﻿WEBVTT

00:02.920 --> 00:04.610
‫خب، دیگه خوب شده.

00:04.610 --> 00:06.760
‫به لطف شماست آقای دکتر.

00:09.860 --> 00:15.150
‫الان اگه ایلی-سان بهمون اجازه بده معاینه اش کنیم،
‫کارمون اینجا تمومه و میتونیم به لیندوورم برگردیم.

00:16.060 --> 00:18.360
‫ولی اون ما رو قبول نمیکنه.

00:18.360 --> 00:20.370
‫نمیدونم چه اشتباهی ازم سر زده.

00:20.370 --> 00:21.690
‫دکتر.

00:22.150 --> 00:25.170
‫راستش در رابطه با همین موضوع حرفی دارم.

00:27.930 --> 00:32.660
در خواست کرده عوض ملاقات با تیسالیا-سان، حاضره معاینه بشه؟

00:33.260 --> 00:35.460
شما میشناسیش؟

00:35.460 --> 00:36.880
‫نه بخدا.

00:36.880 --> 00:40.920
‫حتی نمیدونم این وسط با من چی کار داره.

00:43.210 --> 00:45.280
ایلی اونجاست، نه؟

00:48.780 --> 00:50.320
‫ایلی، یالا...

01:01.070 --> 01:02.960
‫اومدی پس...

01:10.150 --> 01:14.200
دکترِ دختران هیولایی

01:15.150 --> 01:40.200
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

02:33.540 --> 02:37.010
پرونده6        .هارپی ای که نمیتونه پرواز کنه

02:35.540 --> 02:38.350
مدتی میشه. منو یادت میاد؟

02:38.350 --> 02:40.310
‫من پزشکی ام که اونروز-

02:40.310 --> 02:41.230
‫یادمه.

02:41.230 --> 02:43.350
بهتر شدی؟

02:43.350 --> 02:45.970
‫بهم گفتن ریزش پَر داری و دیگه نمیتونی پرواز کنی.

02:46.350 --> 02:47.830
الان خوبم بنظرت؟

02:48.330 --> 02:51.340
‫عذر میخوام، سوال بیجایی بود.

02:52.730 --> 02:54.720
اون تیسالیا-سانه؟

02:54.720 --> 02:57.530
بله هست. حرفی داشتی باهاشون؟

02:57.530 --> 02:58.960
‫بله.

02:58.960 --> 03:01.510
ایرادی نداره اول معاینه ات کنم؟

03:02.300 --> 03:04.220
‫بذار بالتو ببینم.

03:06.210 --> 03:09.490
‫در مقایسه با بقیه هارپی ها تنوع رنگ پَر هاش کمتره.

03:10.050 --> 03:12.210
‫برای بدنش پَرای بزرگی اند.

03:12.210 --> 03:14.330
‫حتما پروازگر خوبی بوده.

03:15.710 --> 03:18.910
‫مشکلی نیست. یکم عمیق تر باید بررسی کنم.

03:22.220 --> 03:23.200
درد داره؟

03:23.200 --> 03:25.280
‫میتونم تحمل کنم!

03:25.280 --> 03:27.620
ایرادی نداره یکم پَر هاتو بکشم؟

03:27.620 --> 03:29.310
‫هر کاری لازمه بکن.

03:33.350 --> 03:35.360
میتونم سرت رو ببینم؟

03:40.390 --> 03:41.730
‫قلقلکم میاد!

03:42.120 --> 03:43.570
‫یخورده تحمل کن.

03:48.610 --> 03:49.880
‫اینم آخریش.

03:54.520 --> 03:56.950
‫من-من فقظ میخواستم دمای بدنت رو اندازه بگیرم...

03:56.950 --> 03:58.700
‫قـ-قبلش بگو خب!

03:58.700 --> 04:00.480
‫دکتر...

04:00.480 --> 04:02.800
یـ-یبار دیگه بگیرم؟

04:04.210 --> 04:07.530
برای چی از دماسنج استفاده نمیکنی؟

04:07.530 --> 04:10.310
‫اون ها راحت میشکنن و اونقدر ها هم دقیق نیستن.

04:10.310 --> 04:12.960
‫من خودم این روش رو ترجیح میدم.

04:13.640 --> 04:18.040
‫ببخشید، ولی تکون نخور. اینطوری نمیتونم درست کار کنم.

04:18.400 --> 04:19.570
‫دستات یخن!

04:20.240 --> 04:24.810
‫تعجبی هم نداره دستام برات سرد باشن، دمای بدن هارپی ها در کل بالا تره.

04:28.430 --> 04:32.320
‫37.8 درجه، دمای بدنت هم مناسبه.

04:28.430 --> 04:32.320
با دست فهمید؟

04:33.270 --> 04:34.700
‫دکتر!

04:34.700 --> 04:39.210
چرا هر دفعه باید ازتون بخوام با دخترای جوون ملایم تر باشید؟

04:39.210 --> 04:42.310
آقای دکتر! خوبید؟

04:42.310 --> 04:45.100
‫خیلی خشنی! دخترک ماری!

04:45.100 --> 04:47.590
‫دیگ به دیگ میگه روت سیاه، اسبک خانوم.

04:47.590 --> 04:51.010
دوستان، مراعات بیمار رو نمیکنید؟

04:51.850 --> 04:55.010
دکتر، من چه مشکلی دارم؟

04:55.490 --> 04:57.690
‫ایلی، تو...

05:00.010 --> 05:01.710
‫اصلا مشکلی نداری.

05:01.710 --> 05:03.150
‫فقط داری پَر نو در میاری.

05:04.450 --> 05:05.570
هن؟

05:06.650 --> 05:10.070
همیشه موقع تغییر فصل پَر جدید در میارید، درسته؟

05:10.070 --> 05:11.570
‫این هم مثل همونه.

05:11.920 --> 05:14.400
‫هیچ اثری از ریزش بر اثر استرس نیست،

05:14.400 --> 05:17.320
‫بیماری پوستی یا عارضه ی خارجی هم نداشتی.

05:17.320 --> 05:19.910
‫تا موقعی که تغذیه مناسب داشته باشی و خوب استراحت کنی، بزودی دوباره میتونی پروا-

05:19.940 --> 05:21.080
‫دروغ نگو!

05:22.070 --> 05:24.700
‫دروغ چیه، حالت از منم بهتره.

05:24.700 --> 05:29.430
بینیم بابا! چطور قبلا موقع پَرریزی میتونستم پرواز کنم؟

05:29.430 --> 05:33.180
‫این بار فقط ریزشت بیشتر از اونیه که بتونی پرواز کنی.

05:33.180 --> 05:36.260
‫برای هارپی ها طبیعیه تو دوره ی پَرریزی شون نتونن پرواز کنن-

05:36.260 --> 05:40.290
‫ عمرا! حتما یه مشکل جدی تری دارم که نمیتونم پرواز کنم!

05:40.290 --> 05:41.100
‫آخه...

05:41.850 --> 05:42.860
‫نخیرم!

05:42.860 --> 05:45.640
‫نخیــــــرم! دکتر شیاد!

05:46.090 --> 05:49.510
‫لعنت به روزی که دیدمت! گمشو بیرون!

05:49.510 --> 05:50.740
‫همتون گمشین بیرون!

05:50.740 --> 05:53.410
‫ایلی، آروم بگیر ببین چی میگم.

06:03.380 --> 06:05.630
‫این مرغک خانوم باید حواسش باشه پاشو کجا میذاره.

06:08.240 --> 06:09.950
نباید الان ازشون عذرخواهی کنی؟

06:14.560 --> 06:15.990
‫وایسا! ایلی!

06:16.530 --> 06:18.270
‫اسیر شدیم...

06:18.270 --> 06:22.220
‫عجیب نیست واسه شما که مراعات نداشته باشی، با این حال...

06:22.220 --> 06:23.980
‫اصلا فکر نمیکردم ممکنه این قدر عصبانی بشه.

06:24.280 --> 06:28.270
‫هارپی ها وقتی درگیر یه مورد خاص هستن اصولا پرخاشگر میشن.

06:28.270 --> 06:31.700
‫اونطوری که اون زد بیرون، نمیدونم ممکنه کجا رفته باشه.

06:31.700 --> 06:33.240
‫آره، بیا بریم دنبالش.

06:33.240 --> 06:36.870
دکتر، میشه این یه مورد رو به من بسپرید؟

06:49.070 --> 06:50.820
‫اینجایی.

06:54.950 --> 06:56.860
‫فقط تویی که.

06:56.860 --> 06:58.960
با من حرفی داشتی نه؟

06:58.960 --> 07:02.620
‫بهتره به جایی این بچه بازی ها بیای حرفتو بزنی.

07:02.620 --> 07:06.250
‫آخه کدخدا گفته بود تا معاینه نشم نمیذاره باهاتون حرف بزنم.

07:06.250 --> 07:08.850
که اینطور، خب حرفت چیه؟

07:09.720 --> 07:12.100
شما یه مبارز از میدان هستید، نه؟

07:13.000 --> 07:14.230
‫بله هستم.

07:14.230 --> 07:17.850
‫من عادت داشتم هرروز مبارزه های میدان مسابقات رو نگاه کنم!

07:17.850 --> 07:21.600
میدونستی میشه مسابقات رو از روی سقف مُفتی دید؟

07:21.600 --> 07:25.790
‫تا وقتی رو صندلی های ورزشگاه ننشستی، من مشکلی با پول ندادنت ندارم.

07:25.790 --> 07:29.200
‫منم میخوام مثل تو یه مبارز بشم!

07:29.200 --> 07:32.300
‫همیشه موقع مبارزه یه درخشش خاصی داری!

07:32.300 --> 07:34.730
‫هیچوقت هم اسمتو یاد نگرفتم!

07:34.730 --> 07:38.890
‫اگه یه طرفدار بودی ازت تشکر میکردم، ولی اینطور نیست گمونم.

07:38.890 --> 07:42.670
‫طرفدار چیه بابا، فقط میخوام مثل تو بتونم مبارزه کنم.

07:43.610 --> 07:46.290
‫خب میدان مسابقات پذیرای همه هست.

07:46.290 --> 07:49.810
‫ولی صرفا آرزو داشتن برای مبارز شدن کافی نیـ-

07:49.810 --> 07:50.900
‫میتونم!

07:51.330 --> 07:54.330
‫من بچه پایین شهرم ها!

07:54.330 --> 07:56.250
‫کتک کاری خوراکمه!

07:57.330 --> 07:58.980
گفتی کتک کاری؟

07:59.320 --> 08:00.370
هن؟

08:03.240 --> 08:06.970
‫ما توی مبارزات کتک کاری نمیکنیم.

08:06.970 --> 08:09.580
‫مبارزه ترکیبیه از سرعت، دقت، ظرافت و تکنیک.

08:10.700 --> 08:14.010
‫بازم، تهش هر کی حریف رو نفله کنه میبره دیگه!

08:14.010 --> 08:18.130
‫اینطور نیست! دارم بهت میگم مسئله ذات مبارزه است!

08:18.130 --> 08:19.580
ذات مبارزه؟

08:22.730 --> 08:24.210
‫خیلی خب.

08:32.060 --> 08:36.500
‫رو کن ببینم تو این «کتک کاری» چی تو چنته داری!

08:36.500 --> 08:40.330
‫اوه، قراره دعوا کنیم؟ ای جان! بیا جلو!

08:40.330 --> 08:42.340
‫فقط دردت اومد گریه نکنیا!

08:49.910 --> 08:52.510
‫اولین لازمه ی مبارز بودن، داشتن اداب و رفتاره.

08:53.030 --> 08:57.670
‫دخترک ناسپاسی مثل تو که به پزشکی که جونشو نجات داده میگه شیاد،

08:58.070 --> 09:00.590
‫جاش کنار آشغالاست.

09:02.540 --> 09:04.430
یکم زیاده کردی نه؟

09:05.100 --> 09:08.010
‫آی، میسوزه...

09:08.010 --> 09:09.560
‫لطفا یکم تحمل کنید.

09:10.030 --> 09:12.330
ایلی چیزی از مبارزه بارش بود؟

09:12.330 --> 09:15.540
‫نه، فقط از روش های کثیف استفاده میکرد.

09:15.540 --> 09:18.460
‫با اینحال تونست جفت پا بیاد وسط صورتت.

09:18.840 --> 09:21.110
‫فقط با ناخوناش یه خراش انداخت!

09:21.110 --> 09:25.260
‫منم با اون چوبه خوب از خجالتش در اومدم!

09:27.080 --> 09:31.320
امیدوارم قرار نباشه نگران این باشم، ولی نزدی ناکارش کنی که؟

09:31.320 --> 09:34.520
‫نه بابا، فقط سر جاش نشوندمش.

09:34.520 --> 09:36.900
‫شاید یکم فقط غرورم بهم غلبه کرده بود.

09:36.900 --> 09:38.950
برا چی خودت رو درگیر اون کردی؟

09:38.950 --> 09:44.050
‫آخه وقتی به دکتر اهانت کرد آتیشیم کرد.

09:44.050 --> 09:46.640
‫اونجا رو منم موافقم.

09:46.640 --> 09:51.240
‫خیلی داشتم فکر میکردم چجوری میتونم بیهوشی لازمش کنم.

09:51.240 --> 09:53.110
‫نـ-نه دیکه اونقدر!

09:53.520 --> 09:55.110
‫شوخی کردم.

09:55.500 --> 09:58.240
‫به هر حال نمیتونیم ایلی رو همینجوری ولش کنیم.

09:58.240 --> 09:59.600
‫باید یکاری بکنیم.

10:00.100 --> 10:02.360
‫خب، آره...

10:07.700 --> 10:12.460
‫امیدوارم الان فهمیده باشی اون «کتک کاری»ت بدرد مبارزه نمیخوره.

10:12.880 --> 10:16.340
.بی خیال مبارز شدن شو، همین جا تو آرامش زندگیتو بکن

10:16.340 --> 10:18.600
‫من نمیتونم تا ابد اینجا بمونم!

10:18.600 --> 10:22.080
‫چرا نه؟ همه اینجا خوب و مهربونن.

10:22.080 --> 10:27.570
‫نه که افراد بدی باشن... ولی یه چیزی اینجا درست نیست!

10:27.570 --> 10:29.530
پس دوست داری کجا باشی؟

10:29.530 --> 10:30.890
‫اَه! نمیدونم!

10:31.370 --> 10:35.770
‫ولی مطمئنم اگه برم یجای دیگه، میتونم...

10:36.830 --> 10:41.850
‫این مسئله ای که این قدر اونو آزار میده، مسئله ایه که خودش باید حلش کنه.

10:42.450 --> 10:45.330
‫ایلی هیچوقت تلاش نکرد تا جای خوشو پیدا کنه.

10:45.330 --> 10:48.860
‫هر موقعی چیزی رو دوست نداشت، فقط ازش فرار کرد.

10:49.170 --> 10:51.770
‫پس وقتی گفت که میخواد یه مبارز بشه...

10:51.770 --> 10:54.750
‫فقط دنبال بهونه ای بود تا این روستا رو ترک کنه.

10:54.750 --> 10:58.120
‫مطمئنم اگر هم یه مبارز میشد، بازم آخرش فرار میکرد.

10:58.120 --> 11:00.250
‫میپرید تو آسمون و پشت سرشم نگاه نمی کرد.

11:00.770 --> 11:07.210
‫فکر کنم همین که دوره ی پَرریزیش تموم بشه، این دهکده رو ترک میکنه.

11:07.640 --> 11:12.980
‫ولی اگه اینطوری بشه، ممکنه بازم اسیر قاچاقچی های هیولا بشه.

11:14.970 --> 11:16.950
‫راستی آقای دکتر...

11:18.240 --> 11:21.370
‫این پَر ازش موقت مبارزه کنده شد.

11:21.760 --> 11:24.890
‫برش داشتم چون به نظرم خیلی بزرگ بود.

11:25.670 --> 11:28.360
‫این یه شاهپَره.

11:25.670 --> 11:28.360
‫مترجم: پَر مخصوص پرواز.

11:29.820 --> 11:33.290
‫امیدوارم توی معاینه اش کمکتون کنه.

11:33.290 --> 11:36.500
شما دو نفر، میتونید فردا توی یه کاری کمکم کنید؟

11:36.500 --> 11:37.440
هن؟

11:37.440 --> 11:38.760
‫بله بروی چشم.

11:40.550 --> 11:42.330
‫الـ-البته!

11:42.330 --> 11:43.880
‫تشکر از هر دو.

11:47.690 --> 11:49.730
‫میخوام یه جستجوی کوچیک راه بندازم.

11:51.660 --> 11:54.000
دکتر دختران هیولایی

12:01.850 --> 12:03.270
‫یکی اینجا.

12:05.700 --> 12:11.250
‫من دور دهکده شون رفتم و هر چی پَر شبیه مال ایلی دیدم جمع کردم.

12:11.620 --> 12:15.990
‫از کمکت ممنونم. اگه همونطوری باشه که فکر می کنم...

12:15.990 --> 12:17.800
یعنی مریضه؟

12:17.800 --> 12:21.360
‫نه، فقط پَرریزی داره.

12:21.360 --> 12:23.170
‫ازش مطمئنم.

12:23.470 --> 12:26.530
‫اثری از تردید تو چهره تون نیست، آقای دکتر.

12:27.640 --> 12:33.690
‫ایلی گفته بود باید حتما یه جایی باشه که بهش تعلق داره.

12:34.130 --> 12:35.740
کجا ممکنه باشه؟

12:35.740 --> 12:38.940
‫مطمئنم نیستم، ولی گمونم جایی که...

12:38.940 --> 12:42.680
‫جایی که بتونه توش چیزی رو پیدا کنه که اینجا نیست.

12:42.680 --> 12:44.450
‫مطمئنم این چیزیه که باور داره.

12:45.180 --> 12:47.950
‫ولی در واقع، اون فقط داره از واقعیت فرار میکنه.

12:48.940 --> 12:53.410
‫ولی هنوز، میتونم غمی رو که بخاطر پرواز نکردنش ایجاد شده بفهمم.

12:53.770 --> 12:58.530
‫من فقط بلدم چجوری دخترک های تخس رو با کتک سرجاشون بشونم،

12:58.530 --> 13:03.760
‫ولی با دانش و توانایی هاتون، این شمایید که میتونید نجاتش بدید.

13:03.760 --> 13:05.040
‫بی شک!

13:08.430 --> 13:11.050
‫بفرمایید دکتر! کاری که خواستید انجام دادم.

13:11.360 --> 13:13.490
‫اینا خیلی زیادن سافه.

13:13.490 --> 13:16.400
‫همش نمیتونه مال ایلی باشه.

13:16.400 --> 13:21.580
‫عاو، متوجه نشدم. صدای گفتگوی دوستانه شما حواسمو پرت میکرد!

13:21.910 --> 13:25.260
‫تیسالیا-سان داشت فقط یکم بهم دلگرمی میداد.

13:25.260 --> 13:25.940
‫جان!

13:26.250 --> 13:29.200
‫اینکه بتونم کمکی برای آقای دکتر باشم مایه خوشحالیمه!

13:30.200 --> 13:36.830
‫تبریک میگم، تیسالیا-سان! هر چند خودم روزانه و مداوم در حال کمک به دکتر گلن هستم!

13:36.830 --> 13:38.920
‫لـ-لطفا بحث نکنید...

13:40.120 --> 13:42.140
‫بر میگردم سرکارم.

13:42.140 --> 13:42.840
‫سافه...

13:43.150 --> 13:45.690
‫گمونم سافه-سان خسته شده.

13:45.690 --> 13:48.050
‫این محیط برای لامیا ها یکم ناملایمه.

13:48.050 --> 13:49.020
هه؟

13:49.020 --> 13:51.710
‫این روستا نسبتا سرده و پر باده.

13:52.060 --> 13:54.730
‫لطفا هوای سافه-سان هم داشته باشید.

13:54.730 --> 13:56.280
‫تیسالیا-سان...

14:01.400 --> 14:02.600
‫حواسم هست.

14:04.640 --> 14:06.610
‫اینجایی پزشک گلن!

14:06.960 --> 14:08.130
موقعیت اورژانسی پیش اومده؟

14:08.130 --> 14:09.490
‫خب، نه راستش.

14:09.490 --> 14:11.740
‫نمیتونیم ایلی رو پیداش کنیم.

14:12.570 --> 14:14.490
‫حتما از دهکده فرار کرده.

14:14.490 --> 14:15.810
‫دختره ی..

14:15.810 --> 14:17.860
‫ما الان میریم دنبالش.

14:19.590 --> 14:21.960
‫همیشه عاشق پرواز تو آسمون بودم.

14:41.840 --> 14:44.730
‫تا وقتی بتونم پرواز کنم،  هر جایی بخوام میرم!

14:50.230 --> 14:54.310
‫تا وقتی بتونم تو این آسمون پرواز کنم میتونم به زندگی ادامه بدم.

14:54.310 --> 14:55.250
‫ولی الان...

15:17.980 --> 15:19.780
‫هنوزم نمیتونم!

15:20.240 --> 15:23.810
‫اگه نتونم پرواز کنم نمیتونم جایی برم...

15:25.380 --> 15:28.570
‫فکر کردم اگه یه مبارز بشم شاید اونوقت...

15:28.570 --> 15:30.720
‫ولی جلوی اون هیچ شانسی ندارم.

15:33.140 --> 15:35.360
‫کاش میتونستم تا ماه پرواز کنم.

15:36.340 --> 15:40.530
‫اگر هم بال داشته باشی تا ابد نمیتونی پرواز کنی.

15:40.900 --> 15:44.530
‫بالاخره روزی میاد که به زمین بخوری.

15:44.530 --> 15:46.840
‫میدونم اونو.

15:47.360 --> 15:49.980
‫ولی آخه کجا...

15:50.970 --> 15:53.340
کجا باید برم؟

15:54.480 --> 15:58.060
‫ایلی، بیا بیرون!

15:58.430 --> 16:00.060
کجا رفته یعنی؟

16:04.490 --> 16:06.080
‫دکتر، یافتمش.

16:06.080 --> 16:07.400
‫اون بالاست.

16:07.400 --> 16:09.020
‫ناز شستت!

16:09.020 --> 16:11.500
دمت گرم از این فاصله چطوری دیدیش؟

16:11.500 --> 16:14.670
‫آها، بخاطر قابلیت لامیایی ات ئه که میتونی حرارت بدن رو تشخیص بدی،نه؟

16:14.670 --> 16:15.610
‫بله.

16:15.990 --> 16:20.310
‫خب، وقتشه یکم این دخترک سر به هوا رو ادب کنیم!

16:22.760 --> 16:24.580
‫بابا ولم کنین دیگه!

16:25.060 --> 16:29.210
‫من دیگه قرار نیست بتونم پرواز کنم! دست از سر کچلم بردارین!

16:29.210 --> 16:31.480
‫متاسفم، امکانش نیست.

16:31.480 --> 16:34.210
‫تو باید بخاطر نگران کردن ملت ازشون عذرخواهی کنی.

16:34.210 --> 16:35.970
‫بینیم باو عمرا!

16:35.970 --> 16:37.970
‫بسه دیگه! بزرگ شو یکم!

16:37.970 --> 16:40.990
‫بیچاره دلش یکم توجه میخواد.

16:42.090 --> 16:44.590
‫عکی! این شیاد هم که اینجاست!

16:44.590 --> 16:48.480
توی بیشعور دوباره به دکتر بیراه گفتی؟

16:49.080 --> 16:53.240
‫گوش کن ایلی! تشخیص من کاملا دقیق نبود!

16:53.240 --> 16:55.500
‫اگر مرضی دارم ، بهم بگو!

16:55.500 --> 16:58.790
‫دیگه نمیتونم هیچ جایی برم...

16:58.790 --> 17:00.740
‫دیگه برام مهم نیست سرم چی میاد!

17:01.030 --> 17:03.910
‫تو بخاطر بیماری ریزش پَر نگرفتی.

17:03.910 --> 17:05.700
‫مشخصا دوره طبیعی پَرریزی‌ته!

17:06.960 --> 17:08.370
‫بیا اینو نگاه کن!

17:08.660 --> 17:11.200
‫این یکی از شاهپر هاته که ریخته.

17:11.200 --> 17:13.550
میبینی تهش قرمزه؟

17:13.550 --> 17:17.420
‫آره خب، که چی؟ پرهام همیشه قرمز بودن!

17:17.420 --> 17:22.300
‫نه، این همون قرمز پَرهات نیست، و اینکه...

17:25.150 --> 17:29.270
‫پرهاییت رو که ما از اطراف دهکده جمع کردین رنگ های دیگه ای هم داشتن.

17:29.270 --> 17:32.690
‫اونا-اونا پرهای منن! برای چی جمعشون کردی؟!

17:33.140 --> 17:35.470
‫ببخشید بدون اجازه ات جمعشون کردیم.

17:35.470 --> 17:38.330
‫ولی الان میدونم چرا نمیتونی پرواز کنی!

17:50.530 --> 17:52.580
‫ایلی بیمار نیست.

17:54.730 --> 17:58.320
چرا به گلن نگفتم؟

17:58.320 --> 18:00.590
‫خب، همه مزه اش میرفت اگه میگفتم.

18:03.510 --> 18:08.850
‫دقیقا مثل کلاس های دانشگاه، معلوم نیست معلم شاید یهویی کوییز بگیره.

18:10.380 --> 18:14.310
خب، گلن! تونستی جواب درست رو بفهمی؟

18:18.120 --> 18:20.860
دلـ-دلیل پرواز نکردنم؟

18:20.860 --> 18:23.620
‫بخاطر اینه که پرریزی ای که الان تجربه میکنی...

18:26.080 --> 18:30.070
‫پرریزی خاصیه که در اون پرهای بلوغت در میان.

18:30.460 --> 18:33.300
پَرهای... بلوغ؟

18:33.300 --> 18:38.300
‫بله، پَرهای الانت با مال بقیه هارپی ها یکم فرق میکنن.

18:38.730 --> 18:41.310
‫چون تو توی رگ هات یکم خون ققنوس داری.

18:41.820 --> 18:44.130
خو-خون ققنوس؟

18:46.100 --> 18:47.450
‫ققنوس.

18:48.450 --> 18:52.020
‫هیولایی افسانه ای که بعنوان پرنده ی نامیرا شناخته میشه.

18:52.380 --> 18:54.770
‫ایلی از نسل اون هاست.

18:54.770 --> 19:00.420
‫با اینحال خونش اونقدر خالص نیست که بشه ققنوس درنظر گرفتش.

19:00.420 --> 19:06.370
‫اما حداقل، پرهای زیبا و ستودنی اون ها رو به ارث برده.

19:07.480 --> 19:09.680
من چجوری فهمیدم؟

19:09.680 --> 19:12.540
‫من رئیس اینجام، میدونید که.

19:14.690 --> 19:20.130
دارم پَر های بلوغ در میارم... و از نسل ققنوس هام؟

19:20.580 --> 19:23.590
‫بزودی دوباره میتونی پرواز کنی، مطمئنم.

19:23.590 --> 19:27.010
‫تو هر بار با پَرهای زیبای جدید زاده میشی! دوباره و دوباره!

19:34.170 --> 19:36.770
‫یعنی من...دوباره میتونم...

19:39.340 --> 19:40.690
پرواز کنم؟

19:44.940 --> 19:46.920
‫دکتر! نگاه نگاه!

19:48.040 --> 19:50.800
هیچکدومشون نا میزون نیستن؟خوبن؟

19:50.800 --> 19:54.170
‫فکر کنم بعضیاش یکم دیگه باید رشد کنه، ولی همش بزودی در میاد.

19:54.170 --> 19:54.970
‫نگران نباش.

19:58.270 --> 20:00.830
اینجایی که، بازم داری اینطوری میگردی؟

20:01.280 --> 20:04.250
چند بار باید بهت بگم یه دختر باید خوب خودشو بپوشونه؟

20:05.080 --> 20:08.520
‫حالا هرچی! من میخوام همه بال هام رو ببینن!

20:09.170 --> 20:15.030
حالا محض کنجکاوی، چرا اوایل از معاینه شدن اجتناب میکردی؟

20:17.130 --> 20:21.520
‫آخه...چیزه...شما...دیدیش...

20:22.470 --> 20:24.530
‫واضح حرف بزن!

20:25.670 --> 20:29.410
‫وقتی تخم میکردم می دیدی!

20:31.250 --> 20:33.700
‫میـ-میرم بال هامو به بقیه نشون بدم!

20:38.720 --> 20:41.790
‫انگاری حالش خیلی بهتره.

20:42.140 --> 20:44.340
‫کدخداشونم جا خورده بود.

20:44.340 --> 20:47.880
‫ولی با اینکه وارد بلوغ شده، پر هاش خیلی تغییر کردن.

20:48.200 --> 20:50.730
‫از اونجایی که یتیم بوده.

20:50.730 --> 20:55.140
‫مطمئنم برای ایلی خیلی مهم بوده که یه چیزی از اجدادش دونسته!

20:55.140 --> 20:56.820
‫حتما همینطوره.

20:56.820 --> 20:59.850
‫شاید اصلا هم لازم نبوده من کاری بکنم!

20:59.850 --> 21:02.050
‫این درست نیست.

21:02.050 --> 21:08.740
‫این که به یه دختر جوون بگی داره بالغ میشه خودش خیلی کار مهمیه.

21:09.870 --> 21:13.380
‫هیچ جای دیگری وجود نداشته.

21:10.850 --> 21:11.910
‫نیگا!

21:13.380 --> 21:16.870
‫تا وقتی اون این جاست، اینجا جاییه که بهش تعلق داره.

21:17.190 --> 21:22.500
‫درست مثل قنطورس ها که میدون جنگ رو ترک کردن تا بتونن از نو شروع کنن.

21:33.010 --> 21:34.530
مشکلی هست؟

21:34.650 --> 21:37.940
‫نـ-نه، چیزی نیست.

21:37.940 --> 21:40.540
‫برای یه لحظه احساس گرما کردم.

21:40.540 --> 21:42.040
‫نباید ولی حس میکردم.

21:42.670 --> 21:48.860
‫شاید آتش بالهای افسانه ای ققنوس ها هنوز درون ایلی شعله میکشه.

22:05.570 --> 22:25.270
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:25.430 --> 23:29.010
‫ای بابا! هنوز نیومده اند که!

23:29.010 --> 23:33.580
‫نمیدونم تا کی میتونم خودمو کنترل کنم!

23:35.010 --> 23:40.010
عنکبوت عیاش           پرونده7

23:35.770 --> 23:38.860
پرونده هفتم: عنکبوت عیاش