﻿WEBVTT

00:00.480 --> 00:02.640
باشگاه بوکس ناکادا

00:08.050 --> 00:09.680
.آره,همینه

00:11.050 --> 00:13.780
.به نظر خوب میاد
.موتورت تو وضعیت خوبیِ

00:16.790 --> 00:18.560
.نه,هنوز نه

00:18.630 --> 00:21.030
.فقط با اون مشتا از پا در نمیاد

00:23.170 --> 00:24.830
.میرم یه کم بدوم

00:26.440 --> 00:27.800
...داته

00:40.050 --> 00:43.250
...اولین باری که دیدمش واسش به اندازه کافی خوب بودم

00:46.660 --> 00:49.560
.اما ماکونوچی الان دیگه فرق کرده

00:49.630 --> 00:51.620
.درسته,اون به دیگه به اون آسونیا داون نمیشه

00:52.730 --> 00:55.960
.الان یه سال گذشته و الان دیگه کاملا یه بوکسور دیگه شده

00:57.500 --> 01:00.530
.به همین زودی یه سال شد

01:00.530 --> 01:05.910
مبارزه طلب

01:00.530 --> 01:05.910
قسمت پنجاه و دوم

01:08.910 --> 01:09.610
<i>...درسته,اولین بار که ماکونوچی رو دیدم</i>

01:09.610 --> 01:11.780
...مبارزه قهرمانی ژاپن

01:11.780 --> 01:13.780
...جلوی سندو بود

01:13.780 --> 01:15.550
.که خاک و خون به پا کرد

01:15.620 --> 01:17.210
!سندو ما به خاطرت اینجاییم

01:17.290 --> 01:18.120
!عمه ننشو کن

01:18.190 --> 01:19.780
...جفتشون قهرمان تازه کارای غرب و شرق ژاپن

01:19.860 --> 01:21.550
.با رکوردی بدون شکست بودن

01:22.860 --> 01:25.290
.یکیشون ببر نانیوا,سندو بود که رید

01:25.360 --> 01:28.230
...و حریفش کسی بود که عمه همه حریفاشو ترکونده بود

01:28.300 --> 01:30.930
...و بدون هیچ شکستی

01:31.000 --> 01:33.530
.واسه یه برد دیگه اومده بود

01:38.540 --> 01:40.370
...همونطور که به خر مشت معروف بودن

01:40.440 --> 01:43.880
.تو رینگ اومدن و با تمام قدرت خشتک پاره کردن

01:43.950 --> 01:45.310
.عجب مسابقه خفنی بود

01:51.250 --> 01:53.020
.اسمش مشت تموم کننده سندو بود

01:54.860 --> 01:57.880
.که جلوی آپرکات کوتاه ماکونوچی قدرت نمایی میکرد

01:58.430 --> 02:00.450
.حتی یه ثانیه هم نتونستم چشمو ازشون بردارم

02:11.210 --> 02:12.370
!بخورش

02:13.340 --> 02:15.000
!چیزیم نشد,دردم نگرفت

02:17.050 --> 02:18.040
!هنوز نه

02:22.820 --> 02:26.020
...به خاطر مشتای مرگبار مبارزه گره نخورد و

02:26.090 --> 02:29.120
.به یه مبارزه خیلی مهیج تبدیل شد

02:29.190 --> 02:30.420
...و اون وقت

02:33.930 --> 02:34.900
هاه؟

02:36.200 --> 02:38.530
چه خبر شده؟

02:38.600 --> 02:42.590
.داور یهو مسابقه رو تموم شده اعلام کرد

02:45.740 --> 02:49.410
.مبارزه با برد ماکونوچی تموم شد

02:49.480 --> 02:52.410
.اما هرکدومشون میتونستن برنده باشن

02:53.950 --> 02:56.980
.اینطور شد که سندو هوشیاریشو از دست داد

03:00.390 --> 03:02.520
...البته بوکس ماکونوچی کلی نقص هم داشت

03:02.590 --> 03:05.190
...من هیچوقت فکر نمیکردم که ماکونوچی

03:05.260 --> 03:07.700
.یه تحدید واسم بشه

03:09.470 --> 03:12.960
...اما بعد اون بود که اسم ماکونوچی

03:13.040 --> 03:15.700
.تو ذهنم حک شد

03:18.940 --> 03:21.740
...و یه ماه بعدش

03:22.550 --> 03:26.310
.شخصا ماکونوچی رو اولین بار دیدم

03:31.890 --> 03:34.120
.اه فکر کنم دست راستت هنوز در حال بهبود باشه

03:35.660 --> 03:36.720
...اه

03:38.090 --> 03:39.390
.از ملاقاتتون خوشبختم

03:43.700 --> 03:45.400
.هی پیری

03:46.770 --> 03:49.670
.الان گفتی که بانمک به نظر میاد

03:50.710 --> 03:53.070
.ولی مشتاش زیاد بانمک نیستن

03:53.140 --> 03:54.700
.تاکامورا سان این حرفو نزن

03:56.480 --> 03:59.280
.قهرمان تازه کارای سال یعنی تازه رتبه 10 رو داری

04:00.420 --> 04:02.080
...اگه همینطوری بالا بیای

04:02.150 --> 04:03.850
.ممکنه یه روز باهات مبارزه کنم

04:05.390 --> 04:08.450
...اه آره!من دنبال یه حریف تمرینی با مشتای خوب واسه

04:08.520 --> 04:11.080
.آماده شدن واسه عنوان قهرمانی بعدیم هستم

04:11.160 --> 04:12.180
آره؟

04:12.260 --> 04:15.060
.یه روز بیا پیشم تو باشگاه

04:16.570 --> 04:17.790
.خب تا بعد

04:17.870 --> 04:20.890
...واسه آماده شدن برای عنوان قهرمانی بعدیم,دست رو

04:20.970 --> 04:23.940
.ماکونوچی واسه حریف تمرینیم گذاشتم

04:24.010 --> 04:26.410
...به غیر از آماده شدن واسه مسابقه بعدیم به

04:26.480 --> 04:29.100
.ماکونوچی علاقه مند شدم

04:37.750 --> 04:38.720
.سریعه

04:38.790 --> 04:40.760
.نمیتونم اشتباهی کنم

04:42.460 --> 04:43.950
!چپ

04:44.590 --> 04:46.430
!داره از راست میاد

04:47.160 --> 04:48.690
.نمیتونم عقب بکشم.باید عقب برونمش

04:50.430 --> 04:51.830
<i>!چی؟ با زور از وسط اومد</i>

04:57.510 --> 05:00.270
<i>!باید چندتا مشت بخوابونم</i>
<i>.تو دسترسمِ</i>

05:02.010 --> 05:03.210
!میرم تو کارش

05:03.280 --> 05:07.380
.همونطور که انتظار داشتم ماکونوچی خوب بود

05:07.450 --> 05:08.820
...قدرت خرکی پشت مشتاش داشت

05:08.890 --> 05:11.410
<i>...و سرعت حرکتش</i>
<i>...هرچند حرکتاش خام بودن</i>

05:11.490 --> 05:13.220
<i>.ولی پتانسیل خوبی داشتن</i>

05:21.130 --> 05:25.230
...اما چیزی که بیشتر از قدرت مشتاش منو متعجب کرد

05:25.300 --> 05:28.670
.پوست مثل خرش بود که باز بلند میشد

05:31.540 --> 05:32.600
!مشت چرخشی

05:45.960 --> 05:49.020
.من از مشت چرخشی واسه دادن شوک متوقف کننده استفاده کردم

05:50.260 --> 05:53.460
.اون مشتی بود که من تو مسابقات تمرینیم ازش استفاده نمیکردم

05:53.530 --> 05:55.360
<i>.اما بعد از خوردن اون مشت بازم بلند شد</i>

05:55.430 --> 05:57.060
<i>!عجب خری</i>

06:02.370 --> 06:04.430
صدای زنگ رو نشنیدی؟

06:05.170 --> 06:08.140
.خیلی...ممنون

06:10.680 --> 06:14.380
...دیدن اینکه بعد از هر داون شدنی باز بلند شد

06:14.450 --> 06:19.980
.یه حسی بهم گفت که یه روز باهش مبارزه میکنم

06:20.060 --> 06:24.790
.و البته اینکه اون مبارزه آسونی نخواهد بود

06:26.100 --> 06:27.390
.ماکونوچی ایپو

06:27.460 --> 06:29.290
.رتبه 10تو وزن سبک وزن ژاپن

06:30.370 --> 06:32.160
10,هاه؟

06:36.510 --> 06:41.000
.حریف بعدی ماکونوچی,اوکیتا از باشگاه خودم بود

06:42.040 --> 06:45.140
...مبارزه بین قهرمان تازه کارای سال گذشته و امسال

06:45.210 --> 06:49.170
.نشوندهنده تفاوت بین مهارتاشون بود

06:53.590 --> 06:54.280
!چپ

06:55.060 --> 06:56.520
.گارد چپش کاملا بازه

06:56.630 --> 06:57.850
!گیرت انداختم

06:59.860 --> 07:03.160
.مشت چپش یه فینت واسه کشوندن ماکونوچی به راست بود

07:03.230 --> 07:04.290
...اوکیتا میخواد

07:08.500 --> 07:10.530
...تفاوت اصلی بینشون این بود که

07:10.610 --> 07:12.630
...اوکیتا تلاش میکرد به من برسه

07:12.710 --> 07:16.270
.ولی ماکونوچی میخواست از من جلو بزنه

07:17.480 --> 07:19.470
<i>...بین اوکیتا که مشت چرخشی رو بلد بود</i>

07:19.550 --> 07:22.540
<i>.و ماکونوچی اختلاف کمی بود</i>

07:26.790 --> 07:28.550
<i>...هرچند در واقع تفاوت تو</i>

07:28.620 --> 07:30.990
<i>.نگرش بود که که برنده مسابقه رو مشخص میکرد</i>

07:31.060 --> 07:34.000
.وقتی مسابقه تموم شد,ماکونوچی برنده بود

07:35.930 --> 07:38.800
...من چند بار از عنوان قهرمانی ژاپنم دفاع کردم و

07:38.870 --> 07:41.300
.تو فکر گرفتن عنوان جهانی بودم

07:42.210 --> 07:44.940
.حتی تو فکر بی خیال شدن عنوان قهرمانی ژاپن هم بودم

07:45.010 --> 07:49.170
...اما کم کم فکر شکست دادن ماکونوچی قبل از

07:49.250 --> 07:51.580
.شروع حرکتم به فکرم خورد

07:56.650 --> 07:58.450
.حالا سوزوکی میره واسه حمله

08:04.930 --> 08:06.450
!یه مشت راست از قهرمان

08:08.700 --> 08:10.930
.چه اتفاقی واسه سوزوکی افتاد؟ همینطوری خشکش زده

08:11.630 --> 08:13.190
!یه ادامه سریع با مشت چپ

08:25.280 --> 08:28.250
!واسه دفعه سوم داون شد و مسابقه تموم میشه

08:28.320 --> 08:29.780
...قهرمان حتی اجازه نزدیک شدن

08:29.850 --> 08:31.440
.رو به مبارزه طلب نداد

08:32.220 --> 08:34.950
.انگار رستم دستانِ

08:35.860 --> 08:37.190
.پسر,خیلی قویه

08:37.790 --> 08:39.950
.و حالا یه مصاحبه با قهرمان

08:40.030 --> 08:43.660
!قهرمان تبریک میگم

08:44.530 --> 08:46.830
...شایعاتی هست مبنی به اینکه واسه مسابقات جهانی میخواین

08:46.900 --> 08:49.130
. قید قهرمانی ژاپن رو بزنید

08:49.210 --> 08:51.200
این درسته؟

08:52.810 --> 08:55.170
.هنوز نمیخوام بی خیالش بشم

08:55.240 --> 08:58.650
.هنوز یه کار ناتموم تو این کشور دارم

08:58.710 --> 09:00.310
.اول میخوام به اون برسم

09:00.920 --> 09:03.250
.بعدش میرم دنبال قهرمانی جهان

09:04.390 --> 09:05.350
هاه؟

09:05.420 --> 09:07.820
ببخشید؟

09:09.130 --> 09:11.920
...و اونم به شاخ بازیم جواب داد و

09:11.990 --> 09:16.230
.تو مسابقات کلاس الف ثبت نام کرد

09:16.300 --> 09:19.700
.فقط بوکسورای با سطح مهارت بالا اجازه ثبت نام تو این مسابقات رو داشتن

09:20.470 --> 09:22.300
<i>...برنده این مسابقات این برتری</i>

09:22.370 --> 09:25.770
.رو واسه مبارزه واسه قهرمانی ژاپن رو داشت

09:26.710 --> 09:30.010
!درسته حق تقدم واسه مبارزه با من

09:30.010 --> 09:39.520
<i>‏:‏کاری از
t0mex & mx2</i>

09:39.520 --> 09:41.650
<i>...مبارزه اول ماکونوچی</i>

09:41.720 --> 09:43.060
<i>...تو این مسابقات جلوی سائکی</i>

09:43.130 --> 09:45.590
<i>.معروف به سرعت شخمی تخیلی بود</i>

09:47.300 --> 09:48.730
!چه غافلگیر کننده

09:48.800 --> 09:50.320
<i>...سائکی از پاهای فوق العادش به عنوان اسلحه ش استفاده</i>

09:50.400 --> 09:52.490
<i>.میکرد و با تکنیک بزن و فرار کن کار میکرد</i>

09:54.300 --> 09:56.290
<i>...اونا مشتای قوی هستن ولی اگه بهم بخورن</i>

10:01.280 --> 10:02.740
<i>!دوباره نه</i>

10:02.810 --> 10:05.840
<i>...درحالیکه به خاطر تمرینات کم داشت زجر میکشید</i>

10:05.920 --> 10:08.880
<i>.ماکونوچی توسط سرعت سائکی هم تحت فشار بود</i>

10:08.950 --> 10:10.850
<i>...فقط یه مشت</i>

10:10.920 --> 10:11.980
<i>...فقط یه مشت</i>

10:14.760 --> 10:17.090
<i>...ماکونوچی جلوی سائکی که دارای برتری</i>

10:17.160 --> 10:20.250
<i>.کاملِ,عاجز مونده و کتک میخوره</i>

10:23.730 --> 10:26.220
<i>...حتی اگه هم نتونم ببینمش</i>

10:29.070 --> 10:30.870
<i>!اون باید اونجا باشه</i>

10:30.940 --> 10:36.310
<i>...اما,با وجود ریتم و کار پایی بی نقص سائکی,ماکونوچی</i>

10:36.380 --> 10:39.080
<i>.سرآخر,تونست یه مشت مهلک بزنه</i>

10:40.280 --> 10:42.080
<i>.اون فقط یه مشت بود</i>

10:43.150 --> 10:44.120
<i>!پس اینجایی پدر سوخته</i>

10:48.220 --> 10:49.660
<i>...با اینکه اون فقط یه مشت بود</i>

10:49.730 --> 10:53.090
<i>.ولی باعث افتادن ترس تو جون سائکی شد</i>

10:53.160 --> 10:56.500
<i>.تو اون وضع,کار پایی بی نقص سائکی مالیده شد</i>

11:00.200 --> 11:02.360
<i>!غیرممکنه</i>
<i>!چطوری میتونه منو بزنه؟</i>

11:06.780 --> 11:09.640
<i>.اون یکی از بزرگترین خرشانسی برنده شدن ماکونوچی بود</i>

11:10.710 --> 11:12.940
.ما سریع رفتیم واسه شروع بازی دوم

11:13.020 --> 11:18.210
.و اونطوری بود که ماکونوچی به فینال مسابقات راه پیدا کرد

11:18.290 --> 11:19.550
<i>...فقط با یه برد دیگه</i>

11:19.620 --> 11:22.150
<i>.این اجازه رو واسه مبارزه برای قهرمانی ژاپن به دست میاورد</i>

11:22.220 --> 11:24.990
!داته سان
شما هم داشین مبارزه رو میدیدین؟

11:25.860 --> 11:28.560
.کلا مسابقه مسخره ای بود

11:29.070 --> 11:30.050
...خب

11:30.800 --> 11:32.790
...خب از اونجایی که حداقل تا مدتی نمیخوام باهات رودرو بشم

11:32.870 --> 11:34.340
.مایلم که بهت تبریک بگم

11:34.400 --> 11:37.240
.ممنون

11:37.310 --> 11:38.330
.هی داره شروع میشه

11:39.110 --> 11:41.240
.این نتیجه حریف بعدیت رو نشون میده

11:42.280 --> 11:46.810
<i>.بعدش مدعی بعدی به میدون اومد</i>
<i>.بوکسور روسی ورگ زنگیوف</i>

11:47.680 --> 11:51.740
<i>.رکورد بازیهاش 400تا بازی بدون شکست بود که یه نخبه تو بین بهترینها بود</i>

11:53.390 --> 11:54.690
!چه خشن

11:54.760 --> 11:56.920
.حرکت روبه جلوی سوزوکی رو متوقف کرد

11:56.990 --> 11:58.930
!مشت ساده بود؟

11:58.990 --> 12:01.930
.سرعت,قدرت,تعادلش بی نقصِ

12:05.070 --> 12:06.560
<i>.من قصد برنده شدن دارم</i>

12:06.640 --> 12:08.830
.واو!ورگ ضربه میخوره

12:08.900 --> 12:10.130
...یعنی سوزوکی بعد از نزدیک شدن

12:10.210 --> 12:11.570
ریتم خودش رو به دست آورد؟

12:11.640 --> 12:14.300
.عجب فشاری بهش میاره

12:14.380 --> 12:17.170
.با توجه به اینکه تو شروع بازی جلوی سبک ارتودکس بهم نریخت,کارش خوب بود

12:17.250 --> 12:18.540
.ولی یه چی درست به نظر نمیاد

12:19.420 --> 12:22.280
.با اینکه تو فشارِ,ولی مربیش یه میلیمترم تکون نخورده

12:26.290 --> 12:27.590
!ضربه همزمان

12:27.660 --> 12:28.880
<i>.درسته</i>

12:28.960 --> 12:32.090
<i>.ورگ از اون بوکسورای عادی نیست که فقط به تکنیک تکیه کنه</i>

12:33.030 --> 12:36.760
<i>.اون این توانایی رو داشت که از نزدیک مبارزه کنه,بدون اینکه حتی به سختیش فکر کنه</i>

12:36.830 --> 12:41.500
<i>.به همین خاطر که روحیه مبارزش بعنوان گرگ سفید دندان نامگذاری شده</i>

12:42.400 --> 12:44.270
!یه ضربه مستقیم

12:44.340 --> 12:45.500
!بسه

12:47.080 --> 12:48.510
!دیگه بسه

12:48.580 --> 12:49.740
!ورگ,اونا انصراف دادن

12:55.150 --> 12:56.450
!بس کن

13:00.060 --> 13:03.890
.سریعتر از رکورد شکست سوزوکی توسط داته بود

13:07.800 --> 13:10.290
<i>.تکنیک...قدرت</i>

13:10.370 --> 13:14.300
<i>.از هر لحاظ,ورگ نزدیک به بی نقص بود</i>

13:14.370 --> 13:17.030
<i>...اما ماکونوچی تمرینات سختی رو</i>

13:17.110 --> 13:20.910
<i>.زیر نظر مربی معروفش,کاموگاوا,شروع کرد</i>

13:21.680 --> 13:23.800
<i>...اما باز شانس بردش</i>

13:23.880 --> 13:26.210
<i>.جلوی ورگ خیلی کم بود</i>

13:27.120 --> 13:29.450
<i>.اون چیزی بود که فکر میکردم</i>

13:30.890 --> 13:32.820
!ماکونوچی,ما به خاطرت اومدیم

13:32.890 --> 13:34.120
!یه برد دیگه بهمون هدیه بده

13:41.100 --> 13:44.430
<i>.مسابقه با رگبار مشت شروع شد</i>

13:44.500 --> 13:46.020
<i>...ماکونوچی با بدبختی جلوی سرعت</i>

13:46.100 --> 13:48.160
<i>...ورگ کم نیاورد</i>

13:48.240 --> 13:50.430
<i>.ولی توسط تکنیکش تحت فشار قرار گرفت</i>

13:51.910 --> 13:54.340
!ماکونوچی با چپش مشت میزنه

13:56.150 --> 13:58.310
<i>.تهاجمی نیستش</i>
<i>موضوع چیه؟</i>

13:58.380 --> 14:02.750
<i>.اما,به طور غیر منتظره اول ورگ داون شد</i>

14:10.860 --> 14:13.420
<i>...تو اون لحظات تحت فشار بود</i>

14:13.500 --> 14:15.330
<i>.ولی سریع خودشو رکوری کرد</i>

14:19.440 --> 14:21.770
<i>.من این مشت رو یه بار دیدم.</i>

14:23.370 --> 14:25.270
<i>!حالا نوبت توس که واسه منو ببینی</i>

14:25.340 --> 14:28.500
<i>...بعد از اینکه داون شد,ورگ مثل یه حیون وحشی</i>

14:28.580 --> 14:30.740
<i>.به جون ماکونوچی افتاد</i>

14:32.250 --> 14:35.680
<i>.شکار شروع شد</i>
<i>...وقتی گرگ میره واس شکار</i>

14:37.490 --> 14:39.180
<i>...به صورت گروهی میرن</i>

14:40.660 --> 14:43.720
<i>.پوست شکار جر میدن و گوشتشو تیکه تیکه میکنن و استخونشو میشکنن</i>

14:44.530 --> 14:45.460
!پسر

14:45.530 --> 14:47.430
<i>...و در آخر</i>

14:48.760 --> 14:49.700
<i>.شکارشون رو گیر میارن</i>

14:51.030 --> 14:52.230
<i>.داره از پایین حمله میکنه</i>

14:55.940 --> 14:57.270
<i>...باید</i>

15:00.940 --> 15:03.140
<i>.مشت سفید دندان</i>
<i>...یه مشت ترکیبی سریع  که</i>

15:03.210 --> 15:05.650
<i>.از پایین و بالا حمله میکنه</i>

15:05.710 --> 15:08.740
<i>...با یه بازگشت خفن ورگ,مشت</i>

15:08.820 --> 15:12.340
<i>.غزال ماکونوچی کاملا بلوک میشه</i>

15:14.190 --> 15:16.210
<i>...حالا که دیگه جلوی اون مشت رو گرفت</i>

15:16.290 --> 15:18.490
<i>...دیگه تو قدرت و تکنیک</i>

15:18.560 --> 15:20.620
<i>.از ماکونوچی سرتر شد</i>

15:21.660 --> 15:25.600
<i>...ماکونوچی دیگه چیزی نداره که رو کنه</i>

15:25.670 --> 15:27.760
<i>.و همه همین فکرو میکردن</i>

15:27.840 --> 15:30.670
<i>.ولی ماکونوچی تسلیم نشد</i>

15:30.740 --> 15:32.100
<i>...اون وارده یه شرایط خطرناک و</i>

15:32.170 --> 15:33.470
<i>...مبارزه بی احتیاط شد</i>

15:33.540 --> 15:35.100
<i>.یه مبارزه سرشار از رگبار مشت</i>

15:37.180 --> 15:39.980
.ورگ با وجود گارد اون لت و پارش کرد

15:40.050 --> 15:42.810
.اون خیلی قدرتمند بود.یه ضربه هم ممکن زمین گیرش کنه

15:44.650 --> 15:47.620
.یه مبارزه خیلی نزدیک کنار طناب ادامه داره

15:54.460 --> 15:56.930
<i>.همینه.بالاخره وقتش رسید</i>

15:58.230 --> 16:00.530
!پسر,مشتاتو گره کن

16:00.600 --> 16:02.400
...اگه انرژی واسه مشت کردنش داری

16:02.470 --> 16:04.060
!اونوقت به جلو پرتابش کن

16:11.810 --> 16:16.150
<i>.اما مربی کاموگاوا انتظار چیز دیگه ای رو میکشید</i>

16:16.220 --> 16:18.410
<i>...حتی بوکسوری مثل ورگ با این سابقه مسابقات</i>

16:18.490 --> 16:21.580
<i>.ممکنه تو رینگ مسابقات حرفه ای خسته بشه و کم بیاره</i>

16:21.660 --> 16:24.490
<i>...به محض اینکه ورگ انرژیش تموم شد,ماکونوچی</i>

16:24.560 --> 16:26.620
<i>.شروع به خوابوندن مشتاش کرد</i>

16:26.700 --> 16:30.190
.ماکونوچی میره واسه تموم کردن کار
!این الگوی برگشت همیشگیشِ

16:30.270 --> 16:34.170
!البته الگوی برنده شدنش هم هست

16:34.740 --> 16:37.710
!واو!ورگ نقش زمین میشه

16:37.770 --> 16:39.170
!داون شد

16:39.780 --> 16:43.300
!ماکونوچی بالاخره مسابقه رو برگردوند

16:44.180 --> 16:46.700
.هرچند بعد از اون ورگ بلند شد

16:48.950 --> 16:51.510
<i>...مادر</i>

16:53.760 --> 16:55.220
<i>الان قویتر هستم,نه؟</i>

16:56.760 --> 16:59.490
<i>...اون مسابقه اونا رو واقعا به آخرین</i>

16:59.560 --> 17:02.590
<i>.آخرین ظرفیتشون رسوند</i>
<i>...و بعدش</i>

17:02.660 --> 17:04.660
.اونا وضعیت حمله نگرفتن

17:04.730 --> 17:06.220
...اونجوری ایستادن تا

17:06.300 --> 17:08.570
.از زمین خوردن جلوگیری کنن

17:38.030 --> 17:41.160
<i>.داره نفس کم میاره</i>
<i>.پسر طاقت بیار</i>

17:43.270 --> 17:44.740
<i>...برنده این مسابقه کسیِ که سیستم</i>

17:44.810 --> 17:46.240
<i>.تنفسی بهتری داره</i>

17:46.310 --> 17:47.470
<i>!ورگ دووم بیار</i>

17:48.340 --> 17:49.710
<i>...نفسم</i>

17:50.150 --> 17:51.640
<i>!میخوام نفس بکشم</i>

17:53.450 --> 17:56.480
!یه مشت راست!صورت ماکونوچی رو خورد میکنه

17:57.950 --> 18:00.750
!حالا میره واسه حرکت سفید دندان

18:05.230 --> 18:07.920
<i>.این دیگه آخرین توانمِ</i>

18:18.810 --> 18:20.330
<i>...ترکیب تند و تیزش</i>

18:20.410 --> 18:22.340
<i>.به این راحتی جاخالی داده شد</i>

18:22.410 --> 18:24.940
<i>...نمیتونم</i>

18:25.010 --> 18:27.450
<i>.دیگه نفسم رو نگه دارم</i>

18:34.920 --> 18:36.480
<i>!مشت غزال</i>

18:54.610 --> 18:56.540
!داون شد

18:59.050 --> 19:02.780
!مشت غزال میترکونه
!ورگ داون میشه

19:03.150 --> 19:03.810
!یک

19:03.890 --> 19:06.680
.حالا شمارش شروع میشه
یعنی مبارزه اینجا به پایان میرسه؟

19:06.760 --> 19:07.740
!دو

19:09.460 --> 19:11.890
!ورگ رو زانو هستش و داره کف رینگ رو نیگا میکنه
!سه

19:13.200 --> 19:14.360
!چهار

19:15.300 --> 19:16.630
<i>.دیگه نمیتونم ادامه بدم</i>

19:16.700 --> 19:17.670
!پنج

19:21.770 --> 19:23.530
!شش
!بلند شد

19:25.340 --> 19:28.370
<i>...اگه گارد بگیرم میتونم ادامه بدم</i>

19:28.440 --> 19:30.310
!هفت
<i>.هنوز نمیخوام تموم بشه</i>

19:32.350 --> 19:33.840
!هشت

19:36.350 --> 19:37.320
!نه

19:40.660 --> 19:42.020
!ده

19:44.660 --> 19:48.220
!شمارش دهم!مسابقه تموم شد

19:50.570 --> 19:53.760
!آره

19:53.840 --> 19:54.890
!پسر

19:54.970 --> 19:58.270
.مربی...تونستم

19:59.510 --> 20:02.240
<i>.برنده ماکونوچی بود</i>

20:02.310 --> 20:06.870
<i>.بالاخره این حق رو که واسه قهرمانی ژاپن مبارزه کنه بدست آورد</i>

20:13.320 --> 20:15.720
باشگاه بوکس ناکادا

20:15.790 --> 20:17.190
داته؟

20:17.930 --> 20:18.950
...اوکیتا

20:19.030 --> 20:20.720
.بیا یه کم تمرین کنیم.یکم از وقتتو بهم بده

20:20.800 --> 20:21.790
!بله

20:23.730 --> 20:26.170
<i>.ماکونوچی جلوم ظاهر شد</i>

20:26.240 --> 20:28.970
<i>.بدون شک قویترین مبارزه طلبِ</i>

20:30.240 --> 20:33.230
<i>.ولی منم قطعا قهرمانی رو از دست نمیدم</i>

20:34.110 --> 20:35.410
.داته

20:35.480 --> 20:37.000
.ما آماده ایم

20:38.180 --> 20:40.240
<i>.شکستش میدم</i>

20:40.320 --> 20:43.610
<i>!اون اثبات خواهد کرد که من قهرمانم</i>

20:58.200 --> 21:02.930
مهم نیست چیکار کنم,بازم همونطوره

21:03.010 --> 21:11.350
بازم همون اشتباه رو مرتکب میشم

21:11.980 --> 21:18.480
واقعا چی مهمه؟

21:18.990 --> 21:21.420
همینطوری به پایین نگاه میکنم

21:21.490 --> 21:25.660
نگرانم که کجا قدم میزارم

21:25.730 --> 21:29.130
اما تو زمانی مثل اون

21:29.200 --> 21:32.460
تلاش میکنم تا جلو رو ببینم دورتر رو

21:32.540 --> 21:36.230
به دور دست ها نگاه کن

21:36.310 --> 21:42.770
از زوایای مختلف ایده های جدید رو پیدا کن

21:42.850 --> 21:49.840
وقتی که تو یه مسیر باریک قدم میزاری ,نگاه کن

21:49.920 --> 21:56.850
دنیات 360درجه عریضتر میشه

22:04.530 --> 22:08.440
.بازگشت: وقتیکه یه بوکسور بازنشسته به صحنه بر میگرده

22:08.500 --> 22:11.270
.تا بوکس رو ادامه بده

22:11.340 --> 22:13.640
...خیلی سخته که قدرت گذشته رو بدست بیاری

22:13.710 --> 22:17.110
.و تو رقابت کم نیاری

22:18.250 --> 22:19.680
!ولی اون برگشت

22:19.750 --> 22:22.950
.به خاطر همینه که تمام تلاشمو میکنم

22:23.020 --> 22:25.750
.هدف من مبارزه با اونه

22:26.590 --> 22:28.450
:قسمت بعد
"به خاطر خودم میخوام خودم باشم"

22:28.450 --> 22:30.450
