﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:05.790 --> 00:08.158
سینک ظرفشویی رو درست کردی؟

00:08.192 --> 00:10.931
گفتم درستش میکنم

00:10.965 --> 00:13.310
ـ موهات خوشگل شده
ـ ممنون

00:13.378 --> 00:17.530
ـ کوتاهش کردی؟
ـ آره

00:20.165 --> 00:21.132
میدونم

00:21.166 --> 00:25.004
ـ چی رو؟
ـ با دختره ناهار خوردم

00:26.303 --> 00:29.704
میدونی، چند تا نوشیدنی خوردیم
با هم اُخت شدیم

00:31.941 --> 00:34.043
چیکار میخوای بکنی؟

00:34.077 --> 00:36.750
همون کاری که همیشه میگفتم میکنم
اگه همچین اتفاقی بیفته

00:39.820 --> 00:40.904
!نه! نه، نه
!خواهش میکنم

00:40.905 --> 00:44.093
!تو رو خدا! لطفا! نکن
!نکن

00:44.127 --> 00:47.063
باشه. خیلی خوبه

00:47.097 --> 00:49.768
جنیفر، اول به بازیش بگیر
لذت ببر

00:49.802 --> 00:52.105
رایان، تو باورت نمیشه که اون ماشه رو میکشه، باشه؟

00:52.139 --> 00:55.541
بیایید دوباره امتحان کنیم
ایندفعه تفنگ نباشه

00:55.608 --> 00:57.175
رایان، یالا
پاشو

00:57.209 --> 00:59.210
باشه، کارت تو مُردن خیلی خوبه

00:59.244 --> 01:01.246
اما باید دوباره این کار رو بکنی

01:01.780 --> 01:05.151
رایان؟
رایان، بجنب

01:08.523 --> 01:11.091
ـ جریان چیه؟
ـ چی؟

01:14.129 --> 01:16.666
"کادا کوینا" یعنی "دم اسب"

01:16.700 --> 01:19.836
... ـ سندرم دم اسب
... ـ اسمشو از این گرفته چون

01:19.870 --> 01:21.671
همه‌ی این آشغالا از نخاع مثل دم اسب آویزون شده

01:21.705 --> 01:22.839
باشه، میشه اونو بذاری کنار؟

01:22.873 --> 01:25.975
باشه
چه کوفتی تو پوشیدی؟

01:26.010 --> 01:30.445
شلوار ناهار آلفرسکو
امروز به دستم رسیده

01:30.479 --> 01:33.147
"آلفرسکو" یعنی "خوردن غذا در هوای آزاد"

01:33.682 --> 01:35.249
ببین

01:36.585 --> 01:37.985
یه چیزی شده

01:38.020 --> 01:41.523
UPS جعبه‌های

01:41.557 --> 01:43.726
یه چیزی هست، مورا
چی شده؟

01:43.760 --> 01:46.529
باشه، بیا درباره‌ی کیسی حرف بزنیم

01:48.098 --> 01:50.566
... ترکش‌های مواد منفجره تو نخاش فرو رفته

01:50.601 --> 01:52.135
و هنوز همونجا مونده

01:52.169 --> 01:54.204
فقط یه جراح گاوچرون میتونه اونا رو در بیاره

01:54.238 --> 01:55.573
هوپ ـه، نه؟

01:55.607 --> 01:57.074
از کجا میدونستی؟

01:57.108 --> 02:00.310
آره
بهم ایمیل زد

02:00.345 --> 02:02.847
کلیه‌تو برای کیلین میخواد

02:02.881 --> 02:06.951
ـ بهش جواب ندادم
ـ چیزی بهش بدهکار نیستی، باشی؟

02:06.986 --> 02:09.988
... تو مقصر نیستی که اون مادر واقعیته

02:10.022 --> 02:13.324
همونطور که اون تقصیری نداره
که تو دختر واقعیش هستی

02:14.327 --> 02:16.128
و این درست به نظر نمیاد

02:16.162 --> 02:19.532
"تو باید میگفتی، "هر دو تا کلیه‌مو دوست دارم

02:19.566 --> 02:21.400
"و زندگی خوبی داشته باشی

02:21.435 --> 02:22.936
هی

02:22.970 --> 02:24.437
اون بیرون زیر بارون چیکار میکنی؟

02:24.472 --> 02:27.941
اوه، نتونستم بخوابونمش
پس آوردمش پیاده‌روی

02:31.445 --> 02:33.880
ـ این کارا رو تو آشپزخونه میکنی؟
ـ نه، البته که نه

02:33.914 --> 02:37.216
آره
داشت سر طرف رو میذاشت تو سطل زباله

02:37.250 --> 02:40.886
صبر کن ببینم
داری سر به سرم میذاری، نه؟

02:40.921 --> 02:43.556
ـ نه
ـ آره. عمه جینت خیلی شوخه

02:44.859 --> 02:47.460
تو این بارون با نوه‌ام داری چیکار میکنی؟

02:47.495 --> 02:49.530
پرستاری بچه

02:49.564 --> 02:51.932
،فکر کنم وقتی تو پدرش باشی
"بهش میگن "مراقبت از فرزند

02:51.966 --> 02:54.234
حالش خوبه
از هوای تازه خوشش میاد

02:54.269 --> 02:57.205
اوه، بیا اینجا، عزیز دلم

02:57.239 --> 03:01.075
بابات وقتی یه پسر بچه کوچیک بود
عاشق بازی کردن زیر بارون بود

03:01.110 --> 03:02.377
آره

03:02.411 --> 03:04.813
ـ لیدیا چطوره؟
ـ خوبه

03:04.847 --> 03:06.715
فکر کنم قراره تو فروشگاه ترفیع بگیره

03:06.749 --> 03:08.250
خوبه

03:08.284 --> 03:11.153
!نه
میخواستم زود برم بخوام

03:12.255 --> 03:14.190
قتل ـه؟

03:14.191 --> 03:15.657
ـ ریزولی
ـ دکتر آیسلس

03:15.692 --> 03:19.261
خیلی باحاله
مرد، اون خیلی خوش شانس ـه

03:36.638 --> 03:42.690
.:: @bollbolljan_com ::.

03:46.024 --> 03:48.960
ظاهرا یه تصادف با تفنگ بادی میاد

03:48.994 --> 03:52.363
ـ کی ماشه رو کشیده؟
ـ همبازیش

03:52.398 --> 03:55.066
اون راجر دلوث ـه؟
اون نماینده شهرداره

03:55.101 --> 03:58.437
آره، همسرش داشته یه نمایش تئاتر کارگردانی میکرده

03:58.471 --> 04:00.606
... تونسته براش اینجا رو بگیره چون ظاهرا

04:00.640 --> 04:02.575
با بسار و بفروش مرکز استورو رفیقه

04:02.609 --> 04:04.677
خیابون من زیادی چاله و چوله داره

04:04.711 --> 04:06.345
شاید باید بهش تذکر بدم

04:06.380 --> 04:09.315
یا شاید اول میریم سراغ جسد

04:13.153 --> 04:17.223
هی
نتونستم با زنی که ماشه رو کشیده حرف بزنم

04:17.257 --> 04:20.159
جنیفر جانسون، 29 ساله
آمبولانس داره میبرتش بیمارستان بوستون

04:20.194 --> 04:22.995
ـ دچار شوک شده
ـ آره، منم شوکه میشدم

04:23.030 --> 04:25.231
اگه با یه تفنگ الکی شلیک میکردم
و همبازیم کُشته میشد

04:25.266 --> 04:26.800
کی مسئول تفنگ بادی بوده؟

04:26.835 --> 04:29.970
،مقتول. اون هم بازیگر
هم نورپرداز و هم متخصص اسلحه بادی بوده

04:30.005 --> 04:33.541
خب، تئاتر محلی بوده
همه داوطلب میشن

04:33.575 --> 04:37.010
عجیبه
جراحات ورودی رو ببین

04:37.045 --> 04:38.579
جراحات" جمع؟"
این عجیبه

04:38.613 --> 04:40.347
مثل رنده پنیر میمونه

04:40.382 --> 04:43.717
... شاید فراموش کرده تفنگ بادی رو تمیز کنه

04:43.751 --> 04:46.820
یا یه قلمبه کتان توش جا گذاشته؟
هر چند باعث کُشتن آدم نمیشه

04:46.855 --> 04:49.990
لازمه قلبش رو در بیارم
تا ببینم چی باعث این جور جراحتی شده

04:50.024 --> 04:50.891
فشنگای دیگه رو چک کردی؟

04:50.892 --> 04:52.192
میخواستم بکنم
اون جعبه‌ی تجهیزات اسلحه‌س

04:52.226 --> 04:54.161
... شغل اصلیش انجام تعمیرات این ساختمان

04:54.195 --> 04:55.730
و بقیه‌ی ساختمونای مراکز استورو

04:55.764 --> 04:57.999
ماشینش رو فرستادن گاراژ مدارک

04:58.033 --> 05:00.001
کس دیگه‌ای هم به جعبه ابزار دسترسی داره؟

05:00.035 --> 05:01.336
ـ چک میکنم
ـ آره

05:01.370 --> 05:04.906
،ظاهرا یه اتفاق غم‌انگیز باشه
اما میخوام مطمئن بشم

05:12.246 --> 05:13.613
کاش هنوز بارون می‌اومد

05:13.648 --> 05:15.982
صداش خیلی آرامش‌بخش ـه

05:16.017 --> 05:19.319
ـ چیکار مکینی؟
ـ هیچی

05:19.353 --> 05:23.389
پس چرا همش داره صدای کلیدای کامپیوتر میاد؟

05:24.892 --> 05:30.630
میشی؟  DMV ـ داری وارد پایگاه اطلاعات
ـ اوه، گواهی ویژه داره

05:30.664 --> 05:33.066
نشنیدی چی گفتم؟
نباید این کار رو بکنی؟

05:33.100 --> 05:34.301
بهش میگن سوء استفاده از قدرت

05:34.335 --> 05:36.369
خب، برای همین از کامپیوتر تو استفاده مینکم

05:36.403 --> 05:38.204
من از نفوذم استفاده نمی‌کنم
تو داری میکنی

05:38.238 --> 05:42.975
،خب، از اونجاییکه پای من وسطه
... میری دم خونه‌اش

05:43.009 --> 05:46.946
و ازش میخوای از فکر این عمل مسخره بیاد بیرون

05:46.980 --> 05:51.250
براش پیام فرستادم، ایمیل دادم
جواب نمیده

05:51.284 --> 05:54.386
خب میدونی، شاید اصلا نباید با هم باشیم

05:57.024 --> 06:01.393
ـ خب، عجیبه
ـ چی؟

06:01.428 --> 06:04.163
این چیزا چین؟

06:04.197 --> 06:09.068
... بزرگتر، فشرده‌تر
احتمالا کاسه ساچمه باشه

06:09.103 --> 06:12.005
،در هر صورت
... آقای همه‌کاره خودش این توپای استیل رو

06:12.006 --> 06:14.907
،تو اسلحه‌ش نذاشته
مگه اینکه میخواسته خودکشی کنه

06:21.148 --> 06:24.750
تو هیچ کدوم از این گلوله‌های جای دستکاری نمی‌بینم

06:24.785 --> 06:28.755
منم همینطور
... یا خودش رو کُشته

06:28.789 --> 06:31.124
... یا یکی فشنگا رو با کاسه ساچمه پر کرده

06:31.158 --> 06:33.192
و بعدش گذاشته تو تفنگ رایان

06:33.227 --> 06:35.728
مدیرش میگفت تفنگ رو همیشه تو جعبه ابزارش میذاشته

06:35.763 --> 06:37.163
جعبه ابزارش رو کجا میذاشته؟

06:37.197 --> 06:38.698
ظاهرا همه جا

06:38.732 --> 06:40.633
مرکز استورو سه تا ساختمان جداگانه داره

06:40.667 --> 06:42.267
هر کی میتونه بهش دسترسی داشته باشه

06:42.302 --> 06:45.604
اشکال ناصاف

06:45.638 --> 06:48.707
ـ چی
ـ هفت تا گوی بی نقص

06:48.741 --> 06:52.444
ـ سه تاش ناهمسانی دارن
ـ باشه، چیه این مهمه؟

06:52.478 --> 06:55.547
خب، فاصله‌ی بین این بخش و قطرش
برای عملکرد خیلی مهمه

06:55.581 --> 06:58.449
مهم" یعنی ارزش گفتن رو داشته باشه"

06:58.484 --> 07:01.518
خب، اگه کاسه ساچمه غیر مدور باشه

07:01.553 --> 07:03.387
میتونه باعث ساییدگی اضافی بشه

07:03.421 --> 07:05.556
ـ فراست ـه. چیزی پیدا کرده
ـ اوه، خدا رو شکر

07:05.590 --> 07:07.725
ـ خدافظ، مورا
... ـ اگه یکدست نباشن

07:07.759 --> 07:13.531
اصطکاک چرخشی رو کاهش نمیدن
و از بارهای محوری و شعاعی استفاده میکنن

07:17.202 --> 07:20.504
جنیفر و رایان فقط همبازی‌های نمایش نبودن

07:20.538 --> 07:22.439
اونا تو زندگی واقعی هم همبازی بودن

07:22.474 --> 07:24.908
شاید برای همین بخاطر شوکه شدن بستری شد

07:24.943 --> 07:26.610
... آره، یا میخواست قبل از اینکه سوال پیچش کنیم

07:26.644 --> 07:28.312
با عجله قسر در بره

07:28.346 --> 07:30.381
پیامی که رایان دیروز صبح براش فرستاده رو ببین

07:30.415 --> 07:33.342
"ـ "میخوام فراموشت کنم
ـ چی شده؟

07:33.343 --> 07:35.519
،از چیزی که دارم میخونم
ظاهرا دختره ازش جدا شده

07:35.553 --> 07:38.021
و اونم خیلی با این اتفاق خوب کنار نیومده

07:38.056 --> 07:41.225
"زندگی بدون تو بی‌فایده‌س"

07:41.259 --> 07:44.061
فکر میکنی بدست دوست دخترش خودکشی کرده؟

07:44.095 --> 07:46.229
شاید
یا دختره اونو کُشته

07:46.264 --> 07:48.732
انگیزه‌ش چی بوده
که اون بچه ننه بوده؟

07:48.766 --> 07:52.002
یا یه عوضی واقعی
اگه گذاشته دختره فکر کنه اون مسبب مرگش بوده

07:52.036 --> 07:54.204
آره، باید با دختره حرف بزنیم

07:57.709 --> 08:00.677
نمیخواستم اون صحنه با اسلحه رو انجام بدم
!بهش گفتم

08:00.711 --> 08:02.112
از دست رایان عصبانی بودی؟

08:02.146 --> 08:03.780
!آره

08:03.814 --> 08:06.582
وقتی ماشه رو کشیدی به چی فکر میکردی؟

08:06.616 --> 08:08.017
خب، من جای اون شخصیت بودم

08:08.051 --> 08:10.619
پس داشتم فکر میکردم چقدر رایان عصبانیم کرده

08:10.653 --> 08:14.356
رایان بهت نشون داد چطور تفنگ بادی رو پر میکنن؟

08:15.558 --> 08:17.426
اما با انگشتام نتونستم پرش کنم

08:17.460 --> 08:19.561
افتادم و چند تا بند انگشتم شکسته

08:21.063 --> 08:26.000
... جنیفر، ما فکر میکنم احتمالا رایان خودکشی کرده

08:26.035 --> 08:29.704
ـ و برای این کار از تو استفاده کرده
ـ نه. امکان نداره

08:29.738 --> 08:32.006
چرا باید بخواد خودشو بکشه؟

08:33.776 --> 08:36.979
نه، یه تصادف بوده

08:37.013 --> 08:40.249
میخواستیم ازدواج کنیم

08:42.519 --> 08:47.123
دیشب اینو بهم داد

08:47.157 --> 08:51.259
اما نتونستم دستم کنم

08:51.294 --> 08:52.760
پس چرا باهاش به هم زدی؟

08:52.795 --> 08:55.263
چون همش بخاطر کارش نق میزد

08:55.297 --> 08:57.097
کار تعمیرات تو مرکز استورو؟

08:57.132 --> 08:59.266
آره

08:59.300 --> 09:02.203
میگفت کارایی زیادی باید بکنه
... و اینکه با همه‌ی وسایل

09:02.204 --> 09:05.106
،و تجهیزاتی که در اختیارش بود
داشت از پای در می‌اومد

09:05.140 --> 09:08.510
فقط از دست نق زدناش خسته شده بودم

09:08.544 --> 09:10.979
منظورم اینه، بهش گفتم استعفا بده

09:11.013 --> 09:12.814
اونم گفت باید اول از یه موضوعی سر در بیاره

09:12.849 --> 09:14.850
از چی؟

09:16.384 --> 09:17.887
هیچ وقت نگفت چی

09:24.949 --> 09:28.940
خیلی خوبه که لیدیا از شیر خودش بهش میده

09:28.975 --> 09:30.383
خیلی سالمتره

09:30.417 --> 09:32.485
تازه، معلومه چرا بچه اینقدر ازش خوشش میاد

09:32.519 --> 09:34.320
این یعنی چی؟

09:34.354 --> 09:36.822
،اگه قراره من بهش بدم
باید امتحانش کنم، درسته؟

09:40.593 --> 09:42.460
یه لحظه ببخشید

09:45.297 --> 09:47.098
هوپ، چطوری؟

09:47.133 --> 09:49.774
امیدوارم بی موقع مزاحم نشده باشم

09:49.802 --> 09:51.536
نه، نه
... یه وقت استراحت سریع گرفتم

09:51.571 --> 09:53.739
تا پسر و نوه‌م رو ببینم

09:53.773 --> 09:55.574
از دیدنت خوشحالم

09:55.608 --> 09:59.178
خوشحالم شما دو نفر دوباره با هم در ارتباطید

09:59.212 --> 10:02.949
ـ پس مورا بهت گفته؟
ـ چی رو گفته؟

10:05.051 --> 10:08.287
... خب، من بهش ایمیل میزدم

10:08.321 --> 10:12.391
ـ اما اون جواب نمیداد
ـ بشین

10:15.463 --> 10:16.996
خب، چیز زیادی بهم نگفته

10:17.031 --> 10:19.298
اما میدونم با کدورت از هم جدا شدید

10:19.333 --> 10:23.036
خیلی شوکه شدم

10:23.070 --> 10:26.206
و واکنش درستی نشون ندادم

10:26.240 --> 10:28.709
... اینقدر تو زندگیم غافلگیر نشده بودم

10:28.743 --> 10:34.416
... به اندازه وقتی که یه زن بزرگسال بهم گفت که اون

10:34.450 --> 10:37.786
همون بچه‌ای که فکر کردم موقع زایمانم مُرده

10:44.294 --> 10:48.497
کیلین چطوره؟

10:48.531 --> 10:51.500
خیلی خوبه

10:56.440 --> 10:59.675
میدونم به من مربوط نیست

10:59.709 --> 11:05.614
هر چند مورا به من مربوطه

11:07.284 --> 11:09.119
... اومدی اینجا ازش بخوای

11:09.153 --> 11:12.989
آره
... اومدم ببینم هنوز تمایل داره

11:13.024 --> 11:15.993
یکی از کلیه‌ها شو به کیلین بده

11:19.965 --> 11:21.099
هی، تامی، عزیزم؟

11:21.133 --> 11:24.269
بیا اینجا
تی.جی رو بیار

11:26.171 --> 11:31.509
ـ اوه. آره
ـ نوزاد خیلی زیباییه

11:32.811 --> 11:38.549
... میدونی، من هر کاری برای بچه‌هام

11:38.583 --> 11:45.723
،و برای این بچه میکنم
... پس هیچ کس

11:45.757 --> 11:49.360
هیچ کسی نمیتونه سرزنشت کنه
که میخوای جون کیلین رو نجات بدی

12:00.372 --> 12:03.173
ـ میتونی افسردگی رو متوجه بشی؟
ـ افسرده شدی؟

12:03.208 --> 12:06.076
فقط وقتی اینو ازم پرسیدی
نه، منظورم اونه

12:06.211 --> 12:08.745
میدونی، متوجه نمیشم چرا میخواد
خودشو اینطوری بکُشه؟

12:08.780 --> 12:12.049
ـ منظورم اینه، یه چیزی این وسط مشکوکه
ـ به نظرم باید باهاش حرف بزنی

12:12.083 --> 12:15.952
ـ اون مُرده، مورا
ـ منظورم کیسی ـه

12:17.822 --> 12:20.824
ـ میترسم
ـ از چی؟

12:20.859 --> 12:22.926
از اینکه بیشتر طردم کنه

12:22.960 --> 12:26.029
فقط بخاطر ترس تو رو طرد کرده
... و اگه سعی نکنی

12:26.064 --> 12:29.833
،در مورد عمل جراحی‌ای که به کُشتنش میده
منصرفش کنی، پشیمون میشی

12:29.868 --> 12:32.002
خب، الان دیگه واقعا میترسم

12:35.774 --> 12:37.474
این چیه؟

12:39.410 --> 12:42.346
چرا تو جعبه ابزارش تیکه‌های بتن داره؟

12:42.380 --> 12:44.881
"خیلی خوشحالم که گفتی "بتن" نه "سیمان

12:44.915 --> 12:46.916
... خیلیا فکر میکنن بتن و سیمان یکیه

12:46.951 --> 12:49.085
در حالیکه سیمان یکی از ترکیبات بتن ـه

12:49.119 --> 12:51.254
نه، اما چرا اینو نگه داشته؟

12:51.288 --> 12:56.025
و چرا یه لامپ شکسته فلورسنت نگه داشته

12:56.059 --> 12:58.561
،یه لوله ترکیده
و یه محور خم شده؟

12:58.995 --> 13:02.231
خب، شاید میخواد از روشون بخره

13:02.265 --> 13:04.466
آره، اما به نظر میاد اونا رو مخفی کرده

13:04.501 --> 13:07.103
وارفتگی بتن؟
چسب پلاستیکی
بازیافتی؟

13:07.137 --> 13:09.205
لیست عجیبیه

13:13.744 --> 13:17.580
چند تا از نقشه‌های ساختمان رو زیراکس کرده

13:17.614 --> 13:20.717
... اون مسئول تعمیر هر سه تا ساختمان بوده

13:20.751 --> 13:23.754
منطقیه که نقشه ساختمون دستش باشه

13:23.788 --> 13:26.056
به نظرت این یعنی چی؟

13:29.828 --> 13:32.363
اوه، خدای من
!اوه، خدای من

13:32.397 --> 13:34.999
ـ مامانته
ـ اوه، خدای من

13:35.034 --> 13:37.335
و مادر من ... مادر اصلیم، هوپ

13:37.370 --> 13:39.604
تو کافه‌س
اونجا چیکار میکنه؟

13:39.638 --> 13:41.639
اومده کلیه‌تو بگیره؟

13:42.074 --> 13:45.077
بس کن
خواهشا میشه بری باهاش حرف بزنی؟

13:45.111 --> 13:49.648
... چی؟ چرا من باید
اون فامیل توئه

13:49.682 --> 13:51.282
اوه، نه
اون منو پس زد

13:51.317 --> 13:53.451
گفت من دخترش نیستم

13:53.486 --> 13:55.687
... اما بعدش یادش اومده که به کلیه‌ت

13:55.721 --> 13:57.522
برای دختر واقعیش، کیلین نیاز داره

13:59.025 --> 14:00.391
نمیخوام باهاش حرف بزنم

14:00.426 --> 14:02.760
اما نمی‌تونم بهش بی‌محلی کنم
از ادب به دوره

14:02.795 --> 14:07.365
خب بهش زنگ بزن
و بگو یه قرار بذاره

14:07.400 --> 14:09.601
فکر خوبیه

14:11.237 --> 14:14.806
... اما
نه؟ باشه

14:20.680 --> 14:23.982
دکتر مارتین، پیام منو نگرفتید؟

14:24.017 --> 14:26.785
ـ امروز سرم خیلی شلوغه
ـ آره، گرفتم

14:26.819 --> 14:29.254
اما واقعا میخوام باهات حرف بزنم

14:32.391 --> 14:34.025
میخوایید درباره‌ی چی حرف بزنید؟

14:34.059 --> 14:38.696
،وقتی با هم آشنا شدیم
گفتم یه حس خویشاوندی عجیبی نسبت به تو دارم

14:38.731 --> 14:45.135
،همینطور گفتید بزرگترین اشتباه زندگیت
باردار شدن من بود

14:45.170 --> 14:49.306
ببخشید این حرف رو زدم
مورا، اصلا نمی‌دونستم

14:49.340 --> 14:52.509
پدی بهم گفت بچه‌مون مُرده

14:52.543 --> 14:55.011
و من قبرش رو هم دیدم

14:55.046 --> 14:59.249
واقعا میخوای بگی هیچ کدوم از اینا رو ندیدی؟

14:59.284 --> 15:01.985
دستگیری پدی دویل صدر اخبار بین‌المللی بود
"رئیس کل پزشکی قانونی دختر رئیس تبهکاراس"

15:02.020 --> 15:04.154
من اون بخش از زندگیم رو برای همیشه گذاشتم کنار

15:04.189 --> 15:07.824
خب، حداقل دختر 18 سالت جرات داشت
باهام مواجه بشه

15:07.858 --> 15:10.027
تو فقط منکر زندگیت شدی

15:10.061 --> 15:13.163
دختر دانشگاه هاروارد که توسط یه خلافکار پلید اغفال شد

15:14.932 --> 15:17.333
و بعدش فرار کردی

15:17.368 --> 15:20.236
من واقعا متاسفم

15:22.205 --> 15:25.774
... من یه

15:25.808 --> 15:29.645
یه رویای کوچیک احمقانه داشتم

15:29.679 --> 15:35.316
،که وقتی همدیگه رو می‌بینیم
... تو

15:35.351 --> 15:37.518
،هر چی که هستی
هستی

15:39.921 --> 15:43.757
اما منو میخوای

15:43.791 --> 15:47.528
خیلی خوشحال میشی که من زنده‌م

15:49.765 --> 15:53.268
ـ بدجور واکنش نشون دادم
ـ "بدجور"؟

15:53.302 --> 15:56.405
بهم اتهام دروغگویی زدی

15:56.439 --> 15:59.042
بهم گفتی دخترت نیستم

15:59.076 --> 16:02.612
در واقع فکر میکنم
تو ازم چیزی رو خواستی که من ازت میخواستم

16:02.647 --> 16:06.383
ـ آره، همینطوره
ـ و الان برگشتی

16:08.386 --> 16:11.822
،وقتی به من نگاه میکنی
قیافه پدی دویل جلو چشمات میاد؟

16:11.857 --> 16:14.158
ـ پلیدی رو می‌بینی؟
ـ نه

16:14.192 --> 16:16.894
و تو پدرت خیلی خوبی دیدم

16:16.928 --> 16:18.696
پدی دویل پدر من نیست

16:24.135 --> 16:29.006
من عاشقش بودم
... و اون هنوز

16:29.040 --> 16:32.343
... پیچیده‌ترین

16:32.377 --> 16:36.513
باهوشترین و آسیب‌دیده‌ترین آدمیه که تا حالا دیدم

16:36.547 --> 16:41.919
ـ چرا اینجایی؟
ـ کیلین

16:46.459 --> 16:51.030
... خب، میدونم چیکار باید بکنم

16:51.064 --> 16:54.801
کلیه‌مو بهت میدم تا دخترت رو نجات بدی

16:54.835 --> 16:58.204
اما منم دخترت هستم

16:58.239 --> 17:01.574
ـ میدونم حق ندارم ازت اینو بخوام
ـ حق نداری

17:03.677 --> 17:06.445
فکر کنم باید بری

17:27.983 --> 17:31.520
سلام
میخوام با سرهنگ دوم کیسی جونز حرف بزنم

17:32.554 --> 17:36.524
نیست؟
میدونی کِی بر میگرده؟

17:36.558 --> 17:39.961
باشه، خیلی ممنون

17:40.395 --> 17:43.364
ـ حدس بزن چی پیدا کردیم
ـ چی؟ نه! من میخواستم اینو بگم

17:43.398 --> 17:46.400
اینو تو جعبه دستکش مقتول پیدا کردیم

17:46.468 --> 17:51.005
عجیبه
منم اینو تو جعبه ابزار مقتول پیدا کردم

17:51.039 --> 17:52.774
... اون تیکه‌های بتون رو با

17:52.808 --> 17:55.543
فرورفتگی کاپوت ماشین رایان مطابقت دادیم

17:55.577 --> 17:57.879
رایان سه روز پیش
از بیمه ادعای خسارت کرده بود

17:57.913 --> 18:00.498
... یه تیکه بتون از سقف پارکینگ "

18:00.499 --> 18:02.984
"افتاد و باعث این خرابی شد

18:03.019 --> 18:04.820
... فراست، میتونی مقالات مربوط به

18:04.854 --> 18:07.122
بنای مرکز استورو رو در بیاری؟

18:07.157 --> 18:08.390
حتما

18:08.425 --> 18:10.492
باشه. یه تیکه بتون داریم که افتاده رو ماشین رایان

18:10.526 --> 18:13.895
خرده‌های بتون که اون تو جعبه ابزارش قایم کرده

18:13.930 --> 18:18.599
نقشه های کپی شده از مرکز استورو
از نظر تو چه مفهومی دارن؟

18:18.634 --> 18:20.201
... خب، دوست دخترش گفت اون همش درباره‌ی

18:20.235 --> 18:22.103
،کارای تعمیراتی که میکرده
گله و شکایت داشته

18:22.137 --> 18:24.806
که با عقل جور در نمیاد
مرکز استورو نوساز ـه

18:24.840 --> 18:27.342
مستاجراش همین 8 ماه پیش ساکن شدن

18:27.376 --> 18:29.711
... و بر طبق اخبار دیگه

18:29.745 --> 18:31.212
... بعد از سه سال مجادله‌ی قانونی

18:31.247 --> 18:33.148
... بساز و بفروش سم نلسون توانست مجوز ساخت

18:33.182 --> 18:35.550
چند میلیون دلاریه مرکز استورو را بگیرد

18:35.585 --> 18:38.420
بالاخره رویایم به حقیقت می‌پیونده

18:38.455 --> 18:40.822
... سه تا برج بلند با دفاتر به هم مرتبط

18:40.857 --> 18:43.658
و فضای مسکونی نزدیک رودخانه‌ی چارلز

18:43.693 --> 18:48.063
مرکز استورو هدیه‌ی من به شهر بوستون ـه

18:48.097 --> 18:52.067
هدیه‌ی" اون"
به میلیون دلار پولی که به جیب میزنه اشاره کرد؟

18:52.101 --> 18:55.170
اینجا نوشته چهار تا قرارداد دیگه‌م بسته

18:55.204 --> 18:57.406
بعلاوه قراداد ساخت یه پاساژ و ساختمانای اداری

18:57.440 --> 19:00.108
... فکر میکنی رایان مثل یه پشه دم گوشش

19:00.143 --> 19:02.744
درباره‌ی تیکه‌های بتون و چراغای سوخته وز وز میکرده؟

19:02.779 --> 19:04.680
شاید

19:04.714 --> 19:07.650
... هر چند

19:07.718 --> 19:09.218
ببین چی پیدا کردم

19:09.252 --> 19:11.621
پدرم همیشه درباره‌ی وارفتگی بتن شکایت میکرد

19:11.655 --> 19:13.223
همونی که باهاش قرار میذاشتی؟

19:13.257 --> 19:17.295
بامزه بود
نه

19:18.329 --> 19:22.232
رایان محور و چسب پلاستیکی رو نگه داشته

19:22.267 --> 19:24.234
"رو اون بسته پستی نوشته "چسب پلاستیک

19:24.269 --> 19:27.038
باشه، وارفتگی بتن همیشه اتفاق می‌افته
... ترک‌های بتن

19:27.039 --> 19:29.807
،محورها میزنه بیرون
و ترکیدگی لوله‌ها

19:29.841 --> 19:32.209
پدرم متنفر بود که اونو مقصر میدونستن
وقتی لوله‌ها بخاطر وارفتگی بتن میترکید

19:32.243 --> 19:34.979
شاید رایان فهمیده بود مرکز استورو مشکل داره

19:35.013 --> 19:36.814
سم نلسون حتما میخواسته لاپوشونی کنه

19:36.849 --> 19:38.649
چی، اینقدر که بخواد یکی از کارمنداشُ بکُشه؟

19:38.684 --> 19:39.917
شاید

19:39.952 --> 19:42.252
میلیونا دلار پول بخاطر یه تعمیرکار به خطر بیفته؟

19:44.890 --> 19:47.858
ـ چیه؟ کجا میری؟
ـ مرکز استورو. خیلی دور نیست

19:47.926 --> 19:49.660
به اندازه کافی مدرک نداریم
تا حتی بهش سلام کنیم

19:49.695 --> 19:51.829
و میدونی سم نلسون یه قشون وکیل داره

19:51.863 --> 19:53.798
،آره، اگه دستمون رو الان نشون بدیم
هیچ وقت نمی‌تونیم گیرش بندازیم

19:53.832 --> 19:55.032
میشه شماها آروم بگیرید؟

19:55.100 --> 19:56.701
فقط میرم یه سر به جاهای عمومیش بزنم

19:56.769 --> 19:59.370
با گوشیت؟
با دوربین گوشیم

19:59.438 --> 20:01.706
جین، میتونی تامی و بچه رو برسونی خونه؟

20:01.773 --> 20:04.909
ـ چرا تو نمیتونی؟
ـ دارم کارای اداری میکنم

20:04.943 --> 20:06.443
!منم کاری ندارم

20:06.477 --> 20:08.512
میتونم وقتی عکسا رو گرفتم
اونا رو برسونم

20:08.546 --> 20:11.114
ـ واقعا؟ مطمئنی؟
ـ آره. مشکلی نیست

20:11.149 --> 20:12.816
باشه. ممنون

20:14.018 --> 20:15.818
خوبه، چون مورا میخواد یکی دلداریش بده

20:15.853 --> 20:18.321
ـ چرا؟ مگه چی شده؟
ـ چیزای دخترونه

20:25.830 --> 20:29.801
ـ مورا، چیکار میکنی؟
ـ دنبال نسیان خواب هستم

20:29.835 --> 20:31.569
ـ اون چی میشه؟
ـ از نظرش ایرادی نداره

20:31.604 --> 20:32.738
باشه. یالا

20:32.805 --> 20:35.073
بالشت خوشگلت رژ لبی میشه

20:35.141 --> 20:37.876
مهم نیست

20:37.911 --> 20:39.778
فکر کردم بهش گفتی قرار بذاره

20:39.813 --> 20:41.514
همینطوری اومد

20:41.548 --> 20:43.215
خب، حداقل میتونه کلیه رو برا خودت نگه داری

20:43.250 --> 20:44.783
نه، نه، نه
موضوع این نبود

20:44.817 --> 20:46.852
نمیخواستم کلیه‌مو گروگان نگه دارم

20:46.886 --> 20:48.989
باشه، حرفامون یه کم عجیب شد

20:49.023 --> 20:51.124
ـ باورم نمیشه اون کار رو کردم
ـ چیکار؟

20:51.159 --> 20:54.127
مهربون بودن رو گذاشتم کنار
هر چی تو فکرم بود رو به زبون آوردم

20:54.162 --> 20:58.498
واقعا عصبانی و ناراحت بودم
و فقط حرفامو زدم

20:58.533 --> 21:00.166
مورا، این خوبه

21:00.201 --> 21:02.335
طوری نیست، باشه؟
بهت افتخار میکنم

21:02.369 --> 21:05.005
حالت تهوع دارم
چی گفتم؟ چرا اینا رو گفتم؟

21:05.039 --> 21:06.806
حتی نمی‌دونم چی گفتم

21:06.841 --> 21:08.875
باشه، باشه
بیا درباره‌ی یه چیز دیگه حرف بزنیم

21:08.909 --> 21:13.680
کاسه ساچمه
دوست داری درباره‌ی کاسه ساچمه حرف بزنیم

21:13.714 --> 21:16.749
خب، تقریبا مطمئنم که اون کاسه ساچمه‌ها
برای هارد درایو کامپیوتر هستن

21:16.783 --> 21:19.151
و آزمایشگاه در تلاش شرکت تولیدکننده‌شو پیدا کنه

21:19.185 --> 21:22.655
باشه. خوبه
... راستی

21:22.689 --> 21:24.256
دل و جرات پیدا کردم
و به دفتر کیسی زنگ زدم

21:24.290 --> 21:26.725
ـ واقعا؟
ـ اوهوم

21:26.760 --> 21:29.328
دیروز از کارش مرخصی گرفته

21:29.362 --> 21:31.864
خب، برو باهاش حرف بزن
همین حالا

21:31.898 --> 21:35.267
وقت ناهاره
و فقط 43 دقیقه وقت دارم

21:35.302 --> 21:37.370
،خب، برای گفتن حرفایی که لازمه بزنی
کافیه

21:37.404 --> 21:39.205
نمی‌دونم باید چی بگم

21:39.240 --> 21:43.276
... بگو" بهتره از فکر عمل جراحی که ممکنه به کُشتنت بده

21:43.310 --> 21:45.678
"یا کاملا فلجت کنه، دست برداری

21:47.982 --> 21:50.383
اوه، نمی‌دونم چرا دارم همچین می‌کنم

21:50.418 --> 21:56.089
چون عاشقشی

21:56.124 --> 21:59.125
جا واسه پارک کردن نیست

21:59.160 --> 22:01.728
تو پلیسی
هر جا بخوای میتونی پارک کنی

22:01.762 --> 22:06.065
آره. آره، چرا که نه؟
همش یه دقیقه طول میکشه

22:12.307 --> 22:16.844
باشه
اوه، باشه، تی.جی

22:51.447 --> 22:53.415
... جین، چیکار
اینجا چیکار میکنی؟

22:53.449 --> 22:57.920
ـ میشه باهات حرف بزنم؟
ـ الان وقتش نیست

22:57.954 --> 23:00.756
خب، دیگه وقت دیگه‌ای در کار نیست

23:14.237 --> 23:18.540
ـ خیلی قشنگ نیست، مگه نه؟
ـ نمیخواستم سرزده بیام

23:18.574 --> 23:20.475
نیومدم باعث شرمندگیت بشم، باشه؟

23:23.045 --> 23:27.916
چای و آب دارم
الکل نمی‌تونم بخورم

23:27.950 --> 23:31.553
بخاطر عمل

23:31.587 --> 23:35.056
درسته
پس میخوای این کار رو بکنی؟

23:35.091 --> 23:37.392
آره. همینطوره

23:41.798 --> 23:46.068
... مورا فکر میکنه که
... آسیب‌دیدگی نخاعت

23:46.103 --> 23:49.672
جاییه که درست کردنش خیلی سخته

23:49.706 --> 23:51.240
آره

23:51.274 --> 23:54.510
آره، همینطوره

23:54.545 --> 23:59.749
،و از هر روش جراحی که میخوای استفادی کنی
خطرناکه

23:59.783 --> 24:03.353
خیلی خطرناکه

24:03.387 --> 24:07.324
خب، چقدر خطرناکه؟
مثلا خطر مرگ وجود داره؟

24:08.860 --> 24:11.896
بیشتر اینه که کاملا فلج میشم

24:11.931 --> 24:15.500
ـ اوه، خدای من
ـ بهت گفتم رمانتیک نیست

24:15.535 --> 24:19.672
خب، چرا میخوای عمل کنی؟
باشه، چرا میخوای اوضاع رو بدتر کنی؟

24:19.706 --> 24:22.675
این یه کانتر ـه
(لوله ای برلی تخلیه ادرار)

24:26.479 --> 24:31.983
... ـ میخواستم اینو اونجا بذارم وقتی
ـ ببین، متاسفم

24:34.420 --> 24:37.556
نمیخوام بگم اوضاع بد نیست، باشه؟
هست

24:37.590 --> 24:39.424
باشه؟
اما این واقعیت ـه

24:39.459 --> 24:42.827
و من میتونم با واقعیت روبرو بشم
وقتی تو باهام درباره‌ش حرف بزنی

24:42.862 --> 24:47.999
ـ باشه؟
ـ واقعیت؟ نمی‌تونم حس کنم، جین

24:50.169 --> 24:54.205
... نمی‌تونم
فقط اونجا رو نه

24:54.239 --> 24:57.575
دیگه نمیتونم احساس کنم

24:59.311 --> 25:00.944
نمی‌تونم باهات عشقبازی کنم

25:02.580 --> 25:04.548
... میتونم با چوبدستی و پابند کنار بیام

25:04.582 --> 25:09.386
حتی میتونم با کاتر هم کنار بیام

25:10.922 --> 25:13.724
،اما نمی‌تونم بدون اینکه بتونم حست کنم
زندگی کنم

25:16.661 --> 25:19.598
ازم بچه دار بشی

25:34.180 --> 25:36.347
گرسنته؟
یه کم از این میخوای؟

25:41.187 --> 25:44.789
!هی
چه غلطی داری میکنی؟

25:44.824 --> 25:46.191
کی گفته میتونی از اینجا عکس بگیری؟

25:46.225 --> 25:48.460
آروم، آقای نلسون
پلیس بوستون

25:48.494 --> 25:49.794
حکم داری؟

25:49.829 --> 25:52.163
در غیر اینصورت، میخوام از ملکم بری بیرون
همین حالا

25:52.198 --> 25:54.098
این قسمت از استورو برای عموم بازه، قربان

25:54.133 --> 25:57.369
باشه
الان به وکیلم زنگ میزنم

25:58.671 --> 25:59.838
لعنتی

25:59.872 --> 26:02.407
،باشه، وقتی بر میگردم
اینجا نباشی

26:04.577 --> 26:07.378
ـ اوه، خدای من
ـ چه کوفتیه؟

26:07.413 --> 26:08.646
!تی.جی

26:35.319 --> 26:38.421
باشه
به گمونم باید برم

26:43.227 --> 26:44.628
خیلی ببخشید

26:44.662 --> 26:46.797
ـ دوباره فرانکی ـه
ـ جواب بده

26:46.831 --> 26:48.799
ممکنه ضروری باشه

26:48.833 --> 26:50.267
ـ آره ... چیه؟
ـ جین؟

26:50.302 --> 26:52.970
جین، تو مرکز استورو یه خرابی بزرگ اتفاق افتاده

26:53.004 --> 26:55.105
ـ خودتو برسون
ـ آروم باش، چی؟

26:55.139 --> 26:57.607
گوش کن چی میگم
همونجاییکه تامی و فراست رفتن، باشه؟

26:57.642 --> 26:59.242
ـ اوه، خدای ... باشه
!ـ فقط بیا اینجا، جین

26:59.276 --> 27:00.165
همین الان میام

27:00.166 --> 27:01.945
!ـ همین حالا میام
!ـ خودتو برسون. حالا

27:01.979 --> 27:03.947
چی شده؟

27:03.981 --> 27:07.150
... برادرم و برادرزاده و همکارم

27:07.185 --> 27:09.886
یه ساختمان تو قسمت بک‌بی ریزش کرده

27:09.921 --> 27:13.857
ـ و انگار اونا اون تو گیر افتادن
ـ بذار منم باهات بیام

27:13.891 --> 27:16.659
نه
نمی‌تونم معطل تو بشم

27:30.508 --> 27:34.577
همه از پروتکل موقعیت بحرانی پیروی کنید
متوجه شدید؟

27:34.612 --> 27:36.546
... در مورد کسایی که تو قسمت پارکینگ گیر افتادن

27:36.580 --> 27:38.548
کاری از دستمون بر نمیاد انجام بدیم

27:38.582 --> 27:41.050
اول بقیه رو تخلیه می‌کنیم

27:41.084 --> 27:42.752
!کاپیتان گرین

27:42.786 --> 27:45.054
... کاراگاه ریزولی، برادرم و نوزادش و همکارم

27:45.089 --> 27:46.556
تو پارکینگ طبقه سوم گیر افتادن

27:46.590 --> 27:49.258
متاسفم، کاراگاه
... وضعیت ساختمان خیلی بی‌ثباته

27:49.293 --> 27:50.793
که اصلا نمیشه به این موضوع فکر کرد

27:50.861 --> 27:52.762
... نه، اما ما باید بریم

27:53.796 --> 27:55.765
سه تای دیگه‌م با جراحات داخلی هستن

27:55.799 --> 27:59.034
ـ باشه، اونیکه به سرش ضربه خورده رو منتقل کنید
ـ مورا

27:59.068 --> 28:00.603
!ـ مورا
ـ چی شده؟

28:00.637 --> 28:03.907
اونا تو اون ساختمونن
فراست و تامی و تی.جی

28:03.941 --> 28:05.141
اوه، خدای من. مطمئنی؟

28:05.209 --> 28:07.410
جین! جین

28:07.445 --> 28:08.979
نتونستم پیداشون کنم

28:09.046 --> 28:12.249
داشتیم اجساد
و آدمای دست و پا شکسته رو می‌کشیدیم بیرون

28:12.283 --> 28:15.419
،قبل از اینکه دستور تخلیه بدن
هر کی رو که تونستیم آوردیم بیرون

28:15.453 --> 28:18.155
از این میترسن که ممکنه کل ساختمون خراب بشه

28:18.189 --> 28:19.890
از بتن بازیافتی ساخته شده

28:19.925 --> 28:22.259
ـ چی؟
... ـ نتایج آزمایش

28:22.294 --> 28:24.161
نمونه‌ی بتنی که پیدا کردی، اومده

28:24.229 --> 28:26.264
واریزه‌های بتن بازیافتیه

28:26.298 --> 28:28.633
نه بتن با دوام که از صخره‌های محکم ساخته شده

28:28.668 --> 28:31.437
"لیست رایان، "بازیافتی
اون میدونسته

28:31.471 --> 28:34.140
دیگه این معمار از چه میانبرایی استفاده کرده؟

28:34.174 --> 28:36.742
نمی‌تونن پیداش کنن
... سم نلسون، بساز و بفروش

28:36.777 --> 28:38.611
آخرین بار قبل از فروپاشی ساختمون دیده شده
که داشته بیرون می‌اومده

28:38.645 --> 28:40.679
احتمالا الان وسط راهه جزایر مارشال ـه

28:40.747 --> 28:42.515
... باشه، ببین، یه کلمه هم به مامان نگی

28:42.549 --> 28:43.983
تا اینکه مطمئن بشیم اونا اون تو هستن

28:44.017 --> 28:46.585
دکتر آیسلس؟
نفرات بیشتری دارن میان

28:46.619 --> 28:49.188
مورا، برو. برو

28:49.256 --> 28:51.256
یالا. میریم اونجا

28:51.291 --> 28:53.158
اونا اجازه نمیدن کسی رد بشه
من سعی کردم

28:53.193 --> 28:54.660
باشه، پس دوباره امتحان می‌کنیم
یالا

28:54.694 --> 28:58.130
جین، جین، صبر کن
تو نمی‌تونی

28:58.164 --> 29:00.265
نمیتونی

29:03.637 --> 29:05.438
امیدوارم هنوز اون تو زنده باشن

29:05.472 --> 29:06.472
میدونم. میدونم

29:27.426 --> 29:30.595
!اوه، تی.جی

29:30.630 --> 29:32.664
!تی.جی
بابایی همین جاست

29:32.698 --> 29:35.100
!بابایی همین جاست
همه چی درست میشه

29:35.134 --> 29:38.236
!همه چی درست میشه، تی.جی

29:38.270 --> 29:43.910
طاقت بیار، رفیق، باشه؟
!کاراگاه فراست

29:47.882 --> 29:49.750
من اینجام. اینجام

29:49.784 --> 29:52.319
از سردرد دارم می‌میرم

30:07.833 --> 30:11.268
نمی‌تونم بازوم رو در بیارم

30:11.302 --> 30:12.736
اینجا کمک لازمه

30:12.771 --> 30:14.972
مهندسان عملیات محلی بخش 4
دارن تجهیزات سنگینتری رو میفرستن

30:15.006 --> 30:16.473
خب، بهشون بگو تکون بخورن

30:16.508 --> 30:18.092
... باشه. منم میرم با واحدهای تخریب ساختمان

30:18.093 --> 30:19.676
تو کنکتیکت و نیویورک تماس بگیرم

30:19.744 --> 30:21.111
،نماینده‌ی شهردار، دلوث
و کاپیتان گرین، باید باهاتون حرف بزنم

30:21.145 --> 30:22.947
هر کاری از دستمون بر بیاد انجام میدیم، کاراگاه

30:22.981 --> 30:24.848
ـ کیفیت بتنش بد بوده
ـ چی؟

30:24.916 --> 30:26.283
سازنده از بتن بازیافتی استفاده کرده

30:26.318 --> 30:27.451
این باعث خرابی شده

30:27.486 --> 30:29.821
نه، این تنها دلیل همچین فاجعه‌ی بزرگی نمیتونه باشه

30:29.855 --> 30:31.790
،با مهندسای ساختمان که اینو ساختن
حرف زدم

30:31.824 --> 30:33.725
اونا اعتقاد دارن
... دلیلش ترکیبی از ریزش سنگین باران

30:33.759 --> 30:36.128
و طبقاتی بوده که بساز و بفروش
به ساختمان شماره 3 اضافه کرده

30:36.162 --> 30:38.197
... پس شاید لغزش‌های تجهیزات سنگین

30:38.264 --> 30:40.332
و ساختمانای اضافه شده
امنیت ساختمان شماره‌ی 1 رو به خطر انداخته؟

30:40.366 --> 30:42.534
ـ بله
ـ ما میخواییم بریم اون تو

30:42.601 --> 30:44.669
برادر و برادرزاده‌مون اون تو گیر افتادن

30:44.703 --> 30:46.738
نمیخوام نگران چند نفر دیگه‌م باشم

30:46.772 --> 30:49.340
شکی نیست که ساختمان فرو میریزه

30:49.374 --> 30:51.008
مسئله اینجاست کِی اینطور میشه

30:51.042 --> 30:53.857
... بهت قول میدم اگه تجهیزات کافی به دستمون برسه

30:53.858 --> 30:56.280
تا اون تو قرار بدیم، خودم میرم دنبالشون

30:56.314 --> 30:57.815
!کاپیتان گرین

31:03.688 --> 31:06.557
سطح هوشیاری اولیه پنجه
درد حاصل از فشار در قسمت استخوان آهیانه‌ای چپ وجود داره

31:06.625 --> 31:08.726
خونریزی داخلی
"باید بره مرکز پزشکی "بث ازریل

31:08.793 --> 31:10.294
ماشین برای انتقالش نیست

31:10.328 --> 31:12.295
با ماشین پلیس برو
و از اینجا ببرش بیرون

31:12.330 --> 31:13.864
هی، ماشین داری؟

31:13.898 --> 31:16.967
دکتر آیسلس، چه کاری از دست من بر میاد؟

31:17.001 --> 31:20.170
مدیریت حوادث و فوریتای پزشکی
به همه‌ی پرستارا و دکترای خارج از خدمت اطلاع داده

31:20.204 --> 31:22.305
به محض اینکه شنیدم خودم رو رسوندم

31:22.339 --> 31:27.210
ممنونم
میشه به بیمارای اون طرف رسیدگی کنی؟

31:27.244 --> 31:30.146
فکر کنم اون خانمه استخوان رانش شکسته

31:32.049 --> 31:35.018
سلام، خانم
متوجه هستم خیلی درد داری

31:35.052 --> 31:37.487
کدوم یکی از پاهاس، لطفا؟
این یکی؟ بسیار خب

31:37.521 --> 31:38.922
چیزی نیست. درست میشه

31:38.989 --> 31:42.258
تا حالا هیچی؟
باشه، به گشتن ادامه بده

31:42.326 --> 31:43.926
متاسفم، جین
فراست کارش تو این چیزا بهتره

31:43.994 --> 31:45.395
تو هم کارت خوبه، باشه؟

31:45.429 --> 31:49.932
فقط دوربین طبقه سوم پارکینگ رو بیار
ساعت 1:15 یا بیشتر

31:49.999 --> 31:51.400
باشه. تقریبا تمومه

31:53.036 --> 31:54.503
جین، یه چیزی پیدا کردم

32:01.278 --> 32:04.680
ـ به این معنی نیست که اونا زنده موندن
ـ به این معنیه که اونا اونجان

32:04.715 --> 32:06.115
نمی‌تونم جون کسای دیگه رو به خطر بندازم

32:06.183 --> 32:07.883
یه نوزاد سه ماهه اونجاست

32:07.918 --> 32:09.852
همینطور نمیشه دست رو دست گذاشت

32:09.886 --> 32:12.088
ملاحظه کردم اجازه دادم اینجا باشی، کاراگاه

32:12.122 --> 32:13.956
... اما اگه سعی کنی بری تو اون پارکینگ

32:14.024 --> 32:16.359
باید بری اون طرف نوار

32:21.231 --> 32:23.099
کد یک، تخلیه کنید
!حرکت کنید

32:32.791 --> 32:33.924
تسلیم نشو

32:33.958 --> 32:35.626
ـ نشدم. نشدم
ـ باشه

32:35.660 --> 32:39.529
بلد نیستم چطور این نقشه‌ها رو اسکن کنم
میتونی اینو ببینی؟

32:39.597 --> 32:40.964
آره، یه جورایی

32:40.998 --> 32:43.833
باشه. دور بخش پارکینگ طبقه 3 خط کشیده

32:43.868 --> 32:45.935
ـ باشه
ـ مثل یه پیکان میمونه

32:45.970 --> 32:48.304
یه مستطیل که برچسب پارکینگ طبقه 3 روشه

32:48.338 --> 32:50.940
و بعدش یه دایره که علامت سوال توشه

32:50.974 --> 32:53.976
نه، شاید چیزی زیر پارکینگ طبقه 3 باشه

32:54.011 --> 32:55.444
اون پایینترین طبقه‌س

32:55.479 --> 32:58.548
!جین! جین

32:58.615 --> 33:00.883
آزمایشگاه تونست رد کاسه ساچمه‌هایی
... که برای کُشتن رایان استفاده شده رو

33:00.951 --> 33:02.952
تا 500 تا کامپیوتر بگیره

33:02.986 --> 33:05.321
ـ باشه، باشه. دارم با کورسک حرف میزنم
ـ نه، گوش کن چی میگم

33:05.355 --> 33:08.457
بیشتر اون کامپیوترا
... برای کارمندای شهر خریداری شده بودن

33:08.492 --> 33:10.760
از جمله 13 تا مشاور شهر

33:12.196 --> 33:14.564
... کورسک، اسم اون شرکت بتنی که

33:14.632 --> 33:16.699
،منابع بتن سم نلسون رو تامین کرده
پیدا کن

33:16.734 --> 33:19.869
یه لحظه صبر کن

33:22.439 --> 33:26.676
بتن کناف
دنبال مالکش میگردم

33:26.710 --> 33:29.412
کلیر کناف دلوث

33:29.480 --> 33:31.781
ـ زن نماینده شهردار؟
ـ اوه، خدای من

33:31.815 --> 33:33.883
... شرکت رو به اسم زنش زده

33:33.917 --> 33:35.584
تا از تضاد منافع جلوگیری کنه

33:36.853 --> 33:40.388
ممنون. بفرمایید

33:40.423 --> 33:42.891
واقعا از هر کاری که میکنید
قدردانی می‌کنیم

33:42.925 --> 33:44.692
... میدونید، کار سختیه که

33:44.726 --> 33:46.895
ـ ارزشش رو داشت؟
ـ ببخشید؟

33:46.929 --> 33:49.663
این ...تا بتونی چند صد هزار دلار اضافی به جیب بزنی؟

33:49.698 --> 33:51.432
نمی‌دونم درباره‌ی چی حرف میزنی

33:51.499 --> 33:54.101
نه؟
باشه، تو چی؟

33:54.169 --> 33:56.670
اون تفنگ رو با کاسه ساچمه پر کردی

33:56.705 --> 34:01.809
تماشا کردی وقتی جنیفر ماشه رو کشید
تماشای مرگ رایان چطور بود؟

34:01.843 --> 34:04.345
ـ وحشتناک بود
ـ خدای من. کلیر، نکن

34:04.379 --> 34:07.013
رایان برای کمک پیش تو اومد
چون تو همسر نماینده شهردار بودی

34:07.048 --> 34:08.982
... و نمی‌تونست معمار رو قانع کنه

34:09.016 --> 34:10.751
که خبر نداشت شما از بتن بازیافتی استفاده کردید

34:10.785 --> 34:13.687
اصلا فکر نمی‌کردیم همچین اتفاقی بیفته

34:13.721 --> 34:15.589
!حرف نزن، حرف نزن، چارلی
بس کن

34:15.623 --> 34:19.592
برای پروژه قیمت کمتری پیشنهاد کردیم
بتن همه‌ قسمتاش بد نبود

34:19.627 --> 34:21.061
اوه، فقط بعضی قسمتاش

34:21.095 --> 34:24.064
هر دوتون به جرم قتل رایان گرنجر تحت بازداشتید

34:24.098 --> 34:25.732
... و بهتره امیدوار باشیم امروز

34:25.766 --> 34:28.243
،تلفات از هفت تا بیشتر نشه
... چون اگه بشه، اتهام قتل اونا هم

34:28.244 --> 34:29.369
!ـ به جرم هر دوتون اضافه میشه
ـ ما نمی‌دونستیم

34:29.403 --> 34:30.370
!ـ خفه شو، چارلی
ـ قسم میخورم ما خبر نداشتیم

34:30.404 --> 34:32.038
دستاتو بذار پشت سرت

34:32.073 --> 34:34.207
!ـ یالا. بریم. راه بیفت
ـ بله؟

34:34.241 --> 34:37.177
یه چیزی پیدا کردیم
یه تونل زیر پارکینگ طبقه سه هست

34:37.211 --> 34:39.345
چی؟
منظورت چیه؟

34:39.379 --> 34:42.681
رو چک کردم  MBTA سوابق قدیمیه
یه تونل متروکه‌ی مترو اونجا هست

34:42.715 --> 34:45.617
... شرکت بتن کانف قرار بود اون تونل رو با بتن پر کنه

34:45.652 --> 34:47.486
و بعدش با ستون‌های بتنی تقویتش کنه

34:47.554 --> 34:49.588
همون فکری رو میکنی که من دارم می‌کنم؟

34:49.622 --> 34:52.791
آره، این قسمت رو نایدیده گرفتن
تا 500 هزارتا به جیب بزنن

34:52.825 --> 34:54.926
که یعنی اون تونل هنوز سرجاشه

35:00.166 --> 35:04.370
ـ مجبور نیستی این کار رو بکنی
ـ اوه. حالا تو داری بهم میگی

35:04.404 --> 35:09.642
ـ این بشکه‌ها برای چیه؟
ـ بشکه‌های قدیمی آب برای پدافند غیرنظامی

35:09.676 --> 35:11.510
قبلا اینجا ذخیره‌شون میکردن

35:11.578 --> 35:15.081
،چیز کمی میدونستن
... اینجا پناهگاه خیلی موثری

35:15.082 --> 35:17.350
در برابر بمب اتم نبود
بخاطر اثر دودکش

35:18.752 --> 35:19.852
میشه بعدا درباره‌ی اینا حرف بزنیم؟

35:24.591 --> 35:27.927
ـ لطفا برگرد
!ـ نه

35:38.706 --> 35:40.909
تامی؟

35:42.444 --> 35:46.447
بله؟
یعنی چی وقتی حس کنم میخوام بالا بیارم؟

35:46.481 --> 35:48.482
یعنی به سرت ضربه خورده

35:52.287 --> 35:54.789
هی، بچه صدا نمیکنه، بری

35:54.823 --> 35:58.325
حالش خوبه
میدونم حالش خوبه

36:02.897 --> 36:07.166
ـ دوست دختر داری؟
ـ نه

36:07.200 --> 36:11.203
ـ همجنسگرا هستی؟
ـ نه

36:11.237 --> 36:14.973
خیلی وقت بود خاطرخواه خواهرت بودم

36:15.007 --> 36:18.276
خواهرم؟
منظورت جین ـه؟

36:18.311 --> 36:22.447
ـ خواهر دیگه‌ای هم داری؟
ـ من از مورا خوشم می‌اومد

36:22.481 --> 36:24.949
دکتر آیسلس؟
از همچین دخترایی خوشت میاد؟

36:24.984 --> 36:28.386
از لیدیا هم خوشم میاد
میدونی چیه؟

36:28.420 --> 36:31.388
... اگه میشد اون دو تا رو با هم ادغام کنیم

36:31.423 --> 36:33.324
یه زنی عالی ازش در می‌اومد

36:33.358 --> 36:34.692
منظورم اینه، درسته؟

36:36.829 --> 36:41.032
میدونی اگه از اینجا خلاص بشم
چیکار میکنم؟

36:41.066 --> 36:43.568
ـ با لیدیا ازدواج میکنی؟
ـ نه

36:44.604 --> 36:46.038
... میخوام شکایت

36:59.386 --> 37:01.453
فکر نکنم بشه از این جلوتر رفت

37:03.924 --> 37:06.659
اوه
بذار اینجا رو چک کنم

37:10.264 --> 37:14.233
مورا، نمی‌تونم به مامانم بگم برادرم مُرده

37:15.936 --> 37:19.205
جین. ببین
ببین

37:19.240 --> 37:22.509
اونا هستن. خودشونن

37:26.147 --> 37:29.082
ـ یالا
ـ تقریبا دارن میرسن، جین

37:29.116 --> 37:31.317
همینه. راه باز شد

37:31.385 --> 37:34.421
باشه، اینا رو بفرستید بالا
حاضری؟

37:37.792 --> 37:39.527
کسی اینجا هست؟

37:39.561 --> 37:41.596
راه عبور رو باز نگه دارید

37:43.732 --> 37:46.301
اوه، خدای من

37:46.335 --> 37:49.437
مورا، اون تکون نمیخوره

37:51.174 --> 37:53.475
ـ گریه‌ش خیلی سرزنده‌س، جین
ـ حالش خوبه. خوبه

37:55.745 --> 37:58.446
باشه، بچه رو از اینجا ببرید بیرون

37:58.481 --> 38:01.416
یالا، جین
یالا. جین، بیا

38:09.495 --> 38:12.297
اوه، عزیزم، عزیزم
اوه، یالا

38:12.331 --> 38:14.799
تی.جی، تی.جی
اوه، آره. حالت خوبه

38:14.834 --> 38:15.967
چیزی نشد؟

38:21.340 --> 38:23.141
اون فراست ـه

38:24.177 --> 38:27.312
!ـ فراست
ـ حالتون چطوره، خانم؟

38:27.346 --> 38:28.346
خدایا شکرت

38:28.413 --> 38:31.015
ـ هی
ـ حالت خوبه؟

38:31.082 --> 38:33.150
آره. دستم شکسته
فکر کنم فقط همین

38:33.185 --> 38:34.485
خوشحالم می‌بینمت، مرد

38:35.821 --> 38:36.988
پسر، واقعا میتونی چطور یه راه خروج پیدا کنی

38:37.022 --> 38:40.357
تامی کجاست؟
!تامی رو نمی‌بینم

38:40.425 --> 38:43.193
اوه، خدای من
!تامی ـه! تامی

38:44.595 --> 38:46.662
هی، مرد
چطوری؟

38:46.697 --> 38:50.299
خوبم. غیر از سرم

38:50.334 --> 38:53.035
ـ تی.جی حالش خوبه؟
ـ آره، آره. درست همین جاست

38:53.103 --> 38:55.471
درست همین جاست، عزیزم
خوبه

38:55.505 --> 38:58.274
!ـ اوه، تامی
ـ چیزیم نیست، مامان

38:58.308 --> 39:01.010
فقط مطمئن باش لیدیا بهش شیر بده، باشه؟

39:01.045 --> 39:02.779
باشه، اما ما ازش مراقبت می‌کنیم

39:03.814 --> 39:05.081
دوست دارم، عزیزم

39:10.488 --> 39:11.721
!بیا سوارش کنیم

39:11.789 --> 39:13.990
یالا، ببریتش
ببریتش

39:16.861 --> 39:24.669
ـ میخوام به کیلین کمک کنم
ـ بهم گفت چی بهت گفته

39:24.703 --> 39:30.674
"اون گفت، "نمیخوام بخشی از وجودت تو من باشه

39:31.810 --> 39:34.178
خیلی متاسفم

39:37.416 --> 39:41.586
همه حرفای احمقانه میزنیم
و کارای احمقانه می‌کنیم

39:41.654 --> 39:45.791
به مرکز پیوند بیمارستان بوستون خبر میدم
همه چیو ترتیب بدن

39:45.825 --> 39:48.326
اصلا نمیخوام کیلین خبردار بشه

39:49.495 --> 39:52.497
ـ مورا
ـ نه. قول بده

39:52.532 --> 39:55.334
قول میدم

39:57.504 --> 40:00.706
... مشکل نداری اگه

40:05.211 --> 40:09.213
هر چی ازت تشکر کنم کمه

40:26.865 --> 40:29.801
چند وقته اینجایی؟

40:29.869 --> 40:32.971
نخواستم برم تا اینکه خیالم راحت بشه
همه جاشون امن ـه

40:33.039 --> 40:34.372
ممنون

40:36.609 --> 40:38.877
... درباره‌ی چیزی که گفتم معذرت میخوام

40:38.911 --> 40:41.647
نتونستم برات صبر کنم

40:41.681 --> 40:42.981
ـ از دهنم پرید بیرون
ـ طوری نیست

40:45.084 --> 40:49.721
ـ برو پیش خانواده‌ات
ـ خب، تو چی؟

40:49.755 --> 40:53.758
من حالم خوب میشه یا نمیشه

40:53.792 --> 40:54.992
انتخاب خودمه

41:11.075 --> 41:13.309
حالت خوبه؟

41:13.344 --> 41:18.181
آره. فقط یه روز دیگه تو اداره‌س، هان؟

41:19.683 --> 41:22.085
تو خوبی؟

41:22.119 --> 41:24.488
آره

41:27.622 --> 41:30.754
.:: @bollbolljan_com ::.