﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:23.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:24.040 --> 00:26.540
‫چـ- چی چی؟!

00:26.540 --> 00:30.160
‫نه... نمی‌تونی بری...

00:38.330 --> 00:42.200
‫سعی می‌کنم نجاتشون بدم... ولی نمی‌تونم...

00:42.200 --> 00:45.580
‫هیچی تغییر نمی‌کنه...

00:48.580 --> 00:53.200
‫تمام کاری که میتونم بکنم جمع و جور کردن یه رویای شکست خورده‌ـس.

01:20.040 --> 01:21.870
‫لیچت- سان.

01:21.870 --> 01:23.870
‫لیچت- سان!

01:30.160 --> 01:31.830
‫لیچت- سان.

01:33.660 --> 01:35.040
‫صبح بخیر.

01:36.160 --> 01:38.120
‫صبح بخیر.

03:18.790 --> 03:21.410
‫خیلی شلوغه، نه؟

03:33.950 --> 03:39.580
‫خیلی جذابه! تا حالا انقدر مغازه مختلف ندیده بودم.

03:42.250 --> 03:47.000
‫اون ماسکِ بامزه‌ رو ببین!
‫فکر می‌کنم با اون بهتر به نظر بیای، دیدی؟

03:51.870 --> 03:53.950
‫لیچت- سان چشمت.

03:53.950 --> 03:55.910
‫حالت خوبه؟

03:55.910 --> 03:56.790
‫لیچت- سان.

03:56.790 --> 03:58.330
‫نگاه نکن.

03:58.330 --> 04:01.000
‫لطفا... نگاه نکن.

04:02.950 --> 04:04.540
‫بیخیال، سرحال بیا.

04:04.540 --> 04:08.330
‫چی؟! من سرحالم.

04:08.330 --> 04:10.410
‫اوه، نه.

04:12.080 --> 04:13.870
‫نه!

04:13.870 --> 04:18.410
‫زود باش دیگه!
‫دست از مقاومت بردار و نشونش بده...

04:15.830 --> 04:18.410
‫پیدات کردم، پودینگ!

04:18.410 --> 04:20.160
‫لیـ- لین چان!

04:20.160 --> 04:23.790
‫اصلا می‌دونی چقدر برام زمان برد تا
‫تورو پیدا کنم؟!

04:23.790 --> 04:26.950
‫هو، هو، یه لحظه صبر کن.

04:26.950 --> 04:30.790
‫حتی ازت درست تشکر نکردم...

04:32.250 --> 04:35.910
‫بابت نجات دادنم متشکرم.

04:36.910 --> 04:38.200
‫لین- چان...

04:39.290 --> 04:40.700
‫خوبه، تو بازداشتی.

04:40.700 --> 04:44.200
‫ها؟! این مکالمه‌مون اصلا نباید اینطور پیش می‌رفت.

04:44.200 --> 04:48.000
‫این ماموریت منه!
‫شکایت کردنو بذار کنار...

04:49.000 --> 04:50.790
‫این کیه؟

04:50.790 --> 04:54.660
‫میگم... این کیه؟

04:54.660 --> 04:56.830
‫خب، ام...

04:56.830 --> 04:59.700
‫من لین‌ام. پودینگ و من...

04:59.700 --> 05:03.290
‫خب، تو «هوم‌هو» ما رفتیم سر قرار عاشقانه و...

05:03.290 --> 05:07.370
‫من هینام. من و لیچت- سان با هم مسافرت می‌کنیم و...

05:07.370 --> 05:11.950
‫... به دامنم سرک می‌کشه...

05:13.250 --> 05:16.450
‫- به دامنت سرک می‌کشه؟ این یعنی چی؟
‫- قرار عاشقانه؟ این یعنی چی؟

05:16.450 --> 05:18.870
‫خب، اون... آه... اه...

05:18.870 --> 05:20.250
‫در رفت؟!

05:26.660 --> 05:28.410
‫آه! نانا- سان.

05:29.540 --> 05:32.370
‫جالب به‌نظر میاد، نه؟

05:32.370 --> 05:37.500
‫یه مرد، دو زن.
‫هیچ جوره عاقبتش خوب از آب در نمیاد.

05:37.500 --> 05:38.620
‫ها؟

05:38.620 --> 05:40.080
‫من اونقدرام-

05:40.080 --> 05:45.450
‫خجالت نکش! وقتشه آبجی بزرگتون بشم و
‫ کارا رو راست و ریست کنم.

05:50.250 --> 05:52.950
‫و حالا، هینا در مقابل لین!

05:52.950 --> 05:56.290
‫نبرد آشپزی برای بردنِ لیچت.

06:00.750 --> 06:02.370
‫آشپزی...؟

06:02.370 --> 06:04.040
‫چطور همچین شد...؟

06:04.040 --> 06:06.250
‫بیخیال. زیاد بهش فکر نکن.

06:06.250 --> 06:09.790
‫فقط بدون، هر کی که ببره لیچت رو بدست میاره!

06:09.790 --> 06:13.200
‫خام یا کامل پخته شده، هر طور که بخواید.

06:13.200 --> 06:15.000
‫خب من به پودینگ اهمیت نمیدم-

06:15.000 --> 06:15.870
‫قبول می‌کنم!

06:15.870 --> 06:17.120
‫ها؟

06:17.120 --> 06:19.580
‫زیاد نمی‌فهمم، اما...

06:19.580 --> 06:25.040
‫از هر فرصتی برای پختنِ یه چیز خوب
‫برای لیچت- سان استفاده می‌کنم.

06:25.040 --> 06:27.080
‫می‌خوام که سرحال بیاد.

06:27.080 --> 06:28.450
‫هینا- چان...

06:31.370 --> 06:33.080
‫منم هستم.

06:33.080 --> 06:34.660
‫قربون دهنتون!

06:34.660 --> 06:38.250
‫پس شد: «آشپزی برای سرحال آوردن لیچت».

06:38.250 --> 06:40.580
‫ما یه سفارش داریم.

06:49.450 --> 06:51.910
‫اول مواد اولیه‌ رو مهیا کنید.

06:51.910 --> 06:53.410
‫شروع!

06:59.790 --> 07:00.830
‫سلام، خوش اومدید.

07:00.830 --> 07:03.080
‫ها، سیب‌زمینی‌های تازه؟

07:03.080 --> 07:06.250
‫براقی‌ـه فلفل‌های پاپریکا هم خوب به نظر میاد.

07:06.250 --> 07:08.620
‫امروز تخفیف ویژه هم برای هویج داریم.

07:08.620 --> 07:10.160
‫پس یه مقداری هویچ می‌برم.

07:10.160 --> 07:11.660
‫چهل درصد هم برای پیاز تخفیف داریم.

07:11.660 --> 07:12.700
‫پیاز هم همینطور.

07:12.700 --> 07:17.040
‫پس یه تخفیف جانانه میدم از اونجایی که یه همسر بامزه هستید.

07:17.040 --> 07:19.790
‫همسر؟ خب...

07:19.790 --> 07:25.540
‫پس یه مقدار سیب‌زمینی، پاپریکا،
‫«شیمجی»، «شیتاکه» و اسفناج می‌برم...

07:19.790 --> 07:25.540
‫مترجم: شیمجی و شیتاکه نوعی قارچ خوراکی هستند.

07:25.540 --> 07:28.290
‫اوه، همینطور مارچوبه و کلم بروکلی.

07:28.290 --> 07:29.620
‫به چشم.

07:29.620 --> 07:33.700
‫شوهر شما یه مرد خوش‌شانسه که
‫همسری مثل شما داره.

07:33.700 --> 07:37.080
‫اوه، ای چاپلوس.

07:38.080 --> 07:40.450
‫دوباره تشریف بیارید.

07:58.330 --> 08:01.040
‫سلام، آقا خرسه!

08:08.250 --> 08:11.080
‫لین شروع به آشپزی کرده.

08:11.080 --> 08:14.040
‫سعی داره چی درست کنه؟

08:14.040 --> 08:17.790
‫ام، این یه خورش‌ـه که با عشق پخته شده...

08:17.790 --> 08:20.410
‫عشق!
‫برو که بریم.

08:20.410 --> 08:24.910
‫درست مثل آشپزی یه زن تازه عروس!

08:24.910 --> 08:30.450
‫خوش برگشتی عزیزم،
‫می‌خوای غذا بخوری؟ دوش بگیری؟

08:30.450 --> 08:31.790
‫یا...

08:31.790 --> 08:34.790
‫... عشق بازی کنیم؟

08:34.790 --> 08:37.620
‫حسودیم گرفت، لامصب!

08:39.000 --> 08:43.040
‫میگما... اصلا فکر نمی‌کردم همچین
‫رویِ زنونه‌ای داری، گروهبان.

08:43.040 --> 08:45.580
‫گـ-گـروهبان «پله»، چرا؟

08:45.580 --> 08:47.040
‫من یه داوطلبم.

08:47.040 --> 08:52.660
‫هی، منصفانه نیست!
‫پس منم به هینا کمک می‌کنم.

08:59.660 --> 09:03.410
‫سلام همگی، من برگشتم.

09:03.410 --> 09:04.750
‫اون...

09:04.750 --> 09:07.750
‫یه مجموعه چشمگیر از مواد اولیه!

09:11.500 --> 09:13.790
‫آه، میگم...

09:13.790 --> 09:16.330
‫... به این فکر می‌کردم که یه دستی
‫بهت برسونم.

09:16.330 --> 09:18.540
‫ها، واقعا؟

09:18.540 --> 09:24.160
‫در اینصورت من به خرس رسیدگی می‌کنم،
‫شما هم می‌تونید گراز رو راست و ریست کنید.

09:26.250 --> 09:29.580
‫اون یه کارد آشپزی نیست، هست...؟

09:29.580 --> 09:32.250
‫این تنها چاقویی‌ـه که من استفاده می‌کنم.

09:41.700 --> 09:43.910
‫این آشپزی کردنه؟ یا...

09:43.910 --> 09:46.660
‫بیشتر شبیه قصابی کردنه...

09:49.080 --> 09:51.540
‫اما مهارتش با چاقو...

09:51.540 --> 09:56.200
‫... درست به خوبی‌ـه شکارچی‌ای که ده‌ها سال
‫تو کوهستان گذرونده.

09:56.200 --> 09:58.450
‫دقیق، در عین حال جسور و قدرتمند!

09:58.450 --> 10:00.250
‫چطوری همچین مهارتی رو بدست آورده...؟

10:00.250 --> 10:03.290
‫من تنهایی زیاد سفر کرده‌ام.

10:03.290 --> 10:07.250
‫اوه، اگه بهش عادت کنید،
‫می‌تونید با دست هم انجامش بدید.

10:07.250 --> 10:12.540
‫فقط ناخن‌هاتون رو در امتداد الیاف ماهیچه‌ها
‫وارد کنید و استخون‌هارو جدا کنید...

10:12.540 --> 10:15.250
‫دیدید؟ خیلی آسونه!

10:19.000 --> 10:24.330
‫اه، در واقع... مشکلی نیس که من برگردم و
‫فقط اظهار نظر کنم...؟

10:24.330 --> 10:27.700
‫حتما! خودم تنهایی از پسش برمیام.

10:27.700 --> 10:30.330
‫نمی‌تونم دست‌کم بگیرمش...

10:30.330 --> 10:36.870
‫اما من نمی‌بازم! یه روزی یاد می‌گیرم که چطور
‫یه خرس رو با دستام قصابی کنم.

10:36.870 --> 10:40.910
‫این چیزی نیست که قراره توش رقابت کنی، گروهبان ارشد.

10:42.910 --> 10:45.080
‫نبرد آشپزی داره به اوج خودش می‌رسه!

10:45.080 --> 10:47.660
‫چه کسی برنده میشه؟

10:47.660 --> 10:54.080
‫خورش خامه‌ای سفید پخته شده همراه با عشق و محبت از لین.

10:54.080 --> 11:00.040
‫حالته تازه عروس بودنش هم جذابه و هم پاک.
‫بالکل هوش و حواس رو از تماشاگرا برده!

11:00.040 --> 11:02.330
‫لین- چان خیلی نازه!

11:02.330 --> 11:04.120
‫در طرف دیگر، هینا...

11:04.120 --> 11:09.830
‫یه خورش دیگه. این یکی با قدرتی تندخو
‫و تقریبا خشن.

11:09.830 --> 11:15.790
‫چطور ممکنه همچین دختر زیبایی طوری آشپزی کنه
‫که انگار یه جادوگر داره سمی‌ مهلک درست می‌کنه.

11:15.790 --> 11:18.910
‫خوشمزه شو، خوشمزه شو.

11:18.910 --> 11:22.330
‫دوتاشون زمین تا آسمون باهم فرق دارن.

11:22.330 --> 11:24.450
‫ما قافله رو بردیم.

11:24.450 --> 11:26.870
‫نه، نمی‌تونم دست‌کم بگیرمش.

11:26.870 --> 11:29.410
‫جدا؟ نگاش کن.

11:27.410 --> 11:29.410
‫

11:29.410 --> 11:32.660
‫خوشمزه شو، خوشمزه شو.

11:32.660 --> 11:38.080
‫خوشمزه شو،
‫خوشمزه شو، خوشمزه شو...

11:39.540 --> 11:43.330
‫خوشمزه شو، خوشمزه شو.

11:43.330 --> 11:44.830
‫هینا- چان...

11:45.870 --> 11:47.950
‫وقت تمومه!

11:47.950 --> 11:49.700
‫وقت چشیدنه!

11:49.700 --> 11:52.080
‫کدوم آشپزی می‌تونه لیچتو سرحال بیاره؟

11:52.080 --> 11:54.910
‫اول نوبت دستپخت لین‌ـه!

11:57.200 --> 11:59.120
‫بفرما، پودینگ.

12:00.620 --> 12:02.910
‫همم، چه بوی خوبی...

12:04.950 --> 12:10.080
‫من اینو برای تو نپختم!

12:10.080 --> 12:12.200
‫سوندره بازی دراورد!

12:10.080 --> 12:12.200
‫مترجم: سوندره کسیه که در ظاهر سنگ دله ولی قلب مهربونی داره.

12:12.200 --> 12:16.290
‫رو کردن حرکات جدید
‫توی این لحظات حیاتی پایانی!

12:16.290 --> 12:20.330
‫البته به خودی خودش یه جورایی به سادگی
‫کل قضیۀ این مسابقه‌ـرو به یه ورش می‌گیره.

12:22.580 --> 12:24.120
‫با اجازه.

12:30.120 --> 12:32.450
‫آره... خوشمزه‌ـس!

12:33.790 --> 12:36.370
‫خیلی خوشمزه‌ـس. ممنون.

12:36.370 --> 12:38.620
‫آخیش، خیالم راحت شد...

12:38.620 --> 12:40.080
‫مسابقه تمومه!

12:40.080 --> 12:42.250
‫خیلی خوشحالم که پولمو سر لین- چان شرط بستم!

12:42.250 --> 12:45.410
‫خب، حالا بریم سروقت هینا!

12:45.410 --> 12:47.540
‫بفرمایید لیچت- سان.

12:48.580 --> 12:51.200
‫خورشت هینا واقعا خاصه.

12:51.200 --> 12:54.200
‫داخل کاسه یه جهنم درۀ لعنتی پیچ در پیچه!

12:54.200 --> 12:57.790
‫یعنی چه طعمی می‌تونه داشته باشه؟

13:02.450 --> 13:05.700
‫بـ- با- با اجازه.

13:18.660 --> 13:19.580
‫خوشمزه‌ـس!

13:19.580 --> 13:21.500
‫چی؟!

13:23.790 --> 13:26.000
‫خوشمزه‌ـس! عالیه!

13:28.160 --> 13:30.370
‫این غیر ممکنه!

13:31.830 --> 13:33.620
‫این... عالیه.

13:33.620 --> 13:34.790
‫آره، مگه نه؟!

13:37.200 --> 13:40.700
‫بر خلاف ظاهرش، طعم چرب و نرمی داره
‫که با ملایمت زبونو نوازش می‌کنه.

13:40.700 --> 13:45.540
‫خرس و گراز و سایر محتویات مرموز
‫در هارمونی (سازگاری) کامل با هم ترکیب شدن.

13:45.540 --> 13:47.660
‫به طور معجزه‌آسایی خوبه!

13:47.660 --> 13:53.330
‫کی فکرشو می‌کرد؟!
‫الان هینا با یه حرکت اعجاب آور به میدون برگشت؟!

13:55.000 --> 13:56.750
‫لیچت...؟

13:56.750 --> 14:00.540
‫غافلگیر شدم. اون خورشت، خوشمزه بود؟

14:00.540 --> 14:03.540
‫نباید انقدر تحت تأثیر ظاهرش قرار می‌گرفتم!

14:03.540 --> 14:05.540
‫درسته!

14:05.540 --> 14:07.290
‫ببخشید ببخشید.

14:07.290 --> 14:12.120
‫ولی... خوشحالم که بالاخره داری لبخند می‌زنی.

14:13.200 --> 14:19.830
‫ممنونم ازت، هینا- چان. واقعا خوشمزه بود.

14:19.830 --> 14:21.910
‫بابت غذا ممنون.

14:21.910 --> 14:23.910
‫خوشحالم که خوشت اومد.

14:25.080 --> 14:29.250
‫الان هینا با یه حرکت عجیب به میدون برگشت؟
‫یا لین با همون تقدم اولیه اونو جا می‌ذاره؟

14:29.250 --> 14:32.580
‫فقط مونده تا لیچت الان قضاوت کنه!

14:32.580 --> 14:34.290
‫عه؟ من باید تصمیم بگیرم؟

14:34.290 --> 14:38.370
‫معلومه. زودباش، عجله‌کن.

14:38.370 --> 14:40.790
‫هینا؟ یا لین؟

14:40.790 --> 14:43.950
‫به این سادگیا نیست...

14:48.250 --> 14:48.910
‫- امم، خب، عه، اره، امم، عـه...

14:48.910 --> 14:52.290
‫- زودباش، وگرنه کل روز اینجا علاف می‌شیم.
‫- امم، خب، عه، اره، امم، عـه...

14:52.290 --> 14:54.000
‫جون بِکن! زودتر انتخاب کن!

14:54.000 --> 14:54.620
‫- معلومه که لین- چانه!

14:54.620 --> 14:55.250
‫- کدوم یکی؟
‫- معلومه که لین- چانه!

14:55.250 --> 14:56.540
‫- کدوم یکی؟
‫- نه واضحه که هینا- چانه!

14:56.540 --> 14:57.620
‫- ولی... اونوقت... نمی‌تونم... می‌گم...

14:57.620 --> 14:59.870
‫- چه مرگته؟!
‫- ولی... اونوقت... نمی‌تونم... می‌گم...

14:59.870 --> 15:01.450
‫- به نظر می‌رسه اوضاعت خیته، آقایی.

15:01.450 --> 15:02.290
‫- زودباش!
‫- به نظر می‌رسه اوضاعت خیته، آقایی.

15:02.290 --> 15:04.950
‫- زودباش!
‫- انتخاب کن!

15:04.950 --> 15:07.120
‫اینجا چه خبره؟

15:13.120 --> 15:14.870
‫عه، اون...

15:14.870 --> 15:17.370
‫اون آیران جیل‌ (زندان آهنی)‌ـه!

15:14.870 --> 15:17.370
‫مترجم: جیل اسم خود طرفم هست.

15:20.160 --> 15:26.910
‫پله، لین، من بهتون دستور دادم
‫تا لیچت باخ رو دستگیر کنین.

15:26.910 --> 15:28.580
‫این چه کاریه دارین می‌کنین؟

15:28.580 --> 15:30.790
‫خب، این...

15:30.790 --> 15:32.830
‫چرا اون لباس تنته؟

15:32.830 --> 15:34.950
‫به نظرت طرز لباس پوشیدنِ یه مأموریت اینه؟

15:34.950 --> 15:37.450
‫خـ- خیلی عذر می‌خوام.

15:37.450 --> 15:40.250
‫کوری؟

15:40.250 --> 15:45.620
‫اون دوتا مأموریتشونو به پایان رسوندن.
‫اینجارو ببین، من گیر کردم.

15:45.620 --> 15:49.410
‫مزخرفه. تو کسی نیستی که مثل بچۀ آدم
‫دست بسته بمونه!

15:49.410 --> 15:51.830
‫همینطوره. پس...

15:53.540 --> 15:55.580
‫...حالا دیگه فرار کنم.

15:55.580 --> 16:00.200
‫افسر ارشد اینجا نه «لین- چانه نه پله- کون.

16:00.200 --> 16:05.950
‫پس در اینصورت، اگه فرار کنم،
‫مسئولیتش به گردن کی می‌افته؟

16:05.950 --> 16:08.750
‫می‌تونی حدس بزنی، ستوان جیل؟

16:08.750 --> 16:10.330
‫تو در نمی‌ری.

16:10.330 --> 16:11.950
‫می‌خوای بجنگی؟

16:11.950 --> 16:16.580
‫لیچت باخ. سوالایی هست که
‫ازت می‌خوام جوابشونو بدی.

16:22.200 --> 16:25.660
‫شما دوتا واقعا قراره اینجا به جون هم بیفتین؟

16:25.660 --> 16:26.790
‫خنده‌دار نیست!

16:26.790 --> 16:29.500
‫شماها همین الان یه مراسم خیلی قشنگو خراب کردین!

16:29.500 --> 16:31.790
‫وظیفمه.

16:31.790 --> 16:33.370
‫لطفا بس کنین، ستوان!

16:33.370 --> 16:37.540
‫عقب وایستا. این دیگه بین ما دوتاس.

16:37.540 --> 16:40.160
‫آقای ستوان راست می‌گه.

16:45.500 --> 16:50.000
‫از هر دوتون ممنونم. غذا واقعا خوشمزه بود.

16:50.000 --> 16:51.830
‫لیچت- سان...

16:56.700 --> 17:01.790
‫ستوان جیل، به گمونم یه تشکرم بدهکارت شدم.
‫به دادم رسیدی.

17:01.790 --> 17:04.540
‫هیچ دلیلی برای تشکر کردنت از من وجود نداره.

17:04.540 --> 17:08.200
‫این چیزا قرار نیست بتونن منو شکست بدن.

17:08.200 --> 17:10.450
‫«این چیزا»؟

17:10.450 --> 17:15.500
‫توی عوضی ادعات می‌شه بتونی
‫قدرت عقایدمو اندازه بگیری؟

17:15.500 --> 17:20.950
‫برای دستگیری یه مجرم، اونا اول
‫باید کاملا و تماما له بشن.

17:20.950 --> 17:26.660
‫اونا باید از من بترسن
‫و بفهمن که فرصت دوباره‌ای درکار نیست!

17:35.200 --> 17:39.330
‫آخه اون لیچت احمق،
‫مجبوره تیکۀ مسخرۀ اونجوری بندازه؟

17:39.330 --> 17:41.790
‫چرا باید همچین کاری...

17:43.580 --> 17:47.410
‫وقتی برای بار اول توی «هومهوگ» جنگیدیم،
‫تو شل گرفتی، مگه نه؟

17:47.410 --> 17:48.370
‫من همچین کاری نکردم.

17:48.370 --> 17:52.250
‫همه‌ـش دروغ! تو هنوزم قدرتای
‫واقعیتو رو نمی‌کنی!

17:56.250 --> 18:01.620
‫برای گرفتنت، اول باید وقتی با
‫ قدرتای واقعیت می‌جنگی لهت کنم!

18:05.830 --> 18:07.580
‫خب، چاره چیه.

18:23.750 --> 18:27.500
‫بستونه! دور و برتونو ببینین!

18:27.500 --> 18:32.910
‫این طرز رفتار دوتا آدم بزرگ نیست!
‫کتک‌کاری کوچولوتون همه‌چیزو بهم ریخت!

18:32.910 --> 18:36.080
‫اینجا رو جمع و جور کنین! جفتتون!

18:37.950 --> 18:40.410
‫واقعا نمی‌تونی به نانا- سان جواب رد بدی.

18:52.200 --> 18:53.830
‫خوش می‌گذره‌ها!

18:53.830 --> 18:55.830
‫من می‌خواستم با هینا- چان نوشیدنی بخورم!

18:55.830 --> 18:56.950
‫چی گفتی؟

18:56.950 --> 18:58.290
‫ببخشید، ببخشید...

18:58.290 --> 19:04.160
‫بیخیال، بخور! بخور! قراره بقیۀ شب بیشتر خوش‌بگذره!

19:08.000 --> 19:10.950
‫قسمت 7

19:08.000 --> 19:10.950
‫ .خوشمزه بود

19:08.000 --> 19:10.950
‫

20:47.750 --> 20:49.660
‫چی؟!

20:49.660 --> 20:52.700
‫آهای، لین! کجا رفتن؟!

20:55.160 --> 20:57.250
‫دیگه نمی‌تونم نوشیدنی بخورم...

20:57.250 --> 21:00.830
‫لعنتی، اون زنه!

21:00.830 --> 21:03.830
‫باشه باشه، بخور بره!

21:07.040 --> 21:09.450
‫بلند شین! باید بریم دنبالشون!

21:32.580 --> 21:34.330
‫اونا در نمی‌رن!

21:34.330 --> 21:35.950
‫صـ- صبرکن...

21:35.950 --> 21:38.080
‫ستوان... لطفا صبر کنین!

21:38.080 --> 21:40.370
‫غرغر بسه! عجله کنین!

21:57.830 --> 22:01.450
‫آهای! منو ببین! چه اتفاقی افتاد؟!

22:02.450 --> 22:05.620
‫لـ- لیندن...

22:06.000 --> 22:21.000
.::   @bollbolljan_com  ::.

22:21.080 --> 22:23.750
‫شهرِ «لیندن»...

22:23.750 --> 22:25.830
‫چه اتفاقی افتاد...؟

22:35.660 --> 22:38.500
‫هیچ راهی برای شکست‌دادن هیولایی که
‫از اعماق جهنم احیا شد وجود داره؟!

22:38.500 --> 22:41.540
‫جیل شکست نخورده لیوانو می‌گیره،
‫بدون هیچ برنامه یا راهبردی برای پیروزی!

22:41.540 --> 22:43.830
‫قسمت بعد، «جیل می‌میره»! به سلامتی دوئل!

22:43.830 --> 22:46.870
‫عوضی! خیلی مونده تا کارمون تموم... آی.

22:46.870 --> 22:49.910
‫قسمت بعد، «هیولای ابیس.» شب بخیر، جیل.