﻿WEBVTT

00:01.127 --> 00:03.969
.خيلي متأسفم، کريستوفر
.مادرت ديروز درگذشت

00:03.970 --> 00:06.049
،اين رو به خودم مديونم
.که براي کريستوفر شايسته باشم

00:06.050 --> 00:08.849
.اومدن به "مهمانسراي کبود" يک موفقيت بود

00:08.850 --> 00:10.952
آلمان به دنبال شروع يک جنگ در کل اروپاست

00:10.976 --> 00:12.724
!بنابراين تو برلين گزينه هاتون رو محدود نکنيد

00:12.725 --> 00:17.378
!ـ اون از همه چيز سر در مياره
!ـ فهميدم، (از طرف کريستوفر) دچار کمبود محبت شدي

00:17.402 --> 00:19.244
!دوشيزه وانوپ

00:19.245 --> 00:21.684
.شما ميدوني من چيزي رو ميخوام، که نمي تونم داشته باشمش

00:21.685 --> 00:23.044
...ما اين لحظه رو در رؤيا مي ديديم

00:23.045 --> 00:25.524
.من قصد دارم پاک باشم، فقط به اين خاطر که خودم مي خوام

00:25.525 --> 00:27.604
!خداي بزرگ، دختره عاشقش شده

00:27.605 --> 00:29.765
.شما بهونه اي داريد که به خاطرش زنده بمونيد

00:35.394 --> 00:50.407
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:09.700 --> 01:12.200
Ford Madox Ford بر اساس رماني از

01:29.656 --> 01:31.775
.من سيلويا هستم... سترثويت

01:31.776 --> 01:33.855
بله

01:33.856 --> 01:35.375
...اسم من هم

01:35.376 --> 01:37.255
<i>(انفجار بمب)</i>

01:37.256 --> 01:40.855
...اسم من
<i>(صداي حرکت قطار روي ريل)</i>

01:44.256 --> 01:47.255
...اسم من

01:49.000 --> 01:52.800
محل پرستاري از مجروحين خط مقدم

02:00.096 --> 02:02.775
به خودم اجازه ي جسارت دادم و مقداري کتلت گوشت بره
به سفارشتون اضافه کردم

02:02.776 --> 02:03.855
...تحويلشون براي

02:03.856 --> 02:06.135
!اوه، شما خيلي به من لطف داريد، جناب پِني

02:06.136 --> 02:08.935
،تا الان تخم مرغ هاي پلاوِر، مرباي پرتغال
نوعي از انواع مرغ هاي دريايي :plover

02:08.936 --> 02:13.535
...کلوچه گوشت، قيمه ي خوک و پنير چِدار غني شده

02:13.536 --> 02:16.295
.و اوه، مطمئن نيستم، کيک داندي
کيک بسيار مشهور اسکاتلندي :Dundee cake

02:16.296 --> 02:19.935
ـ همشون رو مثل سفارش هاي هميشگي
به "مهمانسراي کبود" بفرستم خانم تيجنز؟
.ـ نه، نه

02:19.936 --> 02:23.575
براي تحويل به کاپيتان
Hans Von Grunwald-Merks
."عمارت مجلل "اَلکساندرا

02:23.576 --> 02:24.855
...اُه

02:24.856 --> 02:27.015
...ميدونم

02:27.016 --> 02:29.615
.اون ها به يک زندان جنگي براي افسرها تبديلش کردن

02:29.616 --> 02:32.295
.بله، گمان ميکنم کاپيتان رو از مونيخ بخاطر ميارم

02:32.296 --> 02:34.095
مضحک نيست؟

02:34.096 --> 02:35.935
.و يک جعبه شيريني

02:35.936 --> 02:37.576
.خيلي ممنونم

03:07.596 --> 03:09.318
!ماهي ساردين

03:09.342 --> 03:11.737
!هنوز هيچي نشده، قصاب ظالم شده

03:11.760 --> 03:14.038
،تصور ميکردم "ادوارد" الان بايد وسط مين ها ميبود

03:14.062 --> 03:16.235
...به جاي زندان لووِس

03:16.236 --> 03:18.519
.در هر صورت ما بايد به لندن بريم

03:18.542 --> 03:22.758
،من بايد در دسترس منتقدها و روزنامه نگارها باشم
.براي رمانم

03:22.781 --> 03:24.875
.و تو هم به يک کار نياز داري

03:24.876 --> 03:27.155
نامه اي به آقاي تيجنز خواهم نوشت

03:27.156 --> 03:28.789
.و ازش ميخوام اگر کاري از دستش برمياد انجام بده

03:28.813 --> 03:32.096
آقاي تيجنز چه کاري ميتونه انجام بده؟
و چرا بايد کاري انجام بده؟

03:32.119 --> 03:33.918
،فکر نميکني به اندازه کافي سرش شلوغ هست

03:33.919 --> 03:35.918
با کشتن سربازهاي آلماني بدون هيچ دليل منطقي؟

03:35.919 --> 03:37.278
!منظورم پدرش بود البته

03:37.279 --> 03:39.151
!جنابِ» تيجنز»

03:39.174 --> 03:41.077
کريستوفر «دوشيزه» وانوپ خطابت نميکنه؟

03:41.100 --> 03:42.558
چه چيز ديگه اي ميتونه صدام کنه؟

03:42.559 --> 03:44.165
.اين شما هستيد که باهاش رابطه دوستي داريد

03:44.188 --> 03:45.621
.خب باشه، ناراحت نشو حالا

03:45.632 --> 03:49.278
چرا نبايد بشم؟ جنگ همه ي آدم هاي خوب رو
!به وحشي ها تبديل کرده

03:49.279 --> 03:52.418
.آدم هاي معمولي، مثل آقاي هِجِز قصاب

03:53.909 --> 03:55.279
.ميتوني ماهي هاي ساردين من رو بخوري

03:56.919 --> 03:58.919
.نه، مرسي

04:00.015 --> 04:03.302
!اوه، خانم دوشمين تماس گرفت

04:03.326 --> 04:07.718
.ظاهراً شوهرش به زودي از تيمارستان مرخص ميشه

04:07.719 --> 04:11.598
!نميتونن مرخصش کنن! اون خطرناکه

04:11.599 --> 04:13.599
.معالجه شده. کاملاً عاقله

04:13.623 --> 04:16.838
.طبيعتاً، اون هم خوشحال بنظر نميرسيد

04:16.839 --> 04:20.011
...واقعاً، خودبيني اون آدما

04:20.034 --> 04:21.869
...خودم، خودم، خودم

04:21.893 --> 04:24.746
ـ کدوم آدما؟
!ـ دکترها رو ميگم ديگه

04:24.769 --> 04:27.278
.دوشمين کاملا توي تيمارستان خوشحال بود

04:27.279 --> 04:29.992
...باغ هاي زيبا
.هيچ نارضايتي نداشت

04:30.015 --> 04:32.078
حالا من چطوري بايد...؟

04:32.079 --> 04:35.110
.ـ بله، ميفهمم
!ـ نه، نمي فهمي

04:35.133 --> 04:37.198
،تو اتاق هاي مکمستر رو ديدي

04:37.199 --> 04:39.638
،تأثيرگذاري به بهترين شکل نيازمند هزينه کردنه

04:39.639 --> 04:42.758
چطور بايد برم بالا و به شوهرم حساب پس بدم؟

04:42.759 --> 04:44.638
اوه! مگه چقدر هزينه...؟

04:44.639 --> 04:47.398
!خيلي زياد

04:47.399 --> 04:50.438
،وينسنت الان مسئوليتي داره که بايد بهش رسيدگي کنه

04:50.439 --> 04:53.158
.از وقتي که از طرف اعليحضرت به اين مقام مفتخر شده

04:53.159 --> 04:55.398
...به عنوان دارنده نشان شواليه فرهنگي

04:55.399 --> 04:58.638
اِديت، اون توي حمامه؟

04:58.639 --> 05:01.358
!معلومه که هيچي نفهميدي

05:16.159 --> 05:19.838
(صداي سرفه و ناله سربازها)

05:37.919 --> 05:40.500
!بخوابيد روي زمين! بخوابيد روي زمين

05:42.501 --> 05:44.500
!پرستار: يه نفر جلوي اونو بگيره

05:44.501 --> 05:46.998
!ازش دورش کن

05:46.999 --> 05:48.118
!بشينيد روي زمين

05:50.159 --> 05:53.278
.حالت خوب ميشه، پسرم
...حالت خوب ميشه

05:59.999 --> 06:02.559
ممکنه به من بگيد کجا هستم؟

06:04.479 --> 06:07.199
و چه مدته که اينجام؟

06:11.334 --> 06:13.359
اسم من چيه؟

06:17.300 --> 06:20.300
عمارت خارج از شهر خانواده سترثويت

06:23.774 --> 06:26.181
صبح بخير، براوني

06:26.205 --> 06:27.918
خوب خوابيدي؟

06:27.919 --> 06:29.478
.نه

06:29.479 --> 06:32.238
اوه، خدا. امروز حال و حوصله نداري، آره؟

06:32.239 --> 06:34.198
چرا در اتاقت رو قفل کردي؟

06:34.199 --> 06:36.718
اوه، پس تو بودي؟

06:36.719 --> 06:39.518
پس ميخواستي کي باشه؟
اون آدمکش مذهبي ايرلندي؟

06:39.519 --> 06:41.198
.خب، صحبت کردن با تو هيچ فايده اي نداره

06:41.199 --> 06:42.438
پس براي چي خواستي باهات به اينجا بيام؟

06:42.439 --> 06:44.358
.نه براي اينکه در اتاقم رو ساعت 2 شب بکوبي

06:44.359 --> 06:47.078
.سيلويا، تو ميدوني من چه حسي نسبت بهت دارم

06:47.079 --> 06:50.758
.ازت خواستم باهام بياي چون ماشينت بنزينيه

06:50.759 --> 06:54.278
،و اينکه بتونيم بعد از شام، چهار نفري دور هم بنشينيم
،و همسفر هاي بهتري براي مادرم باشيم

06:54.279 --> 06:56.700
..کسي که، محض اطلاعت

06:56.701 --> 07:00.918
!ـ اينجا فاحشه خونه راه ننداخته
...ـ قسم ميخورم، اگه قبول ميکردي باهام ازدواج کني

07:00.919 --> 07:04.238
،و همينطور که تازه يادم انداختي
.من از قبل يه شوهر دارم

07:04.239 --> 07:05.278
.جدي ميگم سيلويا

07:05.279 --> 07:09.278
،اگه قول بدي که طلاق بگيري و با من ازدواج کني
...من صبر ميکنم، با خوشحالي

07:09.279 --> 07:10.638
.شکيبا خواهم بود

07:10.639 --> 07:12.078
...همش تقصير خودته، اينو ميدوني

07:12.079 --> 07:14.478
،بخاطر مهربون شدنت با من، هر موقع که خودت ميخواي

07:14.479 --> 07:16.118
.و اميدوار نگه داشتن من

07:16.119 --> 07:17.718
ميتونم اميدوار باشم، عزيزم؟

07:17.719 --> 07:20.558
...من عاشقتم، مثلِ

07:20.559 --> 07:23.558
.اه، لعنت بهش! اي کاش من هم يکي از اون شاعرها بودم

07:23.559 --> 07:25.278
.اوه، خب پس سعي کن

07:25.279 --> 07:27.718
مثلِ چي دوستم داري؟

07:27.719 --> 07:29.519
...مثلِ

07:30.282 --> 07:31.456
!بي نهايت

07:31.479 --> 07:34.039
!من بي اندازه دوستت دارم سيلويا

07:35.839 --> 07:37.599
.مقاومت در برابر تو غير ممکنه

07:38.314 --> 07:39.711
.اما فايده اي نداره

07:39.735 --> 07:43.704
،به عنوان يک کاتوليک من نميتونم طلاق بگيرم
،و حتي اگه ميتونستم

07:43.715 --> 07:46.478
.کريستوفر هرگز به اين کار راضي نميشد

07:46.479 --> 07:49.624
.ـ راجع به اين خيلي مطمئن نيستم
!ـ اما من کاملا مطمئنم

07:49.648 --> 07:53.838
.کريستوفر نفوذ ناپذيرترين مرديه که تا به حال شناختم

07:53.839 --> 07:56.238
.کاري ميکنه بخوام از ته دل جيغ بکشم

07:56.239 --> 07:59.158
!اوه، نگاش کن
!همچون "پِنتِسِيليا" در برابر زندگي
Otrera و  Ares شهبانوي يوناني، دختر :Penthesilea
در حال شکار آهو خواهرش رو تصادفا با نيزه کشت، پس از آن
از خدايان طلب مرگ کرد اما از آنجا که جنگجو بود مي بايست در نبرد کشته ميشد
بنا بر اين به شهر "تروجان"(تروا) رفت و براي دفاع از شهر مبارزه کرد و
کشته شد (Achilles) "بدست "آشيل

07:59.159 --> 08:02.061
ـ درست نميگم، لُرد براونلي؟
.ـ صبح بخير، پدر

08:02.073 --> 08:04.374
،تصور ميکنم اين طرز فکرتون به خاطر کشيش بودنتون هست

08:04.398 --> 08:07.239
شما هم ميتونيد چيزهايي رو بگيد که
.من هر مرد ديگه اي رو به خاطرش سرزنش ميکنم

08:07.251 --> 08:10.677
..مادرت ميگه جاي يه نقشه خوب رو ميدوني که

08:10.700 --> 08:13.158
،مقياسش 6 اينچ براي هر مايله
.و مسيرهاي پياده رفتن و ساير اطلاعات رو هم نشون ميده

08:13.159 --> 08:16.998
ـ کجا ميتونم چنين چيزي رو پيدا کنم؟
.ـ توي کرسي پيش پنجره

08:16.999 --> 08:18.398
براي فرستادن به آلمان لازمش داري؟

08:18.399 --> 08:20.918
دو گُردان سرباز داوطلب ايرلندي

08:20.919 --> 08:22.200
.اون بيرون دارن با آلمان ها ميجنگند

08:24.677 --> 08:29.438
.نه، يک پياده روي دلپذير و طولاني، به تنهايي
.اين چيزيه که من بهش فکر ميکنم

08:29.439 --> 08:31.078
.با ناهار توي کوله پشتي، احتمالاً

08:31.079 --> 08:34.118
.اين برنامه ي امروز منه

08:34.119 --> 08:35.599
...خب

08:36.799 --> 08:40.118
!توي کلوب در مورد شوهرت چنين چيزي نميگن
(ادامه صحبت ها قبل از ورود پدر هست Brownlie منظور)

08:40.119 --> 08:43.558
ـ و در موردش چي ميگن؟
.ـ در مورد اين از "پُل سندبچ" بپرس

08:43.559 --> 08:45.278
.اما دارم از تو ميپرسم

08:45.279 --> 08:47.198
.شوهرت با زن ديگه اي بوده

08:47.199 --> 08:49.718
(کارد و چنگال را رها ميکند)

08:49.719 --> 08:51.718
رفيقش مکمستر يه زن رو مخفي کرده

08:51.719 --> 08:56.039
،اون ها به وضوح جلوي چشمات اون کار رو ميکنن
.اگه ميخواي بدوني

09:02.927 --> 09:05.478
،توي قطار ديده شدن

09:05.479 --> 09:07.438
.که مثل ميمون ها روي کار بوده اند

09:07.439 --> 09:09.558
کي بوده؟

09:13.239 --> 09:16.918
.تيجنز و اون زنه
.در يک قطار که از اسکاتلند بر ميگشته

09:16.919 --> 09:17.998
!اوه، به حق آسمون

09:17.999 --> 09:21.199
،همه ي جمعي که به وسترشاير رفته بوديم
.اون ها رو ديديم

09:24.999 --> 09:27.198
...مکمستر و خانمِ

09:27.199 --> 09:30.358
...اسمش رو يادم نيست
،در يک هتل در اسکاتلند، لو رفته بودند

09:30.359 --> 09:32.918
.و کريستوفر داشت فراريش ميداد

09:32.919 --> 09:34.998
!اين شجاعتش رو ميرسونه

09:36.519 --> 09:39.599
.تو هم بهتره دروغ پراکني درباره شوهر من رو متوقف کني

09:51.519 --> 09:54.838
،اگه اينطوره پس در مورد اون دختره وانوپ از شوهرت بپرس
!البته اگه جرأتش رو داري

09:54.839 --> 09:58.998
،من هيچ وانوپي نميشناسم
.و تو داري فقط اوضاع رو براي خودت وخيم تر ميکني

09:58.999 --> 10:01.998
.ـ بيخيال شو
.ـ 23 ساله و به طراوت يک تابلوي نقاشي

10:01.999 --> 10:04.518
،همه ميدونن که تيجنز چقدر مسحور و شيفته اش شده

10:04.519 --> 10:06.638
!از زماني که تو با "پاتي پراون" فرار کردي

10:10.079 --> 10:16.998
اين رفتار سيلويا براي نگه داشتن اسبش، اون هم در شرايطي که
،هر حيوون به درد بخوري در کشور توسط ارتش گرفته شده
.کاملا اشتباه بود

10:16.999 --> 10:19.279
!اون باعث ميشه من مثل يک خائن بنظر برسم

10:27.999 --> 10:31.638
ـ خودشه؟
.ـ بله، قربان

10:31.639 --> 10:35.918
،داره از ناحيه ساحلي عکس ميگيره
.با اعتماد به نفس کامل

10:35.919 --> 10:38.998
از پسرت، زياد ميشنوي؟

10:38.999 --> 10:41.198
کدومشون؟

10:41.199 --> 10:43.638
.نه، در هر صورت

10:43.639 --> 10:47.438
کريستوفر، اهل عياشي کردنه، درسته؟

10:47.439 --> 10:48.918
.نه تا اونجا که من ميدونم

10:48.919 --> 10:53.638
.اون افسر رابط با توپخانه ارتش فرانسه است

10:53.639 --> 10:54.998
.نه، نيست

10:54.999 --> 10:59.558
،ميهن دوستيش براش دردسر درست کرد
.به همين خاطر فرستادنش به جبهه ها

10:59.559 --> 11:03.918
،فرانسه از ما درخواست کرد که مقدار بيشتري پياده نظام براشون بفرستيم

11:03.919 --> 11:08.998
،اما "کيچِنِر" گفت همين جا لازمشون داره
.براي شرايطي که آلمان ها بيش از اين پيشروي کنند

11:08.999 --> 11:12.198
آلمان ها نميتونن پيشروي کنن اگه
.همون جايي که هستند مشغول نگهشون داريم

11:12.199 --> 11:14.998
.اين همون چيزيه که پسرت به آدمِ "کيچِنِر" گفت

11:14.999 --> 11:18.199
!واقعا اين کار رو کرد؟
!ابله لعنتي

11:20.119 --> 11:25.398
.به من توجه کن، توي کلوب عليه پسرت حرف هايي ميزنن

11:25.399 --> 11:27.918
.زنش طرف آلمان هاست، اينطور ميگن

11:27.919 --> 11:32.638
...و اون
.اخيراً بيش از حد پول خرج کرده

11:32.639 --> 11:35.518
.به اضافه اينکه ميگن اهل هرزگي هم هست

11:35.519 --> 11:40.158
،براونلي" جوان گويا اطلاعات زيادي در موردش داره"
.نميدونم چطور

11:40.159 --> 11:41.718
پسرت حساب بانکي پيش اون ها داره؟

11:41.719 --> 11:44.638
.البته که داره
.خانواده براونلي همگي بانکدار هستن

11:44.639 --> 11:49.198
...ـ اَه
،ـ اگه ميدونستم پسر بزرگترم قصد بچه دار شدن نداره

11:49.199 --> 11:52.118
.بيشتر از پسر کوچکترم مراقبت ميکردم

11:52.119 --> 11:54.998
.ميذارم برادرش در موردش تحقيق کنه

11:54.999 --> 11:57.759
.ببينه چي به چيه

11:59.999 --> 12:01.559
.صبح بخير

12:07.879 --> 12:09.798
خبر مهمي تو روزنامه هست؟

12:09.799 --> 12:14.158
.نه. اخبار جالب رو هيچ وقت توي روزنامه ها پيدا نميکني

12:14.159 --> 12:16.278
.."هفته گذشته شنيدم که "اَلجي هايد

12:16.279 --> 12:17.918
زنش رو به جنرال "کرانشاو" فروخته..

12:17.919 --> 12:19.278
،به خاطر يک پرونده
.در حالي که خيلي افسرده بود

12:19.279 --> 12:22.439
.اما تو بيهوده توي روزنامه ها دنبال اخبار ميگردي

12:24.079 --> 12:27.358
.توي صندوق پستيم اومده بود
،ما کسايي که براي منافع ملي کار ميکنيم

12:27.359 --> 12:30.078
مجبوريم نيازهامون رو با سکس ساديسمي با بانو هاي
،اشراف زاده ي تازه به دوران رسيده اي براورده کنيم

12:30.079 --> 12:33.199
.که خواسته هاشون در شرايط جنگ مجال تحقق نخواهد يافت

12:36.799 --> 12:39.718
راگلز، تو برادر کوچکتر من، کريستوفر رو ميشناسي؟

12:39.719 --> 12:42.918
.يک بار درست قبل از رفتنش، ملاقاتش کردم
.خيلي گستاخ بود

12:42.919 --> 12:45.358
ميشه تا اندازه اي که ميتوني اطلاعات در موردش بدست بياري
و به من گزارش بدي؟

12:45.359 --> 12:46.839
.با کمال ميل

12:50.839 --> 12:54.238
!اه...، گوشت هاي طبخ شده براي مراسم تدفين

12:54.239 --> 12:57.359
...دلبندم! من عزادارم

12:58.839 --> 13:00.439
.متأسفم، دلبندم

13:05.559 --> 13:06.918
تو ميفهمي، مگه نه؟

13:06.919 --> 13:10.718
،نبودن يک مرد مجرد در فرانسه
.اصلاً براش وجهه خوبي نداره

13:10.719 --> 13:12.998
.مردم متوجه نميشن من دارم وظيفه حياتي در جنگ ايفا ميکنم

13:12.999 --> 13:14.238
!نه... البته

13:14.239 --> 13:16.839
..ـ و حالا که ازدواج کرده ام ميتونم
.ـ از سنگرها دور باشي

13:18.119 --> 13:20.158
.مقامم رو در سازمان حفظ کنم

13:20.159 --> 13:21.638
!زيرکانه است، دلبندم

13:21.639 --> 13:23.799
.به سلامتي شوهر عزيزم

13:25.719 --> 13:28.358
.به سلامتي زنم

13:28.359 --> 13:31.718
.من هم قراره توي لندن کار کنم

13:31.719 --> 13:33.999
.يک شغل به عنوان دبير ورزش يک مدرسه پيدا کردم

13:35.399 --> 13:37.398
...براي بازي ها
!و براي معشوقه ها
دبير ورزش مدرسه :school games mistress
معشوقه :mistress

13:37.399 --> 13:39.478
!دلبندم؟

13:39.479 --> 13:41.638
!منظوري نداشت

13:41.639 --> 13:43.239
.چشم پوشي کن

13:45.079 --> 13:46.238
.معذرت ميخوام

14:15.279 --> 14:18.959
،بليط قسمت درجه يک
."يک عدد يک طرفه به "واترلو

14:23.279 --> 14:26.078
.برسونش به دست افسر وظيفه هنگ انتقال دارو و مراقبت هاي پزشکي

14:26.079 --> 14:28.119
.ـ اون ترتيبش رو ميده
.ـ قربان

15:20.279 --> 15:24.719
ممکنه بهم بگي دقيقاً چه اتفاقي برات افتاد؟

15:26.839 --> 15:28.439
.يه چيزي توي تاريکي کنارم منفجر شد

15:30.359 --> 15:31.638
،يادم نمياد چکار کردم

15:31.639 --> 15:35.238
يادم مياد که توي اردوگاه پرستاري از مجروحين بودم

15:35.239 --> 15:36.718
.در حالي که اسمم رو نميدونستم

15:36.719 --> 15:41.278
دوستانت کپرهايي که به عنوان بيمارستان
.ساخته شده بود رو هم بمباران ميکردند

15:41.279 --> 15:43.878
.نبايد اون ها رو دوستان من خطاب کني

15:43.879 --> 15:47.998
...هنوز گردنبند آنتوني قديس رو ميپوشم به اين خاطر که
.ازت مراقبت کنه

15:47.999 --> 15:49.799
مي بيني؟

15:51.799 --> 15:53.159
.عذر خواهي ميکنم

15:54.479 --> 15:56.599
،حتي نحوه صحبت کردن آدم هم تحت تأثير قرار ميگيره

15:59.199 --> 16:02.238
،بعدش چند نفر تکه هاي بدن يک پرستار رو داخل آوردند

16:02.239 --> 16:04.639
...اوه، کريستوفر

16:06.799 --> 16:12.638
امکان نداره بتوني تعداد مواد منفجره اي که دو جبهه به ازاي
هر سرباز کشته شده به سمت هم روانه ميکردند رو تصور کني

16:12.639 --> 16:15.558
،بمب ها و پوکه گلوله ها يه صداي ممتد رو ايجاد کرده بودن

16:15.559 --> 16:19.679
.بعضي وقت ها شبيه اين بود که يه ماشين عظيم داره متلاشي ميشه

16:21.559 --> 16:24.638
،مواقع ديگه، سوت کشان به طرفت نزديک ميشن

16:24.639 --> 16:26.518
،جوري که فقط يک لحظه فرصت فکر کردن داري

16:26.519 --> 16:29.718
،و بعد صداي انفجار مهيبي مياد
،و بعد هر پيچ و مهره اي از هم جدا ميشه

16:29.719 --> 16:31.439
.همه چيز با صداي گوش خراش به هوا پرتاب ميشه

16:34.239 --> 16:40.159
يک نوع گلوله توپ هست، که صداي موجش تدريجاً زياد ميشه
.مثل صداي قطار سريع السير، اما با سرعت بيشتر

16:41.439 --> 16:45.558
،يک نمونه ديگه صدايي توليد ميکنه مثل دستگاه برش کارخانه پارچه بافي

16:45.559 --> 16:48.638
.که صداش دائما بلندتر ميشه

16:48.639 --> 16:52.078
،اما عمده ترين اون ها، هموني که توي آسمون منفجر ميشه

16:52.079 --> 16:53.518
،دو برابر بقيه خرابي به بار مياره

16:53.519 --> 16:56.639
.مثل بوم نقاشي خيسي که بوسيله يه غول لِه و لَوَرده ميشه

16:59.279 --> 17:07.439
،چه انفجارهاي وسيعي براي کشتن عده اي کوچک و ضعيف
.شبيه حيوان ها

17:12.719 --> 17:15.998
ـ بايد برم به يک مقام مافوق در
.ناحيه اي در غرب لندن) گزارش بدم) Ealing Common
.ـ نه، دراز بکش

17:15.999 --> 17:18.878
!نه نه نه! راست ميگم

17:18.879 --> 17:23.118
.اداره جنگ الان يک پايگاه اونجا برقرار کرده

17:23.119 --> 17:24.918
.برام مهم نيست

17:24.919 --> 17:27.878
،بايد به اردوگاه آموزش تسليحات هم برم

17:27.879 --> 17:31.919
...ازم خواسته شده که به سربازهاي جديد آموزش بدم

17:58.399 --> 18:01.158
.من خيلي به شما و کريستوفر علاقمندم

18:01.159 --> 18:03.558
.و خدا رو شکر که ميشنوم، سلامت هست

18:03.559 --> 18:06.838
.خوشبختانه، زخمي نشده بود
.فقط شوک رواني بهش وارد شده

18:06.839 --> 18:08.158
.ازتون ممنونم، بانو گلوروينا

18:08.159 --> 18:10.718
.خب، پس شروع خوبي داشته

18:10.719 --> 18:11.878
نشاني جايي رو بهت ميدم

18:11.879 --> 18:14.278
که بتوني ازش جوراب ضخيم دستباف و دستکش بخري

18:14.279 --> 18:18.398
و با تقسيم اون ها بين سربازهامون
کاري خيرخواهانه از طرف خودت ارائه بدي

18:18.399 --> 18:21.878
،من چنين کاري رو انجام نميدم
!چه تصوري

18:21.879 --> 18:24.638
!تصور؟
..سيلويا، اين بخاطر خودته تا در

18:24.639 --> 18:28.718
،يک اقدام ميهن پرستي بصورت آشکارا شرکت داشته باشي..

18:28.719 --> 18:31.878
تا شاهکارهات رو در مورد خانواده هاي
جبران کني Grunwald Merkses و Esterhazy

18:31.879 --> 18:35.078
.که باعث شدي کريستوفر بدجوري تاوانش رو پس بده

18:35.079 --> 18:40.078
ميخواي بگي اون خوک هاي غير قابل توصيف فکر ميکنند
من طرفدار آلمان هام، فقط بخاطر فرستادن اون شيريني ها...؟

18:40.079 --> 18:41.838
.اين کريستوفره که لطمه ميبينه

18:41.839 --> 18:46.478
اون به هيچ وجه در مسيري قرار نگرفته که مردي
.با چنين نبوغي بايد قرار ميگرفت

18:46.479 --> 18:47.998
.يکي از دوستانش به ديدن من اومده بود

18:47.999 --> 18:50.518
،کسي به اسم آقاي راگلز
.مقامي در دستگاه قضايي رو به عهده داره

18:50.519 --> 18:54.998
اومد تا از من درخواست کنه که اگه بتونم
.کاري براي کريستوفر انجام بدم

18:54.999 --> 18:59.758
تقريبا اينطور بنظر ميرسه که کسي به دليلي داره"
".باهاش دشمني ميکنه

18:59.759 --> 19:02.278
.آقاي راگلز اينطور مطرح کرد

19:02.279 --> 19:05.519
.و تصور ميکنم من همون دليل هستم

19:07.639 --> 19:09.119
سرگُرد "دريک" رو ميشناسي؟

19:11.279 --> 19:13.478
جرالد دريک؟

19:13.479 --> 19:14.959
.قبلاً ميشناختمش

19:17.639 --> 19:21.078
قبل از ازدواجم. چرا؟

19:21.079 --> 19:23.918
.اون يه مأمور باهوشه

19:23.919 --> 19:27.838
سرگرد "دريک" به "راگلز" گفته که پرونده ي کريستوفر رو
،علامتگذاري کرده

19:27.839 --> 19:30.398
".تا "امور محرمانه به او واگذار نشود

19:30.399 --> 19:34.519
.کريستوفر آخرين مرد با لياقت در کل انگلستانه

19:35.719 --> 19:38.718
چطور جرأت ميکنن چاقوشون رو عليه اون عريان کنن؟

19:38.719 --> 19:39.959
!اون متعلق به منه

19:42.079 --> 19:47.078
،يک کشيش ايرلندي که در حال جاسوسي براي دشمن شناسايي شده

19:47.079 --> 19:49.638
.محاکمه اش به صورت محرمانه بوده

19:49.639 --> 19:53.278
.پدر "کانسِت"، ميشه گفت  عضوي از خانواده بوده

19:53.279 --> 19:57.078
...ـ بذار ببينم
،ـ در قطاري که از اسکاتلند در حال بازگشت بوده

19:57.079 --> 20:02.718
،بانو کلادين اون ها رو ديده
،همينطور ژنرال کَمپيون

20:02.719 --> 20:04.918
.براونلي" اين مورد رو خيلي زشت به تصوير کشيده"

20:04.919 --> 20:08.918
،پولي که مادرش براش به جا گذاشته بود
،عمدتاً هزينه شده

20:08.919 --> 20:11.078
.تا مکمستر بتونه اين زن رو تصاحب کنه

20:11.079 --> 20:13.398
.فقط خدا ميدونه که چه برنامه اي سر اون زن پياده کردن

20:13.399 --> 20:14.919
ديگه چي؟

20:16.199 --> 20:18.478
..پسر سيلويا احتمالا

20:18.479 --> 20:22.558
.نتيجه ي يک رابطه قبل از ازدواجش هست..

20:22.559 --> 20:24.359
.مردي که اينجا عضوي از درباره

20:26.079 --> 20:27.559
!خداي بزرگ

20:29.279 --> 20:32.478
،از اينکه اين همه رو با هم بهت تحميل ميکنم، متأسفم

20:32.479 --> 20:34.878
...اما تصور ميکنم ميخواي بيشتر بدوني

20:34.879 --> 20:36.478
.ادامه بده

20:36.479 --> 20:38.078
،و بعد از اون، البته

20:38.079 --> 20:40.438
.کريستوفر بعد از ماجراي "پراون" اون رو برميگردونه

20:40.439 --> 20:43.638
.قلب مادرش رو شکست

20:43.639 --> 20:48.198
راگلز ميگه کريستوفر حتي مايله زنش رو در ازاي
.مساعدت يا مبلغي پول بفروشه

20:48.199 --> 20:50.319
.من سطحي بارش آوردم

20:51.599 --> 20:53.518
.اجازه دادم شيطان برش مسلط بشه

20:53.519 --> 20:56.638
در مورد پيشه اش، کم و بيش گفته شده که
.براي فرانسه جاسوسي ميکنه

20:56.639 --> 20:59.319
.اما حداقل اون ها با ما متحد هستن

21:02.719 --> 21:06.118
.بدتر از اون اينه که، با يک زن جوان قاطي شده

21:06.119 --> 21:09.758
ظاهرا از نوع مدافع حقوق زنان
.و صلح طلبش

21:09.759 --> 21:11.439
."دخترِ "گيلبرت وانوپ

21:13.359 --> 21:14.559
!...خداي من

21:15.919 --> 21:17.838
... کريستوفر و

21:17.839 --> 21:19.638
،دستِ کم پنج نفر به راگلز گفتند

21:19.639 --> 21:23.118
که کريستوفر قبل از شروع جنگ به دختره
.يک حرومزاده داده

21:23.119 --> 21:24.639
.کافيه

21:32.359 --> 21:34.758
و "گروبي" هم به فرزند يک کاتوليک طرفدار پاپ

21:34.759 --> 21:37.039
خواهد رسيد؛
.کسي که يک حرومزاده ي نامشروعه

21:39.279 --> 21:43.078
،اين تلخه
و ميخوام بدوني که

21:43.079 --> 21:50.559
ما در طول ده سلطنت گروبي رو در کليساي انگلستان
،پا برجا نگه داشته ايم

21:53.399 --> 21:54.959
.و من گذاشتم اين لغزش رخ بده

22:01.999 --> 22:03.919
!پدر

22:07.559 --> 22:08.799
...من

23:05.079 --> 23:07.279
(صداي زنگ تلفن)

23:27.559 --> 23:30.439
(صداي زنگ تلفن)

23:52.839 --> 23:54.279
مي بيني مايکل؟

23:56.439 --> 24:00.359
چنين آدمي نبود که خرگوش رو در حالي که زخميه
.اون طرف حصار به حال خودش رها کنه

24:11.079 --> 24:13.798
.مسئوليت هاي اجرايي به عهده پسر بزرگتره

24:13.799 --> 24:15.638
.من بيرون از شهر خيلي نميتونم وقت بگذرونم

24:15.639 --> 24:18.718
،زماني که پدربزرگ در گذشت
.مسئوليت نيمي از کلوب روي دوشمون قرار گرفت

24:18.719 --> 24:22.399
،من با کمال ميل اين مسئوليت رو قبول ميکنم
.اگر خانم وانوپ رو هم به مراسم ناهار دعوت کنيد

24:42.399 --> 24:43.719
.زيرسيگاري، جنکينز

24:54.159 --> 24:56.518
تحقيقات درباره مرگ هاي مشکوک، علني خواهد شد؟

24:56.519 --> 24:57.718
چرا نبايد بشه؟

24:57.719 --> 24:59.638
،هر سال دوجين کشاورز به همين روش به قتل ميرسند

24:59.639 --> 25:02.478
.پشت حصار مزرعه در حالي که تفنگشون کنارشونه

25:02.479 --> 25:04.918
!بدون هيچ امنيتي

25:04.919 --> 25:07.199
موافقيد؟

25:22.500 --> 25:25.200
سه ماه بعد

25:43.719 --> 25:45.998
.ـه Hatchards رمان جديدتون، توي ويترين فروشگاه
قديمي ترين فروشگاه کتاب در انگلستان :Hatchards
.بنا نهاده شد John Hatchard که در سال 1797 توسط

25:45.999 --> 25:48.238
.هنوز نخوندمش

25:48.239 --> 25:50.599
.نميتونم تمرکز کنم

25:52.119 --> 25:54.878
.حواسم به شدت تحليل رفته

25:54.879 --> 25:57.118
.کتاب جديدم منو از مافياي روزنامه نگاري نجات نميده

25:57.119 --> 26:00.718
خيلي ضروريه که يک مقاله در مورد
.نوزادهاي ماحصل جنگ بنويسم

26:00.719 --> 26:03.638
و دخترهايي که براي نگهداري از اون ها
.تنها ميمونند

26:03.639 --> 26:05.718
".مايه ي شرمساري براي سربازان و ملوانانمون"

26:05.719 --> 26:08.878
مشکل اينجاست که، ديگه به شدت قبل
،فرزندان جنگ متولد نميشن

26:08.879 --> 26:10.319
.بنا براين به بن بست خوردم

26:12.079 --> 26:14.918
بايد به اين خاطر باشه که نيمي از مردها
،دو برابر بي پرواتر ميشن

26:14.919 --> 26:16.638
به اين خاطر که ممکنه کشته بشن

26:16.639 --> 26:19.998
.و نيم ديگه به همون دليل، دو برابر با وجدان تر ميشن

26:19.999 --> 26:23.798
.اوه، شما مرد دوست داشتني، منو نجات داديد

26:23.799 --> 26:27.998
!بايد هوش و حواسم برگشته باشه

26:27.999 --> 26:28.999
!بله

26:31.879 --> 26:33.400
..کتاب جديد باعث شده

26:33.401 --> 26:35.998
.به يکي از ميهماني هاي چاي مکمستر دعوت بشم..

26:35.999 --> 26:38.239
من رو همراهي ميکنيد؟

26:39.639 --> 26:43.998
.اه، کاملا احتمال داره که نتونم شرکت کنم

26:43.999 --> 26:45.879
!والنتاين، عزيزم

26:48.639 --> 26:49.959
!آقاي تيجنز

26:53.359 --> 26:55.758
...ميدونستم که برگشته ايد، البته

26:55.759 --> 26:57.158
...ـ خانم تيجنز بايد
.ـ بله

26:57.159 --> 26:58.358
...خيلي

26:58.359 --> 27:04.278
...ـ ام... تصور ميکردم شما بايد الان
.ـ جمعه بعد از ظهر کلاس ندارم

27:04.279 --> 27:07.878
،من فقط خونه اومدم تا لباسم رو عوض کنم
،تا خانم دوشمين رو بعد از پياده شدن از قطار ملاقات کنم

27:07.879 --> 27:11.599
ـ هنوز هم براي مکمستر چاي ميريزي؟
.ـ بله، همينطوره

27:12.719 --> 27:15.799
..ـ خيلي خوشحالم که شما
.ـ بله. ممنونم

27:20.719 --> 27:25.478
.خب، بهتره من برگردم سر کارم
...ام

27:56.879 --> 28:00.878
خانم "کامفيت"، با موش سفيد من آشنا شديد؟
|: ولنتاين رو ميگه

28:00.879 --> 28:03.278
!اوه، چه دوست داشتني

28:03.279 --> 28:04.998
!رودي

28:04.999 --> 28:08.798
!ـ رودي، بي اندازه منتظر اثر بعديت هستيم
.ـ ممنونم

28:08.799 --> 28:10.918
.اين فقط يه پيش حمله است، خانم وانوپ

28:10.919 --> 28:12.638
،نه تنها روي کتاب آخر شما

28:12.639 --> 28:14.998
،اما، بايد جرأت کنم که بگم
!هم چنين اتفاقي خواهد افتاد Arnold Bennett براي اثر آينده
 نويسنده و رمان نويس مشهور انگليسي :Arnold Bennett
(1867_1931)

28:14.999 --> 28:19.078
اوه، بيايد، بيايد و صحبت هاي بانو "دلامِر" رو بشنويد
..که برامون از

28:19.079 --> 28:23.278
.پيروزي همچون "فِدرش" در نيويورک تعريف ميکنه
 Jean Racine تئاتر مشهور نوشته :Phèdre
در پنج صحنه و اجرا شده در 1677

28:23.279 --> 28:25.278
!شما هم همينطور، آقاي ويپِل

28:25.279 --> 28:28.118
!و اونا هم مرتب "بال" خطابش ميکردند

28:28.119 --> 28:30.998
"!من بالتون رو ديدم، خانم دلامِر"

28:30.999 --> 28:33.798
...کمي نامناسب بنظر ميرسيد

28:33.799 --> 28:36.878
<i>.خيلي شهامت به خرج داديد که شرکت کرديد</i>

28:36.879 --> 28:39.039
<i>.يکي بايد بخاطر هنر اين کار رو ميکرد</i>

28:53.719 --> 28:55.439
!سيلويا

28:57.279 --> 28:58.599
...اجازه بده

29:06.239 --> 29:07.639
!خوش آمديد، خوش آمديد

29:09.119 --> 29:11.638
،خانم دوشمين
.همسرم، سيلويا تيجنز

29:11.639 --> 29:13.358
!باعث افتخاره! قطعا باعث افتخاره

29:13.359 --> 29:15.358
.ويني، که البته ميشناسيش

29:15.359 --> 29:17.518
!سيلويا

29:17.519 --> 29:20.158
.اجازه بديد دوشيزه دلامِر رو بهتون معرفي کنم

29:20.159 --> 29:23.278
،يک هنرمند واقعي و از دريچه ذهن من
.يک دوست فوق العاده

29:23.279 --> 29:24.239
اون خانم وانوپه؟

29:26.359 --> 29:27.798
.بله

29:27.799 --> 29:28.999
...اوه

29:35.279 --> 29:36.718
شما خانم وانوپ هستيد؟

29:36.719 --> 29:38.118
!نويسنده بزرگ

29:38.119 --> 29:40.918
.من همسر کريستوفر تيجنز هستم

29:40.919 --> 29:44.998
!شما زيباترين مخلوق هستي هستيد

29:44.999 --> 29:48.998
،بيا با من اينجا بشين
.خيلي دلم ميخواد باهات صحبت کنم

29:48.999 --> 29:50.798
.اوه، قطعا، قطعا خانم تيجنز

29:50.799 --> 29:53.638
.ـ اگه دوست داشته باشيد ميتونيد اينجا بشينيد
.ـ نه، نه! خانم وانوپ ميتونن اونجا بشينن

29:53.639 --> 29:55.518
.بيا، همين جا ميشينيم

29:55.519 --> 29:58.278
.حالا ميتونيم صحبت کنيم

29:58.279 --> 30:00.799
.مادرت موفقيت چشم گيري بدست آورده

30:03.999 --> 30:07.438
.امروز خيلي بانشاط هستيد
.متفاوت به نظر ميرسيد

30:07.439 --> 30:08.998
تصور ميکنم حالتون بهتر شده

30:08.999 --> 30:10.158
،هنوز اسم ها رو فراموش ميکنم

30:10.159 --> 30:13.198
.اما قسمت کوچکي از هوش محاسباتيم برگشته

30:13.199 --> 30:16.758
يک معادله کوچک احمقانه رو حل کردم

30:16.759 --> 30:18.878
چه چيزي رو حل کردي؟

30:18.879 --> 30:21.238
،اوه، يک مسأله رو براي مکمستر بررسي کردم

30:21.239 --> 30:24.919
،کاملا بخاطر اينکه ميخواستم شجاع بنظر برسم
.و جواب بطور ناگهاني به ذهنم رسيد

30:28.239 --> 30:30.238
...تو

30:30.239 --> 30:31.518
واقعا ميخواي بدوني؟

30:31.519 --> 30:33.319
!البته

30:35.279 --> 30:40.438
فرانسوي ها به خاطر خرابي هايي که به سبب حمله هاي دشمن
به ساختمان ها و تأسيساتشون وارد شده بود، ناله و شکايت ميکردند

30:40.439 --> 30:43.078
من فکر کردم چيزي بيشتر از يک سال زندگي
توأم با آرامش مردمشون دوام نخواهد آورد

30:43.079 --> 30:44.478
.و اين خرابي به زودي کل کشور رو فرا ميگيره

30:44.479 --> 30:47.600
.ـ خيلي عجيبه
..ـ بنا براين بحث و جدال در کاخ بر سر فرماندهي فرانسه

30:47.601 --> 30:50.119
.روي جبهه غربي براي يک فصل ديگه به عقب ميفته

30:52.439 --> 30:54.878
اما با اين رويه با اعتقادات خودت دست به گريبان نخواهي شد؟

30:54.879 --> 30:57.759
.بله، البته
.اما مکمستر به حمايت من اميد داره

31:10.759 --> 31:12.078
!اوه، کريستوفر

31:12.079 --> 31:13.398
.اين پسرها يه ماشين دارن

31:13.399 --> 31:16.118
.من رو برسونن Basils قصد دارن تا

31:16.119 --> 31:19.438
،بسيار خوب. به محض اينکه خانم وانوپ (مادر) کارشون تمام شد

31:19.439 --> 31:21.078
،ملاقات کوتاهي با ايشون خواهم داشت

31:21.079 --> 31:22.599
.بعدش ميام دنبالت

31:40.599 --> 31:43.519
(در را ميکوبد)
بله؟
.:بيش از 10,000 زنداني در اسارت فرانسه:.

31:46.079 --> 31:47.438
.ممنونم

31:47.439 --> 31:49.918
.ظاهرا اشتباه سهوي رخ داده، قربان

31:49.919 --> 31:51.239
مربوط به چه کسي؟

31:53.159 --> 31:54.598
!تيجنز

31:54.599 --> 31:56.118
...براي کلوبش

31:56.119 --> 31:58.838
.و مستمري افسريش

31:58.839 --> 32:01.638
احتمالا يک نامه براي آقاي تيجنز؟

32:01.639 --> 32:05.278
.نه، پس بفرستشون
.به عنوان چک بي ارزش) مهر برگشتي روشون بزن)

32:05.279 --> 32:06.478
قربان؟

32:06.479 --> 32:08.359
.همين الان برشون گردون
.تا يک ساعت ديگه حداکثر

32:13.799 --> 32:15.078
!گرفتمت

32:15.079 --> 32:18.918
،نه اينکه ما بيش از اندازه به اين تشريفات چشم داشته باشيم

32:18.919 --> 32:24.118
اما خود پادشاه براي اعطاي مدال شواليه به وينسنت
.مناسب به نظر ميرسند

32:24.119 --> 32:26.158
!اوه، اِديت، چه عالي

32:26.159 --> 32:28.118
.من مطمئنم که سزاوار اين اتفاق هستند

32:28.119 --> 32:29.558
.اين مدال فقط بخاطر زحمت هاي زيادش نيست

32:29.559 --> 32:31.558
بلکه بخاطر انجام کاري ويژه با نبوغ زياده

32:31.559 --> 32:33.518
.که او رو فراتر از اداره هم صاحب شهرت کرده

32:33.519 --> 32:35.758
!اوه، من باخبرم
محاسباتي رو انجام داده که

32:35.759 --> 32:38.118
،ثابت ميکنه با اين خرابي هايي که به فرانسه وارد شده
..بيش از يک سال

32:38.119 --> 32:41.198
...طول نخواهد کشيد که در کل کشور..

32:41.199 --> 32:44.118
!تو چطور...؟
چطور ممکنه تو چنين چيزي رو بدوني؟

32:44.119 --> 32:46.398
!اين فوق محرمانست

32:46.399 --> 32:48.478
!وينسنت بايد به اون رفيقش هم گفته باشه

32:49.999 --> 32:53.638
.نه، نميتونه تيجنز بوده باشه
.اون بويي از ميهن دوستي نبرده

32:53.639 --> 32:57.000
.ـ مهمانسراي کبود، لطفا
.ـ اما اون حداقل يونيفرم ارتشي به تن داره، اِديت

32:57.001 --> 33:00.738
به حق زمين، چه منظوري جرأت ميکني از اين حرفت داشته باشي؟

33:00.739 --> 33:03.666
شايد همچنين بخواي بدوني، هيچ مردي توي لندن
.به اندازه اون بي اعتبار نشده

33:09.919 --> 33:12.438
.تو علايق شخصي خطرناکي بهش داري

33:12.439 --> 33:15.998
،در موقعيت فعلي ما
.نمي تونيم بخاطر عشقبازي پنهاني تو مرتکب اشتباه بشيم

33:15.999 --> 33:17.998
عشقبازي پنهاني؟
چه منظوري ميتوني از اين حرفت داشته باشي؟

33:17.999 --> 33:21.558
...توي بي شرم و حيا
حتما تا الان يه بچه از اون مرد داري، مگه نه؟

33:21.559 --> 33:23.998
!نه، به هيچ وجه ندارم

33:23.999 --> 33:26.118
!اوه، اين کار رو نکن، اِديت

33:26.119 --> 33:28.398
به خاطر خودت، به ياد بيار که تو يک زني

33:28.399 --> 33:29.998
.و نه کسي که فقط ميخواد تظاهر کنه انسان روشنفکر و بزرگيه

33:29.999 --> 33:31.358
،زماني زن خوبي بودي

33:31.359 --> 33:34.118
...و براي مدت زيادي گرفتار شوهر ديوانه ات بودي

33:34.119 --> 33:35.960
!توقف کن، توقف کن

33:37.199 --> 33:40.439
!برو بيرون

33:48.119 --> 33:49.479
.متشکرم

34:04.159 --> 34:06.198
(صداي زنگ خانه)

34:06.199 --> 34:08.078
اوه، وَل؟

34:08.079 --> 34:12.598
اِاِ... اينو نگه ميداري؟

34:12.599 --> 34:14.439
.تلگراف براي وانوپ

34:18.079 --> 34:19.558
.ممنونم

34:19.559 --> 34:21.679
(صداي زنگ تلفن)

34:23.999 --> 34:27.278
!اوه، اِدوارد در امانه
!اون توي ساحله

34:27.279 --> 34:30.319
!اه، خدا رو شکر

34:32.519 --> 34:35.638
.بايد يه سکه نيم شيلينگي به اون پسر بدم

34:35.639 --> 34:36.838
<i>بله؟</i>

34:36.839 --> 34:40.599
ـ بپرس کريستوفر اونجا هست يا نه؟
ـ آقاي تيجنز خونه هستن؟

34:43.559 --> 34:44.959
،زن جوان

34:46.559 --> 34:48.479
.بهتره اين بازي رو شروع نکني

34:50.559 --> 34:52.998
.خانم دوشمين از قبل معشوقه شوهر من هست

34:52.999 --> 34:56.918
<i>.پس، خودت رو دور نگه دار</i>

34:56.919 --> 34:59.718
شما احتمالاً کسي رو که داريد باهاش صحبت ميکنيد
.اشتباه گرفته ايد

34:59.719 --> 35:01.438
<i>،اگر امکان داره از آقاي تيجنز بخواهيد</i>

35:01.439 --> 35:03.599
<i>وقتي که از خدمتشون مرخص شدن، با خانم وانوپ تماس بگيرن</i>

35:06.399 --> 35:08.478
.شوهرم فردا به جبهه اعزام ميشه

35:08.479 --> 35:11.478
<i>اون ساعت 4:15 در اداره جنگ حضور خواهد داشت</i>

35:11.479 --> 35:13.959
<i>.اونجا باهات صحبت ميکنه</i>

35:16.199 --> 35:21.679
،اما من خودم رو دور نگه ميداشتم
.اگه جاي تو بودم

35:22.879 --> 35:25.759
(سيلويا قطع ميکند)

35:47.799 --> 35:50.118
خانم دوشمين واقعا معشوقه ات هست؟

35:50.119 --> 35:53.838
يا فقط مال مکمستره؟

35:53.839 --> 35:55.159
يا هر دوتون؟

35:56.559 --> 35:58.918
.اون شش ماهي هست که همسر مکمستره

35:58.919 --> 36:01.199
.امشب يک جشن برگزار ميشه تا همه بدونن

36:02.914 --> 36:07.279
در مورد دختره که توي اون مهموني چاي افتضاح
دور و برش ميپلکيدي چطور؟

36:10.359 --> 36:13.358
يک بچه ي جنگ رو از تو حامله شده؟

36:13.359 --> 36:16.358
.همه ميگن اون هم معشوقه ات هست

36:16.359 --> 36:19.919
.نه، دوشيزه وانوپ معشوقه ام نيست

36:24.479 --> 36:26.118
،اونقدر "براوني" رو متلاطم کرده

36:26.119 --> 36:29.439
که اون قصد داره چک هات رو برگشت بزنه
.فقط به اين خاطر که منو خوشحال کنه

36:31.559 --> 36:33.159
.اه

36:34.359 --> 36:36.999
،آيا بانکدارها اين کار رو انجام ميدن
فقط به اين خاطر که دوستان زنشون رو راضي کنن؟

36:39.199 --> 36:41.959
من بهش گفتم
.اين کارش به هيچ وجه من رو راضي نميکنه

36:45.279 --> 36:47.879
همه اين ها به خاطر اين جنگ قبيحه، اينطور نيست؟

36:50.079 --> 36:52.119
.که انسان هاي شايسته رو به آدم هاي پليد تغيير داده

36:53.639 --> 36:55.319
.بله، همينطوره که ميگي

36:57.923 --> 37:03.358
خب، من هيچ حقي ندارم که بخوام چوب لاي چرخ
.اون دختر يا تو بذارم

37:03.359 --> 37:05.319
.اگه عاشق همديگه هستيد

37:05.344 --> 37:09.089
من حتي به خودم جرأت ميدم که بگم
.اون خوشحالت هم ميکنه

37:09.993 --> 37:12.638
ميتونستم ترتيبي بدم که لازم نباشه
.به جبهه برگردي

37:12.639 --> 37:14.519
.ممنونم

37:16.040 --> 37:18.039
.اما من ترجيح ميدم که برم

37:26.843 --> 37:28.998
.ـ اوه، کريسي! بگو که نکرده
.ـ انجامش داد

37:28.999 --> 37:30.638
.هم کلوب و هم چکي که از اداره جنگ دارم

37:30.639 --> 37:33.118
...ـ اما اگه به پول احتياج داشتي
.ـ من نداشتم

37:33.119 --> 37:35.638
حسابم ديروز براي چند ساعت بدهکار شده

37:35.639 --> 37:37.478
.چون گردش حسابم توسط ارتش دير انجام شده

37:37.479 --> 37:39.198
.اما "براوني" درستش ميکنه
.من اطمينان حاصل ميکنم

37:39.199 --> 37:40.798
.نه، خسارت به هر حال وارد شده

37:40.799 --> 37:42.759
.به علاوه، خيلي هم برام مهم نيست

37:43.879 --> 37:46.359
!اما... اين يعني تو ورشکسته اي

37:48.359 --> 37:52.398
.ـ کمابيش معنيش ورشکستگي منه
!ـ اوه، کريستوفر

37:52.399 --> 37:55.998
،اگه فقط يک بار تو زندگيمون به من گفته بودي

37:55.999 --> 37:59.358
"!تو فاحشه اي! تو هرزه اي"

37:59.359 --> 38:02.479
...يا در مورد بچه، يا پراون

38:03.919 --> 38:06.638
بايد کاري ميکردي تا با هم بي حساب بشيم
.و از نو شروع کنيم

38:06.639 --> 38:10.478
،و من به خودم جرأت ميدم که بگم
...اگه حتي تلاش هم کرده بودي

38:10.479 --> 38:13.200
...کريست
در ابتداي اسم کريستوفر به معني مسيح است christ

38:13.201 --> 38:20.000
از فرش تا عرش تو خواهي گفت
،که هيچ کار ناشايسته اي ازت سر نزده

38:20.439 --> 38:24.559
،تو رو به عزتت قسم
چطور يک زن ميتونه کنار تو زندگي کنه؟

38:29.165 --> 38:33.559
.اما من هيچ وقت بخاطر کارهات مذمّتت نکردم

38:38.501 --> 38:40.319
.ديگه هيچ کاري باهات ندارم

38:42.623 --> 38:44.719
.نمي خوام به حرفات گوش بدم

38:57.699 --> 39:00.119
تو از همون سرآغاز بوسيله يک مرد شهوت پرست
.در مسير نااميدي گام برداشتي

39:01.597 --> 39:04.359
.بنا براين اين حق رو داري که يک مرد رو مأيوس کني

39:06.047 --> 39:08.159
.اين داستان "زن عليه مرد"ـه

39:10.399 --> 39:11.759
.تا بوده همين بوده

39:20.102 --> 39:22.999
.مارک قراره تا اداره جنگ باهام قدم بزنه

39:40.368 --> 39:43.878
با پولي که مادرت برات به جا گذاشته بود، چکار کردي؟

39:43.879 --> 39:47.198
.نيمي از اون رو به مايکل اختصاص دادم

39:47.199 --> 39:49.358
.باقيش رو خرج آپارتمان کردم

39:49.359 --> 39:51.558
،اسباب و اثاثيه، اتاق هاي همسرم

39:51.559 --> 39:53.998
.مقداري براي قرض به اين و اون

39:53.999 --> 39:55.479
مکمستر؟

39:56.654 --> 39:59.918
.گمان ميکنم زنش سر و سرّي باهات داشته باشه

39:59.919 --> 40:01.758
.نه

40:01.759 --> 40:04.599
.من هواش رو داشتم، چون خودش ازم خواست

40:05.413 --> 40:09.998
،اگه آدماي زيادي ميدونستن که تو اينطور پول بذل و بخشش ميکني
.احتمالا هيچ پولي برات نميموند

40:09.999 --> 40:11.558
.براي دراز مدت قرض ندادم

40:11.559 --> 40:15.278
مبلغي هم براي اون دختري که
يه بچه رو از تو حامله است، خرج کردي؟

40:15.279 --> 40:16.998
.هيچ دختري تو زندگي من نيست

40:16.999 --> 40:18.438
.بچه اي هم در کار نيست

40:18.439 --> 40:20.118
.با درآمد خودم زندگي ميکنم

40:20.119 --> 40:23.518
.امروز صبح يه چک بي ارزش توي باشگاه داشتي

40:23.519 --> 40:28.238
بهتره دفترچه گردش هاي مالي من رو
.در طول ده سال گذشته کند و کاو کني
دفترچه اي در پرونده مالک هر حساب در بانک که تمامي :passbook
.تراکنش هاي حساب بانکي اش در آن ثبت ميشده

40:28.239 --> 40:32.519
.چون هيچ سودي نداره اگه حرف هام رو باور نکني

40:38.279 --> 40:41.918
.ـ پس راگلز يه دروغگوئه
.ـ نه، اگه راستش رو بخواي

40:41.919 --> 40:44.558
.اون حرف هايي رو يادداشت کرده که عليه من گفته شده
.نميدونم چرا

40:44.559 --> 40:49.278
چون تو با اين خوک هاي دون پايه
با تحقير و خواري که سزاوارش هستن رفتار ميکني

40:49.279 --> 40:53.358
فکر ميکردم خيلي وقت پيش تو رو توي لجنزار
...خودشون دفن کرده اند

40:53.359 --> 40:56.278
.پس، بهتره بدوني پدرمون چه تصميمي داشت

40:56.279 --> 40:58.278
،نظرش اين بود که اگه تو يه جاکشي

40:58.279 --> 41:00.798
،بايد با پول تميز بري به جهنم
.تاوانش هرچي ميخواد باشه

41:00.799 --> 41:03.838
.وارث شدنت هيچ سودي نداره
.من مأمور شدم تا بررسي کنم

41:03.839 --> 41:07.158
.خب، تو يک پني هم بخاطر من فقيرتر نخواهي شد

41:07.159 --> 41:08.918
.من پولش رو قبول نميکنم

41:08.919 --> 41:11.118
معمولا آدم ها کسي رو
.که با شليک به خودش خودکشي کرده مي بخشند

41:11.119 --> 41:12.358
.من نمي بخشم

41:12.359 --> 41:15.198
من بخاطر اين نمي بخشمش که وصيت نامه اي از خودش
،بجا نگذاشت و از راگلز درخواست کمک خواست

41:15.199 --> 41:17.998
.و براي صحبت نکردنش با من در باشگاه شب قبل از خودکشيش

41:17.999 --> 41:20.798
.ـ اين کار حماقت بود
.ـ البته، اين من بودم که از راگلز کمک خواستم

41:20.799 --> 41:23.558
.من تو رو هم نمي بخشم
.تموم کارهاي لعنتيتون رو نمي بخشم

41:23.559 --> 41:25.438
!اوه، خيلي تند نرو

41:25.439 --> 41:28.198
.بايد به اندازه کافي از ارث برداري تا راحت زندگي کني

41:28.199 --> 41:30.838
،به هر حال گروبي به تو ميرسه
.اگه خودت رو به کشتن ندي

41:30.839 --> 41:32.500
.من نميخوامش

41:32.501 --> 41:35.999
و از راحتي اي که تو با نون هاي برشته کره ماليده
..و گوشت هاي برّه ريز ريز شده، تعريفش ميکني

41:36.000 --> 41:39.918
به همون اندازه متنفرم که از اون راننده هاي شخصي جنده باز..
.در شهرک ها و کاخ هاي حومه ي شهرشون متنفرم

41:39.919 --> 41:42.558
من بهترين نون هاي برشته ي کره اي رو درست ميکنه Marie-Leonie

41:42.559 --> 41:44.238
،هم نميتوني مشابهش رو پيدا کني Savoy که حتي توي

41:44.239 --> 41:47.478
.و با 500 پوند در سال خودش رو مرتب و تميز نگه ميداره

41:47.479 --> 41:50.439
.با اون عشوه گر ازدواج ميکردم اگه يه کاتوليک پيرو پاپ نبود

41:57.839 --> 42:00.918
.ما انگلستان رو تباه کرديم

42:00.919 --> 42:03.878
ارتش مجهزي که در طول چندصد سال گذشته محافظ ما بوده

42:03.879 --> 42:05.238
،حالا نفر به نفر داره نابود ميشه

42:05.239 --> 42:07.959
.و تمدنمون رو هم به ميدون هاي جنگ در برابر اون ها فرستاديم

42:09.479 --> 42:11.700
.حالا هممون بربر هستيم
بربرها: اقوام وحشي باديه نشين

42:20.100 --> 42:22.838
!به اين وحشت نگاه کن
!همينطور به خودت توي اون لباس

42:22.839 --> 42:24.399
!دوشيزه وانوپ

42:27.239 --> 42:29.279
.ايشون برادرم، مارک هستن

42:31.119 --> 42:33.758
.من اطلاع نداشتم که آقاي تيجنز يه برادر دارن

42:33.759 --> 42:35.719
ـ حالتون چطوره؟
ـ حال شما چطوره؟

42:39.079 --> 42:40.919
،من بايد چند کلمه اي با شما حرف بزنم
.بعدش خواهم رفت

42:44.952 --> 42:47.112
آيا اِديت معشوقه شماست؟

42:47.136 --> 42:48.959
.البته که نه

42:51.868 --> 42:54.756
چطور ميتوني چنين سؤال احمقانه اي بپرسي؟

42:54.780 --> 42:56.599
!اونم تو

42:58.559 --> 43:00.919
منو نميشناسي؟

43:02.647 --> 43:06.278
"زنت گفت: "خانم دوشمين از قبل معشوقه شوهرم هست

43:06.279 --> 43:08.358
"!بنا براين وارد اين بازي نشو"

43:08.359 --> 43:09.719
ايشون آدم راستگويي نيست؟

43:11.993 --> 43:14.398
،او چيزي رو که باور داره ميگه

43:14.399 --> 43:17.558
،اما فقط چيزي رو باور ميکنه که از درون دوست داره باورش کنه

43:17.559 --> 43:19.319
.و فقط براي همون لحظه

43:25.239 --> 43:26.999
.پس صحت نداره

43:30.629 --> 43:32.639
.ميدونستم که واقعيت نداره

43:33.759 --> 43:35.948
!با من بيا

43:35.959 --> 43:38.958
،من بايد دستور کتبي جا بجا شدنم رو بگيرم
.بعدش زمانم در اختيار خودمه

43:38.959 --> 43:42.078
!من نميتونم در حالي که اينطوري گريه ميکنم باهات بيام

43:42.079 --> 43:44.918
.اوه، البته که ميتوني
.اينجا همه ي زن ها گريه ميکنن

43:44.919 --> 43:47.118
.به علاوه، مارک هم پيشت ميمونه
.اون بلده چطور دلداري بده

43:47.119 --> 43:50.559
ـ اوه، واقعا؟
.ـ آره، مواظب دوشيزه وانوپ باش

43:56.799 --> 43:59.439
!گوش بده

43:59.995 --> 44:03.798
.پدرم ميخواست مادرت راحت زندگي کنه

44:03.799 --> 44:05.078
.من براي انجام کاري به اينجا اومدم

44:05.079 --> 44:09.118
ميتوني اينطور تعبيرش کني که پدرم
جايگاه و موقعيت خوبي رو براي مادرت بوجود آورد

44:09.119 --> 44:10.518
تا اون بتونه کتاب بنويسه

44:10.519 --> 44:14.318
.فکر کن، پرداخت مبلغ 500پوند در سال به صورت يک جا

44:14.319 --> 44:17.158
خوب به نظر ميرسه؟

44:17.159 --> 44:20.398
،مقدار کمي براي تو خواهد بود
...مبلغي براي برادرت

44:20.399 --> 44:22.079
غش که نکردي، درسته؟

44:23.208 --> 44:24.959
.من غش نميکنم

44:25.486 --> 44:27.638
.گريه ميکنم

44:27.639 --> 44:29.319
.اون اشکالي نداره

44:29.998 --> 44:33.415
،ميخوام کريستوفر جايي براي آرامش داشته باشه

44:33.439 --> 44:34.959
.و يه صندلي راحتي کنار آتيش

44:36.010 --> 44:37.919
.کسي که براش خوب باشه

44:39.039 --> 44:40.999
.تو براش مناسبي

44:44.559 --> 44:48.318
قصد دارم به وضعيت کريستوفر رسيدگي کنم

44:48.319 --> 44:50.464
.فکر ميکنم ميتونم به بخش مراقبت حمل و نقل منتقلش کنم

44:50.488 --> 44:52.519
.کار بي خطريه

44:52.543 --> 44:54.539
.هيچ شکوه وحشيانه اي در موردش وجود نداره

44:54.562 --> 44:57.998
!پس هر چه زودتر اقدام کنيد
!فوراً به قسمت حمل و نقل منتقلش کنيد

44:57.999 --> 45:02.118
.ـ بيا از اينجا بريم بيرون
.رو ملاقات کنم Haggard ـ من دارم ميرم جنرال

45:02.119 --> 45:03.838
...فکر کنم با من دست نميدي

45:03.839 --> 45:05.478
نه. چرا بايد دست بدم؟

45:05.479 --> 45:06.719
.اوه، باهاش دست بده

45:07.959 --> 45:11.158
ممکنه کشته بشي. و ممکنه در حال کشته شدن فکر کني که

45:11.159 --> 45:14.159
"... ـ "اوه، خدايا! اگه فقط باهاش دست
.ـ يا ممکنه آرزو کنم که اين کار رو انجام نداده بودم

45:15.759 --> 45:20.399
...ولي
.خب، باشه

45:27.799 --> 45:29.838
امشب معشوق من خواهي بود؟

45:29.839 --> 45:32.918
.من فردا ساعت 8:30 از ايستگاه واترلو حرکت ميکنم

45:32.919 --> 45:37.526
.ـ بله، بله؛ البته که خواهم بود
ـ کجا؟

45:37.550 --> 45:41.759
.ـ من از جشن مکمستر صرف نظر ميکنم
.ـ نه، نه، بايد بري

45:41.781 --> 45:44.811
.دير بيا. بعد از 11 عاليه

45:44.835 --> 45:49.999
.ـ من توي خونه منتظر ميمونم. بايد خيلي آروم باشيم، البته
.ـ بي سر و صدا خواهيم بود

45:50.529 --> 45:54.621
...از اولين لحظه، برات ميگم

45:54.644 --> 45:56.519
!ميدونم

46:01.079 --> 46:04.918
ـ تو چه وقت...؟
.ـ بخت من تيره و تاره

46:04.919 --> 46:09.279
اصلاً خوب نيست که بر اساس سلوک و منش غيرمتداول زندگي کني

46:10.501 --> 46:13.758
.مردم به عنوان يه احمق ازت ياد ميکنن

46:13.759 --> 46:15.958
.تازه دارم منظورشون رو متوجه ميشم

46:15.959 --> 46:18.239
.اما ما توي گيره نجاري گير افتاده بوديم

46:19.502 --> 46:22.758
.مثل اين بود که به سمت هم هل داده ميشيم

46:22.759 --> 46:26.639
.از همون اولين لحظه، دقيقه به دقيقه منتظر موندم

46:28.160 --> 46:30.719
!اوه، عزيزم

46:35.999 --> 46:39.519
.اتفاق بزرگيه، عنوان شواليه

46:41.439 --> 46:43.838
به خاطر باشگاه قصد اعتراض نداري؟

46:43.839 --> 46:46.079
.نه. کناره گيري کردم

46:47.587 --> 46:50.638
...کميته ي اعضا
...خود دوک، در واقع

46:50.639 --> 46:51.799
،راستش همسرتون

46:52.976 --> 46:56.159
.در هر حال، کناره گيري شما پذيرفته نشد

47:03.015 --> 47:09.958
.ـ متوجه شدم بايد ازت تشکر کنم
،ـ اوه، براونلي التماس ميکرد... التماس ميکنه
.که افتخار داشته باشه بانکداري حساب تو رو ادامه بده

47:09.959 --> 47:12.039
.پس به خاطر اون هم ممنون

47:13.524 --> 47:16.519
ـ داري مهموني رو ترک ميکني؟
.ـ بله

47:17.669 --> 47:20.319
.قرار دارم

47:23.270 --> 47:25.266
...عزيزم، ميشه لطفا

47:25.289 --> 47:26.718
!يک لحظه منو ببخشيد

47:28.959 --> 47:32.198
...ـ اه، مکمستر، بالاخره
!ـ معذرت ميخوام، معذرت ميخوام

47:32.199 --> 47:34.038
!لطفا منو ببخشيد

47:34.039 --> 47:39.878
!کريسي

47:39.879 --> 47:42.039
.صبر کن

47:43.239 --> 47:45.478
!نگو که داري ميري

47:45.479 --> 47:47.481
...من

47:47.505 --> 47:49.598
.ميخواستم بهت توضيح بدم

47:49.599 --> 47:55.014
...ـ اين... شواليه شدن نکبت بار
.ـ اشکالي نداره، رفيق

47:55.037 --> 47:59.194
...به اندازه کافي با هم رفيق بوديم که چيز کوچيکي مثل اين نتونه

47:59.217 --> 48:03.118
...من خيلي خيلي
.خوشحالم برات

48:03.119 --> 48:04.399
.صادقانه

48:06.744 --> 48:09.691
و والنتاين؟

48:09.715 --> 48:12.959
.مشکلي نيست
.اون در مهموني ديگه ايه

48:14.359 --> 48:17.158
.منم بهش ملحق ميشم

48:17.159 --> 48:18.159
،بهش بگو

48:19.759 --> 48:21.679
،تو ممکنه کشته بشي

48:24.959 --> 48:28.599
،التماس ميکنم که باور کني
،من هرگز

48:29.253 --> 48:33.519
.ـ هرگز به حال خودش رهاش نميکنم
.ـ البته

48:37.879 --> 48:39.079
.خوبه

48:40.879 --> 48:41.999
.خوبه

50:07.210 --> 50:11.638
!ـ ولنتاين
.ـ اِدوارد

50:14.919 --> 50:18.078
.با دوستانم آشنا شو

50:18.079 --> 50:19.238
!ـ سلام
.ـ سلام

50:31.639 --> 50:32.879
...قطارها

50:45.039 --> 50:47.239
.اه

50:50.479 --> 50:53.519
.باعث ميشه آدم به بعضي چيزها اعتقاد پيدا کنه

50:54.999 --> 50:57.519
.من خيلي متأسفم، دوشيزه وانوپ

51:11.378 --> 51:16.679
،تصور ميکنم ما هم جزو کسايي هستيم که
...مقدّر نيست

51:20.936 --> 51:23.839
...اما وقتي که برگردي

51:32.137 --> 51:34.721
اون شبي که با کالسکه از مِه گذشتيم
،پنج سال پيش

51:34.744 --> 51:38.105
.گفتي هيچ وقت تو رو به گروبي نخواهم برد

51:38.129 --> 51:40.359
.و هيچ وقت هم نخواهم تونست

51:40.383 --> 51:43.478
.ديگه نميتونم توي گروبي باهات زندگي کنم

51:43.479 --> 51:46.730
،يک زن شلخته پيشخدمت مآب که به کشيش توهين ميکنه

51:46.753 --> 51:49.959
،بودنش در اونجا قابل تصور هست
،اما نه

51:50.910 --> 51:52.559
!نه تو

51:53.587 --> 51:55.278
!من آماده خواهم بود

51:55.279 --> 51:58.039
.براي هر چيزي که ازم بخواي آماده خواهم بود

52:03.879 --> 52:05.239
!اوه، عزيزم

52:06.949 --> 52:09.599
.برگرد

52:16.719 --> 52:18.239
.مهمانسراي کبود

52:24.914 --> 52:27.319
!راه بيفت

53:14.112 --> 53:16.919
...اوه، نگو که انجامش ندادي

53:19.707 --> 53:21.639
انجامش ندادي، مگه نه؟

53:23.993 --> 53:26.239
.بذار الان جر و بحث نکنيم

53:29.770 --> 53:31.719
.يه چيزي هست که در موردش تصميم گيري کردم

53:31.742 --> 53:35.999
!جرأت نداري که بگي اين کارت بخاطر من بوده

53:38.393 --> 53:42.519
!اوه، اون آماده بود که مثل يه حبه انگور بيفته توي دهنت

53:45.895 --> 53:49.288
چطور تونستي اينقدر رقت انگيز باشي؟

53:49.312 --> 53:53.679
.ـ بايد وسايلم رو براي فرانسه جمع کنم
!ـ اوه، بهتره همين کار رو بکني

53:57.765 --> 54:03.159
نتونستي خودت رو متقاعد کني که
اون دخترک خدمتکار رو اغوا کني؟

54:08.356 --> 54:11.239
.در اين صورت شايد شانسي برامون وجود ميداشت

54:18.184 --> 54:20.519
.تصميمي که گرفتم راجع به مايکل بود

54:27.730 --> 54:29.919
،برم greenwood اگه در نهايت مجبور باشم به
جنگل سبز، ناحيه اي در غرب يورکشاير :greenwood

54:32.215 --> 54:33.878
جدي ميگي؟

54:33.879 --> 54:36.347
من ميتونم مايکل رو به عنوان يه کاتوليک بزرگ کنم؟

54:36.371 --> 54:40.539
،يه کاتوليک سنتي، لطفا به اون هم ياد بده
.که از اين عبارت استفاده کنه

54:40.563 --> 54:45.360
اما به طور حتم، من مردي نيستم که
.مسئوليت ارباب آينده گروبي رو عهده دار باشم

54:45.383 --> 54:48.542
.ـ من ديگه يک مرد صاحب اعتبار نيستم
ـ از کِي...؟

54:48.565 --> 54:51.159
.از وقتي که چک هام برگشت خورد

54:51.888 --> 54:55.518
!ـ نه! اما همش بخاطر اون بي فکر بود
.ـ اما من اجازه دادم اين اتفاق بيفته

54:55.519 --> 54:58.358
،پدرم هم فکر ميکرد بخاطر اون آشغال بوده
.اما من گذاشتم اتفاق بيفته

54:58.359 --> 54:59.958
مردي که نميتونه بهتر از اين عمل کنه

54:59.959 --> 55:02.039
.بهتره اجازه بده مادر بچه رو بزرگ کنه

55:03.250 --> 55:08.319
من اون بيچاره کوچولو رو از همون لحظه اولي
.که ديدمش با تمام روحم دوست داشتم

55:09.602 --> 55:11.919
.شايد اون راز همين باشه

55:12.479 --> 55:15.661
.من خدا رو شاکرم که دلت رو نرم کرده

55:15.684 --> 55:17.879
...تو بايد پدر

55:22.839 --> 55:24.279
...پدر

55:29.281 --> 55:31.618
!قلبم رو نه، عقلم رو
(اشاره به حرف قبلي سيلويا)

55:31.630 --> 55:33.879
.ـ پدر کانسِت
!ـ کانسِت

55:37.301 --> 55:40.118
.کشيش زيرکيه

55:40.119 --> 55:42.409
.معقول و نامعقول رو از او خواهد آموخت

55:42.432 --> 55:44.518
.پدر کانست به دار آويخته شد

55:44.519 --> 55:49.198
،اونا جرأت نکردن توي روزنامه ها چاپ کنن
،چون يه کشيش بود

55:49.199 --> 55:51.599
.و همه ي شاهدها تندرو هاي ايرلندي بودن

55:53.176 --> 55:56.918
و هنوز نبايد بگيم

55:56.919 --> 56:00.039
...اين يک جنگ نفرين شدست

56:02.616 --> 56:04.919
.از طرف من ميتوني بگي

56:06.238 --> 56:23.438
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

56:45.027 --> 56:46.106
به هيچ وجه

56:46.107 --> 56:49.266
.نبايد اجازه بديد خانم تيجنز از 50 مايل به "رُوان" نزديک تر بشه
(شهري در شمال فرانسه :Rouen)

56:49.267 --> 56:51.586
!کاملاً بي فايده اي

56:51.587 --> 56:57.226
نميتونم اجازه بدم مردانم تحت امر افسري باشند
!که زندگي شخصيش تا اين اندازه غير منطقي و خجالت آوره

56:57.227 --> 57:00.106
من يه زنم، که دارم با نااميدي
.براي بازگشت شوهرم تلاش ميکنم

57:00.107 --> 57:03.226
،اما نميتونيد يه صلح طلب باشيد اگه معشوقتون در جنگ به سر ميبره

57:03.227 --> 57:05.946
ـ ميتونيد، دوشيزه؟
.ـ بيشتر از هر زمان ديگه اي، البته

57:05.947 --> 57:09.146
آيا شما معشوقي در جنگ داريد، بانو؟

57:09.147 --> 57:13.347
.من پنج ساله که هيچ مردي نداشتم، کريستوفر