﻿WEBVTT

00:01.616 --> 00:03.975
ـ ممکنه سيگار همراهتون داشته باشيد؟
ـ بله، البته

00:03.976 --> 00:05.975
اما اون به من خيانت کرده رفيق

00:05.976 --> 00:08.000
.من حتي نمي دونم بچه مالِ من هست يا نه

00:08.000 --> 00:09.980
تو هم مثل صاعقه به نظر ميرسي

00:09.981 --> 00:12.555
خانم سترثويت در نزديکي يک چشمه آب گرم در آلمان مستقر شدن

00:12.556 --> 00:15.155
.بنا براين ممکنه گفته بشه سيلويا براي مراقبت از ايشون رفته

00:15.156 --> 00:16.915
.زنت باعث ننگ هر دوتون شد

00:16.916 --> 00:20.075
،آرزو مي کنم طلاقش مي دادي
.آبروش رو ببر

00:20.076 --> 00:21.076
يک بچه هست که بايد در نظر گرفته بشه

00:21.076 --> 00:22.915
...و اگر با کسي آشنا شدي و خواستي باهاش ازدواج کني

00:22.916 --> 00:25.635
!بايد از پُل راه آهن "کمبِر" دور بزنيد

00:25.636 --> 00:27.635
اين هيچ چيز رو تغيير نميده

00:27.636 --> 00:30.236
من پاي اين تک همسري مي ايستم

00:38.394 --> 00:49.407
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:24.996 --> 01:27.075
سيلويا

01:27.076 --> 01:29.036
.اين خوبيت رو ميرسونه که شخصاً به استقبالم اومدي

01:30.600 --> 01:33.355

آلمان سال 1912

01:33.356 --> 01:34.476
!پس، خبر نداري

01:36.636 --> 01:39.196
.من خيلي متأسفم، کريستوفر

01:41.076 --> 01:44.636
تلگرافي از اداره، از طرف مکمستر رسيد

01:45.916 --> 01:47.836
.مادرت ديروز درگذشت

02:01.076 --> 02:04.196
.به اين زودي انتظارش رو نداشتم

02:17.076 --> 02:18.915
من باعث مرگ مادرت شدم

02:18.916 --> 02:21.822
.او با يک قلب پر از اندوه، به خاطر اينکه من ترکت کردم درگذشت

02:22.556 --> 02:23.756
.نه، اينطور نيست

02:24.800 --> 02:27.700
.پس به اين خاطر بود که ازت خواستم من رو دوباره قبول کني

02:28.300 --> 02:31.995
،مادرم به دليل وضعيت طبّي ـ درمانيش درگذشت

02:31.996 --> 02:34.200
.نه به خاطر خبر يک معاهده از طريق نامه نگاري

02:36.500 --> 02:40.000
تصور مي کنم توي شهر به گوش همه رسيده باشه که من با پاتي پراون فرار کردم

02:40.400 --> 02:43.915
فقط وينسنت مکمستر در جريان هست
جز اون کسي از اين ماجرا باخبر نيست

02:43.916 --> 02:45.596
با اين وجود، حتما چيزهايي شنيدي

02:46.916 --> 02:50.356
!اوه، کريستوفر
حتماً برات دردناک بوده

02:53.556 --> 02:56.956
.تصور بر اين هست که تو براي مراقبت از مادرت به خارج رفتي

02:59.996 --> 03:02.155
زمانش که برسه تو هم تلافي مي کني

03:02.156 --> 03:06.995
فقط آرزو مي کنم به وسيله رفتار سرشار از تقدس کليساييت
..منو مجازات نکني و

03:06.996 --> 03:10.195
.هر روز "پدر کانسِت" رو پيشم نفرستي..
..منو فاحشه خطاب کرد و

03:10.196 --> 03:13.635
.از دست دادن با من تا زماني که اعترافاتم رو شنيد، امتناع کرد

03:13.636 --> 03:15.075
پدر کانسِت اينجاست؟

03:15.076 --> 03:17.276
.من تلگرافت رو بهش نشون دادم

03:18.436 --> 03:21.755
مي خوام اطلاع داشته باشه که شرطت براي بازگشتِ من

03:21.756 --> 03:24.636
.لعنت کردن پسرت براي هميشه هست

03:40.636 --> 03:43.036
...اگه تا اين اندازه باعث آزارت ميشه

04:05.836 --> 04:06.996
.ممنونم

04:12.796 --> 04:15.195
جرالد دريک رو جايي ديدم

04:15.196 --> 04:18.635
!و با خودم گفتم، چه جونوري

04:18.636 --> 04:20.436
...چطور ممکنه من حاضر شده باشم

04:23.356 --> 04:25.116
.اما جعبه قشنگيه

04:37.836 --> 04:42.435
بدون شک تابلوها به موجوديت اينجا قبل از تبديل شدن به هتل، مربوط ميشه

04:42.436 --> 04:44.155
!اينجا کشتارگاه بوده؟

04:44.156 --> 04:45.276
خيلي تأسف برانگيزه

04:45.950 --> 04:47.999
...در حالي که تنها نيمي از عمر سپري شده

04:48.556 --> 04:53.555
اوه؛ پيداش کردم، يک قطار سريع السير هست
که مسير رو در طول شب طي ميکنه حق با شما بود

04:53.556 --> 04:55.995
،واگن ويژه به عنوان خوابگاه، يک واگن مخصوص رستوران

04:55.996 --> 04:59.236
و يک روز قبل از مراسم در گروبي خواهيد بود

05:00.396 --> 05:03.328
.يک گردهمايي عمومي با بهترين زمانبندي ممکن

05:03.351 --> 05:05.537
پسر عموي من، وسترشاير،از ماجرا اطلاع پيدا کرده

05:05.560 --> 05:07.439
.و من مجبور شدم بهش دروغ بگم

05:07.450 --> 05:08.700
،به عنوان فرد مسئول خانواده

05:08.701 --> 05:12.147
به آبروي دوک خدشه وارد ميشه وقتي يک زندگي در خانواده دچار فروپاشي بشه

05:12.171 --> 05:16.435
اگه مجبور باشم سر ساعت 9 شب توي تختخواب باشم
پيش کريستوفر بر نمي گردم

05:16.851 --> 05:19.446
!تختخواب خودم منظورم هست... البته

05:19.458 --> 05:21.888
،در کل اروپا اينجا آخرين نقطه اي هست که مسيحيت رو پذيرفت

05:21.912 --> 05:23.915
شياطين قديمي به همراه خدمتگزارانشون هنوز در اينجا فعالن

05:23.916 --> 05:25.355
،هر چقدر زودتر از اينجا بري

05:25.356 --> 05:27.515
.زودتر از اين افکار ناپاک رها ميشي

05:27.516 --> 05:29.195
...اين افکار متعلق به شماست، نه من

05:29.196 --> 05:32.515
.منظورم از تختخواب خودم، تختخوابي مجزا از همسرم بود

05:32.516 --> 05:35.915
.من و پدر کانسِت وقتي کارهامون انجام شد از طريق جاده برميگرديم

05:35.916 --> 05:37.435
پدر توي برلين چند جايي کار داره

05:37.436 --> 05:41.175
(ـ کار ايرلندي؟ (کار مربوط به کليسا
ـ نه، چرا بايد اينطور فکر کني؟

05:41.187 --> 05:44.168
،من قصد ندارم در زندگي اجتماعيت مداخله کنم

05:44.193 --> 05:46.195
،اما زندگي که قبلاً داشتيم، با يک خونه در شهر

05:46.196 --> 05:48.155
...براي ادامه دادن و سرگرم نگه داشتن خودمون

05:48.156 --> 05:51.075
.نمي تونم اين سخاوتت رو مثل سابق قبول کنم

05:51.076 --> 05:53.195
.من در يورکشاير زندگي نمي کنم

05:53.195 --> 05:57.435
مکمستر يک آپارتمان مناسب در مسيري که به اتاق هاي
خودش در "مهمانسراي خاکستري" منتهي ميشه پيدا کرده

05:57.436 --> 06:01.995
!..."يک آپارتمان در "هولبورن
!نمي تونم چيزي تحقيرآميزتر از اين رو تصور کنم

06:01.996 --> 06:04.355
،اين قراره يک مجازات باشه
.نه يک پاداش

06:04.356 --> 06:06.995
ـ شما به امور خودتون رسيدگي کنيد
.ـ مراقبت از روح شما وظيفه منه

06:06.996 --> 06:08.635
،ولي پسر عزيزم

06:08.636 --> 06:12.715
تمام دنيا اون چيزي رو که
داريم براي پنهان نگه داشتنش برنامه ريزي مي کنيم متوجه ميشه

06:12.716 --> 06:17.800
،تو اولين زمين دار نيستي که به نشانه اعتراض به قانون ماليات جديد
.از يک خونه توي شهر صرف نظر مي کني

06:17.801 --> 06:19.835
دوک تحسينت خواهد کرد

06:19.836 --> 06:22.410
من تعجب نمي کنم اگر موقع ديدنت در نمايش اُپرا
ذخيره صندوق "وِسترشاير" رو به صورت قرض در اختيارت قرار بده

06:22.434 --> 06:24.583
!تا بحال چنين چرندياتي نشنيده بودم

06:24.606 --> 06:28.715
،من در حال دعاکردن براي مرگ در اتاقم خواهم بود
يا دست کم در حال مهيا شدن براي اون

06:28.716 --> 06:31.435
ممکنه خدمتکارت رو برام بفرستي؟

06:31.436 --> 06:34.839
.بهتره خودم برم
سيلويا با بُرس سرش خدمتکارم رو زد

06:34.862 --> 06:39.583
،و من اين خدمتکار رو به صورت قرضي به خدمت گرفتم
نمي خوام آسيب ديده به صاحبش برگردونم

06:45.836 --> 06:46.995
!يه موضوع ديگه، کريستوفر

06:46.996 --> 06:51.893
پسرت يه مسيحيِ تطهير شده بوسيله کليساي کاتوليکه
!و اين يک حقيقت محضه

06:51.917 --> 06:54.995
امّا مايکل قرار هست با فرزندان خواهرم بزرگ بشه

06:54.996 --> 06:58.596
،اون هم در خانه يک کشيش کليساي آنگليک
!بنابراين حقايق لازمه قبل از هرچيز بر واقعيات چيره بشن

06:59.836 --> 07:00.915
<i>.به سلامتي</i>

07:00.916 --> 07:03.275
در ضمن پدر، دوستان جمهوري خواهت بايد باخبر باشند

07:03.276 --> 07:06.555
،آلمان به دنبال شروع يک جنگ در کل اروپاست
و براي اين هدف دليلي پيدا خواهد کرد

07:06.556 --> 07:08.155
احتمالاً در طول دو سال پيش رو

07:08.156 --> 07:10.396
!بنابراين تو برلين گزينه هاتون رو محدود نکنيد

07:14.000 --> 07:16.500

گروبي، يورکشاير

07:17.616 --> 07:19.616
!اتفاق لعنتي

07:24.196 --> 07:26.555
يه پيپ مي خواي؟

07:26.556 --> 07:28.196
!ممنونم، نه

07:43.156 --> 07:46.436
يک پسر در شهر "ايتون" هست که من خرج دانشکده اش رو به عهده گرفتم

07:49.196 --> 07:52.195
"پسرِ "گيلبرت وانوپ

07:52.196 --> 07:54.076
به خاطر رفاقت هاي گذشته

07:55.996 --> 07:59.000
،زندگيش در شهر ايتون و همينطور دبيرستان قديمي پدرش

07:59.000 --> 08:02.000
...چيزي به حساب نمياد

08:02.001 --> 08:04.000
...امّا

08:04.796 --> 08:06.716
اگر زمانش برسه، مراقبش خواهي بود؟

08:10.076 --> 08:11.516
!البته پدر

08:42.996 --> 08:44.716
... خداي بزرگ، مثل يک

08:44.717 --> 08:46.200
!همينطوره آقا

08:49.516 --> 08:53.876
!اصلاً درست نيست، داره مراسم رو از مادر شوهرش مي دزده

08:56.500 --> 08:59.650
.درخت سرو بايد قطع بشه، قبل از اينکه خانه کاملا خراب بشه

09:00.196 --> 09:02.635
.قبل از خراب شدن کامل خانه، پدر خودش خانه رو خراب خواهد کرد

09:02.636 --> 09:07.275
از زماني که هيچ کس ابتداش رو يادش نمياد، مردها و دوشيزگان جوان زيادي عهد و پيمان ازدواجشون رو زير درخت گروبي بستن

09:07.276 --> 09:10.076
اگه "مارک" نخواد تن به اين اتفاق بده، اين درخت بايد منتظر مايکل بمونه

09:24.216 --> 09:26.000
مايکل؟

09:27.001 --> 09:28.795
.مي خوام با يک دوست جديد آشنا بشي

09:28.796 --> 09:30.635
"کليو"

09:30.636 --> 09:33.635
نترس

09:33.636 --> 09:36.635
.بيا و سلام کن

09:36.636 --> 09:39.236
مي بيني؟

09:42.196 --> 09:44.556
.گازت نمي گيره

09:52.076 --> 09:54.956
ـ خيس کردن جاش متوقف شده؟
.ـ اوه، بله آقا

09:56.916 --> 09:59.356
.فقط به کمي دوام نياز داشت

10:04.000 --> 10:06.000
من زمان خودم رو يادمه، مارچي

10:46.516 --> 10:48.556
.حمامتون آمادست، خانم

10:52.916 --> 10:54.075
مي دونستي ايوي؟

10:54.076 --> 10:57.354
در کل اين خونه کوفتي يه روشويي وجود نداره

10:57.356 --> 10:59.715
!يه کَک توي گوشم رفته

10:59.716 --> 11:02.676
،همين طور زيرسيگاري
!به دستورِ ارباب

11:15.556 --> 11:16.900
ممنون

11:17.500 --> 11:18.635
بهت رسيدگي ميکنن؟

11:18.636 --> 11:20.075
بله خانم

11:20.076 --> 11:22.995
آقاي جنکينز، خدمتکار ناظر، موقع ناهار منو براي نشستن کنارش انتخاب کرد

11:22.996 --> 11:25.075
به خاطر مدل لباستون در مراسم

11:25.076 --> 11:27.155
!اولين دامن تنگ در گروبي

11:27.156 --> 11:29.155
.فقط در عکس هاي روزنامه ها چنين لباس هايي رو ديدن

11:29.156 --> 11:32.155
يه خدمتکار ديگه رو خبر کردم

11:32.156 --> 11:34.635
.نمي خوام تو مسئول خالي کردن ظرف هاي ادرار باشي

11:34.636 --> 11:37.116
!اينجا

11:46.556 --> 11:49.075
ـ ممکنه با همسرم صحبت کنم؟
.ـ ايشون در رختکن هستن، آقا

11:49.076 --> 11:52.156
اوه، مشکلي نيست
مي توني بياي داخل

11:57.916 --> 12:00.156
...متأسفم... نمي خواستم

12:02.436 --> 12:05.635
،اِفي با خانوادش براي رفتن به خانه منتظر هستن

12:07.200 --> 12:08.555
مي خواي به مايکل خداحافظ بگي؟

12:08.556 --> 12:11.276
!بله، بله البته

12:23.356 --> 12:25.876
حوله رو با خودش بُرد

12:31.916 --> 12:34.236
!اوه، خُب برو بيرون اگه نمي توني نگاه کني

12:35.356 --> 12:39.435
،بلند مرتبه تر از حيوانات
،پايين تر از فرشته ها

12:39.436 --> 12:43.355
!معلق بين اين دو، در بهشتِ حماقتِ انسان ها

12:43.356 --> 12:45.835
!خدايا، من از همه اينها خسته ام

12:45.836 --> 12:53.476
مراقبت و استجابت براي ورود به معبدي که حتي هيچ قصابي
!سيني دل و روده هاش رو هم اونجا نگه نمي داره

12:54.796 --> 12:57.516
.اي کاش يه گاو آزاد توي دشت بودم

13:00.196 --> 13:02.796
،از يک نفر بخواه مايکل رو بياره پيشم
ممکنه؟

13:04.716 --> 13:06.635
.خودم ميارمش

13:08.100 --> 13:09.715
،بي دليل داري خودت رو عذاب ميدي

13:09.716 --> 13:11.796
.با نگه داشتن اين پسربچه در يورکشاير

13:14.996 --> 13:18.236
.من قصد دارم پاک باشم، فقط به اين خاطر که خودم مي خوام

13:19.836 --> 13:24.515
قراره اَعمال سوئدي به جا بيارم
...همين طور گاه گاهي عشاي رباني

13:24.516 --> 13:29.476
پدر کانسِت يک صومعه ميشناسه که ميشه خدمتکارت رو هم با خودت ببري

13:44.000 --> 13:47.000

آگوست سال 1913

13:51.636 --> 13:53.915
!...فقط يک خدمتکار

13:54.100 --> 13:56.000
،اما عزيزم

13:56.001 --> 13:58.100
يه نفر به تنهايي اينجا، تمام آخر هفته مي خواد چکار بکنه؟

13:58.101 --> 13:59.796
.فکر نمي کنم اون زيرسيگاري باشه

14:01.800 --> 14:05.275
(نه، من فکر نمي کنم اگه "جاني" (به جاي کريستوفر
بود تلاشي براي پنهان نگه داشتنش مي کرد

14:05.276 --> 14:08.100
اون احتمالاً فقط جوري نگاهم مي کرد که انگار با يه مرد ديگه به شهر "مِيدنهِد" رفتم

14:08.101 --> 14:10.635
و هر دومون اين رو مي دونيم

14:11.800 --> 14:14.155
.تو "مِيدنهِد" حسابي بي بند و بار بودم

14:14.156 --> 14:19.355
ايوي، ممکنه سيگار خانم پِلهام رو ببري بيرون و يه جايي بذاريش؟

14:19.356 --> 14:20.999
بله خانم

14:30.999 --> 14:34.115
،پس اسم هم داره
مترجم: طعنه به اينکه سيلويا هميشه
صدا ميزنه hullo central خدمتکارش رو


14:34.116 --> 14:37.400
،اين ادبت رو ميرسونه که با من اومدي

14:37.401 --> 14:38.795
...اما

14:38.796 --> 14:39.836
،نمي دونم چرا

14:43.076 --> 14:47.555
.فکر نمي کنم تا وقتي که بري بتونم اَعمالم رو در خلوت به جا بيارم

14:47.556 --> 14:52.435
.شرط مي بندم فردا با اولين قطار بر مي گردي
.به اندازه کافي مرد اينجا نيست

14:52.436 --> 14:55.355
،اگه فقط يک چيز باعث شده باشه از لندن فرار کنم

14:55.356 --> 14:57.195
،اينه که نمي تونم وارد يک اتاق نشيمن بشم

14:57.196 --> 15:00.195
،بدون اون همه زنِ پست که سينه هاشون رو به مرداشون مي چسبونن

15:00.196 --> 15:03.275
"!که اعلام کنن "به اين يکي دست نزن

15:03.276 --> 15:08.892
و حتي تنفّر بيشترشون از من، موقعي که متوجه ميشن
.من براي آشغال نفيسِ اون ها هيچ ارزشي قائل نيستم

15:08.916 --> 15:11.636
.ديگه به هيچ مرد و زني نياز ندارم

15:13.076 --> 15:17.275
،اين رو به خودم مديونم
تا براي کريستوفر منصفانه باشه

15:17.276 --> 15:21.515
.اون تو يورکشاير دوباره با نشاطه، به خاطر ديدن مايکل

15:21.516 --> 15:23.716
.اومدن به "مهمانسراي کبود" يک موفقيت بود

15:24.836 --> 15:29.275
اون تمام روش ها و حقه هاي خريد و فروش در حراجي اثاثيه و تابلوها رو بلده

15:29.276 --> 15:33.676
آهسته وارد حراجي ميشه، و با زيرکي در جستجوي چيزي هست که از چشم بقيه پنهان مونده

15:35.436 --> 15:38.756
!اون از همه چيز سر در مياره

15:40.836 --> 15:43.276
،البته که مي خواد رنج بکشم

15:44.400 --> 15:46.900
هر مردي بجاي اون بود هم همين رو مي خواست

15:48.356 --> 15:53.196
با زندگي کردن در کنارش با يک اخلاق کاملاً پسنديده
کاري مي کنم متوجه اشتباهش بشه

15:55.196 --> 16:00.476
...و در نهايت يک روز، بعد از يک يا دو پيک ويسکي

16:02.916 --> 16:05.616
...بايد بخواد، يه زماني

16:06.356 --> 16:10.596
!فهميدم، از طرف کريستوفر دچار کمبود محبت شديد شدي

16:24.916 --> 16:27.715
کسي ميتونه بهم بگه من اصلاً براي چي اينجام؟

16:27.716 --> 16:31.195
تماشاي طبقه ي مرفّه در حالي که داره نفس هاي آخرش رو ميکشه

16:31.211 --> 16:32.420
مي خواستي کجا باشي؟

16:32.444 --> 16:35.195
:ميخواستم در کنفرانسي با موضوع "استعمارگري
آخرين مرحله در نظام سرمايه داري" شرکت کنم

16:35.196 --> 16:37.835
که در دانشکده ي کارگران در کمبِروِل در حال برگزاريه

16:37.836 --> 16:41.075
حالا که اينجا هستي، چرا ما رو به دوست هات معرفي نمي کني؟

16:41.076 --> 16:43.075
چون هر دو دوستم در همون کنفرانس هستن

16:43.076 --> 16:46.995
شايد تو هم بايد در ماه سپتامبر به جاي آکسفورد به دانشکده کارگران در کمبِروِل بري
مترجم: توضيح آنکه در آن زمان دانشگاه آکسفورد به محل تحصيل
سلطنت طلب ها شهرت داشته


16:47.796 --> 16:51.835
بعضي از ما داريم سعي مي کنيم قلعه هاي برتري را از داخل خراب کنيم

16:51.836 --> 16:55.076
!خب، بعضي هامون خيلي خوش شانسيم

17:05.276 --> 17:07.915
!اوه، عالي بود وَل

17:07.916 --> 17:09.956
!آفرين

17:12.196 --> 17:14.433
!تو و خودنمايي هاي کوچولوي خيره کننده ات

17:14.436 --> 17:17.915
!البته که بايد دوشيزه وانوپ باشه

17:17.916 --> 17:21.915
،ژنرال
امکان داره دوستانه گفتگو کنيم؟

17:21.916 --> 17:26.195
،شما هنوز 50 پوند به من بدهکار هستيد
بابت اينکه سال گذشته با ماشينتون به ماديونم زديد

17:26.196 --> 17:28.435
تيجنز ارابه رو در مسير اشتباه هدايت مي کرد

17:28.436 --> 17:30.075
!تيجنز؟

17:30.076 --> 17:32.275
!پس واقعاً خودش بود

17:32.276 --> 17:34.635
کسي که کالسکه شما رو هدايت مي کرد

17:34.636 --> 17:37.915
،موقع طلوع خورشيد

17:37.916 --> 17:41.355
،صبحتون بخير خانم کلادين
،در واقع قسمتيش تقصير مِه بود

17:41.356 --> 17:43.635
.و قسمتيش تقصير برادرتون بود که از بوق ماشين استفاده نکرد

17:43.636 --> 17:47.515
.ـ من شاهد بودم
.ـ شک ندارم که شاهد بوديد

17:47.516 --> 17:48.555
.همونطور که منم شاهد بودم

17:49.556 --> 17:51.916
!شاهد همون چيزي که ازش بي خبرم

17:55.716 --> 17:57.196
لطفاً منو ببخشيد

18:04.836 --> 18:07.635
،همين چند لحظه پيش داشتم ازت گله و شکايت مي کردم

18:07.636 --> 18:10.435
ـ خداي بزرگ، چرا؟ مگه چکار کردم؟
ـ منظورم خوش شانسيته

18:10.436 --> 18:14.155
،بعضي هامون اين فصل رو مثل رعيت ها زندگي کرديم

18:14.156 --> 18:17.075
،کلاهدوز من مجبور شد سه تا از کارگرهاش رو مرخص کنه

18:17.076 --> 18:20.515
و مطمئن باش يک روز تاوان پس ميدي اگه کاري کني که نظر سرکارگرم هم تغيير کنه

18:20.516 --> 18:24.355
!اوه، دوشيزه وانوپ
شما خانم سترثويت رو مي شناسيد؟

18:24.356 --> 18:25.635
حالتون چطوره؟

18:25.636 --> 18:30.649
ـ ايشون مادرِ همسرِ دوست مشترکمون تيجنز هستن
اوه، لقب من اينه؟

18:32.011 --> 18:33.667
تو کريستوفر رو مي شناسي؟

18:33.690 --> 18:37.588
.خيلي کم، البته ايشون رو سال گذشته در "راي" ملاقات کردم

18:37.612 --> 18:39.549
.از اون موقع به بعد ايشون رو نديدم

18:42.556 --> 18:44.635
،در واقع، اين چاي براي مادرم هست

18:44.636 --> 18:52.135
،و مسلماً من نبايد به خاطر نادانيم خودم رو به جناب واترهاوس تحميل کنم
،و (با ماندنم در اينجا) عدم شايستگيم رو در همه چيز ثابت کنم
مگر اينکه وظيفه اي در قبال مادرم داشته باشم

18:52.136 --> 18:53.915
...بنا براين اگر من رو ببخشيد

18:53.916 --> 18:58.724
...ـ من اصلاً قصد اين رو نداشتم که
ـ اوه، اين اولين دخترک آزاديخواهي هست که از نزديک ميبينم

19:00.436 --> 19:04.355
،گرفتمت
!تو همون دخترک تيجنزي که طرفدار زن هاست

19:04.356 --> 19:07.073
...اگر در اين فکر هستي که جنبشي رو شروع کني

19:07.097 --> 19:09.555
!من خيلي مايلم که به پشت برهنه ات شلاق بزنم

19:09.556 --> 19:12.635
من کاملاً مطمئنم که نمي تونيد به چيزي جز اين فکر کنيد

19:12.636 --> 19:14.715
،خيلي دل و جرأت به خرج دادي که اينجا حاضر شدي

19:14.716 --> 19:17.915
،من مي دونم تو فاحشه کوچولوي تيجنزي
تو همه جا سَرَک مي کشي و براش خبرچيني مي کني

19:17.916 --> 19:19.515
!شما هرزه هاي مبارز

19:19.516 --> 19:22.121
..چطور جرأت مي کني چنين حرفي در مورد مردي بزني

19:22.144 --> 19:24.399
که حتي لياقت تميز کردن چکمه هاش رو هم نداري؟..

19:24.836 --> 19:27.075
!در مورد اون؟

19:27.076 --> 19:29.796
!خداي بزرگ، دختره عاشقش شده

20:15.547 --> 20:18.731
،قصد داشتم در مورد بيانيه حقوق زنان و آزادي هاي مدني اونها بنويسم
: bill
اعلاميه اي مربوط به حقوق عمومي و آزادي هاي فردي که
در مواقع غير عادي و خاص تصويب مي شود


20:18.754 --> 20:20.433
:اما ناشر گفت

20:20.457 --> 20:22.155
،خانم وانوپ عزيز

20:22.156 --> 20:26.835
مخاطبان ما، همين الانش هم کاملا آگاهند که مجلس لُردها
قصد داره اين جنبش رو در نطفه خفه کنه

20:26.836 --> 20:29.635
.اما اون ها هيچ دسترسي و درکي از بحران کنوني بالکان ندارند

20:29.636 --> 20:31.596
اين همه منابع رو از کجا آوردي؟

20:34.556 --> 20:39.756
.ـ کريستوفر تيجنز
ـ اوه، شما با آقاي تيجنز صحبت کرديد؟

20:41.276 --> 20:44.196
ايشون در تحليل شرايط بالکان متخصص هستند؟

20:48.276 --> 20:51.835
.ـ تصور مي کنم همين طور باشه
،ـ از اونجايي که پدرش از نظر مالي کمک کرد تا من وارد اين حرفه بشم

20:51.836 --> 20:54.155
،چون در اون زمان سهم زيادي در صنعت کاغذ داشت

20:54.156 --> 20:56.555
واکنش خيلي نااميد کننده اي به کمک هاش ميشه

20:56.556 --> 21:00.276
.اگر قرار باشه اين مقاله رو به هر قيمتي ماست مالي کنم

21:01.276 --> 21:03.435
.نيازي نيست اشاره کنم که هفته اي پنج سکه هم از دست ميديم

21:03.436 --> 21:05.715
اوه، نگرانش نباش

21:05.716 --> 21:11.155
منظورم اين بود که بگم صربستان هيچ حقي بيشتر از بِرکشايِر نداره که تقاضاي دسترسي به دريا رو مطرح کنه

21:11.156 --> 21:12.515
!البته منظور کريستوفر تيجنز اين بوده

21:12.516 --> 21:15.915
.به هر حال، مردمش دارن نيزه هاشون رو بدست مي گيرن

21:15.916 --> 21:18.635
!چنانکه جنگ هميشه فقط بر سر مرز و قلمرو بوده

21:18.636 --> 21:23.355
،فعلا وقتم تموم شده
.خانم دوشمين منتظر ملاقاتم هست

21:23.356 --> 21:25.796
!پس ميندازمش تو صندوق

21:33.276 --> 21:35.715
<i>،من اصلا دوست ندارم در برابر يک هموطن قرار بگيرم</i>

21:35.716 --> 21:38.835
...به ويژه يک نجيب زاده ي واقعي، دستِ کم

21:38.836 --> 21:41.795
و باز هم، کسي که، به عهده داري نامدارترين انجمن معروف هست

21:41.796 --> 21:46.155
ـ برخاسته از يک دانشگاه عالي
ـ باني صبحانه هاي معروف کمبريج
مترجم: توضيح آنکه در اين مجالس صبحانه
.دانشجويان به بحث و گفتگو پيرامون مسائل روز مي پرداخته اند


21:46.156 --> 21:50.915
،در برابر حتي چنين مردي
...و عضو مسئول کليساي اصلي ناحيه

21:50.916 --> 21:53.076
!ـ عضو؟
ـ بله؟

21:55.716 --> 21:57.715
شما به اندام من اشاره کرديد؟

21:58.978 --> 22:00.195
.نه

22:00.196 --> 22:04.275
.بله، من به هفته نامه ي کليسا اشاره کردم
 :parish magazine
هفته اي نامه اي به قلم کشيش هاي کليساي محلي آنگليکان
که به اطلاع رساني ديني و دعوت مردم به پرهيزگاري اختصاص داشته اند


22:04.276 --> 22:06.715
البته

22:14.996 --> 22:16.995
فکر مي کنم همه چيز مرتبه

22:16.996 --> 22:19.275
،صبحانه پخته شده اش رو خورد
.خدا رو شکر

22:19.276 --> 22:21.195
اين روزه گرفتنش هست که باعث اون اتفاق ميشه

22:21.196 --> 22:28.435
اما مسأله اين هست که هفته نامه الزاماً
..مناسب ترين تريبون براي محکوم کردن

22:28.436 --> 22:30.915
،استفاده از لباس هاي نازک و شفاف زنانه

22:30.916 --> 22:34.997
...که باعث به خطر انداختن سلامت جنسي زنانمون ميشه؛ نيست

22:35.948 --> 22:37.275
شما اينطور فکر مي کنيد؟

22:37.276 --> 22:40.195
.خيلي لطف داري که اينجا اومدي تا به من دلگرمي بدي

22:40.196 --> 22:42.275
اِديت، مطمئني که اينجا در امان هستي؟

22:42.276 --> 22:43.995
،کاري از دستم بر نمياد

22:43.996 --> 22:46.635
ـ من فقط در حال حمام کردن به "برانينگ" فکر مي کنم
!ـ خفه شدن؟
رابرت برانينگ، شاعر :Browning
خفگي و غرق شدن بوسيله آب :Drowning


22:46.636 --> 22:49.195
،شاعر برانينگ

22:49.196 --> 22:51.356
و اشعار رُزِتي

22:53.156 --> 22:55.915
آقاي مکمستر اظهار تمايل کردن تا براي آخر هفته سري به اينجا بزنن

22:55.916 --> 22:59.795
تا با همسرم در مورد اشعاري که در دوره جوانيش مي دونسته گفتگو کنند

22:59.796 --> 23:02.995
.دوست دارم تو هم آقاي مکمستر رو بيشتر بشناسي

23:02.996 --> 23:05.196
ايشون چشم من رو به روي دنياهاي ديگري باز کرده

23:06.916 --> 23:09.355
،من مفتخرم که ميزباني مهمان هاي ايشون رو به عهده داشته باشم

23:09.356 --> 23:12.275
در مورد ميهماني هاي هفتگيش که داره با عنوان "جمعه هاي مکمستر" شناخته ميشه

23:12.276 --> 23:18.247
،شايد بتونيم يک کار کوچيک برات فراهم کنيم
پشت ميز چاي، نظرت چيه؟

23:18.836 --> 23:20.995
...خب، من فکر مي کنم

23:20.996 --> 23:23.995
،وينسنت، جناب مکمستر
،اتاق هاي زيادي در مهمانسراي کبود دارند

23:23.996 --> 23:28.275
...درست رو بروي کساني که مي شناسيشون، تصور مي کنم

23:28.276 --> 23:29.915
آقا و خانم تيجنز

23:31.216 --> 23:32.876
واقعاً؟

23:35.716 --> 23:42.195
اه، عزيزم
لطفشون در تعريف از چاي "سوچونگ" فراتر از تعارف بود
:Lapsang Souchong
نوعي چاي معطر چيني متمايز از انواع ديگر چاي، به اين دليل که برگ آن به روش سنتي با آتش برخاسته از چوب درخت صنوبر خشک مي شود


23:42.196 --> 23:44.915
.ايشون از عطر ناشي از دود صنوبر لذت بردند

23:44.916 --> 23:47.075
ممنونم، مسرور کننده بود

23:47.076 --> 23:50.275
من واقعا اميدوارم، همنشيني مختصرتون،اگر
...درست توصيف کرده باشم، رضايت بخش

23:50.276 --> 23:53.475
.اوه، قطعاً، بله

23:53.476 --> 23:56.636
!در پناه نور و مهرباني اش

23:58.196 --> 23:59.276
همه چيز خوب بود

24:11.636 --> 24:14.916
!هيچ اميدي نداشتم

24:27.076 --> 24:28.356
چي شده عزيزم؟

24:31.276 --> 24:33.275
!سولفات

24:33.276 --> 24:35.676
بوش رو احساس نمي کني؟

24:37.076 --> 24:38.676
...گوگرد

24:39.996 --> 24:43.181
.از همون لحظه اي که وارد شد، من بوش رو احساس کردم

24:43.305 --> 24:44.217
عزيزم، بوي چه کسي رو؟

24:44.218 --> 24:46.100
!شيطان

24:46.836 --> 24:49.607
.فکر کرد من رو مغلوب کرده

24:49.630 --> 24:51.915
دوشيزه وانوپ رو به ياد مياري؟

24:51.916 --> 24:53.555
.اون زيبا ترين قالب ها رو انتخاب مي کنه

24:53.556 --> 25:00.275
همين الان داشتم به دوشيزه وانوپ در مورد مجموعه هاي ادبي-هنري آقاي مکمستر مي گفتم، که تماماً وقف ارزش هاي معنوي شده

25:00.276 --> 25:01.835
اما من کاملاً براش آماده بودم

25:01.836 --> 25:05.715
...زيبايي، صداقت، موسيقي

25:05.716 --> 25:07.075
...درخشش بنفش گون دريا هنگام غروب

25:07.076 --> 25:15.435
پروردگــار، بنده ي تو در خواب بود وقتي که نوکرت با يک شکم بند
!به اسارت گرفته شد، اما اکنون، دوباره برخاسته

25:15.436 --> 25:17.195
!...سرشت هاي پاک و زيبا

25:17.196 --> 25:19.995
،در هارموني اجتماع کوچک ذهن هاي زيبا

25:19.996 --> 25:25.355
...کاملاً خوبترين ها، بهترين نويسنده ها، بهترين نوازنده ها

25:25.356 --> 25:29.195
و با دسيسه جديد شيطان مقابله خواهد کرد
!که همانا پستان بند است

25:30.196 --> 25:35.435
،و با قنداقپيچ کردن و به هم فشردن سينه و شکم زن ها
جلوي تقدير و بخشش خدادادي اون ها رو بگيره

25:36.436 --> 25:38.835
چرا جناب دوشمين؟
!شما هم يکي از ما هستيد

25:38.836 --> 25:41.635
،همه ي ما زن ها عليه سينه بند متحد شديم

25:41.636 --> 25:43.435
!و معتقديم که خيلي خيلي شيطانيه

25:43.436 --> 25:46.035
.شما بايد در مورد اين يک مقاله براي روزنامه ما بنويسيد

25:46.036 --> 25:48.236
.چقدر باشکوه ميشه

26:02.918 --> 26:04.608
!سيلويا، صبح بخير

26:04.632 --> 26:07.195
!ـ کريسمس مبارک
!ـ کريسمس مبارک، ژنرال

26:07.196 --> 26:08.835
.مشاورم رو نمي شناسيد، سرگرد پراون

26:08.836 --> 26:11.475
.البته که مي شناسم
.کريسمس مبارک، پاتي

26:11.476 --> 26:17.195
پاتي؟! اين يکي رو زير کلاهت مخفي کرده بودي، پيتر؟

26:17.196 --> 26:19.555
.ـ کريسمس مبارک

26:19.556 --> 26:22.155
مي خوام با اون شوهرت چند کلمه اي حرف بزنم، کجاست؟

26:22.156 --> 26:23.995
ـ چه کار کرده؟
.ـ برات مهم نيست

26:23.996 --> 26:28.435
اما تو مي توني بهش بگي، اداره جنگ مي خواد
کل سازمان آمار رو به صف کنه و با تيراندازي اعدام کنه

26:29.916 --> 26:33.036
اون تعطيلات سال نو رو پيش خانواده خواهرش در يورکشاير مي گذرونه

26:43.356 --> 26:46.195
!ـ سال نو مبارک
.ـ سال نو مبارک

26:46.196 --> 26:49.715
.ـ سال نوت مبارک، مارچنت
.ـ سال نو مبارک

26:52.076 --> 26:54.835
ـ سال نو مبارک، مارچنت
ـ سال نو مبارک

26:57.076 --> 27:00.275
ـ شب بخير،آقا
ـ شب بخير مارچي، مراقب مايکل باش

27:13.836 --> 27:16.995
.من فردا به شهر بر مي گردم، تا با شيفتگان جنگ ملاقات کنم

27:16.996 --> 27:19.155
اونا به خونت تشنه نيستن؟

27:19.156 --> 27:23.836
هيچ کس انتظار هزينه اي که بر اثر از دست دادن صادرات بازرگاني به کل قاره، به کشور تحميل ميشه رو نداشت

27:24.996 --> 27:26.355
فکر مي کني جنگي در کار باشه؟

27:26.356 --> 27:32.018
اگه آلمان بيشتر از اين جنگ رو به تأخير بندازه، روسيه اين فرصت رو پيدا مي کنه که با احداث راه آهن در 20 روز ارتشش رو (تا نزديکي محل استقرار ارتش آلمان) جلو بکشه

27:32.042 --> 27:33.333
،به خاطر همين آلمان ها دستپاچه و نگران هستند

27:33.345 --> 27:35.506
اگه کار به اونجا بکشه، زمان مورد نياز براي غلبه بر فرانسه، براي اون ها دو برابر ميشه

27:35.529 --> 27:37.840
.از اين گذشته اونا نمي خوان هم زمان در دو جبهه بجنگن

27:37.864 --> 27:39.275
...خداي بزرگ

27:39.276 --> 27:42.676
!ـ از اون اطلاعاتي که بايد فقط در لندن زندگي کني تا بدوني

27:46.436 --> 27:49.995
ـ دوست داري باهات بيام و در خوابيدن بهت کمک کنم؟
.ـ نه، خيلي ازت ممنونم

27:49.996 --> 27:53.555
ـ فقط يک دقيقه طول ميکشه
ـ نخير، براونلي

27:53.556 --> 27:55.596
ـ لعنت بهت سيلويا
ـ سال نو مبارک

28:26.156 --> 28:27.796
عزيزم؟

28:34.476 --> 28:35.835
کريستوفر؟

28:35.836 --> 28:40.475
اميدوارم شب قشنگي رو گذرونده باشيد، خانم
سال نو مبارک

28:40.476 --> 28:44.356
تا اين موقع، بيدار، چکار مي کني؟
!برو بخواب

28:45.916 --> 28:49.756
...خب، حالا که اينجا هستي

29:09.000 --> 29:17.000
،با تقديمِ گرم ترين احترامات به مناسبت کريسمس و آغاز سال نو#
کريستوفر تيجنز
#.به خوبي از من ياد کنيد، دوشيزه وانوپ


29:38.076 --> 29:40.555
!حق رأي براي زن ها

29:40.556 --> 29:43.195
!حق رأي براي زن ها! حق رأي براي زن ها

29:44.000 --> 29:46.100
<i>#ننگ بر لُردها#</i>

30:03.276 --> 30:05.715
!ـ براي حقتون قيام کنيد
.ـ اينجا نمي تونيد تظاهرات کنيد، خانم ها

30:05.716 --> 30:07.155
همين الان از اينجا بريد

30:07.156 --> 30:12.075
.ـ اينجا براي بازديد عمومه و ما هم جزو مردم هستيم
...ـ نه شما حق نداريد

30:12.076 --> 30:14.196
...نه، هيچ کس داخل نميره! نه

30:36.436 --> 30:39.355
همتون انگشت به دهان به چي خيره شدين؟

30:39.356 --> 30:42.636
فکر مي کنيد همه زن ها فقط به درد اين کار مي خورند؟

30:44.316 --> 30:46.915
!آهاي... چکار داري مي کني؟

30:46.916 --> 30:49.195
!نيازي نيست با خشونت با من رفتار کنيد

30:49.196 --> 30:51.356
!پايين نگهش دار

31:23.716 --> 31:27.435
.پس بالاخره اينجايي، براونلي

31:27.436 --> 31:32.115
.لعنت، سيلويا، اصلا منظورت رو نمي فهمم
.من قرن هاست که اينجا منتظرم

31:32.116 --> 31:35.636
ـ من گفتم قرارمون در هتل "ريتز" باشه
ـ خب اينجا نزديکِ ريتزه

31:36.676 --> 31:38.916
،اخم نکن
.وگرنه از اومدنم به کل پشيمون ميشم

31:40.756 --> 31:42.875
به چي بايد نگاه کنم؟

31:42.876 --> 31:45.355
.هيچ کدومشون اهميتي براي من نداره

31:45.356 --> 31:48.196
.همشون حسابي قديمي هستن، اگه نظر منو بخواي

31:50.116 --> 31:55.116
.پسا امپرسيونيسم
.مي بيني؟ به اين ها ميگن پسا امپرسيونيسم
امپرسيونيسم: اين شيوه مبتني است بر نشان دادن دريافت و برداشت مستقيم هنرمند از ديده‌هاي زودگذر با به کار بردن لخته رنگ‌هاي تجزيه شده و تابناک براي نمايش لرزش‌هاي نور خورشيد


31:56.676 --> 32:00.195
،تو به همون بانکداريت بپردازي کافيه، براونلي
.اين توصيه منه

32:00.196 --> 32:01.716
!مگه نيستن؟

32:04.916 --> 32:07.355
.من شايد يکي از اين ها بخرم تا کريستوفر رو اذيت کنم

32:07.356 --> 32:09.076
.من کاملا موافقم

32:10.476 --> 32:12.515
،من برات مي خرمش

32:12.516 --> 32:14.276
.اگه اين ظلم و ستمت رو نسبت به من متوقف کني

32:22.516 --> 32:25.836
.آره

32:26.916 --> 32:28.476
اينو از کجا پيدا کردي؟

32:29.956 --> 32:31.916
در خيابان دُووِر

32:33.636 --> 32:35.355
.شک ندارم که به "تام گيرتين" جوان تعلق داره
 نقاش انگليسي که در جواني درگذشت :Thomas Girtin


32:35.356 --> 32:37.956
که در يکي از بازديدهاي موضع نگاريش در اوايل دهه 1790 به تصوير در آورده

32:40.236 --> 32:42.436
.بايد اين رو در اتاق خوابت داشته باشي

32:45.196 --> 32:48.835
ـ الان واقعاً نااميدم کردي
ـ اوه

32:48.836 --> 32:51.756
...نه، نه
.من خيلي خيلي دوستش دارم

32:54.156 --> 32:55.956
.پس در سالن صبحانه قرارش ميديم

32:57.316 --> 33:00.516
.بله... شايد

33:03.196 --> 33:04.916
.من برات مي گذارمش

33:09.436 --> 33:10.756
.ـ شب بخير
.ـ شب بخير

33:32.476 --> 33:36.414
تو مي تونستي با خانم دوشمين ازدواج کني، البته
اگر مانعي وجود نداشت

33:36.438 --> 33:37.377
.بله

33:37.396 --> 33:41.835
ـ چرا گواهي رو عليه همسرش امضا نمي کنه؟
.ـ خب چون با وفاست

33:41.836 --> 33:43.275
به نظرت اين رفتار داراي تناقضه؟

33:43.276 --> 33:48.685
نه، چنين فکري نمي کنم. قصد بي احترامي ندارم اما منطق بهتر
اين هست که مأمورين تصديق جنون تصميم بگيرند چه کسي صلاحيت داره
.مسئوليت سرمايه گذاري رو به عهده بگيره

33:48.698 --> 33:49.520
بله

33:49.523 --> 33:52.075
...ـ اما در حال حاضر شرايط به گونه اي هست که
ـ من مي خواستم نظرت رو راجع به اين موضوع بدونم

33:52.076 --> 33:55.235
تصور کن (اِديت) پول رو به من قرض بده
،فقط هزار يا دو هزارتا

33:55.236 --> 33:58.425
طبيعتا من مي خوام به سبکي زندگي کنم که سزاوار اِديت باشه

33:58.449 --> 34:00.198
مسأله فقط زمانه، کريسي

34:00.222 --> 34:02.542
پول به هر حال به اون مي رسه، چه فرقي مي کنه؟

34:02.565 --> 34:06.196
هيچ فرقي، مگر اينکه به عنوان يک نجيب زاده با اين کارت چطور به نظر ميرسي

34:07.316 --> 34:10.155
.به پول دوشمين دست نزن، من هر چقدر نياز داري بهت ميدم

34:10.156 --> 34:11.267
کريسي

34:11.290 --> 34:12.640
،براي من تفاوتي ايجاد نمي کنه

34:12.664 --> 34:15.955
.پول هنگفتي از طرف مادرم بهم رسيد، خيلي بيشتر از هزينه هام

34:15.956 --> 34:19.795
.ـ پس به عنوان وام ازت قبول مي کنم کريسي
.ـ شرمنده، من هرگز وام نميدم

34:19.796 --> 34:22.635
ـ در غير اينصورت قبول نمي کنم
ـ به اين پول با هر اسم و عنواني که دوست داري فکر کن

34:22.636 --> 34:24.876
بيا بالا، يک چک برات مي نويسم

34:32.596 --> 34:33.996
ممنونم کريسي

34:37.156 --> 34:40.115
من هم قراره توزيع مبالغي پول رو به عهده بگيرم

34:40.116 --> 34:42.915
"مبالغ کوچک البته، از "صندوق اديبان سلطنتي

34:42.916 --> 34:45.675
به نظر ميرسه يک گداي بيچاره رو مسئول نظارت و رسيدگي به پرداخت ها کردن
مترجم: منظور خود مکمستر است


34:45.676 --> 34:49.675
،علاوه بر اين محافظ شخصي پادشاه يا يک چنين مقامي

34:49.676 --> 34:51.955
.کتاب کوچکم در مورد براونينگ رو پسنديده

34:51.956 --> 34:54.822
.تبريک ميگم، خيلي زود اسمت در ليست نام هاي مفاخر قرار مي گيره

34:54.846 --> 34:56.584
اينطور فکر مي کني؟

34:56.916 --> 35:01.115
.اوه، کريسي، اي کاش قبول مي کردي به يکي از جمعه هاي من بياي

35:01.116 --> 35:03.076
.نمي خوام جلوي مهمان هاي مدعي ذوق و هنر، بي ادبي کنم

35:08.476 --> 35:12.876
اطلاع داري که من امسال ماه آگوست رو در اسکاتلند مي گذرونم؟

35:14.796 --> 35:16.316
تو چطور؟

35:18.996 --> 35:22.435
سيلويا دعوت دوک رو براي ميهماني خانگيش در "نُرتامبِرلند" قبول کرده

35:23.436 --> 35:27.075
،يادت هست زماني به من گفتي
،دو سال پيش در شهر راي

35:27.076 --> 35:31.995
نزديک فصل شکار قرقاول در سال 1914، ما در جنگ خواهيم بود؟

35:31.996 --> 35:35.995
.ـ وقت داره به پايان ميرسه
.ـ آره، همينطوره

35:35.996 --> 35:38.000
.بيشترين لذت ممکن رو از بودن در اسکاتلند ببر

35:38.796 --> 35:40.800
.و بيشترين احتياطي رو که ممکنه بکار بگير

35:41.676 --> 35:45.795
خوب مي فهمم چه چيز يک مرد رو مجبور مي کنه با زني که دوست داره، فرار کنه

35:45.796 --> 35:53.355
،اما اين خواسته
،همون موقعي که داره به پايان گفتگوي خودش با اون زن فکر مي کنه
.بايد سرکوب بشه

35:53.356 --> 35:55.436
.اوه، کريسي

35:57.356 --> 35:58.955
!چه چيزهايي مي دوني

36:18.676 --> 36:22.116
!باز کردن در ماشين براي بانو؟
...طرفدارش نيستم

36:29.351 --> 36:30.796
!خوش آمديد

36:32.556 --> 36:34.876
.ممنونم، قربان

36:40.516 --> 36:45.356
آقا و خانم مکمستر، درسته؟
!خوش آمديد

36:51.116 --> 36:53.556
.ممنونم قربان

36:56.436 --> 37:00.116
.اگه چيزي نياز داشتيد، مي تونيد به خانم مَکِنزي اطلاع بديد

37:04.436 --> 37:06.875
!اونا مي دونن! اونا مي دونن

37:06.876 --> 37:08.555
اوه، نه، نمي دونن

37:08.556 --> 37:11.396
...عزيزم
هيچ نگراني وجود نداره

37:12.476 --> 37:15.995
،ما اين لحظه رو در رؤيا مي ديديم
.تا به دور از همه چيز با هم باشيم

37:15.996 --> 37:18.956
!در رو قفل کن. در رو قفــل کن

37:30.556 --> 37:32.276
...محبوب من

37:37.436 --> 37:39.996
!اوه، نه، نه! تختخواب رو به هم نريز

37:46.750 --> 37:48.800
#روسيه ارتش خود رو به حرکت در مي آورد#


37:49.200 --> 37:51.835
!عشق من

37:51.800 --> 37:53.955
فکر مي کني فصل خوبي در پيش باشه؟

37:51.800 --> 37:53.955
املاک وسترشاير در نُرتامبِرلند، آگوست 1914


37:53.956 --> 37:56.596
!آره، کلي پرنده بايد باشه

38:02.076 --> 38:05.356
ديگه چيزي تا فصل شکار نمونده، مگه نه؟

38:22.516 --> 38:25.075
هيچ فايده اي نداره اگر نظر من رو بخواين

38:25.076 --> 38:29.195
برترام ميگه اَسکوييت و لُرد گِري هيچ وقت تو کابينه در مورد جنگ صحبت نمي کنند

38:29.196 --> 38:30.675
.نه جلوي بچه ها

38:32.436 --> 38:35.235
.ـ تو کابينه در مورد زن ها بحث مي کنند
ـ زن ها؟

38:35.236 --> 38:36.715
...اوه، زن ها

38:36.716 --> 38:38.315
.زن ها و ايرلند

38:38.316 --> 38:41.035
!کشيش، مادرم رو تبديل به يک جمهوري خواه کرده

38:41.036 --> 38:43.635
!اين فقط در صحبت هاي خاله زنکي سيلويا واقعيت داره

38:43.636 --> 38:48.035
کدوم جنگ، "گلوروينا"؟
.قرار نيست اين جنگ، جنگ ما باشه

38:48.036 --> 38:50.315
،اگر فقط ما بوديم و يک کشور درجه دو مثل صربستان

38:50.316 --> 38:52.835
.ما سه هفته پيش جنگ رو اعلام مي کرديم

38:52.836 --> 38:54.835
دقيقاً. پس اتريشي ها منتظر چي هستن؟

38:54.836 --> 38:57.555
منتظر ضمانتي هستن تا مطمئن بشن روسيه از طرف صربستان وارد جنگ نميشه

38:57.556 --> 39:01.475
و روسيه هم منتظر هست تا مطمئن بشه آلمان از خاک اتريش حمله نمي کنه

39:01.476 --> 39:03.715
با شکم گرسنه نميشه جنگيد

39:03.716 --> 39:05.556
هيچ جنگي اتفاق نمي افته

39:07.556 --> 39:09.635
!اين که تُرشي هميشگي نيست

39:22.676 --> 39:24.555
... چرا همشون در حال

39:24.556 --> 39:26.999
چه چيزي باعث ترسشون ميشه؟
...ِ همشون در حالت

39:27.900 --> 39:28.900
!وحشتزدگي هستن

39:30.356 --> 39:32.835
...اون بالا، نگاه کن

39:32.836 --> 39:34.396
اون يه عقاب درياييه

39:36.196 --> 39:37.636
...حتي در حال شکار کردن هم نيست

39:41.076 --> 39:43.956
گوش کن سيلويا، اون ها همه دارن تو سرزمين خواب و رؤيا زندگي مي کنن

39:45.196 --> 39:48.555
من قصد دارم قبل از اينکه خودمون رو توي قطار
به سمت جنوب ببينيم، يک بار ديگه مايکل رو ببينم

39:48.556 --> 39:49.676
...عقاب دريايي

39:50.956 --> 39:53.235
چي؟

39:53.236 --> 39:55.675
آلمان ها از همه نظر دارن تحريک ميشن تا به روسيه حمله کنند

39:55.676 --> 40:00.115
،فرانسه در برابر آلمان اعلام جنگ خواهد کرد
.پيمان مابين فرانسه و روسيه براي همچين روزي بوده

40:00.116 --> 40:03.395
.بعدش نوبت ماست
...آلمان از طريق بلژيک حمله اش رو شروع مي کنه

40:03.396 --> 40:05.835
.اگه تمومش نکني، مي پرم پايين

40:05.836 --> 40:09.396
.بريتانيا متعهده که از بي طرف بودن مردم بلژيک دفاع کنه

40:13.156 --> 40:15.236
اين همون کالبدي هست که دوست دارم در زندگي بعديم باهاش برگردم
اشاره به مسأله تناسخ: روح پس از مرگ به جسم ديگري منتقل مي‌شود


40:17.076 --> 40:18.796
عقاب دريايي

40:55.476 --> 40:57.195
!نگاه کن

40:59.636 --> 41:03.156
!خانم دوشِمين

41:19.436 --> 41:22.836
،اينجا رو با هم ترک نمي کنيم
...تو آدمِ بي دست و پا

41:24.356 --> 41:28.996
...باشه، اما، چطور
!چطور مي خواي؟

41:34.516 --> 41:36.555
!اوه، کريسي، خدا رو شکر که اينجايي

41:36.556 --> 41:39.155
.تلگرافت برگشت خورد، من براي ديدن مايکل به يورکشاير رفته بودم

41:39.156 --> 41:41.355
ـ چه اتفاقي افتاد؟
.ـ اِديت توي قطار برات تعريف مي کنه

41:41.356 --> 41:44.835
.ـ اين روز رو به سادگي فراموش نمي کنم
ـ هيچ کدوممون فراموش نخواهد کرد، مگه نشنيدي؟

41:44.836 --> 41:46.316
.ما با آلمان در حال جنگيم

42:13.000 --> 42:14.700
اداره سلطنتي آمار


42:16.156 --> 42:19.155
...فرانسه بر اين باوره که ما داريم کم مايه مي ذاريم

42:19.172 --> 42:20.827
،نخست وزير قصد داره نشون بده که

42:20.999 --> 42:25.000
،اگه مدت زمان آموزش و تجربه تک تک نفرات لشکريان ما ملاک در نظر گرفته بشه

42:25.356 --> 42:28.198
.سهم ما نسبت به سهم فرانسه به نحو مناسبي مساوي به نظر ميرسه

42:28.221 --> 42:29.000
واقعاً اينطوره؟

42:29.100 --> 42:34.475
اين سند حاکي از اينه که 72 يگان متشکل از داوطلبين گُردان هاي "کيچِنِر"، بايد به صورت واحد بسيج بشن
..درحالي که هيچ شناختي از جبهه غربي ندارن

42:34.476 --> 42:36.765
به اين علت که هنوز در حال آموزش با نيمي از ابزارهاي جنگي کوله پشتيشون هستند
(آموزش آن ها تکميل نشده)

42:36.776 --> 42:39.172
!به هر حال صحبت از يک ميليون نفر مرد مسلحه که متعهدند بجنگند

42:39.196 --> 42:42.075
تصور مي کنم تمام اين مسأله
!بر سر اينه که چه کسي طراحي اين استراتژي رو به عهده داره

42:42.076 --> 42:46.315
فرماندهان ما با در نظر گرفتن تمام منظر هاي جبهه غربي
به اين نتيجه رسيدند که اين جبهه
..بايد از جانب هر دو کشور فرماندهي بشه

42:46.316 --> 42:49.515
و نه، تأکيد مي کنم نه، از جانب يک طرف

42:49.516 --> 42:51.721
که در اين صورت معنيش اين هست که اون يک طرف بطور واضح فرانسه خواهد بود

42:51.744 --> 42:54.891
چرا بايد اين معني رو برداشت کنيد، قربان؟ اون هم به طور واضح؟

42:55.196 --> 42:57.235
.خداي بزرگ، من فکر مي کردم تصور بر اينه که شما آدم باهوشي هستيد

42:57.236 --> 43:00.675
!به اين خاطر که ارتش فرانسه ده برابر بزرگ تر از ارتش بريتانياست

43:00.676 --> 43:04.035
!به اين خاطر که جنگ در خاک فرانسه انجام ميشه، نه خاک بريتانيا

43:04.036 --> 43:07.075
.به اين خاطر که... حالا به من گوش بده تيجنز
.من تو رو به عنوان يک طراح و ناظر به اين اداره آوردم

43:07.076 --> 43:10.275
اين سازمان به اين خاطر وجود داره که نشون بده
..همونطور که راههاي متفاوتي

43:10.276 --> 43:14.235
،براي رسوندن منظور با کلمات وجود داره..
راه هاي متفاوتي هم براي القا کردن
!يک مقصود در اعداد و آمار وجود داره

43:14.236 --> 43:17.515
من کارهايي که در اين سازمان از من خواسته ميشه رو خوار مي دونم
،و از انجام اون ها بيزارم

43:17.516 --> 43:20.995
.کارهايي که به نظر ميرسه هدفشون تبديل آمار به مغالطه هست

43:20.996 --> 43:24.195
.ـ من کناره گيري مي کنم. صبحتون بخير
!ـ کناره گيري؟

43:24.196 --> 43:27.996
ـ نمي خواي يک مرد با نفوذ باشي؟
.ـ نه، ترجيح ميدم در سنگرها باشم

43:29.516 --> 43:33.715
اوه، خدايا، به من قدرت بده تا پيشواشون رو خفه کنم

43:33.716 --> 43:35.555
ـ با همين دست هاي خالي خودم
!ـ تو ساده اي

43:35.556 --> 43:37.995
.اين سربازها بودند که جنبش رو لو دادند

43:37.996 --> 43:39.835
!ـ داري مزخرف ميگي
!ـ اشراف خائن

43:39.836 --> 43:41.275
!همين طور جامعه شناس هاي آلماني

43:41.276 --> 43:43.796
...ـ نمي تونم به اين حرف ها گوش بدم
ـ رأي دادن براي جنگ مثل نوکرهاي کاسه ليس

43:43.808 --> 43:45.335
!بسه ديگه، کافيه

43:45.356 --> 43:47.915
.اميدورام همشون در حالي که خون از ريه هاشون فواره مي کنه بميرن

43:47.916 --> 43:50.355
!فکر مي کردم تو يک صلح طلبي

43:50.356 --> 43:53.355
،آره، من از جنگيدن خودداري مي کنم
.ولي بذار گناهکار ها تاوان خيانتشون رو پس بدن

43:53.356 --> 43:55.755
...جز يک آدم ترسوي نامرد، هيچي نيستي

43:55.756 --> 43:59.395
ـ حالا که اينطوره، اميدوارم هر دو طرف جنگ، هر زني رو که گرفتن بهش تجاوز کنن
!ـ چي گفتي؟

43:59.396 --> 44:02.036
اِديت؟

44:04.956 --> 44:08.315
...فکر کردم از تو کمک بخوام چون درگير مسائل زن هايي هستي که

44:08.316 --> 44:10.196
چي شده؟ چه کاري از دست من بر مياد؟

44:11.516 --> 44:14.156
چطوري ميشه يه بچه رو از بين برد؟

44:16.476 --> 44:19.035
...آقاي دوشمين

44:19.036 --> 44:20.396
،مگه ايشون

44:24.696 --> 44:28.700
...دوشمين چندين ماهه که در آسايشگاه تحت مراقبته و من گير افتادم

44:28.724 --> 44:34.275
بوسيله ي پسر تازه به دوران رسيده زن ادينبورگي ماهي فروش
...کسي که حتي بلد نيست کارش رو جوري انجام بده که

44:35.449 --> 44:38.173
منظورت آقاي مکمستره؟

44:38.196 --> 44:39.635
.هرگز فکر نمي کردم

44:39.636 --> 44:42.835
پس فکر مي کردي چکار داشتيم مي کرديم؟
احساسات زيبامون رو با هم در ميون مي ذاشتيم؟

44:42.836 --> 44:46.835
!خب، آره
.من چنين فکري مي کردم

44:46.836 --> 44:48.556
!و... مشاعره

44:50.556 --> 44:55.574
اوه، اِديت، اون شاهزاده محبوبت بود
...شواليه ي تو بود

44:55.588 --> 44:58.277
.اون ولگرد، مثل گربه اي که خودش رو تو مخمصه ببينه فرار کرد

44:58.300 --> 44:59.885
!اين کار رو نکن اِديت

45:00.196 --> 45:01.555
.من مي دونم چه موقع بود

45:01.556 --> 45:03.796
.فکر مي کنم بايد بدوني

45:06.916 --> 45:08.836
!موقع چي رو مي دوني...؟

45:11.436 --> 45:15.595
ولنتاين، تو مي دوني بچه ها چطور بوجود ميان، مگه نه؟

45:15.596 --> 45:17.756
!البته که مي دونم

45:19.396 --> 45:20.956
...اما منظورتون اينه که

45:23.956 --> 45:28.075
...منظورتون اينه که ميشه
ميشه اون کار رو انجام داد بدون اينکه بچه اي بوجود بياد؟

45:28.076 --> 45:31.355
...اوه، برو خونه، تو ساده لوح

45:36.716 --> 45:39.156
...من متأسفم، اوه

45:40.876 --> 45:44.635
من به هيچ دردي نمي خورم

45:44.636 --> 45:48.475
...همه چيز
همه چيز افتضاحه

45:48.476 --> 45:52.955
،قباحت همه جا رو فرا گرفته و من دارم مثل يک مورچه زندگي مي کنم

45:52.956 --> 45:56.235
،اما فکر مي کردم دستِ کم
،تو هستي

45:56.236 --> 46:02.235
،زندگي کردن براي تجربه عشق
،کسي که پاک و زلال از بين همه اين آلودگي ها به سمت من بياد

46:02.236 --> 46:04.515
تمام چيز هاي قشنگ رو با خودش بياره

46:04.516 --> 46:07.836
.دوست داشتن... و دوست داشته شدن

46:12.076 --> 46:18.356
...ولي حالا هيچ کس باقي نمونده
!و حاصلش هيچه

46:36.276 --> 46:38.955
،کريستوفر تيجنز هستم
مي خوام ژنرال کمپيون رو ملاقات کنم

46:38.956 --> 46:40.835
.ـ از اين طرف، آقا
.ـ دنبالم بيايد، آقا

46:40.836 --> 46:45.795
بعد از اون، فرمانده دستور آزاد باش رو به گردان خواهد داد

46:45.796 --> 46:48.955
.و گروه موسيقي، ترانه "سرزمين اميد و افتخار" رو خواهد نواخت

46:51.196 --> 46:54.675
!بشين کريسي، تو ابله لعنتي

46:54.676 --> 46:58.235
...بعد فرمانده دستور خواهد داد

46:58.236 --> 47:02.395
"از اينجا به بعد ديگه رژه در کار نيست"
(مترجم: جنگ واقعي شروع خواهد شد)

47:02.396 --> 47:05.675
.سپس پيشروي شروع خواهد شد و فعلا همين طور ادامه بدن

47:05.676 --> 47:08.675
.دستور بده اين رو انجام بدن

47:08.676 --> 47:13.599
در نظر دارم يک مانُور تشريفاتي رو براي انحلال گُردان هاي "کيتچِنِر" و تقسيم نفرات اون ها انجام بدم

47:13.600 --> 47:14.647
انحلال؟

47:14.671 --> 47:17.841
نمي خوام نفراتشون بعد از پايان جنگ در گلوي ارتش گير کنند

47:17.864 --> 47:22.715
بنابراين واگنت رو در خط من به حرکت
،در نيار اگر انتظار چندتا درگيري کوچيک رو داري
.مي توني ببيني نظراتم منو در چه گردابي گير انداخته

47:22.716 --> 47:24.715
سياستِ گرفتنِ دستور از تنها يک طرف؟

47:24.716 --> 47:29.075
.ـ اين همون چيزيه که براي من هم در اداره اتفاق افتاد
ـ اما اين مسأله لعنتي اصلاً چه ربطي به تو داره؟

47:29.076 --> 47:32.595
!و حالا تصور مي کني به عنوان يک سرباز وطن مي توني مفيد واقع بشي

47:32.596 --> 47:34.075
اصلاً به سيلويا گفتي؟

47:34.076 --> 47:38.235
.هنوز نه، تصور مي کنم اون هم همين حرف هاي شما رو بزنه

47:38.236 --> 47:41.076
!خُب من فکر مي کنم تو يک احمقي

47:42.876 --> 47:46.275
.به هر حال اداره قصد داره اخراجم کنه

47:46.276 --> 47:49.275
،مخالفين سرسخت زيادي عليه من هستند

47:49.276 --> 47:52.075
...پس، برو
،يه ذره ديگه به زجر دادنت اضافه کن

47:52.076 --> 47:54.276
.حتي اگه فقط خودت مونده باشي و خودت

47:58.516 --> 48:01.956
،حالا ديگه شب ها هم نمي تونم بخوابم
.چون غم و اندوه توي تاريکي دردناک تره

48:03.156 --> 48:07.236
در هر کنجي جاري ميشه، به رنگ سياه مثل مرکب
00:48:08,716 --> 00:48:11,075
...مرکب چاپ

48:11.076 --> 48:14.596
...روزنامه ها شروع مي کنن به چکاندن نفرت و دروغ

48:15.836 --> 48:19.276
نه، الان ديگه لازم نيست لمسم کني
حالا که اينقدر دير شده

48:29.777 --> 48:32.676
.ميرم رو برو که به مکمستر اطلاع بدم

48:35.413 --> 48:37.421
...آره، برو

48:38.537 --> 48:42.515
تو نمونه ي تمام و کمال رفتار احترام آميز هستي، کريستوفر

48:42.516 --> 48:44.756
.تو بيرحم ترين مردي هستي که مي شناسم

49:01.036 --> 49:07.435
در چنين زمان هايي، يک نفر متوجه ميشه که هيچ کس تا بحال
"حزن و اندوه رو اون طور که "ميکل آنجلو
درک کرده، تجربه نکرده "Pieta" در اثر
 در زمان رنسانس Michelangelo شاهکار پيکرتراشي :Pietà


49:07.436 --> 49:12.395
"اما متأسفانه، زنه به "اِستراوينسکي
!علاقمنده و مرده "ايزادورا" رو مي پسنده

49:10.000 --> 49:11.500
:Igor Fyodorovich Stravinsky
آهنگساز، پيانيست و رهبر اُرکستر معروف، به گمان برخي تأثير گذارترين آهنگساز قرن بيستم
:Angela Isadora Duncan
رقصنده معروف آمريکايي


49:16.316 --> 49:18.316
دوشيزه وانوپ

49:22.476 --> 49:24.075
آقاي تيجنز

49:24.076 --> 49:26.195
!تيجنز

49:26.196 --> 49:28.635
.اوه، سلام، ويني

49:28.636 --> 49:32.395
.فراموش کردم امروز يک روز جمعه هست
.مي خواستم راجع به موضوعي باهات صحبت کنم

49:32.396 --> 49:34.715
.کسايي که اينجا هستن بزودي ميرن

49:34.716 --> 49:37.875
.پس تا اون موقع من با دوشيزه وانوپ صحبت مي کنم

49:37.876 --> 49:39.675
.هرچند ايشون از ديدن من خوشحال نيستند

49:39.676 --> 49:43.555
!جنگ مثل سکس، رفتار ايشون رو با مردها تغيير داده

49:43.556 --> 49:46.516
.اول بيا و سلامي به اِديت بگو

49:50.756 --> 49:52.796
الان همه چيز مرتبه؟

49:54.956 --> 49:57.196
.معلوم شد که اُسقُف انسان خيلي خوب و محترميه

49:58.236 --> 50:01.675
!ايشون پي برده بود که دوشمين گرفتار جنون خطرناکي شده

50:01.676 --> 50:05.475
.کسي که جنينت رو سقط کرد اينجا حضور داره؟ مي خوام بوسش کنم

50:05.476 --> 50:07.396
!ببينيد کي اينجاست

50:08.476 --> 50:11.156
.ـ خانم دوشمين
.ـ آقاي تيجنز

50:13.836 --> 50:17.755
.اه، کريسي، بيا اينجا تا معرفيت کنم

50:17.756 --> 50:21.235
.اين تيجنزه، ستاره سازمان ما

50:21.236 --> 50:23.835
.راستش، من همخونه برادرتون مارک هستم

50:23.836 --> 50:25.956
جداً؟
.شما بايد مستأجر جديد باشيد

50:27.116 --> 50:28.555
،دوشيزه وانوپ

50:28.556 --> 50:32.116
.نزديک آتش بيايد و به من بگيد چرا مايل نيستيد با من صحبت کنيد

50:43.916 --> 50:45.835
<i>.ما دوست داريم چايمون غليظ باشه</i>

50:45.836 --> 50:48.116
اين بوي چيه؟ شما مي دوني؟

50:49.436 --> 50:52.396
.ـ عود هاي معطر چيني
ـ اه

50:54.876 --> 50:56.836
پس اون آدم هاي باذوق اين ها بودند

50:57.956 --> 50:59.956
البته، من کي هستم که بخوام قضاوت کنم؟

51:01.836 --> 51:05.275
.اون مردي که اونجاست، اصلاً با ذوق نيست
.اسمش راگِلزه

51:05.276 --> 51:09.195
.کاري مرتبط با توزيع افتخارات در کاخ رو به عهده داره

51:09.196 --> 51:10.996
.مکمستر روش نفوذ داره

51:12.196 --> 51:15.155
.اوه، همشون واقعاً شايسته هستن
...تنها راه و روش پاک

51:15.156 --> 51:16.316
.راه و روش بريتانيا

51:20.356 --> 51:24.876
.خب، من به اينجا اومدم تا به مکمستر بگم دارم به ارتش ملحق ميشم

51:31.036 --> 51:35.275
.من... اميدوار بودم ارزشي براي هم داشته باشيم

51:35.276 --> 51:37.755
،دستِ کم من ارزش خيلي زيادي براي شما قائل هستم

51:37.756 --> 51:41.796
...و اميدوار بودم
.شما هم براي من احترام قائل باشيد

51:45.916 --> 51:47.636
براي من احترام قائل نيستيد؟

51:54.596 --> 51:57.995
.خب، خيلي دوست داشتم شما هم چيزي بگيد

51:57.996 --> 52:02.475
...اوه، چه فرقي ميکنه وقتي که
،وقتي تنها چيزي که احساس ميشه درد و رنجه

52:02.476 --> 52:05.235
...اين شکنجه

52:05.236 --> 52:07.996
...من يک شب رو هم کامل نخوابيدم از وقتي که

52:10.476 --> 52:13.556
تصور مي کنم درد و ترس در شب دردناک تر هستن

52:16.516 --> 52:17.876
،عزيزم

52:19.636 --> 52:22.995
...اين خيلي خيلي عجيبه

52:22.996 --> 52:27.915
،همسرم هم دقيقاً همين کلمات رو به زبان آورد

52:27.916 --> 52:29.396
.کمتر از يک ساعت پيش

52:30.916 --> 52:34.156
.او هم گفت که براي تصميمم احترام قائل نيست

52:36.076 --> 52:40.035
ما زن ها بايد هر چه در توان داريم انجام بديم تا مردهامون رو از دست نديم، متوجه نيستي؟

52:40.036 --> 52:42.955
.علاوه بر اين، شما ميدوني که در اينجا مفيدتر هستي

52:42.956 --> 52:45.155
.اون ها هرگز من رو قبول نمي کنن

52:45.156 --> 52:48.795
اون ها بر اين باورند که) آدم احساساتي بايد سنگسار بشه)

52:48.796 --> 52:50.955
.چون باعث ناراحتي وجدان سايرين ميشه

52:50.956 --> 52:54.435
.خوار شمردن وضع کشورت، نبايد باعث مباهاتت باشه

52:54.436 --> 52:55.876
!اوه، فکرش رو هم نکن که اين طور باشه

52:56.956 --> 52:59.955
من عاشق تک تک مزارع و پرچين هاي کشورم هستم

52:59.956 --> 53:04.395
،خاک، خاک انگلستانه و زماني سنگ بناي نظم در اين خاک  نهاده شد

53:04.396 --> 53:10.275
قبل از اينکه پول بر همه چيز غلبه کنه و کشور به دست متقلبين و خائنين بيفته

53:10.276 --> 53:12.196
فلسفه ي سلطنت طلبي؛ براي آبشخور خوک

53:14.896 --> 53:16.715
پس شما چه فلسفه سياسي رو پيشنهاد مي کنيد؟

53:16.716 --> 53:18.156
وظيفه

53:20.356 --> 53:23.796
.وظيفه و خدمت هم به بالادست و هم به پايين دست
...صرفه جويي و ساده زيستن

53:24.956 --> 53:27.836
.پايبند بودن به قول، افتخار کردن به گذشته

53:29.836 --> 53:31.475
توجه کردن به مردم

53:31.476 --> 53:34.835
و اگر لازم شد گدايي کنيم اما اجازه نديم وظايفمون رو هوا معلّق بمونه

53:34.836 --> 53:37.995
،اگه به گذشته بر مي گشتيم، من براي مبارزه به فرانسه مي رفتم

53:37.996 --> 53:39.915
،مبارزه براي کشاورزي عليه صنعتي شدن

53:39.916 --> 53:42.756
،مبارزه براي قرن 18 عليه قرن 20
اگه دوست داري واقعيت رو بدوني

53:44.236 --> 53:45.836
.اميدوار بودم تو درک کني

53:47.356 --> 53:49.395
!اوه، من درک مي کنم

53:49.396 --> 53:51.995
.تو در اين ماجرا به اندازه يک کودک بي گناهي

53:51.996 --> 53:55.475
...پيش خودت به تمام اتفاقات قرن 18 فکر کردي

53:55.476 --> 53:58.156
!البته که اين کار رو کردم و کاملاً حق با منه

54:05.236 --> 54:08.196
.اما اين تويي که از افکار و اتفاقات کلکسيون درست مي کني

54:11.836 --> 54:16.036
سواريمون رو در مِه يادت مياد؟ چيزي که سه سال پيش در مورد من گفتي؟

54:18.956 --> 54:20.876
.خب، حالا ديگه اون آدم نيستم

54:23.116 --> 54:24.755
.چي گفتم؟ يادم نمياد

54:24.756 --> 54:29.115
من جزو اون دسته از اشراف زاده هاي انگليسي نيستم که نسبت به تبديل شدن کشور به جهنم بي تفاوت باشم

54:29.116 --> 54:32.556
"و هيچ وقت عرض اندام نکنم مگر اينکه بخوام بگم، "بهت که گفته بودم

54:34.276 --> 54:36.995
.آره، من اين ها رو گفتم

54:36.996 --> 54:39.796
.گفتم شما بايد در يک موزه باشيد

54:42.836 --> 54:45.235
...فکر مي کنم قصد داشتم تحريکتون کنم تا

54:45.236 --> 54:47.999
.محفظه شيشه اي دورتون رو بشکنيد و ازش خارج بشيد

54:55.116 --> 54:57.796
.حالا مسأله انتخاب بين بد و بدتره

54:59.236 --> 55:02.996
...خب، من يه هيکل گنده ي تنومند دارم که بندازمش وسط جنگ

55:04.796 --> 55:11.595
...چيز زيادي براي زندگي کردن برام نمونده، چون

55:11.596 --> 55:13.636
.شما ميدوني من چيزي رو مي خوام، که نمي تونم داشته باشمش

55:18.276 --> 55:20.036
اون چي هست که من مي دونم؟

55:26.956 --> 55:28.756
.چيزي که من براش مبارزه مي کنم از دست رفته

55:32.756 --> 55:34.196
اما براي ادامه زندگي چي؟

55:35.716 --> 55:39.076
.ـ شما چيزي داريد که به خاطرش زندگي کنيد
ـ اون چيه؟

55:48.116 --> 55:50.116
پس چرا من رو نبوسيدي؟

55:51.796 --> 55:53.515
چرا نبوسيدي؟

55:59.238 --> 56:19.438
.:: @bollbolljan_com ::.

57:34.476 --> 57:36.915
ممکنه به من بگي دقيقاً چه اتفاقي برات افتاد؟

57:36.939 --> 57:38.172
اسم من چيه؟

57:38.196 --> 57:40.275
!از شوهرت درباره ي دخترِ وانوپ بپرس، اگه جرأتش رو داري

57:40.276 --> 57:45.235
.ـ با يک زن جوان رابطه داره
.ـ اگه من جاي تو بودم از علف هاي هرز دوري مي کردم

57:45.236 --> 57:48.755
.ـ به سلامتي همسر عزيزم
ـ امشب معشوقه من خواهي بود؟

57:48.756 --> 57:51.995
ـ داري جايي ميري؟
.ـ بله، جايي کار دارم

57:51.996 --> 57:55.115
.بخاطر حرف نزدنش با من در باشگاه، نمي بخشمش
.اين کارش حماقت بود

57:55.116 --> 57:57.715
.ـ نمي تونم باهات در گروبي زندگي کنم
!ـ اوه، کريستوفر

57:57.716 --> 58:01.675
تو رو به خدا قسم، چطور يک زن ميتونه کنار تو زندگي کنه؟

58:01.676 --> 58:04.436
.من براي هر چيزي که از من بخواي حاضرم