﻿WEBVTT

00:05.480 --> 00:07.860
‫صبحتون بخیر بانو اژدها.

00:08.550 --> 00:10.540
حالتون بهتره ایشالا؟

00:11.840 --> 00:13.360
‫فرقی نکردم.

00:17.080 --> 00:20.540
‫بانو اژدها، لطفا جراحی رو قبول کنید.

00:20.540 --> 00:24.490
‫برای دکتر کتولی هم ناگفته نمونه، ولی دکتر گلن هم خیلی قابل اعتماده.

00:24.850 --> 00:26.330
‫مطمئنم اون می تونه...

00:26.730 --> 00:28.000
‫کافیه دیگه کونای.

00:31.460 --> 00:35.000
‫این تقدیر منه.

00:42.180 --> 00:46.230
دکترِ دختران هیولایی

00:47.180 --> 01:15.230
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

02:05.430 --> 02:08.980
پرونده ۱۰           تک‌چشم خودکوچک‌بین

02:14.720 --> 02:15.980
‫یالله...

02:18.240 --> 02:19.500
‫ساملیک مه مه!

02:19.500 --> 02:21.300
‫آ-آدم!

02:24.700 --> 02:27.810
‫اوه، شمایی که، گلن سنسه.

02:28.330 --> 02:30.870
آخی، ترسوندمت؟

02:30.870 --> 02:33.620
‫یـ-یخورده.

02:33.620 --> 02:37.390
‫هنوزم وقتی یکی رو با دوتا چشم میبینم جا میخورم.

02:37.390 --> 02:39.110
‫منم همینطور.

02:39.110 --> 02:42.680
‫ولی خب، از نظر آماری هم تک چشم ها کم یاب ترن.

02:42.680 --> 02:47.720
‫بـ-بله خب، مطمئنا تک چشم ها ترسناکن.

02:48.840 --> 02:54.220
‫عجیبه یکم که شما این همه راه رو تا کارگاه اومدین.

02:54.220 --> 02:56.950
‫میخواستم استاد آهنگر یه چیزی رو برام بسازه.

02:57.390 --> 02:59.110
مه مه، خوبی خوشی سرحالی؟

02:59.460 --> 03:03.670
‫نه راستش، گرفتگی کتف و درد کمر که بخاطر شغلمه.

03:03.670 --> 03:07.790
‫با اینکه پوستم روشنه، ولی دور چشمم سیاه شده.

03:07.790 --> 03:10.070
یعنی میگی این قدر مریض به نظر میرسم؟

03:10.650 --> 03:12.580
‫نه منظورم این نبود.

03:12.580 --> 03:15.190
‫طوری نیست، راسته دیگه.

03:15.190 --> 03:18.600
‫هی تنه ام میخوره به بقیه، گاری ها همش نزدیکه زیرم کنن...

03:18.960 --> 03:22.440
‫خب، تک چشم ها تو تشخیص عمق یکم مشکل دارن.

03:22.440 --> 03:23.730
‫مراقب خودت باشیا.

03:24.330 --> 03:25.850
‫مـ-می دونم خودم!

03:27.370 --> 03:28.940
خـ-خوبی؟

03:28.940 --> 03:30.550
‫نـ-نـ-نـ-نزدیکی، زیادی نزدیکی!

03:34.610 --> 03:35.640
‫لنگت جر خورد.

03:43.790 --> 03:48.160
‫دیدش! دیدش!... دیگه نمیتونم عروسی کنم!

03:48.160 --> 03:51.680
‫به هر حال کسی هم نمی اومد منو بگیره...

03:50.860 --> 03:53.160
‫حواست به جلو پات باشه تا دوباره نرفتی تو دیوار...

03:55.440 --> 03:58.400
‫اوستا، مشتری داری.

03:58.920 --> 04:01.630
‫اوه، سامولیک دکی.

04:01.630 --> 04:05.440
‫چی باعث شد بیای؟ ابزار های این ماه رو فرستادم قبلا.

04:06.280 --> 04:07.400
‫راستش...

04:10.500 --> 04:13.050
جراحی بانو اژدها، ها؟

04:13.360 --> 04:17.690
‫بله، رئیس بیمارستان مرکزی دکتر کتولی و من انجامش میدیم.

04:17.690 --> 04:21.810
‫ابزار های مخصوصی برای این جراحی لازم داریم.

04:22.180 --> 04:24.850
‫باید مواد اولیه لازم رو جور کنیم،

04:24.850 --> 04:26.560
‫هم پول هم زمان،این خیلی هزینه میبره.

04:26.860 --> 04:30.250
‫نگران اون نباش، بیمارستان مرکزی همه هزینه رو تقبل میکنه.

04:30.250 --> 04:33.680
‫از نظر آماده سازی هم حداکثر طی یک ماه حاضر بشه.

04:34.850 --> 04:36.760
یه ماه، ها؟

04:38.840 --> 04:41.170
‫خیلی خب، رواله دکی.

04:41.170 --> 04:42.220
جدی؟

04:42.220 --> 04:46.220
‫بله، من شرافتم بعنوان یه تک چشم رو میذارم رو این کار.

04:46.220 --> 04:47.240
‫اما...

04:47.770 --> 04:50.220
‫در مورد سوزن ها نمیتونم قولی بدم.

04:50.630 --> 04:54.590
‫این که بشه چیزی به باریکی و کوچیکی سوزن رو
‫با استحکام و مقاومت بالا بسازی راحت نیست.

04:54.590 --> 04:56.550
‫مخصوصا که بخواد از فلس های اژدها رد بشه.

04:56.550 --> 04:59.690
‫نمیتونم قول بدم این یه قلم جنس رو سروقت حاضر میکنم.

04:59.690 --> 05:01.380
ولی میتونی، نه؟

05:01.380 --> 05:05.490
‫تونستنش که مشخصه میتونیم، من یکی از بهترین افرادم رو میذارم پاش.

05:05.490 --> 05:07.620
‫ولی همچنان میگم، قولی بابتش نمیدم.

05:07.620 --> 05:08.990
‫لطفا.

05:11.510 --> 05:14.400
مه مه، میتونی سوزن بسازی؟

05:14.400 --> 05:15.320
هن؟

05:16.590 --> 05:18.920
مـ-مـ-من؟

05:18.920 --> 05:22.470
‫آره، درسته کوچیکن ولی ساختنشون اصلا راحت نیست.

05:22.470 --> 05:24.270
‫نـ-نه نمیتونم اوستا!

05:24.270 --> 05:27.070
چرا از یکی مثل من میخواید همچین کار مهمی رو انجام بده؟

05:27.070 --> 05:31.050
‫هی بیخیال، تو اونقدر آمادگی داری که خودت بتونی از پسش بر بیای.

05:31.050 --> 05:34.360
‫شما این رو میگی اوستا، ولی من که میدونم!

05:34.360 --> 05:37.770
شما میخوای وقتی جراحی شکست خورد،
تقصیر رو بندازی گردن من بدبخت، نه؟

05:37.770 --> 05:39.830
‫جراحی بخاطر سوزن هایی که من ساختم شکست میخوره.

05:39.830 --> 05:43.530
‫همه شهر میریزه به هم، آبروم میره همه جا!

05:43.530 --> 05:46.180
‫بعدش دیگه نمیتونم تو این شهر بمونم!

05:46.180 --> 05:49.550
تو کلا بویی از خوشبینی نبردی نه؟

05:49.550 --> 05:51.280
‫این قدر غر نزن و انجامش بده!

05:51.540 --> 05:52.830
‫ولی...

05:54.060 --> 05:55.910
‫روت حساب میکنم مه مه.

05:56.780 --> 05:59.630
دکتر گلن تو دیگه چرا؟

05:59.920 --> 06:02.180
‫یا ابالفضل...

06:02.790 --> 06:04.560
‫یا ابالفضل...

06:05.480 --> 06:09.320
‫ظرافت نداری اصلا، دکتر گلن واقعا این کاره بود.

06:09.320 --> 06:12.670
‫پس چی؟ من تازه کارم ها!

06:13.150 --> 06:16.860
‫به هر حال، اصلا انتظار نداشتم تو هم اینجا مشغول کار ببینم.

06:16.860 --> 06:18.810
‫فکر میکنم یجور شوخیه.

06:18.810 --> 06:22.400
‫مگه باهات شوخی دارم من؟ اونم سر همچین کار مهمی.

06:22.400 --> 06:24.280
‫هر چند یجورایی پشیمونم که قبول کردم...

06:24.280 --> 06:28.530
‫خیلی خب، خسته نباشی، یکم آب آوردم براتون.

06:31.030 --> 06:35.960
‫سافه، خستمه. یکم عرق بیار.

06:35.960 --> 06:38.470
‫به هیچ وجه. تا یه مدت از الکل خبری نیست.

06:38.470 --> 06:40.220
‫ای سنگدل...

06:42.120 --> 06:45.510
‫دکتر گلن، در مورد بانو اژدها...

06:46.180 --> 06:48.490
‫هنوزم کله شقی میکنه.

06:48.490 --> 06:53.020
‫همش دارم سعی میکنم راضیشون کنم، ولی هم چنان نظرش به جراحی نیست.

06:53.380 --> 06:54.850
‫خب، انتظارش میرفت.

06:55.210 --> 06:57.350
چرا این قدر یه دندگی میکنه؟

06:58.150 --> 07:01.850
‫هی میگه من آخر هایم است، تقدیرم سر رسیده و اینا.

07:02.890 --> 07:07.100
‫بانو اژدها از این تاریخ طولانی جنگ بین انسان ها و هیولاها بیزار بودن،

07:07.100 --> 07:10.310
‫و برای همین از جون و دل مایه گذاشتن تا این شهر رو
‫ بسازن، جایی که هر دو طرف بتونن کنار هم زندگی کنن.

07:10.870 --> 07:14.710
‫باور داشتن که این «ماموریت»شونه.

07:15.350 --> 07:19.500
‫لیندووم اونقدر توسعه یافته که الان یکی از بزرگترین شهر های این قاره است.

07:19.860 --> 07:22.710
‫و ایشون الانم فکر میکنن که ماموریتشون تموم شده.

07:22.710 --> 07:26.120
‫حتی باور دارن که این تقدیرشونه که در اثر این بیماری بمیرن.

07:26.690 --> 07:29.820
‫ولی ما نباید دست از متقاعد کردنشون بکشیم.

07:29.820 --> 07:31.670
‫دفعه بعدی منم باهات میام.

07:31.670 --> 07:35.090
‫درسته، اگه همینطوری برای راضی کردنشون اصرار داشته باشیم بالاخره...

07:35.090 --> 07:36.090
اینطور فکر میکنی؟

07:36.770 --> 07:41.980
‫همینطوری یه چیز رو فقط براش تکرار کن تا اون هم هی بیشتر لج کنه.

07:42.860 --> 07:45.320
‫پیچوندن رشته ها به هم اون ها قوی تر میکنه.

07:45.320 --> 07:46.980
‫و همچنین استفاده ازشون رو سخت تر.

07:47.300 --> 07:49.750
‫فکر نکن با بردن یکی دیگه و اصرار بیشتر نتیجه میگیری.

07:49.750 --> 07:51.850
‫بعضی وقتا لازمه یه چند قدم برگردی عقب.

07:51.850 --> 07:53.690
یعنی میگی چی کار کنیم؟

07:53.690 --> 07:57.460
‫اگه پیشروی از جلو جواب نمیده، با یکم
‫رنگ و لعاب بیشتر از عقب امتحان کن.

07:58.140 --> 08:01.470
شما تجربه اش رو داری. نه دکتر؟

08:01.470 --> 08:03.990
هن؟ تجربه چیو دارم؟

08:03.990 --> 08:05.270
یعنی نمیدونی دکتر؟

08:05.270 --> 08:09.040
‫ببین چطوری همش باعث میشی سافه سرخ و سفید بشه!

08:09.040 --> 08:11.000
‫عا ببین، همین جوری.

08:11.000 --> 08:12.270
‫آراهنیا!

08:12.270 --> 08:14.360
‫ببین، لپاش گل انداخت!

08:14.360 --> 08:15.590
‫وایسا بینم.

08:15.880 --> 08:19.140
‫مثل این که گیرت آوردن، دکتر گلن.

08:19.140 --> 08:21.610
‫اسیر شدیم بمولا.

08:22.570 --> 08:25.060
‫اگر هنوزم شعور درک شوخی رو داری، طوریت نمیشه.

08:25.060 --> 08:27.470
‫اصلا هم بامزه نیست!

08:30.610 --> 08:33.360
‫اوف چقدر گرمه اینجا.

08:34.210 --> 08:36.980
‫بهتره این عادتتون رو ترک کنین دکتر.

08:36.980 --> 08:38.960
‫اعصابم رو آروم میکنه.

08:39.320 --> 08:40.710
یه گاز میخوای گلن؟

08:40.710 --> 08:43.460
‫این که بقیه هم تعارف میکنی حتی بد تره!

08:43.460 --> 08:45.080
‫ببخشید منتظر موندید.

08:45.080 --> 08:49.330
‫اینا آخرین نمونه های ابزار های جراحی هستن.

08:50.030 --> 08:51.400
‫یه نگاه بندازین.

08:57.330 --> 09:00.430
‫جون چه تیزه، خوشم اومد.

09:00.430 --> 09:03.900
میشه لطفا با بریدن خودتون امتحانش نکنین؟

09:04.340 --> 09:07.220
‫باید برای برش زدن فلس های اژدها کافی باشه.

09:07.220 --> 09:08.890
‫خیلی خب، وارد مرحله تولید انبوه بشید.

09:08.890 --> 09:12.150
‫بسپرش به ما. همش رو سر وقت حاضر میکنیم.

09:15.790 --> 09:17.150
اینا چیه؟

09:17.150 --> 09:19.910
‫عا، اون سوزن ها هنوز تموم نشدن.

09:20.250 --> 09:22.690
‫مه مه هنوز تو مرحله ی طراحی اولیه است.

09:22.690 --> 09:25.300
‫هنوز نتونسته به یه طرح قابل استفاده برسه.

09:25.600 --> 09:28.540
‫داره همه ی وقتش رو توی اتاق طراحی میگذرونه.

09:28.540 --> 09:32.120
‫منم یکم برای طرح ساخت بهش ایده میدم،

09:32.120 --> 09:35.030
‫ولی دوست دارم خودش بتونه انجامش بده.

09:35.030 --> 09:37.340
‫میخوام یکم اعتماد به نفس پیدا کنه.

09:37.720 --> 09:39.110
‫میدونم.

09:39.110 --> 09:42.830
‫منم دوست دارم اگه بشه مه مه اون ها رو بسازه.

09:46.840 --> 09:50.240
‫باید برش هات رو با دقت و سرعت بزنی.

09:50.240 --> 09:51.280
‫بـ-بله!

09:51.280 --> 09:53.290
‫مایع میان بافتی داره میریزه بیرون.

09:53.290 --> 09:55.110
‫دست دست کنی مریضت میمیره!

09:55.110 --> 09:56.090
‫بله!

09:56.450 --> 10:00.740
‫اولین جراحیم هم همچین راحت و جزئی هم نبود.

10:02.030 --> 10:06.620
چیه گلن؟ بالاخره به زیبایی من پی بردی؟

10:07.450 --> 10:11.240
‫نه، یادم اومد چقدر شما به ما سخت میگرفتین.

10:11.240 --> 10:13.400
‫بهتر بود از فعل گذشته استفاده نمیکردی.

10:13.400 --> 10:15.670
‫من همچنان هم بهتون سخت میگیرم.

10:16.160 --> 10:17.430
‫یه گاز بزن.

10:18.970 --> 10:20.500
‫ممنون صرف شده.

10:26.830 --> 10:30.260
‫هعی، اینم نشد.

10:30.660 --> 10:33.570
‫باید دوباره یکی از اول بسازم.

10:33.570 --> 10:36.780
‫یه چیزی که استحکام کافی داشته باشه و تولیدش راحت باشه.

10:43.700 --> 10:46.040
دکترِ دختران هیولایی

10:44.200 --> 10:46.040
هیولایی دختران دکترِ

10:53.100 --> 10:56.230
ایلی، مگه قول ندادی از در ورودی نامه بیاری ـ

10:56.230 --> 10:57.680
!الان زمان این حرفا نیست

10:57.680 --> 10:59.380
!از کارگاه کوکلو پیام اضطراری اوردم

11:01.380 --> 11:04.730
!گفتن که دختری به اسم مه‌مه در کارگاه یکباره از حال میره

11:05.290 --> 11:06.230
!مه‌مه

11:06.230 --> 11:07.720
!اه، دکتر

11:08.060 --> 11:11.660
.اومدم یه سری بهش بزنم، در چنین حالتی پیداش کردم

11:11.660 --> 11:13.160
.لطفاً آروم باشین

11:13.160 --> 11:14.370
.الان وضعیتش رو بررسی می‌کنم

11:16.070 --> 11:17.460
.تنفس داره

11:17.460 --> 11:20.830
.مه‌مه صدام رو می‌شنوی؟ جواب بده

11:21.230 --> 11:23.490
.ضربانش ضعیفه ولی وجود داره

11:23.490 --> 11:25.380
.می‌خوام کاری کاری کنم تنفس کردن براس آسونتر بشه

11:26.270 --> 11:27.370
!سافه

11:27.370 --> 11:28.210
.بفرمایین

11:32.950 --> 11:35.830
دکتر، نکنه مه‌مه مرضی چیزی داره؟

11:35.830 --> 11:38.470
،علائمی از بیماری وجود نداره

11:38.470 --> 11:42.300
.ولی با در نظر گرفتن گرمای اینجا، ممکنه گرمازده شده باشه

11:42.300 --> 11:45.250
.در وهله اول، بهتره ببریمش جای خنکی تا استراحت کنه

11:45.640 --> 11:47.470
میشه تا درمونگاه حملش کنین؟

11:47.470 --> 11:49.840
.بله! بسپارش به ما. الان یه برانکار میارم

11:50.810 --> 11:52.740
...سو...زن

11:54.080 --> 11:57.750
...باید... برم سوزن بسازم

12:04.700 --> 12:07.750
.همیشه آرزوم بوده که یه صنعتگر بشم

12:08.870 --> 12:13.090
.دوست داشتم در این دوره پر از صلح و آرامش پس از جنگ، وسایل صلح‌آمیز بسازم

12:13.570 --> 12:17.690
...چیزی به غیر از ساخت خنجر یا تبر که همه رو به یاد دوران جنگ میندازه

12:18.260 --> 12:20.890
.اوستا و بقیه هم همین نظر رو داشتن

12:22.080 --> 12:24.700
.و در همین حین، اون از راه رسید

12:26.160 --> 12:30.740
شنیدم که شما تک‌چشم‌ها، در گذشته سلاح تولید می‌کردین

12:30.740 --> 12:34.280
.اما این بار از شما درخواست میشه تا برای بیمارستان عمومی، وسایل پزشکی بسازین

12:34.850 --> 12:38.730
.شک ندارم مهارتی که در ساخت سلاح به دست آوردین، در این مورد نیز به کار خواهد آمد

12:38.730 --> 12:43.110
.اما این ابزارها، برای نجات دادن جان کسی استفاده خواهد شد

12:43.420 --> 12:49.120
،بزارین بهتون قول بدم،  جان‌هایی که به وسیله ابزارهای ساختِ دست شما، نجات خواهد یافت

12:49.120 --> 12:51.240
.بسیار بیشتر از خون‌ریزی های زمان جنگ می‌شود

12:55.630 --> 13:00.130
.اون فرد بزرگ، تونست تنها با کلماتش، ما رو تا اعماق وجودمون به هیجان وا داره

13:00.530 --> 13:04.580
!من هم میخوام روزی تبدیل به صنعتگری بشم که بقیه بهش نیاز داشته باشن

13:05.140 --> 13:06.750
.در اون لحظه چنین احساسی داشتم

13:07.290 --> 13:11.740
...زمان زیادی رو منتظر شدم، تا بتونم کاری کنم که به اون فرد کمک کنه

13:11.740 --> 13:13.530
.تا روزی از راه برسه که بتونم جون کسی رو نجات بدم

13:14.450 --> 13:17.460
...برای همین... به همین دلیل

13:18.490 --> 13:19.600
!...چونکه

13:20.910 --> 13:23.090
اه، اینجا کجاست؟

13:23.520 --> 13:24.780
بیدار شدی؟

13:25.520 --> 13:27.110
...دکتر

13:28.470 --> 13:31.100
!الان زمان خوابیدن نیست که

13:31.680 --> 13:34.290
.نشد دیگه، تو هنوز باید استراحت کنی

13:35.250 --> 13:37.750
.دکتر، حالت تهوع دارم

13:37.750 --> 13:40.030
.می‌دونم، می‌دونم. حالت خوب میشه

13:40.030 --> 13:42.310
.اه وا، چقدر مهربون شدی دکتر

13:42.310 --> 13:46.680
.در مقایسه با زمانی که با ما هم‌صحبت میشه، صدای مهربون‌تری رو شنیدم

13:46.960 --> 13:51.980
!ولی مه‌مه دختر پرتلاشی‌ـه، پس امکان نداره کسی ازش بدش بیاد

13:51.980 --> 13:53.670
!من هم پرتلاشم

13:53.670 --> 13:55.980
.ولی تو مشروب می‌خوری

13:55.980 --> 13:57.310
چه ربطی داره؟

13:57.830 --> 14:02.290
من چم شد؟
چرا الان تو مطب شمام؟

14:02.290 --> 14:04.080
.تو کارگاه از حال رفتی

14:04.080 --> 14:08.050
اـ اه، من از حال رفتم! چرا خب؟

14:08.050 --> 14:10.360
.دلیلش رو بعد معاینه می‌فهمی

14:10.920 --> 14:11.980
...چشم

14:14.070 --> 14:16.070
...چرـ چرا من

14:16.070 --> 14:21.110
.اه شرمنده.... وضعیت اضطراری بود، برای همین مجبور شدم لباست رو قیچی کنم

14:21.110 --> 14:22.330
.حتماً هزینه‌ش رو میدم

14:22.330 --> 14:25.020
...مشـ مشکلم اونجاش نیست

14:25.800 --> 14:27.800
!تو منو لخت دیدی! دیدی! دیدی

14:27.800 --> 14:30.220
!لباس زیرم که هیچ، سینه‌هام رو هم دیدی

14:30.220 --> 14:33.470
لباس‌زیر؟ اون دختر چی داره میگه، دکتر؟

14:33.470 --> 14:36.620
...اه، اها... داره درمورد کمی قبل‌تر صحبت می‌کنه

14:36.620 --> 14:38.470
.بفرما، از این استفاده کن

14:39.180 --> 14:42.850
.به سرعت آماده‌ش کردم، ولی باید فیت تنت باشه، مه‌مه

14:42.850 --> 14:45.240
.خیـ خیلی ممنونم، آراهنیا-سان

14:45.240 --> 14:46.890
.خواهش می‌کنم

14:46.890 --> 14:49.760
.اگه بازم لباس‌های گوتیک لولیتا* خواستی، خبرم کن

14:46.890 --> 14:49.760
نوع خاصی از مد الهام گرفته از لباس‌های اواخر دوره‌ی رنسانس، این نوع مد در ژاپن، بیشتر*
.بر ناز بودن (کیوتنِس) تمرکز دارد

14:49.760 --> 14:52.540
!ایـ این قرار بود فقط بین خودمون باشه

14:52.540 --> 14:54.740
!ای وای، من چقدر فراموش‌کارم

14:54.740 --> 14:56.410
و یه چیز دیگه. دکتر

14:56.720 --> 15:00.770
.هر وقت دوباره خواستی لباس یه دختری رو قیچی کنی، قبلش بیشتر فکر کن

15:00.770 --> 15:03.010
!لباس‌های یک دختر یعنی زندگی اون دختر

15:03.820 --> 15:05.830
.بـ بیشتر حواسم رو جمع می‌کنم

15:14.170 --> 15:16.790
.خیلی خب. دیگه چیزی نمونده

15:17.620 --> 15:19.560
براش قطره‌ی چشم آماده کنم؟

15:19.560 --> 15:21.960
.نه، مشکل از چشمش نیست

15:21.960 --> 15:24.940
از اون مهمتر، میشه گیاه‌معطری آماده کنی، که آرامش‌بخش باشه؟

15:24.940 --> 15:26.610
.بله، همین الان

15:27.080 --> 15:29.850
خب، بالاخره چه مرضی داره؟

15:29.850 --> 15:31.420
.بیماری در کار نیست

15:31.420 --> 15:33.860
.مه‌مه فقط... یکمی مسته

15:33.860 --> 15:37.400
مسته؟ مه‌مه تو مشروب می خوری عزیزم؟

15:37.400 --> 15:39.650
!نـ نخیر، نخوردم. بخدا نخوردم

15:39.650 --> 15:40.740
.منظورم اون نبود

15:40.740 --> 15:44.870
،منظورم این نبود که با خوردن الکل مست شده و داره تلوتلو می‌خوره
.یه چیزی شبیه حالت تهوع‌ در اثر حرکت‌ـه

15:45.420 --> 15:46.860
حالت تهوع بر اثر حرکت؟

15:48.090 --> 15:53.470
،چون تک‌چشم‌ها بینایی قدرتمندی دارند
مجرای نیم‌دایره‌ای در داخل گوش‌هاشون

15:53.470 --> 15:57.630
.که مسئول تشخیص چرخش و حرکت‌ـن، خیلی راحت تحت فشار قرار می‌گیرن

15:57.630 --> 15:58.420
...سرم گیج میره

15:58.420 --> 15:59.020
!من شنگولِ شنگولم

15:59.350 --> 16:02.190
،سوار شدن بر ارابه‌ها، خیره شدن به چرخ آبی

16:02.190 --> 16:06.020
و حرکات پیوسته به جلو و عقب و بالا و پایین

16:06.420 --> 16:08.280
،میتونه مجرای نیم‌دایره رو تحت فشار قرار بده

16:08.280 --> 16:10.600
،و باعث میشه احساس کنی همه چیز در مقابل چشم هات دارن تاب می‌خورن

16:10.600 --> 16:13.270
.دیدت رو تار می‌کنه، و بعضی اوقات هم باعث توهم میشه

16:14.610 --> 16:17.790
ولی داخل کارگاه بوده، مگه نه؟

16:17.790 --> 16:20.490
.اون داخل که ارابه یا چرخ آبی نیست

16:20.750 --> 16:21.990
.سوال منم همینه

16:21.990 --> 16:25.870
مه‌مه، تو داخل اتاق قالب‌گیری داشتی به چی نگاه می‌کردی؟

16:27.450 --> 16:28.340
.بفرمایین

16:28.340 --> 16:30.710
.اه.. خیلی ممنونم

16:37.840 --> 16:41.520
.داشتم سوزن می‌ساختم

16:41.520 --> 16:44.970
.سوزن‌های جدیدی که تا حالا ساخت نشدن

16:44.970 --> 16:49.330
.و چون فرصتش پیش اومد، دوست داشتم به همه نشون بدم که منم می‌تونم

16:49.330 --> 16:54.080
من یه تک‌چشم به دردنخورم که هیچ کاری رو نمی‌تونه درست انجام بده

16:54.080 --> 16:58.070
!ولی... این بار... همین یکبار خیلی تلاش کردم

16:58.990 --> 17:01.700
.باشه. بیا همین الان بریم

17:02.970 --> 17:06.510
.اوستا، واقعاً شرمنده‌تونم

17:06.510 --> 17:08.630
...از حال رفتم . برای همه باعث دردسر شدم

17:08.630 --> 17:12.620
.باشه، باشه فهمیدم. همین که حالت خوبه خدا رو صد مرتبه شکر

17:12.620 --> 17:14.880
.تقصیر من بود که کارِ سنگینی رو به گردنت انداختم

17:15.850 --> 17:18.350
.دکتر، خدا خیرت بده

17:18.350 --> 17:22.190
.من شخصاً از این مطمئنم میشم که سوزن‌ها بدون هیچ مسئله‌ای تولید بشن

17:22.190 --> 17:26.930
.نیازی نیست، اوستا. مه‌مه الانش هم روش ساخت سوزن‌ها رو پیدا کرده

17:27.470 --> 17:28.440
جدی میگه؟

17:37.820 --> 17:40.450
این ماشین... به من خیلی کمک کرد

17:40.930 --> 17:43.190
این... یه چرخ نخ‌ریسی نیست؟

17:43.440 --> 17:48.720
بـ بله. اول فقط آهن‌های ذوب شده رو در قالب‌های سوزن می‌ریختم و مستحکم‌شون می کردم

17:48.720 --> 17:52.810
،ولی به حدی محکم نبودن که از داخل فلس‌های اژدها رد بشن

17:52.810 --> 17:55.950
...برای همین مواد خام رو تغییر دادم و راه‌های مختلفی رو امتحان کردم

17:56.350 --> 17:58.890
اونایی که مستحکم‌تر بودن، زمانی بیشتری برای تکمیل شدن نیاز داشتن

17:58.890 --> 18:00.750
...برای همین نمی‌تونیم به تولید انبوه برسونیم‌شون

18:00.750 --> 18:02.620
.آره، حدس می زدم اینطور باشه

18:02.940 --> 18:05.400
.و در اون لحظه بود که فکر استفاده کردن از این به ذهنم رسید

18:06.270 --> 18:09.390
این ماشین با حرکت دورانی‌ش، مواد رو کش میده

18:09.700 --> 18:13.140
!یعنی می‌تونیم با کش دادن فولاد گداخته، سیم‌های فولادی تولید کنیم

18:13.140 --> 18:16.150
،و بعد کش دادن فولاد و تکه تک کردنش

18:16.150 --> 18:18.670
!می‌تونیم سوزن‌های بخیه رو در تعداد بالا تولید کنیم

18:18.670 --> 18:22.540
.چون در ابتدا از مواد سختی تولید شدن، احتمال اینکه بشکنن، پایینه

18:22.540 --> 18:24.260
با در نظر گرفتن سختیِ فولاد

18:24.260 --> 18:27.130
،بعد از ۱۰ بار دوختن رگ‌های خونی احتمالاً بلااستفاده می‌شن

18:27.130 --> 18:30.160
ولی با این روش می‌تونیم سوزن به تعداد لازم تولید کنیم

18:30.160 --> 18:32.440
!پس اگه سوزن‌ها بعد استفاده تیزی‌شون رو از دست دادن، جایگزین کردنشون اصلاً مسئله‌ای نیست

18:32.440 --> 18:36.250
،من شک نداشتم این روش به جراحی اژدها خیلی کمک می‌کنه

18:36.250 --> 18:39.480
شاید شما وسیله‌ای رو که به دست من ساخته شده باشه، استفاده نکنین

18:39.480 --> 18:43.500
،ولی گفتم شاید شما هم علی‌رغم خواسته‌تون، بخواین از این سوزن‌ها استفاده کنین

18:43.500 --> 18:44.950
...برای همین من

18:47.190 --> 18:49.470
...مه‌مه، فاصله‌ی اجتماعی

18:50.820 --> 18:52.660
!وای نه

18:52.660 --> 18:54.580
.نه دیگه به اون میگن دوری از اجتماع

18:55.580 --> 18:58.950
پیدا کردن فاصله‌ی مناسب خیلی سخته، نه؟

19:02.110 --> 19:05.080
.که اینطور. با وجود باریک‌ بودنشون خیلی محکم‌ـن

19:05.080 --> 19:07.120
.برخلاف ظاهرشون، خیلی مقاوم‌ـن

19:08.070 --> 19:11.920
.با این روش می‌تونیم بیشتر از تعداد درخواست شده، سوزن تولید کنیم

19:11.920 --> 19:13.270
مگه نه، دکتر؟

19:13.270 --> 19:15.200
.بله. فک نمی‌کنم مشکلی باشه

19:15.200 --> 19:17.350
،نه تنها از فلس‌های اژدها عبور می‌کنه

19:17.350 --> 19:20.040
.می‌توینم در فواصل بین فلس‌ها هم ازشون استفاده کنیم

19:20.040 --> 19:24.730
.ماشالا مه‌مه
.دیگه کم کم باید فکر باز کردن کارگاه خودت باشی

19:24.730 --> 19:28.450
.لـ لطفاً تعارف و تمجید رو بزارین کنار
.چون مطمئنم دلایلی شخصی برای این کار دارین

19:28.450 --> 19:30.870
...، مثلاً اینکه بعداً ازم چیزی بخواین

19:30.870 --> 19:32.820
.نه بابا نمی‌خوایم

19:32.820 --> 19:35.840
.اره. از صمیم قلب‌مون ازت ممنونیم

19:35.840 --> 19:37.190
.ممنون

19:43.620 --> 19:45.190
...در ضمن

19:45.190 --> 19:49.320
تو تا حدی به این ذل زدی که سرت گیج رفت و از هوش رفتی؟

19:49.320 --> 19:52.000
.این نشون میده تا چه حدی وجدان کاری داره

19:54.630 --> 19:59.710
.خب من بعد نظر خواهی با دکتر کتولی، از تون می‌خوام اینا رو در تعداد انبوه تولید کنین

19:59.710 --> 20:02.700
.بـ باشه... هرجور مایلین

20:05.040 --> 20:07.480
!چیـ چیزه... دکتر گلن

20:07.480 --> 20:09.460
هم. چی شده؟

20:10.090 --> 20:14.740
.ممنون که این کارو به من سپردین

20:14.740 --> 20:16.350
.خواهش می‌کنم

20:16.350 --> 20:17.970
،و از حالا به بعد

20:17.970 --> 20:22.450
.سرت رو بالا بگیر، تا یه وقت هنگام راه رفتن به چیزی برخورد نکنی

20:22.450 --> 20:24.750
اه؟ مجبورم؟

20:24.750 --> 20:25.490
.اره

20:25.820 --> 20:31.800
ولـ ولی اَبروم... عجیبه.، نه؟

20:31.800 --> 20:34.300
...خیلی به سمت چپ کج شده

20:34.300 --> 20:37.080
...برای همین فک می‌کنم اصلاً بهم نمیاد

20:37.380 --> 20:40.580
،نگران نباش. شکا ابرو ها در هر فردی مخصوص به خودشه

20:40.580 --> 20:42.970
.و مردمک و عنبیه‌ت هم مشکلی ندارن

20:42.970 --> 20:44.710
.اصلاً هم عجیب نیستن

20:47.330 --> 20:49.780
!اـ ای دکتر بی‌شرم متجاوز جنسی

20:49.780 --> 20:51.970
!راس راس تو چشمم نگاه می‌کنی که منو فریب بدی؟

20:51.970 --> 20:53.340
اه؟ هاه؟

20:54.220 --> 20:56.840
‫مـ-مـ-می کشونمت دادگاه!

20:58.240 --> 21:01.490
.راه‌های بهتری برای مخفی کردن خجالتش وجود داشت

21:01.490 --> 21:04.000
.شاید یکمی زیاده‌روی کرده باشم

21:04.690 --> 21:06.680
من چی بگم؟

22:05.570 --> 22:25.270
.::   @bollbolljan_com  ::.

22:37.860 --> 22:39.040
ها؟

22:40.420 --> 22:41.960
چیزی شده؟

22:41.960 --> 22:47.230
.داشتم دنبال گوشی پزشکی‌ـم می‌گشتم، و چنین جایی پیداش کردم

22:47.230 --> 22:49.400
.نمی‌دونم حتماً حواسم نبوده داشتم کجا می‌ذاشتمش

22:52.210 --> 22:54.640
پس می‌خواین جداش کنین؟

22:54.940 --> 22:57.740
.شرمنده. می‌دونم تو به من هدیه دادیش

22:57.740 --> 23:02.600
.ولی فک نمی‌کنم زمانی که میرم پیش اسکادی-سان، که یه اژدهاست، درست باشه همراهم ببرمش

23:03.010 --> 23:04.860
میشه بذاریش تو اتاقم؟

23:06.250 --> 23:07.940
.چشم دکتر

23:08.670 --> 23:10.200
.خب، من میرم

23:10.200 --> 23:11.280
.مراقب باشین

23:11.280 --> 23:13.180
!به سلامت

23:14.160 --> 23:16.170
یعنی می‌تونه متقاعدش کنه؟

23:16.170 --> 23:18.810
.اون بستگی به خود اسکادی-سان داره

23:18.810 --> 23:22.290
.ولی میدونم که دکتر می‌تونه متقاعدش کنه

23:22.290 --> 23:26.040
.وای تو دیگه چه همسر باوفا و وظیفه‌شناسی بشی! خیلی بهم اعتماد دارین

23:26.040 --> 23:28.790
.سرت به کار خودت باشه

23:35.010 --> 23:40.010
پرونده ۱۱           عمل جراحی بزرگ لیندورم

23:35.590 --> 23:39.530
.پرونده ۱۱: عمل جراحی بزرگ لیندورم