﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:35.140 --> 00:38.614
میدونم نا امیدت کردم

00:38.649 --> 00:41.084
اما خواهش میکنم، خدا

00:41.118 --> 00:42.654
خواهش میکنم کمکم کن

00:50.132 --> 00:51.904
هی

00:51.972 --> 00:55.106
میترسیدم برنگردی

00:56.044 --> 00:58.046
وحشت کردم

01:00.650 --> 01:02.384
اما میدونی چیه؟

01:03.386 --> 01:05.722
شاید بتونیم اینو پشت سر بذاریم

01:07.723 --> 01:16.724
.:: @bollbolljan_com ::.

01:31.187 --> 01:33.889
ـ یالا. چیکار داری میکنی؟
ـ خودم میتونم

01:33.924 --> 01:37.761
ـ مورا، باید از لیوان پلاستیکی استفاده کنم
ـ برای مراسم غسل تعمید؟

01:37.862 --> 01:40.898
فقط آب سیب گاز دار ـه
و برای تی.جی هم مهم نیست

01:42.735 --> 01:45.070
برام من مهمه
این اولین نوه‌مه

01:45.104 --> 01:47.773
تامی، کمک کن اینا رو تمیز

01:47.807 --> 01:49.709
ـ چرا؟
ـ چون اون بچه توئه

01:54.049 --> 01:57.118
ـ روندو؟
!ـ وانیلا. اون پاها رو ببین

01:58.087 --> 01:58.786
!داش

01:58.887 --> 02:00.588
!ـ هی
ـ "داش"؟

02:00.622 --> 02:02.724
مرد، داشتم میرفتم باربکیو

02:02.758 --> 02:05.594
تو این روز خاص برات یه چیزی آوردم

02:05.628 --> 02:08.864
هی، آقا کوچولو، خوبی؟

02:10.133 --> 02:11.935
براش ساعت رولکس گرفتی؟

02:11.969 --> 02:15.705
نه. یه مرده باهام یه معامله خوب کرد
اصل به نظر میاد، نه؟

02:15.740 --> 02:18.108
... من به یه دنیای موازی دیگه فرستاده شدم

02:18.143 --> 02:21.078
ـ از کِی تا حالا شما دو تا با هم عیاق شدید؟
ـ اوه، به خیلی وقت پیش بر میگرده

02:21.113 --> 02:22.881
آره، هفته پیش تو کافه با هم آشنا شدیم

02:22.915 --> 02:27.052
ـ تام تام، خوش بگذره، مرد
ـ باشه. ممنون

02:27.086 --> 02:29.621
هی، مطمئن شو مامان بچه اذیتش نکنه

02:29.655 --> 02:30.655
بابای خوبیه

02:33.293 --> 02:35.828
چی، مگه چیزی بین تامی و لیدیا هست؟

02:35.896 --> 02:37.664
... هی، تا وقتی سرپرستی رو با هم برای بچه‌ای

02:37.731 --> 02:40.934
که تو اولین قرارشون پس انداختن، سهیمن
من هیچی نمیگم

02:40.968 --> 02:44.472
!اوه، فرانکی
چرا اینجا رو به هم ریختی؟

02:44.506 --> 02:46.140
ـ جین، طوری نیست
ـ نه، هست

02:46.175 --> 02:49.010
فکر کردم قراره اینو برای ماموریتای مخفیت درست کنی

02:49.078 --> 02:50.512
اوه، فایده نداره

02:50.613 --> 02:52.647
دیگه مختص واحد مواد مخدر نیستم

02:52.682 --> 02:56.485
ـ اونا منو یه کاراگاه "سیار" کردن
ـ اوه، چه باحال

02:56.520 --> 02:57.920
آره. میتونم هر چیزی رو امتحان کنم
اینجا رو ببین

02:57.954 --> 03:02.825
چی ... کاهش بودجه اداره پلیس بوستون
بر کار همه‌ی کاراگاه‌ها اثر میگذارد

03:02.859 --> 03:04.159
این اتفاق نمی‌افته

03:04.194 --> 03:06.629
ممکنه
من باید سیار بمونم

03:06.663 --> 03:08.798
تا وقتی یکی از واحدها بودجه داشته باشه

03:08.833 --> 03:10.934
همه باید بریم دیگه

03:12.136 --> 03:14.038
من بچه رو میارم

03:36.630 --> 03:39.833
خب، این باید ناجور باشه

03:39.867 --> 03:41.535
بخاطر لیدیا؟

03:41.636 --> 03:44.671
نه. اون کشیش همونیکه
تامی تو خط عابر پیاده زیرش کرد

03:44.739 --> 03:46.807
خب، چرا یه کلیسای دیگه نرفته؟

03:46.842 --> 03:50.111
... چون مامان گفت که ما به پدر کرولی مدیونیم

03:50.145 --> 03:53.715
تا بذاریم بچه رو غسل کنه
نسل بعدی خانواده ریزولی

03:53.749 --> 03:55.250
فکر نمیکنی که هنوز عصبانی باشه، نه؟

03:55.351 --> 03:57.920
اوه، چرا باید عصبانی باشه؟
تو فقط هر جفت پاهاشو شکستی

03:57.954 --> 04:00.689
هی، من سه سال زندانی شدم
خیلی جبران کردم

04:00.724 --> 04:03.025
تو باهاش حرف نزدی، نه؟

04:03.060 --> 04:04.694
... میخواستم

04:04.728 --> 04:07.030
خدایا، تامی
می‌بینی چرا همه‌ی توجهات به اونه؟

04:07.064 --> 04:08.932
ـ بهش نیاز داشته؟
ـ پدر کرولی

04:08.966 --> 04:11.167
ممنون که قبول کردید

04:11.202 --> 04:14.037
اعضای کلیسا سپاسگزار اهدای سخاوتمندانه‌ی شماست، آنجلا

04:15.273 --> 04:17.174
سلام، توماس

04:17.209 --> 04:21.713
میخوای فرزندت رو با دین کاتولیک بزرگ کنی؟

04:21.747 --> 04:23.715
حتما. چرا که نه؟

04:23.749 --> 04:27.218
نقش پدر و مادره که فرزند رو به کلیسا ارائه کنن

04:27.252 --> 04:29.354
و پدر و مادر کیا هستن؟

04:29.388 --> 04:31.222
ـ ماییم
ـ ماییم

04:31.256 --> 04:33.191
اوه، و من

04:34.359 --> 04:37.861
!استورات
این استورات ـه

04:37.929 --> 04:39.930
دوستام "توت‌فرنگی" صدام میکنن

04:40.798 --> 04:43.266
ـ ما که دوستات نیستیم
ـ تامی

04:43.300 --> 04:45.969
،آقای توت فرنگی
ما وسط سرویس کلیساییم

04:46.003 --> 04:47.870
این یارو تو مراسم غسل پسرم چیکار میکنه؟

04:47.905 --> 04:50.973
من دعوتش کردم
حق داره اینجا باشه

04:51.007 --> 04:52.908
ـ چیکار داری میکنی؟
ـ بوی یه چیزی میاد

04:52.942 --> 04:55.910
آره، احتمالا بوی پوشک تی.جی ـه
بس کن

04:55.944 --> 04:59.113
ـ نه بوی یه چیز دیگه میاد
ـ آره، یه چیزی بو گند میده

04:59.147 --> 05:00.847
تامی، ما تو کلیسا هستیم

05:00.882 --> 05:02.816
به اون بگو
اون معشوقش رو برداشته آورده

05:02.850 --> 05:04.250
اون نامزدمه

05:04.285 --> 05:05.651
ـ هان؟
ـ چی؟

05:06.687 --> 05:07.920
چی چیت؟

05:09.089 --> 05:11.623
نمیتونی بری اون بالا

05:11.658 --> 05:13.992
،باشه. پدر
... اگه این آقا کوچولو رو غسل بدید، ما هم

05:14.060 --> 05:16.927
ـ ما هم مزاحمتون نمیشیم
ـ نه. نه تا وقتی این اینجاست

05:16.962 --> 05:20.030
نوزاد رو روی جایگاه غسل قرار بده

05:20.065 --> 05:22.031
چه اسمی میخوایید روش بذارید؟

05:22.066 --> 05:23.444
باقیمونده‌های انسان اون توئه

05:23.445 --> 05:26.043
ـ استرابریج
ـ استرابریج؟ مگه اینکه از رو جنازه‌ی من رد بشی

05:26.044 --> 05:27.519
ـ مطمئنی؟
... ـ خب، تا نگاه نندازم

05:27.520 --> 05:28.303
... نمیتونم با اطمینان بگم اما

05:28.337 --> 05:30.338
... به نام پدر و پسر

05:30.339 --> 05:32.807
... ـ و روح القدوس، من
ـ چه سرویس قشنگی

05:32.842 --> 05:34.208
ممنون. ما باید بریم

05:34.243 --> 05:35.810
ـ یالا
... ـ باشه، جین، ما حتی

05:35.878 --> 05:37.645
مامان، همین کافیه

05:37.680 --> 05:39.414
فرانکی، میشه کمکم کنی همه رو از اینجا ببریم بیرون؟

05:39.448 --> 05:42.182
... خطر وجود مواد سمی

05:42.250 --> 05:44.218
ـ داخل سنگاب غسل تعمید هست
ـ گرفتم

05:44.286 --> 05:46.086
باشه، همگی بریم بیرون

05:46.121 --> 05:47.321
میدونستم تی.جی باید عضو کلیسای متدیست میشد

05:47.355 --> 05:49.789
باید یه مادر بهتر براش انتخاب میکردم

05:49.824 --> 05:53.292
تو منو انتخاب نکردی
مست شدیم و تو ماشینم با هم کردیم

05:53.327 --> 05:55.661
و بعدش منو انداختی گَل پدرت
یادته؟

05:55.696 --> 05:58.398
برای همین دیگه فرانک رو تو مراسم عشای ربانی نمی‌بینم؟

05:58.432 --> 06:01.701
میشه داستانای خانوادگی رو اون بیرون تعریف کنیم؟

06:01.802 --> 06:05.337
خیلی متاسفم، پدر
ما معمولا همچین آدمایی نیستیم

06:05.372 --> 06:08.106
باشه، آروم
سنگین ـه

06:08.141 --> 06:09.708
بذاریتش اونجا

06:09.776 --> 06:13.712
تو سنگاب غسل تعمید؟
دیگه هیچی مقدس نیست؟

06:13.747 --> 06:15.247
ظاهرا یه دختر جوون باشه

06:15.282 --> 06:18.717
شبیه کفشای چرم کهنه‌س

06:18.751 --> 06:21.853
باشه، فراست، برو با پدر کرولی حرف بزن
... ازش بپرس آخرین بار کِی

06:21.921 --> 06:24.189
ـ آب این تو رو عوض کرد
ـ آره، باشه

06:24.223 --> 06:25.958
میدونی پودر سفید چیه؟

06:27.293 --> 06:31.130
بوی و ساختار خاک کشاورزی رو داره

06:31.164 --> 06:32.765
خاک آهکی
تو باغچه‌م ازش استفاده میکنم

06:32.799 --> 06:34.767
باغچه؟
اینو نمیدونستم، گروهبان

06:34.801 --> 06:36.235
چی پرورش میدی؟

06:36.269 --> 06:38.404
خب، بذار ببینم
گوجه فرنگی، ریحان، گیاهای معطر

06:38.438 --> 06:40.406
فکر کنم امسال محصول لوبیا سبزم خوب باشه

06:40.440 --> 06:42.074
اوه، میدونی، من با لوبیاهای فرانسوی خیلی شانس داشتم

06:42.109 --> 06:45.911
باشه، کشاورزا
بهتره بعدا روی سالنامه‌تون کار کنید. باشه؟

06:45.946 --> 06:47.780
چرا یکی باید خاک آهکدار روش بریزه؟

06:47.814 --> 06:50.383
روند خشک شدن رو سرعت میده
و بوی بد رو کم میکنه

06:50.450 --> 06:54.854
ـ چطور کشته شده؟
ـ جای زخم اینجا دیده میشه

06:54.888 --> 06:57.456
ـ پس خفه شده؟
ـ خب، من اینو نگفتم

06:57.491 --> 07:00.526
من گفتم
خب، چند وقته مُرده؟

07:00.560 --> 07:02.261
... خب، خاک آهکدار تعیین زمان مرگ

07:02.275 --> 07:03.909
رو سخت‌تر میکنه

07:03.944 --> 07:05.744
یک ساعت قبل از مرگش اینو روش ریختن

07:05.779 --> 07:07.179
باشه خیلی مفید بود

07:07.214 --> 07:08.414
یعنی تو کلیسا کشته شده

07:08.448 --> 07:10.816
من همچین برداشتی نکردم

07:10.850 --> 07:12.618
... خب، قاتل اونو خفه نمیکنه

07:12.652 --> 07:14.286
... تا بکشونتش اینجا و بندازتش این تو

07:14.321 --> 07:16.155
و بعدش این همه راه برگرده خاک آهکی بگیره

07:16.189 --> 07:17.389
شرط می‌بندم تو زمینای اینجا خاک آهکدار پیدا می‌کنیم

07:17.424 --> 07:19.959
ـ پدر کرولی چی گفت؟
... ـ اون گفت

07:19.993 --> 07:22.361
"تامی ریزولی همیشه دردسر ساز بوده"

07:23.697 --> 07:25.697
نگفت کِی در کلیسا رو قفل کردن؟

07:25.765 --> 07:27.066
بین نیمه شب و ساعت 4 صبح

07:27.100 --> 07:30.269
ـ کی کلید داره؟
ـ کارکنان، سرایدار، باغبونا، گروه کُر

07:30.337 --> 07:32.905
و هر کی که از اتاقای جلسه استفاده میکنه

07:32.940 --> 07:36.068
و 500 نفر از اهالی محل
چقدر مظنون داریم

07:43.381 --> 07:45.681
... اگه از این خاک‌ها جایی داشته باشیم

07:45.716 --> 07:47.616
ـ باید تو اون آلونک باشه
ـ ممنونم

07:47.651 --> 07:50.652
ـ ماتئو
ـ صبح بخیر، پدر

07:50.687 --> 07:54.523
امیدوارم از گل اطلسیا خوشتون بیاد
دوباره داریم اونا رو میکاریم

07:54.557 --> 07:57.593
آره، البته
سلام، ساموئل

07:57.627 --> 07:59.461
ـ سلام، پدر
ـ به این زودی از بریتمور برگشتی؟

07:59.496 --> 08:02.698
ـ در واقع، فقط چند روز تعطیلی داریم
ـ بریتمور. کالج خیلی خوبیه

08:02.732 --> 08:04.967
اون سخت کوشه
همیشه بیست می‌گیره

08:05.001 --> 08:06.568
بابا

08:06.636 --> 08:10.873
پدر، همه چی تو کلیسا مرتبه؟
دیدم پلیسا اونجان

08:10.907 --> 08:12.474
برای زمین اطراف کلیسا از خاک آهکی استفاده میکنی؟

08:12.508 --> 08:13.875
بله

08:13.910 --> 08:15.977
کجا نگه میداریش؟
میخوام ببینم

08:16.012 --> 08:20.048
حتما
سل، در آلونک رو باز میکنی؟

08:20.082 --> 08:22.683
ـ بهشون خاک آهکی رو نشون بده
ـ آره، باشه

08:25.587 --> 08:30.157
ـ درست همین جاست
ـ در اینجا قفله؟

08:30.191 --> 08:33.661
نه. اینجا کلیساس
کی از کلیسا دزدی میکنه؟

08:33.695 --> 08:35.563
همون کسی که تو کلیسا آدم میکشه

08:35.597 --> 08:38.566
... یه نمونه بر میدارم و از آزمایشگاه جنایی میخوام

08:38.600 --> 08:41.435
،اونو با پودری که روی جسد پیدا کردیم
مقایسه کنن

08:51.013 --> 08:54.516
،توماس ادوارد ریزولی
فکر میکنی چیکار داری میکنی؟

08:54.550 --> 08:55.650
کیک میخورم

08:55.718 --> 08:57.052
بیا تو

08:57.086 --> 08:59.587
آره، چرا که نه؟
بدون تی.جی دیگه پارتی نمیشه

08:59.621 --> 09:01.588
کی گفت "پارتی"؟

09:03.626 --> 09:05.093
شماها باید کلاس پارتی گرفتن برید

09:05.127 --> 09:08.797
ـ کارم ساخته‌س. اون یه یارو دیگه رو پیدا کرده
ـ اون هرزه کوچولو؟

09:08.864 --> 09:11.533
ـ ببخشید؟
ـ شرمنده، خانم وانیلا

09:11.567 --> 09:16.638
راستی، چند وقته سر و کله‌ی آقای توت فرنگی پیدا شده؟

09:16.739 --> 09:18.040
نمیدونم

09:18.074 --> 09:19.575
تو پدرشی
کار توئه بدونی

09:19.642 --> 09:21.844
مگه مهمه؟
استورات اونو ازم می‌گیره

09:21.878 --> 09:23.712
اون نمی‌تونه، تامی

09:23.747 --> 09:26.849
پدرای مجرد از قانون یکسانی برخوردارن

09:26.883 --> 09:29.752
ـ آره، حق سرپرستی داری
ـ همینجا. می‌بینی؟

09:29.786 --> 09:35.858
... خب، چی میشه اگه اسناد رو پر کنی

09:35.926 --> 09:39.194
... ـ و بخوای اونا رو تنظیم کنی که
ـ برگه‌های حق سرپرستی رو نفرستادی

09:40.029 --> 09:42.932
!توماس

09:42.966 --> 09:44.066
میخواستم بکنم

09:44.101 --> 09:47.503
همینطور که میخواستی
ترمز دستی ماشین کات‌لس رو بکشی؟

09:47.604 --> 09:48.771
چه بلایی سر ماشین اومد؟

09:48.805 --> 09:52.241
رفت طرف گاراژ خانم ساتر
و استخرش رو داغون کرد

09:52.275 --> 09:54.243
استخرای مسطح به درد نمیخوره

09:54.277 --> 09:59.515
صبر کن. اگه تو هیچ حقی در قبال تی.جی نداری
پس منم ندارم

10:05.022 --> 10:06.689
باید برم سر کار

10:06.757 --> 10:09.259
اون بو تو کلیسا برای جسد بوده

10:09.293 --> 10:12.062
اونم تو اولین غسل تعمید خانواده‌مون؟

10:12.129 --> 10:15.632
وایسا. وایسا
میشه تو و جین قضیه‌ی استورات رو درست کنید؟

10:15.666 --> 10:17.600
همه چی درست شدنی نیست

10:21.705 --> 10:24.975
باور نکردنیه
نمیدونم چیکار کنم. تو چی؟

10:25.009 --> 10:29.012
ـ به حساب اون بی عقل برسیم
... ـ باشه، مورا. به من و

10:29.046 --> 10:32.649
این کاراگاه سیار درباره‌ی مقتول بگو

10:32.683 --> 10:34.650
خب، سابقه داندانپزشکی نداره

10:34.685 --> 10:37.020
باشه. پس نمی‌تونیم از طریق سابقه دندانپزشکی شناساییش کنیم

10:37.054 --> 10:40.123
نه. و استخوان ستیغ خاصره‌‌ش آسیب دیده
همین تازگیا

10:40.157 --> 10:42.091
سنش بین 17 تا 22 ساله

10:42.126 --> 10:44.894
ـ تست واژن هم انجام دادی؟
ـ آره. بهش تجاوز نشده

10:44.928 --> 10:48.297
اون چیز بزرگ کننده کجاست؟

10:48.332 --> 10:50.233
آره. ممنون

10:51.135 --> 10:55.104
ـ این اثرات ماله چیه؟
ـ اثر زخم

10:55.139 --> 10:58.307
تقریبا مجزا، قرینه و حتی با فاصله معین

10:58.375 --> 11:00.042
بخاطر گردنبند خودش نبوده

11:00.077 --> 11:02.209
زنجیره‌ش خیلی نازکه

11:05.048 --> 11:07.583
به نظرت این دختر کوچولو همون مقتول ـه؟

11:10.120 --> 11:13.289
امکانش هست
ساختار استخوانی صورتش شبیه

11:13.356 --> 11:18.194
باشه، به نکته‌ی خیلی خوبی اشاره کردی
... اون زن که باهاشه

11:18.228 --> 11:21.931
خیلی خطرناکه زودی نتیجه‌گیری کنیم
پرستارشه؟

11:21.965 --> 11:24.367
نمیتونی مجبورم کنی بگم مادرشه

11:24.401 --> 11:26.869
فکر کنم همین الان گفتی

11:28.072 --> 11:31.708
یه چیز خشک شده رو شلوارشه

11:31.743 --> 11:34.277
میدم سوزی آزمایش کنه

11:34.778 --> 11:38.047
ـ یه رسید تو جیبش ـه
ـ برای چی؟

11:38.082 --> 11:39.882
نمیدونم. رنگش رفته

11:39.917 --> 11:42.886
کاغذای حساس به گرما از جوهر استفاده نمیکنن
به سرعت رنگش میره

11:42.953 --> 11:44.988
به آزمایشگاه جنایی میگم بررسیش کنن

11:45.023 --> 11:47.592
لباس و شلوارش هر دو مارک پوشاک آف-93 رو داره

11:47.626 --> 11:49.794
مارک نسبتا معمولیه
هر چند میتونم ردیابیش کنم

11:49.829 --> 11:53.265
ـ آره، همین کار رو بکن
ـ اوه، یه خالکوبی

11:53.366 --> 11:56.202
اوه، بافتش ملتهب ـه

11:56.236 --> 11:58.672
هشت ساعت قبل از مرگش تاتو کرده

11:58.706 --> 12:01.875
تاتوی خونگیه
کار هر کی بوده، از خودکار استفاده کرده

12:01.909 --> 12:04.945
شاید تازه از زندان آزاد شده
یا تاتوی یه گروه خلافکار باشه

12:04.979 --> 12:06.947
میخوای تو پایگاه اطلاعات تاتوهای گروه‌ها دنبالش بگردم؟

12:06.981 --> 12:10.617
،با توجه به اینکه این تنها پایگاه اطلاعات تاتوئه که داریم
آره، لطفا

12:10.652 --> 12:13.287
من سرگردونم

12:16.224 --> 12:17.725
... اثر انگشتش رو اسکن میکنم

12:17.759 --> 12:20.828
اما خوش بین نیستم
مگه اینکه دستگیر شده باشه

12:25.400 --> 12:29.637
،حتی اگه عضو گروه خلافکارا باشه
مادر داره

12:32.975 --> 12:38.079
سلام. فکر کنم مقتول اینه
به نظرت چند سالشه؟

12:38.114 --> 12:41.783
ـ هفت سال، شاید؟
ـ اثر انگشتش رو چک کردی؟

12:41.817 --> 12:44.953
هیچی نبود
... می‌گیره  X-ray دکتر آیسلس از جمجمه‌ش عکس

12:44.987 --> 12:46.821
،و با این عکس
از نرم افزار کامپیوتری افزایش سن استفاده میکنم

12:46.855 --> 12:48.756
... در مورد تجاوزگرای جنسی که

12:48.791 --> 12:50.792
نزدیک کلیسا زنگی میکنن، بررسی کردم
چند تایی هستن

12:50.827 --> 12:53.361
فکر نکنم کار تجاوزگر جنسی باشه
بهش تجاوز نشده

12:53.395 --> 12:54.829
همه کلیدای کلیسا رو دارن؟

12:54.863 --> 12:57.298
ـ یا بهشون دسترسی دارن، آره
ـ هیچ کدوم از اینا سابقه دار نیستن؟

12:57.333 --> 12:59.901
به واتیکان زنگ میزنم
و میپرسم پدر کرولی چکارا میکرده

12:59.936 --> 13:03.338
مظنون خوبیه
از همه متنفره، مخصوصا تامی

13:03.406 --> 13:07.108
ـ از مسیحی شدن چه خبر؟
ـ اوه، فکر کن بدترین تعطیلات خانوادگیه

13:07.143 --> 13:09.143
ـ اونم ده برابر
ـ اوه، متاسفم، جین

13:09.178 --> 13:12.047
خب، سل پرز بخاطر ورود غیر قانونی 5 سال حبس کشیده

13:12.081 --> 13:14.115
شاید مقتول اونو دیده که داشته از کلیسا دزدی میکرده؟

13:14.183 --> 13:15.817
آره، برو ببین چیزی کم نشده

13:15.851 --> 13:19.320
اوه، فرانکی اومد
تاتو هیچ جا نبوده

13:19.354 --> 13:22.990
ظاهرا ماموریت جدیدش رو خیلی خوب انجام میده

13:23.025 --> 13:25.993
به نظرت کاهش بودجه درسته؟

13:26.027 --> 13:27.794
شنیدم ممکنه اتفاق بیفته

13:27.829 --> 13:29.897
آره، اما اونا تو بخش جنایی که اعمالش نمیکنن، نه؟

13:29.931 --> 13:31.832
رو هیچی حساب نمی‌کنم

13:31.867 --> 13:34.402
،شهردار وایت تو دهه 80
250تا پلیس رو برکنار کرد

13:34.470 --> 13:37.005
من یه سال بیکار بودم

13:40.209 --> 13:42.210
یه پسر پیتزا رسون بودی؟

13:42.245 --> 13:44.212
باید پول اجاره رو جور میکردم

13:44.246 --> 13:46.815
اینو نگه داشتم تا شکرگزار باشم

13:47.149 --> 13:49.851
باشه، مورا یه چیزی پیدا کرده

13:53.422 --> 13:58.793
شواهدی از شکستگی دو استخوان
زند زبرین دست راست و  زند زیرین دست چپ وجود داره

13:58.828 --> 14:01.196
پس دو نفر اونو نگه داشتن و جفت دستاشو شکستن

14:01.230 --> 14:04.099
فقط یه حالت ممکن هست
شکستگی‌ها کوچیکه

14:04.133 --> 14:06.134
در طول 24 ساعت قبل مرگش رخ داده

14:06.529 --> 14:08.893
این کافی نیست، مورا
باید بدونم کِی مرده

14:09.013 --> 14:11.215
خب، خاک آهکدار غیر ممکنش کرده

14:12.861 --> 14:16.344
،جین، اگه نتونم زمان مرگ رو محدود کنم
مسلما تو نمیتونی

14:16.379 --> 14:21.349
ـ استرابریج. توت فرنگی
ـ همون کاری رو میکنی که من فکر میکنم داری میکنی؟

14:21.384 --> 14:24.019
از کجا میدونستی دارم فیلم پورن می‌بینم؟

14:24.053 --> 14:27.122
نه، وایسا، با اسم تو وارد سایت شدم
پس دکتر آیسلس پورن می‌بینه

14:27.156 --> 14:29.357
اوه. چی؟
برو کنار

14:29.392 --> 14:34.129
اوه، فکر کنم اشکال نداره استورات رو چک کنی

14:34.164 --> 14:36.298
اون خونه خراب کن ـه
ببین

14:36.332 --> 14:38.500
یه خداحافظی جانانه با توت فرنگی"

14:38.534 --> 14:41.971
اون آدمای حقیر رو فراموش نکن
... وقتی داری میری

14:42.005 --> 14:44.140
"دفتر اصلی عمده فروشی تو ابیلن؟

14:44.174 --> 14:46.742
"خانواده‌ی جدید من"

14:48.211 --> 14:50.513
میخواد تی.جی رو ببره ابلین؟

14:59.254 --> 15:00.388
طوری نمیشه، مامان

15:00.422 --> 15:02.756
آره، توت فرنگی مرد ثابت قدمیه

15:02.790 --> 15:07.126
ظاهرا مهربونه. کار داره
وضع تی.جی میتونست بدتر بشه

15:08.228 --> 15:10.463
تامی حتی نمیتونه مدارکش رو پر کنه، جین

15:10.497 --> 15:13.266
آره، اما عاشق تی.جی ـه، فرانکی
و ما هم همینطور

15:14.468 --> 15:16.236
فقط یه کار از دستمون بر میاد

15:16.303 --> 15:18.371
لطفا به دو تا پلیس پیشنهاد آدم ربایی نده

15:18.405 --> 15:21.941
باید یه کار کنیم تامی و لیدیا دوباره با هم بشن

15:23.110 --> 15:26.512
باشه، اما اونا هیچ وقت با هم نبودن

15:26.580 --> 15:28.648
تامی یه شب باهاش بوده
... و بعد لیدا رو معرفی کرده به

15:28.682 --> 15:30.483
مهم نیست

15:30.518 --> 15:34.121
هر کاری میکنم تا نوه‌ام رو برگردونم

15:34.155 --> 15:38.359
مخصوصا الان که هیچ کدوم از شما کاری نمیکنه

15:38.427 --> 15:41.028
!مامان

15:41.130 --> 15:45.566
ـ میدونم تامی از لیدیا خوشش میاد
ـ چی، خودش بهت گفت؟

15:45.600 --> 15:47.435
مجبور نبود بگه
... لیدیام هم اونو دوست داره. برای همین

15:47.436 --> 15:49.270
مثل بچه‌ دبستانیا رفتار میکنن
وقتی پیش همدیگه‌ن

15:49.304 --> 15:50.371
مطمئنی مشکل از مغزشون نیست؟

15:50.438 --> 15:52.106
ـ جین
ـ چیه؟

15:52.140 --> 15:55.243
... خب، چی میشه اگه اون دو تا رو با هم گیر بندازیم

15:55.277 --> 15:57.011
منظورم تو یه جا

15:57.046 --> 15:58.679
خب، چی، الان دیگه از "تله والدین" باید استفاده کنیم؟

15:59.113 --> 16:04.718
ـ اوه، فکر خیلی خوبیه
ـ چیکار داری میکنی؟ فرانکی

16:05.553 --> 16:07.487
هی، لیدیا
فرانکی هستم. جین ازم خواست بهت زنگ بزنم

16:08.656 --> 16:11.525
نه، آهان
... خب، احساس خیلی بدی داره

16:11.559 --> 16:14.461
که نتونسته به تی.جی هدیه بده

16:14.495 --> 16:17.197
هدیه؟
نه، هنوز براش هدیه نگرفتم

16:17.231 --> 16:20.334
... نه، امروز همش سر کاره پس

16:20.368 --> 16:23.037
اگه یه سر بیای اینجا واقعا خیلی ارزش داره

16:23.071 --> 16:27.408
!عالیه
آره، خدافظ

16:27.442 --> 16:29.677
این چه کوفتی بود؟
حالا هدیه از کجا بیارم؟

16:29.744 --> 16:32.580
لیدیا رو ببر آپارتمانت
و منم تامی رو میارم اونجا

16:32.681 --> 16:35.183
فکر خیلی خوبیه

16:36.585 --> 16:40.188
ـ فکر خیلی بدیه
ـ چیه، فکر بهتری داری؟

16:41.524 --> 16:43.158
نه

16:48.498 --> 16:50.699
خوب به نظر نمیاد
چیه؟

16:50.734 --> 16:53.502
ـ امروز دیگه خبر بد نمیخوام
ـ نامه از طرف مقامات بالاس

16:53.536 --> 16:56.838
ـ نوشتن ممکنه بعضیا رو اخراج کنن
ـ چی؟

16:56.873 --> 17:00.108
ممکنه ما رو بفرستن یه جای دیگه؟
این یعنی چی؟

17:00.143 --> 17:03.078
شاید باید انیفورم بپوشیم
و تماسای 911 به کارمون اضافه بشه

17:03.112 --> 17:05.113
ـ همچین کاری میتونن بکنن؟
ـ آره

17:05.148 --> 17:07.215
حداقل به تو پیشنهاد نمیدن
زودتر بازنشسته بشی

17:07.250 --> 17:10.451
من چی؟
آخرین نفر اومدم، و اولی هستم که میرم

17:10.519 --> 17:12.520
کاراگاه فراست

17:12.554 --> 17:14.422
کارت در مورد پیشرفت سنی خوب بود

17:14.456 --> 17:16.223
... اگه من بودم بینی رو یه کم بزرگتر میکردم

17:16.258 --> 17:18.592
ـ و گوش‌هاشو تغییر میدادم
ـ باشه

17:21.596 --> 17:23.230
ـ چی شده؟
ـ هیچی

17:23.264 --> 17:25.365
نمیتونیم یه دختر جوون رو شناسایی کنیم

17:25.399 --> 17:27.567
برادرزاده‌م داره با توت فرنگی میره تگزاس

17:27.601 --> 17:29.636
و ممکنه مجبور بشم سر کار اینفورم بپوشم

17:29.704 --> 17:31.571
اوه، خب، این کمکی نمیکنه

17:31.605 --> 17:34.173
آزمایشگاه جنایی نتونست نوشته‌های رسید رو احیا کنه

17:34.208 --> 17:37.744
ـ میشه ببینم؟ چیکار کردید؟
UV ـ اتوی خشک و اشعه

17:37.778 --> 17:41.330
ممکنه بتونم از یه حقه دوران مدرسه استفاده کنم
ارزش امتحان کردن رو داره

17:42.249 --> 17:43.817
یالا، مورا. ملاقاتیم اینجاست

17:43.885 --> 17:46.653
ـ کجا بیام؟
ـ دفترت. اضطراریه

17:46.721 --> 17:48.455
چه نوع اضطراری؟

17:48.489 --> 17:52.159
از اون نوعش که اینقدر ازم سوال نمیکنی
و بهم اعتماد میکنی

17:52.826 --> 17:55.562
از این نوع اضطرای خوشم نمیاد

17:56.598 --> 17:59.199
میخواستم برای تی.جی یه چیز خاص بگیرم

18:05.239 --> 18:08.342
یه ماسک رشد ـه

18:08.376 --> 18:11.913
میتونی بازیه محرک پیکابو باهاش بازی کنی

18:13.649 --> 18:18.253
و تحقیقات نشون دادن
آی.کیو رو تا 10 امتیاز بالا میبره

18:18.321 --> 18:20.622
ـ ده امتیاز؟
ـ اوهوم

18:22.325 --> 18:24.259
بازم از این ماسکا میخواییم

18:25.996 --> 18:30.799
ـ چه عمه‌ی خوبی هستی
ـ اوه، خب، میدونی، ما همه عاشق تی.جی ‌ایم

18:33.970 --> 18:39.808
خواستگاریش یکدفعه‌ای بود
اما ابلین مدرسه‌های خوبی داره

18:39.843 --> 18:44.580
... و تی.جی میتونه خیلی سگ داشته باشه و

18:44.648 --> 18:49.251
ـ توت فرنگی بابای خوبی میشه
ـ بابای خوبی مثل تامی؟

18:49.285 --> 18:52.388
اون پوشکش رو عوض میکنه
... و براش شعر میخونه تا خوابش ببره

18:52.422 --> 18:54.690
استفراغش رو تمیز میکنه
خیلی شیرین بود

18:54.724 --> 18:56.959
تامی بچه‌داریش خیلی خوبه

18:56.993 --> 19:00.429
... ـ اما تی.جی پسرشه پس
ـ آره

19:00.464 --> 19:05.502
،اما ما خونه دار میشیم
و تی.جی خواهر و برادر دار میشه

19:05.536 --> 19:06.636
استوارت میخواد خودش بچه‌دار بشه

19:08.272 --> 19:12.508
خودش بچه دار بشه"؟"
طفلکی تی.جی

19:17.482 --> 19:22.351
ـ باید برم
... ـ اوه، خب، میخواستیم قبل از رفتنت

19:22.386 --> 19:23.586
برات شام خداحافظی ترتیب بدیم

19:23.620 --> 19:25.388
اوه، خوبه
.باهام تماس بگیرید

19:25.423 --> 19:26.923
آره، ... ما، نه
امشب

19:26.991 --> 19:29.726
ـ چه فکر خوبی
... ـ اوه، من نمی‌تونم

19:29.760 --> 19:34.931
واقعا؟ خیلی بد شد
... چون با کاهش بودجه

19:34.998 --> 19:36.766
امشب آخرین شبه که اینجام

19:37.768 --> 19:42.038
ـ واقعا؟
... ـ آره. منو دارن به جزیره گوام

19:42.072 --> 19:46.542
ـ منتقل میکنن
ـ این همه راه تا برینتری؟

19:46.610 --> 19:48.978
دورتر

19:50.548 --> 19:52.382
آره، بیایید یه شب دخترونه داشته باشیم

19:52.450 --> 19:54.885
ـ آره؟ باشه
ـ آره. هورا

19:54.919 --> 19:57.621
پس امشب؟ ساعت 7؟

19:57.688 --> 19:58.855
ـ باشه
ـ باشه

20:00.024 --> 20:02.593
ـ باشه؟
ـ گوام؟

20:04.630 --> 20:06.998
،گروهبان کورسک تو آزمایشگاه جناییه
داره روی اون رسید کار میکنه

20:07.032 --> 20:09.534
باشه. میخوام پروفایل مقتول رو
در اختیار رسانه‌های جمعی بذاریم

20:09.568 --> 20:12.437
ـ میشه برای شام کمکم کنی؟
ـ البته

20:12.471 --> 20:15.306
اما جین، اون حلقه‌ای که بهش داده
زیرکونیای مکعبی ـه

20:15.374 --> 20:17.642
!چه جراتی

20:18.877 --> 20:20.979
ویدال ساسون" هم همیشه پیش من می‌اومد"
(طراح مد و آرایش)

20:21.046 --> 20:23.414
لحظه‌ی حقیقت

20:24.917 --> 20:29.053
موفق شدی
یه اسم روشه. کورتز بودیگا

20:29.088 --> 20:32.724
یه تاریخم هست
28روز جمعه ... دو روز پیش

20:32.758 --> 20:39.631
فروشگاه کورتز بودگا تو خیابون کورتز واقع شده

20:39.665 --> 20:41.866
اونطرف خیابون کارخونه‌ی پوشاک  آف-93 هست

20:41.900 --> 20:44.835
همون مارک لباسی که تن مقتول بود

20:44.870 --> 20:46.804
شاید مقتول تو کارخونه کار میکرده

20:46.838 --> 20:48.639
،برای همین از فروشگاه بودگا که اونطرف خیابون بوده
خرید کرده

20:48.674 --> 20:51.309
میرم دنبال فراست و فرانکی
بررسیش می‌کنیم

20:54.680 --> 20:56.914
... میخواییم یه عکس کامپیوتری بهت نشون بدیم

20:56.982 --> 20:58.649
که فکر می‌کنیم این شکلی باشه

20:58.683 --> 21:00.885
ـ و شما فکر می‌کنید اینجا کار میکرده؟
ـ همینطوره

21:06.592 --> 21:11.431
شبیه ایزابل ــه
خودشه

21:11.465 --> 21:13.833
اون دختر یکی از خیاط‌هامون ـه

21:13.868 --> 21:15.902
،دو ماه پیش
کارشو تو قسمت بسته‌بندی شروع کرد

21:18.373 --> 21:25.947
ـ این زن رو میشناسی؟
ـ بیانکا والدز، مادر ایزابل

21:25.982 --> 21:29.550
ـ امروز کار میکنه؟
ـ آره

21:29.585 --> 21:32.453
میرم دنبالش

21:35.157 --> 21:38.525
با مالک بودگا حرف زدم
مقتول رو یادشه

21:38.560 --> 21:41.061
فیلم دوربین امنیتی جمعه رو گرفتم

21:41.129 --> 21:44.630
ـ یادشه چی خریده؟
ـ یه شمع مخصوص کلیسا

21:44.698 --> 21:47.900
ـ و بسته تست بارداری
ـ اوه، پسر

21:51.672 --> 21:53.873
این ایزابل ـه؟

22:01.082 --> 22:05.986
ـ مُرده، نه؟
ـ آره

22:16.728 --> 22:19.567
نه. نه

22:25.458 --> 22:27.860
دخترتون یه کلیسای سنت اویلیوس میرفت؟

22:27.927 --> 22:31.997
آره. هر یکشنبه

22:32.031 --> 22:36.635
اونجا تو اولین عشای ربانیش شرکت کرد

22:36.703 --> 22:40.205
دلیلی هست که شب جمعه اونجا رفته باشه؟

22:40.240 --> 22:43.208
فکر نمی‌کنم

22:44.944 --> 22:49.982
ـ دختر زیبایی بود
ـ درونشم همینطور

22:50.049 --> 22:54.720
خیلی باهوش، خیلی شیرین

22:54.755 --> 22:58.457
،تو هر کالجی که تقاضانامه داده بود
قبول شد

22:58.491 --> 22:59.392
چرا نرفت؟

23:02.396 --> 23:04.864
ببین، وضعیت اقامت شما برامون مهم نیست، باشه؟

23:04.898 --> 23:10.703
ـ دخترت برامون مهمه
... ـ اون نتونست بره کالج

23:10.738 --> 23:13.406
... چون نمی‌تونست بورسیه بگیره

23:13.474 --> 23:16.143
... ـ اگه اونا می‌فهمیدن
ـ که اون ویزا نداره

23:17.946 --> 23:19.846
کمکمون کن قاتلش رو پیدا کنیم

23:19.881 --> 23:25.018
ـ یه لیست از دوستاش میخواییم
... ـ همه‌شون رفتن کالج

23:25.052 --> 23:28.889
و اونو گذاشتن تا تو کارخونه کار کنه

23:28.923 --> 23:32.326
ـ مثل مادرش
ـ ایزابل دوست پسر داشت؟

23:34.896 --> 23:37.697
نمیدونم

23:37.765 --> 23:39.232
فکر نمی‌کنم

23:41.435 --> 23:43.169
سلام

23:43.203 --> 23:46.939
،ایشون رئیس بخش کالبدشکافی
دکتر مورا آیسلس هستن

23:49.175 --> 23:51.043
... خیلی متاسفم اینو بهتون اطلاع بدم

23:51.111 --> 23:53.478
که دخترتون 4 هفته حامله بوده

24:06.226 --> 24:07.760
خیلی متاسفم

24:13.133 --> 24:15.068
میشه بهم بگی معنیه این تاتو چیه؟

24:19.190 --> 24:23.794
ـ چهار گوشه
ـ باند تبهکارای چهار گوشه؟

24:23.828 --> 24:27.131
هر جفتمون روی پرونده‌های مواد مخدر گروه چهار گوشه
کار کردیم. همچین چیزی ندیده بودیم

24:27.165 --> 24:31.869
ـ همین علامت هم رو دست دخترت بود
... ـ فقط برای چند تا دختر برگزیده‌س

24:31.903 --> 24:35.106
دخترای خاص که رهبرای گروه برای خودشون میخوان

24:35.140 --> 24:36.808
میدونستی دخترت عضو یه گروه بوده؟

24:36.842 --> 24:38.276
عضو هیچ گروهی نبود

24:38.311 --> 24:41.046
،گروه چهار گوشه اونو گرفتن
و بعدش اونو کُشتن

24:41.081 --> 24:42.648
چرا اینطور میگی؟

24:42.682 --> 24:45.551
،وقتی این علامت رو بهت بذارن
جزء اموالشون میشی

24:45.585 --> 24:49.122
اگه قبل از اینکه کارشون باهات تموم بشه، بری
اونا می‌کُشنت

24:49.189 --> 24:54.961
طفلکی دخترم

24:55.028 --> 24:57.997
هر کاری از دستمون بر میاد می‌کنیم
تا قاتل دختر شما رو پیدا کنیم

24:58.031 --> 25:01.668
میدونم که پیداش می‌کنید

25:01.702 --> 25:04.837
اونو برگردوندید خونه

25:11.712 --> 25:14.814
از مورا خواستم تا توی عکسای قدیمی کالبدشکافی
دنبال اون تاتو بگرده

25:14.849 --> 25:17.217
ببینه اگه مقتولای دیگه‌ای با این نوع تاتو هستن

25:17.251 --> 25:20.688
فکر خوبیه
... مادر ایزابل گفت

25:20.722 --> 25:22.189
،گروه چهار گوشه هر دختری رو که فرار کنه
میکشه

25:22.224 --> 25:24.742
ایزابل وقت برای رفتن نداشته
... همون روزی که

25:24.743 --> 25:27.261
خالکوبیش کردن، کُشته شده
اتفاق دیگه‌ای افتاده

25:27.296 --> 25:32.200
،جین، فکر کنم اون چیزی رو که دنبالشی
تو بایگانی پیدا کردم

25:32.234 --> 25:36.238
فراست، میشه یه نگاهی به پرونده حل نشده
ازسلی رامیرز بندازی؟

25:36.272 --> 25:39.574
ممکنه بازم باشه
فقط تا سال 2004 رو دیدم

25:39.642 --> 25:44.112
آرسلی رامیرز سال 2004
نزدیک قلمرو چهار گوشه کُشته شده

25:44.146 --> 25:45.347
همه‌ی سه تا مظنون اعضای اون باند بودن

25:45.381 --> 25:49.351
ـ اون مظنونا الان کجان؟
ـ دو تاشون تو زندانن. یکیشون هم مُرده

25:49.385 --> 25:52.654
ایزابل ساعت 7 صبح برای کار کارت میزنه

25:52.688 --> 25:55.723
وقت ناهار میره بودگا
تا ساعت 4 کار میکنه

25:55.758 --> 25:57.258
فرانکی نگفت
اگه تو بودگا دستشویی هم هست؟

25:57.359 --> 26:00.728
ـ آره، قسمت پشتی
ـ پس ایزابل یک ساعت برای ناهار وقت داره

26:00.762 --> 26:03.097
شاید از تست بارداری تو دستشویی مغازه استفاده کرده

26:03.198 --> 26:04.899
آره، منم همین فکر رو کردم

26:04.933 --> 26:07.101
و یه دختر 18 ساله معتقد کاتولیک
... که پولی نداره

26:07.135 --> 26:09.169
چیکار میکنه وقتی میفهمه حامله‌س؟

26:09.237 --> 26:12.305
ـ مسلما بچه رو سقط نمیکنه
ـ با دوستش درد دل میکنه

26:12.373 --> 26:15.875
آره. ایزابل گوشی نداشته
شاید همکار محل کارش بوده

26:15.910 --> 26:17.310
شاید یکی که با گروه چهار گوشه در ارتباطه

26:17.345 --> 26:19.780
سوابق کارمندا رو چک کن

26:19.848 --> 26:22.282
فراست، سابقه‌ی همه‌ی کارمندا رو چک کن
که ممکنه با گروه‌های تبهکاری مرتبط باشن

26:22.317 --> 26:26.052
ـ اوه، خدای من. ساعت 6:30 ـه
ـ خب؟

26:26.087 --> 26:28.154
ساعت 7 تو خونه‌ات مهمون داری

26:28.189 --> 26:30.890
ـ اوه، خدای من. پاک یادم رفت
ـ برو. این با ما

26:30.925 --> 26:33.059
ممنون، بچه‌ها

26:36.364 --> 26:39.266
خیلی لطف کردی که میخوای غذای خونگی درست کنی

26:39.300 --> 26:44.071
آره
مشکلی نیست. عاشق آشپزی‌ام

26:45.306 --> 26:49.943
ـ سگ خوبی نیست؟
ـ اوه، آره. هست

26:49.978 --> 26:52.646
آره، تو یه هاپوی خیلی خوبی
اوه، آره. هستی

26:52.680 --> 26:56.283
خب چه باحاله میخوای بری ابلین زندگی کنی

26:56.317 --> 27:02.990
میتونی بری نمایش کابوها رو ببینی
... و بری مراسم جشن مهاجرای اولیه

27:03.024 --> 27:05.225
و میدونی دیگه چکار میخوای بکنی؟

27:05.260 --> 27:10.364
نمیتونم صبر کنم
تا خونه‌ام رو با سگا و گربه‌ها و بچه‌ها پر کنم

27:10.398 --> 27:13.667
درسته، جو فرایدی؟
هاپو خوبه کیه؟

27:14.969 --> 27:17.270
هاپو خوبه کیه؟

27:17.304 --> 27:21.674
فقط تو و تامی میتونید یه کار کنید اینطور کنه

27:21.708 --> 27:24.377
این کار رو واسه هیچ کس نمیکنه

27:24.411 --> 27:28.747
آره. تامی و تی.جی میتونن باهاش بازی کنن
و ببرنش پیاده‌روی

27:28.781 --> 27:31.783
خیلی بده که تامی دیگه نمیتونه این کار رو بکنه

27:31.851 --> 27:35.320
آره، خیلی بد ـه

27:35.354 --> 27:37.756
باید صدای خنده‌ی تی.جی رو بشنوی
وقتی با تامی بازی میکنه

27:37.790 --> 27:40.926
خیلی غمناکه که دیگه بی پدر میشه

27:43.130 --> 27:44.964
لیدیا، میشه در رو باز کنی؟

27:45.032 --> 27:46.332
یکی از همسایه‌‌هاس

27:52.240 --> 27:55.709
ـ لیدیا
ـ تو اینجا چیکار میکنی؟

27:55.743 --> 27:57.811
جابه جا کردن مبل

27:57.846 --> 28:01.882
ـ کجا میخوای باشه، وانیلا؟
ـ همونجاییکه هست

28:01.916 --> 28:04.217
فرانکی گفت بهمون 200 دلار میدی
اگه جابه جاش کنیم

28:04.252 --> 28:07.321
ـ واقعا؟
ـ تامی، واسه شام بمون

28:07.355 --> 28:12.458
آره، باید بمونی
و ما بهت کمک میکنم مبل رو بعدا جا به جا کنی

28:12.492 --> 28:16.829
ـ شرمنده به زحمت افتادی
ـ اوه، نه. زحمتی نبود

28:16.863 --> 28:19.231
غذای خونگیه
چه بوی خوبی میده

28:19.266 --> 28:20.733
ـ چرا باید اینطوری کنی؟
ـ برو بیرون

28:20.834 --> 28:23.402
ـ بیرون
ـ آخه این ... باشه. خیله خب

28:23.437 --> 28:25.304
باشه

28:27.107 --> 28:30.976
بیا. بشین
شام زود آماده میشه

28:31.011 --> 28:32.411
ـ سگ رو بگیر
ـ چرا؟

28:32.445 --> 28:34.447
فقط بگیرش

28:35.782 --> 28:38.283
چند دقیقه دیگه حاضر میشه

28:47.359 --> 28:51.796
!اوه، جو فرایدی
!سگ بد

28:51.830 --> 28:53.264
اوه، گوشت بریونی رو ببین
جین

28:55.200 --> 28:58.970
ـ معلومه عاشق گوشت بریونیه
ـ خیلی با نمکه

29:01.273 --> 29:04.175
خب، مورا باید بریم از بیرون غذا بگیریم، درسته؟

29:04.210 --> 29:07.379
ـ آره. آره
ـ باشه. زود بر میگردیم

29:07.447 --> 29:10.782
اما شما دو تا باید بمونید
و حواستون به جو فرایدی باشه

29:10.817 --> 29:14.486
ـ چطور؟
ـ ممکنه خودشون با گوشت بریونی خفه کنه

29:16.255 --> 29:17.188
مجرای مریش کوچیکه

29:18.057 --> 29:19.824
ـ خدافظ
ـ خدافظ

29:22.562 --> 29:23.962
چیکار داری میکنی؟

29:23.996 --> 29:26.498
من چیکار دارم میکنم؟
خودت چیکار داری میکنی؟

29:26.566 --> 29:28.567
برو کنار

29:30.603 --> 29:32.438
جو فرایدی واقعا از تو خوشش میاد

29:32.506 --> 29:34.941
باشه، باشه
همین الان گفت جو فرایدی از تامی خوشش میاد

29:34.975 --> 29:37.910
خب، این خوبه
تعریف و تمجیدهای زبانی یه نوع پیش‌نوازی هست

29:37.978 --> 29:40.413
که بعدش منجر به آزاد شدن
دوپامین و اکسی توسین میشه

29:40.447 --> 29:44.117
اوه، مواد و اکسی توسین؟
پس شب باحالی دارن

29:44.151 --> 29:47.020
خب این همون حلقه‌س که اون بهت داده؟

29:47.054 --> 29:48.387
آهان

29:48.422 --> 29:50.456
درباره‌ی حلقه‌ش ازش پرسید

29:50.491 --> 29:52.358
فکر میکنی متوجه میشه اون یه زیرکونیای مکعبی‌ ـه؟

29:52.426 --> 29:54.994
فکر کنم متوجه میشه اندازه‌اش مثل یه دونه شن ـه

29:55.028 --> 29:56.629
حتما قیمتش 10 هزار تایی هست؟

29:56.663 --> 29:57.964
آره، متوجه شد

29:57.998 --> 30:02.402
ـ حداقل کار داره
!ـ اوه، پسر عمده فروش

30:02.470 --> 30:04.304
... خب، از پول جا به جا کردن مبل خواهرت

30:04.339 --> 30:08.142
خیلی بهتره
!که از روی دلسوزی بهت میده

30:08.177 --> 30:09.110
!ای وای

30:13.015 --> 30:17.518
واو، چه زود غذا گرفتید
... ببینید، متاسفم. من

30:17.552 --> 30:20.588
باید این کار رو تو جزیره گوام بکنیم
باید برم

30:22.658 --> 30:24.292
خیلی خوب پیش رفت

30:29.734 --> 30:31.068
... فرانکی بهم کمک کرد

30:31.103 --> 30:33.437
پایگاه اطلاعات گروه‌های تبهکاری
و سوابق کارمندا رو با هم چک کنم

30:33.504 --> 30:37.441
ـ خب دوست محل کار ایزابل رو پیدا کردی؟
ـ فکر کنم

30:37.508 --> 30:42.012
جوزی گارسیا
یکی از اعضای چهار گوشه

30:42.046 --> 30:44.114
به جرم ضرب و شتم شش بار دستگیر شده

30:44.182 --> 30:46.851
ـ چهار بار برای مواد مخدر
ـ چه دوست خوبی

30:46.918 --> 30:49.920
با ایزابل تو قسمت بسته بندی کار میکرده
دارم صورت مکالمات جوزی رو در میارم

30:49.955 --> 30:52.590
ببینم اگه به رفقای گروهش پیام داده
تا با هم ایزابل رو کتک بزنن

30:52.624 --> 30:54.458
باشه

30:54.526 --> 30:57.895
... اون ماده‌ای که فرانکی رو شلوار ایزابل پیدا کرد

30:57.929 --> 31:01.498
ـ موم شمع قرمز بوده
ـ اون از بودگا شمع خریده

31:02.067 --> 31:04.935
باید یه راهی پیدا کنیم تا از دست توت فرنگی خلاص بشیم

31:06.237 --> 31:08.939
مثل یه توطئه میمونه
من نمیخوام جزئش باشم

31:09.040 --> 31:11.041
میرم قهوه بگیرم
میخوای؟

31:11.076 --> 31:14.111
.نه ممنونم
"از شرش خلاص بشیم؟"

31:14.179 --> 31:16.780
مثل حرفای دختر رئیس تبهکارا میمونه

31:16.815 --> 31:20.818
که هستم. درباره‌ش فکر کن
همه یه نیمه‌ی تاریک دارن

31:20.919 --> 31:25.555
ـ ما از نیمه تاریک استوارت سوء استفاده میکنیم
ـ واقعا؟ حالا "نیمه تاریکش" چی هست؟

31:25.590 --> 31:28.125
از باسنش تو شرکت عمده فروشی کپی می‌گیره؟

31:28.159 --> 31:29.593
فکر نکنم این کافی باشه

31:30.762 --> 31:33.964
ـ نه، میدونم دستگیر نشده
ـ اوه، سابقه‌شو هم در آوردی

31:33.999 --> 31:35.800
از نفوذت سو‌ء استفاده کردی

31:35.834 --> 31:37.601
چرا صداتو پایین نمیاری، باشه؟

31:37.636 --> 31:41.105
آره، میخواستم بدونم وقتی یه مرد گُنده رو
... توت فرنگی صدا میکنن

31:41.139 --> 31:44.742
تا حالا به اتهام سو‌ء استفاده از بچه‌ها
یا ادرار کردن جلوی انظار عمومی بازداشت شده؟

31:44.777 --> 31:49.081
تنها نیمه‌ی تاریکی که توش دیدم
حلقه‌های دور چشمش ـه

31:50.050 --> 31:53.719
حلقه‌های سیاه زیر چشمش
استورات آلرژی شدید داره

31:53.753 --> 31:57.023
باشه، خب، ممنون
خیلی کمک کرد، مورا

31:57.057 --> 31:59.725
... اما فکر نمیکنم لیدیا یه خونه

31:59.760 --> 32:04.798
و بیمه‌ی درمانی و سگاش رو بیخیال بشه
... چون استوارت

32:05.065 --> 32:08.658
آلرژی داره
اوه، خدای من

32:09.770 --> 32:12.171
!ـ آلرژی
ـ آلرژی شدید

32:12.206 --> 32:13.773
... خودشه! این

32:13.807 --> 32:16.008
حکم گرفتیم
... پیامای جوزی رو دارم

32:16.343 --> 32:18.811
خب، الان به یه جایی رسیدیم

32:18.846 --> 32:22.549
... به تیئو
"همونیکه دوست داری، حامله‌س"

32:22.583 --> 32:24.150
زمانش نشون میده موقع ناهار بوده

32:24.185 --> 32:26.052
و این یارو تیئو جواب داده

32:26.086 --> 32:29.956
"کتکش بزن و خالکوبیش کن"
این یعنی چی؟

32:29.990 --> 32:32.225
میتونی لاتین بخونی
اما نمیدونی معنی این چیه؟

32:34.227 --> 32:38.263
تیئو وارلا سردسته‌ی گروه چهار گوشه‌س

32:38.298 --> 32:41.566
ـ آزادی مشروط داره
ـ پس تیئو ایزابل رو میخواسته

32:41.601 --> 32:45.837
ـ و جوزی این کار رو براش کرده
ـ درست به نظر میاد

32:45.872 --> 32:48.206
جوزی وقتی پیام تیئو رو گرفته
به دو تا از دوستاش پیام داده

32:48.241 --> 32:53.845
"پارتی جوهر، چهار، کورتز"
لاتین از این ساده‌تره

32:53.879 --> 32:57.115
نه، اونا نقشه کشیدن
... ایزابل رو تو خیابون کورتز غافلگیر کنن

32:58.117 --> 33:02.786
تا اینکه خودشو مثل یه توپ جمع کرد
این 4 یعنی ساعت چهار ... درست بعد از کار

33:02.821 --> 33:04.755
شاید تیئو کارشو تو کلیسا تموم کرده

33:04.789 --> 33:09.025
آره، ببین آزادی مشروط تیئو نظارت الکترونیکی هم داره

33:10.861 --> 33:12.995
آره، پابند الکترونیکی داره

33:13.029 --> 33:15.564
اما از روز جمعه تا یکشنبه از خونه بیرون نرفته

33:15.599 --> 33:17.800
پس این یعنی تیئو قاتل نیست

33:19.103 --> 33:21.204
بریم دیدن جوزی

33:21.238 --> 33:24.908
اشکال نداره اگه فرانکی هم بیاد؟
خیلی بهم کمک کرد

33:24.942 --> 33:27.352
آره
میتونه یه کم تمرین کنه

33:28.246 --> 33:31.248
خوب نگاه کن، جوزی

33:33.918 --> 33:37.888
ـ اون فکر میکرد تو دوستشی
ـ پس خنگ بوده

33:37.922 --> 33:40.823
اینقدر خنگ بوده که بهت گفته حامله‌س

33:40.858 --> 33:44.727
ما این بلا رو سرش نیاوردیم
براش خالکوبی کردیم. همین

33:44.795 --> 33:48.064
یه کم بیشتر
هر دو تا دستش رو شکستید

33:49.900 --> 33:51.634
عمدی نبود

33:51.735 --> 33:54.170
تیئو ازت خواست خالکوبیش کنی. چرا؟
اون میخواست با دختره رابطه داشته باشه؟

33:54.205 --> 33:58.375
رابطه"؟ نه"
دختره رو دید، فقط میخواست بکنتش

33:58.409 --> 34:02.747
ـ پس اون پدر بچه‌ش نبود؟
ـ نه. برای همین مجبور شدم به تیئو بگم

34:02.781 --> 34:05.383
... اون فکر کرد میتونه جدا بشه

34:05.450 --> 34:07.618
مجبور نباشه جزئی از گروه چهار گوشه باشه

34:07.653 --> 34:11.088
ـ میدونی پدر بچه کی بود؟
ـ یه پسر کالجی

34:11.123 --> 34:12.790
ـ اسمش چیه؟
ـ نمیدونم

34:12.824 --> 34:14.292
فکر کن، جوزی

34:16.161 --> 34:19.230
ـ هنوز مظنون به قتلی
ـ چی؟

34:22.902 --> 34:26.778
یه یارو که تو کلیسا باهاش آشنا شده بود
فقط همینو میدونم

34:29.843 --> 34:33.646
جین یه چیزایی در مورد گرفتاریه تامی بهم گفت

34:33.680 --> 34:36.982
آره. نمیتونم تصورم کنم بچه رو از دست بدیم

34:39.019 --> 34:41.686
اون مادر دختریه که تو کلیسا پیدا کردیم

34:41.721 --> 34:43.521
خانم والدز؟

34:44.857 --> 34:45.957
صبح بخیر

34:45.992 --> 34:51.343
گروهبان، یه چیزی تو کمد دخترم پیدا کردم

34:52.832 --> 34:55.033
این بچه‌ی شماست؟

34:55.067 --> 35:01.140
اوه، خدای من. نه
این نوه‌ام ـه

35:02.174 --> 35:05.011
من هیچ وقت نوه‌دار نمیشم

35:05.045 --> 35:08.681
میخوای یه چیزی برات بگیرم؟
یه فنجون قهوه؟

35:11.151 --> 35:13.486
نه، نه. ممنون

35:13.521 --> 35:19.125
گروهبان، لطفا، این تو رو ببینید
نمیدونم یعنی چی

35:21.896 --> 35:25.265
ـ کالج بریتمور
ـ میدونید ماله کیه؟

35:25.333 --> 35:27.401
ممکنه

35:29.470 --> 35:33.073
بچه باغبون کلیسا
ساموئل مورالس، اون میره کالج بریتمور

35:33.174 --> 35:34.408
دارم بررسیش میکنم

35:34.875 --> 35:36.910
سابقه دستگیری نداره

35:36.944 --> 35:38.778
صورت مکالمات و کارت اعتباریشُ در میارم

35:38.846 --> 35:42.015
با جین میرم
میاریمش اینجا

35:42.050 --> 35:45.285
ساموئل، آمارت درست اینجاست

35:45.319 --> 35:48.455
روز شنبه سوار قطار ساعت 6 عصر
نیو هیون به بوستون شدی

35:48.523 --> 35:51.158
... بعد از اینکه ایزابل با اون تلفنی که براش خریده بودی

35:51.192 --> 35:52.926
بهت زنگ زد، اومدی بوستون، نه؟

35:52.961 --> 35:55.462
ایزابل به یه گروه ملحق شده بود؟
با کس دیگه‌ای آشنا شده بود؟

35:55.496 --> 35:58.065
ـ باعث شد حسودیت بشه، سم؟
ـ ساموئل تو گروه خاصی نبود

35:58.099 --> 36:02.102
باید با من می‌اومد بریتمور

36:02.137 --> 36:05.840
دختر باهوشی بود

36:07.542 --> 36:11.845
اونا خالکوبیش کردن
چون اون نمیخواست عضوی از گروه چهار گوشه باشه

36:14.883 --> 36:18.319
ـ کِی تاتوی ایزابل رو دیدی؟
ـ تو کلیسا

36:18.354 --> 36:22.090
ـ اونجا باهاش آشنا شدم
ـ چرا اونو کُشتی، ساموئل؟

36:22.158 --> 36:24.626
... پدرم بهم گفت نباید کسی منو با اون ببینه

36:24.994 --> 36:28.030
یا دار و دسته‌ی گروه چهار گوشه هر جفتمون رو می‌کُشن

36:30.100 --> 36:34.438
ایزابل رو گذاشتم تو کلیسا و رفتم
چرا همچین کردم؟

36:34.472 --> 36:38.430
ـ وقتی خفه‌ش کردی ولش کردی رفتی؟
ـ پدرم گفت خودش یه کاریش میکنه

36:41.079 --> 36:43.981
میخوام با پدر کرولی صحبت کنم

36:44.016 --> 36:47.418
!از اینجا برید بیرون
!میخوام با پدر کرولی حرف بزنم

36:48.587 --> 36:50.488
باشه

36:52.424 --> 36:54.459
فکر میکنم اون میخواد اعتراف کنه

36:54.493 --> 36:58.997
،حتی اگه اعتراف کنه
قابل قبول نیست چون من نمیتونم شهادت بدم

36:59.098 --> 37:01.300
فهمیدم، پدر
اما شاید وقتی با شما حرف بزنه، با ما هم حرف بزنه

37:01.334 --> 37:03.102
اون اینجاست

37:04.438 --> 37:06.105
!فراست! کمکمون کن
باید بیاریمش پایین

37:08.476 --> 37:11.178
پدر، هنوز زنده‌س
آمبولانس خبر کنید

37:11.246 --> 37:13.948
هی! یکی آمبولانس خبر کنه

37:13.982 --> 37:15.582
!مواظب سرش باش

37:15.617 --> 37:17.851
یالا، ساموئل

37:17.919 --> 37:20.120
یالا، رفیق
زود باش، رفیق

37:22.112 --> 37:24.112
باشه. ممنون

37:24.113 --> 37:26.081
وضعیتش وخیمه اما زنده‌س

37:26.115 --> 37:28.583
ـ آسیب مغزی چی؟
... ـ میگن طوری نشده

37:28.618 --> 37:30.218
اما حنجره‌اش خیلی آسیب دیده

37:30.253 --> 37:33.021
لعنتی
به محض اینکه از بیمارستان مرخص بشه

37:33.055 --> 37:34.622
بخاطر کُشتن دوست دخترش دادگاهی میشه

37:37.159 --> 37:39.060
... چرا ساموئل گفت که پدرش اجازه نمیداد

37:39.095 --> 37:41.095
اون و ایزابل با اون گروه خیابونی دیده بشن؟

37:42.464 --> 37:44.466
فراست، میشه سوابق ماتئو مورالس رو چک کنی؟

37:44.533 --> 37:48.069
آره
... پدرش میدونست که اون گروه ایزابل رو میکُشه

37:48.137 --> 37:49.671
وقتی که یه عضوش مثل تیئو اونو صاحب بشه

37:49.705 --> 37:52.407
"آره. "گفته خودش درستش میکنه
یعنی چی؟

37:52.442 --> 37:58.012
،ماتئو مورالس، پدر سم
قبلا عضو گروه چهار گوشه بوده

38:10.493 --> 38:14.129
ـ تسبیح رو ببین
ـ اون اثرات زخم برای همین بوده

38:22.038 --> 38:27.542
مارگارت کورتنای مقدس
قدیس حامی مادران مجرد

38:29.078 --> 38:31.747
... ایزابل دست از سر ساموئل بر میداشت

38:31.815 --> 38:33.515
... و خودش از بچه‌شون نگه داری میکرد

38:33.550 --> 38:35.417
اگه فکر میکرد این کارش باعث میشه
ساموئل زندگی بهتری داشته باشه

38:35.485 --> 38:38.655
اما تو میدونستی که ساموئل ایزابل رو ول نمیکنه، نه؟

38:38.689 --> 38:42.325
به پسرت گفتی خودت درستش میکنی
... اون فکر کرد منظورت اینه که

38:42.360 --> 38:44.061
میخوای هوای اون و دوست دختر حامله‌ش رو داشته باشی

38:44.095 --> 38:46.497
... در عوض، این تسبیح رو پیچیدی دور گردن ایزابل

38:46.531 --> 38:49.433
و اون دختر 18 ساله رو خفه کردی

38:49.468 --> 38:52.170
ایزابل رو روی تسبیح پیدا کنیم  DNA شرط می‌بندم میتونیم

38:52.204 --> 38:56.507
ـ اون متعلق به اون گروه بود
ـ اون عضو هیچ گروهی نبود

38:56.541 --> 38:59.110
،وقتی مجبورش کردن
دیگه عضو اونا بود

39:00.090 --> 39:04.617
چاره‌ای نداشتم
اون دختر جزء اموال اونا بود

39:04.651 --> 39:08.320
،اگه پسرم با دختره میموند
اونا ممکن بود پسرم رو بکُشن

39:10.390 --> 39:13.359
به اتهام قتل ایزابل والدز بازداشتی

39:24.739 --> 39:27.440
واقعا لطف میکنی ازش مراقبت میکنی

39:27.475 --> 39:29.276
بیا اینجا، نی نی
!بیا اینجا

39:29.310 --> 39:31.178
... آره. نمیدونستم چطور خانم رو ببرم

39:31.246 --> 39:32.746
به مهمونی خدافظیم

39:32.814 --> 39:35.682
،سازمان میدونه چطور پارتی بگیره
اینو مطمئنم

39:35.717 --> 39:39.854
ـ تی.جی ! چه خبرا، رفیق؟
... ـ اوه. نه. من

39:39.888 --> 39:44.491
نمیتونم به حیوانات نزدیک بشم

39:44.526 --> 39:48.729
بیا. بگیرش

39:48.797 --> 39:53.567
ـ باید برم. باید برم
ـ وایسا. به سگا آلرژی داری؟

39:55.770 --> 40:00.207
ـ همه‌ی سگا؟
ـ دوش بگیر

40:00.241 --> 40:03.243
و بهم زنگ بزن

40:03.278 --> 40:04.344
!استوارت

40:09.351 --> 40:11.285
دوش بگیرم؟

40:12.254 --> 40:16.490
خب، میدونی، هنوز میتونیم مراقبش باشیم

40:16.558 --> 40:22.163
،آره، اگه میخوای بری جایی
یا کاری داری بکنی

40:22.230 --> 40:24.165
از پرستاری مجانی بچه استفاده کن

40:27.569 --> 40:30.838
... خب، نمیتونم برم به اون مهمونی پس

40:32.840 --> 40:34.541
میشه بریم قدم بزنیم؟

40:39.413 --> 40:42.882
آره، حتما
دوست دارم بریم

40:50.490 --> 40:52.191
ـ خوش بگذره
ـ خدافظ

40:52.225 --> 40:54.160
اون کیه؟ اون کیه؟

40:57.764 --> 41:00.600
،آره
بزن قدش، نی نی

41:00.634 --> 41:04.303
نمیخوای با اون آدم عجیب غریب توت فرنگی‌ای باشی
نه

41:05.739 --> 41:09.208
چیکار کنیم اگه لیدیا
توت فرنگی رو بجای حیوون خانگی انتخاب کنه؟

41:09.242 --> 41:11.276
اینطوری عمه جین دوباره بد ذات میشه

41:11.310 --> 41:13.845
باید در مورد رفتار غیر قانونیت حرف بزنیم

41:14.480 --> 41:17.714
نه جلوی برادر زادم، مورا

41:16.749 --> 41:21.185
ـ بدش به من. من
ـ میتونم بغلت کنم؟

41:22.265 --> 41:24.186
.:: @bollbolljan_com ::.