﻿WEBVTT

00:03.830 --> 00:11.860
.بر اساس گزارش دیده بان ‌ها، بانو غوله خیلی به روستا نزدیک شده

00:11.860 --> 00:15.790
...بین هیولا ها، نژادی به نام غول‌ها هست

00:22.040 --> 00:23.950
...بـ بهتره فرار کنیم

00:23.950 --> 00:25.400
به کجا فرار کنیم؟

00:25.400 --> 00:27.170
.بـ بعضی از ما نمی‌تونیم پرواز کنیم

00:27.170 --> 00:29.520
حالا واقعاً غوله داره میاد اینجا؟

00:29.520 --> 00:31.010
نکنه کاری کردیم از دست‌مون عصبانی شده؟

00:30.670 --> 00:31.990
!این یه نفرین‌ـه

00:31.990 --> 00:34.880
...هـ همگی... ابتدا باید

00:34.880 --> 00:35.930
!گوش کنین چی میگم

00:38.390 --> 00:40.670
.روستا در وضع بحرانی قرار داره

00:40.670 --> 00:43.400
.همگی آرام باشین

00:44.010 --> 00:45.090
.اول تو، ایلی

00:45.090 --> 00:46.390
بـ بله؟

00:46.720 --> 00:50.560
.به لیندورم برو و اسکادی-سان رو در جریان قرار بده

00:50.560 --> 00:52.900
.چون تو رو می‌شناسه، مناسب‌ترین فردی

00:52.900 --> 00:54.870
!چشم، بسپارینش به من

00:54.870 --> 00:58.330
.اونایی که می‌تونن پرواز کنن، آماده پرواز به لیندورم بشن

00:59.500 --> 01:01.740
.کی و لورنا، کالسکه رو آماده حرکت کنین

01:01.740 --> 01:03.280
.امر، امر شماست، بانو

01:04.300 --> 01:05.710
.تو، زنیکه‌ی عنکبوتی

01:07.200 --> 01:09.240
قصد کمک داری یا نه؟

01:09.770 --> 01:12.960
.خب، اگه از دستم بربیاد، چرا که نه

01:14.250 --> 01:15.650
.خیلی ممنون

01:15.650 --> 01:19.940
.در حد توانت، اسباب بقیه رو تا جایی که می‌تونی دسته‌بندی کن

01:19.940 --> 01:21.770
.تیسالیا-سان فوق‌العاده‌ست

01:21.770 --> 01:23.800
.مو لای درز دستوراتش نمی‌ره

01:24.300 --> 01:25.760
.و شما، دکتر عزیز

01:25.760 --> 01:26.850
جـ جان؟

01:27.180 --> 01:29.800
.لطفاً مراقب هارپی‌هایی باشین که نمی‌تونن پرواز کنن

01:29.800 --> 01:32.570
.کالسکه فقط می‌تونه تعدادی‌شون رو حمل کنه

01:32.570 --> 01:35.600
.دوست دارم که بعضی‌هاشون با پای خودشون از کوه پایین برن

01:36.080 --> 01:37.190
.متوجه شدم

01:38.640 --> 01:40.450
!پس، همگی دست به کار شین

01:59.200 --> 02:03.240
دکترِ دختران هیولایی

02:05.200 --> 02:35.240
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

03:22.220 --> 03:25.720
پرونده ۸       حمله به گیگاس

03:34.920 --> 03:36.650
.بفرما، تموم شد

03:37.050 --> 03:38.840
.این بال‌تون رو سر جاش نگه می‌داره

03:38.840 --> 03:40.280
،نمی‌تونین پرواز کنین

03:40.540 --> 03:43.570
.ولی پایین رفتن از کوه براتون مانعی نداره

03:43.570 --> 03:45.400
.خیلی لطف کردین

03:47.240 --> 03:48.920
.دکتر گلن

03:48.920 --> 03:51.280
.ایشون آخرین بیمار بودن

03:51.280 --> 03:53.530
.ما هم بهتره که وسایل‌مون رو جمع کنیم

04:02.710 --> 04:06.040
.انگار که آراهنیا-سان هم داره حسابی کمک می‌کنه

04:06.390 --> 04:08.640
.دختر بدی نیست خب

04:20.710 --> 04:23.820
.اگه خدایی نکرده با غول روبرو بشیم، کارمون ساخته‌ست

04:23.820 --> 04:25.120
.زود باشین بریم

04:41.240 --> 04:43.330
.تخلیه شروع شده

04:45.110 --> 04:46.730
چیزی شده؟

04:47.590 --> 04:51.930
ببین توی مسیر، تیسالیا-سان رو دیدي؟

04:51.930 --> 04:55.650
.نه، الان اینجا هم نیست

05:01.250 --> 05:03.400
...نمی‌خوام حتی تصورش کنم، ولی

05:11.100 --> 05:14.830
...شاید بهتره می‌بود اگه دو کلامی با دکتر در این مورد صحبت می‌کردم

05:14.830 --> 05:18.250
.ولی اگه اینکارو می‌کردم، حتماً جلوم رو می‌گرفت

05:19.170 --> 05:22.550
...آخه جلوی یک غول رو با جنگیدن باهاش گرفتن دیگه چه فکری بود به سرم زد

05:24.370 --> 05:27.760
.زمان زیادی می‌بره تا همه از اینجا تخلیه کنن

05:27.760 --> 05:31.210
...در این حین باید یکی سپرِ فرار بقیه بشه

05:32.370 --> 05:36.810
.پس، کسی جز من برای نیزه به دست گرفتن لیاقت نداره

05:37.210 --> 05:40.170
...حتی اگه در قدرت حریفش نشم

05:47.390 --> 05:53.400
.آره. اگه زنده موندم، به دکتر درخواست ازدواج میدم

05:56.320 --> 05:58.740
میشه اینقدر چندش نخندی؟

05:58.740 --> 05:59.330
اه؟

06:05.920 --> 06:06.710
سا ـ

06:07.310 --> 06:09.010
سافه-سان؟

06:09.010 --> 06:10.430
اینجا چکار می‌کنی؟

06:12.810 --> 06:15.110
اون چیز پشمالو چیه پوشیدی؟

06:15.110 --> 06:17.320
آخه سردمه، چکار کنم؟

06:17.320 --> 06:20.030
.آراهنیا در جا اینو برام دوخت

06:20.510 --> 06:22.100
...این حرفا به کنار

06:22.370 --> 06:25.310
تنهایی می‌خوای به مصاف غول بری؟

06:26.130 --> 06:30.200
!البته که همینطوره! این وظیفه من به عنوان کسی‌ـه که در صدر قرار داره

06:31.060 --> 06:33.190
.گوش‌هات دارن می‌لرزن

06:36.500 --> 06:39.450
.لااقل بدنت دروغ نمیگه. ارواح عمه‌ت از ترس داری می‌لرزی

06:39.450 --> 06:42.010
!من دیگه تصمیمم رو گرفتم

06:42.010 --> 06:44.080
.این حرف رو زدن از شما بعید نیست

06:48.570 --> 06:51.860
،ولی اگه تصمیم داری به استقبال مرگ بری

06:52.710 --> 06:54.640
!به عنوان دکترت، نمی‌تونم چشم‌پوشی کنم

06:55.030 --> 06:57.460
دکتر عزیز، شما هم؟

06:58.270 --> 07:02.490
...می‌دونستم اینطور میشه، برای همین به کسی چیزی نگفتم

07:02.490 --> 07:04.890
.ولی هرچقدر هم تلاش کنین، نمی تونین جلوم رو بگیرین

07:05.510 --> 07:08.250
.یکی باید سرعت غول رو کم کنه

07:08.250 --> 07:10.420
.پس منم کمکت می‌کنم

07:10.420 --> 07:14.130
کـ کمک؟ مگه نیومدی جلوم رو بگیری؟

07:14.130 --> 07:17.840
خانوم چهار‌پا، پاشو تو یه کفش کرده... کی‌می‌تونه جلوش رو بگیره؟

07:17.840 --> 07:21.700
!شاید بمیری. من یک نفر کافی‌ـم برای این کار

07:21.700 --> 07:25.770
حالا اگه نتوسنتی سرعتش رو کم کنی که هیچ، زد له و لورده‌ـت کرد چی؟

07:25.770 --> 07:29.010
.به این دلیل می‌خواستی همراه‌ـم بیای، داره خنده‌ـم می‌گیره

07:29.010 --> 07:32.770
!تو باید به همراه دکتر عزیز از کوه پایین بری و حواست به ایشون باشه

07:32.770 --> 07:34.350
.آروم باشین

07:34.770 --> 07:36.990
.من یه ایده‌ای دارم

07:42.490 --> 07:44.650
جـ جدی می‌گین؟

07:44.650 --> 07:46.470
.آره. جدی میگم

07:46.780 --> 07:50.140
.می‌خوام غول رو از اومدن به روستا منصرف کنم

07:51.520 --> 07:56.140
.دکتر از اون آدما نیست که تو چنین شرایطی پا به فرار بزاره

07:56.140 --> 07:58.620
.اون از ما دو نفر خیلی یه ‌دنده تره

07:58.620 --> 08:00.330
...و ولی

08:00.330 --> 08:03.320
.هر سه تامون که قصد نداریم فرار کنیم، اینجا جمع شدیم

08:03.320 --> 08:07.430
پس بهتر نیست سه نفر بریم سراغ غوله؟

08:09.890 --> 08:12.310
حالا چی داری بگی، تیسالیا؟

08:13.700 --> 08:16.550
.متوجه شدم، سافه

08:17.080 --> 08:20.000
.دکتر عزیز، فردی‌ست که من از هر جهتی قبولش دارم

08:20.000 --> 08:22.640
.اگه تا این حد اصرار دارین، من شکایتی ندارم

08:23.300 --> 08:24.180
...اما

08:24.730 --> 08:27.220
...اگه صحبت‌هامون به جایی نرسید

08:27.700 --> 08:30.840
.باشه. ما دونفر یه کاری ـش می‌کنیم

08:30.840 --> 08:35.190
.فک می‌کنم که این سم، روی غول‌ها هم تاثیرگذار باشه

08:35.190 --> 08:39.730
.پس تو با سم ضعیفش می‌کنی، و من از این فرصت برای وارد کردن ضربه استفاده می کنم

08:39.730 --> 08:40.940
حله؟

08:40.940 --> 08:42.430
.نقشه منطقی‌ای‌ـه

08:44.990 --> 08:46.340
.خیلی نزدیک شده

08:47.870 --> 08:50.310
.بیاید بریم، شما دو نفر

09:04.080 --> 09:05.950
تو خوبی، سافه؟

09:38.910 --> 09:40.020
!د-دکتر

09:41.170 --> 09:44.310
!بانو غوله، باهاتون صحبت داریم

09:47.800 --> 09:52.480
!روستاییان از اینکه شما داری از کوه پایین میای ترسیدن

09:52.480 --> 09:56.730
!اگه چیزی باعث عصبانیتت شده، به ما بگو چیه

10:10.530 --> 10:11.450
!دکتر عزیز

10:25.160 --> 10:27.020
...شرمنده

10:27.410 --> 10:31.510
...شنیدم که تو روستا آقای دکتری تشریف اوردن

10:31.510 --> 10:37.210
.اومده بودم که منو معاینه کنن

10:44.940 --> 10:46.480
معاینه؟

10:47.550 --> 10:49.490
یه غول داره میاد؟

10:49.790 --> 10:53.260
اونا فقط تو افسانه‌ها وجود دارن. نکنه خواب دیدی؟

10:53.260 --> 10:54.900
!نه بابا

10:54.900 --> 10:57.380
!اون غوله واقعا داره میاد

10:57.810 --> 10:59.510
.جای نگرانی نیست

11:02.190 --> 11:06.130
.غولی که در کوه ویوره زندگی می‌کنه، به کسی صدمه نمی‌زنه

11:07.170 --> 11:11.070
.اسمش دیونه نِفیلیم‌ـه

11:09.620 --> 11:11.960
دکترِ دختران هیولایی

11:10.000 --> 11:11.960
هیولایی دختران دکترِ

11:22.650 --> 11:25.450
پس یه این میگن معاینه کردن؟

11:33.980 --> 11:36.600
در ادامه میشه زبونتون رو خارج کنید؟

11:40.720 --> 11:42.050
...وا

11:44.420 --> 11:47.930
!د- دکتر، خواهشاً مراقب باشین

11:47.930 --> 11:50.670
!با همین وضع‌تون کمبود خواب هم دارین

11:51.100 --> 11:52.740
!هیچی‌ـم نمیشه

11:53.330 --> 11:55.910
!...شلمنده

11:55.910 --> 11:58.850
.نه بابا، معاینه رو ادامه میدم

12:03.540 --> 12:05.450
.حالا می‌تونین دهنتون رو ببندین

12:07.360 --> 12:10.710
.شما سرماخورده هستین
.انگار تب هم دارین

12:11.070 --> 12:13.720
از چه زمانی احساس کردین بیمار شدین؟

12:14.570 --> 12:18.510
بزار ببینم... از ده سال پیش؟

12:19.550 --> 12:23.430
یعنی از زمانی که لیندورم به شکل امروزی‌ـش در اومد؟

12:23.840 --> 12:28.440
.بله. درست همون زمانی که اسکادی-چان اومده بود به دیدار من

12:28.440 --> 12:29.950
اسکادی-سان؟

12:30.930 --> 12:36.160
.بله. و من اون زمان فکر می‌کردم اگه کمی بخوابم حالم بهتر میشه

12:36.160 --> 12:37.950
...ولی رفته رفته

12:39.070 --> 12:41.460
.متوجه شدم. اجازه بدین براتون دارو رو آماده کنم

12:44.400 --> 12:46.610
‫دکتر گلن!

12:54.750 --> 12:57.170
!نـ نجاتم دادین

12:57.170 --> 13:00.510
.مشکلی نیست. خوشحالم بهت کمک کردم

13:02.590 --> 13:05.910
.نمی‌دونستم سینه‌هاشون مثه آدما نرمه

13:07.280 --> 13:09.850
...ایـ این دیگه

13:09.850 --> 13:13.670
...احتمالاً بالا رفتن ازش خیلی آسون نخواهد بود

13:25.630 --> 13:27.110
هن؟

13:30.660 --> 13:32.760
!دارم می‌میرم

13:39.950 --> 13:42.960
خانم غوله، معمولاً کجا روزت رو سپری می‌کنی؟

13:43.700 --> 13:46.290
.تو قله

13:46.290 --> 13:49.750
.پس حتماً خیلی طول کشید تا به اینجا رسیدین

13:49.750 --> 13:53.260
!ما فک می‌کردیم زلزله شده بود، نمی‌دونی چه حالی داشتیم

13:53.260 --> 13:55.110
!شرمنده

13:55.590 --> 14:00.590
...خیلی مراقب بودم که پا روی جوونور‌های جنگل نذارم

14:01.050 --> 14:03.700
.برای همین به آرامی حرکت می‌کردم

14:03.700 --> 14:06.750
.ای... چقد بده که نمی‌تونی پرواز کنی

14:07.840 --> 14:12.230
،ما فقط دوای سرماخوردگی که از عصاره‌های گیاهی تهیه شده بود رو بهش دادیم

14:12.230 --> 14:14.540
فک می‌کنین روش اثر گذاشته؟

14:14.540 --> 14:16.150
.باید همینطور باشه

14:16.150 --> 14:21.430
.می‌دونم که چثه‌ش از بقیه هیولاها خیلی بزرگ‌تره، ولی بالاخره اونم یک هیولاست

14:21.430 --> 14:24.380
.شرمنده باعث هیاهو بقیه شدم

14:24.790 --> 14:29.750
.به خدا قسم که نمی‌دونستم خانم غوله تا این حد مهربونه

14:29.750 --> 14:34.260
پس یعنی افسانه‌ی حمله کردن غول‌ها به روستا، همه‌ش غلط بوده؟

14:34.640 --> 14:39.810
.بله. این بار هم انگار فقط قصد داشتن که به روستا نزدیک بشن

14:39.810 --> 14:44.170
...نمی‌دونم از کی افسانه به خرافه تبدیل شد

14:44.700 --> 14:48.020
،به هر حال، باید تلاش‌مون رو بکنیم که دوباره سرماخورده نخورن

14:48.020 --> 14:51.220
.تا دوباره برای درمان به روستا نیاد

14:51.650 --> 14:55.040
...اگه فقط بتونیم براش لباس‌های گرم‌تری تهیه کنیم

14:56.480 --> 14:58.490
!که اینطور! من آدم‌ـش رو سراغ دارم

14:59.000 --> 15:02.000
برای بانو غوله میگی لباس بدوزم؟

15:02.000 --> 15:05.630
!این آرزوی هر طراح لباسی ـه

15:05.630 --> 15:12.010
...ولی با این مواد اولیه، فقط می تونم براش یه کلاه و پیش‌بند بدوزم

15:17.850 --> 15:19.560
!از این استفاده کنین

15:19.560 --> 15:21.280
.از این هم برای بانو غوله لباس بدوزین

15:21.280 --> 15:24.570
!اه، با این می‌تونم براش کفش هم درست کنم

15:24.570 --> 15:27.280
!خیلی ممنون! بهم انگیزه مضاعف برای کار کردن دادی

15:27.660 --> 15:29.590
.زحمت‌ـش با تو

15:29.590 --> 15:30.760
!به چشم

15:35.400 --> 15:37.270
پس در این حین، ما

15:37.270 --> 15:39.160
!به موهای بانو غوله یه دستی می‌کشیم

15:47.790 --> 15:53.580
!این همه باعث دردسرت‌شون شدم، باورم نمیشه تا این حد برای من به زحمت افتادین

15:53.580 --> 15:57.590
!لطفاً تا زمانی که سلامتی کامل‌تون رو به دست بیارن، در روستا بمونین

15:59.900 --> 16:03.090
.حالا که همه چیز به خوبی تموم شده، می‌تونیم به خونه برگردیم

16:03.850 --> 16:06.610
.دیگه کم کم باید مطب رو باز کنیم

16:06.610 --> 16:11.560
.آره. خیلی اتفاق‌ها افتاد،  ولی خدا رو شکر همه چیز به خوبی و خوشی تموم شد

16:29.810 --> 16:30.590
!دکتر

16:31.370 --> 16:32.590
ایلی؟

16:32.940 --> 16:35.110
!از شورای شهر برات نامه دارم

16:35.110 --> 16:37.110
نامه؟ چرا پیشِ توئه؟

16:38.370 --> 16:39.350
...خب می‌دونین

16:40.600 --> 16:43.850
.شنیدم که ایلی داره توی شرکت ترابری اسکاتیا کار می‌کنه

16:44.330 --> 16:49.110
!امروز اومده بود تا دعوت‌نامه مراسم یادبود آبراهه‌های مِروه رو برای من بیاره

16:49.850 --> 16:54.960
.همینطوره! او رو به عنوان یکی از پیغام ‌رسان‌های هوایی‌ـم به خدمت گرفتم

16:54.960 --> 16:58.750
.و چون ایلی عاشق پرواز کردنه، این کار بهترین گزینه‌ براشه

16:58.750 --> 17:03.270
.بله! از اینکه اون دختر رو با خیالی‌ آسوده می‌بینم، خیلی خوشحالم

17:04.050 --> 17:08.520
!چون امشب به دعوت من تشریف اوردین، بی‌تعارف هرچقدر دوست دارین، میل بفرمایین

17:08.520 --> 17:10.390
اه، مزاح می‌فرمایید؟

17:10.390 --> 17:14.860
.نخیر! بهر حال در روستای هارپی‌ها خیلی به شما زحمت دادم

17:14.860 --> 17:16.770
و تازه قبول کردین هوای ایلی رو هم داشته باشین؟

17:17.340 --> 17:20.270
.اه، نه بابا، اصلاً هم زحمتی نبود

17:20.270 --> 17:23.130
.و اون مسئله‌ی کوچک با آراهنیا-سان هم جای خود

17:23.130 --> 17:25.270
.اون زن واقعاً دردسر سازه

17:26.490 --> 17:29.760
،و زمانی که خبر رسید غولی در حال نزدیک شدن به روستاست

17:30.820 --> 17:34.700
!واقعاً باعث شگفتی من بود، که دیدم تنها با نیزه‌ای در دست، می‌خواستید به مصاف باهاش برید

17:35.990 --> 17:38.120
برای انجام چنین کار‌هایی باید اراده و شجاعت بالایی داشـ‌ـ  ـ

17:38.120 --> 17:39.780
!بله همینطوره

17:39.780 --> 17:42.900
!من اونجا کاملاً  آماده بودم جونم رو هم بدم

17:46.110 --> 17:47.310
...می‌بخشید

17:47.820 --> 17:50.040
،ولی من در اون لحظه

17:50.590 --> 17:53.780
.با آمادگی کامل برای کشته شدن، به سمتِ غول حرکت کردم

17:53.780 --> 17:55.030
...با این حال

17:55.030 --> 17:58.170
!اون فقط سرماخورده بود و اومده بود شما معاینه‌ـش کنی

17:58.550 --> 18:01.110
خب، مگه جای شکرش نیست که اتفاقی نیافتاد؟

18:01.110 --> 18:03.800
...بله، هست، همینطوره ولی

18:03.800 --> 18:04.840
...ولی آخه

18:04.840 --> 18:08.900
یعد از اون همه دبدبه وکبکبه، الان باید خیلی خجالت‌زده باشی، نه تیسالیا-سان؟

18:08.900 --> 18:11.640
و تو! میشه خواهشاً نمک رو زخمم نپاشی؟

18:11.640 --> 18:16.540
بهت اجازه دادم که سر قرارمون بپا واستادی، ولی یادم نمیاد اجازه داده باشم دخالت کنی؟

18:16.540 --> 18:18.670
منطورت از قرار چیه؟

18:18.670 --> 18:24.000
!قرار، قراره دیگه
!دکتر عزیز شخصاً از من دعوت به عمل آورد

18:24.000 --> 18:26.400
...ولی من خیلی مطمئنم که کلمه قرار از دهنم بیرون نیومد

18:27.720 --> 18:31.430
.تیسالیا، من با تمام اوصاف، تو رو تحسین می‌کنم

18:32.630 --> 18:34.420
یکباره چی می‌گید؟

18:34.880 --> 18:38.850
.تنهایی با غول روبرو شدن، کار فوق‌العاده تحسین برانگیزی‌ـه

18:39.380 --> 18:42.680
.اگه من جای تو بودم، فک نمی‌کنم که چنین کاری رو بتونم بکنم

18:43.810 --> 18:45.800
.برای تو احترم قائل‌ـم

18:47.100 --> 18:51.680
پس چرا نمی‌ذاری از شامم با دکتر لذت ببرم؟

18:52.040 --> 18:53.890
...و به همین دلیل‌ـه دیگه

18:53.890 --> 18:58.100
!من باید چارچشمی گلن‌سنسی رو بپّام، تا یک وقت عاشق تو نشه

18:58.100 --> 19:00.100
!اونم عاشق شخص با کمالاتی مثه تو

19:02.370 --> 19:07.120
پس اگه قبول داری شکست خوردی، چرا نمیگی شکست خوردم، ها سافه؟

19:10.040 --> 19:13.240
.اصلاً هم قصد ندارم ببازم، تیسالیا

19:15.830 --> 19:18.510
.انگار یجورایی با هم دیگه کنار اومدین، شما دو تا

19:18.510 --> 19:20.750
!اصلاً هم اینطور نیست

19:37.500 --> 19:40.270
.سلام،  اسکادی-سان، کونای-سان

19:40.610 --> 19:43.290
.اه. طبیب گلن، اومدی پس

19:43.870 --> 19:48.530
.ممنون که ما رو به مراسم یادبود آبراهه مروه دعوت کردین

19:49.200 --> 19:50.730
!دکتر

19:51.700 --> 19:54.420
!لولالا... و آراهنیا-سان

19:54.420 --> 19:56.350
تو چرا اینجایی؟

19:56.350 --> 19:57.800
از خواهر آراهنیا خواستیم

19:57.800 --> 20:01.510
.تا طراحی لباس پری‌دریایی‌هایی که در مراسم آواز می‌خونن رو بر عهده بگیره

20:01.980 --> 20:04.540
...شاید بهتر باشه چین‌چین‌هاش رو بیشتر کنم

20:04.920 --> 20:07.600
.داره بازدید نهایی از لباس‌ها رو انجام میده

20:07.600 --> 20:11.820
.چون خیلی رو کارش حساسه، بین پری‌ها هم محبوبیت داره

20:12.100 --> 20:14.930
طرحش قشنگ نیست؟

20:14.930 --> 20:17.030
نادون، کی بهت گفت می‌تونی تکون بخوری؟

20:17.420 --> 20:18.320
.ببخشین

20:18.640 --> 20:25.410
.بانو اژدها هم خیلی خوشحال هستن که مراسم امروز به وسیله‌ی کمک‌های بیشماری ممکن شده

20:28.310 --> 20:34.570
.و از عملکرد شما هم در حفظ سلامت همگی، بی‌نهایت رضایت‌مند هستند

20:34.890 --> 20:37.030
.باعث افتخار منه، اسکادی-سان

20:45.370 --> 20:46.880
...اون جای خالی

20:47.260 --> 20:49.660
.باید صندلی کتولی-ساما باشه

20:49.660 --> 20:51.150
دوباره از زیر کار در رفته؟

20:51.560 --> 20:53.880
.خب، دکتر سرشون همیشه شلوغه دیگه

20:58.810 --> 21:03.020
.و اکنون، چند کلامی از بانو اژدها

21:03.770 --> 21:09.850
.من ده سال پیش این شهر را نام لیندورم نهادم

21:10.580 --> 21:14.310
.که به معنای اژدهایی‌ست که در بلندای آسمان پرواز می‌کند

21:14.720 --> 21:21.030
.و شایعاتی در باب اینکه من برای سلطه جویی بر این شهر چنین نامی بر آن نهادم، سر زبان‌ها افتاد

21:21.760 --> 21:24.050
.ولی این شایعه ذره‌ای حقیقت ندارد

21:24.600 --> 21:28.470
.اینجا شهری‌ست که انسان‌ها در کنار هیولاها  روزگار سپری می‌کنند

21:28.470 --> 21:30.810
،و بی‌شک تضاد و اختلاف‌نظر در بین‌ ما پیش می‌آید

21:31.100 --> 21:34.590
،ولی به یمن داشتن "اژدها" در نام شهرمان

21:34.590 --> 21:39.070
.من باورم دارم که در هر زمانی، این اژدها حافظ و نگهدار این شهر و مردمانش خواهد بود

21:39.710 --> 21:41.840
.و منظورم از این اژدها خودم نیستم

21:41.840 --> 21:43.800
من چنین باور دارم که جدّم

21:43.800 --> 21:46.440
.که در بهشت زندگی می‌کند، عهده‌دار صیانت از این شهر است

21:47.220 --> 21:50.820
...و به همین ترتیب، من

21:52.420 --> 21:53.810
بانو اژدها؟

22:00.610 --> 22:02.340
!بانو اژدها؟

22:05.570 --> 22:25.270
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:34.930 --> 23:39.930
پرونده‌ ۹               اژدهای از هوش رفته

23:35.370 --> 23:39.680
پرونده نهم: اژدهای از هوش رفته