﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:30.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

01:46.160 --> 01:50.870
‫خیلی خوش‌حالم که می‌تونم کنار تو بشینم، لیچت‌- سان!

01:50.870 --> 01:53.250
‫چرا اسممو این‌طور تلفظ می‌کنی؟

01:53.250 --> 01:56.040
‫چون اسم لیچت- سان، لیچت- سان‌ـه دیگه!

01:56.040 --> 01:57.660
‫این‌طوریه؟

01:57.660 --> 01:59.410
‫خیلی خوش‌حالم که همگی کنار هم هستیم.

01:59.410 --> 02:00.250
‫نه‌خیرم!

02:00.250 --> 02:01.000
‫- ها؟

02:01.000 --> 02:01.120
‫- از من تقلید نکن!
‫- ها؟

02:01.120 --> 02:01.910
‫- از من تقلید نکن!

02:01.910 --> 02:03.330
‫تو هم همین‌طور!

02:05.620 --> 02:09.370
‫میگم... یعنی کی قراره معلم‌ـمون باشه؟

02:09.370 --> 02:14.950
‫ترجیح میدم کاپیتان «آلان» باشه، حس می‌کنم
‫اگه از اون پیروی کنم، می‌تونم قوی‌تر شم!‍

02:14.950 --> 02:16.250
‫هی، از من تقلید نکن.

02:16.250 --> 02:18.000
‫تو هم همین‌طور.

02:19.870 --> 02:23.120
‫من نگران چاکِ دامنِ ستوان «فریندا» هستم.

02:23.120 --> 02:28.870
‫انقدر عمیق چاک خورده که اگه کسی کمی
‫از اون طرف بهش نگاه کنه، شـ... شورتش...

02:30.620 --> 02:32.540
‫اوه... صبر کن بینم.

02:32.540 --> 02:36.750
‫اگه پوست اونجا معلومه، یعنی ممکنه...

02:36.750 --> 02:39.790
‫... یعنی ممکنه که لباس زیر نپوشیده؟

02:42.120 --> 02:44.370
‫اما هینا- سان، مطمئنی مشکلی با این نداری؟

02:44.370 --> 02:45.750
‫مشکل با چی؟

02:45.750 --> 02:51.750
‫این‌جا یه مدرسه نظامی‌ـه، که یعنی
‫تو هم قراره یه سرباز بشی.

02:53.870 --> 02:54.290
‫- ها!

02:54.290 --> 02:55.290
‫- واقعا؟
‫- ها!

02:55.290 --> 02:57.950
‫تو دیگه چرا تعجب کردی؟

02:59.120 --> 03:01.040
‫من که خوشم اومده!

03:02.040 --> 03:04.910
‫بخاطر این‌که لباس این‌جا...

03:04.910 --> 03:07.330
‫... دامن‌ـش بلنده!

03:07.330 --> 03:10.290
‫دامن‌های بلند!
‫مثبت پنج سانتی‌تر!

03:10.290 --> 03:14.870
‫دامن‌های بلند!
‫هورا!

03:14.870 --> 03:16.660
‫دامن‌ـتُ کوتاه کن.

03:16.660 --> 03:18.290
‫چرا؟!

03:18.290 --> 03:21.040
‫اون صورتِ شنگول‌ـت رو اعصابه!

03:23.200 --> 03:26.200
‫منفی‌ِ 6 سانتی‌متر!

03:26.200 --> 03:28.620
‫بیا دیگه، چرا به شورت‌ـم نگاه نمی‌ندازی...

03:28.620 --> 03:30.120
‫یوهو!

03:30.120 --> 03:32.000
‫یوهو...

03:32.000 --> 03:33.330
‫به هر حال...

03:33.330 --> 03:36.620
‫من قراره معلم‌ـتون باشم...

03:36.620 --> 03:40.910
‫... البته قرار بود تا این‌که دقیقه نود
‫یه سری تغییرات انجام شد.

03:48.580 --> 03:50.080
‫سلام.

03:50.830 --> 03:52.750
‫خودِ مدیر مدرسه...؟

03:52.750 --> 03:54.540
‫یعنی چی؟

03:58.330 --> 04:00.450
‫کسی رو به کشتن نده!

04:05.660 --> 04:08.040
‫کلاسِ «اِی»...

04:08.040 --> 04:12.410
‫پس آلسینگ تو آلشیا درست نشده بود...؟

04:12.410 --> 04:17.200
‫ولی فکر نمی‌کنم کاپیتان دروغ بگه،
‫تازه همه حرفاش جور در میاد.

04:17.200 --> 04:19.830
‫شماره، پروسۀ ارسال یک نفر به ابیس...

04:21.870 --> 04:27.700
‫نمی‌تونن جاسوس باشن...
‫برای اینکار زیادی تو چشم‌ـن!

04:27.700 --> 04:33.290
‫«شماره»؟، «ابیس»؟
‫در مورد چی داشتن حرف می‌زدن؟

04:33.290 --> 04:36.830
‫همین‌طور «آلشیا»...

04:36.830 --> 04:38.870
‫یعنی این تصادفی‌ـه؟

04:40.000 --> 04:45.450
‫قبل این‌که کلاس رو شروع کنیم، بذارید
‫قوانینِ این مدرسه رو براتون توضیح بدم.

04:47.040 --> 04:50.370
‫هر کدوم از شما دوتا از اینا دریافت می‌کنید.

04:50.370 --> 04:52.290
‫ستاره...؟

04:52.290 --> 04:57.330
‫هر دانش‌آموزی که ده‌تا ستاره
‫جمع کنه، رسما وارد ارتش می‌شه.

04:57.330 --> 05:03.160
‫خودشون و خانواده‌ـشون حقوق و
‫موادّ غذاییِ زیادی دریافت می‌کنن.

05:03.160 --> 05:03.790
‫- آره!

05:03.790 --> 05:04.250
‫- عالیه!
‫- آره!

05:04.250 --> 05:05.250
‫- عالیه!

05:05.250 --> 05:09.790
‫اما اگه تعداد ستاره‌هایی که
‫داره به صفر برسه...

05:09.790 --> 05:14.700
‫مشخص میشه که اون دانش‌آموز برای
‫انجام‌وظیفه ناشایست‌ـه و اخراج میشه.

05:14.700 --> 05:16.580
‫یعنی بیرون انداخته می‌شه؟

05:16.580 --> 05:17.660
‫جداً؟

05:17.660 --> 05:20.250
‫چه خشن.

05:20.250 --> 05:23.700
‫میگم، چه‌جوری ستاره‌های بیشتر به‌دست بیاریم؟

05:23.700 --> 05:27.450
‫اوهوم، سوال خوبی‌ـه!

05:27.450 --> 05:34.040
‫کسایی که در فعالیت‌های مختلف عملکرد
‫خوبی دارن، ستاره دریافت می‌کنن.

05:34.040 --> 05:39.620
‫اگه می‌خواید سریع‌تر ستاره به‌دست بیارید...

05:41.410 --> 05:44.660
‫... از دیگران بگیرید.

05:44.660 --> 05:46.370
‫ستاره بگیریم...؟

05:46.370 --> 05:50.450
‫درسته! شما ممکنه هر روشِ ممکن رو به کار بگیرید...

05:50.450 --> 05:56.700
‫اما قبلش بیاید چندتا قانونِ اساسی برای استفاده
‫از خشونت و زورکی گرفتن ستاره‌ها وضع کنیم.

05:56.700 --> 06:02.080
‫اول هر دو طرف باید اعلام کنن
‫که رو ستاره‌ها شرط می‌بندن...

06:02.080 --> 06:04.910
‫و توافق‌ـشون رو تصدیق کنن.

06:04.910 --> 06:10.540
‫برنده فقط می‌تونه تعداد ستاره‌هایی که
شرط بسته‌ رو بگیره، متوجه شدید؟

06:10.540 --> 06:13.910
‫این...؟

06:13.910 --> 06:15.830
‫قمارِ ستاره.

06:17.080 --> 06:19.660
‫از این‌جا شروع شده...؟

06:31.580 --> 06:35.660
‫ریهیتو- کون، ستاره‌ای برات وجود نداره!

06:35.660 --> 06:36.540
‫ها؟

06:36.540 --> 06:39.790
‫این یه دوره‌ی ویژه‌، مخصوص خودت‌ـه.

06:39.790 --> 06:47.410
‫اگه واقعا می‌خوای این‌جا ثبت‌نام شی،
‫باید از یه دانش‌آموز دیگه ستاره بگیری.

06:47.410 --> 06:49.200
‫اوه، کارش تمومه!

06:50.250 --> 06:52.910
‫چـ... چرا فقط لیچت- سان؟

06:52.910 --> 06:55.160
‫سه روز وقت داری.

06:55.310 --> 06:57.560
‫

06:55.310 --> 06:57.560
‫

06:55.310 --> 06:57.560
‫

06:55.310 --> 06:57.560
‫لین مِی

06:55.310 --> 06:57.560
‫هینا

06:55.310 --> 06:57.560
‫سونوهارا میزوکا

06:59.500 --> 07:01.660
‫اصلا باورم نمیشه!

07:02.750 --> 07:08.040
‫یعنی این یه جور انتقامه؟ بخاطر اون
‫شیرین‌کاریِ گروگان‌گیری تو جشن ورودی؟

07:08.040 --> 07:10.160
‫این دیگه خیلی بدجنس‌بازیه!

07:10.160 --> 07:11.620
‫شاید حق با تو باشه، اما...

07:11.620 --> 07:13.660
‫غیرقابل بخششه!

07:13.660 --> 07:14.580
‫می‌گم...

07:14.580 --> 07:19.540
‫با شناختی که از «ریهیتو- سنپای»
‫دارم، مطمئنم که یکاریش می‌کنه...

07:19.540 --> 07:23.370
‫اما طوری که لیچت- سان
‫به این قضیه نگاه می‌کرد...

07:23.370 --> 07:25.870
‫برام مهم نیست که اخراج شم!

07:25.870 --> 07:27.620
‫آخه چرا؟!

07:27.620 --> 07:32.080
‫من فقط این‌جام که این آقا رو از این‌جا بیرون کنم.

07:32.080 --> 07:33.660
‫پس عزیز تو رو فرستاده...

07:33.660 --> 07:37.500
‫نمی‌تونم بهش نه بگم، بخاطر این‌که منُ
‫خونه‌ـش پذیرفت، دِین‌ـش به گردنم‌ـه.

07:37.500 --> 07:39.750
‫بیخیال شو، بیا برگردیم خونه. ‫توکیکازه.

07:39.750 --> 07:41.790
‫نه.

07:41.790 --> 07:44.500
‫این چیزیه که عزیز گفت:

07:44.500 --> 07:49.500
‫«نوه بزرگ نکردم که بشه یه سرباز... یه قاتل»

07:49.500 --> 07:50.500
‫- من قاتل نمی‌شم.

07:50.500 --> 07:51.910
‫- تو دست کم گرفتیش!
‫- من قاتل نمی‌شم.

07:53.700 --> 07:55.870
‫سرباز بودن یعنی این.

07:55.870 --> 07:57.910
‫- منم فکر نمی‌کنم تو به این خاطر ازمون جدا شدی-

07:57.910 --> 07:59.620
‫- من...
‫- منم فکر نمی‌کنم تو به این خاطر ازمون جدا شدی-

07:59.620 --> 08:02.250
‫من باید سرباز بشم.

08:07.330 --> 08:11.660
‫نمی‌دونم چرا گفت «باید» سرباز بشم.

08:12.660 --> 08:16.830
‫اما اگه «توکیکازه- کون» قراره بمونه، فکر نکنم
‫«پودینگ» به این راحتیا از این جا بره.

08:16.830 --> 08:23.080
‫همین‌طوره، نه؟! پس هیچ‌جوره نمی‌تونیم
‫بذاریم که پرتش کنن بیرون.

08:23.080 --> 08:27.580
‫منم دوست دارم «ریهیتو- سنپای» بمونه...

08:27.580 --> 08:31.290
‫این تنها دلیل اینه که من این‌جام.

08:31.290 --> 08:36.450
‫اگه اون بره، منم می‌رم...

08:36.450 --> 08:39.160
‫شـ... شرمنده.

08:39.160 --> 08:43.330
‫می‌تونیم انجامش بدیم.
‫از لیچتُ- سان محافظت می‌کنیم.

08:45.120 --> 08:47.830
‫چرا اون‌کارو کردی؟

08:47.830 --> 08:53.000
‫می‌خواستم ببینم پسری که اینُ به
‫سمت من گرفت، چطور از پسِ‌ـش برمیاد!

08:53.000 --> 08:54.870
‫خیلی بدجنسی.

08:54.870 --> 08:57.410
‫فقط یه آزمایش‌ـه...

08:57.410 --> 09:02.620
‫تا ببینیم اون واقعاً عزم‌ـشُ داره
‫تا مطابق انتظارات ما عمل کنه.

09:02.640 --> 09:04.890
‫حمام زنانه

09:28.250 --> 09:29.700
‫کی اونجاس؟!

09:37.250 --> 09:40.500
‫لعنتی، فرار کرد.

09:40.500 --> 09:42.370
‫این دفعه دوم تو این دو روزـه!

09:42.180 --> 09:43.310
‫یک ستاره برای ریهیتو

09:42.370 --> 09:45.290
‫نه یدفعه، اونم دو دفعه...

09:43.310 --> 09:45.310
‫یک ستاره برای ریهیتو

09:43.310 --> 09:45.310
‫کاملا مخالفم

09:45.290 --> 09:45.500
‫نه یدفعه، اونم دو دفعه...

09:45.500 --> 09:47.620
‫نمی‌تونیم بذاریم این‌طوری پیش بره!

09:47.620 --> 09:49.120
‫دزدکی دید زدن بدترین چیزه!

09:49.120 --> 09:50.580
‫حتما می‌گیریمش!

09:50.580 --> 09:55.370
‫نگران نباشید، من تو «هوم‌هو»
‫پرونده‌های بی‌شماری رو حل کردم...

09:55.370 --> 09:57.700
‫نه که اصلا می‌شه شمردشون.

09:57.700 --> 10:01.000
‫هی، شما دوتا هم باید تو این بحث باشید.

10:01.000 --> 10:05.040
‫آخه... ما بیشتر ترجیح می‌دیم رو
‫کمک به لیچتُ- سان تمرکز کنیم.

10:05.040 --> 10:07.950
‫داری چی می‌گی؟
‫تو خودتم دزدکی دید زده می‌شی‌ـا!

10:07.950 --> 10:09.830
‫تو هم یه قربانی‌ای درست مثل ما!

10:09.830 --> 10:11.290
‫آخه...

10:13.330 --> 10:15.750
‫اوه آره، الان دیگه روز سومه.

10:15.750 --> 10:18.250
‫اگه کاری نکنیم لیچت- سان...

10:18.250 --> 10:20.290
‫متاسفم، اما ما نمی‌خوایم...

10:20.290 --> 10:23.200
‫هی بچه‌ها، این خیلی بده.

10:28.500 --> 10:31.250
‫کی این کارو کرده...؟

10:31.250 --> 10:33.410
‫نیستن!
‫ستاره‌هام نیستن!

10:33.410 --> 10:34.410
‫برا منم.

10:34.410 --> 10:35.450
‫ها؟!

10:35.450 --> 10:39.700
‫من گذاشتم‌ـشون این‌جا و قفلش کردم
‫که این‌طوری کسی نتونه بدزدتش!

10:39.700 --> 10:41.950
‫حتماً کار تو بوده، لیچتُ!

10:41.950 --> 10:42.830
‫هان؟!

10:42.830 --> 10:45.790
‫- تو تنها کسی هستی که هیچ ستاره‌ای نداره، پس حتما تو-

10:45.790 --> 10:47.540
‫- لطفا صبر کنید!
‫- تو تنها کسی هستی که هیچ ستاره‌ای نداره، پس حتما تو-

10:47.540 --> 10:53.750
‫اون ممکنه تهِ منحرفایِ نابه‌کار باشه که زیرِ
‫دامنُ دید می‌زنن و به رونِ پا دست می‌زنن...

10:53.750 --> 10:57.330
‫اما اون هیچوقت چیزِ با ارزشی رو نمی‌دزده!

10:57.330 --> 11:00.160
‫این که دیگه نشد دفاع کردن...

11:00.160 --> 11:02.910
‫پس کارِ کی‌ـه؟

11:04.950 --> 11:06.160
‫سونوهارا!

11:10.370 --> 11:13.410
‫دوآن! بازم تو...

11:13.410 --> 11:15.620
من چی؟

11:15.620 --> 11:19.040
‫لطفا... پس بده ستاره‌هامُ...

11:20.160 --> 11:22.750
‫دوآن، اون ستاره‌ها...

11:22.750 --> 11:25.080
‫...نکنه از سونوهارا گرفتی‌ـشون؟!

11:27.910 --> 11:29.250
‫نه.

11:29.250 --> 11:32.370
‫سونوهارا- چان تو خودت اونا رو بهم دادی، مگه نه؟

11:34.200 --> 11:37.450
اصلا باهات خشونت آمیز برخورد نکردم، کردم؟

11:39.830 --> 11:41.750
‫نـ- نه...

11:41.750 --> 11:43.000
‫بفرما.

11:43.000 --> 11:43.950
‫سر به سرم نذار!

11:43.950 --> 11:46.660
‫کسی که ستاره‌های منُ دزدید تویی دیگه، نیستی؟!

11:46.660 --> 11:50.500
‫تو برای باز کردن اون درـا زور گاوُ داری!

11:50.500 --> 11:53.160
مدرک دارین؟

11:53.160 --> 11:57.580
اسمی چیزی رو ستاره‌هاتون نوشته بودین؟ نه، درسته؟

11:57.580 --> 11:58.910
‫و- ولی...

11:58.910 --> 12:00.950
‫گفتم تموم‌ـش کن، دوآن!

12:00.950 --> 12:03.410
چیه، توکیکازه؟

12:03.410 --> 12:07.950
‫آها، راستی. ستاره‌های تو رو هم می‌گیرم.

12:07.950 --> 12:09.040
چی؟

12:09.040 --> 12:11.000
‫دیگه ده تا داری همین الان!

12:11.000 --> 12:13.370
‫بجنب، ردشون کن بیاد.

12:13.370 --> 12:15.250
چرا باید همچین کاری بکنم...؟

12:15.250 --> 12:19.370
‫قیمت جون ننۀ پیر‌ـته.

12:21.830 --> 12:23.660
خب؟

12:34.410 --> 12:35.790
‫صـ- صبرکن!

12:35.790 --> 12:37.200
‫چاره‌ای ندارم...

12:38.200 --> 12:42.540
‫عزیزـم دوجو‌ـشُ از پدر و مادر دوآن قرض گرفته.

12:42.540 --> 12:47.290
‫اگه بندازن‌ـش بیرون، دیگه جایی نداره بره.

12:47.290 --> 12:49.290
‫درسته.

12:56.330 --> 12:57.410
‫پست فطرت!

12:57.410 --> 13:01.790
‫چی، دوباره می‌خوای مشت بخوری؟!

13:01.790 --> 13:02.870
‫این دفعه جدی‌‌ام--

13:02.870 --> 13:05.120
‫بس‌کن!

13:05.120 --> 13:08.080
‫مشکل من‌ـه. دخالت نکن.

13:13.290 --> 13:16.540
‫هه، ضعیفه‌ها.

13:24.500 --> 13:29.750
‫چی‌کار کنیم...؟ دیگه فقط لیچت- سان تو دردسر نیست،
‫حالا سونوهارا- سان و توکیکازه- سان‌ـم هستن...

13:29.750 --> 13:34.750
‫دیگه بس‌ـمه! خودم می‌رم بهش
‫پیشنهاد قمار ستاره می‌دم و--

13:34.750 --> 13:36.370
‫نمی‌شه.

13:36.370 --> 13:40.330
‫دیگه الان‌ـشم ده تا ستاره داره.
‫قبول نمی‌کنه.

13:40.330 --> 13:42.950
‫ولی اگه ستاره‌هاشُ نگیریم...

13:48.300 --> 13:50.040
‫این...

13:50.040 --> 13:54.830
‫آها آره! می‌تونیم هرکدوم‌ـمون
‫یه ستاره به اشتراک بذاریم!

13:54.830 --> 13:56.450
‫مـ- ممنون!

13:56.450 --> 13:57.870
‫به من‌ـم بدین لطفا!

13:57.870 --> 13:59.700
‫من‌ـم همین‌طور!

13:59.700 --> 14:01.580
‫لیچت- سان، بیا...

14:01.580 --> 14:02.660
‫لازم‌ـش ندارم.

14:02.660 --> 14:04.290
‫و- ولی...

14:05.410 --> 14:08.450
‫بده‌ـش به یکی که می‌خواد.

14:08.450 --> 14:11.120
چرا یکی انقدر باید دلش بخواد سرباز شه؟

14:11.120 --> 14:12.830
‫معلوم‌ـه!

14:12.830 --> 14:14.200
‫می‌گم، من‌ـم یکی می‌خوام!

14:14.200 --> 14:18.540
‫عـ- عمرا! وقتی فقط یکی داشته باشم،
‫اگه اتفاقی افتاد چی...

14:18.540 --> 14:21.830
‫ستاره! کسی ستاره اضافه نداره؟!

14:21.830 --> 14:23.450
‫بیا، بگیرش.

14:25.790 --> 14:27.500
‫توکیکازه- سان.

14:27.500 --> 14:28.160
‫- بفرما.

14:28.160 --> 14:28.500
‫- آها، معذرت.
‫- بفرما.

14:28.500 --> 14:30.580
‫- آها، معذرت.

14:30.580 --> 14:34.290
‫خواهش می‌کنم! یکی یه ستاره به من‌ـم بده!

14:35.410 --> 14:36.410
‫بده‌ـش به اون یارو.

14:36.410 --> 14:37.250
چی؟

14:37.250 --> 14:38.410
‫مشکلی نیست.

14:38.410 --> 14:41.000
‫ممنون! جون‌ـمُ نجات دادی!

14:41.000 --> 14:44.450
خب، چی‌کار قراره بکنی توکیکازه خان؟

14:44.450 --> 14:48.870
‫امروز دیگه فعالیت‌ـی نمونده
‫تا باهاش ستاره جمع‌کنی.

14:48.870 --> 14:52.790
چه‌جوری می‌خوای یه ستاره بگیری؟

14:52.790 --> 14:54.200
‫من...

14:55.250 --> 14:58.410
چرا از یه نفر دیگه نمی‌گیری؟

14:58.410 --> 15:00.000
‫همچین کاریُ...

15:00.000 --> 15:02.500
سرباز بودن همینه دیگه، نیست؟

15:02.500 --> 15:06.120
‫فکر کردم «مجبور» بودی یه سرباز بشی، به هر قیمتی.

15:06.120 --> 15:07.080
‫پله!

15:07.080 --> 15:09.200
‫پله درست می‌گه.

15:09.200 --> 15:12.200
‫تازه، اون کسی‌ـه که به ما گفت دخالت نکنیم.

15:12.200 --> 15:14.040
‫ول‌ـش کنین.

15:14.040 --> 15:16.450
‫بیخیال، ستوان!

15:31.540 --> 15:34.120
‫خیالی نیست.

15:34.120 --> 15:39.200
‫من‌ـم نمی‌خواستم تو یه سرباز شی توکیکازه... یه آدم‌کش.

15:41.870 --> 15:43.750
‫عزیز داره وزن کم می‌کنه.

15:45.500 --> 15:50.750
‫همه‌ـش می‌گه کلی برای خوردن داره،
‫ولی می‌دونم دروغ‌ـه.

15:50.750 --> 15:57.660
‫حتما از غذای خود‌ـش می‌گرفت تا به ما بده... خیلی وقته...

15:57.660 --> 15:59.910
‫تو هم باید بدونی اینُ ریهیتو.

16:01.000 --> 16:04.870
‫جیره‌های غذایی دارن کوچیک‌تر می‌شن.
‫به وضوح کافی نیست.

16:04.870 --> 16:09.500
‫مهم نیست چه‌قدر بهش التماس کنم تا بخوره، گوش نمی‌ده.

16:09.500 --> 16:13.120
‫نمی‌تونیم این‌طوری ادامه بدیم... برای همین...!

16:14.250 --> 16:19.540
‫... برای همین من باید یه سرباز بشم!
‫کلی غذا می‌گیرم اینجوری،

16:19.540 --> 16:23.410
‫و می‌خوام عزیز... عزیز...

16:23.410 --> 16:26.370
‫...یه شکم سیر بخوره...

16:36.830 --> 16:45.870
‫حالا ساعت شیش غروبه. دانش‌آموزانی که ده ستاره جمع کردن،
‫لطفا جلوی در اصلی به صف شن.

16:49.620 --> 16:51.790
‫فقط من‌ـم، معلوم‌ـه دیگه.

16:52.910 --> 16:55.750
‫خواهش می‌کنم، دوآن!
‫ستاره‌هاتُ به توکیکازه پس بده...

16:55.750 --> 16:57.450
‫گم‌شو! سوسک!

17:00.450 --> 17:02.580
‫لیچت- سان!

17:02.580 --> 17:04.120
‫حالت‌ـون خوبه؟!

17:05.500 --> 17:07.790
‫آشغال...

17:07.790 --> 17:10.950
‫سوسک‌ـا باید رو زمین بخزن، جایی که بهش تعلق دارن.

17:14.120 --> 17:18.000
‫لیچت- سان، من از دست خودم خیلی عصبانی‌ـم.

17:18.000 --> 17:20.750
‫اون یارو، با اون رفتارش، ستارۀ همه رو می‌گیره،

17:20.750 --> 17:23.540
‫آرزوهای توکیکازه- سانُ تباه می‌کنه...

17:23.540 --> 17:25.500
‫بعد اونوقت من...

17:25.500 --> 17:28.120
‫فقط می‌تونم نگاه کنم...

17:29.160 --> 17:31.750
‫همم، چه بدونم.

17:35.410 --> 17:39.330
هه، مثل آب خوردن. هان؟

17:43.080 --> 17:44.410
‫اون...!

17:51.410 --> 17:52.950
چی می‌خوای؟

17:52.950 --> 17:54.910
‫بدو زودتر فارغ شو.

17:54.910 --> 17:56.160
ها؟

17:56.160 --> 17:58.580
‫از توی حرومی بدم میاد.

17:58.580 --> 18:04.620
‫به محض این‌که از این دروازه خارج شی، لهت می‌کنم!

18:04.620 --> 18:07.370
‫چی؟! عه.

18:07.370 --> 18:10.910
‫گول‌ اونُ نمی‌خورم. ستاره‌هامُ شرط--

18:10.910 --> 18:12.250
‫قصد شرط‌بندی ندارم.

18:12.250 --> 18:13.330
چی؟

18:13.330 --> 18:16.750
‫برای شرط بندی ستاره‌ای هم ندارم. ستاره‌هام...

18:16.750 --> 18:20.790
‫...دست یه خیّر به خصوصی‌ان.

18:22.700 --> 18:24.500
‫اون یارو...

18:24.500 --> 18:28.250
به ما می‌گه ول‌ـش کنیم، ولی خودش این‌کارُ می‌کنه؟

18:28.250 --> 18:33.160
‫خب، فارغ‌التحصیل شو. من اخراج می‌شم.

18:33.160 --> 18:36.290
‫قصد ورود دوباره به این دروازه‌ها رو کلا ندارم.

18:36.290 --> 18:42.250
‫ولی تو هم باید آماده باشی.
‫فکر نکن می‌تونی صحیح و سالم وارد ارتش شی.

18:42.250 --> 18:43.870
‫*رومزاده...

18:43.870 --> 18:45.410
‫برو سراغ‌ـش، ستوان!

18:45.410 --> 18:47.000
‫بهش یه درس جانانه بده!

18:47.000 --> 18:52.500
‫سوسک ریز ضعیفه...
‫یادت رفت چه‌جوری خوردی قبلا؟

18:52.500 --> 18:57.830
‫این دفعه جدی‌ام. پس تو هم باید جدی باشی.

18:57.830 --> 19:00.000
‫بزدلِ پست!

19:00.000 --> 19:03.500
‫باشه مشکلی نیست! لهت می‌کنم!

19:03.500 --> 19:06.290
‫یه لحظه.

19:06.290 --> 19:12.080
‫اگه قراره از این دروازه‌ها برین بیرون،
‫اول بذارید ستاره‌هاتونُ بشمرم لطفا.

19:12.080 --> 19:16.290
‫ها؟! کوری؟ دوازده تا همین‌جا دارم!

19:17.330 --> 19:18.290
کجا؟

19:18.290 --> 19:20.000
‫درست همین--

19:32.080 --> 19:34.250
خب، کی ستاره بهش باخت؟

19:35.870 --> 19:39.040
‫اون سوسک!

19:39.040 --> 19:44.450
‫نمی‌تونی فارغ‌التحصیل شی. برگرد به کلاس‌ـت.

19:44.450 --> 19:47.120
‫آها، بعد تو، جیل مرداک- کون.

19:49.830 --> 19:53.040
‫فکر کنم این‌ـا برای تو باشن.

19:53.040 --> 19:59.750
‫می‌خواستم بدم‌ـشون به ریهیتو- کون،
‫ولی به‌نظر می‌رسه دیگه بهشون نیاز نداره.

20:00.750 --> 20:02.910
‫این ستاره‌ها...

20:02.910 --> 20:05.910
‫...به تو تعلق دارن.

20:05.910 --> 20:07.000
‫- ایول!
‫- آره!

20:07.000 --> 20:08.160
‫- ایــول.
‫ - اون تونست!

20:08.160 --> 20:09.410
‫حق‌ـش بود!

20:09.410 --> 20:10.700
‫نه خوشم اومد، جیل!

20:10.700 --> 20:12.870
‫اینجوری همه‌ـمون برمی‌گردیم!

20:20.830 --> 20:22.330
‫توکیکازه...

20:23.330 --> 20:26.040
‫...تصمیم گرفتم این‌جا پیش‌ـت بمونم.

20:26.040 --> 20:29.000
‫ولی ازت می‌خوام فارغ‌التحصیل نشی.

20:29.000 --> 20:31.450
فارغ... نشم؟

20:31.450 --> 20:35.160
‫آره، فارغ نشو.

20:35.160 --> 20:39.500
‫تا وقتی تو این مدرسه بمونیم،
‫کلی غذا برای خوردن داریم.

20:39.500 --> 20:44.790
‫یعنی، غذایی که قرار بود بخوریم
‫می‌رسه به خانواده‌ـمون.

20:44.790 --> 20:48.370
‫این باید فعلا برای زنده‌نگه‌داشتن
‫خانواده‌ـمون کافی باشه.

20:48.370 --> 20:54.330
‫در این حین، می‌تونیم قشنگ فکر کنیم،
‫این‌که سرباز بشیم، یا نشیم.

20:55.830 --> 20:59.120
‫باید کلی وقت داشته باشیم هنوز...

20:59.120 --> 21:01.250
‫... تا وقتی که این‌جاییم.

21:01.900 --> 21:04.910
‫قسمت 13

21:01.900 --> 21:04.910
‫شکم سیر

21:05.900 --> 21:35.910
‫.::   @bollbolljan_com  ::.

22:35.750 --> 22:37.410
‫الان یکی تو سرمه که نمی‌تونم بیخیال‌ـش شم...

22:37.410 --> 22:38.420
‫- چی؟!

22:38.000 --> 22:39.910
‫- این‌که من اینُ بگم عجیبه؟

22:39.910 --> 22:41.500
نـ- نه! کیه؟

22:41.500 --> 22:45.290
‫همه‌ـش یه آدم معمولی، که یه لباس پودینگ می‌پوشه
‫و دوست داره زیر دامن‌ـا رو دید بزنه.

22:45.290 --> 22:47.290
‫اصلا معمولی نیست.

22:47.290 --> 22:49.910
‫قسمت بعد، «7 دقیقه و 12 ثانیه»