﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:19.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:19.410 --> 00:22.330
‫«جریکو3»«جریکو3». داریم وارد جناح شرقی می‌شیم.

00:22.330 --> 00:24.870
‫تف توش!

00:26.500 --> 00:27.790
‫دشمن!

00:28.750 --> 00:31.330
‫عمل خیلی خوب و روون داشت پیش‌ می‌رفت.

00:39.080 --> 00:41.040
‫بچه‌ها، عجله کنید!

00:51.700 --> 00:57.450
‫این قیافه ترسناک رو به خودت نگیر،
‫ فقط کافیه به من بگی کجا مخفی‌ـش کردی.

00:59.000 --> 01:00.790
‫نمی‌خوای بگی؟

01:00.790 --> 01:02.910
‫هینا! فرارکن!

01:04.080 --> 01:10.410
‫خوب جربزه داری. ولی این یه تهدید توخالی نیست.

01:13.910 --> 01:16.830
‫نجاتمون بده، لیچت- سان...

01:22.290 --> 01:24.040
‫لیچت- سان...

01:29.700 --> 01:31.580
‫لیچت- سان...

01:38.500 --> 01:43.870
‫چخبره...؟ از زمین، داره نور میاد...؟

01:44.660 --> 01:46.080
‫کاپیتان آلان...

01:47.120 --> 01:50.580
‫با موفقیت مولدِ یدک رو فعال کردیم.

03:44.700 --> 03:47.660
‫حالت چطوره؟

03:47.660 --> 03:49.080
‫ام...

03:49.080 --> 03:52.160
‫فیرندا، اونو برام بیار.

03:52.160 --> 03:57.040
‫نه، سرگرد... این عمل خیلی بیشتر ‫رو شما اثر گذاشته تا اون...

03:57.040 --> 04:02.200
‫مهم نیست... می‌خوام اونو خودم بهش بدم.

04:02.200 --> 04:06.120
‫عجله کن... بچه‌ها تو خطرن.

04:20.120 --> 04:21.790
‫اینو بگیر.

04:26.330 --> 04:27.580
‫شمشیر؟

04:27.580 --> 04:33.250
‫یه نسخه‌ای از «بلت»ـه. ‫قدرتتُ تقویت می‌کنه.

04:33.250 --> 04:39.080
‫هرچند، اینجوری به کار نمیفته. باید شماره‌ـتُ روش حک کنی.

04:39.080 --> 04:40.410
‫«شماره»؟

04:40.410 --> 04:46.160
‫سوگندی که بهش مقید میشی. ‫فرآیندش ساده‌س.

04:46.160 --> 04:48.500
‫وقتی که به یه سوگند فکر ‫کردی، بگو: «ثبت شماره».

04:48.500 --> 04:54.080
‫و مشخص کن که چیُ بشماره.

04:54.080 --> 04:58.500
‫در اونصورت تو رو به عنوان صاحبش می‌شناسه.

04:58.500 --> 05:02.950
‫اصلاً نیازی به عجله نیست. ‫خوب بهش فکر کن.

05:02.950 --> 05:07.080
‫در حال حاضر، باید همه رو نجات بدی.

05:07.080 --> 05:11.750
‫اما... اصلاً با شمشیر کار نکردم.

05:11.750 --> 05:13.580
‫مهم نیست.

05:13.580 --> 05:15.870
‫درسته که تو ضعیف بودی.

05:15.870 --> 05:22.450
‫در مقایسه با «خرگوش»هایی مثل دوآن
‫و توکیکازه، تو حقیقتاً یه «لاکپشت» بودی.

05:22.450 --> 05:27.750
‫اما... احساسش نمی‌کنی...؟
‫حالا...

05:28.870 --> 05:32.000
‫... هر آدمِ دیگه‌ای...

05:32.000 --> 05:34.700
‫... شده یه لاکپشت.

05:44.790 --> 05:46.620
‫قطع شد...

05:56.290 --> 05:58.290
‫چـ... چی؟

05:58.290 --> 06:00.450
‫مثل برق...؟

06:00.450 --> 06:03.790
‫نه...! ‫اینطور نیست!

06:04.790 --> 06:06.450
‫اون...

06:08.370 --> 06:10.000
‫- لیچت- سان!
‫- ریهیتو!

06:11.580 --> 06:15.790
‫همگی‌! اون پسرِ مو سفیدُ فوراً بکشید!

06:15.790 --> 06:19.500
‫لیچت- سان!

06:19.500 --> 06:25.870
‫چیزی که تا الان مردم بهش می‌گفتن
‫«قدرت» دیگه تاریخ انقضاش گذشته.

06:25.870 --> 06:28.500
‫از این لحظه به بعد...

06:28.500 --> 06:33.120
‫هیچ‌کس قادر نیست تورو بگیره.

06:35.620 --> 06:40.910
‫حالا! بیا «ارتشی که نمی‌کشه» رو شروع کنیم.

06:40.910 --> 06:45.000
‫سعی کن آروم راه بری تا ‫وقتی که بهش عادت کنی.

06:55.040 --> 06:56.660
‫کندـه...

07:01.830 --> 07:03.200
‫امکان نداره...

07:05.370 --> 07:09.790
‫آهان... دارم خیلی سریع حرکت می‌کنم.

07:11.120 --> 07:15.830
‫باید دلیلش همین باشه که شومرمن سنسی بهم گفت
‫آروم حرکت کنم تا وقتی‌که بهش عادت کنم.

07:17.160 --> 07:18.660
‫هینا- چان...

07:21.120 --> 07:22.580
‫بچه‌ها...

07:25.700 --> 07:27.290
‫شما...

07:28.450 --> 07:31.540
‫با دوستای من چیکار کردید؟!

07:31.540 --> 07:34.250
‫بکشیدش!

07:38.410 --> 07:41.790
‫نوری که داره دشمنارو قلع و قم می‌کنه.

07:41.790 --> 07:46.950
‫اما اون نور ترسناک نیست...

07:53.790 --> 07:58.160
‫معمولی، خنگ و کمی منحرف...

07:58.160 --> 07:59.410
‫...لیچت- سان.

07:59.410 --> 08:01.950
‫فوق‌العاده‌س!

08:01.950 --> 08:05.370
‫مثل برق... حملات برق‌آسای نور.

08:05.370 --> 08:07.080
‫حملات برق‌آسا؟

08:07.080 --> 08:10.790
‫حملات برق‌آسا داره دشمنارو سرنگون می‌کنه...

08:10.790 --> 08:14.000
‫ستاره‌ی حملات برق آسا...

08:14.000 --> 08:15.870
‫این خوبه!

08:19.450 --> 08:22.700
‫جوجه! چرا مارو نمی‌کشی؟!

08:22.700 --> 08:25.580
‫ما ارتشی هستیم که نمی‌کشه!

08:37.290 --> 08:42.120
‫ما می‌جنگیم تا از «کشتن» و «جنگ» خلاص بشیم.

08:42.120 --> 08:47.830
‫مطمئنم سختی‌ها و ناراحتی‌های
‫زیادی تو راه‌ـمون قرار می‌گیره!

08:47.830 --> 08:51.580
‫اما با همدیگر از پسش برمیایم.

08:53.040 --> 08:57.830
‫توکیکازه... سودا... بچه‌ها...

09:03.160 --> 09:04.750
‫ریهیتو...

09:04.750 --> 09:06.750
‫ایچینوسه- سان...

09:06.750 --> 09:10.450
‫همگی از پسش برمیایم اگه با همدیگه باشیم.

09:10.450 --> 09:15.620
‫ارتش‌ـمون، ارتشی که نمی‌کشه، ‫تازه امروز شروع شد.

09:20.790 --> 09:22.870
‫«گِنجی» هم این‌جاستا!

09:24.700 --> 09:27.790
‫با اینکه دارم می‌میرم.

09:27.790 --> 09:29.160
‫فشار خون داره کم میشه!

09:29.160 --> 09:32.200
‫یه لحظه صورت پدربزرگِ رحمت شدم افتاد به چشمم.

09:32.200 --> 09:36.250
‫منظورم اینه که گندش بزنن... بعد از اینکه جونمو به خطر
‫انداختم تا تو رو نجات بدم، این رفتاریه که باهام میشه...

09:36.250 --> 09:38.250
‫آه، شرمنده، شرمنده.

09:38.250 --> 09:40.540
‫بعداً می‌تونیم دست همو بگیریم، باشه؟

09:40.540 --> 09:42.620
‫دست؟ ایول!

09:42.620 --> 09:44.160
‫فشار خون داره میره بالا!

09:44.160 --> 09:46.500
‫در ازای خطر کردن رو جونت، فقط دستایِ همو...؟

09:46.500 --> 09:48.540
‫به نظرت همین‌قدر کافی‌ـه...؟

10:03.750 --> 10:06.500
‫ارتشی که نمی‌کشه، ها؟

10:06.500 --> 10:12.370
‫باشه... بذارید به عنوان ارشد‌ـتون
‫با یه درسِ پایانی آشناتون کنم.

10:18.450 --> 10:20.200
‫چیکار می‌کنن؟

10:22.080 --> 10:25.500
‫ماده‌ی منفجره‌ی پلاستیکیِ ارتشی... c4.

10:25.500 --> 10:28.500
‫در مجموع 50 کیلوگرم بهمون بسته شده.

10:28.500 --> 10:32.000
‫خیلی بیشتر از اون چیزی که همه‌ی شمارو تیکه‌تیکه کنه-

10:36.950 --> 10:39.910
‫می‌دونستم که میاد.

10:39.910 --> 10:45.290
‫گمونم این تو رو فرمانده‌ی ‫«ارتشی که نمی‌کشه» می‌کنه، توله.

10:45.290 --> 10:46.950
‫درسته.

10:46.950 --> 10:49.540
‫خوب در اینصورت با این چطوری؟

10:49.540 --> 10:53.870
‫یه جایی تو این مدرسه، یه ‫بمب هسته‌ای کار گذاشتیم.

10:57.080 --> 10:58.790
‫بمب هسته‌ای...

11:01.200 --> 11:04.330
‫هه؟ اما فکر می‌کردم بمب هسته‌ای ممنوع شده.

11:04.330 --> 11:09.200
‫نکنه... علاوه بر جنگ در مورد ‫بمبِ هسته‌ای هم دروغ گفتن؟

11:09.200 --> 11:12.620
‫اینم از اون حقه‌های کثیفی‌ـه
‫که ما آدم بزرگا انجام می‌دیم.

11:12.620 --> 11:14.620
‫یادش بگیرید، کوچولوها!

11:14.620 --> 11:16.040
‫ظالمانس...

11:16.040 --> 11:22.250
‫بعد از اینکه اینجا رفت رو هوا می‌خواید چیکار کنید، ها؟
‫جوجه سربازهای نپخته...

11:24.500 --> 11:26.120
‫عزیز...

11:27.370 --> 11:30.160
‫شما رو هم با خودمون می‌کشیم پایین.

11:30.160 --> 11:33.700
‫البته خودمونم جون سالم بدر نمی‌بریم.

11:33.700 --> 11:35.410
‫سوئیچ فعال‌سازی...؟

11:35.410 --> 11:39.080
‫تو بدنِ یکی از ما جاساز شده.

11:39.080 --> 11:42.160
‫واستا، حرکت نکن.

11:42.160 --> 11:46.160
‫حتی اگه یه ذره حرکت کنی، منفجر می‌شیم.

11:46.160 --> 11:49.830
‫همونطور که گفتم، متوقف کردن‌ـمون راحته.

11:49.830 --> 11:57.450
‫دست از مشت انداختن بردار و فقط مارو
‫قبل اینکه سوئیچ رو فعال کنیم بکش.

11:57.450 --> 12:01.040
‫اما تو نمی‌تونی، ‫می‌تونی؟ جوجه.

12:01.040 --> 12:06.160
‫بالاخره شما ارتشی هستید که نمی‌کشه، نه؟

12:06.160 --> 12:14.500
‫ما بردیم! امیدوارم فرصت اینو داشته باشی تا
‫تو دیارِباقی از حرفای احمقانه‌ـت پشیمون شی!

12:14.500 --> 12:16.080
‫حالا بمیر!

12:17.120 --> 12:18.410
‫ریهیتو!

12:22.700 --> 12:24.040
‫شمشیرتو کشیدی؟

12:24.040 --> 12:27.500
‫چیشده؟ نمی‌خوای مارو بکشی؟

12:27.500 --> 12:30.000
‫لطفا دیگه... بس کن.

12:30.000 --> 12:33.660
‫لازم نیست اون بمبُ منفجر کنید.

12:33.660 --> 12:36.000
‫ما دنبالتون نمیایم.

12:36.000 --> 12:37.160
‫- پس ریموتُ اینجا بذار و فرار-

12:37.160 --> 12:38.080
‫- نه. ما به هر قیمتی می‌کشیمتون.
‫- پس ریموتُ اینجا بذار و فرار-

12:38.080 --> 12:40.910
‫- نه. ما به هر قیمتی می‌کشیمتون.

12:43.700 --> 12:47.330
‫کشتن یه نفر، جیرۀ غذایی به ازای یه روز.

12:47.330 --> 12:49.870
‫کشتن ده نفر، جیره به ازای یک ماه.

12:49.870 --> 12:52.450
‫کشتن 100 نفر، جیره به ازای یک سال...

12:52.450 --> 12:56.540
‫چیزی که خونواده‌هامون گیر میارن انقدره.

12:56.540 --> 13:00.910
‫ارتشی که نمی‌کشه، راستشُ بخوای از ایده‌ـتون خوشم اومد-

13:00.910 --> 13:02.370
‫ولی...

13:02.370 --> 13:07.950
‫اگه بذاری زنده بمونن، چی سر دشمن‌ـا و خونواده‌هاشون میاد؟

13:07.950 --> 13:13.580
‫همه‌ـش از گشنگی می‌میرن... یه مرگ آروم و زجردهنده.

13:13.580 --> 13:16.250
‫منُ داشته باش توله!

13:16.250 --> 13:22.120
‫گوش کن... کار این دنیا از کار گذشته.
‫ساده‌ـست، آدمای اضافی زیادن.

13:22.120 --> 13:27.450
‫برای زنده موندن اینجا، یا باید شماها بمیرین یا ما.

13:27.450 --> 13:31.790
‫تنها راه تموم شدن این جنگ با کشتن‌ـه!

13:31.790 --> 13:36.910
‫خب! وقت کلاس تمومه! دیگه شمارش معکوسُ شروع می‌کنم!

13:36.910 --> 13:39.200
‫افراد، بمب‌هاتونُ آماده کنید!

13:39.200 --> 13:40.410
‫بله قربان!

13:40.410 --> 13:44.040
‫ما شماها رو می‌کشیم تا از خونواده‌ـمون محافظت کنیم!

13:44.040 --> 13:49.330
‫تو چی؟ فرماندۀ ارتشی که نمی‌کشه؟

13:49.330 --> 13:51.000
‫ده!

13:51.000 --> 13:52.830
‫نه! لیچتُ- سان!

13:52.830 --> 13:56.620
‫بس کن! اگه این‌جا بمیرید، خانواده‌‌هاتون...

13:56.620 --> 14:01.790
‫یه مرگ پرافتخار توی نبرد،
‫کلی پول و غذا برای خونواده‌هامون! نُه!

14:01.790 --> 14:03.700
‫ریهیتو! نه!

14:03.700 --> 14:05.370
‫ولی... این‌جوری...

14:05.370 --> 14:06.410
‫هشت!

14:06.410 --> 14:08.000
‫ریهیتو- سنپای...

14:08.000 --> 14:09.040
‫هفت!

14:09.040 --> 14:12.330
‫کاری نیست بتونیم بکنیم...؟!

14:12.330 --> 14:14.750
‫شش!

14:14.750 --> 14:17.450
‫پنج!

14:17.450 --> 14:19.200
‫چهار!

14:19.200 --> 14:24.290
‫بچه‌ها، بهتون قول می‌دم.
‫ما تبدیل به ارتشی می‌شیم که نمی‌کُشه.

14:24.290 --> 14:26.120
‫آره!

14:26.120 --> 14:26.950
‫سه!

14:26.950 --> 14:28.660
‫عقب وایستا، ریهیتو!

14:28.660 --> 14:29.950
‫من انجامش می‌دم!

14:29.950 --> 14:31.410
‫دو!

14:36.750 --> 14:38.120
‫یک!

14:55.250 --> 14:56.750
‫نه...

15:07.040 --> 15:10.160
‫راجع به بمب‌ـای هسته‌ای‌... دروغ گفتم.

15:10.160 --> 15:12.080
‫چی؟

15:12.080 --> 15:14.500
‫کار درستی کردی.

15:14.500 --> 15:16.660
‫گوش کن توله.

15:16.660 --> 15:18.910
‫زنده بمون...

15:18.910 --> 15:23.830
‫...این جنگ نفرین شدۀ لعنتی...

15:29.330 --> 15:31.160
‫اون کُشت...

15:31.160 --> 15:33.330
‫...یه آدمُ...

15:33.330 --> 15:35.540
‫ریهیتو- کون...

15:44.330 --> 15:46.160
‫پودینگ...

15:48.000 --> 15:49.660
‫ریهیتو...

15:56.160 --> 15:59.700
‫این چیه! رو سر و صورتم پر خونه! عه چندش!

16:01.040 --> 16:03.750
‫یه لحظه برم صورتمُ بشورم!

16:05.330 --> 16:07.160
‫حالش خوبه...؟

16:07.160 --> 16:09.870
‫یه لحظه ترسوندمون، مرتیکه ریهیتو.

16:09.870 --> 16:11.750
‫آره بابا.

16:11.750 --> 16:14.660
‫ای بابا، ریهیتو...

16:14.660 --> 16:16.330
‫نه...

16:16.870 --> 16:18.450
‫عـ- عه، هوی!

16:19.500 --> 16:24.080
‫مطمئنی ‌نمی‌خوای دنبال هینا- سان بری گروهبان؟

16:30.580 --> 16:32.000
‫لیچتُ- سان...

16:33.330 --> 16:35.040
‫لیچتُ- سان!

16:47.750 --> 16:49.450
‫لیچتُ- سان!

16:56.830 --> 16:58.540
‫لیچتُ- سان!

16:58.540 --> 17:01.790
‫آدم... آدم کشتم!

17:01.790 --> 17:02.870
‫لیچتُ- سان!

17:02.870 --> 17:08.040
‫من... کشــ‌ !

17:08.040 --> 17:09.080
‫لیچتُ- سان!

17:09.080 --> 17:14.290
‫حق با دوآن بود! جنگ‌ـا تا دشمنُ نکشیم تموم نمی‌شن!

17:14.290 --> 17:15.500
‫ولی من...!

17:15.500 --> 17:16.330
‫نه!

17:16.330 --> 17:20.870
‫قول دادیم بشیم ارتشی که نمی‌کشه...
‫ولی من اون قولُ به هم زدم!

17:20.870 --> 17:23.200
‫لیچتُ- سان، اینطور نیست!

17:26.330 --> 17:27.370
‫این چیه...؟

17:27.370 --> 17:28.870
‫نکنه...؟

17:32.330 --> 17:33.700
‫توکیکازه...

17:34.700 --> 17:37.250
‫خدانگه‌دار.

17:37.250 --> 17:40.580
‫چی... داری می‌گی، جیل؟

17:41.660 --> 17:44.790
‫وقتشه ما برگردیم به آینده.

17:46.330 --> 17:49.080
‫نه... آخه الان...

17:49.080 --> 17:53.620
‫چه‌طور می‌تونم بقیه رو تبدیل به یه ارتشی کنم که نمی‌کشه؟

17:53.620 --> 17:56.160
‫باید الآن تو همین لحظه لیچتُ- سانُ نجات بدم!

17:56.160 --> 18:00.080
‫ولی چه‌جوری؟! چی‌کار می‌تونم بکنم؟!

18:00.080 --> 18:04.870
‫نه، خودم بودم، بهتر.

18:04.870 --> 18:06.910
‫ها...؟

18:06.910 --> 18:13.200
‫بقیه هنوز روبه‌راهن... آره، اگه خودم تنهایی...

18:13.200 --> 18:16.410
‫همۀ دشمن‌ـا رو بکشم...

18:17.540 --> 18:19.450
‫ ثبت شماره!

18:21.450 --> 18:23.620
‫شمارۀ من...

18:25.080 --> 18:30.750
‫...تعداد دشمن‌ـاییه که به جای همه می‌کشم...!

18:34.540 --> 18:41.160
‫که این‌طور... از اولشم هیچ راهی برای عوض کردن این نبود.

18:42.870 --> 18:48.790
‫چون اون الان حسرت خوردنش نبود...

18:48.790 --> 18:52.620
‫...نشونۀ عزم راسخ‌ـش بود.

18:53.870 --> 18:57.580
‫چه آدم احمقی.

18:58.910 --> 19:05.080
‫هیچ‌کس ازش نخواست اون کارُ بکنه.
‫مسئولیت همه‌چی رو به گردن گرفت.

19:05.080 --> 19:07.660
‫تلاش کرد تنهایی با همه‌چی بجنگه.

19:10.500 --> 19:15.620
‫ولی، چه آدم مهربونی...

19:17.160 --> 19:20.080
‫حالا دیگه می‌دونم.

19:27.830 --> 19:31.250
‫من... این آدمُ...

19:33.200 --> 19:35.040
‫...دوست دارم!

19:43.160 --> 19:45.870
‫می‌خوای ادامه بدی؟

19:47.120 --> 19:52.950
‫اگه می‌خوای ادامه بدی،
‫اینُ الآن تا 300 سال دیگه فراموش نکن لطفاً.

19:52.950 --> 19:57.500
‫لیچتُ- سان تو یه اَبَر منحرفی.
‫این باید تو به‌خاطر‌سپردنش کمکت کنه، درسته؟

19:58.910 --> 20:05.370
‫از این‌جا به بعد تو کلی آدم می‌کشی. بعدش تو تنها می‌شی.

20:06.540 --> 20:09.950
‫ولی این یه چیزُ فراموش نکن.

20:09.950 --> 20:14.120
‫300 سال جلوتر از الان... منتظرت می‌مونم.

20:15.250 --> 20:21.950
‫اگه تنها بودن انقدر غم انگیزه،
‫ولی باز می‌خوای تنهایی به جنگیدن ادامه بدی،

20:21.950 --> 20:26.410
‫من بچه‌هاتُ به دنیا میارم!

20:26.410 --> 20:28.660
‫هیچ‌وقت نمی‌ذارم احساس تنهایی کنی!

20:28.660 --> 20:31.500
‫قرار نیست هیچوقت فرصت کنی!

20:31.500 --> 20:34.830
‫هرجا که بری، دنبالت می‌کنم!

20:34.830 --> 20:38.870
‫خانواده‌ـت همین‌طور بزرگ و بزرگ‌تر می‌شه،
‫هرچه‌قدر که لازم باشه!

20:38.870 --> 20:43.290
‫من زندگیتُ اگه لازم باشه زیر و رو می‌کنم، تا تو...

20:43.290 --> 20:47.200
‫...هیچوقت تنها نباشی، لیچتُ- سان!

21:01.940 --> 21:04.950
‫قسمت 17

21:01.940 --> 21:04.950
‫ستارۀ حملات برق‌آسا

21:05.940 --> 21:35.950
‫.::   @bollbolljan_com  ::.

22:36.290 --> 22:38.290
‫زمان‌ بالاخره فرا رسیده قربان!

22:38.290 --> 22:40.790
‫عزیزترین آرزومون، تولد آلشیا.

22:40.790 --> 22:41.830
‫نقشۀ بعدی چیه؟

22:41.830 --> 22:45.540
‫معلومه، توسعۀ نونوایی آلشیا، یا شاید کلوچه‌سرای آلشیا.

22:45.540 --> 22:47.200
‫ترتیب رقص محلی آلشیا رم بدیم.

22:47.200 --> 22:49.580
‫قسمت بعد، «پیدایش آلشیا.»