﻿WEBVTT

00:00.340 --> 00:04.720
‫ادامه جلسه امروز رو به بعد موکول میکنیم.

00:04.720 --> 00:06.470
‫همگی مرخصید.

00:09.720 --> 00:12.100
‫بانو اژدها، ما هم بریم.

00:20.940 --> 00:22.870
همچنان قصد داری نظرمو عوض کنی؟

00:23.180 --> 00:27.640
‫بله، مایلم هر طور شده جراحی شما انجام بشه.

00:39.180 --> 00:43.230
دکترِ دختران هیولایی

00:45.180 --> 01:15.230
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

02:02.430 --> 02:05.980
پرونده11        جراحی بزرگ لیندوورم

02:02.670 --> 02:04.820
اینجوری دکتر؟

02:04.820 --> 02:07.340
‫بله...بله، با ظرافت، همین طوری.

02:07.770 --> 02:09.940
‫انگار داری به آرومی نیشگونش میگیری.

02:11.830 --> 02:14.980
‫آها، همینجوری. این بخش خیلی حساسه مراقب باش.

02:16.850 --> 02:19.520
‫عالی، پیشرفت چشم گیری داشتی.

02:19.520 --> 02:24.090
‫وای! فدات بشم! همه‌ش ها به لطف راهنمایی شما بوده!

02:25.610 --> 02:26.830
‫زیادی نزدیکههههه...

02:28.250 --> 02:33.070
‫دکتر گلن، این نتیجه آزمایش ها مرتب نیستن.

02:33.070 --> 02:34.720
‫شـ-شرمنده.

02:34.720 --> 02:37.930
‫عجیبه، ولی میتونم قسم بخورم رو ترتیب همیشگی چیدمشون.

02:37.930 --> 02:40.080
‫خودم درستش میکنم.

02:40.420 --> 02:43.860
راستی، وقتش نشده برید به بیمارستان مرکزی؟

02:43.860 --> 02:48.680
‫عا راست میگی، یه سر هم به کارگاه و ساختمون مجلس باید بزنم.

02:49.220 --> 02:50.550
شامتون چی؟

02:50.940 --> 02:54.120
‫نه خیلی کار دارم، نمیرسم بیام، خودم بیرون یچیزی میخورم.

02:54.120 --> 02:56.530
‫منتظر من نمونید، شامتون رو بخورید.

02:56.990 --> 02:58.640
‫خیلی خب، تا بعد.

02:58.640 --> 03:00.050
‫خیر پیش.

03:01.460 --> 03:03.780
در موردش مطمئنی سافه؟

03:04.360 --> 03:07.180
اگه صاف بر نگردی و تو روشون نگی

03:07.180 --> 03:11.240
‫«منو نگاه کن! به من توجه کن!» مردا هیچوقت متوجه نمیشن.

03:11.630 --> 03:15.750
‫طوری نیست. دیگه عادت کردم به این بی توجهی ها.

03:15.750 --> 03:18.140
عه؟ منظورت چیه؟

03:18.740 --> 03:23.420
‫وقتی که خونه شون رو ترک میکردم، هیچوقت
‫هیچوقت فکرش هم نمی کردم ممکنه باز هم رو ببینیم.

03:23.770 --> 03:29.640
‫تا وقتی که دوباره هم رو توی دانشگاه دیدیم، من رسما تنها بودم.

03:29.640 --> 03:33.620
‫ولی الان، تا وقتی که اینجا هستم، همیشه میتونم باز هم ببینمش.

03:34.020 --> 03:35.640
‫اون همیشه بر میگرده خونه، پیش من.

03:36.420 --> 03:41.310
‫که اینطور. پس واقعا عاشق دکتر گلن هستی.

03:41.310 --> 03:44.360
‫البته، و این یعنی شما سعی نکن خودتو زورکی جا کنی.

03:44.360 --> 03:46.760
‫باید بگم که حسودیم میشه.

03:48.040 --> 03:50.670
‫منون بابت همه زحمتایی که میکشی، آراهنیا.

03:50.670 --> 03:53.410
‫خوبه که آدم چند وقت یبار به خودش یه استراحتی بده.

03:53.850 --> 03:55.930
مدتی میشه اینجا نیومدیم، نه؟

03:55.930 --> 03:58.540
‫آره درسته...

03:58.540 --> 04:00.890
ولی اون چی میگه اینجا؟

04:03.490 --> 04:05.740
‫دیدم یه شب خودمون دختراییم،

04:05.740 --> 04:08.260
‫شما دو تا هم که همدیگه رو میشناسید از قبل، گفتم چرا که، اونم بیاد.

04:08.570 --> 04:11.380
‫ممنونتم که دعوتم کردی، سافه.

04:11.380 --> 04:14.880
ما اومدیم میخونه، بعد تو داری آبمیوه میخوری؟

04:14.880 --> 04:18.320
‫حرام است، من نمیخورم.

04:18.320 --> 04:20.100
‫چی بگم والا.

04:20.100 --> 04:24.040
‫حالا فکر نکن اینو گفتی مزه اش به دهنم بد میشه.

04:24.040 --> 04:28.850
‫آره، ازون جایی که هممون دختریم و غریبه هم بینمون نیست هر چی میخواید بگید.

04:31.740 --> 04:35.420
راستی سافه، اون واسطه ای که معرفی کردم بدرد خورد؟

04:35.730 --> 04:39.100
‫بله، به کمک چیزایی که شما تهیه کردید،

04:39.100 --> 04:41.370
‫تونستیم به چیزی دست پیدا کنیم که روی اژدها ها هم جواب بده.

04:41.370 --> 04:43.030
در مورد چی حرف میزنید؟

04:43.030 --> 04:45.440
‫داروی بیهوشی برای سکالدی-ساما.

04:45.440 --> 04:49.500
‫مطلقا هیچ گزارشی از هیچ گونه جراحی روی یه اژدها وجود نداره.

04:51.640 --> 04:54.190
‫با کمک واسطه هایی که شرکت سکیتیا فراهم کرد،

04:54.190 --> 04:56.990
‫تونستیم مواد لازم برای ساختن فرمول بیهوشی رو تهیه کنیم.

04:56.990 --> 04:58.430
‫از انسان های ساکن شرق.

04:58.860 --> 05:00.310
‫و اولین ماده اولیه...

05:01.880 --> 05:03.070
چی؟

05:03.550 --> 05:06.190
‫اونیه که داری میخوری، بهش میگن«گینجو»

05:06.630 --> 05:09.200
‫از یه جور مشروب شرقی بدست میاد،

05:09.200 --> 05:12.460
‫ما فهمیدیم که میتونه روی اژدهاها اثر آرام بخش داشته باشه.

05:13.860 --> 05:19.580
پس یعنی شما از این مشروب شرقی
برای هوشبری سکالدی-ساما استفاده میکنید؟

05:19.580 --> 05:22.530
‫بله، ولی هنوز لازمه امتحانش کنیم.

05:22.530 --> 05:23.720
‫هی آبجی!

05:23.720 --> 05:25.580
‫بازم گینجو بیار!

05:25.580 --> 05:28.350
‫آراهنیا! فکر کنم الانش هم کم نخوردیا.

05:28.350 --> 05:32.760
‫بابا کجای کاری! من تازه شروع کردم!

05:32.760 --> 05:35.650
همیشه همینجوره؟

05:35.650 --> 05:38.350
‫گمونم معمولا رام تر بود.

05:40.300 --> 05:41.950
‫راستی آراهنیا-سان.

05:41.950 --> 05:47.270
یادته اون موقع ازم پرسیدی که عشقم به دکتر واقعیه یا چی؟

05:47.270 --> 05:49.990
‫آره یادمه.

05:49.990 --> 05:54.500
خب خودت میدونی عشق واقعی چیه؟

05:56.170 --> 05:57.920
کی میدونه؟

05:59.890 --> 06:04.280
‫من فقط بده بستون عشق و عاشقی رو دوست دارم.

06:04.280 --> 06:07.800
ولی واقعا این وسط عشق«واقعی» یا «قلابی» داریم؟

06:08.140 --> 06:11.370
‫میگن که رشته سرخ سرنوشته که عاشق ها رو به هم وصل میکنه.

06:11.370 --> 06:13.410
‫ولی من میتونم هر موقعی دلم خواست، با هر کسی که دلم خواست،

06:13.410 --> 06:16.550
‫با رشته های خودم و با هر رنگی خواستم وصل بشم.

06:16.550 --> 06:18.690
‫اصلا هم برام مهم نیست دختر یا پسر...

06:18.690 --> 06:21.090
‫میبینی؟ حتی دخترا...

06:23.560 --> 06:27.560
‫حالا که با رشته من به وصل شدیم، تا ابد رفیق هم می مونیم.

06:31.700 --> 06:34.120
‫مگه نه؟سافه!

06:50.430 --> 06:51.330
‫حتی فکرشم نکن!

06:56.410 --> 06:59.160
‫تو حتی توی راهرو هم تله ای نذاشتی.

06:59.160 --> 07:01.370
‫چقدر بی دقت شدی، آراهنیا.

07:01.650 --> 07:04.470
سافه.. از کجا فهمیدی؟

07:04.940 --> 07:07.880
پس لهجه ات کجا رفت؟

07:07.880 --> 07:10.780
‫حتی از بهونه های همیشگی ات هم استفاده نمیکنی.

07:10.780 --> 07:13.360
‫انگاری اصلا خودت نیستی.

07:13.360 --> 07:14.940
میدونی من مشکلی ندارم وقتی

07:14.940 --> 07:19.720
‫گوشی پزشکی دکتر گلن رو قایم میکنی،
‫یا حتی نتیجه آزمایش ها رو به هم میریزی،

07:19.720 --> 07:22.120
‫ترجیح میدم این بچه بازی هات رو نادیده بگیرم.

07:22.650 --> 07:24.800
‫ولی از این یه مورد هیچ جوره نمیتونم بگذرم.

07:24.800 --> 07:28.940
‫چون اون چیز با ارزشیه که من به دکتر گلن هدیه دادم.

07:46.980 --> 07:48.900
‫منتظرت بودم.

07:53.520 --> 07:55.900
‫دست بردار. آراهنیا.

08:06.630 --> 08:08.970
دکتر دختران هیولایی

08:09.510 --> 08:11.950
‫مـ-من داشتم دزدی میکردم،

08:11.950 --> 08:14.840
شما منو نمیخواید تحویل پلیس بدید؟

08:14.840 --> 08:19.050
اوا! آراهنیا-سان چیزی ندزدیده که، مگه نه سافه؟

08:19.050 --> 08:21.110
‫البته! ایشون با زبون خوش اونو پس دادن.

08:21.540 --> 08:23.110
‫آره، ولی...

08:23.110 --> 08:25.740
‫و الان لهجه ات برگشته.

08:25.740 --> 08:29.070
‫هر چند از همون اول برای مخفی کردن
‫خود واقعیت ازش استفاده میکردی.

08:29.070 --> 08:31.060
‫ولی باید بگم بهت میاد خدایی.

08:31.980 --> 08:37.860
‫میدونم خواسته مون ازت زیاد بوده، و تو هم مشخصا تحت فشار بودی.

08:38.260 --> 08:41.630
‫واسه همین نگران شدم نکنه عادت بدت دوباره برگرده.

08:42.310 --> 08:44.610
‫گمونم دستم رو خوب خوندی.

08:45.290 --> 08:48.490
‫آره، من همیشه همینجور بودم.

08:48.940 --> 08:51.650
‫هر چقدر به کسی نزدیک تر باشم،

08:51.650 --> 08:56.600
‫بیشتر دوست دارم هر چی داره رو مال خودم کنم.

08:56.600 --> 08:59.370
ولی این همش نیست، هست؟

08:59.710 --> 09:06.410
‫تو قبلا سعی کردی من رو امتحان کنی، وقتی تو
‫دهکده هارپی ها سعی کردی دکتر گلن رو مال خودت کنی.

09:06.410 --> 09:08.720
‫که ببینی آیا بازم باهات دوست می مونم ،

09:09.110 --> 09:13.040
‫یا رهات میکنم، مثل یه رشته ی پاره.

09:13.040 --> 09:14.930
قصد و هدفت همین بود، نبود؟

09:16.540 --> 09:18.440
‫چه حرکت بزدلانه ای.

09:18.440 --> 09:20.950
‫بله، اون یه بزدله.

09:20.950 --> 09:25.740
‫اون همیشه آرزو داشته یه نفر محتاج بخششش باشه.

09:27.200 --> 09:31.310
.‫ شکل بگیره فاقد ارزشه<i>هر زمانی</i> و در <i>هرکسی</i>رابطه ای که با

09:31.310 --> 09:33.260
‫خودت ته دلت این رو میدونی.

09:33.680 --> 09:35.880
‫این شاید برات بی معنی باشه،

09:35.880 --> 09:40.920
‫ولی من حتی یبار هم به رابطه ام با لونا و کی شک نکردم.

09:41.720 --> 09:44.880
‫برای همینه که بهشون اعتماد دارم.

09:44.880 --> 09:47.690
‫و اونا هم به من اعتماد دارن.

09:48.040 --> 09:50.680
‫تو نباید یه رابطه رو امتحان کنی.

09:50.680 --> 09:53.490
‫بلکه باید دائما در تلاش باشی تا بهترش کنی.

09:55.260 --> 09:58.180
یادت میاد اون روز چی گفتی آراهنیا؟

09:58.180 --> 10:01.860
که ما تا ابد دوست می مونیم، چون با رشته ی تو به هم وصل شدیم؟

10:04.620 --> 10:07.620
چرا حرفی که خودت گفتی رو باورش نمیکنی؟

10:21.310 --> 10:28.090
پس دلیل این که سعی کردی اون پولک اژدها رو بدزدی
این بود که میخواستی دکتر گلن رو امتحان کنی؟

10:28.090 --> 10:29.410
‫درسته.

10:29.410 --> 10:32.130
‫میدونستم یچیز مهمیه که سافه بهش داده.

10:32.130 --> 10:33.850
‫که باعث شد بیشتر ترغیب شم.

10:33.850 --> 10:36.490
خب حالا چیکارت کنیم؟

10:36.490 --> 10:39.640
‫حتی اگر هم موفق میشدی اون رو بدزدی،

10:39.640 --> 10:43.480
همچنان نمیتونستی کامل به ما اعتماد کنی میتونستی؟

10:43.880 --> 10:47.240
‫من فکر میکردم شما فقط منو کنار خودتون نگه داشتید،

10:47.240 --> 10:52.180
‫تا جراحی تموم بشه، چون فقط کمکم رو لازم داشتید.

10:52.180 --> 10:53.680
تو چرا این جوری ای آخه؟

10:53.980 --> 10:58.680
منظورم اینه که. شما دو تا هم اونو درکش نمیکنین، نه؟

11:00.260 --> 11:02.170
‫رفتارش گیجم میکنه.

11:02.170 --> 11:06.200
‫هر روز با مهربونی به آموزش دادن من ادامه میده،

11:06.200 --> 11:09.340
‫انگاری که کاملا فراموش کرده باهاش داشتم چیکار میکردم.

11:09.340 --> 11:14.440
‫حتی اگه سر به سرش بذارم و یا با اون کارهام
‫ اذیتش کنم اصلا به روی خودش نمیاره.

11:14.440 --> 11:16.570
‫بدتر از همه این که خیلی گوگولیه.

11:16.570 --> 11:17.480
‫راست میگی.

11:17.480 --> 11:21.060
‫چیزی که من رو گیج میکنه اینه که با وجود
‫همه این ها تو باز هم بهش اطمینان نداری.

11:21.060 --> 11:25.530
‫خب، بر عکس تو من به هیچ کسی اعتماد ندارم.

11:25.900 --> 11:30.730
‫دوست داشتم بدونم چه جور راز هایی رو
‫ دکتر گلن پیش خودش مخفی می کنه.

11:30.730 --> 11:34.410
‫خوبه همین الان گریه ات تموم شده ها،
‫باز هم میخوای خودتو شرور نشون بدی.

11:34.410 --> 11:38.280
‫فکر کنم به قدر کافی تلاش های واهی تو رو برای بد بودن دیدیم.

11:38.280 --> 11:41.930
وای من! پس باید عذر بخوام؟

11:44.140 --> 11:48.390
.از وقتی به اینجا اومدم، رفتارم عجیب شده

11:48.390 --> 11:52.020
.وقتی کنار اون دکتره هستم، نمی‌تونم جلوی استرس‌ـم رو بگیرم

11:52.020 --> 11:55.060
.ولی خیلی هم از این احساسم بدم نمیاد

11:56.190 --> 12:01.120
،می‌دونم که دکتر هم خیلی کنار من احساس آرامش نمی‌کنه
.ولی تا حالا ندیدم چیزی به زبون بیاره

12:01.120 --> 12:03.250
.خب، آخه چنین آدمی نیست

12:03.250 --> 12:07.460
چشه اون دکتر؟
!یعنی فکر می‌کنه من دختر خوبی‌ـم؟

12:07.460 --> 12:10.950
!ذره‌ای نمی‌دونم چی تو سرش می‌گذره

12:13.550 --> 12:16.080
.آراهنیا، بزار معاینه‌ت کنم

12:16.080 --> 12:17.740
مـ معاینه؟

12:17.740 --> 12:21.570
این اواخر قبل خوابیدن، به دکترگلن فکر می‌کنی؟

12:21.570 --> 12:22.790
.آ ـ آره

12:22.790 --> 12:26.840
احساس دلتنگی می‌کنی؟
اون موقع متوجه میشی که صورتت گرم شده؟

12:26.840 --> 12:28.710
...الان که گفتی، آره بعضی وقتا

12:28.710 --> 12:31.050
این خیال به سرت می‌زنه که دست و پای دکتر رو ببندی؟

12:31.050 --> 12:32.580
!اون که فکرِ همیشه‌مه

12:36.530 --> 12:39.290
چـ ... واسه چی می‌خندی؟

12:39.290 --> 12:40.570
.تو مریضی شدی

12:40.920 --> 12:43.460
...این عادتم که وسایل رو کش می‌رم میگی؟ اونو که خودم هم می‌دونم

12:43.460 --> 12:45.560
.نه منظورش اون نیست

12:48.500 --> 12:53.960
تو تا حالا مردا رو از چنگ معشوقه‌هاشون می‌دزدیدی، نکنه تا حالا متوجه نشده بودی؟

12:55.280 --> 12:57.540
.بیش از پیش گیجم کردین

12:57.540 --> 12:59.720
،من تو وسوسه کردنشون رو دست ندارم

12:59.720 --> 13:02.450
.ولی دیگه تجربه‌ی کار‌های بعدی‌ش رو ندارم

13:02.450 --> 13:04.950
.فقط به همین دزدین‌شون راضی بودم

13:04.950 --> 13:05.760
.از دست تو

13:05.760 --> 13:07.320
...ای وای من، ای وای من

13:08.260 --> 13:11.220
ها؟ چتونه شما دو تا؟

13:11.460 --> 13:17.030
‫آراهنیا، دغدغه‌ای که تو الان داری رو، من و تیسالیا
‫ خیلی وقته که داریم باهاش دست و پنجه نرم می‌کنیم.

13:17.600 --> 13:21.710
...پس بزار بهت بگم. که تو به چه مرضی دچار شدی

13:21.710 --> 13:24.360
.که یک دل که هیچ، صد دل عاشق دکتر گلن شدی

13:25.610 --> 13:26.600
!هه؟

13:37.550 --> 13:41.380
بازم پیدات شد؟ از این که هر روز میای اینجا خسته نشدی؟

13:41.770 --> 13:44.250
.آخه هنوز به هدفم نرسیدم

13:44.890 --> 13:46.640
.اها، حق داری

13:48.680 --> 13:50.910
.کونای، بلندم کن

13:53.330 --> 13:56.140
چیزه... می‌خواین از زمین بلندتون کنم؟

13:58.120 --> 13:59.400
.لطفاً

14:02.520 --> 14:07.690
طبیب گلن، می‌خوای بدونی چرا من نمی خوام برم زیر تیغ جراحی؟

14:07.690 --> 14:09.150
.بله، با تمام وجود

14:10.200 --> 14:12.060
.اینجا لیندورم ـه

14:12.540 --> 14:15.810
.بدون ذره‌ای تبعیض، انسان‌ها و هیولاها رو در خودش می‌پذیره

14:15.810 --> 14:19.140
.ده سال از عمرم رو پای ساخت چنین شهری گذاشتم

14:20.120 --> 14:23.700
.بله، قبول دارم که یکی از بهترین مکان‌ها برای زندگی کردنه

14:24.130 --> 14:29.920
.من به عنوان یه اژدها چنین آرزویی داشتم. من هیچ وقت از جنگیدن خوشم نیومده

14:30.240 --> 14:34.590
.برای پایان دادن به جنگ، از آسمون‌ها به زمین نزول کردم

14:34.590 --> 14:37.610
،و شکل اژدها به خودم گرفتم تا بین هر دو گروه داوری کنم

14:37.610 --> 14:40.250
.و هرازگاهی برای حفظ صلح، مجبور شدم خودم پا در میونی کنم

14:40.250 --> 14:45.200
.و بعد از تعاملات پیاپی با انسان‌ها، ظاهرم به این شکل تغییر کرد

14:45.720 --> 14:49.660
.اگه به آسمون‌ها برمی‌گشتم، می‌تونستم دوباره به شکل اژدهایی‌ـم در بیام

14:49.660 --> 14:55.020
.ولی من می‌خواستم روی زمین باشم تا بین انسان ها و هیولاها زندگی کنم

14:55.020 --> 14:57.210
.می‌خواستم بیشتر شاهد زندگی دوشادوش هر دو گونه باشم

14:58.260 --> 15:00.950
،بعد از اینکه جنگ صد ساله پایان یافت

15:01.370 --> 15:06.140
.من به فکر ساخت شهری افتادم، که هرگز خودش به صحنه نبردی دوباره تبدیل نشه

15:06.140 --> 15:10.180
من این شهر رو که قبلاً دژی بیش نبود، به این شکل در آوردم تا انسان‌ها و هیولا ها در کنار هم زندگی کنن

15:10.180 --> 15:12.580
.و بر آن نام اژدها نهادم

15:12.580 --> 15:14.720
."که به این معناست که "باشد  که اژدها حافظ تو باشد

15:16.090 --> 15:18.510
.شهر هنوز هم در حال رشده

15:19.000 --> 15:23.640
.انسان‌ها و هیولاها، برای ادامه حیات این شهر به وجود هم‌دیگه نیاز دارن

15:23.640 --> 15:26.960
.برای همین... برای همین، این برام کافیه

15:26.960 --> 15:29.500
.مرگ هم شتری‌ـه که در خونه هر کسی می‌خوابه

15:30.160 --> 15:34.040
و این دلیل شما برای جراحی نشدنه؟

15:35.140 --> 15:39.280
،شهری ساختی که هرگز میدان نبرد نخواهد شد
و همه چیز به خوبی و خوشی پیش میره

15:39.280 --> 15:41.770
،ولی تو بعد از رسیدن به هدفت، الان که به بستر بیماری افتادی

15:41.770 --> 15:43.750
.بیخیال خودت شدی، و مردن رو پذیرفتی

15:44.230 --> 15:45.760
ولی این کارِ درستی‌ـه؟

15:46.170 --> 15:47.590
...طبیب گلن

15:48.370 --> 15:52.600
.کونای-سان بیشتر از هرکسی، مراقب احوال شماست

15:52.600 --> 15:57.100
.و فکر کتولی-سنسی هم فقط با این موضوع مشغوله که چطور جراحی موفقیت‌آمیز باشه

15:57.580 --> 16:00.480
.مه‌مه و بقیه صنعتگر‌ها هم تا صبح بیدار خوابی می‌کشن تا ابزار تولید کنن

16:00.780 --> 16:05.350
.و لولالا با آواز خوندن در شورای شهر، برای بهبودی شما دعا می‌کنه

16:05.790 --> 16:10.080
.همه‌ی شهروندان لیندورم، انسان‌ها و هیولا‌های خوبی هستن

16:10.080 --> 16:13.180
شما دوست نداری پیشرفت این شهر، حتی شده کمی بیشتر، به چشم خودت ببینی؟

16:13.710 --> 16:19.370
.من دوست دارم ببینم که این شهر دوست‌داشتنی، در نهایت در چه جایگاهی قرار می‌گیره

16:19.740 --> 16:21.750
.و از شما هم می‌خوام که هوای همه‌ی ما رو داشته باشی

16:22.300 --> 16:24.240
.الان زمان رخت بر بستن نیست

16:24.670 --> 16:27.490
.بیماری شما قابل درمانه، اسکادی-سان

16:27.830 --> 16:32.000
.پس یعنی، هنوز زمانش نشده که شما از بین ما بری

16:33.500 --> 16:37.470
،اسکادی-سان، اگه هنوز کمترین  قصدی برای مراقبت از این شهر دارین

16:37.470 --> 16:40.950
اجازه میدین ما هم در این امر بهتون کمک کنیم؟

16:42.380 --> 16:46.260
واقعاً؟ یعنی من هنوز اجازه دارم کمی دیگر

16:46.640 --> 16:48.260
زندگی کنم؟

16:48.650 --> 16:49.770
.البته

16:52.040 --> 16:57.650
.ولی طبیب گلن، تو خبر نداری که عمر طولانی تا چه اندازه‌ای خسته‌کننده‌ست

16:57.650 --> 16:58.970
...اـ اه

16:58.970 --> 17:01.360
من چکار کنم بهتره؟

17:01.360 --> 17:03.550
...خـ خب، بزار ببینم

17:03.550 --> 17:07.180
مثلاً می‌تونین غذای خوشمزه یا شیرینی‌جات بخورین؟

17:07.180 --> 17:12.040
.شنیدم که در آبراهه‌های بازسازی شده، یه قنادی جدید باز شده

17:12.040 --> 17:13.790
دیگه چکار می‌تونم بکنم؟

17:13.790 --> 17:16.450
و بعدش، چون دخترین، می‌تونی به خودت برسی؟

17:16.830 --> 17:19.470
شاید خرجش بالا باشه، ولی چرا جواهری چیزی نخرین؟

17:19.470 --> 17:22.850
.آره، جواهر هم خوبه. هر چیزی که می‌درخشه، خوبه

17:22.850 --> 17:23.680
دیگه چی؟

17:23.680 --> 17:25.190
دیگه چی هست؟

17:25.470 --> 17:28.010
دخترهای دیگه چکار می‌کنن؟

17:29.800 --> 17:33.560
خـ خب... مثلاً کارشون به عشق و عاشقی می‌کشه؟

17:37.300 --> 17:39.940
...همم... اها

17:39.940 --> 17:42.710
...پس اینو هم در نظر می‌گیرم. فقط

17:42.710 --> 17:44.540
میشه منو زمین بذاری؟

17:44.540 --> 17:45.960
.اه.. چشم

17:52.210 --> 17:55.640
.طبیب گلن. من جراحی رو قبول می‌کنم

17:55.640 --> 17:57.460
.امیدوارم هوام رو داشته باشی

17:57.460 --> 17:59.440
.بله. نهایت تلاشم رو به کار می‌گیرم

17:59.800 --> 18:03.240
پس حسابی رو کمکت حساب می‌کنم، باشه؟

18:10.210 --> 18:15.560
.هم اکنون، جراحی بر روی اسکادی دراگونفلت، جهت خارج کردن غده رو شروع می‌کنیم

18:15.560 --> 18:17.340
سافنتیت، بی‌هوشی چی شد؟

18:17.710 --> 18:20.200
.بهتر از حد انتظار جواب داده

18:20.200 --> 18:22.480
.ضربان و فشار خونش هم پایداره

18:22.820 --> 18:25.000
.خیلی خوب. شروع می کنیم

18:25.000 --> 18:25.890
.بله

18:53.860 --> 18:56.820
،با این ظاهری که الان داره، شاید باور کردن سخت باشه

18:57.480 --> 19:00.430
.ولی اسکادی در اصل، اژدهای آتشین نفس بود

19:00.430 --> 19:03.040
.در طبقه‌ی اژدهایانی قرار می‌گیره، که آتش می‌دمند

19:03.730 --> 19:09.250
.چیزی که بهش توانایی تولید آتش رو میده، گاز‌های سمی قابل اشتعالی‌ـن، که در بدنش قرار داره

19:09.560 --> 19:13.790
برای همین، اندام‌های درونی اژدها، برای محافظ در برابر این گازها

19:13.790 --> 19:18.350
.از پیریت و ویویانیت پوشیده شده

19:20.240 --> 19:23.200
دلیل آبی رنگ بودن خون و اندام‌های درونی اسکادی هم

19:23.200 --> 19:25.970
.به علت وجود این مواد معدنی‌ـه

19:27.920 --> 19:30.470
.من کارم تو این قسمت تمومه، گلن

19:30.470 --> 19:32.560
.من هم تقریباً کارم با بخیه و بند آوردن خون تموم شده

19:32.560 --> 19:34.310
.من هم کارم تموم شده

19:34.310 --> 19:37.510
.خیلی خوب. پس تمرکز کارو بذارین روی برداشتن خود غده

19:38.740 --> 19:43.040
!کتولی-ساما! دمای بدن و فشار خونش به یکبار بالا رفت

19:43.040 --> 19:45.720
.ایناهاش. گلن ببین

19:46.270 --> 19:47.280
...این

19:49.400 --> 19:51.420
،وقتی اژدهایان آتشین دم احساس خطر می‌کنن

19:51.420 --> 19:54.170
.دمای بدنشون بالا میره، تا هر زمانی بتونن آتش تولید کنن

19:54.170 --> 19:56.910
.با این اوصاف، اشتعال در هم زمانی دور از تصور نیست

19:56.910 --> 19:58.680
!با اینکه بی‌هوشه؟

19:59.020 --> 20:00.300
.این یک واکنش غریزی‌ـه

20:00.720 --> 20:03.600
.درست مثل زمانی که دمای بدن یک فرد سرماخورده بالا میره

20:03.600 --> 20:06.920
!ای لعنت... می‌دونستم پیکربندی اژدهایان شوخی سرش نمیشه

20:11.730 --> 20:12.900
.سافه، آراهنیا

20:13.250 --> 20:16.040
.شما دو نفر عقب بایستین. این دما برای شما خطرناکه

20:18.530 --> 20:21.030
.خب، گلن. بیا هر چه سریعتر تمومش کنیم

20:21.030 --> 20:23.150
بـ با این وضع؟

20:23.150 --> 20:25.410
نباید اول دمای بدنش رو پایین بیاریم؟

20:25.410 --> 20:26.900
!ناسلامتی دکتری، دل و جراتت کو

20:27.910 --> 20:31.580
.اگه اشتعال اتفاق بیافته، اندام‌های درونی‌ـش تو یک چشم بهم زدن می‌سوزه

20:31.950 --> 20:34.070
!زمانی برای تردید کردن نداریم

20:44.630 --> 20:45.410
!استاد

20:45.410 --> 20:46.300
...گلن

20:46.730 --> 20:50.080
!همین که نگه‌ـش داشتم، تو سریع بِبُرش

20:51.050 --> 20:51.890
!زود دیگه

20:52.290 --> 20:53.000
!چشم

20:58.380 --> 20:59.690
.مشکلی نیست

21:02.360 --> 21:03.360
.من می‌تونم از پسش بربیام

21:05.250 --> 21:06.260
!من می‌تونم

22:05.570 --> 22:25.270
.::   @bollbolljan_com  ::.

22:58.990 --> 23:00.140
...طبیب گلن

23:01.090 --> 23:03.100
.نگران نباش. جراحی با موفقیت انجام شد

23:05.990 --> 23:07.940
!اوی همگی گوش کنین

23:07.940 --> 23:12.210
!جراحی موفقیت آمیز بود
!بانو اژدها حالشون خوبه

23:14.010 --> 23:16.080
!ماشالا دکتر گلن

23:16.370 --> 23:19.050
...خدا رو شکر... خدا رو شکر

23:19.050 --> 23:20.920
خیلی عالی شد، نه مه‌مه؟

23:24.300 --> 23:26.250
!چشمت ترسناکه

23:34.930 --> 23:39.930
پرونده ۱۲       دکتر شهرِ اژدها

23:35.620 --> 23:39.390
پرونده دوازده: دکترِ شهرِ اژدها