﻿WEBVTT

00:01.550 --> 00:04.980
‫بالاخره اون آشوبی که بعد از ظهر به پا شد خوابید.

00:04.980 --> 00:10.120
‫آره، اسکادی-سان واقعا مهمترین شخص این شهره.

00:10.470 --> 00:15.240
از آخرین باری که اینجا اومدیم خیلی میگذره، نه؟

00:15.550 --> 00:18.240
‫احتمالا از وقتی درمونگاه رو باز کردیم نیومدیم.

00:19.830 --> 00:21.860
‫ولی این کارشون واقعا بی ادبیه.

00:22.280 --> 00:25.360
‫شما کسی بودی که اول خودت رو رسوندی،

00:25.360 --> 00:28.900
‫با این حال کسی از احوال اسکادی-سان چیزی به شما نگفته.

00:28.900 --> 00:32.790
.عجیب نیست، آخه دکتر کتولی پزشک مخصوص ایشونه

00:32.790 --> 00:34.660
‫و ایشون هم موظف نیست ما رو در جریان بذاره.

00:35.290 --> 00:38.930
‫برای همینه که اومدیم جویای احوالشون بشیم.

00:39.820 --> 00:42.780
‫بهتره بهتون گوشزد کنم این دیدار دوباره با اون زنیکه هشت پا-

00:42.780 --> 00:46.810
‫چیزه... کتولی-ساما نباید باعث بشه از حد خودتون بگذرید!

00:46.810 --> 00:48.630
‫میدونم باو، میدونم.

00:48.630 --> 00:51.240
‫ایشون که به من نظر نداره بهرحال!

00:51.240 --> 00:53.670
‫مطمئنم سرش با کاراش حسابی گرمه.

01:01.200 --> 01:05.250
دکترِ دختران هیولایی

01:06.200 --> 01:36.250
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

02:24.490 --> 02:28.000
پرونده9        اژدهای از هوش رفته

02:25.640 --> 02:29.380
دکتر اونجائید؟
.گلن و سافنتیت هستیم

02:29.730 --> 02:31.310
‫بله، بیا تو.

02:38.470 --> 02:42.680
‫جان!گلن! دلم هواتو کرده بود!

02:43.050 --> 02:46.330
‫منم از دیدنتون خوشوقتم...

02:46.330 --> 02:49.690
‫کتولی-ساما! خیر سرت استادشی!

02:49.990 --> 02:53.440
‫لطفا با زبون خوش اون شاخک های چندشتو از رو دکتر گلن بردار!

02:53.440 --> 02:56.460
‫اوه، سافنتیت هم اینجاس که.

02:56.460 --> 02:57.840
با رفتنت خوشحالمون میکنی؟

02:57.840 --> 03:00.270
‫به هم خیال هم باش!

03:03.830 --> 03:05.080
‫سافه...

03:06.110 --> 03:08.460
‫گلن، میبینم یکم بزرگ شدی.

03:09.310 --> 03:10.290
هن؟

03:14.620 --> 03:18.380
‫واقعا دلم برای شاگردای ناز و دهن دریده ام تنگ شده بود!

03:18.670 --> 03:22.270
‫آره خدایی خیلی وقته ندیدیم همو کتولی-ساما!

03:22.270 --> 03:27.220
‫ولی میبینم با این که پیر و فرتوت شدین هنوزم وقتی
‫پسرای جوون میبینین اختیار شاخکاتونو از دست میدین.

03:27.220 --> 03:32.860
‫تو هم همینطور، هنوز مثل قبلت موذی و حسودی!

03:32.860 --> 03:38.740
‫اگه بعضی ها سرشون تو کار خودشون باشه حسادت منم تحت کنترل می مونه!

03:44.440 --> 03:46.860
‫ممنون که حواستون به اسکادی بود.

03:47.190 --> 03:51.250
‫من تونستم به موقع درمانشون کنم، چون شما سریع بالا سرشون رسیدید.

03:51.670 --> 03:54.100
‫از اونجایی که نمیتونستم تو مراسم شرکت کنم...

03:54.100 --> 03:56.650
‫بگو حالشو نداشتم تا اونجا بیام.

03:56.920 --> 04:00.120
سنسه، بیماری اسکادی-سان چیه؟

04:03.670 --> 04:05.300
‫خیلی جدیه.

04:05.300 --> 04:08.810
‫بعنوان پزشک مخصوصشون نمیتونم جزئیات رو بهت بگم.

04:09.260 --> 04:12.050
‫ولی بیماریشون اونقدری نادره که  حتی منم مورد مشابهی سراغ ندارم.

04:12.050 --> 04:13.890
‫این یه بیماری فوق العاده نادره.

04:14.250 --> 04:15.350
‫بیماری نادر...

04:16.130 --> 04:19.830
‫بیماری در حال حاضر در تمام بدنشون پخش شده.

04:20.380 --> 04:23.900
‫معجزه است این تا قبل این جلوی کسی از حال نرفته ان.

04:25.600 --> 04:28.080
‫احتمالا باز هم تغییرات شدیدی در فشار خونشون خواهند داشت،

04:28.080 --> 04:31.000
‫که به سادگی ممکنه منجر به مشکلات قلبی بشه.

04:31.000 --> 04:33.280
مشکل قلبشونه؟

04:33.280 --> 04:36.080
‫درمان اژدهایان سخته.

04:36.080 --> 04:39.150
‫حتی اگر مبتلا به بیماری ای بشن که هر هیولای دیگه ای رو از پا در میاره،

04:39.150 --> 04:41.870
‫اون ها خیلی جون سخت و مقاوم اند و به راحتی نمی میرند.

04:42.340 --> 04:45.210
‫و این یعنی اونها مدت طولانی تری درد میکشن.

04:49.220 --> 04:51.650
‫درمانش اصلا راحت نیست...

04:51.650 --> 04:54.570
‫و خب، البته، یه اژدها با یه مرض نادر.

04:54.570 --> 04:56.330
‫حتی منم ممکنه نتونم کاری کنم.

04:57.460 --> 05:00.070
‫این دفعه فقط یه افت فشار ناگهانی بود.

05:00.070 --> 05:03.440
‫پس با یکم استراحت و تغذیه مقوی بزودی از جا بلند میشن.

05:03.820 --> 05:07.840
‫ولی برای بهبود کامل، باید بیماری رو از ریشه درمان کنیم.

05:07.840 --> 05:10.530
‫پس شما خودتون هم از عامل این بیماری مطمئن نیستید.

05:10.850 --> 05:13.530
‫نه، اون اتفاقا کاملا هم واضحه...

05:13.530 --> 05:14.980
‫چون...

05:20.100 --> 05:22.850
‫خب، بهتره شما دو تا هم برگردید به درمونگاهتون.

05:22.850 --> 05:27.680
‫تا اسکادی نظرش رو عوض نکنه منم کار زیادی ازم بر نمیاد.

05:27.680 --> 05:29.560
منظورتون چیه؟

05:29.560 --> 05:35.530
‫بزرگترین مشکل اینجاست که اسکادی اصلا علاقه ای به بهبود نداره.

05:36.820 --> 05:40.320
‫به اندازه کافی گفتم بهتون، برگردین خونتون.

05:41.610 --> 05:44.950
‫به نظر کتولی-ساما هم دستش خیلی پره.

05:45.450 --> 05:49.640
ولی با اون همه شاخک، اصلا احتیاجی هم به دستاش داره؟

05:49.640 --> 05:50.810
‫سافه...

05:52.200 --> 05:55.880
‫بیماری که علاقه ای به بهبود نداره...

05:57.380 --> 06:02.180
‫این درسته که بانو اژدها میگن نیازی به درمان ندارن،

06:02.790 --> 06:05.840
‫و کتولی-ساما هم به خواسته ایشون احترام میذاره.

06:06.240 --> 06:09.860
‫بنابراین، ایشون هیچ قصدی مبنی بر دریافت درمان یا موندن در بیمارستان رو ندارن.

06:09.860 --> 06:12.600
‫همچنین هم قصد دارن از فردا دوباره سر کارشون تو مجلس برن.

06:13.360 --> 06:16.350
‫این اتفاق نباید بیفته.

06:16.650 --> 06:19.840
این درسته که استاد من دکتر کتولی

06:19.840 --> 06:22.740
‫اگر بیمارش قبول نکنه، درمان رو شروع نمیکنه.

06:23.070 --> 06:26.490
‫بعنوان یه پزشک، این روش ایشونه.

06:26.490 --> 06:30.150
‫میدونم که اون استادته، ولی شما دو نفر خیلی فرق دارید.

06:30.440 --> 06:34.040
‫خب، تمام چیزی که ازشون یاد گرفتم دانش و مهارت بوده.

06:34.490 --> 06:36.780
‫ایشون در وهله اول یه دانشمند هستن.

06:37.430 --> 06:41.980
‫اون دو دوستای قدیمی هستن، مطمئنم چیزایی هست که فقط بین خودشونه.

06:41.980 --> 06:43.290
‫ولی بازم...

06:44.790 --> 06:47.680
‫من باید برای اینکه من رو استخدام کردن براشون جبران کنم!

06:47.680 --> 06:51.330
‫نمیتونم وقتی بانو اژدها دارن زجر میکشن بایستم و نگاه کنم!

06:51.330 --> 06:54.430
‫حتی اگر مجبور شم خلاف میلشون عمل کنم، من...

06:56.620 --> 06:59.670
‫میدونستم قراره همچین حرفی بزنی،کونای-سان.

06:59.670 --> 07:02.270
دلیل اصلی اینجا اومدنت هم همینه، نه؟

07:02.270 --> 07:07.230
‫آره، میخوام شما بانو اژدها رو درمان کنی.

07:07.230 --> 07:12.520
‫شما ممکنه حتی از سطح کتولی-ساما هم جلوتر رفته باشی.

07:12.520 --> 07:16.400
‫نگران نباشین، ایشون کسی نیستن که سر همچین مسائلی ناراحت بشن.

07:16.710 --> 07:18.650
‫اول، باید ازشون آزمایش بگیرم.

07:18.650 --> 07:20.240
‫من مقدماتش رو فراهم میکنم.

07:20.240 --> 07:23.950
‫شما باید به استراحتگاه ایشون در ساختمان مجلس-

07:26.040 --> 07:28.800
استراحتگاه؟منظورت اتاق خوابه؟

07:29.290 --> 07:31.580
‫و-وایسا ببینم!

07:31.580 --> 07:37.330
داری میگی گلن-سنسه یواشکی بره تو اتاق خواب اسکادی-ساما؟

07:37.330 --> 07:40.060
‫جور دیگه ای باشه برای مردم جلب توجه میکنه.

07:40.400 --> 07:44.290
‫تازشم، وقتی لباس کمتری تنشون باشه معاینه راحت تره.

07:44.290 --> 07:47.450
‫در آوردن ردا و پوشیه شون کار وقت گیریه.

07:48.620 --> 07:53.640
‫شما میخوای یواشکی بری تو اتاق اسکادی-ساما؟ زنی که هنوز مثل بچه ها می مونه،

07:53.640 --> 07:55.460
بعد لختش کنی؟

07:55.460 --> 07:57.900
‫لازم نیست نگران باشی،

07:57.900 --> 08:00.880
‫من قبلا هم خونه مریضای دیگه رفتم.

08:01.630 --> 08:03.540
‫الـ-البته.

08:03.540 --> 08:07.500
‫فقط یه معاینه ساده است دیگه؟ آره فقط همینه...

08:07.500 --> 08:10.410
‫اون فقط...فقط بعنوان کار به قضیه نگاه میکنه.

08:10.410 --> 08:12.270
‫کار دیگه ای نمیکنن!

08:12.750 --> 08:14.720
‫ولی نه! وای خدا!

08:14.720 --> 08:15.910
‫با این حال، دکتر گلن،

08:16.410 --> 08:18.840
‫اگه میخواید قلبشونو معاینه کنید...

08:19.410 --> 08:23.760
‫ازتون میخوام که آماده باشید، اون ورای تصورتونه.

08:23.640 --> 08:25.980
دکترِ دختران هیولایی

08:23.760 --> 08:25.320
قلبشون؟

08:24.340 --> 08:25.980
هیولایی دختران دکترِ

08:28.880 --> 08:31.570
.به نگهبان‌ها دراین مورد چیزی نگفتم

08:31.910 --> 08:35.170
،به بانو اژدها هم چیزی نگفتم

08:35.170 --> 08:37.880
.اما فک نمی‌کنم با معاینه شدن مخالفت کنه

08:37.880 --> 08:38.820
.خیلی هم عالی

08:42.860 --> 08:46.640
.شرمنده، ولی از اینجا به بعد فقط طبیب گلن می‌تونه جلو بره

08:46.640 --> 08:48.710
!مـ من هم همراه‌شون میرم

08:48.710 --> 08:51.830
!مخصوصاً الان که شما نمی‌خوای همراهیشون کنی

08:51.830 --> 08:54.230
.به حرفم گوش کن، سارفنتیت-دونو

08:54.230 --> 08:57.310
.و بدون اگه قرار بود اتفاقی بیافته، خیلی زود میرم داخل

08:58.230 --> 09:00.350
می‌فهمی که چی میگم، نه طبیب گلن؟

09:00.350 --> 09:01.960
.بـ بله

09:02.570 --> 09:04.470
.پس، با اجازه‌تون

09:29.740 --> 09:30.870
.اسکادی-سان

09:48.560 --> 09:50.640
چرا اومدی اینجا؟

09:54.260 --> 09:58.240
.کونای-سان ازم خواست شما رو معاینه کنم

09:58.950 --> 10:00.230
.اها

10:00.550 --> 10:02.530
.پس برای کونای هم باعث دردسر شدم

10:02.970 --> 10:05.080
.نگرانش کردم

10:05.080 --> 10:09.630
.همیشه برای اون کسانی که اطرافم هستن، خیلی کم می‌تونم کاری کنم

10:10.680 --> 10:15.300
.طبیب گلن، من از اینکه کونای مخفیانه وارد درمانگاه‌ت شد، چشم‌پوشی می‌کنم

10:15.300 --> 10:17.970
.و برای مجازاتش، به اوقات‌تلخی کردن باهاش اکتفا می‌کنم

10:17.970 --> 10:22.550
.ولی از اونجایی که عزم کافی داشتی تا اینجا بیای، من هم باید لطف‌ت رو پاسخ بدم

10:23.030 --> 10:24.130
...پس

10:24.130 --> 10:26.630
.اره. میزارم منو معاینه کنی

10:26.990 --> 10:31.020
.ولی امیدی ندارم که منو بتونی درمان کنی

10:40.680 --> 10:42.670
.بیماری‌ای فوق‌العاده نادره

10:42.670 --> 10:45.490
.ورای تصورات منه

10:46.040 --> 10:51.020
...حتی اگه رنگ آبی‌ش به علت رنگ خونِ اسکادی-سان باشه، این

10:51.670 --> 10:53.680
اجازه هست لمسش کنم؟

10:53.680 --> 10:55.510
.بله

10:59.260 --> 11:04.770
.کتولی می‌گفت که این یه تومورِ بدخیم‌ـه

11:04.770 --> 11:08.310
پس چیزی‌ـه که در ظاهر به قلب شباهت داره؟

11:08.310 --> 11:09.540
.ظاهراً همینطوره

11:09.540 --> 11:13.920
.ولی همین تومور داره رفته رفته تمام عروق بدن‌مو درگیر می‌کنه

11:14.360 --> 11:19.450
.انگار ریشه دوونده، و جریان خون رگ‌هامو تغییر داده

11:20.220 --> 11:25.990
.به عبارتی.... من الان دوتا قلب دارم

11:26.390 --> 11:29.530
.در این صورت فشار زیادی به بدنش وارد میشه

11:29.530 --> 11:33.200
.اگه یک انسان یا هیولای معمولی بود، تا الان هفت کفن پوسونده بود

11:34.750 --> 11:37.600
.این هم چیزیه که نمیشد جلوش رو گرفت

11:37.600 --> 11:40.520
.چون این سرنوشتی‌ـه که به دست خودم درستش  کردم

11:41.460 --> 11:45.340
.اژدها، اصلاً هیولایی نیست که در زمین زندگی کنه

11:45.340 --> 11:50.610
.در گذشته‌های دور، پیشینیان من، از جایی در مرتبه‌ی خدایان، به زمین فرود آمدند

11:51.020 --> 11:56.390
.اما بلافاصله تحت تاثیر طاعون زمین، ظاهرشون تغییر می‌کنه

11:57.490 --> 12:00.240
.بعضی دست وپاهاشون رو از دست دادن و تبدیل به ویرم شدن

12:00.240 --> 12:03.440
.بعضی دست‌هاشون رو از دادن و به وایورن تبدیل شدن

12:03.440 --> 12:06.990
.و بعضی در شرق دور، حتی دچار تغییرات ظاهری بیشتری شدند

12:07.340 --> 12:11.120
.وبعضی‌ها هم مثل من، شبیه‌ی انسان‌ها شدند

12:11.700 --> 12:15.920
.من دیگه نمی‌تونم مثل قدیما، به حالت اژدهای آتشین دربیام

12:16.640 --> 12:21.450
.برای جنگ بزرگ، خون ‌های زیادی به زمین ریخته شد

12:23.550 --> 12:26.140
،همه‌ی اون ناپاکی‌ها باید اینجا جمع شده باشن

12:27.130 --> 12:30.530
...شک ندارم که این بیماری به اون دلیل منو گرفتار کرده

12:31.640 --> 12:35.620
و... چیزه...طبیب گلن

12:35.620 --> 12:37.400
.شرمنده، کمی بیشتر

12:37.930 --> 12:41.030
.به احتمال زیاد به جنگ بزرگ یا ناپاکی هیچ ارتباطی نداره

12:41.030 --> 12:45.770
.اگه این فقط یه تومور باشه، باید بتونیم دلیل و علتش رو پیدا کنیم

12:46.460 --> 12:51.860
...طبیب گلن، برای همین من قصد درمان شدن ندارم

12:51.860 --> 12:53.410
.من معاینه کردن رو ادامه میدم

12:54.020 --> 12:55.850
...پولک‌هاتون انگار

12:56.690 --> 12:58.250
!قلقلکم میاد

12:58.630 --> 12:59.680
.سخت شدن

13:00.320 --> 13:03.510
،اگه تومور و رگ‌هاش از مواد یکسانی ساخته شدن باشه

13:03.820 --> 13:07.510
.حتی وارد کردن یک سوزن بخیه، از این پولک‌ها دشوار خواهد بود

13:07.510 --> 13:08.620
...چیزه

13:08.620 --> 13:09.580
.منو می‌بخشین

13:10.120 --> 13:11.800
.بزارین اینجا رو هم ببینم

13:12.570 --> 13:13.970
...ولی اون

13:13.970 --> 13:16.320
.دم‌تون رنگ متفاوتی داره

13:18.970 --> 13:21.670
. در حین مراسم، دم‌تون پایین افتاده بود

13:21.670 --> 13:23.940
.پس داشتین به خودتون فشار میاوردین

13:24.440 --> 13:27.980
...می‌تونم توی دمم مواد غذایی ذخیره کنم

13:27.980 --> 13:30.850
...پس... وقتی حالم خوب نیست

13:30.850 --> 13:33.410
.دمم لاغرتر میشه و پایین میافته

13:35.700 --> 13:38.330
تـ تا کی می‌خوای بمالیش؟

13:38.330 --> 13:40.400
.شرمنده، یکمی دیگه

13:41.150 --> 13:44.500
...چیزه... دمم خیلی حساسه

13:44.500 --> 13:46.980
.ولی قبلاً دیدم که با دمتون مبارزه می‌کردین

13:47.970 --> 13:50.470
!به سمت ریشه، نه

13:55.250 --> 13:58.840
...نه... بال‌هام دیگه واقعاً

13:58.840 --> 14:02.360
.شرمنده. فقط می‌خوام مطمئن شم مشکل دیگه‌ای نیست

14:04.870 --> 14:10.190
...واقعاً دیگه نمی‌تونم، طبیب گلن. به حرفم گوش کن

14:19.750 --> 14:23.710
!طبیب گلن، صدای گریه‌ی بانو اژدها رو شنیدم

14:23.710 --> 14:25.290
داشتی چع غلطی می‌کـ ــ

14:33.420 --> 14:35.970
...گفتم چقد داری طولش میدی

14:36.330 --> 14:40.470
سنسی، می‌خواین بگین این هم معاینه قلبش‌ـه؟

14:40.470 --> 14:42.890
...ها؟ نه... گوش کن

14:43.350 --> 14:45.040
.نگران نباش. بهت رحم می‌کنم

14:45.480 --> 14:48.110
.برای اینکه دردی احساس نکنی، سرت رو با یک حرکت از  تنت جدا می‌کنم

14:48.110 --> 14:49.110
!اه؟

14:49.110 --> 14:52.410
!نمی‌دونم شاید با مردن این اخلاق‌تون عوض شه

14:55.360 --> 14:57.280
.صب کن. کونای

14:57.280 --> 15:00.080
خوبم. من خوبم، باشه؟

15:00.080 --> 15:02.160
.باـ بانو اژدها

15:02.560 --> 15:03.910
دیگه کافیه، نه؟

15:03.910 --> 15:05.830
.معاینه تموم شده

15:05.830 --> 15:08.990
.من هم میرم استراحت کنم

15:18.250 --> 15:21.570
خب... از من چی می‌خوای؟

15:21.940 --> 15:25.830
.برای عمل جراحی بر روی اسکادی-سان، به کمکت نیاز دارم، دکتر

15:25.830 --> 15:29.170
.حالا که معاینه‌ش رو گردن گرفتی، باقی‌ش هم با خودت

15:29.170 --> 15:31.780
.با سارفنتیت دوتایی عمل‌ش کنین

15:31.780 --> 15:33.950
،همونطوری که در جریانید

15:33.950 --> 15:36.980
،تومور خودش رو به شریان‌های اصلی متصل کرده

15:36.980 --> 15:38.380
.و ضربان داره

15:39.380 --> 15:41.460
،برای جلوگیری از یه خونریزی بزرگ

15:41.460 --> 15:43.900
،بعد از جدا کردن رگ‌های متصل

15:43.900 --> 15:47.470
.باید بلافاصله به قلب اصلی متصل‌شون کنیم

15:48.260 --> 15:50.580
،برای اینکه بیمار احساس اضطراب نکنه

15:50.580 --> 15:52.750
.باید تا جایی که می‌تونیم سریع عمل کنیم

15:53.150 --> 15:56.760
.و این با وجود دست‌ها و شاخک‌هاتون، ممکنه

15:56.760 --> 15:59.540
...دکتر، همراه من

15:59.540 --> 16:00.860
.سی امتیاز

16:01.470 --> 16:05.290
گلن، تو اصن رضایت بیمارت رو گرفتی؟

16:05.290 --> 16:06.710
.می خواستم بعد اینجا برم پیششون

16:06.710 --> 16:08.610
.بعد اینکه متقاعدش کردی، دوباره بیا

16:10.070 --> 16:12.820
پس اگه متقاعدش کردم، کمکم می کنین؟

16:14.580 --> 16:18.940
...دکتر گلن ، مطمئنم کتولی ساما هم دلیل‌های خودش رو داره

16:18.940 --> 16:22.830
.من اسکادی-سان رو متقاعد می‌کنم، پس لطفاً بهم کمک کنین

16:23.510 --> 16:26.200
ای تازه‌کارِ خوش‌خیال. فکر کردی به این سادگی‌هاس؟

16:26.520 --> 16:31.160
گلن. می‌دونی که جراحی اسکادی تا چه حد سخت خواهد بود، نه؟

16:31.470 --> 16:32.680
.البته

16:32.990 --> 16:34.850
.اون یه تومور معمولی نیست

16:35.210 --> 16:42.350
.اون تومور قلب-شکل، کنترل گردش خون بیش از ۱۰۰ رگ رو در دست داره

16:42.350 --> 16:45.690
می ‌خوای بگی می‌تونی از پس اون همه بربیای؟

16:46.040 --> 16:47.980
گفتم که، با کمک شما ــ

16:47.980 --> 16:49.990
!اگه ممکن بود، تا حالا عملش کرده بودم

16:54.240 --> 16:58.240
.اون دختر... اسکادی خودش نمی‌خواد درمان شه

16:58.240 --> 17:03.380
.و الان پاشو توی یک کفش کرده که می‌خواد جایی برای مردن پیدا کنه

17:04.870 --> 17:07.440
.من چندین بار تلاش کردم متقاعدش کنم

17:07.940 --> 17:11.250
...ولی اون اژدر خانوم یک دنده

17:17.880 --> 17:19.130
،گلن

17:19.130 --> 17:22.170
واقعاً می‌تونی متقاعدش کنی؟

17:22.780 --> 17:24.380
.بله

17:24.980 --> 17:27.880
چرا تا این حد براش به خودت زحمت میدی؟

17:27.880 --> 17:31.380
.مدت طولانی‌ای نیست که با اسکادی آشنا شدی

17:31.380 --> 17:33.420
...درست میگین

17:33.420 --> 17:34.530
پس چرا؟

17:34.530 --> 17:38.750
.چون کسی بیشتر از شما نمی‌خواد اسکادی-سان رو نجات بده

17:40.160 --> 17:43.990
.شما بیشتر از هر کسی خواستار نجات دادن اسکادی-سان هستین

17:44.400 --> 17:46.550
.برای همین من اینجام

17:47.050 --> 17:49.970
.تا در کنار شما اسکادی-سان رو نجات بدم

17:52.880 --> 17:54.580
...شما دو نفر

17:57.790 --> 17:59.340
چی، دوباره؟

18:01.970 --> 18:04.680
واستا! منم هستم؟

18:09.470 --> 18:12.190
.شما دوتا واقعاً پیر و آبدیده شدین

18:12.190 --> 18:14.790
!مـ من هنوز جوونم، دستت درد نکنه

18:14.790 --> 18:16.680
!نه، حسابی پیر شدی

18:16.680 --> 18:21.370
.از زمانی که توی اکادمی در کلاس من شاگردی می‌کردین، خیلی بزرگ‌تر شدین

18:22.000 --> 18:23.360
.سنسی

18:23.750 --> 18:26.830
!کتولی-ساما، داری کجا رو لمس می‌کنی؟

18:27.670 --> 18:31.340
.سارفتیت، می‌دونم که برای تو هم باعث زحمت شدم

18:31.340 --> 18:34.790
!گلن خیلی جوون و بی‌کله‌ست، می‌دونم برات خیلی سخت بوده

18:34.790 --> 18:37.660
صـ صب کنین، دارین چکار می‌کنین؟

18:37.660 --> 18:40.890
!چکار می‌کنم؟ دارم تحسینت می‌کنم، به عنوان استادت

18:55.020 --> 18:56.280
،ولی، گلن

18:56.280 --> 18:59.420
.حتی با وجود جراحی، خیلی مشکلات دیگری هم هست

18:59.420 --> 19:03.450
.حتی اگه اسکادی با این عمل موافقت کنه، ما به هیچ وجه به اندازه کافی کمک دست نداریم

19:03.450 --> 19:07.350
،درسته. سافه روی بی هوشی تمرکز می‌کنه

19:07.350 --> 19:10.460
.و یکی دیگه به من در جراحی کمک می‌کنه

19:10.460 --> 19:13.650
.ما برای پیدا کردن کمک به اون اندازه زمان داریم

19:13.650 --> 19:17.950
.و در این بیمارستان عمومی، کسی به زبدگی تو نیست

19:18.460 --> 19:19.720
...فقط یکی دیگه

19:19.720 --> 19:22.820
.فقط به یک فرد توانای دیگه نیاز داریم

19:22.820 --> 19:24.500
.حتی لزومی نداره دکتر باشه

19:24.500 --> 19:27.460
.کسی که با سوزن خیلی سروکار داشته باشه، و روی حرکت دست‌هاش مسلط باشه

19:27.460 --> 19:30.730
.کسی که بتونه حرکاتش رو با من تنظیم کنه

19:30.730 --> 19:33.370
آخه کی می‌تونه همه‌ی این شرایط و داشته باشه؟

19:33.880 --> 19:35.480
.من یکی رو می‌شناسم

19:35.480 --> 19:36.160
ها؟

19:36.530 --> 19:38.850
،شک دارم دانش پزشکی داشته باشه

19:38.850 --> 19:41.760
،و از لحاظ اخلاقی هنوز باهاش آشنایی کامل ندارم

19:41.760 --> 19:43.550
.ولی مهارتش رو دست نداره

19:43.550 --> 19:46.150
...دکتر، نکنه منظورت

19:46.150 --> 19:47.170
.آره

19:47.670 --> 19:49.660
.با نهایت ادب، درخواستتون رو رد می‌کنم

19:49.660 --> 19:53.500
.من عمرا عمرا بتونم چنین کاری کنم

19:53.500 --> 19:58.820
.شرایط رو براتون توضیح دادم، و بر همین اساس به این نتیجه رسیدم که شما مناسب‌ترین گزینه هستی

19:58.820 --> 20:00.900
.گفتنش ساده‌ست

20:00.900 --> 20:02.950
.شنیدم که دکتره

20:02.950 --> 20:04.920
!اه، چقد خوب

20:04.920 --> 20:08.450
.انسان‌ها رو میشه راحت گیر انداخت، ترسو و فرمان‌بردار ـن

20:08.450 --> 20:10.640
!بهترین گزینه ازدواج‌ـن

20:10.640 --> 20:15.300
.از این همه کار کردن، عقل و منطقشون جای خودش رو به شهوت داده

20:15.300 --> 20:18.410
.پس، خواهشاً اینقدر کفری نشو

20:18.410 --> 20:20.100
!من که کفری نشدم

20:20.100 --> 20:23.860
!سر کوچکترین چیزا حسودی‌ت میشه، خیلی نازی به خدا

20:24.140 --> 20:26.160
.آراهنیا-سان، خواهش می کنم

20:26.160 --> 20:29.200
.در تمام مراحل جراحی، ما بهتون راهنمایی می‌کنیم

20:29.200 --> 20:31.580
.و لازم به ذکر نیست، تمام عواقب این کار رو من به گردن می‌گیرم

20:31.580 --> 20:36.220
با وجود این حرفا، اگه خراب کنم، مردم شهر چی پشتم میگن؟

20:36.220 --> 20:39.990
.شاید جونم در خطر قرار نگیره، ولی این شرکت به خاک سیه می‌شینه

20:39.990 --> 20:41.620
...خب

20:41.990 --> 20:46.430
.خیلی متاسفم، ولی برای این کار دنبال شخص دیگه‌ای باشین

20:46.430 --> 20:48.610
واقعاً مطمئنی، آراهنیا؟

20:48.970 --> 20:52.490
.تا اجرای عمل، تو در کلینیک خواهی بود

20:52.490 --> 20:56.490
.و به عنوان عضوی از کلینیک این لباس پرستاری رو خواهی پوشید

20:58.610 --> 21:01.680
با من ست می‌کنی، درست میگم؟

21:02.170 --> 21:03.240
ها؟

21:04.440 --> 21:05.440
!من هستم

21:05.440 --> 21:07.980
!نه، با نهایت ادب، بزارین باشم

21:07.980 --> 21:09.240
ها؟

21:09.240 --> 21:11.240
.پس تمومه دیگه

21:14.260 --> 21:16.250
.داشت بهونه تراشی می‌کرد

21:16.250 --> 21:19.490
.اون از اول قصد داشت قبول کنه

21:19.490 --> 21:20.540
اه؟

21:20.540 --> 21:23.540
....ولی بعید می‌دونم اینا همه‌ش ‌‌‌‌‌‌‌بهو‌نه‌‌‌تراشی بوده باشه

21:23.540 --> 21:28.310
.احتمال داره اهداف دیگه‌ای در سر داشته باشه، پس پیشنهاد می‌کنم، احتیاط کنیم

21:28.310 --> 21:30.500
.با همین حال هم خیلی کمک حالمون میشه

21:30.890 --> 21:35.960
.ولی همونطور که دکتر کتولی هم گفت، تا اجرای عمل کارهای زیادی هست که باید انجام بدیم

21:36.400 --> 21:40.260
متقاعد کردن اسکادی-سان، طرح ریزی مرحله به مرحله عمل جراحی

21:40.520 --> 21:42.470
و باید به آراهنیا هم یه چیزایی یاد بدیم

21:42.470 --> 21:45.130
.و وظایف مون در مطب هم سرجاش

21:45.130 --> 21:47.770
.جداً که کار سختی رو به عهده گرفتیم

21:48.850 --> 21:50.650
.حتماً برای تو هم باعث دردسر شدم

21:50.650 --> 21:55.390
.نه، من توی هرکاری که شما تصمیم به انجامش بگیرین، کمک‌تون می‌کنم

21:56.260 --> 21:58.210
!ممنونم، سافه

22:05.570 --> 22:25.270
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:34.930 --> 23:39.930
پرونده ۱۰                          تک‌چشم خود کوچک‌بین

23:35.730 --> 23:39.300
.پرونده دهم: تک‌چشم خود کوچک‌بین