﻿WEBVTT

00:00.830 --> 00:05.360
‫خب همونطور که میبینید، استحمام و شونه کشیدن
‫روزانه به تمیز موندن پَر هاتون کمک میکنه.

00:05.360 --> 00:07.350
‫و این زندگیتون رو سالم تر میکنه.

00:07.350 --> 00:09.790
‫خب بذارید نشونتون بدم.

00:10.300 --> 00:12.310
‫شونه رو در جهت رویش پَرها حرکت بدید،

00:12.310 --> 00:14.780
‫آروم...آروم...

00:16.710 --> 00:20.570
‫حواستون باشه خیلی محکم نکشید که به پَرهاتون آسیب نرسه.

00:20.840 --> 00:23.210
‫دکتر... چه خوبی...

00:23.750 --> 00:26.380
‫حال میده دکتر...

00:26.990 --> 00:30.710
‫خیلی خب، بذارین شونه کشیدن رو یه نفر دیگه هم نشون بدم-

00:30.710 --> 00:32.590
‫من ! من!

00:32.590 --> 00:33.840
‫نوبت منه!

00:33.840 --> 00:34.600
‫نه من!

00:34.600 --> 00:35.590
‫من!

00:40.450 --> 00:43.270
‫بالاخره میتونیم به لیندوورم برگردیم.

00:43.270 --> 00:44.220
‫آره.

00:44.220 --> 00:47.100
گمونم ‫بعنوان یه پزشک هر کاری ازم بر میومد اینجا انجام دادم.

00:47.600 --> 00:52.350
‫خیلی وقته از درمونگاهمون دور موندیم،
‫ بهتره قبل این که برف بباره برگردیم.

00:54.370 --> 00:56.690
‫ایلی! آخه چرا از پنجره-

00:57.030 --> 00:58.950
‫دکتر!

00:59.240 --> 01:01.360
‫عیی، این چیه!

01:01.360 --> 01:04.930
‫داشتم تو جنگل پرواز میکردم یهو دیدم کل هیکلمو از اینا پوشونده!

01:04.930 --> 01:06.690
‫عخ! چندشه!

01:06.690 --> 01:08.950
‫مزه گوه میده!

01:09.390 --> 01:11.210
‫بذار ببینم چیه.

01:16.880 --> 01:19.660
‫بیشتر شبیه رشته است تا یجور مایع...

01:19.660 --> 01:22.840
‫باید تار عنکبوت، نه تار یه آراکنه باشه.

01:19.660 --> 01:27.980
‫مترجم: آراکنه، دختری در اساطیر یونان که بخاطر رقابتش
‫با الهه آتنا در بافندگی نفرین شد و به شکل عنکبوت در آمد.

01:23.840 --> 01:25.290
چه؟

01:25.290 --> 01:27.980
‫هیولاهایی که پایین تنه شون مثل عنکبوت یا یه بند پا باشه.

01:27.980 --> 01:31.690
‫احتمال میدم تار هایی که موقع رد شدن از جنگل تنیدن باشه.

01:31.990 --> 01:33.850
‫با آب گرم بشور.

01:33.850 --> 01:35.520
‫بد نیست یه سر بری چشمه آبگرم تون.

01:35.520 --> 01:38.070
‫جان من؟ ایول، ما رفتیم...

01:39.510 --> 01:41.700
دکتر، میای با هم بریم؟ آبگرم؟

01:41.700 --> 01:44.080
‫عه! راهتو بکش برو دیگه!

01:49.740 --> 01:52.110
‫دکتر، اون پوزخند حماقت بار رو از صورتت بردار.

01:52.110 --> 01:57.140
‫پوزخند چیه؟ من فقط از بهبود وضعیت ایلی خوشحالم.

01:58.500 --> 02:00.720
‫اوه لعنتی، حواسم نبود!

02:00.720 --> 02:02.680
‫یه حس بدی در مورد این قضیه تار ها دارم.

02:00.720 --> 02:02.680
سافه، آب گرم داریم اینجا؟

02:10.150 --> 02:14.200
دکترِ دختران هیولایی

02:15.150 --> 02:45.200
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

03:33.480 --> 03:36.940
پرونده 7        عنکبوت عیاش

03:33.880 --> 03:35.430
‫دکتر!

03:35.430 --> 03:37.430
‫اینا چین؟

03:35.430 --> 03:37.430
این ها چیه؟

03:35.430 --> 03:37.430
‫خیلی چندشه!

03:37.430 --> 03:40.830
‫این چیزای لزج و سفید رو یکاریشون بکن!

03:40.830 --> 03:42.780
‫خیلی چندشه!

03:40.830 --> 03:42.780
‫بچه ها، آروم باشین لطفا.

03:41.320 --> 03:42.400
‫‫عیی...

03:41.400 --> 03:42.780
‫حال به هم زنه!

03:43.060 --> 03:45.220
‫با آب گرم راحت پاک میشن.

03:45.620 --> 03:47.190
‫این فقط تار آراکنه است.

03:47.190 --> 03:48.210
‫نموخوام...

03:49.500 --> 03:51.230
‫خیلی لزجه!

03:54.360 --> 03:58.240
‫گمونم بهتره برم این مشکل رو از ریشه حل کنم.

03:58.900 --> 04:01.380
‫بهتره زودتر این آراکنه رو پیدا کنیم،

04:01.990 --> 04:05.900
‫و ازش بخوایم این قدر تار هاش رو هر جا پخش نکنه.

04:13.940 --> 04:15.260
‫ممنون، سافه.

04:24.130 --> 04:26.850
‫مشخصا یه آراکنه اینجا بوده.

04:26.850 --> 04:28.420
‫اگه دنبالش کنیم...

04:28.920 --> 04:30.980
‫احتمالا ما رو میرسونه به اونی که این همه تار رو تنیده.

04:33.820 --> 04:36.920
راستی سافه، لباسای تو هم ساخت آراکنه هاست، نه؟

04:36.920 --> 04:41.560
‫بله ، ظاهرا برای غیر آراکنه ها ساختن پارچه هایی که جلوی نور رو بگیرن سخته.

04:41.850 --> 04:44.550
‫بعضی ار تار هاشون چسبناکه و بعضیش نه.

04:44.550 --> 04:48.050
‫اونا میتونن از این ابریشم محکم و منعطف هرطور میخوان استفاده کنن.

04:48.330 --> 04:51.380
‫آراکنه ها واقعا با استعدادن.

04:51.380 --> 04:54.280
‫بله، لطفا مراقب باش دکتر!

04:54.680 --> 04:58.220
‫اون چیزی که آراکنه ها توی ساختنش استادن، تله است!

04:58.780 --> 05:03.910
‫نگران نباش، کور نیستم که، نمیرم وسط این تارهای-

05:07.340 --> 05:09.370
‫خوبه الان گفتم بهت.

05:09.370 --> 05:10.900
‫شرمنده...

05:10.900 --> 05:15.610
‫اون ها از طریق تار هاشون میفهمن که یه چیزی توی تله شون افتاده.

05:31.970 --> 05:34.340
‫عه تویی که، آراهنیا.

05:34.340 --> 05:37.500
‫ببین کی اینجاست! سافه خودمونه که!

05:37.500 --> 05:40.340
وسط این کوه ها چیکار میکنی؟

05:40.340 --> 05:44.280
‫من و دکتر اومدیم اینجا برای کمک به روستا.

05:44.280 --> 05:50.550
‫که اینطور، پس این شازده ی سر به هوا همون دکتریه که همش ازش حرف میزنی.

05:51.780 --> 05:54.090
‫سلام! دکتر!

05:54.090 --> 05:59.850
‫من بهترین دوست سافه م،
‫آراهنیا تارانترا آراکنیدا.

05:59.850 --> 06:01.370
‫از آشناییتون خوشوقتم.

06:01.370 --> 06:02.580
بهترین دوست؟

06:02.580 --> 06:07.350
‫به مرور که بیشتر ازش پارچه میخریدم رابطمون نزدیک تر شد.

06:07.350 --> 06:11.710
‫ایشون سرپرست گروه طراحی خیاط خونه «ابریشم گشاد» لیندوورم هستن.

06:11.710 --> 06:13.630
ابریشم گشاد؟

06:13.630 --> 06:16.570
همون شرکت معروف تولیدی پوشاک هیولاها؟

06:16.570 --> 06:19.250
که همه جای مملکت شعبه دارن؟

06:19.250 --> 06:20.220
‫بله.

06:20.220 --> 06:26.110
‫لباس پرستاری من و این هایی که خودش پوشیدن همش طرح خودشه.

06:26.390 --> 06:29.410
‫من گلن لیتبایت هستم، از آشناییتون خوشبختم.

06:29.410 --> 06:33.410
‫من همه چیز رو در مورد شما از سافه شنیدم.

06:33.770 --> 06:36.230
خب، آراهنیا-سان، چی شما رو آورده اینجا؟

06:36.450 --> 06:37.500
‫سوال خوبیه.

06:37.910 --> 06:42.830
‫من شنیدم که یه هارپی این حوالی هست که پرهای ققنوس داره.

06:42.830 --> 06:44.450
‫چه سریع خبر ها پخش شده...

06:44.450 --> 06:47.620
‫هیچ وقت شبکه اطلاعاتی آراکنه ها رو دست کم نگیر!

06:47.620 --> 06:49.700
‫عاح...ققنوس...

06:49.700 --> 06:55.670
‫پرنده ای معجزه آسا با بال هایی همچون رنگین کمان،
‫ که با هر بار پر زدن رنگ عوض میکنن!

06:56.140 --> 06:59.460
‫باید ازش توی طراحی های جدیدم استفاده کنم!

06:59.460 --> 07:01.670
‫باید با چشمای خودم ببینمشون!

07:01.670 --> 07:06.770
‫برای همین اینجام. یه چند جا هم تله گذاشتم بلکه گیرش بیارم.

07:06.770 --> 07:08.140
تـ-تله؟

07:08.140 --> 07:12.020
خب، جور دیگه ای میتونستم بگیرمش؟

07:12.020 --> 07:14.850
‫نگو فکر میکردی اون هارپی توی جنگل زندگی میکنه.

07:14.850 --> 07:17.670
‫اون هارپی توی دهکده زندگی میکنه.

07:18.300 --> 07:22.660
دروغ نگو! چرا زودتر بهم نگفتین؟

07:28.470 --> 07:30.960
‫پس اینه اون ققنوس افسانه ای.

07:32.680 --> 07:34.580
‫اینجایی عسلم!

07:34.580 --> 07:36.310
چـ-چی؟

07:36.310 --> 07:38.550
‫عذر میخوام عشقم!

07:38.550 --> 07:40.070
این کیه دیگه؟

07:40.070 --> 07:42.590
‫بذار خاله یه نگاه به اون پرای قشنگت بندازه!

07:41.810 --> 07:43.740
‫نیا جلو!

07:43.740 --> 07:45.650
‫بذار ببینم دیگه!

07:45.650 --> 07:46.260
‫نموخوام!

07:46.260 --> 07:51.220
‫جان من! فقط نوکشو نگاه میکنم!

07:50.820 --> 07:52.320
‫عمرا! نه!

08:04.840 --> 08:08.130
‫نموخوام!نموخوام!نموووخوام!

08:07.010 --> 08:08.550
‫وایسا بینم!

08:10.920 --> 08:16.330
‫از آراهنیا قول گرفتم که دیگه دور دهکده و تو جنگل تار نتنه.

08:16.330 --> 08:18.460
‫دیگه کمتر کسی به مشکل میخوره.

08:18.460 --> 08:22.270
عه؟ که کمتر کسی به مشکل میخوره؟

08:22.270 --> 08:24.860
‫فقط یه نگاه بنداز! یه نگاه به اینا بنداز!

08:24.860 --> 08:26.750
اینو چی میگی؟

08:26.750 --> 08:28.490
‫عاو، چه بدشانس.

08:28.490 --> 08:32.270
شانس ربطی به این نداره! اون لعنتی چی بود دیگه؟

08:32.270 --> 08:34.070
‫اون، بهترین دوست منه..

08:34.070 --> 08:36.320
‫پس بهتره تو  انتخاب دوست هات تجدیدنظر کنی.

08:36.630 --> 08:40.460
چطور میتونی اجازه بدی همچین فرد خطرناکی آزاد بچرخه؟

08:41.950 --> 08:44.570
‫آراهنیا فردی بدی نیست.

08:44.910 --> 08:49.210
‫هر چند وقتی ذوق زده میشه هیچی حالیش نیست...

08:49.210 --> 08:51.950
برای همین ‫این بار رو که خطرناک خطابش کردید استثنائا چیزی نمیگم.

08:51.950 --> 08:55.060
‫منظورم این نبود.

08:55.060 --> 08:57.140
فقط... چجوری بگم؟

08:57.140 --> 09:02.340
‫شاید حس زنونه ام باشه، هر چی که هست بهم میگه اون قابل اعتماد نیست.

09:02.340 --> 09:07.290
‫ذره ای هم احساس گناه نکرد واسه این که منو اینطوری به گند کشید.

09:08.560 --> 09:11.060
‫آراهنیا-سان فقط میخواد بالهای ایلی رو برانداز کنه.

09:11.060 --> 09:13.280
‫برای الهام گرفتن توی طراحی لباسش.

09:13.620 --> 09:15.430
مطمئنی؟

09:16.270 --> 09:19.080
‫هر کاری هم که آراهنیا بخواد بکنه،

09:19.080 --> 09:22.350
‫با وجود فرد قدرتمندی مثل شما، احتیاجی به نگرانی نیست.

09:22.790 --> 09:23.810
‫با اجازه.

09:24.370 --> 09:26.050
‫وایسا سافه.

09:28.470 --> 09:31.150
‫واقعا باید خسته باشه.

09:31.150 --> 09:33.540
‫نمیدونم برای سرمای کوهستانه یا چی.

09:33.540 --> 09:34.240
هن؟

09:34.730 --> 09:39.530
‫میدونم لامیا ها خونسردن و توی هوای سرد راحت نیستن،

09:39.530 --> 09:41.300
‫ولی اصلا اونقدرا خسته به نظر نمیومد.

09:41.300 --> 09:44.080
‫و داره مثل همیشه اش فعالیت میکنه.

09:44.550 --> 09:47.220
‫شاید خیلی داره به خودش فشار میاره.

09:47.220 --> 09:49.790
‫تا دکتر محبوبش رو تحت تاثیر بذاره.

09:51.960 --> 09:54.000
‫من حتی متوجه هم نبودم...

09:54.000 --> 09:55.620
‫ممکنه یه دکتر عالی باشی،

09:55.620 --> 09:58.440
‫ولی نسبت به اطرافیانت و نزدیکات بی توجهی.

10:01.220 --> 10:02.930
تعطیلی؟

10:02.930 --> 10:07.210
‫بله، کی-سان و لونا-سان میخواستن دعوتت کنن.

10:07.490 --> 10:10.200
چرا باهاشون نری چشمه آبگرم برای استراحت؟

10:10.200 --> 10:13.970
‫آخه از وقتی اومدیم به این دهکده بی وقفه مشغول بودی.

10:14.370 --> 10:16.810
‫میخوام که یه خورده به خودت استراحت بدی، سافه.

10:16.810 --> 10:19.460
‫به چشم یه هدیه از طرف من بهش نگاه کن.

10:20.620 --> 10:22.840
هدیه ای از طرف شما؟

10:26.570 --> 10:29.750
‫در این صورت، باشه میپذیرم.

11:02.040 --> 11:05.800
‫بشور، بشور، بشور، بشور، بشور...

11:02.270 --> 11:05.440
‫هی هو، هی هو...

11:07.130 --> 11:08.640
‫ویز!

11:15.660 --> 11:19.710
اوه؟ سافه اینجا نیست؟

11:18.610 --> 11:20.950
دکتر دختران هیولایی

11:21.910 --> 11:23.440
چی باعث شد امروز به اینجا بیاید؟

11:23.440 --> 11:29.580
‫سرم گیج میره و مفصلام درد میکنه.

11:29.580 --> 11:31.800
‫خب بذار اول تبت رو بگیرم.

11:31.800 --> 11:33.060
‫بفرما.

11:35.190 --> 11:37.130
‫خب انگار تب نداری.

11:37.130 --> 11:39.470
‫عه؟ که اینطور.

11:39.470 --> 11:41.180
میشه دهنتونو باز کنید؟

11:46.080 --> 11:48.520
‫گلوتون هم التهاب نداره.

11:49.140 --> 11:51.810
‫من هیچ علائم مشخصی نمیبینم.

11:51.810 --> 11:54.530
‫ولی ممکنه سرماخوردگی باشه.

11:59.620 --> 12:00.730
چیزی شده؟

12:01.150 --> 12:02.850
‫نه چیزی نیست.

12:02.850 --> 12:07.370
‫فقط این که یه انسان این قدر به حال ما هیولاها اهمیت میده رو تحسین میکنم.

12:07.370 --> 12:10.240
‫بله. من همه سعیمو میکنم.

12:10.240 --> 12:15.000
‫همیشه راجع به این دکتری که سافه این همه ازش حرف میزد کنجکاو بودم...

12:15.000 --> 12:19.750
‫که اینطور، حالا میفهمم چرا سافه این همه خاطرتونو میخواد.

12:21.270 --> 12:26.400
‫بهرحال، گمونم یکم هوای تازه حالمو بهتر کنه.

12:26.400 --> 12:28.820
‫البته شما بهتره زیاد توی سرما نباشید.

12:28.820 --> 12:32.020
‫خب، با یه جا وایسادن هم حالم بهتر نمیشه.

12:33.460 --> 12:35.140
‫عا، راستی دکتر.

12:35.460 --> 12:39.500
اگر نگرانید، چرا من رو تو این پیاده روی همراهی نمیکنید؟

12:47.700 --> 12:50.660
آراهنیا-سان، چقدر دیگه میخواید راه بریم؟

12:50.660 --> 12:53.570
‫نمیدونم، تا هر جا که حالش باشه.

12:53.570 --> 12:57.200
‫بهتر نیست برگردیم؟ ممکنه حالتون بدتر بشه.

12:59.370 --> 13:01.340
‫باهاش اومدم چون نگران حالش بودم،

13:01.340 --> 13:03.880
‫ولی اگر این قدر سرحاله، پس حالش خوبه.

13:04.250 --> 13:07.390
‫ببخشید، ولی من دیگه بر میگردم.

13:07.390 --> 13:10.210
‫خیلی خب، ولی مراقب جلوی پاهاتون باشید.

13:14.090 --> 13:17.760
‫برای همین گفتم، مراقب جلوی پاهاتون باشید.

13:18.080 --> 13:19.920
کی این تله رو گذاشتید؟

13:19.920 --> 13:21.590
‫به مححض این که رسیدیم اینجا.

13:21.590 --> 13:26.260
‫یه چند تایی تله گذاشتم که اگه خواستی برگردی گیرت بندازم.

13:26.260 --> 13:29.540
‫شاید موقع اومدن راحت بوده باشید، ولی ممکنه موقع برگشت به طوفان بخورید.

13:29.840 --> 13:32.420
‫پس اون موقع که گفتی حالت خوش نیست...

13:32.420 --> 13:34.150
‫دو-روغ!

13:36.800 --> 13:39.730
دکتر؟ پایه ای یکم صفا کنیم؟

13:39.730 --> 13:41.400
‫تا منظورت از صفا کردن چی باشه.

13:41.400 --> 13:46.960
وای من دکتر، انتظار نداری که همچین چیز خجالت آوری رو بلند بگم؟

13:46.960 --> 13:50.350
‫چیزه... فکر نکنم من و شما به درد هم بخوریم.

13:50.350 --> 13:51.880
‫کاملا درسته.

13:51.880 --> 13:56.790
‫بخوام صادق باشم پشیزی هم نسبت به شما احساسی ندارم.

13:56.790 --> 13:57.860
‫خب...

13:57.860 --> 14:00.340
‫ولی سافه دوست نزدیک و عزیز منه.

14:00.340 --> 14:04.850
‫و منم کنجکاوم راجع به این دکتری که این قدر سافه میخوادتش.

14:06.110 --> 14:11.770
‫من متاسفانه یه عادت بدی دارم، که چیزی که بقیه دارن رو بخوام...

14:11.770 --> 14:14.500
‫مخصوصا که اون ها از نزدیکان و دوستانم باشن.

14:14.500 --> 14:18.710
‫آه، اینطور نیست که بخوام شما رو بدزدما!

14:18.710 --> 14:23.240
‫فقط میخوام با سافه شریک باشم تا هم سطح بشیم.

14:23.240 --> 14:27.370
‫میتونی، مثلا هم سطح توی مسائل عشقی و اینا.

14:27.370 --> 14:30.240
‫من یه پزشکم و سافه هم دستیارمه.

14:30.240 --> 14:31.920
‫اصلا از اون خبرا نیست بمولا.

14:31.920 --> 14:37.270
‫البته! و سافه اونقدری برای شما اهمیت قائله که حرکتی نمیکنه!

14:37.740 --> 14:41.360
‫به نظرتون چه اتفاقی میفته اگه من...

14:41.360 --> 14:43.350
همین جا و همین لحظه یه عنایتی بهتون داشته باشم؟

14:43.350 --> 14:45.310
‫سافه خل میشه مسلما.

14:45.310 --> 14:46.470
‫شک نکن!

14:46.470 --> 14:49.580
‫حتی بیشتر! ممکنه ترس ورش داره!

14:49.580 --> 14:54.880
‫«ای وای من! دکتر عزیزم داره به دست بهترین دوستم ازم دزدیده میشه...»

14:54.880 --> 14:59.110
‫وقتی داره خودش رو میندازه رو شما این رو میگه.

14:59.110 --> 15:03.440
‫اون موقع شما میشی واسطه ی عمیق تر شدن رابطه من و سافه.

15:03.440 --> 15:06.450
‫و سافه دیگه نمیتونه از دست من فرار کنه!

15:06.450 --> 15:08.710
‫دیـ-دیوونه ای بمولا.

15:08.710 --> 15:11.350
‫البته! ولی میدونی دکتر،

15:11.350 --> 15:14.740
‫این دیوونگی عامل اصلی خلاقیت هامه!

15:14.740 --> 15:19.050
‫بهترین مُد هایی که دنیا به خودش دیده رو بوجود آورده!

15:19.050 --> 15:21.490
‫حالا دکتر جان...

15:21.490 --> 15:23.230
‫بقیه ش رو بسپر به خودم...

15:29.040 --> 15:31.290
‫مجازات الهی!

15:40.700 --> 15:43.510
تیسالیا-سان، اینجا چیکار میکنید؟

15:43.510 --> 15:47.510
‫دنبالتون اومدم، باید تجربه ی بدی بوده باشه.

15:47.770 --> 15:51.950
‫ببین کی اینجاست... وارث خانئان سکیتیا.

15:51.950 --> 15:55.100
‫حاضرم قسم بخورم کلی تله گذاشته بودم که مطمئن شم دنبالمون نمیای.

15:55.430 --> 15:59.100
‫همشونو با این شمشیری که کی بهم قرض داده بریدم.

15:59.600 --> 16:01.590
‫همه ی حرف هات هم شنیدم.

16:01.590 --> 16:05.880
‫این که بخوای بخاطر دیدگاه خرابت نسبت
‫ به دوستی و مُد به دکتر تعرض بکنی...

16:06.270 --> 16:10.030
‫همچین خشونتی غیر قابل بخشایشه!

16:10.570 --> 16:13.690
‫باید اعتراف کنم از اینطور درگیری ها بدم میاد.

16:14.220 --> 16:16.990
چطوره شما خودتو کنار بکشی؟

16:16.990 --> 16:19.540
‫این مسئله ارتباطی به شما نداره خانم.

16:19.540 --> 16:21.170
‫خیلی هم مربوطه!

16:21.170 --> 16:26.970
‫بهرحال، دکتر قراره با من نامزد کنه و بعدش مالک قلمروی سکیتیا بشه.

16:26.970 --> 16:29.830
‫عه؟ تو هم میخوای همون کار رو باهاش بکنی که!

16:29.830 --> 16:31.770
من؟ مثل تو؟

16:31.770 --> 16:33.330
چی باعث شد همچین کفری بگی؟

16:33.330 --> 16:35.930
‫من دارم بخاطر دوستیم و شغلم،

16:35.930 --> 16:39.920
‫و تو بخاطر جانشینی شرکتتون، دکتر رو میخوایم.

16:39.920 --> 16:41.560
‫میبینی؟ مثل همیم.

16:41.560 --> 16:43.300
‫نـ-نخیرم نیستیم!

16:43.300 --> 16:45.730
‫بله، من یکی رو میخوام که نام سکیتیا رو زنده نگه داره،

16:45.730 --> 16:48.680
‫ولی من واقعا هم عاشق دکتر هستم!

16:48.680 --> 16:50.070
مطمئنی؟

16:51.070 --> 16:55.490
‫از کجا مطمئن صرفا این توهم عشق برات ایجاد نشده،

16:55.490 --> 16:58.570
چون دکتر رو بعنوان یه گزینه مناسب برای جانشینی دیدی؟

16:58.840 --> 17:00.950
‫نـ-نه، درست نیست...

17:00.950 --> 17:05.570
اگر این مسئله ارتباطی با کسب و کارت نداره، پس چرا با هم فرار نمیکنید؟

17:05.570 --> 17:07.330
‫ولی آخه...

17:07.330 --> 17:11.650
‫ولی این مسئولیت من بعنوان وارث سکیتیاست...

17:11.650 --> 17:14.000
‫نمیتونم هیچوقت این کار رو با کی و لونا بکنم.

17:14.000 --> 17:16.130
‫پس ما مثل همیم.

17:16.440 --> 17:22.210
‫نـ-نه نیستیم، چون تو... چون تو...من...

17:22.210 --> 17:23.660
تیسالیا-سان؟

17:27.050 --> 17:27.860
‫خیلی...

17:28.270 --> 17:29.100
خیلی؟

17:29.560 --> 17:31.850
‫خیلی... تو...

17:31.850 --> 17:33.320
‫رو مخمی!!!

17:40.240 --> 17:44.000
هوی نزدیک بودا! چت شد یهو تو؟

17:44.000 --> 17:46.720
‫خفه شو! خفه شو! خفه شو!

17:46.720 --> 17:50.150
چطور جرات میکنی از منطق پیچیده ات علیه من استفاده کنی؟

17:50.150 --> 17:53.410
‫من نمیفهمم عشق چطوریاس!

17:53.410 --> 17:55.970
‫قبلا که عاشق نبودم بدونم که!

17:55.970 --> 17:57.790
‫اسبی دیگه.

17:57.790 --> 18:02.980
‫در هر حال، دکتر گلن کسیه که من باارزش یافتم.

18:02.980 --> 18:06.120
‫و اجازه نمیدم بهم بگی احساساتم واقعی نیستن!

18:06.120 --> 18:09.370
‫و من مثل تو نیستم که گفتی اصلا عشقی نداری.

18:09.370 --> 18:11.110
‫من به هیچ وجه مثل تو نیستم!

18:12.060 --> 18:14.610
‫واقعا از سر و کله زدن با امثال تو بدم میاد.

18:19.790 --> 18:22.080
‫باید تا هم رو جر ندادن جلوشون رو بگیرم.

18:24.330 --> 18:26.190
‫ولی آخه چیکار-

18:30.890 --> 18:32.330
‫شما دو تا!

18:32.730 --> 18:34.470
‫نمیتونم... نفس...

18:32.730 --> 18:37.320
‫دارین هر چی دلتون میخواد راجع به دکتر من میگید!

18:37.320 --> 18:40.610
‫هر دوتون ! هی میگین دوستش دارم، دوستش ندارم...

18:40.610 --> 18:41.970
‫دیگه نمیخوام بشنوم!

18:42.740 --> 18:45.580
‫شما ها نمیفهمید، پس بذارین حالیتون کنم،

18:45.580 --> 18:47.590
‫دکتر گلن،

18:47.590 --> 18:52.600
‫وقتشو از سر راه نیورده که حروم نامزدی و عشق و عاشقی کنه!

18:53.410 --> 18:56.350
‫لامیا ها مجرای اشک ندارن...

18:56.350 --> 19:00.930
‫ولی اینکه نتونی گریه کنی، دلیل نمیشه که زجر نمیکشی...

19:01.500 --> 19:06.420
‫متاسفم که زود تر متوجهت نشدم... سافه...

19:09.300 --> 19:11.620
دکتر؟ دکتر گلن؟

19:11.620 --> 19:13.030
آقای دکتر؟

19:16.630 --> 19:19.370
‫بخدا شرمندتم.

19:19.680 --> 19:23.250
‫طوری نیست، میدونم که از عمد لهم نکردی.

19:23.250 --> 19:26.250
‫ولی فکر کنم وقتی مست باشی عذر خواهی فایده ای نداشته باشه.

19:26.250 --> 19:30.550
آخه اگه نخورم چطور باهاش کنار بیام؟

19:31.000 --> 19:33.350
‫راستی، راجع به آراهنیا-سان...

19:33.970 --> 19:36.900
تو میدونستی داره یه نقشه ای میچینه؟

19:37.330 --> 19:39.800
‫خب، اون بهترین دوستمه.

19:39.800 --> 19:45.090
‫از اونجایی که خوب میشناسمش، حدس میزدم همچین اتفاقی ممکنه بیافته.

19:45.090 --> 19:46.510
‫عجب.

19:50.820 --> 19:53.870
‫من، دوستت دارم دکتر.

20:02.090 --> 20:05.020
‫اونوقت این وسط هی رقیب های جدید سر و کله شون پیدا میشه...

20:05.650 --> 20:10.070
‫راستش، اصلا مشکلی نداشتم اگه آراهنیا ازم میدزدیدتون.

20:12.350 --> 20:15.430
‫چون میدونستم اون جدی نیست.

20:15.430 --> 20:20.310
‫حتی اگر هم جسمتون رو تصاحب میکرد، مطمئنم قلبتون رو نمیتونست.

20:21.200 --> 20:22.540
‫ولی...

20:22.540 --> 20:24.790
‫قضیه تیسالیا اینطوری نیست.

20:25.150 --> 20:30.040
‫وقتی پای مسائل عاطفی وسطه یکم بی ملاحظه است، ولی همیشه صداقت داشته.

20:30.040 --> 20:32.020
‫میترسم من.

20:32.020 --> 20:35.800
‫میترسم یکی واقعا یه روز شما رو ازم بدزده.

20:41.120 --> 20:42.400
دکتر؟

20:42.400 --> 20:43.510
‫سافه!

20:43.930 --> 20:45.030
جانم؟

20:45.030 --> 20:50.520
‫ما هنوز درمونگاهمون رو داریم، و هنوز خیلی
‫ چیز ها در مورد آینده هست که ازش بی خبریم.

20:50.520 --> 20:54.010
‫اما کسی که دوست دارم اینطوری یه نوشیدنی رو باهاش شریک بشم،

20:54.500 --> 20:57.010
‫سافه، فقط تویی.

20:58.560 --> 21:00.530
‫نـ-نگو اینطوری...

21:00.530 --> 21:02.900
‫اذیتم نکن!

21:04.950 --> 21:06.930
‫ویز!

21:06.930 --> 21:08.690
‫وایسین...

21:08.690 --> 21:09.930
اینا چرا رفتن؟

21:09.930 --> 21:13.480
‫چـ-چون شما حرفای خجالت آور زدی!

21:22.660 --> 21:24.500
‫این لرزش...

21:24.980 --> 21:28.360
‫فقط میتونه بخاطر خشم غول باشه.

21:28.360 --> 21:34.880
‫خیلی خیلی وقت پیش، غولهایی که «گیگا» نامیده میشدن،
‫همه چیز رو بر سر راهشون نابود میکردن.

21:34.880 --> 21:38.630
‫اونها خدایان رو به خشم آوردن و خدایان اون ها زیر کوه ها حبس کردن.

21:39.070 --> 21:43.850
‫با این حال، قدرت اون ها لا یزال بود.

21:43.850 --> 21:47.580
‫بر اساس یه افسانه، 300 سال قبل،

21:47.580 --> 21:51.900
‫مردم ما در اهدای یه قربانی برای عرض احترام تعلل کردن.

21:51.900 --> 21:54.170
‫و یک غول ظاهر شد و تقریبا تمام دهکده رو نابود کرد.

21:54.170 --> 21:58.050
‫با توجه به گزارش افرادم که برای بررسی منطقه فرستاده بودم،

21:58.050 --> 22:04.180
‫چیزی بسیار بزرگتر از هر موجودی داره به سمت دهکده مون میاد.

22:05.570 --> 22:25.270
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:34.930 --> 23:39.930
حمله به گیگا            پرونده8

23:35.580 --> 23:38.980
‫پرونده8: حمله به گیگا