﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:20.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:22.330 --> 00:23.330
‫هیچ بازمانده‌ای...

00:23.330 --> 00:25.120
‫وحشتناکه...

00:32.290 --> 00:34.540
‫حالتون خوبه...؟

00:34.540 --> 00:36.200
‫امکان نداره...

00:43.200 --> 00:46.700
‫این علائم دیگه چی‌ان...؟

00:46.700 --> 00:49.370
‫ستوان، اینطرف!

00:50.540 --> 00:54.660
‫«لیندن» شهری‌ـه که به خاطر دریاچه زیباش مشهوره!

00:54.660 --> 00:59.080
‫در عوض... دریاچه از بین رفته...
‫و این...

00:59.080 --> 01:01.450
‫یه گودالِ... بزرگ...؟

01:01.450 --> 01:04.160
‫این دیگه چیه...؟

02:39.290 --> 02:41.870
‫اینجا قبلا دریاچه بوده...؟

02:41.870 --> 02:45.830
‫نمیشه تو تاریکیش دید.
‫چه اتفاقی داره میوفته؟!

02:47.250 --> 02:50.500
‫میگم، ستوان یعنی ممکنه این...

02:50.500 --> 02:52.000
‫... «ابیس» باشه؟

02:50.500 --> 02:52.000
‫مترجم: ابیس یا همون گودال یا پرتگاه...

02:53.160 --> 02:55.450
‫گفتی... «ابیس»...؟

02:58.370 --> 03:01.200
‫ستوان! یه بازمانده.

03:04.080 --> 03:07.370
‫آهای! اینجا چه اتفاقی افتاده؟

03:07.370 --> 03:12.040
‫این گودال... یه شیطان ازش اومد بیرون!

03:13.370 --> 03:16.660
‫یه شیطان! از «ابیس»!

03:18.000 --> 03:24.910
‫یه روز آروم بود... من و همراهام از نهار لذت می‌بردیم...

03:28.000 --> 03:33.500
‫... بعدش، زمین یدفعه‌ای شروع به لرزیدن کرد...

03:33.500 --> 03:35.200
‫وقتی متوجه شدم...

03:35.200 --> 03:39.660
‫... دریاچه با یه گودال جایگزین شد.

03:39.660 --> 03:43.250
‫اون اومد... اون...
‫یه شیطان...

03:43.250 --> 03:45.910
‫آروم باش!
‫این «شیطان» که میگی چیه؟

03:45.910 --> 03:49.700
‫اون الان تو شکه‌ قربان،
‫نمی‌تونه درست فکر کنه...

03:49.700 --> 03:52.500
‫بگو ببینم!
‫چی دیدی؟

03:52.500 --> 03:57.250
‫یه شیطان. یه هیولای وحشتناک...

04:18.870 --> 04:20.410
‫ما سخت جنگیدیم...

04:20.410 --> 04:24.250
‫اما شمشیر و تیرکمان‌ـمون و هر چیز دیگه‌ای اثر نداشت...

04:24.250 --> 04:29.790
‫جهنم بود... زن‌ها و بچه‌ها...
‫زنده زنده تو آتیشی که ازش بیرون می‌اومد سوختن...

04:29.790 --> 04:31.790
‫غیرممکنه.

04:31.790 --> 04:34.830
‫این درسته که شهر از بین رفته.

04:34.830 --> 04:36.660
‫واقعا یه شیطان بوده؟

04:36.660 --> 04:41.910
‫نه، چیزی که محتمل‌تره،
‫یه «بلت هولدر»ـه!

04:41.910 --> 04:46.120
‫یه «بلت هولدر» با نوعی قدرت مبتنی بر آتش یه طوری...

04:46.120 --> 04:49.370
‫نه! اون یه انسان نبود!
‫یه شیطان بود...

04:49.370 --> 04:50.660
‫- آروم باش!

04:50.080 --> 04:50.660
‫جور دیگه‌ای ممکن نیست!
‫شیطانِ «ابیس»...

04:50.660 --> 04:54.160
‫جور دیگه‌ای ممکن نیست!
‫شیطانِ «ابیس»...

04:54.160 --> 04:56.500
‫داشت پرواز می‌کرد...

04:57.500 --> 05:00.000
‫ستوان!
‫باید اول ازش مراقبت کنیم.

05:00.000 --> 05:02.000
‫یه شهر دیگه نزدیک اینجاس.

05:02.000 --> 05:03.830
‫ببریمش اونجا!

05:04.830 --> 05:06.290
‫باشه...

05:11.200 --> 05:12.500
‫پرواز می‌کرد...؟

05:12.500 --> 05:21.410
‫تا اونجایی که میدونم، هیچ نظامی یا «بلت هولدر»ـی نمی‌تونه پرواز کنه...

05:21.410 --> 05:26.700
‫پرواز و حتی مطالعه روی نحوه‌ی پرواز اینجا ممنوعه!

05:26.700 --> 05:31.500
‫پرواز یه فعالیتِ منحصر به پرندگانه.

05:31.500 --> 05:36.200
‫پس واقعا یه «شیطان» از یه جهان دیگه از «ابیس» اومده بیرون...؟

05:36.200 --> 05:42.370
‫نه، فقط یه مرد است که...
‫به پرواز کردن معروفه...

05:43.870 --> 05:46.660
‫نانا- سان، من گرسنمه!

05:46.660 --> 05:49.540
‫هیشکی مجانی غذا نمی‌خوره.

05:52.330 --> 05:54.250
‫همشون پوست بگیر.

05:54.250 --> 05:55.410
‫هـــا؟

05:55.410 --> 05:56.950
‫غر زدنو بذار کنار!

05:56.950 --> 05:58.620
‫بعدش می‌تونم غذا بخورم؟

05:58.620 --> 06:00.040
‫در موردش فکر می‌کنم.

06:00.040 --> 06:01.700
‫جدی میگی؟

06:04.120 --> 06:08.250
‫ببخشید، این اطراف دکتر هست؟

06:08.250 --> 06:10.660
‫آهان، یکی دقیقا اون طرف-

06:10.660 --> 06:12.160
‫ها؟ پودینگ؟

06:12.160 --> 06:13.660
‫آقای پودینگ.

06:13.660 --> 06:15.330
‫چطوری؟

06:15.330 --> 06:16.910
‫نگو که...

06:22.660 --> 06:24.410
‫میدونستم...

06:34.540 --> 06:36.160
‫حالش چطور بود؟

06:36.160 --> 06:38.330
‫زندگیش دیگه در خطر نیست.

06:38.330 --> 06:40.000
‫خوشحال شدم.

06:40.000 --> 06:43.790
‫پس تنها مشکل باقی‌مونده...

06:45.870 --> 06:48.450
‫ستوان- سان، می‌خوای بنوشی؟

06:48.450 --> 06:49.830
‫نه!

06:49.830 --> 06:53.540
‫باید بخاطر اینکه کاری کردم از هوش بره
‫و رهاش کردیم عصبانی باشه.

06:53.540 --> 06:54.910
‫واضحه!

06:54.910 --> 06:57.000
‫منم عصبانیم.

06:57.000 --> 06:57.950
‫متاسفم.

06:57.950 --> 07:00.700
‫فکر کنم بهترین نقشه‌مون نبود...

07:02.120 --> 07:04.000
‫دیگه بازی بسه...

07:06.910 --> 07:08.370
‫ستوان.

07:09.370 --> 07:11.120
‫هینا- چان، پشتم وایسا.

07:11.120 --> 07:12.290
‫ها؟

07:17.700 --> 07:23.200
‫یه شهر کامل نابود شده.
‫خیلی از مردمِ بی‌گناه کشته شدن.

07:23.200 --> 07:28.620
‫نمی‌تونم این تقصیرهارو رو حساب یه شیطانِ خیالی بذارم...

07:30.080 --> 07:33.160
‫به نظر جدی میای.

07:35.290 --> 07:37.000
‫شیطانِ «ابیس».

07:38.910 --> 07:41.910
‫اون دیگه چیه؟

07:41.910 --> 07:45.410
‫می‌دونم این کارِ تو نبوده.

07:45.410 --> 07:49.660
‫تو صرفا فقط می‌پری.
‫نمی‌تونی پرواز کنی.

07:49.660 --> 07:55.080
‫اما تو یه چیزی می دونی و من باید اون اطلاعات رو ازت بیرون بکشم.

08:00.540 --> 08:05.040
‫شما دوتا دیگه کافیه!
‫کار و کاسبیمو مختل کردید.

08:19.790 --> 08:23.620
‫از خرِ شیطون بیا پایینو از اینا لذت ببر.

08:23.620 --> 08:25.830
‫دوباره می‌خوای منو بیهوش کنی؟

08:25.830 --> 08:28.040
‫انقدر سفت و سخت نباش.

08:28.040 --> 08:32.040
‫مترجم: «ناپیتا» نوعی نوشیدنی الکلی!

08:28.040 --> 08:32.040
‫«ناپیتا» برا هر دردی دواس!

08:37.790 --> 08:41.040
‫هر چی ناپیتا داری رو کن.

08:41.040 --> 08:42.620
‫با کمال میل!

08:51.410 --> 08:55.160
‫می‌خوای منو اغوا کنی تا ازم  حرف بکشی؟

08:55.160 --> 08:57.500
‫خیلی شیطونی:) (منحرفی)

08:57.500 --> 09:00.500
‫می‌تونم با زورم این کارو بکنم، اما...

09:00.500 --> 09:04.330
‫اوه، ستوان.

09:04.330 --> 09:07.080
‫این چیه دیگه پوشیدی؟

09:07.080 --> 09:12.950
‫خوب... این... نانا-سان کمک می‌خواست، پس...

09:12.950 --> 09:16.330
‫باهاش مشکلی داری؟

09:16.330 --> 09:18.120
‫باشه.

09:18.120 --> 09:21.120
‫من حساب می‌کنم، از نوشیدنی‌ها لذت ببر.

09:21.120 --> 09:24.540
‫وگرنه... میدونی که عواقبش چیه.

09:25.580 --> 09:30.120
‫خب، فکر کنم پیشنهادتو باید قبول کنم.

09:30.120 --> 09:34.120
‫اما از شیوه‌ی گروگان‌گیریت تقدیر نمی‌کنم.

09:34.120 --> 09:37.870
‫حداقل تو یه چی تفاهم داریم.
‫منم ازت خوشم نمیاد.

09:47.000 --> 09:50.870
‫حالا، سوال من.
‫تو کی هستی؟

09:51.870 --> 09:53.120
‫من...

09:54.830 --> 09:58.040
‫بعضی از روزا، یه پودینگ زیبا با رنگ و لعاب اندوهم.

09:58.040 --> 10:02.620
‫بعضی از روزا هم، کلاغ‌سیاهِ عدالتم... یا همچین چیزی.

10:04.160 --> 10:08.040
‫که اینطور... هنوز به اندازه کافی نخوردی.

10:12.160 --> 10:16.200
‫هدفت چیه؟
‫چرا ارتش دنبال توئه؟

10:16.200 --> 10:19.290
‫زیادی خفنم.

10:19.290 --> 10:21.580
‫به هرحال، ستوان- سان...

10:21.580 --> 10:23.950
‫چجوریه که انقدر آروم می‌نوشی؟

10:26.540 --> 10:29.830
‫حله... سوال پرسیدن باشه واسه بعد.

10:31.370 --> 10:32.200
‫خیلی کندی!

10:32.200 --> 10:33.250
‫خیلی کندی!

10:33.250 --> 10:34.080
‫نه!

10:34.080 --> 10:35.870
‫کندی، کندی!

10:37.080 --> 10:39.330
‫من بردم!

10:39.330 --> 10:41.950
‫هی، اون دفعه من تندتر بودم.

10:41.950 --> 10:43.870
‫نه، من سریع‌تر بودم.

10:46.200 --> 10:47.870
‫یکی دیگه هم قایمکی بهشون اضافه کن.

10:47.870 --> 10:50.450
‫چی؟! تقلب می‌کنی.

10:53.040 --> 10:54.910
‫پسرن دیگه...

10:56.830 --> 11:01.950
‫وقتی «لین» رو نجات دادی،
‫از من سریعتر بودی.

11:01.950 --> 11:07.450
‫شماره من 12500ـه، شماره تو 5700ـه
‫چطوری؟

11:07.450 --> 11:09.540
‫اینجوریاس؟

11:12.500 --> 11:18.700
‫تو قدرت واقعیتو داشتی مخفی می‌کردی. تو یه جوری
‫یه «بلت» مخفی تو آستینت داشتی و ازش استفاده کردی.

11:18.700 --> 11:20.580
‫درسته؟

11:20.580 --> 11:22.410
‫این تنها «بلتِ» منه!

11:22.410 --> 11:23.660
‫چطوری باورت کنم؟!

11:23.660 --> 11:25.910
‫تو خیلی غیرقابل اعتمادی...

11:25.910 --> 11:31.250
‫چیزی که باور دارم... اینه که تو
‫یه «بلت هولدر» معمولی نیستی.

11:31.250 --> 11:34.660
‫پس فکر می‌کنی من چی‌ام؟

11:34.660 --> 11:37.910
‫ستاره افسانه‌ای!

11:38.750 --> 11:40.750
‫

11:40.750 --> 11:46.120
‫ناموسا؟ از 300 سال قبل‌تر؟

11:46.120 --> 11:49.200
‫اعلامیۀ تحت‌ تعقیب اینو می‌گه!

11:49.200 --> 11:52.080
‫هــا؟ تو هم باور کردی؟

11:52.080 --> 11:54.950
‫چطور می‌تونم همچین اراجیف پوچیو
‫باور کنم؟

11:54.950 --> 11:57.830
‫تو این یکی باهات موافقم.

12:00.910 --> 12:07.410
‫ولی دستور ارشد‌هام اینه که
‫ستارۀ افسانه‌ای، لیچت باخ رو دستگیر کنم.

12:11.160 --> 12:13.160
‫کی هستی عوضی؟

12:14.330 --> 12:16.910
‫بیخیال، بیخیال، بیشتر بخور.

12:16.910 --> 12:18.830
‫توی عوضیم بخور!

12:26.500 --> 12:29.250
‫جوابمو بده! تو کی هستی عوضی؟!

12:29.250 --> 12:34.790
‫به این زودی مست شدی؟ مثل یه سرخوش
‫می‌مونی، هی یه سوالو پشت هم تکرار می‌کنی.

12:34.790 --> 12:36.700
‫به خاطر اینه که از سوالام طفره می‌ری!

12:36.700 --> 12:41.200
‫طفره می‌رم؟! عه، پس داری
‫تقصیرو می‌ندازی گردن من؟

12:41.200 --> 12:44.330
‫«عقاید»ـت این شکلی بود؟

12:44.330 --> 12:49.080
‫چطور جرأت می‌کنی به
‫عقاید من توهین کنی!

12:49.080 --> 12:52.370
‫بیا، می‌بینی چقدر عصبانی کردنت راحته؟

12:52.370 --> 12:55.290
‫جرم‌ـو محکوم کن، نه آدمو.

12:55.290 --> 12:58.040
‫نمی‌تونی یه کم آدم بزرگه باشی؟

12:58.040 --> 13:00.250
‫تو لیاقت ترحم نداری!

13:00.250 --> 13:02.870
‫واسۀ همینه که فکر می‌کنم
‫قلب کوچیکی داری.

13:02.870 --> 13:08.200
‫می‌گم، چرا از الان به جای جیل آهنی،
‫به خودت نمی‌گی جیل کوچولو؟

13:08.200 --> 13:09.330
‫پر از کنایه‌س!

13:09.330 --> 13:12.370
‫عـ... عوضـی!

13:12.370 --> 13:15.080
‫بیخیال، بیخیال،  انقدر هیجان‌زده نشو.

13:15.080 --> 13:17.250
‫مراقب فشار خونت باش!

13:17.250 --> 13:19.500
‫یه نوشیدنی بخور و آروم شو!

13:20.870 --> 13:22.870
‫من آرومم!

13:26.370 --> 13:28.700
‫عجب مشروب‌خور خوبی هستی!

13:31.870 --> 13:35.000
‫همم؟! داری مجبورم می‌کنی تنهایی بخورم!

13:35.000 --> 13:40.080
‫می‌بینی؟ بازم به من مشکوک شدی!
‫عادت بدیه، جیل- چان!

13:40.080 --> 13:42.500
‫انقدر به یه حالت عحیب
‫بهم اشاره نکن!

13:42.500 --> 13:46.410
‫من وقت ندارم با جک‌های مزخرفت
‫کنار بیام!

13:46.410 --> 13:51.250
‫مردباش، با تمام قدرتت باهام روبرو شو!
‫باهام بجنگ!

13:51.250 --> 13:54.000
‫حرفای دلمو زدی، آقای ستوان.

14:00.000 --> 14:02.000
‫واقعا کار درست اینه؟

14:02.000 --> 14:07.160
‫فکر می‌کنم ستوان هم یه
‫نوشیدنی لازم داشت...

14:07.160 --> 14:11.080
‫...بعد از دیدن چیزی که تو لیندن دیدیم.

14:11.080 --> 14:13.120
‫منم..

14:27.160 --> 14:30.410
‫نانا-سان، خطرنا...

14:30.410 --> 14:32.500
‫بهت‌زدگی!

14:32.500 --> 14:37.370
‫خــب، وقتشه به اون پسرا نشون بدم
‫چجوری مثل یه آدم بزرگ مشروب بخورن!

14:37.370 --> 14:39.290
‫سـلام! خوش‌می‌گذره؟

14:39.290 --> 14:40.330
‫چی می‌خوای عوضی؟

14:40.330 --> 14:42.080
‫ای وای! نانا- سان اومد!

14:42.080 --> 14:45.450
‫تو دعوای جدی ما پارازیت ننداز!

14:45.450 --> 14:48.540
‫بابت نوشیدنیا ممنون، آقای ستوان!

14:53.410 --> 14:54.750
‫چی می‌خوای عوضی؟!

14:54.750 --> 14:58.910
‫- بیخیال، بخور، بخور! صفاکن، عشق‌کن!

14:58.910 --> 14:59.750
‫- رفتار نانا- سان عوض بشو نیست.
‫- بیخیال، بخور، بخور! صفاکن، عشق‌کن!

14:59.750 --> 15:00.830
‫- رفتار نانا- سان عوض بشو نیست.
‫- ببین قیافت چقدر نازه!

15:00.830 --> 15:03.160
‫- امیدوارم حالشون خوب باشه...
‫- ببین قیافت چقدر نازه!

15:06.250 --> 15:08.040
‫هینا- چان، پشتم قایم شو!

15:08.040 --> 15:09.330
‫ها؟

15:09.330 --> 15:15.290
‫<i>می‌دونستی، منم اونجا بودما...</i>

15:15.290 --> 15:19.580
‫می‌گم هینا- چان، تو و پودینگ...؟

15:19.580 --> 15:21.120
‫پودینگ؟

15:21.120 --> 15:24.290
‫چقدر باحاله که به لیچت- سان می‌گین «پودینگ».

15:24.290 --> 15:26.830
‫خب راجع به لیچت- سان چی می‌خواستی بپرسی؟

15:26.830 --> 15:30.750
‫عه، نه، چیزی... چیزی نیست...

15:30.750 --> 15:32.000
‫لین- سان؟

15:32.000 --> 15:36.200
‫اون، یه کم ناپیتای سنگین خوردم، برا همین...

15:36.200 --> 15:37.620
‫آب می‌خوام...

15:37.620 --> 15:39.160
‫بفرمایید!

15:41.580 --> 15:45.750
‫ای تف... خیلی ریزه میزه و نازه...

15:45.750 --> 15:51.000
‫حالت خوبه؟ لطفا درجا بهم
‫بگو اگه احساس ناراحتی کردی.

15:51.000 --> 15:54.790
‫اه... ممنونم...

15:54.790 --> 15:58.580
‫حالتون خوبه؟!

15:58.580 --> 16:01.290
‫چقدر جذابه...

16:01.290 --> 16:06.750
‫می‌دونستم. آره. فهمیده بودم.

16:06.750 --> 16:13.790
‫ولی... منم کلی خاطره با پودینگ دارم.

16:16.750 --> 16:18.080
‫می‌گم...

16:19.080 --> 16:22.120
‫ولی گمون نکنم بشه...

16:26.790 --> 16:29.160
‫صبرکن، اون...!

16:32.120 --> 16:33.620
‫وای، نه!

16:34.870 --> 16:36.700
‫هینا- چان!

16:37.830 --> 16:41.950
‫ولی، باز... بازم...

16:41.950 --> 16:47.000
‫فکر کنم عادت من نباشه
‫بذارم سرکوفت خورده بمونه.

16:47.000 --> 16:50.080
‫اه، ام... بله.

16:50.080 --> 16:56.790
‫مـ- من... نـ- نمی...

16:59.080 --> 17:00.750
‫نمی‌بازم!

17:00.750 --> 17:03.620
‫ام، دقیقا چیو...؟

17:03.620 --> 17:05.410
‫گل گفتی!

17:07.000 --> 17:12.160
‫دخترا باید جربزه داشته باشن!
‫عاشق مسابقه‌های اینجوریم!

17:12.160 --> 17:13.080
‫موفق باشین!

17:13.080 --> 17:14.450
‫بـ- بله!

17:14.450 --> 17:16.080
‫هینا، تو هم کم‌نیار!

17:16.080 --> 17:17.870
‫می‌گم، راجع به چی...؟

17:17.870 --> 17:20.870
‫خــب، شما دوتا! بخـوریـن!

17:20.870 --> 17:22.750
‫ها؟

17:25.410 --> 17:27.120
‫بدک نبود، آقای ستوان.

17:27.120 --> 17:28.750
‫تو هم همینطور عوضی.

17:44.830 --> 17:46.080
‫- پودینگ!
‫- لیچت- سان؟!

17:46.080 --> 17:48.040
‫- حالتون خوبه؟!
‫- حالتون خوبه؟!

17:51.370 --> 17:52.870
‫وُو.

17:58.450 --> 18:00.370
‫بفرما اینجا!

18:01.660 --> 18:03.450
‫خوبی...؟

18:03.450 --> 18:07.250
‫پودینگ؟ خوابت برد؟

18:07.250 --> 18:10.660
‫آی، جوونی چقدر قشنگه...

18:13.200 --> 18:16.450
‫حالا بیخیال، بازم بخور.

18:16.450 --> 18:18.250
‫دیگه نه!

18:21.290 --> 18:23.080
‫چیه...؟

18:24.620 --> 18:26.330
‫ستوان جیل!

18:26.330 --> 18:27.450
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟!

18:27.450 --> 18:30.950
‫دردسره! به این شهرم اومده!

18:43.330 --> 18:45.160
‫این سوراخ...

18:45.160 --> 18:47.790
‫مثل همونیه که تو لیندن دیدم.

18:47.790 --> 18:49.950
‫چه اتفاقی داره می‌افته...؟

18:49.950 --> 18:54.750
‫باید چی‌کار کنیم؟
‫به مرکز اطلاع بدیم؟

18:54.750 --> 18:58.910
‫صبرکن. یه چیزی می‌شنوم.

19:04.870 --> 19:08.540
‫هیولای ابیسه...

19:08.540 --> 19:11.580
‫آهای، تو باید توی تخت باشی!

19:13.910 --> 19:17.370
‫این صدا، همون صدای توی لیندنه...!

19:17.370 --> 19:19.120
‫گفتی هیولای ابیس؟

19:20.290 --> 19:22.250
‫همه‌ـمونو می‌کشه!

19:22.250 --> 19:26.330
‫زن‌ها، بچه‌ها، همۀ آدمای توی شهر!

19:26.330 --> 19:30.250
‫راه فراری نیست، راه فراری نیست!

19:33.290 --> 19:34.870
‫همه گوش بدین!

19:34.870 --> 19:38.450
‫من ستوان ارشد جیل از گروهان گفنگنیس هستم.

19:38.450 --> 19:42.750
‫مردمو خارج کنید! کسایی که سپر دارن،
‫سوراخو محاصره کنید!

19:42.750 --> 19:44.620
‫کسایی که کمان دارن،
‫آمادۀ آتش!

19:44.620 --> 19:49.580
‫هرچیزی که از این سوراخ بیرون اومد،
‫بهش شلیک کنید!

19:49.580 --> 19:51.330
‫بله، قربان!

19:57.290 --> 20:00.910
‫این صدا... یعنی ممکنه...؟

20:00.910 --> 20:04.120
‫نه، جیل!
‫همه‌ـرو ببر عقب!

20:04.120 --> 20:05.410
‫چی؟!

20:05.410 --> 20:10.330
‫عوضی! آخرشم راجع به هیولای ابیس
‫خبرداشتی، مگه نه؟

20:10.330 --> 20:16.580
‫ولی... نمی‌تونه باشه... امکان نداره.

20:16.580 --> 20:19.540
‫اون چیزا... اون موقع، همه‌ـشون...

20:19.540 --> 20:22.410
‫بگو! هیولای ابیس چیه؟

20:22.410 --> 20:25.620
‫قربان، داره میاد بیرون!

20:33.200 --> 20:35.910
‫این چیه...؟

20:46.620 --> 20:53.120
‫چجوری... چجوری این چیزا
‫هنوزمی‌تونن پرواز کنن...؟

20:53.120 --> 20:59.000
‫همۀ این چیزا توی اون جنگ
‫از بین رفته بودن...

21:01.920 --> 21:04.920
‫قسمت 8

21:01.920 --> 21:04.920
‫ هیولای ابیس

21:05.920 --> 21:35.920
‫.::   @bollbolljan_com  ::.

22:35.580 --> 22:39.040
‫توی یه شهر گرفتار شعله‌ها، مردِ آهن
‫با آخرین نبردش روبرو می‌شه!

22:39.040 --> 22:41.660
‫یعنی جیل کور و چشم بسته
‫شانسی برای برد داره؟!

22:41.660 --> 22:42.790
‫عینکم کجاست؟

22:42.790 --> 22:45.000
‫قسمت بعد، «جیل دوباره می‌میره»!

22:45.000 --> 22:48.500
‫اون قرار نیست بمیره!
‫قسمت بعد، «غارتگر.»

22:48.500 --> 22:49.870
‫عینکم کجاست؟