﻿WEBVTT

00:01.400 --> 00:06.226
،ميتونم بفرستمت خونه، با رسوايي
يا اينکه برت گردونم به گُردان خودت؛ کارت اينجا تمام شده ـست

00:06.261 --> 00:07.800
ديوونه شدي؟

00:07.800 --> 00:10.238
اگه خودت رو کنترل نکني، اوضاعت خيلي بدتر از
اوني ميشه که بتوني تصور کني

00:10.538 --> 00:13.630
،گروبي در اختيار تو خواهد بود
اگه تصميم داشته باشي که با مايکل اونجا زندگي کني

00:13.730 --> 00:16.373
شما هم معشوقي در جبهه داريد، خانم؟

00:16.860 --> 00:19.556
من فقط يه زنم، که با نا اُميدي تلاش ميکنه
شوهرش رو برگردونه

00:20.040 --> 00:22.480
،اگه کريستوفر فقط يه قدم براي من بر ميداشت

00:22.580 --> 00:25.381
من با تموم وجود هر جاي دنيا دنبالش ميرفتم

00:26.140 --> 00:28.991
!من به اون زن به چشم يک قديس نگاه ميکردم

00:29.460 --> 00:32.280
چکار ميتوني بکني وقتي زنت بهت خيانت ميکنه، قربان؟

00:32.380 --> 00:34.560
!طلاق بده اون فاحشه رو

00:34.660 --> 00:37.095
!يا مثل يک مرد باهاش زندگي کن

00:39.238 --> 00:40.990
اوه، عزيزم

00:42.590 --> 00:44.556
...برگرد

00:47.000 --> 00:59.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:17.810 --> 01:21.680
پس؛ کاپيتان تيجنز رو داريم
کسي که اداره جنگ قبلا قصد داشته او رو به عنوانِ

01:21.780 --> 01:24.360
مسئول نگهداري از اسب هاي گُردانِ
،نوزدهم ارتش به کار بگيره

01:24.460 --> 01:28.870
و حالا داره به خط مقدم فرستاده ميشه تا به عنوان
منصوب بشه ،Glamorganshires ،جانشين فرمانده گردان ششم

01:28.970 --> 01:32.560
،همچنين کاپيتان مَکِکني رو داريم
کسي که از تيجنز متنفره

01:32.660 --> 01:36.870
چون تصور ميکنه سِمَتِ جانشين فرمانده گردان ششم
،کاملا حق خودش هست

01:36.970 --> 01:40.480
به جاي اينکه به عنوان مسئول مراقبت از
،اسب هاي گُردانِ نوزدهم ارتش گماشته بشه

01:40.580 --> 01:43.560
که بدرستي، اين اتفاق رو تحقير خودش قلمداد ميکنه

01:43.660 --> 01:46.360
،و سرانجام سرهنگ پراون رو داريم

01:46.460 --> 01:49.720
که اخيراً باخبر شديم در تلاش بوده
،تا وارد اتاق خواب خانم تيجنز بشه

01:49.820 --> 01:51.360
،بنا به اظهاراتش با دعوتِ خانم

01:51.460 --> 01:54.160
و در حال حاضر به عنوان مجازات، داره به گُردانش
در خط مقدم] ملحق ميشه]

01:54.260 --> 01:59.160
و تمام چيزي که من ميتونم بگم اينه که
فقط يه نابغه ميتونه چنين دستور جا بجايي

01:59.260 --> 02:04.032
براي فرستادن اين سه افسر به جلوتر از
خط حمل و نقل عمومي صادر کنه

02:09.860 --> 02:12.146
نبايد وقتي قطار متوقف ميشه
ازش خارج بشيم؟

02:12.446 --> 02:16.240
ـ چرا؟
ـ ژرمن ها قطارها رو نشونه ميگيرن

02:16.340 --> 02:18.360
اون ها هيچ وقت چيزي رو که نشونه ميگيرن، نميزنن

02:18.460 --> 02:21.000
نزديک قهوه خونه Poperinghe به اون دو تا خواهر خوشگل توي
فکر کن
"از شهر هاي بسيار قديمي بلژيک در ناحيه ي "فِلَندِرز :Poperinghe
اين شهر پايگاه اصلي نيرو هاي بريتانيا در جبهه ي جنوبي بود

02:21.100 --> 02:23.800
ـ چي به سرشون اومد؟
ـ متلاشي شدند

02:23.900 --> 02:26.450
ژرمن ها نتونستند يه قهوه خونه رو هدف قرار بدن

02:28.290 --> 02:30.240
لطفا توجه کن که مهر و موم دست نخورده ـست

02:30.340 --> 02:35.070
بعد از حملات، من نامه ـت رو
در کمتر از سه دقيقه به لاتين ترجمه ميکنم

02:35.170 --> 02:37.680
تصور ميکنم قبول داري که من نامه ـت رو نخوندم؟

02:37.780 --> 02:40.680
احتمالا تصور نميکني که بازش کردم و يکي از روش نوشتم؟

02:40.780 --> 02:42.640
...آره؛  نه
!برام مهم نيست

02:42.740 --> 02:46.080
تو ميتوني شاهد باشي. غزل شش وندي لاتين
در کمتر از سه دقيقه

02:46.180 --> 02:49.360
!ميخوام يادش بدم غزلِ خوب يعني چي

02:49.460 --> 02:51.760
براي گرفتن ترفيع
زنش رو در اختيار ژنرال ها ميذاره

02:51.860 --> 02:53.960
...حرفت رو پس بگير کثافت

02:54.060 --> 02:56.842
داري درباره ي بانويي صحبت ميکني
... که حتي لياقتِ

02:58.408 --> 03:01.160
نه اينکه دفاع از ايشون به من مربوط باشه

03:01.260 --> 03:03.300
اين يعني چي؟

03:03.500 --> 03:05.480
ـ اين چي بود؟
،ـ مَکِکني، خودت رو کنترل کن

03:05.580 --> 03:07.560
در غير اينصورت، در اولين فرصت
به افسر پزشک در مورد وضعيتت گزارش ميدم

03:07.660 --> 03:11.520
ـ ...و به زودي خودت رو تحت مراقبت پزشک ها ميبيني
ـ ميخواي به "ترِنس" گزارش بدي؟

03:11.620 --> 03:15.160
ترِنس" رفيق خودمه"
همه ي ما تو اين گُردان با هم رفيقيم

03:15.260 --> 03:17.680
،بهترين گُردان کل جبهه
...ما اينطوري بوديم

03:17.780 --> 03:22.120
حالا تبعيد شدم تا مسئول نگهداري
و فرستادن اسب ها باشم

03:22.220 --> 03:25.960
در حالي که سرهنگ "بيل" بزرگِ بدبخت
تو رو به عنوان جانشين کنار خودش داره

03:26.060 --> 03:28.050
بيلِ کهنه کارِ بيچاره

03:29.010 --> 03:32.360
تو يه سرباز واقعي نيستي
خودت رو يه سرباز پياده نظام ميدوني؟

03:32.460 --> 03:34.600
تو يه بالشي

03:34.700 --> 03:36.240
يه بالش بزرگ و شُل و وِل

03:38.860 --> 03:40.520
گُردان بخت برگشته

03:40.620 --> 03:42.160
...رزمنده هاي نفرين شده ي بدبخت

03:42.260 --> 03:44.760
!اوه، خدايا
قراره بميريم؟

03:44.860 --> 03:47.520
،بيلي" بينوا"
...که براي اين گردان عرق ريخت

03:47.620 --> 03:51.080
فکر ميکني چه حسي داشته باشه، تيجنز؟
،وقتي که براي يه لحظه متوقف ميشي

03:51.180 --> 03:55.560
!وقتي ميفهمي که خودشه... مرگ

03:55.660 --> 03:58.560
،اعضاي بدنت کرخت ميشه

03:58.660 --> 04:01.360
،هيچ دردي احساس نميکني

04:01.460 --> 04:03.690
...بدون هيچ ادراکي

04:05.490 --> 04:07.760
ممنونم تيجنز

04:07.860 --> 04:09.560
ازت ممنونم

04:09.660 --> 04:13.920
!حالا تو رو داره. "بيل" بيچاره

04:16.060 --> 04:18.770
اوه، خدا رو شکر
راه افتاديم

04:42.050 --> 04:44.750
بوي کباب خوک حس ميکنم

04:46.210 --> 04:48.530
و ياس هاي وحشي؟

04:50.130 --> 04:52.450
تولدت مبارک، عزيزم

05:02.250 --> 05:06.120
ـ اين ياس هاي وحشي رو از کجا پيدا کردي؟
...ـ اوه، خودم اون ها رو نچيدم

05:06.220 --> 05:09.686
!خب... از فروشگاه "شپرد" چيدمشون

05:10.660 --> 05:13.960
براي کارت تبريک ازت ممنونم

05:15.210 --> 05:19.668
و يه تلگراف هم برات رسيده

05:24.850 --> 05:27.608
يه نفر تولدت رو به ياد داشته

05:30.810 --> 05:34.440
ـ به لاتين نوشته شده
ـ بايد از طرف کريستوفر باشه

05:39.450 --> 05:41.450
اُکتُبر

05:43.570 --> 05:45.920
از طرف "اِدوارد" ـه

05:46.020 --> 05:49.000
"مهر اداره پُست "گلاسکو

05:49.100 --> 05:52.360
...بايد تو ساحل مستقر شده باشن، اين

05:52.460 --> 05:55.530
اين به هر حال خبر خوبيه

05:56.490 --> 05:59.160
...تولدت مبارک، رفيق

05:59.260 --> 06:02.440
...باشد که اُکتبروار زندگي کنيم

06:02.540 --> 06:05.360
!زنده باد انقلاب اُکتبر
مترجم: منظور انقلاب روسيه يا همان انقلاب اکتبر است
که به رهبري "بولشِويک" ها در 1917 به صورت تظاهرات اعتراض آميز آغاز شد
در ادامه به جنگ هاي داخلي مبدل شد و در 1922 با پيروزي بولشِويک ها بر
تزار روسيه به بار نشست

06:05.460 --> 06:09.378
گمون ميکنم حالا که بولشِويک ها با ژرمن ها
صلح کردند مسيرش رو عوض کرده

06:10.370 --> 06:13.640
ـ حالا ديگه پسرم يه بولشِويک شده؟
ـ اين وضع کافيه تا هر کسي رو به يه بولشِويک تبديل کنند

06:13.740 --> 06:16.964
با فرستادن مردها و پسرها به جبهه
تا با کشتن همديگه ميليون ها کشته بجا بذارن

06:19.010 --> 06:22.160
من اين تولد رو نميخوام اگه قراره جسدش
...يه گوشه اي افتاده باشه

06:22.260 --> 06:23.880
اون که نمرده

06:23.980 --> 06:26.960
توي گلاسکو ـه

06:27.060 --> 06:28.621
منظورِ من ـ ـ ـ

06:41.010 --> 06:43.960
،مطمئناً تو عاشق کريستوفر تيجنز نيستي

06:44.060 --> 06:47.080
نبايد باشي؛ اون مرد متأهله

06:47.180 --> 06:51.250
،اما وقتي که برگرده خونه
قراره من رو معشوقه ي خودش بکنه

06:53.210 --> 06:56.661
يا شايد هم نکنه..
...ـ اما تو نبايد

06:57.260 --> 06:59.480
،و او هم نبايد

06:59.580 --> 07:02.560
هميشه فکر ميکردي که او هيچ وقت اشتباه نميکنه

07:02.660 --> 07:07.160
،به اصولش وفادار ميمونه
زنش رو طلاق نميده

07:07.260 --> 07:09.440
...برام مهم نيست، من

07:09.540 --> 07:14.850
هميشه فکر ميکردم عشق فقط
...توي ادبيات و قصه هاست

07:15.810 --> 07:20.160
اما تک تک کلماتي که من و کريستوفر تيجنز
،تا به حال به هم گفتيم

07:20.260 --> 07:23.530
تمجيد و بزرگداشت عشق بوده

07:52.770 --> 07:55.480
کاپيتان تيجنز هستم
!در خدمتم

07:55.580 --> 07:58.000
ناتينگ" هستم"
من کمک دستش ـم

07:58.100 --> 08:00.040
فرمانده داره سنگر ها رو بازرسي ميکنه

08:00.140 --> 08:01.880
!اُبري

08:02.780 --> 08:05.480
نفرات گُردان به يک سوم کاهش پيدا کرده

08:05.580 --> 08:09.560
آخرين باري که شمارش شده 328 نفر بوده
تقريبا 75 نفر در هر سنگر

08:09.660 --> 08:12.970
هيچ کاري نميشه انجام داد به جز اينکه
منتظر حملات ژرمن ها بمونيم

08:14.690 --> 08:18.160
قبل از صبحانه و بعد از ناهار چندتا
توپ و نارنجک روي سرمون ميريزن

08:18.260 --> 08:22.110
و هميشه احتمال اين ميره که به طور تصادفي به
يکي از سنگرها حمله کنند، بخاطر تفريح و سرگرمي

08:22.210 --> 08:26.757
بنا براين هميشه بايد با چشم هاي کاملا باز مراقب باشيم
وقتي اوضاع آروم بشه گروهبان ارشد اطراف رو بهتون نشون ميده

08:36.810 --> 08:39.290
!زود باشيد، بکنيد
...سريعتر

08:41.050 --> 08:44.650
ـ "بِنِت" هستم، قربان
ـ ادامه بده، ادامه بده

08:48.010 --> 08:49.610
...همين جا

08:53.770 --> 08:57.490
سرهنگ ويليامز، قربان
فرمانده گُردان

09:01.250 --> 09:03.760
اما چکار داره ميکنه؟

09:03.860 --> 09:07.762
...ـ مگه اين منطقه ي
ـ جبهه ي اصلي، قربان! بعدش هم سنگر ژرمن هاست

09:22.570 --> 09:25.240
کدوم جهنمي رفت؟

09:25.340 --> 09:27.146
نميتونم پيداش کنم، قربان

09:50.970 --> 09:53.400
احتياط کنيد قربان، به خاطر تک تيراندازها

09:53.500 --> 09:56.290
اگه وجود داشتند، فرمانده رو ميزدند

10:00.930 --> 10:02.880
کاپيتان تيجنز هستم، قربان

10:02.980 --> 10:05.520
ـ هيچ کس خونه نيست، گروهبان ارشد
ـ قربان

10:21.810 --> 10:24.250
...دخترا، آهسته تر

10:26.010 --> 10:28.960
<i>مسأله ي خانم جي استثنا نيست</i>

10:29.060 --> 10:33.070
<i>،شوهرش به تحريک او از طريق نوازش
،و برقراري رابطه جنسي مکرر با او عادت کرده بود</i>

10:33.170 --> 10:39.882
<i>اما هيچ گاه در برانگيختن احساسات ضروري و مقدماتيِ
،او در حين نزديکي، با مشکلي مواجه نشده بود</i>

10:41.380 --> 10:43.240
<i>،بنا به خواست توأم با شرمِ او</i>

10:43.340 --> 10:49.012
<i>...شوهر خانمِ جي با دستپاچگي سينه ي او را بوسيد</i>

10:53.490 --> 10:56.089
!بيايد بيرون
مگه صداي زنگ رو نشنيديد؟

11:00.130 --> 11:02.570
!...زود باشيد، دخترا

11:25.300 --> 11:28.999
عشق پس از ازدواج
نگارشي جديد بر راهکارهاي معضلات سکس
کتابي براي زوج ها

11:35.500 --> 11:37.500
فصل دوم
لذتِ سرکوب شده

11:37.610 --> 11:41.200
،بايد به مدير گزارش بدي
.هيچ اگر و امّايي در اين باره وجود نداره

11:41.300 --> 11:45.360
ـ واقعا تا اين حد بده؟
...ـ بله، البته. اين شرم آوره که

11:45.460 --> 11:48.920
...ذهنِ زنان جوان رو در معرضِ چنين

11:49.020 --> 11:52.240
ـ شما چقدر از کتاب رو خونديد؟
.ـ ميشه گفت خيلي ـش رو

11:52.340 --> 11:56.280
!ـ کمي بيشتر برامون بخون، خانم فرگوسن
...ـ يکي براي خودت بخر

11:56.380 --> 11:59.539
خيلي نادرست ـه اگر که دوشيزه وانوپ به مدير بگه

11:59.639 --> 12:02.760
که او فقط کتاب رو پيدا کرده؟
...توي اتاق يا همچين چيزي

12:02.860 --> 12:06.920
.ـ من تصميمم رو گرفتم. قصد دارم برش گردونم سر جاش
ـ چنين کاري نميکني

12:07.020 --> 12:09.520
!ـ چرا نه؟
اين يه کتاب مفيده، ياوه نيست

12:09.620 --> 12:12.240
اما مناسب بچه ها نيست

12:12.340 --> 12:16.320
،وقتي من همسن دخترهاي سال بالاييمون بودم
يه معترض آزاديخواه بودم

12:16.420 --> 12:20.270
فکر ميکردم بدست آوردن حق رأي براي زن ها
تنها چيزي ـه که ميتونه من رو خوشحال کنه

12:20.370 --> 12:23.000
،و حالا ما حق رأي رو بدست آورديم

12:23.100 --> 12:25.320
،البته مقداريش رو، فقط بعضي هامون

12:25.420 --> 12:27.960
،و اتفاقاً خيلي هم به موقع

12:28.060 --> 12:31.697
اما هيچ ارتباطي با خوشحالي نداشت
تا اين حدش رو مطمئنم

12:32.980 --> 12:35.480
اين کتاب براي زن هاي ازدواج کرده ـست

12:35.580 --> 12:37.960
ـ نه، اينطور نيست
ـ بله، البته که هست

12:37.999 --> 12:40.960
اين کتاب درباره ي عشق ورزي در دوران ازدواج ـه

12:41.060 --> 12:42.800
دخترها قصد دارن (که در نهايت) ازدواج کنن

12:42.900 --> 12:46.640
و بعضي هاشون به زودي ازدواج خواهند کرد
پس اين کتاب براي اون ها هم هست

12:46.740 --> 12:51.390
و با توجه به گفته هاي دکتر استوپز، اکثر اون ها
،به دليل بي اطلاعي محض از اين موضوع

12:51.490 --> 12:54.200
يا بي اطلاعي شوهر هاشون، ناخرسند خواهند بود

12:54.300 --> 12:57.020
ـ ما ميخوايم اون ها خوشحال باشن، مگه نه؟
ـ همينطوره

12:58.420 --> 13:01.879
!برش گردون سر جاش
خودم به خاطرش به مدير جواب پس ميدم

13:02.060 --> 13:04.384
...اگه شماها صداش رو در نياريد

13:05.730 --> 13:07.520
آفرين به تو، دوشيزه وانوپ

13:08.140 --> 13:10.330
!همين الان وقتشه که بري

13:22.730 --> 13:25.120
<i>نذاريد از سيم خاردارها رد بشن</i>

13:25.220 --> 13:27.130
<i>...به پوششتون نياز داريم، اين طرف</i>

13:33.530 --> 13:35.360
!اُبري

13:35.460 --> 13:38.370
!بشين زمين
...به خاطر خدا

14:12.450 --> 14:15.766
اول سرباز آلماني رو ببر، هنوز زنده ـست

14:17.460 --> 14:19.890
سرباز خودمون مُرده

14:25.610 --> 14:29.600
تصميمتون عالي بود، قربان
!تصميمتون عالي بود

15:02.370 --> 15:05.560
"تو هم فکر ميکني "روپرت بروک
خوش سيما ترين مردِ انگلستان بوده؟
 شاعر پرآوازه انگليسي که :Rupert Chawner Brooke (1887-1915)
براي سروده هايش درباره جنگ شهرت داشت، مشهور ترين غزل او
سرباز" نام دارد، همچنين به خاطر سيماي جذابش هم از او ياد شده"

15:05.660 --> 15:09.360
اون صدا رو شنيدي؟

15:09.460 --> 15:11.600
!ـ مين گذار ها
ـ من که نشنيدم

15:11.700 --> 15:15.370
!به نظر من راننده ي "پامِلا چِيني" خوش چهره ترين بوده

15:38.930 --> 15:42.680
خدايا مادرم، پدرم و مادربزرگم رو حفظ کن
و همينطور مادربزرگ و پدربزرگم رو که در آسمون هستن

15:42.780 --> 15:46.560
،و عمه اِفي و عمو آرتور رو
...و مارچي و بقيه رو

15:46.660 --> 15:48.760
و خدايا من رو هم حفظ کن

15:48.860 --> 15:50.730
...بپر اون تو

15:53.690 --> 15:57.850
و بيرون هم نيا

15:58.810 --> 16:01.640
مامان مياد بالا تا ببيندت

16:01.740 --> 16:03.560
ميگه بياريدش پايين

16:03.660 --> 16:06.080
ـ کي ميگه؟
ـ مامانِ گربه

16:06.180 --> 16:07.760
لباس خوابت

16:07.860 --> 16:11.910
تو هم چيزي به درخت آويزون کردي، ايوي؟
تا جن هاي درختي رو از خودت بروني؟

16:12.010 --> 16:14.080
جن هاي درختي سراغ من نميان

16:14.180 --> 16:17.760
،بمب هايي که رو سرمون ميريزن رو بگو
اين روزها فقط بمب هاست که واقعي ـه

16:17.860 --> 16:19.960
دويست سال رو دوام آورده

16:20.060 --> 16:23.720
تا موقعي که مايکل اربابِ گروبي
بشه هم دوام مياره

16:23.820 --> 16:27.520
ـ او کسي ـه که ميتونه تصميم بگيره قطعش کنه يا نه
...ـ نکته ـش رو متوجه نشدي، دقيقاً

16:27.620 --> 16:31.360
،ميخوام درخت قطع بشه
قبل از اينکه مايکل در اين مورد تصميم گيرنده باشه

16:31.460 --> 16:35.360
،او يک تيجنز بار مياد
ميراث پرست و احساساتي

16:35.460 --> 16:39.280
،اين جاهليت ـه
آويزون کردن خرت و پرت هاشون به يه درخت مثل وحشي ها

16:39.380 --> 16:43.510
،مباشر زمين ها حتماً به مارک خبر ميده
اگه دستور بدي درختِ سرو رو قطع کنن

16:43.610 --> 16:47.120
،بذار خبر بده
برادرش مارک سهمي از گروبي نداره

16:47.220 --> 16:51.910
او زندگيِ يک سياستمدارِ ساکنِ لندن رو همراه يک
بازيگر تئاتر در جاده ي "مهمانسراي کبود" انتخاب کرده

16:52.010 --> 16:54.320
،و کريستوفر هم تا اونجا که من ميدونم

16:54.420 --> 16:57.280
،قصد داره بعد از جنگ در معصيت زندگي کنه
...همراه اون معشوقه ي ناچيزِ دبيرِ ورزشش

16:57.380 --> 17:02.654
همينطور هم خواهد شد، تو ميخواي کريستوفر رو عذاب بدي
مردِ بيچاره بينِ تو و ژرمن ها گرفتار شده

17:02.754 --> 17:05.120
!هر کي بشنوه فکر ميکنه مادر اوني نه من

17:05.220 --> 17:07.120
،من خيلي عاجزانه تر براي تو دعا ميکنم

17:07.220 --> 17:09.600
همون طور که بهمون ياد دادن
براي همه ي خطاکارها دعا کنيم

17:09.700 --> 17:14.168
اينم پاداش من ـه
براي پاکدامني ـم در طول اين چند سال

17:14.420 --> 17:18.320
!منظورت بعد از فرار کردنت هست ديگه؟

17:18.420 --> 17:20.880
پاتي پراون لياقت من رو داشت

17:20.980 --> 17:25.050
،من راه خير و محبت به ديگران رو در پيش گرفتم
...همون کاري که مسيح انجام ميداد

17:26.010 --> 17:29.480
ميگن با يه لبخند روي صورتش مُرده

17:29.580 --> 17:32.290
!منظورم پاتي ـه

17:34.530 --> 17:36.920
پس من فعلا قطع درخت گروبي
رو براي مدتي رها ميکنم

17:37.020 --> 17:42.520
اما اگه شوهرم تصور ميکنه که ميتونه به خاطر اون قهرمانِ بانوانِ
صورت کک مکي که طبقه ي اجتماعيش در حد فراورده ي روده ي
...گاو ـه، من رو کنار بذاره

17:42.620 --> 17:45.017
!اون تنها مردي ـه که احتمالا چنين تصوري نميکنه

17:45.117 --> 17:46.750
و به خاطرش به بهشت خواهد رفت

17:46.850 --> 17:53.946
تـو اين حرف رو ميزني چون خدا رو بصـورت يه زمين دار انگليسي
در مقياس عظيم تجسم ميکني که هيچ وقت اتاق مطالعه ـش رو
رها نميکنه، به همين دليل ناپيداست

17:54.420 --> 17:56.960
به هـرحال اگه کريستوفر موقـعي که
،جنگ تمام ميشه توي بهشت نباشه

17:57.060 --> 18:01.310
،حـق نداره در مهمانسراي کبود ساکن بشه
نه با وجودِ اون دخترک روي اسباب و اثاثيه من، من اونجا رو تخليه ميکنم

18:01.410 --> 18:04.929
ـ باز چي شده؟! گفتم که خودم ميام بالا
ـ متأسفم خانم

18:05.860 --> 18:07.330
بيا

18:20.330 --> 18:21.840
،محضِ خاطرِ روح و روان خودت

18:21.940 --> 18:25.080
براي يکي دو هفته استراحت به سفر ميري؟

18:25.180 --> 18:27.970
لازمه که روي خواسته هات از خدا تمرکز کني

18:31.610 --> 18:34.250
...فکر کردم شايد

18:35.210 --> 18:37.250
!هندوستان

18:38.250 --> 18:40.450
!هندوستان؟

18:51.810 --> 18:54.720
هستن، قربان B فرمانده در سنگر

19:00.730 --> 19:03.080
قربان

19:03.180 --> 19:04.530
قربان

19:06.850 --> 19:10.960
ازتون خواهش ميکنم، قربان

19:18.130 --> 19:20.280
من سرهنگ بيل رو پيش افسر پزشک ميبرم

19:20.380 --> 19:22.800
به محض شروع اولين حملات هوايي ژرمن ها به من گزارش بده

19:22.900 --> 19:27.360
،فقط دو ديده بان در هر سنگر
!بقيه ي نفرات همه پناه بگيرن

19:27.460 --> 19:31.280
ـ من موقتاً فرماندهي رو به عهده ميگيرم
ـ قربان

19:31.380 --> 19:33.280
!ـ بيـل

19:33.380 --> 19:36.960
ـ و بابي چطور؟
ـ او بدون سر و صدا خارج از کشور ازدواج کرد

19:37.060 --> 19:40.000
اوه، پس بايد بهش تبريک بگم

19:40.100 --> 19:43.000
ـ کِي؟
ـ ماه سپتامبر

19:43.100 --> 19:45.040
!ولي چقدر خوش به حال بابي شد

19:45.140 --> 19:48.560
تنها کسي که در اين ماجرا خوش درخشيد "جاني پِلام" بود
که اجازه داد بابي ازش جدا بشه

19:48.660 --> 19:51.786
اميدوارم بدونيد بانو گلوروينا، بابي از من خواست
،که جاني رو بيرون خونه مشغول نگه دارم

19:51.886 --> 19:53.310
وقتي که او [جاني] به شدت درمانده شده بود

19:53.410 --> 19:55.960
و اونچه که بعداً رخ داده به اين خاطر بوده

19:56.060 --> 19:58.320
تصور ميکنم اين رو به کريستوفر هم گفته باشي

19:58.420 --> 20:00.640
،براي ديدن کريستوفر به فرانسه رفتم
.دو ماه پيش

20:00.740 --> 20:03.520
،به طرز وحشتناکي داشتند ازش کار ميکشيدند

20:03.620 --> 20:08.000
اون هم توي اردوگاه عظيمي که توسط
ژنرال کمپيون فرماندهي ميشد

20:08.100 --> 20:10.840
اگه به اينجا اومدي تا از من بخواي
،براي کريستوفر کاري انجام بدم

20:10.940 --> 20:14.630
بايد بهت بگم که برترام در کابينه ي جنگ به شدت تحت فشار ـه

20:14.730 --> 20:17.560
نه، موضوع ژنرال ـه

20:17.660 --> 20:22.160
مثل اسب جنگي اي ميمونه که
توي حفاظش حبس شده باشه

20:22.260 --> 20:24.720
درست نيست اجازه بدن به اين
شکل حرفه ـش خاتمه پيدا کنه

20:24.820 --> 20:27.840
او ميتونه و احتمالا از پسش بر مياد

20:27.940 --> 20:31.160
به وقتش باهاش حرف ميزنم

20:31.260 --> 20:34.840
سيلويا! منو ببخش
نه، لطفاً اگه ممکنه بمون، برترام

20:34.940 --> 20:39.040
!توي منطقه ي مين گذاري بمون
...يه چيزي بين دندون هاي سيلويا گير کرده

20:39.140 --> 20:41.720
،خب، اگه بتونم يه نوشيدني بنوشم

20:41.820 --> 20:43.600
...براي دقايقي کوتاه

20:43.700 --> 20:46.480
ـ من نگران اِدوارد هستم
ـ کمپيون؟

20:46.580 --> 20:51.310
چرا به او وظيفه ي پرافتخار اما جزئيِ آموزش و تمرين
نيرو هاي پياده نظام تحت فرمان ژنرال پِري، سپرده شده؟

20:51.410 --> 20:55.745
چون اين يه وظيفه ي خيلي حساسه
و کمپيون بسيار عالي از عهده ـش برمياد

20:56.420 --> 21:02.470
اما فرمان ژنرال پِري تنها فرماني در جنگ هست
که ميتونه مطلق تلقي بشه

21:02.570 --> 21:05.272
،قبول کرده دوستانش رو وادار کنه تا براي جرايد

21:05.372 --> 21:06.910
در مورد گرسنه موندن سربازها توضيح بدن

21:07.010 --> 21:09.560
اِدوارد کمپيون بايد کاري بهش محول بشه

21:09.660 --> 21:14.100
که پايانش با استقبال از يک قهرمان نجيب زاده
و يه ميهماني اعياني توأم باشه

21:14.300 --> 21:18.160
و بعد از اون، کي ميدونه؟

21:18.260 --> 21:22.000
...ـ شايد هندوستان
ـ هندوستان؟

21:22.100 --> 21:24.520
ـ فرمانرواي هندوستان؟
ـ چرا که نه؟

21:24.620 --> 21:28.200
ژنرال سابقه ي بسيار درخشاني در
...خدمت در هندوستان دارند

21:28.300 --> 21:31.680
!راستش، اين بسيار حرف درستي ـه

21:31.780 --> 21:33.810
...و من بايد برم

21:34.810 --> 21:38.640
ـ خيلي خوشحالم که اوضاع بابي مرتبه
ـ ممنونم، عزيزم

21:38.740 --> 21:41.840
،پسرِ يک تاجرِ فرش از ترکيه يا همچين جايي رو

21:41.940 --> 21:45.360
با وجود اين مطبوعات درّنده در لندن
به عنوان داماد خودت داشته باشي

21:45.460 --> 21:48.160
جزو اتفاقات غير قابل پيش بيني ـه

21:48.260 --> 21:52.550
متناسب با مردي که ميخواد کابينه
رو به حمايت از ژنرال کمپيون سوق بده

21:54.130 --> 21:57.560
ـ مرخصيتون چقدر طول ميکشه؟
ـ اين مرخصي نيست

21:57.660 --> 22:00.750
من براي خودم دستور برگشت به وطن صادر کردم
تا فـردا اول وقت در اداره ي جنگ حضـور پيدا کنم

22:00.850 --> 22:04.321
و بپرسم که آيا کسي متوجه هست که اگه
..مقامات کاري انجام ندن، به جز دريا

22:04.421 --> 22:08.560
هيچي پشت سرمون باقي نميمونه؟..
مترجم: منظور پيشروي آلمان هاست
،من احتمالا از فرماندهي ـم برکنار ميشم

22:08.660 --> 22:11.416
اما براي يک مرد 60 ساله، به هـر حال
مقدار زيادي از دوران خدمت باقي نمونده

22:11.516 --> 22:13.510
مگه اينکه يه ارتش براي جنگيدن در اختيارش بذارن

22:13.610 --> 22:15.480
...خواهيم ديد

22:15.580 --> 22:18.280
ميتونيد براي آخر هفته به گروبي بياييد؟

22:18.380 --> 22:22.120
خيلي بي سر و صدا خواهد بود
فقط بابي و شوهر جديدش هستند

22:22.220 --> 22:24.800
شما لُرد بايچن رو نميشناسيد، رياست مطبوعات

22:24.900 --> 22:28.200
شايد بتونم بيام
خيلي دوست دارم گروبي رو ببينم

22:28.300 --> 22:30.840
ـ کريستوفر چطوره؟
ـ مگه شما نمي بينيدش؟

22:30.940 --> 22:34.800
!...نه
او در حال حاضر خط مقدم ـه

22:34.900 --> 22:38.040
...هيچ چاره اي نداشتم، بعد از اينکه

22:38.140 --> 22:40.360
البته که نداشتيد

22:40.460 --> 22:42.840
...فرصتي براي کسب افتخار، پس

22:42.940 --> 22:47.919
قطعاً! فرصتي براي کسب افتخار؛
...گداي خوش شانس

23:23.650 --> 23:26.768
ـ هيچ تک تير انداز لعنتي اي در اين ناحيه نيست، درسته قربان؟
،ـ يه چکاوک بود

23:26.868 --> 23:28.590
تقريبا داشت ميرفت تو دهنم

23:28.690 --> 23:32.350
در هر هجومي که بهمون شده و من درش شرکت داشتم
هميشه يک چکاوک در بامـداد اون روز نغمـه سرايي کرده

23:32.450 --> 23:35.320
بسيار بشردوست هستن، قربان

23:35.420 --> 23:38.480
خـداي بزرگ غريـزه ي بي نظيري در
سينه ي پوشيده از پرشون قرار داده

23:38.580 --> 23:41.480
براي کسي که چکاوک تشخيص ميده
قـراره در ميدان جنـگ کشته بشه

23:41.580 --> 23:43.960
در مورد حکمت خدا نميدونم

23:44.060 --> 23:47.809
،امـا همه ـش براي چکاوک يکسانه
چه يک انفجار بزرگ باشه و يا يک گاوآهن

23:50.060 --> 23:59.809
.:: @bollbolljan_com ::.

24:03.810 --> 24:07.450
،سيزده دقيقه ي ديگه
اگه سدبندي رو سر موقع انجام بدن

24:09.010 --> 24:12.760
اونا نيرو هاي خيلي خوبي هستن، قربان
بهترين ها

24:12.860 --> 24:16.170
فقط افسر هاي کاربلد رو بالا سرشون بذاريد
تا دنيا را فتح کنند

24:17.410 --> 24:19.840
اونها ميدونن دارن چکار ميکنند

24:19.940 --> 24:23.560
ـ فکر نميکنم فرق زيادي داشته باشه که چه کسي بهشون دستور بده
ـ اينطور نيست، قربان

24:23.660 --> 24:26.560
اين چند روز اخير اون ها وحشتزده بودن

24:26.660 --> 24:30.290
حالا خيلي بهترن

24:33.010 --> 24:35.160
اين موسيقي ديگه چيه؟

24:35.260 --> 24:37.640
گريفيتز-09، قربان

24:37.740 --> 24:40.629
کاپيتان مککني مقرر کرده که بعد از صبحانه صداش شنيده بشه
و توصيه کرده که (بدون وقفه) براي اون يگان بنوازه

24:40.729 --> 24:45.090
کاپيتان مککني دوباره بهمون ملحق شده؟

24:50.130 --> 24:53.210
ـ ادامه بديد!    ـ بله قربان
ـ ادامه بديد

24:55.610 --> 24:59.485
،بيا تا تقاطع بعدي قدم بزنيم
ميخوام باهات صحبت کنم

24:59.585 --> 25:02.110
تا هفت دقيقه ديگه از زمين و هوا بهمون حمله ميشه

25:02.210 --> 25:04.407
اگه ميخواي اينجا بموني بايد از
يک کلاه خود فلزي استفاده کني

25:04.507 --> 25:05.790
چطور جرأت ميکني به من دستور بدي؟

25:05.890 --> 25:10.750
اصلا وجهه ي خوبي نداره که افسر يگان حمل و نقل
با کلاه رژه توي سنگر هاي من بميره

25:10.850 --> 25:14.710
افسر يگان حمل و نقل اين حق رو داره که از فرمانده
گُرداني که داره بهش خدمت ميکنه دستور بشنوه

25:14.810 --> 25:17.880
من اينجا دستور ميدم
دستور من رو انجام ندادي

25:17.980 --> 25:21.920
اين همون بلايي ـه که به سر قديمي ترين گُردان اومده

25:22.020 --> 25:25.410
گُردان خيلي خيلي قديمي اي
که توش همه با هم رفيق بوديم

25:27.490 --> 25:30.640
براي بيل چکار ميخواي بکني؟

25:30.740 --> 25:33.854
افسر پزشک اين اختيار رو داره که
چند ماهي بهش مرخصي استعلاجي بده

25:33.954 --> 25:35.030
ميدونم چي توي کله ـت ميگذره

25:35.130 --> 25:38.440
اگه بيـل بيچاره رو بذاري کنار يه سرهنگ
خيلي خوب ديگه رو ميفرستن

25:38.540 --> 25:40.909
اما اگه براي استراحت بهش مرخصي بدي مطمئن ميشي
که فرماندهي موقتاً به عهده تو خواهد بود

25:41.009 --> 25:43.880
!کاپيتان مککني
...شما مرخصي

25:43.980 --> 25:46.200
برگرد سر وظيفه ـت
!وظيفه ي خودت

25:46.300 --> 25:49.760
ـ با يک کلاه مناسب تر
...ـ چاره اي جز اين نيست اگه فرمان با شماست

25:49.860 --> 25:53.000
درستش اينه که وقتي با افسر ارشدت در حال عمليات
صحبت ميکني از لفظ "قربان" استفاده کني

25:53.100 --> 25:56.880
ـ شما به يگان زيرشاخه در قرارگاه تعلق داريد، برگرديد همون جا
ـ قربان

25:56.980 --> 25:59.160
قربان؟

25:59.260 --> 26:02.920
من غزل ـتون رو فراموش نکردم، قربان

26:03.020 --> 26:07.090
،لطفا توجه داشته باشيد که
مهر و مومش دست نخورده ـست

26:10.170 --> 26:14.605
<i>از همون روز اول، مايه ي دردسر بود
هميشه هم همينطور بوده</i>

26:16.530 --> 26:19.760
گزارش دفتر گروهان؛
يه نگاه به اين ها ميندازيد، قربان؟

26:19.860 --> 26:22.709
پس به عقيده شما غزل "پتراکان" با غزل "شکسپير" متفاوته، قربان؟

26:22.809 --> 26:27.990
البته، بيتِ آخر بعد از هر بنـدِ سه قطعـه در غزلِ
ايتاليايي ميتونه قافيه هاي غير همسان داشته باشه

26:28.090 --> 26:30.980
،کاپيتان مککني
شما هنوز اينجا هستيد؟

26:31.380 --> 26:34.920
من به نوازنده ي موسيقي ميگم
که از فـردا با شما هماهنگ کنه

26:35.020 --> 26:37.480
اسمش گريفيتز ـه
برام پيداش کن، سرجوخه

26:37.580 --> 26:42.390
در ضمن، پس فردا ژنرال کمپيون شخصاً
فرماندهي اين ارتش رو به عهده خواهند گرفت

26:42.490 --> 26:45.000
ما خبرش رو از پايگاه اصلي دريافت کرديم

26:45.100 --> 26:47.530
پس کمپيون برگشته؟

26:48.490 --> 26:51.560
اين يعني فرانسوي ها فرماندهي مستقل رو بدست اوردند

26:51.660 --> 26:53.760
پس يعني برامون نيروي کمکي مياد

26:53.860 --> 26:56.950
کاپيتان مککني بهم گفت که شما
در دو و نيم دقيقه يک غزل نوشتيد، قربان

26:57.050 --> 26:58.874
فقط يه حقه بود

27:07.540 --> 27:09.530
<i>دوشيزه وانوپ</i>

27:11.130 --> 27:12.890
<i>آقاي تيجنز</i>

27:17.210 --> 27:22.480
حال معشوقه ـت توي مغازه ي پارچه فروشي چطوره، ستوان "ارانجوِت"؟

27:22.580 --> 27:24.280
نينِت"؟"

27:24.380 --> 27:27.610
مينِت" درسته، قربان"

27:28.610 --> 27:31.120
اگه اتفاقي براي من افتاد، قربان
...به "مينِت" خواهيد گفت که

27:31.220 --> 27:35.330
ريزاندام هايي مثل تو هيچ اتفاقي براشون نميفته

27:37.010 --> 27:40.280
به علاوه، جهت باد موافق ماست
مهمات که خود به خود منفجر نميشن

27:40.380 --> 27:43.970
اغلب اون آلماني ـه رو توي سنگرمون
به ياد ميارم که هر دو چشمش در اومده بود

27:44.970 --> 27:47.360
دختري که دوستش داري با اين حال
نميتونه حتي نگاهت کنه

27:47.460 --> 27:50.690
اگه نااُميدش کني، قربان
...با از دست دادن زيبايي ـت

28:11.130 --> 28:13.960
...بله، خب

28:14.060 --> 28:17.310
گريفيتز، تو به همراه سازت به يگان قرارگاه اصلي برو

28:17.410 --> 28:20.240
براي اجراي برنامه ي فردا شب

28:20.340 --> 28:23.200
ـ فکر ميکني تا اون موقع بتوني يه آهنگ براي اين پيدا کني؟
ـ بله، قربان    ـ خيلي خوبه

28:23.300 --> 28:26.490
پس راه بيفت

28:32.340 --> 28:34.770
درست سر وقت

28:42.810 --> 28:46.200
دلم نميخواد گُردانم رو به مردي بسپارم
که دست روي دست بذاره و کاري نکنه

28:46.301 --> 28:48.510
اونم وقتي که من بخاطر مرخصي استعلاجي حضور ندارم

28:48.610 --> 28:51.760
اجازه نميدم هيچ خدشه اي به نظم و انضباط
وارد بشه قربان، اگه منظورتون اينه

28:54.180 --> 28:58.250
ـ من بايد برم ـ ـ
ـ اگه چيزي لازم شد "ناتينگ" بهمون اطلاع ميده

28:59.210 --> 29:03.290
گمون ميکنم بتونم با يه گزارش بد
از دستت خلاص شم

29:04.250 --> 29:06.960
...يا شايد هم نتونم

29:07.060 --> 29:09.610
ميگن تو حرومزاده ي کمپيون ـي

29:11.010 --> 29:13.130
من فرزند خوانده ـش هستم

29:16.010 --> 29:18.520
نميخوام يه ژنرال رو بر عليه خودم تحريک کنم

29:18.620 --> 29:21.920
نه، همون جايي که هستي بمون

29:22.020 --> 29:24.120
اين که اصلا حمله ي اصلي نيست

29:24.220 --> 29:27.850
اين فقط يه ذره نفرت اول صبح ـه

29:29.010 --> 29:31.560
ميتوني از روي موجش تشخيص بدي

29:31.660 --> 29:33.720
اين توپ 4.2 بود

29:33.820 --> 29:37.470
سنگين هاش اينقدر سريع برخورد نميکنن
،الان احتمالا به سمت "وارکسترز" نشونه رفتن

29:37.570 --> 29:41.080
و هر نيم ساعت فقط يکيشون نصيب ما ميشه

29:41.180 --> 29:42.800
استراتژي ـشون اينطوري ـه

29:42.900 --> 29:46.490
،اگه اينا رو نميدوني
اينجا چه غلطي ميکني؟

29:48.530 --> 29:50.920
اينو شنيدي؟

30:04.610 --> 30:07.320
...پس فکر ميکني بتوني

30:07.420 --> 30:10.400
اين گُردان رو فرماندهي کني؟

30:10.500 --> 30:14.010
خودم در شرايطي نيستم که بتونم اين کار رو انجام بدم

30:15.970 --> 30:18.360
به نظر ميرسه سربازها از تو خوششون مياد

30:18.460 --> 30:20.610
اونا از من خسته شدن

30:21.570 --> 30:23.810
،پس

30:26.610 --> 30:29.490
مسئوليت اين گردان رو با دعاي خير من به عهده بگير

30:31.490 --> 30:34.199
واحد سرشماري و پشتيباني ميخواد بدونه
که تا الان هيچ کشتـه يا مجروحي داشتيم

30:34.299 --> 30:36.350
تلفاتي که نداريم، داريم؟

30:36.450 --> 30:38.160
،نه
نه به طور خاص

30:38.260 --> 30:41.880
C يک گلوله ي توپ ورودي سنگر پناهگاه
!رو زد، يک نفر کشته

30:41.980 --> 30:45.370
اين افسر فرمانده، جانشين من خواهد بود

30:46.370 --> 30:48.760
اوه، به واحد سرشماري بگو

30:48.860 --> 30:53.170
ما به خوشحالي دلقک هاييم

30:53.930 --> 30:57.930
شايد بد نباشه براي شروع يه
شادي مصنوعي به چهره ـت اضافه کني

31:08.410 --> 31:10.737
،در زدند قربان
اما نيومدند داخل

31:10.837 --> 31:12.510
شايد فردا از خجالتمون در بيان

31:12.610 --> 31:15.560
مجبوري تا فردا صبح سنگرت رو تعمير کني

31:15.660 --> 31:18.960
ـ فقط مطمئن شو نيروهات سرشون رو پايين نگه دارن
ـ بله، قربان

31:19.060 --> 31:21.530
شما سه نفر، بياييد اينجا

32:08.610 --> 32:11.120
بگو ميام ازشون بازديد کنم B برو به سنگر

32:11.220 --> 32:15.050
ـ بگو تا ده دقيقه ديگه، حواست باشه توي نقطه کور خاکريز قدم برداري
ـ قربان

32:16.610 --> 32:21.495
که توي پناهگاه هستند بخواي لطف کنند A ممکنه از گروهان
و يه ساندويچ همراه يه قهوه با کمي عرق نيشکر در اون بفرستند؟

33:36.410 --> 33:39.650
ـ قربان
ـ ممنونم، سرجوخه

33:46.810 --> 33:49.080
ـ خودت چيزي گيرت اومد که بخوري، سرجوخه؟
ـ بله، قربان

33:49.180 --> 33:51.960
نصـف قوطي گوشت گوسفنـد
به همراه خوراک لوبيا و سبزي

33:52.060 --> 33:55.170
موقعي که داشتم ساندويچ ها رو ميبريدم

33:56.130 --> 33:58.360
ميدِلزبرو؟

33:58.460 --> 34:01.400
تقريبا درست گفتيد، قربان
مادرم اهل ميدِلزبرو ـه

34:01.500 --> 34:05.400
ـ خودم اهل بَتلي هستم
ـ نگو که جدي ميگي!    ـ جدي ميگم، قربان

34:05.500 --> 34:08.800
بارها بعد از ظهر شنبه ها پياده تا گروبي قدم زدم

34:08.900 --> 34:11.640
پدرم در بَتلي چاه آب حفر ميکنه

34:14.060 --> 34:18.529
،من هنوز گاهي شب ها صداي کلنگ ميشنوم
...از زمان پدربزرگم و پدرم

34:19.010 --> 34:21.037
...چيپ... چيپ

34:21.860 --> 34:25.810
،چند شب پيش دوباره بهش دچار شدم
فکر کردم مين گذارهاي ژرمن ها هستن

34:27.530 --> 34:31.280
خواهرم يه شانه از درخت گروبي آويزون کرده

34:31.380 --> 34:35.360
گفته ميشه سرو کهنسال قراره يکي از همين روزها قطع بشه

34:35.460 --> 34:37.360
جدي چنين چيزي ميگن؟

34:37.460 --> 34:40.240
ـ اگه مجبور باشم خونه رو به خاطرش خراب ميکنم
ـ منم کمکتون ميکنم

34:40.340 --> 34:42.319
...بدون درخت) اونجا ديگه گروبي نخواهد بود)

34:46.010 --> 34:49.160
تا زماني که زنده ـم ساندويچ هات به يادم ميمونه، ممنونم

34:52.900 --> 34:55.720
به نظر ميرسه ژرمن ها دوباره
آتيش بازيشون رو شروع کردن

34:55.820 --> 34:57.160
از طرف من از گروهبان ارشد تشکر کن

34:57.260 --> 34:59.757
به محض اينکه نزديک شدن با
...تمام قوا ازشون پذيرايي کنيد

34:59.857 --> 35:01.413
چشم قربان

35:07.490 --> 35:10.676
هيچ دعاي سلامتي اي اصيل تر از اين
مناسبِ اين مستي نميتوني پيدا کني
چند جمله اي که قبل از نوشيدن مشروب :toast
به سلامتي کسي براي قدرداني از او گفته ميشود
صداي انفجار و بمباران است toast منظور کريستوفر از

35:12.970 --> 35:16.000
پس، بايد [اين مستي] به خاطر کسي باشه
که عاشقش هستيد، قربان

35:16.100 --> 35:18.400
او شبيه "مينِت" ـه؟

35:18.500 --> 35:22.840
نه دقيقا شبيه او، اما مطمئنم
بهترين ويژگي هاي "مينِت" در او هم هست

35:22.940 --> 35:25.560
پس، بهش خواهيد رسيد، قربان

35:25.660 --> 35:28.073
ـ مطمئناً بهش ميرسيد
ـ بله

35:28.460 --> 35:30.362
...آره، احتمالا همين طور ميشه

35:30.980 --> 35:34.240
داده شده تا اوضاعشون رو B زمان کافي به سنگر
تا الان مرتب کرده باشن

35:34.340 --> 35:37.935
ژرمن ها با سنگرشون همون کاري رو کردن که يه بار
سگمون با اتاق پذيراييمون کرد

35:40.810 --> 35:43.130
<i>!...به جاي خود</i>

35:49.210 --> 35:52.128
وقتي تحت حمله هستيم، بيل هاتون
رو توي مسير رها نکنيد

35:52.328 --> 35:56.210
بله، قربان، متأسفم قربان
!سرجوخه

36:52.490 --> 36:57.168
!گروهبان
...سربازِ حامل زخمي ها

37:02.370 --> 37:07.820
!تو
به طرز نفرت انگيزي چرکي، گمون ميکنم بايد توضيحي داشته باشي

37:08.020 --> 37:11.360
افسر فرمانده اين گُردان کدوم جهنمي ـه؟

37:11.460 --> 37:14.040
من در حال فرماندهي هستم، قربان

37:14.140 --> 37:18.280
ابله بودم که تو رو به اينجا فرستادم
...بايد بفرستمت عقب

37:18.380 --> 37:21.000
!مرخصي

38:49.090 --> 38:51.320
جرالد

38:51.420 --> 38:54.720
ـ وانمود نکن که من رو نديدي
ـ سيلويا

38:54.820 --> 38:56.720
...نه، من

38:56.820 --> 39:00.280
ـ من کاملا ازت گذشتم، ميدوني که
ـ خب، گمونم عشق همينه ديگه

39:00.380 --> 39:04.410
نه، منظورم تنفر از تو بود
سال ها پيش دوست داشتنت رو پشت سر گذاشتم

39:06.210 --> 39:08.290
اصلاً عوض نشدي

39:09.250 --> 39:11.680
من با يه مشت بي حال اينجام

39:11.780 --> 39:14.850
دوست داري يه سرگرمي برام فراهم کني؟

39:20.210 --> 39:23.960
هميشه اين خوي وحشيانه رو داشتي

39:24.060 --> 39:26.240
اوه، فکر نکن بخاطرش شاکي ام

39:26.340 --> 39:30.250
اگه بهت بگم آخرين بار کي بوده، باور نميکني

39:31.490 --> 39:34.320
...مطمئنم که در امانم، اما

39:34.420 --> 39:36.810
پس، چي؟

39:37.810 --> 39:42.220
ممکنه شوهرم بعد از جنگ با من زندگي نکنه

39:42.420 --> 39:47.910
دليلي نمي بينم که چرا نبايد از کسايي که در هر صورت
فکر ميکنن من يه بدکاره ـم استفاده اي کرده باشم

39:48.010 --> 39:50.760
من نميدونستم که از من متنفر بودي

39:50.860 --> 39:54.840
چرا نباشم؟ ترس از طلاق و تنها گذاشتن من با يه بچه

39:58.210 --> 40:01.560
اما مايکل داره يه تيجنز بار مياد

40:01.660 --> 40:05.050
پس ممکنه وحشتمون بيهوده بوده باشه

40:06.210 --> 40:09.050
آدم از کجا بايد بدونه؟

40:10.210 --> 40:12.960
تيجنز خوب از پسش براومد

40:13.060 --> 40:15.160
براي دريافت مدال انتخاب شده

40:15.260 --> 40:18.910
اما ژنرال کمپيون بهش گفت که تعداد
محدودي مدال براي توزيع وجود داشته

40:19.010 --> 40:26.110
و هيچ جاي تعجب نيست که تيجنز ترجيح بده اون مدال
به کسي اعطا باشه که براش استفاده اي داشته باشه

40:26.210 --> 40:28.440
!خداي بزرگ، تو خبر نداشتي؟

40:28.540 --> 40:32.050
ماه ها پيش به خاطر نجات زخمي ها
زير آتيش دشمن به شدت زخمي شد

40:33.010 --> 40:36.050
چقدر عادي شده
او هيچ وقت چيزي به من نميگه

40:37.930 --> 40:41.280
راستي، چرا تو توي فرانسه نيستي؟

40:41.380 --> 40:44.360
،زيادي با ارزشم
به واشنگتن رفته بودم

40:44.460 --> 40:48.310
نيرو هاي آمريکايي در حال اضافه شدن به جبهه ها هستند
معنيش اينه که، جنگ داره تمام ميشه

40:48.410 --> 40:50.360
واقعا تمام ميشه؟

40:50.460 --> 40:52.850
جنگ تمامه Guy Fawkes ميتونم بگم، تا روز ملي
کاتوليکي که در روز 5 نوامبر هنگام گشايش پارلمان :Guy Fawkes خيانت
شاه جيمز اول تصميم گرفت آنجا را منفجر کند، اما شب قبلش در همان
مکان به همراه مقدار زيادي باروت دستگير شد، امروزه در بريتانيا
اين روز را نماد شکرگزاري و جشن ملي قرار داده اند

40:53.890 --> 40:57.250
جداً؟
پس کريستوفر به خونه بر ميگرده

41:00.010 --> 41:02.130
بر ميگردي به تختخواب؟

41:03.570 --> 41:05.880
نه

41:05.980 --> 41:08.930
...نميتونم دوباره از نو شروع کنم

41:14.210 --> 41:16.160
...پني براي گاي
مترجم: از سنت هاي به جا مانده از همان واقعه
از عابرين طلب پول ميکنند Guy Fawkes کودکان براي ساخت مترسک هاي
مشابه قاشق زني در شب هالوين در امريکا يا قاشق زني چهارشنبه سوري در ايران

41:16.260 --> 41:18.090
يه پني براي گاي؟

41:19.010 --> 41:22.250
!پني براي گاي
ممنونم

43:18.130 --> 43:21.250
خيلي دير يادداشتت رو ديدم

43:22.610 --> 43:25.560
اما به موقع اومدي

43:25.660 --> 43:29.795
دکترها مطمئن نيستن چقدر زمان برام باقي مونده

43:30.340 --> 43:32.800
دستم رو بگير، عزيزم

43:32.900 --> 43:35.850
يادداشتت درباره ي درخت

43:38.010 --> 43:41.850
...اوه
درخت

43:43.210 --> 43:45.480
خب، من سعي کردم بهت هشدار بدم

43:45.580 --> 43:48.440
اين همه وقت کجا بودي؟

43:48.540 --> 43:52.410
برادرت هفته ها پيش ترتيب بيرون اومدنت از ارتش رو داد

43:53.210 --> 43:57.320
بايد اينجا ميبودي تا به امور عمارت رسيدگي کني

43:57.420 --> 43:59.600
،و با نيومدنت

43:59.700 --> 44:02.160
...چاره اي باقي نذاشتي

44:02.260 --> 44:04.050
...و

44:05.010 --> 44:09.090
خودکرده را تدبير نيست

44:12.570 --> 44:15.960
نتونستي يه لحظه از آغوش معشوقه ـت جدا بشي؟

44:16.060 --> 44:18.450
من در بيمارستان بستري بودم

44:20.530 --> 44:23.250
خدا نگهدار، سيلويا

44:30.000 --> 44:35.000
موزيک متن از
Dirk Brossé

46:07.610 --> 46:10.160
ديگه در امانيم

46:10.260 --> 46:12.960
براي هميشه در امانيم

46:15.060 --> 46:18.400
خبري از موشک نخواهد بود

46:18.500 --> 46:20.960
!عزيز دلم

46:21.060 --> 46:22.960
،وقتي به اون چند ميليون نفري که مردند فکر ميکنم

46:23.060 --> 46:25.760
،و اون تيجنز کودن که بدون حتي يک زخم خرامان به خونه بر ميگرده

46:25.860 --> 46:28.520
!!ـ عزيز دلم
ـ من حسابي روي ژرمن ها حساب کرده بودم
...ـ عزيز دلم

46:28.620 --> 46:31.560
،تصور کن بخواد قرضش رو طلب کنه
ما نابود ميشيم

46:31.660 --> 46:34.669
تيجنز؛ مرامي داره که براي تو محاله بتوني درک کني

46:34.769 --> 46:36.230
پس، سعي نکن مجبورم کني

46:36.330 --> 46:38.920
،تو مبلغ هنگفتي او رو چاپيدي
...و حالا يقه ي تو ـه که تو دست اونه

46:39.020 --> 46:41.551
جيب هاي تو هم که خالي ـه

46:43.020 --> 46:46.643
از اونجايي که زن فاحشه ـش تصميم گرفت
دستِ دوستي اي که به سمتش دراز کردم رو پس بزنه

46:47.010 --> 46:50.508
وقتش رسيده که معشوقه ـش رو به بازي برگردونيم

46:55.450 --> 46:58.650
...اُه، اِدوارد

46:59.610 --> 47:02.160
تو هستي، ولنتاين؟

47:02.260 --> 47:05.130
خانم مکمستر صحبت ميکنه

47:07.410 --> 47:09.450
ايدِث

47:11.290 --> 47:14.640
ايدِث گفت هيچ اسباب و اثاثيه اي براش نمونده

47:14.740 --> 47:17.440
يه خُرده عصباني به نظر ميرسيده

47:17.540 --> 47:19.960
اون تنهاست

47:20.060 --> 47:24.050
ـ درباره ي من پرس و جو کرده
ـ اما خودش شخصا سراغت رو نگرفته

47:25.930 --> 47:27.880
،عزيزم

47:27.980 --> 47:32.240
کريستوفر آبروي تو رو نخواهد برد
اون هم در بين مردمي که ميشناسنت
منظور قبول ولنتاين به عنوان معشوقه و عدم طلاق سيلويا
از طرف کريستوفر است

47:32.340 --> 47:35.919
نه حتي اگه التماسش کني که باهات اين کار رو بکنه، ولنتاين

47:36.060 --> 47:39.932
،من با کمال ميل حاضرم که آبروم بره
اگه بتونم فقط براي يک ساعت خوشحالش کنم

47:41.060 --> 47:43.480
...من صبر کردم و صبر کردم

47:43.580 --> 47:46.160
،من نميتونم
...من نميذارم

47:46.260 --> 47:50.360
که از ثمره ي تموم زندگيم اينطوري چشم بپوشم

47:50.460 --> 47:52.850
اما اين زندگي من ـه

48:04.970 --> 48:06.920
!دوشيزه وانوپ

48:07.020 --> 48:10.320
ـ دنبال من فرستاده بوديد؟
ـ نه

48:10.420 --> 48:12.530
اما خوشحالم که اومديد

48:14.690 --> 48:16.880
شنيدم بيمار بوديد

48:16.980 --> 48:20.610
،نه خيلي جدي
همه جوره ازم مراقبت شده

48:24.410 --> 48:28.050
ـ اون چيه؟
ـ دارم ميبرمش براي مارک

48:29.810 --> 48:33.170
شما هم ميتونيد همراهم بياييد

48:48.210 --> 48:50.960
چطور به خودت اجازه دادي دوشيزه وانوپ رو به اينجا بياري؟

48:51.060 --> 48:55.000
ـ تو و سيلويا از هم جدا ميشيد؟
ـ نه

48:55.100 --> 48:57.160
اين ديگه چيه؟

48:57.260 --> 49:00.770
سيلويا درخت رو قطع کرد

49:01.890 --> 49:03.520
ميدونم

49:03.620 --> 49:08.010
،خودش ازم خواست
کوچک ترين اهميتي به اون درخت نميدم

49:12.330 --> 49:15.650
شايد حالا خدا جاي ظالم و مظلوم رو عوض کنه

49:20.410 --> 49:22.960
،من مادر بچه ـم رو طلاق نميدم

49:23.060 --> 49:25.440
و سيلويا هم من رو طلاق نخواهد داد

49:25.540 --> 49:27.650
برام مهم نيست

49:33.410 --> 49:37.000
بايد حمام کنم
و لباس نظاميم رو بپوشم

49:37.100 --> 49:39.880
،اگه دوست هام اومدند

49:39.980 --> 49:43.130
شايد بتوني ازشون پذيرايي کني

49:54.210 --> 49:56.450
...عزيزم

49:57.410 --> 50:00.360
من واقعا متأسفم

50:00.460 --> 50:04.360
روزهاي خيلي سختي بوده... براي هر دوتون

50:04.460 --> 50:08.510
اومدم بهت بگم که قراره فردا
به خاطر سرطان روي من عمل جراحي انجام بشه

50:08.610 --> 50:13.060
...دروغگو
!تو اصلا سرطان نداري، داري دروغ ميگي

50:13.260 --> 50:15.240
اوه، واقعا؟

50:15.340 --> 50:18.450
اين کارِ هميشگيت ـه، مگه نه؟

50:19.410 --> 50:22.090
چه منظوري ميتوني داشته باشي؟

50:25.290 --> 50:27.930
تو ميدوني منظورش چيه؟

50:29.810 --> 50:32.760
...منظور دوشيزه وانوپ

50:32.860 --> 50:36.210
ادعا هاي بي اساس براي رسوندنت به هدفت (به هر قيمتي که شده) هست

50:52.610 --> 50:56.530
اوه، کريستوفر

50:59.810 --> 51:02.130
...کريستوفر

51:03.610 --> 51:06.050
نميتوني جدي باشي

51:07.210 --> 51:09.050
نگاش کن

51:10.610 --> 51:14.210
يه دختر پيشاهنگ يا همچين چيزي ـه؟

51:31.810 --> 51:34.770
شايد هم واقعا او رو انتخاب کردي

51:37.010 --> 51:38.970
...خب پس

51:41.490 --> 51:44.570
براي هر دوتون آرزويي جز خوشبختي ندارم

51:56.930 --> 52:00.450
لطفا سلام منو به مادر نازنينت برسون

52:46.810 --> 52:49.830
من بايد رفيقم تيجنز رو ببينم
يه مسأله ضروري راجع به يه غزل ـه

52:49.930 --> 52:52.760
،اوه
اما لازم نيست که فرياد بزنيد

52:52.860 --> 52:54.960
لطفا، بفرماييد

52:55.060 --> 52:56.480
من کاپيتان مکِکني هستم

52:56.580 --> 53:00.360
Glamorganshires معاون فرمانده اسبق گُردان ششم
...گُردان رُفقا

53:01.496 --> 53:03.050
منو ببخشيد

53:07.090 --> 53:10.160
ـ بعد از ظهرتون بخير
ـ سلام
ـ اين فرمانده من ـه

53:10.260 --> 53:13.797
ـ سرهنگ بيل کهنه کار، مشروب خوبي اوردي
!ـ مککني

53:13.897 --> 53:15.510
فکر کردم از دستت خلاص شدم

53:15.610 --> 53:17.250
اوه، سلام

53:45.490 --> 53:48.850
!رُفقا
...مککني بامرام

53:49.610 --> 53:52.600
ـ پس شما دوست عزيز کاپيتان هستيد
ـ او جون من رو نجات داد

53:52.700 --> 53:55.840
<i>خوشحاليم که دوباره کنارمون هستي</i>

53:55.940 --> 53:58.880
درک و فهم بالاي مينِت رو نميرسونه که
با وجود اين ظاهر من باهام ازدواج کرده؟

53:58.980 --> 54:02.120
اميدوارم که دوستي هامون پايدار بمونه
ـ ســـــلام

54:02.220 --> 54:06.160
ـ تنها نوازنده ـمون
ـ هنرمندمون اومد، بيا اينجا پيش خودم

54:08.940 --> 54:12.160
ميگن شما براي تيجنز پذيرايي ميکنيد

54:12.260 --> 54:14.240
به نظر ميرسه تموم اسباب و اثاثيه ـش رو فروخته

54:14.340 --> 54:16.480
ولي رفيق بامرام و کاردرستيه
!تيجنز باشکوه

54:16.580 --> 54:19.200
يه افسر خوب، يکي از بهترين ها

54:19.300 --> 54:22.680
...ايناهاش اومد

54:26.930 --> 54:29.960
!تيجنز پر افتخار

54:30.060 --> 54:32.600
دوشيزه وانوپ ازتون پذيرايي کردن؟

54:32.700 --> 54:35.160
يه ذره سرده اينجا

54:35.260 --> 54:37.610
با يه آتيش چطوريد؟

54:54.260 --> 54:58.325
غزل شش وندي لاتين در کمتر از سه دقيقه
هر موقع که حاضر بودي

56:03.330 --> 56:06.570
،اگه از کريستوفر طلاق بگيرم
باهام ازدواج ميکني؟

56:09.210 --> 56:10.680
گُردان

56:10.780 --> 56:12.930
اسلحه ها به دوش

56:23.690 --> 56:27.160
...رژه ي ديگري در کار نخواهد بود

56:27.260 --> 56:31.250
گُردان، مرخصيد

56:32.450 --> 56:54.000
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.