﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:20.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:22.100 --> 00:26.560
<i>وقتی داشتی اون سمت خیابون رو نگاه میکردی
میدونستی برایان ولز قراره بمیره؟</i>

00:26.860 --> 00:27.900
.هیچی نمیدونستم

00:31.530 --> 00:33.460
تو بمب رو ساختی؟ -
.نه -

00:34.930 --> 00:37.760
زمانیکه کن بارنز اعتراف کرد، این همون
... پیشرفتی بود

00:37.830 --> 00:39.760
.که بازرسین بهش امید داشتن

00:40.160 --> 00:43.360
بالاخره یک نفوذی میتونست نه تنها
... بگه چه به سر برایان

00:43.430 --> 00:47.600
در برج رادیویی اومد، بلکه بگه آیا خود
.برایان هم دست داشته یا نه

00:48.460 --> 00:53.630
از میون بازجویی با آقای بارنز فهمیدیم که
... روز قبل از دزدی

00:53.700 --> 00:57.000
در منزل راتستین همگی جمع شدن
.تا نقش هرکسو مشخص کنن

00:57.660 --> 01:00.860
ازش راجع بهش پرسیدیم
.و اینکه کی اونجا بود و اون توصیف کرد

01:02.030 --> 01:06.730
اون گفت، قطعاً آقای راتستین، مارجری دیل
.و آقای استاکتن

01:07.260 --> 01:08.860
.باب پینتی اونجا بود

01:09.700 --> 01:12.060
.و برایان ولز هم بودش

01:16.760 --> 01:19.460
اف.بی.آی اعترافات کن بارنز
.را ضبط نکرد

01:19.860 --> 01:24.800
اون زمان قانون بود. باور داشتن
.که دوربین انرژی بازجویی رو عوض میکنه

01:25.260 --> 01:28.230
پس من با کن تماس گرفتم
... و مشکلی نداشت

01:28.300 --> 01:30.920
چیزایی که دقیقاً به بازرسین گفته
.بهم بگه

01:31.200 --> 01:33.660
.کن گفت نقش مراقب رو داشته

01:33.730 --> 01:38.560
و اینکه مارج کمی قبل از ظهر
.در 28 آگوست 2003 به خونش اومد

01:39.160 --> 01:43.130
«اون منو سوار کرد، گفتم : «قضیه چیه؟
... اون گفت : «امروز روزشه

01:43.200 --> 01:45.060
«.روز دزدی از بانک
«.گفتم : «اوه

01:45.130 --> 01:47.560
.جیم قرار بود راننده فرارمون باشه

01:47.630 --> 01:52.300
: گفتم : «جیم کجاست؟» اون گفت
«.تو تختخوابه، فک کنم آنفولانزا گرفته»

01:54.860 --> 01:59.230
و ما رفتیم، همونجور که گفتم به
.پمپ بنزین

01:59.700 --> 02:02.060
.بیل اومد و با پیتزایی تماس گرفت

02:02.530 --> 02:05.430
.ازونجا رفتیم سمت خونش

02:06.560 --> 02:10.060
... و ما با راتستین رفتیم بالاتر سمت برج

02:10.460 --> 02:13.060
.منتظر موندیم تا برایان اومد

02:14.600 --> 02:17.530
.برایان پیتزا رو تحویل داد
... از ماشین پیاده شد

02:17.600 --> 02:20.030
... و ماشین بیل جلوی ماشینش بود

02:20.100 --> 02:23.660
پس پیتزا رو گذاشت روی کاپوت
.یا شایدم صندوق عقب

02:23.730 --> 02:27.500
و برایان اونجا ایستاده و
.منتظر بود پول پیتزا رو بگیره

02:28.460 --> 02:32.130
مارج و من و راتستین داشتیم
... پیتزا میخوردیم

02:32.530 --> 02:36.330
که استاکتن بمب رو از پشت ساختمون
.اورد

02:36.400 --> 02:39.360
نمیدونم، احتمالاً یک متر با برایان
.فاصله داشت

02:39.430 --> 02:42.630
و برایان، اون زمان بنظر
.میومد ترسیده

02:42.700 --> 02:46.130
انگار که میدونست یچیزی درست نیست
.و شروع کرد به دویدن

02:46.200 --> 02:49.030
: اون زمان بود که رفتم سمتش و گفتم
«.بیخیال انقدر ترسو نباش»

02:49.100 --> 02:50.430
.و یکی زدمش

02:51.800 --> 02:55.400
و اون زمان بود که راتستین تفنگ رو
... دراورد و تیر هوایی زد

02:56.860 --> 02:59.000
.و بهش گفت هیچ جا نمیره

02:59.500 --> 03:03.060
... مارج و راتستین محکم نگهش داشتن

03:03.360 --> 03:08.600
... نگهش داشته بودن و مارج
.و استاکتن بمب رو گذاشت دور گردنش

03:09.100 --> 03:12.600
!و اون میگفت : «نمیخوام اینکارو کنم
«!نمیخوام اینکارو کنم

03:12.660 --> 03:16.600
و نمیدونم که اون لحظه فک میکرد واقعیه
... یا فک میکرد الکیه

03:16.660 --> 03:18.400
.یا اوضاع از چه قراره

03:19.330 --> 03:22.630
مارجری تیشرت رو تنش کرد
.تا بمب رو بپوشونه

03:23.900 --> 03:25.960
یکی نوشته رو داد بهش و گفت

03:26.030 --> 03:29.460
باید بده دستشون و 250 هزار
.دلار بگیره

03:30.460 --> 03:32.830
... مارج گفت : «اگه گرفتنت

03:32.900 --> 03:37.330
باید بگی چنتا سیاهپوست گرفتنت و
«.بمب گذاشتن دور گردنت

03:37.400 --> 03:40.200
مارج گفت : «اینجوری کسی
«.به ما مشکوک نمیشه

03:42.330 --> 03:45.800
و بعد بهش یه شاتگان دادن
«.گفتن : «اگه مشکلی پیش اومد ازش استفاده کن

03:51.260 --> 03:55.760
ما ازونجا برگشتیمو و رفتیم پارکینگ
... فست فود

03:55.830 --> 03:59.400
.که اون سمت خیابون مقابل بانک بود

04:02.730 --> 04:07.760
مارجری و کن بارنز توی ماشین نشستن
... و از دوربین نگاه کردن

04:07.830 --> 04:13.830
که از بانک دزدی میشه و نوبتی
.دوربین رو به هم میدادن

04:15.500 --> 04:17.100
... دوربینا رو واسه این میخواستیم

04:17.160 --> 04:19.700
.که بخش جلویی بانک رو ببینیم

04:19.760 --> 04:22.500
: و اون داشت نگاه میکرد و گفت

04:22.560 --> 04:26.030
«!هاهاها، انگار یکی بانکو زده»

04:26.930 --> 04:30.660
«.من گفتم : «بذار ببینم
... و اونموقع پلیسا اومدن

04:30.730 --> 04:33.230
و آه، من گفتم : «بیا بزنیم
«.به چاک

04:34.760 --> 04:38.130
... ازونجا رفتن جنوب خیابون پیچ

04:38.200 --> 04:40.430
... به خونه ی راتستین

04:41.000 --> 04:44.200
... که بیل رو ببینن

04:45.030 --> 04:46.160
... ماشین عوض کنن

04:47.130 --> 04:51.260
و این زمانی بود که مارجری دیل برگشت
... سمت

04:51.960 --> 04:54.160
.بزرگراه آی-79، در جهت خلاف

04:54.830 --> 04:58.600
باور داریم برگشت پیش تابلوی
... شهرستان مک کین

04:59.660 --> 05:01.630
.که محل آخرو بپاد

05:07.330 --> 05:10.630
بعدش وقتیکه خونه بودم و
... داشتم تلویزیون میدیدم

05:10.700 --> 05:15.130
حس بدی بهم دست داد چون قرار نبود
.اینجوری بشه. قرار نبود بمب واقعی باشه

05:19.100 --> 05:22.060
تا اونجا که من میدونم، یا اون میدونست
... یا هرکسی میدونست

05:22.130 --> 05:24.060
.قرار نبود واقعی باشه

05:24.130 --> 05:27.960
اما مارج و راتستین خودشون
.اونو واقعی درست کردن

06:16.860 --> 06:19.800
حال که بازرسین اعتراف
... کن رو داشتن

06:19.860 --> 06:22.530
... به سمت زندانی در واشنگتن رفتن

06:22.600 --> 06:25.560
تا فلوید استاکتن، هم خونه ای بیل
.رو ببینن

06:25.630 --> 06:29.560
کسیکه کن ادعا کرد که به چفت کردن بمب
.دور گردن برایان کمک کرده

06:29.930 --> 06:33.060
... استاکتن، این ویدیویی ازش هنگام بازجویی

06:33.130 --> 06:36.200
.طی پرونده ی بدن منجمده، میدونست گیر افتاده

06:36.730 --> 06:39.160
اما وکیلش معامله فوق العاده ای واسش
... ترتیب داد

06:39.230 --> 06:42.300
.بخشودگی در ازای شهادت علیه مارجری

06:43.430 --> 06:46.060
.فلوید استاکتن هم رازهایی نگه داشته بود

06:46.510 --> 06:49.180
اعترافات فلوید استاکتن 27 مارچ)
(سال 2007

06:49.180 --> 06:52.880
(سه سال و نیم پس از سرقت)

06:52.900 --> 06:56.830
اون اشاره کرد که، به درخواست آقای
... راتستین، ازش خواسته

06:56.900 --> 07:01.430
تا چندین قطعه از قلاده رو کمکش
.درست کنه اما به جایی نرسیده

07:01.500 --> 07:04.800
اون درست انجامش نداده و
.آقای راستستین خودش کارو دست گرفته

07:07.300 --> 07:10.960
با فلوید استاکتن یبار دیگه صحنه
.رو بازسازی کردیم

07:12.060 --> 07:14.860
.اون گفت مارجری دیل اونجا بود

07:15.700 --> 07:18.930
... و آقای راتستین به خودش دستور داده

07:19.300 --> 07:22.760
.که بمب رو دور گردن برایان ولز بذاره

07:24.000 --> 07:27.000
وقتی توصیف کرد با بمب به
... برایان نزدیک شده

07:27.260 --> 07:30.030
... گفت که میتونست ترسو تو چشماش ببینه و

07:30.100 --> 07:32.200
... و خودشم یکم ناراحت شد

07:32.730 --> 07:35.230
.بدلیل کاری که داشت میکرد

07:37.460 --> 07:40.600
وقتی که اونو دور گردنش گذاشت
... میخواست هرچه زودتر از

07:40.660 --> 07:44.830
اونجا فرار کنه، و شروع کرد
.به سمت پایین زمین برج راه رفتن

07:44.900 --> 07:47.660
بهمون گفت داشت مارپیچ راه میرفت
... چون فک کرد

07:47.730 --> 07:51.930
: شاید به پشتش شلیک کنن. و اون بهمون گفت
... میدونی چیه؟»

07:52.000 --> 07:54.530
.من یه مجرم تجاوز به کودکم

07:54.960 --> 07:58.160
ممکن بود اونجا تیر بخورم
«.و کسی واسش مهم هم نبود

08:00.630 --> 08:04.930
فلوید استاکتن باید به یچیزی متهم میشد
... اما وقتی گروهی در نظر بگیریشون

08:05.760 --> 08:08.500
به عنوان یک تیم و نقش هاشون
... در این جرم

08:08.830 --> 08:11.800
ما توافق کردیم که اون کمتر
.از بقیه مقصره

08:13.460 --> 08:16.230
استاکتن و بارنز چندین سؤال
... رو جواب دادن

08:16.300 --> 08:18.130
.اما خیلی رازها هنوز باقی مونده بود

08:18.700 --> 08:22.400
دوتاشون گفتن نمیدونن چه کسی بمب
... و تفنگ عصایی رو ساخت

08:23.000 --> 08:26.600
چه کسی یادداشت ها رو نوشت
.و یا چه کسی مغز متفکر بود

08:27.760 --> 08:31.800
: کی اینو ایده رو داد، کی گفت
«.هی، بیاین از بانک پول بدزدیم»

08:31.900 --> 08:35.160
کی اول اینو گفت؟ مارجری یا بیل؟
.ما نمیدونیم

08:35.930 --> 08:39.060
استاکتن و بارنز همچنین نمیتونستن به
... بازرسها چیزی راجع به

08:39.130 --> 08:42.260
،همدست بودن یا نبودن  همکار برایان
.رابرت پینتی بگن

08:42.660 --> 08:45.500
.کسیکه بعد از سرقت از اُوردوز فوت کرد

08:46.200 --> 08:48.630
نقش پینتی چیزی بود که هرگز
.معلوم نمیشد

08:49.730 --> 08:53.560
و عجیب بود با اینکه هر دو مرد ادعا کردن
... برایان ولز هم در سرقت شراکت داشته

08:54.000 --> 08:56.730
نمیتونستن بگن چطور یا کی
.انتخاب شده

08:56.930 --> 09:01.500
ممکنه توسط راتستین همشون دسته بندی شده
.باشن وقتی که انتخابشون میکرد

09:01.560 --> 09:05.230
پس مثلاً شاید استاکتن نمیدونست
.نقش کن بارنز چیه

09:05.530 --> 09:07.630
.اما همشون در توطئه دست داشتن

09:09.030 --> 09:12.460
بنظرم در ابتدا کل نقشه به این
... منظور

09:13.100 --> 09:16.300
طراحی شد که همشون کمی پول
.بدست بیارن

09:17.130 --> 09:19.900
اما به چیزی بیشتر از تنها
.فقط پول منتهی شد

09:19.960 --> 09:24.560
.تقریباً تبدیل به بازی شد واسشون
.بازی ای شیطانی و روانی

09:24.900 --> 09:29.500
یه بازی ای که میگه : «بذار ببینیم
... چطور میتونیم از این جرم قسر در بریم

09:30.060 --> 09:32.700
... و ما واقعاً از هرکسی باهوش تریم

09:32.760 --> 09:35.300
و قطعاً از نیروهای دولتی
«.هم باهوش تریم

09:36.510 --> 09:39.080
نهم جولای 2007
چهار سال پس از سرقت

09:39.100 --> 09:42.430
<i>اخبار فوری امشب در رابطه
... با راز پیتزارسانِ بمبی</i>

09:42.500 --> 09:46.300
<i>امشب ما احتمالاً جواب این راز 4 ساله
.را خواهیم دانست</i>

09:46.360 --> 09:49.560
<i>مقامات مربوطه میگویند امروز اتهام
سرقت از بانک و اتهامات دیگری بر
... علیه این زن</i>

09:49.630 --> 09:52.130
<i>.مارجری دیل آرمسترانگ، وارد میکنند</i>

09:52.200 --> 09:56.830
<i>،مقامات همچنین دوست ماهیگیری او، کنت بارنز
.یک ساقی مجرم را متهم خواهند کرد</i>

09:57.300 --> 10:00.900
<i>شاکیان میگویند که مغز متفکر
.مارجری دیل آرمسترانگ بوده است</i>

10:00.960 --> 10:05.630
<i>زنی که گزارش شده از کنت بارنز خواسته
... بود تا پدرش را بکشد و قصد داشت</i>

10:05.700 --> 10:09.830
.از پول بسرقت رسیده از بانک دستمزدش را بدهد -
پرونده ی عجیبیه، نه؟ -

10:10.960 --> 10:15.130
لری، این عجیب ترین پرونده ایه که
.میتونی پیدا کنی

10:15.200 --> 10:17.660
حتی در هالیوود هم همچین چیزی
.نمینویسن

10:17.730 --> 10:20.600
<i>هدفِ کلّ نقشه بمبگذاری چه بوده؟</i>

10:20.960 --> 10:25.400
<i>پــول. دیل آرمسترانگ به پول نقد نیاز
.داشته تا برای کشتن پدرش به بارنز بدهد</i>

10:25.660 --> 10:28.800
<i>بیل راتستین به پول نیاز داشته تا
.قضیه ی ملک را درست کند</i>

10:28.860 --> 10:32.330
<i>بزرگترین سؤال این است که آیا ولز
قربانی بوده یا همدست؟</i>

10:32.960 --> 10:34.800
<i>... امروز، خبر بزرگی اعلام شد</i>

10:34.860 --> 10:37.260
<i>.دادستان ها میگویند هردو بوده</i>

10:37.330 --> 10:41.030
تحقیقات ما رو به این باور رسوندن که
... برایان نقش کمی

10:41.100 --> 10:42.130
.در این ماجرا داشته

10:42.200 --> 10:44.700
<i>... اَلن، یکی از بُعدهای عجیب ماجرا</i>

10:44.760 --> 10:48.260
<i>اینه که بنظر میاد قربانی داره
.سرزنش میشه</i>

10:49.030 --> 10:50.730
.نسبتاً درسته

10:50.800 --> 10:55.330
<i>و این هنوز بُعد عجیبی در
.کل ماجراست</i>

10:55.400 --> 11:00.330
و در حقیقت مادر و خواهر و برادر برایان
.امروز در نشست خبری حضور داشتن

11:00.400 --> 11:03.060
.و به دادستان توهین میکردن

11:03.130 --> 11:05.900
.همچین چیزی تابه حال در گزارشاتم ندیدم

11:06.260 --> 11:11.230
احتمالاً نقش او در هنگام طراحی نقشه
... چیز دیگری بوده

11:11.900 --> 11:15.130
.و سپس تبدیل به شریکی مخالف شده است

11:15.500 --> 11:16.530
.دروغگو

11:16.960 --> 11:19.200
این اونو تبدیل به قربانی نمیکنه؟ -
آره -

11:19.260 --> 11:20.400
!مطمئن باش

11:20.460 --> 11:22.930
<i>،هیچ اتهامی بر علیه برایان ولز
... مردی که وقتی بمب</i>

11:23.000 --> 11:24.800
<i>.منفجر شد فوت کرد، وارد نخواهد شد</i>

11:24.860 --> 11:29.260
<i>برعکس، مقامات میگویند نام او بعنوان
.شریک جرم بیگناه» ثبت خواهد شد»</i>

11:29.330 --> 11:32.630
<i>... چقدر شوکه کننده است که از برایان ولز</i>

11:32.700 --> 11:35.060
<i>بعنوان همدست در پرونده نام
برده شده؟</i>

11:35.930 --> 11:38.000
.فکر میکنم بیشترمون شوکه شدیم

11:38.060 --> 11:41.800
چون در طی این 4 سال ما
... اونو قربانی میدونستیم

11:41.860 --> 11:44.100
.چون فکر میکردیم قربانی هست

11:44.160 --> 11:46.800
<i>چه مدرکی دال بر همدست بودن
او وجود داره؟</i>

11:48.160 --> 11:51.060
آقای ولز روز قبل خونه ی
.آقای راتستین بود

11:51.130 --> 11:55.760
روز قبل از سرقت یک شاهد داشته با ماشین
... از جلوی خونه ی آقای راتسیتن رد میشده

11:55.830 --> 11:59.360
ولز در حقیقت داشت ماشینشو از جاده ی
... کنار خونه در میاورده

11:59.430 --> 12:02.860
تا جلسه رو ترک کنه، شاهد باید محکم
... ترمز میکرد

12:02.930 --> 12:04.260
.تا بهش نزنه

12:04.330 --> 12:08.430
... اون شاهد خیلی متقاعد کننده بود و ولز رو

12:08.960 --> 12:10.900
... راننده ی ماشینی که نزدیک بود

12:10.960 --> 12:14.030
.باهاش تصادف کنه توصیف کرد

12:15.100 --> 12:17.000
.ما برای 4 سال چیزی نگفتیم

12:17.060 --> 12:21.300
و حالا دادستان ها میخوان قربانیه به
.قتل رسیده رو مجرم نشون بدن

12:21.360 --> 12:23.760
... وقتی یه بمب دور گردنت قفل شده

12:24.100 --> 12:27.100
... و مقامات فدرال سرتو قطع میکنن

12:27.160 --> 12:28.460
... که بمب رو در بیارن

12:29.000 --> 12:31.600
امکان نداره برایان اونو دور
.گردن خودش گذاشته باشه

12:31.660 --> 12:34.360
نوزده ساعت بعد از اینکه بمب
... منفجر شد

12:34.430 --> 12:37.200
... مقامات فدرال سرشو قطع کردن

12:37.260 --> 12:41.230
تا بمب رو در بیارن. برایان قلاده
.رو دور گردن خودش نذاشت

12:42.060 --> 12:48.060
باورم نمیشه دارن تلاش میکنن که مردم
.این داستان رو باور کنن

12:48.630 --> 12:52.230
<i>راجع به ادعای دیده شدن اون روز
قبل از سرقت چه حرف دارین؟</i>

12:52.300 --> 12:54.830
.نمیتونن ثابت کنن
مدرکی دیدین؟

12:54.900 --> 12:59.500
من هیچ مدرکی ندیدم که نشون بده اون
... این افرادو میشناخت

12:59.560 --> 13:02.400
جز اینکه روز قبلش بهشون واسشون پیتزا
.برده بود

13:04.760 --> 13:08.100
<i>دادستان ها همچنین میخواستند بدانند
... که آیا اتهام قتلِ</i>

13:08.160 --> 13:10.860
<i>... برایان ولز بر کسی وارد خواهد شد</i>

13:10.930 --> 13:14.160
<i>.یا اینکه شریکان جرم اعدام خواهند شد</i>

13:14.230 --> 13:18.400
<i>به ما گفته شد چون احتمالاً برایان ولز
... در سرقت همدست بوده</i>

13:18.460 --> 13:20.500
<i>.اتهامات وارد نخواهند شد</i>

13:20.730 --> 13:23.960
... بر طبق قانون فدرال، با شرایط این پرونده

13:24.030 --> 13:28.830
... اعدامی که در این اتهام فدرالی

13:28.900 --> 13:30.830
.عنوان شده اجرا نخواهد شد

13:30.900 --> 13:33.600
<i>جان احساست چیه که اتهام قتل وارد نشده؟</i>

13:34.560 --> 13:39.600
عکس العملم اینه که باورم نمیشه
... میخوان برادرمو به جرم قتل

13:39.660 --> 13:40.900
.خودش متهم کنن

13:41.760 --> 13:46.030
<i>میدونیم چه کسی بمب قلّاده ای و
تفنگ عصایی را ساخته؟</i>

13:48.960 --> 13:51.130
ما هرگز کسی رو متهم به ساخت
.دستگاه نکردیم

13:51.130 --> 13:52.930
(مارشال پیچینینی، دستیار دادستان)
ما هرگز کسی رو متهم به ساخت
.دستگاه نکردیم

13:52.930 --> 13:53.460
(مارشال پیچینینی، دستیار دادستان)

13:53.460 --> 13:53.470
... بنظر میاد هرکدام از شُرکا نقشی
(مارشال پیچینینی، دستیار دادستان)

13:53.470 --> 13:56.860
... بنظر میاد هرکدام از شُرکا نقشی

13:56.930 --> 14:01.130
.در طراحی و ساخت داشتند
.اما جواب رو نمیدونیم

14:01.600 --> 14:03.030
.هنوز تمام نشده

14:03.100 --> 14:07.160
ما هنوز یک متهم داریم که منتظر
.نوبت دادگاه خودشه، مارجری دیل

14:12.400 --> 14:15.860
... کنفرانس خبری بنظر دادستان ها پایان قضیه بود

14:15.930 --> 14:17.330
... اما برای باقیِ ما

14:17.400 --> 14:21.160
بخصوص خانواده ی برایان، سؤالات
.بی پاسخ زیادی باقی بود

14:22.460 --> 14:26.230
بعلاوه خیلی از ما، هنوز قانع نشده
.بودیم که برایان هم دست داشته

14:28.430 --> 14:30.900
... بوضوح این معمای پرونده بود

14:30.960 --> 14:35.360
اینکه آیا برایان ولز مقصر
.مرگ خودش بود

14:39.160 --> 14:42.830
<i>یکی از وکلای مارجری میگوید او
.ادعای بیگناهی خواهد کرد</i>

14:44.260 --> 14:48.360
... امیدوار بودم مارجری ادعای بیگناهی کنه

14:48.430 --> 14:50.700
... چون امکان هر اعتراضی

14:50.760 --> 14:55.000
.که ممکن بود داشته باشه از بین میبرد
... و همیشه در دادگاه

14:55.630 --> 14:59.530
مخصوصاً دادگاه های امروزی
... و بدلیل اثر سریال های جنایی

15:00.130 --> 15:01.830
... همه دوس دارن مدارک قانونی

15:01.900 --> 15:06.030
،و دی.ان.ای و اثر انگشت ببینن
... چیزایی که ما در اختیار نداشتیم

15:06.600 --> 15:10.200
... اینجوری راحت تره اگه اون ادعای بیگناهی کنه

15:10.260 --> 15:14.400
که با وکیلش حرف زد و گفت
.همچین کاری نمیکنه

15:15.660 --> 15:18.330
.من زن بیگناهیم، من احمق بازی در نمیارم

15:18.400 --> 15:21.130
... بهم وعده ی پنج سال واسه دو سالو دادن

15:21.200 --> 15:22.930
... فک کردی 5 سال واسم مینوشتن

15:23.000 --> 15:26.960
اگه مطمئن بودن من مغز متفکرم؟ بیخیال
... اونا هرگز

15:27.030 --> 15:31.030
.فدرالی ها هیچوقت نگفتن من مغز متفکر بودم
.نمیدونم خبر داری یا نه

15:31.100 --> 15:33.960
... یه لحظه وایسا -
... مطبوعات ...مطبوعات گفت -

15:34.030 --> 15:37.630
رفتم داخل و به جری کلارک و
... جیسون ویک گفتم

15:37.700 --> 15:41.600
به این مطبوعات یبار واسه همیشه بگین»
... استاکتن قسم خورد و گفت

15:41.660 --> 15:46.330
خودش تنهایی بمبو گذاشته گردن
... برایان ولز

15:46.760 --> 15:48.360
«.و حالا واسه خودش آزاده

15:48.430 --> 15:51.660
: کنت بارنز گفت
... مارجری هر روز اونجا یود»

15:51.730 --> 15:53.860
... مارجری بمب رو گذاشت روی برایان

15:53.930 --> 15:56.800
«.مارجری جلسه واسه دزدی تشکیل میداد

15:56.860 --> 16:00.700
... گفت با شهادتش علیه من چیزی گیرش نمیاد

16:00.760 --> 16:02.400
.فقط پیش خداش رو سفید میشه

16:02.460 --> 16:06.130
.چند ماه بعد، آقـا حکمش 23 سال تخفیف میخوره

16:06.500 --> 16:09.000
بنظرت این دلیلی برای دروغ گفتن نیست؟

16:09.230 --> 16:13.230
امیدوارم مادر بخطای آشغال توی زندان بمیره
.آرزوم اینه

16:15.960 --> 16:17.600
... به محض اینکه همه چیز

16:17.660 --> 16:21.930
برای مارج روشن شد، نامه هاش
.نامنظم تر شدن

16:22.000 --> 16:26.530
از حاشیه بندی درست، تبدیل شدن
.به نوشته های پخش و پلا

16:30.630 --> 16:35.260
مارج واسه رفتن به دادگاه و متقاعد کردن
هیئت منصفه به اینکه واسش پاپوش
.دوختن اضطراب داشت

16:35.430 --> 16:38.400
اما اول باید ثابت میشد از نظر
.عقلی شایسته است

16:39.030 --> 16:43.230
قاضی با متخصصین مشورت
کرد ببینه مارج میتونه در دفاع از خودش
.کمک کنه یا نه

16:44.230 --> 16:47.030
چندین دکتر تشخیص دادن که بسیار
.بی ثباته

16:47.460 --> 16:51.060
و سپس از وکیلی که در سال 1984 که
... مارج اولین دوست پسرشو

16:51.130 --> 16:52.210
کشت ازش دفاع کرد، پرسیدم
.نماینده اون بودن چه حسی داشت

16:52.210 --> 16:54.730
(لئونارد امبروز، وکیل مارجری)
کشت ازش دفاع کرد، پرسیدم
.نماینده اون بودن چه حسی داشت

16:54.730 --> 16:56.120
(لئونارد امبروز، وکیل مارجری)

16:56.930 --> 16:59.400
... وقتی به دفاع ازش در اون زمان فک میکنم

17:00.760 --> 17:04.260
.آه، اون مجازات من روی زمین بود

17:06.760 --> 17:09.800
راجع به یچیز حرف میزد و یهو
... راجع به پرنده ها حرف میزد

17:09.860 --> 17:11.460
.یا خدا میدونه چی

17:12.000 --> 17:13.030
.یا طالع بینی

17:14.660 --> 17:17.330
باید 32 بار در روز دندوناشو
.مسواک میزد

17:17.400 --> 17:19.560
.نه 31 بار، نه 33 بار

17:21.260 --> 17:25.330
واقعاً واسم جالبه که 4 بار
... فرستادیمش آسایشگاه روانی

17:25.660 --> 17:29.730
و 4 بار سیستم سلامت عقلی
.اونو دارای ثبات دونست

17:30.100 --> 17:33.160
انگار که یونس توسط نهنگ قورت
.داده شده

17:33.230 --> 17:35.900
... انگار چند روز داخل شکم میموند

17:35.960 --> 17:37.260
... نهنگ دهنشو باز میکرد

17:37.330 --> 17:39.900
همون سیستم سلامت عقلی، و بوم
.اون میومد بیرون

17:43.860 --> 17:46.200
.نباید باهاش راجع به بمب قلاده ای حرف زده میشد

17:46.260 --> 17:49.730
نباید باهاش راجع به مأمورین
.اف.بی.آی و یگان ویژه حرف میزدیم

17:50.100 --> 17:53.900
باید فقط بستری میشد. اون مریض و
... آشفته بود

17:54.330 --> 17:57.460
و هرکسی که دور و ورش
.بود اینو میدونست

17:58.600 --> 18:03.300
باید با مریضی مقابله کنی، و اگه مریضی ای
... هست که بهتر نمیشه

18:03.360 --> 18:07.060
و تفکرات طرف داغونه، چرا جامعه رو
... با بردن یارو به دادگاه

18:07.130 --> 18:11.030
بخطر بندازی، ریسکو بیشتر کنی؟
.طرف تبرئه میشه

18:13.260 --> 18:16.560
... ماه ها دارو و روان درمانی استفاده شد

18:17.060 --> 18:21.130
اما نهایتاً قاضی مارجری را دارای
... ثبات عقلی دانست

18:21.200 --> 18:25.560
«و تاریخی برای چیزی که «دادگاهِ قرن اری
.خوانده میشد تنظیم کرد

18:27.060 --> 18:30.030
مارج گفت خیلی خوشحاله که
.واسش دادگاه تشکیل شده

18:30.100 --> 18:32.260
.و گفت خبرهای خوب دیگه ای هم داره

18:33.460 --> 18:37.530
ظاهراً استاکتن که در قبال شهادت علیه
... مارجری آزاد شده بود

18:38.330 --> 18:40.660
... در دادگاه حاضر نمیشد

18:41.760 --> 18:43.200
.چون عمل قلب داشت

18:44.130 --> 18:47.560
این یعنی یک نفر کمتر که مارج
.رو به سرقت ربط بده

18:49.260 --> 18:52.600
... خب میدونی، این عالیه

18:52.900 --> 18:55.700
... الان استاکتن دیگه نیست، پس امیدوارم

18:56.430 --> 18:57.900
... باید حس -
آره -

18:57.960 --> 19:00.530
.احتمالاً احساس قوی بودن میکنی

19:00.600 --> 19:03.230
همینطوره، بنظرم این نشونه ای
.از سمت خداست

19:04.430 --> 19:07.260
... انگار هرکسی که در این قضیه بوده

19:07.330 --> 19:09.460
... یا مریض شده یا مرده یا

19:09.530 --> 19:10.930
متوجه شدی؟

19:12.620 --> 19:16.790
پانزده اکتبر 2010
هفت سال پس از سرقت

19:18.600 --> 19:21.900
.مارج ازم پرسید به محاکمه اش میام یا نه
.اون نیاز به حمایت داشت

19:22.700 --> 19:24.830
... من از نیویورک به اری رفتم

19:26.330 --> 19:29.160
،اون روز اول رفتم داخل دادگاه
.و نشستم

19:30.130 --> 19:34.100
مارج روشو برگردوند، دید نشستم سمت
... شاکیان

19:34.160 --> 19:37.760
و جلوی همه داد زد : «هی تری، اونجا
... چیکار میکنی؟

19:37.830 --> 19:40.260
«.سمت اشتباهی نشستی، بیا این سمت

19:41.330 --> 19:42.300
.جامو عوض کردم

19:43.330 --> 19:46.060
.بنظرم خیلی ازت خوشش اومده بود

19:46.130 --> 19:48.660
.من فک میکنم که خیلی جالب بود

19:49.860 --> 19:51.500
.با پرونده آشنایی دارم

19:51.560 --> 19:53.030
من 7 سال پیش که اون اتفاق افتاد
... اینجا بودم

19:53.030 --> 19:55.860
(کوین جان، نقاش دادگاه)
من 7 سال پیش که اون اتفاق افتاد
... اینجا بودم

19:55.860 --> 19:56.030
(کوین جان، نقاش دادگاه)

19:56.030 --> 19:58.700
.و کل مدت با پرونده آشنایی داشتم

19:58.760 --> 20:00.560
.و ویدیوهای اونو دیده بودم

20:01.400 --> 20:03.460
... اما اینکه از نزدیک ببینمش

20:03.530 --> 20:07.100
اون چشمهای خیلی تیره ای داره
.که انگار درونتو نگاه میکنن

20:09.230 --> 20:13.860
باید اعتراف کنم که با دیدنش
.یکم بدنم یخ کرد

20:16.160 --> 20:19.330
در اون چند روز، شاهدینی که مارجری را
... در مکان های

20:19.400 --> 20:21.960
.مختلفِ نقشه دیدن، احضار شدند

20:22.660 --> 20:25.900
همینطور زندانی هایی که گفتن مارج
.در زندان اعتراف کرده بود

20:28.530 --> 20:31.600
یکیشون شهادت داد که مارجری
... گفته همه ی شرکا میترسیدن

20:31.660 --> 20:34.900
.حکم اعدام بگیرن پس هوای همدیگرو داشتن

20:37.830 --> 20:40.360
... رفتار مارجری در طی محاکمه

20:40.430 --> 20:42.760
... خیلی جالب توجه بود

20:42.830 --> 20:46.500
... در یه زمانی صریح رفتار میکرد

20:46.560 --> 20:49.230
... اما میدونست تا کجا پیش بره

20:49.300 --> 20:52.160
.قبل از اینکه قاضی به اون اخطار بده

20:52.760 --> 20:57.400
بعد از اینکه هیئت منصفه و قاضی برای استراحت
... اتاق رو ترک میکردن

20:57.460 --> 21:02.760
و فقط اون میموند روی میز خودش، من و
... دادستان هم سر میز خودمون

21:03.230 --> 21:06.500
... و اون صندلی رو میچرخوند و تاب میخورد

21:06.560 --> 21:09.000
.و با مردم در جمعیت حرف میزد

21:13.400 --> 21:16.000
... اواسط محاکمه، جسیکا هوپسیک

21:16.060 --> 21:18.760
روسپی مورد علاقه ی برایان ولز
... در جایگاه حاضر شد

21:19.800 --> 21:23.530
من حاضر و آماده بودم، چون در
... برگه های فدرال خونده بودم که

21:23.600 --> 21:27.200
جسیکا ممکنه اطلاعاتی داخلی از
.سرقت داشته باشه

21:27.430 --> 21:30.200
اما وقتیکه سؤالا رو جواب
.میداد استرس داشت

21:30.830 --> 21:35.030
جسیکا شهادت داد یک شب که در ایوان
... جلویی کن بارنز ایستاده بود

21:35.500 --> 21:39.760
مکالمه ای راجع به سرقتِ بانک شنیده
... و زنی هم اونجا حضور داشته

21:40.300 --> 21:41.730
.اما نمیدونست کی

21:42.960 --> 21:46.830
متوجه شدم جسیکا حتی یکبار هم
.در دادگاه به مارج نگاه نکرد

21:48.200 --> 21:50.530
... پس وقتی جسیکا رفت من دنبالش دویدم

21:50.930 --> 21:54.730
و پرسیدم اگه واسه این مستند میشه
.باهاش مصاحبه کرد، اون گفت آره

21:56.960 --> 22:01.030
ما قرار ملاقات گذاشتیم، ساعت 6 در
... برج جلوی دریاچه

22:02.030 --> 22:03.300
.من با اضطراب منتظر موندم

22:03.930 --> 22:05.000
.یک ساعت گذشت

22:06.200 --> 22:07.190
.جسیکا هرگز نیومد

22:07.190 --> 22:07.630
امروز نمیبینمت. نمیتونم برای این
.مستند باهات حرف بزنم. ببخشید
.جسیکا. دختر سفیدپوستِ درجه یک
.جسیکا هرگز نیومد

22:07.630 --> 22:15.370
امروز نمیبینمت. نمیتونم برای این
.مستند باهات حرف بزنم. ببخشید
.جسیکا. دختر سفیدپوستِ درجه یک

22:22.880 --> 22:26.780
(.مارجری دیل آرمسترانگ در جایگاه حضور می یابد)

22:27.360 --> 22:29.530
بنظرم برای اولین بار اعضای
... هیئت منصفه

22:29.600 --> 22:31.260
... اونو بعنوان یک انسان دیدن

22:31.330 --> 22:33.350
... نه بعنوان یک مجرم فرضی

22:33.350 --> 22:35.000
(جنیفر موبیلیا، گزارشگر)
... نه بعنوان یک مجرم فرضی

22:35.000 --> 22:35.060
(جنیفر موبیلیا، گزارشگر)

22:35.060 --> 22:38.060
که فرضاً همه ی این جرم هارو
.انجام داده

22:38.130 --> 22:41.430
و زمانی گریه کرد و راجع به
... کودکیش

22:41.500 --> 22:47.060
،و اینکه چقدر آزارش دادند حرف زد
.بنظرم بیشتر اعضا باهاش همدردی کردن

22:49.400 --> 22:52.800
شهادت دادن و با همه ی مدارکی
... که بر علیه اون بود

22:52.860 --> 22:53.570
بنظرم به معجزه نیاز بود که گناهکار
.شناخته نشه

22:53.570 --> 22:56.300
(جان ترنور، گزارشگر)
بنظرم به معجزه نیاز بود که گناهکار
.شناخته نشه

22:56.300 --> 22:56.580
(جان ترنور، گزارشگر)

22:56.660 --> 22:59.530
و حال بنظر میومد که داره
.با هیئت منصفه به یجایی میرسه

22:59.600 --> 23:02.660
... چندین شاهد اول دولت که حرف زدن

23:03.160 --> 23:06.630
.من جداً فکر کردم دیگه کارش تمومه
... و حالا فک میکنم که شهادتش

23:06.700 --> 23:08.700
.داره کمکش میکنه

23:09.130 --> 23:11.800
در صورتیکه در واقعیت هممون فکر
.کردیم اذیتش میکنه

23:14.100 --> 23:15.500
... اوایلِ پرونده

23:15.560 --> 23:19.700
...میخواستم که، کلمه ی بهتری پیدا نمیکنم
.میخواستم حیوان درونشو در بیارم

23:19.760 --> 23:22.900
میخواستم اون شخص شریر
... رو در طراحیام نشون بدم

23:22.960 --> 23:25.000
تناژهای تیره، چشمهای تیره
.موهای بهم ریخته

23:25.460 --> 23:29.060
وقتی دیدم با تو و آدمهای دیگه
... گرم گرفته

23:29.130 --> 23:31.300
.و شخصیت جذابی رو رو کرده

23:31.930 --> 23:35.100
حالا شروع کردم تصویری که
... ازش میکشم رو

23:35.160 --> 23:36.900
.مهربون تر کنم

23:43.320 --> 23:48.290
(.ده روز پس از شهادت، هیئت وارد شور شدند)

23:48.290 --> 23:51.800
(.یک روز و نیم بعد رأی را اعلام کردند)

23:51.800 --> 23:53.000
همه آماده ان؟

23:54.160 --> 23:55.130
.اوکی

23:55.200 --> 23:57.800
هیئت منصفه خانم دیل آرمسترانگ را
... بدلیل فعالیت های او

23:57.800 --> 24:01.930
(دیوید هیکتون، دادستان)
هیئت منصفه خانم دیل آرمسترانگ را
... بدلیل فعالیت های او

24:01.930 --> 24:01.970
(دیوید هیکتون، دادستان)

24:02.000 --> 24:05.560
در قضایای روز 28 آگوست
.سال 2003 گناهکار میداند

24:06.430 --> 24:10.230
بخصوص هیئت منصفه خانم
... دیل آرمسترانگ را بدلیل

24:11.030 --> 24:13.930
... توطئه برای سرقت از بانک

24:14.460 --> 24:17.360
... سرقت مسلحانه از بانک که باعث مرگ شد

24:18.160 --> 24:20.200
... و همچنین استفاده از وسیله انفجاری

24:20.800 --> 24:23.060
،برای پیشبردِ جرمی خشونت بار
.گناهکار میداند

24:23.860 --> 24:26.460
... مرحله ی بعدی این پرونده مجازات است

24:26.530 --> 24:28.860
.که در روز 28 فوریه برگزار خواهد شد

24:31.730 --> 24:36.260
بعد از اعلام رأی، دیل آرمسترانگ
«.رو کرد به وکیلش گفت : «کارتو درست انجام ندادی

24:36.330 --> 24:40.100
: بعد برگشت سمت ایوان و گفت
... درخواست بررسی مجدد میکنم»

24:40.430 --> 24:41.700
«.مطمئن باشین

24:42.610 --> 24:46.180
(همان بعد از ظهر)

24:47.330 --> 24:51.260
<i>.برای انتخاب «اورکام» متشکریم
.اکنون میتوانید مکالمه را آغاز کنید</i>

24:51.960 --> 24:53.230
.سلام مارجری

24:53.530 --> 24:55.800
.اوه تری، بدجور عصبانیم

24:55.860 --> 24:58.300
بدجور از دست اون هیئت منصفه احمق
.عصبانیم

24:58.360 --> 25:00.560
.ازون وکیل گوه مغز عصبانیم

25:00.630 --> 25:03.460
... امروز تلویزیون و دیدم که اونا

25:03.530 --> 25:06.560
انگار دارن رو قبرم میرقصن، این
.حرومزاده های مطبوعات

25:06.630 --> 25:10.500
من واقعاً شوکه شدم چون هیچکدوم
.اون چیزا حقیقت نداشتن

25:10.560 --> 25:14.900
اصلاً باورم نمیشه این مردم عقلشون
.درست کار میکنه که منو متهم میکنن

25:14.960 --> 25:18.230
من این همه وسیله خریدم چون
.فک کردم امروز قراره جشن بگیرم

25:18.300 --> 25:21.930
چون قرار بود تبرئه بشم
.و حالا معلوم شد همچین چیزی نیست

25:23.020 --> 25:28.230
فوریه 2011
مجازات مارجری دیل آرمسترانگ

25:32.600 --> 25:36.030
قبل از محاکمه کردن مارجری
... قاضی همگی رو مخاطب قرار داد

25:36.930 --> 25:40.730
اون گفت : «متهم، سابقه ای طولانی
... از بیماری روحی دارد

25:42.260 --> 25:46.800
اما انسان هایی با این مریضی هستند که
... از دیگران نخواسته اند پدرشان را بکشند

25:47.460 --> 25:51.000
یا زندگی فردی دیگر را با بستن
.بمبی ساعتی به گردنش تمام کنند

25:52.330 --> 25:55.500
شایان ذکر است که خانم آرمسترانگ
... دانش آموزی نمونه

25:55.560 --> 26:00.230
بوده که جزو 12 فارغ التحصیل از 413
.نفر در کلاس دبیرستانش بود

26:01.730 --> 26:04.860
... او مدرک لیسانس جامعه شناسی

26:04.930 --> 26:07.430
.و فوق لیسانس علوم تربیتی را داراست

26:08.330 --> 26:11.760
همه اینها این سؤال را مطرح میکند
«.که دلیل این کارها چه بوده

26:13.500 --> 26:16.260
.مارج محاکمه شد
.حبس ابد بعلاوه 30 سال

26:17.100 --> 26:20.730
اون ساکت بود، چیزی نگفت
.و از دادگاه بیرون برده شد

26:28.130 --> 26:32.030
در دوران نوجوونی هرگز تصور نمیکردیم
.چنین اتفاقی بیافته

26:33.260 --> 26:35.800
... تباهی یک شخصی که

26:36.600 --> 26:37.500
.جداً یک ستاره بود

26:38.300 --> 26:42.400
... منظورم اینه از نظر جسمی و فکری زنی زیبا

26:43.230 --> 26:47.200
با کاریزمای فوق العاده، استعداد
... موسیقیایی، عقل

26:48.460 --> 26:49.700
.عشق به حیوانات

26:51.660 --> 26:55.860
.میدونی؟ و همه ی اینا از بین رفت
.واقعاً ناراحت کننده ست

26:57.060 --> 26:59.900
بعد از محاکمه مارجری
.به افسردگی شدید دچار شد

27:00.700 --> 27:03.700
در سلولش موند و اصرار
.میکرد که بیگناهه

27:04.560 --> 27:09.300
اون غالباً راجع به این مینوشت که چقدر
.نامردیه که فقط اون داره بهاشو میده

27:10.400 --> 27:12.530
.راتستین پیش از اینکه گیر بیوفته مرد

27:12.800 --> 27:16.230
فلوید استاکتن، کسی که بمب رو دور
... گردن برایان ولز گذاشت

27:16.300 --> 27:19.060
بعد از گذراندن دوران محکومیتش برای تجاوز
.آزاد شده بود

27:19.330 --> 27:21.930
اون ازدواج کرده و در ایالت واشنگتن
.زندگی میکرد

27:23.260 --> 27:26.000
خواستم باهاش مصاحبه کنم اما اون
.جواب منفی داد

27:27.400 --> 27:28.830
<i>کن، تو انجامش دادی؟</i>

27:30.160 --> 27:31.730
نه؟ -
و کن بارنز؟ -

27:32.360 --> 27:35.700
اون دوس داره داخل زندان باشه
.چون دیگه مواد رو ترک کرده

27:36.460 --> 27:40.360
میدونی من همیشه روزهای پشت سر هم
... نعشه بودم

27:40.430 --> 27:42.960
.چیز بدی بودی
... اگه هنوزم ادامش میدادم

27:43.030 --> 27:44.600
.احتمالاً تا الان مرده بودم

27:45.300 --> 27:48.230
... من اینجام و اونا ازم مراقبت میکنن

27:48.860 --> 27:50.300
.واسم سود داره

27:50.360 --> 27:54.630
و تا موقعیکه از جامعه دورم زیاد واسم
.مهم نیست

27:54.700 --> 27:57.800
تنها چیزی که دلم واسش تنگ میشه
... بار و مواد

27:57.860 --> 28:00.330
و روسپی های خیابونیه، میدونی؟

28:01.300 --> 28:04.900
پس غذا دارم، دارو دارم
.جایی برای خواب دارم

28:05.830 --> 28:08.760
.اینجا آدم واسه حرف زدن هست
... ممکنه پیرمرد باشن

28:08.830 --> 28:11.060
اما بازم کسی واسه صحبت هست
میدونی؟

28:27.530 --> 28:31.060
با نگاهِ دوباره بهش، بنظرم میتونیم بگیم
... چیزی که منو درگیر

28:31.130 --> 28:33.460
... و یا اذیت میکرد درباره پرونده

28:36.030 --> 28:40.660
پرونده بسته شده. حل شده؟
... بله، چند نفر متهم شدن

28:40.730 --> 28:44.160
.پس بنظر میاد پرونده حل شده ایه

28:44.230 --> 28:47.930
فک میکنم تمام داستان فاش شد؟
.نه بنظرم

28:48.760 --> 28:52.160
برای بیشترمون اولین و مهمترین
... سؤال

28:52.230 --> 28:56.760
این بود که دقیقاً جرمِ برایان
ولز چی بود؟

28:56.830 --> 28:58.100
چقدر میدونست؟

28:58.400 --> 29:01.730
اون...؟ توسط این آدما به بازی
گرفته شد؟

29:02.030 --> 29:04.760
با این آدما همدست بوده؟

29:05.230 --> 29:08.330
... یا تنها یه پیتزارسانِ

29:08.400 --> 29:10.460
ساده لوح بوده که سر و کلش پیدا شده؟

29:10.530 --> 29:13.300
... چنتامون باور داریم، میدونین داستان اولیه

29:13.460 --> 29:16.230
که زنگ زدن پیتزایی و
... قرار بود هرکس اومد تحویل بده

29:16.300 --> 29:18.700
بمبو بذارن گردنش بگن برو واسمون
.از بانک دزدی کن

29:18.760 --> 29:20.760
تعدادیمون باور داشتیم قضیه
.اینجوری بود

29:20.930 --> 29:25.430
این که دقیقاً جرم برایان ولز
... چی بوده

29:25.500 --> 29:28.330
.رو احتمالاً هرگز نخواهیم دونست

29:30.800 --> 29:35.510
تابستان 2013

29:44.730 --> 29:47.160
.طوفان بزرگی شروع شده، من عاشقشم

29:47.230 --> 29:49.430
.من عاشق طوفانم -
جداً؟ -

29:49.500 --> 29:52.530
و ما ...اوه، عاشقشونم
.همیشه عاشقشون بودم

29:52.600 --> 29:56.460
.حتی عاشق اینم برم بیرون زیر بارون، تری
.روزمو میسازه

30:00.600 --> 30:03.560
باشه، روز خوبی داشته باشی، مواظب خودت باش -
.تو هم همینطور -

30:03.630 --> 30:05.600
.مارجی دوستت داره، خداحافظ

30:05.660 --> 30:06.630
.خدانگهدار

30:09.260 --> 30:13.600
حال 3 سال از دادگاه و 10 سال
.از سرقت میگذشت

30:14.260 --> 30:19.060
.و من هنوز با مارجری صحبت میکردم
.خانواده و دوستام تعجب کرده بودن که چرا

30:19.960 --> 30:22.700
پرونده بسته شده بود
.آدمها در زندان بودن

30:23.860 --> 30:27.330
اما نمیتونستم به بیگناهی برایان ولز
... و اینکه کسی برای قتلش

30:27.860 --> 30:30.360
.متهم نشد فکر نکنم

30:31.800 --> 30:34.800
و میخواستم وقتی زمان مناسبه از
... مارج سؤالی حیاتی

30:34.860 --> 30:38.000
.بپرسم، الان وقتش بود

30:39.960 --> 30:44.500
.همه ی اعتراضاتش رد شدن
.اون در زندان میموند

30:44.560 --> 30:47.060
.شاید دیگه حقیقت رو بهم میگفت

30:47.600 --> 30:51.300
در این نقطه، با همه ی شناختت
... نسبت به پرونده

30:51.360 --> 30:54.500
فکر میکنی که برایان ولز در قضیه
همدست بوده؟

30:54.830 --> 30:57.660
خب، آره داشته. البته دوست ندارم
... اینو بگم

30:57.730 --> 31:00.660
.چون نمیخوام خانوادش اذیت بشن -
.میفهمم -

31:00.730 --> 31:03.860
تو فک نمیکنی دست داشته؟ -
.نه -

31:04.960 --> 31:06.730
فک نمیکنی؟ -
.نه -

31:07.130 --> 31:09.100
چرا فک میکنی بیگناهه؟

31:09.160 --> 31:12.060
چرا همچین فکری میکنی؟ -
... خب من -

31:12.130 --> 31:15.200
... بیگناهه تا زمانیکه خلافش ثابت شه و من همه

31:15.260 --> 31:19.000
مردم دارن میگن... شرکا دارن بهت
.میگن اون دست داشته

31:19.060 --> 31:21.660
.همین واسه من کافیه، فقط فک کن

31:21.730 --> 31:26.000
چرا فک میکنی ولز بیگناهه؟
چی باعث میشه این فکرو کنی؟

31:26.060 --> 31:27.560
.چون فکر خیلی اشتباهیه

31:28.860 --> 31:33.200
چرا؟ مستندت قراره چی بگه؟
مستندت قراره بگه اون بیگناه بود؟

31:33.260 --> 31:38.160
منظورم اینه، یه پیری 46 ساله گوه بود
... که حتی نمیتونست درست زندگی کنه

31:38.230 --> 31:40.200
... و اون بیرون میرفت

31:40.260 --> 31:42.860
با جنده های کِراکی کار میکرد
.تا پول قلمبه گیرش بیاد

31:42.930 --> 31:46.800
اگه نمیتونی باور کنی بهتره
!سرتو از تو کونت بکشی بیرون

31:46.860 --> 31:49.660
.مارج، آروم باش -
!حالم از برایان ولز بهم میخوره -

31:49.730 --> 31:53.460
!من اون مادربخطا رو نمیشناختم
!اون حرومی رو من نکشتم

31:53.530 --> 31:57.130
اون دلیله کوفتیه که همه باهام
.اینجوری میکنن، همینه

31:57.200 --> 32:00.400
من از مزخرفاتت خسته شدم
.دیگه نمیخوام باهات حرف بزنم

32:03.260 --> 32:07.100
این اولین دعوامون بود. مونده بودم
.رابطمون تموم شده یعنی

32:07.700 --> 32:09.360
.عکس العمل مارج منو حیرت زده کرد

32:09.930 --> 32:13.030
چرا انقدر اصرار داشت که برایان ولز
... در سرقت دست داشته

32:13.100 --> 32:15.600
اگه ادعا میکرد خودش همدست نبوده؟

32:16.130 --> 32:18.800
... شاید، همونجور که از متخصصین قانونی فهمیدم

32:18.860 --> 32:23.360
به این دلیل بود که محدودیتی برای
.اعمال اتهام قتل وجود نداشت

32:23.430 --> 32:26.700
که به این معنی بود شُرکا احتمال داشت
... متهم به قتل

32:26.760 --> 32:31.330
و اعدام بشن، البته اگه برایان ولز
.دستی در سرقت نداشته باشه

32:32.320 --> 32:33.330
(روز بعد)

32:36.260 --> 32:38.760
.سلام مارج -
.سلام تری -

32:39.500 --> 32:41.860
... امیدوارم امروز مکالمه بهتری داشته باشیم

32:41.930 --> 32:44.460
چون واقعاً اذیت شدم، هنوز پشت خطی؟

32:44.530 --> 32:47.460
آره اینجام -
درک میکنی من از کجا اومدم؟ -

32:47.530 --> 32:51.030
مارج، من همیشه همه چیزایی
.که ازشون حرف زدیمو درک کردم

32:51.100 --> 32:54.300
پس این چیه تری، که تورو
... تبدیل کرده به

32:54.360 --> 32:58.960
خیلی منو آزار میده، مخصوصاً الان
.که به دوست و حمایت نیاز دارم

32:59.630 --> 33:02.160
من از نظر روحی مریضم
.و بهترین تلاشمو میکنم

33:02.230 --> 33:04.500
من دوقطبی ام، و بهترین
.تلاشمو میکنم

33:04.560 --> 33:05.400
.من باهوشم

33:05.460 --> 33:07.100
.اما بچه زرنگ نیستم

33:07.160 --> 33:09.930
و دارن واسم پاپوش میدوزن
.و حقیقت اینه

33:12.260 --> 33:15.760
من دوباره صداهارو گذاشتم
... و به مارج گوش کردم

33:16.030 --> 33:20.760
قانع شدم چیز بیشتری وجود داره
... و مطمئن بودم. چند ماه بعد

33:21.000 --> 33:23.560
.اتفاقی در زندانی که مارج توش بود افتاد

33:23.760 --> 33:27.400
مارج بهم گفت جسیکا هوپسیک، روسپی
... مورد علاقه برایان

33:27.460 --> 33:29.360
.رو واسه مواد به زندان انداختن

33:30.000 --> 33:32.760
... مارج ادعا کرد جسیکا بهش فحش میده

33:32.830 --> 33:35.500
.و باید باهاش یه صحبتی داشته باشه

33:35.560 --> 33:37.060
... من اینو به مارج نگفتم

33:37.130 --> 33:40.000
ولی الان که میدونستم جسیکا
... هوپسیکِ فراری کجاست

33:40.060 --> 33:43.800
.واسش نامه نوشتم و اونم جوابمو داد

33:46.560 --> 33:49.230
.جسیکا چیزی نداشت راجع به سرقت بگه

33:49.300 --> 33:51.330
.اما از برایان زیاد حرف زد

33:51.960 --> 33:54.500
ظاهراً با اینکه برای سکس بهش
... پول میداده

33:54.560 --> 33:57.100
رابطشون به رابطه ای
.دوستانه تبدیل شده بود

33:58.400 --> 34:01.130
<i>... این تماس از زندان گرفته شده</i>

34:01.200 --> 34:03.560
<i>.و ضبط و ثبت خواهد شد</i>

34:03.830 --> 34:06.130
.برایان دوستی از خانواده شده بود

34:06.200 --> 34:08.600
.مادرم میشناختش، خواهرم میشناختش

34:08.660 --> 34:11.560
... منو میبرد دکتر، میبردم خرید

34:11.630 --> 34:13.300
.خرید واسه خانوادم

34:13.360 --> 34:17.660
.قطعاً احساسات خاصی بینمون بود

34:17.730 --> 34:22.730
نمیگم عشق بود اما قطعاً
.احساسات خاصی وجود داشت

34:22.800 --> 34:27.060
اون مرد خوبی بود. فقط چنتا ازین
.آدما در دنیا باقی موندن

34:28.730 --> 34:32.030
من از جسیکا پرسیدم چه اتفاقی در حیاط زندان
... با مارج افتاده

34:32.190 --> 34:37.630
.اینکه واقعاً باهم حرف زدن یا نه
.جسیکا گفت مارج دروغ گفته

34:38.690 --> 34:42.300
.من رفتم مانسی. و مارجری معروف اونجا بود

34:44.530 --> 34:47.630
.تا فهمید من اونجام، اومد و پیدام کرد

34:49.230 --> 34:51.860
: من رفتم سمتش و مارج گفت

34:51.930 --> 34:54.400
«!جنده ی آشغال! میکشمت»

34:54.460 --> 34:57.500
«...واسم مهم نیست بیرون یا داخل زندان باشه»

34:57.560 --> 35:01.900
«.من پیدات میکنم، یکیو میفرستم سر وقتت»

35:02.300 --> 35:04.430
... جسیکا مبهم بود وقتی ازش پرسیدم

35:04.500 --> 35:06.230
چرا مارجری ازش عصبانیه؟

35:06.760 --> 35:10.860
اما در ارتباط موندیم. ظاهراً خبرا
.زود توی زندان میپیچه

35:11.430 --> 35:14.930
یجورایی مارج فهمید که
... من با جسیکا در ارتباطم

35:15.000 --> 35:17.100
... چون این نامه از مارج بدستم رسید

35:17.160 --> 35:20.060
تری عزیز، تو با جسیکا هوپسیک»
... حرف میزنی؟

35:20.130 --> 35:22.100
... رفتی دیدیش؟ پشت تلفن حرف زدین؟

35:22.960 --> 35:25.830
باید حقیقتو راجع به این جنده ی کراکی
«.دروغگو بدونم

35:27.300 --> 35:31.260
من شنیدم، گوش کن، من شنیدم
.داخل زندان رفتی پیش جسیکا

35:31.330 --> 35:32.960
.تو و تعدادی از دوستات

35:33.830 --> 35:37.600
اوه آره، بهش گفتم راجع به من دروغ نگه
.و میخواستم ببرمش دادگاه

35:37.660 --> 35:41.200
.این چیزیه که بهش گفتم -
و شماها، گیرش انداختین؟ -

35:41.260 --> 35:43.530
و سعی کردین بترسونینش؟ -
.نه -

35:43.600 --> 35:47.130
.اگه اینو گفته پس دروغگوی کثیفیه -
چی شد؟ -

35:47.760 --> 35:51.360
اون دروغ گفت و گفت که راجع به من
.هرگز چیزی نگفته

35:51.430 --> 35:55.700
که من خودم خوب میدونم اون دروغگوی کثیفیه
.و همه میدونن که دروغگوی کثیفیه

35:55.760 --> 35:59.500
اگه میخوای مستندت بر اساس حرفای اون باشه
.بهت بگم افتضاح میشه

36:00.860 --> 36:03.230
... نه مارج نه جسیکا بهم نمیگفتن

36:03.300 --> 36:04.900
.دعوا واقعاً بر سر چی بوده

36:05.200 --> 36:09.300
جسیکا حکم قرار منع در برابر
.مارج گرفت و به زندانی دیگر منتقل شد

36:10.430 --> 36:11.700
.جسیکا دوباره تماس گرفت

36:12.260 --> 36:14.600
.بهش گفتم مارج گفته اون دروغگوست

36:15.430 --> 36:16.960
... جسیکا نفس عمیقی کشید

36:17.030 --> 36:20.460
و بعد از سکوتی طولانی، با صدایی
: محکم و استوار گفت

36:21.200 --> 36:22.930
... مارج فک میکنه خیلی باهوشه»

36:23.960 --> 36:25.300
«.خب، منم باهوشم

36:26.000 --> 36:28.230
.و در اون لحظه، قضیه عوض شد

36:28.660 --> 36:31.830
جسیکا ازم خواست که مصاحبه ای
.برای این مستند انجام بده

36:32.160 --> 36:34.230
.حرف مهمی داشت که بزنه

36:35.260 --> 36:39.760
.میتونست شب نزدیک ایستگاه اتوبوسی منو ببینه
.در ازای کار مجانی آزاد شده بود

36:40.200 --> 36:43.130
.و این بار، جسیکا هوپسیک اومد سر قرار

36:51.330 --> 36:52.230
... این

36:57.160 --> 36:58.330
... منو آزار میده

37:02.960 --> 37:05.500
که تونستم سر کسی که
.بهم اهمیت میده این بلا رو بیارم

37:11.860 --> 37:13.430
.اسم من جسیکا هوپسیکه

37:14.100 --> 37:17.800
.من دوست برایان ولزم
.و الان آماده ام داستان واقعی رو بگم

37:24.100 --> 37:26.230
.میخوام مردم بدونن اون بیگناه بود

37:32.230 --> 37:33.830
.و اینکه مرد خوبی بود

37:49.430 --> 37:52.840
(اعتراف جسیکا هوپسیک)

37:54.400 --> 37:56.300
... یک روز رفتم خونه کن

37:56.360 --> 37:59.930
و اون و چنتا از دوستاش داشتن
.نقشه ی دزدی از بانک رو میکشیدن

38:01.830 --> 38:05.060
ازم خواست یک ابله
.رو پیدا کنم تا واسش بانکو بزنه

38:06.530 --> 38:09.930
اونا کسیو میخواستن که بترسوننش
... تا اینکارو بکنه

38:10.560 --> 38:12.560
کسیکه فرار نکنه یا به پلیس
.زنگ نزنه

38:14.160 --> 38:15.760
.گفتن قرار نیست واقعی باشه

38:15.830 --> 38:20.030
فقط یجور زهره چشم گرفتنه
... تا بترسوننش که بانکو بزنه

38:21.730 --> 38:23.030
.بهم پیشنهاد 5000 دلار دادن

38:23.860 --> 38:27.430
من حدوداً 3 روز نعشه بودم
: و زنگ زدم کن و گفتم

38:28.000 --> 38:31.300
میتونی الان بهم یکم پول بدی؟»
«.اگه اسمشو بهت بگم

38:31.360 --> 38:34.730
«.گفت : «میتونم الان یکم کراک بهت بدم
.و من گفتم اوکی

38:34.800 --> 38:37.200
: من رفتم اونجا و گفتم
... این یارو برایان رو میشناسم»

38:37.260 --> 38:40.860
و اون زود تحت تاثیر قرار میگیره
«.احتمالاً بتونی از استفاده کنی

38:44.160 --> 38:47.400
واسه هفته بعد قرار گذاشتم
.که برایان رو ببرم اونجا

38:47.460 --> 38:49.060
.برایانو بردم اونجا

38:51.730 --> 38:54.100
... و بعد دید برایان کیه

38:54.160 --> 38:58.760
.اما من معرفیشون و اینا نکردم
.بردمش داخل، دیدش، اوردمش بیرون

39:00.060 --> 39:02.200
.ازم ساعات کاریشو خواستن

39:04.030 --> 39:06.000
.روز بعد مارج بهم 1500 تا داد

39:07.560 --> 39:10.930
... بهم گفتن قراره هفته ی دوم آگوست باشه

39:11.700 --> 39:14.900
اما بعد کنسلش کردن چون مارج
.یکاری واسه انجام دادن داشت

39:14.960 --> 39:16.260
.نمیتونست اونجا باشه

39:20.730 --> 39:23.630
جلسه ی روز قبل از دزدی چی؟

39:24.060 --> 39:27.260
اونی که بارنز و استاکتن گفتن
برایان ولز هم درش شرکت داشته؟

39:28.500 --> 39:31.900
.من روز قبلش چند ساعت با برایان بودم

39:31.960 --> 39:34.230
.باور نمیکنم اونجا بوده باشه

39:34.660 --> 39:38.860
منظورم اینه میدونستم قراره
.ساعت 4 اونشب بره سرکار

39:39.360 --> 39:41.100
... و اون از ساعت 12

39:41.160 --> 39:44.500
تا 2 و نیم با من بود، که بعدش بره
.خونه و آماده شه

39:44.560 --> 39:46.660
.پس باور ندارم اونجا بوده باشه

39:51.000 --> 39:55.530
خیلی واسه خیلی کارهایی که کردم پشیمون و
.شرمنده و احساس گناه میکنم

39:55.600 --> 39:58.300
من حتماً برای خاطر برایان
.عدالت رو میخوام

39:59.130 --> 40:00.860
.نمیخواست به کسی آزار برسونه

40:00.960 --> 40:04.760
.هیچ نقشی در طراحی نداشته
.اصلاً نمیدونست چی قراره به سرش بیاد

40:07.830 --> 40:10.730
.برای چند هفته راز جسیکا رو نگه داشتم

40:10.800 --> 40:13.230
.در حالیکه سعی میکردم حرفاشو تأیید کنم

40:13.300 --> 40:16.600
.دوباره به کن بارنز نامه نوشتم
.بهش گفتم جسیکا اعتراف کرده

40:17.300 --> 40:19.130
.کن اصرار کرد که جسیکا دروغ میگه

40:20.030 --> 40:23.560
اما هرچه بیشتر حرف میزد
.داستانش آبکی تر میشد

40:23.930 --> 40:26.230
این یکی از آخرین بارهایی بود
.که تماس گرفت

40:28.030 --> 40:30.100
<i>.این تماس از زندان فدرال است</i>

40:30.900 --> 40:35.430
مارج و من و راتستین داشتیم
.پیتزا میخوردیم

40:36.900 --> 40:40.260
برایان اونجا منتظر ایستاده بود
... که پولشو بگیره

40:40.330 --> 40:44.000
چرا باید اونجا منتظر بمونه پول پیتزا رو بگیره
اگه خودش هم در سرقت دست داشته؟

40:44.630 --> 40:47.130
.خب چون پیتزا رو تحویل داده بود

40:47.200 --> 40:49.430
.میدونی باید پولشو میگرفت

40:49.830 --> 40:52.260
مگه نمیدونست اون روز، روز سرقته؟

40:53.630 --> 40:57.130
.نه، این سوپرایز بود
.واسه اون این کاملاً سوپرایز بود

40:57.900 --> 40:59.160
.اونا بهش نگفتن

41:01.160 --> 41:03.960
... اونا گولش زدن بیاد اونجا

41:04.030 --> 41:07.060
با زنگ زدن بهش و سفارش دادن
.پیتزا

41:07.130 --> 41:10.160
... اون اومد و نمیدونست چه خبره

41:10.230 --> 41:12.660
.چون هنوز بهش چیزی نگفته بودن

41:12.730 --> 41:16.130
پس اونو ندیدینش؟ روزی قبل از
سرقت وجود نداشته؟

41:16.530 --> 41:17.600
.نه، نه

41:20.780 --> 41:24.920
(رو در رویی با مارج)

41:25.660 --> 41:30.760
بهم گفته شده برایان ولز 28 آگوست
... که رسیده

41:31.530 --> 41:35.400
.رسیده اونجا و منتظر پول پیتزاها مونده

41:36.900 --> 41:39.460
... اوکی، حالا همچنین

41:39.530 --> 41:41.260
کی اینو بهت گفته؟

41:44.300 --> 41:47.060
فک میکنی کی گفته؟ -
بارنز؟ -

41:47.360 --> 41:48.230
.آره

41:48.300 --> 41:51.760
کی میخوای بفهمی که بارنز
از خودش حرف در میاره؟

41:51.830 --> 41:54.830
چرا میخوای برایانو بیگناه نشون بدی؟
.میخوام اینو بدونم

41:54.900 --> 41:58.930
اولاً که اون همدست بود و وقتی
... همدست باشی

41:59.000 --> 42:03.060
.حکم اعدام نمیبرن، و اون یه همدست بود

42:03.460 --> 42:05.430
... نمیدونم چرا میخوای این بازنده هارو

42:05.500 --> 42:07.860
.باور کنی -
... فک کنم تو-

42:07.930 --> 42:12.530
و نمیخوای حرفمو باور کنی. من هیچوقت
!با اونا همدست نبودم.تمام

42:12.600 --> 42:16.500
من نابغه ی شروری نبودم که از یک نفر
... که شبیه

42:16.560 --> 42:20.860
.منگلاست بخوام واسم دزدی کنه
.من حتی یارو رو نمیشناختم

42:20.930 --> 42:23.160
و تو اگه غیر از این فک میکنی
!خیلی کونی هستی

42:23.230 --> 42:27.060
این طرف بیگناه بود و شماها
.میخواستین از اعدام فرار کنین

42:27.130 --> 42:28.060
.من اینو میدونم

42:28.130 --> 42:31.730
اولاً تو کلاً اشتباه میگی
... من جزو «شماها» نبودم

42:31.800 --> 42:36.430
و اگه مخالف اینو توی مستندت بگی
!شکایت میکنم پدرتو در میارم

42:36.700 --> 42:39.660
.من هیچ ربطی به اون جرم کوفتی نداشتم

42:50.430 --> 42:54.800
... برای باقی عمرش، مارجری همش اصرار میورزید

42:54.860 --> 42:56.960
.که اون ربطی به سرقت نداشته

42:58.400 --> 43:01.200
... این شگفت انگیزه که مارجری دیل آرمسترانگ

43:01.260 --> 43:03.360
... کسیکه انقدر زیاد حرف میزنه

43:03.700 --> 43:06.400
... «کسیکه گاهی بهش میگن «مارج دیوونه

43:06.630 --> 43:09.930
.تونسته مردم رو گول بزنه و راز نگه داره

43:12.430 --> 43:15.700
اون دقیقاً میدونه کی یادداشت های
... گروگان گیری رو نوشته

43:16.560 --> 43:20.830
کی تصمیم گرفته بمب واقعی بسازه
... و کی مغز متفکر بوده

43:21.300 --> 43:24.960
کسی که نهایتاً برای مرگ برایان
.ولز مسئوله

43:26.530 --> 43:30.500
بیل راتستین هم میدونست، و اون
.مرد و از مارج محافظت کرد

43:32.760 --> 43:34.030
... خیلی بعد از دادگاه

43:34.430 --> 43:37.200
یکی از دوستان بیل، ساکی سبز
... رنگ رو بهم داد

43:37.260 --> 43:40.960
.که بیل از خونش پس از فروش برداشته بود
.قبل از اینکه بمیره

43:41.660 --> 43:45.560
.ساک پر از وسایل با ارزشش بودن
... عکسهای خانوادگی

43:46.600 --> 43:47.900
... عینک های پدر و مادرش

43:48.900 --> 43:49.900
.کتاب موسیقی

43:52.260 --> 43:55.330
وقتی داخلشو نگاه کردم یکی از
... صفحات تا خورده بود

43:55.400 --> 43:59.860
آهنگی قدیمی از پیتر، پاول و مری بود
«به نام «من شعری برای سرودن دارم

44:00.160 --> 44:04.660
درباره ی مردی تنها با روحی غمگین
.که میل عشق زنی رو داره

44:07.130 --> 44:12.560
برخلاف بیشتر کسایی که با مارج قرار گذاشتن
.بیل هرگز نمرد

44:14.360 --> 44:17.000
این چیز جالبیه، میدونی اون
... بجورایی

44:17.060 --> 44:22.130
تنها مردی بود که باهاش قرار گذاشت
.و زنده موند

44:22.400 --> 44:25.060
... پس من نمیدونم این چه معنی میده

44:25.130 --> 44:28.730
... اینکه آیا رابطشون تا جایی رشد کرده که

44:29.130 --> 44:30.760
... شدن دوست و شریک تجاری همدیگه

44:30.830 --> 44:33.900
.و کارهای شیطانی با هم میکنن

44:33.960 --> 44:38.530
اونا استعدادهای مکمل هم داشتن
مثلاً مارج از عقلش استفاده کرده یادداشت
... هارو نوشته

44:38.600 --> 44:41.160
بیل کارای عملی رو انجام داده
... و تونسته تفنگ عصایی بسازه

44:41.230 --> 44:45.600
یا دوتایی با کمک هم وسیله ای رو ساختن
.که نهایتاً زندگی برایان ولز رو پایان داده

44:45.660 --> 44:47.800
... پس میدونی، شاید در ذهنشون

44:47.860 --> 44:50.300
استعدادهای مکمل هم داشتن
... یا برای هر دلیل دیگه ای

44:50.360 --> 44:53.560
بیل هرگز به اون حدی نرسید
... که مارج بهش بی اعتماد بشه

44:53.630 --> 44:55.660
.و بخواد از بین ببرش

44:56.360 --> 44:59.660
... اون یه حسی به مارج داشت

45:00.900 --> 45:03.200
که بیشتر از دوس دختر دوس پسری
.بود

45:03.260 --> 45:06.430
... انگار یجورایی اون وارد روح بیل شده

45:07.600 --> 45:09.600
.و اونجا زندگی میکرد

45:11.160 --> 45:14.330
اون کیه شما میشه آقا؟ -
... آه -

45:14.860 --> 45:17.600
.کمکش کردم کارای بکنه که نباید میکردم

45:17.860 --> 45:22.830
.اون بینهایت باهوشه
.بینهایت باهوشه

45:23.160 --> 45:25.560
!مردمو گول میزنه، اوه آره

45:25.630 --> 45:26.830
.اوه آره

45:28.300 --> 45:31.560
چیزی نرمال راجع به مارجری دیل
.آرمسترانگ وجود نداره

45:32.260 --> 45:35.760
اون روحاً مریضه
.اما همچنین باهوش و حیله گره

45:36.830 --> 45:38.630
... قادر بود مردای زندگیشو

45:39.030 --> 45:42.660
حتی اونیکه خودش قلبشو شکسته بود مجبور
.کنه واسش کار انجام بدن

45:43.900 --> 45:46.700
.مارجری هرگز قرار نبود حقیقتو بگه

45:47.560 --> 45:51.660
که بخاطر همینه سؤالهای راجع به
پرونده شماره 203 اف.بی.آی
.بی جواب خواهند موند

45:52.500 --> 45:55.430
و به همین خاطر کسی برای
.قتل برایان ولز متهم نمیشد

45:55.930 --> 45:59.100
.اعدام خیلی عمومیه برایان ولز

46:06.700 --> 46:08.830
<i>.طرف مستقیم زل زده بمون</i>

46:10.630 --> 46:12.100
.الان منفجر میشه

46:13.500 --> 46:14.900
!دروغ نمیگم

46:20.480 --> 46:26.220
ادامه دارد

47:02.220 --> 47:07.060
(.جسیکا هوپسیک کمی پس از سرقت زایمان کرد)

47:07.060 --> 47:12.630
(.اون باور داره پدر فرزندش برایان ولزه)

47:12.630 --> 47:17.070
(.عکسهای کودک شباهت بسیاری با برایان دارن)

47:18.800 --> 47:23.170
(.مارجری 4 آوریل 2017 بدلیل سرطان فوت کرد)

47:23.470 --> 47:32.820
او در قبری بی نشان، در نزدیکی ساختمان)
(.پزشکی در تگزاس که در آن زندانی بود خاک شد

47:32.920 --> 47:43.930
.::   @bollbolljan_com  ::.