﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:14.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:14.580 --> 00:19.040
‫اون ماسک... این واقعا خودتی، فرمانده.

00:19.040 --> 00:22.750
‫حالا بکش!
‫منو بکش!

00:35.540 --> 00:42.540
‫هی «سونوهارا»، قانونی که وقتی دو ستاره
‫با هم مبارزه می‌کنن رو فراموش نکن.

00:44.750 --> 00:46.580
‫بگو...

00:46.580 --> 00:48.790
‫... اون کلمات رو.

00:51.700 --> 00:53.250
‫باشه...

00:54.750 --> 00:59.540
‫«همه‌ی ستاره‌هامو میذارم وسط»

01:01.290 --> 01:05.410
‫منم همینطور...
‫همش رو[شرط می‌بندم]

01:20.000 --> 01:21.790
‫«قمار ستاره»؟!

01:23.040 --> 01:26.000
‫شروع کنیم، سنپای.

01:26.000 --> 01:28.450
‫باشه، «سونوهارا».

03:15.040 --> 03:18.370
‫این ستاره‌ی افسانه‌ایه...

03:18.370 --> 03:21.330
‫درسته، مبارزه‌ای بینِ دو ستاره‌ی افسانه‌ای.

03:21.330 --> 03:27.040
‫نبردی که تا زمانیکه یکی از اون‌ها بمیره، ادامه داره.

03:29.450 --> 03:32.620
‫پـ...پودینگ مشکلی براش پیش نمیاد...

03:32.620 --> 03:34.000
‫من مطمئن نیستم...

03:34.000 --> 03:34.950
‫ها؟

03:34.950 --> 03:41.370
‫«شماره»‌ی اون... 32000ـه.

03:41.370 --> 03:46.790
‫«شماره»ی لیچت- سان فقط 5700ـه...

03:53.370 --> 03:54.790
‫پودینگ؟!

03:58.580 --> 03:59.450
‫لیچت- سان!

03:59.450 --> 04:01.790
‫امکان نداره اون ببازه!

04:01.790 --> 04:03.910
‫حداقل نه به این آسونیا...

04:03.910 --> 04:06.660
‫همیشه فکر می‌کردم که جور در نمیاد...

04:06.660 --> 04:12.250
‫پودینگ- نی‌سان تو یه سطح با ستوان جیل مبارزه کرد.

04:12.250 --> 04:17.040
‫اون 5700 بود در مقابلِ 12500...

04:17.040 --> 04:20.580
‫اختلافشون بیش از دو برابره!

04:20.580 --> 04:23.080
‫این غیرممکنه.

04:23.080 --> 04:24.660
‫پس چطور...؟

04:24.660 --> 04:27.160
‫فقط یه احتمال وجود داره...

04:29.410 --> 04:32.200
‫همینطوره، درسته؟
‫نه- سان؟

04:34.500 --> 04:38.250
‫پودینگ‌- نی‌سان داره قدرت واقعیش‌ُ مخفی می‌کنه.

04:38.250 --> 04:39.450
‫ها...؟

04:41.370 --> 04:43.160
‫لیچت- سان!

05:02.250 --> 05:03.620
‫لیچت- سان...؟

05:03.620 --> 05:04.950
‫پودینگ...

05:21.500 --> 05:25.500
‫نـ... نگاه کنید!
‫«شماره»ی لیچت- سان...

05:28.250 --> 05:29.750
‫داره زیاد میشه!

05:30.790 --> 05:33.580
‫نه...!
‫این امکان نداره!

05:33.580 --> 05:35.330
‫نه...

05:35.330 --> 05:37.370
‫این یه «ستاره»ـس!

05:40.750 --> 05:45.950
‫این‌ها افرادی هستند که با عنوان
‫«ستاره‌ی افسانه‌ای» یاد میشن.

06:00.160 --> 06:03.580
‫فرمانده... زیباس...

06:03.580 --> 06:08.620
‫می‌تونم حسش کنم...
‫نیتِ خالص و واضح کشتن‌ـت رو...

06:08.620 --> 06:14.160
‫تو بالاخره... بالاخره می‌خوای منو بکشی، درسته؟

06:14.160 --> 06:15.950
‫خیلی خوش‌حالم.

06:24.500 --> 06:26.160
‫فرمانده؟!

06:35.250 --> 06:37.330
‫فایده‌ای نداره، فرمانده...

06:37.330 --> 06:40.450
‫گلوله‌های من هر جا که بری تو رو
‫تعقیب می‌کنن، تا زمانیکه...

07:02.950 --> 07:05.000
‫... این دیگه زیادی‌ـه.

07:05.000 --> 07:06.910
‫باور نکردنی‌ـه...

07:10.160 --> 07:15.000
‫این... این دیگه...
‫لیچت- سان نیست!

07:15.000 --> 07:16.330
‫همگی!

07:16.330 --> 07:19.000
‫همین الان از لیچت دور شید.

07:19.000 --> 07:20.160
‫ها؟

07:32.330 --> 07:34.250
‫لیچت قبلا گفت...

07:34.250 --> 07:40.660
‫با آزادسازی قدرت «ستاره» یه شخصیت دیگه به روی کار میاد.

07:40.660 --> 07:42.370
‫یه شخصیت دیگه؟

07:42.370 --> 07:44.120
‫درسته...

07:44.120 --> 07:48.830
‫از نیت آدم‌کشی...
‫که زیر سرِ «شومرمن»ـه.

07:48.830 --> 07:51.660
‫«شومرمن»...؟

07:56.790 --> 08:01.080
‫لیچت دیگه اون لیچت‌ـی که می‌شناختید نیست!

08:06.290 --> 08:12.290
‫در حال حاضر لیچت، هیولایی‌ـه که هر کی
‫اطرافش باشه، چه دوست چه دشمن، رو می‌کشه.

08:12.290 --> 08:15.330
‫تا زمانیکه از فرط خستگی از حال بره.

08:42.370 --> 08:45.000
‫نگاه کنید!
‫شمارش...

08:47.950 --> 08:51.750
‫اون هم تحت کنترل شخصیت دیگه‌ای بود.

08:51.750 --> 08:55.200
‫برای اینکه قدرتی بسیار فراتر از حدش رو بیرون بکشه!

08:55.200 --> 08:58.120
‫اون بالاخره به «خود» واقعیش برگشت.

09:02.870 --> 09:04.790
‫من... کجام؟!

09:15.290 --> 09:17.200
‫یبار لیچت گفت...

09:17.200 --> 09:22.580
‫... در بین «ستاره»ها دختری بود که
‫تا آخر کسی رو نکشت.

09:22.580 --> 09:26.750
‫اون همیشه می‌ترسید و مردم اونو
‫«بدرد نخور» صداش میزدن.

09:26.750 --> 09:29.910
‫اما اون مهربان‌ترین فردِ گروه بود.

09:37.790 --> 09:40.370
‫از این کارشون قسر در نمیرن...

09:40.370 --> 09:41.580
‫ها؟

09:41.580 --> 09:46.040
‫اون‌ها برای اینکه قدرتش رو بزور بیرون
‫بکشن، از یه ماده مخدر استفاده کردن.

09:46.040 --> 09:49.830
‫تا اونو علیهِ لیچت قرار بدن و لیچت رو
‫به همون هیولایی که قبلا بود تبدیل کنن.

09:49.830 --> 09:51.290
‫کار اوناس!

10:00.540 --> 10:02.950
‫هی، سونوهارا.

10:02.950 --> 10:05.450
‫چرا گریه می‌کنی؟

10:05.450 --> 10:07.370
‫ما در جنگیم.

10:07.370 --> 10:10.540
‫ریهیتو- سنپای...

10:10.540 --> 10:13.080
‫مـ... من...

10:13.080 --> 10:17.120
‫مثل همیشه...
‫چهار چشمِ بدرد نخور...

10:23.830 --> 10:26.290
‫بس کن، پودینگ.

10:26.290 --> 10:27.750
‫تو هم یه دشمنی؟

10:27.750 --> 10:28.950
‫ها؟

10:30.040 --> 10:31.500
‫دشمنی...؟

10:32.250 --> 10:33.540
‫وایسا، نی‌سان-

10:33.540 --> 10:35.500
‫تو هم یه دشمنی؟

10:37.750 --> 10:42.830
‫دشمنارو می‌کشم...
‫دشمنارو می‌کشم...

10:42.830 --> 10:45.160
‫دشمنارو...
‫می‌کشم...

10:45.160 --> 10:50.080
‫می‌کشم، می‌کشم، می‌کشم، می‌کشم،می‌کشم، می‌کشم...

10:48.540 --> 10:50.080
‫- نه!

10:51.620 --> 10:53.700
‫نمی‌تونید اینکارو بکنید، لیچت- سان.

10:55.080 --> 10:56.870
‫ازش دور شو، هینا!

10:56.870 --> 11:02.160
‫لطفا، به خودِ همیشگیت برگرد
‫لیچت- سان...

11:02.160 --> 11:06.540
‫که اینطور... تو یه دشمنی.

11:07.790 --> 11:09.620
‫هینا!

11:13.330 --> 11:18.290
‫من دشمنِ تو هستم، ریهیتو- سنپای!

11:22.290 --> 11:23.950
‫هینا- چان!

11:23.950 --> 11:25.370
‫هینا- چان حالت خوبه؟

11:25.370 --> 11:26.660
‫هینا!

11:29.410 --> 11:32.450
‫الان تا می‌تونی... فرارکن...

11:32.450 --> 11:34.450
‫و- ولی...

11:40.200 --> 11:43.790
‫ریهیتو- سنپای...

11:50.830 --> 11:58.830
‫سنپای، منو یادتون میاد؟

11:58.830 --> 12:03.700
‫منم، سونوهارا... یک سال زیردستتون...

12:04.910 --> 12:09.040
‫300 ساله که انتظار دیدنتُ می‌کشیدم...

12:09.040 --> 12:14.370
‫ولی الان قراره منُ بکشین.

12:14.370 --> 12:17.370
‫بس‌کن! همین الان تمومش کن!

12:21.700 --> 12:24.000
‫اشکالی نداره...

12:24.000 --> 12:30.950
‫هرچی باشه، ما ستاره‌ها...
‫خیلی از مردم بی‌گناه گرفتیم...

12:30.950 --> 12:34.120
‫خیلی گرفتیم...

12:36.330 --> 12:40.500
‫ولی همه‌ـش یه خواسته دارم...

12:42.200 --> 12:45.120
‫اشکالی نداره اگه بعد مردنم انجامش بدی...

12:59.410 --> 13:04.790
‫فقط یه بار، ازت می‌خوام مثل قدیم...

13:05.950 --> 13:08.200
‫نه!

13:09.750 --> 13:11.580
‫ستوان جیل!

13:18.950 --> 13:22.700
‫حرومی... دشمنی...؟

13:24.830 --> 13:26.120
‫دشمنم.

13:29.290 --> 13:33.790
‫دشمن‌ها... دشمن‌ها رو بکش...!

13:35.120 --> 13:37.910
‫امتحانم کن، لیچت!

13:49.080 --> 13:51.040
‫دشمن‌ها رو... بکش!

13:51.040 --> 13:51.540
‫- خطرناکه!

13:51.540 --> 13:53.040
‫- فرارکن ستوان!
‫- خطرناکه!

14:11.950 --> 14:13.620
‫نه!

14:17.120 --> 14:21.500
‫نمی‌تونین... نمی‌تونین تو
‫همچین وضعیتی با ریهیتو- سنپای بجنگین...

14:21.500 --> 14:23.080
‫از سر راهم برو کنار.

14:23.080 --> 14:27.250
‫ببخشید... کافیه، به اندازه کافی تلاش  کردین.

14:27.250 --> 14:28.500
‫تو...

14:28.500 --> 14:34.250
‫ببخشید... ببخشید که بهتون شلیک کردم...

14:34.250 --> 14:36.450
‫برا همین...

14:36.450 --> 14:38.660
‫بهت گفتم از سر راهم برو کنار...

14:40.450 --> 14:42.080
‫شما دوتا، مراقب باشید!

14:53.580 --> 14:55.450
‫دیگه بسه.

14:58.620 --> 15:02.870
‫آهن من، عقیدۀ منه.

15:02.870 --> 15:05.000
‫تو هوم هو تونستی ببُریش، ولی

15:05.000 --> 15:07.700
‫الان حس نمی‌کنم در کل عقیده‌ای داشته باشی.

15:07.700 --> 15:09.080
‫خفه شو...

15:09.080 --> 15:10.500
‫یه شمشیر بی‌عقیده...

15:10.500 --> 15:12.500
‫خفه‌شو... خفه‌شو!

15:12.500 --> 15:14.410
‫...هیچوقت آهن منو شکست نمی‌ده!

15:17.700 --> 15:21.370
‫دشمن‌ها... همۀ دشمن‌هارو بکش!

15:21.370 --> 15:27.700
‫همه‌ رو بکش... همه، بکش، بکش، بکش، بکش-

15:27.700 --> 15:29.370
‫ساکت شو، احمق!

15:37.290 --> 15:41.160
‫جدی جنگیدنت اینه عوضی...؟

15:41.160 --> 15:45.080
‫تهدید به قتل یه زیردست که
‫به چشم الگو بهت نگاه می‌کنه...

15:45.080 --> 15:47.200
‫جدی بودنته عوضی؟!

15:50.370 --> 15:53.080
‫کنترل شدن توسط یه به اصطلاح «دگرشخصیت»...

15:53.080 --> 15:56.250
‫عدم توان مقاومت در برابر میل به قتل...

15:56.250 --> 16:00.620
‫اشک ریختن حین چرخوندن شمشیرت...
‫جدی بودنته عوضی؟!

16:04.040 --> 16:07.200
‫این جنگه...

16:12.200 --> 16:18.160
‫جنگ اگه دشمنا نمیرن تموم نمی‌شه...

16:18.160 --> 16:25.870
‫اگه من یه دشمن بکشم،
‫یه نفر دیگه از کشتن یکی معاف می‌شه...

16:25.870 --> 16:32.410
‫اگه دیگه دشمنی برای کشتن نمونه،
‫هیچکس لازم نیست یه آدمکش بشه...

16:32.410 --> 16:38.250
‫اگه من همۀ دشمن‌ها رو بکشم، دوستای...

16:38.250 --> 16:43.290
‫دوستای عزیزم لازم نیست قاتل بشن...

16:44.540 --> 16:47.290
‫پس...

16:47.290 --> 16:48.950
‫...من مجبورم!

16:49.120 --> 16:50.950
‫لیچت- سان...

16:50.950 --> 16:53.620
‫نیومدم اینجا تا به غرغرات گوش بدم...

16:53.620 --> 16:56.580
‫ولی اگه این چیزیه که جدا فکر می‌کنی،

16:56.580 --> 17:01.370
‫پس من باید طبق عقایدم عمل کنم
‫و بیشترین احترامُ بهت بذارم.

17:03.000 --> 17:05.450
‫آره... جیل.

17:09.500 --> 17:12.540
‫با هرچی بارته بیا وسط، لیچت.

17:12.790 --> 17:16.910
‫حالا من هم جدی‌ام!

18:29.330 --> 18:31.950
‫بیدار شدی؟ احمق.

18:40.870 --> 18:43.870
‫ببخشید، همگی...

18:48.040 --> 18:51.040
‫ولم کن، احمق!

18:51.040 --> 18:53.120
‫می‌گم...

18:54.410 --> 18:57.540
‫ممنونم...

19:03.540 --> 19:05.080
‫ستوان؟!

19:05.080 --> 19:06.040
‫- یه برانکارد برانکارد!

19:06.040 --> 19:06.830
‫- ببخشید! ببخشید!
‫- یه برانکارد برانکارد!

19:06.830 --> 19:08.540
‫- ببخشید! ببخشید!

19:25.330 --> 19:29.870
‫«روزی روزگاری، یه لاکپشت بود و یه خرگوش.

19:29.870 --> 19:37.040
‫یه روزی، خرگوش به لاکپشت گفت: خیلی کندی.
‫بعد لاکپشت گفت:

19:37.060 --> 19:45.790
‫لاکپشت و خرگوش

19:37.060 --> 19:45.790
‫لاکپشت و خرگوش

19:37.700 --> 19:43.330
‫پس بیا به بالای کوه مسابقه بدیم
‫ببینیم کی سریع‌تره.

19:43.330 --> 19:51.250
‫آن دو به سمت کوه دویدند.
‫خرگوش برای لاکپشت خیلی سریع بود.

19:51.250 --> 19:56.540
‫یعد یه ساحره آمد، و به لاکپشت گفت:

19:56.540 --> 20:02.580
‫اگه خون منُ بخوری،
‫از خرگوش خیلی سریع‌تر می‌شی.

20:02.580 --> 20:07.700
‫لاکپشت خیلی می‌خواست به خرگوش برسه،
‫پس خون ساحره رو خورد.»

20:09.000 --> 20:10.500
‫بعدش چی‌شد؟

20:10.500 --> 20:12.330
‫بعدش؟

20:12.330 --> 20:14.830
‫«لاکپشت، بعد خوردن خون ساحره،

20:14.830 --> 20:20.080
‫از پلک زدن چشم سریع‌تر شد، و به خرگوش رسید»...

20:23.080 --> 20:26.000
‫...«و خرگوشُ کشت.»

20:33.660 --> 20:35.540
‫عذر می‌خواهم.

20:35.540 --> 20:37.160
‫شکست خورد نه؟

20:37.160 --> 20:42.080
‫تداخل غیر منتظره‌ای رخ‌داد،
‫بعد سرگرد سونوهارا به انسانیت برگشت.

20:42.080 --> 20:43.700
‫خیلی ببخشید.

20:43.700 --> 20:48.750
‫نگرانش نباش.
‫راه فراری هم در کار نیست حالا.

20:48.750 --> 20:53.540
‫هرچی باشه، من ساحره‌ام.

20:53.540 --> 20:57.200
‫لطفا زودتر لاکپشت عزیزمُ بیار.

20:57.200 --> 21:01.580
‫دریافت شد، جنرال شومرمن.

21:01.930 --> 21:04.910
‫قسمت 10

21:01.930 --> 21:04.910
‫ جدی

21:05.930 --> 21:35.910
‫.::   @bollbolljan_com  ::.

22:35.540 --> 22:37.120
‫بابت صبوری ممنون بچه‌ها!

22:37.120 --> 22:39.160
‫دفعۀ بعد تو غارتگر جشنوارۀ بمال بمال‌ـه!

22:39.160 --> 22:41.200
‫لمس‌کن، بگیر، حس‌کن،

22:41.200 --> 22:43.660
‫ما بالاخره به «پلاندرر» خودمون برگشتیم.

22:43.660 --> 22:44.830
‫منم تمام تلاشمُ می‌کنم.

22:44.830 --> 22:45.660
‫اوه؟!

22:45.660 --> 22:50.000
‫قسمت بعد، «توی آستینم.»
‫منم نشونتون می‌دم چی تو آستینم دارم!