﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:07.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:07.980 --> 00:10.220
‫آقای دکتر و سافه-سان.

00:11.210 --> 00:13.490
‫لطفا یکم دیگه تحمل کنید.

00:13.490 --> 00:17.940
‫شرکت حمل و نقل سکیتیا حتما شما رو به مقصدتون میرسونه.

00:17.940 --> 00:20.750
‫سریع و مطمئن!

00:23.630 --> 00:27.350
‫چه تصادفی که تیسالیا-سان هم قصد داشته به دهکده‌ی هارپی ها بره.

00:27.350 --> 00:29.420
‫فکر کنم ازینجا به بعد مسیر مثل یه قایقرانی ملایم باشه.

00:29.420 --> 00:32.350
‫یا بهتره بگم درشکه رانی ملایم، اونم بالای کوه.

00:32.350 --> 00:34.380
‫دمش گرم وکیلی!

00:34.880 --> 00:39.170
‫ولی فکر نمیکردم دستورای اون زنک اختاپوسی این قدر مسخره بشن...

00:39.170 --> 00:41.940
‫حتی موندم دیگه چی بگم...

00:41.940 --> 00:45.520
‫تازه بعد اون همه دردسر میتونستیم درمونگاهمونو دوباره باز کنیم.

00:45.520 --> 00:48.770
‫خب، منم خداییش جا خوردم.

00:48.770 --> 00:52.400
‫منم انتظار نداشتم یه دفعه ای ما رو برای چکاپ به روستای هارپی ها بفرسته.

00:52.950 --> 00:55.480
‫چطوره.<i> اون </i>خیلی دوست دارم بدونم حال

00:56.110 --> 00:58.110
‫ بود؟<i>ایلی </i>اسمش

00:58.760 --> 01:03.870
‫شنیدم مثل بقیه دخترا برش گردوندن به دهکده، ولی خونواده ای نداره.

01:03.870 --> 01:08.790
‫اونطوری که دکتر کتولی میگفت، پَر هاش زیادی ریختن،
‫اون قدری که دیگه نمیتونه پرواز کنه.

01:09.800 --> 01:12.180
‫اگه این درست باشه، نمیتونیم همینطوری بشینیم و دست رو دست بذاریم.

01:19.320 --> 01:21.600
‫الان وقت عرض اندامه!

01:21.600 --> 01:24.590
‫باید بعنوان یه زن بتونم دکتر رو تحت تاثیر بذارم که آخرش باهام ازدواج کنه!

01:24.980 --> 01:27.360
‫تلاشتون قابل تقدیره...

01:27.360 --> 01:29.930
‫ولی الان که کل راه رو تا بالای کوه اومدین خیس عرق شدین،

01:29.930 --> 01:33.370
‫و فکر نکنم عرقی بودن برای مرد ها جذاب باشه.

01:48.540 --> 01:49.760
صدا چیه؟

01:54.060 --> 01:55.490
‫بانو!

02:07.270 --> 02:10.280
تیسالیا-سان! حالتون خوبه؟

02:11.200 --> 02:16.890
‫آره من خوبم، کِی و لونا سپرم شدن.

02:23.780 --> 02:24.650
کِی؟

02:46.200 --> 02:50.250
دکترِ دختران هیولایی

04:09.520 --> 04:12.980
قنطورسی با پیچ خوردگی           پرونده5

04:10.330 --> 04:13.770
‫لطفا نگران نباشید بانو، مشکلی نیست-

04:14.270 --> 04:16.580
آقای دکتر؟کِی چطوره؟

04:16.580 --> 04:19.180
‫احتمالا پاش پیچ خورده، اگه نشکسته باشه.

04:19.520 --> 04:23.700
‫در هر صورت باید سریع تر به دهکده برسیم تا یه معاینه بهتر انجام بدم.

04:24.550 --> 04:26.710
‫کِی! تقصیر منه!

04:28.700 --> 04:30.450
‫اوناها! اونجان!

04:31.330 --> 04:36.420
‫ما اومدیم تا شما رو اسکورت کنیم .
‫دکتر گلن، و اعضای کمپانی سکیتیا!

04:36.420 --> 04:37.900
‫خداروشکر.

04:38.600 --> 04:40.460
‫یکی از ما آسیب دیده.

04:40.460 --> 04:43.150
میتونیم ازتون بخوایم تا دهکده با خودتون ببریدش؟

04:43.150 --> 04:44.970
‫مشکلی نیست.

04:45.450 --> 04:46.560
‫هوی بچه ها!

04:53.560 --> 04:54.530
‫کِی...

05:06.570 --> 05:09.080
‫خب پس دهکده هارپی ها که میگن اینجاست.

05:12.880 --> 05:14.320
‫دکتر...

05:14.320 --> 05:15.650
‫فعلا پیشت باشه.

05:20.240 --> 05:22.870
‫ممنونم که این همه راه رو تا اینجا اومدین.

05:22.870 --> 05:24.770
‫ریش سفید دهکده هستن.

05:25.260 --> 05:26.550
خوشوقتم

05:27.170 --> 05:29.770
‫گویا یکی از همراهانتون آسیب دیدن.

05:29.770 --> 05:33.530
‫این اواخر کوه ها ریزش های عجیبی داشتن، مثل همون که دیدید.

05:33.530 --> 05:35.640
‫خوشحالم افرادمو فرستادم دنبالتون.

05:35.970 --> 05:37.840
الان کِی-سان کجاست؟

05:37.840 --> 05:40.000
‫بردیمش به خانه‌ی مهمان های دهکده.

05:40.000 --> 05:44.310
‫اونجا رو برای اسکان شما آماده کرده بودیم.

05:44.310 --> 05:47.510
‫الان میتونید معاینه اش رو فورا شروع کنید.

05:47.510 --> 05:48.740
‫خیلی ازتون ممنونم.

05:49.320 --> 05:52.160
‫ما میریم تا ببین حال کِی-سان چطوره.

05:52.160 --> 05:53.620
‫شما نمیاید؟تیسالیا-سان.

05:53.620 --> 05:58.000
‫من یسری صحبت کاری با کدخدا دارم.

05:59.870 --> 06:04.370
‫لونا، لطفا همراه دکتر باش، من نگران کِی هستم.

06:04.370 --> 06:06.880
‫چشم بانو.

06:14.380 --> 06:15.880
اینجاست، نه؟

06:16.950 --> 06:18.480
‫همونطور که حدس میزدم، پیچ خوردگیه.

06:18.480 --> 06:21.430
‫با اینکه اینم دردناکه، ولی باید خوشحال باشیم دچار شکستگی نشدی.

06:21.830 --> 06:24.820
‫برای همچین پیچ خوردگی ای نیاز به استراحت مطلق داری.

06:24.820 --> 06:27.740
‫اگه پام نشکسته پس میتونم راه برم.

06:30.810 --> 06:34.350
‫اگه زیاد بخود فشار بیاری فقط خوب شدنش رو به تعویق انداختی.

06:34.350 --> 06:38.580
‫تا وقتی مشغول استراحت باشی تنها چیزی که لازمته مُسکن و ضماده.

06:38.970 --> 06:41.840
‫خوشبختانه این دهکده چشمه آبگرم هم دارن.

06:42.260 --> 06:44.790
‫ازشون خواستم یکم از اون آب برامون بیارن.

06:44.790 --> 06:47.280
‫لطفا فقط یکم استراحت کن.

06:47.280 --> 06:48.590
‫ولی...

06:52.900 --> 06:55.360
‫با دکتر لجبازی نکن، کِی!

06:55.360 --> 06:59.980
‫من امنیت بانو رو تا زمان بهبودت تامین میکنم.

07:02.450 --> 07:05.730
‫پس من این مدت رو به چشم مرخصی میبینم.

07:06.220 --> 07:08.240
‫روت حساب میکنم، لونا.

07:08.240 --> 07:10.990
‫البته! بسپرش به من!

07:19.250 --> 07:21.260
‫خب اینم از این.

07:22.900 --> 07:25.000
‫خیلی ازتون ممنونم دکتر.

07:30.540 --> 07:32.520
‫بدجوری محبوبیا دکتر!

07:32.910 --> 07:36.180
‫خب، امروز روز اوله! مطمئنم روزای دیگه خلوت تر میشه.

07:36.550 --> 07:38.230
‫ایشالا...

07:39.660 --> 07:40.670
‫دکتر!

07:44.100 --> 07:46.570
‫بابت اون روز خیلی ازتون ممنونیم!

07:46.570 --> 07:48.910
‫خوشحالم حال همتون خوبه!

07:49.940 --> 07:52.150
امم... ایلی کجاس؟

07:52.150 --> 07:55.270
‫اون بیرون نیومد، گفت روش نمیشه شما رو ببینه.

08:05.300 --> 08:07.660
‫دستت درد نکنه دکتر!

08:09.890 --> 08:11.260
‫مراقب خودت باش!

08:18.800 --> 08:20.070
‫لونا-سان.

08:20.830 --> 08:23.570
‫عاو... چطوری دکتر.

08:23.570 --> 08:25.550
چرا تنهایی وایسادی این بیرون؟

08:25.550 --> 08:29.580
‫اوه نه، من تنها نیستم، بانو هم با منه.

08:31.950 --> 08:35.490
‫اممم... من که تیسالیا-سان رو نمیبینم.

08:35.490 --> 08:37.580
عه؟

08:37.930 --> 08:43.290
‫امم... انگار وقتی حواسم نبوده جدا شدیم. از دست بانو!

08:44.110 --> 08:46.310
کِی چطوره؟

08:46.310 --> 08:48.240
‫فعلا که مشکلی نیست.

08:48.240 --> 08:51.800
‫توی درمونگاه موقت ما، معمولا یا خوابه یا داره کتاب میخونه.

08:51.800 --> 08:53.890
‫آبگرم اینجا انگاری موثر بوده.

08:54.190 --> 08:55.240
‫که اینطور.

08:56.470 --> 09:02.310
ببخشید این سوال رو میپرسم، ولی رابطه شما با کِی-سان چیه؟

09:02.650 --> 09:05.050
عاو، کنجکاوین بدونین؟

09:07.110 --> 09:10.230
‫ما هر دو توی جنگ یتیم شدیم.

09:10.600 --> 09:13.350
توی جنگ؟

09:13.350 --> 09:14.320
‫بله.

09:14.700 --> 09:18.480
‫قنطورس ها سابقه بلندی رو بعوان مزدور ها دارن.

09:18.480 --> 09:21.920
‫و این هم بینشون یه رسمه که بچه هایی که
‫والدینشون تو جنگ کشته شدن رو به فرزندی قبول کنن.

09:21.920 --> 09:26.010
‫اون بچه ها از اون به بعد به عنوان ملازم یا سرباز بزرگ میشن.

09:26.840 --> 09:33.580
‫ما توسط خونواده‌ی خدمتکاران خاندان مشهور سکیتیا به فرزندی قبول شدیم.

09:33.580 --> 09:35.160
‫خانواده‌ی آرته.

09:35.160 --> 09:41.420
‫از اون روز، وظیفه‌ی من و کی خدمت به بانومون بوده.

09:42.470 --> 09:43.600
‫لونا!

09:44.430 --> 09:46.200
‫اوه، دکتر!

09:46.590 --> 09:49.180
‫ببخشید پریدم میون کلامتون.

09:50.150 --> 09:52.600
‫لونا، همه جا رو دنبالت گشتم!

09:52.910 --> 09:55.570
داری اینجا چی کار میکنی؟

09:55.570 --> 09:57.160
‫من...

09:57.160 --> 10:00.480
‫داشتم اوضاع کِی رو از دکتر میپرسیدم.

10:00.480 --> 10:03.730
بانو، شما کجا راه گم کردید؟

10:04.250 --> 10:06.000
‫چی داری میگی واسه خودت!

10:06.370 --> 10:08.900
‫تو بودی که راه گم کردی ها!

10:08.900 --> 10:11.120
‫همین که روم رو بر گردوندم دیدم راه خودتو رفتی.

10:11.410 --> 10:14.740
‫عه؟ نه بابا...

10:17.320 --> 10:20.020
‫لونا خیلی عجیب شده!نه؟

10:21.510 --> 10:23.310
‫اون لونا!

10:25.420 --> 10:28.600
‫از اون لحظه ای که رسیدیم اینجا شده اسطوره‌ی گیجی!

10:29.030 --> 10:30.430
‫لباس اشتباهی برام آورد،

10:30.430 --> 10:32.690
‫موهامو به گند کشید،

10:32.690 --> 10:36.180
‫تو غذاش هم ادویه بی ربط ریخت...

10:39.840 --> 10:41.820
‫انگشتشم برید.

10:43.180 --> 10:46.590
‫به لطف اوشون از اون موقع یه لقمه غذای درست حسابی نخوردم.

10:46.590 --> 10:49.630
‫ولی عجب دست پختی داری ساف-سان! ناز شستت!

10:48.500 --> 10:51.830
‫کل کاری که کردم ریختن سس رو یکم سبزیجات تازه بود...

10:51.830 --> 10:52.830
‫بازم لطفا!

10:59.930 --> 11:02.280
‫تازه همش هم این نیست.

11:02.280 --> 11:06.680
‫وسط مذاکراتمون با کدخدا هم هی دری وری میگفت.

11:06.680 --> 11:09.160
‫بحثمون به جایی نرسید.

11:09.160 --> 11:10.610
جدی؟

11:10.610 --> 11:13.300
راستی، در مورد چی با کدخدا مذاکره میکردین؟

11:13.830 --> 11:17.930
‫راستش میخوایم حوزه فعالیتمون رو تو شکرت سکیتیا گسترش بدیم.

11:17.930 --> 11:21.570
‫میخوایم یه سیستم حمل و انتقال سریع هوایی احداث کنیم!

11:17.930 --> 11:21.570
‫پُست پلاس XD

11:21.570 --> 11:27.570
‫داریم با هارپی ها مذاکره میکنیم تا برای اینکار استخدام بشن.

11:27.570 --> 11:30.990
‫که اینطور، چه ایده ی نابی.

11:30.990 --> 11:35.570
‫خیلی میتونه برای رسوندن پیام های فوری و یا دارو ها مناسب باشه!

11:37.750 --> 11:40.070
‫این خیلی مسئله ی مهمیه.

11:40.070 --> 11:46.210
‫با این حال کِی مجروح شده، و لونا هم یجورایی رد داده.

11:47.780 --> 11:51.170
آقای دکتر، میشه ازتون بخوام لونا هم معاینه کنید لطفا؟

11:51.170 --> 11:53.390
لونا هم معاینه کنم؟

11:55.270 --> 12:00.610
‫من فکر میکنم لونا-سان چون ذهنش درگیر
‫ کِی-سان هستش نمیتونه رو کارهاش تمرکز کنه.

12:00.610 --> 12:03.330
‫امیدوارم داستان همین باشه!

12:03.610 --> 12:07.050
‫پس بهتره تا پیچ خوردگیه کِی-سان خوب بشه صبر کنیم.

12:07.860 --> 12:10.580
‫من تا اون موقع دووم نمیارم که!

12:10.580 --> 12:15.280
‫کِی و لونا همیشه کارهام رو برام انجام میدادن!

12:15.280 --> 12:19.020
‫من بدون ملازم هام از پس کارای روزمره ام بر نمیام!

12:19.020 --> 12:20.850
‫خودت انجام بدی نمیمیری که!

12:22.010 --> 12:23.040
‫اگه اینطوریه...

12:23.330 --> 12:27.710
‫من عوضش بهتون بهترین شراب نابی رو میدم
‫که از انگور های مزرعه‌ی آلولونا عمل اومده!

12:27.710 --> 12:32.320
‫یه محصول ویژه که هر سال فقط ده بطری ازش تولید میشه!

12:32.320 --> 12:33.820
‫فورا کمکت میکنیم!

12:33.820 --> 12:35.570
‫نه، لطفا بذار کمکت کنیم!

12:35.570 --> 12:37.030
‫سافه، چیزه...

12:37.030 --> 12:42.660
‫عرق سگی آلولونا عه ها! ممکنه هیچوقت شانس لب زدن به این تو عمرت گیرت نیاد!

12:42.660 --> 12:44.580
‫نباید بذاریم این فرصت از دست بره!

12:44.580 --> 12:47.940
باشه، ولی خب چه کاری از دست ما بر میاد؟

12:47.940 --> 12:49.270
‫دکتر.

12:50.350 --> 12:52.840
‫کِی، لونا و من.

12:53.680 --> 12:57.760
‫از وقتی که خیلی کوچیک بودیم مثل خواهر کنار هم بزرگ شدیم.

12:58.490 --> 13:01.980
‫ولی در آخر، رابطمون هنوز ارباب-نوکره.

13:01.980 --> 13:04.410
‫حتی اگر هم چیزی باشه که نتونن به من بگن،

13:04.410 --> 13:07.130
‫مطمئنم حتما همدیگه رو در جریان میذارن.

13:07.440 --> 13:11.140
‫این بخشی از رابطشونه که من درش راهی ندارم.

13:11.750 --> 13:13.270
‫تیسالیا-سان...

13:13.880 --> 13:16.270
‫پس لطفا، دکتر.

13:16.660 --> 13:19.110
‫لطفا... به لونا کمک کن.

13:21.770 --> 13:25.340
‫کتاب ها و جزوه های پزشکی زیادی همراهم نیاوردم.

13:25.340 --> 13:28.290
‫فکر میکنی بتونی قضیه رو بفهمی؟دکتر.

13:28.290 --> 13:30.410
‫نه راستش...

13:32.140 --> 13:34.420
این قدر مسئله جدیه؟

13:34.420 --> 13:36.420
‫نمیگم موضوع سختیه.

13:36.420 --> 13:40.590
‫اینکه لونا-سان حواسش جمع نیست احتمالا بخاطر بیماری کِی-سان باشه.

13:40.590 --> 13:43.040
‫واقعا همش همینه.

13:43.440 --> 13:48.270
‫مشکل اینجاست با اینکه علت رو میدونیم، ولی نمیتونیم مشکل رو حل کنیم.

13:48.820 --> 13:53.160
‫کی-سان تا مدتی طول میکشه تا پیچ خوردگیش بر طرف بشه.

13:53.160 --> 13:57.600
‫کِی-سان با اینکه از لونا-سان جداست، ولی حالش خوب به نظر میرسه.

13:58.210 --> 14:00.590
‫این حتما بخاطر تفاوتشون در شخصیتشونه.

14:04.120 --> 14:07.970
‫قنطورس ها شجاعن و جنگجویان فوق العاده ای هم هستن،

14:07.970 --> 14:10.250
ولی هم چنین میتونن خیلی هم حساس

14:10.650 --> 14:12.570
‫و در مواقعی حتی ترسو باشن.

14:12.570 --> 14:15.160
‫احتمالا اون هم این ویژگی ها رو به ارث برده.

14:17.930 --> 14:21.130
‫لونا-سان باید خیلی حساس باشه.

14:23.710 --> 14:25.260
این چیه؟

14:26.610 --> 14:32.520
‫دکتر، یه کاری هست که بشه برای افراد حساس انجام داد.

14:32.520 --> 14:34.330
‫یه کاری که...

14:34.330 --> 14:36.400
منظورت استفاده از دارو و مسکن نیست که؟

14:36.640 --> 14:38.770
‫نه اصلا منظورم همچون چیزی نیست.

14:39.350 --> 14:41.150
‫اگه اون اینقدر نگران اتفاقات اطرافشه...

14:42.890 --> 14:45.140
‫ما فقط لازمه اونو توی خودش حبس کنیم.

14:45.140 --> 14:46.440
توی خودش حبس کنیم؟

14:46.910 --> 14:48.580
‫عه، نیست دیگه!

14:53.200 --> 14:57.540
‫خب، اینجاست.

14:57.830 --> 15:01.030
‫«بلوغ قنطورس ها، آموزش هاشون،

15:01.030 --> 15:03.410
‫و اینکه چطور با امراضشون کنار میان...»

15:03.800 --> 15:06.980
دکتر، راجع به چی فکر میکنی؟

15:06.980 --> 15:09.760
‫لونا-سان یه زن بالغه.

15:15.920 --> 15:18.300
‫از وقتی خیلی کوچیک بودیم،

15:18.300 --> 15:20.430
‫کِی همیشه کنار من بوده.

15:21.760 --> 15:23.170
‫ولی اینکه...

15:24.310 --> 15:29.820
‫من این قدر بی استفاده باشم وقتی اون کنارم نیست...

15:30.650 --> 15:33.880
باید چی کار کنم،یعنی خوب میشه؟

15:34.490 --> 15:38.900
‫بانوی من یه روز رئیس خاندان سکیتیا میشه.

15:38.900 --> 15:41.240
‫باید زود ازدواج کنه و یه وارث به دنیا بیاره.

15:41.240 --> 15:45.990
‫بله، آقای دکتر... ایشون گزینه ی مناسبی اند!

15:46.550 --> 15:48.790
‫وای، خیلی نگرانم!

15:48.790 --> 15:51.090
‫نمیدونم چه قدر دیگه طول میکشه تا کی حالش بهتر بشه.

15:52.130 --> 15:56.340
آیا حالش خوبه وقتی من کنارش نیستم؟

15:56.810 --> 16:01.470
‫باید خودمو جمع کنم، الان همه چیز به عهده منه!

16:03.150 --> 16:04.260
‫لونا-سان!

16:10.340 --> 16:11.530
بله؟

16:12.850 --> 16:14.000
الان آروم تری؟

16:15.210 --> 16:17.370
‫بله دکتر.

16:17.370 --> 16:18.700
‫خیلی بهترم!

16:19.010 --> 16:21.260
‫آره... خیلی خوب...

16:21.260 --> 16:23.720
لونا؟خوبی؟

16:23.720 --> 16:25.550
‫بله بانو!

16:26.520 --> 16:28.470
‫بله...

16:29.960 --> 16:31.630
‫خیلی ساده است...

16:32.400 --> 16:37.640
‫تنها چیزی که برام مهمه کاریه که میتونم برای بانو انجام بدم.

16:38.510 --> 16:42.830
‫این قولیه که به کِی دادم، که میتونه بسپردش به من!

16:46.240 --> 16:48.940
‫خب انگاری چشم بند کار کرد.

16:48.940 --> 16:53.360
‫بله، تا امتحان نکردیم مطمئن نبودم روی لونا-سان کارمیکنه.

16:54.010 --> 16:56.620
‫محض اطمینان، بیا اینم امتحان کنیم.

16:57.690 --> 17:01.360
‫اگه خوب پیش بره، حتما اینم مفیده.

17:12.120 --> 17:14.180
‫لطفا سفت ترش کن!

17:15.460 --> 17:17.510
‫آره، همینه.

17:18.960 --> 17:21.400
بـ-بخشید! خوبی؟

17:21.400 --> 17:26.160
‫نـ-نه، آقای دکتر، اگه میتونی بازم سفت ترش کن!

17:26.160 --> 17:27.710
‫راستش، اونطوری بهتره.

17:27.710 --> 17:29.590
‫کـ_که اینطور...

17:29.590 --> 17:30.430
‫پس...

17:33.120 --> 17:35.160
‫آره، دکتر... همونجا...

17:34.870 --> 17:37.560
دکتر، میشه بپرسم داری چی کار میکنی؟

17:36.130 --> 17:37.560
‫اومم... عالیه...

17:38.710 --> 17:43.910
‫عا، دارم قرارگیری استخون هاش رو ردیف میکنم تا وضعیتش تقویت بشه.

17:43.910 --> 17:49.290
‫قنطورس از سنین پایین این کار رو انجام میدن تا فُرم زیبای بلوغشون شکل بگیره.

17:49.710 --> 17:53.160
‫البته فکر کنم برای تنبیه هم بعضا استفاده میشده.

17:53.160 --> 17:54.690
‫تنبیه...

17:55.470 --> 17:57.930
چه حسی داری، لونا؟

17:57.930 --> 18:00.710
‫بله، خیلی آرومترم.

18:00.710 --> 18:03.740
‫دیگه درگیر فکرای بی ربط نیستم.

18:03.740 --> 18:05.280
جـ-جدی؟

18:05.280 --> 18:08.400
‫بله، با مسدود شدن دیدم انگار یه بار سنگین از روی دوشم برداشته شده.

18:08.400 --> 18:11.770
‫الان میتونم روی شما تمرکز کنم، بانوی من.

18:13.370 --> 18:15.510
‫خب مثل اینکه خوب جواب داد.

18:15.510 --> 18:16.910
‫این فقط یه حدسه.

18:16.910 --> 18:20.990
‫ولی این میتونه بخاطر شخصیت لونا-سان و... علایقش باشه.

18:20.990 --> 18:24.560
داری میگی خوشش میاد ببندیش؟

18:24.560 --> 18:25.940
‫خا...

18:25.940 --> 18:27.920
‫نمیدونم چطوری توضیح بدم.

18:27.920 --> 18:29.210
‫دکتر.

18:29.580 --> 18:32.440
‫ازتون عذر میخوام که خواستم این همه رو انجام بدید.

18:32.440 --> 18:35.220
‫ولی لونا خیلی بهتر به نظر میاد.

18:36.560 --> 18:38.950
‫از صمیم قلبم ازتون متشکرم.

18:40.540 --> 18:41.610
‫هی، لونا.

18:41.980 --> 18:43.080
بله؟

18:43.740 --> 18:48.570
‫تو قبلا مسئله‌ی سُم های منو با دکتر مطرح کردی.

18:48.570 --> 18:51.610
‫اون خیلی منو خوشحال کرد.

18:52.250 --> 18:56.650
‫ولی هنوزم از این که نعل کوبی بشم یکم میترسم.

18:56.650 --> 19:01.440
‫ولی میتونم بگم تو و کِی واقعا نگران من بودید.

19:02.080 --> 19:04.150
‫البته، بانو!

19:04.150 --> 19:07.900
‫خوشحالی شما، خوشحالی ما است.

19:08.410 --> 19:12.080
‫منم همین حس رو در مورد شما دو تا دارم!

19:12.910 --> 19:17.100
‫من هم کِی و لونا رو خیلی دوست دارم.

19:17.540 --> 19:22.100
‫و براتون جز شادی و خوشبختی نمیخوام.

19:23.450 --> 19:24.610
‫بانو...

19:30.140 --> 19:33.730
‫دکتر، کنجکاوم بدونم...

19:33.730 --> 19:40.100
تیسالیا-سان قراره با لونا-سان تو این وضعیت

19:40.100 --> 19:43.010
تو دهکده بچرخه و با کدخدا مذاکره کنه؟

19:43.010 --> 19:43.740
‫عا.

19:44.960 --> 19:46.340
‫البته!

19:46.340 --> 19:49.700
‫تا ته دنیا هم بری باهاتم بانو!

19:51.810 --> 19:55.590
‫من هیچوقت نمیدونستم ازین چیزا خوشت میاد لونا...

19:55.590 --> 19:59.550
‫کِی، دکتر جون این کار رو برام مرده.

19:59.550 --> 20:03.420
‫باید بگم که در واقع خود دکتر هم خیلی خوشش میومد.

20:03.420 --> 20:08.110
‫اوه، که اینطور. اگه زود تر گفته بودی...

20:08.110 --> 20:08.770
هن؟

20:09.170 --> 20:14.700
‫ما هنوز بخاطر درمان زخم من یا مشکل لونا از شما تشکر نکردیم، دکتر!

20:14.700 --> 20:17.860
‫ولی تیسالیا-سان هزینه درمان رو پرداخت کرده.

20:17.860 --> 20:20.530
این که اصلا کافی نیست، هست؟

20:24.220 --> 20:26.000
‫بذارید به طور شایسته ای ازتون قدردانی کنیم!

20:26.000 --> 20:28.160
‫راحت باشین، هر کاری دوست دارین بکنین!

20:28.160 --> 20:30.910
‫تـ-تیسالیا-سان ناراحت میشه!

20:32.290 --> 20:34.280
‫راستش دکتر...

20:34.280 --> 20:37.500
‫ما بخاطر ایشون داریم این کار رو میکنیم!

20:41.740 --> 20:45.730
‫در فرهنگ ما، ملازم ها معادل اموال اربابشونن.

20:45.730 --> 20:48.810
‫اگر ارباب ازدواج کنه، همسرش هم در اموال شریک میشه.

20:48.810 --> 20:52.100
‫و ملازم ها به هر دوشون تعلق خواهند داشت!

20:52.100 --> 20:53.680
و ملازم های همسر

20:53.680 --> 20:55.950
‫باید به شوهرش هم خدمت کنن!

20:58.290 --> 21:01.440
‫اگه بانوی ما با شما ازدواج کنه...

21:01.440 --> 21:06.820
‫اون وقت ما ملازم های شما هم میشیم.

21:06.820 --> 21:10.830
‫که یعنی ما هم یروزی جزو اموال شما میشیم!

21:11.140 --> 21:15.990
‫پس اگه الانم کاری بکنید اشکالی نداره!

21:15.990 --> 21:20.830
‫از اون جایی که بانوی ما خیلی ساده تشریف دارن،
‫ اگه ما الان یه کارایی بکنیم...

21:20.830 --> 21:27.210
‫اون شما باید مسئولیت دست درازی به ملازم هاشون رو با ازدواج با ایشون بپردازید!

21:30.680 --> 21:32.360
‫کِی-سان! لونا-سان!

21:33.110 --> 21:36.080
‫ای بابا! دکتر داشتیم شوخی میکردیم!

21:36.080 --> 21:38.340
‫آره... لطفا اصلا ما رو جدی نگیر!

21:40.130 --> 21:42.260
‫ولی لطفا فراموش نکن...

21:42.260 --> 21:46.690
‫ میکنیم! <i>هر کاری</i> ما بخاطر بانومون

21:47.730 --> 21:51.120
‫مشتاقانه منتظر روزی هستیم...

21:51.470 --> 21:54.500
‫... که شما هم ارباب ما بشی. دکترجون!

22:05.570 --> 22:25.270
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:35.010 --> 23:40.010
هارپی ای که نمیتونه پرواز کنه                  پرونده6

23:35.640 --> 23:38.560
‫پرونده6 ، هارپی ای که نمیتونه پرواز کنه!