﻿WEBVTT

00:00.630 --> 00:05.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:05.930 --> 00:09.180
کسي که توي قصر زندگي و
، به پادشاه حکمراني ميکنه

00:09.180 --> 00:12.450
. خون آشاميِ که خوراکِش خونِ آدميزادِ

00:12.450 --> 00:15.980
، انسان ها ، اونقدر که فکرميکني

00:15.980 --> 00:17.620
. ضعيف نيستن

00:17.620 --> 00:22.111
به مدت دويست سال از نقشه ي سري ـيي که
. روش نابود کردنِ "گي"ـو نشون ميده ، محافظت ميکرده

00:22.111 --> 00:26.750
جزئياتِ اون نقشه ي سِريُ
. توي دفترچه ي يادداشتَم نوشتم

00:26.750 --> 00:32.050
. خب همه ـشونو ميکُشم

00:32.050 --> 00:34.870
، قدرتِ منو بگير و

00:34.870 --> 00:38.960
اونوقت ، تنها خون آشامي خواهي بود که
. ميتونه حريفِ " گي " باشه

00:38.960 --> 00:43.870
کتابِ " تمايلِ پدر و پسر " که نوشته ي
دانشجوي شهواني " هست ، درواقع داستانِ مرگِ "
. وليعهد "سادونگ"ـه

00:43.870 --> 00:48.350
تبديلِ وليعهد " سادونگ " به يک خيانتکار که
، درواقع ميتونست پادشاهِ خوبي براي مردم باشه

00:48.350 --> 00:52.320
بدستِ يکي از مقام هاي سياسيِ چوسان و خودِ
. پادشاه که قدرت کورِش کرده بوده ، انجام گرفته بوده

00:52.320 --> 00:56.440
و 120 سال پيش هم ، درست
. مثل همين اتفاق ، صورت گرفته بوده

00:56.440 --> 01:00.080
، " اسم مستعارِ نويسندگيِ وليعهد " جونگيون
. . دانشجوي شهواني " بوده و "

01:00.080 --> 01:04.990
اين شخص ، به قطع يا وليعهد رو ميشناخته و
. يا دفترچه ي يادداشتِ وليعهد ، پيشِ اونه

01:04.990 --> 01:07.360
اون کتابفروش ، دو روز پيش
. اينو جا گذاشته بود

01:07.360 --> 01:10.920
اين همون "داستان خون آشام"ـي هست که
، وليعهد " جونگهيون " به منظورِ اينکه

01:10.920 --> 01:13.310
براي همه برملا کنه که " گي " توي
. قصر زندگي ميکنه ، نوشته بوده

01:13.310 --> 01:17.850
تمام اين کتاب هاي 120 سال پيش کاملا سوزونده
. شدن و حتي يه دونه ـشَم به جا نمونده بود

01:18.310 --> 01:20.890
« قسمت سوم »

01:20.890 --> 01:22.940
، ارشد

01:23.820 --> 01:26.350
شما کي هستي ؟

01:27.220 --> 01:29.510
. . شما

01:29.510 --> 01:32.330
آدم نيستي ؟ . .

01:34.970 --> 01:37.180
. . خون آشام

01:49.111 --> 01:51.920
، چون اونو بعنوان طعمه ـت انتخاب کردي

01:51.920 --> 01:54.900
تا نتوني خونِشُ بخوري ، چاره اي
. جز اينکه دنبالِش باشي ، نداري

01:54.900 --> 01:57.300
. . اين

01:57.300 --> 02:00.420
. ذاتِ ما خون آشام هاس

02:56.830 --> 02:58.570
حالا چکار ميکنيد ؟

02:58.570 --> 03:03.630
داستان خون آشام"ـه وليعهد "جونگهيون"ـو که"
. مال 120 سال پيش هستُ الان داريد

03:03.630 --> 03:05.410
. . تو

03:05.410 --> 03:07.880
کي هستي ؟ . .

03:53.030 --> 03:56.230
، نميتونم بذارم خودش تنهايي

03:56.230 --> 03:59.370
. از همچين طعمه ي خوشمزه اي لذت ببره

05:03.870 --> 05:06.840
. ردِ خونُ گرفته

05:52.280 --> 05:54.370
يعني چي ؟

05:54.370 --> 05:57.500
به اين زودي کارِشُ تموم کردي ؟

06:41.780 --> 06:44.620
کيم سونگيول " ؟ "

06:58.330 --> 07:02.400
فقط يه کم ، خواهش ميکنم يه کم بيشتر
. طاقت بيار

07:20.740 --> 07:23.800
. . " بابا ، " دام

07:23.800 --> 07:26.490
. انگار دارم خفه ميشم

07:26.490 --> 07:29.470
. نميتونم نفس بکِشم

07:29.470 --> 07:32.050
. نه ، امکان نداره

07:32.760 --> 07:35.410
. . " دام "

07:35.410 --> 07:40.180
. نميتونم بميرم و پدرمو تنها بذارم

07:41.970 --> 07:44.060
. . اما

07:45.410 --> 07:48.920
. انگار دارم ميميرم

07:55.400 --> 07:57.550
. درسته

07:57.550 --> 07:59.720
. بايدَم همينطور باشه

08:00.540 --> 08:04.950
اگه قرار بود به اين راحتيا گير بيفته که
. ارزشِ 120 سال انتظار کِشيدنَم به هدر ميرفت

10:12.700 --> 10:14.170
. نمير

10:14.170 --> 10:21.340
هرطور شده بايد بفهمم که چطور تونستي
. کتابِ دست نوشته ي وليعهد "جونگهيون"ـو بدست بياري

10:28.900 --> 10:31.130
. . خواهش ميکنم

10:31.130 --> 10:33.340
! خواهش ميکنم

11:58.690 --> 12:02.320
براي چي از چاقوي مخصوص استفاده کرديد ؟
. . اون زخم به راحتي خوب نميشه

12:02.320 --> 12:04.540
. لباساشُ عوض کن

12:15.590 --> 12:19.860
اينجا چه خبره ؟

12:19.860 --> 12:24.350
تا چشمِت به خون نيفتاده و از حال نرفتي
. برو بيرون ؛ خودم بهش ميرسم

13:26.020 --> 13:28.560
« آرزوي پدر و پسر »

13:28.560 --> 13:30.920
. " کيم سونگيول "

13:31.820 --> 13:35.350
بخاطرِ " دانشجوي شهواني " خودتُ
نشون دادي ؟

13:37.430 --> 13:43.720
واقعا اين " دانشجوي شهواني " ، يادداشت هاي
وليعهد "سادونگ"ـو که مخفيشون کرده بودُ داره ؟

13:55.200 --> 13:59.960
« ده سال پيش »

13:59.960 --> 14:04.390
. . بهم آب بده

14:05.230 --> 14:08.150
کسي اونجا نيست ؟

14:30.620 --> 14:35.230
. بخور ؛ اين آخرين فرصتِت براي زنده موندنِه

14:49.420 --> 14:53.710
بهم بگو دفترچه يادداشتِ وليعهد
. جونگهيون " کجاست "

14:53.710 --> 14:58.730
. اگه بگي ، بهت رحم ميکنم

14:59.730 --> 15:06.950
من براي نجاتِ جونَم ، به پايِ
. تويِ هيولا نيفتم

15:06.950 --> 15:11.240
اونوقت که وليعهد "جونگهيون"ـو کُشتم ، اون
، نقشه ي سريُ از توي يادداشت هاش از بين بُردم

15:11.240 --> 15:17.660
درنتيجه ، ميدونم هيچ نقشه ي سري ـيي که
. بتونه منو بکُشه ، تو اين دنيا وجود نداره

15:18.720 --> 15:22.680
. نخير . . وجود داره

15:22.680 --> 15:33.050
من پيداش کردم . . اما ، تو هرگز نميتوني
. به اون نقشه ي سِري دست پيدا کني

15:33.920 --> 15:36.820
. حتي اگه بکُشيمَم ، نميتوني

15:52.770 --> 15:56.140
وليعهد " سادونگ " ، واقعا اون نقشه ي سريُ
پيدا کرده بوده ؟

15:56.140 --> 15:57.860
. نميدونم

15:57.860 --> 16:01.730
فقط با پيدا کردنِ دفترچه ي يادداشتِ که
. ميتونيم اينو بفهميم

16:01.730 --> 16:09.710
وسايلِ " يانگسون " دستِ "گي"ـه و به راحتي
. ميتوني بويِ اونو دنبال کنه و به شما برسه

16:10.590 --> 16:13.840
. پس اول بايد از اين بچه خلاص بشيم

16:13.840 --> 16:15.920
. نه

16:15.920 --> 16:21.360
تا نفهمم داستانِ دست نوشته ي وليعهد
، جونگهيون " چطور به دستِ اون رسيده "

16:21.360 --> 16:25.680
نه آسيبي بايد بهش برسه و
. نه جونِش در خطر بيفته

16:38.111 --> 16:40.540
. دوساعت گذشته

16:40.540 --> 16:44.410
. يانگسون " ديگه نمياد "

16:45.070 --> 16:47.930
. بهتره يه کم بيشتر صبر کنيم

16:49.170 --> 16:53.550
، فکرکردي کتاب هاي تصويريِ شهوت انگيز
به اين آسونيا درُس ميشن ؟

16:53.550 --> 16:57.240
هنوزم فکرميکنيد اون بچه ، "جين"ـه ؟

16:57.240 --> 17:01.660
چه شبيهِ هم باشن و چه نه ، امکان نداره
. اون ، " جين " باشه

17:02.390 --> 17:04.310
. خودمَم اينو ميدونم

17:04.990 --> 17:10.570
، بين تمام مَردايي که تاحالا ديدم

17:10.570 --> 17:14.020
هيچکس بينِشون نبود که شک کنم
. ممکنه " جين " باشه

18:03.850 --> 18:07.820
. اگه بيدار شدي ، بيا اينجا

18:18.330 --> 18:21.520
. تمامِ شبُ مريض بودي

18:22.190 --> 18:25.640
حالِت چطوره ؟

18:27.800 --> 18:32.780
هنوز ميتونم دردُ حس کنم ، اما ، هيچ
. اثري از زخم روي بدنَم نيست

18:33.820 --> 18:40.080
شما بودي که ديشب منو نجات دادي ، درسته ؟

18:40.080 --> 18:44.300
شما هم اون دخترُ ديدي ، درسته ؟

18:50.450 --> 18:52.460
دختر ؟

18:53.540 --> 18:58.200
فقط ديدم که زير بارون خيسِ آب
. شده بودي و از حال رفته بودي

18:58.200 --> 19:01.210
يعني چي ؟
واقعا خيالِ خودم بود ؟

19:01.210 --> 19:04.500
اما ، چطور ميشه همچين چيزيُ
پيش خودم تصور کرده باشم ؟

19:04.500 --> 19:10.570
ترسيدم که نکنه اگه بذارم همونجا بموني
، حيوونايِ وحشي بهت حمله ور بشن

19:10.570 --> 19:17.260
ببينم ، براي چي اون موقع شب
رفته بودي کوهستان ؟

19:17.260 --> 19:20.070
. تو راهِ اومدن پيشِ شما بودم

19:20.070 --> 19:23.830
ميخواست ازتون بپرسم که چرا
. دنبالِ " دانشجوي شهواني " هستيد

19:23.830 --> 19:27.050
اون پوستري که تو خيابون
. پخش کرده بودنُ خوندم

19:27.050 --> 19:34.600
چون نوشته هاي " دانشجوي شهواني " در دفاع
از وليعهد "سادونگ"ـه ، هرکسي که
. دنبال اون باشه رو دستگير کنن

19:34.600 --> 19:39.410
. خب ، من نميخوام يکي از اون آدما باشم

19:39.410 --> 19:45.730
با فروختنِ کتاباي اون ، خرجِ خانوادَمو درميارم ؛
حالا چطور ميتونم همچين کارِ بدي در حقِش بکنم ؟

19:47.170 --> 19:48.770
. نميتونم انجامِش بدم

19:48.770 --> 19:52.780
توانِ پيدا کردنِشُ داري و خودت
نميخواي برام پيداش کني ؟

19:52.780 --> 19:53.890
. منظورم اين نبود

19:53.890 --> 19:59.260
پس چرا کتاباشُ آورده بودي پيشِ من ؟

19:59.260 --> 20:01.250
. دارم کتابِ "داستان خون آشام"ـو ميگم

20:03.030 --> 20:05.020
اون دانشجوي شهواني که
، داستان خون آشام"ـو نوشته بوده"

20:05.020 --> 20:07.620
همون دانشجوي شهواني ـيي نيست که
. آرزوي پدر و پسر"ـو نوشته"

20:07.620 --> 20:11.080
درسته که اسم مستعارِ نويسندگيشون
، باهم يکيه ، اما ، جمله بندي هاشون باهم فرق داره

20:11.080 --> 20:13.760
داستان خون آشام " ، کتابِ قديمي ـييه که "
، صد سال پيش نوشته شده بوده

20:13.760 --> 20:16.860
، نميتونم "دانشجوي شهواني"ـو پيدا کنم

20:16.860 --> 20:20.300
اما ، بايد جوابِ خوبيتونو که
، جونَمو نجات داديدُ بهتون بدم

20:20.300 --> 20:22.010
براي همينم ، ارزشمندترين کتابَمو
. بهتون ميدم

20:22.010 --> 20:25.700
. فقط همين يه دونه ازش تو دنيا وجود داره

20:25.700 --> 20:27.240
. باشه

20:27.240 --> 20:28.880
. من که از مقام هاي دولتي نيستم

20:28.880 --> 20:32.400
. حتي ذره اي هم به سياست علاقمند نيستم

20:32.400 --> 20:36.300
فقط ميخواستم از توي نوشته هاي
، " دانشجوي شهواني "

20:36.300 --> 20:40.090
. يه ردي از دوستِ قديميم پيدا کنم

20:40.650 --> 20:42.580
، پس

20:42.580 --> 20:47.340
ميشه بهم بگي اون کتابِ داستانِ خون آشامُ
از کجا پيدا کردي ؟

20:47.340 --> 20:48.740
. البته که ميگم

20:48.740 --> 20:51.830
، من معمولا عاشقِ داستاناي خون آشامي هستم

20:51.830 --> 20:55.490
يکيُ ميشناسم که برام مثلِ خانوادَمِه و
. اينو توي کتابفروشيش داشت

20:55.490 --> 20:57.220
. همين پارسال بود که خريدمِش

20:57.220 --> 21:01.260
. جاي اين کتابفروشيُ به يکي از افرادَم بگو

21:01.260 --> 21:04.900
ميخوايد نوشته هاي وليعهد "جونگهيون"ـو
پيدا کنيد ؟

21:04.900 --> 21:07.640
، از قبل اين خواهشُ ازش کردم

21:07.640 --> 21:12.750
، اما ، چون مخفيانه کتاب ميفروشه

21:12.750 --> 21:16.180
. به کسايي که نميشناسه ، کتاباشُ نميفروشه

21:16.760 --> 21:19.740
. خودم تا اونجا همراهيتون ميکنم

21:22.120 --> 21:26.680
به محض روشن شدنِ هوا راه ميفتيم ؛
. تا ميتوني به خوبي استراحت کن

21:42.120 --> 21:44.510
نظرِت درموردِ رُمانِ سومَم چيه ؟

21:44.510 --> 21:50.300
همونطور که انتظارشم ميره ؛ فکر نکنم که اين داستان ؛
با اون اسمِ هنريِ " دانشجويِ شهوتي " تو ، نوشته بشه که
. نوشته بشه که بعدشم هدر بره و سر از سطل زباله دربياره

21:54.820 --> 21:55.580
« آرزوي پدر و پسر »

22:00.660 --> 22:03.590
. اعليحضرت ، اينکار خيانتِ

22:03.590 --> 22:06.900
با توجه به نحوه ي پخش شدنِ پوسترها
، بدستِ دانشجوي شهواني و گروهِش

22:06.900 --> 22:11.330
مشخصِ که اونها خائنيني هستن که از
. وليعهد "سادونگ"ـه خائن ، دفاع ميکنن

22:11.330 --> 22:13.020
لطفا هرچه زودتر حکم به دستگيريِ اين
. . دانشجوي شهواني رو بديد و

22:13.020 --> 22:18.800
يعني ازم ميخوايد وليعهد " لي يون " رو که
پسرِ " سادونگ " هستُ از وليعهدي برکنار کنم ؟

22:18.800 --> 22:20.450
. . اعليحضرت

22:20.023 --> 22:24.103
، متاسفم که اينو عرض ميکنم
. . اما ، اينکه پسرِ يه خائن

22:24.103 --> 22:29.743
تاج و تخت رو بدست بياره ، تنها نتيجه ـش . .
. قتل و کُشتار توي قصرِ

22:29.743 --> 22:31.993
به خودت جرئت ميدي که
روي حرفِ من ، حرف بزني ؟

22:31.993 --> 22:34.443
. . اما -
. نميخوام چيزي بشنوم -

22:34.443 --> 22:36.933
. شماها همگي يه مُشت احمقين

22:36.933 --> 22:42.853
پنج ساله که برنامه ي ساختِ يه قصرِ جديدُ
، دارم و هنوز ذره اي هم بهش نزديک نشديم

22:42.853 --> 22:46.383
، شماها فقط بلديد " نه " و " نميتونم " بگيد و

22:46.383 --> 22:48.813
. حرف از برکنار کردنِ وليعهد بزنيد

22:48.813 --> 22:52.843
اونوقت اسم خودتونو گذاشتيد
درباري هاي من ؟

22:52.843 --> 22:56.613
، اعليحضرت
. . عذر ميخوام که اينو ميگم ، اما

22:56.613 --> 23:00.303
براي ساختِ اين قصر جديد ، تمام
. بودجه هاي قصرُ خرج کرديم

23:00.303 --> 23:05.453
پس ، جنابِ وزير ، شما خودت
، بايد دست بکار بشي و

23:05.453 --> 23:08.803
همه رو مجبور کني که
. ذخيره هاي فاسدِشونو ، برملا کنن

23:10.493 --> 23:16.653
، اگه نتونم ساختِ قصرِ جديدُ تموم کنم
. اول تمام شماهارو ميکُشم

23:17.193 --> 23:19.393
، رئيسِ گروهِ محقق ها

23:19.893 --> 23:24.273
از امروز به بعد ، ساخت و سازِ
. قصرِ جديدُ شروع ميکنيد

23:24.273 --> 23:26.773
، خودم هم پيشرفتِ کارُ زير نظر دارم

23:26.773 --> 23:29.723
پس يادتون نره که از تمامِ وجودتون
. براي اينکار مايه بذاريد

23:29.723 --> 23:34.163
. بله ، هرطور که شما امر کنيد ؛ اعلحيضرت

23:35.103 --> 23:38.533
رفتارِ محتاطانه ي اعليحضرت
، اصلا قابل قبول نيست

23:38.533 --> 23:41.573
، پيشنهادِ من براي دستگيريِ دانشجوي شهواني

23:41.573 --> 23:44.423
، از طرفِ خودِ شما که بسيار دانا هستيد
. منشأ ميگيره

23:44.423 --> 23:48.153
اين شخصِ به اصطلاح پادشاه ، ذره اي
. به امنيتِ مردم ، هيچ اهميتي نميده

23:48.153 --> 23:50.013
تنها علاقمنديش ، کامل شدنِ ساخت و سازِ
، قصرِ جديد و

23:50.013 --> 23:53.193
. به تخت نشاندنِ وارثِ خونيش ، هست

23:53.193 --> 23:55.633
، خوبه همين ده سال پيش

23:55.633 --> 23:57.763
. " بهش ميگفتن " پادشاهِ دانا

23:57.763 --> 24:00.193
چطور شد که کارِش به اينجا کِشيد ؟

24:03.133 --> 24:05.833
حتما غم و اندوهِ بي اندازه اي
. بابتِ از دست دادنِ پسرِش داره

24:05.833 --> 24:08.483
. مرگِ ايشون کاملا به جا بود

24:08.483 --> 24:13.003
چطور تونست خيانت کنه و يادداشت هاي
وليعهد " جونگهيون " رو بدزده ؟

24:14.893 --> 24:17.893
. ميدونم که گفتيد اون نقشه رو از بين بُرديد

24:17.893 --> 24:21.203
، " کسي نميدونه که وليعهد " سادونگ

24:21.203 --> 24:23.853
. با اون نوشته ها ، چکار کرده بوده

24:42.843 --> 24:46.573
، اگه اين مردُ پيدا کنم
. شايد بتونم "کيم سونگيول"ـو ببينم

24:47.713 --> 24:51.293
حالا که " کيم سونگيول " بخاطرِ
، چنين چيزي ، پيداش ميشه

24:51.293 --> 24:52.783
چطوره که يه طرحي از اون رو
. . پخش کنيم که

24:52.783 --> 24:54.573
. فراموشش کن

24:56.903 --> 25:00.823
هرطور شده ، خودم ميفهمم که
، کيم سونگيول " چه نقشه اي داره و "

25:00.823 --> 25:03.503
. به قطع ، همديگه رو بالاخره ميبينيم

25:04.413 --> 25:07.003
از رفتن به " هاسونگ " ، چه چيزايي
تونستي بفهمي ؟

25:07.003 --> 25:10.843
کسي اونجا هست که ادعا ميکنه پسرِ
. صاحبِ مرحومِ کاغذفروشي رو در پيونگ يانگ ديده بوده

25:10.843 --> 25:13.663
. چندنفرُ بفرستيد اونجا

25:13.663 --> 25:16.983
ممکنه اونجا کسايي باشن که
. دانشجوي شهواني " رو ديده باشه "

25:20.433 --> 25:23.763
اگه کتابفروشي خارج از شهر باشه ، يعني
. حداقل دوساعت ميکِشه به اونجا برسيد

25:23.763 --> 25:25.973
. . حالا که خورشيد کاملا بيرونِه

25:25.973 --> 25:27.343
. نميشه ، سرورم

25:27.343 --> 25:30.503
. من بجاي شما ميرم

25:33.513 --> 25:38.443
انتظار دارم که ناشرها تا امشب ، براي
. ساختنِ دايره المعارفِ " جونجو " ، به اينجا برسن

25:39.223 --> 25:43.673
به " سويانگ " توي درست کردنِ
. کتاب ها ، کمک کن

25:46.963 --> 25:49.713
. چه بويِ کتابي مياد

25:51.143 --> 25:55.383
مگه چندتا کتابِ با ارزشمند اينجا دارن که
حتي درِشُ هم زدن قفل کردن ؟

26:02.333 --> 26:04.603
آماده ي سفر هستي ؟

26:15.563 --> 26:20.623
چطوره که تمام لباس ها اينقدر
به شما ميان ؟

26:23.153 --> 26:28.173
. انگار شخصيتِ اصليِ يه داستان عاشقانه ـيد

26:29.923 --> 26:32.423
. ارشد ، صبر کن منم بيام

26:46.453 --> 26:49.583
با خودم ميگفتم که چرا جنگلُ
بجاي مسير عادي انتخاب کرديد ؛

26:49.583 --> 26:52.033
. واقعا که اينجا خيلي قشنگه

26:52.643 --> 26:55.203
. اگه بتونيم نيم ساعته برسيم ، خيلي خوبه

26:55.203 --> 27:00.053
با اينکه الان ظهرِ ، اما ، هيچ اشعه اي از
. خورشيد اينجا ديده نميشه ، چقدر ترسناک

27:00.053 --> 27:02.843
. تو تابستون حسابي حالِ آدمو جا مياره

27:07.373 --> 27:10.283
ببخشيد . . ارشد ؟

27:10.283 --> 27:12.333
. ممنون

27:13.753 --> 27:19.933
هم توي هايونگاک نجاتَم داديد و هم توي جنگل ؛
. واقعا که خيلي شرمندَم

27:19.943 --> 27:23.043
هنوز مطمئن نيستم که اتفاقِ توي جنگل
. واقعي بود يا نه

27:23.043 --> 27:27.963
اما ، شما کمکم کردي و
. شانس آوردم که سالم موندم

27:33.783 --> 27:36.583
چندوقته که مثل مَردا لباس ميپوشي ؟

27:42.643 --> 27:44.813
. تو تمام زندگيم اينطور بودم

27:44.813 --> 27:47.763
هيچوقت نبوده که مثل يه دختر
. زندگي کرده باشم

27:47.763 --> 27:51.853
اتفاقِ بدي برام افتاده بوده و
. هيچ خاطره اي از قبلِ ده سالگيم ندارم

27:51.853 --> 27:56.233
تونستم نجات پيدا کنم ، اما ، ميگن که
. بعدش سختي هاي زيادي کِشيدم

27:56.233 --> 27:57.953
تو همون زمان بوده که يه راهب
، از کنارَم رد شده و ميگفته که

27:57.953 --> 28:01.023
براي اينکه بتونم زنده بمونم ، بايد مثل يه پسر
. بزرگ بشم و اينطوري زندگيِ طولاني ـييَم دارم

28:01.023 --> 28:05.623
، بعد از اينکه لباس پسرونه تنَم کردن
. فرداي اون روز ، به خودم اومدم

28:05.623 --> 28:07.973
زندگيم اينطوره که
. مثلِ يه مَرد زندگي کنم

28:09.263 --> 28:12.413
برات سخت نيست ؟

28:13.163 --> 28:15.243
، اصلا

28:15.243 --> 28:17.983
بخاطرِ همينه که تونستم
. کاراي خيلي بيشتري انجام بدم

28:17.983 --> 28:22.233
اگه کارِ کتابفروشي بکنم ، ميتونم پول دربيارم و
. هرچقدر کتاب که ميخوام بخونم

28:22.853 --> 28:25.913
. واقعا کارَمو خيلي دوس دارم

28:27.203 --> 28:31.763
، با کتابايي که ميفروشم
. . به مردم ، شجاعت و اميد و

28:31.763 --> 28:37.053
، هدفي تو زندگي ميدم . .
. حس ميکنم کار واقعا خوبي دارم

28:37.053 --> 28:39.283
. زندگيِ خيلي خوبيَم دارم

28:39.283 --> 28:42.923
. حس ميکنم با اينکارا ، قلبَم پُر ميشه

28:51.113 --> 28:52.873
چون خوشگله ؟

29:00.353 --> 29:03.003
. منظورم اينه که قلبِ خوشگلي داري

29:22.273 --> 29:25.353
، شما که معمولا طرفِ شکار نميريد
. . براي چي

29:25.353 --> 29:29.073
حتي بعد از سرپيچي از دستورِ اعليحضرت . .
بازم اومديد بيرون ؟

29:29.803 --> 29:31.443
. من که نميدونم

29:31.443 --> 29:37.563
ناراحت شدم ؛ نزديک ترين دوستن حتي
. از حس و حالَم خبر نداره

29:38.173 --> 29:40.223
. چه زندگيِ پوچي دارم من

29:58.203 --> 30:02.753
براي جبرانِ رفتارهاي گُستاخانه و
، وظيفه نشناسانه اي که تو اين مدت داشتم

30:04.833 --> 30:08.093
. ميخوام يه هديه براي اعليحضرت ببرم

30:53.203 --> 30:57.853
. ببينيد چه خوشگله

30:57.853 --> 31:01.773
. هيچکدومِ اينارو نميتونيد تو چوسان پيدا کنيد

31:01.793 --> 31:06.023
اينا خودِ جنسَن ؛
! سلام

31:06.043 --> 31:08.963
. رسيديم ، همينجاس

31:09.993 --> 31:11.663
آجوشي ؟

31:17.503 --> 31:20.643
يانگسون " ، چي شده اومدي اينطرفا ؟ "

31:20.683 --> 31:24.613
، اومدم يه چندتا چيز ازتون بخرم
. " شوهر وانگ به همراهِ يک نجيب زاده "

31:33.563 --> 31:35.263
. مراقب باش

31:36.083 --> 31:38.813
، اگه کتابي اينجا نباشه

31:38.813 --> 31:41.863
هيچ جاي چوسانَم که بريد
. نميتونيد پيداش کنيد

31:42.683 --> 31:47.323
آجوشي ، دفترچه يادداشتِ وليعهد "جونگهيون"ـو
که ازتون خواسته بودم چي شد ؟

31:47.353 --> 31:50.973
خيلي دنبالِش گشتم ، اما ، هيچ جا
. نتونستم پيداش کنم

31:50.993 --> 31:55.553
راستي ، اين وليعهد " جونگهيون " کيه ؟
وليعهدِ سلسله يِ مانچوئه ؟

31:58.693 --> 32:02.263
اگه من کتابيُ نشناسم ، بايد فرض کنيد که
. هيچ جاي ديگه نميتونيد پيداش کنيد

32:02.263 --> 32:05.543
هرجا ميخوايد بريد و
. دنبالِش بگرديد ، من که پيداش نکردم

32:07.823 --> 32:10.423
اين يارو کيه ديگه ؟

32:13.263 --> 32:15.113
. ميتوني بري

32:16.293 --> 32:21.263
نه ، اشکال نداره ؛ همينجا ميمونم و تو پيدا کردنِ
. دفترچه يادداشتِ وليعهد " جونگهيون " کمک ميکنم

32:21.283 --> 32:25.393
چون کتاباي زيادي اينجا هستن ، آجوشي
. هرازگاهي بعضي کتابارو گُم ميکنه

32:25.413 --> 32:28.553
. ارشد ، ميتوني بري به کارات برسي

32:39.733 --> 32:45.513
، تاحالا دوبار کمکَم کردي
. منم ميخوام کمکِتون کنم

32:46.063 --> 32:51.093
اگه اون دفترچه اينجا نباشه ، ميرم تمامِ
. چوسانُ دنبالِش بگردم

32:51.113 --> 32:55.543
حتي يه موردَم نداشتم که مشتريم
. چيزي خواسته باشه و من پيداش نکرده باشم

33:00.853 --> 33:05.983
ممنون ، اما ، دوست دارم خودم تنهايي
. دنبالِش بگردم ؛ پس برو

33:06.803 --> 33:10.213
چطوري ميخواي تنهايي بين اين همه
کتابُ دنبالِش بگردي ؟

33:12.423 --> 33:17.783
. پس . . رفع زحمت ميکنم

33:33.513 --> 33:36.513
يعني برم کمکِش ؟

34:18.453 --> 34:24.633
قرارِه بارون بياد ؟ با ارشد که ميومديم
مسير کوتاه تر بود ، حالا چرا اينقدر طولاني تر شده ؟

34:46.803 --> 34:50.383
. نه ، امکان نداره خون آشام بوده باشه

34:53.233 --> 34:55.503
. خواب و خيال بود

35:38.903 --> 35:40.533
. چيزي نيست

35:48.583 --> 35:52.363
. يکي . . يکي دنبالَم بود

36:29.173 --> 36:33.263
. همينجا بمون

36:33.263 --> 36:36.463
. ميرم يه نگاهي بندازم

36:36.493 --> 36:40.093
. ارشد ، خطرناکِه . . نرو

37:02.603 --> 37:06.473
بگو ببينم ، براي کي کار ميکني ؟

37:08.773 --> 37:12.133
. خواهش ميکنم ، خواهش ميکنم بذار برم

37:12.133 --> 37:16.263
فقط دستورِ بانو "سويانگ"ـو
. انجام ميدادم

37:16.653 --> 37:18.123
چي ؟

37:35.563 --> 37:38.413
از هيچي نميترسي ؟

37:38.443 --> 37:42.623
آخه وقتي نميدوني طرف کيه ، چرا ميري دنبالِش ؟
اگه اتفاقي برات ميفتاد چي ؟

37:43.723 --> 37:49.533
چيه ؟ لابُد فکرکردي خون آشام دنبالِت افتاده ؟

37:50.843 --> 37:55.043
. . نه ، اينطور نيست ، اما

37:55.043 --> 38:00.123
. . جنگل جاي خطرناکيه

38:07.823 --> 38:12.593
اين گردنبندِ زالزاکِ چينيِ ، حيووناي وحشي
، به شدت از بوي اين گياه متنفرَن

38:43.403 --> 38:47.723
، اگه اينو به گردنِت نگه داري

38:47.723 --> 38:53.533
ديگه حيووناي وحشي و اون خون آشامي که
. خودت ميگي ، دنبالِت نميفتن

38:59.623 --> 39:02.593
. مطمئنم جاي پاي آدم بود

39:03.993 --> 39:07.113
راستي ، تمام کتابارو گشتي ؟

39:07.113 --> 39:09.553
چطور اينقدر سريع خودتُ رسوندي ؟

39:12.763 --> 39:15.793
بايد به يه کارايي برسم ؛
. زودتر ميرم

39:20.573 --> 39:23.633
ابري تو آسمون نيست ، فکرکنم
. از اين بارون هاي کوتاهِه

41:22.813 --> 41:27.143
زخمي که روي شونه ي چپِته ، چيه ؟

41:27.143 --> 41:29.833
از کجا زخمَمو ديدي ؟

41:33.173 --> 41:36.623
اوندفعه که داشتي لباساتُ عوض ميکردي
. ديدمِش

41:41.793 --> 41:45.443
گفته بودم که ، بچه که بودم ، اتفاقِ بدي
، برام ميفته

41:45.443 --> 41:51.803
يه سگِ وحشي گازَم ميگيره ، پدرم هم با آهن
. داغِش ميکنه که عفونت نکنه

41:53.533 --> 41:56.723
تو انگار داستاناي زيادي
با جونوراي وحشي داري ، نه ؟

42:07.863 --> 42:10.183
. آره فکرکنم

42:11.013 --> 42:15.963
با وجودِ اين گردنبندي که بهم دادي ، ديگه
. به تورِ همچين چيزايي نميخورم

42:30.523 --> 42:33.633
. ارشد ، اول بايد تشنگيمونو برطرف کنيم

43:31.273 --> 43:36.083
، حالا ديگه خيالِ همه چي به سرَم ميزنه
. . آخه چطور ميشه تو آب

43:46.043 --> 43:48.663
، هم تو آب همديگه رو بوسيديم و

43:48.663 --> 43:51.583
. هم تو خواب و خيالَم ؛ واقعا که

43:53.783 --> 43:59.603
خودشه ، بالاخره تمايلَم به خواباي شهوت انگيز
. بيدار شده

44:04.003 --> 44:08.893
. حالا اين شهوتِ شيطاني داره ميرسه به مُخَم

44:18.743 --> 44:21.893
. ارشد ! صبر کن باهم بريم

44:42.863 --> 44:44.163
چندتا تير زدم ؟

44:44.163 --> 44:47.393
. اين پنجاهمين و آخرين تير بود

44:47.393 --> 44:51.183
. اعليحضرت ، لطفا ديگه تمومِش کنيد

44:51.183 --> 44:56.763
چطور ميتونيد يکي از مردمُ هدفِ
تمرينِ تير زدنِتون کنيد ؟

44:57.993 --> 45:00.643
. اينکه اولين بار نيست

45:00.643 --> 45:06.133
حتي وليعهد " سادونگ " هم
. از انجام چنين کارهايي لذت ميبرده

45:06.133 --> 45:11.233
! پادشاه وارد ميشوند

45:14.623 --> 45:19.133
پس ميخواي اينو بفهمي ؟

45:19.953 --> 45:23.763
ميخواي بفهمي چه اتفاقي براي
وليعهد " سادونگ " افتاده بوده ؟

45:23.763 --> 45:27.513
تو يه چاه گير افتاده بود و
. از گرسنگي جونِشُ از دست داد

45:29.063 --> 45:35.593
وليعهد ، چرا حرفِ وليعهد "سادونگ"ـو
زديد و باعثِ ناراحتيِ پادشاه شديد ؟

45:35.593 --> 45:38.333
. حتي شنيدنِش براي ما هم دردناکِه

45:38.333 --> 45:42.543
مثل اينکه وليعهد ، به شدت به فکرِ
. وليعهدِ سابق ، " سادونگ " هستن

45:42.543 --> 45:45.883
درسته ، ميخواي تو هم همچين تاواني پس بدي ؟

45:45.883 --> 45:55.183
نه بعنوانِ وليعهد ، بلکه بعنوان کسي که ميخواد
، خودشُ از وليعهد " سادونگ " جدا کنه ، اينجا ايستادم

46:12.653 --> 46:16.683
اين شخص ، جاسوسي هست که
. در سه ماه گذاشته ، دنبالِ من بوده

46:16.683 --> 46:23.083
تک تکِ حرکاتم به شما گزارش داده ميشده و
، کسي که اين گزارش رو براي شما ميفرستاده

46:24.023 --> 46:29.363
، و پشتِ اين جاسوس هست
. الان اينجا کنارِمونه

46:32.733 --> 46:36.413
حرف هاي تو که نميتونه به تنهايي
. دليلِ گناهکار بودنِ اين شخص باشه

46:36.413 --> 46:39.633
از اين جاسوس اعتراف گرفتي ؟

46:41.613 --> 46:43.743
، درهرصورت ، جونِتُ از دست ميدي

46:43.743 --> 46:47.143
، اگه کسايي که پشتِت هستنُ لو بدي
. اونا ميکُشنِت

46:47.143 --> 46:51.723
. اگرم چيزي نگي ، من نجاتِت نميدم

47:04.833 --> 47:10.123
خانوادَت به زودي به جاي امني بُرده ميشن ؛

47:10.123 --> 47:14.433
اونايي که پشتِت هستن ، خانوادتُ هم ميکُشن ؛

47:14.433 --> 47:16.783
. اما ، من نميکُشمِشون

47:16.783 --> 47:20.063
از خانوادَت محافظت ميکنم ؛

47:20.063 --> 47:22.463
. بهت قول ميدم

47:27.003 --> 47:29.003
. . اونا

47:30.463 --> 47:34.123
. به دستورِ وزير اينکارو انجام دادم

47:34.123 --> 47:39.413
، اعليحضرت ، درست نيست
. داره اتهام ميزنه

47:39.413 --> 47:46.903
دستوراتِ مخفي از طرفِ وزير بهم داده ميشدن و مدارکي
. که تا به الان جمع کردمُ ، زيرِ زمينِ خونه ـم مخفي کردم

47:46.903 --> 47:55.583
اعليحضرت ؛ لطفا وزير " لي پيلجو " رو از
. مقامِش برکنار و به مجازاتِ درخورِش برسونيد

47:55.583 --> 48:01.493
، خودم شخصا ازش بازجويي ميکنم
. وزير و افرادش رو فورا بگيريد

48:01.493 --> 48:02.643
. اطاعت ميشه ، اعليحضرت

48:02.643 --> 48:05.123
. اعليحضرت ، خواهش ميکنم نظرِتونوعوض کنيد

48:05.123 --> 48:07.243
. تمامِ اينها اتهامي بيش نيست

48:07.243 --> 48:09.503
. دارن دروغ ميگن ، اعليحضرت

48:09.503 --> 48:12.913
! اعليحضرت

48:20.183 --> 48:23.663
چرا يه قاتل فرستاده بودي ؟

48:23.663 --> 48:27.203
چرا ميخواستي "جو يانگسون"ـو
بي اجازه ي من بکُشي ؟

48:27.203 --> 48:32.613
نميتونستم بشينم و ببينم که خودتونو
. تو خطر ميندازيد

48:32.613 --> 48:36.083
بنظر ميرسه کيفِ " جو يانگسون " ، دستِ
. گي " باشه "

48:36.083 --> 48:40.473
بهش يه جعبه يِ با رايحه يِ زالزالکِ چيني
. دادم که ردِ بوشُ از بين ببره

48:40.473 --> 48:45.183
اون بچه ، به دردبخورترين کتابفروشيِ که
. تاحالا ديدم

48:45.183 --> 48:51.713
تا وقتي که بتونم يادداشت هايِ وليعهد "جونگهيون"ـو
، پيدا کنم ، اونو بعنوان کتابفروشِ شخصيم نگه ميدارم
. گفتم که بدوني

48:51.713 --> 48:55.093
نکنه ، عشقِ اون دختر پا تو قلبِتون گذاشته ؟

48:55.093 --> 48:59.893
، نسبت به اون اربابي که ميشناختم
. از زمين تا آسمون عوض شديد

48:59.893 --> 49:02.863
. . هم اتفاقِ هايانگوک و هم اون شب که شما

49:02.863 --> 49:04.893
. تمومِش کن

49:05.733 --> 49:11.013
يعني زندگيِ من اينقدر بي ارزشِ که
يه زن بتونه منطقِ منو زير سوال ببره ؟

49:11.013 --> 49:16.143
تا کِي . . ميخواي بگي که
تو براي من مثلِ يه زن هستي ؟

49:16.143 --> 49:21.713
يعني احساساتِ منو فقط به چشمِ
حسادت ميبينيد ؟

49:22.643 --> 49:27.973
. ميتونم بخاطرِ شما زندگيمو بندازم دور

49:27.973 --> 49:29.403
. . اگه براي امنيتِ شما باشه

49:29.403 --> 49:32.583
. . حتي بيشتر از اون حاضرَم که زندگيمو

49:32.583 --> 49:38.473
مگه نگفته بودم که اولويتَم پيدا کردنِ
يادداشتِ وليعهد "جونگهيون"ـه که بتونم باهاش
گي " رو براي هميشه نابود کنم ؟ "

49:38.473 --> 49:46.763
که بتونم به اين زندگيِ شيطاني که
توش تمايل به خونِ آدميزاد دارم ، پايان بدم ؟

49:53.583 --> 49:57.233
، جو يانگسون " ، تو و "هوجين"ـو  "

49:58.243 --> 50:01.663
فقط بخاطرِ همين هدف هست که
. کنارَم نگه داشتم

50:01.663 --> 50:06.533
اگه چيزي فراتر از اين ميخواي ، پس
. فورا ميتوني منو ترک کني

50:14.673 --> 50:16.613
. . اِي ريزه ميزه يِ

50:16.613 --> 50:18.143
. " ماکسون "

50:18.143 --> 50:19.953
. فورا معذرت خواهي کن

50:19.953 --> 50:24.383
از اينکه پدر و خواهرَمو به اين روز
. انداختي ، معذرت خواهي کن

50:24.383 --> 50:26.113
ميخواستي ديگه چکار کنم ؟

50:26.113 --> 50:30.113
براي اينکه بتونم پولَمو ازت پس بگيرم ؛
. اگه مجبور بشم ، خواهرتُ هم ميفروشم

50:30.113 --> 50:36.453
و هرچقدرَم که بابتِش ناراحت باشي ؛
. نبايد مُشتِتُ واسَم رو کني

50:38.503 --> 50:40.933
. از کوهستانِ بزرگ رد شديد

50:48.563 --> 50:53.303
همين سبک زندگيِ شلوغ و
. پُر سر و صدا به دردِ من ميخوره

50:56.323 --> 50:59.813
. بريد ، همگي شرِتونو کم کنيد

50:59.813 --> 51:02.683
. بريد ، گورِتونو گُم کنيد

51:09.763 --> 51:12.923
چرا تاحالا همچين فکري
به ذهنم نرسيده بود !؟

51:16.033 --> 51:22.503
. . با اين صورتِ خوشگل و پوستِ نرم

51:24.403 --> 51:28.323
حتي اگرم پسر باشي ، باز ميتونم
. خوب پولي از فروشِت بدست بيارم

51:28.323 --> 51:29.903
مگه نه ، " ماکسون " ؟

51:29.903 --> 51:32.533
. آره ، همينطوره

51:43.003 --> 51:47.833
محقق هاي عزيز ، بنظر ميرسه
، همگي افرادِ سرشناسي باشيد

51:47.833 --> 51:50.383
. بهتره راهِتونو بگيريد و بريد

51:50.383 --> 51:55.553
آخه ما آدماي بي کلاسي هستيم و
. ممکنه يه چيزايي ببينيد که به مذاقِتون خوش نياد

51:55.553 --> 52:00.083
ارشد ، اينا آدمايي نيستن که
. باهاشون سر و کله بزنيد

52:00.133 --> 52:02.083
. بهتره بريد

52:05.403 --> 52:08.953
. نميتونم دوستَمو بذارم و برم

52:12.143 --> 52:16.983
اگه اينقدر دوستِ خوبيه ، پس بهتره
. بدهيِ دوستِتُ براش رديف کني

52:16.983 --> 52:21.283
آخه قرارِه به دويست نيانگ
. بفروشمِش بره

52:39.293 --> 52:41.433
. دويست نيانگِه

52:41.433 --> 52:46.373
با اين بدهيش پراخته شد و بهتره
. ديگه مزاحمِش نشيد

52:50.993 --> 52:58.083
، و به زودي بخاطرِ نزولي بودن
. روونه ي پليس و مجازات ميشي

52:59.923 --> 53:04.203
. واي ، چقدر ترسيدم

53:06.473 --> 53:13.653
دوستَمو ميبيني اونجاس ؟ اون نوه ي وزيرِ
. دستِ چپِ پادشاه و پروفسورِ هونگ مونکوانِه

53:13.653 --> 53:18.053
. همينطورم بهترين دوستِ وليعهدِ

53:22.053 --> 53:25.473
، اينطور فرض ميکنم که حرفَمو خوب فهميدي و

53:25.473 --> 53:27.953
. حالا ديگه ميرم

53:40.923 --> 53:43.143
زن داداش ؟

53:43.143 --> 53:44.243
حالا چکار کنيم ؟

53:44.243 --> 53:47.633
. تورو خدا به هوش بيا

53:47.633 --> 53:49.623
خيلي صدمه ديدي ؟

53:49.623 --> 53:50.993
. خوبم

53:56.243 --> 54:00.513
. آره ، امکان نداره که اون ، " جين " باشه

54:04.833 --> 54:06.033
. ممنون

54:06.033 --> 54:10.403
ازت دلخور شدم ، دوستا که لازم نيست
. باهم مودبانه حرف بزنن

54:11.293 --> 54:13.433
غافلگير شدي ؟

54:13.433 --> 54:16.683
تاحالا پنج باري ميشه که
. اينطوري به تورِ هم خورديم

54:17.523 --> 54:20.163
يعني فقط منم که تورو به چشمِ
دوستَم ميبينم ؟

54:20.163 --> 54:21.433
. . نه ، اينطور نيست

54:21.433 --> 54:26.053
تو که دوستَمي و همينطورم مسئولِ
، فروشِ کتاب هام هستيُ

54:26.053 --> 54:28.433
چطور ميتونستم وِل کنم و
بذارم و برم ؟

54:29.243 --> 54:32.193
. فکرنکنم محققِ خوبي ازم دربياد

54:32.193 --> 54:36.353
بنظرت حداقل ميتونم بعنوان
هنرمندِ کتاباي شهوت انگيز ، موفق بشم ؟

54:38.973 --> 54:42.043
. فورا وليعهدُ به قصر بياريد

54:42.043 --> 54:46.813
و بهش دستور بديد که
. دانشجوي شهواني " رو دستگير کنه "

54:48.313 --> 54:53.333
بنظرم نيازي نيست که نگرانِ کتابِ بدردنخوري
. مثلِ " آرزوي پدر و پسر " باشيد

54:53.333 --> 54:56.073
مگه چه فکري داريد که
اينقدر از گفتنِ اين حرف مطمئنيد ؟

54:56.073 --> 54:58.313
اگه الان گردنِتونو گاز بگيرم ، چکار ميکنيد ؟

54:58.353 --> 55:01.623
، لحظه اي که من بميرم
. . تک تکِ مردمِ شهر

55:01.623 --> 55:05.003
. همه چيُ درمورد خون آشام ها ميفهمن . .

55:05.003 --> 55:07.823
از قبل خودمو براي همه چيز
. آماده کردم

55:07.823 --> 55:09.723
حالا چکارا ميتوني بکني ؟

55:09.723 --> 55:12.323
. ميتونم بررسي کنم

55:12.323 --> 55:16.023
ميتونم درمورد کاري که
. وليعهد " سادونگ " کرده بوده ، تحقيق کنم

55:16.023 --> 55:19.193
، قبل از مُردنِش ، بهم گفته بود که

55:19.193 --> 55:22.713
بي اينکه کسي بفهمه ، دفترچه يادداشتِ
. وليعهد "جونگهيون"ـو مخفي کرده

55:22.713 --> 55:25.393
توي اون يادداشت ها ، نقشه ي سِري ـيي
. براي نابود کردنِ تو هست

55:25.393 --> 55:26.813
. هيچ نقشه ي سري ـيي درکار نيست

55:26.813 --> 55:30.383
خب ، پس چرا نميايي جلو و بکُشيم ؟

55:49.073 --> 55:52.943
اگه نتوني " دانشجوي شهواني " رو
. پيدا کني و برام بياري ، ميکُشمِت

55:52.943 --> 55:57.173
هم خودت و هم اون وليعهدِ با ارزشِتُ
. ميکُشم

56:37.263 --> 56:43.463
تا وقتي که اون نقشه ي سريُ پيدا نکنم ؛
. دست بردار نيستم

56:44.853 --> 56:48.753
هم خودت و هم خانوادَتُ ميکُشم و
. نسلِتُ نيست و نابود ميکنم

56:58.293 --> 57:00.683
. . " کيم سونگيول "

57:15.313 --> 57:18.473
. منو ببين ، چشماتُ باز کن

57:20.493 --> 57:25.153
من "کيم سونگيول"ـي هستم که قبلا به
. وليعهد " جونگهيون " خدمت ميکرده

57:29.193 --> 57:33.693
، توي يادداشت هاي وليعهد

57:35.023 --> 57:38.793
. اسمِتُ ديده بودم

57:40.003 --> 57:43.323
. . لطفا کمکم کن

57:44.343 --> 57:49.733
بگو نقشه ي سريِ نابود کردنِ
گي " کجاست ؟ "

57:49.733 --> 57:54.413
. . نقشه ي سِري

57:55.493 --> 57:57.423
. . نقشه ي سِري

58:00.353 --> 58:03.433
. . يه انسانِ

58:06.843 --> 58:10.603
. منو ببين . . چشماتُ باز کن

58:21.003 --> 58:25.423
يه . . آدمِه ؟

58:29.393 --> 58:31.483
. فقط يه کم بيشتر صبر کن

58:31.483 --> 58:35.563
حتما اون نقشه ي سريُ پيدا ميکنم و
. اونوقتِ که باهم روبرو ميشيم

58:40.793 --> 58:43.743
ارشد ؟
ارشد ؟

58:43.743 --> 58:46.143
ارشد ؟
. . يادداشتُ

58:46.143 --> 58:48.363
بالاخره دفترچه يادداشتِ
. وليعهد "جونگهيون"ـو پيدا کردم

58:48.363 --> 58:50.353
چي گفتي ؟

58:51.883 --> 58:54.433
دانشجوي شهواني " رو پيدا کردي ؟ "

58:54.433 --> 58:56.493
دانشجوي شهواني"ـو ؟"

58:56.493 --> 59:00.373
دانشجوي شهواني " ، همون کسيِ که "
. ميدونه يادداشت هاي وليعهد " جونگهيون " کجاست

59:00.373 --> 59:02.693
چون اسم مستعارِ نويسندگيِ
. . هردوشون باهم يکيه

59:02.693 --> 59:04.583
. " هوجين "

59:06.553 --> 59:09.163
، عذر ميخوام ، سرورم
. . آخه خوشحال بودم که

59:09.163 --> 59:10.613
. اسبُ آماده کن

59:10.613 --> 59:12.673
. شما که هنوز کاملا خوب نشديد

59:12.673 --> 59:14.323
. زودباش

59:37.223 --> 59:41.283
. ارشد ، بهتره امروزُ بيخيال بشيد

59:41.283 --> 59:44.163
. من اينجا منتظرِش ميمونم

59:44.943 --> 59:48.473
. حالم خوبه ، خودمَم منتظرِش ميمونم

01:01:04.123 --> 01:01:05.923
! " ميونگهي "

01:01:06.123 --> 01:01:27.923
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:01:28.503 --> 01:01:30.133
« . . آنچه خواهيد ديد »

01:01:30.853 --> 01:01:32.513
. تو زنده بودي

01:01:32.513 --> 01:01:36.033
. . چقدر ميخواستم اسمِتُ بلند فرياد بکِشم

01:01:36.913 --> 01:01:39.273
! " ميونگهي "

01:01:39.273 --> 01:01:43.593
. من ، اون آدم نيستم . . "جو يانگسونَ"ـم

01:01:43.593 --> 01:01:45.503
يه راهي براي نابود کردنِ " گي " هست ؟

01:01:45.503 --> 01:01:48.453
. بهتره بريد کنار

01:01:48.453 --> 01:01:52.163
بعنوانِ کتابفروشِ شخصيم ، ازت ميخوام که
. يادداشت هاي وليعهد "جونگهيون"ـو پيدا کني

01:01:52.163 --> 01:01:54.903
. خيلي نگرانِتون بودم ، ارشد

01:01:54.903 --> 01:01:59.093
براي اينکه احساسي داشته باشم ، اول
بايد حقِشُ داشته باشم !؟

01:01:59.903 --> 01:02:20.093
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.