --> 01:13.000
<b>کسی از ماهیتش مطمئن نیست
 ولی به نظر من از قدرتای ذهنیش استفاده میکنه</b>

01:13.000 --> 01:16.660
<b>ولی به نظر میاد از قدرتاش
 تو محدوده خاصی میتونه استفاده کنه</b>

01:16.660 --> 01:19.160
<b>واسه همین بهتره از دور بهش حمله کنی</b>

01:19.160 --> 01:22.580
<b>ولی مشکل اصلیت 
 اون یکی هستش</b>

01:22.580 --> 01:27.750
<b>میگن یکی از تازه کاراس
 ولی تونسته زود خودشو بکشه بالا</b>

01:27.750 --> 01:32.040
<b>سیگیل اون یکی از نوع پرتابی هستش
 که کار رو واست خیلی سخت تر میکنه</b>

01:32.040 --> 01:34.160
<b>...پرتابی</b>

01:34.160 --> 01:38.370
<b>راستش کسای زیادی هستن
 که سیگیلشون از نوع پرتابی هست</b>

01:38.370 --> 01:44.410
<b>ولی مال اون از نوع خاصیه که
 میتونه کل بدنشو با اتیش بپوشونه</b>

01:44.410 --> 01:47.120
<b>کسی از اسم و شخصیت واقعیش خبری نداره</b>

01:47.120 --> 01:51.620
<b>ولی مردم بهش  سیگ شیطان سوزان میگن</b>

01:52.540 --> 01:57.040
<b>یه سیگیل از نوع اتیش پرت کن
 دشمن طبیعی سیگیل من</b>

01:57.040 --> 02:02.330
<b>ولی رین، نمیتونم همینطوری فرار کنم</b>

03:33.660 --> 03:34.660
<b>قسمت 7
ایس</b>

03:34.660 --> 03:38.330
<b>قسمت 7
ایس 
 از اونی که فکر میکردم بیشترن</b>

03:38.330 --> 03:45.000
<b>ولی اینجا جای اصلی گنجه
 واسه همین عادیه که همچین جایی جمع شدن</b>

03:45.000 --> 03:47.950
<b>حتی اگه به جز ما
 کسای دیگه ای هم باشن که کدا رو فهمیده باشن</b>

03:47.950 --> 03:51.540
<b>ما تنها کسی هستیم که از کدای 
 حلقه های الماسی با خبریم</b>

03:51.540 --> 03:55.290
<b>الان فقط اگه بتونم
 ...اون کدا رو بفهمم</b>

03:55.290 --> 03:57.750
<b>اون ژاکت.... مال گروه ایسه</b>

03:57.750 --> 04:00.250
<b>حتما اونام تونست کدا رو بفهمن</b>

04:01.250 --> 04:04.290
<b>وانگ ، رهبرشونه
 ولی مگه چن نفر تو گروهشون دارن؟</b>

04:04.290 --> 04:08.750
<b>درسته حمله شون به هتل زیادی بزرگ نبود
 ولی بازم ادمای زیادی براشون باقی مونده</b>

04:08.750 --> 04:09.790
<b>که اینطوره</b>

04:09.790 --> 04:13.160
<b>اعضایی که تو ایونت نبودن هم
 برای کمک بهش اومدن</b>

04:13.160 --> 04:16.370
<b>اینطوری شانسی ندارم که دنبال گنجه بگردم</b>

04:16.370 --> 04:20.500
<b>بازیکنای زیادی دارن به اونا حمله میکنن
 مطمئنی میخوای به کمکش بریم؟</b>

04:20.500 --> 04:24.160
<b>باید قبول کنیم
 ایس بهمون حمله کرده</b>

04:24.160 --> 04:26.000
<b>ولی الان شانس اینو داریم که دنبال گنجه بریم، درسته؟</b>

04:26.000 --> 04:30.410
<b>بعد این که اعضای ایس و بقیه 
 همدیگه رو کشتن میریم حلقه ها رو میگیریم</b>

04:30.410 --> 04:34.620
<b>ولی همین الانشم حلقه هامون کافی نیست؟</b>

04:34.620 --> 04:36.700
<b>لازمه همچین ریسکی بکنیم؟</b>

04:36.700 --> 04:38.290
<b>اسکلی؟</b>

04:38.290 --> 04:41.830
<b>اگه بتونیم حلقه های الماسی رو هم پیدا کنیم
 از هرکدوم یکیشو میتونیم داشته باشیم</b>

04:41.830 --> 04:44.660
<b>بعدشم اگه بهش فک کنی میبینی
 ایونت نباید فقط در مورد حلقه ها باشه</b>

04:44.660 --> 04:48.000
<b>تو چی فک میکنی ، داداش؟</b>

04:48.000 --> 04:49.790
<b>احتمالش هست</b>

04:49.790 --> 04:54.330
<b>ولی حتما دلیلی هست که
 ..هفت تا حلقه رو طراحی کردن</b>

05:02.870 --> 05:07.250
<b>حالا واسه همه اعضای کلوب دانجو
 حلقه داریم</b>

05:07.250 --> 05:08.660
<b>حق با توعه</b>

05:08.660 --> 05:12.660
<b>اگه زیادی اینجا بمونیم
 وضعیت بد تر میشه</b>

05:12.660 --> 05:14.250
<b>حق با توعه</b>

05:14.250 --> 05:17.290
<b>انگار تو اون هتل 
 دارن رو حلقه های الماسی با هم میجنگن</b>

05:17.290 --> 05:20.500
<b>ایش، اصلا کسی میتونه از اینجا زنده بره بیرون؟</b>

05:28.250 --> 05:30.370
<b>....حواسم جمع بود، ولی</b>

05:31.910 --> 05:34.000
<b>نمیتونی از دستم فرار کنی</b>

05:34.000 --> 05:36.290
<b>حق با رین بود، اون واقعا دشمن طبیعیمه</b>

05:36.290 --> 05:39.750
<b>شانس اوردم ، اگه رین اطلاعاتی
 از این یارو بهم نمیداد تا الان مرده بودم</b>

05:39.750 --> 05:43.620
<b>جلو تر میتونم از گیاها به عنوان مانع استفاده کنم</b>

05:43.620 --> 05:47.500
<b>ولی بازم میتونه خیلی راحت بسوزونتش</b>

05:47.500 --> 05:49.500
<b>فک نکنم تاثیری داشته باشن</b>

05:49.500 --> 05:52.790
<b>ولی چی میشه اگه نارنجکا رو 
 با گیاهام پرت کنم؟</b>

05:52.790 --> 05:55.500
<b>مطمئنم سیگیلش
 ازش در برابر گرما محافظت میکنه</b>

05:55.500 --> 05:59.290
<b>ولی شاید نتونه جلوی ترکش و موج انفجارشو بگیره</b>

06:00.290 --> 06:04.410
<b>شیطان سوزان 
 حالا وقت تصفیه حسابه، باید هر جوری شده برنده بشم</b>

06:20.080 --> 06:23.160
<b>کینچی ، زمان بندیت عالی بود</b>

06:25.040 --> 06:30.370
<b>چون پله ها و اسانسور مسدود بودن
 مجبور شدم از بیرون بیام</b>

06:30.370 --> 06:33.830
<b>چه باحال کینچی</b>

06:33.830 --> 06:35.330
<b>بهت حصودیم میشه</b>

06:35.330 --> 06:39.660
<b>این که پرواز نبود
فقط هوا رو فشرده کردم و ازش اومدم بالا</b>

06:39.660 --> 06:42.330
<b>نمیخواستم همچین کاری کنم 
 ...ولی</b>

06:53.540 --> 06:58.450
<b>کینچی نجاتمون دادی
 اون پیری نمیدونه کی باید تسلیم بشه</b>

06:58.450 --> 07:03.120
<b>عجیبه
 تا الان باید مرده بود</b>

07:03.120 --> 07:05.330
<b>بیخیال، الان فقط مسئله زمانه</b>

07:05.330 --> 07:09.040
<b>ولی واسه احتیاطم که شده
 بیا مطمئن شیم که مرده</b>

07:11.750 --> 07:16.830
<b>دارم با سیگیلم کمک میکنم قلب 
 پمپ بزنه ولی انگار دیگه کارم تمومه</b>

07:16.830 --> 07:19.410
<b>ولی فک میکردم از این بد تر باشه</b>

07:19.410 --> 07:23.290
<b>انگار مردن از چیزی که فکر میکردم اسون تره</b>

07:23.290 --> 07:27.000
<b>باید حدث میزدم چرا رین واسه همچین مسئله ساده ای
 یه نقشه پیچیده کشیده بود</b>

07:28.250 --> 07:32.830
<b>فکر خوبی بود از حلقه ها به عنوان طعمه استفاده کنه
 ...تا از ساختمون فرار کنه</b>

07:32.830 --> 07:36.250
<b>پیری جون ، اینجا قایم شدی</b>

07:36.250 --> 07:38.540
<b>واقعا که خیلی سر سختی</b>

07:38.540 --> 07:40.580
<b>مرسی از تعریف کردنت</b>

07:41.580 --> 07:45.660
<b>فکر نمیکردم بیاین دنبالم
 .....ولی حالا که اومدین</b>

07:45.660 --> 07:51.120
<b>قبل از اینکه بمیرم
 شما رو هم با خودم میبرم جهنم</b>

07:51.120 --> 07:52.540
<b>چی ؟</b>

07:52.540 --> 07:53.700
<b>این دیگه چیه؟ زلزله شده؟</b>

07:53.700 --> 07:56.410
<b>زلزله که اینطوری تکون نمیخوره</b>

07:56.410 --> 07:58.910
<b>حرومی ، چیکار کردی؟</b>

07:58.910 --> 08:04.080
<b>گیاها از هیولا ها خیلی قوی ترن</b>

08:04.080 --> 08:08.830
<b>از دید حیوونا 
 گیاها فقط یه جا منتظرن تا توسط حیوونا خورده بشن</b>

08:08.830 --> 08:12.200
<b>انگار تنها دلیل وجودشون به خاطر خورده شدنه</b>

08:12.200 --> 08:19.790
<b>ولی از دید گیاها ، حیوونا خدمتکارایی هستن
 که بهشون کمک میکنن تا رشد کنن</b>

08:19.790 --> 08:22.040
<b>چه شعر و وری داری برا خودت میگی؟</b>

08:22.040 --> 08:24.870
<b>خودتم قبلا حسش کردی ، مگه نه؟</b>

08:24.870 --> 08:28.830
<b>یه گل خوشگل ، که حتی اسفالتم حریفش نمیشه</b>

08:30.830 --> 08:33.250
<b>کینچی، وضع خرابه</b>

08:33.250 --> 08:38.080
<b>درسته، میدونم ، ولی اگه به خاطر این پیرمرده داره همچین چیزی سرمون میاد
 اگه بکشیمش همه چی تموم میشه</b>

08:38.080 --> 08:39.580
<b>.....خیلی دیر شده</b>

08:40.500 --> 08:44.200
<b>این یارو همین الانشم مرده</b>

08:51.870 --> 08:57.330
<b>بابا؟ کی اومدی اینجا؟
 یه سلامی بکن حداقل</b>

08:57.330 --> 08:58.870
<b>...سوزونه</b>

08:58.870 --> 09:03.370
<b>ببخشید، اونقد خوشگلی که حواسمو  پرت کرده بودی</b>

09:03.370 --> 09:07.950
<b>چی داری میگی بابا؟
 سرت به جایی خورده؟</b>

09:07.950 --> 09:11.160
<b>اینا رو از باغمون کندی؟</b>

09:11.160 --> 09:12.870
<b>پس امسال خوب رشد کردن؟</b>

09:12.870 --> 09:15.000
<b>میدونی گلا نماد چین؟</b>

09:15.000 --> 09:18.330
<b>قرمزا به معنی  پیشرفتشون
صورتیا به معنی عشق ابدی</b>

09:18.330 --> 09:22.080
<b>نارنجیا به معنی یادگاری 
 و سفیدا به خاطر امیدن ، درست میگم؟</b>

09:22.080 --> 09:26.410
<b>ولی فک کنم یکم زیاده روی کردی</b>

09:26.410 --> 09:29.290
<b>مثل اینکه یه گل فروش همه چیزایی رو که دوست داشته
 برداشته اورده</b>

09:29.290 --> 09:31.000
<b>اینطوری خوشم میومد</b>

09:31.000 --> 09:35.580
<b>گلفروشا بیشتر از هرچیزی گلا رو دوست دارن</b>

09:46.200 --> 09:47.950
<b>بابا؟</b>

09:57.750 --> 10:00.410
<b>....هی، اون ساختمونو باش</b>

10:01.370 --> 10:05.330
<b>زود باشین، بیاین این بازی مسخره رو
 تمومش کنیم</b>

10:06.910 --> 10:12.910
<b>از چیزی که فکرشو میکردم خیلی بیشترن
 اگه بیشتر از این اینجا بمونم نمیتونم فرار کنم</b>

10:16.200 --> 10:19.410
<b>یه جوری میگه برین دنبال گنج بگردین
 انگار خیلی ساده هستش</b>

10:19.410 --> 10:20.910
<b>مگخ گنجا همون حلقه ها نیستن؟</b>

10:20.910 --> 10:23.700
<b>منم همینو فکر میکردم
ولی وانگ گفت که نیستن</b>

10:23.700 --> 10:26.660
<b>میگفت شاید چون گنج اصلی خیلی مهمه
نشه تو دوربین دید</b>

10:26.660 --> 10:29.660
<b>واسه همین داریم کل ایستگاه رو زیر و رو میکنیم؟</b>

10:29.660 --> 10:33.200
<b>اگه حلقه های الماسی رو پیدا میکردیمو کدشون رو برمیداشتیم
 راحت تر نبود؟</b>

10:33.200 --> 10:34.910
<b>اینطوری عقب میموندیم، باید اولین باشیم</b>

10:34.910 --> 10:38.540
<b>بعدشم، هر کی زود تر گنج رو پیدا کنه
 هزار تا امتیاز تشویقی میگیره</b>

10:38.540 --> 10:41.790
<b>اگه میتونستیم یکی که از جای گنج خبر داره رو پیدا کنیم
 خودش برامون صد تا امتیاز میداد</b>

10:41.790 --> 10:44.910
<b>حق با توعه ، ولی از کجا میدونی به جز ما کسی از این گنج خبر داشته باشه؟</b>

10:44.910 --> 10:46.330
<b>خیلی ساده ، میتونیم بفهمیم</b>

10:46.330 --> 10:50.950
<b>کسایی که میان اینجا، حتما کدا رو فهمیدن که
 اومدن اینجا</b>

10:50.950 --> 10:54.290
<b>یا بهتره اینطوری بگم
 هر کی رو دیدی که خودی نبود باید، بگیریمش</b>

10:54.290 --> 10:58.620
<b>وانگ واقعا یه نابغست، نقشش عالیه</b>

10:58.620 --> 11:02.080
<b>انگار هنوز نتونستن بفهمن
گنج واقعا کجسات</b>

11:02.080 --> 11:04.120
<b>اگه اینطوری هنوز یه شانسی داریم تا
 این مسابقه رو ببریم</b>

11:04.120 --> 11:05.910
<b>الان بهترین شانسیه که دارم 
 باید فرار کنم</b>

11:05.910 --> 11:09.000
<b>هی، صب کن، یه بوهایی به مشامم میخوره</b>

11:09.000 --> 11:12.540
<b>سیگیل من بینی گرگه
میتونم بوی یه زن رو حس کنم</b>

11:12.540 --> 11:14.910
<b>اوه ،نه پیدام کردن</b>

11:16.040 --> 11:18.000
<b>همونجا وایسا</b>

11:18.000 --> 11:20.410
<b>نباید بکشیمیش، باید زنده بگیریمش</b>

11:20.410 --> 11:23.080
<b>میدونم، واسه اطلاعات لازمه</b>

11:24.000 --> 11:25.410
<b>اون دختره دیگه کیه؟</b>

11:25.410 --> 11:27.620
<b>بگیرینش</b>

11:29.700 --> 11:31.200
<b>برگرد اینجا</b>

11:32.410 --> 11:35.040
<b>موش لعنتی--
 اروم باش--</b>

11:35.040 --> 11:38.620
<b>همه ورودی ها رو بستیم
 مترو ها که اینجا توقف نمیکنن</b>

11:38.620 --> 11:40.700
<b>بیا به جا حرف زدن، بریم بگیریمش</b>

11:40.700 --> 11:41.950
<b>حق با توعه</b>

11:41.950 --> 11:43.040
<b>خب مشکلی نیست</b>

11:43.040 --> 11:47.120
<b>تا وقتی وانگو نبینم
 میتونم از بینشون رد شم</b>

11:47.120 --> 11:48.580
<b>لاپلاس</b>

11:48.580 --> 11:51.450
<b>خیله خوب، وانگ این دور و بر نیست</b>

11:51.450 --> 11:53.080
<b>میتونم یه راه فرار بینشون ببینم</b>

11:53.080 --> 11:54.620
<b>بوو</b>

11:56.040 --> 11:56.910
<b>چی شد؟</b>

11:56.910 --> 11:58.870
<b>ت-تودیگه از کجا پیدات شد؟</b>

11:58.870 --> 12:01.160
<b>حتی با لاپلاس هم نتونستم ببینمش</b>

12:01.160 --> 12:04.040
<b>گرفتمت ، عزیزم</b>

12:04.040 --> 12:07.830
<b>چطوره یکم با هم حرف بزنیم؟</b>

12:07.830 --> 12:13.580
<b>قراره هرچی که در مورد گنج این ایونت میدونی
 رو بهم بگی</b>

12:13.580 --> 12:18.870
<b>داری در مورد چی حرف میزنی؟
 من که یه حلقه هم پیدا نکردم</b>

12:18.870 --> 12:21.200
<b>اوه، میخوای خل بازی در بیاری؟</b>

12:21.200 --> 12:23.660
<b>فک کنم هنوز نمیدونی تو چه شرایطی هستی</b>

12:23.660 --> 12:27.080
<b>بهت گفتم که همه چیو بهم بگو ، نگفتم؟</b>

12:27.080 --> 12:29.750
<b>منم بهت گفتم که
 ...حتی یه حلقه هم ندارم</b>

12:33.160 --> 12:35.410
<b>میبینی چه ادم مهربونیم؟</b>

12:35.410 --> 12:40.200
<b>دارم بهت کمک میکنم 
 بفهمی تو چه وضعی هستی</b>

12:41.750 --> 12:44.370
<b>خیله خب، بهت میگم</b>

12:44.370 --> 12:47.750
<b>همینه ها، همیشه دوست داشتم دخترایی مثل تو رو تربیت کنم</b>

12:47.750 --> 12:51.040
<b>میخوای راز این گنجو بدونی ، مگه نه؟</b>

12:51.040 --> 12:54.700
<b>من که نمیتونم فرار کنم
 پس میتونی دستمو ول کنی؟</b>

12:54.700 --> 12:56.120
<b>اسکل</b>

12:56.120 --> 12:59.620
<b>فک میکنی تو شرایطی هستی که
 میتونی ازم درخواستی بکنی؟</b>

13:01.160 --> 13:04.410
<b>واقعا که لقب پادشاه زهر بهت کاملا برازندست</b>

13:04.410 --> 13:06.700
<b>پادشاه چی؟</b>

13:06.700 --> 13:08.410
<b>بهت میگم</b>

13:08.410 --> 13:11.910
<b>چیزایی که در مورد این گیم میدونمو بهت میگم</b>

13:11.910 --> 13:15.290
<b>ببینم وانگ، اون داستان چینی قدیمی رو شنیدی که</b>

13:15.290 --> 13:20.160
<b>جونورا رو به جون هم مینداختن</b>

13:21.160 --> 13:25.450
<b>این چه ربطی به گنج این ایونت داره؟</b>

13:25.450 --> 13:27.370
<b>یکم صبر کن همه چیو میفهمی</b>

13:27.370 --> 13:30.160
<b>با این حرفا میخوام یه چیزی بهت بگم</b>

13:30.160 --> 13:36.370
<b>چن وقتی میشه که به این فکر افتادم
دی گیم از رو همین داستان ساخته شده</b>

13:36.370 --> 13:41.000
<b>توی چین از زهرا
برای کشتن دشمنا شون استفاده میکردن</b>

13:41.000 --> 13:45.620
<b>اونا هزار تا حشره سمی رو
تو یه گلدون به جون هم مینداختن</b>

13:45.620 --> 13:49.200
<b>و اونام از روی غریزه
 هم دیگه رو میکشتن</b>

13:49.200 --> 13:54.910
<b>اونا تک به تک هم دیگه رو میکشتن</b>

13:54.910 --> 13:59.410
<b>تا وقتی که یکی از اونا
 که قوی ترین زهر رو داره زنده میموند</b>

13:59.410 --> 14:03.910
<b>فک نمیکنی این داستان
 خیلی برات اشناست؟</b>

14:03.910 --> 14:07.080
<b>میخوام تک به تک انگشتا تو قطع کنم</b>

14:07.080 --> 14:09.040
<b>بعدم گوشاتو</b>

14:09.040 --> 14:13.750
<b>ولی نگران نباش
 زبونتو تا اخر کار لازم دارم</b>

14:19.120 --> 14:21.870
<b>لعنتی</b>

14:21.870 --> 14:23.250
<b>کم موندهشواقعا که</b>

14:23.250 --> 14:26.660
<b>خیلی طولش دادیا ، کانامه</b>

14:26.660 --> 14:28.830
<b>تا جایی که میتونستم، سریع خودمو رسوندم</b>

14:28.830 --> 14:31.330
<b>ش-شما حرومیا دیگه کی هستین؟</b>

14:31.330 --> 14:33.620
<b>تو همون رئیس گروه ایسی؟</b>

14:33.620 --> 14:37.250
<b>بزار از همین اول بهت بگم، میتونیم با هم مذاکره کنیم
 یا هم دیگه رو بکشیم</b>

14:37.250 --> 14:39.580
<b>خودت انتخاب کن</b>

14:40.830 --> 14:42.950
<b>هی، چی داری میگی؟</b>

14:42.950 --> 14:45.120
<b>گفتی میخوای مذاکره کنی؟</b>

14:45.120 --> 14:49.540
<b>درست شنیدی
 ما اطلاعات زیادی در مورد ایم ایونت داریم</b>

14:49.540 --> 14:52.620
<b>فک کنم بهتره با هم مذاکره کنیم</b>

14:54.410 --> 14:56.330
<b>هی، بچه ها شما چی فک میکنین؟</b>

14:56.330 --> 14:59.120
<b>میخوان باهامون مذاکره کنن</b>

14:59.120 --> 15:02.790
<b>اینا فک کردن میتونن همه مون رو شکست بدن؟
بیاین همشون رو بکشیم</b>

15:02.790 --> 15:06.000
<b>نه، باید یکیشون رو زنده بزاریم</b>

15:06.000 --> 15:07.660
<b>اینم از جوابت</b>

15:07.660 --> 15:11.000
<b>طرز کار گروه ایس ، فقط گرفتنه چیزی رو نمیدیم</b>

15:11.000 --> 15:14.290
<b>پس اگه ملتفت شدی، بهتره هر چی میدونی رو بگی</b>

15:14.290 --> 15:19.250
<b>بهت گفتم که این حیوونا
نمیفهمن مذاکره چیه</b>

15:19.250 --> 15:20.790
<b>بایدقبولت میکردم</b>

15:20.790 --> 15:23.910
<b>واسه من که فرقی نداشت
بیشتر برا شما مهم بود</b>

15:23.910 --> 15:26.330
<b>اینطوری ، انتخابای زیادی نداریم</b>

15:26.330 --> 15:28.620
<b>چیزه، من باث چیکار کنم؟</b>

15:28.620 --> 15:31.370
<b>معلومه</b>

15:31.370 --> 15:33.870
<b>بکشیشون</b>

15:33.870 --> 15:34.910
<b>میتونی فرار کنی؟</b>

15:34.910 --> 15:37.910
<b>معلومه، دلم نمیخواد اینجا بمیرم</b>

15:37.910 --> 15:40.250
<b>ذنبال بیا، با سیگیلم میتونم جلو تر رو ببینم</b>

15:40.250 --> 15:41.580
<b>چی شد پس؟</b>

15:41.580 --> 15:43.830
<b>فک کردین تفنگا تون رو من تاثیری دارن؟</b>

15:43.830 --> 15:46.950
<b>فک کردی چون تفنگت خیلی بزرگه
تو هم خیلی شاخی؟</b>

15:51.830 --> 15:53.080
<b>ه-هی</b>

15:56.450 --> 15:59.750
<b>من نمیتونم شوکا ، نمیتونم
از الان دست و پام داره میلرزه</b>

15:59.750 --> 16:01.660
<b>سویی، یادته چیکار باث بکنی؟</b>

16:01.660 --> 16:05.000
<b>ی......ادمه ، یادمه ، ولی</b>

16:05.000 --> 16:06.660
<b>پولاکس لایت</b>

16:08.290 --> 16:11.200
<b>سوتا، بقیشو میسپارم به تو</b>

16:11.200 --> 16:14.790
<b>همینه، مرسی که وسط مبارزه
بیدارم کردی</b>

16:14.790 --> 16:17.330
<b>کستر لایت</b>

16:17.330 --> 16:18.410
<b>این دیگه چیه؟</b>

16:18.410 --> 16:20.450
<b>نمیدونم، ولی بیاین ازش دور شیم</b>

16:20.450 --> 16:25.370
<b>شما اسکلای بی مغز
فک میکنین کاری از دستتون بر میاد؟</b>

16:25.370 --> 16:27.200
<b>ابجی، پشت سرت</b>

16:30.120 --> 16:34.910
<b>حریفت منم، ریوجی ماییساکا</b>

16:37.330 --> 16:39.950
<b>خیلی رو مخمی</b>

16:39.950 --> 16:44.830
<b>خیلی وقت بود منتظر همچین لحظه ای بودم
 که انتقاممو بگیرم</b>

16:44.830 --> 16:47.580
<b>حتی نمیشناسم کی هستی</b>

16:49.660 --> 16:51.250
<b>..ببخشین</b>

16:51.250 --> 16:55.830
<b>به خاطر من شد بدون برنامه باهاشون 
درگیر شدیم</b>

16:55.830 --> 16:59.000
<b>بیخیال ، دیر یا زود مجبور بودیم باهاشون رو به رو بشم</b>

16:59.000 --> 16:59.870
<b>...ولی</b>

16:59.870 --> 17:02.830
<b>میبرمت یه جای امن</b>

17:02.830 --> 17:06.580
<b>میخوام اونجا کاری که توش بهترینی رو
انجام بدی</b>

17:06.580 --> 17:09.370
<b>کاری که توش بهتیرنم؟</b>

17:09.370 --> 17:12.290
<b>اون کد لعنتی رو بشکون و جای گنجو پیدا کن</b>

17:12.290 --> 17:15.040
<b>یه جوریی واست وقت جور میکنیم، خیالت تخت</b>

17:15.040 --> 17:19.000
<b>رین، با هم دیگه این بازی لعنتی رو تمومش میکنیم</b>

17:19.000 --> 17:20.290
<b>زود باش ، زود باش</b>

17:20.290 --> 17:23.790
<b>انگار تنها کاری که با سیگیلت میتونی بکنی
فرار کردنه</b>

17:23.790 --> 17:27.790
<b>چی داری میگی، فقط داشتم فکر میکردم چطوری بکشمت</b>

17:27.790 --> 17:30.620
<b>چه تفاهمی ، منم همینطور</b>

17:30.620 --> 17:32.200
<b>....همونطوری که فکر میکردم</b>

17:32.200 --> 17:36.160
<b>فقط تا 5 متر میتونه تلپورت کنه</b>

17:36.160 --> 17:38.910
<b>رنج حملش هم یه متر یا کم تره</b>

17:38.910 --> 17:42.000
<b>ولی نمیتونه دوتاشو هم زمان
انجام بده</b>

17:42.000 --> 17:46.080
<b>حمله ای که داره مثل تیغ یه شمشیر میمونه
 که باید نزدیک تر از 5 متر باشه</b>

17:46.080 --> 17:48.580
<b>واسه همینه هنوز زندم</b>

17:48.580 --> 17:52.080
<b>اگه اینطور باشه
 پس تا وقتی که ازش 10 متری فاصله دارم نمیتونه صدمه ای بزنه</b>

17:52.080 --> 17:55.700
<b>چه قدر داره سختش میکنه
 همینطوری داره از حمله هام جا خالی میده</b>

17:55.700 --> 17:56.910
<b>وانگ</b>

17:56.910 --> 17:59.870
<b>همون طور که گفتی چن نفر رو از ورودی جنوبی
 فرستادیم تو</b>

17:59.870 --> 18:01.700
<b>فهمیدم</b>

18:01.700 --> 18:06.580
<b>چی شد پس؟
 دیگه نمیخوای بکشیم؟</b>

18:06.580 --> 18:09.700
<b>خیلی باهوش تر از این حرفاست
 که با کله بیاد جلو</b>

18:09.700 --> 18:11.700
<b>بمیر ،لعنتی</b>

18:11.700 --> 18:14.580
<b>درد داشت ، عوضیا</b>

18:14.580 --> 18:19.660
<b>درسته زره پوشیدم
 ولی بازم بدنم درد میگیره</b>

18:19.660 --> 18:21.330
<b>لعنتی</b>

18:21.330 --> 18:24.040
<b>پیکا بوووو</b>

18:28.540 --> 18:31.200
<b>به نظرمیرسه که جلو روییجی کم اوردی</b>

18:31.200 --> 18:34.700
<b>چون اولین کسی از گروهتون بودی که سر شاخ شد</b>

18:34.700 --> 18:37.120
<b>فدایی ، این نقشه مسخرتون شدی</b>

18:37.120 --> 18:39.290
<b>لعنت بهت</b>

18:43.910 --> 18:48.620
<b>اون شیش تا کدی که قبلا فهمیده بودیم
 ایستگاه شیبویا رو نشون  میدادن</b>

18:48.620 --> 18:52.040
<b>ولی هیچ سرنخی نیست که بشه 
 تو این ایستگاه پیدا کرد</b>

18:52.040 --> 18:57.290
<b>چون اگه بود، گروه ایس با اون همه اعضا
 میتونست پیداش کنه</b>

18:57.290 --> 19:02.500
<b>پس اگه نتونم این پازلو حل کنم
نمیتونیم برنده شیم</b>

19:02.500 --> 19:06.950
<b>...نمیخواستم از این استفاده کنم ، ولی</b>

19:06.950 --> 19:10.950
<b>چون باید فک کنم باید برم به درونم 
 نه دنیای بیرون</b>

19:10.950 --> 19:14.410
<b>باید جوابو از تو دهنم پیدا کنم</b>

19:14.410 --> 19:17.540
<b>لاپلاس داخلی</b>

19:19.700 --> 19:22.580
<b>تونستم بیام ، ولی هنوز اولاشه</b>

19:22.580 --> 19:25.540
<b>باید عمیق تر برم</b>

19:28.830 --> 19:34.290
<b>عمیق تر، تو عمیق ترین قسمتای ذهنم</b>

19:35.370 --> 19:37.660
<b>....ابی و گرم</b>

19:37.660 --> 19:41.160
<b>یه دریای قدیمی
 که پر از موجوداته زندست</b>

19:41.160 --> 19:44.040
<b>باید از 185911 فاکتور بگیرم</b>

19:44.040 --> 19:48.750
<b>ولی جوابش نه جایی رو نشون میده
 و نه عدد صحیحیه</b>

19:48.750 --> 19:52.830
<b>پس یعنی این یه بازی با کلماته؟
 باید بیشتر در موردش فکر کنم</b>

19:52.830 --> 19:57.700
<b>نمیتونم از این عددای بی معنی چیزی رو بفهمم</b>

19:57.700 --> 19:59.750
<b>...شش عدد</b>

19:59.750 --> 20:02.540
<b>یعنی یه تاریخ رو نشون میده؟</b>

20:02.540 --> 20:06.410
<b>....نوامبر ، 1859</b>

20:06.410 --> 20:07.700
<b>پایان جنگ ایدو ارا</b>

20:07.700 --> 20:09.410
<b>همون قتل عامل انسی</b>

20:09.410 --> 20:11.830
<b>دومین جنگل برای استقلال ایتالیا</b>

20:11.830 --> 20:15.410
<b>همون سالی که کتاب گونه های برتر چاپ شد</b>

20:17.790 --> 20:19.870
<b>فهمیدم</b>

20:19.870 --> 20:24.870
<b>فهمیدم این کد اخری برا چیه
 و کجا گنجو قایم کردن</b>

20:26.620 --> 20:27.620
<b>لعنت بهت</b>

20:27.620 --> 20:34.830
<b>و حالا قراره ،شاهد نمایش بی نظیر وانگ باشین</b>

20:34.830 --> 20:38.080
<b>شینجی، اون چیزه رو اوردی؟</b>

20:38.080 --> 20:39.370
<b>ببله ، قربان</b>

20:39.370 --> 20:43.080
<b>... داری دستم مینداری--
 کاری میکنم پشیمون شی--
 بفرما وانگ--
ممنون--</b>

20:43.080 --> 20:48.040
<b>بیا اینم از نوشیدنی مخصوص من</b>

20:48.040 --> 20:52.580
<b>میخوام از انگشتای تو هم یه شراب درست حصابی بسازم</b>

20:52.580 --> 20:56.620
<b>لعنتی ، نمیزارم قبل از انتقامم 
 کاری باهام کنی</b>

20:56.620 --> 20:59.370
<b>وانگ، هردومون قراره همینجا بمیریم</b>

20:59.370 --> 21:01.410
<b>....حالا ، وقتشه</b>

21:01.410 --> 21:03.410
<b>موفق باشی، کانامه</b>

21:03.410 --> 21:05.450
<b>شاید تو همونی هستی که میتونه جلوی این بازی احمقانه رو بگیره</b>

21:05.450 --> 21:09.080
<b>داشتم فکر میکردم ریوجی تا کی قراره زنده بمونه
شاید تو همونی هستی که میتونه جلوی این بازی احمقانه رو بگیره</b>

21:09.080 --> 21:10.620
<b>بمیر ، بی ناموس</b>

21:10.620 --> 21:12.580
<b>صب کنین ،باهمتونم</b>

21:18.700 --> 21:21.660
<b>میخوای چیکار کنی؟</b>

21:22.790 --> 21:27.160
<b>میخوام تسلیم شم، لطفا هیشکیو نکشین</b>

21:27.160 --> 21:29.540
<b>اسکل، میدونی داری چیکار میکنی؟</b>

21:29.540 --> 21:33.450
<b>پس این همه وقت که داشتی فرار میکردی 
 چی شد؟ ، چرا برگشتی؟</b>

21:33.450 --> 21:35.160
<b>...اونا که نمیزارن زنده</b>

21:35.160 --> 21:36.540
<b>نه ، صب کن</b>

21:36.540 --> 21:38.500
<b>...اون داره دروغ</b>

21:39.620 --> 21:42.160
<b>خیلی ادم شوخی هستی</b>

21:42.160 --> 21:46.790
<b>فک کنم این پسره میخواد به پامون بیفته</b>

21:46.790 --> 21:50.830
<b>بهتره همینطوری بشینیو
ببینی که چطوری دوستتو سلاخی میکنم</b>

21:50.830 --> 21:53.540
<b>بعد این ، میام سر بخت خودت</b>

21:53.540 --> 21:56.290
<b>فک کردی همینطوری دست خالی اومدم؟</b>

21:56.290 --> 22:01.160
<b>تونستم گنج واقعی که تو ایستگاه مخفی شده رو
پیداش کنم</b>

22:03.080 --> 22:06.330
<b>اینم کلیدشه</b>

22:06.330 --> 22:09.790
<b>بهتره اینطوری بگم 
 کلیدو با امنیتمون عوض میکنم</b>

22:09.790 --> 22:12.620
<b>این یه معامله دو طرفست</b>

22:12.620 --> 22:16.580
<b>پسر جون، خوب بلدی چطوری باید حرف بزنی</b>

22:16.600 --> 22:36.700
<b>.:: @bollbolljan_com ::.</b>

23:47.370 --> 23:50.660
<b>قسمت بعدی : ضعیف</b>

23:50.660 --> 23:51.620
<b>قسمت بعدی : ضعیف</b>

23:51.620 --> 23:53.620
<b></b>